پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 قهرمان صلح
صلح و چارچوب های عملی آن در افغانستان
درخواست حذف اطلاعات


متن ذیل مطلبی است که در شماره اخیر فصلنامه وزین انگاره در رابطه با صلح و جنگ در افغانستان چاپ شده است که خدمت خوانندگان محترم تقدیم میگردد.


صلح و چارچوب های عملی آن در افغانستان

محمّد رحیمی

عضو هیأت علمی دانش گاه ابن سینا


واقعیّتِ فرجام پروسۀ صلح در افغانستان چیست؟ صلح و گفت وگوهای صلح، اِمروز به دغدغۀ اصلی مردم، سیاست مداران، فرهنگیان و تمام اقشارِ اجتماعی تبدیل شده است. امّا آیا صلح همانند آن چه مردم و سیاست مداران دنبال می کنند، برقرار خواهد شد و اساساً چارچوب ها و سازوکارهای عملیاتی شدن صلح در جامعه یی با ویژه گی های افغانی چیست؟

پس از بازی مجدّدِ قدرت از سال های 2006 به این سو و ناکامی استراتژی مبارزه با که بعدها به شورش گری تغییر نام یافت، از یک سو رقابت سرد حکومت افغانستان با ناتو برای اِعمال قدرت و حاکمیت در حوزۀ امنیتی و در موضوع افغانستان باعث شد که گفت وگو و مذاکره با در دستورِ کار حکومت و جامعۀ جهانی در دو سمت متفاوت قرار گیرد. حکومت با توجّه به عقبه های قومی و فرهنگی، خود را نزدیک تر به می یافت و از این منظر، فکر می کرد می تواند در تعامل با ، جای گاه خود در رقابت با ناتو و ایالات متحده را افزایش دهد. حتّا حکومت تلاش هایی را برای برزگ نمودن تهدید انجام داد و در سال های 2010 و پس از آن، بارها و بارها نشست هایی را با و حزب ی برقرار کرد. این استراتژی از جانب حکومت، روابط حکومت را در گام نخست با اپوزیسیون خود در داخل ت یب کرد و آنان را بیش تر از حکومت دور نمود و جبهۀ جدیدی مانند جبهۀ ملی با نگاهی استراتژیک شکل گرفت و در گامِ دوّم بر پیچیده گی های روابط حکومت با ناتو، به خصوص ایالات متحده، در موضوع حاکمیت ملّی و منافع ملّی افزود. این جا فقط و پا تان بودند که علی رغم ش ت های سنگین نظامی در نبردهای رویارو از نظر هر روز وزنۀ سنگین تری پیدا می د. اضافه شبکۀ حقانی و مشغل شدن امریکا با این شبکه، و ورود حزب ش ت خوردۀ ی به صحنۀ سیاست، همه و همه باعث شد بدون هیچ اقدام مؤثری به بزرگ ترین دغدغۀ ناتو ، حکومت و اپوزیسیون تبدیل شود و هر کدام، تلاش کنند با استفاده از ابزارِ صلح، موضوعیت و موجودیت خود در فضای افغانستان را تشدید کنند. با توجّه به افزایش مشکلات اقتصادی و فشارِ افکار عمومی که موضوعی تعیین کننده در رفتار سیاست خارجی کشورهای دموکراتیک غربی است، ناتو و امریکا تلاش د، نشان دهند که مسؤولیت خود در مقابله با تروریزم و القاعده را انجام داده اند و شورش گری، موضوعی داخلی است که باید به حکومت و جامعۀ افغانی واگذار شود. در راستای این استراتژی، هم زمان با اعلام استراتژی وج در سال 2010 و تعیین ج وج در نشست برو ل در سال 2011 ، عملاً از یک گروه تروریستی به یک گروه شورشی داخلی تبدیل شدند و استراتژی مبارزه با تروریزم به استراتژی مبارزه با شورش گری تبدیل شد.

حکومت نیز در ضلعی دیگر این معادله، تلاش کرد با سر دادن شعارهای ملّی گرایانه حاکمیت خود را بر فضای جغرافیایی و افغانستان تسجیل کند . ناتو و غرب هر چند از این وضعیت چندان راضی نبودند؛ امّا پس از ارزی های پنتاگون و سیا پذیرفتند تا به خواسته های حکومت افغانستان با کش و قوس هایی تن دردهند. واگذاری مسؤولیت زندان ها به نیروهای افغان، به ویژه زندان بگرام و قطع عملیات شبانه از جانب نیروهای ناتو، عملاً تحولاتی بودند که در راستای این استراتژی انجام شدند . امّا برای پایان خوش این روی کردهای حکومت و ناتو، نیاز بود تا صلح در افغانستان نهادینه شود؛ ولی در عمل صلح عنصری فراموش شده در استراتژی عملی حکومت و جامعۀ جهانی و ناتو در افغانستان محسوب می شد. برای ناتو و غرب، وج از افغانستان و واگذاری پُرشتاب مسؤولیت به افغان ها مهم بود و برای حکومت پذیرش آنی و سریع مسؤولیت ها برای تقویت جای گاه خود در آیندۀ افغانستان مهم بود که هر دو به این خواسته ها تا حدودی دست یافته اند، امّا مهم ترین موضوعی که مغفول واقع شد نقش نیروهای طالبی بودند که هم از حمایت برخی از شبکه های اطلاعاتی منطقه برخوردار بودند و هم حکومت، ناخواسته در رقابت با ناتو به آنان قوّت بخشیده بود. حالا هر دو جبهه باید موضع خود را در قبال ثبات و امنیت افغانستان تا سال 2014 و پس از آن، به درستی تعیین می د . تلاش ها در این راستا از آ سال 2011 و در سال 2012 به شدّت اوج می گیرد .امّا بازی صلح در افغانستان تنها محدود به حکومت و ناتو نمی شود. این بار مجموعه یی از بازی گران مختلف در سطوح ملّی، منطقه یی و بین المللی در موضوع دخیل هستند و در واقع، مهم ترین فاز در تأمین ثبات و امنیت افغانستان تازه شروع شده است .

در سطح داخلی، حکومت، اپوزسیون و جامعۀ مدنی و ن، و حزب ی مهم ترین بازی گران صلح محسوب می گردند که سرانجام، در نشست پاریس در دسامبر سال 2012 یک جا شده اند. با توجّه به نقش حاشیه یی حکومت در این گفت وگوها، حکومت افغانستان، عملاً در صف مخالف این نشست قرار گرفت و آیندۀ این گفت وگوها را که قرار است در ترکمنستان و با مدیریت ملل متحد پیش برود، با ابهام روبه رو کرده است. امّا گفت وگوها با حمایت جامعۀ جهانی و سایر بازی گران قدرت مند صلح در افغانستان مواجه است و حتّا مهم ترین طرف صلح نیز بیش تر به این گفت وگوها قناعت دارند تا گفت وگوها با حکومتی که به زعم آن ها «دست نشانده و غیرمشروع» است.  در ضلع حکومت نیز، این بار حکومت به نوعی انتحار دست یازید و با دادن ابتکار صلح به پا تان در قالب نقشۀ راه برای صلح 2015، خواست پروسۀ صلح در افغانستان را در قالب پروژۀ حکومت، جانی تازه ببخشد؛ امّا این نقشه و سرنوشت آن از دو جانب با مشکل مواجه است: نخست در ماه فبروری سال روان، انتخابات پارلمانی در پا تان برگزار خواهد شد و معلوم نیست ادارۀ حکومت در دست چه انی و با کدام روی کرد خواهد بود. اپوزیسیون و جامعۀ مدنی و ن با توجّه به درک خطراتی که در پیوستن بدون قید وشرط در پروسۀ می بینند عملاً در یک صف واحد قرار دارند و به نوعی می خواهند مدیریت گفت وگوها را از انحصار حکومت خارج سازند. واقعیت این است که ابتکار این مجموعه ها با توجّه به قوّتِ و مردمی آنان  بیش تر مورد توجه و جامعه جهانی قرار گرفته است؛ امّا رسیدن به صلح تنها ابتکار درونی و محلّی در افغانستان نیست و مجوعه یی از بازی گران بیرونی نیز در قضیۀ صلح افغانستان دخیل هستند که باید مؤثریت آنان در پروسه را به صورت واقعی و مورد به مورد سنجید و مورد توجّه قرار داد.

امّا تلاش دارند در دوجبهه فعالیت های خود را سوق دهند: نخست تلاش برای پیوستن به گفت وگوهای صلح چنان که این گفت وگوها با حمایت جامعه جهانی و نیروهای مؤثر در داخل افغانستان مواجه باشد. بنابراین باید در این گفت وگوها با احتیاط شرکت کرد و مواضع خود را بیان کرد. در عین حال، باید ضمن افزایش اقداماتِ خشونت بار، موجودیت خود به عنوان یک گروه مؤثر و قوی را یادآوری کرد تا حداکثر امتیازات را حاصل کنند. در روی کرد دوّم، تلاش می کنند ضمن شرکت در این گفت وگوها عملاً مدیریت زمان را در اختیار داشته و تلاش ها را برای سردرگم نمودن حکومت و اپوزیسیون انجام داده تا با فرا رسیدن 2014 زمینه را مهیای حضور مؤثر نظامی و خود در افغانستان بیابند.

در سطح منطقه یی، مجموعه یی از بازی گران در طول 12 سال گذشته در موضوع افغانستان با توجّه به سیاست های خاص حکومت دخیل شده اند . افزایش تنش ها و قوّت گیری و زمین گیر شدن ناتو و امریکا در افغانستان باعث شده است بازی گران منطقه یی به خصوص مخالفان حضور ناتو در افغانستان با جدیّت بیش تری در پروسۀ صلح و جنگ در افغانستان تماس بگیرند. پا تان به عنوان مهم ترین بازی گر منطقه یی تلاش دارد با استفاده از ابزارِ ، بیش ترین سهم را در تحولات افغانستان در جهت منافع ملّی به خصوص منافع امنیتی و اقتصادی خود داشته باشد. باید قبول کرد که موضوع افغانستان صرف یک انتخاب برای استراتژی امنیتی افغانستان نیست، بل نوعی ا ام اجبار استراتژیک در رفتار سیاست خارجی پا تان در موضوع افغانستان دیده می شود. با درک این موضوع، می توان روی کرد پا تان در موضوع مصالحه را به خوبی درک و پی گیری کرد. بنابراین همکاری پا تان در پروسۀ صلح، چند اولویت را می طلبد: نخست این که افغانستان توانایی تثبیت جای گاه خود به عنوان یک کشور دارای پالیسی مشخص خارجی را داشته باشد. دوم این که حکومت افغانستان نسبت به ضرورت های استراتژیک پا تان پاسخ مناسب و عملیاتی نشان دهد. سوّم این که بسترهای مناقشه برانگیز روابط خارجی افغانستان با پا تان در موضوعاتی مانند مناقشۀ مرزی و استفاده از مسیر انرژی برای پا تان به درستی حل و فصل گردد. چهارم، صلح بر مبنای یک قاعدۀ وسیع استوار باشد و بتواند صدای واحد ملت افغانستان رابازتاب دهد.

سیاست خارجی و نگاه آنان به صلح در افغانستان به شمول کشور ایران و کشورهای آسیای میانه، بیش تر بازت از منافع امنیتی آنان در قالب نگرانی هایی است که از جانب نیروهای بین المللی مانند ناتو و ایالات متحده دارند بنابراین از این منظر باید صلح افغانستان بتواند منافع امنیتی آنان را تضمین کند.

کشورهای عربی امّا بیش تر نوعی نگاه ایدئولوژیک و افراط گرایانه را در موضوع افغانستان بازتاب می دهند و حمایت آنان از با کمک های مادی و نشان دهندۀ این روی کرد است که اعراب می‎‎خواهد فشار ناشی از امواج ایدئولوژیک خود را که در درون بسترهای اجتماعی آنان وجود دارد؛ امّا دستگاه نمی تواند آنان را پاسخ دهد به کشورهای منطقه یی مستعد مانند پا تان، افغانستان و آسیای میانه انتقال دهند. بنابراین صلح در افغانستان بیش تر در قالب نوعی مشارکت و حضور مؤثر شۀ افراطی در دستگاه افغانستان می تواند مورد توجه باشد.

بازی گران منطقه یی مانند هند تلاش دارند افغانستان در موضوع صلح بتواند بستری برای ممانعت از قرار گرفتن این کشور در دایرۀ حمایت از سیاست های منطقه یی پا تان باشد و حضور در دستگاه نمی تواند از منظر آنان چندان مطلوب باشد. امّا ترکیه صلح در افغانستان را بیش تر از منظر هم سویی با سیاست های ثبات منطقه یی در و هم سویی با سیاست های ناتو و ایالاتِ متحده دنبال می کند هرچند ترکیه باید به برخی از گروه های داخلی شریک در قضیۀ صلح افغانستان پاسخی قانع کننده داشته باشد. چین با نوعی نگاه اقتصادی که دارد ثبات و امنیت در افغانستان به صورت فیزیکی برایش اهمیت یافته است و از سال های 2007 به این سو، به خصوص در سال 2012، سطح روابط خود را به صورت منظم افزایش می دهد ضمن این که باید اطمینان یابد شریک شدن در پروسۀ افغانستان نباید نافی امنیت مناطق شرقی این کشور در سینکیانگ و سایر مناطق مسلمان نشین باشد.

در سطح بین المللی، صلح در افغانستان ضرورتی انکارناپذیر برای موفقیت و تثبیت دست آوردها و تلاش های 12 سال گذشته جامعۀ جهانی در افغانستان است. ناتو، به ویژه ایالات متحده، تلاش دارند به حکومت افغانستان فرصت های کافی برای تلاش در عرصۀ صلح در افغانستان و افزایش مانور آن را بدهد سکوت امریکا در پروسۀ مصالحه در سال 2012 هر چند نباید از مسأله انتخابات امریکا غافل بود فرصت مغتنمی را در اختیار حکومت قرار داد، امّا به نظر می رسد ناکامی های حکومت باعث شده است که امریکا به این نتیجه برسد تا باید بیش تر بر پا تان و سایر گروه هایی که پس از 2014 امکان دست ‎ی به قدرت را دارند سرمایه گذاری کند. هرچند این به معنای مختل برنامه های حکومت نیست؛ ولی به نظر می رسد باید در چند ماه آینده شاهد ابتکارات رسمی و غیررسمی امریکا در تشدید روند مصالحه در افغانستان با برنامه های جدید باشیم.

اروپا و سایر کشورهای ناتو سعی دارند تضمین یابند که صلح افغانستان تا سال 2014 با روندی غیر قابل بازگشت تبدیل شده باشد تا کمک های شهروندهای اروپایی برای ثبات سازی در افغانستان با ش ت مواجه نباشد. بنابراین، آن ها برای شکل دهی نشست های بین الافغانی در اوا سال 2012 تلاش های بیش تری داشته اند که نشست در پاریس که با حمایت اتحادیه اروپا و شورای امنیت ملل متحد شکل گرفت و قرار است تداوم داشته باشد. هم چنین گفت گوها در دوبی و جرمنی نشان دهندۀ تداوم و شدت یافتن آن در ادامۀ سال 2013 و 2014 دارد.

به نظر می ‎رسد سازمان ملل متحد، در قضیۀ صلح افغانستان دوباره باز خواهد گشت. چرا که ابتکارت داخلی، منطقه یی و بین المللی باید در یک بستر بزرگ تر و قابل پذیرش قرار گیرد که تنها از توان سازمان ملل متحد و حمایت ایالات متحده ممکن خواهد بود. نشست ترکمنستان نشا ن دهندۀ درک جدید ملل متحد برای تشدید گفت وگوهای صلح تا سال 2014 دارد.

هرچند چنان چه نشان داده شد صلح در افغانستان بسیار پیچیده شده است و مجموعه یی از بازی گران، مکانیزم ها و استراتژی های چندجانبه و چندبعدی را می طلبد .امّا آن چه مشخص است با توجه با وج نیروهای بین المللی تلاش ها برای یافتن بسترهای صلح در افغانستان شدّت یافته است و کمیت و کیفیت بازی گران مسأله یی بود که در این نوشته به آن اشاره شد.

اما بحث دیگر، مکانیزم های صلح سازی در افغانستان است که به گونه یی گذرا باید به آن اشاره داشت . در این راستا دو روی کرد به هم پیوسته امّا متمایز وجود دارد. روی کرد نخست این است که صلح اگر از منظر فنّی آن نگاه شود و به معنای شکل دهی به چارچوب های امنیت روانی، فردی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و در داخل کشور باشد که موضوع اصلی مباحث امنیت و صلح در مؤسسات تحقیقاتی و اکادمیک است باید گفت صلح در افغانستان در مسیری بر ع و نادرست سیر می یابد یعنی هنوز بسترهای داخلی صلح و ثبات در داخل به وجود نیامده است و بر بستر این فضای سیّال و بی ثبات هر نوع صلح بیرونی یا غیرواقع بینانه خواهد بود یا این که بسیار شکننده به نظر می رسد به تعبیر دیگر، اگر اِم روز در افغانستان نوعی آشفته گی بی ثباتی و افزایش ناامنی وجود دارد کم تر برمی گردد به قوّت فیزیکی و واقعی و حزب ی و سایر مخالفان مسلح حتّا نگاه های خصمانه همسایه ها بلکه برمی گردد به سازوکارهای درهم آشفته و بی ثباتی های اقتصادی، اجتماعی، قومی و فرهنگی که هر گونه فشار مخالفان از بیرون ما را در داخل بی ثبات و دچار مشکل نموده به یک مسأله حاد امنیتی تبدیل می کند. در واقع غیرواقع بینانه نخواهد بود که اگر گفته شود حدود 70 درصد نا امنی ها و افزایش بی ثباتی به درون جامعه افغانی و نبود مکانیزم های ثبات بخش و توسعه ساز در داخل افغانستان است که ما را در مقابل دشمنان هر چند کوچک مجبور به امتیازدهی و ضعف می کند. تنها راه ثبات سازی و امنیت در افغانستان اصلاحات ساختاری در حوزه های ، امنیتی و اقتصادی و اجتماعی فرهنگی است که باید گام به گام در درون کشور شکل بگیرد تا در گام بعدی بتوانیم با استفاده از ظرفیت های دیپلماتیک و و حتّا نظامی در مقابل نا امنی ها از خارج توان کافی برای مقابله داشته باشیم.

در روی کرد دوّم اگر بخواهیم به صلح درافغانستان به عنوان یک ضرورت آنی با هم کاری سازمان های بین المللی و کشورهای همسایه یا به تعبیری صلح از بیرون نگاهی داشته باشیم باید گفت مساعی تلاش های بین المللی که در سال 2012 شدّت یافته است اگر در یک بستر مناسب قرار گیرد می تواند تأثیر مثبت در پروسۀ صلح و ثبات در افغانستان داشته باشد. امّا لازم است استراتژی جامع صلح درافغانستان که بتواند سطوح ملّی ،منطقه یی و بین المللی را که اشاره شده است در یک چارچوب جامع به هم پیوند دهد شکل گیرد . متأسفانه روی کردهایی که بازی گران مختلف در موضوع صلح در افغانستان دارند و سازوکارهای متناقض و غیر سازگار برای صلح همه و همه امیدواری ها برای صلح را در افغانستان به شدّت کم رنگ ساخته  است .

استراتژی جامع صلح از جمله اولویت های شکل دهی به صلح در افغانستان است که متأسفانه کم تر به آن توجّه می شود و هرچه به آن بی توجّهی شود دورنمای صلح، مبهم تر می شود . هرچند باید گفت در یک بررسی فنی اگر بخواهیم پروسۀ صلح را بر مبنای استراتژی جامع صلح برای افغانستان در قالب اه ، بازی گران ، روی کردها، روش ها ، منابع و امکانات مورد بررسی قرار دهیم جمع بندی نشان می دهد هرچند تلاش هایی شروع گردیده است، امّا وقتی در چارچوب های عملی و واقعی برای صلح قرار نگیرد و نتواند به صورت مسلسل و تناسب روابط خود با سایر عوامل صلح در استراتژی جامع را حفظ نماید دست ی به صلح درافغانستان چندان محتمل نخواهد بود. نگاهی امیدوارکننده به مؤثریت و موفقیت گفت وگوهای صلح نشان می دهد اقدامات انجام شده به صورت پراکنده هر چند مسیری درست را نپیموده است، امّا اگر مساعی جامعۀ جهانی، بازی گران منطقه یی و جدیّت حکومت و جریان های و نهادهای مدنی در محور این تلاش ها قرار گیرد با شکل گیری استراتژی جامع صلح می تواند آیندۀ ثبات و امنیت افغانستان را تضمین کند. در سال 2012 مقدمات مؤثریت این تلاش ها فراهم گردیده است. در این سال با توجّه به به سال 2014 و وم دست ی به چارچوب های عملی صلح برای افغانستان نیاز است تا همۀ این تلاش ها در چارچوبی جامع سامان یابد و احتمال آن با توجّه به ضرورت صلح برای افغانستان و فشارهای بیرونی و تلاش های درونی ممکن به نظر می رسد. هرچند نباید از قربانی های این پروسه چشم پوشید و غافل ماند. بهترین اقدام، کاهش هزینه ها و بهبودبخشیدن و مؤثرتر ساختن برنامه هاست که نه حکومت، نه شورای عای صلح و نه جامعۀ جهانی هنوز توانسته اند به درستی آن را سازمان دهی مطلوب کنند.

 



مشاهده متن کامل ...
افتخارات و عملکرد تیم مان
درخواست حذف اطلاعات
الف ) افتخارات باشگاه با نام «دوچرخه سواران»
1- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1325)
2- نایب قهرمان جام حذفی تهران(1325)
3- نایب قرمان باشگاههای تهران (1326)
4- مقام سوم باشگاههای تهران (1326)
5- قهرمان باشگاههای تهران (1329)
ب) : افتخارات باشگاه با نام «تاج»
1- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1330)
2- قهرمان باشگاههای تهران (1335)
3- نایب قهرمان باشگاههای تهران (37-1336)
4- قهرمان جام حذفی تهران (38-1337)
5- قهرمان باشگاههای تهران (1338)
6- قهرمان باشگاههای تهران (40-1339)
7- قهرمان باشگاههای تهران (1348)
8- نایب قهرمان مسابقات پنج جانبه تهران (1347)
9- قهرمان باشگاههای تهران (48-1347)
10- قهرمان جام می هندوستان (1348)
11- نایب قهرمان باشگاههای تهران (49-1348
12- نایب قهرمان جام حذفی تهران (1349)
13- قهرمان باشگاههای ایران(1349)
14- قهرمان جام باشگاههای آسیا (1349)
15- قهرمان جام می هندوسیتان (1349)
16- مقام سوم جام باشگاههای آسیا (1350)
17- قهرمان باشگاههای تهران (1350)
18- قهرمان جام دوستی (1351)
19- قهرمان جام باشگاههای تهران (1351)
20- مقام سوم جام باشگاههای ایران (1351)
21- نایب قهرمان جام می هندوستان (1351)
22- قهرمان جام اتحاد (1352)
23- نایب قهرمان جام تخت جمشید
24- نایب قهرمان تورنمنت تاج آبادان (1352)
25- قهرمان جام تخت جمشدی (54-1353)
26- مقام چهارم جام تخت جمشید (55-1354)
27- مقام چهارم جام تخت جمشید (1355)
28- مقام چهارم جام تخت جمشید (1356)
29- قهرمان جام حذفی ایران (57-1356)
30- مقام سوم جام تحت جمشید (1357)
ج): افتخارات باشگاه با نام «استقلال»
1- مقام چهارم تورنمنت موستار یوگوسلاوی (1357)
2- مقام دهم جام اسپندی تهران (1358)
3- مقام چهارم باشگاههای تهران (1360)
4- نایب قهرمان جام فولادی نوشهر (1360)
5- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1361)
6- قهرمان باشگاههای تهران (1362)
7- قهرمان باشگاههای تهران (1364)
8- مقام سوم باشگاههای تهران (1365)
9- مقام سوم باشگاههای تهران (1366)
10- مقام سوم باشگاههای تهران (1367)
11- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1368)
12- قهرمان جام می هندوستان (1368)
13- قهرمان جام بور و هندوستان (1368)
14- قهرمان لیگ قدس باشگاههای ایران (69-1368)
15- نایب قهرمان باشگاههای تهران (1369)
16- نایب قهرمان جام حذفی ایران (70-1369)
17- قهرمان جام باشگاههای آسیا (70-1369)
18- قهرمان باشگاههای تهران (1370)
19- قهرمان جام استقلال قطر (1370)
20- نایب قهرمان لیگ آزادگان (71-1370)
21- نایب قهرمان جام باشگاههای آسیا (71-70)
22- مقام هفتم جام برتر باشگاههای تهران (1371)
23- مقام پنجم لیگ آزادگان (1371)
24- مقام سوم تورنمنت نقش جهان اصفهان (1372)
25- قهرمان لیگ دسته سوم ایران (1372)
26- نایب قهرمان لیگ آزادگان (1373)
27- قهرمان جام برتر باشگاههای ایران (1373)
28- مقام چهارم تورنمنت جام وحدت امارات (1373)
29- مقام سوم لیگ آزادگان (1374)
30- قهرمان جام حذفی ایران (75-1374)
31- مقام چهارم تورنمنت نقش جهان اصفهان(1375)
32- مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (76-1375)
33- مقام ششم لیگ آزادگان (76-1375)
34- نایب قهرمان جام دوستی امارات (1376)
35- قهرمان جام خزر رشت (1376)
36- قهرمان جام پرچم ترکمنستان (1376)
37- قهرمان لیگ آزادگان (78-1377)
38- نایب قهرمان جام حذفی ایران(78-1377)
39- نایب قهرمان لیگ آزادگان (78-1377)
40- مقام سوم تورنمنت جام دوستی لورکوزن آلمان (1378)
41- مقام سوم تورنمنت کیش (1378)
42- قهرمان جام حذفی ایران (79-1378)
43- نایب هقرمان جام باشگاههای آسیا(79-1378)
44- نایب قهرمان لیگ آزادگان (79-1378)
45- قهرمان لیگ آزادگان (80-1379)
46- مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (80-1379)
47- قهرمان تورنمنت کیش (1380)
48- مقام سوم تورنمنت لوله آک مشهد (1380)
49- مقام سوم جام باشگاههای اسیا (81-1380)
50- نایب قهرمان لیگ برتر ایران (80-1380)
51- قهرمان جام حذفی ایران (81-1380)
52- قهرمان تورنمنت گلدستون کاپ اتحادیه باشگاههای ایران (1381)
53- مقام نهم لیگ برتر ایران (82-1381)
54- نایب قهرمان لیگ برتر ایران (83-1382)
55- نایب قهرمان جام حذفی ایران (83-1382)
56- نایب قهرمان تورنمنت صلح و دوستی تهران 01383)
57- مقام سوم لیگ برتر باشگاههای ایران (84-1383)
58- قهرمان تورنمنت جام صلح و دوستی تهران (1384)
59- قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران (85-1384) 60- قهرمان جام حذفی ایران ( 87-1386) 61-قهرمان جام حذفی ایران ( 91-1390 )
60.قهرمانی لیگ برتر باشگاه های ایران (91.92)



مشاهده متن کامل ...
برگزاری همایش بین المللی نقش ادیان در اخلاق صلح، عفو و دوستی
درخواست حذف اطلاعات

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از فارس، همایش بین‌المللی «نقش ادیان در اخلاق صلح، عفو و دوستی» با حضور شمندان داخلی و خارجی طی روزهای ۲ و ۳ اردیبهشت‌ماه به میزبانی شیراز در محل سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد. مراسم افتتاحیه این همایش صبح روز ۲ اردیبهشت‌ماه در سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد و بعد از آن ۱۲ پنل تخصصی جهت ارائه مقالات برگزیده آغاز شد.

همچنین در روز دوم پنل «صلح،‌ عفو و دوستی از منظر شمندان انقلاب ی» با مدیریت شریف لک‌زایی، دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ ی در سالن سرای سخن مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با ارائه مقاله‌های «صلح از منظر فلسفه متعالیه» توسط شریف لک‌زایی، «آسیب‌شناسی صلح‌مداری در حاکمیت دینی از منظر شه » توسط میثم کهن‌تر یار بزرگ‌مهر قائنات، «بررسی تطبیقی گفتمان صلح در میان مکاتب دینی و بشری (مطالعه موردی و جماعت گرایان» توسط نیلوفر چینی چیان دانشجوی ی علوم علوم تحقیقات تهران، «جایگاه صلح، عفو و دوستی در از منظر شهید مطهری» توسط حسین معین‌آبادی عضو هیئت علمی شهید باهنر کرمان و صدیقه نصیری مدرس آزاد بافت به اجرا درآمد.

 

 

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از فارس، همایش بین‌المللی «نقش ادیان در اخلاق صلح، عفو و دوستی» با حضور شمندان داخلی و خارجی طی روزهای ۲ و ۳ اردیبهشت‌ماه به میزبانی شیراز در محل سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد.
مراسم افتتاحیه این همایش صبح دیروز، ۲ اردیبهشت‌ماه در سالن همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد و بعد از آن ۱۲ پنل تخصصی جهت ارائه مقالات برگزیده آغاز شد.

حجت‌ال والمسلمین سعید رحیمیان، دبیر علمی این همایش از دریافت ۲۵۰ چکیده مقاله از شمندان داخلی و خارجی به دبیرخانه این همایش خبر داد و گفت: پس از داوری چکیده‌ها، حدود ۱۱۰ مقاله را دریافت کرده و از آن میان پس از داوری توسط کمیته داوران ۴۵ مقاله با کیفیت علمی پژوهشی شناخته شد و طی این دو روز در قالب ۱۱ پنل توسط محققان داخلی و خارجی ارائه می‌شوند.

اولین پنل تخصصی این نشست از ۱۴ تا ۱۵:۳۰ روز گذشته، ۲ اردیبهشت‌ماه با عنوان «اخلاق صلح، عفو و دوستی در توسعه سلامت از منظر ادیان» با مدیریت علیرضا صالحی، رئیس مرکز تحقیقات طب سنتی و تاریخ پزشکی علوم پزشکی شیراز در سالن شگاه مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد.

در این نشست علیرضا صالحی مقاله «خشونت و سلامت جهانی»، رضا مختاری اصفهانی رئیس اسناد ریاست جمهوری و محقق تاریخ معاصر ایران مقاله «طبابت اخلاق دوستی و صلح در فرهنگ دینی و ملی ایرانیان»، زهرا رستاخیز قصردشتی دانشجوی ی فلسفه تطبیقی آزاد ی واحد علوم و تحقیقات تهران مقاله «بررسی جایگاه صلح و آرامش درون در مکتب اشراق سهروردی در پرتو مدل فلسفه به مثابه روش زندگی پی یر آدو» ارائه د.

همچنین در همین ساعت همین روز پنل «بنیان‌های نظری ۱ (بنیان‌‌های نظری ادیان در اخلاق صلح،‌ عفو و دوستی)» با مدیریت محمدرضا حسینی بهشتی، عضو هیئت علمی تهران در سالن سرای سخن مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد.

در این نشست محسن جوادی فلسفه قم مقاله «عد بنیاد صلح و بخشندگی بنیاد دوستی»، محمدرضا حسینی بهشتی عضو هیئت علمی تهران مقاله «مفهوم توحید در ادیان توحیدی و سازگاری یا ناسازگاری آن با صلح میان فرهنگ‌ها»، عباس علی زمانی دانشیار تهران مقاله «حضور دیگری؛ معنابخش یا جهنم از دیدگاه سارتر و مولانا جلال‌الدین رومی)، یانگ وانگ بائو (ningxia islamic ociation od china) مقاله «the form of the islamic concept of peace» ارائه دادند.

در ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ همین روز نیز پنل «اخلاق صلح عفو و دوستی در حفظ محیط زیست از منظر ادیان» با مدیریت پروفسور عزت‌الله رئیسی اردکانی در سالن شگاه مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد و در آن عزت‌الله رئیسی اردکانی مقاله «صلح با طبیعت»، احمد کلاته ساداتی یار جامعه‌شناسی یزد مقاله «صلح با طبیعت در و سایر پارادایم»، مصطفی ندیم دانشیار گروه تاریخ شیراز مقاله «صلح، امنیت و همزیستی مسالمت‌آمیز دینی و نقش آن در توسعه محیط زیست»، اشکان سامی دانشیار دانشکده ی شیراز مقاله «friendship among cyber security experts the only way to save the world from critical a nced cyber threats» ارائه د.

در همین ساعت و در همین روز هم پنل «اخلاق صلح، عفو و دوستی در اجتماع و سیاست خاورمیانه» با مدیرتی نیا، دانشیار علوم شیراز در سالن سرای سخن مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با ارائه مقاله‌های هادی خانیکی مدیر گروه ارتباطات علامه طباطبایی با عنوان «رسانه، صلح و هویت‌های برساخته دینی»، محمدتقی قزلسفلی دانشیار مازندران «میکرو اتوپی صلح در جهان پساسکولار»، خلیل‌الله نیا «بسترسازی برای کاهش خشونت‌های مذهبی در خاورمیانه با تمرکز بر نقش ‌های اجتماعی»، آوات عباسی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی «صلح و حکومت مدنی منطق دینی مردمی؛ بررسی متون کهن ـ دین و سیاست ـ نظریه قرارداد اجتماعی» برگزار شد.

در دومین روز این همایش از ساعت ۸ تا ۹:۳۰ پنل «اخلاق صلح، عفو و دوستی در و یت» با مدیریت احمدرضا مفتاح، دانشیار ادیان و مذاهب در سالن فرهنگ مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با ارائه مقاله «صلح و دوستی در و یت؛ از نظر تا عمل» احمدرضا مفتاح دانشیار ادیان و مذاهب؛ «نقش تاریخی فهم کتاب مقدس در بروز یا کاهش خشونت» مهراب صادق‌نیا عضو هیئت علمی ادیان و مذاهب؛ «کارکرد دینی زن در اخلاق صلح، عشق و محبت با بررسی دو نمونه از و یت» محمد کاظم علمی سولا دانشیار فردوسی مشهد و سیده سوزان انجم روز دانشجوی ای تهران؛ «نقش ادیان در صلح جهانی از نگاه هانس گ» حسن قنبری عضو هیئت علمی ایلام برگزار شد.

همچنین در همین ساعت این روز نیز پنل «صلح،‌ عفو و دوستی از منظر شمندان انقلاب ی» با مدیریت شریف لک‌زایی، دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ ی در سالن سرای سخن مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با ارائه مقاله‌های «صلح از منظر فلسفه متعالیه» توسط شریف لک‌زایی، «آسیب‌شناسی صلح‌مداری در حاکمیت دینی از منظر شه » توسط میثم کهن‌تر یار بزرگ‌مهر قائنات، «بررسی تطبیقی گفتمان صلح در میان مکاتب دینی و بشری (مطالعه موردی و جماعت گرایان» توسط نیلوفر چینی چیان دانشجوی ی علوم علوم تحقیقات تهران، «جایگاه صلح، عفو و دوستی در از منظر شهید مطهری» توسط حسین معین‌آبادی عضو هیئت علمی شهید باهنر کرمان و صدیقه نصیری مدرس آزاد بافت به اجرا درآمد.

از ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ امروز نیز پنل «اخلاق صلح، عفو و دوستی از منظر ادیان جهانی» با مدیریت محمدجواد شمس، عضو هیئت علمی بین‌المللی (ره) در سالن فرهنگ مرکز اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد و در آن محمدجواد شمس مقاله «تأثیر آموزه توحید وجودی اوپانیشادی بر صلح جهانی»، محمدرضا عدلی یار آزاد ی واحد تهران مرکزی مقاله «جنگ و صلح از منظر سنت‌های دینی هند»، زهرا اسکندری و سعید رحیمیان عضو هیئت علمی شیراز مقاله «کارکردهای وحدت‌گرایی آیین هندو در تبیین مؤلفه‌های صلح‌گرایانه»، حسن اسدی مقاله آموزه‌های فراموش‌ شده ادیان را ارائه دادند.

در همین ساعت و همین روز نیز پنل «اخلاق صلح، عفو و دوستی در حقوق از منظر ادیان» با مدیریت سیدمجتبی واعظی، رئیس دانشکده حقوق و علوم شیراز در سالن سرای سخن این مرکز برگزار شد و در آن احمدرضا دستغیب یار علوم ساسی آزاد ی شیراز مقاله «قوانین ی و صلح با محیط زیست»، احمد دیلمی دانشیار حقوق قم مقاله «قاعده غافلگیری اخلاقی و صلح و دوستی»، طاهره رحیم‌پور ازغدی یار گروه معارف ی فردوسی مشهد و حمیدرضا ثنایی یار تاریخ و تمدن ملل ی فردوسی مشهد مقاله «مجازات و بخشش در سیره نبوی»، منصور میراحمدی علوم شهید بهشتی، علی محمدخا ار و حمزه صفوی مقاله «بررسی مقایسه‌ای اصول فکری تشیع و نوسلفی‌گری در ایجاد جنگ و صلح» ارائه شد.

پنل «اخلاق صلح، عفو و دوستی در ادیان ایرانی» با مدیریت سیدجواد صالحی در سالن سرای سخن این مرکز و در ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳ در حال برگزاری است و در آن هادی صادقی اول یار شیراز مقاله « شه مانی و الهامات صلح و نوع دوستی در ایران باستان»، عزیز سواری مقاله «بررسی مبانی نظری صلح از منظر دین صابئین مندائی»، سیدجواد صالحی و مظفر حسنوند مقاله « شه‌های ایران‌شهری و مفهوم صلح و اخلاق» و ساجده علیا مقاله «پیمان و صلح از منظر ادیان و زرتشت را ارائه داده و می‌دهند.

همچنین هم‌اکنون و در فاصله زمانی ۱۱:۳۰ تا ۱۳ نیز پنل «جلوه‌های صلح گستری ادیان در هنر و معماری و ادبیات از منظر ادیان» با مدیریت جعفری، مدیر گروه ادبیات فارسی آزاد واحد شیراز در سالن فرهنگ مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس در حال برگزاری است و در آن علی‌رضا انوشیروانی زبان‌های خارجه شیراز مقاله «نقش ادبیات تطبیقی در صلح جهانی»، محمود میرعزیزی عضو هیئت علمی هنر شیراز مقاله «نقش گردشگری معنوی و مذهبی در گسترش صلح جهانی»، وحید تر جهرمی مقاله «بررسی تطبیقی مفهوم مدارا و آینه در شه راینرفوریست و حافظ شیرای، نوازالله فرهادی عضو هیئت علمی فرهنگیان مقاله «صلح و سازی در مثنوی معنوی» ارائه داده و یا در حال ارائه هستند.

از ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ امروز نیز پنل «بنیان‌های نظری صلح،‌عفو و دوستی در ادیان ۲» با مدیریت محمدجعفر ی محلاتی، یار اوبرلین ایالات متحده در سالن فرهنگ مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس با ارائه مقاله‌ »مکتب‌شناسی، نهادشناسی و کاربرد عذر و عفو در صلح گستری» توسط محمدجعفر محلاتی، «اهمیت صلح معرفتی در روابط بین‌الادیانی» توسط رضا اکبری گروه فلسفه و کلام ی دانشکده الهیات، معارف ی و ارشاد صادق(ع)، «فلسفه یا عرفان؟ واکاوی بنیان‌های نظری و را ارهای عملی استقرار صلح و دوستی در جهان » توسط سعید پورعلی معاون فرهنگی جهاد ی برگزار خواهد شد.

آ ین پنل این همایش نیز در همین ساعت و در سالن فرهنگ مرکز و با مدیریت عسکری، عضو هیئت دانشکده حقوق و علوم علامه طباطبایی برگزار خواهد شد و در آن پروفسور وینته میوت کالج پادشاهی لندن سخنرانی کرده و فرهاد طلایی مدیر گروه حقوق عمومی و بین‌الملل و ساره دهقان از شیراز مقاله «بررسی جایگاه حق بر صلح در حقوق بین‌الملل و نقش ادیان در تحقق آن»، محمدعلی صلح‌چی دانشیار دانشکده حقوق و علوم علامه طباطبایی مقاله «رابطه بین عد و صلح بین‌المللی در منشور ملل متحد و سی ف قریشی یار علوم شیراز مقاله the role religion in peacebuilding: a case study of syrian conflict را ارائه خواهند داد.

این گزارش می‌افزاید، بناست که اختتامیه این همایش نیز از ساعت ۱۶ تا ۱۹ در سالن فرهنگ مرکز اسناد با سخنرانی ابتکار رئیس سازمان محیط زیست، سعید محمودی حقوق بین‌المللی استکهلم سوئد و همچنین سخنرانی انجمن صائبین در ایران و زرتشتیان در ایران برگزار شود.

ضمن اینکه سخنرانی‌های حسین‌چاری معاون فرهنگی شیراز، علیرضا صامت معاون دانشجویی و فرهنگی آزاد ی، مجید ارشاد لنگرودی عضو هیئت امنای شیراز و ابراهیم عباسی دبیر اجرایی همایش و اهدای تندیس‌ها و گواهی‌های همایش و اجرای تئاتر صحنه‌ای نیز از دیگر برنامه‌های این مراسم عنوان شده است.



مشاهده متن کامل ...
مسامحه برای ترک اختلافات
درخواست حذف اطلاعات

ارکان عقد صلح

هر عقد صلحی دارای 4 رکن یا طرف است و برای اینکه این عقد واقع شود، وجود همه این ارکان، ضروری و لازم است و در صورت نبود هر یک از آنها، عقدی نیز واقع نخواهد شد.

این ارکان عبارتند از:

مُصالِح: ی است که مال خود را به عنوان عقد صلح به دیگری می دهد.

متصالح: ی است که مال مصالح را قبول می کند.

مورد صلح: مالی است که مورد عقد صلح قرار می گیرد.

مال الصلح: پول یا مالی است که یک طرف در ازای پذیرش پیشنهاد صلح از دیگری دریافت می کند. صلح می تواند در ازای مال یا به صورت رایگان باشد. همچنین می توان مال گران قیمتی را در برابر مال کم قیمتی صلح کرد؛ مانند صلح در مقام فروش یک خانه در برابر یک شاخه نبات.

شرایط انعقاد عقد صلح

در هنگام انعقاد عقد صلح، شرایطی باید وجود داشته و رعایت شود.

طرفین عاقل و بالغ بوده و قدرت اداره اموال خود را داشته باشند.

طرفین انعقاد عقد صلح را بخواهند و از انجام آن راضی باشند.

مالی که مورد صلح قرار می گیرد از نظر قانون ارزش اقتصادی داشته باشد؛ بنابراین صلح چیزهایی مانند خوک یا مشروبات الکلی باطل است.

آثار عقد صلح

همانند عقود دیگر، صلح نیز دارای آثاری است که به محض اتمام کار و انعقاد قرارداد باید به آنها به شکل ویژه ای توجه داشت.

لازم بودن عقد صلح: صلح عقدی لازم است و طرفین قرارداد نمی توانند هر زمان که خواستند آن را منحل کنند. حتی قراردادهای صلحی که در مقام عقود جایز منعقد شده اند، نیز لازم هستند.

به عنوان مثال صلحی که در مقام عقد هبه منعقد می شود یک عقد لازم است؛ هرچند که قرارداد هبه خود جایز بوده و طرفین می توانند هر زمان که خواستند آن را بر هم بزنند.

باطل بودن عقد صلح مبتنی بر معامله باطل: در صورتی که مبنای قرارداد صلح، معامله باطلی باشد، صلح هم باطل خواهد بود. مثلا دو نفر با یکدیگر در مورد انجام کاری غیرقانونی مانند انتقال قراردادی امضا کرده اند. حال اگر یکی از طرفین برای جلوگیری از به هم زدن قرارداد از سوی طرف دیگر با او صلح کند، صلح انجام شده باطل و بلااثر خواهد بود.

صحیح بودن صلح دعوای ناشی از بطلان معامله: اگر معامله ای باطل شود و طرفین اختلافات ناشی از آن را با صلح برطرف کنند این عقد صحیح است.

صلح عمری و رقبی

صلح عمری، عقدی است که به موجب آن، شخصی حق استفاده از ملکش را برای مدت عمر خود یا عمر منتفع یا عمر شخصی دیگر به منتفع (شخص استفاده کننده از ملک) منتقل می کند. بنابراین در طول مدت عمر فرد تعیین شده، حق استفاده از ملک برای منتفع خواهد بود.

صلح رقبی نیز عقدی است که به موجب آن، مالک حق استفاده از ملکش را برای مدتی معین مثلا 6 ماه به منتفع منتقل می کند.

در هر دو شکل صلح عمری و رقبی عقد لازم است و منتفع باید در زمان انعقاد عقد صلح وجود داشته باشد. در غیر این صورت، عقد باطل است. عقد صلح عمری و رقبی در صورت پایان یافتن مدت و از بین رفتن ملک مورد صلح منحل خواهند شد

همچنین باید توجه داشت که عمری و رقبی تنها نسبت به اموالی که در عین استفاده، ماندگار هستند، برقرار می شود. بنابراین اگر مالی صلح شود که با استفاده از آن بین می رود مانند مواد خوردنی، عقد صورت گرفته باطل است.

در هر دو شکل صلح عمری و رقبی، منتفع باید مال مورد قرارداد را در اختیار بگیرد؛ در غیر این صورت صلحی واقع نشده است. به طور نمونه اگر (الف) حق استفاده از ملک خود را به (ب) صلح کرد (ب) باید ملک را در اختیار بگیرد. در غیر این صورت عقد واقع نمی شود.

انواع صلح

صلح به منظور رفع تنازع (صلح دعوی): که همان توافق طرفین برای پایان دادن به دعوی است. صلح در مقام معامله: عبارت از صلحی است که به صورت عرفی جایگزین عقود دیگر می شود. صلح به طور معمول دارای معوض است اما ضرورتی ندارد که ارزش دو عوض با هم برابر باشد، هر گاه عوض نابرابر و ناچیزی در صلح تعیین شود، چنین صلحی (صلح محاباتی) نیز نامیده می شود.

صلح با انکار و صلح با اقرار

صلح با انکار دعوی نیز جایز است بنابراین درخواست صلح، اقرار محسوب نمی شود. وقتی ی ادعای حقی دارد و دیگری اقرار به آن حق می کند، دعوی ایجاد نمی شود. در حقیقت دعوی هنگامی محقق می شود که طرف مقابل انکار کند. به عنوان مثال فردی می گوید من هم وارث متوفی هستم و ارث می برم و ورثه دیگر در برابر دعوی او تسلیم می شوند و قبول می کنند که او هم جزو ورثه است. در اینجا دعوایی ایجاد نشده و صلح محقق شده است.



مشاهده متن کامل ...
(21 سپتامبر)؛ روز جهانی صلح
درخواست حذف اطلاعات

30 شهریور (21 سپتامبر)؛ روز جهانی صلح

ظهور و بروز صلح جهانی، مبتنی بر حُسن نیت، مدارا و احترام به حقوق و منافع متقابل تها و ملت ها در چهارچوب منشور ملل متحد، قوانین و ا امات حقوقی و بین المللی و ی و نیز اجماع نظر تها و کشورها در جهت نهادینه ِ صلح جهانی و پرهیز از انحصار طلبی ها و افراطی خواهی است.

نامگذاری روز جهانی صلح

سازمان ملل متحد روز ۲۱ سپتامبر مصادف با ۳۰ شهریور را روز جهانی صلح اعلام کرده است. این تاریخ در پنجاه و هفتمین جلسه مجمع عمومی انتخاب شد. در گذشته و بر اساس قطعنامه ۳۶/۶۷ به تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۸۱ سومین سپتامبر، روز بازگشایی جلسات عادی مجمع عمومی به عنوان روز جهانی صلح انتخاب شده بود.

مفهوم صلح در دوران معاصر

در ادبیات قدیم پارسی صُلح هم معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است، در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات ی که صلح درونی را معرفی کرده اند آمیخته شده است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می شود، صلح یک مفهوم مطلق نیست و می تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبه های مختلفی می توان صلح را مطالعه کرد. شامل مسائل مربوط به جنگ، خلع سلاح و کنترل تسلیحات نظامی و سایر موضوعات.

آشتی و صلح به معنی نبود جنگ نیست
به گفته باروخاسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه می گیرد و همانطور که به چم زندانی نبودن نیست صلح هم به چم نبود جنگ نیست، مفهوم صلح را با آتش بس نباید اشتباه گرفت. آتش بس به وضعیتی اطلاق می شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ می باشد.

رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راههای رسیدن به صلح است که به صلح رومی معروف است. در این وضعیت طرف پیروز و یا مجموعه ای از قدرتهای بی طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می کنند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات و یا فعالان صلح است. آرمان جهانی صلح دوستان حفظ صلح در سطح جهان است ولی در واقعیت همیشه جنگها و مناقشات وجود داشته اند و به وجود می آیند و آنچه صلح دوستان دنیا به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح در این مناقشات است.

مفهوم صلح شرایطی آرام، بی دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است

واژه صلح در اصطلاحات :
- صلح کوشی: اقدامات دیپلماتیک هماهنگ و جدی در موردی خاص، با هدف دستی به صلح را صلح کوشی می نامند.
- صلح آفرینی: اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرفهای درگیر به شیوه ای آشتی جویانه انجام گیرد را صلح آفرینی می نامند.
- صلح پژوهی: شاخه ای از پژوهش های علوم انسانی که هدف آن شناخت و فراهم زمینه های برقراری صلح است را صلح پژوهی می نامند.

کم رنگ شدن روزافزون صلح و عد جهانی

در روزگاری، صحبت از صلح جهانی است که خشونت و جنگ، ترور و تروریسم، فقر و مهاجرت، بی خانمانی و آوارگی، استبداد و خ مگی بسیاری از تها و حکومتها، نقض مکرر و مستمر و نهادینه شدنِ آن در بسیاری از مناطق جهان، شورش ها و اختلافات مذهبی و قومی، تحریم های بین المللی دارویی، بهداشتی و غذائی علیه بسیاری از کشورها، برخلاف منشور ملل متحد و میثاق های بین المللی و تعهدات بین المللی تها - کم رنگ شدنِ روزافزون صلح و عد جهانی و بین المللی و اخطارها و هشدارهای سازمان های بین المللی، ی و حقوقدانان و کارشناسان بین المللی در این باره ؛ همه و همه بیانگر فاصله و نشانه های نگران کننده بین وضعیت موجود و تاسف بار کشورها و جهان و وضعیتِ مطلوب و عد خواه و صلح جوی جهانی است و خود، زنگ خطری بر وضعیت مزبور و وم برون رفت از بحران ها و نابهنجاری های و حقوقی داخلی و بین المللی کشورها و تلاش نهادین و فراگیر برای حرکت در مسیر " صلح و عد پایدار و جهانی" است، آنگونه که زیبندۀ این روز بعنوان " روز جهانی صلح " باشد.



مشاهده متن کامل ...
سازمان ملل متحد[ویرایش]
درخواست حذف اطلاعات

جنگ و صلح[ویرایش]

به گفته باروخ اسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه میگیردوهمانطور که به چم زندانی نبودن نیست صلح هم به چم نبود جنگ نیست[۳] مفهوم صلح را با آتش بس نباید اشتباه گرفت. آتش بس به وضعیتی اطلاق می شود که در آن طرفین درگیر در یک مناقشه به صورت یک طرفه یا دو طرفه تحت شرایط خاص از جنگیدن دست می کشند. صلح به معنای پایان دادن به مناقشه و قطع جنگ می باشد. برای بازگشت به وضعیت جنگ اعلان جنگ از یکی از طرفین ا امی است. رسیدن به صلح در یک جنگ به طور کلی به دو روش میسر است. جنگیدن و وادار طرف مغلوب به پذیرش صلح خود یکی از راههای رسیدن به صلح است که به صلح رومی معروف است. در این وضعیت طرف پیروز و یا مجموعه ای از قدرتهای بی طرف شرایطی را به عنوان شرایط صلح تنظیم می کنند که معمولاً به نفع سمت پیروز است. راه دیگر رسیدن به صلح با کمک مذاکرات و یا فعالان صلح است. آرمان جهانی صلحدوستان حفظ صلح در سطح جهان است ولی در واقعیت همیشه جنگها و مناقشات وجود داشته اند و به وجود می آیند و آنچه صلحدوستان دنیا به دنبالش هستند ترک مناقشات و برقراری صلح در این مناقشات است. ناتوانی انسان دربرابر برقراری صلحی در مناقشات متفکرانی همچون کریشنامورتی را به بیان مفاهیم بدیعی از صلح رهنمود کرده است، کریشنامورتی صلح را وضعیتی می داند که در آن تمام مناقشات و مسائل حل شده اند و هر نوع واکنش به جنگ را زمینه ای برای مناقشات بعدی می داند. در تفکر کریشنامورتی ما بخشی از دنیا هستیم و برخورد با مساله به عنوان مشکلی در بیرون از وجود ما اشتباه است.

دنیا تو هستی و دنیا از تو جدا نیست. دنیا با تمام مشکلاتش از پاسخهای تو شکل یافته است، بنابر این راه حل در ایجاد مشکلات تازه نیست -

در اصطلاحات [۴]:

  • اقدامات دیپلماتیک هماهنگ و جدی در موردی خاص، با هدف دستی به صلح را صلح کوشی[۵] می نامند.
  • اقدامی که برای ایجاد تفاهم و توافق میان طرفهای درگیر به شیوه ای آشتی جویانه انجام گیرد را صلح آفرینی[۶] می نامند.
  • شاخه ای از پژوهش های علوم انسانی که هدف آن شناخت و فراهم زمینه های برقراری صلح است را صلح پژوهی[۷] می نامند.

صلح ماندگار[ویرایش]

امانوئل کانت فیلسوف نامدار آلمانی در سال ۱۷۹۵ میلادی کت با عنوان «صلح ماندگار» نوشت که در آن مبانی رسیدن به یک صلح پایدار به صورت شش اصل مشخص شده است. در این کتاب کانت برای اولین بار خواستار اتحاد جامعه بین المللی و تشکیل سازمانی برای برقراری صلح در جهان شده است.[۸]

صلح ماندگار یا صلح آرمانی، بر پایه آرای کانت محصول وضعیتی است که در آن ت ها با پذیرش نظام مردم سالار به اتحاد آشتی جویانه و قوانین جهان گستر دست می یابند.[۹]

روز صلح[ویرایش]

سازمان ملل متحد روز ۲۱ سپتامبر مصادف با ۳۰ شهریور را روز جهانی صلح اعلام کرده است. این تاریخ در پنجاه وهفتمین جلسه مجمع عمومی انتخاب شد. در گذشته و بر اساس قطعنامه ۳۶/۶۷ به تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۸۱ سومین سپتامبر، روز بازگشایی جلسات عادی مجمع عمومی به عنوان روز جهانی صلح انتخاب شده بود.

سازمان ملل متحد[ویرایش]

نوشتار اصلی: سازمان ملل متحد

سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم با هدف تثبیت و ارائه صلح در جهان تشکیل شد. این سازمان تا کنون قطعنامه های زیادی را برای برقراری صلح تصویب کرده است.

جایزه صلح نوبل[ویرایش]

جایزه صلح نوبل یکی از پنج جایزه نوبل است که هرساله اعطا می شود. شیرین عبادی اولین ایرانی و اولین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.

