پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 عط رها بیشت ر از حرف ها ج ذب م میکن د
فوریو گپ|چت فوریو گپ|گپ فوریو گپ اصلی
درخواست حذف اطلاعات

فوریو گپ|چت فوریو گپ|گپ فوریو گپ اصلی سی اس چت .چت جم اس سی چت ادرس جدید سی اس چت

زیبا,چت روم زیبا,چکلمات کلیدی مورد نیازیک ادمین برای چتروم

این کلمات معمولا تاثیر بسزایی در رتبه سایت شما دارند
سعی کرده ایم کلماتی را تایپ کنیم که از نظر گوگل اهمیت بالایی دارند

یک مقاله ارزشمند
اورداپ چت
چت اورداپ ال ا,ققنوس چت,چت ققنوس,چت روم ققنوس,عسل چت,چت عسل,چت روم عسلی ها,چت روم عسل,عسلناز چت,عسل ناز چت,ناز چت,میهن چت,چت میهن,میهن باران چت,باران چت,چت باران,چت روم باران,فریاد چت,اواز چت,یاهو چت,یاهو چت,چت روم یاهو,یاهو,چت روم اصفهانی ها,چت روماورداپ چت ها,چت روم تبریزی ها,چت روم مشهدی ها,چت روم خوزستانی ها,چت روم شمالی ها,چت روم اذری ها,چت روم ترک ها,سایت چت روم یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم جنوبی ها,چت روم یاهو چت,چت یاهو,چت روم یاهو,چت روم گفتگو,چتروم تورک ها,چت روم دختران,چت روم دخترونه,چت روم پسران,چت روم پسرونه,چت روم اذربایجانی ها,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم بوشهری ها,چت روم یزدی ها,سایت یاهو,یاهو چت,عضویت درچت روم یاهو,چت یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم رشتی ها,چت روم استقلالی ها,چت روم تصویری,چت روم پرسپلیسی ها,چت روم گلستانی ها,چت روم جدید,چت روم قزوینی ها,چت روم کرمانی ها,چت روم همدانی ها,چت روم گیلانی ها,چت روم کردستانی ها,چت روم مازندرانی ها,چت روم یاهو,چت روم قشمی ها,چت روم پربازدید یاهو,چت روم ایرانی یاهو,چت روم یاهو,چت یاهو در گوگل,چت روم اسان,چت روم,چت روم ایرانی,چت روم یاهو,چت یاهو,یاهو چت,چت روم ایرانی,چت فارسی یاهو,چت روم کردها,برنامه چت روم,برنامه چت یاهو مسنجر چت,چت روم,چت,چتروم,چت روم یاهو,یاهو چت,سئو چت روم,چت روم سئو,سئو چت,چت سئو,سئو چت روماورداپ چت ,چت روم یاهو,چت روم ایرانسلی ها,چت روم فارسی,سایت چت,سایت یاهو,یاهو چت,چت روم یاهو,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت, چت , چت روم , چتروم , چت روم یاهو , چت یاهو , یاهو چت , yahoo http://www.ordup.com/chat.php


کلمات کلیدی: چت یاهو,یاهو چت,چت روم,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم فارسی,یاهو چت,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت,چت یاهو,یاهو چت,گروپ چت,چت گروپ,چت روم گروپ,ال ا چت,چت روم ال ا,چت ال ا,ققنوس چت,چت ققنوس,چت روم ققنوس,عسل چت,چت عسل,چت روم عسلی ها,چت روم عسل,عسلناز چت,عسل ناز چت,ناز چت,میهن چت,چت میهن,میهن باران چت,باران چت,چت باران,چت روم باران,فریاد چت,اواز چت,یاهو چت,یاهو چت,چت روم یاهو,یاهو,چت روم اصفهانی ها,چت روم ها,چت روم تبریزی ها,چت روم مشهدی ها,چت روم خوزستانی ها,چت روم شمالی ها,چت روم اذری ها,چت روم ترک ها,سایت چت روم یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم جنوبی ها,چت روم یاهو چت,چت یاهو,چت روم یاهو,چت روم گفتگو,چتروم تورک ها,چت روم دختران,چت روم دخترونه,چت روم پسران,چت روم پسرونه,چت روم اذربایجانی ها,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم بوشهری ها,چت روم یزدی ها,سایت یاهو,یاهو چت,عضویت درچت روم یاهو,چت یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم رشتی ها,چت روم استقلالی ها,چت روم تصویری,چت روم پرسپلیسی ها,چت روم گلستانی ها,اورداپ چت چت روم جدید,چت روم قزوینی ها,چت روم کرمانی ها,چت روم همدانی ها,چت روم گیلانی ها,چت روم کردستانی ها,چت روم مازندرانی ها,چت روم یاهو,چت روم قشمی ها,چت روم پربازدید یاهو,چت روم ایرانی یاهو,چت روم یاهو,چت یاهو در گوگل,چت روم اسان,چت روم,چت روم ایرانی,چت روم یاهو,چت یاهو,یاهو چت,چت روم ایرانی,چت فارسی یاهو,چت روم کردها,برنامه چت روم,برنامه چت یاهو مسنجر چت,چت روم,چت,چتروم,چت روم یاهو,یاهو چت,سئو چت روم,چت روم سئو,سئو چت,چت سئو,سئو چت روم,چت روم یاهو,چت روم ایرانسلی ها,چت روم فارسی,سایت چت,سایت یاهو,یاهو چت,چت روم یاهو,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت, چت , چت روم , چتروم , چت روم یاهو , چت یاهو , یاهو چت , yahoo http://www.ordup.com/chat.php
چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...تبلیغاتx فکر برتر شماره پلاک خودروها در ایران از وبلاگ فکر برتر نیز دیدن فرمائید. پلاکهای ایران بترتیب حروف الفبا: استان آذربایجان شرقی شهر تبریز(مرکز استان): پلاک ایران 15سایر ای استان: پلاک ایران 25 – پلاک ایران 35 استان آذربایجان غربیشهر ارومیه (مرکز استان): پلاک ایران 17سایر ای استان: پلاک ایران 27 – پلاک ایران 37 استان اردبیلشهر اردبیل(مرکز استان): پلاک ایران 91سایر ای استان: پلاک ایران 91 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان اصفهانشهر اصفهان (مرکز استان): پلاک ایران 13سایر ای استان: پلاک ایران 23 و پلاک ایران 43 – پلاک ایران 53 استان ایلامشهر ایلام (مرکز استان): پلاک ایران 98سایر ای استان: پلاک ایران 98 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان بوشهرشهر بوشهر (مرکز استان): پلاک ایران 48سایر ای استان : پلاک ایران 58 استان تهرانشهر تهران (مرکز استان): پلاک ایران 11- پلاک ایران 22- پلاک ایران 33- پلاک ایران 44شهر کرج چت روم , چت فارسی چت روم دوستان چت , چت روم فارسی برای چت دوستی , چت روم گیلان , قوانین چت روم , چت روم شلوغ , چت روم سوما , چتروم فارسی پگاه چت , چت روم فارسی , چت چت روم چت روم فارسی , چت روم مهریز , چت روم الفت بزرگترین چت روم ایرانیان , ارم چت و شاتل وچتی ها چت روم سون , چتروم دلریز چت , چتروم شاد دختر پسر های , چت روم زیبا فلفل اورداپ چت چت , چت روم شلوغ فلفل چت , بهریتن و شاد ترین چتروم فارسی زبانان , چتروم مخفی , دلناز چت بهترین چت روم ایران
http://www.ordup.com/chat.php چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ... : پلاک ایران 68 شهر –پاکدشت و.. : پلاک ایران 78 استان چهار محال و بختیاریشهرکرد(مرکز استان): پلاک ایران 71سایر ای استان: پلاک ایران 81 استان اسان شهر مشهد (مرکز استان): پلاک ایران 12سایر ای اسان (شمالی و رضوی و جنوبی): پلاک ایران 32 و پلاک ایران 42 – پلاک ایران 52 استان خوزستانشهر اهواز (مرکز استان): پلاک ایران 14سایر ای استان: پلاک ایران 24 و پلاک ایران 34 استان زنجانشهر زنجان (مرکز استان): پلاک ایران 87سایر ای استان: پلاک ایران 97 استان سمنانشهر سمنان (مرکز استان): پلاک ایران 86سایر ای استان: پلاک ایران 96 استان سیستان و بلوچستانشهر زاهدان (مرکز استان): پلاک ایران 85سایر ای استان: پلاک ایران 95 چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , اورداپ چت چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ... استان فارسشهر شیراز (مرکز استان) : پلاک ایران 63سایر ای استان: پلاک ایران 73 – پلاک ایران 83اورداپ چت - پلاک ایران 93 استان قزوینشهر قزوین (مرکز استان): پلاک ایران 79سایر ای استان: پلاک ایران 89 استان قمشهر قم(مرکز استان): پلاک ایران 16سایر ای استان: پلاک ایران 26- پلاک ایران 36 استان کردستانشهر سنندج (مرکز استان): پلاک ایران 51سایر ای استان: اورداپ چت پلاک ایران 61 استان کرمان شهر کرمان(مرکز استان): پلاک ایران 45سایر ای استان: پلاک ایران 65- پلاک ایران 75 استان کرمانشاه شهر کرمانشاه (مرکز استان): پلاک ایران 19 سایر ای استان: http://www.ordup.com/chat.php پلاک ایران 29- پلاک ایران 39 استان ک لویه و بویر احمد شهر یاسوج (مرکز استان): پلاک ایران 49 سایر ای استان: پلاک ایران 49 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان گلستانشهر گرگان چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...(مرکز استان): پلاک ایران 59سایر ای استان: پلاک ایران 69 استان گیلانشهر رشت (مرکز استان):پلاک ایران 46سایر ای استان: پلاک ایران 56 - پلاک ایران 76 استان لرستانشهر م آباد (مرکز استان): پلاک ایران 31سایر ای استان : پلاک ایران 41 استان مازندرانشهر ساری (مرکز استان): پلاک ایران 62سایر ای استان : پلاک ایران 72 – پلاک ایران 82- پلاک ایران 92 استان هرمزگانشهر بندرعباس (مرکز استان): پلاک ایران 84سایر ای استان: اورداپ چت پلاک ایران 94 استان همدانشهر همدان (مرکز استان): پلاک ایران 18سایر ای استان: پلاک ایران 28- پلاک ایران 38 استان یزدشهر یزد (مرکز استان): پلاک ایران 54سایر ای استان: پلاک ایران 64- پلاک ایران 74 با تشکر از سایت پلاک ایران درباره بنام مهربان ترین مهربانانبه وبلاگ فکر برتر خوش آمدید. این وبلاگ در زمینه موفقیت و آموزش رازهای جهان هستی در زندگیستشاد و پایدار باشید×××برداشت مطالب وبلاگ با ذکر منبع از دید مدیریت وبلاگ بلامانع می باشد××× صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ http://www.ordup.com/chat.php
کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران

کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران. این بسته ، شامل: کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران می باشد. توصیه می کنیم حتما ببینید.


ضمیمه :
پلاک سری الف جهت خودرو های تی – ت جهت تا یرانی – ع جهت عمومی

———
تهران بزرگ :
11-22-33-44-55-66-77-88-99-10-20-30-40-50-60-70-80-90

مناطق شمال : 11 تمامی حروف

مناطق مرکزی 22 تمامی حروف

مناطق جنوب 33 تمامی حروف

——–
شهرستان های استان تهران :

شهر : کد 78 حرف (ب)
رباط کریم : کد 78 حرف (ج)
شهریار : کد 78 و حرف (د)
ورامین: کد 78 و حرف (س)
دماوند : کد 78 و حرف (ص)
ساوجبلاغ : کد 78 و حرف (ط)
فیروزکوه : کد 78 و حرف (ق)
پاکدشت : کد 78 و حرف(ل)
ری: کد 78 و حرف ( ن)
شمیرانات : کد 78 و حرف (و)

استان البرز

کرج: ۶۸ (تمامی حروف) – کد ۲۱ حرف (و) – کد ۲۱ حرف (ی)
نظراباد: کد ۷۸ حرف (م) – کد ۲۱ حرف (ص)
هشتگرد: کد ۲۱ حرف (ص) – کد ۷۸ حرف (ط)
طالقان: کد ۲۱ حرف (ص) – کد ۷۸ حرف (ط)
استان اذربایجان

ارومیه : کد 17 و تمامی حروف

شهرستان های استان اذربایجان غربی کد 27 و حروف :

خوی : (ب)
مهاباد (ج)
ماکو: (د)
سلماس : (س)
نقده : ( ص)
میاندواب : ( ط)
تکاب : (ق)
شاهین دژ : (ل)
سردشت : (م)
بوکان : (ن)
پیرانشهر : (و)
چالدران : (ه)
اشنویه : (ی)

استان مازندران :

کد ها : 62 و 72 و 82 و 92

——————–

مرکز استان ساری : کد 62 و تمامی حروف

——————-

کلیه شهرستان های استان مازندران کد 72 و

امل : (ب)
بابل : (ج)
تنکابن : (د)
رامسر : (س)
نوشهر : ( ص)
نور : ( ط)
بهشهر ( ق)
قاپم شهر ( ل)
بابلسر (م)
چالوس (ن)
محموداباد ( و)
نکاء (ه)
جویبار (ی)
سوادکوه (ب)

استان کرمانشاه :

کدهای عددی : 19 و 29 و 39

مرکز استان کرمانشاه : کد 19 و تمامی حروف

————

شهرستان های استان کد 29 و حروف های :

اباد غرب (ب)
گیلان غرب (ج)
س ل ذهاب (د)
پاوه (س)
کن ر (ص)
قصرشیرین (ط)
سنقر (ق)
جوانرود (ل)
صحنه (م)
هرسین (ن)
ثلاث باباجانی (و)

استان اذر بایجان شرقی

کد های عددی 15 و 25 و 35

مرکز استان تبریز کد 15 و تمامی حروف

——————

شهرستان ها

مراغه : کد 25 و حرف (ب)
مرند : کد 25 و حرف (ج)
میانه : کد 25 و حرف (د)
اهر : کد 25 و حرف (س)
سراب : کد 25 و حرف (ص)
جلفا : کد 25 و حرف (ط)
هشترود : کد 25 و حرف (ق)
بناب : کد 25 و حرف (ل) همون جایی که کباب هاش معروفه ها !!!
بستان اباد : کد 25 و حرف ( م)
شبستر : کد 25 و حرف (ن)
کلیبر : کد 25 و حرف (و)
هریس: کد 25 و حرف (ه)
اذر شهر : کد 25 و حرف (ی)
———-
اسکو : کد 35 و حرف (ب)
وزرقان کد 35 و حرف (ج)
عجب شیر : کد 35 و حرف (د)
چااویماق : کد 35 و حرف (س)
ملکان : کد 35 و حرف (ص)

استان اردبیل

کدهای عددی فقط 91

اردبیل : کد 91 و حروف ( ب – ج – د )

———–
پارس اباد : حرف ( س)
خلخال : حرف (ص)
گرمی : حرف (ط)
مشکین شهر : (ق)
بیله سوار : حرف (ل)
نیر : حرف (م)
نمین : حرف (ن)
کوثر : حرف (و)

استان کردستان

کدهای عددی 51 و 61

سنندج مرکز استان کد 51 و تمامی حروف

———
شهرستان های استان کد 61 و حروف :

سقز : حرف (ب)
بیجار : حرف (ج)
بانه : حرف (د)
قروه : حرف (س)
مریوان : حرف (ص)
دیواندره : حرف (ط)
کامیاران : حرف (ق)
سرواباد : حرف (ل)

استان زنجان کدهای 87 و 97

مرکز استان شهر زنجان : کد 87 و تمامی حروف

————–
شهرستان های استان کد 97 و حروف :

ابهر : حرف (ب)
خدابنده : حرف ( ج)
م دره : حرف (د)
ایجرود : حرف (س)
طارم : حرف (ص)
ماه نشاه : حرف (ط)

استان همدان

کدهای عددی 18 و 28 و 38

مرکز استان شهر همدان : کد 18 و تمامی حروف

——————-

شهرستان های استان کد 28 و حروف :

نهاوند : حرف (ب)
ملایر : حرف (ج)
تویسرکان : حرف (د)
کبودراهنگ : حرف (س)
رژن : حرف (ص)
بهار : حرف (ط)
اسد اباد : حرف (ق)

استان قزوین

کدهای عددی 79 و 89

مرکز استان شهر قزوین کد 79 و تمامی حروف

————-
شهرستان های استان کد 89 و حروف :

تا تان : حرف (ب)

بوپین زهرا : حرف (ج)

ک : حرف (د)

استان مرکزی

کدهاتی عددی 47 و 57 و 67

مرکز استان شهر اراک : کد 47 و تمامی حروف

———————
شهرستان های استان کد 57 و حروف

ساوه : حرف (ب)
خمین : حرف (ج)
محلات : حرف (د)
تفرش: حرف (س)
دلیجان : حرف (ص)
اشتیان : حرف (ط)
شازند : حرف (ق)
زرندیه : حرف (ل)
کمیجان : حرف(ن)

استان لرستان

کدهای عددی 31 و 41

مرکز استان شهر م اباد کد 31 و تمام حروف

————–

شهرستان های استان کد 41 و حروف :

بروجرد : حرف (ب)
الیگودرز : حرف (ج)
درور : حرف (د)
کوهدشت : حرف (س)
دلفان : حرف (ص)
ا : حرف (ط)
پل دختر : حرف (ق)
سلسله : حرف (ل)

استان ایلام
کدهای عددی 98

ایلام : کد 98 و حروف (ب – ج – د – س)

مهران کد 98 و حرف (ص)
دره شهر کد 98 و حرف ؛(ط)
دهلران : کد 98 و حرف (ق)
شیروان و چرداول : کد 98 و حرف (ل)
ایوان : کد 98 و حرف (م)
ابدانان : کد 98 و حرف (ن)

استان چهارمحال و بختیاری

کدهای عددی 71 و 81

مرکز استان شهرکرد : کد 71 و تمامی حروف

————

شهرستان های استان کد 81 و حروف :

بروجن : حرف (ب)
اردل : حرف (ج)
فارسان : حرف (د)
لردگان : حرف (س)
کوهرنگ : حرف (ص)

استان خوزستان

کدهای عددی 14 و 24 و 34

مرکز استان شهر اهواز : کد 14 و تمامی حروف

——————
کد 24 برای شهرستان های : و حرف :

آبادان و حرف (ب)
مشهر و حرف (ج)
دزفول و حرف (د)
بهبهان و حرف (س)
مسجد سلیمان و حرف (ص)
بندرماهشهر و حرف(ط)
دشت آزادگان و حرف (ق)
رامهرمز و حرف (ل)
مشک و حرف (م)
شوشتر و حرف (ن)
شوش و حرف (و)
شادگان . حرف (ه)
ایزه و حرف (ی)
————————–
کد 34 برای شهرستان های … حرف …

باغملک و حرف (ب)
امیدیه و حرف (ج)
هندیجان و حرف (د)
——————
شهرستان لاتی با کد 35 و حرف (س)

استان ک یلویه

کد عددی 49

یاسوج : کد 49 و حروف ( ب – ج – د – س)
گچساران : کد 49 و حرف (ص)
دهدشت : کد 49 و حرف (ط)
دنا : کد 49 وحرف (ق)

استان گیلان :

کد های 46 و 56 و 76

مرکز استان شهر رشت کد عددی 46 و تمامی حروف

———
کد 56 برای شهرستان های … و حرف ….

بندانزلی و حرف (ب)
لاهیجان و حرف (ج)
استارا و حرف (د)
طالش و حرف (س)
رودسر و حرف (ص)
ر.دبار و حرف (ط)
صومعه سرا و حرف (ق)
فومن و حرف (ل)
لنگرود و حرف (م)
رضوانشهر و حرف (ن)
املش و حرف (و)
ماسوله و حرف (ه)
شفت و حرف (ی)
——–
کد 76 برای شهرستان های … و حرف ..

سیا ل و حرف (ب)
استانه اشرفیه و حرف(ج)

استان گلستان
کدهای عددی 59 و 69

مرکز استان شهر گرگان کد عددی 59 و تمامی حروف

———
شهرستان های استان گلستان کد 69 و حروف :

گنبد : حرف(ب)

بندرترکمن : حرف(ج)

کردکوی : حرف(د)

علی آباد : حرف (س)

آزاذشهر : حرف(ص)

مینودشت : حرف (ط)

بندرگز: حرف (ق)

رامیان : حرف (ل)

اق قلا : حرف (م)

کلاله : حرف (ن)

استان قم !!!!!!!

بدون شهرستان

کد های عددی 16 و 26 و 36

شهر قم : کد عددی 16 و تمامی حروف

استان اصفهان

کدهای عددی 13 و 23 و 43 و 53

مرکز استان شهر اصفهان کد 13 و تمامی حروف

————
کد 23 برای شهرستان های .. و حروف …

کاشان و حرف (ب)
نجف آباد و حرف (ج)
شهرضا و حرف (د)
شهر و حرف (س)
گلپایگان و حرف (ص)
نطنز و حرف (ط)
اردستان و حرف (ق)
خوانسار . حرف (ل)
ناپین و حرف (م)
سمیرم و حرف (ن)
فریدونشهر و حرف (و)
فلاورجان و حرف (ه)
لنجان و حرف (ی)
—————————–
کد 43 برای شهرستان های .. و حروف ….

ف و حرف (ب)
مبارکه و حرف (ج)
برخوار و میمه و حرف(د)
اران و بیدگل و حرف (س)
تیران و کرون و حرف (ص)
چاودگان و حرف (ط)

استان یزد

کدهای عددی 54 و 64 و 74

مرکز استان شهر یزد کد عددی 54 و تمامی حروف

———————–

شهرستان های استان کد عددی 64 و حروف :

اردکان : حرف (ب)
تفت : حرف (ج)
میبد : حرف (د)
بافق : حرف (س)
مهریز : حرف (ص)
ابرکوه : حرف (ط)
طبس :حرف (ق)
خاتم : حرف (ل)
صدوق : حرف (م)

استان فارس
کد های عددی 63 و 73 و 83 و 93

مرکز استان شهر شیراز کد 63 و تمامی حروف

————

کد 73 برا ی شهرستان های … و حروف ….

جهرم و حرف (ب)
لارستان و حرف(ج)
داراب و حرف (د)
فسا و حرف (س)
کازرون و حرف (ص)
فیروز اباد و حرف (ط)
اباده و حرف (ق)
مرودشت و حرف (ل)
لامرد و حرف (م)
نیریز و حرف (ن)
استهبان و حرف (و)
اقلید و حرف (ه)
سپیدان و حرف (ی)

————-

کد 83 برای شهرستان های… و حروف ….

ممسنی و حرف (ب)
زریندشت و حرف (ج)
قیروکارزین و حرف (د)
مهر و حرف (س)
ارسنجان و حرف (ص)
مبید و حرف (ط)
بوانات و حرف (ق)
فراشبد و حرف (ل)

استان سمنان

کدهای 86 و 96

مرکز استان سمنان کد 86 و تمامی حروف

—————

شهرستان های استان کد 96 و حروف :

دامغان و حرف (ب)
شاهرود و حرف (ج)
گرمسار و حرف (د)

استان کرمان

کد های عددی 45 و 65 و 75

مرکز استان کد عددی 45 و تمامی حروف

—————

شهرستان های استان کد 65 و حروف ….

رفسنجان : حرف (ب)
بم: حرف (ج)
سیرجان : حرف (د)
بافت : حرف (س)
جیرفت : حرف (ص)
زرند : حرف (ط)
کهنوج : حرف (ق)
شهر بابک : حرف (ل)
بردسیر : حرف (م)
منوجان : حرف (ن)
عنبرآباد : حرف (و)
راور : حرف (ه)

استان اسان

کدهای عددی 12 و 32 و 42 و 52

مرکز استان مشهد کد 12 و تمامی حروف

————————
کد 32 برای شهرستان های ….. و حروف ….

نیشابور و حرف (ب)
سبزوار و حرف(ج)
بیرجند و حرف (د)
بجنورد و حرف (س)
تربت جام و حرف(ص)
قوچان و حرف (ط)
گناباد و حرف (ق)
تربت حیدریه و حرف (ل)
کاشمر و حرف (م)
قاءنات و حرف ( ن)
فردوس . حرف(و)
تایباد و حرف (ه)
نهبندان و حرف (ی)

———————-
کد 42 برای شهرستان های … وحروف ….

فریمان و حرف (ب)
شیروان و حرف (ج)
سرخس و حرف (د)
درگز و حرف (س)
خواف(ص)
چناران و حرف (ط)
اسفراین و حرف(ق)
برد و حرف (ل)
رشت خوار و حرف (م)
ج و حرف (ن)
ماند و سلمقان و حرف (و)
سربشیر و حرف (ه)
کلات و حرف (ی)

استان سیستان و بلوچستان

کدهای عددی 85 و 95

مرکز استان زاهدان کد 85 و تمامی حروف

——–
شهرستان های استان کد 95 و حروف :

زابل : حرف (ب)
ایرانشهر : حرف (ج)
خاش : حرف (د)
سراوان : حرف (س)
نیکشهر : حرف (ص)
سرباز : حرف (ط)
چابهار : حرف (ق)

استان بوشهر

کدهای عددی 48 و 58

مرکز استان بوشهر کد 48 و تمامی حروف

—————–

شهرستان های استان بوشهر کد 58 و حروف :

دشستان : حرف (ب)
گناوه:حرف(ج)
کنگان : حرف (د)
تنگستان : حرف (س)
دشتی : حرف (ص)
دیر: حرف (ط)
دیلم : حرف (ق)
جم : حرف (ل)

استان هرمزگان

کدهای عددی 84 و 94

مرکز استان بندر عباس کد 84 و تمامی حروف

————-

شهرستان های استان هرمزگان کد 94 و حروف

میناب : حرف (ب)

بندرلنگه : حرف ( ج)

رودان : حرف (د)

ابوموسی : حرف (س)

جاسک : حرف (ص)

بستک : حرف (ط)

حاجی اباد : حرف (ق)

قشم : حرف (ل)

بزرگترین چتروم دنیاتروم زیبا چت,زیبا گپ,فریال چت,چت فریال,چت روم فریال,چتروم فریال چت,وبلاگ و سایت فریال چت,گپ روم فریال گپ,فریال گپ,ادرس اصلی و جدید و قدیمی فریال چت,چت روم قشنگ,قشنگ چت,چت قشنگ,قشنگ گپ,زیبا چت,چت زیبا,چت روم زیبا,جذاب چت,ارور چت,چت ارور,اردر چت,چت اردر,اوردر چت,چت روم ارور,چتروم اردر, ,ارور گپ,اردر گپ,سایت وبلاگ چت روم ارور,ادرس جدید و اصلی و قدیمی چتروم اردر,چشمک چت,چت چشمک,چت روم چشمک,چتروم چشمک چت,سایت و وبلاگ چشمک چت,چشمک گپ,گپروم چشمک,هتل چت,چت هتل,چت روم هتل,چتروم هتل چت,سرافراز چت ,موشی چت,چت موشی,چت روم موشی,چتروم موشی چت,هتل گپ,موشی موشی چت,سایت و وبلاگ موشی چت,کلوب چت,چت کلوب,چت روم کلوب, ,چتروم کلوب چت,چت روم کلوب گپ,گپ روم کلوب چت,سایت و وبلاگ کلوب چت,گل یخ چت,یخی چت,یخ چت,گل یخی چت,یخ گل چت,یخی گپ,گل ناز چت,چت کرج,چت روم کرج,کرج چت,کرج گپ, karaj ,رادیو چت,رادیو گپ,چت رادیو,چت روم رادیو,گپ روم رادیو گپ, radio ,چتروم کرج چت,گپروم کرج گپ,موشی چت,چت موشی,آیناز چت,چت ایناز,بگو مگو چت,چت بگومگو,پی ام سی چت,چت پپسی,پی 30 گپ,نیناز چت,چت روم نیناز,موشی سایت,موشی بلاگ,چت روم ایران,ایران گپ,چت روم باران,باران چت,فارسی چت,چتروم فارسی,گپ روم,چت روم,فریال چت,چت فریال,شعله چت,چت شعله,هتل چت,چتروم هتل,کلوب چت,چت کلوب,سایت چت ,چت روم شلوغ,چت روم بزرگ,گپ تو گپ,یخی چت,چت یخی,یخ چت,گل یخ چت,ارور چت,چت ارور,اردر چت,چت روم اردر,تبادل لینک رایگان,مختلط چت,چت مختلط,ساناز چت,چت ساناز,چت روم ساناز,موشی بک لینک,بک لینک چت روم,طراحی چت روم,بهترین گروه طراجی چتروم,سئو چت روم,موشی کلوب,دوستی چت,چت دوستی,چت روم دوستی,چتروم دخترانه,دختر چت,وروجک چت,چت وروجک,چت روم وروجک,موش چت,چت موش,موش موشی چت,مموش چت,موموش چت,پوتن چت,چت پوتن,چت روم پوتن,چشمک چت,چت چشمک,چت روم چشمک,وینا چت,چت وینا,میکرو چت,چت روم میکرو,چت میکرو,مهسان چت,چت مهسان,مهر چت,چت مهر,پت و مت چت,چت روم پتو مت,چت پت و مت,مهر چت,چت مهر,چتروم مهر,نیناز چت,چت نیناز,ناز مهر چت,مهرناز چت,چت روم نیناز مهر ناز چت,گروپ گپ,دوست ی و همسر ی ,قم چت,چت قم,چتروم قم,تهران چت,چت تهران,چت روم تهران,شما چت,چت شما,چت روم شما,سما چت,چت سما,سما گپ,دیز گپ,گپ دیز,دیز چت,قرمز چت,چت قرمز,چت روم قرمز,آرزو چت,چت ارزو,چت روم ارزو,سوسوش چت,چت سوسوش,چت روم سوسوش,4 فصل گپ,چهار فصل چت,چت روم 4 چهار فصل سرافراز چت .الفا چت.سرافراز چت .پیدایش چت.سرافراز چت .ایرانسل چت.سرافراز چت بانک ملی چت.سرافراز چت . تراختور چت. سرافراز چت پرسپولیس چت سرافراز چت .مغان چت.مرام چت .سرافراز چت .لیلی چت . سرافراز چت .تهران چت. سرافراز چت.باران چت.سرافراز چت.عسل چت .سرافراز چت چت.سرافراز چت.میهن چت.سرافراز چت نیایش چت.سرافراز چت.قرمزچت.گرمی چت.سرافراز چت پارس اباد چت.سرافراز چت چتو چت.سرافراز چت.ورزش3چت.سرافراز چت.ستایش چت.سرافراز چت وام چت.سرافرازچت.خنده چت.سرافرازچت.لیگ چت.گنبد چت.سرافراز چت.سرافراز چت ملودی .سرافراز چت سحر .سرافراز چت مشگین .سرافراز چت اهواز .سرافراز چت.ملیناچت .سرافراز چت.نازی چت.سرافراز چت نازنین .سرافراز چت .سرافراز چت بنیاد .سرافراز چت جانبازچت.سرافراز چت ارایش چت.سرافراز چت ملت .سرافراز چت مسگن .سرافراز چت ..سرافراز چت مرند .سرافراز چت اداری چت.سرافراز چت سلام چت.سرافراز چت جم چت.سرافراز چت شبکه سه چت .سرافراز چت هواوی چت .سرافراز چت پارسی چت .سرافراز چت نهارچت. .سرافراز چتسرافراز چت .الفا چت.سرافراز چت .پیدایش چت.سرافراز چت .ایرانسل چت.سرافراز چت بانک ملی چت.سرافراز چت . تراختور چت. سرافراز چت پرسپولیس چت سرافراز چت .مغان چت.مرام چت .سرافراز چت .لیلی چت . سرافراز چت .تهران چت. سرافراز چت.باران چت.سرافراز چت.عسل چت .سرافراز چت چت.سرافراز چت.میهن چت.سرافراز چت نیایش چت.سرافراز چت.قرمزچت.گرمی چت.سرافراز چت پارس اباد چت.سرافراز چت چتو چت.سرافراز چت.ورزش3چت.سرافراز چت.ستایش چت.سرافراز چت وام چت.سرافرازچت.خنده چت.سرافرازچت.لیگ چت.گنبد چت.سرافراز چت.سرافراز چت ملودی .سرافراز چت سحر .سرافراز چت مشگین .سرافراز چت اهواز .سرافراز چت.ملیناچت .سرافراز چت.نازی چت.سرافراز چت نازنین .سرافراز چت .سرافراز چت بنیاد .سرافراز چت جانبازچت.سرافراز چت ارایش چت.سرافراز چت ملت .سرافراز چت مسگن .سرافراز چت ..سرافراز چت مرند .سرافراز چت اداری چت.سرافراز چت سلام چت.سرافراز چت جم چت.سرافراز چت شبکه سه چت .سرافراز چت هواوی چت .سرافراز چت پارسی چت .سرافراز چت نهارچت. .سرافراز چتکلمات چتی : سرافراز چت,چت سرافراز,چت روم,شلوغ چت,چت,باران چت,یاهو چت,زندگی چت,سرافراز چت,چت روم فارسی,عشق

منبع : پاریس چت|عسل چت|ادرس همیشگی چتروم سرافرازچتسی اس چت/چت سی اس
برچسب ها : سرافراز ,چتروم ,موشی ,چشمک ,کلوب ,فریال ,سرافراز سرافراز ,سرافراز بنیاد ,بنیاد سرافراز ,جانبازچت سرافراز ,سرافراز ارایش ,مرند سرافراز اداری ,مس


