فینگر فود توشه جستجو
پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 فینگر فود توشه
طرح ره توشه ا ت
درخواست حذف اطلاعات

علی(ع):

در روزهای فناپذیر برای روزگار جاودان توشه برگیرید.

با عنایت خداوند متعال، اطلاع رسانی طرح«ره توشه آ ت» در مسجد چهارده معصوم(ع) در میان گزاران آغاز شد.

این طرح روز 25 شوال مصادف با شهادت صادق(ع) عملیاتی می شود انشاءالله.

خیریه جوادالائمه(ع)قمیشلو



مشاهده متن کامل ...
دست نوشته شهید علم الهدی:
درخواست حذف اطلاعات

در دل سنگر با خود سخن می گویم، راستی چه خوب از این فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم، آیات خدا را بخوانم و بعد حفظ کنم و بعد شعار زندگی کنم، باشد تا این دل پر هیجان را آرامش دهد و بعد با آن برای خود توشه بسازم و توشه را راهی گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم ... .

منبع: هاتف



مشاهده متن کامل ...
فینگر فود توشه
درخواست حذف اطلاعات

خلاقیت ، نوآوری همواره یک موضوع ارزشمند بوده و هست و افرادی که در این راستا قدم بر می دارند قبل از اینکه به پول و درآمد فکر کنند به کارآفرینی و ارزش آفرینی دقت دارند.

فینگر فود نوعی از خوراک است که در سایز کوچک تهیه می شود و تناول آن بسیار ساده است و این اصلاً چیز تازه ای نیست ولی وقتی بحث نوآوری و خلاقیت در میان باشد می توان شاهد یک شا ار تجاری به نام کول کاپ بود.

کول کاپ در مرحله اول به سلامت محصولی که به مشتریان ارائه می شود فکر کرد و در قدم اول سوسیس و کالباس را حذف و مرغ و گوشت سالم را جایگزین کرد ولی انگار این تغییر مدیران کول کاپ را راضی ننمود و آنها به فکر ارائه این محصول در قالب و بسته بندی منحصر به فردی افتادند. این بسته بندی طراحی گردید به شکلی که در لایه زیرین لیوان کول کاپ نوشیدنی و در لایه رویی لیوان غذای گرم سرو می شود. همین نوآوری کول کاپ را منحصر به فرد کرد و باعث پیشرفت روز به روز آن گردید تا جایی که امروز شاهد تعدد فراوان شعب کول کاپ در ایران هستیم.

اما موضوعی که این متن را به آن دلیل نوشتم کپی برداری غیر قانونی و نادیده گرفتن زحمات یک تیم 100 نفره است. افراد سودجو با کپی برداری از نوع بسته بندی و محصولات کول کاپ و بدون اطلاع از اینکه تمامی حقوق مربوط به نوع بسته بندی و محصولات توسط کول کاپ ثبت گردیده است ایده آن را به صورت ناقص اجرا نموده اند.

یکی از این جاعلین ایده ، توشه است. توشه متاسفانه بدون در نظر گرفتن زحماتی که کول کاپ کشیده و سختی های فراوانی که تحمل کرده ایده لیوان دو منظوره کول کاپ را کپی و تجارتی را برای خود راه اندازی نموده است. خدا را هزاران بار شکر این رستوران پلمپ و حکم قضایی برای آن صادر گردیده است تا مالکان توشه جریمه سنگینی را برای ی ایده پرداخت نمایند.

صادقانه بسیار خوشحالم که قوانین و حقوق قانونی به سطحی از بلوغ در ایران رسیده تا بتوانیم جلوی جاعلین را بگیریم تا دیگر شاهد بلایی که بر سر بابک بختیاری در آیس پک آمد بر سر دیگر لژیونر های برند سازی و کارآفرینی نیاید.