منبع[ویرایش]



مشاهده متن کامل ...
جهش ایران در «شاخص صلح 2017»
درخواست حذف اطلاعات
رو مه دنیای اقتصاد - شماره 4061 تاریخ چاپ:1396/03/13 بازدید:333بار کد خبر: den-1103369

دنیای اقتصاد: روز پنج‌شنبه «موسسه‌ اقتصاد و صلح»‌ در جدیدترین گزارش خود، «شاخص صلح جهانی 2017»‌ را منتشر کرد. براساس نتایج «شاخص صلح جهانی 2017»، از 163 کشور و ت مستقل مورد بررسی،93 کشور بهبود و 68 کشور نیز افت را در شاخص صلح خود تجربه د. در این رابطه با ثبت بهبودی 28/ 0 درصدی در شاخص کل، جهان در سالی که گذشت صلح‌آمیزتر شد، گرچه در یک دهه گذشته افت شدیدی در صلح و امنیت حاصل شد.

 در این فهرست، ایسلند بدون تغییر نسبت به رتبه‌بندی سال گذشته، همچنان صلح‌آمیزترین کشور جهان لقب گرفت. منطقه خاورمیانه نیز برای پنجمین سال متوالی، ناامن‌ترین منطقه جهان معرفی شد. در این منطقه عربستان سعودی، پس از لیبی بیشترین افت را در رتبه‌بندی صلح امسال داشته است. نیز با سقوط 11 پله‌ای در جایگاه 114 جهان ایستاد. ایران اما توانست با صعودی 4 پله‌ای و ایستادن در رده 129 یکی از بهترین عملکردها را به ثبت برساند. همچنین در میان اقتصادهایی که بیشتر آسیب را از خشونت داشتند، اقتصاد ایران با تحمل هزینه 9/ 7 درصدی از تولید ناخالص داخلی، در رده 87 متضررترین اقتصادها قرار گرفت. گروه اقتصاد بین‌الملل «دنیای اقتصاد» با استناد به «شاخص صلح جهانی 2017»‌ و معرفی این شاخص به تشریح وضعیت صلح جهانی در سال 2017 می‌پردازد.

 

جهش رتبه ایران و سقوط عربستان در «شاخص صلح 2017»

براساس نتایج «شاخص صلح جهانی 2017»، ایران در رتبه‌بندی امسال با جهشی 4 پله‌ای در رده 129 صلح‌‌آمیزترین کشورهای جهان در میان 163 کشور ایستاد. ایران که در سال گذشته با امتیاز 411/ 2 در رتبه 133 این فهرست قرار داشت، امسال توانست با کاهشی 043/ 0 امتیازی (کاهش امتیاز به معنی بهبود در وضعیت صلح است) در شاخص صلح خود در رده 129 بایستد. «موسسه اقتصاد و صلح» همچنین در یکی از بخش‌های گزارش خود هزینه‌هایی که جنگ و خشونت برای اقتصادها به همراه داشته را برآورد کرده است. بر این اساس، اقتصاد ایران با تحمل هزینه خشونت حدود 7/ 103 میلیون دلاری (برابر با 9/ 7 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور براساس معیار برابر قدرت ید در سال 2016) در رده 87 این معیار ایستاد. در این فهرست سه کشور ، عراق و افغانستان در رتبه‌های اول تا سوم قرار گرفتند (کشورهایی که بیشترین هزینه را از خشونت و جنگ متحمل شدند) و کشورهای سوئیس، اندونزی و ایسلند سه رده انتهایی را به‌دست آوردند.

در گزارش صلح امسال، منطقه خاورمیانه برای پنجمین سال متوالی به‌عنوان ناامن‌ترین منطقه جهان لقب گرفت. میانگین شاخص صلح این منطقه با افزایش نسبت به سال گذشته به سطح 559/ 2 رسید. در این منطقه ایران یکی از بهترین عملکردها را به ثبت رساند و در میان 10 کشور برتر منطقه قرار گرفت. عربستان اما با افزایش 136/ 0 امتیازی در شاخص صلح و سقوط 4 پله‌ای بدترین عملکرد را در منطقه به ثبت رساند و در رده 133 این فهرست ایستاد (در سطح جهانی نیز عربستان سعودی در کنار کشورهای اتیوپی، بروندی، مالی و لسوتو، به‌عنوان 5 کشوری که بیشترین افت را در شاخص صلح داشتند معرفی شد). این نهاد درگیری‌ها و دخ ‌های عربستان در و یمن از سوی و سایر عناصر وابسته را از دلایل اصلی کاهش شاخص صلح این کشور عنوان کرده است.

 

از بهبود وضعیت جهانی تا نزول یی‌ها

براساس نتایج «شاخص صلح جهانی 2017»، ایسلند با امتیاز 111/ 1 صلح‌آمیزترین کشور جهان در سال 2017 معرفی شد، جایگاهی که از سال 2008 متعلق به این کشور است. پس از ایسلند، کشورهای نیوزیلند، پرتغال، اتریش و دانمارک برترین‌های صلح 2017 لقب گرفتند. در انتهای فهرست امسال نیز تغییرات چندانی ایجاد نشد و کشورهای ، افغانستان، عراق و سودان جنوبی در رده‌های انتهایی این فهرست ایستادند. براساس این گزارش، ناحیه اروپا صلح‌آمیزترین منطقه و خاورمیانه به‌عنوان منطقه‌ای که بدترین وضعیت صلح را دارد، معرفی شدند. شاخص کل صلح نیز نسبت به سال گذشته اندکی بهبود یافت که نشان‌دهنده بهبود شرایط صلح جهانی در سال جاری است. بخش زیادی از این بهبود مربوط به شاخص‌های امنیت اجتماعی (کاهش نرخ جنایت‌ و سطح ترورهای ) است. از دیگر نکات مهم این گزارش افت شدید شاخص صلح است. بر این اساس یی‌ها با سقوط 11 پله‌ای در شاخص صلح امسال، در رتبه 114 جهان ایستادند! همچنین «موسسه اقتصاد و صلح» هزینه خشونت دنیا را به اندازه 6/ 12 درصد تولید ناخالص داخلی جهانی برآورد کرد که معادل 1953 دلار به ازای هر نفر است.

 

درباره «موسسه اقتصاد و صلح» و «شاخص صلح جهانی» (gpi)

«موسسه اقتصاد و صلح» در سال 2007 از سوی استیو کیللیا استرالیایی بنیان نهاده شد. این موسسه که جزو 15 اتاق فکر اثرگذار جهان معرفی شده است، یت خود را بر بررسی صلح و کمی ارزش‌های اقتصادی قرار داده است. در واقع این موسسه به واسطه توسعه شاخص‌های ملی و جهانی به ارزی هزینه‌های اقتصادی خشونت، سطح ریسکی که کشورها با آن روبه‌رو هستند و فهم اثرات مثبت صلح می‌پردازد. مقر اصلی این نهاد در شهر سیدنی استرالیا واقع شده است.

«شاخص جهانی صلح» از 23 زیرشاخص یا معیار تشکیل شده است. این معیارها که در ابتدای تاسیس «موسسه اقتصاد و صلح» از سوی گروهی از کارشناسان و متخصصان این حوزه انتخاب شده‌اند، سالانه مورد بازبینی قرار می‌گیرند. تمام امتیازات این معیارها در مقیاس 1 تا 5 نرمال شده‌اند (یک بهترین و پنج بدترین وضعیت). همچنین این معیارها براساس چهار بخش داخلی و خارجی و کیفی و کمی دسته‌بندی شده‌اند. بر این اساس، امتیاز نهایی و شاخص کل نیز از ترکیب 60 درصدی شاخص‌های داخلی و 40درصدی شاخص‌های خارجی تشکیل می‌شود (اهمیت بیشتر شاخص‌های داخلی براساس نظر هیات کارشناسان بوده است). در این راستا می‌توان 23 معیار را در چهار دسته‌بندی متفاوت معرفی کرد که در ج (2) این دسته‌بندی‌ها آورده شده‌ است.

جهش ایران در «شاخص صلح 2017»



مشاهده متن کامل ...
گزارش اصلاحی و ابطال آن
درخواست حذف اطلاعات
چکیده:
برخی با این استدلال که گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم است، ابطال آن را جایز نمی‌دانند. این مسئله ناشی از آن است که در شناخت ماهیت گزارش اصلاحی بعضاً دچار اختلاف گردیده، یعنی به عبارت دیگر گروهی گزارش اصلاحی را رأی پنداشته و مانند آراء صادره از محاکم، آن را غیرقابل ابطال دانسته و گروهی دیگر ماهیت آن را عقد صلح می‌دانند. در این وجیزه سعی شده ابتدا ماهیت گزارش اصلاحی بررسی و سپس امکان ابطال یا عدم امکان آن بررسی گردد. در بطن بحث نیز به مصادیقی از گزارش های اصلاحی قابل ابطال اشاراتی شده و همچنین یکی از آراء صادره از دادگاه عالی انتظامی قضات در راستای همین بحث، نقد و بررسی گردیده است.

مقدمه:
نظر به اینکه شوراهای حل اختلاف در حال حاضر بیش از محاکم عمومی دادگستری تصدی امر سازش را عهده‌دار بوده و از آنجا که برخی گزارش های اصلاحی صادره، در مرحله‌ی اجراء با مشکل روبرو بوده و حتی قابلیت اجراء نداشته، لذا بر آن شدیم تا در خصوص گزارش اصلاحی و امکان یا عدم امکان ابطال آن مطالبی را خاطر نشان سازیم.

برای مشخص شدن موضوع بحث، آن را با سه سئوال پی می‌گیریم:
1ـ ماهیت گزارش اصلاحی چیست؟
2ـ آیا گزارش اصلاحی صادره از دادگاه یا شورا قابل ابطال است یا خیر؟
3ـ چنانچه قابل ابطال است چه مرجعی صالح به ابطال آن است؟

امکان ختم دعوا به سازش در قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب 1329 پیش‌بینی شده بود. در ماده38 قانون اصول محاکمات حقوقی نیز آمده بود که (درصورت اصلاح صلح‌نامه کتبی نوشته شده به امضای طرفین یا وکلای آنها می‌رسد و کاری که به مصالحه تمام شده از سر گرفتن آن جایز نیست) بنابراین قانونگذار در آن زمان عمل طرفین را همان گونه که شایسته بود (صلح) می‌نامید. فرهنگستان ایران در داد ماه 1314 ش. در تهران تشکیل شده واژه‌ (سازش) را در برابر اصلاح (صلح) قرار داد. پس نباید تردید داشت که سازش‌نامه‌ای که از جمله در ماده181 قانون آیین دادرسی مدنی آمده است همان (صلح‌نامه) می‌باشد و در نتیجه عملی که طرفین انجام می‌دهند عقد صلح (در مورد تنازع) شمرده می‌شود و مشمول احکام و آثار آن است. پس افزون بر آن که باید مانند عقود دیگر دارای شرایط صحت مذکور در ماده 190 ق.م باشد، احکام و آثار آن مشمول مواد752 به بعد همان قانون است. ( ی، سیدحسن، 1352، ج2، ص321)

ماهیت گزارش اصلاحی
شک نیست که تراضی بدون توافق دو رضا، صورت نمی‌گیرد. (این نکته بدیهی به نظر می‌رسد و بدیهی حاجت به استدلال ندارد)؛ اما برای اینکه دو رضا (در تراضی) سیمای توافق را به خود بگیرند، قیود و شروط ذیل باید فراهم گردد:
اول ـ وحدت عنوان عقد: اگر ی در مقام ایجاب عقد بیع، سخن بگوید، ولی طرف او به‌عنوان هبه پذیرای ایجاب گردد، توافق دو رضا صورت نمی‌بندد؛ زیرا عنوان بیع غیر از عنوان هبه است.
دوم ـ وحدت موضوع عقد: پس اگر ی برای بیع خانه‌ی خود، ایجاب را بگوید؛ ولی طرف، قبولی خود را برای ید خانه به‌علاوه اثاث خانه اظهار دارد تراضی عاری از توافق است و بیع، صورت نمی‌بندد؛ زیرا موضوع تراضی، ح وحدت و یگانگی ندارد.
سوم ـ وحدت وصف موضوع تراضی: پس اگر کشاورزی در مقام بیع صد تن گندم آبی، ایجاب را بگوید ولی طرف قبول را متوجه صد تن گندم دیم کند توافق در موضوع (= گندم) حاصل است نه در وصف موضوع. از این باب است وحدت در کمیت موضوع عقد (ماده355 ق.م) وحدت مواعید و سررسیدها از همین مقوله است. (لنگرودی، 1382، ص221)

در نتیجه باید گفت چنانچه طرفین دعوی بر موضوعی تراضی و سازش نمایند که یکی از سه شرط فوق را دارا نباشد آن تراضی صحیح نبوده و قابل ابطال است. در این راستا ماده765 ق.م اشعار می‌دارد: (صلح دعوا مبتنی بر معامله‌ی باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است).
یعنی اگر طرفین دعوا در صحیح دانستن معامله‌ای اتفاق نظر داشته باشند اما در مورد متفرعات آن (برای مثال خیار غبن) اختلاف پیدا نموده و سپس مشتری با دادن مبلغی به عنوان مال‌الصلح اختلاف با بایع را در محکمه به صلح خاتمه دهد اما بعداً معلوم شود که بیع یاد شده باطل بوده است صلحی که مبتنی بر این بیع بوده نیز به تبع بیع باطل است. در مقابل هرگاه در صحت بیعی بین طرفین اختلاف ایجاد شود و برای مثال بایع به استناد اینکه معامله صوری بوده و قصد بیع نداشته است به خواسته‌ اعلام بطلان معامله علیه مشتری اقامه دعوی نماید و مشتری با دادن مبلغی به بایع موجب شود که اختلاف طرفین به صلح خاتمه یابد، چون صلحی که واقع شده مبتنی بر ادعای بطلان معامله بوده است، هرگاه بطلان آن کشف شود تاثیری در صحت صلح ندارد؛ زیرا مصالح حق اقامه‌ی دعوای خود را به متصالح صلح نموده است. (سیدحسن ی، همان، ص319)
همان‌گونه که از مواد 178الی 193 قانون آیین دادرسی مدنی برمی‌آید، طرفین می‌توانند در هر مرحله از دادرسی مدنی دعوای خود را به طریق سازش خاتمه دهند و طبق ماده 184 همان قانون دادگاه پس از حصول سازش بین طرفین مبادرت به صدور گزارش اصلاحی می‌نماید. قانون گذار از مفاد سازشنامه‌ای که از محکمه (اعم از دادگاه و شورا) صادر می‌شود، به گزارش اصلاحی تعبیر نموده و ماده25 قانون شوراهای حل اختلاف نیز همین تعبیر را دارد.
گزارش اصلاحی در دو صورت زیر تنظیم می‌شود: 1. پیش از اقامه‌ی دعوا، خواهان از دادگاه درخواست می‌کند تا طرف او را به منظور سازش دعوت کند (ماده186 ق.آ.د.م) در این صورت، اگر خوانده نیز از این پیشنهاد استقبال کند، دادگاه مفاد قرارداد صلح را در صورتمجلس می‌نویسد و به امضای طرفین می‌رساند. (مواد186 به بعد ق.آ.د.م)
2ـ پس از اقامه‌ی دعوا نیز: (در هر مرحله از دادرسی مدنی، طرفین دعوا می‌توانند دعوای خود را به طریق سازش خاتمه دهند) (ماده178 ق.آ.د.م)
در این سازش ممکن است امور دیگری نیز علاوه بر دعوای مطروحه، وارد شود؛ ولی در هر حال مفاد آن مانند احکام دادگاه قابل اجرا است. (ماده184 ق.آ.د.م)
صورت نخست تقریباً متروک شده و به ندرت از آن استفاده می‌شود و مورد اخیر است که در عمل، دادگاه‌ها و شوراهای حل اختلاف با آن روبرو هستند.
گزارش اصلاحی، از نظر ماهوی یک قرارداد واقعی است و اعتبار و اثر آن تابع قواعد عمومی قانون مدنی است. بنابراین اگر ایجاب این سازش نزد دادرس واقع شود، پیش از قبول طرف دیگر اثر حقوقی ندارد. به همین جهت، ماده185 اعلام می‌کند: (هرگاه سازش محقق نشود، تعهدات و گذشتهایی که طرفین هنگام تراضی به سازش به عمل آورده‌اند، لازم الرعایه نیست.)
تنظیم گزارش اصلاحی عملی قضایی نیست و به همین دلیل، از اعتبار امر قضاوت شده استفاده نمی‌کند. دو طرف سازش، در عین حال که مانند سایر پیمان گذاران باید مفاد قرارداد را محترم شمارند، می‌توانند ابطال آن را به سبب مخالفت با نظم عمومی یا اشتباه و اکراه از دادگاه بخواهند و همچنین حق دارند فسخ سازش را به سبب تدلیس و عیب و امثال این‌ها تقاضا کنند، مگر این که از اوضاع و احوال برآید که از حق خیار خود گذشته‌اند و مایلند، به گونه‌ای قاطع، به دعوا پایان بخشند وانگهی، ماهیت قراردادی که بسته می‌شود (صلح) است. (کاتوزیان، ناصر، 13، عقود معین، ج2، ص129)
ماده761 ق.م در این باره اعلام می‌کند: (صلحی که در مورد تنازع یا مبنی بر مسامحه باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی‌تواند آن را فسخ کند، اگر چه به ادعای غبن باشد، مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار)

علاوه بر مورد فوق، باید گفت برخی گزارش های اصلاحی موضوعاً منتفی بوده و برخی هم به حقوق شخص ثالث خلل وارد می‌کند و برخی نیز به دلیل عدم احراز هویت طرف صلح عملاً با مشکل مواجه می‌شود.
برای مثال شخصی که مبادرت به طرح دعوی ا ام به انجام تعهد مبنی بر انتقال رسمی یک دستگاه خودرو را نموده، در جلسه‌ی دادرسی خوانده متقبل می‌شود که ظرف 15 روز سند را به نام خواهان انتقال دهد و خواهان نیز در همان جلسه، مابقی ثمن معامله را به خوانده تسلیم می کند که این توافق به صورت گزارش اصلاحی در شورا تنظیم می‌گردد. پس از گذشت زمان مذکور خوانده از انتقال سند سرباز می‌زند، خواهان با درخواست صدور اخطار اجرائی به اجراء احکام مراجعه می‌نماید و تازه متوجه می‌شود که سند رسمی به نام طرف سازش نمی‌باشد. در مواردی از این قبیل شورا ضرورتاً می‌بایست بدواً استعلامات لازم را انجام دهد، سپس به صدورگزارش اصلاحی مبادرت ورزد و یا برای مثال، در موردی طرفین در راستای سازش تعهداتی نسبت به یکدیگر می‌نمایند که موضوع تعهد متعلق شخص غیر می‌باشد. مثلاً خوانده متعهد می‌شود که زمین واقع در فلان محل را در عرض 2 سال بسازد و تحویل خواهان دهد، حال آن که اصلاً زمین مورد گزارش اصلاحی متعلق به شخص ثالث بوده است و یا در مواردی، طرفین دقیقاً واقف بر تبعات گزارش اصلاحی نبوده، و اصلاً قصد آن را هم نداشته‌اند که گزارش اصلاحی صادر شود، لکن چنین شده و حقوق نامبردگان در معرض تضییع قرار می‌‌گیرد و به تعبیر دیگر (ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد) آنچه که مورد قصد انشاء بوده تحقق نیافته و آنچه که تحقق یافته مورد قصد انشاء نبوده است. مثلاً خواهان زمینی را که سند مالکیتش به نام اوست قطعه‌ای از آن را با پلاک فرعی تفکیک و طبق سند رسمی به شخصی می‌فروشد، و سند مالکیت یدار هم صادر می‌شود، سپس بقیه را با ذکر عنوان باقیمانده ولی اشتباهاً با حدود قطعه‌ای که قبلاً فروخته با سند رسمی طبق گزارش اصلاحی به خوانده واگذار می‌کند. در حقیقت قصد او با توجه به اصاله الصحه در عقود همان باقیمانده است ولی با توجه به متن سند موضوع گزارش اصلاحی که محدوده‌ی مورد معامله‌ی اول را ذکر نموده، می‌توان گفت این امر که به این صورت واقع شده مورد قصد انشاء خواهان و خوانده نبوده است چه آنها به باقیمانده‌ی زمین نظر داشته‌اند، لذا این گزارش اصلاحی قابل ابطال خواهد بود. (با تصرف و تلخیص، ر.ک ترمینولوژی حقوق، ص783)

مقایسه گزارش اصلاحی در حقوق ایران و فرانسه
در حقوق فرانسه از (گزارش) مزبور به عنوان (قرارداد قضایی) (contract judiciaire) یا رای (سند دهنده) (ju ent dedonneacte) یاد شده است. درعین حال در کشور مزبور (رای حیله‌ای) (ju entd expediento) نیز در همین خصوص، اصطلاحی شناخته شده است. رای حیله‌ای در مواردی صادر می‌شود که شخصی با تظاهر به وجود اختلاف، با توافق قبلی دیگری و علیه او، اقامه‌ی دعوا نموده و سپس از دادگاه درخواست می‌نمایند که براساس توافقی که بین آنها حاصل شده، به صدور رای اقدام نماید. در هر حال، در هر دو مورد، اصحاب دعوا به این امتیاز دست می‌یابند که سندی از دادگاه‌ها دریافت می‌کنند که رسمی بوده و افزون بر آن، مانند آرای قطعی دادگاه‌ها لازم‌الاجراء بوده و در نتیجه، چنانچه به مفاد آن عمل نگردد، توسط اجراء، قابل اجرا باشد. در حقیقت، در مواردی که قاضی به دادن سند توافق اصحاب دعوا اکتفا می‌نماید، بی‌آنکه رایی واقعی را تنظیم نماید، پذیرفته شده است که سند از ویژگی‌های قضاوتی برخوردار نمی‌باشد و در نتیجه از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار نبوده، قابل پژوهش و سایر راه‌های شکایت از آراء نمی‌باشد و با حفظ خصوصیت قراردادی، مانند هر قرارداد عادی یا رسمی دیگر، می‌تواند موضوع دعوای بطلان قرار گیرد. پس چنانچه گزارش اصلاحی به حقوق شخص ثالثی خلل وارد آورد، نامبرده نمی‌تواند مبادرت به طرح دعوی اعتراض ثالث نماید بلکه می‌بایست دادخواست ابطال مطرح نماید. اما، زمانی که دادگاه پس از احراز قرارداد اصحاب دعوا، رایی واقعی صادر می‌نماید که حاوی اسباب موجهه بوده و دارای منطوق (نتیجه‌ی حکم) باشد، نظارتی که او اعمال می‌کند و (احرازی) که می‌نماید، به سند مزبور خصوصیتی قضاوتی می‌بخشد در حقیقت، قاضی در این صورت، قرارداد تهیه شده توسط اصحاب دعوا را به خود اختصاص می‌دهد و بنابراین عملی که دادگاه صادر می‌نماید (رای) شمرده می‌شود. اما چون در گرفتن آن اصحاب دعوا، ابتدا، به وجود اختلاف تظاهر نموده‌اند، در فرانسه، (رای حیله‌ای) خوانده می‌شود. این رای، نظر به ویژگی قضاوتی خود، از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار بوده، در محدوده‌ی مقررات قابل پژوهش (تجدیدنظر) و سایر طرق شکایت از آراء می‌باشد و نمی‌تواند موضوع دعوای بطلان قرار گیرد. (شمس، عبدالله، ج2، ص9-278).
 
در حقوق ایران، گزارش اصلاحی، همواره، در شکل نخست آن (قرارداد قضایی) مورد شناسایی قرار گرفته است و مولفین و رویه‌ی قضایی به شکل دیگر آن (رأی حیله‌ای) علی‌الظاهر، عنایتی ننموده‌اند. بنابراین آنچه مسلم است، گزارش اصلاحی به مفهوم اخص که تنها، به نوعی تثبیت قرارداد اصحاب دعوا می‌باشد، رأی شمرده نمی‌شود و بنابراین همان گونه که گفته شده است؛ لازم نیست به شکل دادنامه صادر شود و در نتیجه از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار نیست. اما باید پذیرفت که مانند هر سند عادی یا رسمی دیگری موضوع دعوای فسخ و بی‌اعتباری قرار گیرد (بند12 ماده17 قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو).
بنابراین استعمال کلمه دادنامه در مورد گزارش اصلاحی غلط فاحش است و باید گفت گزارش اصلاحی موضوع دعوی را قبل از این که دادرس شروع به رسیدگی کند و یا رسیدگی را به نتیجه برساند، منتفی می‌گرداند. یعنی مجال برای انشاء رأی و فصل خصومت باقی نمی‌گذارد. به همین جهت حکم تمیزی شماره 311 مورخ 26/1/1326 درخواست تصحیح گزارش اصلاحی را منع کرده است، زیرا عنوان تصحیح حکم در این مورد معنی ندارد، برای اینکه در مورد گزارش اصلاحی رأی به معنی واقعی آن دیده نمی شود. مفاد حکم مذکور چنین است: «در صورتی که اطراف دعوا قضیه را اصلاح کنند به موجب ماده627 قانون (قدیم) آئین دادرسی مدنی (ماده181 قانون فعلی) در این گونه موارد دادگاه مکلف است ختم دادرسی را در پرونده قید و گزارش اصلاحی آن را صادر کند و نباید دادخواست تصحیح نسبت به گزارش اصلاحی را قبول نماید. زیرا طبق ماده309 قانون فعلی درخواست تصحیح راجع به احکام و قرارهای دادگاه است و شامل گزارش‌های اصلاحی نمی‌باشد....»
و در رایی دیگر چنین آمده: «هرگاه دادگاه بدوی پس از رسیدگی صلح واقع م ن وکلای طرفین دعوا را محرز و قاطع دانسته و رای به خاتمه یافتن دعوا به صلح و اجرای مفاد آن در حق طرفین بدهد رای مزبور اگر حکم نباشد قرار سقوط دعوا محسوب است که مطابق ماده8 قانون تسریع قابل پژوهش خواهد بود.» (حکم شماره 2484-16/11/1316 شعبه4 د.ع.ک)
در حقیقت باید گفت، در تنظیم و تحریر گزارش اصلاحی، دادگاه یا شورا همان نقشی را ایفا می‌نماید که برای مثال، یک سردفتر در تنظیم و تحریر سند رسمی دارد.
آنچه مسلم است گزارش اصلاحی رأی نیست و به تعبیر بهتر نه حکم است و نه قرار. ماده299 ق.آ.د.م اشعار می‌دارد: (چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی یا کلی باشد، حکم، و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود). اگر کمی با دقت بنگریم شورا یا دادگاه صرفاً توافق طرفین را به صورت گزارشی مستدل اعلام می‌دارند و طرفین می‌توانند کلیه‌ی دعاوی ظنی و احتمالی خود حتی در آینده را در صورت نامه سازش با یکدیگر مصالحه کنند.

برخی مصادیق گزارش‌های قابل ابطال
مصادیق گزارش‌های اصلاحی ممکن الابطال، قابل احصاء نیست و می‌بایست با هر مورد بنا به فراخور حال قضیه برخورد نمود. در این صورت شخصی که طرف دعوی بوده و گزارش اصلاحی بنا به دلایلی به اشتباه صادر گردیده می‌بایست ابطال آن را از محکمه‌ی صالح درخواست کند. ذیلاً به مفاد یک رأی که از دادگاه عالی انتظامی قضات صادر گردیده، اشاره می‌کنیم؛ رئیس دادگاه بدون حضور همه اصحاب دعوی براساس سازش نامه‌ای که به امضای شاکیه‌ی انتظامی نرسیده، گزارش اصلاحی تنظیم نموده و به حاضرین ابلاغ کرده بدون این که امضای شاکیه انتظامی ذیل صورتجلسه منع شده باشد که در نتیجه نامبرده از ماده629 قانون آئین دادرسی مدنی (ماده183 فعلی) تخلف کرده است. (رای شماره 275-2/10/1372 شعبه اول دادگاه عالی انتظامی قضات نقل از سیدمحمدرضا حسینی، 1383، ص133)

با فات به اینکه مشخص گردید، ماهیت گزارش اصلاحی، عقد صلح است، مواردی را که صلح قابل ابطال است در ذیل یادآور می‌شویم:
1ـ صلحی که به قصد فرار از دین واقع شود، در برابر طلبکار قابل استناد نیست.
2ـ صلح درباره‌ی میزان نفقه نافذ است، ولی درباره‌ نفقه‌ی آینده نباید میزان آن از مقداری که برای ادامه زندگی متعارف مستحقان نفقه لازم است، کمتر باشد و منتهی به سقوط حق نفقه شود.
3ـ صلح از جمله مواردی است که علم اجمالی به موضوع آن کافی است، مشروط بر اینکه منتهی به علم شود و مجهول مطلق قابل تنفیذ و اجرا نیست. (کاتوزیان، عقود معین، ج2، ش198)
حقوق خصوصی که از جرم تولید می‌شود، ممکن است مورد صلح واقع شود. (ماده756 ق.م) در این خصوص باید گفت نفوذ صلح درباره‌ی حقوق خصوصی ناشی از جرم ناظربه بعد از وقوع آن و ورود ضرر است. پیش‌از وقوع جرم درباره‌ی آثار احتمالی آن نمی‌توان صلح کرد و عقد باطل است (کاتوزیان، همان، ش199) نتیجه آن که اگر گزارش اصلاحی در این خصوص تنظیم گردیده، باطل است.
مفاد ماده762 ق.م را به طور مطلق انشاء کرده است. اگر زیان دیده با مسئول حادثه یا موسسه بیمه صلح کرده باشد، موضوع صلح تنها آثاری از حادثه است که در زمان توافق از آن آگاه بوده است و نباید زیانها و صدمه‌هایی را که بعدها معلوم می‌شود و در زمان صلح مورد توجه نبوده است مشمول آن ساخت، مگر اینکه به طور صریح شرط شود که صلح شامل بیمه‌ی زیانهای احتمالی آینده نیز هست (همان، ش188 و 191).
در فرضی که زیان دیده از اصل صدمه غافل مانده است و نمی‌توانسته آن را پیش‌بینی کند (مانند خونریزی داخلی که منتهی به مرگ یا نقض دائمی شود)، در اینکه آیا به صلح از بین می‌رود یا باقی می‌ماند اختلاف است. به نظر می‌رسد که از مصداق‌های اشتباه در خود موضوع صلح باشد. به اضافه صلح عقدی است معوض که باید موضوع آن در تراضی وارد شود و متعلق قصد طرفین قرار گیرد. اگر ی مالی را به صلح تملیک کند و بعد معلوم شود که در زمان عقد از بین رفته بوده است، صلح باطل است.
در صلح دعاوی، ومی ندارد که دعوی محقق باشد، ولی اگر معلوم شود که دعوی در اثر حکم از بین رفته است یا طفلی که درباره‌ی حضانت آن اختلاف شده فوت کرده، صلح باطل است.
همان گونه که ذکر شد، گزارش اصلاحی مشمول احکام و آثار عقد صلح است؛ بنابراین درخواست ابطال سازش از جمله (به سبب مخالفت با نظم عمومی یا اشتباه و اکراه) مجاز می‌باشد. به موجب ماده6 ق.آ.د.م (عقود و قراردادهایی که مخل نظم عمومی یا برخلاف اخلاق حسنه که مغایر با موازین شرع باشد، در دادگاه قابل ترتیب اثر نیست).(ر.ک به مواد: 9،10،66،217،232،570،654،840 و 975 قانون مدنی)

محکمه صالح به رسیدگی به دعوی ابطال گزارش اصلاحی
حال که دانستیم گزارش اصلاحی قابل ابطال است، سوالی که به ذهن متبادر می‌گردد این است که مرجع رسیدگی به دعوی ابطال گزارش اصلاحی کیست؟
پاسخ به این سوال با وجود دادنامه شماره 318 مورخ 10/8/82 صادره از دادگاه عالی انتظامی قضات، کمی مشکل است. دادگاه عالی چنین رأی صادر نموده که گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم است و شعبه‌‌ی هم عرض نمی‌تواند آن را نقض کند.
خلاصه پرونده چنین است: گزارش دادسرای محترم انتظامی قضات حاکی است، در پرونده کلاسه 81/246 شعبه...... دادگاه عمومی گزارش اصلاحی صادر نموده است و چون ظاهراً به بعضی از موارد سازشنامه عمل نشده اختلاف حادث گردیده و یکی از طرفین با تقدیم دادخواستی تقاضای ابطال گزارش اصلاحی را نموده و چون اجرائیه هم صادر شده بود، ابطال آن نیز مورد درخواست قرار گرفته است. این پرونده در شعبه..... تحت رسیدگی قرار گرفته و دادگاه پس از رسیدگی معموله طی دادنامه شماره 1878 و 1879-27/12/78 علیه آقای.......... رئیس شعبه.......... دادگاه عمومی تهران اجمالاً چنین اعلام تخلف نموده است: 1ـ گزارش اصلاحی در عداد احکام دادگاه‌ها محسوب می‌شود. صدور حکم بر ابطال آن وجاهت قانونی نداشته است. 2ـ دادگاه به دو فقره دادخواست‌های تقدیمی، مبنی بر صدور حکم تخلیه و تعدیل و افزایش اجاره‌بها توجهی ننموده و تصمیمی اتخاذ ننموده است. 3ـ پس از نقض دادنامه از سوی دیوان عالی کشور باز هم در مورد موضوع تخلیه و تعدیل اجاره‌بها اقدامی ننموده و صدور قرار عدم صلاحیت وجاهت قانونی نداشته است. 4ـ با اینکه مکرر تقاضای تصحیح گزارش اصلاحی شده، به آن توجهی مبذول نگردیده است. پس از ابلاغ کیفرخواست آقای طی لایحه‌ای از خود دفاع نموده که هنگام شور قرائت خواهد شد. اینک شعبه.... دادگاه عالی انتظامی قضات به ترتیب فوق تشکیل می‌شود و پس از قرائت گزارش و لایحه دفاعیه و ب نظر محترم دادسرای انتظامی قضات اجمالاً مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته و قانونی مشاوره نموده و چنین رأی می‌دهد: رأی دادگاه با توجه به محتویات پرونده و کیفیت استدلال دادگاه در متن دادنامه خود اقدامات آقای..... رئیس شعبه..... دادگاه عمومی تهران در جهت احقاق حق خواهان بوده، اما ایشان بدون توجه به این نکته که گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم است و شعبه هم عرض نمی‌تواند آن را نقض کند، رأی داده است. فلذا مستنداً به ماده14 نظامنامه راجع به تشخیص انواع تقصیرات انتظامی قضات به توبیخ کتبی با درج در ورقه خدمتی محکوم می‌گردد. در سایر موارد با توجه به عدم صلاحیت نامبرده در نقض گزارش اصلاحی صالح به اظهارنظر نبوده است. فلذا تخلف مستقل دیگری صورت نگرفته و تبرئه می‌شود.( نقل از سایت: judge.bloigsky.com مورخ 16 دی 1386)
رأی صادره به دلایلی چند به نظر صحیح نیست. در مفاد رأی ذکر شده: «گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم است و شعبه هم عرض نمی‌تواند آن را نقض کند.»
اولاً: اگر گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم باشد، باید تحت شمول ماده 326 ق.آ.د.م قرار گیرد و قابل تجدیدنظرخواهی باشد. حال آنکه اکثریت قریب به اتفاق، گزارش اصلاحی را قابل تجدیدنظرخواهی نمی‌دانند. در این راستا نشست قضایی قضات دادگستری تهران مؤید این مطلب است.( ر.ک به سایت: judge.blogsky.com)
ثانیاً: در مفاد رأی دادگاه عالی انتظامی قضات آمده، گزارش اصلاحی به منزله‌ی حکم است. یعنی به عبارت دیگر خود حکم نیست. یک قاعده‌ای داریم به نام قاعده‌ی فرعیت که می‌گوید اثبات هر چیز دیگر فرع بر اثبات چیز اولی است. آنجا که قانون می‌گوید مانند احکام دادگاه‌ها قابل اجرا است (ماده184 ق.آ.د.م) چیزی که مانند یک چیز دیگری است در عین حال خود آن چیز نیست. اگر عین آن بود ومی نداشت که ذکر کنند مانند آن چیز است. همچنین اصل (هویت) نیز همین مطلب را تایید می‌کند. هر چیزی خودش، خودش است. حال وقتی می‌گویند فلان مسئله در حکم آن مسئله است. یعنی خود آن مسئله نیست. گزارش اصلاحی نیز چنین است. وقتی قانون می‌گوید مانند حکم است یعنی حکم نیست.
ثالثاً: به تعبیر اکثر اصولیین، اصل در قیود، احترازی بودن آن قیود است. وقتی در ماده184 ق.آ.د.م آمده: «....و مانند احکام دادگاه‌ها به موقع اجراء گذاشته می‌شود....» این قید احترازی است. یعنی بدانیم که این مسئله حکم نیست تا بتوانیم احکام آن را بر آن بار کنیم از طرفی قانونگذار از سخن لغو و بیهوده دور است و مقام بیان چنین اقتضایی دارد که قید مذکور قید توضیحی نباشد. چرا که توضیح واضحات لغو است.
نتیجه آن که گزارش اصلاحی قابل ابطال بوده و طبق قیاس اولویت هر شعبه‌ای که مبادرت به صدور گزارش نموده است، خود صالح به ابطال آن خواهد بود.

نتیجه
1ـ گزارش اصلاحی، نه حکم است و نه قرار و عنوان رأی ندارد. بلکه به نظر صریح ماده630 قانون آئین دادرسی مدنی قدیم (مواد 181 و 183 قانون فعلی) و ماده1291 ق.م فقط اعتبار سند رسمی را دارد.

2ـ گزارش اصلاحی از اعتبار امر مختومه برخوردار نبوده و قابل تجدیدنظرخواهی نیز نیست و سایر راه‌های اعتراض به آراء نیز در خصوص آن قابل اعمال نمی‌باشد.

3ـ ماهیت گزارش اصلاحی عقد صلح است. آن هم در اکثر موارد صلح بر دعوی نه صلح ابت پس مانند سایر قراردادهای عادی یا رسمی دیگر می‌تواند موضوع بطلان یا فسخ قرار گیرد و طرح دعوی فسخ یا ابطال آن امکان‌پذیر می‌باشد.

منابع:
1ـ ی سیدحسن، حقوق مدنی، ج2، کتابفروشی یه، تهران، 1352.
2ـ جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، کتابخانه گنج دانش، تهران، 1382.
3ـ جعفری لنگرودی، محمد جعفر، فن استدلال منطق حقوق ، کتابخانه گنج دانش، تهران، 1382.
4ـ حسینی، سیدمحمدرضا، قانون آئین دادرسی مدنی در رویه قضایی، مجد، تهران،1383.
5ـ شمس، عبداله، آئین دادرسی مدنی، ج2، دراک، تهران، 1385.
6ـ کاتوزیان، ناصر، اعتبار امر قضاوت شده در دعوای مدنی، میزان، تهران، ، 1386.
7ـ کاتوزیان، ناصر، عقود معین، ج2، میزان، 1386.
 


مشاهده متن کامل ...
مردم فلسطین
درخواست حذف اطلاعات
رساله حاضر ، گامی است در تداوم گامهایی که در جهت شناخت یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه برداشته شده استموضوعی که با سابقه ای در حدود نیم قرن به عنوان یکی ازمناقشه برانگیزترین مسائل منطقه خاورمیانه و جهان ، مطرح می باشد محققین و کارشناسان از زوایای مختلفی به بررسی ابعاد متنوع این موضوع پرداخته اند و هرکدام ،علل و دلایل ناکامی طرحهای صلح میان ا
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 261 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 281
مردم فلسطین

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار:

رساله حاضر ، گامی است در تداوم گامهایی که در جهت شناخت یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه برداشته شده است.موضوعی که با سابقه ای در حدود نیم قرن به عنوان یکی ازمناقشه برانگیزترین مسائل منطقه خاورمیانه و جهان ، مطرح می باشد .

محققین و کارشناسان از زوایای مختلفی به بررسی ابعاد متنوع این موضوع پرداخته اند و هرکدام ،علل و دلایل ناکامی طرحهای صلح میان و فلسطین را از دریچه ای، به نظاره نشسته و تحلیل نموده اند. نگارنده نیز از زاویه ای خاص به تحلیل این موضوع پرداخته و در پرتو بازشناسی رویکرد سنتی امنیت ملی در خصوص مسائل مورد مناقشه طرفین،فرایند شکل گیری ت مستقل فلسطینی را بررسی می کند .

قطعاً پرداخت به موضوع از زاویه ای خاص به معنای نگرشی ی ویه به مسئله نبوده و صرفا ً به منظوربسط و گشایش رویکردها و زوایایی دیگر به موضوع می باشد .

این رساله، آغازی است برای گام نهادن در فضای تحقیقات و ب معرفت علمی و لذا تهی از اشکال نبوده و به معنای پایان کار نخواهد بود .

مقدمه:

اصل حق مردم در تعیین سرنوشت و به دست آوردن استقلال ملی خود ، پیامد منطقی به رسمیت شناختن بشر و تفکر ملی است . این اصل بعد از جنگ جهانی اول به صورت رسمی در روابط بین المللی مطرح شد. در آن ایام آنچه درمورد حق تعیین سرنوشت واستقلال ملی در میثاق جامعه ملل و در حقوق بین الملل گنجانده شده بود ، چیزی نبود جز اصلی که به صورت ترجیحی و آن هم به طور تقریبا انحصاری در اروپا به کار بسته می شد . اما آنچه در این مورد در منشور سازمان ملل متحد در ماده اول ( بند 2 )و ماده هفتا د و سه قید شده بود ، به کمک کارهای سازمان ملل ، از سال 1952 و به خصوص از سال 1960 ، به صورت یک اصل بنیادی حقوق بین الملل با کاربرد وسیع جهانی و به منزله ضابطه مسلم حقوق بین الملل در آمده است .

امروزه علیرغم کمرنگ شدن حاکمیت تهای ملی ، حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی دو مفهومی هستند که هم عرض یکدیگرشناخته می شوند،بطوریکه استقلال ملی محملی برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تلقی می شود. یکی از نخستین انی که به صورت جدی به این مهم پرداخته ، «آلفرد کوبان» است . او در مطالعات خود به اینواقعیت رسیده است که در سیاست تئوری و عمل هرگز جدا از هم نیستند و زمانی که «ناسیونالیسم» تحت تأثیر تئوری حق تعیین سرنوشت به عنوان اساس نظم نوین بین المللی اعلام شد، مسائلی به سبب تلقی یک چنین جدائی بروز کرد. بر همین اساس کوبان هیچگونه تردیدی درمشاهده هم عرضی میان استقلال ملی و حق تعیین سرنوشت ندارد.

سابقه ملی گرائی و شکل گیری هویت ملی فلسطینی به زمان قبل از قیمومیت بریتانیا بر می گردد . به عبارت دیگر یرای جستجوی ریشه های ناسیونالیسم فلسطینی باید به تاریخ ت سازی امپراطوری عثمانی، که فلسطین زمانی جزئی از آن بود، توجهی ویژه شود .نیاز امپراطوری عثمانی برای سازماندهی نوین خود و متعاقبا توسعه سیستم آموزشی ،ازرهگذر رشد تضادهای میان نخبگان ترکان عثمانی و نخبگان پیرامونی، موجب به وجودآمدن بنیادهای حس ملی گرائی و هویت ملی نوین در میان اقوام مختلف این امپراطوری شد. بر همین اساس تولد هویت ملی فلسطینی را،آنگونه که برخی آثار جدید خصوصا با گرایشات صهیونیستی استدلال می کنند، نمی توان به مسئله مقابله با صهیونیسم تنزل داد.

تولد هویت ملی فلسطینی در دوران امپراطوری و تکامل آن در دوران قیمومیت بریتانیا و تضاد آن با صهیونیسم، موجب شد تا سازمان ملل در هنگام صدور قطعنامه 181 مصوب سال 1947 ، هویت ملی فلسطینیان و حق آنها در تشکیل ت ملی مستقل را به رسمیت شناسد و رأی به تقسیم فلسطین دهد. با استناد به این قطعنامه و سایر قوانین اصولی بین المللی ، از جمله منشور سازمان ملل و اعلامیه ، موجودیت هویت ملی فلسطینی امری مسلم و انکارناپذیر است که باید در قالب یک ت ملی مستقل و حاکم تجلی یابد.

قطعنامه های 181 مجمع عمومی و 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل از آن جهت مهم هستند که محدوده سرزمینی ت موعود فلسطینی را مشخص می کنند. بر طبق قطعنامه های مذکور ، کرانه باختری، نوار غزه و قسمت شرقی بیت المقدس،مناطقی ی به حساب می آیند و باید آنهارا تخلیه نموده و به اقتدار فلسطینی اعاده نماید. ازاینرو این مناطق را باید به عنوان قسمتی از سرزمین ت فلسطینی به شمار آورد و عدم تخلیه آن ویا تکه تکه آن از طریق تخلیه ناقص و تضمین تداوم موجودیت شهرکهای یهودی، به مثابه فقدان عناصر لازم برای تشکیل ت فلسطینی و متعاقبا نقض استقلال خواهد بود. همچنین باید بر طبق این قطعنامه ها از ادعاهای خود بر منابع زیر زمینی این مناطق به ویژه آب و کنترل هوایی آن مناطق دست بردارد . چرا که زیر زمین و فضا نیز از جمله قلمرو سرزمینی یک ت به شمار می آید. ملت فلسطین باید در این سرزمین به طور آزادانه و بدون دخ خارجی ( ) سازمان مخصوص خودشان را به وجود آورند تا اراده خود را در قالب آن جاری ساخته و حق تعیین سرنوشت خود را تحقق بخشند. لازمه تحقق این فرایند ، بازگشت خیل عظیم پناهندگان فاقد تابعیت ت مشخص از خارج است و این چیزی است که حقوق بین الملل نیز صراحتا بر آن تأکید نموده است . عدم امکان بازگشت پناهندگان و عدم توانائی آنها در به دست گرفتن حق تعیین سرنوشتشان و بالا ه تداوم بلا تکلیفی و آوارگی آنها ، به منزله گسیختگی انسجام ملی مردم فلسطین و متعاقبا نقصان یکی از عناصر تشکیل دهنده ت ملی یعنی «مردم یا جمعیت » خواهد بود،چرا که عصاره اصلی این عنصر، مردمی که دارای دلبستگی سرزمینی، نژاد، زبان، تاریخ و سایر ویژگیهای مشترک می باشند ،تحت لوای یک حکومت است.

عدم توانائی کنترل قلمرو سرزمینی همراه باکلیت ارضی آن وعدم تحقق انسجام ملی فلسطین درچارچوب یک ت ملی ، در کنار تسلیم اقتدار فلسطینی در برابر برخی خواسته های مداخله جویانه ، نظیر نظارت امنیتی بر مناطق فلسطین وعدم تشکیل فلسطینی درآن مناطق ، استقلال و حاکمیت ت فلسطینی را زیرسوال می برد.

با این اوصاف ،علیرغم آنکه ازطریق پروسه اسلو،فلسطینیان توانسته اند یک سازمان حکومتی ،هر چند شکلی، مخصوص خود را ایجاد کنند و قسمتهایی از سرزمینهایشان را از اسراییل خارج و حتی کنترل امنیتی آنها را در دست گیرند، هنوز برای تشکیل ت مستقل فلسطینی راه درازی ،همراه با موانع دشوار ،در پیش است. برای تحقق چنین فرایندی لازم است راه حلهایی را برای مسائل موکول شده به مذاکرات نهایی، شامل شهرکها، پناهندگان آب و بیت المقدس یافت که حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را نقض نکند و استقلال ت موعودشان را،چنانکه قواعد حقوق عمومی و حقوق بین الملل بر آن حکم می کند،زیر سوال نبرد. از آنجائی که مواضع و عملکردهای حکومت های مختلف ، اعم از چپ و راست ، در خصوص مسائل فوق الذکر در تقابل با استقلال و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان ارزی می شود . لذا این رساله آنها را به عنوان موانع شکل گیری ت مستقل فلسطینی فرض کرده است و اعلام استقلال ت فلسطینی قبل از ترفیع موانع فوق الذکر را، به صورت شکلی و صوری و فاقد معنای واقعی تلقی می کند.

از آنجائی که فلسفه اصلی تأسیس ت (ملت - کشور)دو مسئله اساسی ،یعنی اولا تأمین امنیت شهروندان (مردم و سرزمین) ثانیا ،تحصیل منافع عمومی (رفاه و توسعه همه جانبه) می باشد، بنابراین پس از شکل گیری عناصر اصلی ت یعنی قلمرو و مردم ، حکومت و حاکمیت ت متولد شده و بر اساس فلسفه اولی تأسیس آن ، اولین تشکلها یعنی سازمانهای نظامی - انتظامی پدید آمده که در بعد داخلی و خارجی وارد عمل می شود. از اه اصلی و اولیه همه تها همین دو مسئله می باشد. تجلی و تکامل و تحقق این دو هدف اصلی در سیاست داخلی است که در صحنه بین المللی نیز تعقیب می شود ، یعنی اصل تأمین منافع ملی و امنیت ملی در سیاست خارجی، تجلی این دو نیاز اولیه داخلی ت است.به عبارت دیگر بدون وجود امنیت هیچ برنامه ای در داخل یک کشور قابل اجرا نمی باشد. شکوفایی اقتصادی،سرمایه گذاری،برنامه ریزی برای رشد و هرگونه برنامه دیگر نیاز به امنیت و زمینه مطمئن در سطوح مختلف جامعه دارد که همگی در گرو تأمین امنیت است .در واقع امنیت در زمره اه ،منابع و ارزشهای اصولی و پایدار هر جامعه ای است.

براین مبنا ،تمامی تها با هرگونه گرایشی ،تأمین این دو اصل (امنیت ملی- منافع ملی )را بدون استثناء از اه اولیه سیاست خارجی خود می دانند .در واقع ،امنیت ملی عبارت است از اساس کشور در تعقیب هدفهای اساسی و فقدان ترس و خطر جدی از خارج نسبت به منافع ، اساسی و حیاتی کشور می باشد.

بحرانی که به دنبال تأسیس ت در سال 1948 در منطقه خاورمیانه به وجود آمد علیرغم گذشت بیش از نیم قرن از آن همچنان به عنوان یکی از بغرنج ترین بحرانهای موجود در جهان به شمار می رود. بحرانی که باعث وقوع چهار جنگ بین طرفین منازعه شد . اگرچه در دهه های اخیر از دامنه و شدت منازعات کاسته شده است و میان و برخی از همسایگانش مانند مصر و اردن قرارداد صلح منعقد شده است،اما مسئله اصلی که وضعیت فلسطینیان در داخل کشور و آینده آنهاست ، همچنان به عنوان یک معضل جدی پا برجا می باشد.

علیرغم انعقاد قراردادهای صلح متعدد بین و فلسطینیها نظیر اسلو 1 و 2 ، مادرید و چندین موافقتنامه ذیل این قرارادادها ، صلح نهائی و آرامش برقرار نشده است و چشم انداز روشنی هم از به سرانجام رسیدن فرایند صلح وجود ندارد.

1. طرح مسئله و تعریف موضوع تحقیق :

اصل حق مردم درتعیین سرنوشت و بدست آوردن استقلال ملی خود، پیامد منطقی به رسمیت شناختن بشر و تفکر ملی است. این اصل بعد از جنگ جهانی اول به صورت رسمی در روابط بین الملل مطرح شد.

آنچه دراین مورد درمنشورسازمان ملل متحد درماده اول (بند 2) و ماده 73 قید شده بود،به کمک کارهای سازمان ملل ، از سال 1952 و به خصوص از سال 1960 ، به صورت یک اصل بنیادی حقوق بین الملل با کاربرد وسیع جهانی و به منزله ضابطه بی چون و چرای حقوق بین الملل در آمده است.

امروزه حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی دو مفهومی هستند که هم عرض یکدیگر شناخته می شوند، به طوری که استقلال ملی ، محملی برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تلقی می شود .

سابقه ملی گرایی و شکل گیری هویت ملی فلسطینی به زمان قبل از قیمومیت بریتانیا برمی گردد . به عبارت دیگر برای جستجوی ریشه های ناسیونالیسم فلسطینی باید به تاریخ ت سازی امپراطوری عثمانی که فلسطین زمانی جزئی ازآن بود، توجه ویژه شود.نیاز امپراطوری عثمانی برای سازماندهی نوین خود و به دنبال آن توسعه سیستم آموزشی،از رهگذر رشد تضادهای میان نخبگان ترکان عثمانی و نخبگان پیرامونی، موجب به وجودآمدن بنیادهای حس ملی گرایی و هویت ملی نوین در میان اقوام مختلف این امپراطوری شد . بر همین اساس، تولد هویت ملی فلسطینی را، آنگونه که برخی آثار جدید بویژه با گرایشات صهیونیستی استدلال می کنند ، نمی توان به مسئله مقابله با صهیونیسم تنزل داد .

تولد هویت ملی فلسطینی در دوران امپراطوری عثمانی و تکامل آن در دوران قیمومیت بریتانیا و تضاد آن با صهیونیسم موجب شد تا سازمان ملل در هنگام صدور قطعنامه 181 مصوب سال 1947 ، هویت ملی فلسطینیان و حق آنان در تشکیل ت ملی مستقل را به رسمیت شناسد و رأی به تقسیم فلسطین بدهد. قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل هم در همین جهت صادر گردیدند . قطعنامه های مذکور از آن جهت مهم هستند که محدوده سرزمینی ت فلسطینی را مشخص می کنند . بر طبق قطعنامه های مذکور ، کرانه باختری و نوار غزه و قسمت شرقی بیت المقدس مناطق ی به حساب می آیند و باید آنها را تخلیه نموده و به اقتدار فلسطینی اعاده نماید. از اینرو این مناطق را باید به عنوان قسمتی از سرزمین ت فلسطینی به شمار آورد و عدم تخلیه آن و یا تکه تکه آن از طریق تخلیه ناقص و تضمین تداوم موجودیت شهرکهای یهودی، به مثابه فقدان عناصر لازم برای تشکیل ت فلسطینی و در نتیجه نقض استقلال خواهد بود.

به علاوه ادعاهای اسراییل مبنی بر تسلط بر منابع زیرزمینی این مناطق و بویژه آب و کنترل هوایی این مناطق، ناقض استقلال ت فلسطینی بوده،چرا که زیرزمین و فضا نیزازجمله قلمرو سرزمینی یک ت به شمار می آید. ملت فلسطین،می بایست دراین سرزمین به طورآزادانه و بدون دخ خارجی(اسراییل)،سازمان مخصوص خود را به وجود آورند تا اراده خود را در قالب آن جاری ساخته و حق تعیین سرنوشت خود را تحقق بخشند.لازمه تحقق این فرآیند،بی شک بازگشت خیل عظیم پناهندگان فاقد تابعیت ت مشخص است واین چیزی است که حقوق بین الملل نیز به طور صریح بر آن تأکید نموده است . عدم امکان بازگشت پناهندگان و عدم توانایی آنها در بدست گرفتن حق تعیین سرنوشتشان و بالا ه تداوم بلاتکلیفی و آوارگی آنها، به منزله گسیختگی انسجام ملی مردم فلسطین و در نتیجه نقصان یکی از عناصر تشکیل دهنده ت ملی، یعنی « مردم یا جمعیت » خواهد بود،چرا که عصاره اصلی این عنصر، مردمی که دارای دلبستگی سرزمینی ،نژاد،زبان،تاریخ و سایر ویژگیهای مشترک می باشند، تحت لوای یک حکومت است.

عدم توانایی کنترل قلمرو سرزمینی همراه با کلیت ارضی آن و عدم تحقق انسجام ملی فلسطین در چارچوب یک ت ملی ،در کنار تسلیم اقتدار فلسطینی در برابر برخی خواسته های مداخله جویانه اسراییل ،نظیر نظارت امنیتی بر مناطق فلسطینی و عدم تشکیل فلسطینی در آن مناطق ،استقلال و حاکمیت ت فلسطینی را زیر سؤال خواهد برد.