مشاهده متن کامل ...
کد بندی پلاک خودرو های تمام ای ایران+انواع پلاک ایرانی
درخواست حذف اطلاعات
کد بندی پلاک خودرو های تمام ای ایران ضمیمه : پلاک سری الف جهت خودرو های تی - ت جهت تا یرانی - ع جهت عمومی --------- تهران بزرگ : 11-22-33-44-55-66-77-88-99-10-20-30-40-50-60-70-80-90 مناطق شمال : 11 تمامی حروف مناطق مرکزی 22 تمامی حروف مناطق جنوب 33 تمامی حروف -------- شهرستان های استان تهران : کرج : کد 68 و تمامی حروف شهر : کد 78 حرف (ب) رباط کریم : کد 78 حرف (ج) شهریار : کد 78 و حرف (د) ورامین: کد 78 و حرف (س) دماوند : کد 78 و حرف (ص) ساوجبلاغ : کد 78 و حرف (ط) فیروزکوه : کد 78 و حرف (ق) پاکدشت : کد 78 و حرف(ل) نظراباد : کد 78 و حرف ( م) ری: کد 78 و حرف ( ن) شمیرانات : کد 78 و حرف (و) استان اذربایجان غربی ارومیه : کد 17 و تمامی حروف شهرستان های استان اذربایجان غربی کد 27 و حروف : خوی : (ب) مهاباد (ج) ماکو: (د) سلماس : (س) نقده : ( ص) میاندواب : ( ط) تکاب : (ق) شاهین دژ : (ل) سردشت : (م) بوکان : (ن) پیرانشهر : (و) چالدران : (ه) اشنویه : (ی) استان مازندران : کد ها : 62 و 72 و 82 و 92 -------------------- مرکز استان ساری : کد 62 و تمامی حروف ------------------- کلیه شهرستان های استان مازندران کد 72 و امل : (ب) بابل : (ج) تنکابن : (د) رامسر : (س) نوشهر : ( ص) نور : ( ط) بهشهر ( ق) قاپم شهر ( ل) بابلسر (م) چالوس (ن) محموداباد ( و) نکاء (ه) جویبار (ی) سوادکوه (ب) استان کرمانشاه : کدهای عددی : 19 و 29 و 39 مرکز استان کرمانشاه : کد 19 و تمامی حروف ------------ شهرستان های استان کد 29 و حروف های : اباد غرب (ب) گیلان غرب (ج) س ل ذهاب (د) پاوه (س) کن ر (ص) قصرشیرین (ط) سنقر (ق) جوانرود (ل) صحنه (م) هرسین (ن) ثلاث باباجانی (و) استان اذر بایجان شرقی کد های عددی 15 و 25 و 35 مرکز استان تبریز کد 15 و تمامی حروف ------------------ شهرستان ها مراغه : کد 25 و حرف (ب) مرند : کد 25 و حرف (ج) میانه : کد 25 و حرف (د) اهر : کد 25 و حرف (س) سراب : کد 25 و حرف (ص) جلفا : کد 25 و حرف (ط) هشترود : کد 25 و حرف (ق) بناب : کد 25 و حرف (ل) همون جایی که کباب هاش معروفه ها !!! بستان اباد : کد 25 و حرف ( م) شبستر : کد 25 و حرف (ن) کلیبر : کد 25 و حرف (و) هریس: کد 25 و حرف (ه) اذر شهر : کد 25 و حرف (ی) ---------- اسکو : کد 35 و حرف (ب) وزرقان کد 35 و حرف (ج) عجب شیر : کد 35 و حرف (د) چااویماق : کد 35 و حرف (س) ملکان : کد 35 و حرف (ص) استان اردبیل کدهای عددی فقط 91 اردبیل : کد 91 و حروف ( ب - ج - د ) ----------- پارس اباد : حرف ( س) خلخال : حرف (ص) گرمی : حرف (ط) مشکین شهر : (ق) بیله سوار : حرف (ل) نیر : حرف (م) نمین : حرف (ن) کوثر : حرف (و) استان کردستان کدهای عددی 51 و 61 سنندج مرکز استان کد 51 و تمامی حروف --------- شهرستان های استان کد 61 و حروف : سقز : حرف (ب) بیجار : حرف (ج) بانه : حرف (د) قروه : حرف (س) مریوان : حرف (ص) دیواندره : حرف (ط) کامیاران : حرف (ق) سرواباد : حرف (ل) استان زنجان کدهای 87 و 97 مرکز استان شهر زنجان : کد 87 و تمامی حروف -------------- شهرستان های استان کد 97 و حروف : ابهر : حرف (ب) خدابنده : حرف ( ج) م دره : حرف (د) ایجرود : حرف (س) طارم : حرف (ص) ماه نشاه : حرف (ط) استان همدان کدهای عددی 18 و 28 و 38 مرکز استان شهر همدان : کد 18 و تمامی حروف ------------------- شهرستان های استان کد 28 و حروف : نهاوند : حرف (ب) ملایر : حرف (ج) تویسرکان : حرف (د) کبودراهنگ : حرف (س) رژن : حرف (ص) بهار : حرف (ط) اسد اباد : حرف (ق) استان قزوین کدهای عددی 79 و 89 مرکز استان شهر قزوین کد 79 و تمامی حروف ------------- شهرستان های استان کد 89 و حروف : تا تان : حرف (ب) بوپین زهرا : حرف (ج) ک : حرف (د) استان مرکزی کدهاتی عددی 47 و 57 و 67 مرکز استان شهر اراک : کد 47 و تمامی حروف --------------------- شهرستان های استان کد 57 و حروف ساوه : حرف (ب) خمین : حرف (ج) محلات : حرف (د) تفرش: حرف (س) دلیجان : حرف (ص) اشتیان : حرف (ط) شازند : حرف (ق) زرندیه : حرف (ل) کمیجان : حرف(ن) استان لرستان کدهای عددی 31 و 41 مرکز استان شهر م اباد کد 31 و تمام حروف -------------- شهرستان های استان کد 41 و حروف : بروجرد : حرف (ب) الیگودرز : حرف (ج) درور : حرف (د) کوهدشت : حرف (س) دلفان : حرف (ص) ا : حرف (ط) پل دختر : حرف (ق) سلسله : حرف (ل) استان ایلام کدهای عددی 98 ایلام : کد 98 و حروف (ب - ج - د - س) مهران کد 98 و حرف (ص) دره شهر کد 98 و حرف ؛(ط) دهلران : کد 98 و حرف (ق) شیروان و چرداول : کد 98 و حرف (ل) ایوان : کد 98 و حرف (م) ابدانان : کد 98 و حرف (ن) استان چهارمحال و بختیاری کدهای عددی 71 و 81 مرکز استان شهرکرد : کد 71 و تمامی حروف ------------ شهرستان های استان کد 81 و حروف : بروجن : حرف (ب) اردل : حرف (ج) فارسان : حرف (د) لردگان : حرف (س) کوهرنگ : حرف (ص) استان خوزستان کدهای عددی 14 و 24 و 34 مرکز استان شهر اهواز : کد 14 و تمامی حروف ------------------ کد 24 برای شهرستان های : و حرف : آبادان و حرف (ب) مشهر و حرف (ج) دزفول و حرف (د) بهبهان و حرف (س) مسجد سلیمان و حرف (ص) بندرماهشهر و حرف(ط) دشت آزادگان و حرف (ق) رامهرمز و حرف (ل) مشک و حرف (م) شوشتر و حرف (ن) شوش و حرف (و) شادگان . حرف (ه) ایزه و حرف (ی) -------------------------- کد 34 برای شهرستان های ... حرف ... باغملک و حرف (ب) امیدیه و حرف (ج) هندیجان و حرف (د) ------------------ شهرستان لاتی با کد 35 و حرف (س) استان ک یلویه کد عددی 49 یاسوج : کد 49 و حروف ( ب - ج - د - س) گچساران : کد 49 و حرف (ص) دهدشت : کد 49 و حرف (ط) دنا : کد 49 وحرف (ق) استان گیلان : کد های 46 و 56 و 76 مرکز استان شهر رشت کد عددی 46 و تمامی حروف --------- کد 56 برای شهرستان های ... و حرف .... بندانزلی و حرف (ب) لاهیجان و حرف (ج) استارا و حرف (د) طالش و حرف (س) رودسر و حرف (ص) ر.دبار و حرف (ط) صومعه سرا و حرف (ق) فومن و حرف (ل) لنگرود و حرف (م) رضوانشهر و حرف (ن) املش و حرف (و) ماسوله و حرف (ه) شفت و حرف (ی) -------- کد 76 برای شهرستان های ... و حرف .. سیا ل و حرف (ب) استانه اشرفیه و حرف(ج) استان گلستان کدهای عددی 59 و 69 مرکز استان شهر گرگان کد عددی 59 و تمامی حروف --------- شهرستان های استان گلستان کد 69 و حروف : گنبد : حرف(ب) بندرترکمن : حرف(ج) کردکوی : حرف(د) علی آباد : حرف (س) آزاذشهر : حرف(ص) مینودشت : حرف (ط) بندرگز: حرف (ق) رامیان : حرف (ل) اق قلا : حرف (م) کلاله : حرف (ن) استان قم !!!!!!! بدون شهرستان کد های عددی 16 و 26 و 36 شهر قم : کد عددی 16 و تمامی حروف استان اصفهان کدهای عددی 13 و 23 و 43 و 53 مرکز استان شهر اصفهان کد 13 و تمامی حروف ------------ کد 23 برای شهرستان های .. و حروف ... کاشان و حرف (ب) نجف آباد و حرف (ج) شهرضا و حرف (د) شهر و حرف (س) گلپایگان و حرف (ص) نطنز و حرف (ط) اردستان و حرف (ق) خوانسار . حرف (ل) ناپین و حرف (م) سمیرم و حرف (ن) فریدونشهر و حرف (و) فلاورجان و حرف (ه) لنجان و حرف (ی) ----------------------------- کد 43 برای شهرستان های .. و حروف .... ف و حرف (ب) مبارکه و حرف (ج) برخوار و میمه و حرف(د) اران و بیدگل و حرف (س) تیران و کرون و حرف (ص) چاودگان و حرف (ط) استان یزد کدهای عددی 54 و 64 و 74 مرکز استان شهر یزد کد عددی 54 و تمامی حروف ----------------------- شهرستان های استان کد عددی 64 و حروف : اردکان : حرف (ب) تفت : حرف (ج) میبد : حرف (د) بافق : حرف (س) مهریز : حرف (ص) ابرکوه : حرف (ط) (طبس :حرف«ق» که البته شهرستان طبس درسال 1391 با پیگیری مردم ومسئولان از دارالعباده یزد منتزع و به موطن اصلی وتاریخی خود یعنی خطه دار الولایه اسان بازگشته است واین نگارش قدیمی است) خاتم : حرف (ل) صدوق : حرف (م) استان فارس کد های عددی 63 و 73 و 83 و 93 مرکز استان شهر شیراز کد 63 و تمامی حروف ------------ کد 73 برا ی شهرستان های ... و حروف .... جهرم و حرف (ب) لارستان و حرف(ج) داراب و حرف (د) فسا و حرف (س) کازرون و حرف (ص) فیروز اباد و حرف (ط) اباده و حرف (ق) مرودشت و حرف (ل) لامرد و حرف (م) نیریز و حرف (ن) استهبان و حرف (و) اقلید و حرف (ه) سپیدان و حرف (ی) ------------- کد 83 برای شهرستان های... و حروف .... ممسنی و حرف (ب) زریندشت و حرف (ج) قیروکارزین و حرف (د) مهر و حرف (س) ارسنجان و حرف (ص) مبید و حرف (ط) بوانات و حرف (ق) فراشبد و حرف (ل) استان سمنان کدهای 86 و 96 مرکز استان سمنان کد 86 و تمامی حروف --------------- شهرستان های استان کد 96 و حروف : دامغان و حرف (ب) شاهرود و حرف (ج) گرمسار و حرف (د) استان کرمان کد های عددی 45 و 65 و 75 مرکز استان کد عددی 45 و تمامی حروف --------------- شهرستان های استان کد 65 و حروف .... رفسنجان : حرف (ب) بم: حرف (ج) سیرجان : حرف (د) بافت : حرف (س) جیرفت : حرف (ص) زرند : حرف (ط) کهنوج : حرف (ق) شهر بابک : حرف (ل) بردسیر : حرف (م) منوجان : حرف (ن) عنبرآباد : حرف (و) راور : حرف (ه) استانهای اسان(رضوی-شمالی-جنوبی) کدهای عددی 12 و 32 و 42 و 52 مرکز استان مشهد کد 12 و تمامی حروف ------------------------ کد 32 برای شهرستان های ..... و حروف .... نیشابور و حرف (ب) سبزوار و حرف(ج) بیرجند و حرف (د) بجنورد و حرف (س) تربت جام و حرف(ص) قوچان و حرف (ط) گناباد و حرف (ق) تربت حیدریه و حرف (ل) کاشمر و حرف (م) قاءنات و حرف ( ن) فردوس . حرف(و) تایباد و حرف (ه) نهبندان و حرف (ی) ---------------------- کد 42 برای شهرستان های ... وحروف .... فریمان و حرف (ب) شیروان و حرف (ج) سرخس و حرف (د) درگز و حرف (س) خواف(ص) چناران و حرف (ط) اسفراین و حرف(ق) برد و حرف (ل) رشت خوار و حرف (م) ج و حرف (ن) ماند و سلمقان و حرف (و) سربشیر و حرف (ه) کلات و حرف (ی) استان سیستان و بلوچستان کدهای عددی 85 و 95 مرکز استان زاهدان کد 85 و تمامی حروف -------- شهرستان های استان کد 95 و حروف : زابل : حرف (ب) ایرانشهر : حرف (ج) خاش : حرف (د) سراوان : حرف (س) نیکشهر : حرف (ص) سرباز : حرف (ط) چابهار : حرف (ق) استان بوشهر کدهای عددی 48 و 58 مرکز استان بوشهر کد 47 و تمامی حروف ----------------- شهرستان های استان بوشهر کد 58 و حروف : دشستان : حرف (ب) گناوه:حرف(ج) کنگان : حرف (د) تنگستان : حرف (س) دشتی : حرف (ص) دیر: حرف (ط) دیلم : حرف (ق) جم : حرف (ل) استان هرمزگان کدهای عددی 84 و 94 مرکز استان بندر عباس کد 84 و تمامی حروف ------------- شهرستان های استان هرمزگان کد 94 و حروف میناب : حرف (ب) بندرلنگه : حرف ( ج) رودان : حرف (د) ابوموسی : حرف (س) جاسک : حرف (ص) بستک : حرف (ط) حاجی اباد : حرف (ق) قشم : حرف (ل ) منبع:سایتهای پرمحتوی : بازار خبر و ایران ویج



مشاهده متن کامل ...
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من
درخواست حذف اطلاعات

الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی

چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست از این جمعیت ایرانی جز پریشانی

چه داند ی سرگشته صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی ی کو کمتر است از زن

الا ای تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و چه هدر گفتی

به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله گفتی

قمی را بد شمردی اصفهانی را بدتر گفتی

جوانمردان آذربایجان را ترک گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی

به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی

به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی

مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

گمان با من همدل و همدین و همدردی

به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی

اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی

ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

به شهریور به پارین که طیارات با تعجیل

فرو میریخت چون طیر اب لم به سر سجیل

چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل

تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل

ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم

عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم

به کام دشمنان آ گرفتی تیغ از دستم

چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن

الا تهرانیا اصاف میکن تویی یا من

چو دغل سنگ سنگ محک بر سکه ما زد

ترت تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد

چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدو تازد

چنان اندازش از پا که دیگر سر نیفرازد

تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد

چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد

هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد

تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو را ترک آذربایجان بود و اسان بود

کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود

کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

کنون گنئم نه از آسمان فراز آید نه از زنجان

نه ماهی و برج از رشت و نی چایی ز لاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جاندن جان

مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من



مشاهده متن کامل ...
دوستش دارم
درخواست حذف اطلاعات

چرا (̲̅د̲̅)(̲̅ر̲̅)(̲̅و̲̅)(̲̅غ̲̅)...


همیشه :̤̈ا̤̤̈̈ع̤̤̈̈ت̤̤̈̈ر̤̤̈̈ا̤̤̈̈ف̤̈: میکنم...



دะوะسะتะتะ دะاะرะمะ


همه میگن [̲̲̅̅ق̲̲̅̅ی̲̲̅̅د̲̲̅̅ت̲̲̅̅و̲̲̅̅] بزنم


اما نمیزنم...


اره شاید هیچ وقت مال من نشی،


اما میخوام که (̲̅د̲̅)(̲̅و̲̅)(̲̅س̲̅)(̲̅ت̲̅) (̲̅د̲̅)(̲̅ا̲̅)(̲̅ش̲̅)(̲̅ت̲̅)(̲̅ه̲̅) (̲̅ب̲̅)(̲̅ا̲̅)(̲̅ش̲̅)(̲̅م̲̅)...


همه میگن ̑ف̑̑ر̑̑ا̑̑م̑̑و̑̑ش̑̑ش̑̑ ̑̑ک̑̑ن̑،منم میگم نمیتونم...


▂▃▄▅▆▇█▓▒░اما دروغ میگم!░▒▓█▇▆▅▄▃▂


میتونم اما نمیخوام،


نمیخوام [̲̲̅̅ف̲̲̅̅ر̲̲̅̅ا̲̲̅̅م̲̲̅̅و̲̲̅̅ش̲̲̅̅ت̲̲̅̅ ̲̲̅̅]کنم...


اشکال نداره،


زجر میکشم اما تو دلم نگه میدارمت...


این همه مدت با نداشتنت عاشقت موندم...


شماهایی که میگید لیاقتت بیشتر از اینه


من حرف از لیاقت نمیزنم،


حرفه من عشقه،عشق...


چیزی که همتون فکر میکنید تجربه اش کردید


اما فقط فکر میکنید! ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ he╤───


︻╦̵̵͇̿̿̿̿ عشقم╤───...


حرف آ ...


از همه چیزم [̲̲̅̅ب̲̲̅̅خ̲̲̅̅ا̲̲̅̅ط̲̲̅̅ر̲̲̅̅ت̲̲̅̅] گذشتم...


غرورم


̅̅ش̅̅خ̅̅ص̅̅ی̅̅ت̅̅م̅̅


الانم فقط ┣▇ زندگیم ▇▇═─ مونده


از اونم میگذرم بخاطرت


هیچ کدومو نفهمیدی


اما ̮م̮̮ه̮̮م̮ ̮ن̮̮ی̮̮س̮̮ت̮ ̮ف̮̮د̮̮ا̮̮ت̮ ̮ش̮̮م̮...


من از اینا نگذشتم که بیای سمتم،


گذشتم چون وظیفه ̛̭̰̃ع̛̛̰̭̭̰̃̃ا̛̛̰̭̭̰̃̃ش̛̛̰̭̭̰̃̃ق̛̛̰̭̭̰̃̃ه̛̰̭̃

که بخاطره:̤̈ ̤̤̈̈ع̤̤̈̈ش̤̤̈̈ق̤̤̈̈ش̤̈: از همه چیز بگذره...


شاید خیلی زود ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ عاشقت شدم╤───،

[̲̲̅̅ا̲̲̅̅م̲̲̅̅ا̲̲̅̅ ̲̲̅̅ع̲̲̅̅ش̲̲̅̅ق̲̲̅̅م̲̲̅̅ ̲̲̅̅ب̲̲̅̅چ̲̲̅̅گ̲̲̅̅ا̲̲̅̅ن̲̲̅̅ه̲̲̅̅ ̲̲̅̅ن̲̲̅̅ب̲̲̅̅و̲̲̅̅د̲̲̅̅ ̲̲̅̅و̲̲̅̅ ̲̲̅̅ن̲̲̅̅ی̲̲̅̅س̲̲̅̅ت̲̲̅̅]

•••همیـــــــــــن •••

ی را دارم ..

که انقدر برایم ی هست که

نگاهم دنبال ی نیست

این را هزاران بار فریاد زده ام و میزنم که دیگر

ی به چشمانم نمی آید " هرگز "



مشاهده متن کامل ...
الا تهرانیا/ به تهرانیا برنخوره ...
درخواست حذف اطلاعات
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند ی سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی ی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

گمان که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر اب لم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آ گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

چو دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو را تا ترک آذربایجان بود و اسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من


مشاهده متن کامل ...
♥ ختم قرآن 15♥
درخواست حذف اطلاعات

دلها به یاد خدا آرام میگیرد...

گلچینی از زیباترین آیات قرآن

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»

بگو(ای ) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

ی که ثواب ختم قرآن دارد:

رسول اکرم ص فرمودند:
هر شب دوشنبه دو رکعت بخواند و در هر رکعت آن یک حمد و هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از تمام شدن هفت مرتبه تسبیحات اربعه و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم بگوید، ثواب ختم قرآن برای او نوشته شود.

avazak.ir line28 تصاویر جداکننده متن (2)

به درخواست وبلاگ احساس دل

این ختم تقدیم میشود به:

پدربزرگ بزرگوار و مهربانشون

ان شاالله که به حق آیات قرآن

روحشان شاد و قرین رحمت الهی باشه

و جایگاهشون بهشت

avazak.ir line28 تصاویر جداکننده متن (2)

مهلت قرائت این ختم : تا پایان ماه مبارک رمضان

نکتـه: درمـاه مبارک رمضان حـداقـل 4 بـار بـایـد

قـرآن رو بـا کمـک همـدیگـه ختـم کنیـم

خـونـدن هـرآیـه ازقـرآن درمـاه رمضـا ن

ثـواب 1 ختـم قـرآن را داره

پـس تـامیـتـونـیـد قـرآن بخـونیـد

یک نکته مهم:

دوستنان عزیزم...ختم قرآن بر اساس سوره هستش لطفا از ما درخواست ثبت جزئی از قرآن نفرمایید.

بسیاری از جزء های قرآن از اواسط سوره شروع میشن و این کار باعث میشه که ختم قرآن ناقص باشه... ممنون

حمد

سیما

زمر

مادر شیما

مرسلات

رها

بقره

سیما

مومن

مادر شیما

نبا

رها

آل عمران

سیما

فصلت

مادر شیما

نازعات

رها

نسا

کتی

شوری

مادر شیما

عبس

رها

مائده

سیما

ز ف

مادر شیما

تکویر

رها

انعام

پوپینا

دخان

راه نیایش

انفطار

رها

اعراف

سمیرا

جاثیه

سیما

مطفقین

رها

انفال

سمیرا

احقاف

سیما

انشقاق

رها

توبه

سمیرا

محمد

سعیده

بروج

رها

یونس

سمیرا

فتح


طارق

رها

هود

سمیرا

حجرات

الاعلی

رها

یوسف

سمیرا

ق

غاشیه

رها

رعد

سمیرا

ذاریات

فجر

رها

ابراهیم

سمیرا

طور

بلد

رها

حجر

مهدی

نجم

مریم

شمس

رها

نحل

مهدی

قمر

مریم

لیل

رها

اسری

مهدی

الرحمان

پدر آسمونی خودم

ضحی

رها

کهف

عطیه

واقعه

پدر آسمونی خودم

انشراح

رها

مریم

عطیه

حدید

مریم

تین

رها

طـه

فاطمه

مجادله

رها

علق

رها

انبیا

خوزستان شوشتر

رها

قدر

رها

حج

فاطمه

ممتحنه

رها

بینه

رها

مومنون

نقی(ع)

صف

رها

ز له

رها

نور

نقی (ع)

رها

عادیات

رها

فرقان

ساره

منافقون

رها

قارعه

رها

شعرا

ساره

تغابن

رها

تکاثر

رها

نمل

ساره

طلاق

رها

عصر

رها

قصص

فاطمه

تحریم

رها

همزه

رها

عنکبوت

شهاب

ملک

رها

فیل

رها

روم

شهاب

قلم

رها

قریش

رها

لقمان

کتی

حاقه

رها

ماعون

رها

سجده

کتی

معارج

رها

کوثر

رها

احزاب

آقاجون

نوح

رها

کافرون

رها

سبا

آقاجون

جن

رها

نصر

رها

فاطر

آقاجون

المزمل

رها

تبت

رها

یـاسین

hafa

المدثر

رها

اخلاص

رها

صافات

زکیه

قیامت

رها

فلق

رها

ص

کتی

الدهر

رها

ناس رها

پ.ن:اگـر ی میخواد برای امواتش ختم بذاره

1 نظر خصوصی بذاره تا انجام بشه

پ.ن:لطفا وبلاگ ما رو به آشناهاتون معرفی کنید و

از اونا بخواید که در این ختم ها شرکت کنن

هر ختمی که اونا انجام بدن ثوابش به شما هم میرسه



مشاهده متن کامل ...
شعر تهران و تهرانی از شهریار
درخواست حذف اطلاعات

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی

چه محنت ها کشید از دست این تهران و تهرانی!

چه طَرفی بست از این جمعیت، ایران جز پریشانی؟

چه داند ی، سرگشتۀ صحرای نادانی؟!

چرا مردی کند دعوی، ی کاو کمترست از زن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی

به رشتی کلّه ماهی خور، به طوسی کلّه گفتی

قمی را بد شمردی، اصفهانی را بَتَر گفتی

جوانمردان آذربایجان را ترک گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم

عدو را تا که ننشاندم بجای، از پای ننشستم

به کام دشمنان آ گرفتی تیغ از دستم

چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده ست و حوضش، چشم ما روشن!

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

چو ِ دغل سنگ محک بر سکّۀ ما زد

ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد

چو تهران نیز تنها دید، با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من؟!

•••

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هریک را، به تنهایی بدو تازد

چنان اندازدش از پا که دیگر سرنیفرازد

تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

چرا با دوست دارانت عناد و کین و لج باشد؟

چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد؟

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد؟!

هنوز از ماست ایران را، اگر روزی فرج باشد…

تو گل را خار می بینی و گلشن را همه گلخن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

تو را تا ترک آذربایجان بود و اسان بود

کجا بارت بدین سنگینی و کارَت بدینسان بود

چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود

کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان چونی؟! نه تیری ماند و نی جوشن!

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان

نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان

مگر در قصّه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بُنشَن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!



مشاهده متن کامل ...
شعر تهران و تهرانی شهریار
درخواست حذف اطلاعات

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی

چه محنت ها کشید از دست این تهران و تهرانی!

چه طَرفی بست از این جمعیت، ایران جز پریشانی؟

چه داند ی، سرگشتۀ صحرای نادانی؟!

چرا مردی کند دعوی، ی کاو کمترست از زن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی

به رشتی کلّه ماهی خور، به طوسی کلّه گفتی

قمی را بد شمردی، اصفهانی را بَتَر گفتی

جوانمردان آذربایجان را ترک گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم

عدو را تا که ننشاندم بجای، از پای ننشستم

به کام دشمنان آ گرفتی تیغ از دستم

چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده ست و حوضش، چشم ما روشن!

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

چو ِ دغل سنگ محک بر سکّۀ ما زد

ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد

چو تهران نیز تنها دید، با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من؟!

•••

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هریک را، به تنهایی بدو تازد

چنان اندازدش از پا که دیگر سرنیفرازد

تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

چرا با دوست دارانت عناد و کین و لج باشد؟

چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد؟

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد؟!

هنوز از ماست ایران را، اگر روزی فرج باشد…

تو گل را خار می بینی و گلشن را همه گلخن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

تو را تا ترک آذربایجان بود و اسان بود

کجا بارت بدین سنگینی و کارَت بدینسان بود

چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود

کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان چونی؟! نه تیری ماند و نی جوشن!

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!

•••

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان

نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان

مگر در قصّه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بُنشَن

الا تهرانیا انصاف میکن: تویی یا من؟!



مشاهده متن کامل ...
خـدآیـا :|
درخواست حذف اطلاعات

̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ز̹̹ا̹̹ح̹̹م̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ل̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹ی̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹غ̹̹ض̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ت̹̹ر̹̹ک̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹آ̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ا̹̹غ̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ع̹̹ج̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹غ̹̹ر̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹چ̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ب̹̹ن̹̹د̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹و̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹:̹̹ ̹̹«̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹س̹̹ت̹̹ج̹̹ا̹̹ب̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹»̹̹

ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ل̹̹ج̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ر̹̹ا̹̹ی̹̹ت̹̹ ̹̹ل̹̹و̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹ق̹̹ض̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ و̹̹ ̹̹ک̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ب̹̹ع̹̹ض̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹پ̹̹ش̹̹ت̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹د̹̹م̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ ̹̹ج̹̹ن̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ح̹̹ا̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹آ̹̹م̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹؟̹̹

ا̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹و̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ه̹̹ ̹̹آ̹̹د̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ب̹̹ت̹̹و̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ت̹̹ش̹̹خ̹̹ی̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹ی̹̹ ̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ج̹̹ا̹̹ ̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ر̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ل̹̹ب̹̹ا̹̹س̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹ر̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ش̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ه̹̹ ̹̹ر̹̹ن̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹؛̹̹

ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹چ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹ی̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ .̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ت̹̹ص̹̹م̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ج̹̹د̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ع̹̹و̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ز̹̹ر̹̹گ̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ت̹̹ر̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ع̹̹ا̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹ک̹̹س̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ل̹̹د̹̹ ̹̹ن̹̹ی̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹

ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ش̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ص̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹؟̹̹!̹̹؟̹̹

ا̹̹ز̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ش̹̹ر̹̹و̹̹ع̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹ص̹̹ح̹̹ب̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹و̹̹ا̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ب̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹د̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ع̹̹ی̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ر̹̹ف̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹!

کـــپــــی ====» آزاد



مشاهده متن کامل ...
نقدی بر نقد اعجاز علمی و ریاضی قرآن
درخواست حذف اطلاعات

یکی از مراجعان محترم وبلاگ، در بخش نظرات پُست قبل، مقاله‌ای را معرفی د که به نقد اعجاز علمی و ریاضی قرآن پرداخته است؛

"نقد اعجاز علمی و ریاضی قرآن"

پس از مطالعة آن تصمیم گرفتم نقدی بر نقد مذکور و نقدهای مشابه که بر اعجاز ریاضی قرآن می‌شود، بنویسم که از طریق فایل زیر نیز قابل دریافت است؛

"نقدی بر نقد اعجاز علمی و ریاضی قرآن"

در مقدمة نوشتة مذکور آمده است که «مسلمانان عزیز در نظر داشته باشند که نقد و رد اعجاز علمی و ریاضی قرآن به معنی نفی حقانیت قرآن نیست».

در پاسخ باید بگوییم که اولا اعجاز ریاضی قرآن فراتر از تصور نویسندة مقالة مذکور است و ثانیا اگرچه ممکن است بسیاری از مسلمانان، بدون اعجاز علمی و ریاضی، حقانیت قرآن را بپذیرند(چه اینکه بر اساس ادلة دیگر باشد یا بنا بر آیین نیاکان)، عمدة غیر مسلمانان و بعضی از مسلمانان در زمان حاضر بدون اعجاز علمی و ریاضی، حقانیت قرآن را نخواهند پذیرفت به ویژه آن که جنبة لفظی(فصاحت و بلاغت) قرآن برای بسیاری بخصوص غیرعربها روشن نیست و جنبة محتوایی و معنایی آن به‌تنهایی برای اثبات حقانیت کافی نیست و به نویسندة نقد مذکور باید بگوییم اگر اعجاز علمی را تفسیرگونه می‌دانید جنبة محتوایی و حتی لفظی نیز چنین خواهد بود و در نتیجه حقانیت قرآن را نپذیرفته‌اید.

در مقدمه همچنین گفته است: «کما این که تا 50 سال قبل هیچ خبری از اعجاز علمی و ریاضی در قرآن نبود و هیچ یک از علمای نیز وجود آنها را لازمه حقانیت قرآن ندانسته بود.»

پاسخ: پیداست که اعجاز علمی و ریاضی برای عصر علم و رایانه است و بنابراین قرار نبوده است که تا 50 سال قبل، خبری از آن بوده باشد. نیز اولا؛ علمای قایل به وجود مواردی از علم و نظم ریاضی در قرآن بوده و هستند و آن موارد را مؤید حقانیت قرآن دانسته‌اند و معتقدند که تحقیق در اعجاز ریاضی 19 باید ادامه یابد و آن را رد نکرده‌اند چنان‌که در تفسیر نمونه، ذیل آیة اول سورة آل‌عمران به بعضی از کشفیات رشاد اشاره شده و رد نشده بلکه قابل تحقیق هم دانسته شده است. ثانیا؛ حقانیت قرآن بسی فراتر از تایید یا عدم تایید علمای است و محقق حقیقی منتظر تایید آنها نمی‌ماند بلکه می‌داند که خود باید به دنبال حقیقت باشد. آیا اگر امروز راز حروف مقطعه‌ای که مفسران و علمای به رازآلود بودن آنها اعتراف دارند آشکار شود باز هم نباید آن را قبول کنیم صرفا به این خاطر که آنها چیزی نگفته‌اند؟

در ادامه مطالبی آمده است که ماحصل آن همان جمله‌ای است که در عنوان آورده است: «اعجاز علمی اعجازی قطعی نیستند، بلکه اعجازی تفسیری هستند.»

پاسخ: اگر اعجاز علمی را اعجاز تفسیری هم بدانید اشکالی بر اعجاز بودن آن نیست زیرا لازم نیست که اعجاز برای همگان صریح، روشن و بدون ابهام باشد و هیچگاه قرار نبوده است معجزات برای همگان اینگونه باشد بلکه برای انی ویژگی صراحت را داشته که از ایمان لازم به خداوند برخوردار باشند مثلا معجزات موسی در زمانی محقق می‌شده است که سحر و جادو رواج داشته است لذا بعضی افراد معجزات را چنان می‌پنداشته‌اند که سحر است. یا این که قرآن، معجزه‌ای بوده است که همیشه بعضی افراد، اعجاز آن را از هر جهت که شما بگویید نمی‌پذیرفته‌اند. مومنان و مسلمانان حقیقی اعجاز علمی و ریاضی قرآن را می‌پذیرند و آن را بهترین دلیل حقانیت قرآن می‌دانند.

در ادامة تفسیرگونه دانستن اعجاز علمی، به مثالی استناد شده است که در همین مثال هم دقت کافی صورت نگرفته است؛ در این مثال آمده است :«حرکت خورشید مبهم است؛ آیا منظور، حرکت خورشید به دور زمین است یا حرکت آن در ک شان؟!». جواب: اگر این فرد به قرآن توجه کافی می‌داشت متوجه می‌شد که در ادامة آیاتی که از حرکت خورشید سخن می‌گوید عبارت «کل فی فلک» آمده که به وضوح نشان می‌دهد حرکت خورشید به دور زمین منظور نیست:

یس: 40: لَا الشَّمسُ یَنبَغى لَها أَن تُدرِکَ القَمَرَ وَلَا الَّیلُ سابِقُ النَّهارِ وَکُلٌّ فى فَلَکٍ یَسبَحونَ؛ نه خورشید را سزد (در مدار خود سریعتر شود و) به (مدار) ماه رسد، و نه شب را سزد که بر روز پیشی گیرد (و مانع پیدایش آن شود). هر یک در مداری شناورند (و مسیر خود را بدون کمترین تغییر ادامه می‌دهند).

انبیاء: 33: وَهُوَ الَّذى خَلَقَ الَّیلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ کُلٌّ فى فَلَکٍ یَسبَحونَ؛ خدا است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده‌است و همه در مداری می‌گردند (که او برای آنهاتعیین کرده است).

آن‌گاه از همین مثال نتیجة کلی گرفته که: «واقعیت این است که تمام آنچه در مورد اعجاز علمی قرآن تاکنون گفته شده هیچ کدام صریح و روشن نیست همچنین هیچ اعجاز علمی صریح و روشنی در قرآن وجود ندارد.»