لطفاً تصاویر مربوط به حکم قضایی و تصاویر مربوط به پلمپ محل جاعلین را در لینک زیر مشاهده نمایید.

http://coolcup.ir/new/?p=2917



مشاهده متن کامل ...
تولید خشونت به ازای گریز از خشونت
درخواست حذف اطلاعات

همه به ازای فرد به فرد محکوم می شویم. اشتباهات و خطاها را جمع و تفریق می کنیم و فرد به فرد سهم می گیریم. دریغ که نه جمعی می بینیم و نه اجتماعی.

ناگزیر فرد به فرد توشه ی خطاها را به دوش می کشیم. شاید بارکشی بی م و توشه را به دوش او اندازیم. این روزها حس بارکشی را دارم که توشه ی خویش را به دوش دیگری و دیگری نیز توشه ی خویش را به دوش من می افکند.

می گریزیم اما جمعی و اجتماعی نمی ی م. هر چه می بینیم تحت یک امر جزیی به انقیاد در آمده و کلیت شده ای که تنانگی اش را باخته است. خسته از گفتن « چه کنیم چه می شود کرد » هستم.

چرا این روزها پرسیدن از «چه باید کرد» آنقدر می نماید که به مجرد گفتنش انگشت نما می شویم و احمق خطابمان می کنند؟ عجیب است. پرسش نابجایی نیست. ولی بداهه نگری به طبیعت ثانویه بدل شده و طاقت می طلبد تا این جسمیت صلب و سخت را با نقد به باد کتک گرفت.

ناخواسته گفتم « به باد کتک ». راستی که در جسمیت صلب و سختی زیست فکری می کنیم که گویی به مثابه مولکول های جسم جامد بر موقعیت خود استوار و ایستاییم. تقلا می زنیم و تکاپو می کنیم ولی در همان مناسبات منجمد و خشن. همین می شود که حتی زمانی که از خشونت می گریزیم ناخواسته خشونت را در کردار و گفتارمان تولید می کنیم.



مشاهده متن کامل ...
تولید خشونت به ازای گریز از خشونت
درخواست حذف اطلاعات

همه به ازای فرد به فرد محکوم می شویم. اشتباهات و خطاها را جمع و تفریق می کنیم و فرد به فرد سهم می گیریم. دریغ که نه جمعی می بینیم و نه اجتماعی.

ناگزیر فرد به فرد توشه ی خطاها را به دوش می کشیم. شاید بارکشی بی م و توشه را به دوش او اندازیم. این روزها حس بارکشی را دارم که توشه ی خویش را به دوش دیگری و دیگری نیز توشه ی خویش را به دوش من می افکند.

می گریزیم اما جمعی و اجتماعی نمی ی م. هر چه می بینیم تحت یک امر جزیی به انقیاد در آمده و کلیت شده ای که تنانگی اش را باخته است. خسته از گفتن « چه کنیم چه می شود کرد » هستم.

چرا این روزها پرسیدن از «چه باید کرد» آنقدر می نماید که به مجرد گفتنش انگشت نما می شویم و احمق خطابمان می کنند؟ عجیب است. پرسش نابجایی نیست. ولی بداهه نگری به طبیعت ثانویه بدل شده و طاقت می طلبد تا این جسمیت صلب و سخت را با نقد به باد کتک گرفت.

ناخواسته گفتم « به باد کتک ». راستی که در جسمیت صلب و سختی زیست فکری می کنیم که گویی به مثابه مولکول های جسم جامد بر موقعیت خود استوار و ایستاییم. تقلا می زنیم و تکاپو می کنیم ولی در همان مناسبات منجمد و خشن. همین می شود که حتی زمانی که از خشونت می گریزیم ناخواسته خشونت را در کردار و گفتارمان تولید می کنیم.