در تحقیق و بررسی برای جستجوی متغیری که به بهترین صورت،علت عدم شکل گیری هویت مستقل فلسطینی را توضیح دهد، متوجه استراتژی امنیت ملی اسراییل شدیم . در این میان رویکرد سنتی به امنیت ملی حایز اهمیت بسیاراست. به طور کلی ، ت اسراییل به دلیل شرایط خاص ژیوپلتیکی ، انسانی و شکل گیری غیر طبیعی اش از ابتدای تأسیس ، تاکنون،جهت تأمین امنیت خود از ین امنیتی خاصی پیروی می کند.

در چارچوب رویکرد سنتی به امنیت ملی که ماهیتی سرزمینی داشته ، مسائل اصلی مورد درگیری دو طرف اسراییلی و فلسطینی ،یعنی مسئله قدس ، آوارگان ، شهرک نشینها ، امنیت و مرزها که عناصر لازمه تشکیل ت ملی مستقل فلسطینی می باشد ، تاکنون غیر قابل حل باقی مانده است . چرا که بررسی و تحلیل تعریفها و واقعیت ت نشان می دهد که برای موجودیت و حفظ ت ،چهار عنصر اساسی وجود دارند که در صورت عدم وجود هر یک ازاین عناصر ، ت نیز وجود نخواهد داشت . (سرزمین ، جمعیت ، حکومت ، حاکمیت.)

لذا منظور از انجام این تحقیق، یافتن پاسخی برای این پرسش است که چرا با وجود گذشت نیم قرن از منازعه میان و فلسطین،این مسئله کماکان غیر قابل حل باقی مانده است و ت فلسطینی هنوز شکل نگرفته است. مسئله ای که کانونی بحرانی در قلب خاورمیانه به وجود آورده و به عنوان یکی از طولانی ترین کشمکشهایی که عقلانیت بشر را در قرن بیست و یکم مخدوش ساخته، تبدیل شده است.

2. انگیزه نگارش تحقیق :

بدون شک، موضوع فلسطین و کشمکش طولانی با در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه ، همواره محققین بسیاری را به یافتن علل کشمکشها و درگیریهای هر روزه این منطقه ترغیب کرده است. در این میان، یافتن علل ناکامی طرحهای صلحی که بخصوص پس ازدهه 90 میلادی بین طرفین به امضاء رسید وبا وجود حمایت قدرتهای بزرگ جهان ، تنها برخی از مفاد آن اجرا شد، انگیزه بسیاری برای نگارنده جهت انجام تحقیق حاضر بوده است. همچنین شناخت دقیق و علمی استراتژی امنیت ملی و دیدگاه سنتی در خصوص امنیت ملی که در تحقیق حاضر به عنوان مانع تشکیل ت مستقل فلسطینی فرض شده است، به دلیل تأثیر گذاری این رویکرد بر نافرجام ماندن مذاکرات صلح و عدم اجرای مفاد قراردادها و نوع نگاه به مسائل امنیتی ، نیز به اندازه کافی نگارنده را به انجام این تحقیق ترغیب نموده است.

3. اه تحقیق :

ازجمله اه ی که این رساله دربعد علمی دنبال می کند، ضرورت شناخت واقع بینانه درخصوص یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه در نیم قرن اخیر می باشد. شناخت مسئله فلسطین و مناقشه ای که طرفین درگیر، در طی نیم قرن که از این موضوع می گذرد و حتی در دوران مذاکرات موسوم به صلح خاورمیانه، مناقشه موجود حل و فصل نشد و همچنین شناخت رویکرد سنتی در خصوص امنیت ملی، بدوراز قضاوتها و پیشداوریهای رایج، از جمله اه ی است که در این رساله دنبال می شود.

همچنین شناخت در خصوص مباحث امنیتی و به طور ویژه در زمینه امنیت ملی و طرح آن به عنوان متغیری در تبیین مناقشات و فلسطین موجب خواهد شد که مراکز تحقیقاتی و پژوهشی و کلیه دستگاههای ذیربط، باتمرکز در این حوزه ، از پرداختن به مباحث کم اهمیت در باب مناقشه خاورمیانه ، اجتناب کرده و در پرتو نگاهی ویژه ، تحقیقات ، سیاستها و برنامه ریزیهای خود را تنظیم نماید .

در باب ضرورتهای خاص انجام تحقیق به عنوان هدف دیگر این رساله نیز باید گفت که از آنجا که رژیم از بدو پیدایش تاکنون از استراتژی امنیتی خاصی پیروی می کرده و بخصوص با تغییرات محیط استراتژیک پس از دهه 90 و به دنبال آن حوادث 11 سپتامبر و تأثیرات آن براستراتژی امنیت ملی ، تهدیداتی در پرتو نگرش جدید ، متوجه امنیت ایران نیز می باشد که تحقیق و آشنائی در خصوص استراتژی امنیت ملی ، می تواند راهگشای برنامه ریزان و تصمیم گیران عرصه سیاست خارجی در مرحله طراحی و اجرا قرار گیرد.

4. اهمیت تحقیق :

بدون شک ،مهمترین کانون تحولات و حوادث خاورمیانه ،منطقه فلسطین ی و رویدادها و رخدادهای مختلف در این منطقه از جهان است . بطوریکه اخبار رویدادهای فلسطین ، همه روزه در صدر اخبار مهم دنیا قراردارد و سیاستمداران و دیپلماتهای کشورهای مختلف ( بخصوص کشورهای ی و اروپایی و یی ) با مسائل پیچیده و غامض این منطقه از خاورمیانه سر و کار دارند.

آنچه برای نگارنده این رساله ، اهمیت دوچندانی داشته ، شناختی علمی و واقع بینانه از مسئله و فلسطین و درک چرایی بن بست در مذاکرات صلح می باشد. پر واضح است که در بررسی علل یک مسئله، عوامل متعددی می تواند دخیل باشد و از زوایای مختلف میتوان به موضوع پرداخت . لذا این رساله از منظر رویکرد سنتی امنیت ملی اسراییل به تبیین این مسئله پرداخته است.

نگارنده سعی دارد با تبیین علمی مسئله و فلسطین و شناخت استراتژی امنیت ملی اسراییل و بررسی رویکرد سنتی در این خصوص و در نهایت تحولاتی که در نوع نگاه گروههای اسراییلی به مسئله فلسطین پدید آمده است، آینده روند صلح و تشکیل ت فلسطینی را در حد بضاعت علمی خود بررسی کند.

5. قلمرو تحقیق :

این رساله قصد دارد به بررسی رویکرد سنتی به امنیت ملی که ماهیت سرزمینی داشته ، بپردازد و تأثیر آن را بر شکل گیری ت مستقل فلسطینی بررسی کند. دراین راستا، با تأکید بر قراردادهای صلحی که میان طرف فلسطینی با ازدهه 90 میلادی و به طورمشخص قرارداد اسلو در سال 1993 منعقد شده و تا سال 2003 که نقشه راه از سوی کوارتت (گروه چهار جانبه ، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل مطرح شد، سعی خواهد شد به این مهم پرداخته شود. همچنین مقطع زمانی 2004 و طرح آریل شارون مبنی بر وج از غزه نیز بررسی خواهد شد. لذا این رساله مقطع زمانی 1993 (انعقاد قرارداد اسلو1) تا سال 2004 را در برمی گیرد.

البته تأکید تحقیق حاضر بر رویکرد سنتی به استراتژی امنیت ملی می باشد و به بررسی تأثیر آن بر شکل گیری ت مستقل فلسطینی داشته است.

6. پیشینه و تاریخچه موضوع تحقیق :

فرایند صلح میان اعراب و به دلیل کشمکش طولانی بین طرفین ، همواره از موضوعات مورد توجه محققان و پژوهشگران علوم بوده است و در این باره کتب و مقالات علمی متفاوت و مختلفی به رشته تحریر درآمده است . برخی محققان بدون اشاره مستقیم به صلح خاورمیانه در موشکافی استراتژیهای درون ت ، فرایند صلح را به عنوان یکی از محورهای استراتژی این رژیم در کنار مؤلفه های دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند . تحقیق جامعی که خانم سعیده لطیفیان درباره بررسی ین امنیت ملی در ادوار گوناگون ، علی الخصوص در دهه های 90 ، 80 ، 70 میلادی انجام داده است ، انجام داده است، در این راستا قرار می گیرد.

وی با بیان مؤلفه های مهم در ین امنیتی از دهه 70 تا 90 میلادی ، فرایند صلح را یکی از عوامل تأثیر گذار بر تغییر این استراتژی دانسته و می نویسد :

«از سال 1991 میلادی که گفتگوهای صلح اعراب و سبب محدود شدن کاربرد زور از سوی یها شده است ، سه راه احتمالی برای تغییر ین استراتژیک وجود دارد :

الف) تأکید بر عملیات دفاعی و ضد تهاجمی به جای عملیات تهاجمی .

ب ) جستجو برای یافتن هم پیمانان منطقه ای .

ج ) عملیات نظامی با هدف نابودی نیروهای دشمن به جای تصرف صحنه عملیات.»(1)

استفن زیونز نیز فرایند صلح را از دیدگاه تجزیه و تحلیل نموده و با اشاره به رابطه حامی و تحت الحمایگی و می نویسد :

«منفعت ایالات متحده در این بوده است که یک نظامی قدرتمند و متخاصم وابسته به خود را حفظ کند. صلح واقعی می تواند چنین رابطه ای را تضعیف کند، بنابراین ایالات متحده از سیاست«صلح » پیروی می کند. پیمان کمپ دیوید یک نمونه آشکار است، زیرا بیشتر به یک پیمان نظامی سه جانبه شباهت داشت تا یک پیمان صلح . ایالات متحده از پذیرش خواسته های فلسطینیان خودداری نمود و در مقابل با افزایش شهرکهای یهودی نشین ، کمک خود به را افزایش داد.» (2)

افریم اینبار در مقاله ای تحلیلی و در یک بحث مفصل از روند صلح با جهان عرب در کنار پایان جنگ سرد ، جنگ خلیج فارس و حملات موشکی عراق به ، تحت عنوان راهبردهای در دهه 90 نام می برد و در قسمتی از مقاله خود،شکل گیری روند صلح را منجر به توافقاتی مهم ذکر می کند که را به بازیگری قابل قبول در منطقه تبدیل ساخت و احتمال جنگی همه جانبه میان اعراب و را کاهش داد.

او می نویسد: «توافقنامه های اسلو 1 و 2 که بیانگر نوعی همزیستی بی ثبات بین دو موجودیت ملی است، سبب بهبود یافتن بیشتر جایگاه بین المللی شد.» (3 )

در مقابل ،گروه دیگری از محققان و پژوهشگران با بررسی علل- زمینه ها و روند شکل گیری صلح خاورمیانه به واکاوی و دلایل ناکامی صلح خاورمیانه از منظرهای گوناگون پرداخته اند.

یکی از محورهایی که محققان از آن به عنوان دلیل اصلی ناکامی صلح خاورمیانه نام می برند به قدرت رسیدن حزب دست راستی و افراطی لیکود در است. آنها، سیاستهای ت دست راستی افراطی در را علت اصلی بن بست و توقف جریان صلح خاورمیانه می دانند.(4)

حسین جابر انصاری نیز در مقاله ای تحلیلی با فرض اینکه تهای دست راستی ، هیچگاه در مسیر صلح گام برنخواهند داشت به ارائه را ارها و جایگزینهای حزب لیکود به جای تقویت روند صلح و در جهت گریز از فشارهای بین المللی می پردازد و می نویسد:

«این حزب که اینک در رأس رژیم است برای انتقال کانون بحران از موضوع منازعه اعراب و به موضوعات جدید درصدد اجرای را ارهایی برمی آید که به شرح زیر می باشد:

الف) خلق و تشدید بحرانهای منطقه ای از ی و میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس(مانند اختلاف میان بحرین و قطر) و از سوی دیگر میان کشورهای عربی و ایران (مانند مسئله جزایر سه گانه ایران).

ب) تلاش در جهت تقویت پیوندهای منطقه ای ایجاد شده با ترکیه و اردن، بخصوص برای رویارویی با موقعیت و نقش و مصر.(5)

حاکم قاسمی نیز در تحلیل مقایسه ای از مواضع دو حزب کارگر و لیکود در قبال روند صلح خاورمیانه به اه این دو حزب از انجام مذاکره به طرف فلسطینی می پردازد و می نویسد:

«حزب کارگر هرچند اصل صلح در برابر زمین را مورد تأکید قرار داد اما در عمل ، این اصل را نه بر اساس واقعیت ی بودن سرزمینهای ی پس از سال 1967 و ضرورت بازپس دادن بدون قید و شرط آنها، بلکه بر اساس شرایطی که پس از دو دهه در این مناطق به وجود آمده بود و نیاز حیاتی خود را به این مناطق تعبیر و تفسیر می کرد ، آغاز کرد و از اینرو چنانکه در مذاکرات نیز نشان داد تمایلی به بازپس دادن بدون قید و شرط سرزمینهای شده و پذیرفتن حاکمیت اعراب نداشت . در واقع حزب کارگر انتظار داشت با واگذاری محدود و مشروط بخشی از سرزمینهای ی به اه متعددی از جمله خارج شدن از دایره کشورهای دشمن از سوی اعراب ، کاهش هزینه های نظامی و کنترل گروههای مبارزفلسطینی به دست پلیس ت خودگردان دست یابد. (6)

محمد کریمی در کتاب پشت نقاب صلح به بررسی اه استراتژیک احزاب کارگری و لیکود در جریان روند صلح خاورمیانه به طور مفصل پرداخته و در پایان نتیجه می گیرد:

«در واقع و رژیم در طول دهه 1990 در قالب سناریوی صلح در دوران حاکمیت هر دو حزب کارگر و لیکود توانستند شیوه های استعمار نو را در فلسطین ی جایگزین شیوه های استعمار قدیم کنند. به طوری که با کمک برخی از گروههای فلسطینی (ساف) به جای درگیری مستقیم با مردم فلسطین، از ت محلی وابسته ( ت خودگردان) جهت سرکوب مخالفان و تأمین امنیت گران استعمارگر استفاده د. تمامی فعل و انفعالات، جنگها و پیمانهای نظامی و حتی معاملات صلح و آتش بس در طول یکصد سال گذشته (در دوران حاکمیت حزب کارگری و لیکود) در راستای هدف استراتژیک توسعه طلبی قابل بررسی است».

او می افزاید : «اصل صلح در برابر زمین در مذاکرات صلح نیز ناقض استراتژی توسعه طلبانه صهیونیزم نیست، زیرا حتی اگر رژیم به طور واقعی بخشهایی از اراضی ی را تخلیه کند ، علت آنست که حزب کارگر با درک عمیق تر تحولات بین المللی در دو دهه اخیر که آثار متعدد از جمله تغییر در چگونگی اعمال سلطه و تعریف جدیدی از مفهوم امنیت را به همراه داشته است ، به دنبال آنست تا ضمن تأکید بر حفظ برتری نظامی، نوع ویژه ای از توسعه طلبی را در قالبی جدید و با تعاملات فعال منطقه ای با کشورهای دیگر پیگیری کند و این امر میسر نمی شود مگر در سایه برقراری صلح و آرامش میان کشورها».(7)

برخی دیگر، بحران آب منطقه را زمینه ساز ناکامی طرح صلح می دانند و می گویند : در دو دهه اخیر مسائل زیست محیطی و علی الخصوص بحران جهانی آب مورد توجه جدی محققان قرار گرفته است. این بحران به رغم فراگیر بودن آن شاید در هیچ جای دیگری به اندازه خاورمیانه عربی ابعاد و امنیتی نیافته و بر سیاستهای ملی و منطقه ای کشورها تأثیر نهاده است. عدم وج از نقاط حساس مانند بلندیهای جولان و دیگر نقاط پر آب ی به خوبی نشان داد که حتی در صورت توافق کامل بین ال ی میان اعراب و ، تداوم توسعه طلبی های آبی همچنان منبع تولید خشونت در حوزه رود اردن خواهد بود و به فرایند صلح اعراب و ضربه خواهد زد.(8)




مشاهده متن کامل ...
مردم فلسطین
درخواست حذف اطلاعات
رساله حاضر ، گامی است در تداوم گامهایی که در جهت شناخت یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه برداشته شده استموضوعی که با سابقه ای در حدود نیم قرن به عنوان یکی ازمناقشه برانگیزترین مسائل منطقه خاورمیانه و جهان ، مطرح می باشد محققین و کارشناسان از زوایای مختلفی به بررسی ابعاد متنوع این موضوع پرداخته اند و هرکدام ،علل و دلایل ناکامی طرحهای صلح میان ا
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 261 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 281
مردم فلسطین

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار:

رساله حاضر ، گامی است در تداوم گامهایی که در جهت شناخت یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه برداشته شده است.موضوعی که با سابقه ای در حدود نیم قرن به عنوان یکی ازمناقشه برانگیزترین مسائل منطقه خاورمیانه و جهان ، مطرح می باشد .

محققین و کارشناسان از زوایای مختلفی به بررسی ابعاد متنوع این موضوع پرداخته اند و هرکدام ،علل و دلایل ناکامی طرحهای صلح میان و فلسطین را از دریچه ای، به نظاره نشسته و تحلیل نموده اند. نگارنده نیز از زاویه ای خاص به تحلیل این موضوع پرداخته و در پرتو بازشناسی رویکرد سنتی امنیت ملی در خصوص مسائل مورد مناقشه طرفین،فرایند شکل گیری ت مستقل فلسطینی را بررسی می کند .

قطعاً پرداخت به موضوع از زاویه ای خاص به معنای نگرشی ی ویه به مسئله نبوده و صرفا ً به منظوربسط و گشایش رویکردها و زوایایی دیگر به موضوع می باشد .

این رساله، آغازی است برای گام نهادن در فضای تحقیقات و ب معرفت علمی و لذا تهی از اشکال نبوده و به معنای پایان کار نخواهد بود .

مقدمه:

اصل حق مردم در تعیین سرنوشت و به دست آوردن استقلال ملی خود ، پیامد منطقی به رسمیت شناختن بشر و تفکر ملی است . این اصل بعد از جنگ جهانی اول به صورت رسمی در روابط بین المللی مطرح شد. در آن ایام آنچه درمورد حق تعیین سرنوشت واستقلال ملی در میثاق جامعه ملل و در حقوق بین الملل گنجانده شده بود ، چیزی نبود جز اصلی که به صورت ترجیحی و آن هم به طور تقریبا انحصاری در اروپا به کار بسته می شد . اما آنچه در این مورد در منشور سازمان ملل متحد در ماده اول ( بند 2 )و ماده هفتا د و سه قید شده بود ، به کمک کارهای سازمان ملل ، از سال 1952 و به خصوص از سال 1960 ، به صورت یک اصل بنیادی حقوق بین الملل با کاربرد وسیع جهانی و به منزله ضابطه مسلم حقوق بین الملل در آمده است .

امروزه علیرغم کمرنگ شدن حاکمیت تهای ملی ، حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی دو مفهومی هستند که هم عرض یکدیگرشناخته می شوند،بطوریکه استقلال ملی محملی برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تلقی می شود. یکی از نخستین انی که به صورت جدی به این مهم پرداخته ، «آلفرد کوبان» است . او در مطالعات خود به اینواقعیت رسیده است که در سیاست تئوری و عمل هرگز جدا از هم نیستند و زمانی که «ناسیونالیسم» تحت تأثیر تئوری حق تعیین سرنوشت به عنوان اساس نظم نوین بین المللی اعلام شد، مسائلی به سبب تلقی یک چنین جدائی بروز کرد. بر همین اساس کوبان هیچگونه تردیدی درمشاهده هم عرضی میان استقلال ملی و حق تعیین سرنوشت ندارد.

سابقه ملی گرائی و شکل گیری هویت ملی فلسطینی به زمان قبل از قیمومیت بریتانیا بر می گردد . به عبارت دیگر یرای جستجوی ریشه های ناسیونالیسم فلسطینی باید به تاریخ ت سازی امپراطوری عثمانی، که فلسطین زمانی جزئی از آن بود، توجهی ویژه شود .نیاز امپراطوری عثمانی برای سازماندهی نوین خود و متعاقبا توسعه سیستم آموزشی ،ازرهگذر رشد تضادهای میان نخبگان ترکان عثمانی و نخبگان پیرامونی، موجب به وجودآمدن بنیادهای حس ملی گرائی و هویت ملی نوین در میان اقوام مختلف این امپراطوری شد. بر همین اساس تولد هویت ملی فلسطینی را،آنگونه که برخی آثار جدید خصوصا با گرایشات صهیونیستی استدلال می کنند، نمی توان به مسئله مقابله با صهیونیسم تنزل داد.

تولد هویت ملی فلسطینی در دوران امپراطوری و تکامل آن در دوران قیمومیت بریتانیا و تضاد آن با صهیونیسم، موجب شد تا سازمان ملل در هنگام صدور قطعنامه 181 مصوب سال 1947 ، هویت ملی فلسطینیان و حق آنها در تشکیل ت ملی مستقل را به رسمیت شناسد و رأی به تقسیم فلسطین دهد. با استناد به این قطعنامه و سایر قوانین اصولی بین المللی ، از جمله منشور سازمان ملل و اعلامیه ، موجودیت هویت ملی فلسطینی امری مسلم و انکارناپذیر است که باید در قالب یک ت ملی مستقل و حاکم تجلی یابد.

قطعنامه های 181 مجمع عمومی و 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل از آن جهت مهم هستند که محدوده سرزمینی ت موعود فلسطینی را مشخص می کنند. بر طبق قطعنامه های مذکور ، کرانه باختری، نوار غزه و قسمت شرقی بیت المقدس،مناطقی ی به حساب می آیند و باید آنهارا تخلیه نموده و به اقتدار فلسطینی اعاده نماید. ازاینرو این مناطق را باید به عنوان قسمتی از سرزمین ت فلسطینی به شمار آورد و عدم تخلیه آن ویا تکه تکه آن از طریق تخلیه ناقص و تضمین تداوم موجودیت شهرکهای یهودی، به مثابه فقدان عناصر لازم برای تشکیل ت فلسطینی و متعاقبا نقض استقلال خواهد بود. همچنین باید بر طبق این قطعنامه ها از ادعاهای خود بر منابع زیر زمینی این مناطق به ویژه آب و کنترل هوایی آن مناطق دست بردارد . چرا که زیر زمین و فضا نیز از جمله قلمرو سرزمینی یک ت به شمار می آید. ملت فلسطین باید در این سرزمین به طور آزادانه و بدون دخ خارجی ( ) سازمان مخصوص خودشان را به وجود آورند تا اراده خود را در قالب آن جاری ساخته و حق تعیین سرنوشت خود را تحقق بخشند. لازمه تحقق این فرایند ، بازگشت خیل عظیم پناهندگان فاقد تابعیت ت مشخص از خارج است و این چیزی است که حقوق بین الملل نیز صراحتا بر آن تأکید نموده است . عدم امکان بازگشت پناهندگان و عدم توانائی آنها در به دست گرفتن حق تعیین سرنوشتشان و بالا ه تداوم بلا تکلیفی و آوارگی آنها ، به منزله گسیختگی انسجام ملی مردم فلسطین و متعاقبا نقصان یکی از عناصر تشکیل دهنده ت ملی یعنی «مردم یا جمعیت » خواهد بود،چرا که عصاره اصلی این عنصر، مردمی که دارای دلبستگی سرزمینی، نژاد، زبان، تاریخ و سایر ویژگیهای مشترک می باشند ،تحت لوای یک حکومت است.

عدم توانائی کنترل قلمرو سرزمینی همراه باکلیت ارضی آن وعدم تحقق انسجام ملی فلسطین درچارچوب یک ت ملی ، در کنار تسلیم اقتدار فلسطینی در برابر برخی خواسته های مداخله جویانه ، نظیر نظارت امنیتی بر مناطق فلسطین وعدم تشکیل فلسطینی درآن مناطق ، استقلال و حاکمیت ت فلسطینی را زیرسوال می برد.

با این اوصاف ،علیرغم آنکه ازطریق پروسه اسلو،فلسطینیان توانسته اند یک سازمان حکومتی ،هر چند شکلی، مخصوص خود را ایجاد کنند و قسمتهایی از سرزمینهایشان را از اسراییل خارج و حتی کنترل امنیتی آنها را در دست گیرند، هنوز برای تشکیل ت مستقل فلسطینی راه درازی ،همراه با موانع دشوار ،در پیش است. برای تحقق چنین فرایندی لازم است راه حلهایی را برای مسائل موکول شده به مذاکرات نهایی، شامل شهرکها، پناهندگان آب و بیت المقدس یافت که حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را نقض نکند و استقلال ت موعودشان را،چنانکه قواعد حقوق عمومی و حقوق بین الملل بر آن حکم می کند،زیر سوال نبرد. از آنجائی که مواضع و عملکردهای حکومت های مختلف ، اعم از چپ و راست ، در خصوص مسائل فوق الذکر در تقابل با استقلال و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان ارزی می شود . لذا این رساله آنها را به عنوان موانع شکل گیری ت مستقل فلسطینی فرض کرده است و اعلام استقلال ت فلسطینی قبل از ترفیع موانع فوق الذکر را، به صورت شکلی و صوری و فاقد معنای واقعی تلقی می کند.

از آنجائی که فلسفه اصلی تأسیس ت (ملت - کشور)دو مسئله اساسی ،یعنی اولا تأمین امنیت شهروندان (مردم و سرزمین) ثانیا ،تحصیل منافع عمومی (رفاه و توسعه همه جانبه) می باشد، بنابراین پس از شکل گیری عناصر اصلی ت یعنی قلمرو و مردم ، حکومت و حاکمیت ت متولد شده و بر اساس فلسفه اولی تأسیس آن ، اولین تشکلها یعنی سازمانهای نظامی - انتظامی پدید آمده که در بعد داخلی و خارجی وارد عمل می شود. از اه اصلی و اولیه همه تها همین دو مسئله می باشد. تجلی و تکامل و تحقق این دو هدف اصلی در سیاست داخلی است که در صحنه بین المللی نیز تعقیب می شود ، یعنی اصل تأمین منافع ملی و امنیت ملی در سیاست خارجی، تجلی این دو نیاز اولیه داخلی ت است.به عبارت دیگر بدون وجود امنیت هیچ برنامه ای در داخل یک کشور قابل اجرا نمی باشد. شکوفایی اقتصادی،سرمایه گذاری،برنامه ریزی برای رشد و هرگونه برنامه دیگر نیاز به امنیت و زمینه مطمئن در سطوح مختلف جامعه دارد که همگی در گرو تأمین امنیت است .در واقع امنیت در زمره اه ،منابع و ارزشهای اصولی و پایدار هر جامعه ای است.

براین مبنا ،تمامی تها با هرگونه گرایشی ،تأمین این دو اصل (امنیت ملی- منافع ملی )را بدون استثناء از اه اولیه سیاست خارجی خود می دانند .در واقع ،امنیت ملی عبارت است از اساس کشور در تعقیب هدفهای اساسی و فقدان ترس و خطر جدی از خارج نسبت به منافع ، اساسی و حیاتی کشور می باشد.

بحرانی که به دنبال تأسیس ت در سال 1948 در منطقه خاورمیانه به وجود آمد علیرغم گذشت بیش از نیم قرن از آن همچنان به عنوان یکی از بغرنج ترین بحرانهای موجود در جهان به شمار می رود. بحرانی که باعث وقوع چهار جنگ بین طرفین منازعه شد . اگرچه در دهه های اخیر از دامنه و شدت منازعات کاسته شده است و میان و برخی از همسایگانش مانند مصر و اردن قرارداد صلح منعقد شده است،اما مسئله اصلی که وضعیت فلسطینیان در داخل کشور و آینده آنهاست ، همچنان به عنوان یک معضل جدی پا برجا می باشد.

علیرغم انعقاد قراردادهای صلح متعدد بین و فلسطینیها نظیر اسلو 1 و 2 ، مادرید و چندین موافقتنامه ذیل این قرارادادها ، صلح نهائی و آرامش برقرار نشده است و چشم انداز روشنی هم از به سرانجام رسیدن فرایند صلح وجود ندارد.

1. طرح مسئله و تعریف موضوع تحقیق :

اصل حق مردم درتعیین سرنوشت و بدست آوردن استقلال ملی خود، پیامد منطقی به رسمیت شناختن بشر و تفکر ملی است. این اصل بعد از جنگ جهانی اول به صورت رسمی در روابط بین الملل مطرح شد.

آنچه دراین مورد درمنشورسازمان ملل متحد درماده اول (بند 2) و ماده 73 قید شده بود،به کمک کارهای سازمان ملل ، از سال 1952 و به خصوص از سال 1960 ، به صورت یک اصل بنیادی حقوق بین الملل با کاربرد وسیع جهانی و به منزله ضابطه بی چون و چرای حقوق بین الملل در آمده است.

امروزه حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی دو مفهومی هستند که هم عرض یکدیگر شناخته می شوند، به طوری که استقلال ملی ، محملی برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تلقی می شود .

سابقه ملی گرایی و شکل گیری هویت ملی فلسطینی به زمان قبل از قیمومیت بریتانیا برمی گردد . به عبارت دیگر برای جستجوی ریشه های ناسیونالیسم فلسطینی باید به تاریخ ت سازی امپراطوری عثمانی که فلسطین زمانی جزئی ازآن بود، توجه ویژه شود.نیاز امپراطوری عثمانی برای سازماندهی نوین خود و به دنبال آن توسعه سیستم آموزشی،از رهگذر رشد تضادهای میان نخبگان ترکان عثمانی و نخبگان پیرامونی، موجب به وجودآمدن بنیادهای حس ملی گرایی و هویت ملی نوین در میان اقوام مختلف این امپراطوری شد . بر همین اساس، تولد هویت ملی فلسطینی را، آنگونه که برخی آثار جدید بویژه با گرایشات صهیونیستی استدلال می کنند ، نمی توان به مسئله مقابله با صهیونیسم تنزل داد .

تولد هویت ملی فلسطینی در دوران امپراطوری عثمانی و تکامل آن در دوران قیمومیت بریتانیا و تضاد آن با صهیونیسم موجب شد تا سازمان ملل در هنگام صدور قطعنامه 181 مصوب سال 1947 ، هویت ملی فلسطینیان و حق آنان در تشکیل ت ملی مستقل را به رسمیت شناسد و رأی به تقسیم فلسطین بدهد. قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل هم در همین جهت صادر گردیدند . قطعنامه های مذکور از آن جهت مهم هستند که محدوده سرزمینی ت فلسطینی را مشخص می کنند . بر طبق قطعنامه های مذکور ، کرانه باختری و نوار غزه و قسمت شرقی بیت المقدس مناطق ی به حساب می آیند و باید آنها را تخلیه نموده و به اقتدار فلسطینی اعاده نماید. از اینرو این مناطق را باید به عنوان قسمتی از سرزمین ت فلسطینی به شمار آورد و عدم تخلیه آن و یا تکه تکه آن از طریق تخلیه ناقص و تضمین تداوم موجودیت شهرکهای یهودی، به مثابه فقدان عناصر لازم برای تشکیل ت فلسطینی و در نتیجه نقض استقلال خواهد بود.

به علاوه ادعاهای اسراییل مبنی بر تسلط بر منابع زیرزمینی این مناطق و بویژه آب و کنترل هوایی این مناطق، ناقض استقلال ت فلسطینی بوده،چرا که زیرزمین و فضا نیزازجمله قلمرو سرزمینی یک ت به شمار می آید. ملت فلسطین،می بایست دراین سرزمین به طورآزادانه و بدون دخ خارجی(اسراییل)،سازمان مخصوص خود را به وجود آورند تا اراده خود را در قالب آن جاری ساخته و حق تعیین سرنوشت خود را تحقق بخشند.لازمه تحقق این فرآیند،بی شک بازگشت خیل عظیم پناهندگان فاقد تابعیت ت مشخص است واین چیزی است که حقوق بین الملل نیز به طور صریح بر آن تأکید نموده است . عدم امکان بازگشت پناهندگان و عدم توانایی آنها در بدست گرفتن حق تعیین سرنوشتشان و بالا ه تداوم بلاتکلیفی و آوارگی آنها، به منزله گسیختگی انسجام ملی مردم فلسطین و در نتیجه نقصان یکی از عناصر تشکیل دهنده ت ملی، یعنی « مردم یا جمعیت » خواهد بود،چرا که عصاره اصلی این عنصر، مردمی که دارای دلبستگی سرزمینی ،نژاد،زبان،تاریخ و سایر ویژگیهای مشترک می باشند، تحت لوای یک حکومت است.

عدم توانایی کنترل قلمرو سرزمینی همراه با کلیت ارضی آن و عدم تحقق انسجام ملی فلسطین در چارچوب یک ت ملی ،در کنار تسلیم اقتدار فلسطینی در برابر برخی خواسته های مداخله جویانه اسراییل ،نظیر نظارت امنیتی بر مناطق فلسطینی و عدم تشکیل فلسطینی در آن مناطق ،استقلال و حاکمیت ت فلسطینی را زیر سؤال خواهد برد.

در تحقیق و بررسی برای جستجوی متغیری که به بهترین صورت،علت عدم شکل گیری هویت مستقل فلسطینی را توضیح دهد، متوجه استراتژی امنیت ملی اسراییل شدیم . در این میان رویکرد سنتی به امنیت ملی حایز اهمیت بسیاراست. به طور کلی ، ت اسراییل به دلیل شرایط خاص ژیوپلتیکی ، انسانی و شکل گیری غیر طبیعی اش از ابتدای تأسیس ، تاکنون،جهت تأمین امنیت خود از ین امنیتی خاصی پیروی می کند.

در چارچوب رویکرد سنتی به امنیت ملی که ماهیتی سرزمینی داشته ، مسائل اصلی مورد درگیری دو طرف اسراییلی و فلسطینی ،یعنی مسئله قدس ، آوارگان ، شهرک نشینها ، امنیت و مرزها که عناصر لازمه تشکیل ت ملی مستقل فلسطینی می باشد ، تاکنون غیر قابل حل باقی مانده است . چرا که بررسی و تحلیل تعریفها و واقعیت ت نشان می دهد که برای موجودیت و حفظ ت ،چهار عنصر اساسی وجود دارند که در صورت عدم وجود هر یک ازاین عناصر ، ت نیز وجود نخواهد داشت . (سرزمین ، جمعیت ، حکومت ، حاکمیت.)

لذا منظور از انجام این تحقیق، یافتن پاسخی برای این پرسش است که چرا با وجود گذشت نیم قرن از منازعه میان و فلسطین،این مسئله کماکان غیر قابل حل باقی مانده است و ت فلسطینی هنوز شکل نگرفته است. مسئله ای که کانونی بحرانی در قلب خاورمیانه به وجود آورده و به عنوان یکی از طولانی ترین کشمکشهایی که عقلانیت بشر را در قرن بیست و یکم مخدوش ساخته، تبدیل شده است.

2. انگیزه نگارش تحقیق :

بدون شک، موضوع فلسطین و کشمکش طولانی با در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه ، همواره محققین بسیاری را به یافتن علل کشمکشها و درگیریهای هر روزه این منطقه ترغیب کرده است. در این میان، یافتن علل ناکامی طرحهای صلحی که بخصوص پس ازدهه 90 میلادی بین طرفین به امضاء رسید وبا وجود حمایت قدرتهای بزرگ جهان ، تنها برخی از مفاد آن اجرا شد، انگیزه بسیاری برای نگارنده جهت انجام تحقیق حاضر بوده است. همچنین شناخت دقیق و علمی استراتژی امنیت ملی و دیدگاه سنتی در خصوص امنیت ملی که در تحقیق حاضر به عنوان مانع تشکیل ت مستقل فلسطینی فرض شده است، به دلیل تأثیر گذاری این رویکرد بر نافرجام ماندن مذاکرات صلح و عدم اجرای مفاد قراردادها و نوع نگاه به مسائل امنیتی ، نیز به اندازه کافی نگارنده را به انجام این تحقیق ترغیب نموده است.

3. اه تحقیق :

ازجمله اه ی که این رساله دربعد علمی دنبال می کند، ضرورت شناخت واقع بینانه درخصوص یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه در نیم قرن اخیر می باشد. شناخت مسئله فلسطین و مناقشه ای که طرفین درگیر، در طی نیم قرن که از این موضوع می گذرد و حتی در دوران مذاکرات موسوم به صلح خاورمیانه، مناقشه موجود حل و فصل نشد و همچنین شناخت رویکرد سنتی در خصوص امنیت ملی، بدوراز قضاوتها و پیشداوریهای رایج، از جمله اه ی است که در این رساله دنبال می شود.

همچنین شناخت در خصوص مباحث امنیتی و به طور ویژه در زمینه امنیت ملی و طرح آن به عنوان متغیری در تبیین مناقشات و فلسطین موجب خواهد شد که مراکز تحقیقاتی و پژوهشی و کلیه دستگاههای ذیربط، باتمرکز در این حوزه ، از پرداختن به مباحث کم اهمیت در باب مناقشه خاورمیانه ، اجتناب کرده و در پرتو نگاهی ویژه ، تحقیقات ، سیاستها و برنامه ریزیهای خود را تنظیم نماید .

در باب ضرورتهای خاص انجام تحقیق به عنوان هدف دیگر این رساله نیز باید گفت که از آنجا که رژیم از بدو پیدایش تاکنون از استراتژی امنیتی خاصی پیروی می کرده و بخصوص با تغییرات محیط استراتژیک پس از دهه 90 و به دنبال آن حوادث 11 سپتامبر و تأثیرات آن براستراتژی امنیت ملی ، تهدیداتی در پرتو نگرش جدید ، متوجه امنیت ایران نیز می باشد که تحقیق و آشنائی در خصوص استراتژی امنیت ملی ، می تواند راهگشای برنامه ریزان و تصمیم گیران عرصه سیاست خارجی در مرحله طراحی و اجرا قرار گیرد.

4. اهمیت تحقیق :

بدون شک ،مهمترین کانون تحولات و حوادث خاورمیانه ،منطقه فلسطین ی و رویدادها و رخدادهای مختلف در این منطقه از جهان است . بطوریکه اخبار رویدادهای فلسطین ، همه روزه در صدر اخبار مهم دنیا قراردارد و سیاستمداران و دیپلماتهای کشورهای مختلف ( بخصوص کشورهای ی و اروپایی و یی ) با مسائل پیچیده و غامض این منطقه از خاورمیانه سر و کار دارند.

آنچه برای نگارنده این رساله ، اهمیت دوچندانی داشته ، شناختی علمی و واقع بینانه از مسئله و فلسطین و درک چرایی بن بست در مذاکرات صلح می باشد. پر واضح است که در بررسی علل یک مسئله، عوامل متعددی می تواند دخیل باشد و از زوایای مختلف میتوان به موضوع پرداخت . لذا این رساله از منظر رویکرد سنتی امنیت ملی اسراییل به تبیین این مسئله پرداخته است.

نگارنده سعی دارد با تبیین علمی مسئله و فلسطین و شناخت استراتژی امنیت ملی اسراییل و بررسی رویکرد سنتی در این خصوص و در نهایت تحولاتی که در نوع نگاه گروههای اسراییلی به مسئله فلسطین پدید آمده است، آینده روند صلح و تشکیل ت فلسطینی را در حد بضاعت علمی خود بررسی کند.

5. قلمرو تحقیق :

این رساله قصد دارد به بررسی رویکرد سنتی به امنیت ملی که ماهیت سرزمینی داشته ، بپردازد و تأثیر آن را بر شکل گیری ت مستقل فلسطینی بررسی کند. دراین راستا، با تأکید بر قراردادهای صلحی که میان طرف فلسطینی با ازدهه 90 میلادی و به طورمشخص قرارداد اسلو در سال 1993 منعقد شده و تا سال 2003 که نقشه راه از سوی کوارتت (گروه چهار جانبه ، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل مطرح شد، سعی خواهد شد به این مهم پرداخته شود. همچنین مقطع زمانی 2004 و طرح آریل شارون مبنی بر وج از غزه نیز بررسی خواهد شد. لذا این رساله مقطع زمانی 1993 (انعقاد قرارداد اسلو1) تا سال 2004 را در برمی گیرد.

البته تأکید تحقیق حاضر بر رویکرد سنتی به استراتژی امنیت ملی می باشد و به بررسی تأثیر آن بر شکل گیری ت مستقل فلسطینی داشته است.

6. پیشینه و تاریخچه موضوع تحقیق :

فرایند صلح میان اعراب و به دلیل کشمکش طولانی بین طرفین ، همواره از موضوعات مورد توجه محققان و پژوهشگران علوم بوده است و در این باره کتب و مقالات علمی متفاوت و مختلفی به رشته تحریر درآمده است . برخی محققان بدون اشاره مستقیم به صلح خاورمیانه در موشکافی استراتژیهای درون ت ، فرایند صلح را به عنوان یکی از محورهای استراتژی این رژیم در کنار مؤلفه های دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند . تحقیق جامعی که خانم سعیده لطیفیان درباره بررسی ین امنیت ملی در ادوار گوناگون ، علی الخصوص در دهه های 90 ، 80 ، 70 میلادی انجام داده است ، انجام داده است، در این راستا قرار می گیرد.

وی با بیان مؤلفه های مهم در ین امنیتی از دهه 70 تا 90 میلادی ، فرایند صلح را یکی از عوامل تأثیر گذار بر تغییر این استراتژی دانسته و می نویسد :

«از سال 1991 میلادی که گفتگوهای صلح اعراب و سبب محدود شدن کاربرد زور از سوی یها شده است ، سه راه احتمالی برای تغییر ین استراتژیک وجود دارد :

الف) تأکید بر عملیات دفاعی و ضد تهاجمی به جای عملیات تهاجمی .

ب ) جستجو برای یافتن هم پیمانان منطقه ای .

ج ) عملیات نظامی با هدف نابودی نیروهای دشمن به جای تصرف صحنه عملیات.»(1)

استفن زیونز نیز فرایند صلح را از دیدگاه تجزیه و تحلیل نموده و با اشاره به رابطه حامی و تحت الحمایگی و می نویسد :

«منفعت ایالات متحده در این بوده است که یک نظامی قدرتمند و متخاصم وابسته به خود را حفظ کند. صلح واقعی می تواند چنین رابطه ای را تضعیف کند، بنابراین ایالات متحده از سیاست«صلح » پیروی می کند. پیمان کمپ دیوید یک نمونه آشکار است، زیرا بیشتر به یک پیمان نظامی سه جانبه شباهت داشت تا یک پیمان صلح . ایالات متحده از پذیرش خواسته های فلسطینیان خودداری نمود و در مقابل با افزایش شهرکهای یهودی نشین ، کمک خود به را افزایش داد.» (2)

افریم اینبار در مقاله ای تحلیلی و در یک بحث مفصل از روند صلح با جهان عرب در کنار پایان جنگ سرد ، جنگ خلیج فارس و حملات موشکی عراق به ، تحت عنوان راهبردهای در دهه 90 نام می برد و در قسمتی از مقاله خود،شکل گیری روند صلح را منجر به توافقاتی مهم ذکر می کند که را به بازیگری قابل قبول در منطقه تبدیل ساخت و احتمال جنگی همه جانبه میان اعراب و را کاهش داد.

او می نویسد: «توافقنامه های اسلو 1 و 2 که بیانگر نوعی همزیستی بی ثبات بین دو موجودیت ملی است، سبب بهبود یافتن بیشتر جایگاه بین المللی شد.» (3 )

در مقابل ،گروه دیگری از محققان و پژوهشگران با بررسی علل- زمینه ها و روند شکل گیری صلح خاورمیانه به واکاوی و دلایل ناکامی صلح خاورمیانه از منظرهای گوناگون پرداخته اند.

یکی از محورهایی که محققان از آن به عنوان دلیل اصلی ناکامی صلح خاورمیانه نام می برند به قدرت رسیدن حزب دست راستی و افراطی لیکود در است. آنها، سیاستهای ت دست راستی افراطی در را علت اصلی بن بست و توقف جریان صلح خاورمیانه می دانند.(4)

حسین جابر انصاری نیز در مقاله ای تحلیلی با فرض اینکه تهای دست راستی ، هیچگاه در مسیر صلح گام برنخواهند داشت به ارائه را ارها و جایگزینهای حزب لیکود به جای تقویت روند صلح و در جهت گریز از فشارهای بین المللی می پردازد و می نویسد:

«این حزب که اینک در رأس رژیم است برای انتقال کانون بحران از موضوع منازعه اعراب و به موضوعات جدید درصدد اجرای را ارهایی برمی آید که به شرح زیر می باشد:

الف) خلق و تشدید بحرانهای منطقه ای از ی و میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس(مانند اختلاف میان بحرین و قطر) و از سوی دیگر میان کشورهای عربی و ایران (مانند مسئله جزایر سه گانه ایران).

ب) تلاش در جهت تقویت پیوندهای منطقه ای ایجاد شده با ترکیه و اردن، بخصوص برای رویارویی با موقعیت و نقش و مصر.(5)

حاکم قاسمی نیز در تحلیل مقایسه ای از مواضع دو حزب کارگر و لیکود در قبال روند صلح خاورمیانه به اه این دو حزب از انجام مذاکره به طرف فلسطینی می پردازد و می نویسد:

«حزب کارگر هرچند اصل صلح در برابر زمین را مورد تأکید قرار داد اما در عمل ، این اصل را نه بر اساس واقعیت ی بودن سرزمینهای ی پس از سال 1967 و ضرورت بازپس دادن بدون قید و شرط آنها، بلکه بر اساس شرایطی که پس از دو دهه در این مناطق به وجود آمده بود و نیاز حیاتی خود را به این مناطق تعبیر و تفسیر می کرد ، آغاز کرد و از اینرو چنانکه در مذاکرات نیز نشان داد تمایلی به بازپس دادن بدون قید و شرط سرزمینهای شده و پذیرفتن حاکمیت اعراب نداشت . در واقع حزب کارگر انتظار داشت با واگذاری محدود و مشروط بخشی از سرزمینهای ی به اه متعددی از جمله خارج شدن از دایره کشورهای دشمن از سوی اعراب ، کاهش هزینه های نظامی و کنترل گروههای مبارزفلسطینی به دست پلیس ت خودگردان دست یابد. (6)

محمد کریمی در کتاب پشت نقاب صلح به بررسی اه استراتژیک احزاب کارگری و لیکود در جریان روند صلح خاورمیانه به طور مفصل پرداخته و در پایان نتیجه می گیرد:

«در واقع و رژیم در طول دهه 1990 در قالب سناریوی صلح در دوران حاکمیت هر دو حزب کارگر و لیکود توانستند شیوه های استعمار نو را در فلسطین ی جایگزین شیوه های استعمار قدیم کنند. به طوری که با کمک برخی از گروههای فلسطینی (ساف) به جای درگیری مستقیم با مردم فلسطین، از ت محلی وابسته ( ت خودگردان) جهت سرکوب مخالفان و تأمین امنیت گران استعمارگر استفاده د. تمامی فعل و انفعالات، جنگها و پیمانهای نظامی و حتی معاملات صلح و آتش بس در طول یکصد سال گذشته (در دوران حاکمیت حزب کارگری و لیکود) در راستای هدف استراتژیک توسعه طلبی قابل بررسی است».

او می افزاید : «اصل صلح در برابر زمین در مذاکرات صلح نیز ناقض استراتژی توسعه طلبانه صهیونیزم نیست، زیرا حتی اگر رژیم به طور واقعی بخشهایی از اراضی ی را تخلیه کند ، علت آنست که حزب کارگر با درک عمیق تر تحولات بین المللی در دو دهه اخیر که آثار متعدد از جمله تغییر در چگونگی اعمال سلطه و تعریف جدیدی از مفهوم امنیت را به همراه داشته است ، به دنبال آنست تا ضمن تأکید بر حفظ برتری نظامی، نوع ویژه ای از توسعه طلبی را در قالبی جدید و با تعاملات فعال منطقه ای با کشورهای دیگر پیگیری کند و این امر میسر نمی شود مگر در سایه برقراری صلح و آرامش میان کشورها».(7)

برخی دیگر، بحران آب منطقه را زمینه ساز ناکامی طرح صلح می دانند و می گویند : در دو دهه اخیر مسائل زیست محیطی و علی الخصوص بحران جهانی آب مورد توجه جدی محققان قرار گرفته است. این بحران به رغم فراگیر بودن آن شاید در هیچ جای دیگری به اندازه خاورمیانه عربی ابعاد و امنیتی نیافته و بر سیاستهای ملی و منطقه ای کشورها تأثیر نهاده است. عدم وج از نقاط حساس مانند بلندیهای جولان و دیگر نقاط پر آب ی به خوبی نشان داد که حتی در صورت توافق کامل بین ال ی میان اعراب و ، تداوم توسعه طلبی های آبی همچنان منبع تولید خشونت در حوزه رود اردن خواهد بود و به فرایند صلح اعراب و ضربه خواهد زد.(8)




مشاهده متن کامل ...
متن کامل منشور ملل متحد
درخواست حذف اطلاعات

متن کامل منشور ملل متحد

 منشور ملل متحد

  مقدمه

منشور ملل متحد در تاریخ 26 ژوئن 1945 در سانفرانسیسکو در پایان کنفرانس ملل متحد درباره تشکیل یک سازمان بین‌المللی به امضاء رسید و در 24 اکتبر همان سال لازم‌الاجرا گردید.

اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری جزء لاینفک منشور ملل متحد است. اصلاحات مربوط به مواد 23، 27 و 61 منشور در 17 دسامبر 1963 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و از 31 اوت 1965 لازم‌الاجرا گردید. اصلاح بیشتری مربوط به ماده 61 در 20 دسامبر 1971 توسط مجمع عمومی به تصویب رسید و در 24 سپتامبر 1973 لازم‌الاجرا گردید. اصلاح ماده 109 نیز که در تاریخ 20 دسامبر 1965 به تصویب مجمع عمومی رسید در 12 ژوئن 1968 لازم‌الاجرا گردید.

با اصلاح ماده 23 منشور، تعداد اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد از 11 به 15 افزایش یافت. ماده اصلاحی 27 مقرر داشته است که تصمیمات شورای امنیت درباره موضوعات مربوط به آئین کار با رای مثبت 9 عضو (سابقاً 7 عضو) و درباره سایر موضوعات با رای مثبت 9 عضو (سابقاً 7 عضو)، از جمله آراء پنج عضو دائم شورای امنیت، اتخاذ شود.

با اصلاح ماده 61، که در 31 اوت 1965 لازم‌الاجرا گردید، تعداد اعضاء شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد از 18 به 27 افزایش یافت. اصلاح بعدی در ماده مزبور که از 24 سپتامبر 1973 لازم‌الاجرا شد، تعداد اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد را از 27 به 54 افزایش داد.

اصلاح ماده 109، که مربوط به بند اول ماده مزبور شد، مقرر می‌دارد که می‌توان یک کنفرانس عمومی توسط عضو سازمان ملل‌متحد در تاریخ و محلی که با دو سوم آراء اعضاء مجمع‌عمومی و رای هر یک از 9 عضو (سابقاً 7 عضو) شورای امنیت تعیین می‌شود تشکیل داد تا در منشور ملل‌متحد تجدید نظر شود.

بند سوم ماده 109 که مربوط به امکان تشکیل کنفرانسی برای تجدید نظر در منشور ملل متحد در دهمین دوره اجلاسیه عادی مجمع عمومی است به همان صورت باقی مانده و در اشاره‌ای که “رای هر یک از 7 عضو شورای امنیت” رفته تغییری داده نشده زیرا سال 1955 در دهمین دوره اجلاسیه عادی مجمع عمومی و در شورای امنیت براساس بند مزبور اقدام شده است.

 

منشور ملل متحد

ما مردم ملل متحد با تصمیم

به محفوظ داشتن نسلهای آینده از بلای جنگ که دوبار در مدت یک عمر انسانی افراد بشر را دچار مصائب غیر قابل بیان نموده و با اعلام مجدد ایمان خود به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت انسانی و به تساوی حقوق مرد و زن و همچنین بین ملت‌ها اعم از کوچک و بزرگ و ایجاد شرایط لازم برای حفظ عداتل و احترام ا امات ناشی از عهد‌نامه‌ها و سایر منابع حقوق بین‌المللی و کمک به ترقی اجتماعی و شرایط زندگی بهتر با بیشتر،

و برای نیل به این هدفها

به رفق و مدارا و زیستن در حال صلح با یکدیگر با یک روحیه حسن همجواری و به متحد ساختن قوای خود برای نگاهداری صلح و امنیت بین‌المللی و به قبول اصول و ایجاد روشهایی که عدم استفاده از نیروهای مسلح را جز در راه منافع مشترک تضمین نماید و به توسل به وسائل و مجاری بین‌المللی برای پیشبرد ترقی اقتصادی و اجتماعی تمام ملل مصمم شده‌ایم که برای تحقق این مقاصد تشریک مساعی نمایی.

و در نتیجه ت‌های متبوع ما توسط نمایندگان خود که در شهر سانفرانسیسکو گرد آمده‌اند و اختیارات تامه آنان ابراز و صحت و اعتبار آن محرز شناخته شده است نسبت به این منشور ملل متحد موافقت حاصل نموده‌اند و بدینوسیله یک سازمان بین‌المللی که موسوم به ملل متحد خواهد بود تاسیس می‌نمایند.

فصل اول – مقاصد و اصول

ماده 1 مقاصد ملل متحد به قرار زیر است:

1-     حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و بدین منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعی موثر برای جلوگیری و برطرف تهدیدات علیه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل یا سایر کارهای ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعدیل و حل و فصل اختلافات بین‌المللی یا وضعیت‌هایی که ممکن است منجر به نقض صلح گردد با شیوه‌های مسالمت‌آمیز و برطبق اصول عد و حقوق بین‌الملل:

2-   توسعه روابط دوستانه در بین ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خود مختاری ملل و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی؛

3-   حصول همکاری بین‌المللی در حل مسائل بین‌المللی که دارای جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یا بشردوستی است و در پیشبرد و تشویق احترام به و های اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن.اد – جنس – زبان یا مذهب؛ و

4-   بودن مرکزی برای هماهنگ اقداماتی که ملل جهت حصول این هدفهای مشترک معمول می‌دارند.

 

ماده 2- سازمان و اعضای آن در تعقیب مقاصد مذکور در ماده اول بر طبق اصول زیر عمل خواهند کرد:

1-     سازمان برمبنای اصل تساوی حاکمیت کلیه اعضاء آن قرار دارد.

2-   کلیه اعضاء به منظور تضمین حقوق و مزایای ناشی از عضویت تعهداتی را که به موجب این منشور بر عهده گرفته‌اند با حسن نیت انجام خواهند داد.

3-   کلیه اعضاء اختلافات بین‌المللی خود را به وسایل مسالمت‌آمیز به طریقی که صلح و امنیت بین‌المللی و عد به خطر نیافتد، حل خواهند کرد.

4-   کلیه اعضاء در روابط بین‌المللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال هر کشوری یا از هر روش دیگری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد خودداری خواهند نمود.

5-   کلیه اعضاء در هر اقدامی که سازمان برطبق این منشور به عمل آورد به سازمان همه گونه مساعدت خواهند کرد و از کمک به هر کشوری که سازمان ملل متحد علیه آن اقدام احتیاطی یا قهری به عمل می‌آورد خودداری خواهند نمود.

6-   سازمان مراقبت خواهد کرد کشورهایی که عضو ملل متحد نیستند تا آنجا که برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است بر طبق این اصول عمل نمایند.