این مطلب اگر حاکی از بی‌خبری این نویسنده نباشد بیانگر بی‌انصافی او خواهد بود به‌ویژه آن‌که از آینده و معلوم شدن موارد بیشتر اعجاز علمی قرآن بی‌خبریم. حقیقت این است که در مقام نقد اعجاز علمی قرآن نباید پس از ذکر یک مثال (که آن هم صحیح نبود) چنین نتیجه‌گیری کلی شود. حقایق روشن اعجاز علمی قرآن مانند بیگ بنگ، کرویت زمین، زوجیت، لقاح، مراحل آفرینش انسان، ممنوعیت خواری و... (ن.ک. http://islam-pdf.persiangig.com/) نادیده گرفته شده است.

اگرچه وی سپس با عنوان «بررسی یکی دیگر از اعجازهای علمی قرآن» مسالة پیشگویی قرآن در مورد ش ت ایران از روم پرداخته است اما اولا «پیشگویی تاریخی» را با «اعجاز علمی» خلط کرده است و ثانیا در اینجا نیز دقت کافی صورت نگرفته است؛ زیرا ایشان با این که به خبر دادن قرآن از پست‌ترین نقطة زمین که همان سواحل بحر المیت است و تصاویر ‌ای آن را تایید کرده، اعتراف کرده است بهانه گرفته است که چرا قرآن دقیقا همة جزئیات را نگفته است؟ و می‌گوید:

«اگر این آیه به این صورت نوشته شده بود یک اعجاز علمی بود: "بحر المیت در مرز اردن و فلسطین و در کرانه باختری رود اردن واقع شده است. سواحل اطراف آن پست‌ترین نقطة خشکی‌های زمین است".»

شما چگونه از اعتراف خود به یک حقیقت به سرعت عبور کرده‌اید و چنان بهانه‌هایی را گرفته‌اید؟ می‌توانستید بهانة روشن‌تری را مطرح کنید و بفرمایید که چرا خداوند هر لحظه بر انسانها نازل نمی‌شود و برای انها عصایی را تبدیل به اژدها نمی‌کند...؟ پاسخ این سخن شما همان است که قرآن می‌فرماید:

یَسـَٔلُکَ أَهلُ الکِتٰبِ أَن تُنَزِّلَ عَلَیهِم کِتٰبًا مِنَ السَّماءِ فَقَد سَأَلوا موسىٰ أَکبَرَ مِن ذٰلِکَ فَقالوا أَرِنَا اللَّهَ جَهرَةً فَأَخَذَتهُمُ الصّٰعِقَةُ بِظُلمِهِم ثُمَّ اتَّخَذُوا العِجلَ مِن بَعدِ ما جاءَتهُمُ البَیِّنٰتُ فَعَفَونا عَن ذٰلِکَ وَءاتَینا موسىٰ سُلطٰنًا مُبینًا... (نساء:153)؛ اهل کتاب از تو می‌خواهند که (اگر پیغمبری، یکجا) کت را از آسمان بر آنان نازل کنی. (البتّه این درخواست، استهزاء و بهانه‌ای بیش نیست) چرا که از موسی چیز بزرگتر از این را خواستند و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده....

نیز می‌فرماید:

وَلَو نَزَّلنا عَلَیکَ کِتٰبًا فى قِرطاسٍ فَلَمَسوهُ بِأَیدیهِم لَقالَ الَّذینَ کَفَروا إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبینٌ (انعام: 7)؛ حتی اگر کت ، نوشته بر کاغذ، برایشان فرو می فرستادیم، و با دستان خود آنرا لمس می د، انی که کافر شدند میگفتند، « این جز افسونی زیرکانه نیست.»

هر پاسخی که به بهانه‌های یهودیان عصر موسی و محمد در آیات فوق می‌دهید پاسخ شما نیز هست. پاسخ من به شما این است که خداوند راه اختیار را بر انسان نمی‌بندد انسان اگر راه تقوا را در پیش گیرد از همان معجزاتی که خداوند قرار داده حقیقت را پیدا می‌کند و برای خدا تعیین تکلیف نمی‌کند. همان اشاره به پست‌ترین منطقه برای او کافی است و انتظار ندارد که مرز اردن و فلسطین... را هم در آیه بیاورد.

در ادامه، دو داستان از ملا نصر الدین نقل شده که آنها را مشابه مواردی دانسته که در قرآن از آنها به عنوان اعجاز علمی یاد می‌شود. اشکال این مقایسه در آن است که اولا شما و همگان می‌دانید که در اعمال ملا نصر الدین اشتباهات بسیاری وجود دارد که به همان جهت این موارد را تفسیری و اتفاقی می‌دانیم و معجزه محسوب نمی‌کنیم و این مطلب در صورتی در مورد قرآن هم صحیح است که در آن اشتباه و تناقضاتی پیدا کنید که بتوانیم آن را با حکایات ملانصرالدین مقایسه کنیم در حالی که قرآن چنین نیست و اشتباه و تناقضی در قرآن وجود ندارد و لذا مواردی هم که تحت عنوان اعجاز علمی در قرآن هست حمل بر صحت و دقت و علمی بودن آنها می شود. ثانیا اگر در قرآن موارد اعجاز علمی و ریاضی اندک بود می‌توانستیم حمل بر تفسیر شخصی یا تصادفی بودن انطباق آنها با واقعیت کنیم اما در قرآن به ویژه در جنبة ریاضی موارد بسیار فراوانی از اعجاز وجود دارد که احتمال تفسیری و تصادفی بودن آنها مطابق علم آمار بسیار ضعیف است به‌طوری که اگر ی آنها را تصادفی بداند مثل این است که آفرینش را تصادفی دانسته باشد؛ مواردی که نویسندة متن مذکور و بسیاری از خوانندگان از آنها بی‌خبرند و در ادامه به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد و بعضی از موارد هم در وبلاگ آمده است که باید با حوصله مطالعه شود: http://alzekr.persianblog.ir  

در مورد شعر هاتف اصفهانی نیز پاسخ شبیه مطالب فوق است.

اعجاز ریاضی قرآن

در ادامة متن مورد بحث، به اعجاز ریاضی قرآن پرداخته شده و تحت عنوان ترفند به مواردی اشاره شده است که در ادامه بیان می‌شود:

اولین مورد که آن را ترفند نامیده این است که ادعا شده است محققان اعجاز ریاضی از عوام الناس بهره‌برداری کرده‌اند و مواردی را مطرح کرده‌اند که عوام در صدد تحقیق آنها برنمی‌آیند.

در پاسخ به مطلب مذکور می‌گوییم که مخاطب اعجاز ریاضی قرآن، گروه خاصی مانند عوام الناس نیستند ضمن این که مگر عوام الناس اصل پذیرش حقانیت قرآن و بسیاری مسایل و احکام شرعی را با دلیل عقلی قبول کرده‌اند یا اینکه تقلید می‌کنند؟! آیا در آنجا از عوام بهره‌برداری نشده و در اینجا می‌شود؟! البته بعضی از عوام هستند که حقیقت خدا و قرآن و نبوت و معاد را با تعقل خود و بدون استفاده از گفتار عالمان فقه و فلسفه و قرآن پذیرفته‌اند و با عقل عملی خود به عبادت خدا و عمل صالح مشغولند و اعجاز ریاضی قرآن را نه رد می‌کنند و نه اثبات می‌کنند. مخاطب اعجاز ریاضی قرآن 5 گروه هستند که در آیة 30 و 31 سورة مدثر پس از ذکر عدد 19 نام برده شده‌اند(http://submission.org/qi#74%3a30-31 ) مخاطب قرآن و اعجاز آن بیشتر عالمان و محققان هستند زیرا عالمان هستند که در مقابل خدا خشوع دارند. البته عالمان همانا عاقلان هستند نه وما باسوادها. محققان نیز انی هستند که صرفا به مطالعه چند وبلاگ و مشاهدة چند مورد تحت عنوان اعجاز بسنده نمی‌کنند و حقیقت را در بسیاری سایتها و مقالات که بعضی از آنها غیرفارسی هستند هم دنبال می‌کنند. بعضی افراد، خود را عوام نمی‌دانند در حالی که محقق هم نیستند و هیچ تحقیق دقیقی در این زمینه نکرده‌اند بلکه یا دیدن چند مورد از موارد منتسب به اعجاز، آن را عددسازی دانسته‌اند.

اعجاز ریاضی قرآن که امروزه مورد بحث است مربوط به عدد 19 است که یک بخش اصلی آن در مورد حروف مقطعه است نه تعداد کلمة یوم یا مساوی بودن کلمات متضاد و مانند آنها که بعضا ممکن است چنین هم نباشد.

یکی از مثالهای مضرب 19 که مورد نقد قرار گرفته است مربوط به تعداد آیات قرآن است اما باید بدانیم که در بحث اعجاز ریاضی قرآن، انی که تعداد آیات را مضرب 19 می‌دانند، دو آیة آ سورة توبه را قبول ندارند به‌خاطر ادله‌ای که بعضی از آنها در این آدرس آمده است:

http://message-of-god.com/00a%20farsi%202%20ayats.htm

بنابراین تعداد آیات قرآن از نظر آنها شامل 6234 آیة شماره‌دار و 112 آیة بدون شماره(بسم الله الرحمن الرحیم در 112 سوره، بدون شماره است) که جمع آنها 6346 است که مضرب 19 است. معلوم می‌شود منتقد مورد نظر هیچ آگاهی از اصول اعجاز ریاضی قرآن و نرم‌افزارهای مربوطه ندارد و گمان کرده است منظور از مضرب 19 بودن تعداد آیات قرآن همان چیزی است که همگان گفته‌اند(6236) و آن‌گاه که دیده است عدد 6236 مضرب 19 نیست خود را محقق دانسته و پنداشته که مدعیان اعجاز عددی خواسته‌اند عوامفریبی کنند.

دومین مورد که به عنوان ترفند دوم از آن یاد کرده این است که بسیاری از آمار و ارقام در شمارش کلمات و حروف، مبهم است که آن هم ناشی از زبان عربی است بخاطر مشتقاتی که وجود دارد. مانند تعداد واژة «نظم»...

پاسخ: نظم ریاضی قرآن بر مبنای عدد 19 چنان‌که گفتیم مربوط به شمارش کلماتی مانند یوم، شهر، دنیا، آ ت، نظم و... نیست اگرچه همینها هم در مواردی که از تایید زبان عربی برخوردار است داخل در اعجاز است اما متاسفانه برخی مواردی را به اعجاز ریاضی نسبت داده‌اند که کاملا سلیقه‌ای است و گاهی یک لفظ خاص یا مشتق مورد نظر را جستجو کرده و به خواست خود نایل شده‌اند و همین سبب شده است که بعضی افراد مانند منتقد مذکور را به اشتباه اندازند و به اعجاز ریاضی قرآن هم آسیب بزنند و از دقت و تنوع زبان عربی سوء استفاده شود اما محققان در اعجاز ریاضی قرآن می‌دانند که اینها ربطی به حقیقت اعجاز عددی ندارد و  اعجاز ریاضی فراتر از اینها و به‌صورتی است که اشکالی از حیث مذکور بر آن وارد نیست مثلا حرف مقطعة "ط" اولین بار در سوره ۲۰ آمده است و نکته مهم آن است که از اول قرآن تا ابتدای  آیه 20 (طه) تعداد ۶۳۶ حرف «ط» و بعد از این آیه نیز تا آ قرآن ۶۳۶ حرف «ط» دیده می شود نه یکی کم و نه یکی زیاد:  ۶۳۶ط۶۳۶ . ضمن این که دقیقا ۱۲۷۳ حرف ط در کل قرآن مشاهده می شود که مضرب 19 هم هست.

این مطلب در مورد حرف «ط» که حتی به‌تنهایی هم یک اعجاز است، هیچ ربطی به زبان عربی و رسم الخطها و این که دو آیة آ توبه جزء قرآن باشد یا نباشد، ندارد و حتی از برنامة word هم برای محاسبه می‌توانید استفاده کنید به این صورت که متن قرآن را در آن قرار دهید و پنجرة replace را باز کنید.

سومین مطلب که آن را مهمترین ترفند قلمداد کرده است، استفاده از خاصیت احتمال است و مدعی شده که رشاد خلیفه(کاشف اعجاز عدد 19 در قرآن) از آن استفاده کرده است. نویسنده خواسته است بگوید که رشاد عدد 19 را به این خاطر انتخاب کرده که اعداد دیگر جور در نمی‌آمده و عدد 19 مطابق خواست او بوده و بر اساس احتمال بالا ه یک عددی را که به طور احتمال می‌توان مواردی را برای آن در هر کت پیدا کرد.

پاسخ: یک مثال ساده که پاسخ قانع‌کننده‌ای برای مستشکل است همان وسط قرار گرفتن حرف «ط» در آیة «طه» است؛ لطفا دقت فرمایید که اولا این مطلب را رشاد خلیفه نگفته است و دیگران کشف کرده‌اند و ثانیا کدام عقل سلیم باور می‌کند که حرف مقطعة «ط» در این آیه که یک آیة کلیدی در مورد حرف مقطعة «ط» است(آیة 1 سورة طه)، صرفا بر اساس تصادف، حرف طای وسط قرآن باشد؟!

در همین حرف «ط» تعداد آیاتی که با حرف ط شروع یا به آن ختم می شوند؛  19 آیه اند اما فعلا از این مطلب را ملاک قرار نمی‌دهیم زیرا منتقد می‌گوید بالا ه تعداد این آیات، 17 یا 18 یا 19 یا هر عددی خواهد بود که همان را مدعی اعجاز می‌تواند ملاک قرار دهد اگرچه این مطلب اولا به ذهن رشاد خلیفه هم نرسیده است که بخواهد به آن خاطر عدد 19 را انتخاب کند، با اینحال ما گفتیم حرف مقطعة «ط» حرف طای وسط قرآن نیز هست و این اعجازی است که هر مضرب و عددی که در دیوان حافظ و غیر آن بی د نمی‌تواند اعجاز باشد. آن‌گاه وقتی می‌بینیم تعداد حرف «ط» نیز در قرآن مضرب 19 است و تعداد آیاتی که با این حرف شروع یا به آن ختم می‌شود نیز 19 است و در موارد دیگر نیز چنین نظمی را می‌بینیم می‌فهمیم که 19 مبنای ریاضی قرآن است.

مثال دوم: در سطور قبلی به آیة 30 سورة مدثر که عدد 19 ذکر شده است و آیة 31 که علت انتخاب 19 آمده است، اشاره کردیم؛ اکنون به آیة 1 این سوره (سورة 74) توجه کنیم که به راز قرآن اشاره می‌کند: (یایها المدثر؛ ای راز نهفته). شمارة سوره و آیه عدد 741 را به ما می‌دهد(آیة 1 سورة 74). این آیه از آ قرآن 741مین آیة قرآن و مضرب 19 است در حالی که هیچ آیة دیگری اینگونه نیست؛ آیا تصادفی است که این آیة کلیدی چنین تناسب عددی داشته باشد و مضرب 19 هم باشد؟!

مثال سوم: در آیة 2 سورة شوری حروف مقطعة عسق آمده است؛ اکنون:

1- آیا تصادفی است که در تمام قرآن فقط 19 آیة شمارة 2 هست که هر سه حرف ع س ق را داراست؟ (آیة 2 سوره کهف از جمله 19  آیه شماره دویی است که هر سه حرف ع س ق را دارند و کلمه "قیما" که در ابتدای این آیه آمده چه بسا بهتر بود به لحاظ معنا در آیه 1 بعد از کلمة «الکِتٰبَ» می آمد اما اگر اینگونه می‌شد تعداد این آیات 18 می شد!)

2- آیا تصادفی است که در همة قرآن فقط 19 آیة شمارة 1 هست که هر سه حرف ع س ق را داراست؟( حروف ع س ق را در آیه های شماره 1 هم به صورت مقطعه داریم: ق ، کهیعص ، یس ، طس ، طسم و به این خاطر به آیات شماره 1 سخن می‌گوییم).

3- آیا تصادفی است که در تمام قرآن فقط 19 آیة شماره 19 هست که هر سه حرف ع س ق را داراست؟

4- آیا تصادفی است که در سوره شوری که از آن صحبت می‌کنیم فقط 19 آیه هست که هر سه حرف ع س ق را داراست؟!

5- آیا تصادفی است که از آیة 2 سورة شوری(سورة 42) که با حرف ع شروع می شود(عسق)  تا آیة 30 سوره مدثر (سورة 74) که آن هم با حرف ع شروع می شود (علیها تسعة عشر) و در آن عدد 19 ذکر شده است، دقیقا 19 آیه هست که با حرف ع شروع می شوند؟!

6- آیا تصادفی است که در قرآن فقط 19 آیه هست که مانند42:2 و 74:30 با حرف ع شروع شود و دارای حرف س نیز که مشترک دو آیه هست باشد؟!...

 http://alzekr.persianblog.ir/post/75

فراموش نکنید که ما از مضرب 19هایی صحبت می‌کنیم که کلید آن حروف مقطعه است که همگان به رازگونه بودن آنها معترفند نه مثل اشعار حافظ که به دنبال چنین مساله‌ای نبوده است؟ ما از کت به نام قرآن صحبت می‌کنیم که تحدی کرده است و از نویسندة کت صحبت می‌کنیم که خالق قادر مطلق است و می‌توانسته در پرتو فصاحت لفظی و محتوای معنوی نظم عددی نیز در کلام خویش به‌کار گیرد و با حروف مقطعه به چنین اعجازی اشاره کرده باشد؛ پس چرا چنین نکند؟!

مثال چهارم: سورة البینة سورة 98 قرآن است؛ آیا همین یک مورد دلیل روشنی بر اعجاز عددی قرآن نیست که اولا؛ مقدار عددی (ابجد) کلمه «البینه» مساوی شماره این سوره در قرآن یعنی: 98 است؟! (سوره 57  قرآن نیز سوره الحدید است که شماره سوره برابر مقدار عددی «الحدید» است و ابجد «حدید» نیز 26 است که برابر عدد اتمی حدید(آهن) است .این مطلب که دو سوره از قرآن، مقدار عددی مساوی با شماره سوره دارند به معنای احتمال 2 به 114 نیست بلکه بسیار بالاتر است. می‌توانید 114 کلمه را به طور تصادفی کنار 114 عدد بگذارید و ابجد آنها را محاسبه کنید)

ثانیا؛ تعداد کلمات این سوره نیز 98 است؟! (حرف واو به کلمه بعدش می چسبد در تمام موارد اعجاز عددی اینگونه محاسبه می‌شود و در قرآن و تمام کتابهای بزرگ عربی این قاعده رعایت شده است)

 ثالثا؛ وقتی از آ قرآن هم 98 آیه بشمارید دقیقا به سوره 98 می رسید؟! اگر آیات بدون شماره (بسم الله الرحمن الرحیم) را هم شمارش کنید 114 آیه میشود که مضرب 19 و برابر تعداد سوره های قرآن است. اکنون اگر بگوییم البینة که به معنای مدرک و دلیل است به مدرک ریاضی قرآن اشاره دارد؛ آیا باید برخی انکار کنند به جای اینکه فروتنی پیشه نمایند؟! با توجه به موارد معنادار فوق و این‌که  سوره 19 نیز 98 آیه دارد و این‌که با قرار دادن تعداد آیات این سوره در کنار شماره سوره به عدد 988 و مضرب 19 بودن آن می‌رسیم و صدها مورد دیگر در قرآن؛ آیا اشکالی دارد که عدد 19 مبنای ریاضی قرآن و دلیل حقانیت آن باشد؟

مثال پنجم: تعداد آیاتی که در قرآن همة 14 حرف مقطعه را دارند، دقیقا 114 آیه هستند که مساوی تعداد سوره‌های قرآن و نیز مضرب 19 است! اولین آیه از این مجموعه آیات هم آیة 19 سورة بقره است. آیا چنین مساله‌ای تصادفی است؟! از نرم افزار openquran مطابق فرمول needall این مورد را می‌توانید بررسی کنید. اگر در منوی جستجو، کلید f1 را بزنید راهنماییهای لازم وجود دارد می‌توانید امتحان کنید. این نرم افزار به صورتی است که هر متن دیگری به جای قرآن را هم می توانید به آن بدهید و هر عددی را که بخواهید مبنا قرار دهید و بحث اعجاز؟ یا احتمال؟ را تحقیق کنید:  http://openquran.codeplex.com

مثال ششم: اگر شماره آیه و سوره را در 114 آیه‌ای که همة حروف مقطعه را دارند جمع ببندید می‌شود 9702 که برابر 14*693 است: اکنون اگر بگوییم منظور از 14 همان 14 حرف مقطعه است و 693 ابجد آن 14 حرف است آیا علم آمار نمی‌گوید که احتمال تصادفی بودن چنین پدیده‌ای بسیار بعید است؟!

مثال هفتم: حرف مقطعه قاف نوزدهمین حرف در سیستم ابجد است و نوزدهمین ق نیز در آیه 19 بقره است و یکی از حروف مقطعه و کلیدی است که در اوایل دو سورة 42 و 50 آمده است؛ اکنون آیا احتمال و تصادف است که:

1- در سوره 50 تعداد حرف قاف 57 (19*3) است و در سوره 42 هم تعداد حرف قاف 57 (19*3) است که جمع آن با سوره ی 50 برابر با تعداد سوره های  قرآن(114= 6 × 19) است. (در سوره ی 50 که تعداد حرف قاف 57 (19*3) است خداوند به جای عبارت "قوم لوط" که در سوره های دیگر قرآن به کار رفته از عبارت اخوان لوط استفاده فرموده است تا نظم عدد نوزده این سوره بر هم نخورد!)

2- شماره سوره قاف (50) با تعداد آیات آن (45) برابر 95 می شود و شماره سوره شوری (42) نیز با تعداد آیات آن (53) برابر 95 (19×5) می شود.

3- در تمام قرآن آیاتی که شماره آیه در آن 19 است (مثل 2:19 و 3:19 و 4:19 و ....) تعداد حرف قاف 76 (19*4)  است و تعداد قاف در شش سوره ای که شماره سوره فاکتوری از 19 است (19 ,38 ,57 ,76 ,95 و 114) برابر  228 (19*12) است و در تمام قرآن کل آیاتی که شماره آیه 19 و یا فاکتوری از نوزده باشد (مثل 2:19 و 2:38 و 2:57 و ....) باز هم 323‌ (19*17) حرف قاف داریم.

4- در آیه ی دوم سوره ی شوری عبارت «عسق» به کار رفته است که مجموع تکرار این حروف در این سوره 209 (11*19) مرتبه است و در آیة اول سوره ی شوری عبارت «حم» به کار رفته است که علاوه بر این سوره در شش سوره پس از آن هم ( یعنی فصلت، شوری، ز ف، دخان، جاثیه و احقاف) تکرار شده است. مجموع تکرار این دو حرف در این هفت سوره برابر با 2147 است که مضربی از نوزده است و دارای مطالب ریاضی دیگری هم هست که مربوط به بحث حوامیم می شود: http://alzekr.persianblog.ir/post/124

موارد دیگر در مورد حرف مقطعة قاف نیز در اینجا مطالعه شود: http://alzekr.persianblog.ir/post/112

مثال هشتم: انکارکنندگان اعجاز عددی قرآن قایل به عددسازی هستند و مثال اصلی آن را، آیة 1 سورة قلم میدانند که رشاد خلیفه معتقد است باید حرف مقطعة «ن» به صورت «نون» نوشته شود و در این صورت است که تعداد این حرف در این سوره، 133 و مضربی از 19 می‌شود.

پاسخ: البته منتقد مقالة مورد بحث به این مورد آگاهی ندارد و آن را مطرح نکرده است ولی از آنجا که در نقدهای دیگر به آن اشاره کرده‌اند این مورد و همچنین اشکال املایی کلمة «بصطة» را روشن می‌کنیم:

مواردی که در مبنای ریاضی قرآن بر اساس عدد 19 در حروف مقطعه از نظر رشاد خلیفه و باورمندان به اعجاز عددی قرآن، املای آنها باید تغییر کند دو مورد است؛ یکی همین حرف مقطعة «ن» و دیگری کلمة «بسطة» در آیة 69 سورة اعراف است که نباید با حرف صاد و به صورت «بصطة» نوشته شود؛ اکنون به این دو مطلب می‌پردازیم تا معلوم شود که «عددسازی» است یا «اعجاز عددی»؟

نون والقلم وما یسطرون

اگرچه نوشتن حرف مقطعة «ن» به صورت "نون" تایید تاریخی دارد و رسم‌الخطی از قرن اول هجری با این نوشتار یافت شده است اما تاییدات ریاضی بسیاری دارد که به‌جای این که عدد سازی باشد آشکارکنندة اعجاز ریاضی قرآن است و در ادامه بعضی از آن موارد می‌آید و موارد دیگری هم در

 http://alzekr.persianblog.ir/post/95  

و http://alzekr.persianblog.ir/post/87

و در سایتهای دیگر مانند http://quranmessage. .com

و http://nun.hanif.de

و http://godistheone. .com قابل ملاحظه است.

اگر «ن» به صورت «نون» نوشته ‌شود، تعداد حرف "ن" در سوره 68 برابر با 133 (19*7) می‌شود؛ اکنون:

آیاتی که در قرآن با سه حرف "نون" خاتمه می یابند 133 است یعنی هم مضرب 19 است و هم دقیقا همان تعداد حرف «ن» در سورة قلم. علاوه بر این مطلب،

133مین آیه‌ای که به «نون» ختم می‌شود آیة 6 سورة تین می‌باشد؛ معجزه است که این آیه از آ قرآن 133مین آیه است!!!!!!!!!! این‌گونه مواردی در قرآن وجود دارد که هر دمند مؤمنی را بی‌نیاز از جستجوی هر نوع رابطة ریاضی در اشعار حافظ و غیر آن می‌نماید و تفاوت معجزه با تصادف را در می‌یابد.

تعداد آیاتی که در آنها "نون" وجود دارد چه در آ آیه یا غیر آن 228 (19*12) است و آیة نون والقلم وما یسطرون یکی از آنها می باشد.

آیاتی که در آنها دو تا "ن" بغل هم قرار دارد: ننـ ، نن 133 است یعنی هم مضرب 19 است و هم دقیقا همان تعداد حرف «ن» در سورة قلم. تعداد آیات زوج از 133 آیه ای که دارای دو ن کنار هم (ننـ) هستند 76 (19*4) است و تعداد آیات فرد از 133 آیه ای که دارای دو ن کنار هم (ننـ) هستند 57 (19*3) است. همچنین تعداد کلمه الله در 133 آیه ای که در آن دو تا "ن" کنار هم قرار دارد 76 (19*4) است.

تعداد آیاتی که در آنها دو تا "ن" بغل هم (با فاصله و بی فاصله) وجود دارد 361 (19*19) است. (در نرم افزار openquran از فرمول cutspace برای حذف فاصله ها استفاده شود. از برنامه word هم از پنجرة replace می توان کمک گرفت). اگر به قرآن نگاه کنید در آیه 21:88 کلمه ننجی با یک حرف "ن" نوشته شده است و حرف دیگر بالای کلمه قرار گرفته است و اگر این‌طور نبود این رابطه و رابطة قبل به هم میخورد.

و موارد بسیار دیگری که نشان میدهد که حرف نون نوشتار و رسم الخط قرآن را تایید میکند و به جمع آوری قرآن اشاره دارد به‌ویژه آن که خدای مهربان بعد از حرف "ن" به قلم اشاره می‌کند.

چرا می گوییم کلمات "یبسط" و"بسطة" با سین درست است ؟

 پاسخ: این اختلاف ظاهرا به این جهت است که برخی کلمات(با معنای ی ان یا نزدیک به هم) دو شکل املایی دارند مثلا در فرهنگ المنجد کلمه سراط به معنای سبیل(راه) آمده وصراط به معنای طریق(راه) ویا کلمه سطر وصطر که در المنجد هر دو شکل آن آمده؛ در المنجد می خوانیم: «صطر: صَطَرَ ـُـ صَطرًا وصَیطَر والمُصطار هی بمعنی سطر وسیطر والمسطار (بالسین).» لیکن در فرهنگ المنجد ریشه "بصط" را نمی بینیم. ه ن شدن حرف سین با حرف طا نیز که از حروف استعلاست ممکن است سبب شود که آن را با صاد بنویسیم چنان که در آ قرآن که نکاتی تجویدی را ذکر کرده اند در مورد علامت "س" که بالا یا پایین حرف صاد در برخی کلمات مثلا "بصطة"، "یبصط" و"مصیطرون" گذاشته اند مفهوم آن را چنین نوشته اند: «س: علامت وجوب تلفظ به سین بجای صاد واگر علامت در پایین کلمه باشد تلفظ به صاد مشهورتر است.»

 اعجاز ریاضی ثابت می کند که حتی در املای کلمات نیز دقت وهماهنگی وجود دارد که باید آن را حفظ نمود. ریشه "بسط" در قرآن 25 بار به کار رفته که در همه موارد با سین نوشته می شود. گفته می شود یکی از نسخه های قدیمی قرآن معروف به قرآن سمرقند یا تاشکند مربوط به قرن اول هجری این کلمه را در 7:69 به صورت "بسطة" نگارش کرده است واین خود نشان می دهد که خطای انسانی در نوشتن قرآن این اشتباه را به وجود آورده است. اختلاف اصلی در املا، مربوط به کلمه ی "بسطة" در 7:69 می باشد که در ادامه با اعجاز ریاضی قرآن در مورد این اختلاف قضاوت می کنیم: 

 1 – سوره 7 (اعراف) با حروف مقطعه المص شروع شده! دو سوره ی دیگر هم هست که حرف مقطعه صاد دارند: 19(سوره مریم با حروف کهیعص) و38(سوره ص با حرف ص)؛ تعداد حرف صاد در این سه سوره 152(19*8) است که اگر "بسطة" با صاد نوشته شود دیگر مضرب 19 نخواهیم داشت!!! به اعداد 19 و38 نیز دقت کنید گویی حرف صاد از اهمیت خاصی در اعجاز ریاضی برخوردار است که این شماره سوره ها را به خود اختصاص داده!

 2 - جمع شماره آیه و سوره در 7:69 برابر 76(19*4) است. نیز مقدار عددی کلمه بسطة، 76 (19*4) است .

 3 - کلمه ی "بسطة" در دو آیه ی قرآن آمده یکی در 2:247 و دیگری در 7:69 ؛ خیلی عجیب است که از 2:247 تا 7:69 دقیقا 769 آیه هست!!! عدد 769 به 7:69 اشاره می کند که املای این کلمه در این آیه باید مانند 2:247 باشد. عدد 76 را نیز داخل این ارقام می بینیم که این اصل را با دو اصل قبل اتصال می دهد. نیز بین 2:247و7:69 به تعداد 285(19*15) آیه ی دارای حرف صاد وجود دارد (با احتساب 2:247 که حرف صاد نیز دارد. 7:69 نیز حرف صاد ندارد واگر "بسطة" با صاد نوشته می شد اشکال می شد که چرا آن را محاسبه نکنیم؟ وآن گاه مضرب 19 به هم می خورد) .

 4 - وقتی در 7:69 کلمه ی "بسطة" را با سین می نویسیم این آیه یک حرف سین دارد وحرف صاد ندارد؛ اکنون تعداد آیاتی را بشماریم که که یک حرف سین دارند وحرف صاد ندارند: عجیب است که در کل سوره نیز 38 (19*2) آیه داریم! (اگر "بسطة" را با صاد بنویسیم تعداد 37 می شود). نیز شگفت انگیز است که وقتی در 7:69 کلمه ی "بسطة" را با سین می نویسیم در کل سوره به تعداد 19 آیه داریم که یک حرف صاد دارند و حرف سین ندارند!! (اگر "بسطة" را با صاد بنویسیم تعداد 20 می شود). این یعنی با یک تیر دو نشان!

 5- علاوه بر این دو رابطه؛ وقتی در 7:69 می نویسم: "بسطة"؛ گفتیم که در آیه حرف سین داریم و حرف صاد نداریم وبنابراین حرف سین از حرف صاد بیشتر است حال در کل سوره 7 آیاتی را ببینیم که حرف سین بیشتر از حرف صاد باشد خیلی عجیب است که دقیقا 114(19*6) آیه داریم!!! (در حالی که اگر "بسطة" را با صاد بنویسیم تعداد 113 می شود).

 6- وقتی از 7:69 صحبت می کنیم یعنی سوره اعراف که از سوره های پاراف دار (دارای حروف مقطعه) است؛ تعداد حرف صاد در این سوره ها(29 سوره) به تعداد 988(19*52) بار آمده!! یعنی در 7:69 "بسطة" صحیح است. ضمنا 988 می تواند اشاره داشته باشد به سوره 98 که دارای 8 آیه است ونام این سوره "البینة" با مقدار عددی 98 است! وبه معنای دلیل ومدرک!(مدرک ریاضی قرآن).

 7- حرف مقطعه ص همراه با 7 حرف دیگر ا ل م ک ه ی ع آمده است؛ مقدار ابجد این 8 حرف 266 (19*14) می باشد. در 29 سوره مقطعه دار؛ تعداد آیاتی که این 8 حرف را دارند برابر است با 456 = 19*24 = 3*152 = 3*19*8= 6*76 .(عدد 76 با کلمه "بسطة" ارتباط دارد، تعداد 152 ص در 3 سوره ای که این حرف مقطعه را دارد وخانواده ص 8 عضو دارد).

 8- تا قبل از حرف "ص" عبارت"وأحصی کل شیء عددا" (19×103) 1957 صاد در قرآن هست واز آ 114مین صاد است(آری! او تعداد همه چیز را شمرده است). نیز تا قبل از حرف "ص" عبارت" وأحصی کل شیء عددا" 969 (19×51) صاد در سوره های بدون پاراف هست چنان که سوره 72 نیز بدون پاراف است.  همه این موارد به شرط املای درست کلمات است. آیه ی آ سوره ی جن(72:28) چنین است:

 [72:28]   لیعلم ان قد ابلغوا رسلت ربهم واحاط بما لدیهم واحصى کل شیء عددا .

ترجمه :  این برای آن است که ثابت شود آنها پیام های پروردگارشان را تحویل داده اند. او به آنچه آنها دارند، کاملا آگاه است. او تعداد همه چیز را شمرده است.

9- تا آ سوره 74 (مدثر=راز نهفته) که در آن عدد 19 را ذکر کرده است تعداد 1974 حرف صاد داریم و می دانیم که عدد 19 در سوره 74 آمده!!! و اعجاز عددی قرآن سال 1974 کشف شد!! یعنی 1406 سال پس از نزول قرآن و 1406 = 19×74 !!!! 

10- بین 38:1 (ص والقرءان ذی الذکر) و 74:30(علیها تسعة عشر) 456 (19*24) صاد وجود دارد .