مشاهده متن کامل ...
توشه آ ت
درخواست حذف اطلاعات
توشه آ ت

زهری گوید: شبی تاریک بود. باران هم می آمد. با غلامم در کوچه های مدینه می آمدم، که مولایم حضرت زین العابدین ـ علیه السلام ـ را دیدم از اسب پیاده شدم و خدمت آن حضرت رسیدم و اظهار ارادت . مقداری نان همراه حضرت بود، عرض : کجا تشریف می برید؟ حضرت فرمود: خیال مسافرت دارم و برای سفرم توشه تهیه کرده ام، می خواهم آن را در جای محفوظی نگهداری کنم.
عرض : پس اجازه بدهید غلام من کمک کند؟ فرمود: خودم اولی هستم. زهری گوید: چند روز بعد، آقا را در کوچه های مدینه ملاقات و پرسیدم: مگر شما اراده مسافرت نداشتید؟ فرمود: آن طور که تو گمان کردی نیست، اراده سفر آ ت داشتم(و نان ها را برای فقرای مدینه می بردم ...)
در روایت است که حضرت سجاد ـ علیه السلام ـ به چهارصد خانه از فقرا، نان می برد، بدون این که خود را بشناساند.

داستانهای پراکنده / آیة الله دستغیب



مشاهده متن کامل ...
نامه علی (ع) به فرزندش حسن (ع) ...
درخواست حذف اطلاعات

بخش نهم : تلاش در جمع آورى زاد و توشه


بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک بار گناه، موفّق نخواهى بود، بیش از تحمّل خود بار مسئولیّت‏ها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است. اگر مستمندى را دیدى که توشه‏ات را تا قیامت مى‏برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى. به هنگام بى‏نیازى، اگر ى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه‏هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آن که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده مى‏باشد، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آ ت وسائلى مهیّا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن، زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمى‏شود، و راه باز گشتى وجود ندارد.



مشاهده متن کامل ...
نامه علی (ع) به فرزندش حسن (ع) ...
درخواست حذف اطلاعات

بخش نهم : تلاش در جمع آورى زاد و توشه


بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک بار گناه، موفّق نخواهى بود، بیش از تحمّل خود بار مسئولیّت‏ها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است. اگر مستمندى را دیدى که توشه‏ات را تا قیامت مى‏برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى. به هنگام بى‏نیازى، اگر ى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه‏هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آن که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده مى‏باشد، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آ ت وسائلى مهیّا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن، زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمى‏شود، و راه باز گشتى وجود ندارد.



مشاهده متن کامل ...
نامه علی (ع) به فرزندش حسن (ع) ...
درخواست حذف اطلاعات

بخش نهم : تلاش در جمع آورى زاد و توشه


بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک بار گناه، موفّق نخواهى بود، بیش از تحمّل خود بار مسئولیّت‏ها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است. اگر مستمندى را دیدى که توشه‏ات را تا قیامت مى‏برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى. به هنگام بى‏نیازى، اگر ى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه‏هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آن که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده مى‏باشد، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آ ت وسائلى مهیّا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن، زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمى‏شود، و راه باز گشتى وجود ندارد.



مشاهده متن کامل ...
توشه ای از رمضان
درخواست حذف اطلاعات

توشه ای از رمضان

توشه ای از رمضان، مجموعه ای است که به تناسب سی روز ماه مبارک رمضان، سی گفتار گوتاه و یک دقیقه ای از آیت الله هادوی تهرانی ـ دامت برکاته ـ را در خود جای داده است. در این مجموعه سعی شده است آیات، روایات و منابع مباحث مطرح شده در پاورقی آورده شود و این ویژگی برای مبلغین و وعاظ محترم بسیار قابل توجه خواهد بود. برای دریافت فایل این مجموعه از لینک ذیل اقدام کنید.