7-   هیچیک از مقررات مندرج در این منشور، ملل متحد را مجاز نمی‌دارد در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی هر کشوری است دخ نماید و اعضاء را نیز م م نمی‌کند که چنین موضوعاتی را تابع مقررات این منشور قرار دهند لیکن این اصل به اعمال اقدامات قهری پیش‌بینی شده در فصل هفتم لطمه وارد نخواهد آورد.

 

 فصل دوم – عضویت

ماده 3- اعضای اصل ملل متحد کشورهایی هستند که در کنفرانس ملل متحد راجع به سازمان بین‌المللی در سانفرانسیسکو شرکت نموده یا قبلا اعلامیه ملل متحد مورخ اول ژانویه 1942 را امضاء کرده و این منشور را امضاء و بر طبق ماده 110 تصویب نمایند.

ماده 4-1- سایر کشورهای شیفته صلح که تعهدات مندرج در این منشور را بپذیرند و به نظر و تشخیص سازمان قادر و مایل به اجرای آن باشند می‌توانند به عضویت ملل متحد درآیند.

2- قبول هر کشوری که واجد شرایط مذکور باشد به عضویت ملل متحد منوط به تصمیمی است که مجمع عمومی بنابر توصیه شورای امنیت اتخاذ می‌نماید.

ماده 5- هر عضو ملل متحد که از طرف شورای امنیت بر علیه آن اقدام احتیاطی یا قهری به عمل آمده است ممکن است به وسیله مجمع عمومی و بنابر توصیه شورای امنیت از اعمال حقوق و مزایای عضویت معلق گردد. اعمال حقوق و مزایای مزبور ممکن است به وسیله شورای امنیت مجدداً برقرار شود.

ماده 6- هر عضو ملل متحد که در تخطی از اصول مندرج در این منشور اصرار ورزد ممکن است به وسیله مجمع عمومی بنابر توصیه شورای امنیت از سازمان ا اج گردد.

 

فصل سوم – ارکان

ماده 7- ارکان اصلی ملل متحد عبارتست از: یک مجمع عمومی، یک شورای امنیت، یک شورای اقتصادی و اجتماعی، یک شورای قیمومت، یک دیوان بین‌المللی دادگستری و یک دبیرخانه.

2- ارکان فرعی که ضروری تشخیص داده شود ممکن است بر طبق این منشور تاسیس گردد.

ماده 8- سازمان ملل متحد  برای تصدی هر شغلی به هر عنوان تحت شرایط مساوی در ارکان اصلی و فرعی خود هیچگونه محدودیتی در استخدام مردان و ن بر قرار نخواهد کرد.

 

فصل چهارم – مجمع عمومی

ترکیب

ماده 9-1- مجمع  عمومی مرکب از کلیه اعضای ملل متحد خواهد بود.

2- هر عضو بیش از پنج در مجمع عمومی نخواهد داشت.

وظایف و اختیارات

ماده 10- مجمع عمومی می‌تواند هر مساله یا امری را که در حدود این منشور یا مربوط به اختیارات و وظایف هر یک از رکن‌های مقرر در این منشور باشد مورد بحث قرار دهد و جز در مورد مذکور در ماده 12 ممکن است به اعضاء سازمان ملل متحد یا به شورای امنیت یا به هر دو درباره هر یک از این مسایل و امور توصیه‌هایی بنماید.

ماده 11- 1- مجمع عمومی می‌تواند اصول کلی همکاری برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی منجمله اصول حام بر خلع سلاح و تنظیم تسلیحات را مورد رسیدگی قرار دهد و ممکن است در مورد اصول مذکور به اعضا، یا به شورای امنیت یا به هر دو توصیه‌هایی بنماید.

2- مجمع عمومی می‌تواند هر مساله مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را که توسط هر یک از اعضاء یا شورای امنیت یا بر طبق بند دوم از ماده 35 توسط کشوری که عضو ملل متحد نیست بدان روجوع شده باشد مورد بحث قرار دهد و جز در مورد مقرر در ماده 12 می‌تواند در مورد چنین مسائلی به کشور یا کشورهای مربوط یا به شورای امنیت یا به هردو توصیه‌هایی بنماید. هر مساله‌ای از این قبیل که اقدام در مورد آن ضروری باشد توسط مجمع عمومی قبل یا بعد از بحث به شورای امنیت ارجاع خواهد گردید.

3- مجمع عمومی می‌تواند توجه شورای امنیت را به وضعیت‌هایی که محتمل است صلح و امنیت بین‌المللی را به مخاطره اندازد جلب نماید.

4-  اختیارات مجمع عمومی که در این ماده ذکر شده است حد کلی شمول ماده 10 را محدود نخواهد کرد.

 

ماده 12-1- تازمانیکه شورای امنیت در مورد هر اختلاف یا وضعیت، در حال انجام وظایفی است که در این منشور بدان محول شده است مجمع عمومی در مورد آن اختلاف یا وضعیت هیچگونه توصیه‌ای نخواهد کرد مگر اینکه شورای امنیت چنین تقاضایی د.

2- دبیر کل ملل متحد با موافقت شورای امنیت، مجمع عمومی را در هر دوره اجلاس از امور مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی که در شورای امنیت مطرح است مطلع خواهد ساخت و به همین نحو بلافاصله پس از ختم رسیدگی شورای امنیت نسبت به امور مربوطه مراتب را به مجمع عمومی و در صورتیکه مجمع عمومی در حال اجلاس نباشد به اعضاء اطلاع خواهد داد.

 

ماده13- مجمع عمومی نسبت به امور زیر موجبات انجام مطالعات و صدور توصیه‌هایی را فراهم می‌کند:

الف- ترویج همکاری بین‌المللی در امور و تشویق توسعه تدریجی حقوق بین‌الملل وتدوین آن.

ب – ترویج همکاری بین‌المللی در رشته‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی و کمک به تحقق و های اساسی برای همه بدون بعیض از حیث نژاد، جنس، زبان و مذهب.

2- سایر مسئولیت‌ها- وظایف و اختیارات مجمع عمومی در مورد امور مذکور در شق ب بند یک این ماده در فصول نهم و دهم بیان شده است.

 

ماده 14- مجمع عمومی با رعایت مقررات ماده 12 می‌تواند برای حل مسالمت‌آمیز هر وضعیتی که به نظر میرسد احتمالاً به رفاه عمومی یا به روابط دوستانه بین‌الملل لطمه زند و منشا آن هرچه باشد از جمله وضعیت‌هایی که ناشی از نقض مقاصد و اصول ملل متحد به شرح مذکور در این منشور است اقداماتی را توصیه نماید.

ماده 15-1- مجمع عمومی گزارش‌های سالانه و گزارش‌ای مخصوص شورای امنیت را دریافت می‌کند و مورد بررسی قرار می‌دهد گزارش‌های مذکور شامل مشروح اقدامات و تصمیماتی خواهد بود که شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به عمل آورده یا اتخاذ کرده است.

2- مجمع عمومی گزارش‌های سایر ارکان ملل متحد را دریافت می‌کند و مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

ماده 16- مجمع عمومی وظایفی را که تحت فصول 12 و 13 منشور بدان محول شده منجمله تصویب قراردادهای قیمومت مناطقی را که سوق‌الجیشی قلمداد نشده است با توجه به نظام قیمومت بین‌المللی انجام خواهد داد.

ماده 17-1- مجمع عمومی بودجه سازمان را بررسی و تصویب خواهد کرد.

2- مخارج سازمان برحسب سهمیه بندی مقرر از طرف مجمع عموم بر عهده اعضاء خواهد بود.

3- مجمع عمومی هرگونه ترتیبات مالی و بودجه‌ای را که به موسسات تخصصی منظور در ماده 57 داده شود مورد بررسی و تصویب قرار خواهد داد و بودجه اداری موسسات مذکور را به منظور صدور توصیه به آنها بررسی خواهد نمود.

رای

ماده 18-1- هر عضو مجمع عمومی دارای یک رای خواهد بود.

2- تصممات مجمع عمومی در مورد مسائل مهم با اکثریت دوسوم از اعضای حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد شد. موارد زیر از مسائل مهم محسوب می‌شود: توصیه‌های مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی – انتخاب اعضای حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد شد. موارد زیر از مسائل مهم محسوب می‌شود: توصیه‌های مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی – انتخاب اعضای غیر دائم شورای امنیت – انتخاب اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی – انتخاب اعضای شورای قیمومت بر طبق شق ((ج)) از بند بک ماده 86 – قبول اعضای جدید در سازمان ملل متحد – تعلیق حقوق و مزایای عضویت – ا اج اعضاء – مسائل راجع به اجرای نظام قیمومت و مسائل مربوط به بودجه.

3- تصمیمات راجع به سایر امور منجمله تعیین انواع مسائل دیگری که اکثریت دوسوم باید در آنها رعایت شود با اکثریت اعضاء حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد گردید.

ماده 19- هر عضو ملل متحد که پرداخت سهمیه مالی آن به سازمان به تاخیر افتاده باشد در صورتیکه سهمیه عقب افتاده عضو مزوبر معادل یا بیشتر از مبلغ سهمیه مربوط برای دو سال قبل به طور کامل باشد در مجمع عمومی حق رای نخواهد داشت. معذلک اگر مجمع عمومی تشخیص دهد که قصور در پرداخت ناشی از شرایطی است که از حیطه اختیار عضو مزبور خارج است می‌تواند به چنین عضوی اجازه دهد که در رای شرکت کند.

آئین کار

ماده 20- مجمع عمومی منظماً دوره‌های اجلاس سالانه و در صورت اقتضاء اجلاس‌های فوق‌العاده خواهد داشت. اجلاس‌های فوق‌العاده به دعوت دبیرکل بنا به درخواست شورای امنیت یا اکثریت اعضای ملل خواهد بود.

 

ماده 21- مجمع عمومی آئین‌نامه داخلی خود را تنظیم می‌کند. مجمع مزبور برای هر دوره اجلاس رئیس خود را انتخاب می‌کند.

ماده 22- مجمع عمومی برای اجرای وظایف خد می‌تواند آنگونه ارکان فرعی را که ضروری تشخیص دهد تاسیس نماید.

 

فصل پنجم – شورای امنیت

ترکیب

 ماده 23-1- شورای امنیت مرکب است از پانزده عضو سازمان ملل متحد. جمهوری چین – فرانسه – اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (فدراسیون روسیه)- بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی و ایالات متحده امریکا اعضاء دائم شورای امنیت هستند. مجمع عمومی ده عضو دیگر سازمان را بالاخص باتوجه به شرکت اعضای سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و سایر هدفهای سازمان در درجه اول و همچنین با توجه به تقسیم عادلانه جغرافیایی به عنوان اعضاء غیر دائم شورای امنیت انتخاب می‌نماید.

2- اعضای غیر دائم شورای امنیت برای یکدوره دوساله انتخاب می‌گردند. معذلک در نخستین انتخاب اعضای غیر دائم پس از افزایش عده اعضای شورای امنیت از یازده به پانزده دو عضو از چهار عضو اضافه شده برای یک دوره ی اله انتخاب می‌شوند.

عضوی که خارج می‌گردد بلافاصله قابل تجدید انتخاب نخواهد بود.

3- هر عضو شورای امنیت یک در آن شورا خواهد داشت.

وظایف و اختیارات

ماده 24-1- به منظور تامین اقدام سریع و موثر از طرف ملل متحد اعضای آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به شورای امنیت واگذار می‌نمایند و موافقت می‌کنند که شورای امنیت در اجرای وظایفی که به موجب این مسئولیت بر عهده دارد از طرف آنها اقدام نماید.

2- شورای امنیت در اجرای این وظایف بر طبق مقاصد و اصول ملل متحد عمل می‌کند. اختیارات مخصوصی که برای انجام ظایف مذکور به شورای امنیت واگذار گردیده در فصول 6-7-8 و 12 بیان شده است.

3- شورای امنیت گزارش‌های سالانه و در صورت اقتضا گزارش‌های مخصوص برای بررسی به مجمع عمومی تقدیم می‌دارد.

ماده 25- اعضاء ملل متحد موافقت می‌نمایند که تصمیمات شورای امنیت را بر طبق این منشور قبول و اجرا نمایند.

ماده 26- به منظور کمک به استقرار و حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به وسیله به کار بردن تد ری جهت صرف حداقل منابع انسانی و اقتصادی جهان برای تسلیحات، شورای امنیت مکلف است با کمک کمیته ستاد نظامی مذکور در ماده 47 طرح‌هایی برای وضع اصول تنظیم تسلیحات تهیه و به اعضاء ملل متحد تقدیم نماید.

 

رای

ماده 27-1- هر عضو شورای امنیت دارای یک رای است.

2- تصمیمات شورای امنیت راجع به مسائل مربوط به آئین‌کار با رای نه (9) عضو اتخاذ می‌شود.

3- تصمیمات شورای امنیت راجع به سایر مسائل با رای مثبت نه (9) عضو که شامل آراء تمام اعضای دائم باشد اتخاذ می‌گردد به این شرط که در مورد تصمیماتی که به موجب مندرجات فصل ششم و بند سوم از ماده 52 اتخاذ می‌شود طرف دعوی از دادن رای خودداری نماید:

آئین‌کار

ماده 28-1- شورای امنیت به نحوی تشکیل خواهد شد که بتواند دائماً قادر به انجام وظایف خود باشد و بدین منظور هر یک از اعضای شورای امنیت در کلیه اوقات ‌ای در مقر سازمان خواهد داشت.

2- شورای امنیت جلساتی به فواصل معین خواهد داشت و هر یک از اعضای شورا در صورتیکه مایل باشد می‌تواند توسط یکی از اعضای ت خود یا ‌ای که مخصوصاً بدین منظور تعیین گردیده است در آن جلسات شرکت جوید.

3- شورای امنیت می‌تواند جلسات خود را در جاهایی غیر از مقر سازمان که برای تسهیل انجام وظایف خود مناسب بداند تشکیل دهد.

 ماده 29- شورا یامنیت می‌تواند آنگونه از ارکان فرعی را که برای انجام وظایف خود لازمبداند تاسیس نماید.

ماده 30- شورای امنیت آئین‌نامه داخلی خود را که از جمله مشتمل بر ترتیب انتخاب شورا باشد تنظیم می‌کند.

ماده 31- هر عضو مللمتحد که عضو شورای امنیت نیست می‌تواند بدون حق رای در مذاکرات مربوط به هر مسئله‌ای که در شورای امنیت مطرح است در هر مورد که شورای امنیت مسائل مزبور را در منافع آن عضو مخصوصاً موثر بداند شرکت کند.

ماده 32- هر عضو ملل متحد که عضو شورای امنیت نیست یا هر کشوری که در ملل متحد عضویت ندارد هرگاه طرف اختلافی باشد که در شورای امنیت تحت رسیدگی است دعوت خواهد شد که بدون حق رای در مذاکرات مربوط به اختلاف مزبور شرکت نماید. شورای امنیت شرایطی را که برای شرکت کشوری که عضو ملل متحد نیست عادلانه می‌داند وضع خواهد نمود.

 

فصل ششم

حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات

ماده 33-1- طرفین هر اختلاف که ادامه آن متحمل است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر اندازد باید قبل از هر چیز از طریق مذاکره – میانجیگری – سازش – داوری – رسیدگی قضایی و توسل به موسسات یا ترتیبات منطقه‌ای یا سایر وسائل مسالمت‌آمیز بنابه انتخاب خود راه حل آن را جستجو نمایند.

2- شورای امنیت در صورت اقتضا از طرفین اختلاف خواهد خواست که اختلافات خود را با شیوه‌های مزبور حل و فصل نمایند.

 

ماده 34- شورای امنیت می‌تواند هر اختلاف یا وضعیتی را که ممکن است منجر به یک اصطکاک بین‌المللی گردد یا اختلافی ایجاد نماید مورد رسیدگی قرار دهد بدین منظور که تعیین نماید آیا محتمل است ادامه اختلاف یا وضعت مزبور حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر بیاندازد.

ماده 35-1- هر عضو ملل متحد می‌تواند توجه شورای امنیت یا مجمع عمومی را به هر اختلاف یا وضعیتی از آنگونه که در ماده 34 بدان اشاره شده است جلب نماید.

2- هر کشوری که عضو ملل متحد نیست می‌تواند توجه شورای امنیت یا مجمع عمومی را به اختلافی که خود در آن درگیر استجلب نماید مشروط بر اینکه در مورد اختلاف مزبور قبلاً تعهدات مربوط به حل و فصل مسالمت‌آمیز مقرر در این منشور را قبول نماید.

3- اقدامات مجمع عمومی در خصوص اموری که به موجب این ماده توجه مجمع بدان معطوف می‌گردد تابع مقررات مواد 11 و 12 است.

ماده 36-1- شورای امنیت می‌تواند در هر مرحله از اختلافی از آنگونه که در ماده 33 بدان اشاره شده است یا در هر وضعیت شبیه به آن، روشها یا ترتیب‌های حل و فصل مناسب توسیه نماید.

2- شورای امنیت م م است روشهایی را که طرفین دعوی خود قبلاً برای حل و فصل اختلاف قبول کرده‌اند مورد توجه قرار دهد.

3- شورای امنیت در توصیه‌هایی که به موجب این ماده می‌کند باید همچنین در نظر داشته باشد که اختلافات قضایی باید بطور کلی توسط طرفین دعوی بر طبق مقررات اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری به دیوان مزبور رجوع گردد.

ماده 37-1- در صورتیکه طرفهای اختلافی از آنگونه که در ماده 33 بدان اشاره شده است نتوانند آن را به وسایل مذکور در ماده مزبور حل و فصل کنند باید آن را به شورای امنیت ارجاع نمایند.

2- هرگاه شورای امنیت تشخیص دهد که دوام یک اختلاف در واقع محتمل است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر اندازد باید تصمیم بگیرد که بر طبق ماده 36 عمل کند یا شرایطی را که برای حل و فصل مناسب تشخیص می‌دهد توصیه نماید.

ماده 38- در صورتیکه کلیه طرفهای هر اختلاف درخواست نمایند، شورای امنیت می‌تواند به منظور حل مسالمت‌آمیز اختلاف مزبور به طرفهای اختلاف توصیه‌هایی بنماید بدون اینکه به این ترتیب به مقررات مواد 33 الی 37 لطمه‌ای وارد آید.

فصل هفتم – اقدام در موارد تهدید

علیه صلح – نقض صلح و اعمال

 

ماده 39- شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح – نقض صلح – یا عمل را احراز و توصیه‌هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی به چه اقداماتی برطبق مواد 41 و 42 باید مبادرت شود.

 

ماده 40- به منظور جلوگیری از وخامت وضعیت، شورای امنیت می‌تواند قبل از آنکه بر طبق ماده 39 توصیه‌هایی بنماید یا درباره اقداماتی که باید معمول گردد تصمیم بگیرد. از طرفهای ذینفع بخواهد اقدامات موقتی را که شورای امنیت ضوروی یا مطلوب تشخیص می‌دهد انجام دهند. اقدامات موقتی مذکور به حقوق یا ادعاها یا موقعیت طرفهای ذینفع لطمه‌ای وارد نخواهد کرد شورای امنیت تخلف در اجرای اقدامات موقتی را چنانکه باید و شاید در نظر خواهد گرفت.

ماده 41- شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن به کارگیری نیوری مسلح نباشد لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل  اقدامات مبادرت ورزند این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن – دریایی – هوایی – پستی – تلگرافی – رادیویی و سایر وسائل ارتباطی و قطع روابط باشد.

ماده 42- در صورتیکه شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده 41 کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی – دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت کند. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی – دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.

ماده 43-1- کلیه اعضای ملل متحد به منظور شرکت در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی متعهد می‌شوند که نیروهای مسلح و تسهیلات منجمله حق عبور لازم برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را بنابه درخواست شورای امنیت و بر طبق موافقتنامه یا موافقت‌های خاص در اختیار آن شورا قرار دهند.

2- موفقتنامه یا موافقتنامه‌های مذکور تعداد و نوع نیروها، درجه آمادگی و قرارگاه عمومی آنها و ماهیت تسهیلات و کمک‌هایی را که باید ارائه گردد، معین می‌نماید.

3- مذاکرات مربوط به موافقتنامه یا موافقتنامه‌های مزبور به ابتکار شورای امنیت هرچه زودتر صورت خواهد گرفت. این موفقتنامه‌ها بین‌شورای امنیت و اعضاء یا بین شورای امنیت و گروه‌هایی از اعضا منعقد خواهد گردید و کشورهای امضا کننده باید آن را بر طبق مقررات قوانین اساسی خود تصویب نمایند.

 ماده 44- هرگاه شورای امنیت تصمیم به استفاده نیرو بگیرد قبل از آنکه از عضوی که در شورا ندارد درخواست تدارک نیروهای مسلح برای انجام تعهدات متقبله به موجب ماده 43 بنماید، باید عضو مزبور را در صورت تمایل خود آن عضو به شرکت در تصمیمات شورای امنیت مربوط به استفاده از قسمت‌هایی از نیروهای مسلح آن عضو دعوت نماید.

ماده 45- برای اینکه سازمان ملل متحد قادر به انجام اقدامات فوری نظامی باشد اعضاء باید قسمتهایی از نیروی هوایی خود را به طوریکه قابل استفاده فوری برای عملیات اجرایی دسته جمعی بین‌المللی باشد، آماده نگهدارند. مقدار و درجه آمادگی این قسمتها و طرحهای عملیات دسته جمعی آنان در حدود مقرر در موافقت‌نامه یا موافقت‌نامه‌های مخصوص اشاره شده در ماده 43 توسط شورای امنیت و با کمیته ستاد نظامی تعیین خواهد شد.

ماده 46- طرحهای به کارگیری نیروی مسلح را شورای امنیت با کمک کمیته ستاد نظامی تنظیم می‌کند.

ماده 47-1- برای راهنمایی و کمک به شورای امنیت درباره کلیه مسائل مربوط به نیازمندیهای نظامی شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و همچنین برای به کارگیری و فرماندهی نیروهای مسلحی که در اختیار شورا قرارداده شده و تنظیم تسلیحات و خلع سلاح احتمالی یک کمیته ستاد نظامی تاسیس می‌شود.

2- کمیته ستاد نظامی مرکب خواهد بود از روسای ستاد اعضای دائم شورا ی امنیت یا نمایندگان آنها هرگاه حسن اجرای وظایف کمیته ستاد نظامی شرکت عضوی از اعضای ملل متحد را که در کمیته دائم ندارد ایجاد نماید آن عضو از طرف کمیته ستاد نظامی برای شرکت در کارها دعوت خواهد شد.

3- کمیته ستاد نظامی تحت نظر شورای امنیت مسئول هدایت سوق‌الجیشی هر یک از نیروهای مسلحی که در اختیار شورا قرار داده شده خواهد بود. موضوعات مربوط به فرماندهی اینگونه نیروها بعداً ترتیب داده خواهد شد.

5-  کمیته ستاد نظامی می‌تواند با اجازه شورای امنیت و پس از م با سازمانهای منطقه‌ای مناسب کمیته‌های فرعی منطقه‌ای تاسیس نماید.

ماده 48-1- برای اجرای تصمیمات شورای امنیت جهت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی همه یا بعضی از اعضای ملل متحد به تشخیص شورای امنیت اقدام لازم معمول خواهند داشت.

2- اعضای ملل متحد مستقیماً و به وسیله اقدامات خود در سازمانهای بین‌المللی مربوط که عضو آن هستند تصمیمات مذکور را اجرا خواهند کرد.

ماده 49- اعضای ملل متحد در دادن کمک متقابل به یکدیگر برای اجرای تصمیمات متخذه از طرف شورای امنیت تشریک مساعی خواهند کرد.

ماده 50- هرگاه شورای امنیت اقدامات احتیاطی یا قهری علیه کشوری معمول دارد هر کشور دیگر که خود را مواجه با مشکلات اقتصادی خاصی ناشی از اجرای آن اقدامات بیابد اعم از اینکه عضو ملل متحد باشد یا نه حق خواهد داشت در مورد حل آن مشکلات با شورای امنیت م نماید.

ماده 51- در صورت وقوع جمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد تا زمانیکه شورای امنیت اقدام لازم برا ی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به عمل آورد هیچیک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع از خود خواه فردی یا دسته جمعی لطمه‌ای وارد نخواهد کرد. اعضاء باید اقداماتی را که در اعمال این حق دفاع از خود به عمل می‌آورند فوراً به شورای امنیت گزارش دهند. این اقدامات به هیچ وجه در اختیار و مسئولیتی که شورای امنیت بر طبق این منشور دارد و به موجب آن برای حفظ و اعاده صلح و امنیت بین‌المللی و در هر موقع که ضروری تشخیص دهد اقدام لازم به عمل خواهد آورد تاثیری نخواهد داشت.

 

فصل هشتم – قراردادهای منطقه‌ای

 ماده 52-1- هیچیک از مقررات این منشور مانع وجود قرارداد‌ها یا موسسات منطقه‌ای برای انجام امور مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی که متناسب برای اقدامات منطقه‌ای باشد نیست مشروط بر اینکه اینگونه قراردادها یا موسسات و فعالیتهای آنها با مقاصد و اصول ملل متحد سازگار باشد.

2- اعضای ملل متحد که چنین قراردادهایی را منعقد می‌نمایند یا چنین موسساتی را تاسیس می‌کنند هرگونه کوششی را برای حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات محلی از طریق این قراردادها یا موسسات منطقه‌ای قبل از مراجعه به شورای امنیت به کار خواهند برد.

3- شورای امنیت توسعه حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات محلی را از طریق چنین قراردادها یا موسسات منطقه‌ای چه به ابتکار کشورهای ذینفع و چه با ارجاع از طرف شورای امنیت تشویق می‌نماید.

4- این ماده به هیچ وجه لطمه‌ای به اجرای مواد 34 و 35 نخواهد زد.

 ماده 53-1- شورای امنیت در موارد مقتضی از چنین قراردادها یا موسسات منطقه‌ای برای عملیات اجرایی تحت اختیار خود استفاده خواهد کرد. ولی هیچگونه عملیات اجرایی به موجب قراردادهای منطقه‌ای یا توسط موسسات منطقه‌ای بدون اجازه شورای امنیت صورت نخواهد گرفت. اقداماتی که در اجرای ماده 107 یا به موجب قراردادهای منطقه‌ای بر علیه هر کشور دشمن به شرحی که در بند دوم این ماده تعریف شده است یا برعلیه تجدید سیاست کارانه از طرف چنین کشوری انجام می‌شود تازمانیکه سازمان ملل متحد بنابر درخواست کشورهای ذینفع مسئولیت جلوگیری از ات بیشتر چنین کشوری را به عهده گیرد از این قاعده مستثنی است.

2- عبارت ((کشور دشمن)) که در بند اول این ماده استفاده شده است شامل هر کشوری می‌شود که در طی جنگ جهانی دوم دشمن هر یک از امضا کنندگان این منشور بوده است.

ماده 54- فعالیتهایی که به موجب قراردادهای منطقه‌ای یا به وسیله موسسات منطقه‌ای برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی انجام می‌گیرد یا مورد نظر است باید در همه مواقع به طور کامل به اطلاع شورای امنیت برسد.

 

فصل نهم

همکاری اقتصادی و اجتماعی بین‌المللی

ماده 55- باتوجه به ضرورت ایجاد شرایط ثبات و رفاه برای تامین روابط مسالمت‌آمیز و دوستانه بین‌الملل براساس احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل، سازمان ملل متحد امور زیر را تشویق خواهد کرد.

الف- بالا بردن سطح زندگی، فراهم ساختن کار برای حصول شرایط ترقی و توسعه در نظام اقتصادی و اجتماعی؛

ب- حل مسائل بین‌الملل اقتصادی – اجتماعی – بهداشتی و مسائل مربوط به آنها و همکاری بین‌المللی فرهنگی و آموزش؛ و

ج- احترام جهانی و موثر و های اساسی برای همه بدون تبعیض از حیث نژاد – جنس و زبان یا مذهب.

ماده 56- کلیه اعضا متعهد می‌شوند که برای نیل به مقاصد مذکور در ماده 55 درهمکاری با سازمان ملل متحد اقدامات فردی یا دسته جمعی معمول دارند.

ماده 57-1- موسسات تخصصی مختلف که به موجب موافقتنامه بین کشورها تاسیس و بر طبق اساسنامه‌های خود در زمینه‌های اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی – آموزشی – بهداشتی و سایر رشته‌های مرتبط دارای مسئولیتهای وسیع بین‌المللی هستند بر طبق مقررات ماده 63 وابسته به سازمان ملل متحدخواهند شد.

2- موسساتی که اینگونه وابسته به ملل متحد می‌شوند از این پس به عنوان موسسات تخصصی ذکر خواهند شد.

 

ماده 58- سازمان برای هماهنگ برنامه‌ها و فعالیتهای موسسات تخصصی توصیه‌هایی خواهد کرد.

ماده 59- سازما

مشاهده متن کامل ...

کتاب منشور ملل متحد لیلی رضوی طوسی
درخواست حذف اطلاعات

منشور ملل متحد

  مقدمه

لیلی رضوی طوسی

منشور ملل متحد در تاریخ 26 ژوئن 1945 در سانفرانسیسکو در پایان کنفرانس ملل متحد درباره تشکیل یک سازمان بین‌المللی به امضاء رسید و در 24 اکتبر همان سال لازم‌الاجرا گردید.

اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری جزء لاینفک منشور ملل متحد است. اصلاحات مربوط به مواد 23، 27 و 61 منشور در 17 دسامبر 1963 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و از 31 اوت 1965 لازم‌الاجرا گردید. اصلاح بیشتری مربوط به ماده 61 در 20 دسامبر 1971 توسط مجمع عمومی به تصویب رسید و در 24 سپتامبر 1973 لازم‌الاجرا گردید. اصلاح ماده 109 نیز که در تاریخ 20 دسامبر 1965 به تصویب مجمع عمومی رسید در 12 ژوئن 1968 لازم‌الاجرا گردید.

با اصلاح ماده 23 منشور، تعداد اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد از 11 به 15 افزایش یافت. ماده اصلاحی 27 مقرر داشته است که تصمیمات شورای امنیت درباره موضوعات مربوط به آئین کار با رای مثبت 9 عضو (سابقاً 7 عضو) و درباره سایر موضوعات با رای مثبت 9 عضو (سابقاً 7 عضو)، از جمله آراء پنج عضو دائم شورای امنیت، اتخاذ شود.

با اصلاح ماده 61، که در 31 اوت 1965 لازم‌الاجرا گردید، تعداد اعضاء شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد از 18 به 27 افزایش یافت. اصلاح بعدی در ماده مزبور که از 24 سپتامبر 1973 لازم‌الاجرا شد، تعداد اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد را از 27 به 54 افزایش داد.

اصلاح ماده 109، که مربوط به بند اول ماده مزبور شد، مقرر می‌دارد که می‌توان یک کنفرانس عمومی توسط عضو سازمان ملل‌متحد در تاریخ و محلی که با دو سوم آراء اعضاء مجمع‌عمومی و رای هر یک از 9 عضو (سابقاً 7 عضو) شورای امنیت تعیین می‌شود تشکیل داد تا در منشور ملل‌متحد تجدید نظر شود.

بند سوم ماده 109 که مربوط به امکان تشکیل کنفرانسی برای تجدید نظر در منشور ملل متحد در دهمین دوره اجلاسیه عادی مجمع عمومی است به همان صورت باقی مانده و در اشاره‌ای که “رای هر یک از 7 عضو شورای امنیت” رفته تغییری داده نشده زیرا سال 1955 در دهمین دوره اجلاسیه عادی مجمع عمومی و در شورای امنیت براساس بند مزبور اقدام شده است.

 

مهلت مجدد ثبت‌نام در آزمون ارشد ۹۶ ورود به سامانه سجاد انتخاب واحد و ثبت نام علمی کاربردی مهلت ثبت نام انتقال دانشجو انتخاب واحد علمی کاربردی تسلیت جامع علمی کاربردی به خانواده رفسنجانی ورود به سامنه علمی کاربردی بررسی ۷ برنامه درسی در جامع علمی کاربردی آغاز ثبت نام مقطع کارشناسی حرفه ای(ناپیوسته) مهر ماه 95 تخلفات علمی-کاربردی!

 

منشور ملل متحد

ما مردم ملل متحد با تصمیم

به محفوظ داشتن نسلهای آینده از بلای جنگ که دوبار در مدت یک عمر انسانی افراد بشر را دچار مصائب غیر قابل بیان نموده و با اعلام مجدد ایمان خود به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت انسانی و به تساوی حقوق مرد و زن و همچنین بین ملت‌ها اعم از کوچک و بزرگ و ایجاد شرایط لازم برای حفظ عداتل و احترام ا امات ناشی از عهد‌نامه‌ها و سایر منابع حقوق بین‌المللی و کمک به ترقی اجتماعی و شرایط زندگی بهتر با بیشتر،

و برای نیل به این هدفها

به رفق و مدارا و زیستن در حال صلح با یکدیگر با یک روحیه حسن همجواری و به متحد ساختن قوای خود برای نگاهداری صلح و امنیت بین‌المللی و به قبول اصول و ایجاد روشهایی که عدم استفاده از نیروهای مسلح را جز در راه منافع مشترک تضمین نماید و به توسل به وسائل و مجاری بین‌المللی برای پیشبرد ترقی اقتصادی و اجتماعی تمام ملل مصمم شده‌ایم که برای تحقق این مقاصد تشریک مساعی نمایی.

و در نتیجه ت‌های متبوع ما توسط نمایندگان خود که در شهر سانفرانسیسکو گرد آمده‌اند و اختیارات تامه آنان ابراز و صحت و اعتبار آن محرز شناخته شده است نسبت به این منشور ملل متحد موافقت حاصل نموده‌اند و بدینوسیله یک سازمان بین‌المللی که موسوم به ملل متحد خواهد بود تاسیس می‌نمایند.

فصل اول – مقاصد و اصول

ماده 1 مقاصد ملل متحد به قرار زیر است:

1-     حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و بدین منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعی موثر برای جلوگیری و برطرف تهدیدات علیه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل یا سایر کارهای ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعدیل و حل و فصل اختلافات بین‌المللی یا وضعیت‌هایی که ممکن است منجر به نقض صلح گردد با شیوه‌های مسالمت‌آمیز و برطبق اصول عد و حقوق بین‌الملل:

2-   توسعه روابط دوستانه در بین ملل بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خود مختاری ملل و انجام سایر اقدامات مقتضی برای تحکیم صلح جهانی؛

3-   حصول همکاری بین‌المللی در حل مسائل بین‌المللی که دارای جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی یا بشردوستی است و در پیشبرد و تشویق احترام به و های اساسی برای همگان بدون تمایز از حیث ن.اد – جنس – زبان یا مذهب؛ و

4-   بودن مرکزی برای هماهنگ اقداماتی که ملل جهت حصول این هدفهای مشترک معمول می‌دارند.

 

ماده 2- سازمان و اعضای آن در تعقیب مقاصد مذکور در ماده اول بر طبق اصول زیر عمل خواهند کرد:

1-     سازمان برمبنای اصل تساوی حاکمیت کلیه اعضاء آن قرار دارد.

2-   کلیه اعضاء به منظور تضمین حقوق و مزایای ناشی از عضویت تعهداتی را که به موجب این منشور بر عهده گرفته‌اند با حسن نیت انجام خواهند داد.

3-   کلیه اعضاء اختلافات بین‌المللی خود را به وسایل مسالمت‌آمیز به طریقی که صلح و امنیت بین‌المللی و عد به خطر نیافتد، حل خواهند کرد.

4-   کلیه اعضاء در روابط بین‌المللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال هر کشوری یا از هر روش دیگری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد خودداری خواهند نمود.

5-   کلیه اعضاء در هر اقدامی که سازمان برطبق این منشور به عمل آورد به سازمان همه گونه مساعدت خواهند کرد و از کمک به هر کشوری که سازمان ملل متحد علیه آن اقدام احتیاطی یا قهری به عمل می‌آورد خودداری خواهند نمود.

6-   سازمان مراقبت خواهد کرد کشورهایی که عضو ملل متحد نیستند تا آنجا که برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است بر طبق این اصول عمل نمایند.

7-   هیچیک از مقررات مندرج در این منشور، ملل متحد را مجاز نمی‌دارد در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی هر کشوری است دخ نماید و اعضاء را نیز م م نمی‌کند که چنین موضوعاتی را تابع مقررات این منشور قرار دهند لیکن این اصل به اعمال اقدامات قهری پیش‌بینی شده در فصل هفتم لطمه وارد نخواهد آورد.

 

 فصل دوم – عضویت

ماده 3- اعضای اصل ملل متحد کشورهایی هستند که در کنفرانس ملل متحد راجع به سازمان بین‌المللی در سانفرانسیسکو شرکت نموده یا قبلا اعلامیه ملل متحد مورخ اول ژانویه 1942 را امضاء کرده و این منشور را امضاء و بر طبق ماده 110 تصویب نمایند.

ماده 4-1- سایر کشورهای شیفته صلح که تعهدات مندرج در این منشور را بپذیرند و به نظر و تشخیص سازمان قادر و مایل به اجرای آن باشند می‌توانند به عضویت ملل متحد درآیند.

2- قبول هر کشوری که واجد شرایط مذکور باشد به عضویت ملل متحد منوط به تصمیمی است که مجمع عمومی بنابر توصیه شورای امنیت اتخاذ می‌نماید.

ماده 5- هر عضو ملل متحد که از طرف شورای امنیت بر علیه آن اقدام احتیاطی یا قهری به عمل آمده است ممکن است به وسیله مجمع عمومی و بنابر توصیه شورای امنیت از اعمال حقوق و مزایای عضویت معلق گردد. اعمال حقوق و مزایای مزبور ممکن است به وسیله شورای امنیت مجدداً برقرار شود.

ماده 6- هر عضو ملل متحد که در تخطی از اصول مندرج در این منشور اصرار ورزد ممکن است به وسیله مجمع عمومی بنابر توصیه شورای امنیت از سازمان ا اج گردد.

 

فصل سوم – ارکان

ماده 7- ارکان اصلی ملل متحد عبارتست از: یک مجمع عمومی، یک شورای امنیت، یک شورای اقتصادی و اجتماعی، یک شورای قیمومت، یک دیوان بین‌المللی دادگستری و یک دبیرخانه.

2- ارکان فرعی که ضروری تشخیص داده شود ممکن است بر طبق این منشور تاسیس گردد.

ماده 8- سازمان ملل متحد  برای تصدی هر شغلی به هر عنوان تحت شرایط مساوی در ارکان اصلی و فرعی خود هیچگونه محدودیتی در استخدام مردان و ن بر قرار نخواهد کرد.

 

فصل چهارم – مجمع عمومی

ترکیب

ماده 9-1- مجمع  عمومی مرکب از کلیه اعضای ملل متحد خواهد بود.

2- هر عضو بیش از پنج در مجمع عمومی نخواهد داشت.

وظایف و اختیارات

ماده 10- مجمع عمومی می‌تواند هر مساله یا امری را که در حدود این منشور یا مربوط به اختیارات و وظایف هر یک از رکن‌های مقرر در این منشور باشد مورد بحث قرار دهد و جز در مورد مذکور در ماده 12 ممکن است به اعضاء سازمان ملل متحد یا به شورای امنیت یا به هر دو درباره هر یک از این مسایل و امور توصیه‌هایی بنماید.

ماده 11- 1- مجمع عمومی می‌تواند اصول کلی همکاری برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی منجمله اصول حام بر خلع سلاح و تنظیم تسلیحات را مورد رسیدگی قرار دهد و ممکن است در مورد اصول مذکور به اعضا، یا به شورای امنیت یا به هر دو توصیه‌هایی بنماید.

2- مجمع عمومی می‌تواند هر مساله مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را که توسط هر یک از اعضاء یا شورای امنیت یا بر طبق بند دوم از ماده 35 توسط کشوری که عضو ملل متحد نیست بدان روجوع شده باشد مورد بحث قرار دهد و جز در مورد مقرر در ماده 12 می‌تواند در مورد چنین مسائلی به کشور یا کشورهای مربوط یا به شورای امنیت یا به هردو توصیه‌هایی بنماید. هر مساله‌ای از این قبیل که اقدام در مورد آن ضروری باشد توسط مجمع عمومی قبل یا بعد از بحث به شورای امنیت ارجاع خواهد گردید.

3- مجمع عمومی می‌تواند توجه شورای امنیت را به وضعیت‌هایی که محتمل است صلح و امنیت بین‌المللی را به مخاطره اندازد جلب نماید.

4-  اختیارات مجمع عمومی که در این ماده ذکر شده است حد کلی شمول ماده 10 را محدود نخواهد کرد.

 

ماده 12-1- تازمانیکه شورای امنیت در مورد هر اختلاف یا وضعیت، در حال انجام وظایفی است که در این منشور بدان محول شده است مجمع عمومی در مورد آن اختلاف یا وضعیت هیچگونه توصیه‌ای نخواهد کرد مگر اینکه شورای امنیت چنین تقاضایی د.

2- دبیر کل ملل متحد با موافقت شورای امنیت، مجمع عمومی را در هر دوره اجلاس از امور مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی که در شورای امنیت مطرح است مطلع خواهد ساخت و به همین نحو بلافاصله پس از ختم رسیدگی شورای امنیت نسبت به امور مربوطه مراتب را به مجمع عمومی و در صورتیکه مجمع عمومی در حال اجلاس نباشد به اعضاء اطلاع خواهد داد.

 

ماده13- مجمع عمومی نسبت به امور زیر موجبات انجام مطالعات و صدور توصیه‌هایی را فراهم می‌کند:

الف- ترویج همکاری بین‌المللی در امور و تشویق توسعه تدریجی حقوق بین‌الملل وتدوین آن.

ب – ترویج همکاری بین‌المللی در رشته‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی و کمک به تحقق و های اساسی برای همه بدون بعیض از حیث نژاد، جنس، زبان و مذهب.

2- سایر مسئولیت‌ها- وظایف و اختیارات مجمع عمومی در مورد امور مذکور در شق ب بند یک این ماده در فصول نهم و دهم بیان شده است.

 

ماده 14- مجمع عمومی با رعایت مقررات ماده 12 می‌تواند برای حل مسالمت‌آمیز هر وضعیتی که به نظر میرسد احتمالاً به رفاه عمومی یا به روابط دوستانه بین‌الملل لطمه زند و منشا آن هرچه باشد از جمله وضعیت‌هایی که ناشی از نقض مقاصد و اصول ملل متحد به شرح مذکور در این منشور است اقداماتی را توصیه نماید.

ماده 15-1- مجمع عمومی گزارش‌های سالانه و گزارش‌ای مخصوص شورای امنیت را دریافت می‌کند و مورد بررسی قرار می‌دهد گزارش‌های مذکور شامل مشروح اقدامات و تصمیماتی خواهد بود که شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به عمل آورده یا اتخاذ کرده است.

2- مجمع عمومی گزارش‌های سایر ارکان ملل متحد را دریافت می‌کند و مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

ماده 16- مجمع عمومی وظایفی را که تحت فصول 12 و 13 منشور بدان محول شده منجمله تصویب قراردادهای قیمومت مناطقی را که سوق‌الجیشی قلمداد نشده است با توجه به نظام قیمومت بین‌المللی انجام خواهد داد.

ماده 17-1- مجمع عمومی بودجه سازمان را بررسی و تصویب خواهد کرد.

2- مخارج سازمان برحسب سهمیه بندی مقرر از طرف مجمع عموم بر عهده اعضاء خواهد بود.

3- مجمع عمومی هرگونه ترتیبات مالی و بودجه‌ای را که به موسسات تخصصی منظور در ماده 57 داده شود مورد بررسی و تصویب قرار خواهد داد و بودجه اداری موسسات مذکور را به منظور صدور توصیه به آنها بررسی خواهد نمود.

رای

ماده 18-1- هر عضو مجمع عمومی دارای یک رای خواهد بود.

2- تصممات مجمع عمومی در مورد مسائل مهم با اکثریت دوسوم از اعضای حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد شد. موارد زیر از مسائل مهم محسوب می‌شود: توصیه‌های مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی – انتخاب اعضای حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد شد. موارد زیر از مسائل مهم محسوب می‌شود: توصیه‌های مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی – انتخاب اعضای غیر دائم شورای امنیت – انتخاب اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی – انتخاب اعضای شورای قیمومت بر طبق شق ((ج)) از بند بک ماده 86 – قبول اعضای جدید در سازمان ملل متحد – تعلیق حقوق و مزایای عضویت – ا اج اعضاء – مسائل راجع به اجرای نظام قیمومت و مسائل مربوط به بودجه.

3- تصمیمات راجع به سایر امور منجمله تعیین انواع مسائل دیگری که اکثریت دوسوم باید در آنها رعایت شود با اکثریت اعضاء حاضر و رای دهنده اتخاذ خواهد گردید.

ماده 19- هر عضو ملل متحد که پرداخت سهمیه مالی آن به سازمان به تاخیر افتاده باشد در صورتیکه سهمیه عقب افتاده عضو مزوبر معادل یا بیشتر از مبلغ سهمیه مربوط برای دو سال قبل به طور کامل باشد در مجمع عمومی حق رای نخواهد داشت. معذلک اگر مجمع عمومی تشخیص دهد که قصور در پرداخت ناشی از شرایطی است که از حیطه اختیار عضو مزبور خارج است می‌تواند به چنین عضوی اجازه دهد که در رای شرکت کند.

آئین کار

ماده 20- مجمع عمومی منظماً دوره‌های اجلاس سالانه و در صورت اقتضاء اجلاس‌های فوق‌العاده خواهد داشت. اجلاس‌های فوق‌العاده به دعوت دبیرکل بنا به درخواست شورای امنیت یا اکثریت اعضای ملل خواهد بود.

 

ماده 21- مجمع عمومی آئین‌نامه داخلی خود را تنظیم می‌کند. مجمع مزبور برای هر دوره اجلاس رئیس خود را انتخاب می‌کند.

ماده 22- مجمع عمومی برای اجرای وظایف خد می‌تواند آنگونه ارکان فرعی را که ضروری تشخیص دهد تاسیس نماید.

 

فصل پنجم – شورای امنیت

ترکیب

 ماده 23-1- شورای امنیت مرکب است از پانزده عضو سازمان ملل متحد. جمهوری چین – فرانسه – اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (فدراسیون روسیه)- بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی و ایالات متحده امریکا اعضاء دائم شورای امنیت هستند. مجمع عمومی ده عضو دیگر سازمان را بالاخص باتوجه به شرکت اعضای سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و سایر هدفهای سازمان در درجه اول و همچنین با توجه به تقسیم عادلانه جغرافیایی به عنوان اعضاء غیر دائم شورای امنیت انتخاب می‌نماید.

2- اعضای غیر دائم شورای امنیت برای یکدوره دوساله انتخاب می‌گردند. معذلک در نخستین انتخاب اعضای غیر دائم پس از افزایش عده اعضای شورای امنیت از یازده به پانزده دو عضو از چهار عضو اضافه شده برای یک دوره ی اله انتخاب می‌شوند.

عضوی که خارج می‌گردد بلافاصله قابل تجدید انتخاب نخواهد بود.

3- هر عضو شورای امنیت یک در آن شورا خواهد داشت.

وظایف و اختیارات

ماده 24-1- به منظور تامین اقدام سریع و موثر از طرف ملل متحد اعضای آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به شورای امنیت واگذار می‌نمایند و موافقت می‌کنند که شورای امنیت در اجرای وظایفی که به موجب این مسئولیت بر عهده دارد از طرف آنها اقدام نماید.

2- شورای امنیت در اجرای این وظایف بر طبق مقاصد و اصول ملل متحد عمل می‌کند. اختیارات مخصوصی که برای انجام ظایف مذکور به شورای امنیت واگذار گردیده در فصول 6-7-8 و 12 بیان شده است.

3- شورای امنیت گزارش‌های سالانه و در صورت اقتضا گزارش‌های مخصوص برای بررسی به مجمع عمومی تقدیم می‌دارد.

ماده 25- اعضاء ملل متحد موافقت می‌نمایند که تصمیمات شورای امنیت را بر طبق این منشور قبول و اجرا نمایند.

ماده 26- به منظور کمک به استقرار و حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به وسیله به کار بردن تد ری جهت صرف حداقل منابع انسانی و اقتصادی جهان برای تسلیحات، شورای امنیت مکلف است با کمک کمیته ستاد نظامی مذکور در ماده 47 طرح‌هایی برای وضع اصول تنظیم تسلیحات تهیه و به اعضاء ملل متحد تقدیم نماید.

 

رای

ماده 27-1- هر عضو شورای امنیت دارای یک رای است.

2- تصمیمات شورای امنیت راجع به مسائل مربوط به آئین‌کار با رای نه (9) عضو اتخاذ می‌شود.

3- تصمیمات شورای امنیت راجع به سایر مسائل با رای مثبت نه (9) عضو که شامل آراء تمام اعضای دائم باشد اتخاذ می‌گردد به این شرط که در مورد تصمیماتی که به موجب مندرجات فصل ششم و بند سوم از ماده 52 اتخاذ می‌شود طرف دعوی از دادن رای خودداری نماید:

آئین‌کار

ماده 28-1- شورای امنیت به نحوی تشکیل خواهد شد که بتواند دائماً قادر به انجام وظایف خود باشد و بدین منظور هر یک از اعضای شورای امنیت در کلیه اوقات ‌ای در مقر سازمان خواهد داشت.

2- شورای امنیت جلساتی به فواصل معین خواهد داشت و هر یک از اعضای شورا در صورتیکه مایل باشد می‌تواند توسط یکی از اعضای ت خود یا ‌ای که مخصوصاً بدین منظور تعیین گردیده است در آن جلسات شرکت جوید.

3- شورای امنیت می‌تواند جلسات خود را در جاهایی غیر از مقر سازمان که برای تسهیل انجام وظایف خود مناسب بداند تشکیل دهد.

 ماده 29- شورا یامنیت می‌تواند آنگونه از ارکان فرعی را که برای انجام وظایف خود لازمبداند تاسیس نماید.

ماده 30- شورای امنیت آئین‌نامه داخلی خود را که از جمله مشتمل بر ترتیب انتخاب شورا باشد تنظیم می‌کند.

ماده 31- هر عضو مللمتحد که عضو شورای امنیت نیست می‌تواند بدون حق رای در مذاکرات مربوط به هر مسئله‌ای که در شورای امنیت مطرح است در هر مورد که شورای امنیت مسائل مزبور را در منافع آن عضو مخصوصاً موثر بداند شرکت کند.

ماده 32- هر عضو ملل متحد که عضو شورای امنیت نیست یا هر کشوری که در ملل متحد عضویت ندارد هرگاه طرف اختلافی باشد که در شورای امنیت تحت رسیدگی است دعوت خواهد شد که بدون حق رای در مذاکرات مربوط به اختلاف مزبور شرکت نماید. شورای امنیت شرایطی را که برای شرکت کشوری که عضو ملل متحد نیست عادلانه می‌داند وضع خواهد نمود.

 

فصل ششم

حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات

ماده 33-1- طرفین هر اختلاف که ادامه آن متحمل است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر اندازد باید قبل از هر چیز از طریق مذاکره – میانجیگری – سازش – داوری – رسیدگی قضایی و توسل به موسسات یا ترتیبات منطقه‌ای یا سایر وسائل مسالمت‌آمیز بنابه انتخاب خود راه حل آن را جستجو نمایند.

2- شورای امنیت در صورت اقتضا از طرفین اختلاف خواهد خواست که اختلافات خود را با شیوه‌های مزبور حل و فصل نمایند.

 

ماده 34- شورای امنیت می‌تواند هر اختلاف یا وضعیتی را که ممکن است منجر به یک اصطکاک بین‌المللی گردد یا اختلافی ایجاد نماید مورد رسیدگی قرار دهد بدین منظور که تعیین نماید آیا محتمل است ادامه اختلاف یا وضعت مزبور حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر بیاندازد.

ماده 35-1- هر عضو ملل متحد می‌تواند توجه شورای امنیت یا مجمع عمومی را به هر اختلاف یا وضعیتی از آنگونه که در ماده 34 بدان اشاره شده است جلب نماید.

2- هر کشوری که عضو ملل متحد نیست می‌تواند توجه شورای امنیت یا مجمع عمومی را به اختلافی که خود در آن درگیر استجلب نماید مشروط بر اینکه در مورد اختلاف مزبور قبلاً تعهدات مربوط به حل و فصل مسالمت‌آمیز مقرر در این منشور را قبول نماید.

3- اقدامات مجمع عمومی در خصوص اموری که به موجب این ماده توجه مجمع بدان معطوف می‌گردد تابع مقررات مواد 11 و 12 است.

ماده 36-1- شورای امنیت می‌تواند در هر مرحله از اختلافی از آنگونه که در ماده 33 بدان اشاره شده است یا در هر وضعیت شبیه به آن، روشها یا ترتیب‌های حل و فصل مناسب توسیه نماید.

2- شورای امنیت م م است روشهایی را که طرفین دعوی خود قبلاً برای حل و فصل اختلاف قبول کرده‌اند مورد توجه قرار دهد.

3- شورای امنیت در توصیه‌هایی که به موجب این ماده می‌کند باید همچنین در نظر داشته باشد که اختلافات قضایی باید بطور کلی توسط طرفین دعوی بر طبق مقررات اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری به دیوان مزبور رجوع گردد.

ماده 37-1- در صورتیکه طرفهای اختلافی از آنگونه که در ماده 33 بدان اشاره شده است نتوانند آن را به وسایل مذکور در ماده مزبور حل و فصل کنند باید آن را به شورای امنیت ارجاع نمایند.

2- هرگاه شورای امنیت تشخیص دهد که دوام یک اختلاف در واقع محتمل است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به خطر اندازد باید تصمیم بگیرد که بر طبق ماده 36 عمل کند یا شرایطی را که برای حل و فصل مناسب تشخیص می‌دهد توصیه نماید.

ماده 38- در صورتیکه کلیه طرفهای هر اختلاف درخواست نمایند، شورای امنیت می‌تواند به منظور حل مسالمت‌آمیز اختلاف مزبور به طرفهای اختلاف توصیه‌هایی بنماید بدون اینکه به این ترتیب به مقررات مواد 33 الی 37 لطمه‌ای وارد آید.

فصل هفتم – اقدام در موارد تهدید

علیه صلح – نقض صلح و اعمال

 

ماده 39- شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح – نقض صلح – یا عمل را احراز و توصیه‌هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی به چه اقداماتی برطبق مواد 41 و 42 باید مبادرت شود.

 

ماده 40- به منظور جلوگیری از وخامت وضعیت، شورای امنیت می‌تواند قبل از آنکه بر طبق ماده 39 توصیه‌هایی بنماید یا درباره اقداماتی که باید معمول گردد تصمیم بگیرد. از طرفهای ذینفع بخواهد اقدامات موقتی را که شورای امنیت ضوروی یا مطلوب تشخیص می‌دهد انجام دهند. اقدامات موقتی مذکور به حقوق یا ادعاها یا موقعیت طرفهای ذینفع لطمه‌ای وارد نخواهد کرد شورای امنیت تخلف در اجرای اقدامات موقتی را چنانکه باید و شاید در نظر خواهد گرفت.

ماده 41- شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن به کارگیری نیوری مسلح نباشد لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد که به این قبیل  اقدامات مبادرت ورزند این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه‌آهن – دریایی – هوایی – پستی – تلگرافی – رادیویی و سایر وسائل ارتباطی و قطع روابط باشد.

ماده 42- در صورتیکه شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی شده در ماده 41 کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی – دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت کند. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیروهای هوایی – دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.