 11– حرف صاد در همه قرآن به تعداد 2071(19*109) بار به کار رفته است. با املای صحیح کلماتی که در ابتدا ذکر کردیم واختلاف اصلی در کلمه "بسطة"(7:69) بود. در 2:245 در بعضی رسم الخطها کلمه "یبسط" را با صاد نوشته‌اند اما در تمام قرآن؛ تعداد آیاتی که هر 14 حرف مقطعه در حروف آنها یافت می شود فقط 114(19*6) آیه است!!! به تعداد سوره های قرآن! جمع شماره سوره(بدون تکرار) وشماره آیه هم در این 114 آیه 9702 = 693*14 است  که 693 مقدار عددی همان 14 حرف مقطعه است!!!!!!!!!!!!! حال اگر در 2:245 کلمه ی "یبسط" را با صاد بنویسیم این آیه نیز همه ی حروف مقطعه را دارد و در این صورت تعداد آیات 115 می شود وجمع شماره سوره وآیه نیز تغییر می کند(9947) که خاصیت های مذکور را ندارد.

12- مشتقات "بسط" در 15 سوره، در 23 آیه وبه تعداد 25 بار آمده(در دو آیه دو بار) که جمع شماره سوره وآیه (بدون تکرار) برابر 1691 (19*89) می باشد یعنی این که مشتقات بسط همه جا با س نوشته می شود نه با ص. (15+23=38 نیز که بیانگر تعداد سوره ها وآیات است مضرب 19 است) (ضمن این که 2:245 و7:69 که دو مورد از 25مورد است شماره آیه وسوره در اولی 247(19*13) ودر دومی 76(19*4) است واگر این دو مورد را از آمار حذف کنیم مضرب 19 در بقیه موارد نیز به هم می خورد زیرا شماره سوره بقره (2) باید با بقیه محاسبه شود وبنابراین به عدد 1370 می رسیم که مضرب 19 نیست (1370= 69-7-245-1691)

(موارد بیشتر و لیست آیات در: http://alzekr.persianblog.ir/post/73/ )

مثال نهم: طرح ریاضی «بسم الله الرحمن الرحیم»

این طرح ریاضی مافوق توانایی بشر بر اساس تعداد کلمات، حروف و مقدار عددی حروفی است که چهار کلمه "بسم الله الرحمن الرحیم" را می سازند:

اصل ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم ... از ۱۹ حرف تشکیل شده است. 19= 6+6+4+3

اصل ۲ - ترتیب ردیف کلمات و بدنبال آن تعداد حروف هر کلمه عدد ۸ رقمی را می سازد که دو بار مضرب ۱۹ است: ۱۳۲۴۳۶۴۶ =۱۹×۱۹×۳۶۶۸۶

اصل ۳ - در اصل ۲ بجای تعداد حروف هر کلمه ، مقدار عددی آنرا قرار می دهیم عدد بدست آمده ۱۵ رقم خواهد داشت که آن هم مضربی از ۱۹ خواهد بود.   

۱۱۰۲۲۶۶۳۳۲۹۴۲۸۹

اصل ۴ -  بجای مقدار عددی کلمه مقدار عددی هر حرف را بدنبال یکدیگر پس از ردیف آن کلمه قرار می دهیم . عدد حاصل ۳۷ رقم دارد و مضربی از ۱۹ است.  ۱۲۶۰۴۰۲۱۳۰۳۰۵۳۱۳۰۲۰۰۸۴۰۵۰۴۱۳۰۲۰۰۸۱۰۴۰

اصل ۵ - در اصل ۴ ، ردیف هر حرف هر کلمه را نیز قبل از مقدار عددی آن قرار می دهیم : عدد حاصل ۵۶ رقمی بوده و حاصل مضربی از ۱۹ است .

۱۱۲۲۶۰۳۴۰۲۱۱۲۳۰۳۳۰۴۵۳۱۱۲۳۰۳۲۰۰۴۸۵۴۰۶۵۰۴۱۱۲۳۰۳۲۰۰۴۸۵۱۰۶۴۰

اصل ۶ - پس از ردیف کلمه، جمع مقدار عددی حرف اول و آ آن کلمه را قرار می دهیم : حاصل مضربی از ۱۹ است: ۱۴۲۲۶۳۵۱۴۴۱   

اصل ۷ - بدنبال ردیف کلمات جمع مقدار حروف و مقدار عددی هر کلمه را می نویسیم : حاصل مضربی از ۱۹ است: ۱۱۰۵۲۷۰۳۳۳۵۴۲۹۵     

اصل ۸ - بدنبال شماره ردیف هر کلمه تعداد کلی حروف کلمات را تا کلمه مورد نظر قرار می دهیم.  حاصل مضربی از ۱۹ است: ۱۳۲۷۳۱۳۴۱۹     

اصل ۹ - همان کاری که در اصل ۸ با تعداد حروف هر کلمه انجام دادیم با مقدار عددی کلمات انجام می دهیم : عدد حاصل مضربی از ۱۹ است:  ۱۱۰۲۲۱۶۸۳۴۹۷۴۷۸۶      

اصل ۱۰ - حروف بسم الله الرحمن الرحیم را به ترتیب از 1 تا 19 شماره گذاری می کنیم و ارزش عددی هر حرف را قبل از آن قرار می دهیم با این کار عدد ۶۲ رقمی بدست می آید که مضربی از ۱۹ می باشد:

۲۱۶۰۲۴۰۳۱۴۳۰۵۳۰۶۵۷۱۸۳۰۹۲۰۰۱۰۸۱۱۴۰۱۲۵۰۱۳۱۱۴۳۰۱۵۲۰۰۱۶۸۱۷۱۰۱۸۴۰۱۹

اصل ۱۱ - در اصل ۱۰ در انتهای ارقام مربوط به هر کلمه شماره ردیف آن کلمه را اضافه می کنیم نتیجه آن یک عدد ۶۶ رقمی است که مضربی از ۱۹ می باشد.

۲۱۶۰۲۴۰۳۱۱۴۳۰۵۳۰۶۵۷۲۱۸۳۰۹۲۰۰۱۰۸۱۱۴۰۱۲۵۰۱۳۳۱۱۴۳۰۱۵۲۰۰۱۶۸۱۷۱۰۱۸۴۰۱۹۴

اصل ۱۲ - اعداد مورد استفاده در اصل ۱۱ را در نظر بگیرید و ترتیب ردیف کلمات را با مقدار عددی آنها عوض می کنیم در حالیکه بقیه اعداد را تغییر نمی دهیم نتیجه ۷۳ رقمی و مضربی از ۱۹ خواهد بود.



مشاهده متن کامل ...
لبخند ویژه مشهدی ها و دوستداران م لرضا
درخواست حذف اطلاعات
ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻴﺰﺍﺭﻥ :
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ تهران 20 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ اصفهان 30 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ شیراز 50 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ مشهد 5 ﺗﻮﻣﺎﻥ !!
ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ‏مشهد ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﻴﻤﺘﺶ ﮐﻤﻪ ؟
ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﺮﻑ ﻧﺒﺎﺷﻪ ...
ﺍﺯﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ، ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﺸﻪ !
روضه ات رضوان ماست یا رضا


مشاهده متن کامل ...
تلفن داخلی
درخواست حذف اطلاعات

ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻴﺰﺍﺭﻥ :

ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ تهران 20 ﺗﻮﻣﺎﻥ

ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ اصفهان 30 ﺗﻮﻣﺎﻥ

ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ شیراز 50 ﺗﻮﻣﺎﻥ

ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ مشهد 5 ﺗﻮﻣﺎﻥ !!

ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ‏مشهد ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﻴﻤﺘﺶ ﮐﻤﻪ ؟

ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺩﺍﺭﯾﻢ

ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﺮﻑ ﻧﺒﺎﺷﻪ ...

ﺍﺯﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ، ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﺸﻪ !

روضه ات رضوان ماست یا رضا ...



مشاهده متن کامل ...
نون : قلم قرآن است
درخواست حذف اطلاعات

نون والقلم وما یسطرون

حرف "ن" یکی از حروف مقطعه مهم است که در آیه 68:1 ذکر شده است. جالب است که خدای مهربان بعد از حرف "ن" به قلم اشاره می‌کند و این خود نشان میدهد که حرف نون نوشتار و رسم الخط قرآن را تایید میکند و به جمع آوری قرآن اشاره دارد. نکته مهم در مورد این حرف مقطعه آن است که باید آن را به صورت "نون" نوشت نه به صورت "ن" که این مطلب علاوه بر تایید تاریخی ، تاییدات ریاضی دارد که در ادامه معلوم خواهد شد:

:

ردیف

توضیحات

حاصل

ضرب

1

تعداد حرف "ن" در سوره 68

133

19*7

2

آیاتی که با سه حرف "نون" خاتمه می یابند

133

19*7

3

آیاتی که در آنها دو تا "ن" بغل هم قرار دارد: ننـ ، نن

133 

19*7

4

آیاتی که در آنها تعداد حرف ن و تعداد کلمه الله مساوی استدر ضمن 9:129 را حساب نمی کنیم!

133 

19*7

5

مقدار عددی حروفی که آیات ردیف2 با آن شروع می شود: ا ب ت ث ر ف ق ک  ل م ن ه و ی

1444

4*19*19

6

مقدار عددی حروفی که آیات ردیف3 با آن شروع می شود: ی ،و ،ه ،م ،ل ،ق ،ف ،ع،س ،ر ،ذ ،ث ،ت ،ب  ا

2204

19*116

7

تعداد کلمه الله در 133 آیه ای که در آن دو تا "ن" کنار هم قرار دارد

76

19*4

8

تعداد آیات زوج از 133 آیه ای که دارای دو ن کنار هم (ننـ) هستند

تعداد آیات فرد از 133 آیه ای که دارای دو ن کنار هم (ننـ) هستند

76

 

57

19*4

 

19*3

9

تعداد آیاتی که در آنها دو تا "ن" بغل هم (با فاصله و بی فاصله) وجود دارد

361

19*19

10

کلمه "نون" دارای دو حرف ن و یک حرف و می باشد تعداد آیاتی که دارای دو حرف نون(ن) و یک حرف واو می باشند برابر است با 228 = 19*12 = 114*2 و قرآن 114 سوره و 2 حرف مقطعه ن دارد.

228

19*12

11

تعداد کلمه "الله" در آیاتی که (10 آیه) در هر یک از آنها 19 حرف ن وجود دارد

19

19*1

12

تعداد آیاتی که هم "نون" (نه حرف ن) و هم کلمه الله در آنها هست

95

19*5

13

در آیه 21:88 کلمه ننجی با یک حرف "ن" نوشته شده است و حرف دیگر بالای کلمه قرار گرفته است. و اگر این‌طور نبود بعضی از روابط قبل به هم میخورد. تعداد حروف این آیه 38 است.

 38

 19*2

14

مقدار ابجد آیه 21:88

2983

19*157

15

اگر دو مقدار ٢٩٨٣ و ٣٨ را جمع کنیم می شود ٣٠٢١ یعنی ١٩*١۵٩ و ١۵٩ یعنی؛١۵:٩ که می فرماید:

[15:9]  انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحفظون :  مسلما، ما این تذکر را نازل کرده ایم و مسلما، آن را حفظ خواهیم کرد.*

 

 

16

فقط سه ایه هست که هم "نون" و هم "ننـ" دارند:48:12 ، 6:109 و 7:27 اگر شماره سوره و آیه را جمع کنیم

209

19*11

17

تعداد حرف ن را در این سه آیه

38

19*2

18

آیه ی 68:1 دارای "نون" می باشد؛ تعداد آیاتی که در آنها "نون" وجود دارد چه در آ آیه یا غیر آن

228

19*12

19

جمع شماره سوره و آیه ها در سوره 68 که دارای "نون" هستند

152 

19*8

برای بررسی موارد فوق و مواردی که در ادامه مطلب آمده است می توانید با نرم افزار قرآنی  openquran از :http://openquran.codeplex.com/ استفاده نمایید.در این نرم افزار هر متنی را که بخواهید میتوانید اضافه کنید و با فشار دادن کلید f1 در قسمت جستجو از فرمولهای جستجو در این نرم افزار راهنمایی بگیرید.

 20- از مجموع آیات قرآن فقط 114 آیه داریم که همه 14 حرف مقطعه را دارند از این آیات، سه آیه دارای دو ن کنار هم هستند(ننـ) در این سه آیه، 29 حرف ن هست یعنی به تعداد سوره هایی که حرف مقطعه دارند! آن سه آیه: 13:41، 23:27 و 38:22

21- تعداد آیاتی که دارای "نون" و نیز همه حرف "بسم الله الرحمن الرحیم" یعنی حروف(ب س م ا ل ه ر ح ن ی) باشند، 64 آیه است جالب است که در این 64 آیه؛ 681 ن هست و 681 یعنی؛ 68:1 "نون والقلم و ما یسطرون"!

22- کلماتی که مثل کلمه "نون" با حرف ن(نـ) شروع و با حرف ن خاتمه می یابند و دارای سه حرف نیز هستند (مثل کلمه "نحن") در 68 آیه وجود دارند و 68 یعنی سوره قلم(نون والقلم وما یسطرون)!

23-  کلماتی که با حرف ن شروع و ختم می شوند و دارای هرچند حرف هستند ولی حروف بین دو حرف "ن" از حروف مقطعه هست (مثل: نصرین) در 79 آیه آمده است و می دانیم که تعداد همه حروف مقطعه با تکرار آنها 79 حرف می باشد.

24- کلماتی که با حرف ن شروع و ختم می شوند و دارای هرچند حرف هستند ولی حروف بین دو حرف "ن" از حروف بسمله هست (مثل: نحن) در 66 آیه آمده است و می دانیم که 66 مقدار عددی کلمه "الله" می باشد.

25- تعداد کلماتی که به "نن" یا "نون" ختم می شوند و در اول وآ آیه نیستند به ترتیب 33 مورد(مثل3:81: "لتؤمنن") و 100 مورد یعنی باهم 133 کلمه است برابر با تعداد ن در سوره 68 و برابر با تعداد آیاتی که به "نون" ختم می شوند...

26- تعداد آیاتی که دارای فقط یک حرف ن و یک کلمه الله هستند 95 (19*5) آیه است. (در صورتی که 9:129 حساب نشود)

27- کلمه "نون" در سوره 68 آمده است، از مجموع 228 آیه ای که در آنها حروف "نون" وجود دارد فقط 2 آیه شما ره 68 (و نیز مضرب 68) وجود دارد: 25:68 و 43:68 که اگر شماره این دو سوره را نیز جمع کنیم می شود 68= 43+25 و این که دو آیه وجود دارد نیز می تواند بیانگر دو حرف مقطعه ن باشد.

28- در 358 آیه قرآن حروف "نون" یا "ننـ" وجود دارند در این آیات 2698 حرف ن به کار رفته است!!!!!!! می دانیم که کلمه "الله" نیز در قرآن 2698 بار آمده و 2698=19*142!!!!!

جمع شماره سوره و آیه ها نیز برابر است با 30229=19*1591!!!!!!!! و آیه ی 15:91 می فرماید:

[15:91]  الذین جعلوا القرءان عضین [15:91]  آنها که فـقط بخش هایی از قرآن را می پذیرند.

29- در 358 آیه قرآن که حروف "نون" یا "ننـ" وجود دارند فقط دو آیه با حرف ن شروع می شوند (28:3 و 68:1) و فقط دو آیه دارای تعداد 14 حرف ن می باشند و می دانیم که حرف مقطعه ن 2بار در قرآن به کار رفته: "نون"

30- در 358 آیه قرآن که حروف "نون" یا "ننـ" وجود دارند تعداد 11 آیه دارای همه حروف مقطعه هستند در این 11 آیه 190 حرف ن وجود دارد(19*10)

31- در مورد 133 نکاتی دانستیم (تعداد حرف ن در سوره 68 و موارد دیگر) اکنون اگر به 133 آیه اول قرآن نگاه کنیم (یعنی تا آیه 2:226) تعداد 14 آیه می ی م که در آنها  "نون" به کار رفته و می دانیم که حرف ن 14مین حرف در ترتیب ابجد است و نیز 14مین حرف مقطعه؛ جالب است که در آیه 68:1 نیز 14 حرف مقطعه(با تکرار) وجود دارد! چنان که اولین آیه ای که بر نازل شد(96:1) نیز دارای 14 حرف مقطعه(با تکرار) است! واقعا که متن قرآن فوق العاده است! عجیب است که فقط 14 کلمه که در 14 آیه آمده است دارای 3 حرف ن می باشد (مثل لن ن در 7:149) و نیز می دانیم که حرف ن در 68:1 سه بار آمده!!

32- همه نعداد حالاتی(نه آیاتی) که بین دو حرف ن ، یکی از حروف بسمله یا مقطعه یا فاصله وجود دارد (مثل انبنا – عینان –لن نقدر) برابر است با 681 یعنی 68:1 (به شرطی که 9:129 را که در آن کلمه ی بالموءمنین آمده به حساب نیاوریم!)

33- همه حالاتی که در آنها بین دو حرف ن یکی از حروف آیه ی 68:1 یا فاصله (که فاصله هم در این آیه وجود دارد) به کار رفته باشدبرابر است با : 798= 19*42 = 133

34- این بار در نظر بگیریم همه حالاتی که در آنها بین دو حرف ن یکی از حروف آیه ی 96:1(اولین آیه ی نازل شده) یا فاصله (که فاصله هم در این آیه وجود دارد) به کار رفته باشدبرابر است با : 570= 19*30 = 10*57

35- می دانیم که آیه 97:1 آیه ای است که از نزول دفعی قرآن در شب قدر خبر می دهد جالب است که همه حالاتی که در آنها بین دو حرف ن یکی از حروف آیه ی 97:1 یا فاصله (که فاصله هم در این آیه وجود دارد) به کار رفته باشد برابر است با : 532= 19*28= 19*14*2

36- سوره فاتحه یعنی سوره کلید؛ اگر محاسبه کنیم همه حالاتی که در آنها بین دو حرف ن یکی از حروف سوره فاتحه یا فاصله (که فاصله هم در این سوره وجود دارد) به کار رفته باشدبرابر است با : 722= 19*38= 19*19*2

37- در 114 سوره قرآن فقط 19 آیه در شروع سوره (آیه شماره 1) وجود دارد که با ن شروع یا به آن ختم می شود :

[6:1],[8:1],[9:1],[12:1],[13:1],[15:1],[16:1],[21:1],[23:1],[24:1],[27:1],[55:1],[63:1],[68:1],[78:1],[83:1],[95:1],[107:1],[109:1]

در 114 سوره قرآن فقط 19 آیه در شروع سوره (آیه شماره 1) وجود دارد که به  ن ختم می شود (این 19 آیه همان آیات فوق است یعنی این که اگر آیه با ن شروع شده با ن هم ختم شده است.

38- در همه آیاتی که شماره آیه به اضافه شماره سوره مضربی از 19 است تعداد حرف ن به کار رفته برابر است با: 1406= 19*74 و نیز می دانیم که اعجاز 19 قرآن در سال 1974 کشف شد و می دانیم که در سوره 74 به 19 اشاره یا تصریح شده است!!!!

39- در سوره 68 بعد از "نون" به القلم سوگند یاد شده اکنون ببینیم همه آیاتی که در آنها حروف ا ل ق م همراه با "نون" چه تعداد است؟ می بینیم که برابر است با 152 آیه = 19*8 !! آری قدرت خدداوند بی نهایت است! سراسر قرآن 19 است!

40- همه آیاتی که در آنها حروف القلم ( ا ل ق م ) به کار رفته : 1998= 666*3 و فهمیده ایم که 666 همان قرآن و همان تعداد رسولان خدا هستند که تا روز رستاخیز می آیند!

41- قرآن؛ قلمی برای نوشتن دارد که همان حروف نون است اکنون تمام سوره هایی را ببینیم که در آنها تعداد آیاتی که با یکی از حروف ن و ن شروع می شود مضرب 19 باشد  ؛ فقط 4 سوره هست : سوره ی 9 با 38 آیه ، سوره ی 13 با 19 آیه ، سوره ی 17 با 57 و سوره ی 51 با 19 آیه (چه این که مثل سوره 9 هیچ آیه ای با "ن" شروع نشده باشد و 38 آیه فقط با "و" شروع شود و یا این که مثل سوره ی 57 برخی آیات با "ن" و برخی با "و" که جمعا 19 آیه می باشد). اکنون این مقادیر را جمع می کنیم : 38+19+57+19 = 133 !

حال تمام سوره هایی را ببینیم که در آنها تعداد آیاتی که فقط با حرف "و" شروع می شود مضرب 19 باشد  ؛ 5 سوره هست : سوره ی 9 با 38 آیه ، سوره ی 12 نیز با 38 آیه، سوره ی 13 با 19 آیه ، سوره ی 51 با 19 و سوره ی 54 نیز با 19 آیه (در این صورت به آیاتی که با "ن" شروع شود کاری نداریم). اکنون این مقادیر را جمع می کنیم : 38+38+19+19+19 = 133 !

42- حرف "و" از حروف "نون" می باشد؛ تعداد آیاتی که دارای یک کلمه الله و یک حرف "و" هستند = 76= 19*4

43- تعداد 12 آیه هستند که یک کلمه الله و یک حرف ن دارند ولی حرف "و" ندارند و تعداد 7 آیه هستند که یک کلمه الله و یک حرف "و" دارند ولی حرف ن ندارند و : 12+7 = 19 !

44- کلمه "نون" سه حرف دارد ؛ به تعداد 171 (19*9) آیه هستند که 3 "ن" و 3 "و" دارند مثل؛ 110:2 و به تعداد 209 (19*11) آیه هست که حرف "ن" 3 برابر حرف "و" می باشد مثل 114:6 . تعداد 855 (19*45) آیه نیز دارای حروف نون هست که در آنها حرف "و" 2 بار آمده است! خداوند با حروف نون، قرآن را حفظ می کند و ی جز او از عدد سربازانش باخبر نیست!!

45- تعداد 1149 آیه با حرف "و" شروع و با حرف "ن" ختم می شوند که از این تعداد، 95 (19*5) آیه دارای 7 حرف واو می باشند مثل 64:12 و جالب است که 95 (19*5) آیه نیز دارای 7 حرف ن می باشند مثل 68:51 (عدد 7 نیز دارای نقش مهمی در اعجاز ریاضی است که در این مقاله نیز بعضی از آنها را می توان مشاهده کرد مثل عدد 133 که 19*7 می باشد یا مواردی که از 14 (2*7) صحبت کردیم.

اضافه کنیم که از این 1149 آیه، 38(19*2) آیه نیز دارای 3 حرف"و" و 3 حرف "ن" می باشد مثل 107:7

تعداد 66 آیه (مقدار عددی کلمه الله) نیز از 1149 آیه هست که تعداد "و" ضرب در تعداد "ن" = 6 مثل 95:1 که دارای 3"و" و 2"ن" می باشد و 3*2=6

46- در کلمه ی "نون" حرف نون 2 برابر حرف واو است؛ آیاتی را ببینیم که تعداد نون 4 و تعداد واو 2 باشد در این ح 133 آیه داریم (19*7) مثل 89:15 خیلی عجیب است که تعداد 228 (19*12) آیه نیز دارای 2 نون و 1 واو هستند مثل 111:2

این که در کلمه ی "نون" دو حرف مقطعه ن همراه با یک حرف غیر مقطعه "و" به کار رفته می تواند نقش مهمی را در ارتباط با حروف مقطعه و غیر مقطعه (کل حروف) و در حفاظت از کل قرآن ایفا کند که چه بسا به این خاطر خداوند می فرماید "نون والقلم و ما یسطرون" یعنی قرآن؛ قلمی برای نوشتن دارد که همان حروف نون است. ارزش عددی ن 50 بنابراین ارزش عددی دو حرف ن مساوی 100 و مساوی حرف مقطعه ق ( قرآن) است. مقدار عددی کلمه ی "نون" 106 است و اگر به آیه 2:106 نگله کنیم در آن دو بار حرف ننـ کنار هم به کار رفته (ما ننسخ – او ننسها) !!! (در این آیه 2 بار نیز حرف "و" آمده).

گفتیم که مقدار عددی 2ن می شود 100 مساوی حرف ق؛ اکنون آیاتی را که 100 حرفی هستند بشماریم می شود 19 آیه!!! در این 19 آیه تعداد حروف مقطعه (غیر تکراری ها در هر آیه + آیات دیگر) برابر است با 228=19*12=114*2 آن 19 آیه:

[2:20], [4:58], [4:150], [5:27], [6:92], [7:101],[7:195], [9:18], [9:67], [9:72], [12:43], [13:22],[16:14], [17:51], [18:45], [22:17], [31:34],[39:5], [45:17]

47- حالا بیایید 19 آیه اولی قرآن را در نظر بگیریم و همچنین نوزده آیه آ ی را ؛ در 19 آیه اولی (1:1 تا 2:12) 57 (19*3)عدد حرف "ن" داریم!!!! و در نوزده آیه آ ی (114:6 تا 111:2) 19 حرف "ن" داریم!!!!!

این نشانه ای دیگر است از طراحی ریاضی قرآن. خدای توانا را سپاس که قرآن با این عظمت را در اختیار جهانیان قرار داده است تا بوسیله آن هدایت شوند و سرگردان نشوند!!!!

48- چرا در سوره ی 19 در آیه ی 9 و آیه ی 20 به ترتیب "تلــــ" و "الـــــ" آمده به جای تکن و اکن ؟!

علاوه بر نکاتی که در مورد حرف کاف وجود دارد که مثلا بین این دو کلمه 19 حرف کاف هست مطلب بسیار جالبی هم در مورد حرف نون وجود دارد: تعداد آیاتی که در سوره 19 دارای دو حرف ن هستند برابرند با 19 و یکی از این آیات آیه ی 9 است که اگر لفظ "تکن" می آمد تعداد آیات 18 می شد. همچنین در این سوره 19 آیه هست که دارای سه حرف نون می باشد و یکی از این آیات آیه ی 20 است که اگر لفظ "أکن" می آمد تعداد آیات 18 می شد!!!!!!!!! برای جستجوی این دو مورد در منوی جستجوی نرم افزار openquran هر یک از فرمولهای زیر را جداگانه قرار دهید و سوره انتخ سوره 19 باشد:

count(ن=2);

count(ن=3);

علاوه بر این بین این دو کلمه با فصل واو (شمارش واو به عنوان کلمه مستقل) 114(19*6) کلمه وجود دارد. همچنین تعداد حرف کاف(که از حروف مقطعه این سوره است) بین دو کلمه(با احتساب این دو کلمه) 19 است.



مشاهده متن کامل ...
باشه برو
درخواست حذف اطلاعات
داری میری ، باشه برو، بدون عشق ، چه میکنی

باخاطرات خوبمون ، با سرنوشت ، چه میکنی


با کوچه های آشنا که پر شده ازعشق ما

با یاد چشمای منو خاطره هام، چه میکنی


بدون من ، چه میکنی.....چه میکنی




شاید بتونی نازنین یک شب فراموشَم کنی

با اون قسَمات ای عزیز پیش خدا چه میکنی


با من و سوز و آه مَن با اشک بی گناه من

با این دل ش ته وٌ ، خونه اب چه میکنی


بدون من ، چه میکنی.....چه میکنی


اوج :

بگوچطور دلت میاد اینجوری تنهام بزاری

تو اوج دردا و نیاز اینجور منو جا بزاری


دارم فراموشت میشم میخوای که خاموشَم کنی

دیگه مهم نیستم واست اما تو حاشا میکنی

.................


یه روزتوهم تنهامیشی............... میای که پیدام ی

دارم تموم میشم بگو ............. چطور بی ما تا میکنی


باز منو رسوا میکنی............. چطور بی ما تا میکنی.


اوج :


شاید بتونی نازنین یک شب فراموشَم کنی

با اون قسَمات ای عزیز پیش خدا چه میکنی


با من و سوز و آه مَن با اشک بی گناه من

با این دل ش ته وٌ ، خونه اب چه میکنی



بدون ما چه میکنی......بدون ما چه میکنی





مشاهده متن کامل ...
یدون عشق چه میکنی
درخواست حذف اطلاعات
داری میری ، باشه برو، بدون عشق ، چه میکنی

باخاطرات خوبمون ، با سرنوشت ، چه میکنی

با کوچه های آشنا که پر شده ازعشق ما

با یاد چشمای منو خاطره هام، چه میکنی

بدون من ، چه میکنی.....چه میکنی

شاید بتونی نازنین یک شب فراموشَم کنی

با اون قسَمات ای عزیز پیش خدا چه میکنی

با من و سوز و آه مَن با اشک بی گناه من

با این دل ش ته وٌ ، خونه اب چه میکنی

بدون من ، چه میکنی.....چه میکنی

اوج :

بگوچطور دلت میاد اینجوری تنهام بزاری

تو اوج دردا و نیاز اینجور منو جا بزاری

دارم فراموشت میشم میخوای که خاموشَم کنی

دیگه مهم نیستم واست اما تو حاشا میکنی

.................

یه روزتوهم تنهامیشی............... میای که پیدام ی

دارم تموم میشم بگو ............. چطور بی ما تا میکنی

باز منو رسوا میکنی............. چطور بی ما تا میکنی.

اوج :

شاید بتونی نازنین یک شب فراموشَم کنی

با اون قسَمات ای عزیز پیش خدا چه میکنی

با من و سوز و آه مَن با اشک بی گناه من

با این دل ش ته وٌ ، خونه اب چه میکنی


بدون ما چه میکنی......بدون ما چه میکنی



مشاهده متن کامل ...
معنی ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز 95|انشا در مورد تو نیکی می کن در دجل
درخواست حذف اطلاعات



مشاهده متن کامل ...
انشا در مورد تو نیکی می کن در دجله انداز|معنی تو نیکی میکن و در دجله انداز
درخواست حذف اطلاعات

انشا تو نیکی میکن و در دجله انداز
معنی ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز
شعر کامل تو نیکی میکن و در دجله انداز
داستانهای کوتاه قابوس نامه تو نیکی میکن در دجله انداز
گسترش ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز
از تو حرکت از خدا برکت
انشا از تو حرکت ازخدا برکت
باد آورده را باد میبرد

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
انتخابات کانون صنفى فرهنگیان اسان رضوى
درخواست حذف اطلاعات
با سلام خدمت همکار ان ارجمند انتخابات کانون صنفى فرهنگیان اسان رضوى (هیات مدیره و بازرسان )روز ٩٥/٩/٢٦ ساعت ٩/٥صبح در محل مجموعه ورزشى کارگران بولوار سازمان آب تشکیل مى گردد از حضور گرم شما سپاسگزاریم .لطفأ ضمن همراه داشتن تصویر حکم کار گزینى یا کارت شناسایى ، به سایر همکاران محترم فرهنگى اطلاع رسانى فرماییدلیست ک داهای *حامیان دور ش* کانون صنفی فرهنگیان اسان رضوی✅_معصومه ابراهیمی✅مرتضی افسری✅محمودقلی پور✅ حسین مهدی پور✅جمشیداللهیاری✅احمدرمضانی✅غلامحسین پورمحمدی✅هادی وطن خواه✅جواد حسن پور
فراموش نکنیم:⭐️از دشمنی تا دوستییک لبخند⭐️از جدائی تا پیوندیک قدم⭐️از توقف تا پیشرفتیک حرکت⭐️از کینه تا بخششیک گذشت⭐️و از نفرت تا علاقهیک محبت است⭐️مواظب این یکها باشیم

مشاهده متن کامل ...
سخنرانی آیت الله میرباقری در موضوع صبر بر مسیر حق
درخواست حذف اطلاعات
سخنرانی آیت الله میرباقری در بزرگداشت مرحوم صدوق:

اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است.

گروه معارف - رجانیوز: مراسم بزرگداشت مرحوم حجت ال والمسلمین مسعود صدوق از اساتید برجسته حوزه روز 18 فروردین برگزار شد.

 

به گزارش رجانیوز مراسم بزرگداشت مرحوم صدوق روز با سخنرانی آیت الله میرباقری و با حضور شخصیت های  لشکری و کشوری، شاگردان و مردم متدین برگزار شد. 
 
در ادامه متن کامل سخنرانی آیت الله میرباقری را از نظر می گذرانید:
 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. احمده و استعینه و اؤمن به و اتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه حبیب اله العالمین اباالقاسم محمد(ص). صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدیین. سیما بقیه الله فی الارضین. ارواحنا لتراب مقدمه فداه و اللعنه علی اعدائهم اجمعین.

 

خدای متعال قلوب ما را با معرفت زمان(عج) منور بفرماید و مجلس را مورد لطف و رضایت خاص حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

 

اعوذ بالله من ال الرجیم. من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه. فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. در قرآن مجید در عین این که به وضوح توضیح داده شده است که اله عالم یکی است، هوالذی فی السماء اله و فی الارض اله. رب عالم یکی است. خدای متعال رب العالمین است، اما در موضوع ولایت به صراحت قرآن بیان می کند که دو جریان ولایت در عالم هست. یکی جریان ولایت الله است؛ «الله ولی الذین آمنوا ی جهم من الظلمات الی النور» و در مقابل ولایت اولیاء طاغوت است؛ «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات». جریان ولایت الله در عالم که ولایت نور است و هر ی از این ولایت برخوردار شد، متنعم شد، سیرش در وادی نور است، این جریان از طریق اولیاء الهی در عالم جاری می شود.

 

این حدیث نورانی در خاطر مبارکتان است که بسیار حدیث شریفی است، حضرت فرمودند: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته». خدای متعال ما را با خودش یکی کرده است. تعبیر «خلط» را علماء، محققین و بزرگان معنا می فرمایند که یعنی چه؟!: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته و قال: انما ولیکم الله و رسوله. الذین یقیمون الصلاه و یؤتون ا کاه و هم راکعون». خدای متعال ما را با خودش یکی کرد و ولایت ما را ولایت خود قرار داد و فرمود: «انما» ولی شما خداست و رسول و اهل بیت(ع). پس دو جریان ولایت در عالم هست؛ یکی ولایت الله که از طریق ولایت معصومین(ع) در عالم جاری می شود و همان ولایت الله است و همه ی انبیاء مبعوث به همین ولایتند و مأموریتشان بسط این ولایت است. «ولایتنا ولایت الله ی لم یبعث نبی قط الا بها

 

دوم جریان س رستی اولیاء طاغوت است: «ی جونهم من النور الی الظلمات.» آن انی که ولایت الله را قبول نکنند، توحید را نپذیرند، اسیر اولیاء طاغوت می شوند و پایان ولایت: «اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون». این دو جریان در عالم هست، جریان ایمان و کفر. خدای متعال هم بنایش بر این نیست که ی را مجبور به ایمان د «لا اکراه فی الدین». خدای متعال بعد از اینکه توحید را در آیه ی مبارک آیه الکرسی توضیح می دهد: «الله لا اله الا هو...» تا آ ، بعد می فرماید: «لا اکراه فی الدین.» در پذیرش این توحید اکراهی نیست، ولی اگر مؤمن شدید نتیجه اش برخورداری از ولایت الله است اگر به توحید کفر ورزیدید، نتیجه اش سلطه ی اولیاء طاغوت بر انسان است.