فایل



مشاهده متن کامل ...
دلنوشته ای از شاعر حصار وانی ( باغبان دانش با کوله بی توشه)
درخواست حذف اطلاعات
اجبار وجبر واژه گانی در مسیرتاریک ومطرود که میتواند رهپویان ارابه ناکجاآباد هدایت نموده وثمره اش بی ثمری وسوغاتش یاس وناامیدی هرچندتیرها به هدف و وامال به ثمر باشد وانتخاب واختیارواژه گانی ، در مسیرروشن ومقصود، که میتواند رهپویان رابه منزل مسعود هدایت نموده و ثمره اش باثمری وسوغاتش لذت کامی آرزوها هرچند تیرها به هدف وامال به ثمرنباشد . گزیده ازکتاب راهبران طریق اثر ..
باغبان بی دانش با کوله بی توشه



مشاهده متن کامل ...
توشه بر دوش به سوى آ ت
درخواست حذف اطلاعات

زهرى مى گوید: در شبى تاریک و سرد، على بن حسین (ع) را دیدم که مقدارى

آذوقه به دوش گرفته ، مى رود. عرض : یابن رسول الله ! این چیست ، به کجا مى برید؟
حضرت فرمودند:زهرى ! من مسافرم. این توشه سفر من است. مى برم در جاى محفوظى بگذارم.
گفتم: یابن رسول الله ! این غلام من است ، اجازه بفرما این بار را به دوش بگیرد و هر جا مى خواهى ببرد.
فرمودند: تو را به خدا بگذار من خودم بار خود را ببرم

تو راه خود را بگیر و برو با من کارى نداشته باش !
زهرى بعد از چند روز حضرت را دید، عرض کرد:
- یابن رسول الله ! من از آن سفرى که آن شب درباره اش سخن مى گفتى ، اثرى ندیدم !
فرمود: سفر آ ت را مى گفتم و سفر مرگ نظرم بود که براى آن آماده مى شدم !
آمادگى براى مرگ با دورى جستن از حرام و خیرات دادن به دست مى آید.



مشاهده متن کامل ...
شهر الله رجب
درخواست حذف اطلاعات

ماه های سال هر کدام منزل هایی هستند که توشه هائی مخصوص به خود دارند و سالک با عبور از آنها, آن توشه را برای خود بر می دارد و شرافت و ارزش هر منزل به میزان تفضّلات الهی در آن می باشد؛ و از جمله آن منازل شهرالله رجب می باشد که اشرف و افضل آنهاست؛ چراکه خدای سبحان این ماه را به خود اختصاص داد, و شب اول این ماه جزء چهار شبی است که بعد از شب قدر احیاء آن مستحب است و خدای سبحان با قرار دادن بعثت حضرت ختمی مرتبت در این ماه بر عظمت آن افزود و همچنین با قرار گرفتن ولادت حضرت وصّی المومنین که با ولادتش کریمه« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» نازل گردید. پس سزاوار است که سالک اقبال به این ماه شریف کند و در بهره گرفتن از این منزل بکوشد.



مشاهده متن کامل ...
اووف
درخواست حذف اطلاعات
بعد مدتی طولانی اومدم بالا ه.!

امروز تازه از مسافرت اومدیم.رفته بودیم ولایت عروسی دختر خالم.تقریبا 4 روز خونه خالم بودیم.عین 4 روزشم ضبط روشن بود.الان صدای جیر جیرک ها و قار قار کلاغارو با ریتم می شنوم.

---------------------------------------------------------------

ولایت ما یه رسم داریم عروس دوماد باید توشه بدن وقتی ماشینا میوفتن دنبالشون بوق بوق می کنن.

بعد داماد جان وسط خیابون نگه داشتن از ماشین پیاده شدن و تند تند به ماشینای پشت سر رفتن و توشه دادن

در همین حین پسر نمک بنده نشستن پشت ماشین عروس و دختر گلم رو ین.

کلی خندیدیم و مس ه بازی در آوردیم.

-------------------------------------------

هنوز خوشی توتنم بود که مدرسه پیامکی شیرین زدند و اعلام دوباره فرمودند مبنی بر شرئع پایگاه تابستانی.

آخ اگه مسئولین دم دستم بودن....

------------------------------------------

خلاصه جونم بگه خیلیییییییی خوش گذشت. البته به غیر از اون جاهایی که بزرگترا می گفتن بعدی تویی بعدی تویی.