ماده 43-1- کلیه اعضای ملل متحد به منظور شرکت در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی متعهد می‌شوند که نیروهای مسلح و تسهیلات منجمله حق عبور لازم برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را بنابه درخواست شورای امنیت و بر طبق موافقتنامه یا موافقت‌های خاص در اختیار آن شورا قرار دهند.

2- موفقتنامه یا موافقتنامه‌های مذکور تعداد و نوع نیروها، درجه آمادگی و قرارگاه عمومی آنها و ماهیت تسهیلات و کمک‌هایی را که باید ارائه گردد، معین می‌نماید.

3- مذاکرات مربوط به موافقتنامه یا موافقتنامه‌های مزبور به ابتکار شورای امنیت هرچه زودتر صورت خواهد گرفت. این موفقتنامه‌ها بین‌شورای امنیت و اعضاء یا بین شورای امنیت و گروه‌هایی از اعضا منعقد خواهد گردید و کشورهای امضا کننده باید آن را بر طبق مقررات قوانین اساسی خود تصویب نمایند.

 ماده 44- هرگاه شورای امنیت تصمیم به استفاده نیرو بگیرد قبل از آنکه از عضوی که در شورا ندارد درخواست تدارک نیروهای مسلح برای انجام تعهدات متقبله به موجب ماده 43 بنماید، باید عضو مزبور را در صورت تمایل خود آن عضو به شرکت در تصمیمات شورای امنیت مربوط به استفاده از قسمت‌هایی از نیروهای مسلح آن عضو دعوت نماید.

ماده 45- برای اینکه سازمان ملل متحد قادر به انجام اقدامات فوری نظامی باشد اعضاء باید قسمتهایی از نیروی هوایی خود را به طوریکه قابل استفاده فوری برای عملیات اجرایی دسته جمعی بین‌المللی باشد، آماده نگهدارند. مقدار و درجه آمادگی این قسمتها و طرحهای عملیات دسته جمعی آنان در حدود مقرر در موافقت‌نامه یا موافقت‌نامه‌های مخصوص اشاره شده در ماده 43 توسط شورای امنیت و با کمیته ستاد نظامی تعیین خواهد شد.

ماده 46- طرحهای به کارگیری نیروی مسلح را شورای امنیت با کمک کمیته ستاد نظامی تنظیم می‌کند.

ماده 47-1- برای راهنمایی و کمک به شورای امنیت درباره کلیه مسائل مربوط به نیازمندیهای نظامی شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و همچنین برای به کارگیری و فرماندهی نیروهای مسلحی که در اختیار شورا قرارداده شده و تنظیم تسلیحات و خلع سلاح احتمالی یک کمیته ستاد نظامی تاسیس می‌شود.

2- کمیته ستاد نظامی مرکب خواهد بود از روسای ستاد اعضای دائم شورا ی امنیت یا نمایندگان آنها هرگاه حسن اجرای وظایف کمیته ستاد نظامی شرکت عضوی از اعضای ملل متحد را که در کمیته دائم ندارد ایجاد نماید آن عضو از طرف کمیته ستاد نظامی برای شرکت در کارها دعوت خواهد شد.

3- کمیته ستاد نظامی تحت نظر شورای امنیت مسئول هدایت سوق‌الجیشی هر یک از نیروهای مسلحی که در اختیار شورا قرار داده شده خواهد بود. موضوعات مربوط به فرماندهی اینگونه نیروها بعداً ترتیب داده خواهد شد.

5-  کمیته ستاد نظامی می‌تواند با اجازه شورای امنیت و پس از م با سازمانهای منطقه‌ای مناسب کمیته‌های فرعی منطقه‌ای تاسیس نماید.

ماده 48-1- برای اجرای تصمیمات شورای امنیت جهت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی همه یا بعضی از اعضای ملل متحد به تشخیص شورای امنیت اقدام لازم معمول خواهند داشت.

2- اعضای ملل متحد مستقیماً و به وسیله اقدامات خود در سازمانهای بین‌المللی مربوط که عضو آن هستند تصمیمات مذکور را اجرا خواهند کرد.

ماده 49- اعضای ملل متحد در دادن کمک متقابل به یکدیگر برای اجرای تصمیمات متخذه از طرف شورای امنیت تشریک مساعی خواهند کرد.

ماده 50- هرگاه شورای امنیت اقدامات احتیاطی یا قهری علیه کشوری معمول دارد هر کشور دیگر که خود را مواجه با مشکلات اقتصادی خاصی ناشی از اجرای آن اقدامات بیابد اعم از اینکه عضو ملل متحد باشد یا نه حق خواهد داشت در مورد حل آن مشکلات با شورای امنیت م نماید.

ماده 51- در صورت وقوع جمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد تا زمانیکه شورای امنیت اقدام لازم برا ی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را به عمل آورد هیچیک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع از خود خواه فردی یا دسته جمعی لطمه‌ای وارد نخواهد کرد. اعضاء باید اقداماتی را که در اعمال این حق دفاع از خود به عمل می‌آورند فوراً به شورای امنیت گزارش دهند. این اقدامات به هیچ وجه در اختیار و مسئولیتی که شورای امنیت بر طبق این منشور دارد و به موجب آن برای حفظ و اعاده صلح و امنیت بین‌المللی و در هر موقع که ضروری تشخیص دهد اقدام لازم به عمل خواهد آورد تاثیری نخواهد داشت.

 

فصل هشتم – قراردادهای منطقه‌ای

 ماده 52-1- هیچیک از مقررات این منشور مانع وجود قرارداد‌ها یا موسسات منطقه‌ای برای انجام امور مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی که متناسب برای اقدامات منطقه‌ای باشد نیست مشروط بر اینکه اینگونه قراردادها یا موسسات و فعالیتهای آنها با مقاصد و اصول ملل متحد سازگار باشد.

2- اعضای ملل متحد که چنین قراردادهایی را منعقد می‌نمایند یا چنین موسساتی را تاسیس می‌کنند هرگونه کوششی را برای حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات محلی از طریق این قراردادها یا موسسات منطقه‌ای قبل از مراجعه به شورای امنیت به کار خواهند برد.

3- شورای امنیت توسعه حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات محلی را از طریق چنین قراردادها یا موسسات منطقه‌ای چه به ابتکار کشورهای ذینفع و چه با ارجاع از طرف شورای امنیت تشویق می‌نماید.

4- این ماده به هیچ وجه لطمه‌ای به اجرای مواد 34 و 35 نخواهد زد.

 ماده 53-1- شورای امنیت در موارد مقتضی از چنین قراردادها یا موسسات منطقه‌ای برای عملیات اجرایی تحت اختیار خود استفاده خواهد کرد. ولی هیچگونه عملیات اجرایی به موجب قراردادهای منطقه‌ای یا توسط موسسات منطقه‌ای بدون اجازه شورای امنیت صورت نخواهد گرفت. اقداماتی که در اجرای ماده 107 یا به موجب قراردادهای منطقه‌ای بر علیه هر کشور دشمن به شرحی که در بند دوم این ماده تعریف شده است یا برعلیه تجدید سیاست کارانه از طرف چنین کشوری انجام می‌شود تازمانیکه سازمان ملل متحد بنابر درخواست کشورهای ذینفع مسئولیت جلوگیری از ات بیشتر چنین کشوری را به عهده گیرد از این قاعده مستثنی است.

2- عبارت ((کشور دشمن)) که در بند اول این ماده استفاده شده است شامل هر کشوری می‌شود که در طی جنگ جهانی دوم دشمن هر یک از امضا کنندگان این منشور بوده است.

ماده 54- فعالیتهایی که به موجب قراردادهای منطقه‌ای یا به وسیله موسسات منطقه‌ای برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی انجام می‌گیرد یا مورد نظر است باید در همه مواقع به طور کامل به اطلاع شورای امنیت برسد.

 

فصل نهم

همکاری اقتصادی و اجتماعی بین‌المللی

ماده 55- باتوجه به ضرورت ایجاد شرایط ثبات و رفاه برای تامین روابط مسالمت‌آمیز و دوستانه بین‌الملل براساس احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل، سازمان ملل متحد امور زیر را تشویق خواهد کرد.

الف- بالا بردن سطح زندگی، فراهم ساختن کار برای حصول شرایط ترقی و توسعه در نظام اقتصادی و اجتماعی؛

ب- حل مسائل بین‌الملل اقتصادی – اجتماعی – بهداشتی و مسائل مربوط به آنها و همکاری بین‌المللی فرهنگی و آموزش؛ و

ج- احترام جهانی و موثر و های اساسی برای همه بدون تبعیض از حیث نژاد – جنس و زبان یا مذهب.

ماده 56- کلیه اعضا متعهد می‌شوند که برای نیل به مقاصد مذکور در ماده 55 درهمکاری با سازمان ملل متحد اقدامات فردی یا دسته جمعی معمول دارند.

ماده 57-1- موسسات تخصصی مختلف که به موجب موافقتنامه بین کشورها تاسیس و بر طبق اساسنامه‌های خود در زمینه‌های اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی – آموزشی – بهداشتی و سایر رشته‌های مرتبط دارای مسئولیتهای وسیع بین‌المللی هستند بر طبق مقررات ماده 63 وابسته به سازمان ملل متحدخواهند شد.

2- موسساتی که اینگونه وابسته به ملل متحد می‌شوند از این پس به عنوان موسسات تخصصی ذکر خواهند شد.

 

ماده 58- سازمان برای هماهنگ برنامه‌ها و فعالیتهای موسسات تخصصی توصیه‌هایی خواهد کرد.

ماده 59- سازمان در صورت اقتضا موجبات مذاکرات بین کشورهای ذینفع را برای ایجاد هرگونه موسسات تخصصی جدیدی که برای نیل به مقاصد مذکور در ماده 55 ضروری باشد فراهم می‌کند.

 

ماده 60- مسئولیت اجرای وظایف سازمان که در این فصل مقرر است بر عهده مجمع عمومی و تحت نظر مجمع عمومی به عهده شورای اقتصادی و اجتماعی است که بدین منظور دارای اختیارات مذکور در فصل ده است.

فصل دهم

شورای اقتصادی و اجتماعی

ماده 61-1- شورای اقتصادی و اجتماعی مرکب از 54 عضو ملل متحد خواهد بود که توسط مجمع عمومی انتخاب می‌شوند.

2- با رعایت مقررات بند سوم همه ساله هیجده (18) عضو شورای اقتصادی و اجتماعی برای مدت سه سال انتخاب می‌شوند. عضوی که خارج می‌گردد قابل انتخاب مجدد است.

3- در نخستین انتخاب پس از افزایش اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی از 27 به 54 علاوه بر اعضایی که به جای نه عضوی که دوره خدمتشان پایان یافته انتخاب می‌شوند 27 عضو جدید انتخاب خواهند شد. دوره خدمت نه عضو از این 27 عضو اضافی پس از یک سال و نه عضو دیگر در پایان سال دوم به نحوی که از طرف مجمع ملی مقرر می‌شود خاتمه می‌یابد.

 

وظایف و اختیارات

ماده 62-1- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند مطالعات و گزارش‌هایی درباره مسائل بین‌المللی مربوط به امور اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی – آموزشی بهداشتی و سایر امور مربوط انجام داده یا تهیه نماید یا موجبات انجام یا تهیه آن را فراهم آورد و در مورد اینگونه امور به مجمع عمومی و اعضای ملل متحد و موسسات تخصصی مربوط توصیه‌هایی بنماید.

2- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند به منظور تشویق احترام واقعی و های اساسی برای همه توصیه‌هایی بنماید.

3- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند در خصوص اموری که در صلاحیت آن قرار دارد پیش‌نویس مقاوله نامه‌هایی برای تقدیم به مجمع عمومی تهیه نماید.

4- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند در خصوص مسائلی که در صلاحیت آن قرار دارد کنفرانسهای بین‌المللی بر طبق قواعد مقرر از طرف ملل متحد ترتیب دهد.

ماده 63-1- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند با هریک از موسسات تخصصی مذکور در ماده 57 قراردادهایی منعقد کند و شرایطی را که به موجب آن موسسه مربوطه وابسته به ملل متحد خواهد گردید معین نماید. اینگونه قراردادها باید به تصویب مجمع عمومی برسد.

2- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند از طریق مشاوره با موسسات تخصصی و توصیه به آنها و توصیه به مجمع عمومی و اعضای ملل متحد فعالیتهای موسسات تخصصی را هماهنگ سازد.

ماده 64-1- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند برای بدست آوردن گزارش‌های منظم موسسات تخصصی اقدامات مقتضی به عمل آورد. شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند برای بدست آوردن گزارش‌هایی در خصوص اقداماتی که برای اجرای توصیه‌های خود و توصیه‌هایی که توسط مجمع عمومی راجع به امور داخل در صلاحیت شورا به عمل آمده است با اعضای ملل متحد و موسسات تخصصی ترتیباتی بدهد.

2- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند ملاحظات خود را درباره این گزارشها به مجمع عمومی بفرستد.

ماده 65- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند اطلاعاتی در اختیار شورای امنیت قرار دهد و به درخواست شورای امنیت به آن شورا کمک کند.

ماده 66-1- شورای اقتصادی و اجتماعی در اجرای توصیه‌های مجمع عمومی وظایفی را که در حیطه صلاحیت آن شورا است انجام می‌دهد.

2- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند با تصویب مجمع عمومی خدماتی را که اعضای ملل متحد و موسسات تخصصی از آن شورا بخواهند انجام دهد.

3- شورای اقتصادی و اجتماعی وظایف دیگری را که در قسمتهای دیگر این منشور به عهده آن واگذار شده است  یا ممکن است توسط مجمع عمومی بدان محول شود انجام می‌دهد.

 

رای

ماده 67-1- هر عضو شورای اقتصادی و اجتماعی دارای یک رای خواهد بود.

2- تصویب شورای اقتصادی و اجتماعی با اکثریت آراء اعضای حاضر و رای دهنده گرفته می‌شود.

 

آئین کار

ماده 68- شورای اقتصای و اجتماعی کمیسیونهایی برای مسائل اقتصادی و اجتماعی و ترویج همچنین هرگونه کمیسیون‌های دیگری که برای اجرای وظایفش ضروری باشد تاسیس می‌کند.

ماده 69- شورای اقتصادی و اجتماعی از هر یک از اعضای ملل متحد برای شرکت در مذاکرات مربوط به هر موضوعی که آن عضو به نحو خاصی در آن ذینفع است دعوت خواهد کرد بدون آنکه عضو مزبور حق رای داشته باشد.

 ماده 70- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند ترتیباتی بدهد که نمایندگان موسسات تخصصی بدون حق رای در مذاکرات شورا و کمیسیون‌هایی که توسط آن تاسیس می‌گردند و همچنین نمایندگان خود شورا در مذاکرات موسسات تخصصی شرکت جویند.

ماده 71- شورای اقتصادی و اجتماعی می‌تواند برای مشاوره با سازمانهای غیر تی که به امور در حیطه صلاحیت شورا اشتغال دارند هرگونه تد ر مناسب اتخاذ نماید. این ترتیبات ممکن است درباره سازمانهای بین‌المللی در جایی که اقتضا نماید، درباره سازمانهای ملی پس از م با عضو ذینفع ملل متحد اعمال گردد.

ماده 72-1- شورای اقتصادی و اجتماعی آئین‌نامه داخلی خود را تنظیم می‌نماید و در آن طرز انتخاب رئیس شورا را معین می‌کند.

2- شورای اقتصادی و اجتماعی در مواقع لازم بر طبق آئین‌نامه داخلی خود تشکیل جلسه می‌دهد. آئین نامه مزبور شامل مقررات مربوط به تکشیل جلسات به درخواست اکثریت اعضای شورا خواهد بود.

 


مشاهده متن کامل ...

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی
درخواست حذف اطلاعات

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی



مشاهده متن کامل ...
تاریخچه جام جهانی فوتبال
درخواست حذف اطلاعات


تاریخچه:
جام جهانی فوتبال که مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان به حساب می‌آید، از سال 1930 و هر 4 سال یک بار برگزار می‌شود.
با آنکه فدراسیون جهانی فوتبال- فیفا- در سال 1904 تاسیس شد اما نخستین جام جهانی 26 سال بعد برگزار شد. فیفا در 28 مه سال 1928 در نشست سالانه خود در آمستردام خبر از برگزاری تورنمنتی داد که تیم فوتبال تمام اعضای این فدراسیون می‌توانستند در آن شرکت کنند.

 برای خواندن کامل به ادامه ی مطلب بروید

اولین دیدار بین دو تیم ملی فوتبال در سال 1872 و بین تیم‌های انگلستان و اسکاتلند انجام گرفت اما در آن سال‌ها فوتبال خارج از بریتانیای کبیر بعد زیادی نداشت. پس از افزایش محبوبیت فوتبال در آغاز قرن بیستم، این ورزش در المپیک‌های تابستانی 1900 و 1904  و المپیک میانی 1906 به عنوان ورزش ناظر (بدون اهدای مدال) شرکت کرد.

 

در المپیک تابستانی 1908 بالا ه فوتبال یکی از ورزش‌های رسمی گشت. مسابقات فوتبال در آن سال توسط «انجمن فوتبال» (فدراسیون فوتبال در انگلستان) برگزار می‌شدند و تنها بازیگران آماتور در آن شرکت داشتند و گاها بیشتر یک نمایش بود تا یک مسابقه. تیم ملی آماتورهای فوتبال انگلستان هم در المپیک 1908 و هم در المپیک 1912 فاتح مسابقات شد.


با توجه به این‌که مسابقات فوتبال المپیک تنها بین تیم‌های آماتور برگزار می‌شد، مسابقات «نشان سر توماس لیپتون»‌ توسط «سر توماس لیپتون» در 1909 و در تورین برگزار شدند.این مسابقات معمولا به عنوان اولین تورنمنت جدی جهانی شناخته می‌شوند و اکثر باشگاه‌های خوب جهان از ایتالیا، آلمان و سوئیس در آن‌ها شرکت داشتند. تیم وست آکلند، تیمی آماتور از روستایی در شمال شرق انگلستان، فاتح این مسابقات شد. وست آکلند در مسابقات بعدی در 1911 نیز قهرمان شد و بر طبق قوانین بازی‌ها، نشان سر توماس را تا ابد به خانه برد.


در 1914 فیفا توافق کرد که مسابقات المپیک را به عنوان «مسابقات قهرمانی فوتبال آماتورها» به رسمیت بشناسد و مسئولیت برگزاری آن را به عهده بگیرد. این باعث شد که مسابقات فوتبال المپیک تابستانی به اولین تورنمنت فوتبال بین‌قاره‌ای بدل شود. اروگوئه قهرمان این مسابقات شد و در سال 1928 نیز مدال طلا را ب کرد.
در 28 می 1928 پس از طرحی که رئیس وقت فیفا،ژول ریمه، طراحی کرده بود، تصمیم گرفته شد که فیفا تورنمنت بین‌المللی خود را به پا کند. با توجه به این‌که اروگوئه صاحب مدال طلای دو المپیک قبلی بود و با توجه به این‌که در سال 1930 جشن صدمین سالگرد استقلالش را می‌گرفت، میزبانی به این کشور س شد.

 

اولین جام جهانی رسمی         
المپیک تابستانی 1932 در لوس آنجلس برگزار شد و به علت عدم محبوبیت فوتبال در آن کشور، این ورزش در برنامه بازی‌ها گنجانده نشد. علت دیگر عدم توافق فیفا و کمیته بین‌المللی المپیک در مورد وضعیت بازیگران آماتور بود. رئیس وقت فیفا، ژول ریمه، طرحی ارائه کرد که بر طبق آن اولین مسابقات جام جهانی در 1930 و در اروگوئه برگزار شود.
فدراسیون‌های ملی بعضی کشورها به فرستادن یک تیم به مسابقات دعوت شدند. با توجه به این‌که میزبان مسابقات –اروگوئه- بسیار دور از اروپا واقع شده بود و تیم‌های اروپایی برای شرکت در این مسابقات باید در سفر پر هزینه‌ای از اقیانوس اطلس می‌گذشتند، تا دو ماه مانده به مسابقات هیچ کشور اروپایی حاضر به فرستادن تیم نشده بود.


ژول ریمه نهایتا تیم‌های اروپایی بلژیک، فرانسه، رومانی و یوگسلاوی را به قبول این سفر راضی کرد. مجموعا 13 کشور در این جا شرکت د – هفت تیم از ی جنوبی، چهار تیم از اروپا و دو تیم از ی شمالی .
اولین دیدارهای جام جهانی به طور همزمان برگزار شدند و توسط فرانسه و فتح شدند. این دو تیم به ترتیب مکزیک را 4 بر یک و بلژیک را 3 بر 0 مغلوب د. اولین گل تاریخ جام جهانی توسط لوسین لورن از فرانسه به ثمر رسید.  چهار روز بعد برت پاتناد از اولین هت-تریک تاریخ جام را در برد 3 بر صفر مقابل پاراگوئه ثبت کرد. در مسابقه فینال اروگوئه با نتیجه 4 بر 2 از سد آرژانتین گذشت و اولین فاتح جام جهانی شد. این مسابقه در مونته‌ویدئو انجام شد و 93 هزار نفر شاهد برگزاری آن بودند.


پیشروی
مشکلات اولیه بازی‌ها مسائل مربوط به سختی سفرهای بین‌قاره‌ای و جنگ بود. همانطور که تیم‌های اروپایی حاضر به سفر برای شرکت در جام اروگوئه 1930 نبودند، تیم‌های ی جنوبی نیز حاضر به تحمل سفر برای شرکت در جام 1934 و 1938 نبودند و برزیل تنها تیمی بود که در این جام‌ها شرکت کرد. جام‌های 1942 و 1946 به دلیل وقوع جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن برگزار نشدند.

جام جهانی 1950 برای اولین بار شاهد حضور تیم‌هایی از جزیره بریتانیا، مبدع فوتبال، بود. تیم‌های بریتانیایی (انگلستان، اسکاتلند و ...) در 1920 از فیفا بیرون کشیده بودند اما در 1946 با دعوت مجدد فیفا به این فدراسیون بازگشتند و در این جام بازی د.

 

این تورنمنت در ضمن شاهد حضور دوباره اروگوئه، قهرمان جام اول، بود که دو جام قبلی را تحریم کرده بود. اروگوئه در بازگشت خود مجددا قهرمان شد. (در ضمن جام 1950 اولین و آ ین جامی بود که مرحله  نهایی آن به صورت گروهی برگزار می‌شد و نه به صورت حذفی و در نتیجه قرار بود مسابقه مشخص فینال نداشته باشد.گرچه صورت امتیازها به طوری شد که عملا بازی برزیل و اروگوئه به صورت بازی فینال درآمد. در جام‌های بین 1934 تا 1978 شانزده تیم در مسابقات شرکت د (به غیر از چند مورد که تیم‌ها پس از راه‌ی به بازی‌ها استعفا دادند). اکثر تیم‌های از اروپا و ی لاتین بودند و اقلیت بسیار کمی از آفریقا، آسیا و اقیانوسیه.


نمایندگان این قاره‌ها معمولا به سادگی توسط تیم‌های اروپایی و ی لاتینی مغلوب می‌شدند (یک استثنای مهم کره شمالی بود که در 1966 تا یک چهارم نهایی بالا آمد). در جام 1982 تعداد تیم‌های شرکت کننده به 24 افزایش یافت و این رقم در 1998 به 32 رسید که نتیجتا تیم‌های بیشتری از آفریقا،آسیا و ی شمالی شانس شرکت پیدا د.

 

 

 

 در سال‌های اخیر شرکت‌کنندگان این قاره‌ها توفیق بهتری داشته‌اند. کامرون در 1990 تا یک چهارم نهایی بالا آمد و کره جنوبی،سنگال و در 2002 همه حداقل تا یک چهارم نهایی بالا آمدند (کره جنوبی نهایتا چهارم شد). 197 کشور برای راه‌ی به جام جهانی 2006 آلمان با هم دیگر رقابت د. از تمامی 207 عضو فیفا تا به حال تنها سه کشور برای راه‌ی به جام تلاش نکرده اند. با توجه به این‌که کوموروس و تیمور شرقی اعضای تازه‌ای هستند و هنوز این امکان را نداشته‌اند، در واقع بوتان تنها کشوری است که شانس خود را برای شرکت در جام جهانی محک نزده.


در دهه 90 جام جهانی ن فیفا نیز راه‌اندازی شد و اولین جام جهانی ن در 1991 در چین برگزار شد. شکل برگزاری این مسابقات مانند مدل مردان است و هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شوند. ، آلمان، چین و نروژ تا به حال از موفق‌ترین تیم‌های جام جهانی ن بوده‌اند.


پوشش رسانه‌ای جام جهانی فوتبال
جام جهانی فوتبال در 1954 برای اولین بار از تلویزیون‌ها پخش شد و در حال حاضر پرتماشاگرترین رویداد ورزشی جهان است و تماشاگرانش از بازی‌های المپیک نیز می‌کنند. تخمین زده می‌شود که 28 بیلیون نفر بازی‌های جام جهانی 2002 را تماشا کرده‌آند. تنها فینال آن بازی‌ها توسط 1/1 بیلیون نفر دیده شده‌است. مسابقات قرعه‌کشی آن جام بیش از 300 میلیون نفر بیننده داشته‌است.


برگزاری جام جهانی طرحی بود که ژول ریمه فرانسوی- سومین رئیس فیفا- سال‌ها در ذهن خود می‌پروراند. پیش از آن، مسابقات بین‌المللی فوتبال فقط به المپیک محدود می‌شد که عموما فوتبال زیر سایه ورزش‌های دیگر قرارمی‌گرفت.
در سال 1929 فیفا برای برگزاری نخستین دوره جام جهانی و تعیین محل برگزاری بازی‌ها در نشستی در بارسلون اعضای خود را گرد هم آورد. در این کنگره، تصمیم بر آن شد که اوروگوئه قهرمان فوتبال المپیک 1924، در سال بعد به مناسبت صدمین سالگرد استقلال خود، میزبان نخستین دوره جام جهانی فوتبال باشد.

این مسابقات از آن سال به بعد هر 4 سال یک‌بار - با 2 استثنا در سال‌های 1942 و 1946 به علت جنگ جهانی دوم- برگزار شده‌‌است. در سال 1991 فیفا برگزاری جام جهانی ن را نیز آغاز کرد.


مروری بر دوره‌های جام‌جهانی فوتبال
1930- اوروگوئه/ قهرمان: اوروگوئه

 

 

 

اولین دوره جام جهانی در 13 ژوئیه سال 1930 در مونته‌ویدئو اوروگوئه آغاز شد و بیش از 2 هفته طول کشید و نزدیک به 500 هزار نفر از این مسابقات دیدن د. در این دوره 13 تیم شرکت د که از اروپا فقط تیم‌های بلژیک، یوگسلاوی، رومانی و فرانسه حضور داشتند.
در بازی نیمه نهایی آرژانتین مقابل قرارگرفت و اروگوئه به دیدار یوگسلاوی رفت که تیم‌های ی‌جنوبی با نتیجه مشابه 6 بر 1 حریفان خود را ش ت دادند و به فینال رسیدند.
در فینال اوروگوئه 4 بر 2 آرژانتین را ش ت داد و به عنوان نخستین قهرمان جام جهانی شناخته شد.


1934- ایتالیا/ قهرمان: ایتالیا

 

 

 
دومین دوره جام جهانی در اروپا و در کشور ایتالیا برگزار شد و به همین دلیل تیم‌های اروپایی میل بیشتری برای شرکت در این بازی‌ها از خود نشان دادند. این جام نخستین جامی بود که تیم‌ها برای حضور در مرحله نهایی بازی‌ها نیاز به گذراندن مرحله مقدماتی داشتند.
تعداد تیم های شرکت‌کننده در این دوره 16 تیم بود که از میان 32 تیم حاضر در مرحله مقدماتی به بازیها راه یافتند. با وجود تعداد بیشتر تیم‌ها نسبت به دوره قبل، اما مسابقات تماشاچی کمتری داشت.
جام ژول ریمه که نامش را از بنیانگذار جام‌جهانی گرفته تا سال 1970 تندیس جام جهانی بود و از آن پس شکل و نامش تغییر کرد. برخلاف دوره گذشته که اکثر تیم‌ها از ی جنوبی بودند، در این دوره اکثریت با اروپایی‌ها بود. به‌جز 12 تیم اروپایی، برزیل و آرژانتین از ی جنوبی و ایالات‌متحده از ی شمالی و مرکزی از تیم‌های حاضر در این رقابت‌ها بودند. تیم مصر، نخستین تیمی بود که از خارج از این 2 قاره به جام جهانی راه می‌یافت.


با حذف تیم‌های برزیل، آرژانتین، و مصر در دور نخست که به صورت 1 حذفی برگزار شد، 8 تیم راه‌یافته به مرحله یک چهارم اروپایی بودند.
2 تیم ایتالیا و چ لواکی در فینال مقابل هم قرارگرفتند که نتیجه در پایان وقت قانونی 1 بر 1 شد و در وقت اضافه ایتالیا با 1 گل، اولین فاتح اروپایی جام جهانی شد.


1938- فرانسه/ قهرمان: ایتالیا

 

 

 

جام جهانی 1938 با شرکت 15 تیم که از میان 37 تیم به مرحله نهایی راه یافته بودند، در اوایل ژوئن در فرانسه آغاز شد.
در آن دوره کشورهای اوروگوئه و آرژانتین به نشانه اعتراض به میزبانی مجدد اروپا، از حضور در این بازی‌ها انصراف دادند و از قاره کشورهای برزیل و کوبا حضور داشتند که برزیل تا نیمه نهایی صعود کرد و در آن مرحله مغلوب ایتالیا شد.برای نخستین بار در تاریخ جام جهانی، قهرمان دوره گذشته و میزبان بازی‌ها بدون انجام بازی‌های مقدماتی به مرحله نهایی راه‌یافتند.
ایتالیا و مجارستان در فینال مقابل هم قرار گرفتند که در این مسابقه ایتالیا 4 بر 2 پیروز شد و برای نخستین‌بار این تیم توانست 2 بار جام را به خانه ببرد. با شروع جنگ جهانی، 2 دوره جام جهانی برگزار نشد.


1950- برزیل/ قهرمان: اوروگوئه

 

 

  
برزیل دومین کشور از ی جنوبی بود که میزبان جام جهانی بود. این کشور در این بازی‌ها نتوانست از امتیاز میزبانی بهره ببرد.
در این دوره 4 تیم سوئد، اوروگوئه، اسپانیا و برزیل در فینال در یک گروه قرارگرفتند که اوروگوئه با به دست آوردن بیشترین امتیاز از مجموع 3 بازی در صدر گروه قرارگرفت و به عنوان قهرمان این دوره شناخته شد و تیم‌های برزیل، سوئد و اسپانیا به ترتیب دوم تا چهارم شدند.
تماشاچیان این دوره در تاریخ جام جهانی از رقم 1 میلیون نفر گذشت. برای این بازی‌ها بزرگترین ورزشگاه جهان با ظرفیت 220 هزار نفر در ریودوژانیرو ساخته شد.


 1954- سوئیس/ قهرمان: آلمان‌غربی

 

 


در جام‌جهانی سوئیس بازی‌ها به صورت گروهی در دور مقدماتی و تک حذفی در مرحله بعدی برگزار شد. در این دوره از 16 تیم راه‌یافته به جام جهانی تیم‌های ترکیه، کره‌جنوبی و اسکاتلند برای نخستین بار حضور پیدا د.
آلمان‌غربی پس از مجارستان به عنوان تیم دوم به یک چهارم نهایی رسید. این 2 تیم در فینال مقابل هم قرارگرفتند و با اینکه مجارستان در دور مقدماتی  8 بر3 آلمان‌غربی را ش ت داده بود، در فینال با نتیجه 3 بر 2 مغلوب شد. آلمان‌غربی در نخستین حضورش در جام جهانی قهرمان شد.این آ ین دوره مسابقات جام‌جهانی بود که ژول ریمه، بنیانگذار جام‌جهانی در آن حضور داشت. وی 33 سال ریاست فیفا را برعهده داشت و در سال 1956 و در سن 83 سالگی درگذشت.


 1958- سوئد/ قهرمان: برزیل

 

 

  
این جام از خاطره انگیزترین دوره‌های جام‌جهانی برای برزیل است. درخشش برزیل در جام سرآغازی بود برای موفقیت‌های بعد. برزیل تنها تیم جهان است که در تمام دوره‌های جام جهانی حضور داشته و با بیشترین تعداد بازی، گل زده و امتیاز سال‌هاست پرافتخارترین تیم ملی جهان محسوب می‌شود.


این دوره میدان درخشش ستارگانی چون ژوست فانتن، ب چارلتون و گارینشا بود. اما در این دوره نام پله بیش از همه به ذهن خطور می‌کند.  در بین 16 تیم راه یافته، تیم‌های ایرلندشمالی، و و اتحاد جماهیر شوروی نخستین حضور را تجربه می‌ د.
4 تیم برزیل، آلمان‌غربی، فرانسه و سوئد با ش ت حریفان به مرحله نیمه نهایی صعود د. در فینال برزیل با ستارگانش مقابل سوئد قرارگرفت و با نتیجه 5 بر2 پیروز شد و برای اولین بار جام را به خانه برد.


 1962 -  شیلی/ قهرمان: برزیل  

 

 

 
چون مسابقات در شیلی برگزار می‌شد،برزیل از این امتیاز برخوردار بود که در ی‌جنوبی به میدان می‌رفت. جائیکه تجربه ثابت کرده تیم‌های اروپایی معمولا نسبت به بازی‌های داخل اروپا ضعیف‌تر ظاهر می‌شوند.
از 16 تیم راه‌یافته به مرحله نهایی، 6 تیم از ی‌جنوبی و 10 تیم اروپایی بودند. تیم‌های ایتالیا، آرژانتین و اوروگوئه در دور مقدماتی حذف شدند و تیم‌های یوگسلاوی، چ لواکی، برزیل و شیلی به مرحله نیمه نهایی راه‌یافتند. چ لواکی با نتیجه 3 بر1 یوگسلاوی را ش ت داد و برزیل 4 بر2 شیلی را مغلوب خود کرد. در بازی فینال برزیل با نتیجه 3 بر1چ لواکی را ش ت داد و برای دومین دوره پیاپی قهرمان جهان شد.


 1966- انگلستان/ قهرمان: انگلستان

 

 

 

 انگلستان که دارای نخستین فدراسیون فوتبال جهان است در حالی میزبان این مسابقات شد که در بازی‌های جام‌جهانی چندان خوش ندرخشیده بود.
74 تیم در مرحله انتخ شرکت د که 10 تیم از اروپا، 5 تیم ار ی‌جنوبی و 1 تیم از آسیا به مسابقات نهایی راه‌یافتند. 2 تیم تازه وارد پرتغال و کره‌شمالی شگفتی‌سازان این دوره بودند. بازی این 2 تیم از مشهورترین بازی‌های تاریخ جام‌جهانی است. کره‌شمالی در آن بازی در 25 دقیقه نخست 3 بر صفر از پرتغال جلو افتاد. اما پرتغال با 4 گل پی در پی اوزه بیو و تک گل ژوزه آگوستو بازی را برد.
4 تیم انگلستان، آلمان‌غربی، پرتغال و اتحاد جماهیرشوروی به مرحله نیمه نهایی راه‌یافتند و آلمان‌غربی و انگلستان با نتیجه مشابه 2 بر1 حریفان را از پیش رو برداشتند.
در بازی فینال 2 تیم در پایان وقت قانونی 2 بر 2 مساوی شدند، اما در وقت اضافی، جف‌هرست که در وقت قانونی یکی از گل‌های انگلستان را به ثمر رسانده بود، با وارد 2 گل دیگر نتیجه را به 4 بر 2 تغییر داد و انگلستان برای نخستین بار به جام جهانی دست‌یافت.


 1970- مکزیک/ قهرمان: برزیل

 

 

  
برای نخستین بار جام جهانی در ی ‌مرکزی و بدون حضور تیم‌های فرانسه، آرژانتین، مجارستان و اسپانیا برگزار می‌شد.
برزیل با ماریو زاگالو و بازیکنان مطرح خود چون پله، ریوه لینو، کارلوس آلبرتو پریرا، توستائو و جرزینیو به مکزیک آمده بود تا ش ت سخت دوره پیش را جبران کند. ایتالیا نیز برای رسیدن به فینال، مکزیک و آلمان‌غربی را ش ت داد.ایتالیا و برزیل در نیمه اول بازی فینال با نتیجه 1 بر 1 مساوی شدند اما در نیمه دوم برزیل در 20 دقیقه 3 گل به ثمر رساند و برای سومین‌بار قهرمان جام‌جهانی شد و جام ژول‌ریمه را برای همیشه به خانه برد.


1974- آلمان‌غربی/ قهرمان: آلمان‌غربی

 

 

 

تیم‌های فرانسه، اسپانیا و انگلستان غایبان بزرگ جام دهم بودند و جمهوری دمکراتیک کنگو، آلمان شرقی، هائیتی و استرالیا (سهمیه آسیا) برای نخستین‌بار به جام‌جهانی می‌آمدند.
سیستم برگزاری بازی‌ها بار دیگر در این جام تغییر کرد. بدین شکل که 16 تیم در 4 گروه 4 تیمی بازی د که تیم‌های اول و دوم هر گروه به دور بعد راه یافتند و دوباره به 2 گروه 4 تیمی تقسیم شدند که 2 تیم اول مستقیما به فینال و 2 تیم دوم به بازی رده‌بندی راه‌یافتند.
آلمان‌غربی، میزبان مسابقات و هلند به فینال رفتند و برزیل و لهستان برای بازی رده‌بندی مقابل هم قرارگرفتند.


بازی فینال با حضور بیش از 75 هزار نفر در یوم المپیک مونیخ برگزار شد. آلمان‌غربی با بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال خود چون سپ مایر، فرانتس باوئر، برتی فوگتس، پل برایتنر، گرد مولر، ولفگانگ اورات، راینر بونهوف و اولی هوینس در مقابل هلندی قرارگرفت که از مثلث طلایی یوهان کرایف و ران رینسن برینک و جانی بهره‌می‌برد.
در ثانیه‌های نخست بازی فینال یک پن ی به سود هلند گرفته شد که یوهان نیسکنس آن را به گل تبدیل کرد و یکی از سریعترین گل‌های تاریخ جام‌جهانی را رقم زد اما آلمان با 2 گل برایتنر و گرد مولر از هلند پیش افتاد و برای دومین‌بار به جام‌جهانی دست‌یافت.


1978- آرژانتین/ قهرمان: آرژانتین

 

 


تعداد شرکت کنندگان مرحله انتخ در این دوره برای نخستین بار از عدد 100 گذشت. 2 تیم ایران و تونس به عنوان نمایندگان آسیا و آفریقا برای نخستین‌بار به جام‌جهانی راه‌یافتند.
ایران که در دور نخست مرحله انتخ و عربستان‌سعودی را ش ت داده بود، در دور دوم با هنگ‌کنگ، کره جنوبی و استرالیا هم گروه شد که به عنوان تیم اول به جام جهانی راه‌یافت.


2 ش ت مقابل هلند و پرو و یک تساوی با اسکاتلند، 2 گل زده (ایرج دانایی‌فر و حسن روشن)، 8 گل خورده و 1 امتیاز نتیجه سفر ایران به آرژانتین بود.
در این دوره تیم‌های آرژانتین و هلند به عنوان سرگروه به فینال رسیدند و برزیل و ایتالیا بازی رده‌بندی را برگزار د. در فینال هلند که برای بار دوم به فینال رسیده بود با تیم جوان و ناشناخته آرژانتین با بازیکنانی چون دانیل پاسارلا، دانیل برتونی، ماریو کمپس و اسوالدو آردیلس تقابل سختی داشت و در پایان وقت قانونی 1 بر 1 مساوی شدند. اما آرژانتین با زدن 2 گل در وقت اضافی، پس از اوروگوئه و برزیل، سومین کشور ی لاتین بود که به جام‌جهانی دست می‌یافت.


 1982- اسپانیا/ قهرمان: ایتالیا

 

 


با حضور ستارگانی چون زیکو، سوکراتس (برزیل)، دیه‌گو مارادونا (آرژانتین)، پائولو روسی و دینو زوف (ایتالیا)، کارل هاینتس رومنیگه و هارالد شوما (آلمان‌غربی) و ژان تیگانا و میشل پلاتینی (فرانسه) این جام، به جام ستارگان شناخته می‌شود.
در این جام سهمیه آفریقا به 2 تیم افزایش یافت و از هر 2 منطقه آسیا و اقیانوسیه 1 تیم به جام جهانی راه یافت. تیم‌های حاضر، به 6 گروه 4 تیمی تقسیم شدند و 2 تیم اول هر گروه صعود د. در مرحله نیمه‌نهایی تیم‌های فرانسه و آلمان‌غربی و در بازی دیگر ایتالیا و لهستان مقابل هم قرارگرفتند.


بازی دو تیم فرانسه و آلمان‌غربی پس از 120 دقیقه با نتیجه 3 بر 3 به تساوی رسید که آلمان‌غربی موفق شد فرانسه را در ضربات پن ی ش ت دهد و به فینال برود. ایتالیا با 2 گل پائولو روسی لهستان را ش ت داد و راهی فینال شد.در فینال ایتالیا با 3 گل پائولو روسی، مارکو تاردلی و الساندرو وبلی در مقابل تک گل آلمان‌غربی برای سومین‌بار قهرمان جهان شد.


1986- مکزیک/ قهرمان: آرژانتین

 

 

 

مکزیک در آن زمان نخستین کشور جهان بود که 2 بار میزبانی بازی‌های جام‌جهانی را برعهده گرفته بود. 121 کشور عضو فیفا برای ورود به جام سیزدهم در دور مقدماتی به رقابت پرداختند که 24 تیم موفق به سفر به مکزیک شدند. عراق، کانادا و دانمارک برای نخستین بار به جام جهانی راه یافتند.


در مرحله یک هشتم نهایی تیم‌های برزیل، آرژانتین، آلمان‌غربی، مکزیک، اسپانیا، انگلستان، فرانسه، بلژیک با ش ت دادن حریفان به یک چهارم نهایی رسیدند. فرانسه و برزیل در یکی از مهیج‌ترین بازی‌های تاریخ فوتبال جهان مقابل هم قرارگرفتند. بازی در 90 دقیقه قانونی با گل‌های کاره‌کا و پلاتینی 1 بر 1 تمام شد و پس از 30 دقیقه وقت اضافی بدون گل به ضربات پن ی رسید. فرانسه نهایتا در این بازی پیروز شد و به نیمه‌نهایی رفت.
در این مرحله آرژانتین و انگلستان نیز مقابل هم قرارگرفتند و با 2 گل مارادونا (دو گلی که هرکدام در نوع خود پدیده‌ای در جام جهانی محسوب می‌شود) آرژانتین به مرحله بعد صعود کرد.


در 2 بازی دیگر یک چهارم نهایی، آلمان‌غربی و بلژیک با پیروزی بر حریفان خود به نیمه‌نهایی رسیدند. در نیمه‌نهایی مانند سال 1982 فرانسه مغلوب آلمان‌غربی شد و آرژانتین هم مقابل بلژیک پیروز شد. بازی فینال که در ورزشگاه آزتک برگزار می‌شد آرژانتین با نتیجه پر گل 3 بر 2 آلمان را ش ت داد و توانست در فاسله 8 سال 2 بار جام را به خانه ببرد.


1990- ایتالیا/ قهرمان: آلمان‌غربی

 

 

 
در این جام کشورهای کاستاریکا، امارات عربی متحده و ایرلند تازه واردان بودند. آرژانتین قهرمان دوره قبل در یک بازی غیرقابل پیش بینی، مغلوب کامرون شد و به سختی به عنوان تیم سوم پس از کامرون و رومانی از گروهش صعود کرد و با ش ت دادن برزیل با تک گل کلودیو کانی‌گیا به یک هشتم نهایی رسید.


این تیم در مرحله بعد یوگسلاوی و ایتالیا را در ضربات پن ی ش ت داد و در کمال ناباوری برای دومین‌بار پیاپی به فینال رسید. اما آلمان‌غربی که 3 بار پی‌در‌پی به فینال رسیده بود، حریف سختی برای آرژانتین به حساب می‌آمد. این تیم با 10 گل زده و 5 امتیاز به عنوان تیم اول از گروهش صعود کرد و با ش ت دادن تیم‌های هلند، چ لواکی و انگلستان به فینال رسید.


در فینال در دقیقه 85 خطای م ع آرژانتین روی یورگن کلینزمن، 1 پن ی برای آلمان‌غربی به ارمغان داشت که آندریاس برمه آن را به گل تبدیل کرد و همراه برزیل و ایتالیا با 3 بار فتح جام، عنوان پرافتخارترین تیم را از آن خود کرد. فرانتس باوئر، ستاره فوتبال آلمان مشهور به قیصر که در سال 1974 به عنوان کاپیتان آلمان‌غربی با این تیم قهرمان شده بود، در جام 1990 ایتالیا، در نقش مربی این تیم بار دیگر به این عنوان دست‌یافت.


1994- / قهرمان: برزیل

 

 


این جام در کشوری برگزار می‌شد که فوتبال در مقابل ورزش‌های دیگری چون بیسبال، بسکتبال و فوتبال یی محبوبیت کمتری داشت. فیفا با توجه به درخشش کامرون در دوره قبل، سهمیه آفریقا را که 2 تیم بود به 3 تیم افزایش داد.
نیجریه، عربستان‌سعودی و یونان تازه‌واردان جام‌جهانی بودند. تیمی ملی روسیه نیز برای نخستین‌بار مستقل از دیگر جمهوری‌های سابق اتحاد شوروی به جام جهانی آمد و آلمان‌شرقی و آلمان‌غربی پس از اتحادشان برای نخستین‌بار در قالب تیم ملی آلمان به میدان آمدند.


آرژانتین با مارادونا، در 2 بازی اول پیروز شد، اما پس از اینکه جواب آزمایش مارادونا در خصوص استفاده از داروهای نیروزا مثبت درآمد و این بازیکن از ادامه بازی‌ها محروم شد، شیرازه این تیم از هم پاشید.در مرحله یک چهارم نهایی بجز برزیل، تیم‌های آلمان، ایتالیا، بلغارستان، رومانی، هلند، اسپانیا و سوئد اروپایی بودند و چون آنها هیچگاه خارج از اروپا به جام دست‌نیافته بودند، شانس‌شان برای ش تن این طلسم قدیمی 1به 7 بود.


در این مرحله ایتالیا، برزیل و سوئد تیم‌های اسپانیا، هلند و رومانی را ش ت دادند و بلغارستان، آلمان را ش ت داد و به نیمه نهایی رفتند. در نیمه نهایی ایتالیا مقابل بلغارستان پیروز شد و برزیل، سوئد را ش ت داد. بازی فینال پس از 120 دقیقه بدون گل پایان یافت و برزیل موفق شد در ضربات پن ی با نتیجه 3 بر 2 ایتالیا را ش ت دهد و برای چهارمین‌بار قهرمان جهان شود.
در یکی از نادرترین اتفاقات تاریخ فوتبال، آندرس اسکوبار م ع تیم ملی کلمبیا در بازی مقابل گلی را به اشتباه وارد دروازه خودی کرد که منجر به ش ت و حذف کلمبیا از بازی‌ها شد. این بازیکن پس از بازگشت به کلمبیا هدف گلوله هواداران افراطی فوتبال قرارگرفت و کشته شد.


1998- فرانسه/ قهرمان: فرانسه

 

 


در این جام تعداد تیم‌های شرکت کننده از 24 تیم به 32 افزایش یافت. به همین دلیل سهمیه آسیا به 5 تیم افزایش پیدا کرد. ژاپن، کرواسی، جامائیکا و آفریقای‌جنوبی برای نخستین بار به جام جهانی می‌آمدند.
ایران پس از گذر از چندین مسابقه نفسگیر در مرحله انتخ آسیا تقریبا امیدش را از دست داده بود، چین، کره‌جنوبی، ژاپن و عربستان‌سعودی به جام فرانسه راه پیدا کرده بودند و ایران با ش ت استرالیا به عنوان تیم پنجم راهی فرانسه شد. ایران در دور مقدماتی با  2 باخت در مقابل یوگسلاوی و آلمان و 1 پیروزی مقابل حذف شد.


بجز کرواسی که در اولین حضور خود، توانسته بود به نیمه‌نهایی راه‌یابد، برزیل، فرانسه و هلند دیگر تیم‌های راه‌‌‌یافته به این مرحله بودند. در این مرحله برزیل مقابل هلند در ضربات پن ی به پیروزی رسید و فرانسه میزبان بازی‌ها کرواسی را ش ت داد. در فینال فرانسه موفق شد با 3 گل برزیل را ش ت دهد و قهرمان جهان شود.


2002- کره‌جنوبی و ژاپن/ قهرمان: برزیل

 

 

 
در آغاز هزاره سوم میلادی برای اولین‌بار جام‌جهانی در خارج از 2 قاره و اروپا و همچنین به طور مشترک در 2 کشور برگزار شد. 194تیم عضو فیفا در مرحله انتخ رقابت د. تیم‌های اکوادور، سنگال و اسلوونی برای نخستین بار به این مسابقات راه یافته بودند. ترکیه و کره‌جنوبی با ش ت دادن حریفان موفق شدند تا نیمه‌نهایی صعود کنند.


در نخستین بازی مرحله نیمه‌نهایی برزیل، ترکیه را ش ت داد و برای سومین‌بار متوالی به فینال رسید. آلمان دیگر تیم راه‌یافته به مرحله نیمه‌نهایی موفق شد با نتیجه 1 بر صفر کره‌جنوبی را ش ت دهد و به فینال برود. در فینال با 2 گل رونالدو، برزیل برای پنجمین‌بار قهرمانی‌اش را جشن گرفت و فاصله خودش را با رقیبانش آلمان و ایتالیا که 3 بار جام را به خانه برده‌اند، افزایش داد.


2006- آلمان/ قهرمان: ایتالیا

 

 

 
آلمان برای دومین‌بار میزبان تیم‌های برتر فوتبال جهان شد.رقابت‌های مقدماتی از 2 سال قبل در 6 منطقه جهان برگزار شد و فیفا مقرر کرد قهرمان دوره قبل باید در بازی‌های مقدماتی حاضر شود.
32 تیم صعود کننده در 8 گروه 4 تیمی قرارگرفتند و رقابت‌ها 19 داد سال 1385 با بازی آلمان - کاستاریکا در ورزشگاه مونیخ آغاز شد. مرحله یک چهارم پایانی با دیدار آلمان - آرژانتین آغاز شد و 2 تیم در وقت‌های قانونی و اضافی به تساوی 1-1 رسیدند. در ضربات پن ی آلمان پیروز شد و به نیمه نهایی صعود کرد.


در گروه‌های دیگر پرتغال در ضربات پن ی انگلیس را ش ت داد. فرانسه در یک بازی تماشایی برزیل را مغلوب کرد. ایتالیا هم 3 بر صفر اوکراین را درهم‌کوبید تا حریف آلمان‌ها در نیمه نهایی شود. دیدار آلمان و ایتالیا مسابقه‌ای زیبا بود که هر دو تیم 119 دقیقه رقابتی هیجان‌انگیز و پایاپای به نمایش گذاشتند. ولی ایتالیا در دقیقه آ با ضربه گروسو به گل رسید و 2 دقیقه بعد گل دوم را به ثمر رساند و پیروزشد. فرانسه نیز با تک گل زیدان به دیدار نهایی راه‌یافت. در رده‌بندی آلمان با نتیجه 3 بر 1 پرتغال را ش ت داد و سوم شد.


دیدار پایانی با حوادث تلخی همراه بود. در آن مسابقه 2 تیم با نتیجه 1-1 تا دقیقه 113 پیش رفتند که در آن هنگام ناگهان زین‌الدین زیدان کاپیتان فرانسوی‌ها با سر به ماتراتزی م ع ایتالیا کوبید و ا اج شد.فرانسه علی‌رغم تمام شایستگی‌ها در ضربات پن ی مغلوب شد و ایتالیا برای چهارمین‌بار فاتح جام جهانی شد. 

 

2010- آفریقای جنوبی /قهرمان : اسپانیا

 

 

 

جام جهانی فوتبال 2010 نوزدهمین دورۀ جام جهانی فوتبال بود که از 11 ژوئن 2010 (۲۱ داد ۱۳۸۹) تا 11 ژوئیه 2010 (۲۰ تیر ۱۳۸۹) در کشور آفریقای جنوبی برگزار شد. این دوره نخستین بار بود که جام جهانی در یک کشور عضو کنفدراسیون فوتبال آفریقا میزبانی شد. مراسم افتتاحیه جام در 10 ژوئن با حضور بسیاری از ستارگان فوتبال و موسیقی به صورت غیررسمی افتتاح شد.

در این مراسم بسیاری از ستارگان موسیقی آفریقای جنوبی و دنیا با اجراهای خود در حضور 30 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه اورلاندو به طور غیررسمی جام جهانی نوزدهم فوتبال را افتتاح د. دزموند توتو برنده جایزه صلح نوبل، سپ بلاتر رییس فدراسیون بین‌المللی فوتبال و یاکوب زوما رییس جمهور آفریقای جنوبی از جمله سخنرانان این مراسم بودند.
در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی تیم ملی اسپانیا با ش ت هلند در فینال اولین قهرمانی خود را در این جام جشن گرفت.

 

 جام‌ جهانی 2014 برزیل / قهرمان :؟؟؟
جام جهانی فوتبال 2014 بیستمین دورهٔ جام جهانی فوتبال است که از 13 ژوئن 2014 تا 13 ژوئیه 2014 در کشور برزیل برگزار می‌شود.
نشان رسمی این جام، 18 تیر 1389 با برگزاری مراسمی در ژوهانسبورگ رونمایی شد. در این مراسم علاوه بر سپ بلاتر، داسیلوا رییس جمهوری برزیل ریکاردو ت ریا رییس فدراسیون فوتبال برزیل، کافو، روبرتو کارلوس، روماریو و کارلوس آلبرتر تورس و کارلوس آلبرتو پریه حضور داشتند نماد جام جهانی 2014‬برزیل، تندیس جام قهرمانی است که ‪ 2‬دست سبز رنگ روی آن و یک دست زرد زیر آن قرار دارد.

 

 

 

اولین بار برزیل در سال 1950 میزبان جام جهانی بود و این بار دومی است که این کشور میزبان جام جهانی می‌شود. بعد از مکزیک، ایتالیا، فرانسه و آلمان برزیل پنجمین کشوری است که برای دومین بار میزبان جام جهانی می‌شود.



مشاهده متن کامل ...
10 کشور آرام دنیا را بشناسید
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای تفریحی جهان


موسسه اقتصاد و صلح فعالیت خود را بر مبنای توسعه شاخص هایی برای تحلیل صلح و سنجش ارزش اقتصادی آن انجام می دهد. این موسسه با محاسبه هزینه جرم و جنایت، تحلیل سطح ریسک کشورها و شاخص هایی از این دست فهرستی از کشورهای آرام جهان را منتشر کرده که در ادامه به 10 کشور اول این فهرست می پردازیم.

طبق شاخص صلح جهانی از سال 2008 تاکنون هر سال جهان خطرناک تر از قبل شده است. متاسفانه این روزها بسیاری از کشورها درگیر اقدامات تروریستی و مناقشات داخلی یا خارجی هستند. خوشبختانه کشورهایی هم هستند که هنوز در صلح و ثبات قرار دارند و اگرچه این کشورها هم کامل نیستند ولی به اندازه کافی آرام و امن هستند. در ادامه با 10 کشور صلح طلب و آرام دنیا آشنا می شویم.
  