 

این داستان این عالم است. این درگیری مستمر بین ولایت نور و ظلمت، ولایت حق و باطل، یک درگیری است که شاید از آغاز خلقت انسان وجود داشته و از نظر قرآن دو مطلب حتمی و قطعی است. یکی پیروزی جبهه ی انبیاء و اولیاء و جبهه ی حق است در این هیچ تردیدی نیست که این جبهه قطعاً پیروز است. این مطلب را قرآن با بیان های مختلفی ذکر می کند. گاه می فرماید: «هوالذی ارسله رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشر .» این به خواست دیگران مربوط نیست. چراکه اراده ی الهی است. دین این رسول، دین غالب و ولایتش ولایت غالب است. همه ی ادیان تحت پوشش او قرار می گیرند. چون کفار هم برای خود دین دارند: «لکم دینکم ولی دین»؛ دعوا بر سر دین است. دعوا در عالم بر سر اله است. در سوره ی کافرون خدای متعال می فرماید: «قل یا ایهاالکافرون. لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد» اختلاف بر سر معبود و بر سر خداپرستی و بت پرستی و دنیاپرستی است. به این اختلاف، اختلاف در دین ختم می شود. «لکم دینکم و لی دین.» دین انبیاء، دین خداپرستی و دین دیگران، دین دنیاپرستی! این دین خداپرستی که دین توحید است، چیزی نیست که خدای متعال انسان ها را به آن مکره کند. اگر پذیرفتند تحت ولایت الله قرار می گیرند و اگر نپذیرفتند تحت ولایت اولیاء طاغوت. غلبه هم با این دین حق است. «لیظهره علی الدین کله» همه ی ادیان مادی از بین می روند و دین توحید بر سایر ادیان غلبه پیدا می کند. دینی که انبیاء آوردند. ملاحظه فرمودید که این دین در این آیه به ولایت المؤمنین(ع) تفسیر شده است. «هو الذی ارسله بالهدی و دین الحق» دین حق، نبی اکرم را مأمور کرد که ولایت المؤمنین(ع) را در عالم ابلاغ و جاری کند. بنابراین از نظر قرآن غلبه ولایت حق و نورانی شدن پایان عالم به نور ولایت حق، «اشرقت الارض بنور ربها» زمین در عصر ظهور با نور (ع) روشن می شود و همه ی اهل عالم زنده می شوند. «اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» از این دست آیاتی که غلبه ی حق را قطعی می داند. «جاء الحق و زهق الباطل».

 

این یک نکته قطعی است. نکته قطعی دیگر که در قرآن بیان شده است این است که این دو جریان به تدریج از هم تفکیک می شوند. در عالم دنیا این دو جریان یک اختلاط و آمیختگی دارند. این یک خصوصیت عالم دنیاست. در عالم دنیا این دو دستگاه با هم آمیخته هستند. لذا گاهی صفات مؤمنین به کفار سرایت می کند، صفات دستگاه باطل به مؤمنین سرایت می کند. می بینید که مؤمنین هم به ظاهر دنیاگرا می شوند. بعضی از صفات کفار در آنان پیدا می شود. کفار هم بعضی از صفات خوب را پیدا می کنند، این ناشی از اختلاط عالم دنیاست. حکم دوم قطعی این است که این اختلاط پایان پذیر است و تمام می شود. در سوره ی مبارکه ی بینه این را به وضوح توضیح داده اند. «بسم الله الرحمن الرحیم. لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تأتیهم البینه. رسول من الله یتلو صحفا مطهره.» وقتی پیغمبر گرامی با صحف و کتب الهی می آید، این دو صف از هم جدا می شوند. این تفکیک تا جایی می رسد که دو دسته می شوند: «شر البریه و خیرالبریه». «ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریه». این یک دسته می شوند. مخلد در آتش. مؤمنین هم، «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه. ذلک لمن خشی ربه» این دعوا بر سر دنیا نیست. پایان آن هم غلبه ی دنیایی نیست. وقتی تفکیک شد، رضی الله عنهم و رضوا عنه. بنابراین پایان این دو جریان این گونه است. در این دنیا که عالم اختلاط است، اختلاط در حد صفات هم می رود. صفات کفار به مؤمنین و مؤمنین به کفار سرایت می کند. تفکیک می شوند. این تفکیک بگونه ای است که در بهشت هیچ صفت رذیله ای نیست. در جهنم هم وقتی انی که باید خلاص شوند، خلاص می شوند و انی که خالد هستند باقی می مانند، هیچ صفت حمیده و هیچ پاکی نیست. این دو جریان از نظر قرآن حکم دومش این است.

 

تفکیک میان خیر و شر بر مدار المؤمنین(ع) است

 

عنایت دارید که حکم دوم نیز بر محور ولایت است. روایات متعددی نقل کرده اند که به المؤمنین(ع) فرمود: یا علی! شما و شیعیانتان خیرالبریه هستید. این تفکیک بر مدار المؤمنین(ع) است. در عالم با ولایت المؤمنین(ع) با تدبیر و برنامه ریزی و مدیریتی که می کنند، این صف ّهای آمیخته به تدریج از هم جدا می شوند. می بینید صفین خیلی صف ها را از هم جدا کرد. اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند. وقتی حضرت این صحنه را بپا می کنند، صف ها جدا می شود. تفکیک در عالم بر محور ولایت واقع می شود. این دو جبهه از هم تفکیک می شوند. پس این حکم قطعی قرآن است؛ یکی غلبه ولایت حق و دوم مسیر تفکیک این دو جریان تا خالص شدن این دو جریان. یک دسته می شوند بدترین و یک دسته می شوند بهترین. آنان خالد در جهنم اند و اینان خالد در بهشت و نعم. حال در این درگیری که در عالم است، مسیر جبهه ی حق تا پیروزی یک مسیر پر از فراز و نشیب است. چون بناست اراده های انسانی، به اختیار خودشان، «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» مسیر بت پرستی و خداپرستی را انتخاب کنند. حجت ها تمام شود، اراده ها بالغ شوند. یک دسته مستقر در کفر شوند و یک دسته مستقر در ایمان شوند که تمام سختی ها و دشواری ها آنان را از مسیر ایمان متز ل نکند، این مسیر پر فراز و نشیب و بسیار پیچیده ای است که گاهی انبیاء الهی هم قرآن می فرماید، با این که پیغمبر بودند با این که میثاق هایی را در عالم گذشته گذرانده بودند ــ البته بنده در رابطه با انبیاء جسارت نمی کنم ــ پایداری ن د نتوانستد پای این حکم الهی صبر کنند، عجله د. «فاصبر لحکم ربک» در سوره ی مبارکه ی «ن و القلم» که داستان بعثت نبی اکرم(ص) و جبهه ی مقابل حضرت خیلی عجیب توضیح داده شده است، قرآن در پایان می فرماید: ای پیغمبر! فاصبر لحکم ربک. غلبه با شماست. ولی صبر کن برای حکم پروردگارت! آن حکم باید در عالم جاری شود. «ولا تکن کصاحب الحوت» این هم تعبیر عجیبی است از حضرت یونس(ع). مانند مصاحب شکم ماهی نباش! البته این تعبیر معانی باطنی دارد. از قوم خود جدا شد و عجله کرد نتوانست آن تدبیر را تحمل کند. سال ها دعوت کرد، تنها دو نفر ایمان آوردند. شتاب کرد ! ای پیغمبر ما، صبر کن! یا در جای دیگر می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»! در پایان سوره ی یونس وقتی داستان پیچیده ی درگیری انبیاء و کفار را توضیح می دهد، در پایان می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»؛ صبر کنید تا فرمان خدا در عالم جاری شود «و هُو خیر الحاکمین» عجله نکنید پای حکم خدا ایستادن خیلی کار دشواری است. همین جاست که بسیاری کم آوردند. همین جاست که بسیاری از انبیاء جدا شدند. با حضرت نوح(ع) همراه شدند وقتی پیروزی به تأخیر افتاد یکی یکی جدا شدند. حضرت ماند و یک عده ی محدود! این داستان هم نکته ی بعدی است که مسیر پیروزی یک مسیر پرفراز و نشیبی است که بسیاری از رمز و راز آن بر ما پنهان است. حتی غیر از نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) گاهی رمز و راز مسیر بر انبیاء هم پیچیده و پوشیده بود. نمی دانستند که چه اتفاقی می خواهد بیفتد. تا کی و چرا باید صبر کنند؟ ولی پای حکم خدا باید صبر کرد. این هم نکته ی بعدی تا غلبه ی قطعی واقع شود.

 

در این درگیری انسان ها دو دسته می شوند یک دسته طرفدار جبهه ی انبیاء می شوند و پای حرف انبیاء می ایستند و یک دسته هم از صف انبیاء به تدریج جدا می شوند. سختی های راه را نمی توانند تحمل کنند. انی که پای درگیری و پای انبیاء می ایستند درجاتی دارند. یک عده هستند که تحمل ولایت معصوم را می کنند و حامل ولایت برای دیگران می شوند. می توانند این حقیقت و این سرّ را به دیگران برسانند.

 

 حالا فرصت کوتاه است و مجلس، مجلس بزرگداشت یک عالم ربانی است. اگر نبود شخصیت این مرد بزرگ [مرحوم حجت ال و المسلمین صدوق] ـ که به نظر من، عمرش را وقف زمان(عج) کرد و آن هم به شکل صحیح! انسان وقف، انسانی که با تمام انگیزه و با تمام قوا در این مسیر قدم برمی داشت ـ بنده بحث را به این جا نمی کشاندم. قاعدتاً مجلس ختم، مجلس تذکر به عالم آ ت و مجلس مؤعظه است. ولی چون مجلس منسوب به این عالم عزیز است، عرض می کنم.

 

درگیری بین جبهه حق و  باطل در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش قرار دارد

 

این درگیری [بین جبهه حق و جبهه باطل] در دوران ما، در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش است. به تعبیر بعضی بزرگان تبدیل شده است به درگیری بین و تجدد! یعنی درگیری ایمان و کفر و درگیری حق و باطل در دوران ما، نوک پیکانش درگیری و تجدد است. که آن تمدن ی است که همه ی زوایای زندگی بشر را زیر سلطه ی خودش قرار می دهد. می دانید که این تمدن، مدعی برنامه ریزی در مقیاس توسعه ی پایدار برای همه ی عرصه های حیات اجتماعی است. یعنی مدعی هستند که ولایت خودشان را بر همه ی زوایای زندگی بشر جاری کنند. برای انسان قبل از تولدش برنامه ریزی می کنند، برای به دنیا آمدنش و زایمانش تا مهد کودکش تا دوران تحصیلش تا دوران اشتغال و دوران فراغت و پیری اش خانه های سالمندان و اتاق مرگش و السلام! لحظه و عرصه و جامعه ای را هم خالی نگذاشته اند. مدعی د ده ی واحد جهانی هستند. البته اینها حرف ها امروز بدیهی شده و احتیاجی به گفتن ندارد. ما با یک چنین تمدن پیچیده ی ی که برای همه ی عرصه ها تدبیر کرده است، مواجهیم! تمدنی که «ظلمات بعضها فوق بعض» است. 

 

ادامه سقیفه در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است/ واژگونی اخلاقی و فرهنگی رخ داده، پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است

 

ادامه ی سقیفه در امپراطوری بنی امیه و بنی عباس است و از آن جا وارد غرب شده و در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است. امپراتوری که مثل اسلاف خود، جبهه ی انبیاء را متهم به عدم عقلانیت می کند. مکرر در قرآن ذکر شده که: «والقلم و ما یسطرون. و ما انت بنعمت ربک بمجنون» و در آیه ی «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون». اینها وقتی قرآن را می شنوند، می گویند اینان مجنون اند. چرا؟ آیا این جنون یعنی یک بیماری روانی؟! این که نیست. این همان عدم عقلانیتی است که الآن هم ادیان را به آن متهم می کنند. و الا ادعای جنونِ این گونه نسبت به (ص) نداشتند. در همان آیه بلافاصله می فرماید: «ولاتطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون» اینها که با یک مجنون، بنای مداهنه و سازش ندارند. این سازش، اطاعت است: «ولا تطع المکذبین» امروز هم همین طور است. این تمدن پیچیده ی غرب برای همه ی عرصه های زندگی بشر برنامه دارد و چنانچه از روایت های آ ا مانی استفاده می شود، یک مرکزیتی در عالم است که تلاش می کند برای واژگونی فرهنگی؛ به طوری که در این تمدن همه ی خوبی ها بدی می شود و بدی ها خوب! معروف، منکر می شود و منکر، معروف!! روایت ّهای آ ا مان را ببینید. بخش عمده ای از آن ها علائم آ ا مان را که بیان می کند، یک واژگونی اخلاقی و یک واژگونی فرهنگی است که پیداست از مرکزیتی اداره می شود. این پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است. پیچیده ترین نوع ایجاد درگیری بین انبیاء و جبهه ی باطل است. «حملوا الناس علی اکتاف آل محمد(ص)» مردم را در مقابل دین قرار می دهد. آراء را در مقابل ادیان قرار می دهند. 

 

بعد از غلبه رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز به پرچم داری دو تمدن و غرب آغاز شده است

 

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است. خدا رحمت کند بزرگوار ما را آن روزی که می گفت هیچ غلطی نمی تواند کند، بعضی ها تعجب می د. چون قدرت اقتصادی و نظامی و جریان های قدرت در دست آنان است. نمی خواستند بگویند آنان نمی توانند محاصره اقتصادی کنند، نمی خواستند بگویند آنان حمله ی نظامی نمی کنند یا قدرت نظامی ندارند. فرمایش یک کلمه بود: اگر شما استقامت کنید آنان با همه ی قوا به میدان می آیند ولی با همه ی قوا هیچ کاری نمی توانند ند. الآن هم همین طور شده است. امروز که سی و هفت سال از انقلاب می گذرد و پانزده سال است که از حمله ی مستقیم آنان به دنیای می گذرد، با همه ی قوا هم آمده اند اما الحمدلله ما هر روز مقتدرتر شده ایم. معنایش این است که هیچ غلطی نمی توانند ند. الحمدلله این انقلاب ی مسیر خودش را طی می کند و به دنبال ت مستعجل هم نباید بود. عجله بسیار خطاست. ما هر روز پیش رفته ایم. درگیری بین و غرب عمیق تر شده است و به مرحله ی برخورد تمدن ها رسیده است. چه ی فکر می کرد بعد از غلبه ی رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز بشود؟ آن هم عمده اش بین دو تمدن و غرب باشد به پرچم داری ایران و ! این اتفاق افتاده و این حرف ما نیست.

 

چه ی فکر می کرد در این درگیری عظیم با این که مرتب تأکید می شود بر وحدت دنیای ، جبهه ی نفاق در دنیای به حدی احساس خطر کند که کار را به اینجا برساند و هر ی سر درون دنیای می کند، بفهمد در دنیای دو جریان است: جریان معقول جریان مکتب اهل بیت است و جریان خشن و کور که جریان سلفی گری است. امروز هر ی سر درون دنیای می کند این را می فهمد. تا دو سه دهه قبل، برای خود مسلمانان در داخل دنیای این مسئله مبهم بود. یکی از نکات بسیار مهم که در این پنج شش سال اخیر اتفاق افتاد ـ که این هم به غلبه ی ناب به تعبیر حضرت (ره) و غلبه ی مکتب اهل بیت(ع) منتهی شده است ـ همین درگیری های منطقه ای است. این درگیری های منطقه ای را دشمن هدایت کرده است. غرب وارد منطقه شده است برای سرکوب دنیای و تجزیه ی کشورهای ی و ایجاد درگیری درون دنیای . این درگیری الحمدلله به نفع مکتب اهل بیت(ع) تمام شده است. چه ی است که نداند بسیاری از کشورهای مهم دنیا از شما دعوت می کند که بیاید مکتب اهل بیت را به جای مکتب انحرافی سلفی در کشور ما تبلیغ کنید. مثل روسیه و چین. بنابراین این انقلاب مسیر خود را طی می کند.

 

 منتها در مقابل برنامه و نظم پیچیده ای که عقلانیت مادی غرب برای تمام عرصه های حیات ایجاد کرده است، طراحی یک برنامه جامع حقیقتاً یک کار بسیار دشواری است. برخلاف این که در ابتدا سهل می نمایاند. درک عمیق از مسئله ی ما که مسئله ی ما چیست؟ این که ما یک کارشناس مسلمان نداریم؟! خیر، فراوان داشته ایم و داریم. مسئله این است که اینان کنار فقها نمی نشینند؟! سی سال است کنار هم می نشینند. تئوریزه انقلاب ی، و بیان یک تئوری اداره ی متناسب با این مرحله ی انقلاب که به تعبیر معظم انقلاب ی، مرحله ی عبور از نظام ی به ت ی است. تئوریزه رفتار ت که تداول ایام بین جریان ها صرفاً یک تداول ایام نباشد و حقیقتاً یک اتفاق فرهنگی بیفتد. این کار بسیار دشواری است. برخی این را یک کار ساده تلقی کرده اند و به تدریج روشن می شود که این گونه نیست. من اهل مبالغه نیستم و قصدم این نیست ولی این جا با قاطعیت عرض می کنم ـ از محضر همه ی فرهیختگان عزیز و بزرگانی که حضور دارند، عذر خواهی می کنم ـ بنده مدعی ام این کار، کاری است که یک متفکر عمیق که بتواند عمق درگیری جبهه ی حق و باطل را بفهمد در همه ی مظاهر و سر س ی به آستان ولایت حقه باشد، هیچ چیز را در عرض المؤمنین(ع) قبول نداشته باشد، این کار از عهده ی او برمی آید. و من مدعی ام تنها فیلسوف انقلاب ی، بزرگوار ما ـ که من شاگرد کوچک ایشان هستم ـ علامه سید منیرالدین حسینی(ره) است. بنده ایشان را فیلسوف انقلاب می دانم و لاغیر. ی که عمق درگیری فرهنگی جبهه ی حق و باطل را بفهمد، و بتواند مسیر انقلاب ی را برای عبور از این فضا تئوریزه کند. عرض بسیاری مدعی هستند. الحمدلله نیروهای بسیار خوب و فرهیخته ای داریم که از محصولات برجسته ی انقلاب ی است. به فضل الهی آنقدر ظرفیت حوزه و های ما با ۴ دهه ی قبل تفاوت کرده است که اصلاً قابل مقایسه نیست. متفکرینی که در و حوزه ی علمیه هستند و دغدغه ی آنان همین مسئله است، حقیقتاً فراوان و بسیارند و برخی از آنان نخبه به مفهوم حقیقی هستند. اینان مایه ی امیدند. اما تئوری بنیادین که بتواند عمق استراتژیک انقلاب ی و عمق فرهنگی اش را بفهمد و طراحی کند، من فقط یک فیلسوف می شناسم. اگر دیگران می شناسند، معرفی کنند بگویند کدام فلسفه تولید شده است؟! کدام فلسفه ی جدید که فلسفه ی عمل باشد و ناظر به تحول فرهنگ در همه ی عرصه ّها باشد، طراحی شده است؟!  کدام تئوری تولید است که بخواهد وحی را حاکم بر همه ی عقلانیت بشری ـ اعم از عقلانیت فلسفی، تجربی، اعم از معارف شهودی و غیر شهودی ـ کند؟! خدای متعال بر درجات همه ی عالمان بیفزاید. زحمت ها فراوان کشیده شده است. بنده نمی خواهد قدر زحمتی را کم کنم، خیر غرضم این نیست. می خواهم بگویم مسئله ی انقلاب ی بسیار جدی تر و عمیق تر است. ما در لایه های بسیار عمیق از آن درگیریم. که اگر مبارزه را به آن عمق نکشانیم... مثلاً گاهی در حوزه ی ما روش تحقیق های غربی برای پایان نامه های فضلای حوزه تدریس می شود! به نظر شما ما به این نحو به عمق انقلاب فرهنگی می رسیم؟! اگر ما در روش تحقیق با غربی ها دعوا نداریم، سر چه دعوا داریم؟! تمام دعوا همین جاست. الآن عرض الحمدلله نخبگان فراوان و ارزشمندی در حوزه و مشغولند که این از سرمایه های ماست، اما تئوریزه انقلاب ی و مراحل آن، مسئله ی جدی ماست.

 

 و این عالم عزیزی [مرحوم صدوق] که ما در فقدان او دور هم جمع شده ایم و فقدان ایشان برای همه ی ما غیر مترقبه و سنگین است ـ خدای متعال مسائل را می داند ـ امیدوارم امثال این عزیز، انی باشند که اهل رجعت باشند و ادامه ی راهشان را در رجعت در کنار معصوم(ع) به پایان برسانند. ایشان از انی بود که خودش را وقف کرد. انی که با ایشان آشنا هستند می دانند، موقعیت های خوبی که از دوران جوانی خودشان در ، در نظام اجرا و در حوزه داشتند اما به همه پشت پا زدند و سی و پنج سال از فا ترین دوران خود را وقف این راه د. شب و روز نمی شناختند. همه می دانند یک خانه ی مس ی از خود نداشت، همه می دانند معیشتش بسیار تنگ بود ـ البته این تعبیر زشتی است. چون عیش اینان، عیش واسع است. ظاهر را عرض می کنم ـ با این که همه چیز برای ایشان فراهم بود. این طور نبود که حال به دنیایش هم برسد. خیر، خودشان را وقف کرده بودند. به تنها چیزی که فکر نمی کرد، خودش و شئون دنیایی خودش بود. به تمام معنا آدمِ وقف بود. همه ی وجودش دغدغه بود و مهم این است که دغدغه اش دغدغه ی عمیقی بود. شه های بنیادین انقلاب ی و به دنبالش شه های راهبردی را پیش می برد و ارائه می کرد. الحمدلله برکاتی هم داشتند، شاگردان خوبی را تربیت د. من این تعبیرِ « شمند گفتمان انقلاب ی» ـ که سرور عزیزم جناب نجات راجع به ایشان بکار بردند ـ واقعاً تعبیر بسزایی می دانم. حقیقتاً یک شمند بود و خود را وقف کرده بود برای حل مسائل انقلاب ی. به فضل الهی، به نتایج خوبی هم رسیدند؛ منتهی نیاز است که ان شاءالله شاگردان و همکاران ایشان این مسیر را ادامه دهند. عاش سعیدا و مات سعیدا!

 

 یک جمله ای بعنوان پایان عرایضم عرض کنم از المؤمنین(ع). وقتی خبر رحلت خباب به ایشان رسید ـ که صح رسول و جزو اول مسلمانان بود، بسیار شکنجه شده بود در دوران صدر برای این که از حضرت روی گردان شود، اما پایدار ایستاده بود و در جنگ ها کنار نبی اکرم(ص) بود. حتی برخی می گفتند در صفین در کنار المؤمنین(ع) بود، اگر عمرش کفاف داده باشد ـ وقتی خبر رسید، حضرت چند جمله فرمودند که در حکمت های ۴۳و۴۴ نهج البلاغه نقل شده است: با محبت و از سر رغبت ایمان آورد. مانند منافقین نبود که از سر کراهت ایمان بیاورند، یا بعد از پیروزی «یدخلون فی دین الله افواجا» باشند، همین طوری سرشان را بیندازند و بیایند. به کفاف قانع بود و از خدای خودش راضی بود و همه ی زندگانی اش جهاد بود. بعد فرمودند: گوارا باد این سعادت، برای انی که همه ی توجه شان به عالم آ ت است. و برای روز حساب عمل می کنند و به کفاف در این دنیا قانع اند. وقتی بدست آوردند دیگر هم افزایی نمی کنند. آن انی می توانند در درگیری حق و باطل کنار اولیاء خدا بایستند که اینجور باشند. اگر قناعت به کفاف نداشته باشند، اگر حیات مجاهدانه نداشته باشند، از صف اولیاء الهی جدا می شوند، سختی های راه آنان را جدا می کند. هوس ها و لذت ها آنان را جدا می کند.

 

خدای متعال بر درجات این عالم بزرگوار بیفزاید. ان شاءالله راهشان را پر رهرو قرار دهد، به شاگردانشان توفیق دهد با جدیت و قاطعیت و تدبیر دقیق و صحیح این مسیر را ان شاءالله ادامه دهند. فقدان ایشان را به همه ی بازماندگان محترم، پدر بزرگوارشان، فرزندان فاضل و ارجمندشان، صبیه مکرمه و اهل بیت مکرمه شان و سایر بازماندگان عزیزشان، شاگردان و همکاران و دوستان عزیزشان صمیمانه تسلیت عرض می کنم و از خدای متعال برای ایشان علو درجات و ادامه ی راهشان را درخواست می کنم. و از همه ی قدم هایی که در راه تکریم این عالم بزرگوار از اول تا کنون برداشته شد، از خدای متعال درخواست می کنم این قدم ها را در صراط مستقیم المؤمنین(ع) استوار و ثابت قدم بدارد.

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله



مشاهده متن کامل ...
سخنرانی آیت الله میرباقری در موضوع صبر بر مسیر حق
درخواست حذف اطلاعات
سخنرانی آیت الله میرباقری در بزرگداشت مرحوم صدوق:

اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است.

گروه معارف - رجانیوز: مراسم بزرگداشت مرحوم حجت ال والمسلمین مسعود صدوق از اساتید برجسته حوزه روز 18 فروردین برگزار شد.

 

به گزارش رجانیوز مراسم بزرگداشت مرحوم صدوق روز با سخنرانی آیت الله میرباقری و با حضور شخصیت های  لشکری و کشوری، شاگردان و مردم متدین برگزار شد. 
 
در ادامه متن کامل سخنرانی آیت الله میرباقری را از نظر می گذرانید:
 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. احمده و استعینه و اؤمن به و اتوکل علیه و استهدیه و استنصره و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه حبیب اله العالمین اباالقاسم محمد(ص). صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدیین. سیما بقیه الله فی الارضین. ارواحنا لتراب مقدمه فداه و اللعنه علی اعدائهم اجمعین.

 

خدای متعال قلوب ما را با معرفت زمان(عج) منور بفرماید و مجلس را مورد لطف و رضایت خاص حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد(ص).

 

اعوذ بالله من ال الرجیم. من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه. فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. در قرآن مجید در عین این که به وضوح توضیح داده شده است که اله عالم یکی است، هوالذی فی السماء اله و فی الارض اله. رب عالم یکی است. خدای متعال رب العالمین است، اما در موضوع ولایت به صراحت قرآن بیان می کند که دو جریان ولایت در عالم هست. یکی جریان ولایت الله است؛ «الله ولی الذین آمنوا ی جهم من الظلمات الی النور» و در مقابل ولایت اولیاء طاغوت است؛ «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ی جونهم من النور الی الظلمات». جریان ولایت الله در عالم که ولایت نور است و هر ی از این ولایت برخوردار شد، متنعم شد، سیرش در وادی نور است، این جریان از طریق اولیاء الهی در عالم جاری می شود.

 

این حدیث نورانی در خاطر مبارکتان است که بسیار حدیث شریفی است، حضرت فرمودند: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته». خدای متعال ما را با خودش یکی کرده است. تعبیر «خلط» را علماء، محققین و بزرگان معنا می فرمایند که یعنی چه؟!: «خلطنا بنفسه و جعل ولایتنا ولایته و قال: انما ولیکم الله و رسوله. الذین یقیمون الصلاه و یؤتون ا کاه و هم راکعون». خدای متعال ما را با خودش یکی کرد و ولایت ما را ولایت خود قرار داد و فرمود: «انما» ولی شما خداست و رسول و اهل بیت(ع). پس دو جریان ولایت در عالم هست؛ یکی ولایت الله که از طریق ولایت معصومین(ع) در عالم جاری می شود و همان ولایت الله است و همه ی انبیاء مبعوث به همین ولایتند و مأموریتشان بسط این ولایت است. «ولایتنا ولایت الله ی لم یبعث نبی قط الا بها

 

دوم جریان س رستی اولیاء طاغوت است: «ی جونهم من النور الی الظلمات.» آن انی که ولایت الله را قبول نکنند، توحید را نپذیرند، اسیر اولیاء طاغوت می شوند و پایان ولایت: «اولئک اصحاب النارهم فیها خالدون». این دو جریان در عالم هست، جریان ایمان و کفر. خدای متعال هم بنایش بر این نیست که ی را مجبور به ایمان د «لا اکراه فی الدین». خدای متعال بعد از اینکه توحید را در آیه ی مبارک آیه الکرسی توضیح می دهد: «الله لا اله الا هو...» تا آ ، بعد می فرماید: «لا اکراه فی الدین.» در پذیرش این توحید اکراهی نیست، ولی اگر مؤمن شدید نتیجه اش برخورداری از ولایت الله است اگر به توحید کفر ورزیدید، نتیجه اش سلطه ی اولیاء طاغوت بر انسان است.

 

این داستان این عالم است. این درگیری مستمر بین ولایت نور و ظلمت، ولایت حق و باطل، یک درگیری است که شاید از آغاز خلقت انسان وجود داشته و از نظر قرآن دو مطلب حتمی و قطعی است. یکی پیروزی جبهه ی انبیاء و اولیاء و جبهه ی حق است در این هیچ تردیدی نیست که این جبهه قطعاً پیروز است. این مطلب را قرآن با بیان های مختلفی ذکر می کند. گاه می فرماید: «هوالذی ارسله رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشر .» این به خواست دیگران مربوط نیست. چراکه اراده ی الهی است. دین این رسول، دین غالب و ولایتش ولایت غالب است. همه ی ادیان تحت پوشش او قرار می گیرند. چون کفار هم برای خود دین دارند: «لکم دینکم ولی دین»؛ دعوا بر سر دین است. دعوا در عالم بر سر اله است. در سوره ی کافرون خدای متعال می فرماید: «قل یا ایهاالکافرون. لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد» اختلاف بر سر معبود و بر سر خداپرستی و بت پرستی و دنیاپرستی است. به این اختلاف، اختلاف در دین ختم می شود. «لکم دینکم و لی دین.» دین انبیاء، دین خداپرستی و دین دیگران، دین دنیاپرستی! این دین خداپرستی که دین توحید است، چیزی نیست که خدای متعال انسان ها را به آن مکره کند. اگر پذیرفتند تحت ولایت الله قرار می گیرند و اگر نپذیرفتند تحت ولایت اولیاء طاغوت. غلبه هم با این دین حق است. «لیظهره علی الدین کله» همه ی ادیان مادی از بین می روند و دین توحید بر سایر ادیان غلبه پیدا می کند. دینی که انبیاء آوردند. ملاحظه فرمودید که این دین در این آیه به ولایت المؤمنین(ع) تفسیر شده است. «هو الذی ارسله بالهدی و دین الحق» دین حق، نبی اکرم را مأمور کرد که ولایت المؤمنین(ع) را در عالم ابلاغ و جاری کند. بنابراین از نظر قرآن غلبه ولایت حق و نورانی شدن پایان عالم به نور ولایت حق، «اشرقت الارض بنور ربها» زمین در عصر ظهور با نور (ع) روشن می شود و همه ی اهل عالم زنده می شوند. «اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها» از این دست آیاتی که غلبه ی حق را قطعی می داند. «جاء الحق و زهق الباطل».

 

این یک نکته قطعی است. نکته قطعی دیگر که در قرآن بیان شده است این است که این دو جریان به تدریج از هم تفکیک می شوند. در عالم دنیا این دو جریان یک اختلاط و آمیختگی دارند. این یک خصوصیت عالم دنیاست. در عالم دنیا این دو دستگاه با هم آمیخته هستند. لذا گاهی صفات مؤمنین به کفار سرایت می کند، صفات دستگاه باطل به مؤمنین سرایت می کند. می بینید که مؤمنین هم به ظاهر دنیاگرا می شوند. بعضی از صفات کفار در آنان پیدا می شود. کفار هم بعضی از صفات خوب را پیدا می کنند، این ناشی از اختلاط عالم دنیاست. حکم دوم قطعی این است که این اختلاط پایان پذیر است و تمام می شود. در سوره ی مبارکه ی بینه این را به وضوح توضیح داده اند. «بسم الله الرحمن الرحیم. لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتی تأتیهم البینه. رسول من الله یتلو صحفا مطهره.» وقتی پیغمبر گرامی با صحف و کتب الهی می آید، این دو صف از هم جدا می شوند. این تفکیک تا جایی می رسد که دو دسته می شوند: «شر البریه و خیرالبریه». «ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریه». این یک دسته می شوند. مخلد در آتش. مؤمنین هم، «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه. ذلک لمن خشی ربه» این دعوا بر سر دنیا نیست. پایان آن هم غلبه ی دنیایی نیست. وقتی تفکیک شد، رضی الله عنهم و رضوا عنه. بنابراین پایان این دو جریان این گونه است. در این دنیا که عالم اختلاط است، اختلاط در حد صفات هم می رود. صفات کفار به مؤمنین و مؤمنین به کفار سرایت می کند. تفکیک می شوند. این تفکیک بگونه ای است که در بهشت هیچ صفت رذیله ای نیست. در جهنم هم وقتی انی که باید خلاص شوند، خلاص می شوند و انی که خالد هستند باقی می مانند، هیچ صفت حمیده و هیچ پاکی نیست. این دو جریان از نظر قرآن حکم دومش این است.