مشاهده متن کامل ...
اووف
درخواست حذف اطلاعات
بعد مدتی طولانی اومدم بالا ه.!

امروز تازه از مسافرت اومدیم.رفته بودیم ولایت عروسی دختر خالم.تقریبا 4 روز خونه خالم بودیم.عین 4 روزشم ضبط روشن بود.الان صدای جیر جیرک ها و قار قار کلاغارو با ریتم می شنوم.

---------------------------------------------------------------

ولایت ما یه رسم داریم عروس دوماد باید توشه بدن وقتی ماشینا میوفتن دنبالشون بوق بوق می کنن.

بعد داماد جان وسط خیابون نگه داشتن از ماشین پیاده شدن و تند تند به ماشینای پشت سر رفتن و توشه دادن

در همین حین پسر نمک بنده نشستن پشت ماشین عروس و دختر گلم رو ین.

کلی خندیدیم و مس ه بازی در آوردیم.

-------------------------------------------

هنوز خوشی توتنم بود که مدرسه پیامکی شیرین زدند و اعلام دوباره فرمودند مبنی بر شرئع پایگاه تابستانی.

آخ اگه مسئولین دم دستم بودن....

------------------------------------------

خلاصه جونم بگه خیلیییییییی خوش گذشت. البته به غیر از اون جاهایی که بزرگترا می گفتن بعدی تویی بعدی تویی.



مشاهده متن کامل ...
بارت را بر دوش او بگذار
درخواست حذف اطلاعات

بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه گیرى زاد و توشه، و سبک بار گناه، موفّق نخواهى بود،

بیش از تحمّل خود بار مسئولیّت‏ ها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب آور است.

اگر مستمندى را دیدى که توشه‏ ات را تا قیامت مى ‏برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست، زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جستجوى چنین فردى باشى و او را نیابى.

به هنگام بى‏ نیازى، اگر ى از تو وام خواهد، غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان که در پیش روى تو، گردنه‏ هاى صعب العبورى وجود دارد، که حال سبکباران به مراتب بهتر از سنگین باران است.

بخشی از نامه 31 نهج البلاغه(به حسن مجتبی)



مشاهده متن کامل ...
ماه دوازدهم
درخواست حذف اطلاعات
خوش به حال سال 92
ماه دوازدهمش را دید و توشه اش را بست.
کاش ما هم ماه دوازدهم (عج) را قبل از بستن توشه مان ببینیم...
کاظم (ع) در پاسخ یه یکی از شیعیان که در مورد فرج سوال می کرد فرمود: ای ابو اسحاق به خدا قسم صاحب الامر نخواهد آمد تا هنگامی که خوب و بد از هم جدا شوند و خالص شوید. تا اینکه جز اندکی از شما( ی بر این عقیده)نماند. آنگاه حضرت کف دست خود را کوچک کرد(یعنی دست خود را جمع کرد) و فرمود: به این کمی. {غیبت نعمانی؛ص208

ابوبصیر و محمد بن مسلم می گویند: شنیدیم که صادق می فرمود: این کار به سامان نرسد-ظهور محقق نخواهد شد-مگر اینکه دو سوم مردم از دین برگردند. ما عرض کردیم: اگر دو سوم مردم از دین برگردند،دیگر چه ی باقی خواهد ماند؟ فرمودند: آیا دوست ندارید در بین یک سوم باقیمانده باشید؟ {غیبت طوسی ص339}



مشاهده متن کامل ...
عمیقاً تنگه دلم
درخواست حذف اطلاعات

چقدر به دلم میشینه آهنگهای آرووووم...بس که تنگه دلم

تنگه دلم از خودم،از ایی که آ بی اعتمادی هستن. انی که عقده ای هستن. انی که نامردن

واقعا متاسفم که حتی اینجا هم نباید بی حرف بزنم،دیوار موش داره!

باز آهنگ باران عشق...وای خدا این آهنگ چقدر خوبه!از وقتی خیلی کوچیک بودم تلویزیون پخشش می کرد حالا هر وقت گوش میدم بهش میرم به همون دوران خوش!گرچه تلخی هایی داشت اما باز خوش بود!چقدر خوش بود...