1. ایسلند  

کشورهای آرام دنیا,کشور صلح طلب و آرام دنیا,کشورهای آرام جهان

ایسلند اولین  کشور آرام دنیا برای زندگی و مسافرت است


ایسلند به دلایل مختلفی در رتبه اول آرام ترین و صلح طلب ترین کشورهای جهان قرار می گیرد. این کشور با موفقیت بر بحران بانکی طی سال های 2008 تا 2011 غلبه کرد و حالا یکی از پیشرفته ترین جوامع با سطح سواد 100 درصدی است. سطح سواد بالا و صبوری مردم ایسلند باعث شده تا نرخ جرم و جنایت در این کشور پایین باشد. این کشور مخارج نظامی بسیار کمی دارد و در حال حاضر بدون است. جاذبه های طبیعی ایسلند از جمله آتشفشان ها و یخچال های طبیعی همچنین مناظر بسیار دیدنی همه ساله گردشگران زیادی را به این کشور جذب می کنند.

مردم ایسلند بعنوان شادترین و سالم ترین جامعه موجود در کره زمین با بیشترین نرخ رضایت در جمعیت شناخته شده اند.

امروزه صلح جهانی با عوامل منفی زیادی دست و پنجه نرم می کند و دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم چندان جای امنی برای زندگی نیست. طبق فهرست صلح جهانی کشورهایی که در بالا ذکر شدند هنوز هم امن ترین و راحت ترین کشورهای دنیا برای زندگی هستند. این کشورها دموکراتیک، متحد و البته دارای منابع طبیعی غنی هستند. از بین 162 کشور بررسی شده در حال حاضر کشور ایران در رتبه 138 این فهرست قرار دارد.

 

2. دانمارک

کشورها درگیر اقدامات تروریستی,کشور های زیبا و صلح طلب,معرفی 10 کشور صلح طلب

دانمارک دومین کشور آرام دنیا برای زندگی و مسافرت است


دانمارک دومین کشور آرام دنیا برای زندگی و مسافرت است. این کشور همیشه از مناقشات نظامی دوری می کند و بیشتر بر توسعه اقتصاد داخلی تمرکز کرده است. موفقیت این کشور با اصلاحات پیشرفته و سیاست های دمندانه ت محقق گشته است. مسائل بهداشت و درمان، برابری تی و مسئولیت پذیری اجتماعی جزو اولویت های دانمارک است.

 

دانمارک یک کشور متحد اروپایی با مردمانی تحصیل کرده و صبور است. مردم دانمارک بسیار همیار و پشتیبان یکدیگر و خوشبین هستند. کپنهاگ پایتخت دانمارم به عنوان مشهورترین پایتخت دوچرخه ها هم شناخته می شود. مردم دانمارک سبک زندگی آرام و بدون عجله ای دارند.

 

3. اتریش

صلح جهانی,10 کشور آرام دنیا,امن ترین و راحت ترین کشورهای دنیا

اتریش هم کشوری در میان کشورهای صلح طلب و آرام دنیا است


اتریش هم کشوری در میان کشورهای صلح طلب و آرام دنیا است. این کشور از زمان جنگ جهانی دوم به بعد از منازعات دور کرده است. اتریش دارای سیاست خارجی منعطف و  بی طرفانه است. امروزه از اتریش با نام یک شریک تجاری پر منفعت، مقصد مسافرتی و کشوری با سطح سواد بالا یاد می شود.

 

با توجه به سطح استاندارد بالای زندگی و اقتصاد پویا، اتریش در رتبه سوم این لیست قرار گرفته است. سیستم خدمات بهداشتی و همچنین نظام آموزشی اتریش بعنوان یکی از بهترین و تحسین شده ترین نظام های اروپایی شناخته شده است. جای تعجب نیست که وین پایتخت اتریش بعنوان راحت ترین شهر برای زندگی در بین ای دنیا شناخته شده است.

 

4. نیوزیلند

کشورهای آرام دنیا,کشور صلح طلب و آرام دنیا,کشورهای آرام جهان

نیوزیلند امن ترین وصلح دوست ترین کشور دنیا یاد می شود


هر سال از نیوزیلند به لطف نرخ جرم پایین، توانایی های نظامی، ثبات و احترام به حقوق انسانی با عنوان امن ترین وصلح دوست ترین کشور دنیا یاد می شود. مردم این کشور بسیار صبور و میهمان نواز هستند. این کشور روابط و اقتصادی خود را با استرالیا حفظ کرده است و در سال 1987 به عنوان منطقه غیر هسته ای معرفی شد و در حال حاضر نیز از های ضد هسته ای حمایت می کند.

طبیعت زیبا، استاندارد بالای زندگی و رفتار دوستانه مردم این کشور سبب شده تا نیوزیلند تبدیل به یکی از مقصدهای گردشگری دنیا شود.

 

5. سوییس

کشورها درگیر اقدامات تروریستی,کشور های زیبا و صلح طلب,معرفی 10 کشور صلح طلب

مردم سوییس زبان ها و فرهنگ های مختلف درون یک کشور با صلح و دوستی زندگی می کنند

 
 سوییس که بیشتر بخاطر پیست های اسکی خود معروف است طبق فهرست کشورهای آرام دنیا، یکی دیگر از کشورهای صلح دوست دنیا است. وقتی راجع به سوییس فکر می کنیم معمولا ساعت های گران قیمت، شکلات های متنوع و البته بانک های معروف این کشور اولین چیزهایی هستند که به ذهن ما می رسند ولی سوییس چیزهای با ارزش دیگری هم دارد. مردم سوییس دارای خدمات بهداشتی گسترده، نظام آموزش عالی و اشتغال بالا هستند. مردم سوییس به صبر و  چند فرهنگی بودن معروف هستند. مردمی با زبان ها و فرهنگ های مختلف درون یک کشور با صلح و دوستی زندگی می کنند.

 

6. فنلاند

صلح جهانی,10 کشور آرام دنیا,امن ترین و راحت ترین کشورهای دنیا

فنلاند هم به لطف طبع آرام مردمش در بین کشورهای آرام و صلح دوست جهان است


فنلاند هم به لطف طبع آرام و متین مردمش در بین کشورهای آرام و صلح دوست جهان است. البته نیروهای نظامی این کشور معمولا درگیر فعالیت های صلح طلبانه در نقاط مختلف دنیا از جمله لیبی و پا تان هستند. فنلاند سرمایه گذاری گسترده ای در امر آموزش و بهداشت کرده است که منجر به استانداردهای بالای زندگی، امید به زندگی بالاتر و سطح سواد بهتر شده است. علاوه بر این سیستم آموزشی فنلاند بعنوان یکی از بهترین سیستم های آموزشی در دنیا شناخته می شود. این کشور تبعیض تی، تضاد طبقاتی و فساد پایینی دارد. مردم فنلاند معمولا رضایت بیشتر از زندگی فعلی خود و امید بالاتر به آینده نسبت به سایر ملت های دنیا دارند.

 

7. کانادا

کشورهای آرام دنیا,کشور صلح طلب و آرام دنیا,کشورهای آرام جهان

کانادا بطور رسمی یک کشور چند فرهنگی شد


کانادا با داشتن یکی از بالاترین سطح استانداردهای زندگی از دیگر کشورهای امن و آرام دنیا است. کانا به دلیل اقتصاد پویا، مزایای کاری زیاد و البته قابلیت های فرهنگی مقصد بسیاری از مهاجران دنیا است. در سال 1971، کانادا بطور رسمی یک کشور چند فرهنگی شد جایی که مردم با فرهنگ های مختلف از حقوق و مساوی برخوردارند. این امر هر نوع تبعیضی را ریشه کَن کرد و سطح احترام متقابل اجتماعی را بالا برد بگونه ای که وقتی به کانادا سفر می کنید، احساس می کنید که در وطن خود هستید. افرادی که تازه وارد کانادا می شوند از خدمات ضروری رایان مانند کلاس های یادگیری زبان و کارگاه های آموزشی بهره مند می شوند. به همین دلیل بسیاری از مهاجران این کشورهای امن و آرام را بعنوان مقصد خود انتخاب می کنند. کانادا همچنین معمولا از مناقشات نظامی دوری می کند و برای مخارج نظامی هزینه زیادی نمی کند. این کشور مناظر طبیعی زیبایی هم دارد که سالیانه گردشگران زیادی را روانه کانادا می کنند.

 

8. ژاپن

کشورها درگیر اقدامات تروریستی,کشور های زیبا و صلح طلب,معرفی 10 کشور صلح طلب

ژاپن کشوری جالب با مردم و فرهنگ فوق العاده است


ژاپن کشوری جالب با مردم و فرهنگ فوق العاده است و یکی از آرام ترین کشورهای جهان به شمار می رود. مردم ژاپن به خوش اخلاقی و سعی و کوشش مشهور هستند. این مردم، بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادق، مودب و دارای رفتار دوستانه هستند. آنها همچنین بسیار منظم و سازمان یافته هستند و معمولا به جامعه بیش از خود بها می دهند. شاید همین موارد باعث شده که مردم ژاپن یکی از پیشرفته ترین و توسعه یافته ترین جوامع را با بهترین فناوری و البته یک از قوی ترین اقتصادهای دنیا داشته باشند. هر سال گردشگران زیادی برای دیدن مناظر طبیعی، معابد باستانی و بناهای تاریخی ژاپن به این کشور سفر می کنند.

 

9. بلژیک

صلح جهانی,10 کشور آرام دنیا,امن ترین و راحت ترین کشورهای دنیا

بلژیک یکی از کشورهای آرام دنیا است

 

اگرچه بلژیک واقعا کشور کوچکی است ولی یکی از بهترین و آرام ترین کشورهای جهان است. برو ل پایتخت بلژیک از زمان پایان جنگ جهانی دوم تبدیل به مرکز سیاست جهانی دنیا شده است در واقع برو ل مرکز اتحادیه اروپا نیز هست. مردم این کشور از سطح بالای استاندارد زندگی، آموزش با کیفیت و البته سطح بالای خدمات بهداشت و درمان بهره مند هستند. بلژیک با توجه به معماری باشکوه، بناهای تاریخی و هنری یکی از بهترین کشورها برای علاقه مندان به تاریخ است.

 

10. نروژ

  کشورهای آرام دنیا,کشور صلح طلب و آرام دنیا,کشورهای آرام جهان

نروژ یکی از آرام ترین کشورهای جهان است


طبق شاخص صلح جهانی، نروژ یکی از آرام ترین کشورهای جهان است. درست مثل سایر کشورهای اسک ناوی نروژ آمار پایین جرم و جنایت را دارد. به دلیل سرمایه گذاری منطقی در تولید نفت، نروژ توانسته طی قرن گذشته به اقتصاد قدرتمندی دست پیدا کند. جای تعجب نیست که نروژ یکی از ثروتمندترین و گران ترین کشورهای دنیا است. به دلیل استاندارد بالای زندگی و رفاه اجتماعی نروژ واقعا یک کشور امن و راحت برای زندگی است. این کشور همچنین به دلیل طبیعت برجسته خود نیز مشهور است. نروژ کشور بسیار جالبی است که ارزش دیدن دارد.

 

 محسن کریمی

منبع:zoomit.ir




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی 95
درخواست حذف اطلاعات

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی



مشاهده متن کامل ...
سهل گیری قانونگذار در خصوص عقد صلح
درخواست حذف اطلاعات

عقود در یکی از انواع تقسیم‌بندی‌ها به دو دسته معین و غیر معین تقسیم می‌شوند.

یک کارشناس ارشد حقوق خصوصی در گفت‌وگو با «حمایت» عنوان کرد
سهل‌گیری قانونگذار در خصوص عقد صلح

 
گروه حقوقی- مهدیه سیدمیرزایی: عقود در یکی از انواع تقسیم‌بندی‌ها به دو دسته معین و غیر معین تقسیم می‌شوند. عقود معین آن دسته از عقودی هستند که در قانون نام برده شده‌اند و شرایط و آثار مربوط به آنها نیز بیان شده است؛ لذار در صورتی که اشخاص، به انعقاد عقود معین مبادرت کنند، ملتزم به رعایت شرایط و آثار ذکرشده خواهند بود و نمی‌توانند از طریق توافق، شرایط یا نتایج اساسی این عقود را تغییر دهند. عقد صلح، یکی از انواع عقود معین محسوب می‌شود که قانونگذار در مواد 752 تا 775 قانون مدنی، شرایط آن را توصیف و تشریح کرده است.

مسعود ‌راد، حقوقدان و کارشناس ارشد حقوق خصوصی در گفت‌وگو با «حمایت» با بیان این مطلب اظهار کرد: صلح در لغت به معنای سازش، آشتی و توافق است و در منابع فقهی نیز برای عقد صلح، ماهیتی مبتنی بر تسالم و سازش قائل شد‌ه‌اند و ماهیت حقوقی این عقد نیز همان‌گونه که در ماده 752 قانون مدنی ملاحظه می‌شود، مبین رفع تنازع است. بر اساس این ماده، صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود.

  ویژگی‌های عقد صلح
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی افزود: با وجود این توضیحات، قانونگذار برای عقد صلح، حاکمیت وسیع‌تری قائل شده است؛ به‌طوی که مطابق ماده 758 قانون مدنی، صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که به‌جای آن واقع شده است، می‌دهد اما شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح، عین باشد، در مقابل عوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود، بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.
وی اضافه کرد: به عنوان مثال، اگر طرفین در قالب عقد صلح، اقدام به فروش خانه یا ملک در مقابل ثمن معین کنند، نتایج عقد بیع حاصل می‌شود که همان انتقال مالکیت عین در مقابل عوض معلوم است اما شرایط خاص عقد بیع در اینجا وجود ندارد. البته این موضوع بدین معنا نیست که تمامی عقود را بتوانیم در قالب عقد صلح جاری کنیم. مثلا ضمان، کف یا رهن در قالب عقد صلح ارایه نمی‌شود.

 صلح بلاعوض نیز جایز است
‌راد با بیان اینکه عقد صلح مانند سایر عقود دارای دو طرف است، گفت: در این عقد، واگذارکننده امر یا مال به دیگری را مصالح و قبول‌کننده را متصالح می‌گوییم همچنین مال‌الصلح به مالی گفته می‌شود که واگذار می‌شود.
وی عنوان کرد: عقد صلح می‌تواند معوض یا رایگان باشد؛ به‌گونه‌ای که در ماده 757 بیان شده است که صلح بلاعوض نیز جایز است همچنین عقد صلح، عقدی لازم است؛ به‌ این معنا که جز در مورد تخلف شرط یا شرط خیار که آن هم بر مبنای تراضی است، قابل فسخ نخواهد بود.
به گفته این حقوقدان، در ماده 760 قانون مدنی آمده است که صلح عقدی لازم است؛ اگرچه در مقام عقود جایز واقع شده باشد و بر هم نمی‌خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله. به عنوان مثال، عقد هبه نیز عقدی جایز است، به این معنا که اگر ی مالی را به دیگری هبه کند، به شرط بقای عین مال هبه‌شده، امکان رجوع وجود دارد. این در حالی است که اگر همین عقد هبه را در قالب عقد صلح جاری کنیم، قابل رجوع نیست و و تبدیل به یک عقد لازم می‌شود همچنین قبض که از شرایط اساسی عقد هبه است، از آن برداشته می‌شود.

 جوهر عقد صلح، رفع تنازع است
وی در ادامه بیان کرد: این موضوع را نباید فراموش کنیم که با وجود اینکه قانونگذار مفهوم گسترده‌ای برای عقد صلح قائل شده است، به‌گونه‌ای که اغلب عقود را می‌توان در قالب عقد صلح جاری کرد و به نوعی حاکمیت اراده را وسعت بخشیده است، اما این موضوع نباید به این معنا باشد که با استفاده از چارچوب عقد صلح و به قصد سوء، به دنبال بی‌اثر شرایط و خصوصیات قانونی سایر عقود باشیم. به عنوان مثال با آوردن عقد بیع در قالب عقد صلح، بخواهیم خیار مجلس، خیار حیوان یا خیار تاخیر ثمن را بلااثر کنیم یا اینکه عقد صلح را وسیله‌ای برای وارد ضرر به دیگران قرار دهیم.
‌راد همچنین اظهار کرد: مثال دیگری که در این زمینه می‌توان عنوان کرد، این است که چنانچه شریکی حصه خود را در قالب عقد صلح به شخص ثالثی واگذار کند، حق شفعه شریک دیگر را از بین ‌می‌برد و به نوعی باعث ورود ضرر و زیان به او خواهد شد. البته چون این امر، با قاعده فقهی «لاضرر و لا ضرار» مغایر است و از طرف دیگر، با قواعد مربوط به نظم عمومی تعارض دارد، می‌توان گفت که مشروعیت ندارد و باطل است. اما به هر حال، ماده 759 قانون مدنی بیان داشته است که حق شفعه در صلح نیست؛ هرچند در مقام بیع باشد.
وی افزود: در حقیقت باید توجه داشت که مفهوم و جوهر عقد صلح، نوعی تسالم و رفع تنازع است یعنی در هر موردی که وجود حقی بین دو نفر مشتبه باشد یا مورد نزاع قرار گرفته یا حتی قرار باشد از یک نزاع احتمالی ممانعت شود، از عقد صلح استفاده خواهد شد. لذا مراجع قضایی باید معطوف به این معنا باشند که این بستر قانونی، ابزار سوءاستفاده برخی اشخاص برای فرار از مقررات قانونی نباشد.
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی با بیان اینکه به همین منظور، قانونگذار نیز پیش‌بینی‌هایی داشته است، خاطرنشان کرد: در ماده یک قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1362، اماکنی که برای سکنی با تراضی با موجر به‌عنوان اجاره ‌یا صلح منافع یا هر عنوان دیگری به ‌منظور اجاره به تصرف ‌متصرف داده شده یا بشود، اعم از اینکه سند رسمی یا سند عادی ‌تنظیم شده یا نشده باشد، مشمول مقررات این قانون است‌.
منبع:
http://www.hemayatonline.ir/detail/news/16528



مشاهده متن کامل ...
برترین های برزیل
درخواست حذف اطلاعات
pelé africa do sul cropped.jpg

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو (به پرتغالی: edson arantes do nascimento) ملقّب به پله (pelé) (زادهٔ ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰ در ترس کوراسائویس) بازیکن سابق تیم ملی فوتبال برزیل است. پله در دوران بازیکنی خود سه جام جهانی را ب کرد و رکوردهای بسیاری را ش ت (از جمله اولین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). از القاب دیگر او «او ری» (شاه) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بودند. او عموماً به عنوان بزرگ ترین بازیکن تاریخ جهان شناخته می شود.

او ضمن مهارت بازی به عنوان هافبک یا مهاجم، مهارت کامل بازی با هر دو پا را داشت. تمام کننده ای قهار بود، دریبل زنی بی نظیر و ی به یاد ماندنی. او حتی – به عنوان یک فوروارد – تکل زن قهاری نیز بود. سرعت و قدرت شوت او از معروف ترین ویژگی هایش هستند.

او در دوران حرفه ای خود در چهار جام جهانی بازی کرد و موفق به ب ۳ جام جهانی (۱۹۶۲،۱۹۵۸ و ۱۹۷۰) شد. در جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد او با ۱۷ سال سن جوانترین بازیکن برزیل بود و موفق شد با گ نی در فینال برزیل را قهرمان جهان کند. در جام جهانی ۱۹۶۲ در دومین بازی برزیل برابر چ لواکی مصدوم شد و نتوانست برزیل را در دیدارهای بعدی همراهی کند. در جام جهانی ۱۹۶۶ نیز مصدومیت باعث شد تا تنها در دو بازی برای برزیل بازی کند و برزیل این بار در همان مرحلهٔ گروهی حذف شد. ولی در جام جهانی ۱۹۷۰ با قدرت بازگشت و با گ نی در فینال برابر ایتالیا علاوه بر ب جام قهرمانی یکی از معدود بازیکنانی شد که در دو فینال جام جهانی گ نی کرده اند. او موفق شد در چهار دوره پیاپی جام جهانی گ نی کند. پله در پایان دوران بازیگری خود ۱۲۸۱ گل به ثمر رساند. او تمام دوران فوتبال خود را در باشگاه برزیلی سانتوس بازی کرد و تنها در سال های آ به رفت تا برای موس بازی کند. بعد از بازنشستگی در ۱۹۷۷ او به عنوان شخصیتی ورزشی فعالیت کرده است و مدتی ورزش برزیل بوده است. و اولین بازیکنی است که از فیفا جایزه افتخاری بهترین بازیکن جهان را دریافت کرده، این اتفاق در سال ۲۰۱۴ میلادی رخ داد که در آن شب کریستیانو رونالدو موفق به ب جایزه بهترین بازیکن جهان در سال ۲۰۱۳ شد و در همین مراسم به صورت افتخاری یک توپ طلا نیز به پله داده شد

ادسون آرانتس دوناسیمنتو ملقب به پله (زادهٔ ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰) بازیکن سابق تیم ملی فوتبال برزیل است. پله در دوران بازی گری خود سه جام جهانی را ب کرد و رکوردهای بسیاری را ش ت (از جمله اولین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). از القاب دیگر او «او ری» (شاه) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بودند. او عموما به عنوان بزرگ ترین بازی کن تاریخ جهان شناخته می شود.

 

او ضمن مهارت بازی به عنوان هافبک یا مهاجم، مهارت کامل بازی با هر دو پا را داشت. تمام کننده ای قهار بود، دریبل زنی بی نظیر و ی به یاد ماندنی. او حتی - به عنوان یک فوروارد - تکل زن قهاری نیز بود. سرعت و قدرت شوت او از معروف ترین ویژگی هایش هستند.

 

او در دوران حرفه ای خود سه جام جهانی را ب کرد و ۱۲۸۱ گل به ثمر رساند. او تمام دوران فوتبال خود را در باشگاه برزیلی سانتوس بازی کرد و تنها سال های آ عمر را به رفت تا برای موس بازی کند. بعد از بازنشستگی در ۱۹۷۷ او به عنوان شخصیتی ورزشی فعالیت کرده است و مدتی وزرش برزیل بوده است.

 

پله یا به عبارتی ادسون ارانتس دونا سیمونته ستاره سابق فوتبال جهان متولد 23 اکتبر 1940 میلادی در três coraç?es (mg), brazil میباشد . پله را بسیاری از کارشناسان خبره فوتبال جهان برترین و بزرگترین فوتبالیست تاریخ جهان می نامند . ی که در 17 سالگی تونست تیم برزیل رو برای اولین بار قهرمان جهان کند . در واقع لقب پله در دنیا "the king of football" سلطان فوتبال و در جایی دیگر هم به "the king pelé" یا سلطان پله معروف میباشد . وی همچنین لقب footballer of the century یا همون برترین فوتبالیست قرن رو هم از سوی فیفا از ان خودش کرده است . وی همچنین عنوان athlete of the century یا همون برترین ورزشکار قرن رو هم از سوی کمیته بین المللی المپیک برای خودش اختصاص داده . پله همچنین یکی از اعضای national soccer hall of fame یا تالار افتخارات فوتبال هم میباشد . وی همچنین تنها فوتبالیستی در جهان میباشد که تونسته در دنیای حرفه ای فوتبال بیش از 1000 گل به ثمر برسونه البته به احتمال فراوان روماریو ستاره دیگری از برزیل هم که الان به مرز 999 گل رسیده بتونه به جمع پله بپیونده . پله در 15 سالگی به تیم santos futebol clube و در 16 الگی وارد تیم ملی برزیل و در 17 سالگی هم با برزیل قهرمان جهان شد . وی با وجود پیشنهادهای بزرگ از سوی تیمهای ثروتمند اروپایی در تیم خود سانتوس باقی ماند و 2 دهه برای این تیم بازی کرد چیزی که الان دیگه بین بازیکنان وجود نداره و یک بازیکن به محض دریافت یک پیشنهاد یه دلار بیشتر تیم خود و طرفدارانی که به عشق او به یوم میرفتند رو ترک میکنه و به یه تیم دیگر میره . در واقع پله به هیچ وجه پول رو به هواداران سانتوس ترجیح نداد و از این نظر هم یه نابغه در جهان هست .

 

پله در نهایت در سال 1975 از دنیای فوتبال خداحافظی کرد البته نه به صورت کامل . از تکنیکهایی که پله در اونها شهرت داشت میشه به دریبل های بدون استپ و پاسهای رویایی و سرعت و شوتهای محکم و ضربات سر استثنایی اون نام برد . پله همچنین برترین گ ن تاریخ فوتبال برزیل هم میباشد . و جالب تر اینکه تنها فوتبالیست در جهان که موفق شده 3 بار قهرمان جهان بشود . پله در نهایت در سال 1977 به صورت کامل از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و در حال حاضر هم یکی از سفیران فوتبال در جهان میباشد . پله در خانواده اش به dico شهرت داشت . در واقع شهرت اصلی او pele نبوده بلکه به دلیل اینکه وی به دروازه بان تیم واسکوداگاما که نام وی bilé بوده علاقه خاصی داشته لقب او را هم پله یا pilé می نامند . پدر پله هم فوتبالیست بود اما به دلیل اسیب دیدگی از ناحیه زانو زود از دنیای فوتبال اون هم با تیم atletico mineiro خداحافظی کرد . در سن 15.5 سالگی به تیم جوانان سانتوس و پس از یک سال بازی به تیم بزرگسالان سانتوس پیوست . پله در اولین بازی برای تیمش در برابر کورینتیانس که با برد 7-1 این تیم همراه بود یک گل به ثمر رسوند . در سن 16 سالگی در صدر ج گ نان لیگ برزیل قرار گرفت . فقط بعد از 10 ماه از عقد قرارداد حرفه ای با سانتوس به تیم ملی برزیل دعوت شد . بعد از جام جهانی 1962 با تیم برزیل بسیاری از تیمهای ثروتمند اروپایی خواهان وی شدند اما ت برزیل با اعلام اینکه پله به عنوان گنجینه ملی برزیل میباشد مانع از پیوستن وی به تیمهای اروپایی شد . در 19 نوامبر 1969 پله موفق شد 1000 امین گلش رو به ثمر برساند .

 

در واقع این گل در یوم ماراکانا و در برابر تیم واسکوداگاما و از روی نقطه پن ی به ثمر نشست . در جایی پله اعام کرد که زیباترین گلی که زده در یوم rua javari stadium و در لیگ peonato paulista و در برابر رقیب منطقه ای سائوپائولو یعنی juventus بوده است هر چند تصویر ویدیویی از این گل وجود نداره اما به درخواست پله یک انیمیشن از این صحنه درست شد . البته با ارزشترین گل یا به عبارتی goal worthy of a plaque در برابر فلومیننزه و در یوم ماراکانا و در مارس 1961 رخ داد که این گل رو هم زیباترین گل در تاریخ یوم ماراکانا شناخته اند . یکی از داستانهای جالب در مورد پله به این صورت هست که در سال 1967 دو گروه از نفاق افکنان در نیجریه که با هم جنگ می د 2 روز را اعلام اتش بس میکنند تا بتونن بازی دوستانه پله را در لاگوس مشاهده کنند . در سال 1972 و پس از 17 سال بازی در تیم سانتوس از این تیم خداحافظی کرد و در سال 1974 با تیم امریکایی نیویورک کاسموس برای فصل 1975 قراداد امضا کرد . و در ا ین سال حضورش در این تیم موفق شد این تیم را به مقام قهرمانی لیگ امریکا برساند البته در سال 1977 میلادی . در اول اکتبر 1977 کفشهایش را برای همیشه در برابر خیل عظیمی از مردم در یوم giants stadium اویزان کرد . در این دیدار دوستانه وی یک نیمه در تیم کاسموس و یک نیمه هم در تیم سابقش سانتوس بازی کرد و در پایان دیدار هم پیراهن شماره 10 تیم سانتوس به افتخار وی برای همیشه بازنشسته شد و به پله تعلق گرفت . اولین بازی ملی پله در 7 جولای 1957 برابر ارژانتین و به ش ت 2-1 برزیل منجر شد که در ان بازی پله تنها گل برزیل را به ثمر رساند یعنی 3 ماه قبل از رسیدن به سن 17 سالگی . اولین گلش در جام جهانی هم در برابر و و در جام جهانی 1958 سوئد بود که به عنوان جوانترین بازیکن هم معرفی شده بود .

 

جوانترین بازیکن در تاریخ جامهای جهانی میباشد که موفق شد در برابر تیم فرانسه و در نیمه نهایی جام 58 موفق به زدن 3 گل در یک دیدار یا همان هت تریک شود با سن 17 سال و 239 روز . جوانترین بازیکنی میباشد که موفق شده در فینال جام جهانی حضور داشته است با سن 17 سال 249 روز . در فینال جام 58 هم 2 گل به ثمر رساند که یکی از گلهای وی را جزو برترین گلهای تاریخ جام جهانی به شمار می اورند . تا اینجا رو داشته باشید ... دوستان پله اینقدر افتخارات داره که توی چندین صفحه هم نمیشه کامل به اونها پرداخت و با توجه به اینکه دوستان هم خسته نشوند ادامه مطلب هم در روزهای اینده به سایت اضافی میشه مرسی از اینکه تا اینجای کار همراه ما بودید و به امید دیدار سلام دوباره به همه دوستان در این قسمت به ادامه بررسی زندگی ورزشی پله میپردازیم و قسمت دوم رو اغاز میکنیم که به سال 1962 رسیدیم. در جام جهانی 1962 پله در بازی مقابل چک و اسلواکی وقتی دو بازیکن حریف رو دریبل زد با خطای فاحش م ع حریف روبرو شد و در نهایت جام جهانی رو هم از دست داد . جالبه بدونید ی که جانشین پله در ادامه تورنمنت شد ی نبود بجز گارینشای معروف که اتفاقا هم تونست باعث دومین قهرمانی تیم برزیل در جام جهانی بشه و ستاره مسابقات هم لقب بگیره . در جام جهانی 1966 و در حالی که پله موفق شد برای سومین بار متوالی و در 3 جام جهانی گ نی کنه برای برزیل و در بازی سوم در برابر پرتغال باز هم بر اثر تکلهای متوالی و خشن تیم پرتغال پله باز هم ناچار به ترک جام جهانی شد به طوری که بعد از پایان مسابقات اعلام کرد که دیگر حاضر نیست در جام جهانی بازی کند جامی که در نهایت برزیل در دور اول اون در عین ناباوری حذف شد .

 

در جام جهانی 1970 وقتی پله به تیم دعوت شد ابتدا اون رو رد کرد اما به ناچار دعوت به تیم ملی رو قبول کرد و در تیم برزیل که به گواه بسیاری از کارشناسان فوتبال جهان برترین تیم تاریخ فوتبال جهان هم میبود بازی کرد و اتفاقا با اون تیم هم قهرمان شد تیمی که شامل بازیکنانی چون rivelino, jairzinho, gérson, tostão و clodoaldo بود . پله در جام جهانی 1970 هم موفق به گ نی شد و به عبارتی تنها فوتبالیستی هست که تونسته در 4 جام جهانی گ نی کنه که واقعا خارق العاده است . در فینال جام 70 پله گل ابت بازی رو زد و در 2 گل دیگر هم به عنوان شریک بود که در نهایت با برتری 4-1 برزیل همراه بود به عبارتی برزیل تمام بازیهای خودش رو با برد به پایان رسوند . با این قهرمانی برزیل برای همیشه jules rimet trophy را از ان خودش کرد .

 

ا ین بازی پله برای زردپوشان برزیلی در تاریخ 18 جولای 1971 و در برابر تیم یوگسلاوی و در شهر ریودوژانیرو بود . رکورد وی هم در تیم برزیل برابر با 67 برد و 14 تساوی و 11 باخت و 3 قهرمانی در جام جهانی هست که تا به حال ی به اون دست پیدا نکرده است و یه نکته جالب هم اینکه تیم برزیل در مسابقاتی که پله و گارینشا به طور همزمان در تیم برزیل بازی می د رنگ ش ت را هرگز به خودش ندید . دوستان در قسمت پایانی وسوم به بررسی افتخارات پله اعم از اینکه چند تا بازی انجام داده یا چند تا گل زده خواهیم پرداخت پس تا دیداری دیگر بدرود . سلام به همه دوستان عزیز در این بخش ا کلیه افتخاراتی رو که پله ب کرده را با هم مرور میکنیم پله با تیم سانتوس که تمام فوتبال حرفه ای خود رو با این تیم انجام داد موفق به ب قهرمانی های فروانی شد . 10 قهرمانی در peonato paulista و 3 قهرمانی در torneio rio-são paulo و یکبار قهرمانی در torneio roberto gomes pedrosa (taça de prata) و 5 قهرمانی در taça brasil و 2 قهرمانی در copa libertadores و 2 قهرمانی هم در intercontinental cup و یک قهرمانی هم در south-american recopa از افتخارات او با پیراهن تیم سانتوس می باشد . با تیم نیویورک کاسموس هم یکبار در سال 1977 و در مسابقات nasl قهرمان امریکا شد . اما با پیراهن برزیل 3 بار قهرمان world cup و 2 بار قهرمان roca cup و یکبار هم قهرمان copa o'higgins و یکبار نیز قهرمان copa atlântica شد . سایر رکوردهای شخصی پله هم به قرار زیر میباشد : در سال 1999 به عنوان برترین ورزشکار قرن از سوی کمیته بین المللی المپیک برگزیده شد .

 

در دسامبر 2000 به عنوان برترین فوتبالیست قرن بیستم معرفی شد . در همان سال پله جایزه مادام العمر laureus world sports awards را که در افریقای جنوبی و توسط رییس جموهر ان کشور یعنی نلسون ماندلا اهدا میشد را از ان خود کرد . در سال 2005 هم پله جایزه sports personality of the year lifetime achievement award رو از شبکه مال خود کرد . اما کمی هم به بازیها و گلهای وی بپردازیم: پله در 1363 بازی توانسته 1281 گل به پمر برساند البته این شامل بازیهایی هم میشه که پله با تیمهای سانتوس و نیویورک در تورهای مختلف انجام داده است و اون بازیها هم برای وی حساب شده است حتی بازیهای که برای تیم نیروهای نظامی با پیراهن برزیل انجام داده است . تعداد گلهای به ثمر رسانده پله در مسابقات لیگ برزیل شامل 589 گل در 605 بازی میباشد . پله در جایگاه سوم برترین گ نان ملی جهان با 77 گل در 92 بازی . همچنین وی در جایگاه چهارم و پشت سر رونالدو و گرد مولر و ژوست فونتن در لیست برترین گ نان تاریخ جام های جهانی می باشد با 12 گل . پله در 3 قهرمانی برزیل در جام جهانی سهم داشته اگرچه در فینال 62 به دلیل مصدومیت حاضر نشد . و جزو بازیکنانی میباشد که موفق شده اند در 2 فینال جام جهانی گ نی کنند به همراه پل برایتنر المانی و زین الدین زیدان فرانسوی و واوای برزیلی . او همچنین جزو یکی از 5 بازیکنی هست که موفق شده از روی یک ضربه ازاد ایستگاهی به طور مستقیم گ نی کنه در 2 جام متفاوت به همراه rivelino, teófilo cubillas, bernard genghiniو david beckham . او همچنین جزو دو نفری هست که موفق شده اند در 4 جام جهانی گ نی کنند به همراه اووه زیار المانی البته من در یکی از مطالب بالا به اشتباه فقط ذکر که پله به تنهایی دارای این عنوان هست که الان از همه پوزش میخوام و به نوعی اون رو تکمیل میکنم که هم پله و اووه زیلر در 4 جام متفاوت گ نی کرده اند . بسیاری بر این باور هستند که اگر گلهای زده شده پله که بسیاری از اونها در مسابقات غیر رسمی زده شده است را حساب نکنیم معادلات طور دیگری خواهد بود بطور نمونه اگر بازیهای دوستانه هم برای گرد مولر المانی محاسبه شود وی دارای رکورد 1455 گل در 1204 بازی خواهد شد . یا در جایی دیگر اگر فقط رقابتهای رسمی محاسبه شود اینبار هم پله در جای دوم خواهد بود پشت سر ژوزف بیسکان . به طوری که وقتی از وی در این مورد که ایا تعداد گلهای تو بیشتر هست یا پله به صورت کنایه امیزی گفت : "who'd have believed me if i said i'd scored five times as many goals as pelé?" . اما زندگی پله بعد از فوتبال هم جالبه در سال 1992 پله به عنوان سفیر سازمان ملل برای بوم شناسی و محیط یا درست تر اون ecology and the environment برگزیده شد . در سال 1995 هم به خاطر خدمات برجسته به ورزش جایزه gold medal رو از سوی رییس جمهور برزیل دریافت کرد . همچنین از سوی رییس جمهور برزیل به عنوان ورزش فوق العاده برزیل و همچنین سفیر حسن نیت یونسکو هم انتخاب شد . در ال 2001 هم بدلیل درگیری به خاطر اتهام رشوه گیری از سمت خود کناره گیری کرد . در سال 1997 هم مقام شوالیه گری بریتانیا به صورت افتخاری به پله اهدا شد .

 

پله همچنین چندین زندگی نامه هم نوشته و چندین درباره زندگی وی هست . وی همچنین در سال 1981 و در فرار به سوی پیروزی که با حضور ستاره های فوتبال جهان و بازیگر مشهور هالیوود سیلوستره استالونه ساخته شد هم حضور داشت که در ان نقش زندانی هایی رو انجام دادند که در کمپی از نازیهای المانی زندانی بودند و با برگزاری یک مسابقه فوتبال موفق به فرار شدند . پله همچنین مربی شخصی ستاره حال حاضر جهان یعنی رونالدینهو هم میباشد . وی همچنین در 12 و مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده است .

 

اما زندگی شخصی پله : پله در کل 2 بار ازدواج کرده است که اولین ان در سال 1966 و با روزماری میباشد که 3 فرزند از ان دارد و در سال 1982 هم از وی طلاق گرفت و دومین بار هم در سال 1994 با اسیریا ازدواج کرد که 2 فرزند هم از وی دارد . پله یک دختر دیگر هم داشت که به نام sandra regina arantes do nascimento بود و در اکتبر 2006 بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت . دوستان این بود زندگی ورزشی پله اسطوره ورزش جهان که علی رغم رنگین پوست بودنش تونست به تمامی این افتخارات برسد و به مروارید سیاه شهرت پیدا کند رونالدو ronaldo-14-05-2013.jpg شناسنامه نام کامل رونالدو لوییز نازاریو د لیما زادروز ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۶ (سن:۳۸ سال) زادگاه ریو دو ژانیرو،  برزیل اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی بازنشسته پُست مهاجم باشگاه های حرفه ای سال ها باشگاه ها بازی (گل) ۱۹۹۳-۱۹۹۴
۱۹۹۴-۱۹۹۶
۱۹۹۶-۱۹۹۷
۱۹۹۷-۲۰۰۲
۲۰۰۲-۲۰۰۷
۲۰۰۷-۲۰۰۸
۲۰۰۹-۲۰۱۱ کر و
پی اس وی آیندهوون
بارسلونا
اینتر میلان
رئال مادرید
آث میلان
کورینتیانس ۴۷ (۴۴)
۵۷ (۵۴)
۴۹ (۴۷)
۹۹ (۵۹)
۱۷۷ (۱۰۴)
۲۰ (۹)
۶۹ (۳۵) تیم ملی ۱۹۹۴-۲۰۰۶  برزیل ۹۸ (۶۲)

رونالدو (متولد ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۶ در ریو دو ژانیرو) بازیکن سابق فوتبال اهل برزیل می باشد. بسیاری از کارشناسان وی را یکی از بهترین فوتبالیست های تاریخ می دانند.

رونالدو قهرمانی دو جام جهانی ۱۹۹۴ و ۲۰۰۲ همراه با تیم ملی فوتبال برزیل را در کارنامه دارد و سه بار در سال های ۱۹۹۶، ۱۹۹۷ و ۲۰۰۲ جایزه بازیکن سال فوتبال جهان را دریافت کرده است. رونالدو ، زین الدین زیدان و کریستیانو رونالدو تنها بازیکنانی هستند که سه بار این جایزه را از فیفا دریافت کرده اند؛ و پس ازلیونل مسی که چهار بار این جایزه را دریافت کرده است، در جایگاه دوم قرار دارند.

رونالدو اولین بازی ملی خود را در ۱۷ سالگی برای برزیل انجام داده است و در ۱۸ سالگی به مقام برترین بازیکن فوتبال جهان دست یافته است. رونالدو در سال ۲۰۰۷ از سوی مجله فرانس فوتبال به عنوان یکی از ۱۱ بازیکن برتر تاریخ فوتبال انتخاب شد و در لیست فیفا ۱۰۰ (بهترین بازیکنان فوتبال تاریخ به انتخاب پله) نیز جای گرفته است. وی در مجموع ۹۸ بازی ملی برای تیم ملی فوتبال کشورش انجام داده و ۶۲ گل ملی به ثمر رساند و دومین گ ن تاریخ فوتبال برزیل محسوب می شود. وی همچنین ۱۵ گل در جام های جهانی به ثمر رسانده و آقای گل جام جهانی ۲۰۰۲ شده است. وی سالهای زیادی از عمر فوتبالی اش را به خاطر مصدومیت از تاحیه زانو پای چپ از دست داده بود تا اینکه در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

وی با مُدل برزیلی دانیلا چیکارلی ازدواج کرد که بعدها این ازدواج به ج انجامید. وی یکی از مسئولان برگزاری جام جهانی ۲۰۱۴ در کشورش بود.


رونالدو لوئیز نازاریو د لیما در تاریخ 22 سپتامبر سال 1976 در ریودوژانیرو در برزیل به دنیا آمد.

رونالدو فوتبال را در باشگاه تنیس والکوئره که یک تیم فوتسال محلی در منطقه بنتو ریبیرو بود (منطقه ای که در آن متولد شده بود)، آغاز کرد. اول قصد داشت دروازه بان شود، اما به دلیل کم بودن زمان حضورش درتیم، به خط حمله روی آورد. در 13 سالگی به باشگاه فوتسال سوسیا راموس بنتو ریبیرو پیوست. دو سال بعد به تیم سائوکریستووائو رفت و از آنجا بود که در زمین های بزرگ بازی کرد. به دلیل توانایی زیادش در بازی از یک سو پیشنهاد بازی در تیم ملی زیر 17 سال برزیل را دریافت کرد و از سوی دیگر مورد توجه باشگاه کر و از بلو هوریزونته قرار گرفت که در سال 1993 نیز او را به خدمت گرفت.

رونالدو در اولین فصل حضورش در لیگ فوتبال برزیل، 12 گل در 14 بازی به نام خود ثبت کرد. به اینها باید 22 گلی را هم که در لیگ منطقه ای میناس گرایس زد، اضافه کرد.

بعد از این که در سال 1994 اولین بازی ملی خود را انجام داد و در جام جهانی هم شرکت کرد، مورد توجه و علاقه چندین باشگاه اروپایی قرار گرفت. گرچه دو تیم بزرک ایتالیایی، یوونتوس تورین و آ.ث. میلان هم در بین این تیم ها بودند، وی به پیشنهاد روماریو، هم تیمی اش در تیم ملی برزیل، به ازای 5/9 میلیون مارک راهی باشگاه هلندی آیندهوون شد. این مبلغ در آن زمان بالاترین مبلغی بود تا آن موقع به یک بازیکن برزیلی پرداخت شده بود.

رونالدو از سال 1994 تا 1996، 57 بازی رسمی برای آیندهوون انجام داد و 54 گل هم زد. وی در سال 1996 به ازای 30 میلیون مارک به بارسلونا پیوست. گرچه فقط یک فصل در این تیم بود، اما در همین مدت بسیار موفق عمل کرد. وی در فینال جام در جام اروپا تک گل پیروزی بخش بارسا را در مقابل پاری سن ژرمن، م ع عنوان قهرمانی به ثمر رساند و با 34 گل زده، در سال 1997 آقای گل باشگاه های اسپانیا شد. وی در این دوره دوبار نیز در سال های 1996 و 1997 به عنوان مرد سال فوتبال جهان و یک بار در سال 1997 به عنوان مرد سال فوتبال اروپا انتخاب شد، و هر دو بار به عنوان جوان ترین بازیکنی که به این موفقیت دست پیدا می کند.

وی در شروع فصل 1998/1997 به باشگاه ایتالیایی اینتر میلان منتقل شد. نرات ها امیدوار بودند که با استخدام وی سلطه یوونتوس و میلان بر سری a را بشکنند و اولین عنوان قهرمانی پس از سال 1989 را ب کنند. این انتقال 50 میلیون مارک برای اینتر هزینه داشت که در آن زمان رکورد نقل و انتقالات را در دنیا ش ت. در آن فصل اینتر نایب قهرمان سری a و نیز قهرمان جام یوفا شد. رونالدو نیز برخلاف آن که در هر لیگی در همان فصل اول آقای گل می شد، در آن فصل بعد از اولیور بیرهوف آلمانی، دومین گ ن برتر ایتالیا شد.

فصل بعدی برای اینتر میلان فاجعه آمیز بود. آنها در لیگ هشتم شدند و به هیچ یک از جام های اروپایی هم راه نیافتند. رونالدو در این فصل برای اولین بار دچار مصدومیتی جزئی شد و فقط در 19 بازی تیمش حضور پیدا کرد و 14 گل نیز زد. فصل بعدی مصدومیتش پیشرفت کرد. در نوامبر سال 1999 زانوی راستش به شدت آسیب دید و پس از چهار ماه، وقتی به میدان برگشت، در همان بازی اول و در دقیقه ششم به علت پارگی دوباره رباط پای راستش مجبور به ترک زمین شد. پس از 17 ماه استراحت در 20 سپتامبر سال 2001 در جام یوفا در مقابل تیم رومانیایی اف.سی. براشو به میدان بازگشت. با درخشش رونالدو در دور برگشت فصل 2002/2001 (7 گل زده در 10 بازی)، اینتر تا هفته آ لیگ هم شانس قهرمانی داشت. با یک ش ت 2 بر 4 مقابل لاتزیورم در  روز آ ، صدر ج به یوونتوس رسید. در مقابل، در جام جهانی 2002 در ژاپن و کره جنوبی، رونالدو بازگشتی موثر در قهرمانی برزیل داشت .

بعد از آن، رونالدو از اینتر میلان جدا شد و با مبلغ 45 میلیون یورو به رئال مادرید پیوست تا پس از لوئیز فیگو و زین الدین زیدان، سومین فوق ستاره خارجی این تیم باشد. اولین فصل حضور در رئال بسیار موفقیت آمیز بود. او در همان سال با رئال قهرمان جام باشگاه های جهان شد و به علاوه بازهم به عنوان مرد سال اروپا و جهان انتخاب شد. وی از یک سو مطمئن ترین گ ن تیمش بود و از سویی دیگر در این فصل، بیست و نهمین قهرمانی اش در لالیگا را جشن گرفت. در فصل بعدی نیز یک بار دیگر پس از سال 1997 آقای گل باشگاه های اسپانیا شد. اما رئال نه در آن فصل و نه در دو فصل بعدی موفق به ب هیچ عنوانی نشد، چیزی که برای تیم با آن همه ستاره یک فاجعه واقعی بود به خصوص که هم زمان بارسلونا، بزرگ ترین رقیب رئال، هم در لالیگا و هم در لیگ قهرمانان اروپا توانسته بود به مقام قهرمانی برسد.

از فصل 2007/2006 دیگر رونالدو موقعیت خوبی در تیم نداشت. به طوری که در طول 215 روز هیچ گلی نزد و از سوی سرمربی جدید رئال، ف و کاپلو، از ترکیب اصلی نیز کنار گذاشته شد، چراکه به مهاجم تازه وارد تیم، رود فان نیستلروی هلندی اعتماد بیشتری داشت. در کنار همه این ها، مصدومیت های جدید نیز گریبانگیر رونالدو شد. همه این ها سبب شد تا وی در ژانویه سال 2007 به فکر بازگشت به میلان در سری a ایتالیا بیفتد. البته این بار نه به اینتر میلان، بلکه به تیم رقیبش، آ.ث. میلان. انتقالی که باعث بی اعتباری اش نزد هواداران اینتر شد. در میلان دوباره شروع به گ نی کرد، اما در لیگ قهرمانان اروپا حق بازی در میلان را نداشت، چراکه در همان فصل با پیراهن رئال در این مسابقات بازی کرده بود. البته در همان فصل، تیم سابق او، رئال موفق شد قهرمانی در لالیگا را ب کند.

در سال 2007 با چندین مصدومیت مواجه شد ، به طوری که در مجموع یک نیم سال در اختیار تیمش نبود متعاقب آن به تیم فنرباغچه استانبول ترکیه و سپس فلامینگو ریودوژانیرو پیوست. در همین زمان به دلیل انجام یک انتقال خون که برای بهبودی سریع تر پای مصدومش انجام شده بود، به دوپینگ متهم شد. با وجود این، در تاریخ 13 ژانویه سال 2000در بازگشت به میادین فوتبال، در دیدار برابر ناپل دو گل زد و یک گل ساخت تا بازهم هنر فوتبالش را به رخ بکشد.

اما این بازگشت فقط یک ماه به طول انجامید، چراکه در 13 فوریه 2008 در دیدار مقابل لیوورنو رباط زانوی چپش به کلی شده و به شدت دچار مصدومیت شد. پزشکان معالجش پیش بینی می د که تا اوایل ماه نوامبر بهبود یابد. به موازات این جریان، اتهام دوپینگ برعلیه او و باشگاه سابقش علنی شد و گفته شد که وی زمانی که در آیندهوون هلند بازی می کرده است، برای انبساط ماهیچه داروی آنابولیکا به او تجویز شده و همین معالجه سبب بروز این همه آسیب دیدگی شده است.

از همین رو باشگاه میلان قرارداد او را تمدید نکرد، به طوری که وی در اول ژولای سال 2008 بدون باشگاه ماند. وقتی به ریودوژانیرو بازگشت، در دسامبر همان سال قراردادی یک ساله با باشگاه کورینتیانس سائوپائولو امضاء کرد و در همان ابتدا با این تیم قهرمان منطقه سائوپائولو و جام حذفی برزیل شد.

تیم ملی

اولین حضور رونالدو در تیم ملی، در تیم ملی زیر 17 سال برزیل بود. او با این تیم در سال 1993 در کشور کلمبیا قهرمان ی جنوبی شد. اولین بازی او در تیم ملی بزرگسالان در تاریخ 23 مارس 1994 در یک بازی دوستانه مقابل آرژانتین بود. در 4 مه همان سال در دیدار مقابل ایسلند اولین گل ملی اش را زد. در همان سال و تنها در سن 17 سالگی برای حضور در جام جهانی به تیم ملی فراخوانده شد. البته در این جام در ترکیب تیم قرار نگرفت و به این ترتیب سهم کوچکی در قهرمانی برزیل در جام جهانی 1994 داشته است. سال بعد از آن هنوز یک بازیکن ذخیره بود که با تیمش در جام آمبرو در انگلیس شرکت کرد و به همراه این تیم قهرمان آن جام شد و در همان سال در جام کوپا آمه ریکا فقط در یک بازی حضور پیدا کرد. او در سال 1996 اولین موفقیت بین المللی اش را جشن گرفت و توانست در مسابقات المپیک 1996 مدال برنز را بر گردن بیاویزد و خودش نیز پس از زوج خط حمله اش، ببتو و هرنان کرسپوی آرژانتینی ، سومین گ ن برتر این مسابقات شد.

پس از آن، وی بازیکن ثابت تیم ملی شد. در سال 1997 در جام های تورنوا دو فرانس، کوپا آمه ریکا و کنفدراسیون ها شرکت کرد که در دوتای آ ی به همراه تیم ملی برزیل قهرمان شد. در آن زمان رونالدو به همراه روماریو زوج موفقی در خط حمله ساخته بود. اما در سال بعد از آن و زمانی که ماریو زاگالو، سرمربی تیم ملی از روماریو برای حضور در جام جهانی 1998 فرانسه دعوت نکرد، این زوج منحل شد. برزیل در آن جام یکی از شانس های اول قهرمانی بود، اما در فینال در مقابل تیم میزبان ش ت خورد. رونالدو که دوباره در خط حمله در کنار ببتو قرار گرفته بود، در آن جام چهار گل به ثمر رساند. او در دیدار فینال نمایش ضعیفی داشت، و این در حالی بود که وی یک روز قبل از بازی فینال، بر اثر تشنجی که دلیل آن هنوز توضیح داده نشده، به بیمارستان منتقل شد. به دنبال آن، خیلی از بازیکنان و کارشناسان، وضعیت رونالدو را که سبب عدم تمرکز شدید تیم شده بود، دلیل ش ت برزیل در فینال اعلام د. به علاوه شایعات زیادی قوت گرفت مبنی بر این که اصولا رونالدو نباید بازی می کرده است و فقط به دلیل فشار حامی مالی اش در ترکیب قرار گرفته بود. البته بازیکنان و مقامات رسمی تا امروز درباره این موضوع جنجال برانگیز سکوت کرده اند. با این حال، رونالدو از سوی نمایندگان مطبوعات به عنوان ارزشمندترین بازیکن جام انتخاب شده و توپ طلایی را دریافت کرد.

بعد از آن به مدت یک سال از تیم ملی دور بود و سپس در کوپا آمه ریکا در سال 1999 حضور یافت و به همراه ریوالدو، برزیل را به قهرمانی این جام رساند. چند ماه بعد از آن، مصدومیت زانویش طوری شدت گرفت که بازی مقابل هلند در تاریخ 9 اکتبر 1999 آ ین بازی ملی اش تقریبا تا دوسال نیم دیگر شد. در 27 مارس 2002 به تیم ملی بازگشت و با وجود دوری طولانی مدت از این تیم، بلافاصله با تیم ملی راهی جام جهانی 2002 ژاپن - کره جنوبی شد. وی در این جام  نمایشی فوق العاده داشت و با هشت گل زده در هفت بازی، آقای گل جام جهانی شد و در بازی فینال در برابر آلمان، با زدن دو گل، برزیل را به قهرمانی رساند.
وی پس از آن جام از حضور در تورنمنت های بزرگ صرف نظر کرده و از جمله در کوپا آمه ریکا در سال 2004 و جام کنفدراسیون ها در سال های 2003 و 2005 شرکت نکرد. بدین ترتیب آ ین تورنمنت مهم او، جام جهانی 2006 آلمان بود که البته برای برزیل بسیار ناامیدکننده بود. این تیم در دور یک چهارم نهایی با ش ت برابر فرانسه از مسابقات حذف شد. به خصوص رونالدو به دلیل وضعیت جسمانی اش (چاق و کند بودن) به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. با وجود این، وی در چهار بازی سه گل زد و بدین ترتیب به تنهایی رکورددار گ نی در تمام جام های جهانی شد.