 

تفکیک میان خیر و شر بر مدار المؤمنین(ع) است

 

عنایت دارید که حکم دوم نیز بر محور ولایت است. روایات متعددی نقل کرده اند که به المؤمنین(ع) فرمود: یا علی! شما و شیعیانتان خیرالبریه هستید. این تفکیک بر مدار المؤمنین(ع) است. در عالم با ولایت المؤمنین(ع) با تدبیر و برنامه ریزی و مدیریتی که می کنند، این صف ّهای آمیخته به تدریج از هم جدا می شوند. می بینید صفین خیلی صف ها را از هم جدا کرد. اگر صفین نبود، خوارج هم مدعی بودند که شیعیان المؤمنین(ع) هستند. وقتی حضرت این صحنه را بپا می کنند، صف ها جدا می شود. تفکیک در عالم بر محور ولایت واقع می شود. این دو جبهه از هم تفکیک می شوند. پس این حکم قطعی قرآن است؛ یکی غلبه ولایت حق و دوم مسیر تفکیک این دو جریان تا خالص شدن این دو جریان. یک دسته می شوند بدترین و یک دسته می شوند بهترین. آنان خالد در جهنم اند و اینان خالد در بهشت و نعم. حال در این درگیری که در عالم است، مسیر جبهه ی حق تا پیروزی یک مسیر پر از فراز و نشیب است. چون بناست اراده های انسانی، به اختیار خودشان، «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» مسیر بت پرستی و خداپرستی را انتخاب کنند. حجت ها تمام شود، اراده ها بالغ شوند. یک دسته مستقر در کفر شوند و یک دسته مستقر در ایمان شوند که تمام سختی ها و دشواری ها آنان را از مسیر ایمان متز ل نکند، این مسیر پر فراز و نشیب و بسیار پیچیده ای است که گاهی انبیاء الهی هم قرآن می فرماید، با این که پیغمبر بودند با این که میثاق هایی را در عالم گذشته گذرانده بودند ــ البته بنده در رابطه با انبیاء جسارت نمی کنم ــ پایداری ن د نتوانستد پای این حکم الهی صبر کنند، عجله د. «فاصبر لحکم ربک» در سوره ی مبارکه ی «ن و القلم» که داستان بعثت نبی اکرم(ص) و جبهه ی مقابل حضرت خیلی عجیب توضیح داده شده است، قرآن در پایان می فرماید: ای پیغمبر! فاصبر لحکم ربک. غلبه با شماست. ولی صبر کن برای حکم پروردگارت! آن حکم باید در عالم جاری شود. «ولا تکن کصاحب الحوت» این هم تعبیر عجیبی است از حضرت یونس(ع). مانند مصاحب شکم ماهی نباش! البته این تعبیر معانی باطنی دارد. از قوم خود جدا شد و عجله کرد نتوانست آن تدبیر را تحمل کند. سال ها دعوت کرد، تنها دو نفر ایمان آوردند. شتاب کرد ! ای پیغمبر ما، صبر کن! یا در جای دیگر می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»! در پایان سوره ی یونس وقتی داستان پیچیده ی درگیری انبیاء و کفار را توضیح می دهد، در پایان می فرماید: «و اصبر حتی یحکم الله»؛ صبر کنید تا فرمان خدا در عالم جاری شود «و هُو خیر الحاکمین» عجله نکنید پای حکم خدا ایستادن خیلی کار دشواری است. همین جاست که بسیاری کم آوردند. همین جاست که بسیاری از انبیاء جدا شدند. با حضرت نوح(ع) همراه شدند وقتی پیروزی به تأخیر افتاد یکی یکی جدا شدند. حضرت ماند و یک عده ی محدود! این داستان هم نکته ی بعدی است که مسیر پیروزی یک مسیر پرفراز و نشیبی است که بسیاری از رمز و راز آن بر ما پنهان است. حتی غیر از نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) گاهی رمز و راز مسیر بر انبیاء هم پیچیده و پوشیده بود. نمی دانستند که چه اتفاقی می خواهد بیفتد. تا کی و چرا باید صبر کنند؟ ولی پای حکم خدا باید صبر کرد. این هم نکته ی بعدی تا غلبه ی قطعی واقع شود.

 

در این درگیری انسان ها دو دسته می شوند یک دسته طرفدار جبهه ی انبیاء می شوند و پای حرف انبیاء می ایستند و یک دسته هم از صف انبیاء به تدریج جدا می شوند. سختی های راه را نمی توانند تحمل کنند. انی که پای درگیری و پای انبیاء می ایستند درجاتی دارند. یک عده هستند که تحمل ولایت معصوم را می کنند و حامل ولایت برای دیگران می شوند. می توانند این حقیقت و این سرّ را به دیگران برسانند.

 

 حالا فرصت کوتاه است و مجلس، مجلس بزرگداشت یک عالم ربانی است. اگر نبود شخصیت این مرد بزرگ [مرحوم حجت ال و المسلمین صدوق] ـ که به نظر من، عمرش را وقف زمان(عج) کرد و آن هم به شکل صحیح! انسان وقف، انسانی که با تمام انگیزه و با تمام قوا در این مسیر قدم برمی داشت ـ بنده بحث را به این جا نمی کشاندم. قاعدتاً مجلس ختم، مجلس تذکر به عالم آ ت و مجلس مؤعظه است. ولی چون مجلس منسوب به این عالم عزیز است، عرض می کنم.

 

درگیری بین جبهه حق و  باطل در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش قرار دارد

 

این درگیری [بین جبهه حق و جبهه باطل] در دوران ما، در پیچیده ترین مراحل تاریخی خودش است. به تعبیر بعضی بزرگان تبدیل شده است به درگیری بین و تجدد! یعنی درگیری ایمان و کفر و درگیری حق و باطل در دوران ما، نوک پیکانش درگیری و تجدد است. که آن تمدن ی است که همه ی زوایای زندگی بشر را زیر سلطه ی خودش قرار می دهد. می دانید که این تمدن، مدعی برنامه ریزی در مقیاس توسعه ی پایدار برای همه ی عرصه های حیات اجتماعی است. یعنی مدعی هستند که ولایت خودشان را بر همه ی زوایای زندگی بشر جاری کنند. برای انسان قبل از تولدش برنامه ریزی می کنند، برای به دنیا آمدنش و زایمانش تا مهد کودکش تا دوران تحصیلش تا دوران اشتغال و دوران فراغت و پیری اش خانه های سالمندان و اتاق مرگش و السلام! لحظه و عرصه و جامعه ای را هم خالی نگذاشته اند. مدعی د ده ی واحد جهانی هستند. البته این حرف ها امروز بدیهی شده و احتیاجی به گفتن ندارد. ما با یک چنین تمدن پیچیده ی ی که برای همه ی عرصه ها تدبیر کرده است، مواجهیم! تمدنی که «ظلمات بعضها فوق بعض» است. 

 

ادامه سقیفه در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است/ واژگونی اخلاقی و فرهنگی رخ داده، پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است

 

ادامه ی سقیفه در امپراطوری بنی امیه و بنی عباس است و از آن جا وارد غرب شده و در امپراتوری مدرن تجسد پیدا کرده است. امپراتوری که مثل اسلاف خود، جبهه ی انبیاء را متهم به عدم عقلانیت می کند. مکرر در قرآن ذکر شده که: «والقلم و ما یسطرون. و ما انت بنعمت ربک بمجنون» و در آیه ی «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون». اینها وقتی قرآن را می شنوند، می گویند اینان مجنون اند. چرا؟ آیا این جنون یعنی یک بیماری روانی؟! این که نیست. این همان عدم عقلانیتی است که الآن هم ادیان را به آن متهم می کنند. و الا ادعای جنونِ این گونه نسبت به (ص) نداشتند. در همان آیه بلافاصله می فرماید: «ولاتطع المکذبین. ودوا لو تدهن فیدهنون» اینها که با یک مجنون، بنای مداهنه و سازش ندارند. این سازش، اطاعت است: «ولا تطع المکذبین» امروز هم همین طور است. این تمدن پیچیده ی غرب برای همه ی عرصه های زندگی بشر برنامه دارد و چنانچه از روایت های آ ا مانی استفاده می شود، یک مرکزیتی در عالم است که تلاش می کند برای واژگونی فرهنگی؛ به طوری که در این تمدن همه ی خوبی ها بدی می شود و بدی ها خوب! معروف، منکر می شود و منکر، معروف!! روایت ّهای آ ا مان را ببینید. بخش عمده ای از آن ها علائم آ ا مان را که بیان می کند، یک واژگونی اخلاقی و یک واژگونی فرهنگی است که پیداست از مرکزیتی اداره می شود. این پیچیده ترین صورت کفر در طول تاریخ است. پیچیده ترین نوع ایجاد درگیری بین انبیاء و جبهه ی باطل است. «حملوا الناس علی اکتاف آل محمد(ص)» مردم را در مقابل دین قرار می دهد. آراء را در مقابل ادیان قرار می دهند. 

 

بعد از غلبه رنسانس، برخورد تمدن ّها به پرچم داری دو تمدن و غرب آغاز شده است

 

در این درگیری پیچیده، حقیقت این است که انقلاب ی یک تجلی الهی است. گمان می کنم بعد از رنسانس در غرب هیچ انقلاب واقعی وجود ندارد مگر انقلاب ی. یک حرکتی است در مقابل جبهه ی باطل برای احیاء کلمه ی توحید در عالم و زمینه سازی برای تحقق ت انبیاء و اولیاء در عالم! این حرکت با عظمت هر روز پیروزتر بوده است. خدا رحمت کند بزرگوار ما را آن روزی که می گفت هیچ غلطی نمی تواند کند، بعضی ها تعجب می د. چون قدرت اقتصادی و نظامی و جریان های قدرت در دست آنان است. نمی خواستند بگویند آنان نمی توانند محاصره اقتصادی کنند، نمی خواستند بگویند آنان حمله ی نظامی نمی کنند یا قدرت نظامی ندارند. فرمایش یک کلمه بود: اگر شما استقامت کنید آنان با همه ی قوا به میدان می آیند ولی با همه ی قوا هیچ کاری نمی توانند ند. الآن هم همین طور شده است. امروز که سی و هفت سال از انقلاب می گذرد و پانزده سال است که از حمله ی مستقیم آنان به دنیای می گذرد، با همه ی قوا هم آمده اند اما الحمدلله ما هر روز مقتدرتر شده ایم. معنایش این است که هیچ غلطی نمی توانند ند. الحمدلله این انقلاب ی مسیر خودش را طی می کند و به دنبال ت مستعجل هم نباید بود. عجله بسیار خطاست. ما هر روز پیش رفته ایم. درگیری بین و غرب عمیق تر شده است و به مرحله ی برخورد تمدن ها رسیده است. چه ی فکر می کرد بعد از غلبه ی رنسانس، برخورد تمدن ّها آغاز بشود؟ آن هم عمده اش بین دو تمدن و غرب باشد به پرچم داری ایران و ! این اتفاق افتاده و این حرف ما نیست.

 

چه ی فکر می کرد در این درگیری عظیم با این که مرتب تأکید می شود بر وحدت دنیای ، جبهه ی نفاق در دنیای به حدی احساس خطر کند که کار را به اینجا برساند و هر ی سر درون دنیای می کند، بفهمد در دنیای دو جریان است: جریان معقول جریان مکتب اهل بیت است و جریان خشن و کور که جریان سلفی گری است. امروز هر ی سر درون دنیای می کند این را می فهمد. تا دو سه دهه قبل، برای خود مسلمانان در داخل دنیای این مسئله مبهم بود. یکی از نکات بسیار مهم که در این پنج شش سال اخیر اتفاق افتاد ـ که این هم به غلبه ی ناب به تعبیر حضرت (ره) و غلبه ی مکتب اهل بیت(ع) منتهی شده است ـ همین درگیری های منطقه ای است. این درگیری های منطقه ای را دشمن هدایت کرده است. غرب وارد منطقه شده است برای سرکوب دنیای و تجزیه ی کشورهای ی و ایجاد درگیری درون دنیای . این درگیری الحمدلله به نفع مکتب اهل بیت(ع) تمام شده است. چه ی است که نداند بسیاری از کشورهای مهم دنیا از شما دعوت می کند که بیاید مکتب اهل بیت را به جای مکتب انحرافی سلفی در کشور ما تبلیغ کنید. مثل روسیه و چین. بنابراین این انقلاب مسیر خود را طی می کند.

 

 منتها در مقابل برنامه و نظم پیچیده ای که عقلانیت مادی غرب برای تمام عرصه های حیات ایجاد کرده است، طراحی یک برنامه جامع حقیقتاً یک کار بسیار دشواری است. برخلاف این که در ابتدا سهل می نمایاند. درک عمیق از مسئله ی ما که مسئله ی ما چیست؟ این که ما یک کارشناس مسلمان نداریم؟! خیر، فراوان داشته ایم و داریم. مسئله این است که اینان کنار فقها نمی نشینند؟! سی سال است کنار هم می نشینند. تئوریزه انقلاب ی، و بیان یک تئوری اداره ی متناسب با این مرحله ی انقلاب که به تعبیر معظم انقلاب ی، مرحله ی عبور از نظام ی به ت ی است. تئوریزه رفتار ت که تداول ایام بین جریان ها صرفاً یک تداول ایام نباشد و حقیقتاً یک اتفاق فرهنگی بیفتد. این کار بسیار دشواری است. برخی این را یک کار ساده تلقی کرده اند و به تدریج روشن می شود که این گونه نیست. من اهل مبالغه نیستم و قصدم این نیست ولی این جا با قاطعیت عرض می کنم ـ از محضر همه ی فرهیختگان عزیز و بزرگانی که حضور دارند، عذر خواهی می کنم ـ بنده مدعی ام این کار، کاری است که یک متفکر عمیق که بتواند عمق درگیری جبهه ی حق و باطل را بفهمد در همه ی مظاهر و سر س ی به آستان ولایت حقه باشد، هیچ چیز را در عرض المؤمنین(ع) قبول نداشته باشد، این کار از عهده ی او برمی آید. و من مدعی ام تنها فیلسوف انقلاب ی، بزرگوار ما ـ که من شاگرد کوچک ایشان هستم ـ علامه سید منیرالدین حسینی(ره) است. بنده ایشان را فیلسوف انقلاب می دانم و لاغیر. ی که عمق درگیری فرهنگی جبهه ی حق و باطل را بفهمد، و بتواند مسیر انقلاب ی را برای عبور از این فضا تئوریزه کند. عرض بسیاری مدعی هستند. الحمدلله نیروهای بسیار خوب و فرهیخته ای داریم که از محصولات برجسته ی انقلاب ی است. به فضل الهی آنقدر ظرفیت حوزه و های ما با ۴ دهه ی قبل تفاوت کرده است که اصلاً قابل مقایسه نیست. متفکرینی که در و حوزه ی علمیه هستند و دغدغه ی آنان همین مسئله است، حقیقتاً فراوان و بسیارند و برخی از آنان نخبه به مفهوم حقیقی هستند. اینان مایه ی امیدند. اما تئوری بنیادین که بتواند عمق استراتژیک انقلاب ی و عمق فرهنگی اش را بفهمد و طراحی کند، من فقط یک فیلسوف می شناسم. اگر دیگران می شناسند، معرفی کنند بگویند کدام فلسفه تولید شده است؟! کدام فلسفه ی جدید که فلسفه ی عمل باشد و ناظر به تحول فرهنگ در همه ی عرصه ّها باشد، طراحی شده است؟!  کدام تئوری تولید است که بخواهد وحی را حاکم بر همه ی عقلانیت بشری ـ اعم از عقلانیت فلسفی، تجربی، اعم از معارف شهودی و غیر شهودی ـ کند؟! خدای متعال بر درجات همه ی عالمان بیفزاید. زحمت ها فراوان کشیده شده است. بنده نمی خواهم قدر زحمتی را کم کنم، خیر غرضم این نیست. می خواهم بگویم مسئله ی انقلاب ی بسیار جدی تر و عمیق تر است. ما در لایه های بسیار عمیق از آن درگیریم. که اگر مبارزه را به آن عمق نکشانیم... مثلاً گاهی در حوزه ی ما روش تحقیق های غربی برای پایان نامه های فضلای حوزه تدریس می شود! به نظر شما ما به این نحو به عمق انقلاب فرهنگی می رسیم؟! اگر ما در روش تحقیق با غربی ها دعوا نداریم، سر چه دعوا داریم؟! تمام دعوا همین جاست. الآن عرض الحمدلله نخبگان فراوان و ارزشمندی در حوزه و مشغولند که این از سرمایه های ماست، اما تئوریزه انقلاب ی و مراحل آن، مسئله ی جدی ماست.

 

 و این عالم عزیزی [مرحوم صدوق] که ما در فقدان او دور هم جمع شده ایم و فقدان ایشان برای همه ی ما غیر مترقبه و سنگین است ـ خدای متعال مسائل را می داند ـ امیدوارم امثال این عزیز، انی باشند که اهل رجعت باشند و ادامه ی راهشان را در رجعت در کنار معصوم(ع) به پایان برسانند. ایشان از انی بود که خودش را وقف کرد. انی که با ایشان آشنا هستند می دانند، موقعیت های خوبی که از دوران جوانی خودشان در ، در نظام اجرا و در حوزه داشتند اما به همه پشت پا زدند و سی و پنج سال از فا ترین دوران خود را وقف این راه د. شب و روز نمی شناختند. همه می دانند یک خانه ی مس ی از خود نداشت، همه می دانند معیشتش بسیار تنگ بود ـ البته این تعبیر زشتی است. چون عیش اینان، عیش واسع است. ظاهر را عرض می کنم ـ با این که همه چیز برای ایشان فراهم بود. این طور نبود که حال به دنیایش هم برسد. خیر، خودشان را وقف کرده بودند. به تنها چیزی که فکر نمی کرد، خودش و شئون دنیایی خودش بود. به تمام معنا آدمِ وقف بود. همه ی وجودش دغدغه بود و مهم این است که دغدغه اش دغدغه ی عمیقی بود. شه های بنیادین انقلاب ی و به دنبالش شه های راهبردی را پیش می برد و ارائه می کرد. الحمدلله برکاتی هم داشتند، شاگردان خوبی را تربیت د. من این تعبیرِ « شمند گفتمان انقلاب ی» ـ که سرور عزیزم جناب نجات راجع به ایشان بکار بردند ـ واقعاً تعبیر بسزایی می دانم. حقیقتاً یک شمند بود و خود را وقف کرده بود برای حل مسائل انقلاب ی. به فضل الهی، به نتایج خوبی هم رسیدند؛ منتهی نیاز است که ان شاءالله شاگردان و همکاران ایشان این مسیر را ادامه دهند. عاش سعیدا و مات سعیدا!

 

 یک جمله ای بعنوان پایان عرایضم عرض کنم از المؤمنین(ع). وقتی خبر رحلت خباب به ایشان رسید ـ که صح رسول و جزو اول مسلمانان بود، بسیار شکنجه شده بود در دوران صدر برای این که از حضرت روی گردان شود، اما پایدار ایستاده بود و در جنگ ها کنار نبی اکرم(ص) بود. حتی برخی می گفتند در صفین در کنار المؤمنین(ع) بود، اگر عمرش کفاف داده باشد ـ وقتی خبر رسید، حضرت چند جمله فرمودند که در حکمت های ۴۳و۴۴ نهج البلاغه نقل شده است: با محبت و از سر رغبت ایمان آورد. مانند منافقین نبود که از سر کراهت ایمان بیاورند، یا بعد از پیروزی «یدخلون فی دین الله افواجا» باشند، همین طوری سرشان را بیندازند و بیایند. به کفاف قانع بود و از خدای خودش راضی بود و همه ی زندگانی اش جهاد بود. بعد فرمودند: گوارا باد این سعادت، برای انی که همه ی توجه شان به عالم آ ت است. و برای روز حساب عمل می کنند و به کفاف در این دنیا قانع اند. وقتی بدست آوردند دیگر هم افزایی نمی کنند. آن انی می توانند در درگیری حق و باطل کنار اولیاء خدا بایستند که اینجور باشند. اگر قناعت به کفاف نداشته باشند، اگر حیات مجاهدانه نداشته باشند، از صف اولیاء الهی جدا می شوند، سختی های راه آنان را جدا می کند. هوس ها و لذت ها آنان را جدا می کند.

 

خدای متعال بر درجات این عالم بزرگوار بیفزاید. ان شاءالله راهشان را پر رهرو قرار دهد، به شاگردانشان توفیق دهد با جدیت و قاطعیت و تدبیر دقیق و صحیح این مسیر را ان شاءالله ادامه دهند. فقدان ایشان را به همه ی بازماندگان محترم، پدر بزرگوارشان، فرزندان فاضل و ارجمندشان، صبیه مکرمه و اهل بیت مکرمه شان و سایر بازماندگان عزیزشان، شاگردان و همکاران و دوستان عزیزشان صمیمانه تسلیت عرض می کنم و از خدای متعال برای ایشان علو درجات و ادامه ی راهشان را درخواست می کنم. و از همه ی قدم هایی که در راه تکریم این عالم بزرگوار از اول تا کنون برداشته شد، از خدای متعال درخواست می کنم این قدم ها را در صراط مستقیم المؤمنین(ع) استوار و ثابت قدم بدارد.

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله



مشاهده متن کامل ...
شیوه صحیح خوانی آیه اول سوره مبارکه حمد نوشتاری +صدا
درخواست حذف اطلاعات

آیه اول سوره مبارڪه حمـــــــــــد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَــٰنِ الرَّحِیــمِ

به ده بخش خوانده می شود:

1⃣بخش اول:
✅بِسْـ =حرف باء ڪســـــــره دارد اما نه ره ای که به تنهایی دریک بخش خوانده شود ،چون بعدازآن سڪون آمده است.پس آن را باحرف دارای س بعداز خودش دریک بخش می خوانیم= بِسْـ - بِسْـ - بِسْـ
☑☑☑☑☑☑☑
2⃣&3⃣بخش دوم وسوم:
✅مِ اللَّـ = میم ڪســـــــره دارد اما نه ره ای که به تنهایی دریک بخش خوانده شود ،چون بعدازآن تشدید آمده است.پس آن را باحرف دارای تشدید بعداز خودش می خوانیم.حرف تشدید دار باید دومرتبه وباشدت خوانده شود،مرتبه اول بصورت حرف دارای س باحرف دارای حرکت قبل از خودش خوانده شود( مِلْـ )ومرتبه دوم به تنهایی باحرکتی که تشدید دارد خوانده شود وچون لام وسط کلمه الله همیشه حرکتش فتحه کشیده است دراینجا بصورت فتحه کشیده می خوانیم( لَا )

نڪتـــــــــــه :الف بعداز حرف میم ره دار همزه وصل است که چون وسط کلام قرار گرفته خوانده نمی شود
وحرف لام بعداز همزه وصل چون بعداز آن تشدید آمده نیز خوانده نمی شود،درحالیکه اگربعدازآن س می آمد خوانده می شد.
پـــــــــــــــس( مِ اللَّـ ) اینگونه خوانده می شود:
مِلْـ - لَا

مِلْـ - لَا

مِلْـ - لَا
☑☑☑☑☑☑
4⃣&5⃣بخش چهارم وپنجم :
✅ــهِ الرَّحْـ = حرف هاء ،"ڪســـــــره" دارد اما نه ره ای که به تنهایی دریک بخش خوانده شود ،چون بعدازآن حرف دارای "تشدید" آمده است.پس آن را باحرف دارای تشدید بعداز خودش می خوانیم.حرف تشدید دار باید دومرتبه وباشدت خوانده شود،
مرتبه اول بصورت حرف دارای س باحرف دارای حرکت قبل از خودش خوانده شود( هِرْ)وچون بعداز حرف راء ، س آمده است .در مرتبه دوم حرف راء را باحرف دارای س بعداز خودش دریک بخش می خوانیم( رَحْـ )

نڪتـــــــــــــــه :الف بعداز حرف هاء ره دار همزه وصل است که چون وسط کلام قرار گرفته خوانده نمی شود
وحرف لام بعداز همزه وصل چون بعداز آن تشدید آمده نیز خوانده نمی شود،درحالیکه اگربعدازآن س می آمد خوانده می شد.

پـــــــــــــــس( ــهِ الرَّحْـ )اینگونه خوانده می شود:
هِر- رَحْـ
هِر- رَحْـ
هِر- رَحْـ
☑☑☑☑☑☑☑
6⃣بخش ششم:
✅مَــٰ = حرف میم دارای فتحه است وچون بعداز آن الف آمده است ،فتحه حرف میم راکشیده می خوانیم یعنی دوبرابر فتحه کوتاه
این فتحه ،نازک خوانده می شود چون برروی هیچکدام از هشت حرف:(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است.
نڪتـــــــــــــه:اگرفتحه برروی یکی ازاین هشت حرف می آمد،فتحه راباید درشت می خو م.
پــــــــــــــــــس:( مَــٰ )را اینگونه می خوانیم: مَا- مَا-مَا
☑☑☑☑☑☑☑☑
7⃣&8⃣بخش هفتم وهشتم :
✅نِ الرَّ=حرف نون"ڪســـــــره"دارد اما نه ره ای که به تنهایی دریک بخش خوانده شود ،چون بعدازآن حرف دارای "تشدید" آمده است.پس آن را باحرف دارای تشدید بعداز خودش می خوانیم.حرف تشدید دار باید دومرتبه وباشدت خوانده شود،مرتبه اول بصورت حرف دارای س باحرف دارای حرکت قبل از خودش خوانده شود( نِرْ)ومرتبه دوم باحرکتی که برتشدیدقراردارد خوانده شود.(رَ)
نڪتــــــــــــــــه:الف بعداز حرف نون ره دار ،همزه وصل است که چون وسط کلام قرار گرفته خوانده نمی شود
وحرف لام بعداز همزه وصل چون بعداز آن تشدید آمده نیز خوانده نمی شود،درحالیکه اگربعدازآن س می آمد خوانده می شد.
پـــــــــــــــس( نِ الرَّ )اینگونه خوانده می شود:
ـنـِرَّ- ـنـِرَّ -ـنـِرَّ
☑☑☑☑☑☑☑☑
9⃣بخش نهم:
✅ــحـِیـ = حرف حاء ره دارد اما این ره ،کوتاه نبایدخوانده شود زیرا که پس از آن حرف یاء بدون حرکت آمده است.پس کشیده خوانده می شود یعنی دوبرابر ره کوتاه می کشیم.
نکته:
اگربعداز فتحه، الف بدون حرکت بیاید،فتحه دوبرابر کشیده می شود.
واگربعداز ره ،یاء بدون حرکت بیاید، ره دوبرابرکشیده می شود
واگربعداز ضمه،واو بدون حرکت بیاید،ضمه دوبرابرکشیده می شود.
پــــــــــــــــــس: (ــحـِیـ)را اینگونه می خوانیم:
حِی - حِی -حِی
☑☑☑☑☑☑☑☑
بخش دهم:
ـــمِ= حرف میم ره دارد و ره آن کوتاه خوانده می شود زیراکه بعداز آن یاء بدون حرکت وجود ندارد
پس( ـــمِ )همانگونه که نوشته شده است خوانده می شود.
نڪـــــــته۱:صدای ڪسره درعربی مانندصدای حرکت ره حرف (ی) در کلمه "بیابان"و مانندصدای حرکت ره در حرف (ژ)درکلمه"ژیان"زبان فارسی است.
نڪـــــــــته ۲:درصورتی که بخواهیم برحرف میم ره داربایستیم(وقف کنیم)باید آن را س دارڪرده وباحرکت حرف قبل از خودش دریک بخش بخوانیم( حِیـــمْ )
ودرصورتی که نخواهیم برآن بایستیم باید با حرف س دار اول آیه دوم سوره حمد دریک بخش بخوانیم(مِ الْ=مِلْ)

☑☑☑☑✅✅✅✅


دریافت آیه اول سوره مبارکه حمد

در اذامه مطلب موارد تجویدی وترجمه وتفسیر آیه اول سوره مبارکه حمد رابخوانید. قواعدتجویدی آیه اول سوره مبارکه حمد
تلفظ حروف:
تلفظ حرف "حاء":از حروف حلقی است که همراه با هوای بازدم و تنگ شدن دیواره های حلق به یکدیگر، این حرف ایجاد می گردد.جهت سهولت در یادگیری تلفظ حاء می توان گفت: ح ی که برای گرم دست ها در فصل سرد زمستان به کار می رود همان شیوه تلفظی حرف حاء است.

نڪته:
بـسـیـارى از حروف عربى تقریباً به همان شکل فارسى تلفّظ مى شوند و نیازى به آموزش نـدارد و تـنـها ده حرف (ثاء، حاء، ذال ، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عین ، غین ، واو) در زبان عربى ، تلفّظ آنها به گونه دیگرى است که به شرح آن پرداخته می شود.



حرف واو:در اداى حـرف (واو لبـهـا بدون برخورد با دندانها به ح غنچه در مى آید و این حرف از میان دو لب تلفّظ مى شود.



حرف حاء:این حرف در فارسى به شکل ((هاء)) تلفّظ مى شود. براى تلفّظ صحیح آن کافى است آن را از وسط حلق و با فشردگى ، ادا کنیم تا با حرف (هاء) اشتباه نشود .


حرف عین:ایـن حـرف در فـارسـى بـصـورت (هـمـزه ) تـلفـّظ مـى شـود. با این تفاوت که (هـمـزه ) سـاده گـفـتـه مى شود و هنگام س صدا در آن قطع مى گردد ولى حرف (عین ) از وسط حلق ، ادا شده و هنگام س صدا در آن تقریباً قطع نمى شود .


حرف غین:غـیـن و قـاف در فـارسـى ، مـثـل هـم تـلفـّظ مـى شـونـد،

در عربی حـرف ((قـاف )) بـه کـمـک زبان کوچک و با شدّت و سختى گفته مى شود بطورى که صوت ، قـطـع مـى گـردد، ولى حرف (غین ) از انتهاى حلق و با سستى تلفّظ شده و صدا در آن کشیده مى شود، همچنین حرف (غین ) باید درشت ادا شود.

حرف ثاء:این حرف در فارسى مثل (سـیـن ) تـلفـّظ مـى شـود. بـراى تـلفـّظ صـحـیح این حرف ، باید آن را از سر زبان و سر دندانهاى پیشین بالا و به ح دمیدگى ادا کرد .

.
حرف ذال:حـروف (ذال )، (زا)، (ظـاء) و (ضـاد) در فـارسـى مثل هم تلفّظ مى شوند ولى در عربى بـراى اداى حـرف ((ذال )) از سـر زبـان و سر دندانهاى پیشین بالا استفاده مى کنیم تا از حرف (زاء) مـتـمـایـز گـردد، لازم بـه یـادسـپـارى اسـت کـه حـرف (ذال) را باید بصورت نازک و کم حجم ادا کرد .

.
حرف ظاء:براى تلفّظ حرف ((ظاء)) کافى است حرف ((ذال )) را درشت و پرحجم ادا کنیم .


حرف طاء:حرف ((طاء)) مانند حرف ((تاء)) از تماس روى سر زبان با ناهمواریهاى کام بالا ادا مى شود، با این تفاوت که صدا در حرف ((طاء)) درشت و پرحجم مى باشد .

.
حرف صاد:حـرف (صـاد) مانند حرف (سین )از سر زبان و پشت دندانهاى پیشین پایین تلفّظ مى شود، با این تفاوت که صدا در حرف ((صاد)) درشت و پرحجم مى باشد . .
حرف ضاد:حـرف (ضـاد) از تماس کناره زبان (هر طرف که میسّر باشد) با دندانهاى کرسى بالا کشیده شدن بر آنها ایجاد مى شود و آن را باید درشت و پرحجم اداء کرد.


حروف استعلاء ( ص ض ط ظ غ ق خ ) پرحجم ( تفخیم ) و مابقی حروف کم حجم ( ترقیق) ادا می شوند. در هنگام تفخیم، دهان عمودی و حرف به صورت پرحجم ( باد در قپقپه انداختن ) ولی در هنگام ترقیق، دهان افقی و کم حجم اداء می گردد. حرف راء هم اگر شرایط زیر را داشته باشد، تفخیم می گردد یعنی به صورت دهان عمودی و حجیم اداء می گردد.

موارد تفخیم حرف راء

راء مفتوح و مضموم راء نه ماقبل مفتوح و مضمومراء نه ماقبل ن، ماقبل مفتوح و مضمومراء نه ماقبل الف وصلراء نه مابعد حروف استعلاء

مثال کلمه ای موارد تفخیم حرف راء

رَحمَن رَحیم رُحَماءُ رَبّ رُوحُ أدرَاکَیَرضَی قُرءَانُ قَمَر نَار نُذُر نُور نَهَاروَتر فَجر عَصر خُسر یُسر عُسررَبّ ارحَم لِمَنِ ارتَضَی اِرجِعی فِرقَة مِرصَاد قِرطَاس

تعریف ترقیق حرف راء

حرف راء در موارد زیر، ترقیق و دهان شکل افقی به خود می گیرد:

راء م ور

رزقاً ذَکَرٍ سَریعٌ رِجَالُ

راء ن ماقبل م ور

فِرعَونُ فَانتَصِر أُحصِرتُم مِریَةٍ

راء ن ماقبل ن ماقبل م ور

سِحر (در صورت وقف بر حرف آ ) شِعر (در صورت وقف بر حرف آ )

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////

ترجمه ای مختصر ومفید از آیه اول سوره مبارڪه حمد:
بسم الله الرحمن الرحیم:
✅بسم=آغاز می کنم یا درخواست کمک ویاری می طلبم به نام
✅الله= اسم ذات خداوندمتعال که تمام اسامی وصفات خداوند دراین اسم جمع اند.
✅الرحمن= ی که رحمت او زیاد وگسترده وشامل مؤمن وغیرمؤمن شده(باران،نورآفتاب و...که رحمت های عمومی خداهستند وشامل مومن وغیرمومن شده اند از رحمانیت خداوند متعال صادرشده اند.)واین رحمت رحمانیت خ قط در دنیاهست
✅الرحیم: ی که رحمت ثابت وپایداراو مختص مؤمنین است هم دردنیا وهم درآ ت .(امدادهای غیبی خدا دردنیا به مومنین،غفران وآمرزش خدانسبت به مومنین دردنیاوآ ت،دادن حق واجازه شفاعت به مومنین درآ ت،توفیق انجام عبادات مخلصانه دردنیا به مومنین،هدایت مومنین به ولایت پذیری ائمه اثنی عشر،وتوفیق حب چهارده معصوم علیهم السلام،ومانندبرق از پل صراط ردشدن ودربرزخ در دارالسلام همراه اولیای خدا ن شدن ودرآ ت بهشتی که پهنای آن به پهنای آسمانهاوزمین است به هرکدام از مومنین عطاء و....از رحمتهای رحیمیه خداوندمتعال است که غیرمؤمنین از آنهامحروم هستندوخواهندبود

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////

شگفتیهای اعجازعددی "بسم الله الرحمن الرحیم"
http://www.khabaronline.ir/detail/309614/weblog/moazzen

////////////////////////////////////////////////////////////////////

بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اسرار (بسم الله الرحمن الرحیم)

گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین. این زن تمام کارهایش را با “بسم الله” آغاز می کرد. در شأن و منزلت بسم الله همین بس که به فرموده المومنین علی بن طالب سلام الله علیه، اسرار کلام خداوند در قرآن است و اسرار قرآن در سوره فاتحه و اسرار فاتحه در “بسم الله الرحمن الرحیم” نهفته است.
هرچند زن تمام کارهایش را با “بسم الله” آغاز می کرد ولی شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند.
مرد روزی کیسه زری به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد. زن آن را گرفت و با گفتن “بسم الله الرحمن الرحیم” آن را در پارچه ای پیچید و با “بسم الله ” آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن کیسه طلا را ید و از شدت عصبانیت آن به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خج زده کند و “بسم الله” را بی ارزش جلوه دهد.
وی بعد از این کار به مغازه خود رفت. در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را ید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.
زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن “بسم الله” مجددا در مکان اول خود گذاشت.
شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن “بسم الله” از جای برخاست و کیسه زر را آورد. شوهرش خیلی تعجب کرد و از ماجرای خود گفت و سوال کرد که آن کیسه را چگونه مجددا به دست آورده است؟ زن هم توضیح داد که در شکم ماهی بوده است.
مرد از رفتار خود پسشمان گشت و شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین و متقین گردید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ



‬‬: روى بسته اى بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود.
رئیس گروهى از ان ، قافله اى را غارت نمود، در میان آنها شخصى بسته اى پارچه داشت که جمله ((بسم الله الرحمن الرحیم )) نوشته و روى آن گذاشته بود ((در بین تجار سابق براى محفوظ ماندن اموالشان از دست راه ن این عمل مرسوم بود)) فورا به افرادش دستور داد که این اموال را به صاحبانش برگردانید، چونکه ما اموال مردم هستیم نه عقیده آنها، زیرا اگر به آن نوشته ترتیب اثر ندهیم آنها بى اعتقاد خواهند شد.
لازم به تذکر است که یکى از اساتید مى گفت : سر کرده ان فوق الذکر ((فضیل عیاض )) بوده است . شاید به خاطر همین عمل بود که خداوند او را هدایت نمود و او توبه کرد و از عارفان گردید.
- لطیفه ها و داستانها: ص 42.