و به این میگن به واکنش دفاعی بدن!واکنش بازگشت!!آدم وقتی کم میاره یکی از واکنش های ناخودآگاه ذهنش بازگشت به دوران خوش گذشته است!الان هم وضع ما اینه!

نمیدونم همه این اوضاع شانس و اتفاقه یا یه حکمتی توشه؟!خدا جونم میخوام بگم ایمان دارم که حکمتی توشه کاش قبول کنی

حتما حکمتی توشه چون خودت گفتی اگه توکل کردی من به صلاحت عمل می کنم.خدایا صلاحم اگه اینجوریه مرسی که همینجوریش کردی!نمی خوام طور دیگه ای باشه خدا

بعضی ها نمیدونم چرا اینجورین!چرا اینقدر مارموزن!فکر میکنن آدم نمی فهمه؟؟!

بعضی ها چی فکر میکنن با خودشون؟؟دلیل این رفتار هاشون چیه؟؟خدایا همه رو هدایت کن اگه قابل هدایتیم




مشاهده متن کامل ...
رسول گرامی (ص) می فرماید:
درخواست حذف اطلاعات
رسول گرامی (ص) می فرماید:

1- بدانید، دمند ی است که با فکر درست و با پیش بینی ی کامل با کارها روبرو می شود.

2- بدانید، رحلت و مرگ را زده اند و توشه را هم معرفی کرده اند، به اندازه ای که بتوانید فردا جان خود را حفظ کنید توشه پاک و صحیح بردارید.

3- بدانید، جهاد در راه خدا بهایش بهشت است.

4- بدانید، هر که با نفس خویش جهاد کند مالک نفس خود می شود.

5- بدانید، بالاترین ثواب خدا برای ی است که در راه خودشناسی بکوشد و خود را بشناسد. چرا؟ هرکه خودش را شناخت می تواند خدا را بشناسد.

6- بدانید، احکام دین خدا در نهایت صحت و درستی آمده و راه های دین معتدل است.

7- بدانید که نباید از آموختن علم معنوی شرم کنی، چون امروز و فردا قیمت هر به قدر معلومات دینی اوست.



مشاهده متن کامل ...
قدر
درخواست حذف اطلاعات
ف مساف روازرمضان پروازت بی خطر امیدوارم توشه ات فراوان وسهم سوغات من دعای شبهای قدرشماباشد



مشاهده متن کامل ...
شب قدر
درخواست حذف اطلاعات
شب قدر است و من قدری ندارم...چه سازم توشه قبری ندارم... شب عفو است و محتاج دعایم...ز عمق دل دعایی کن برایم...اگر امشب به معشوقت رسیدی...خدا را در میان اشک دیدی...کمی هم نزد او یادی ز ما کن... کمی هم جای ما او را صدا کن...بگو یارب فلانی روسیاه است... دو دستش خالی وغرق گناه است. ماس دعا



مشاهده متن کامل ...
رمضان
درخواست حذف اطلاعات
* مسافر پرواز رمضان :

پروازت بی خطر!

امیدوارم توشه ات فراوان باشد و سهم سوغاتمن دعای شبهای قدرت. (93/4/26)

*آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است.

یا رب این تاثیر ت در کدامین کوکب است.

تابه گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است (93/4/26)9



مشاهده متن کامل ...
رمضان
درخواست حذف اطلاعات
* مسافر پرواز رمضان :

پروازت بی خطر!

امیدوارم توشه ات فراوان باشد و سهم سوغاتمن دعای شبهای قدرت. (93/4/26)

*آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است.

یا رب این تاثیر ت در کدامین کوکب است.

تابه گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است (93/4/26)9



مشاهده متن کامل ...
رمضان
درخواست حذف اطلاعات
* مسافر پرواز رمضان :

پروازت بی خطر!