موفقیت ها:

به عنوان بازیکن ملی

شرکت در جام جهانی:

1994 (بدون انجام بازی)- قهرمان
1998 (7 بازی، 4 گل)- مقام دوم
2002 (7 بازی، 8 گل) - قهرمان
2006 (4 بازی، 3 گل)

شرکت در کوپا آمه ریکا:

1995 (1 بازی، بدون گل) - مقام دوم

1997 (6 بازی، 5 گل)- قهرمان
1999 (6 بازی، 5 گل) - قهرمان
شرکت در جام کنفدراسیون ها:
1997 (5 بازی، 4 گل) - قهرمان

شرکت در المپیک:

1996 (6 بازی، 5 گل)- مقام سوم

به عنوان بازیکن باشگاهی

قهرمان جام در جام اروپا: 1997
قهرمان جام یوفا: 1998
قهرمان جام باشگاه های جهان:2002 و 2007
قهرمان جام اروپا: 2002، 2007
قهرمان باشگاه های اسپانیا: 2003، 2007
قهرمان جام حذفی اسپانیا: 1997
قهرمان جام اسپانیا: 1996، 2003
قهرمان جام حذفی هلند: 1996
قهرمان جام حذفی برزیل: 1993، 2009
قهرمان منطقه میناس گرایس: 1994
قهرمان منطقه سائوپائولو: 2009

افتخارات شخصی:

مرد سال فوتبال جهان: 1996، 1997، 2002
مرد سال فوتبال اروپا: 1997، 2002
برنده توپ طلا: 1998
عنوان آقای گلی:
1996 در هلند
1999 در کوپا آمه ریکا
1997 و 2004 در اسپانیا
1997 در اروپا
1997 در جهان
2002 در جام جهانی
رکورددار گ نی در جام جهانی فوتبال (15 گل در 19 بازی در سه دوره جام جهانی)

رونالدینیو ronaldinho.jpg شناسنامه نام کامل رونالدو ده آسیس موریرا زادروز ۲۱ مارس ۱۹۸۰ ‏(۳۴ سال) زادگاه پورتو الگره، برزیل قد ۱٫۸۳ متر اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی کوئرتارو شمارهٔ پیراهن ۴۹ پُست هافبک هجومی و فوروارد باشگاه های جوانان ۱۹۸۷–۱۹۹۸ گرمیو باشگاه های حرفه ای سال ها باشگاه ها بازی (گل) ۱۹۹۸–۲۰۰۱
۲۰۰۱–۲۰۰۳
۲۰۰۳–۲۰۰۸
۲۰۰۸–۲۰۱۰
۲۰۱۱–۲۰۱۲
۲۰۱۲-۲۰۱۴
۲۰۱۴- برزیلگرمیو
فرانسهپاری سن ژرمن
اسپانیابارسلونا
ایتالیاآ.ث. میلان
برزیلفلامینگو
برزیلاتلتیکو مینیرو
مکزیککوئرتارو ۵۲ (۲۱)
۵۵ (۱۷)
۱۴۵ (۷۰)
۷۶ (۲۰)
۳۳ (۱۵)
۴۷ (۱۷)
۶ (۳) تیم ملی ۱۹۹۹– برزیل ۹۷ (۳۳)


رونالدو ده آسیس موریرا (زادهٔ ۲۱ مارس ۱۹۸۰ در پورتو الگره، برزیل) فوتبالیست مشهور برزیلی است که بیشتر با نام رونالدینیو گائوچو یا تنها «رونالدینیو» شناخته می شود. رونالدینیو در زبان پرتغالی به معنی «رونالدوی کوچک» است و جهت تمیز دادن او از رونالدو استفاده می شود.

رونالدینیو در حال حاضر در کوئرتارو مکزیک بازی می کند و با تیم بارسلونای اسپانیا به قهرمانی لیگ اسپانیا (۲ بار) و جام قهرمانان اروپا رسیده است. او تا بحال دو بار از سوی فیفا به عنوان بهترین بازیکن سال جهان برگزیده شده است. او از موفق ترین بازیکنان تیم ملی برزیل است و با این تیم به قهرمانی جام جهانی ۲۰۰۲ رسیده است.

تیم ملی برزیل

رونالدینیو در تیم زیر ۱۷ سال برزیل شرکت داشت و در جام جهانی زیر ۱۷ سال مصر ۱۹۹۷ برای برزیل به میدان آمد و درخشید. رونالدینیو اولین بار در ۱۹ سالگی و در ۱۹۹۹ به تیم ملی بزرگسالان برزیل دعوت شد و در ۲۶ ژوئن آن سال برای اولین بار مقابل لاتویا به میدان آمد. اولین تورنمنتی که او در آن شرکت داشت کوپا ۱۹۹۹ بود که او در اولین بازی خود در این مسابقات (در مقابل ونزوئلا) گلی را به ثمر رساند و در پیروزی برزیل نقش داشت.

رونالدینیو در فتح جام جهانی ۲۰۰۲ توسط برزیل نیز نقش داشت و مشخصا در مرحلهٔ یک چهارم نهایی از روی ضربهٔ آزاد و از فاصله۳۱ متری دروازهٔ انگلستان را گشود. او در همان بازی به علت خطا روی دنی می ا اج شد و نیمه نهایی را از دست داد اما مجدداً در فینال به میدان آمد و در پیروزی دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شرکت داشت.

در ۹ ژوئن ۲۰۰۵ او به عنوان کاپیتان تیم ملی برزیل در مسابقات جام کنفدراسیون ها شرکت کرد و به همراه برزیل فاتح آن مسابفات شد. فینال آن بازی ها بین آرژانتین و برزیل بود که به پیروزی ۴-۱ برزیلی ها انجامید و رونالدینیو بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.

رونالدینیو در تیم برزیل برای جام جهانی ۲۰۰۶ حضور داشت ولی به سبب نمایشی ضعیف مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

باشگاهی گرمیو

رونالدینیو فوتبال حرفه ای را از تیم جوانان گرمیو (در شهر پورتو آلگره) شروع کرد. اولین مربی او لوئیس فیلیپ اسکولاری بود که بعدها در فتح جام جهانی ۲۰۰۲ نیز مربی او شد. او برای اولین بار در جام باشگاه های ی جنوبی در تیم بزرگسالان به دنیا آمد و سبک بازی، شم گ نی، و قدرت کنترل توپ توسط او به شهرتش انجامید و نهایتاً در ۱۹۹۹ در سن ۱۹ سالگی به تیم ملی برزیل دعوت شد.

او در سال ۲۰۰۱ درصدد ج از گرمیو بود و از بسیاری از باشگاه ها بخصوص باشگاه های انگلیسی پیشنهاد داشت. علی رغم تمام این پیشنهادها (و برای مثال پیشنهاد باشگاه لیدز با رقمی نجومی) او به لیگ فرانسه رفت و با پاری سن ژرمن قراردادی پنج ساله بست.

پاری سن ژرمن

درتابستان ۲۰۰۱ رونالدینیو از گرمیو جدا شد و به پاری سن ژرمن پیوست. او در پاری سن ژرمن با مربی، لوئیس فرناندز، مشکلاتی داشت و مربی مدعی بود که او بیش از حد درگیر ذرق و برق پاریس و مسائل حاشیه ای است.

پس از جام جهانی ۲۰۰۲ و درخشش ویژهٔ او رونالدینیو مورد پیشنهادها بسیار قرار گرفت و بالا ه در تابستان۲۰۰۳ قصد ج خود را اعلام کرد. نتیجتاً باشگاه های بزرگ جهان همگی شروع به ارائهٔ پیشنهادهای خود د. منچستر یونایتد و رئال مادریدɵ̃ و بارسلونا مهم ترین پیشنهاددهنده ها بودند.

بارسلونا

در ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۳ رونالدینیو با مبلغ ۱۸ میلیون پاوند به بارسلونا پیوست. خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن دیوید بکهام را به هواداران داده بود اما پیوستن بکهام به رئال مادرید او را بر آن داشت که به دنبال رونالدینیو برود و نهایتاً از سد رقبایی چون منچستر یونایتد گذاشت و رونالدینیو را جذب کرد. بدین ترتیب رونالدینیو در میان بازار شایعات به باشگاهی پیوست که قبلاً برزیلی های بسیاری را در پرورش داده بود: اواریستو، روماریو، رونالدو و ریوالدو.

رونالدینیو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نیز نشان داد. او در بازی تدارکاتی مقابل آث میلان گلی به ثمر رساند و از پایه های پیروزی ۲ بر صفر تیمش بود. این اولین گل او برای بارسلونا بود.

او در اولین فصل حضورش در لالیگا به همراه بارسلونا به نایب قهرمانی آن رسید. در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۴ رونالدینیو از سوی فیفا به عنوان بازیکن برگزیدهٔ سال انتخاب شد و در این راه تیری آنری و آندری شوچنکو را مغلوب کرد.

در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۵ هنرنمایی رونالدینیو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود که باعث پیروزی سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادرید شد. رونالدینیو در سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ به خوبی برای تیمش به میدان رفت و به عنوان بهترین بازی کن اروپا و بهترین مهاجم لیگ قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدینیو سومین فوتبالیست برزیلی تاریخ است که عنوان بهترین بازی کن سال اروپا را به دست می آورد. او در ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵ دوباره به عنوان بهترین بازی کن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدینیو در سال ۲۰۰۶ نیز در جام قهرمانان اروپا برای بارسلونا به میدان آمد. در ۷ مارس ۲۰۰۶ او در بازی برگشت مقابل چلسی در نیوکمپ، انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن یک گل در تساوی یک بر یک مقابل چلسی گرفت. این تساوی باعث صعود بارسلونا به یک چهارم نهایی بازی ها شد. جلوهٔ دیگر رونالدینیو در ۱۸ آوریل ۲۰۰۶ و بازی رفت نیمه نهایی مقابل آث میلان بود که رونالدینیو با پاس خود، پایه گذار تک گل بازی توسط لودویک ژولی شد. بازی برگشت نیز بدون گل تمام شد تا رونالدینیو به همراه بارسلونا به فینال بازی ها راه پیدا کند. در این میان در ۳ مه ۲۰۰۶ بارسلونا با ش ت دادن یک بر صفر سلتاویگو قهرمان لیگ اسپانیا شد و رونالدینیو نیز این افتخار را به کارنامه اش افزود. تنها چند هفته بعد، در ۱۷ می۲۰۰۶، بارسلونا به فینال جام باشگاه های اروپا رفت و آن جا آرسنال را ۲ بر یک مغلوب کرد. رونالدینیو این فصل را با مجموع ۲۵ گل تمام کرد که تابحال بهترین رکورد او است.

آ. ث. میلان

در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۸ با امضای قراردادی ۳ساله به ارزش ۲۱ میلیون یورو از جمع بازیکنان بارسلونا خارج شد و به عضویت آ. ث. میلان ایتالیا درآمد.[۱]

فلامینگو

درسال ۲۰۱۱ رونالدینیو بار دیگر به لیگ برتر برزیل بازگشت اما او این بار به باشگاه فلامینگو پیوست. شماره ۱۰ و بازوبند کاپیتانی را تصاحب کرد. رونالدینیو در ۳۳ بازی که برای فلامینگو به میدان رفت ۱۵ گل را به ثمر رساند.

اتلتیکو مینیرو

رونالدینیو پس از ج از باشگاه فلامینگو در سال ۲۰۱۲ به باشگاه فوتبال اتلتیکو مینیرو پیوست. او در این تیم شماره ۴۹ را در اشاره به سال تولد مادرش انتخاب نمود. اتلتیکو با کاپیتانی رونالدینهو در سال ۲۰۱۳ قهرمان جام لیبرتادورس شد.

کوئرتارو

وی در سال ۲۰۱۴ نیز به تیمی در مکزیک به نام کوئرتارو (به انگلیسی: querétaro) پیوست و در این تیم نیز شماره ۴۹ را به تن کرد.

زندگی شخصی

مادر رونالدینیو، میگوئلینا، سابقاً فروشندهٔ خانه به خانه بوده است و اکنون پرستار است. پدر او، ژائو، کارگر کشتی بود و در ضمن فوتبالیست آماتوری برای تیم کر و. ژائو هنگام هشت سالگی رونالدینیو هنگام شنا در است خانوادگی دچار حملهٔ قلبی شد و درگذشت. برادر بزرگ رونالدینیو، روبرتو، در سطح حرفه ای و برای باشگاه گرمیو بازی می کرد اما مصدومیت باعث شد فوتبال را کنار بگذارد. او در حال حاضر مدیر برنامه های رونالدینیو است. رونالدینیو با خاناینا ناتیل ویانا مندس، رقاصه ای که سابقهٔ شرکت در برنامهٔ تلویزیونی «دومینگائو ده فائوستائو» را داشت، ازدواج کرد و در ۲۵ فوریه ۲۰۰۵ صاحب اولین فرزند خود از خاناینا شد و او را به یاد پدرش ژائو نام گذاری کرد. معروف است که او از کودکی به فوتسال و فوتبال ساحلی علاقه داشت و استعدادش به همان جا برمی گردد. رونالدینیو از طرفداران پر و پا قرص موسیقی برزیلی است و با دوستانش طبل می نوازد و آواز می خواند.

روبرتو کارلوس roberto carlos in moscow 3.jpg شناسنامه نام کامل روبرتو کارلوس دا سیلوا روکا زادروز ۱۰ آوریل ۱۹۷۳ ‏(۴۱ سال) زادگاه سائوپائولو،  برزیل قد ۱٫۶۸ متر اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی بازنشسته شمارهٔ پیراهن ۶ پُست م ع چپ باشگاه های حرفه ا

مشاهده متن کامل ...
برترین های برزیل
درخواست حذف اطلاعات
pelé africa do sul cropped.jpg

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو (به پرتغالی: edson arantes do nascimento) ملقّب به پله (pelé) (زادهٔ ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰ در ترس کوراسائویس) بازیکن سابق تیم ملی فوتبال برزیل است. پله در دوران بازیکنی خود سه جام جهانی را ب کرد و رکوردهای بسیاری را ش ت (از جمله اولین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). از القاب دیگر او «او ری» (شاه) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بودند. او عموماً به عنوان بزرگ ترین بازیکن تاریخ جهان شناخته می شود.

او ضمن مهارت بازی به عنوان هافبک یا مهاجم، مهارت کامل بازی با هر دو پا را داشت. تمام کننده ای قهار بود، دریبل زنی بی نظیر و ی به یاد ماندنی. او حتی – به عنوان یک فوروارد – تکل زن قهاری نیز بود. سرعت و قدرت شوت او از معروف ترین ویژگی هایش هستند.

او در دوران حرفه ای خود در چهار جام جهانی بازی کرد و موفق به ب ۳ جام جهانی (۱۹۶۲،۱۹۵۸ و ۱۹۷۰) شد. در جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد او با ۱۷ سال سن جوانترین بازیکن برزیل بود و موفق شد با گ نی در فینال برزیل را قهرمان جهان کند. در جام جهانی ۱۹۶۲ در دومین بازی برزیل برابر چ لواکی مصدوم شد و نتوانست برزیل را در دیدارهای بعدی همراهی کند. در جام جهانی ۱۹۶۶ نیز مصدومیت باعث شد تا تنها در دو بازی برای برزیل بازی کند و برزیل این بار در همان مرحلهٔ گروهی حذف شد. ولی در جام جهانی ۱۹۷۰ با قدرت بازگشت و با گ نی در فینال برابر ایتالیا علاوه بر ب جام قهرمانی یکی از معدود بازیکنانی شد که در دو فینال جام جهانی گ نی کرده اند. او موفق شد در چهار دوره پیاپی جام جهانی گ نی کند. پله در پایان دوران بازیگری خود ۱۲۸۱ گل به ثمر رساند. او تمام دوران فوتبال خود را در باشگاه برزیلی سانتوس بازی کرد و تنها در سال های آ به رفت تا برای موس بازی کند. بعد از بازنشستگی در ۱۹۷۷ او به عنوان شخصیتی ورزشی فعالیت کرده است و مدتی ورزش برزیل بوده است. و اولین بازیکنی است که از فیفا جایزه افتخاری بهترین بازیکن جهان را دریافت کرده، این اتفاق در سال ۲۰۱۴ میلادی رخ داد که در آن شب کریستیانو رونالدو موفق به ب جایزه بهترین بازیکن جهان در سال ۲۰۱۳ شد و در همین مراسم به صورت افتخاری یک توپ طلا نیز به پله داده شد

ادسون آرانتس دوناسیمنتو ملقب به پله (زادهٔ ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰) بازیکن سابق تیم ملی فوتبال برزیل است. پله در دوران بازی گری خود سه جام جهانی را ب کرد و رکوردهای بسیاری را ش ت (از جمله اولین بازیکنی که ۱۰۰۰ گل به ثمر رساند). از القاب دیگر او «او ری» (شاه) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بودند. او عموما به عنوان بزرگ ترین بازی کن تاریخ جهان شناخته می شود.

 

او ضمن مهارت بازی به عنوان هافبک یا مهاجم، مهارت کامل بازی با هر دو پا را داشت. تمام کننده ای قهار بود، دریبل زنی بی نظیر و ی به یاد ماندنی. او حتی - به عنوان یک فوروارد - تکل زن قهاری نیز بود. سرعت و قدرت شوت او از معروف ترین ویژگی هایش هستند.

 

او در دوران حرفه ای خود سه جام جهانی را ب کرد و ۱۲۸۱ گل به ثمر رساند. او تمام دوران فوتبال خود را در باشگاه برزیلی سانتوس بازی کرد و تنها سال های آ عمر را به رفت تا برای موس بازی کند. بعد از بازنشستگی در ۱۹۷۷ او به عنوان شخصیتی ورزشی فعالیت کرده است و مدتی وزرش برزیل بوده است.

 

پله یا به عبارتی ادسون ارانتس دونا سیمونته ستاره سابق فوتبال جهان متولد 23 اکتبر 1940 میلادی در três coraç?es (mg), brazil میباشد . پله را بسیاری از کارشناسان خبره فوتبال جهان برترین و بزرگترین فوتبالیست تاریخ جهان می نامند . ی که در 17 سالگی تونست تیم برزیل رو برای اولین بار قهرمان جهان کند . در واقع لقب پله در دنیا "the king of football" سلطان فوتبال و در جایی دیگر هم به "the king pelé" یا سلطان پله معروف میباشد . وی همچنین لقب footballer of the century یا همون برترین فوتبالیست قرن رو هم از سوی فیفا از ان خودش کرده است . وی همچنین عنوان athlete of the century یا همون برترین ورزشکار قرن رو هم از سوی کمیته بین المللی المپیک برای خودش اختصاص داده . پله همچنین یکی از اعضای national soccer hall of fame یا تالار افتخارات فوتبال هم میباشد . وی همچنین تنها فوتبالیستی در جهان میباشد که تونسته در دنیای حرفه ای فوتبال بیش از 1000 گل به ثمر برسونه البته به احتمال فراوان روماریو ستاره دیگری از برزیل هم که الان به مرز 999 گل رسیده بتونه به جمع پله بپیونده . پله در 15 سالگی به تیم santos futebol clube و در 16 الگی وارد تیم ملی برزیل و در 17 سالگی هم با برزیل قهرمان جهان شد . وی با وجود پیشنهادهای بزرگ از سوی تیمهای ثروتمند اروپایی در تیم خود سانتوس باقی ماند و 2 دهه برای این تیم بازی کرد چیزی که الان دیگه بین بازیکنان وجود نداره و یک بازیکن به محض دریافت یک پیشنهاد یه دلار بیشتر تیم خود و طرفدارانی که به عشق او به یوم میرفتند رو ترک میکنه و به یه تیم دیگر میره . در واقع پله به هیچ وجه پول رو به هواداران سانتوس ترجیح نداد و از این نظر هم یه نابغه در جهان هست .

 

پله در نهایت در سال 1975 از دنیای فوتبال خداحافظی کرد البته نه به صورت کامل . از تکنیکهایی که پله در اونها شهرت داشت میشه به دریبل های بدون استپ و پاسهای رویایی و سرعت و شوتهای محکم و ضربات سر استثنایی اون نام برد . پله همچنین برترین گ ن تاریخ فوتبال برزیل هم میباشد . و جالب تر اینکه تنها فوتبالیست در جهان که موفق شده 3 بار قهرمان جهان بشود . پله در نهایت در سال 1977 به صورت کامل از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و در حال حاضر هم یکی از سفیران فوتبال در جهان میباشد . پله در خانواده اش به dico شهرت داشت . در واقع شهرت اصلی او pele نبوده بلکه به دلیل اینکه وی به دروازه بان تیم واسکوداگاما که نام وی bilé بوده علاقه خاصی داشته لقب او را هم پله یا pilé می نامند . پدر پله هم فوتبالیست بود اما به دلیل اسیب دیدگی از ناحیه زانو زود از دنیای فوتبال اون هم با تیم atletico mineiro خداحافظی کرد . در سن 15.5 سالگی به تیم جوانان سانتوس و پس از یک سال بازی به تیم بزرگسالان سانتوس پیوست . پله در اولین بازی برای تیمش در برابر کورینتیانس که با برد 7-1 این تیم همراه بود یک گل به ثمر رسوند . در سن 16 سالگی در صدر ج گ نان لیگ برزیل قرار گرفت . فقط بعد از 10 ماه از عقد قرارداد حرفه ای با سانتوس به تیم ملی برزیل دعوت شد . بعد از جام جهانی 1962 با تیم برزیل بسیاری از تیمهای ثروتمند اروپایی خواهان وی شدند اما ت برزیل با اعلام اینکه پله به عنوان گنجینه ملی برزیل میباشد مانع از پیوستن وی به تیمهای اروپایی شد . در 19 نوامبر 1969 پله موفق شد 1000 امین گلش رو به ثمر برساند .

 

در واقع این گل در یوم ماراکانا و در برابر تیم واسکوداگاما و از روی نقطه پن ی به ثمر نشست . در جایی پله اعام کرد که زیباترین گلی که زده در یوم rua javari stadium و در لیگ peonato paulista و در برابر رقیب منطقه ای سائوپائولو یعنی juventus بوده است هر چند تصویر ویدیویی از این گل وجود نداره اما به درخواست پله یک انیمیشن از این صحنه درست شد . البته با ارزشترین گل یا به عبارتی goal worthy of a plaque در برابر فلومیننزه و در یوم ماراکانا و در مارس 1961 رخ داد که این گل رو هم زیباترین گل در تاریخ یوم ماراکانا شناخته اند . یکی از داستانهای جالب در مورد پله به این صورت هست که در سال 1967 دو گروه از نفاق افکنان در نیجریه که با هم جنگ می د 2 روز را اعلام اتش بس میکنند تا بتونن بازی دوستانه پله را در لاگوس مشاهده کنند . در سال 1972 و پس از 17 سال بازی در تیم سانتوس از این تیم خداحافظی کرد و در سال 1974 با تیم امریکایی نیویورک کاسموس برای فصل 1975 قراداد امضا کرد . و در ا ین سال حضورش در این تیم موفق شد این تیم را به مقام قهرمانی لیگ امریکا برساند البته در سال 1977 میلادی . در اول اکتبر 1977 کفشهایش را برای همیشه در برابر خیل عظیمی از مردم در یوم giants stadium اویزان کرد . در این دیدار دوستانه وی یک نیمه در تیم کاسموس و یک نیمه هم در تیم سابقش سانتوس بازی کرد و در پایان دیدار هم پیراهن شماره 10 تیم سانتوس به افتخار وی برای همیشه بازنشسته شد و به پله تعلق گرفت . اولین بازی ملی پله در 7 جولای 1957 برابر ارژانتین و به ش ت 2-1 برزیل منجر شد که در ان بازی پله تنها گل برزیل را به ثمر رساند یعنی 3 ماه قبل از رسیدن به سن 17 سالگی . اولین گلش در جام جهانی هم در برابر و و در جام جهانی 1958 سوئد بود که به عنوان جوانترین بازیکن هم معرفی شده بود .

 

جوانترین بازیکن در تاریخ جامهای جهانی میباشد که موفق شد در برابر تیم فرانسه و در نیمه نهایی جام 58 موفق به زدن 3 گل در یک دیدار یا همان هت تریک شود با سن 17 سال و 239 روز . جوانترین بازیکنی میباشد که موفق شده در فینال جام جهانی حضور داشته است با سن 17 سال 249 روز . در فینال جام 58 هم 2 گل به ثمر رساند که یکی از گلهای وی را جزو برترین گلهای تاریخ جام جهانی به شمار می اورند . تا اینجا رو داشته باشید ... دوستان پله اینقدر افتخارات داره که توی چندین صفحه هم نمیشه کامل به اونها پرداخت و با توجه به اینکه دوستان هم خسته نشوند ادامه مطلب هم در روزهای اینده به سایت اضافی میشه مرسی از اینکه تا اینجای کار همراه ما بودید و به امید دیدار سلام دوباره به همه دوستان در این قسمت به ادامه بررسی زندگی ورزشی پله میپردازیم و قسمت دوم رو اغاز میکنیم که به سال 1962 رسیدیم. در جام جهانی 1962 پله در بازی مقابل چک و اسلواکی وقتی دو بازیکن حریف رو دریبل زد با خطای فاحش م ع حریف روبرو شد و در نهایت جام جهانی رو هم از دست داد . جالبه بدونید ی که جانشین پله در ادامه تورنمنت شد ی نبود بجز گارینشای معروف که اتفاقا هم تونست باعث دومین قهرمانی تیم برزیل در جام جهانی بشه و ستاره مسابقات هم لقب بگیره . در جام جهانی 1966 و در حالی که پله موفق شد برای سومین بار متوالی و در 3 جام جهانی گ نی کنه برای برزیل و در بازی سوم در برابر پرتغال باز هم بر اثر تکلهای متوالی و خشن تیم پرتغال پله باز هم ناچار به ترک جام جهانی شد به طوری که بعد از پایان مسابقات اعلام کرد که دیگر حاضر نیست در جام جهانی بازی کند جامی که در نهایت برزیل در دور اول اون در عین ناباوری حذف شد .

 

در جام جهانی 1970 وقتی پله به تیم دعوت شد ابتدا اون رو رد کرد اما به ناچار دعوت به تیم ملی رو قبول کرد و در تیم برزیل که به گواه بسیاری از کارشناسان فوتبال جهان برترین تیم تاریخ فوتبال جهان هم میبود بازی کرد و اتفاقا با اون تیم هم قهرمان شد تیمی که شامل بازیکنانی چون rivelino, jairzinho, gérson, tostão و clodoaldo بود . پله در جام جهانی 1970 هم موفق به گ نی شد و به عبارتی تنها فوتبالیستی هست که تونسته در 4 جام جهانی گ نی کنه که واقعا خارق العاده است . در فینال جام 70 پله گل ابت بازی رو زد و در 2 گل دیگر هم به عنوان شریک بود که در نهایت با برتری 4-1 برزیل همراه بود به عبارتی برزیل تمام بازیهای خودش رو با برد به پایان رسوند . با این قهرمانی برزیل برای همیشه jules rimet trophy را از ان خودش کرد .

 

ا ین بازی پله برای زردپوشان برزیلی در تاریخ 18 جولای 1971 و در برابر تیم یوگسلاوی و در شهر ریودوژانیرو بود . رکورد وی هم در تیم برزیل برابر با 67 برد و 14 تساوی و 11 باخت و 3 قهرمانی در جام جهانی هست که تا به حال ی به اون دست پیدا نکرده است و یه نکته جالب هم اینکه تیم برزیل در مسابقاتی که پله و گارینشا به طور همزمان در تیم برزیل بازی می د رنگ ش ت را هرگز به خودش ندید . دوستان در قسمت پایانی وسوم به بررسی افتخارات پله اعم از اینکه چند تا بازی انجام داده یا چند تا گل زده خواهیم پرداخت پس تا دیداری دیگر بدرود . سلام به همه دوستان عزیز در این بخش ا کلیه افتخاراتی رو که پله ب کرده را با هم مرور میکنیم پله با تیم سانتوس که تمام فوتبال حرفه ای خود رو با این تیم انجام داد موفق به ب قهرمانی های فروانی شد . 10 قهرمانی در peonato paulista و 3 قهرمانی در torneio rio-são paulo و یکبار قهرمانی در torneio roberto gomes pedrosa (taça de prata) و 5 قهرمانی در taça brasil و 2 قهرمانی در copa libertadores و 2 قهرمانی هم در intercontinental cup و یک قهرمانی هم در south-american recopa از افتخارات او با پیراهن تیم سانتوس می باشد . با تیم نیویورک کاسموس هم یکبار در سال 1977 و در مسابقات nasl قهرمان امریکا شد . اما با پیراهن برزیل 3 بار قهرمان world cup و 2 بار قهرمان roca cup و یکبار هم قهرمان copa o'higgins و یکبار نیز قهرمان copa atlântica شد . سایر رکوردهای شخصی پله هم به قرار زیر میباشد : در سال 1999 به عنوان برترین ورزشکار قرن از سوی کمیته بین المللی المپیک برگزیده شد .

 

در دسامبر 2000 به عنوان برترین فوتبالیست قرن بیستم معرفی شد . در همان سال پله جایزه مادام العمر laureus world sports awards را که در افریقای جنوبی و توسط رییس جموهر ان کشور یعنی نلسون ماندلا اهدا میشد را از ان خود کرد . در سال 2005 هم پله جایزه sports personality of the year lifetime achievement award رو از شبکه مال خود کرد . اما کمی هم به بازیها و گلهای وی بپردازیم: پله در 1363 بازی توانسته 1281 گل به پمر برساند البته این شامل بازیهایی هم میشه که پله با تیمهای سانتوس و نیویورک در تورهای مختلف انجام داده است و اون بازیها هم برای وی حساب شده است حتی بازیهای که برای تیم نیروهای نظامی با پیراهن برزیل انجام داده است . تعداد گلهای به ثمر رسانده پله در مسابقات لیگ برزیل شامل 589 گل در 605 بازی میباشد . پله در جایگاه سوم برترین گ نان ملی جهان با 77 گل در 92 بازی . همچنین وی در جایگاه چهارم و پشت سر رونالدو و گرد مولر و ژوست فونتن در لیست برترین گ نان تاریخ جام های جهانی می باشد با 12 گل . پله در 3 قهرمانی برزیل در جام جهانی سهم داشته اگرچه در فینال 62 به دلیل مصدومیت حاضر نشد . و جزو بازیکنانی میباشد که موفق شده اند در 2 فینال جام جهانی گ نی کنند به همراه پل برایتنر المانی و زین الدین زیدان فرانسوی و واوای برزیلی . او همچنین جزو یکی از 5 بازیکنی هست که موفق شده از روی یک ضربه ازاد ایستگاهی به طور مستقیم گ نی کنه در 2 جام متفاوت به همراه rivelino, teófilo cubillas, bernard genghiniو david beckham . او همچنین جزو دو نفری هست که موفق شده اند در 4 جام جهانی گ نی کنند به همراه اووه زیار المانی البته من در یکی از مطالب بالا به اشتباه فقط ذکر که پله به تنهایی دارای این عنوان هست که الان از همه پوزش میخوام و به نوعی اون رو تکمیل میکنم که هم پله و اووه زیلر در 4 جام متفاوت گ نی کرده اند . بسیاری بر این باور هستند که اگر گلهای زده شده پله که بسیاری از اونها در مسابقات غیر رسمی زده شده است را حساب نکنیم معادلات طور دیگری خواهد بود بطور نمونه اگر بازیهای دوستانه هم برای گرد مولر المانی محاسبه شود وی دارای رکورد 1455 گل در 1204 بازی خواهد شد . یا در جایی دیگر اگر فقط رقابتهای رسمی محاسبه شود اینبار هم پله در جای دوم خواهد بود پشت سر ژوزف بیسکان . به طوری که وقتی از وی در این مورد که ایا تعداد گلهای تو بیشتر هست یا پله به صورت کنایه امیزی گفت : "who'd have believed me if i said i'd scored five times as many goals as pelé?" . اما زندگی پله بعد از فوتبال هم جالبه در سال 1992 پله به عنوان سفیر سازمان ملل برای بوم شناسی و محیط یا درست تر اون ecology and the environment برگزیده شد . در سال 1995 هم به خاطر خدمات برجسته به ورزش جایزه gold medal رو از سوی رییس جمهور برزیل دریافت کرد . همچنین از سوی رییس جمهور برزیل به عنوان ورزش فوق العاده برزیل و همچنین سفیر حسن نیت یونسکو هم انتخاب شد . در ال 2001 هم بدلیل درگیری به خاطر اتهام رشوه گیری از سمت خود کناره گیری کرد . در سال 1997 هم مقام شوالیه گری بریتانیا به صورت افتخاری به پله اهدا شد .

 

پله همچنین چندین زندگی نامه هم نوشته و چندین درباره زندگی وی هست . وی همچنین در سال 1981 و در فرار به سوی پیروزی که با حضور ستاره های فوتبال جهان و بازیگر مشهور هالیوود سیلوستره استالونه ساخته شد هم حضور داشت که در ان نقش زندانی هایی رو انجام دادند که در کمپی از نازیهای المانی زندانی بودند و با برگزاری یک مسابقه فوتبال موفق به فرار شدند . پله همچنین مربی شخصی ستاره حال حاضر جهان یعنی رونالدینهو هم میباشد . وی همچنین در 12 و مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده است .

 

اما زندگی شخصی پله : پله در کل 2 بار ازدواج کرده است که اولین ان در سال 1966 و با روزماری میباشد که 3 فرزند از ان دارد و در سال 1982 هم از وی طلاق گرفت و دومین بار هم در سال 1994 با اسیریا ازدواج کرد که 2 فرزند هم از وی دارد . پله یک دختر دیگر هم داشت که به نام sandra regina arantes do nascimento بود و در اکتبر 2006 بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت . دوستان این بود زندگی ورزشی پله اسطوره ورزش جهان که علی رغم رنگین پوست بودنش تونست به تمامی این افتخارات برسد و به مروارید سیاه شهرت پیدا کند رونالدو ronaldo-14-05-2013.jpg شناسنامه نام کامل رونالدو لوییز نازاریو د لیما زادروز ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۶ (سن:۳۸ سال) زادگاه ریو دو ژانیرو،  برزیل اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی بازنشسته پُست مهاجم باشگاه های حرفه ای سال ها باشگاه ها بازی (گل) ۱۹۹۳-۱۹۹۴
۱۹۹۴-۱۹۹۶
۱۹۹۶-۱۹۹۷
۱۹۹۷-۲۰۰۲
۲۰۰۲-۲۰۰۷
۲۰۰۷-۲۰۰۸
۲۰۰۹-۲۰۱۱ کر و
پی اس وی آیندهوون
بارسلونا
اینتر میلان
رئال مادرید
آث میلان
کورینتیانس ۴۷ (۴۴)
۵۷ (۵۴)
۴۹ (۴۷)
۹۹ (۵۹)
۱۷۷ (۱۰۴)
۲۰ (۹)
۶۹ (۳۵) تیم ملی ۱۹۹۴-۲۰۰۶  برزیل ۹۸ (۶۲)

رونالدو (متولد ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۶ در ریو دو ژانیرو) بازیکن سابق فوتبال اهل برزیل می باشد. بسیاری از کارشناسان وی را یکی از بهترین فوتبالیست های تاریخ می دانند.

رونالدو قهرمانی دو جام جهانی ۱۹۹۴ و ۲۰۰۲ همراه با تیم ملی فوتبال برزیل را در کارنامه دارد و سه بار در سال های ۱۹۹۶، ۱۹۹۷ و ۲۰۰۲ جایزه بازیکن سال فوتبال جهان را دریافت کرده است. رونالدو ، زین الدین زیدان و کریستیانو رونالدو تنها بازیکنانی هستند که سه بار این جایزه را از فیفا دریافت کرده اند؛ و پس ازلیونل مسی که چهار بار این جایزه را دریافت کرده است، در جایگاه دوم قرار دارند.

رونالدو اولین بازی ملی خود را در ۱۷ سالگی برای برزیل انجام داده است و در ۱۸ سالگی به مقام برترین بازیکن فوتبال جهان دست یافته است. رونالدو در سال ۲۰۰۷ از سوی مجله فرانس فوتبال به عنوان یکی از ۱۱ بازیکن برتر تاریخ فوتبال انتخاب شد و در لیست فیفا ۱۰۰ (بهترین بازیکنان فوتبال تاریخ به انتخاب پله) نیز جای گرفته است. وی در مجموع ۹۸ بازی ملی برای تیم ملی فوتبال کشورش انجام داده و ۶۲ گل ملی به ثمر رساند و دومین گ ن تاریخ فوتبال برزیل محسوب می شود. وی همچنین ۱۵ گل در جام های جهانی به ثمر رسانده و آقای گل جام جهانی ۲۰۰۲ شده است. وی سالهای زیادی از عمر فوتبالی اش را به خاطر مصدومیت از تاحیه زانو پای چپ از دست داده بود تا اینکه در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

وی با مُدل برزیلی دانیلا چیکارلی ازدواج کرد که بعدها این ازدواج به ج انجامید. وی یکی از مسئولان برگزاری جام جهانی ۲۰۱۴ در کشورش بود.


رونالدو لوئیز نازاریو د لیما در تاریخ 22 سپتامبر سال 1976 در ریودوژانیرو در برزیل به دنیا آمد.

رونالدو فوتبال را در باشگاه تنیس والکوئره که یک تیم فوتسال محلی در منطقه بنتو ریبیرو بود (منطقه ای که در آن متولد شده بود)، آغاز کرد. اول قصد داشت دروازه بان شود، اما به دلیل کم بودن زمان حضورش درتیم، به خط حمله روی آورد. در 13 سالگی به باشگاه فوتسال سوسیا راموس بنتو ریبیرو پیوست. دو سال بعد به تیم سائوکریستووائو رفت و از آنجا بود که در زمین های بزرگ بازی کرد. به دلیل توانایی زیادش در بازی از یک سو پیشنهاد بازی در تیم ملی زیر 17 سال برزیل را دریافت کرد و از سوی دیگر مورد توجه باشگاه کر و از بلو هوریزونته قرار گرفت که در سال 1993 نیز او را به خدمت گرفت.

رونالدو در اولین فصل حضورش در لیگ فوتبال برزیل، 12 گل در 14 بازی به نام خود ثبت کرد. به اینها باید 22 گلی را هم که در لیگ منطقه ای میناس گرایس زد، اضافه کرد.

بعد از این که در سال 1994 اولین بازی ملی خود را انجام داد و در جام جهانی هم شرکت کرد، مورد توجه و علاقه چندین باشگاه اروپایی قرار گرفت. گرچه دو تیم بزرک ایتالیایی، یوونتوس تورین و آ.ث. میلان هم در بین این تیم ها بودند، وی به پیشنهاد روماریو، هم تیمی اش در تیم ملی برزیل، به ازای 5/9 میلیون مارک راهی باشگاه هلندی آیندهوون شد. این مبلغ در آن زمان بالاترین مبلغی بود تا آن موقع به یک بازیکن برزیلی پرداخت شده بود.

رونالدو از سال 1994 تا 1996، 57 بازی رسمی برای آیندهوون انجام داد و 54 گل هم زد. وی در سال 1996 به ازای 30 میلیون مارک به بارسلونا پیوست. گرچه فقط یک فصل در این تیم بود، اما در همین مدت بسیار موفق عمل کرد. وی در فینال جام در جام اروپا تک گل پیروزی بخش بارسا را در مقابل پاری سن ژرمن، م ع عنوان قهرمانی به ثمر رساند و با 34 گل زده، در سال 1997 آقای گل باشگاه های اسپانیا شد. وی در این دوره دوبار نیز در سال های 1996 و 1997 به عنوان مرد سال فوتبال جهان و یک بار در سال 1997 به عنوان مرد سال فوتبال اروپا انتخاب شد، و هر دو بار به عنوان جوان ترین بازیکنی که به این موفقیت دست پیدا می کند.

وی در شروع فصل 1998/1997 به باشگاه ایتالیایی اینتر میلان منتقل شد. نرات ها امیدوار بودند که با استخدام وی سلطه یوونتوس و میلان بر سری a را بشکنند و اولین عنوان قهرمانی پس از سال 1989 را ب کنند. این انتقال 50 میلیون مارک برای اینتر هزینه داشت که در آن زمان رکورد نقل و انتقالات را در دنیا ش ت. در آن فصل اینتر نایب قهرمان سری a و نیز قهرمان جام یوفا شد. رونالدو نیز برخلاف آن که در هر لیگی در همان فصل اول آقای گل می شد، در آن فصل بعد از اولیور بیرهوف آلمانی، دومین گ ن برتر ایتالیا شد.

فصل بعدی برای اینتر میلان فاجعه آمیز بود. آنها در لیگ هشتم شدند و به هیچ یک از جام های اروپایی هم راه نیافتند. رونالدو در این فصل برای اولین بار دچار مصدومیتی جزئی شد و فقط در 19 بازی تیمش حضور پیدا کرد و 14 گل نیز زد. فصل بعدی مصدومیتش پیشرفت کرد. در نوامبر سال 1999 زانوی راستش به شدت آسیب دید و پس از چهار ماه، وقتی به میدان برگشت، در همان بازی اول و در دقیقه ششم به علت پارگی دوباره رباط پای راستش مجبور به ترک زمین شد. پس از 17 ماه استراحت در 20 سپتامبر سال 2001 در جام یوفا در مقابل تیم رومانیایی اف.سی. براشو به میدان بازگشت. با درخشش رونالدو در دور برگشت فصل 2002/2001 (7 گل زده در 10 بازی)، اینتر تا هفته آ لیگ هم شانس قهرمانی داشت. با یک ش ت 2 بر 4 مقابل لاتزیورم در  روز آ ، صدر ج به یوونتوس رسید. در مقابل، در جام جهانی 2002 در ژاپن و کره جنوبی، رونالدو بازگشتی موثر در قهرمانی برزیل داشت .

بعد از آن، رونالدو از اینتر میلان جدا شد و با مبلغ 45 میلیون یورو به رئال مادرید پیوست تا پس از لوئیز فیگو و زین الدین زیدان، سومین فوق ستاره خارجی این تیم باشد. اولین فصل حضور در رئال بسیار موفقیت آمیز بود. او در همان سال با رئال قهرمان جام باشگاه های جهان شد و به علاوه بازهم به عنوان مرد سال اروپا و جهان انتخاب شد. وی از یک سو مطمئن ترین گ ن تیمش بود و از سویی دیگر در این فصل، بیست و نهمین قهرمانی اش در لالیگا را جشن گرفت. در فصل بعدی نیز یک بار دیگر پس از سال 1997 آقای گل باشگاه های اسپانیا شد. اما رئال نه در آن فصل و نه در دو فصل بعدی موفق به ب هیچ عنوانی نشد، چیزی که برای تیم با آن همه ستاره یک فاجعه واقعی بود به خصوص که هم زمان بارسلونا، بزرگ ترین رقیب رئال، هم در لالیگا و هم در لیگ قهرمانان اروپا توانسته بود به مقام قهرمانی برسد.

از فصل 2007/2006 دیگر رونالدو موقعیت خوبی در تیم نداشت. به طوری که در طول 215 روز هیچ گلی نزد و از سوی سرمربی جدید رئال، ف و کاپلو، از ترکیب اصلی نیز کنار گذاشته شد، چراکه به مهاجم تازه وارد تیم، رود فان نیستلروی هلندی اعتماد بیشتری داشت. در کنار همه این ها، مصدومیت های جدید نیز گریبانگیر رونالدو شد. همه این ها سبب شد تا وی در ژانویه سال 2007 به فکر بازگشت به میلان در سری a ایتالیا بیفتد. البته این بار نه به اینتر میلان، بلکه به تیم رقیبش، آ.ث. میلان. انتقالی که باعث بی اعتباری اش نزد هواداران اینتر شد. در میلان دوباره شروع به گ نی کرد، اما در لیگ قهرمانان اروپا حق بازی در میلان را نداشت، چراکه در همان فصل با پیراهن رئال در این مسابقات بازی کرده بود. البته در همان فصل، تیم سابق او، رئال موفق شد قهرمانی در لالیگا را ب کند.

در سال 2007 با چندین مصدومیت مواجه شد ، به طوری که در مجموع یک نیم سال در اختیار تیمش نبود متعاقب آن به تیم فنرباغچه استانبول ترکیه و سپس فلامینگو ریودوژانیرو پیوست. در همین زمان به دلیل انجام یک انتقال خون که برای بهبودی سریع تر پای مصدومش انجام شده بود، به دوپینگ متهم شد. با وجود این، در تاریخ 13 ژانویه سال 2000در بازگشت به میادین فوتبال، در دیدار برابر ناپل دو گل زد و یک گل ساخت تا بازهم هنر فوتبالش را به رخ بکشد.

اما این بازگشت فقط یک ماه به طول انجامید، چراکه در 13 فوریه 2008 در دیدار مقابل لیوورنو رباط زانوی چپش به کلی شده و به شدت دچار مصدومیت شد. پزشکان معالجش پیش بینی می د که تا اوایل ماه نوامبر بهبود یابد. به موازات این جریان، اتهام دوپینگ برعلیه او و باشگاه سابقش علنی شد و گفته شد که وی زمانی که در آیندهوون هلند بازی می کرده است، برای انبساط ماهیچه داروی آنابولیکا به او تجویز شده و همین معالجه سبب بروز این همه آسیب دیدگی شده است.

از همین رو باشگاه میلان قرارداد او را تمدید نکرد، به طوری که وی در اول ژولای سال 2008 بدون باشگاه ماند. وقتی به ریودوژانیرو بازگشت، در دسامبر همان سال قراردادی یک ساله با باشگاه کورینتیانس سائوپائولو امضاء کرد و در همان ابتدا با این تیم قهرمان منطقه سائوپائولو و جام حذفی برزیل شد.

تیم ملی

اولین حضور رونالدو در تیم ملی، در تیم ملی زیر 17 سال برزیل بود. او با این تیم در سال 1993 در کشور کلمبیا قهرمان ی جنوبی شد. اولین بازی او در تیم ملی بزرگسالان در تاریخ 23 مارس 1994 در یک بازی دوستانه مقابل آرژانتین بود. در 4 مه همان سال در دیدار مقابل ایسلند اولین گل ملی اش را زد. در همان سال و تنها در سن 17 سالگی برای حضور در جام جهانی به تیم ملی فراخوانده شد. البته در این جام در ترکیب تیم قرار نگرفت و به این ترتیب سهم کوچکی در قهرمانی برزیل در جام جهانی 1994 داشته است. سال بعد از آن هنوز یک بازیکن ذخیره بود که با تیمش در جام آمبرو در انگلیس شرکت کرد و به همراه این تیم قهرمان آن جام شد و در همان سال در جام کوپا آمه ریکا فقط در یک بازی حضور پیدا کرد. او در سال 1996 اولین موفقیت بین المللی اش را جشن گرفت و توانست در مسابقات المپیک 1996 مدال برنز را بر گردن بیاویزد و خودش نیز پس از زوج خط حمله اش، ببتو و هرنان کرسپوی آرژانتینی ، سومین گ ن برتر این مسابقات شد.

پس از آن، وی بازیکن ثابت تیم ملی شد. در سال 1997 در جام های تورنوا دو فرانس، کوپا آمه ریکا و کنفدراسیون ها شرکت کرد که در دوتای آ ی به همراه تیم ملی برزیل قهرمان شد. در آن زمان رونالدو به همراه روماریو زوج موفقی در خط حمله ساخته بود. اما در سال بعد از آن و زمانی که ماریو زاگالو، سرمربی تیم ملی از روماریو برای حضور در جام جهانی 1998 فرانسه دعوت نکرد، این زوج منحل شد. برزیل در آن جام یکی از شانس های اول قهرمانی بود، اما در فینال در مقابل تیم میزبان ش ت خورد. رونالدو که دوباره در خط حمله در کنار ببتو قرار گرفته بود، در آن جام چهار گل به ثمر رساند. او در دیدار فینال نمایش ضعیفی داشت، و این در حالی بود که وی یک روز قبل از بازی فینال، بر اثر تشنجی که دلیل آن هنوز توضیح داده نشده، به بیمارستان منتقل شد. به دنبال آن، خیلی از بازیکنان و کارشناسان، وضعیت رونالدو را که سبب عدم تمرکز شدید تیم شده بود، دلیل ش ت برزیل در فینال اعلام د. به علاوه شایعات زیادی قوت گرفت مبنی بر این که اصولا رونالدو نباید بازی می کرده است و فقط به دلیل فشار حامی مالی اش در ترکیب قرار گرفته بود. البته بازیکنان و مقامات رسمی تا امروز درباره این موضوع جنجال برانگیز سکوت کرده اند. با این حال، رونالدو از سوی نمایندگان مطبوعات به عنوان ارزشمندترین بازیکن جام انتخاب شده و توپ طلایی را دریافت کرد.

بعد از آن به مدت یک سال از تیم ملی دور بود و سپس در کوپا آمه ریکا در سال 1999 حضور یافت و به همراه ریوالدو، برزیل را به قهرمانی این جام رساند. چند ماه بعد از آن، مصدومیت زانویش طوری شدت گرفت که بازی مقابل هلند در تاریخ 9 اکتبر 1999 آ ین بازی ملی اش تقریبا تا دوسال نیم دیگر شد. در 27 مارس 2002 به تیم ملی بازگشت و با وجود دوری طولانی مدت از این تیم، بلافاصله با تیم ملی راهی جام جهانی 2002 ژاپن - کره جنوبی شد. وی در این جام  نمایشی فوق العاده داشت و با هشت گل زده در هفت بازی، آقای گل جام جهانی شد و در بازی فینال در برابر آلمان، با زدن دو گل، برزیل را به قهرمانی رساند.
وی پس از آن جام از حضور در تورنمنت های بزرگ صرف نظر کرده و از جمله در کوپا آمه ریکا در سال 2004 و جام کنفدراسیون ها در سال های 2003 و 2005 شرکت نکرد. بدین ترتیب آ ین تورنمنت مهم او، جام جهانی 2006 آلمان بود که البته برای برزیل بسیار ناامیدکننده بود. این تیم در دور یک چهارم نهایی با ش ت برابر فرانسه از مسابقات حذف شد. به خصوص رونالدو به دلیل وضعیت جسمانی اش (چاق و کند بودن) به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. با وجود این، وی در چهار بازی سه گل زد و بدین ترتیب به تنهایی رکورددار گ نی در تمام جام های جهانی شد.

موفقیت ها:

به عنوان بازیکن ملی

شرکت در جام جهانی:

1994 (بدون انجام بازی)- قهرمان
1998 (7 بازی، 4 گل)- مقام دوم
2002 (7 بازی، 8 گل) - قهرمان
2006 (4 بازی، 3 گل)

شرکت در کوپا آمه ریکا:

1995 (1 بازی، بدون گل) - مقام دوم

1997 (6 بازی، 5 گل)- قهرمان
1999 (6 بازی، 5 گل) - قهرمان
شرکت در جام کنفدراسیون ها:
1997 (5 بازی، 4 گل) - قهرمان

شرکت در المپیک:

1996 (6 بازی، 5 گل)- مقام سوم

به عنوان بازیکن باشگاهی

قهرمان جام در جام اروپا: 1997
قهرمان جام یوفا: 1998
قهرمان جام باشگاه های جهان:2002 و 2007
قهرمان جام اروپا: 2002، 2007
قهرمان باشگاه های اسپانیا: 2003، 2007
قهرمان جام حذفی اسپانیا: 1997
قهرمان جام اسپانیا: 1996، 2003
قهرمان جام حذفی هلند: 1996
قهرمان جام حذفی برزیل: 1993، 2009
قهرمان منطقه میناس گرایس: 1994
قهرمان منطقه سائوپائولو: 2009

افتخارات شخصی:

مرد سال فوتبال جهان: 1996، 1997، 2002
مرد سال فوتبال اروپا: 1997، 2002
برنده توپ طلا: 1998
عنوان آقای گلی:
1996 در هلند
1999 در کوپا آمه ریکا
1997 و 2004 در اسپانیا
1997 در اروپا
1997 در جهان
2002 در جام جهانی
رکورددار گ نی در جام جهانی فوتبال (15 گل در 19 بازی در سه دوره جام جهانی)

رونالدینیو ronaldinho.jpg شناسنامه نام کامل رونالدو ده آسیس موریرا زادروز ۲۱ مارس ۱۹۸۰ ‏(۳۴ سال) زادگاه پورتو الگره، برزیل قد ۱٫۸۳ متر اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی کوئرتارو شمارهٔ پیراهن ۴۹ پُست هافبک هجومی و فوروارد باشگاه های جوانان ۱۹۸۷–۱۹۹۸ گرمیو باشگاه های حرفه ای سال ها باشگاه ها بازی (گل) ۱۹۹۸–۲۰۰۱
۲۰۰۱–۲۰۰۳
۲۰۰۳–۲۰۰۸
۲۰۰۸–۲۰۱۰
۲۰۱۱–۲۰۱۲
۲۰۱۲-۲۰۱۴
۲۰۱۴- برزیلگرمیو
فرانسهپاری سن ژرمن
اسپانیابارسلونا
ایتالیاآ.ث. میلان
برزیلفلامینگو
برزیلاتلتیکو مینیرو
مکزیککوئرتارو ۵۲ (۲۱)
۵۵ (۱۷)
۱۴۵ (۷۰)
۷۶ (۲۰)
۳۳ (۱۵)
۴۷ (۱۷)
۶ (۳) تیم ملی ۱۹۹۹– برزیل ۹۷ (۳۳)


رونالدو ده آسیس موریرا (زادهٔ ۲۱ مارس ۱۹۸۰ در پورتو الگره، برزیل) فوتبالیست مشهور برزیلی است که بیشتر با نام رونالدینیو گائوچو یا تنها «رونالدینیو» شناخته می شود. رونالدینیو در زبان پرتغالی به معنی «رونالدوی کوچک» است و جهت تمیز دادن او از رونالدو استفاده می شود.

رونالدینیو در حال حاضر در کوئرتارو مکزیک بازی می کند و با تیم بارسلونای اسپانیا به قهرمانی لیگ اسپانیا (۲ بار) و جام قهرمانان اروپا رسیده است. او تا بحال دو بار از سوی فیفا به عنوان بهترین بازیکن سال جهان برگزیده شده است. او از موفق ترین بازیکنان تیم ملی برزیل است و با این تیم به قهرمانی جام جهانی ۲۰۰۲ رسیده است.

تیم ملی برزیل

رونالدینیو در تیم زیر ۱۷ سال برزیل شرکت داشت و در جام جهانی زیر ۱۷ سال مصر ۱۹۹۷ برای برزیل به میدان آمد و درخشید. رونالدینیو اولین بار در ۱۹ سالگی و در ۱۹۹۹ به تیم ملی بزرگسالان برزیل دعوت شد و در ۲۶ ژوئن آن سال برای اولین بار مقابل لاتویا به میدان آمد. اولین تورنمنتی که او در آن شرکت داشت کوپا ۱۹۹۹ بود که او در اولین بازی خود در این مسابقات (در مقابل ونزوئلا) گلی را به ثمر رساند و در پیروزی برزیل نقش داشت.

رونالدینیو در فتح جام جهانی ۲۰۰۲ توسط برزیل نیز نقش داشت و مشخصا در مرحلهٔ یک چهارم نهایی از روی ضربهٔ آزاد و از فاصله۳۱ متری دروازهٔ انگلستان را گشود. او در همان بازی به علت خطا روی دنی می ا اج شد و نیمه نهایی را از دست داد اما مجدداً در فینال به میدان آمد و در پیروزی دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شرکت داشت.

در ۹ ژوئن ۲۰۰۵ او به عنوان کاپیتان تیم ملی برزیل در مسابقات جام کنفدراسیون ها شرکت کرد و به همراه برزیل فاتح آن مسابفات شد. فینال آن بازی ها بین آرژانتین و برزیل بود که به پیروزی ۴-۱ برزیلی ها انجامید و رونالدینیو بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.

رونالدینیو در تیم برزیل برای جام جهانی ۲۰۰۶ حضور داشت ولی به سبب نمایشی ضعیف مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

باشگاهی گرمیو

رونالدینیو فوتبال حرفه ای را از تیم جوانان گرمیو (در شهر پورتو آلگره) شروع کرد. اولین مربی او لوئیس فیلیپ اسکولاری بود که بعدها در فتح جام جهانی ۲۰۰۲ نیز مربی او شد. او برای اولین بار در جام باشگاه های ی جنوبی در تیم بزرگسالان به دنیا آمد و سبک بازی، شم گ نی، و قدرت کنترل توپ توسط او به شهرتش انجامید و نهایتاً در ۱۹۹۹ در سن ۱۹ سالگی به تیم ملی برزیل دعوت شد.