[ : یا رسول الله امت شما شش خصلت دارند
روزى اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) از راهى مى گذشت ، را دید که خیلى ضعیف و لاغر شده ، از او پرسید؛ چرا این قدر ضعیف گشته اى ؟
گفت : یا رسول الله ؛ از دست امت شما رنج مى برم و در زحمت هستم .
(صلى الله علیه و آله و سلم )فرمودند: مگر امت من با تو چه مى کنند که رنج مى برى ؟ گفت : چون که آنها شش خصلت دارند که من نمى توانم این شش خصلت را در آنها ببینم .
1. هر کجا به هم مى رسند، سلام مى کنند.
2. با هم مصافحه مى کنند.
3. براى هر کارى که مى خواهند انجام دهند در آن انشاء الله مى گویند.
4. استغفار مى کنند و با گفتن این جمله سعى و تلاش مرا باطل مى کنند.
5. هر وقت نام مبارک شما را مى شنوند بر شما صلوات مى فرستند.
6. در ابتداى هر کارى که مى خواهند انجام دهند قبل از شروع به آن کار ((بسم الله الرحمن الرحیم )) مى گویند
- لطیفه ها و داستانها، ص 129
////////////////////////////////////////////////////////////////



مشاهده متن کامل ...
آتریس اسراچت|چت آتریس گپ اتریس
درخواست حذف اطلاعات

اورداپ چت آتریس اسراچت|چت آتریس گپ اتریسآتریس اسراچت|چت آتریس گپ اتریس
چت اورداپ ال ا,ققنوس چت,چت ققنوس,چت روم ققنوس,عسل چت,چت عسل,چت روم عسلی ها,چت روم عسل,عسلناز چت,عسل ناز چت,ناز چت,میهن چت,چت میهن,میهن باران چت,باران چت,چت باران,چت روم باران,فریاد چت,اواز چت,یاهو چت,یاهو چت,چت روم یاهو,یاهو,چت روم اصفهانی ها,چت روماورداپ چت ها,چت روم تبریزی ها,چت روم مشهدی ها,چت روم خوزستانی ها,چت روم شمالی ها,چت روم اذری ها,چت روم ترک ها,سایت چت روم یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم جنوبی ها,چت روم یاهو چت,چت یاهو,چت روم یاهو,چت روم گفتگو,چتروم تورک ها,چت روم دختران,چت روم دخترونه,چت روم پسران,چت روم پسرونه,چت روم اذربایجانی ها,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم بوشهری ها,چت روم یزدی ها,سایت یاهو,یاهو چت,عضویت درچت روم یاهو,چت یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم رشتی ها,چت روم استقلالی ها,چت روم تصویری,چت روم پرسپلیسی ها,چت روم گلستانی ها,چت روم جدید,چت روم قزوینی ها,چت روم کرمانی ها,چت روم همدانی ها,چت روم گیلانی ها,چت روم کردستانی ها,چت روم مازندرانی ها,چت روم یاهو,چت روم قشمی ها,چت روم پربازدید یاهو,چت روم ایرانی یاهو,چت روم یاهو,چت یاهو در گوگل,چت روم اسان,چت روم,چت روم ایرانی,چت روم یاهو,چت یاهو,یاهو چت,چت روم ایرانی,چت فارسی یاهو,چت روم کردها,برنامه چت روم,برنامه چت یاهو مسنجر چت,چت روم,چت,چتروم,چت روم یاهو,یاهو چت,سئو چت روم,چت روم سئو,سئو چت,چت سئو,سئو چت روماورداپ چت ,چت روم یاهو,چت روم ایرانسلی ها,چت روم فارسی,سایت چت,سایت یاهو,یاهو چت,چت روم یاهو,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت, چت , چت روم , چتروم , چت روم یاهو , چت یاهو , یاهو چت , yahoo http://www.ordup.com/chat.php


کلمات کلیدی: چت یاهو,یاهو چت,چت روم,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم فارسی,یاهو چت,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت,چت یاهو,یاهو چت,گروپ چت,چت گروپ,چت روم گروپ,ال ا چت,چت روم ال ا,چت ال ا,ققنوس چت,چت ققنوس,چت روم ققنوس,عسل چت,چت عسل,چت روم عسلی ها,چت روم عسل,عسلناز چت,عسل ناز چت,ناز چت,میهن چت,چت میهن,میهن باران چت,باران چت,چت باران,چت روم باران,فریاد چت,اواز چت,یاهو چت,یاهو چت,چت روم یاهو,یاهو,چت روم اصفهانی ها,چت روم ها,چت روم تبریزی ها,چت روم مشهدی ها,چت روم خوزستانی ها,چت روم شمالی ها,چت روم اذری ها,چت روم ترک ها,سایت چت روم یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم جنوبی ها,چت روم یاهو چت,چت یاهو,چت روم یاهو,چت روم گفتگو,چتروم تورک ها,چت روم دختران,چت روم دخترونه,چت روم پسران,چت روم پسرونه,چت روم اذربایجانی ها,چت روم یاهو,یاهو چت,چت روم بوشهری ها,چت روم یزدی ها,سایت یاهو,یاهو چت,عضویت درچت روم یاهو,چت یاهو,چت روم کرجی ها,چت روم رشتی ها,چت روم استقلالی ها,چت روم تصویری,چت روم پرسپلیسی ها,چت روم گلستانی ها,اورداپ چت چت روم جدید,چت روم قزوینی ها,چت روم کرمانی ها,چت روم همدانی ها,چت روم گیلانی ها,چت روم کردستانی ها,چت روم مازندرانی ها,چت روم یاهو,چت روم قشمی ها,چت روم پربازدید یاهو,چت روم ایرانی یاهو,چت روم یاهو,چت یاهو در گوگل,چت روم اسان,چت روم,چت روم ایرانی,چت روم یاهو,چت یاهو,یاهو چت,چت روم ایرانی,چت فارسی یاهو,چت روم کردها,برنامه چت روم,برنامه چت یاهو مسنجر چت,چت روم,چت,چتروم,چت روم یاهو,یاهو چت,سئو چت روم,چت روم سئو,سئو چت,چت سئو,سئو چت روم,چت روم یاهو,چت روم ایرانسلی ها,چت روم فارسی,سایت چت,سایت یاهو,یاهو چت,چت روم یاهو,چت,چتروم,چت روم,چتروم فارسی,چت روم فارسی,چت فارسی,چت شلوغ,چت روم شلوغ,شلوغ چت, چت , چت روم , چتروم , چت روم یاهو , چت یاهو , یاهو چت , yahoo http://www.ordup.com/chat.php
چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...تبلیغاتx فکر برتر شماره پلاک خودروها در ایران از وبلاگ فکر برتر نیز دیدن فرمائید. پلاکهای ایران بترتیب حروف الفبا: استان آذربایجان شرقی شهر تبریز(مرکز استان): پلاک ایران 15سایر ای استان: پلاک ایران 25 – پلاک ایران 35 استان آذربایجان غربیشهر ارومیه (مرکز استان): پلاک ایران 17سایر ای استان: پلاک ایران 27 – پلاک ایران 37 استان اردبیلشهر اردبیل(مرکز استان): پلاک ایران 91سایر ای استان: پلاک ایران 91 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان اصفهانشهر اصفهان (مرکز استان): پلاک ایران 13سایر ای استان: پلاک ایران 23 و پلاک ایران 43 – پلاک ایران 53 استان ایلامشهر ایلام (مرکز استان): پلاک ایران 98سایر ای استان: پلاک ایران 98 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان بوشهرشهر بوشهر (مرکز استان): پلاک ایران 48سایر ای استان : پلاک ایران 58 استان تهرانشهر تهران (مرکز استان): پلاک ایران 11- پلاک ایران 22- پلاک ایران 33- پلاک ایران 44شهر کرج چت روم , چت فارسی چت روم دوستان چت , چت روم فارسی برای چت دوستی , چت روم گیلان , قوانین چت روم , چت روم شلوغ , چت روم سوما , چتروم فارسی پگاه چت , چت روم فارسی , چت چت روم چت روم فارسی , چت روم مهریز , چت روم الفت بزرگترین چت روم ایرانیان , ارم چت و شاتل وچتی ها چت روم سون , چتروم دلریز چت , چتروم شاد دختر پسر های , چت روم زیبا فلفل اورداپ چت چت , چت روم شلوغ فلفل چت , بهریتن و شاد ترین چتروم فارسی زبانان , چتروم مخفی , دلناز چت بهترین چت روم ایران
http://www.ordup.com/chat.php چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ... : پلاک ایران 68 شهر –پاکدشت و.. : پلاک ایران 78 استان چهار محال و بختیاریشهرکرد(مرکز استان): پلاک ایران 71سایر ای استان: پلاک ایران 81 استان اسان شهر مشهد (مرکز استان): پلاک ایران 12سایر ای اسان (شمالی و رضوی و جنوبی): پلاک ایران 32 و پلاک ایران 42 – پلاک ایران 52 استان خوزستانشهر اهواز (مرکز استان): پلاک ایران 14سایر ای استان: پلاک ایران 24 و پلاک ایران 34 استان زنجانشهر زنجان (مرکز استان): پلاک ایران 87سایر ای استان: پلاک ایران 97 استان سمنانشهر سمنان (مرکز استان): پلاک ایران 86سایر ای استان: پلاک ایران 96 استان سیستان و بلوچستانشهر زاهدان (مرکز استان): پلاک ایران 85سایر ای استان: پلاک ایران 95 چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , اورداپ چت چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ... استان فارسشهر شیراز (مرکز استان) : پلاک ایران 63سایر ای استان: پلاک ایران 73 – پلاک ایران 83اورداپ چت - پلاک ایران 93 استان قزوینشهر قزوین (مرکز استان): پلاک ایران 79سایر ای استان: پلاک ایران 89 استان قمشهر قم(مرکز استان): پلاک ایران 16سایر ای استان: پلاک ایران 26- پلاک ایران 36 استان کردستانشهر سنندج (مرکز استان): پلاک ایران 51سایر ای استان: اورداپ چت پلاک ایران 61 استان کرمان شهر کرمان(مرکز استان): پلاک ایران 45سایر ای استان: پلاک ایران 65- پلاک ایران 75 استان کرمانشاه شهر کرمانشاه (مرکز استان): پلاک ایران 19 سایر ای استان: http://www.ordup.com/chat.php پلاک ایران 29- پلاک ایران 39 استان ک لویه و بویر احمد شهر یاسوج (مرکز استان): پلاک ایران 49 سایر ای استان: پلاک ایران 49 ( پلاک مرکز استان و سایر ای استان یکی می باشد) استان گلستانشهر گرگان چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...چت ... کلمات کلیدی سایت : چت, چتروم , چت روم , چت فارسی ,جت روم, چت ایرانی , چت روم فارسی , چت روم ایرانی ...(مرکز استان): پلاک ایران 59سایر ای استان: پلاک ایران 69 استان گیلانشهر رشت (مرکز استان):پلاک ایران 46سایر ای استان: پلاک ایران 56 - پلاک ایران 76 استان لرستانشهر م آباد (مرکز استان): پلاک ایران 31سایر ای استان : پلاک ایران 41 استان مازندرانشهر ساری (مرکز استان): پلاک ایران 62سایر ای استان : پلاک ایران 72 – پلاک ایران 82- پلاک ایران 92 استان هرمزگانشهر بندرعباس (مرکز استان): پلاک ایران 84سایر ای استان: اورداپ چت پلاک ایران 94 استان همدانشهر همدان (مرکز استان): پلاک ایران 18سایر ای استان: پلاک ایران 28- پلاک ایران 38 استان یزدشهر یزد (مرکز استان): پلاک ایران 54سایر ای استان: پلاک ایران 64- پلاک ایران 74 با تشکر از سایت پلاک ایران درباره بنام مهربان ترین مهربانانبه وبلاگ فکر برتر خوش آمدید. این وبلاگ در زمینه موفقیت و آموزش رازهای جهان هستی در زندگیستشاد و پایدار باشید×××برداشت مطالب وبلاگ با ذکر منبع از دید مدیریت وبلاگ بلامانع می باشد××× صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ http://www.ordup.com/chat.php
کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران

کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران. این بسته ، شامل: کد بندی پلاک خودروهای تمام ای ایران می باشد. توصیه می کنیم حتما ببینید.


ضمیمه :
پلاک سری الف جهت خودرو های تی – ت جهت تا یرانی – ع جهت عمومی

———
تهران بزرگ :
11-22-33-44-55-66-77-88-99-10-20-30-40-50-60-70-80-90

مناطق شمال : 11 تمامی حروف

مناطق مرکزی 22 تمامی حروف

مناطق جنوب 33 تمامی حروف

——–
شهرستان های استان تهران :

شهر : کد 78 حرف (ب)
رباط کریم : کد 78 حرف (ج)
شهریار : کد 78 و حرف (د)
ورامین: کد 78 و حرف (س)
دماوند : کد 78 و حرف (ص)
ساوجبلاغ : کد 78 و حرف (ط)
فیروزکوه : کد 78 و حرف (ق)
پاکدشت : کد 78 و حرف(ل)
ری: کد 78 و حرف ( ن)
شمیرانات : کد 78 و حرف (و)

استان البرز

کرج: ۶۸ (تمامی حروف) – کد ۲۱ حرف (و) – کد ۲۱ حرف (ی)
نظراباد: کد ۷۸ حرف (م) – کد ۲۱ حرف (ص)
هشتگرد: کد ۲۱ حرف (ص) – کد ۷۸ حرف (ط)
طالقان: کد ۲۱ حرف (ص) – کد ۷۸ حرف (ط)
استان اذربایجان

ارومیه : کد 17 و تمامی حروف

شهرستان های استان اذربایجان غربی کد 27 و حروف :

خوی : (ب)
مهاباد (ج)
ماکو: (د)
سلماس : (س)
نقده : ( ص)
میاندواب : ( ط)
تکاب : (ق)
شاهین دژ : (ل)
سردشت : (م)
بوکان : (ن)
پیرانشهر : (و)
چالدران : (ه)
اشنویه : (ی)

استان مازندران :

کد ها : 62 و 72 و 82 و 92

——————–

مرکز استان ساری : کد 62 و تمامی حروف

——————-

کلیه شهرستان های استان مازندران کد 72 و

امل : (ب)
بابل : (ج)
تنکابن : (د)
رامسر : (س)
نوشهر : ( ص)
نور : ( ط)
بهشهر ( ق)
قاپم شهر ( ل)
بابلسر (م)
چالوس (ن)
محموداباد ( و)
نکاء (ه)
جویبار (ی)
سوادکوه (ب)

استان کرمانشاه :

کدهای عددی : 19 و 29 و 39

مرکز استان کرمانشاه : کد 19 و تمامی حروف

————

شهرستان های استان کد 29 و حروف های :

اباد غرب (ب)
گیلان غرب (ج)
س ل ذهاب (د)
پاوه (س)
کن ر (ص)
قصرشیرین (ط)
سنقر (ق)
جوانرود (ل)
صحنه (م)
هرسین (ن)
ثلاث باباجانی (و)

استان اذر بایجان شرقی

کد های عددی 15 و 25 و 35

مرکز استان تبریز کد 15 و تمامی حروف

——————

شهرستان ها

مراغه : کد 25 و حرف (ب)
مرند : کد 25 و حرف (ج)
میانه : کد 25 و حرف (د)
اهر : کد 25 و حرف (س)
سراب : کد 25 و حرف (ص)
جلفا : کد 25 و حرف (ط)
هشترود : کد 25 و حرف (ق)
بناب : کد 25 و حرف (ل) همون جایی که کباب هاش معروفه ها !!!
بستان اباد : کد 25 و حرف ( م)
شبستر : کد 25 و حرف (ن)
کلیبر : کد 25 و حرف (و)
هریس: کد 25 و حرف (ه)
اذر شهر : کد 25 و حرف (ی)
———-
اسکو : کد 35 و حرف (ب)
وزرقان کد 35 و حرف (ج)
عجب شیر : کد 35 و حرف (د)
چااویماق : کد 35 و حرف (س)
ملکان : کد 35 و حرف (ص)

استان اردبیل

کدهای عددی فقط 91

اردبیل : کد 91 و حروف ( ب – ج – د )

———–
پارس اباد : حرف ( س)
خلخال : حرف (ص)
گرمی : حرف (ط)
مشکین شهر : (ق)
بیله سوار : حرف (ل)
نیر : حرف (م)
نمین : حرف (ن)
کوثر : حرف (و)

استان کردستان

کدهای عددی 51 و 61

سنندج مرکز استان کد 51 و تمامی حروف

———
شهرستان های استان کد 61 و حروف :

سقز : حرف (ب)
بیجار : حرف (ج)
بانه : حرف (د)
قروه : حرف (س)
مریوان : حرف (ص)
دیواندره : حرف (ط)
کامیاران : حرف (ق)
سرواباد : حرف (ل)

استان زنجان کدهای 87 و 97

مرکز استان شهر زنجان : کد 87 و تمامی حروف

————–
شهرستان های استان کد 97 و حروف :

ابهر : حرف (ب)
خدابنده : حرف ( ج)
م دره : حرف (د)
ایجرود : حرف (س)
طارم : حرف (ص)
ماه نشاه : حرف (ط)

استان همدان

کدهای عددی 18 و 28 و 38

مرکز استان شهر همدان : کد 18 و تمامی حروف

——————-

شهرستان های استان کد 28 و حروف :

نهاوند : حرف (ب)
ملایر : حرف (ج)
تویسرکان : حرف (د)
کبودراهنگ : حرف (س)
رژن : حرف (ص)
بهار : حرف (ط)
اسد اباد : حرف (ق)
مشاهده متن کامل ...
شعر زیبایی از صائب تبریزی
درخواست حذف اطلاعات
ﻋﻤﺮ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻤﻪ ﻃﻰ ﺷﺪ " ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﻯ ﺑﻬﺸﺖ "

ﺍﻭ ﻧﺪﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ
" ﺗﺮﮎ ﺗﻤﻨﺎﺳﺖ "ﺑﻬﺸﺖ

ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ
" ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ "

ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ ....

ﺩﻭﺯﺥ ﺍﺯ ﺗﯿﺮﮔﯽ ﺑﺨﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﻬﺸﺖ


مشاهده متن کامل ...
ﻣـﻦ ﺍﺯ ﻣـﺠﻨﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﮐـﯽ ﻧﺪﺍﺭﻣﻢ .... ﻭﻟﯽ ... ﻟﯿــﻠﯽ ﺷـﺪﻥ ﮐـﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴt
درخواست حذف اطلاعات

فقط واسه کاربران ساختم تقدیم به

سلام شــاید تا حالا مـــبدل متــלּ به گوشـــت כּــפֿg رנ ه ایـלּ 2 متنو כּــگاه کن

1مثال:برای سـلامتـى صلـوات

2مـــثاڵ: بړا шـــڵــا مـــتـى ړ ـهبـړ صڵـــg ا تـــ

اولی ساده نوشته شده

دومی از طریق این ادرس نوشته شده

http://djarash204. /page/xarashx1

دومین مبدل متن این انگلیسی هست

sample:arashlotfi

αmþ˩ê:ärä §hlõ†£ï§

دومی از طریق این ادرس نوشته شده

http://djarash204. /page/xarashx2

سومین مبدل متن این گلیسی هست

مثال آرش

[̲̅آ̲̅][̲̅ر̲̅][̲̅ش̲̅] (̲̅آ̲̅)(̲̅ر̲̅)(̲̅ش̲̅) ۪آ۫۰۪ر۫۰۪ش۫۰ آ҉ر҉ش҉ ۰۪۫آ۪۫۰۰۪۫ر۪۫۰۰۪۫ش۪۫۰ آะ رะ شะ

ˋˏآˎˊˋˏرˎˊˋˏشˎˊ ˒՚آՙ˓˒՚رՙ˓˒՚شՙ˓ [̲̲̅̅آ̲̲̅̅ر̲̲̅̅ش̲̲̅̅] ̲̲آ̲̲ر̲̲ش̲̲ ̶̶آ̶̶ر̶̶ش̶̶ ̅̅آ̅̅ر̅̅ش̅̅ ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ آرش╤───

ιllιlı.ıl آ lııl ر lııl ش lıιllιlı. آ̮ر̮ش̮ 『 آ 』『ر』『ش』 【آ】【ر】【ش】

▂▃▄▅▆▇█▓▒░آرش░▒▓█▇▆▅▄▃▂ ▂▃▅▆▇█ آ █ ر █ ش █▇▆▅▃

░آ░ر░ش░ ⋰آ⋰ر⋰ش⋰

این مبدلو من به اوردم هرجا دیدی ازمن یدن نامردا

با افتخارادرسش اینه

http://djarash204. /page/xarashx3


جهارمین مبدل ویرایش گر متن گلیس است (واسه سر کار گزاشتن خوبه)

مثال یراکرس نزن روز

برع بخون

ادرسش http://djarash204. /page/xarashx4

پنجمین مبدل متن انگلیسی به دایره است
sample:arashlotfi

Ⓢⓐⓜⓟⓛⓔ:ⒶⓇⒶⓈⒽⓁⓄⓣⓕⓘ

http://djarash204. /page/xarashx5
ششمین مبدل متن انگلیسی به...... است
اینو خودتون امتحان کنید چو بهترین مبدلی است که من اوردم
ولی نامردا بازم می ن
اینو من اوردم به ااااااااااااا وسایت های دیگه
می ن به راحتی
برید ببینید اینم ادرسش
http://djarash204. /page/xarashx6

این جا همچیچی هس

http://djarash204. /page/xarashx



مشاهده متن کامل ...
شیوه صحیح خوانی آیه ششم سوره مبارکه حمد نوشتاری +صدا
درخواست حذف اطلاعات

آیه ششم سوره مبارکه حــــــــــمــــــد:
اهْـــدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیـــمَ

بخش اول:
اهْـــ : این بخش با همزه وصل آغازشده است وهمزه وصل فقط درابتدای کلام خوانده می شود.د ایان شیوه خواندن آیه پنجم سوره حمد گفتیم اگربخواهیم آیه پنجم ششم را به هم وصل ڪنیم ، حرف نون ضمه دار آ آیه پنجم را به حرف حرف هاء س دار بعداز همزه وصل آیه ششم چسبانده ودریک بخش می خوانیم(نُ اهْـ = نُهْـ )یعنی درآنجا همزه وصل چون وسط کلام آمد خوانده نشد ونادیده گرفته شد.ولی دراینجا چون همزه وصل را اول کلام می خواهیم قراربدهیم باید حرکتی (ـــَـ یا ــــِ یا ـــــُ )به آن بدهیم زیرا که بعداز همزه وصل یاس می آید یاتشدید وحرف س دار یاحرف تشدید دار درصورتی خوانده می شوند که قبل از آنها حرکتی (ـــَـ یا ــــِ یا ـــــُ )باشد.
اینجا چون بعداز همزه وصل حرف لام ن یاحرف لام بدون حرکت نیامده است(یابه عبارت علمی تر همزه وصل ابتدای فعل آمده است)لذا به حرف سوم کلمه نگاه می کنیم .باتوجه به اینکه حرف سوم ره دارد ،به همزه وصل ره می دهیم.البته اگرحرف سوم ،فتحه داشت هم به همزه وصل ره می دادیم .درصورتی که اگرحرف سوم ضمه داشت ،به همزه وصل ضمه می دادیم.
پــس: (اهْـــ)را اینگونه می خوانیم: اِهْـ ، اِهْـ ، اِهْـ

نڪـــــــــــتہ :
هرگاه همزه وصل رابخواهیم ابتدای ڪلام قراربدهیم یعنی بخواهیم کلام خود را باآن آغازکنیم واز آن شروع به خواندن کنیم،دوح دارد:
ح اول:بعداز همزه وصل حرف لام ن یاحرف لام بدون حرکت باشد:
دراین صورت به همزه وصل فتحه می دهیم.(الْاَرْضُ = اَلْاَرْضُ)، ( الــنَّاسُ= اَلنَّاسُ)
ح دوم :بعداز همزه وصل حرف لام ن یاحرف لام بدون حرکت وجود نداشت:
دراین صورت نگاه به حرف سوم کلمه(یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل) می کنیم :
اگرحرف سوم کلمه (یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل)فتحه یا ره داشت به همزه وصل ره می دهیم.(اعْلَمْ = اِعْلَمْ ،،حرف سوم این کلمه که "لـــ"هست فتحه داشت)
( اصْبِرْ = اِصْبِرْ ،، حرف سوم این کلمه که "بـــ"هست ره داشت)
واگر حرف سوم کلمه (یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل) ضمه داشت به همزه وصل ضمه می دهیم.
( اقْتُلْ = اُقْتُل،،حرف سوم کلمه که "تــ"هست ضمه داشت)
ــــــــــــــــــ
بخش دوم:
ــدِ :حرف دال ره دارد و ره آن کوتاه خوانده می شود زیراکه بعداز آن یاء بدون حرکت وجود ندارد
پس( ــدِ )همانگونه که نوشته شده است خوانده می شود.
ازطرفی این حرف ره دار به تنهایی دریک بخش خوانده می شود ،چون بعدازآن نه س آمده است ونه تشدید.
نڪتـــــــــہ:صدای ره درعربی مانند:صدای ره درحرف "ژ"کلمه(ژیان)است.
ـــــــــــــــــــ
بخش سوم وچهارم:
نَا الصِّـ : حرف نون دراینجا فتحه دارد وچون بعدازآن الف بدون علامت آمده است طبق قاعده باید کشیده خوانده شود،ولی باتوجه به اینکه پس از آن همزه وصل آمده است ،لذا اگربخواهیم فتحه کشیده راباکلمه بعدازآن که ابتدای آن همزه وصل است بخوانیم بایدفتحه کشیده را بصورت فتحه کوتاه بخوانیم.یعنی یکی ازجاهایی که فتحه کشیده رابایدکوتاه بخوانیم جایی است که بعداز فتحه کشیده ،همزه وصل بیاید.درصورتی که اگرمی خواستیم برفتحه کشیده بایستیم ،فتحه ڪشیده همان فتحه ڪشیده خوانده می شد.
باتوجه به اینکه بعداز همزه وصل حرف تشدید دار آمده است ،فتحه حرف نون را باحرف تشدید داربخوانیم وحرف تشدیددار دو مرتبه و باشدت خوانده می شود که مرتبه اول س داروباحرکت قبل ازخودش ومرتبه دوم باحرکتی که تشدید دارد.
حرکتی که تشدیددارد ره کوتاه است چون بعدازآن یاء نیامده است.
پـــــــــس :(نَا الصِّـ )اینگونه خوانده می شود:
نَصْ ، صِ ــ نَصْ ، صِ ــ نَصْ ، صِ
ــــــــــــــــــ
بخش پنجم:
ــرَا : حرف راء دارای فتحه است وچون بعداز آن الف آمده است ،فتحه حرف میم راکشیده می خوانیم یعنی دوبرابر فتحه کوتاه
این فتحه ،درشت خوانده می شود چون برروی یکی از هشت حرف:(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)آمده است.اگرفتحه برروی یکی ازاین هشت حرف بیاید آمد،فتحه راباید درشت بخوانیم یعنی مثل فتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
ــــــــــــــــــــ
بخش ششم:
طَ الْـ : حرف طاء فتحه دارد وفتحه آن درشت است ،چون برروی یکی از هشت حرف:(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)آمده است.
بعدازحرف طاء فتحه دار همزه وصل آمده است
دراینجاچون همزه وصل راوسط کلام قرارمی دهیم ،همزه وصل ناخوانا است ونادیده گرفته می شود لذا حرف طاء فتحه دار را باس حرف لام بعداز همزه وصل دریک بخش می خوانیم.
پس:(طَ الْـ) اینگونه خوانده می شود:
طَلْ ـ طَلْ ـ طَلْ

ـــــــــــــــــــــــــ
نڪتــــــــــــــــه:
همزه وصل اگرابتدای کلام قراربگیرد باید خوانده شود چون پس ازآن یاس می آید یاتشدید. وچون همزه وصل حرکتی ندارد وآغازکلام باس یاتشدید پس از همزه وصل امکان ندارد لذا هرگاه بخواهیم کلام خودرا باکلمه ای شروع کنیم که ابتدای آن همزه وصل باشد باید به همزه وصل حرکتی بدهیم.
هرگاه همزه وصل رابخواهیم ابتدای ڪلام قراربدهیم یعنی بخواهیم کلام خود را باآن آغازکنیم واز آن شروع به خواندن کنیم،دوح دارد:
ح اول:بعداز همزه وصل حرف لام ن یاحرف لام بدون حرکت باشد:
دراین صورت به همزه وصل فتحه می دهیم.(الْاَرْضُ = اَلْاَرْضُ)، ( الــنَّاسُ= اَلنَّاسُ)
ح دوم :بعداز همزه وصل حرف لام ن یاحرف لام بدون حرکت وجود نداشت:
دراین صورت نگاه به حرف سوم کلمه(یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل) می کنیم :
اگرحرف سوم کلمه (یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل)فتحه یا ره داشت به همزه وصل ره می دهیم.(اعْلَمْ = اِعْلَمْ ،،حرف سوم این کلمه که "لـــ"هست فتحه داشت)
( اصْبِرْ = اِصْبِرْ ،، حرف سوم این کلمه که "بـــ"هست ره داشت)
واگر حرف سوم کلمه (یاهمان حرف دوم بعداز همزه وصل) ضمه داشت به همزه وصل ضمه می دهیم.
( اقْتُلْ = اُقْتُل،،حرف سوم کلمه که "تــ"هست ضمه داشت)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش هفتـــــــــــــم:
ـــمُــسْـ : حرف " میم"ضمه دارد واین ضمه رانمی توانیم به تنهایی دریک بخش بخوانیم چون بعداز آن حرف س دار آمده است ومی دانیم :حرکتی که بعداز آن س یاتشدید بیاید به تنهایی دریک بخش خوانده نمی شود.
نڪتـــــــــــــہ:صدای ضمه در زبان عربی مانند صدای ضمه در حرف خاء کلمه" وس"است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش هشــــــــــــتم:
ـــتَــ : حرف تاء دراینجا فتحه دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
نڪــــــتہ:
اگرفتحه برسر یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)بیاید ،درشت خوانده می شودمانندفتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
واگربرسربقیه حروف بیاید ،نازک اداء می گردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش نهم:
ــقِیـ : حرف قاف ره دارد اما این ره ،کوتاه نبایدخوانده شود زیرا که پس از آن حرف یاء بدون حرکت آمده است.پس کشیده خوانده می شود یعنی دوبرابر ره کوتاه می کشیم.
نکته:
اگربعداز فتحه، الف بدون حرکت بیاید،فتحه دوبرابر کشیده می شود.
واگربعداز ره ،یاء بدون حرکت بیاید، ره دوبرابرکشیده می شود
واگربعداز ضمه،واو بدون حرکت بیاید،ضمه دوبرابرکشیده می شود.
پــــــــــــــــــس: (ــقِیـ)را اینگونه می خوانیم:
قِی ـ قِی ـ قِی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش دهم :
ــمَ : حرف میم دراینجا فتحه دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
ــــــــــــــــــــــ
خواندن آ آیه هنگام وقف:
اگربرسرکلمه ای خواستیم وقف کنیم یعنی بایستیم ،به حرف آ کلمه نگاه می کنیم:
اگرحرف آ کلمه:فتحه کوتاه یا ره کوتاه یاضمه کوتاه یا تنوین ره یاتنوین ضمه داشت ،درهنگام وقف حرف آ آن کلمه را ن می کنیم.
واگر حرف آ کلمه تنوین فتحه داشت هنگام وقف برآن کلمه تنوین فتحه تبدیل به فتحه کشیده می شود.
واگرحرف آ آن کلمه ،فتحه کشیده یا ره کشیده یاضمه کشیده داشت،هنگام وقف برآن کلمه هیچ تغییری ایجاد نمی شود.
دراینجا چون آ کلمه فتحه کوتاه دارد،هنگام وقف فتحه کوتاه ن می شود.
پس هنگام وقف برآ آیه ششم سوره حمد(ــقِیمَ) اینگونه می خوانیم: قِیــمْ
ـــــــــــــــــــــــ
نڪـــــــــــــــــته؛
وقف
هر در هنگام صحبت و یا خواندن یک متن ناچار است برای تجدید نفس، کلام خود را قطع و سپس یه صحبت یا خواندن ادامه دهد که به این عمل وقف می گویند. وقف در لغت به معنای ایستادن (عدم حرکت) و در اصطلاح به معنای قطع صوت و نفس به هنگام قرائت می باشد.

وقف در سه ح انجام می پذیرد:


زمانی که به آ آیات می رسیم.

زمانی که به یکی از علائم وقف برخورد می نماییم.

زمانی که به دلایل مختلف از قبیل کمبود نفس، سرفه، عطسه و... به ناچار وقف می نماییم (وقف اضطراری).


نحوۀ وقف بر آ کلمات

وقف اسکان: اسکان یعنی ن نمودن. اگر حرف آ کلمه دارای یکی از حرکات کوتاه (ــَـــِـــُـ) و یا دارای تنوین ره و ضمّه باشد (ــٍـــٌــ) در هنگام وقف، ن می گردد.

وَلَـدَ در ح وقف ← وَلَـدْ

رَحْـمـٰنِ در ح وقف ← رَحْـمٰـنْ

یُـرِیـدُ در ح وقف ← یُـرِیٖـْد

قُـرْءانٌ مُبـِیـنٌ در ح وقف ← قُـرْءانٌ مُبـِیـنْ

حَـظٍّ عَـظِیـمٍ در ح وقف ← حَـظٍّ عَـظِیـمْ


وقف ابدال:
ابدال به معنی تبدیل می باشد.
در وقف ابدال علامت یا حرف آ برخی از کلمات به علامت یا حرف دیگری تبدیل می شود.