امیدوارم توشه ات فراوان باشد و سهم سوغاتمن دعای شبهای قدرت. (93/4/26)

*آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است.

یا رب این تاثیر ت در کدامین کوکب است.

تابه گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است (93/4/26)9



مشاهده متن کامل ...
توشه ...
درخواست حذف اطلاعات
بخش هایی از جاده زندگی خشن است و ترسناک!!!

یادم باشد:

ترس به خود راه ندهم و با شهامت پیش بروم...

چرا که خدای من نگران و نگهبان من است.................

گاهی جاده ها طولانی به نظر می رسند!!!

ره توشه یادم نرود:

صبر..............

اندکی امید....................

به مقدار کافی ایمان..............





مشاهده متن کامل ...
واما این قافله ی عمر عجب میگذرد...
درخواست حذف اطلاعات
خبر بد همینجوری از همه جا سردرمیاره و بدون اینکه توقفی داشته باشه تو گوش همه خونده میشه.

راستش دوست ندارم خبر بد بنویسم امابا خودم میگم شاید رسوندن خبر بد یک نوع تلنگر باشه اول برای خودم و بعد برای دیگران.

خانم بگیم جان خانکی هم بعد کلی رنج کشیدن از بیماری تسلیم خواست و اراد خداوند شد و عازم سفر آ ت ،خدایش بیامرزد و ببخشد .

تسلیت میگیم به بازماندگان آن مرحومه و گرامی میداریم یاد و خاطره ایشان را با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد.

خانکی ها ،

همه ی بزرگ ها و عزیزان و مهربون های ده دارند از بینمون میرند،بیایید تازنده اند قدر بدونیم ، چون بعد مرگشون ختم آن چنانی گرفتن،غذای آن چنانی دادن و سنگ قبر گران یدن به توشه ی آ تشان اضافه نمی کنه،خلاصه حواسمون باشه که نام نیک به جا بزاریم و با کارهای دیگه که همتون بهتر ازمن میدونید برای خودمون ودرگذشتگانمون توشه ی آ ت بسازیم.

خدا بیامرزد همه درگذشتگان و به خصوص تازه درگذشتگان:

مشت حمیدالله خانکی

حاج حمزه قاسمی زاده

خانم بگیم جان خانکی

روحشان شاد ویادشان گرامی.



مشاهده متن کامل ...
: ((((((
درخواست حذف اطلاعات
چه ی حرف مرا می فهمد؟؟؟
چه ی درد مرا می داند؟؟؟
در پس ی اشک چشمم...
چه ی راز مرا می خواند؟؟؟
چه ی واژه ی تنهایی را...
در دل غم زده ام می بیند؟؟؟
با سر انگشت محبت چه ی...
قطره ی اشک مرا می چیند...
سال ها غیر خداوند بزرگ...
هیچ از غمم آگاه نبود...
توشه ی زندگیم در همه عمر...
جز غم و غصه ی جان کاه نبود...
مرگ یک روز و یا یک شب سرد...
چشم غمگین مرا می بندد...
شاید آنجا پس از این رنج و عذاب...
سردی گور به رویم خندد...



مشاهده متن کامل ...
گریه حضرت علی (ع)
درخواست حذف اطلاعات

ابودرداء روایت کرده که:شبی المومنین علی (ع) را دیدم که از مردم کناره گرفته و در مکان خ مشغول مناجات با پروردگار است در حالی که او در محراب عبادت ایستاده بود اشک هایش بر روی صورتش می غلتید مانند مار گزیده به خود می پیچید و مانند مصیبت دیده ها گریه می کرد و می گفت:((آه آه!از توشه اندک و سفر طولانی و انیس وه ن کم!آه از آتش که جگرها را بریان کند و پوست بدن را پر کند،آه از آتشی که من گسترده اند.))