موارد این نوع وقف عبارتند از:


اگر حرف آ کلمه دارای تنوین فتحه (ــًــ) باشد، در هنگام وقف، تنوین حذف شده و به الف مدی (ٰا) تبدیل می شود.
کِـتـَابـًا در ح وقف ← کِـتـَابـٰـا

هُـدیً در ح وقف ← هُـدَیٰ (هُدَا)

اگر حرف آ کلمه ، تاء گرد باشد (ۃ - ﺔ) ، در هنگام وقف، تبدیل به هاء ن (هْ - ْ) می گردد.

اَقِـمِ الصَّلــٰوۃَ در ح وقف ← اَقِـمِ الصَّلــٰوهْ

راضِـیَـﺔً در ح وقف ← راضِـیَـهْ

فـٖی زُجـاجَـﺔٍ در ح وقف ← فـٖی زُجـاجَـهْ

یاء مفتوحی که قبلش ره بیاید (ــِــ یَ) به هنگام وقف به یاء کشیده (یاء مدّی) تبدیل می گردد.

مانند:
هـِـیَ در ح وقف ← هــٖی

رَواسِیَ در ح وقف ← رَواسٖی

واو مفتوحی که قبلش ضمه بیاید (ــُــ و) به هنگام وقف به واو کشیده (واو مدّی) تبدیل می گردد.

هُـوَ در ح وقف ← هُـو

لِـتَـتْـلُـوَا در ح وقف ← لِـتَـتْـلُـوا

وقف بدون تغییر
اگر در آ کلمه حرف ن و یا یکی از حروف مدّی(فتحه کشیده یا ره کشیده یاضمه کشیده) قرار گیرد، در هنگام وقف هیچ تغییری در آن صورتت نگرفته و به همان شکل که نوشته شده خوانده می شود.

مانند:
وَانْـحَـرْ - فَـطَـهّــرْ – وَالـضُّـحَـیٰ
قَالَا ـ قُولِی ـ قُو لُوا

صدای آیه ششم سوره حمد


دریافت

در ادامه مطلب تفسیراین آیه رابخوانید

معنای "اهدناالصراط المستقیم"

"صراط" در لغت به معناى بزرگراه وسیع و روشن است. برخى از علماى علم لغت ریشه و اصل واژه‏ى "صراط" را "سراط" مى‏دانند که به معناى بلعیدن است و چون جاده باز و عمومى با فراخى و وضوحى که دارد، گویا سالک را در کام خود مى‏کشد و او را به پیش مى‏برد، به آن "صراط" گفته مى‏شود. ولى برخى از پژوهشگران لغات قرآنى این راى را ناصواب دانسته، صراط را واژه‏اى مستقل و غیر مبدّل مى‏دانند.



واژه‏ى "مستقیم" از ماده "ق.و.م" است و بر طلب قیام دل مى‏کند. استقامت، طلب قیام از شى‏ء است و طلب قیام، کنایه از ظهور و حصول آثار و منافع هر چیز است و چون آثار و منافع راه در مستوى بودن، نداشتن اعوجاج و گمراه ن سالک است، چنین ح ى را قیام آن مى‏دانند. پس راه مستقیم راهى است که نداشتن اعوجاج از آن مطلوب باشد. [1]



در قرآن کریم حدود چهل بار در آیات مختلف واژه صراط مستقیم به کار رفته است. یکی از آن آیات، آیه شش سوره حمد است.



در آموزه های قرآنی، صراط مستقیم اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است. این اصطلاح ترکیبی از دو واژه، صراط و مستقیم است.



مفسران قرآن در تفسیر "صراط مستقیم" از دو شیوه نظری و مصداقی بهره جسته اند؛ منظور از شیوه نظری ویژگی هایی است که خداوند در قرآن برای صراط مستقیم بیان کرده است. و مقصود از روش مصداقی مصادیق و انی است که با پیمودن راه راست و دارا بودن ویژگی های ذکر شده در قرآن الگو و نمونه بارز صراط مستقیم شدند.



در میان مفسران در باره معنا و مقصود آیات قرآن از صراط مستقیم نظریاتی وجود دارد. در این جا قبل از بیان آنها، ابتدا مقدمه ای را که مطهری در تفسیر سوره حمد در تبیین معنای صراط مستقیم بیان کرده را به طور اختصار اشاره می کنیم، آن گاه معانی آن را از نگاه مفسران بررسی می نماییم.



مطهری در این مقدمه می گوید:



1. تمام موجودات در یک سیر تکوینی و غیر اختیاری که لازمه هستی است به سوی خداوند در حرکت اند:



"الا الی الله تصیر الامور"؛ [2] رجوع تمام امور عالم آفرینش به سوی او است و "ان الی ربک المنتهی". [3] انسان هم به عنوان جزئی از این هستی محکوم به این حکم است.



"ای انسان تو در ح حرکت به سوی پروردگارت هستی و این حرکت ادامه دارد تا هنگامی که به لقای او نایل شوی". [4]



2. در میان راه ها یک راه است که مستقیم و شاه راه است و راه سعادت و راه اختیاری؛ یعنی راهی است که انسان باید آن را برگزیند.



3. به دلیل آن که انسان آنچه بر می گزیند از نوع راه است. پس انسان نوعی حرکت و پیمودن به سوی مقصودی را بر می گزیند.



به بیانی دیگر، انسان می خواهد به سوی کمال خود حرکت کند. پس انسان یک موجود تکامل یابنده است و معنای "اهدنا الصراط المستقیم" این است که خدایا ما را به راه راست تکامل هدایت فرما.



4. راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، بر خلاف راه های غیر مستقیم مانند راه منحنی، یا راه پیچ در پیچ ... که فرضاً در نهایت انسان را به مقصد برساند، با تغییر جهت های متعدد، یا مداوم. پس راه انسان به سوی کمال از نوع عبور از میان اضداد و نوسان نیست.



ممکن است برای رفتن و رسیدن به نقطه ای. یک راه اصلی بیشتر نباشد، ولی راه های فرعی که از اطراف می آید متعدد باشند و در نهایت همه به آن راه منتهی گردد.



از این جا تفاوت معنای صراط با سبیل فهمیده می شود، در قرآن صراط همیشه به صورت مفرد آمده، در حالی که سبیل هم به صورت مفرد و هم جمع آمده است. معنای سبیل آن راه های فرعی است که به راه اصلی منتهی می گردد و معنای صراط همان راه راست است. [5]



بهرحال "صراط مستقیم" یکى بیش نیست و تعددناپذیر است، زیرا به خداوند استناد دارد و هرچه غیر از آن باشد، "سبیل الغىّ" مى‏باشد. البته "سُبُل اللَّه" که کثیر و متعدد است و در برابر "سُبُل انحرافى" قرار دارد از صراط مستقیم که واحد است، جدا نیست و رابطه‏"سُبُل اللَّه" با "صراط مستقیم" یا به گونه‏اى است که سُبُل، راه‏هاى فرعى مى‏باشند که به صراط مى‏پیوندند، یا صراط مستقیم با وحدت انبساطى و گسترده‏اى که دارد، راه‏هاى فرعى (سُبُل) را زیر پوشش خود قرار مى‏دهد. [6]









معنای صراط مستقیم از نگاه مفسران



تع ر مختلفى در تفسیر و تطبیق و مصداق صراط مستقیم، از ان معصوم‏ (ع) و مفسران به ما رسیده است که پرداختن به آنها در این مختصر نمی گنجد. بنابر این در این جا به صورت خیلی خلاصه به بیان معانی و مصادیق آن می پردازیم:



1. صراط مستقیم؛ یعنی کتاب خدا (قرآن). از (ص) و علی (ع) درباره صراط مستقیم روایت شده است که صراط مستقیم کتاب خدا است. [7]



2. صراط مستقیم؛ یعنی راه انبیا و ان الاهی. رسول خدا (ص) درباره «اهدنا الصراط المستقیم» فرمود: راه انبیا است. [8] (ص) در جایی نشسته بودند و گروهی در گرد ایشان بودند، حضرت شروع کرد به ترسیم خطوطی بر روی زمین. یکی از آن خط ها مستقیم بود و دیگر خط ها کج و غیر مستقیم. سپس فرمودند: این یک راه، راه راست من است و باقی دیگر هیچ کدام راه من نیستند. [9]



3. صراط مستقیم؛ یعنی (تسلیم شدن در برابر خداوند). رسول الله (ص) فرمود: ".... فالصراط ال ". [10]



4. صراط مستقیم از نظر قرآن کریم، همان "دین قیّم" است که فرمود: "قل اننّى هدانى ربّى الى صراط مستقیم، دینّاً قیّماً مله ابراهیم حنیفاً" [11] و دین قیم دینى است که خود ایستاده است و دیگران را نیز به پا مى‏دارد. و سرّ این که از دین قیّمى که همان صراط مستقیم است به "ملّت ابراهیم" یاد مى‏شود و دین به روش او نسبت داده مى‏شود، این است که برجسته‏ترین روش را ابراهیم خلیل (ع) ارایه کرده است و "حنیف" به معناى ى است که در متن راه حرکت مى‏کند و در مقابل "جنیف" و "متجانف"؛ یعنى ى است که به راست و چپ گرایش دارد. [12]



5 . آن گونه که از بررسی آیات قرآن بر می آید، صراط مستقیم همان آیین خدا پرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است و معانی مختلفی که مفسران در این زمینه ارائه کرده اند در واقع به همین معنا باز می گردد. [13]



6. صادق (ع) در معناى آیه "اهدنا الصراط المستقیم" فرمودند: "یعنى ارشدنا الى وم الطریق المؤدى الى محبّتک و المبلغ الى جنتک و المانع من ان نتبع اهواءنا فنعطب او ان ناخذ بآرائنا فنهلک". [14] (ع)، صراط مستقیم را به راهى تفسیر نموده است که انسان‏ها را به محبّت و بهشت خداوند برساند و از پیروى هواها و آرای نفسانى که موجب هلاکت مى‏گردد، جلوگیرى نماید. [15]



7. واجب الاطاعه، صراط مستقیم در دنیا است و پیروی از او، وسیله عبور از صراط و پل بر روی جهنم در آ ت است. صادق (ع) در این باره می فرماید: "صراط مستقیم دو صراط است. یکی صراط در دنیا و دیگری صراط در آ ت. صراط در دنیا واجب الاطاعه است. هر وی را در دنیا شناخت و به او اقتدا کرد، از پل صراط عبور کرد و هر در دنیا او را نشناخت قدم هایش در پل صراط می لغزد و وارد جهنم می شود». [16]



8. صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شش سوره حمد ضمن بیان اقوال و نظریات در این باره می نویسد:



بهتر است آن را (صراط مستقیم) بر معنای عام حمل کرد به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا صراط مستقیم دینی است که خداوند به آن فرمان داده است و آن اعم از توحید، عدل و ولایت انی است که از اطاعت آنان واجب است و همین معنا نیز در آیه شش سوره حمد مراد خداوند است. [17]



9. صراط مستقیم راه انی است که خداوند به آنها نعمت داده است، نه انی که مورد غضب خداوند واقع شدند و نه گمراهان. از صادق درباره ضالین و مغضومین پرسش شده آن حضرت فرمود: "یهود از مصادیق مغضوبین و نصاری از مصادیق ضالین هستند". [18]



10. علامه طباطبائی در این باره می گوید: صراط مستقیم، صراط غیر گمراهان است. انی که در راه و سلوک آنها نه شرکی وجود دارد و نه ظلمی. همان گونه که گمراهی و ضل در آن راه نیست. نه در قلبشان کفری است و نه در ذهنشان خطور می کند که خداوند راضی به آنها نباشد. نه در اعمال و رفتارشان کار معصیت و گناهی سر می زند و نه قصور در طاعتی دارند. این راه همان حق توحید است. هم از جهت علم و هم از جنبه عمل. [19]



11. (ره) در تفسیر عرفانی خود صراط مستقیم را چنین معنا می کند:



صراط مستقیم همین صراط است که صراط انسانیت است، که صراط کمال است که راه به خدا است.



سه راه هست، یک راه "مستقیم" و یک راه شرقی "مغضوب علیهم" و یک راه غربی "ضالین".



این راه مستقیم را اگر چنانچه بدون انحراف به این طرف و آن طرف ... طی کردید، این راه مستقیم، منتهی به خدا می شود. [20] این همان معنای سخن مؤمنان على (ع) است، که فرمودند: "الیمین و الشمال مضلّه و الطریق الوسطى هى الجاده". [21]



(ره) در جایی دیگر در این باره می فرماید: راه مستقیم راه آنهایی است که خداوند به آنها منت گذاشته و نعمت عطا فرموده، نعمت ، نعمت انسانیت، دفاع و پاسداری از و قرآن، مجاهده در راه این راه مستقیم است. این همان صراط مستقیمی است که شما در از خدا می خواهید. [22]



نتیجه: آنچه را که به عنوان نتیجه و جمع بندی می توان گفت این است که تمامی این معانی از آیات قرآن و روایاتی که در تفسیر صراط مستقیم وارد شده است قابل برداشت است؛ چرا که در قرآن گاه از تمامی دین حق به صراط مستقیم یاد می شود، گاه دیگر از صراط (ص) و زمانی راه ولایت، صراط مستقیم معرفی شده است.



نمایه مرتبط: پل صراط در قرآن، سؤال شماره 367(سایت: 367) .





[1] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژه صراط؛ جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر تسنیم، ج 1، ص 4577 – 458، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ 3، 1381.

[2] شوری، 53.

[3] نجم، 42

[4] انشقاق،6.

[5] مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن (تفسیر سوره حمد)، ص 50، تهران، صدرا، چاپ 16، 1381.

[6] ر.ک: تفسیر تسنیم، ج 1، ص 468 - 466.

[7] طبرسی، مجمع البیان، ج 1، ص 58، تهران، ناصرخسرو، چاپ 3، 1372 ؛ عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 1، ص 20 ح 87.

[8] کتاب ال تفسیر، عیاشی، ج 1، ص 22، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق ؛ عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 1، ص 17، ح 86، قم، اسماعیلیان، 1415ق.

[9] مطهری، مرتضی، آشنای با قرآن، (تفسیر سوره حمد)، ص 50، تهران، صدرا، چاپ 16، 1381.

[10] الدر المنثور، ج 1، ص 39.

[11] انعام، 161.

[12] ر.ک: تفسیر تسنیم، ج 1، ص 466؛ آداب الصلوه، خمینى، ص 2877.

[13] تفسیر نمونه، ج 1، ص 50، تهران، دارالکتب ال یه، چاپ 43، 1381.

[14] طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ج 1، ص 38، قم، انتشارات ی، چاپ 6، 1421ق؛ آداب الصلوه، خمینى، ص 294 - 286؛ تفسیر صافى، ج 1، ذیل آیه 6 سوره حمد.

[15] برگرفته از سؤال 164 (سایت: 1194)، نمایه، صراط مستقم و عوامل انحراف.

[16] نور الثقلین، ج 1، ص 21، ح 91.

[17] مجمع البیان، ج 1، ص 58، تهران، ناصرخسرو، چاپ 3، 1372.

[18] تفسیر عیاشی، ج 1، ص 24، ح 27؛ نور الثقلین، ح 1، ص 25، ح 111.

[19] المیزان، ج 1، ص30.

[20] ، تفسیر سوره حمد، ص 250، مؤسسه تنظیم و نشر آثار ، تهران، چاپ 6، 1381.

[21] نهج البلاغه، خطبه 16، بند 7.

[22] تفسیر سوره حمد، ص 250.


مشاهده متن کامل ...
پیکرتراشی راهی برای زیبایی و تناسب اندام
درخواست حذف اطلاعات
 
 
پیکرتراشی راهی برای زیبایی و تناسب اندام
 


وجود چربی‌های موضعی، زیبایی اندام افراد را از بین می‌برد و باعث ن یتی افراد از این
 
 
 
 
 
 
 
عارضه می‌شود. امروزه روش های نوینی برای پیکرتراشی ایجاد شده که می تواند تاثیر
بسزایی در تناسب اندام ایجاد نماید. یکی از این روش ها کویتیشن است.
کویتیشن از تکنولوژی اولتراسوند یا به عبارتی امواج ماورا صوت برای حذف چربی های
موضعی بدن استفاده می کند. مزیت اصلی کویتیشن غیر تهاجمی بودن و ارزانتر بودن
آن نسبت به  لیپو شن است. منظور از غیر تهاجمی بودن این است که در پوست
برش و یا سوراخ ایجاد نمی شود.
 
 
 
 
دستگاه لاغری کویتیشن اولتراسونیک مانندluxuti، یکی از مدرن‌ترین دستگاه های
لاغری بدن است که از ترکیب  دو تکنولوژی رادیو ی دو قطبی و سه قطبی تشکیل
شده است. این روش تأثیر قابل توجهی در سوزاندن چربی، فرم‌دهی بدن، سفتی
پوست و کاهش سلولیت دارد.
✳️کاربردهای دستگاه luxuti 

✔️رفع سلولیت

✔️رفع شلی و افتادگی پوست

✔️از بین بردن چین و چروک

✔️از بین بردن منافذ باز پوستی

✔️از بین بردن چربی های موضعی

✔️کمک به اصلاح ظاهر ناهموار پوست پس از لیپو شن

✔️کمک به تخلیه ترشحات پس از لیپو شن

✔️فرم دهی به بدن
 
 
 


مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
حرف سپیده بدجور منو بهم ریخت.مونده بودم از کجا فهمیده .

از دوستم که پرسیدم خیلی تعجب کردو گفت نمیدونم من چیزی بهش نگفتم.

نگران این بودم که سپیده قضیه رو به رها بگه و باعث بدبینی رها بشه البته از سپیده این انتظار رو میرفت

که همه چی رو فاش ه.قهر رها از یه طرف اعصابم رو بهم ریخته بود و حرفای سپیده هم از طرف دیگه

دوستم گفت من باسپیده حرف میزنم و قانعش میکنم که حرفی نزنه ولی قضیه رها دیگه از دست من خارجه.

حرف دوستم کمی خیالمو آروم کرد و باعث شد بیشتر به رها تمرکز م.

بالا ه بعد از چندروز منت کشی و زنگ زدن تونستم رها رو راضی م که همو ببینیم و حرف بزنیم.

حس خودمو آماده قبلش رفتم گل فروشی واسه رها گل گرفتم .

رها عاشق گل رز بود واسه همین دوتا شاخه گل رز آبی که دوست داشت گرفتم.

دل تو دلم نبود که رها رو ببینم این چند روزی که ندیده بودمش مثل یه قرن بود برام.

وقتی دیدمش خیلی خوشحال شدم دلم میخواستم بغلش م ولی نمیشد رها اینو نمیخواست.

مثل یه جنتلمن گلا رو بهش دادم وقتی چشمش افتاد به گلا حس خوشحال شد و کلی ازم تشکر

کرد.اومد حرف بزنه گفتم بزار چند دقیقه فقط بهت نگاه م .

با حرص خاصی فقط نگاش می و تو دلم قربون صدقش میرفتم.هر از گاهی یه لبخند به لبم مینشست

دلم میخواست ساعتها فقط بشینم و بهش نگاه م.حس خوبی داشت نگاه بهش

منو آروم میکرد.

اون روز خیلی باهم حرف زدیم و رها باهام آشتی کرد.روز خیلی خوبی بود حس باهم خوش گذروندیم.

با رها یه مسیری رو پیاده رفتیم و دیگه داشت هوا تاریک میشد تا خونشون باهاش رفتم

شب که اومدم خونه دوستم بهم زنگ زد و گفت:سپیده راضی نمیشه میخواد همه چی رو واسه رها تعریف

ه.خیلی عصبانی شدم حرف دوستم باعث شد خوشی این تفریحی که بارها رفتم بشه زهر

تمام شب رو نتونستم بخوابم از فکر اینکه رها همه چی رو بفهمه.

از بدشانسی هم من کلاس داشتم هم رها و میدونستم به محض اینکه سپیده پاش به

برسه میره و با رها حرف میزنه.اصلا دلم نمیخواست برم به خاطر این موضوع

ولی چاره ای نبود و باید میرفتم.با بی حوصلگی حاضر شدم و رفتم .

وقتی رسیدم سریع رفتم تو کلاس ببینم سپیده اومده یا نه که دیدم نشسته و داره با

یکی از بچه ها حرف میزنه.دوستم بهم گفت بهتره خودم همه چی رو به رها بگم تا سپیده بگه

کلی در ابن مورد حرف زدیم و وقتی به حرفاش فک دیدم راست میگه

ولی میترسیدم که رها باور نکنه و فکر ه نیتم هنوز هم همون بوده

به هرحال باید این ریسک رو می چون رها این حرفا رو از زبون خودم میشنید

خیلی بهتر بود تا از سپیده.کلاس رو پیچوندم و زنگ زدم به رها

خوشبختانه هنوز شون نیومده و بهم جواب داد

گفتم سریع بیا بیرون کارت دارم .



مشاهده متن کامل ...
شیوه صحیح خوانی قسمت دوم آیه هفتم سوره مبارکه حمد نوشتاری +صدا
درخواست حذف اطلاعات

قسمت دوم آیه ۷سوره حمد:
بخش اول:
غَیْــ : حرف " غین"فتحه دارد وچون این فتحه یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)آمده است پس این فتحه را درشت اداء می کنیم.
از طرفی این فتحه رانمی توانیم به تنهایی دریک بخش بخوانیم چون بعداز آن حرف س دار آمده است ومی دانیم :حرکتی که بعداز آن س یاتشدید بیاید به تنهایی دریک بخش خوانده نمی شود.
نڪــــــتہ:
اگرفتحه برسر یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)بیاید ،درشت خوانده می شودمانندفتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
واگربرسربقیه حروف بیاید ،نازک اداء می گردد.

پـــــس:( غَیْـ)را اینگونه می خوانیم:غَیْ ـ غَیْ ـ غَیْ
تذڪر:دراین بخش قاعده ای تجویدی قرار دارد ازبخش صفات حروف تجویداست و به
آن صفت لین می گویند.
«لین» در لغت به معنای نرمی و ملایمت و در علم تجوید به نرم ادا شدن و کشیدن دو حرف «و» و «ی» ن ماقبل مفتوح گویند؛ به طوری که در تلفظ آن ها، اول فتحه ظاهر و سپس صدای «و» یا «ی» به نرمی و ملایمت ادا می شود؛ مانند: «یَوْم» و «بَیْت».
پس هرگاه فتحه ای رامشاهده کردید که بعدازآن حرف واو دارای س یا حوف یاء دارای س بود بدانید که این حرف واو دارای س یا حرف یاء دارای س صفت لین برآن جریان دارد وباید نرم خوانده شود.
این صفت را قراردادند چون اگراین قاعده وصفت اجراء نشود فتحه قبل از حرف یاء ن تبدیل به ره فارسی نشود وفتحه قبل از حرف واو ن تبدیل به ضمه فارسی نشود.
ـــــــــــــــــــ
بخش دوم:
ــرِالْـ : حرف راء ره دارد
بعدازحرف راء ره دار همزه وصل آمده است
دراینجاچون همزه وصل راوسط کلام قرارمی دهیم ،همزه وصل ناخوانا است ونادیده گرفته می شود لذا حرف راء ره دار را باس حرف لام بعداز همزه وصل دریک بخش می خوانیم.
پس:(رِالْـ) اینگونه خوانده می شود:
رِلْ ـ رِلْ ـ رِلْ
نڪتـــــــــہ:صدای ره درعربی مانند:صدای ره درحرف "ژ"کلمه(ژیان)یامانند صدای حرف "ب"درکلمه (بیرون)است.
ــــــــــــــــ
بخش سوم:
ـــمَغْــ : حرف "میم"فتحه دارد. وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
از طرفی این فتحه رانمی توانیم به تنهایی دریک بخش بخوانیم چون بعداز آن حرف س دار آمده است ومی دانیم :حرکتی که بعداز آن س یاتشدید بیاید به تنهایی دریک بخش خوانده نمی شود.
نڪــــــتہ:
اگرفتحه برسر یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)بیاید ،درشت خوانده می شودمانندفتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
واگربرسربقیه حروف بیاید ،نازک اداء می گردد.
ـــــــــــــــــــــــ
بخش چهارم:
ــضُو : حرف ضاد ضمه داردواین ضمه چون بعدازآن حرف واو بدون حرکت آمده است ،پس این ضمه کشیده است یعنی دوبرابرضمه کوتاه کشیده می شود.
ــــــــــــــــــــــ
بخش پنجم:
بِ : حرف هاء دراینجا ره دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
نڪتـــــــــہ:صدای ره درعربی مانند:صدای ره درحرف "ژ"کلمه(ژیان)یامانند صدای حرف "ب"درکلمه (بیرون)است.
ــــــــــــــــــ
بخش ششم :
عَـ : حرف عین دراینجا فتحه دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
ـــــــــــــــــــــــــ
بخش هفتم:
لَیْـ : حرف " لام"فتحه دارد وچون این فتحه یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)آمده است پس این فتحه را درشت اداء می کنیم.
از طرفی این فتحه رانمی توانیم به تنهایی دریک بخش بخوانیم چون بعداز آن حرف س دار آمده است ومی دانیم :حرکتی که بعداز آن س یاتشدید بیاید به تنهایی دریک بخش خوانده نمی شود.
نڪــــــتہ:
اگرفتحه برسر یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)بیاید ،درشت خوانده می شودمانندفتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
واگربرسربقیه حروف بیاید ،نازک اداء می گردد.

پـــــس:( لَیْـ)را اینگونه می خوانیم:لَیْ ـ لَیْ ـ لَیْ
تذڪر:دراین بخش قاعده ای تجویدی قرار دارد ازبخش صفات حروف تجویداست و به
آن صفت لین می گویند.
«لین» در لغت به معنای نرمی و ملایمت و در علم تجوید به نرم ادا شدن و کشیدن دو حرف «و» و «ی» ن ماقبل مفتوح گویند؛ به طوری که در تلفظ آن ها، اول فتحه ظاهر و سپس صدای «و» یا «ی» به نرمی و ملایمت ادا می شود؛ مانند: «یَوْم» و «بَیْت».
پس هرگاه فتحه ای رامشاهده کردید که بعدازآن حرف واو دارای س یا حوف یاء دارای س بود بدانید که این حرف واو دارای س یا حرف یاء دارای س صفت لین برآن جریان دارد وباید نرم خوانده شود.
این صفت را قراردادند چون اگراین قاعده وصفت اجراء نشود فتحه قبل از حرف یاء ن تبدیل به ره فارسی نشود وفتحه قبل از حرف واو ن تبدیل به ضمه فارسی نشود.
ـــــــــــــــــــ
بخش هشتم :
ــهِمْ : حرف هاء دراینجا ره دارد و ره آن کوتاه است زیراکه بعداز آن حرف یاء بدون حرکت وجود ندارد.این ره به تنهایی دریک بخش خوانده نمی شود .چون بعدازآن حرف س دار آمده است.
پس این حرف ره دار باحرف س داربعداز خودش دریک بخش خوانده می شود.
نڪتـــــــــہ:صدای ره درعربی مانند:صدای ره درحرف "ژ"کلمه(ژیان)است.
ــــــــــــــــــــــــــــ
بخش نهم:
وَ : حرف واو دراینجا فتحه دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش دهم ویازدهم ودوازدهم:
لَا الضَّالِّیـ : حرف لام دراینجا فتحه دارد وچون بعدازآن الف بدون علامت آمده است طبق قاعده باید کشیده خوانده شود،ولی باتوجه به اینکه پس از آن همزه وصل آمده است ،لذا اگربخواهیم فتحه کشیده راباکلمه بعدازآن که ابتدای آن همزه وصل است بخوانیم بایدفتحه کشیده را بصورت فتحه کوتاه بخوانیم.یعنی یکی ازجاهایی که فتحه کشیده رابایدکوتاه بخوانیم جایی است که بعداز فتحه کشیده ،همزه وصل بیاید.درصورتی که اگرمی خواستیم برفتحه کشیده بایستیم ،فتحه ڪشیده همان فتحه ڪشیده خوانده می شد.
باتوجه به اینکه بعداز همزه وصل حرف تشدید دار آمده است ،فتحه حرف نون را باحرف تشدید دار می خوانیم وحرف تشدیددار دو مرتبه و باشدت خوانده می شود که مرتبه اول س داروباحرکت قبل ازخودش ومرتبه دوم باحرکتی که تشدید دارد.
حرکتی که تشدیدداردفتحه کشیده است چون بعدازآن الف بدون حرکت آمده است.
این فتحه درشت خوانده می شود یعنی مانند فارسی زبانان اداء می گردد زیراکه برروی یکی از هشت حرف
باتوجه به اینکه بعداز هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)آمده است.
باتوجه به اینکه فتحه کشیده پس از آن تشدیدکه یکی از سبب های "مد"است آمده است وبین فتحه کشیده وسبب مد که اینجاتشدید است ،همزه وصل نیامده است، پس این فتحه کشیده ر ش از حدمعمول می کشیم .لذا علامت( ٓ ) برفتحه کشیده گذاشته اند.
وپس از اینکه که کشش فتحه کشیده به پایان رسید به حرف تشدید دار می رسیم، وحرف تشدیددار دو مرتبه و باشدت خوانده می شود که مرتبه اول س داروباحرکت قبل ازخودش ومرتبه دوم باحرکتی که تشدید دارد.
حرکتی که تشدیددراینجا دارد ره کشیده است چون بعدازآن یاء آمده است.
پس(لَا الضَّالِّیـ)را اینگونه می خوانیم:
لَضْـ ، ضَآلْـ ، لِی ــ لَضْـ ، ضَآلْـ ، لِی ــ لَضْـ ، ضَآلْـ ، لِی
تذڪر:در درس بعد اسباب واقسام مد را توضیح خواهیم داد.
ـــــــــــــــــــــــــ
بخش سیزدهم :
ــنَ : حرف نون دراینجا فتحه دارد وچون بعداز آن نه س آمده است ونه تشدید ،پس به تنهایی دریک بخش خوانده می شود.
وچون این فتحه برسرهیچ کدام از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)نیامده است پس این فتحه را نازک اداء می کنیم.
نڪــــــتہ:
اگرفتحه برسر یکی از هشت حرف(ص،ض،ط،ظ،غ،ق،خ،ر)بیاید ،درشت خوانده می شودمانندفتحه ای که فارسی زبانان اداء می کنند.
واگربرسربقیه حروف بیاید ،نازک اداء می گردد.
ـــــــــــــــــــــــــــ
خواندن آ آیه هنگام وقف:
اگربرسرکلمه ای خواستیم وقف کنیم یعنی بایستیم ،به حرف آ کلمه نگاه می کنیم:
اگرحرف آ کلمه:فتحه کوتاه یا ره کوتاه یاضمه کوتاه یا تنوین ره یاتنوین ضمه داشت ،درهنگام وقف حرف آ آن کلمه را ن می کنیم.
واگر حرف آ کلمه تنوین فتحه داشت هنگام وقف برآن کلمه تنوین فتحه تبدیل به فتحه کشیده می شود.
واگرحرف آ آن کلمه ،فتحه کشیده یا ره کشیده یاضمه کشیده داشت،هنگام وقف برآن کلمه هیچ تغییری ایجاد نمی شود.
دراینجا چون آ کلمه فتحه کوتاه دارد،هنگام وقف فتحه کوتاه ن می شود.
پس هنگام وقف برآ آیه هفتم سوره حمد اینگونه می خوانیم: وَلَا الضَّآلِّینَ = وَلَا الضَّآلِّینْ


صدای قسمت دوم آیه هفتم سوره حمد



دریافت صدای قسمت دوم آیه هفتم سوره حمد


مشاهده متن کامل ...
مجنس المحمره من ابداع ابن الفلاحیة"توفیق النصاری"
درخواست حذف اطلاعات
'' مجنس المحمّره ''
هو قالب رباعی مجنس وزنه " مُسْتَفْعِلُنْ مُسْتَفْعِلُنْ " و من بحر الرَّجز . کتبه توفیق النصّاری تأثرا بالموال " الّی حظى ابوصلک حظى " الذی غناه الفنان ریاض احمد . یتألف هذا القالب من أربعة أشطر ، الثلاث الأولى ذات قواف مجنسة والشطر الرابع لا بدّ أن یختم بکلمة تنتهی بالراء و الألف أو الراء و الهاء المهملة . و هذه نماذج منه :

شِعرچ غدا لْگلبی یسر

صبری بعد عسرچ یسر

لأهل العشگ إنتِ یسر

یَا أم الأدب یَا مْحمَّرَه

***

یَا أغنج نشگ عطرک وجب

گلبی بلمس چفّک وجب

هذا الغنج یَا أدعج وجب

چبدی یمر گلبک درا ؟!

تقطیع البیت الأول :

مُسْتَفْعِلُنْ مُسْتَفْعِلُنْ

> /* / */ /* /* /* / /*

شِعْ رچْ غِدلْ گَلْ بیْ یسرْ

صبْ ریْ بعدْ عِسْ رچْ یسرْ

لهْ لِلْ عشگْ انْ تی یسرْ

یمْ ملْ ادبْ یمْ حمْ مره

تقطیع البیت الثانی :

مُسْتَفْعِلُنْ مُسْتَفْعِلُنْ

> /* / */ /* /* /* / /*

یغْ نجْ نشگْ عطْ رکْ وجبْ

گلْ ببْ لمسْ چفْ فَکْ وجبْ

هاْ ذلْ غنجْ یدْ عجْ وجبْ

چبْ دیْ یمرْ گلْ بکْ درا ؟

توفیق النصاری

‏ ‏
‏ ‏(مجنّس المحمره)

دهری ر ظلعی وصل.

اوعسری حرگ روحی وصل.

أنحب گمت وادعی وصل.

عبدک یلاهی سَتّره...

کلمات الشاعر موسىٰ الحزباوی..

حبچ نهر یجری ومل.

صدری او فلاعوفچ ومل.

وصلچ فرح روحی ومل.

شوگچ وسط گلبی جرىٰ...

کلمات الشاعر موسىٰ الحزباوی)



مشاهده متن کامل ...
شعر شهریار در مورد الا ای تهرانیا
درخواست حذف اطلاعات

شعر معروف الا ای تهرانیا از شهریار

الا ای داور دانا تو میدانی که ایران.

چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی

چه داند ی سر گشته صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی ی کو کمتر است از زن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی

به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله گفتی

قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی

جوانمردان آذربایجان را این نام مجاز نمی باشد گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی

به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی

به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی

مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

گمان که با من همدل و همدین و همدردی

به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی

اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی

ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن

الا تهرانیا انصاف میکن تویی یا من

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.