ناگاه دیدم صدا خاموش شد.گفتم حتما حضرت را خواب برده است رفتم تا آن حضرت را بیدار کنم.چون ایشان را حرکت دادم دیدم همچون چوب خشک شده است،گفتم بلکه از دنیا رفته است و به خانه آن حضرت رفتیم و فاطمه (س) را از این امر آگاه ساختم،ایشان فرمودند:((این ح ی است که از ترس خدا هر شب بر او عارض می شود.))

پس وای بر حال ما که این گونه به هعای واجبمان کم توجّهی می کنیم چه رسد به سایر عبادات.

وای بر حال ما که هنوز باور نکرده ایم باید توشه ای فراوانی برای راه طولانی برداریم.

کتاب: راز دوست



مشاهده متن کامل ...
پیش کش به نوسفرها
درخواست حذف اطلاعات

باز هم سایه تو روی دلم افتاده

خانه را نغمه ی تو رنگ بهاری داده

باز از پیرهنت بوی خدا می آید

باز هم تن شده محراب ودلم سجاده

خانه من به نگاه تو صفا می گیرد

خانه ای کوچک با نقش و نگاری ساده

این نه چشمی ست که من وصف نگاهش دانم

جام شوقی است که لبریز کنی از باده

هم سفر راه درازی هستیم

توشه بردار و کمربسته بیا ، آماده

جاده دور است ولی با تو صفایی دارد

سفر پر خطر دور و دراز جاده

از مقامی که تویی تا به خدا راهی نیست

شرط آن است که عاشق شوی و آزاده

توشه بردار وبیا هم سفرت آهسته

با نگاهی پر از امید به راه افتاده



مشاهده متن کامل ...
شا ار اخوان ثالث
درخواست حذف اطلاعات
من این شعر اخوان رو خیلی دوست دارم :) همیشه پیش خودم می خونمش..
و فِک می کنم که یه روزی انجامش هم میدم :) هیچوقت کاملش رو نخونده بودم تا اینکه امروز
یکی از دوستام توی کاملش رو گذاشت. قسمت های خیلی قشنگ دیگه ای هم داره این شعر. من فکر میکنم این شعر شا ار اخوان و بهترین شعرش بوده. می تونی بخونیش اما غرقش نشی؟ :)

من اینجا بَس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است..
بیا رَه توشه را برداریم
قدم در راهِ بی بازگشت بگذاریم
ببینیم آسمانِ هر کجا آیا
همین رنگ است؟

تو دانی کین سفر هرگز به سوی آسمان ها نیست،
سوی بهرام، این جاویدِ خون آشام،
سوی ناهید، این بد بیوه گرگِ بی اندوه،

بیا تا رَه بسپاریم
به سوی سبزه زارانی که نه کَس کِشته نِدروده
به سوی سرزمین هایی که در آن هر چه بینی بِکر بِکر است
و نقش رنگ و رویش هم بدین سان از ازل بوده
که چونین پاک و پاکیزه ست

بیا رَه توشه برداریم
قدم در راهِ بی برگشت بگذاریم
کجا؟ هر جا که پیش آید..
بدانجایی که می گویند خورشید غروبِ ما
زَنَد بر ی شبگیرشان تصویر
بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: زود
وزین دستش فِتاده مشعلی خاموش و نالد: دیر

کجا؟ هر جا که پیش آید...
به آنجایی که می گویند
چو گُل روییده شهری روشن از دریای تَر دامان
و در آن چشمه هایی هست
که دائم روید و روید گل و برگ بلورین بال شعر از آن
و می نوشد از آن مردی که می گوید:
چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری باغی
کزان گلِ کاغذین روید؟

به آنجایی که می گویند روزی دختری بوده ست
که مرگش نیز مرگ پاک دیگری بوده ست
کجا؟ هر جا که اینجا نیست
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
زِ سیلی زن، زِ سیلی خور
وزین تصویرِ بر دیوار ترسانم

بیا ای خسته خاطر دوست؛ ای مانندِ من دلکنده و غمگین

من اینجا بَس دلم تنگ است
بیا رَه توشه برداریم
قدم در راهِ بی فرجام بگذاریم...



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.