او در سال ۲۰۰۱ درصدد ج از گرمیو بود و از بسیاری از باشگاه ها بخصوص باشگاه های انگلیسی پیشنهاد داشت. علی رغم تمام این پیشنهادها (و برای مثال پیشنهاد باشگاه لیدز با رقمی نجومی) او به لیگ فرانسه رفت و با پاری سن ژرمن قراردادی پنج ساله بست.

پاری سن ژرمن

درتابستان ۲۰۰۱ رونالدینیو از گرمیو جدا شد و به پاری سن ژرمن پیوست. او در پاری سن ژرمن با مربی، لوئیس فرناندز، مشکلاتی داشت و مربی مدعی بود که او بیش از حد درگیر ذرق و برق پاریس و مسائل حاشیه ای است.

پس از جام جهانی ۲۰۰۲ و درخشش ویژهٔ او رونالدینیو مورد پیشنهادها بسیار قرار گرفت و بالا ه در تابستان۲۰۰۳ قصد ج خود را اعلام کرد. نتیجتاً باشگاه های بزرگ جهان همگی شروع به ارائهٔ پیشنهادهای خود د. منچستر یونایتد و رئال مادریدɵ̃ و بارسلونا مهم ترین پیشنهاددهنده ها بودند.

بارسلونا

در ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۳ رونالدینیو با مبلغ ۱۸ میلیون پاوند به بارسلونا پیوست. خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن دیوید بکهام را به هواداران داده بود اما پیوستن بکهام به رئال مادرید او را بر آن داشت که به دنبال رونالدینیو برود و نهایتاً از سد رقبایی چون منچستر یونایتد گذاشت و رونالدینیو را جذب کرد. بدین ترتیب رونالدینیو در میان بازار شایعات به باشگاهی پیوست که قبلاً برزیلی های بسیاری را در پرورش داده بود: اواریستو، روماریو، رونالدو و ریوالدو.

رونالدینیو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نیز نشان داد. او در بازی تدارکاتی مقابل آث میلان گلی به ثمر رساند و از پایه های پیروزی ۲ بر صفر تیمش بود. این اولین گل او برای بارسلونا بود.

او در اولین فصل حضورش در لالیگا به همراه بارسلونا به نایب قهرمانی آن رسید. در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۴ رونالدینیو از سوی فیفا به عنوان بازیکن برگزیدهٔ سال انتخاب شد و در این راه تیری آنری و آندری شوچنکو را مغلوب کرد.

در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۵ هنرنمایی رونالدینیو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود که باعث پیروزی سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادرید شد. رونالدینیو در سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ به خوبی برای تیمش به میدان رفت و به عنوان بهترین بازی کن اروپا و بهترین مهاجم لیگ قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدینیو سومین فوتبالیست برزیلی تاریخ است که عنوان بهترین بازی کن سال اروپا را به دست می آورد. او در ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵ دوباره به عنوان بهترین بازی کن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدینیو در سال ۲۰۰۶ نیز در جام قهرمانان اروپا برای بارسلونا به میدان آمد. در ۷ مارس ۲۰۰۶ او در بازی برگشت مقابل چلسی در نیوکمپ، انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن یک گل در تساوی یک بر یک مقابل چلسی گرفت. این تساوی باعث صعود بارسلونا به یک چهارم نهایی بازی ها شد. جلوهٔ دیگر رونالدینیو در ۱۸ آوریل ۲۰۰۶ و بازی رفت نیمه نهایی مقابل آث میلان بود که رونالدینیو با پاس خود، پایه گذار تک گل بازی توسط لودویک ژولی شد. بازی برگشت نیز بدون گل تمام شد تا رونالدینیو به همراه بارسلونا به فینال بازی ها راه پیدا کند. در این میان در ۳ مه ۲۰۰۶ بارسلونا با ش ت دادن یک بر صفر سلتاویگو قهرمان لیگ اسپانیا شد و رونالدینیو نیز این افتخار را به کارنامه اش افزود. تنها چند هفته بعد، در ۱۷ می۲۰۰۶، بارسلونا به فینال جام باشگاه های اروپا رفت و آن جا آرسنال را ۲ بر یک مغلوب کرد. رونالدینیو این فصل را با مجموع ۲۵ گل تمام کرد که تابحال بهترین رکورد او است.

آ. ث. میلان

در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۸ با امضای قراردادی ۳ساله به ارزش ۲۱ میلیون یورو از جمع بازیکنان بارسلونا خارج شد و به عضویت آ. ث. میلان ایتالیا درآمد.[۱]

فلامینگو

درسال ۲۰۱۱ رونالدینیو بار دیگر به لیگ برتر برزیل بازگشت اما او این بار به باشگاه فلامینگو پیوست. شماره ۱۰ و بازوبند کاپیتانی را تصاحب کرد. رونالدینیو در ۳۳ بازی که برای فلامینگو به میدان رفت ۱۵ گل را به ثمر رساند.

اتلتیکو مینیرو

رونالدینیو پس از ج از باشگاه فلامینگو در سال ۲۰۱۲ به باشگاه فوتبال اتلتیکو مینیرو پیوست. او در این تیم شماره ۴۹ را در اشاره به سال تولد مادرش انتخاب نمود. اتلتیکو با کاپیتانی رونالدینهو در سال ۲۰۱۳ قهرمان جام لیبرتادورس شد.

کوئرتارو

وی در سال ۲۰۱۴ نیز به تیمی در مکزیک به نام کوئرتارو (به انگلیسی: querétaro) پیوست و در این تیم نیز شماره ۴۹ را به تن کرد.

زندگی شخصی

مادر رونالدینیو، میگوئلینا، سابقاً فروشندهٔ خانه به خانه بوده است و اکنون پرستار است. پدر او، ژائو، کارگر کشتی بود و در ضمن فوتبالیست آماتوری برای تیم کر و. ژائو هنگام هشت سالگی رونالدینیو هنگام شنا در است خانوادگی دچار حملهٔ قلبی شد و درگذشت. برادر بزرگ رونالدینیو، روبرتو، در سطح حرفه ای و برای باشگاه گرمیو بازی می کرد اما مصدومیت باعث شد فوتبال را کنار بگذارد. او در حال حاضر مدیر برنامه های رونالدینیو است. رونالدینیو با خاناینا ناتیل ویانا مندس، رقاصه ای که سابقهٔ شرکت در برنامهٔ تلویزیونی «دومینگائو ده فائوستائو» را داشت، ازدواج کرد و در ۲۵ فوریه ۲۰۰۵ صاحب اولین فرزند خود از خاناینا شد و او را به یاد پدرش ژائو نام گذاری کرد. معروف است که او از کودکی به فوتسال و فوتبال ساحلی علاقه داشت و استعدادش به همان جا برمی گردد. رونالدینیو از طرفداران پر و پا قرص موسیقی برزیلی است و با دوستانش طبل می نوازد و آواز می خواند.

روبرتو کارلوس roberto carlos in moscow 3.jpgمشاهده متن کامل ...
تحقیق درباره صلح ابتدایى
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل تحقیق درباره صلح ابتدایى با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 66

 

صلح ابتدایى

مسعود ى

پیشگفتار:

عقد صلح در میان عقود شناخته شده داراى امتیازات وویژگیهاى منحصر به فردى است که به این عقد، جایگاه مهم ووالایى را بخشیده است. از سویى، عقدى مستقل و اصیل مى باشد که در احکام و شرایط تابع هیچ یک از عقود دیگر نیست. از سوى دیگر، این عقد مى تواند نتایج و ثمرات بیشترعقود و ایقاعات شناخته شده، یا حتى قراردادهاى نو پیدایى را که تحت هیچ یک از عقود معین جاى نمى گیرند، به بارآورد. این گستردگى و توسعه منحصر به عقد صلح مى باشد،و عقود دیگراز آن بى بهره اند.

بیشتر فقها امتیاز سومى را نیز براى عقد صلح باور دارند، وآن این است که این عقد مى تواند در مواردى که هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد، جارى گردد.

به عبارت دیگر: این عقد علاوه بر جایگاه اصلى خویش که همان مواردى است که براى آشتى و رفع نزاع و اختلاف میان دو طرف عقد جریان مى یابد، در معاملات و قراردادهاى بدوى و ابتدایى که از هرگونه سابقه درگیرى و نزاع میان طرفین عارى است ، و یا حتى خالى از حقوق پیشینى است که ممکن است منجر به اختلاف و نزاع گردد، جارى و سارى است.

چنین عقد صلحى را «صلح ابتدایى» و یا «صلح بدوى»مى نامند. گویا این اصطلاح نخستین بار در آثار میرزاى قمى وملااحمد نراقى به کار رفته((136))، و پس از ایشان در میان فقیهان و حقوقدانان رواج یافته است.

جمع این سه خصیصه براى عقد صلح، موقعیتى ممتاز به آن مى بخشد، به گونه اى که مى توان به وسیله این عقد، اقدام به ایجاد بسیارى از عقود معین نمود، بدون آن که به احکام وشرایط خاص آن عقود پایبند بود، و یا دست به تاسیس عقود و معاملات جدید زد درحالى که در تمام اینها هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد. این جایگاه خاص براى عقد صلح سبب شده است که برخى آن راشایسته لقب «سید العقود و الاحکام»((137)) و یا «انفع العقود» بدانند.((138))

هدف اصلى مقاله حاضر تحلیل و نقادى فقهى و حقوقى ویژگى سوم عقد صلح است، هر چند به بررسى و تبیین دوویژگى نخست نیز مى پردازد.

بخش اول: کلیات و مفاهیم

فصل اول: صلح در لغتواژه «صلح» در لسان فقها که برگرفته از آیات و روایاتى مى باشد که مشروعیت این عقد و حدود آن را احرازمى نماید، اصطلاحى بیگانه از معناى لغوى خویش نمى باشد.بى تردید استعمال این کلمه در قرآن و سنت به معناى لغوى آن است، و شارع براى این لفظ مانند بسیارى دیگر از الفاظ معاملات معنایى بر خلاف معناى عرفى و لغوى وضع ننموده است. به عبارت دیگر، کلمه «صلح» در قرآن و روایات برخلاف الفاظ فراوانى از عبادات همچون «صلاة»، «صوم» و«حج» داراى «حقیقت شرعى» نمى باشد.

از این رو بهترین راه براى درک بهتر حقیقت صلح و یافتن پاسخ این پرسش که آیا «صلح ابتدایى» مى تواند مصداقى براى این واژه به کار رفته در قرآن و سنت باشد و بدین طریق مشروعیت یابد، مراجعه به لغت و عرف است.

نگارنده اگر چه براین باور است که واژه «صلح» با توجه به معناى روشن ارتکازى آن نزد عرب زبانان و فارسى زبانان بدون عنایت و مجاز در «صلح ابتدایى» استعمال نمى شود وامثله و شواهد عرفى گواه این حقیقت است، ولى با مراجعه به آثار لغوى و غیر لغوى این حقیقت را بیش از پیش آشکارمى نماید.

با تتبع در منابع مختلف عربى و فارسى این نکات به دست مى آید:

1- بیشتر لغت شناسان عرب «صلح» را به «سلم» معنانموده اند.((139)) و در مقابل «صلح» را به عنوان یکى ازمعانى «سلم» ذکر کرده اند.((140)) گویا این دور آشکار به جهت روشنى معنا نزد عرب زبانان بوده است. بدون شک اگر پرسش ما در حقیقى بودن استعمال واژه «صلح» درمعامله ابتدایى براى آنان مطرح بود، از پاسخ لازم و توضیح بیشتر دریغ نمى نمودند. اما با تتبع بیشتر در باره کلمه «سلم» که به ر سین و س لام، و فتح سین و س لام، و فتح سین و فتح لام قرائت شده، مى توان معناى حقیقى این واژه راکه همان معناى «صلح» است دریافت.

بعضى از لغت شناسان عرب در معناى «حرب» گفته اند که ضد و یا نقیض «سلم» است.((141)) از این عبارت اهل لغت فهمیده مى شود که در معناى «سلم» و به عبارت دیگردر «صلح» ضدیت و تقابل با جنگ نهفته است، تقابلى که به روشنى در زبان فارسى میان «جنگ» و «صلح» برقرار است((142)).

مفسران نیز بیشتر آیاتى را که واژه «سلم» در آنها به کار رفته است((143)) به صلح به معناى پایان دادن به جنگ و اختلاف میان مسلمانان معنا کرده اند.((144)) این دو قرینه مى تواند معناى اراده شده از «سلم» را که مرادف «صلح» است و آن «پایان دادن به جنگ و اختلافات» است نشان دهد.

2. جمع قابل توجهى از اهل لغت که بیشتر آنان از معاصران مى باشند تصریح نموده اند که «صلح» سازش و توافق بعد ازخصومت و نزاع است. راغب اصفهانى مى گوید: «الصلح یختص با زالة النفار بین الناس»((145)). طریحى در توضیح حدیث نبوى (ص) «الصلح جائز بین المسلمین» مى گوید: «اراد بالصلح راضى بین المتنازعین»((146)) درالمعجم الوسیط آمده است: «الصلح: انهاء الخصومة و انهاء حالة الحرب، و السلم»((147)) فرهنگ لاروس مى گوید: «الصلح: وافق و المسالمة هم لنا ناصح، انهاء حالة الحرب والخصومة السلم». الرائد((148)) چنین توضیح مى دهد: «الصلح: السلم بعد


با


تحقیق درباره صلح ابتدایى


مشاهده متن کامل ...
چرا حسن (ع) با معاویه صلح کرد؟
درخواست حذف اطلاعات
چرا حسن (ع) با معاویه صلح کرد؟
صلح حسن (ع) به عنوان یکی از مهمترین و چالشی‌ترین بحث های تاریخ تشیع شناخته می‌شود.اینکه چرا حسن صلح کرد شاید سوالی باشد که در ذهن برخی پدید آمده باشد. همچنانکه این سوال بسیار درباره قیام حسین (ع) و دلایل آن مطرح می شود. 
 این سوالات تا جایی پیش می رود که عده ای تفاوتی را قائل می شوند بین روحیات حضرت حسن (ع) و حسین (ع). اینکه حسن (ع) اساسا فردی صلح طلب بوده و حسین (ع) میل به قیام داشته اند. اما باید دید که اگر حسن (ع) صلح کرد، چرا و اگر حسین (ع) قیام کرد٬ به چه دلیلی بوده است؟ ( شهید مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار، 1373) 

عوامل تحمیل صلح به حسن مجتبی (ع) 
 
از مهمترین مشکلات عصر حسن (ع) و موانع رسیدن به اه آن حضرت، فقدان جبهه نیرومند و متشکل بود. جنگ‌های پی در پی جمل، صفین و نهروان میان مسلمانان، آنها را خسته کرده بود و شاید بسیاری از آنها پس از شهادت علی (ع)٬ دیگر میلی به جنگ نداشتند. چنددستگی ها میان مسلمانان و روسای قبایل تا آنجا پیش رفت که عده ای نامه به معاویه نوشتند و حمایت خود را از خلافت او اعلام د. 
 
با این حال حسن (ع) ی شانزده هزار نفری را ترتیب می بیند تا برای جنگ با نفاق و معاویه آماده شوند. اما دیری نمی گذرد که جمعیت دوازده هزار نفری این به نیروهای دشمن می پیوندند. آن هم به طمع پول و مقام و دنیاطلبی. 
 
حسن (ع) این شرایط را که می بیند در نقلی می فرمایند: «من به احدی از مردم عراق دیگر نمی توانم اطمینان داشته باشم. این مردم به گونه ای هستند که اگر وارد جنگ نیز بشویم، مرا دستگیر خواهند کرد و تحویل معاویه خواهند داد.» 
 

ماجرا از کجا آغاز شد؟ 
 
دیر زمانی از شهادت علی (ع) نگذشته بود که مردم کوفه به سوی فرزند ایشان رفته و دست بیعت دراز د. حسن (ع) پس از پذیرفتن خلافت٬ ابتدا در نامه ای به معاویه او را به پیروی از خود فراخواند. اما معاویه نپذیرفت و در تمثیلی گفت راه همچون راه علی پدرت و ابوبکر است. یکی باید در خانه بماند و دیگری حکومت کند. از همین رو چاره ای بجز جنگ ندیدند. آماده د اما آنها به بهانه های گوناگون، حاضر به نبرد نشدند. 
 
تبلیغات معاویه و سران مخالف از یک سو و بی ایمانی مردم و ریشه دوانیدن بذر نفاق از سوی دیگر، موجب شد سرانجام حسن (ع)٬ پس از هفت ماه خلافت بر مردم نادان، صلح را بپذیرد و معاویه به حکومت برسد. 
 

آثار و نتایج صلح حسن مجتبی (ع) 
 
دلیل اصلی پیشنهاد صلح از سوی معاویه، رسیدن به حکومت با هزینه کم بود و عامل اصلی در پذیرش صلح از سوی حسن (ع)، عدم همکاری و فداکاری مردم، به ویژه خواص دنیا گرایی بود که به بروز رفتارهایی چون، پیمان شکنی و خیانت انجامید. 
 
بازتاب این رفتارها موجب تنها ماندن ، ناامیدی از وصول به هدف به وسیله جنگ و درنهایت پذیرش صلح بود، اما به هرحال دستاورد این صلح و منافع آن قابل رقابت با دستاورد معاویه بود.  
 
آثار صلح عبارت بود از: کنار زدن نقاب فریب و ظاهر دینی از چهره معاویه و حکومت غاصبانه و ستمگرانه او، بقای نظام ت، حفظ و بقای شیعیان، حفظ دین و رعایت مصلحت امت ، تأمین عزت واقعی و قرار دادن تجربه ای مهم و و فرهنگی فراروی شیعیان. 
 

اگر حسن (ع) صلح نمی کرد ... 
 
حسن(ع) با قبول صلح و قرار دادن شرایطی در آن، ریشه جریان ت و تشیع را زنده نگه داشت و چهره واقعی جریان برانداز اموی را با سلاح خویش به جامعه ی نشان داد و این چنین گرد و غبار و شبهات موجود در فضای حق و باطل را به سود جبهه حق فرونشاند. حکمت صلح حسن(ع) بسترسازی مناسب برای معرفی کامل و افشای چهره نفاق بنی امیه در زمان حسین (ع) و پرورش نیروهای مخلص در مرکز ارشاد و آگاه سازی کربلاست. چنین است که قیام حسینی قبل از آنکه حسینی باشد، حسنی است. 
 

دیدگاه (ره) درباره صلح حسن (ع) 
 
قصه حسن (ع) و قضیه صلح، ... صلح تحمیلی بود. معاویه یک سلطان بود در آن وقت که حضرت حسن (ع) برخلافش قیام کرد. درصورتی که آن وقت همه با معاویه بیعت کرده بودند و سلطانش حساب می د. حضرت حسن (ع) قیام کرد تا آن وقتی که می توانست. وقتی که یک دسته نگذاشتند که کار را انجام بدهد، با آن شرایط صلح کرد که مفتضح کرد معاویه را. آن قدری که حسن(ع) معاویه را مفتضح کرد٬ به همان قدر بود که سیدال یزید را مفتضح کرد (صحیفه ، جلد 20).
 

دیدگاه ی درباره صلح حسن (ع) 
 
بنده در قضایاى تاریخ این مطلب را مکررا گفته‌ام که، چیزى که حسن مجتبى علیه‌السلام را ش ت داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند. چیزى که فتنه‌ خوارج را به‌وجود آورد و المؤمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود و الا همه‌ مردم که بى‌دین نبودند. تحلیل سیاسى نداشتند. یک شایعه دشمن مى‌انداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش مى‌شد و همه آن را قبول مى‌ د! 
 
اگر مجتبی(ع) این صلح را انجام نمی داد، آن ارزشی نهضتی باقی نمی ماند و از بین می رفت؛ چون معاویه بالأ ه غلبه پیدا می کرد... اگر حسن(ع) صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان (ص) را از بین می بردند و ی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل باشد. همه چیز به کلی از بین می رفت و ذکر بر می افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید... . صلح مجتبی(ع) همان قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، حسین(ع) ارزش داشت و همان قدر که آن شهادت به خدمت کرد، آن صلح هم همان قدر، یا بیشتر به خدمت کرد (حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای ی، جلد چهارم).
 

قیاس کوتاهی میان یاران حسن و حسین علیهما السلام  
 
خیانت دوستان کوفی در ماجرای حسین، برای وی گام موفقیت آمیزی بود در راه رسیدن به آن شکوه و موفقیت درخشان تاریخی؛ ولی خیانت همین جمع در ماجرای حسن – در مسکن و مدائن- ضربت مهلکی بود که صفوف او را متلاشی ساخته و ح آمادگی برای جهاد را از وی گرفت. 
 
یاران و دوستانی که با حسن (ع) بیعت کرده و همچون یانی مجاهد در اردوگاه وی حضور یافتند و سپس بیعت ش تند، از آن انی که بیعت برادرش حسین (ع) را پیش از روبرو شدن با آن حضرت ش تند، بدتر و خطرناک‌تر بوده اند. 
 
بنا بر این حسین (ع) پس از آنکه حوادث کوفه یاران او را در بوته آزمایش افکنده و نیک و بد آنان را از یکدیگر جدا و ممتاز ساخته بود، ی فراهم آورد که با همه کوچکی، از لحاظ اخلاص و فداکاری ممتازترین ی بود که تاریخ به یاد دارد. 
 
ولی حسن (ع) حتی در میان شیعیان با اخلاص خود نیز نمی‌توانست یاورانی که از هر جهت مورد اطمینان وی باشند، فراهم آورد. چه آشفتگی و هرج و مرج چنان در اردوگاه وی همه‌گیر شده بود که اساسا امکان ادامه کار وجود نداشت. و چه تفاوتی از این بالاتر میان وضع دوستان و یاوران آن دو برادر؟ (صلح حسن؛ نرمش شکوهمندانه تاریخ، راضی آل یاسین، ترجمه ی).
 
و بالا ه؛ 
 
حسن و حسین علیهما السلام، هر دو یک هدف را دنبال می د و الحق که هر دو به هدف خویش دست یافتند. هدف آن دو حفظ دین و عمل به رس پیغمبر (ص) بود. حسین (ع) با شهادت خود و حسن (ع) به ناچار با صلح با معاویه، هر دو نشان دادند که فرزندان پیغمبرند. باید توجه داشت که اگر جای دو برادر هم عوض می شد٬ باز هم همین اتفاقات می افتاد. باید توجه داشت که صلح حسن (ع) صلحی بی قید و شرط نبود؛ بلکه ایشان با قید شروطی حاضر به صلح شدند که همین شرایط به نوعی با هدف ایشان مطابقت داشت. پس راه حسنین یکی بود و روح عمل آنها ی ان. 
 
 

گردآوری و تنظیم از علی بشیری - مریم محمدی  



مشاهده متن کامل ...
ت یق صلح ابتدایى
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل ت یق صلح ابتدایى با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 73

 

صلح ابتدایى

مسعود ى

پیشگفتار:

عقد صلح در میان عقود شناخته شده داراى امتیازات وویژگیهاى منحصر به فردى است که به این عقد، جایگاه مهم ووالایى را بخشیده است. از سویى، عقدى مستقل و اصیل مى باشد که در احکام و شرایط تابع هیچ یک از عقود دیگر نیست. از سوى دیگر، این عقد مى تواند نتایج و ثمرات بیشترعقود و ایقاعات شناخته شده، یا حتى قراردادهاى نو پیدایى را که تحت هیچ یک از عقود معین جاى نمى گیرند، به بارآورد. این گستردگى و توسعه منحصر به عقد صلح مى باشد،و عقود دیگراز آن بى بهره اند.

بیشتر فقها امتیاز سومى را نیز براى عقد صلح باور دارند، وآن این است که این عقد مى تواند در مواردى که هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد، جارى گردد.

به عبارت دیگر: این عقد علاوه بر جایگاه اصلى خویش که همان مواردى است که براى آشتى و رفع نزاع و اختلاف میان دو طرف عقد جریان مى یابد، در معاملات و قراردادهاى بدوى و ابتدایى که از هرگونه سابقه درگیرى و نزاع میان طرفین عارى است ، و یا حتى خالى از حقوق پیشینى است که ممکن است منجر به اختلاف و نزاع گردد، جارى و سارى است.

چنین عقد صلحى را «صلح ابتدایى» و یا «صلح بدوى»مى نامند. گویا این اصطلاح نخستین بار در آثار میرزاى قمى وملااحمد نراقى به کار رفته((136))، و پس از ایشان در میان فقیهان و حقوقدانان رواج یافته است.

جمع این سه خصیصه براى عقد صلح، موقعیتى ممتاز به آن مى بخشد، به گونه اى که مى توان به وسیله این عقد، اقدام به ایجاد بسیارى از عقود معین نمود، بدون آن که به احکام وشرایط خاص آن عقود پایبند بود، و یا دست به تاسیس عقود و معاملات جدید زد درحالى که در تمام اینها هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد. این جایگاه خاص براى عقد صلح سبب شده است که برخى آن راشایسته لقب «سید العقود و الاحکام»((137)) و یا «انفع العقود» بدانند.((138))

هدف اصلى مقاله حاضر تحلیل و نقادى فقهى و حقوقى ویژگى سوم عقد صلح است، هر چند به بررسى و تبیین دوویژگى نخست نیز مى پردازد.

بخش اول: کلیات و مفاهیم

فصل اول: صلح در لغتواژه «صلح» در لسان فقها که برگرفته از آیات و روایاتى مى باشد که مشروعیت این عقد و حدود آن را احرازمى نماید، اصطلاحى بیگانه از معناى لغوى خویش نمى باشد.بى تردید استعمال این کلمه در قرآن و سنت به معناى لغوى آن است، و شارع براى این لفظ مانند بسیارى دیگر از الفاظ معاملات معنایى بر خلاف معناى عرفى و لغوى وضع ننموده است. به عبارت دیگر، کلمه «صلح» در قرآن و روایات برخلاف الفاظ فراوانى از عبادات همچون «صلاة»، «صوم» و«حج» داراى «حقیقت شرعى» نمى باشد.

از این رو بهترین راه براى درک بهتر حقیقت صلح و یافتن پاسخ این پرسش که آیا «صلح ابتدایى» مى تواند مصداقى براى این واژه به کار رفته در قرآن و سنت باشد و بدین طریق مشروعیت یابد، مراجعه به لغت و عرف است.

نگارنده اگر چه براین باور است که واژه «صلح» با توجه به معناى روشن ارتکازى آن نزد عرب زبانان و فارسى زبانان بدون عنایت و مجاز در «صلح ابتدایى» استعمال نمى شود وامثله و شواهد عرفى گواه این حقیقت است، ولى با مراجعه به آثار لغوى و غیر لغوى این حقیقت را بیش از پیش آشکارمى نماید.

با تتبع در منابع مختلف عربى و فارسى این نکات به دست مى آید:

1- بیشتر لغت شناسان عرب «صلح» را به «سلم» معنانموده اند.((139)) و در مقابل «صلح» را به عنوان یکى ازمعانى «سلم» ذکر کرده اند.((140)) گویا این دور آشکار به جهت روشنى معنا نزد عرب زبانان بوده است. بدون شک اگر پرسش ما در حقیقى بودن استعمال واژه «صلح» درمعامله ابتدایى براى آنان مطرح بود، از پاسخ لازم و توضیح بیشتر دریغ نمى نمودند. اما با تتبع بیشتر در باره کلمه «سلم» که به ر سین و س لام، و فتح سین و س لام، و فتح سین و فتح لام قرائت شده، مى توان معناى حقیقى این واژه راکه همان معناى «صلح» است دریافت.

بعضى از لغت شناسان عرب در معناى «حرب» گفته اند که ضد و یا نقیض «سلم» است.((141)) از این عبارت اهل لغت فهمیده مى شود که در معناى «سلم» و به عبارت دیگردر «صلح» ضدیت و تقابل با جنگ نهفته است، تقابلى که به روشنى در زبان فارسى میان «جنگ» و «صلح» برقرار است((142)).

مفسران نیز بیشتر آیاتى را که واژه «سلم» در آنها به کار رفته است((143)) به صلح به معناى پایان دادن به جنگ و اختلاف میان مسلمانان معنا کرده اند.((144)) این دو قرینه مى تواند معناى اراده شده از «سلم» را که مرادف «صلح» است و آن «پایان دادن به جنگ و اختلافات» است نشان دهد.


با


ت یق صلح ابتدایى


مشاهده متن کامل ...
شرایط صحت عقد صلح
درخواست حذف اطلاعات

صلح در لغت به معنای آشتی، دوستی، توافق و سازش آمده و در اصطلاح حقوقی به معنای تراضی، تسالم و توافق بر امری اعم از تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حق است.

در گفت‌وگوی «حمایت» با یک کارشناس ارشد حقوق خصوصی بررسی شد
شرایط صحت عقد صلح

 
گروه حقوقی- مهدیه سیدمیرزایی:

صلح در لغت به معنای آشتی، دوستی، توافق و سازش آمده و در اصطلاح حقوقی به معنای تراضی، تسالم و توافق بر امری اعم از تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حق است.
 عقد صلح در بیشتر مواقع با هدف پیشگیری از توسعه اختلاف و نزاع در امور یا رفع نزاع و اختلاف پیش‌آمده استفاده می‌شود. بر اساس ماده 752 قانون مدنی، صلح ممکن است در مورد رفع تنازع موجود یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود.
مسعود غفار‌ی‌راد، کارشناس ارشد حقوق خصوصی در گفت‌وگو با «حمایت» در خصوص عقد صلح اظهار کرد: این عقد همانند سایر عقود، برای صحت، نیازمند شرایطی است.
وی ادامه داد: از جمله این شرایط، می‌توان به اهلیت طرفین در انجام معامله و تصرف در مورد صلح (ماده 753 قانون مدنی)، مشروع بودن موضوع صلح (ماده 754)، غیر نافذ بودن صلح به اکراه (ماده 763) و بطلان عقد صلح در صورت اشتباه در طرف مصالحه یا اشتباه در مورد صلح (ماده 762) اشاره کرد.

 صلحی که موضوع آن قابل اسقاط یا انتقال نباشد، باطل است
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی با بیان اینکه صلحی که موضوع آن قابل اسقاط یا انتقال نباشد، باطل است، افزود: به عنوان مثال، در خصوص احوال شخصیه باید گفت که هیچ گاه نمی‌توان با استفاده از عقد صلح، حق زوجیت را اسقاط کرد یا به دیگران انتقال داد؛ شخص را در زمره محجورین آورد یا وظیفه تمکین را از بین برد.
وی با بیان اینکه به طور کلی دو نوع عقد صلح داریم، اضافه کرد: نخست عقد صلحی که جایگزین معامله‌ای می‌شود و دوم، عقد صلحی که در زمان بروز اختلاف و در فرآیند رسیدگی به دعاوی، برای انجام صلح و سازش به کار می‌رود.
‌راد با بیان اینکه عقد صلح به عنوان مبنای حقوقی برای سازش و رفع اختلاف مطرح است، عنوان کرد: در این راستا، چنانچه طرفین اختلاف، در هر مرحله از دادرسی مدنی، موفق به صلح و سازش شوند، صلح‌نامه می‌تواند قاطع دعوی باشد و پرونده را مختومه کند.

 امکان اثبات صلح در دادگاه یا دفاتر اسناد رسمی
وی در ادامه گفت: اثبات صلح نیز طبق ماده 180 قانون آیین دادرسی مدنی می‌تواند در دادگاه یا دفاتر اسناد رسمی واقع شود همچنین اثبات صلح ممکن است در خارج از دادگاه واقع شده و سازش‌نامه، غیررسمی باشد.
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی تصریح کرد: باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که به استناد ماده 183 قانون آیین دادرسی مدنی، هر گاه سازش در خارج از دادگاه واقع شده و سازش‌نامه غیررسمی باشد، طرفین باید در دادگاه حاضر شوند و به صحت آن اقرار کنند. اقرار ‌طرفین در صورت‌مجلس نوشته شده و به امضای دادرس دادگاه و طرفین می‌رسد. در صورت عدم حضور طرفین در دادگاه بدون عذر موجه، دادگاه بدون‌ توجه به مندرجات سازش‌نامه، دادرسی را ادامه خواهد داد. وی افزود: همچنین در صورتی که سازش در دفاتر اسناد رسمی واقع شده باشد، دادگاه ختم موضوع را اعلام می‌کند و اگر موضوع سازش، انتقال یا اسقاط حق در مورد اموال غیرمنقول باشد، به استناد مواد 47 و 48 قانون ثبت اسناد و املاک، ثبت چنین سندی در دفاتر اسناد رسمی ا امی است.

 عقد صلح می‌تواند جایگزین معاملات باشد
‌راد تاکید کرد: چنانچه صلح‌نامه‌ای با موضوع اموال غیرمنقولی ماند املاک، در دفاتر اسناد رسمی به ثبت نرسد، در هیچ یک از محاکم و ادارات پذیرفته نخواهد شد.
وی همچنین اظهار کرد: در مجموع و بدون در نظر گرفتن موارد سوءاستفاده باید گفت چون عقد صلح، عقد مادر نامیده می‌شود، بسیار کارآمد و راهگشا خواهد بود و می‌تواند جایگزین معاملات باشد.
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی ادامه داد: این موضوع در حالی است که متاسفانه عموم مردم شناخت کافی نسبت به عقد صلح ندارند و به عبارت دیگر، باید گفت که این عقد به خوبی در میان مردم معرفی نشده است. وی بیان کرد: از سوی دیگر، از آنجایی که خداوند متعال در آیات شریفه سوره‌هایی مانند انفال، حجرات و نساء، از صلح سخن به میان آورده است، امید می‌رود که با رواج این اخلاق حسنه و استفاده از این فرصت قانونی، اشخاص بتوانند به دعاوی و اختلافات احتمالی خاتمه داده و از اختیارات قانونی عقد صلح به نحو مطلوبی استفاده کنند.

 مصالحه به شرط عمری
‌راد در خصوص صلح عمری یا مصالحه به شرط عمری نیز عنوان کرد: اگر شخصی بخواهد بخشی از املاک و دارایی خود را به ی واگذار کند اما تمام اختیار مال و ملک مورد نظر یا حق انتفاع از آن را برای خود محفوظ نگه دارد، این امر در قالب عقد صلح به شرط عمری که به عنوان شرط ضمن عقد مطرح است، جاری می‌شود.
وی اضافه کرد: به عنوان مثال، پدری که می‌خواهد ملک خود را به فرزندش واگذار کند اما تا پایان عمر بتواند بدون هیچ گونه دخ ی، از ملک خود استفاده کند، می‌تواند عقد صلحی منعقد کرده و شرط کند که در زمان حیات خویش، حق بهره‌برداری از ملک برای او محفوظ است و پس از فوت او، ملک به فرزندش واگذار خواهد شد.
این کارشناس ارشد حقوق خصوصی خاطرنشان کرد: همانگونه که ماده 41 قانون مدنی، عمری را به عنوان یکی از حقوق انتفاعی بیان کرده و در آن آمده است که «عمری، حقی انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص به مدت عمر خود یا عمرمنتفع یا عمر شخص ثالثی برقرار شده باشد.»
به نقل از:http://www.hemayatonline.ir/detail/news/16653



مشاهده متن کامل ...
تحقیق و بررسی در مورد صلح ابتدایى
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ تحقیق و بررسی در مورد صلح ابتدایى با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 73

 

صلح ابتدایى

مسعود ى

پیشگفتار:

عقد صلح در میان عقود شناخته شده داراى امتیازات وویژگیهاى منحصر به فردى است که به این عقد، جایگاه مهم ووالایى را بخشیده است. از سویى، عقدى مستقل و اصیل مى باشد که در احکام و شرایط تابع هیچ یک از عقود دیگر نیست. از سوى دیگر، این عقد مى تواند نتایج و ثمرات بیشترعقود و ایقاعات شناخته شده، یا حتى قراردادهاى نو پیدایى را که تحت هیچ یک از عقود معین جاى نمى گیرند، به بارآورد. این گستردگى و توسعه منحصر به عقد صلح مى باشد،و عقود دیگراز آن بى بهره اند.

بیشتر فقها امتیاز سومى را نیز براى عقد صلح باور دارند، وآن این است که این عقد مى تواند در مواردى که هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد، جارى گردد.

به عبارت دیگر: این عقد علاوه بر جایگاه اصلى خویش که همان مواردى است که براى آشتى و رفع نزاع و اختلاف میان دو طرف عقد جریان مى یابد، در معاملات و قراردادهاى بدوى و ابتدایى که از هرگونه سابقه درگیرى و نزاع میان طرفین عارى است ، و یا حتى خالى از حقوق پیشینى است که ممکن است منجر به اختلاف و نزاع گردد، جارى و سارى است.

چنین عقد صلحى را «صلح ابتدایى» و یا «صلح بدوى»مى نامند. گویا این اصطلاح نخستین بار در آثار میرزاى قمى وملااحمد نراقى به کار رفته((136))، و پس از ایشان در میان فقیهان و حقوقدانان رواج یافته است.

جمع این سه خصیصه براى عقد صلح، موقعیتى ممتاز به آن مى بخشد، به گونه اى که مى توان به وسیله این عقد، اقدام به ایجاد بسیارى از عقود معین نمود، بدون آن که به احکام وشرایط خاص آن عقود پایبند بود، و یا دست به تاسیس عقود و معاملات جدید زد درحالى که در تمام اینها هیچ گونه پیشینه خصومت و نزاع و یا احتمال آن وجود ندارد. این جایگاه خاص براى عقد صلح سبب شده است که برخى آن راشایسته لقب «سید العقود و الاحکام»((137)) و یا «انفع العقود» بدانند.((138))

هدف اصلى مقاله حاضر تحلیل و نقادى فقهى و حقوقى ویژگى سوم عقد صلح است، هر چند به بررسى و تبیین دوویژگى نخست نیز مى پردازد.

بخش اول: کلیات و مفاهیم

فصل اول: صلح در لغتواژه «صلح» در لسان فقها که برگرفته از آیات و روایاتى مى باشد که مشروعیت این عقد و حدود آن را احرازمى نماید، اصطلاحى بیگانه از معناى لغوى خویش نمى باشد.بى تردید استعمال این کلمه در قرآن و سنت به معناى لغوى آن است، و شارع براى این لفظ مانند بسیارى دیگر از الفاظ معاملات معنایى بر خلاف معناى عرفى و لغوى وضع ننموده است. به عبارت دیگر، کلمه «صلح» در قرآن و روایات برخلاف الفاظ فراوانى از عبادات همچون «صلاة»، «صوم» و«حج» داراى «حقیقت شرعى» نمى باشد.

از این رو بهترین راه براى درک بهتر حقیقت صلح و یافتن پاسخ این پرسش که آیا «صلح ابتدایى» مى تواند مصداقى براى این واژه به کار رفته در قرآن و سنت باشد و بدین طریق مشروعیت یابد، مراجعه به لغت و عرف است.

نگارنده اگر چه براین باور است که واژه «صلح» با توجه به معناى روشن ارتکازى آن نزد عرب زبانان و فارسى زبانان بدون عنایت و مجاز در «صلح ابتدایى» استعمال نمى شود وامثله و شواهد عرفى گواه این حقیقت است، ولى با مراجعه به آثار لغوى و غیر لغوى این حقیقت را بیش از پیش آشکارمى نماید.

با تتبع در منابع مختلف عربى و فارسى این نکات به دست مى آید:

1- بیشتر لغت شناسان عرب «صلح» را به «سلم» معنانموده اند.((139)) و در مقابل «صلح» را به عنوان یکى ازمعانى «سلم» ذکر کرده اند.((140)) گویا این دور آشکار به جهت روشنى معنا نزد عرب زبانان بوده است. بدون شک اگر پرسش ما در حقیقى بودن استعمال واژه «صلح» درمعامله ابتدایى براى آنان مطرح بود، از پاسخ لازم و توضیح بیشتر دریغ نمى نمودند. اما با تتبع بیشتر در باره کلمه «سلم» که به ر سین و س لام، و فتح سین و س لام، و فتح سین و فتح لام قرائت شده، مى توان معناى حقیقى این واژه راکه همان معناى «صلح» است دریافت.

بعضى از لغت شناسان عرب در معناى «حرب» گفته اند که ضد و یا نقیض «سلم» است.((141)) از این عبارت اهل لغت فهمیده مى شود که در معناى «سلم» و به عبارت دیگردر «صلح» ضدیت و تقابل با جنگ نهفته است، تقابلى که به روشنى در زبان فارسى میان «جنگ» و «صلح» برقرار است((142)).

مفسران نیز بیشتر آیاتى را که واژه «سلم» در آنها به کار رفته است((143)) به صلح به معناى پایان دادن به جنگ و اختلاف میان مسلمانان معنا کرده اند.((144)) این دو قرینه مى تواند معناى اراده شده از «سلم» را که مرادف «صلح» است و آن «پایان دادن به جنگ و اختلافات» است نشان دهد.


با


تحقیق و بررسی در مورد صلح ابتدایى


مشاهده متن کامل ...
صلح طلب جنگ افروز
درخواست حذف اطلاعات

 

صلح طلبی ذاتا مفهومی پسندیده است  ، زیرا در مقابل جنگ افروزی قرار میگیرد و طبیعی است که صلح طلبی بهتر از جنگ طلبی باشد و اساسا هر انسان عاقل و باشعوری از روی فطرت هرگز تمایلی به جنگ طلبی ندارد و اگر چنین تمایلاتی در انسانی ایجاد شده باشد معلوم است که از فطرت پاک خود فاصله گرفته و فکر و روحش به انحراف کشیده شده است زیرا انسانیت بخودی خود نیازی به  جنگ ندارد. 

اما با کمال تاسف نه تنها تاریخ بشر هرگز از جنگ و خونریزی خالی نبوده است بلکه در سرتاسر تاریخ بشری عنصر جنگ و مخاصمه ، اصلی ترین و پرتکرارترین حادثه های تاریخی بوده است. 

(...با عرض پوزش ، این مطلب در حال تکمیل است و بعلت انتشار خبر حملات تروریستی به حرم و مجلس شورای ی موقتا متوقف میشود

... با کمال تاسف براساس اخبار رسمی تعدادی از هموطنان عزیزمان کشته و زخمی شده اند و چند تروریست نیز کشته و دستگیر شده اند.به دلیل اینکه این عملیات تروریستی درمدت دهها سال اخیر تنها عملیات تروریستی در ایران است بنابراین ملت را در بهت و نگرانی فرو برده است.)

. . . ادامه مطلب

واضح است که صلح طلبی مقوله ای دو جانبه و چند جانبه است. و اگر اجتماعی نباشد و ملتهای مختلف در کنار هم حضور نداشته باشند صلح طلبی معنایی نخواهد داشت. 

وقتی موضوع صلح طلبی به میان می آید معلوم میشود که در اطراف این موضوع لااقل دو گروه وجود دارند که لازم است میانشان صلح برقرار شود. اما نکته اساسی فوق العاده حیاتی در این ارتباط وجود دارد که باید مورد توجه جدی قرار بگیرد و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و آن نکته این است که صلح طلبی باید دو جانبه باشد و اگر یک جانبه باشد اساسا مفهوم خود را ازدست میدهد و به ضد خود تبدیل میشود و تمسک به آن از ارزش و اعتبار ساقط است.

صلح طلبی به معنای آنست که دو طرف یا چند طرف از یکدیگر صلح را مطالبه کنند و این مطالبه یقینا چیز با ارزشی بوده نشانه ی دورزی و دمندی است اما به همان اندازه که صلح طلبی دوجانبه نشانه ی دورزی و عقل است ، به همان میزان نیز صلح طلبی یک جانبه نشانه ی بی دی و سبک عقلی است.

صلح طلبی یکجانبه مثل آنست که ی در یک هواپیمایی که یک بالش نابود شده و در حال سقوط است با آرامش نشسته باشد و پُز پرواز بدهد و ژست پرواز بگیرد و دو انگشت خود را به علامت پیروزی و موفقیت بالا ببرد.

هواپیمای صلح ، برای ادامه پرواز خود دوبال لازم دارد اگر یکی از دو بال نابود شود در اینصورت نشستن در هواپیمای صلح نهایت بی دی بشمار میرود و مسافران دارای عقل با هر روش که میدانند باید از آن خارج شوند و جان خود را برهانند زیرا دیگر هواپیمایی در کار نیست و آنچه که هست تابوت مرگ است که سرنشینانش را به سمت هلاکت میبرد .

متاسفانه در داخل کشور و ت مستقر ما انی هستند که بصورت یکجانبه ادعای صلح طلبی دارند و احساس د مندی میکنندو از این حس خود لذت میبرند . حال اینگونه احساس دمندی نابجا کشور را به کدام مهلکه خواهد برد خدا میداند.

وقتی که طرف مقابل دشمنی میکند و مدام بر طبل جنگ میکوبد و تحدید و ارعاب را روز بروز افزایش میدهد به این معناست که او صلح را از تو مطالبه نمیکند و وقتی ی کالای اه تو را از تو قبول نمیکند به این معناست که ارزشی برایش قائل نیست و اگر در این وضعیت بخواهید به او صلح بدهید در واقع کالای بی ارزشی به او پیشکش کرده اید که در نظر او پشیزی نمی ارزد و دادن یا ندادن شما هیچ ارزشی برایش ندارد.

در اینگونه موارد شعار صلح طلبی دادن ، سایه جنگ را از سر ملت برنمیدارد بلکه هجوم جنگ را نزدیکتر و سریعتر و سنگینتر میکند و در این ح است که ، صلح طلبی با جنگ افروزی و نکبت خواهی هم معنی میشود و ترکیب "صلح طلب جنگ افروز" که ترکیبی به ظاهر متضاد است معنا و مفهوم پیدا میکند.

در این مواقع خاص انی صلح طلب واقعی هستند که در برابر رجز خوانیهای دشمن ، نیرو و قدرت خویش را به نمایش درآورند و در مقابل قدرت نمایی دشمن ، قدرتی کوبنده تر را به نمایش بگذارند تا با استفاده از توان و نیروی بازدارندگی خود سایه جنگ را از سر ملت دور کنند.

با توجه به رجزخوانیهای و عربستان سعودی علیه ایران و همچنین تجهیز عربستان به سلاحهای پیشرفته جدید توسط و هجوم شش ساله تروریستهای به منطقه و شرایط نامساعد منطقه و جهان روشن میشود که امروزه در کشور ما انیکه شعار صلح طلبی میدهند نه تنها سایه جنگ را از سر ملت دور نمیکنند بلکه احتمال وقوع آن را افزایش میدهند ولی انیکه قدرت دفاعی کشور را بالا میبرند به معنای واقعی صلح طلب هستند و سایه جنگ را از سر کشور دور میکنند. در این برحه ی تاریخی حساس و پیچیده ، این روحیه مقاومت و انقل گری است که سایه جنگ را از کشور دور میکند نه شعارهای صلح طلبانه یکجانبه

با این وضعیت منازعات روزافزونی که در جهان درجریان است انی در داخل کشور پیدا شده اند که قیافه دمندانه به خود میگیرند و نظریه تولید میکنند که دنیای آینده دنیای موشک نیست بلکه دنیای گفتگوست و اضافه میکنند که صلح بهتر از جنگ است واین عبارت را چنان با جذبه میگویند که انگار اختراع جدیدی کرده اند و  اولین بار است که چنین حرفی زده میشود و سپس اراده میکنند که معایب جنگ طلبی را برشمارند و کلاس بشر دوستی دایر نمایند اما روزی که کلاس درس های تئوریشان با موشک دشمن هدف قرار گرفت و بر سرشان ریخت و دشمن به ایشان درس عملی داد آنگاه احساس خواهند کرد که دنیای آینده چگونه دنیاییست.

در هر حال به تمردان مان گوشزد میکنم که از مسافرت با هواپیمای تک باله پرهیز کنند و بدانند که هواپیمای تک باله اساسا هواپیما نیست بلکه تابوت مرگ است و به ملت عزیزمان هم هشدار میدهم که هیچ چیزی مانند صلح طلبی یکجانبه سایه جنگ را بر کشور مسلط نمیکند. بنابراین شعار صلح طلبی را باور نکنند و بدانند که صلح طلب واقعی انی هستند که بنیه دفاعی کشور را تقویت میکنند واینها هستند که سایه جنگ را از سر کشور دور میکنند

وبازهم به ت هشدار میدهم که رفتار شما در چهار سال اخیر و بخصوص در جریان انتخابات امسال سایه جنگ را به کشور نزدیک کرده است و در ماههای آینده جسارت دشمن در برخورد با ت شما بیشتر خواهد شد و البته اگر ت ایران تنها عامل مدیریت قدرت در کشور بود یقینا جنگ وحشتناکی به کشور تحمیل شده بود و شرایط کشور به وضعیت اسفناکی رسیده بود و سرنوشت مردم در سایه جنگ افروزیهای دشمن نامعلوم بود ولی خوشبختانه نظام بر کشور حاکم است و همین قدرت است که توانسته است صدمات ت به کشور را جبران نماید و نیروی مقابله با دشمن را در کشور تقویت نماید و سایه جنگ را از کشور دور کند  . 



مشاهده متن کامل ...
بهترین سایت سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی
درخواست حذف اطلاعات

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی

سوالات استخدامی رایگان موسسه بین المللی صلح و دوستی



مشاهده متن کامل ...
قهرمان و ضد قهرمان در بادیگارد
درخواست حذف اطلاعات

قهرمان و ضد قهرمان در بادیگارد

بادیگارد

در بادیگارد قهرمان اصلی حاج حیدر ذبیحی(پرویز پرستویی) است. اما پرسش اساسی این است ضد قهرمان بادیگارد کیست؟ حاج حیدر با چه ی اختلاف و تقابل دارد؟ مشکل اصلی حاج حیدر با چه ی است؟

دنیای سینمایی حاتمی کیا در تقابل بین امر واقعی با امر آرمانی است. حاتمی کیا بواسطه رشد در فضای جبهه و جنگ و انسان های والامقام نسل پیشین در شه خود همواره آن انسان های آرمانی را همراهی می کند و همواره در پی جستجو ارزش های مردان خ گذشته در واقعیت امروز است. بنظر می رسد او شرایط اجتماعی پیرامون خود را با معیارهای گذشته خود می سنجد و داستان وقتی در ذهن او از نقطه ای شکل می گیرد که این درگیری و تنش ذهنی به اوج خود رسیده باشد.

جدال بین آرمان و واقعیت

اما ویژگی ممتاز سینمای او این است که این تقابل و چالش ذهنی که درگیر آن شده است و احتمالا در ذهن خود با آن جنگ و دعوا دارد را وقتی نمود عینی و یک پیدا می کند که تبدیل به یک امر دعوت کننده به تعامل-نه تقابل- برای مخاطب می شود. او دعوت به تامل و گفتگو در مورد درگیر ی های ذهنی خود با جامعه امروز دارد.

بنظرمی رسد اصلی ترین انگیزه بیان حاتمی کیا بخاطر شکاف بین نسلی که بین نسل آرمانی خود با نسل امروزی دارد، او را دچار جوشش و تکاپو برای بیان است. او مخاطب را به محاکات یک مسئله جدی و بغرنج می کشاند، او را مواخذه می کند، یقه مخاطب را می گیرد و از او پرسشگری می کند، حتی او را متهم می کند. اما در انتها به همان مخاطب عزت و روحیه مقاومت و ایستادگی می دهد. اوج چنین رویکردی در آژانس شیشه ای است، اما بادیگارد اثری است که در آن مولفه های سینمایی حاتمی کیا در آن بوضوح سهم و حضور جدی دارند.

ژانر حادثه ای و شروع و پایان غیر قابل پیش بینی

«بادیگارد» در ژانر حادثه ای روایت می شود در ژانر حادثه ای ماجرای اصلی و داستان نهایی عمدتا بر محور یک رخداد غیرقابل پیش بینی شکل می گیرد. شروع و پایان غیر قابل پیش بینی بادیگارد شروع و پایان های بسیار نفس گیر و مهیجی است؛ درست همان چیزی که سینمای ایران برای جذب مخاطب کم دارد و چنین شروع و پایان های جذ را هم در های قبلی حاتمی کیا کمتر شاهد بودیم.

بخش میانی که رگه های از حادثه و تعقیب و گریز را داراست، اما عمده میانی جایی است که با چالش های درونی حاتمی کیا سر و کار داریم. از طرفی بخش میانی کمی پرگو بنظر می رسد و اگر برخی صحنه های تعقیب و گریز نبود، کلا از ریتم می افتاد و آمادگی لازم برای پایان طوفانی را پیدا نمی کرد. تعدد شخصیت ها و ده داستان های نه چندان جذاب و تکراری(مثل معلم بازی های همسر حیدر یا ده داستان ازدواج میثم زرینی(بابک حمیدیان) با نامزدش) روند روبه جلوی جذ را برای داستان ایجاد نمی کند و براحتی می توانست بخش میانی با یک تدوین مجدد بدون اینکه به داستان آسیبی برسد کوتاه تر شود.

اما آنچه که سینمای قهرمان محور حاتمی کیا را خاص و متمایز می کند، نحوه مبارزه قهرمان است. در سینما قهرمان محور همیشه پروتاگونایست ها (قهرمان اصلی) با آنتاگونیست (ضد قهرمان اصلی) در صورت شخصیت هایی با همدیگر در تقابل و درگیری هستند و این شیوه داستان گویی قهرمانانه شیوه بسیار جذ است که از روزگار کهن تا به امروز جریان داشته است.

ضد قهرمان بادیگارد کیست؟

در بادیگارد قهرمان اصلی حاج حیدر ذبیحی(پرویز پرستویی) است. اما پرسش اساسی این است ضد قهرمان بادیگارد کیست؟ حاج حیدر با چه ی اختلاف و تقابل دارد؟ مشکل اصلی حاج حیدر با چه ی است؟ آیا ضد قهرمان صولتی(محمود عزیزی) شخصیت است که ترور می شود؟ این شخصیت در خا تری معرفی می شود که به نوعی بازیچه دست مشاور خود برای جلب توجه مردم برای پیروزی در انتخابات است، این عمل پوپولیستی هم در صحنه ترور هم در بیمارستان به توصیه مشاورش توسط صولتی انجام می شود. اما باز همین صولتی است که و راهنما میثم زرین(بابک حمیدیان) است و امثال او خدماتی برای نظام انجام داده اند و شاگردانی تربیت کرده اند، هرچند که آقازاده هایی دارند که در ختم پدرشان گردنبند طلا برگردن دارند و ابروهای خط خورده و این ها همان نشانه هایی است که حاج حیدر برای خستگی اش از شخصیت های بیان می دارد.

ضدقهرمان دیگر نیروی امنیتی(فرهاد قائمیان) بر روی ویلچر نشسته در دخمه خود به دنبال مقصر ماجراست و با تحلیل هایی که دارد حاج حیدر را مقصر اصلی می کند. اما او نیز در حال انجام وظیفه خودش است و برخی از نظراتی که دارد، بنظر درست و بجا می آید.

دو ضد قهرمان دیگر در می توانستند پرداخت بسیار جدی تر و بیشتری داشته باشند.یکی نیرو های افراطی که اول بصورت انتحاری عملیات ترور را انجام می دهند و دوم نیروهای جاسوسی و تروریستی که آ قصد جان دانشمند هسته ای میثم زرین را دارند. در جامعه ایران هم تقریبا مردم با این دو طیف دشمن آشناست و کارگردان مبتنی بر پیش فرض های ذهنی مخاطب این دو گروه استفاده کرده است و عامدانه به سمت پرداخت بیشتر از چنین ضدقهرمان هایی نرفته است.در حالیکه می توانست با پرداخت و دادن سهم بیشتر به نیروهایی که قصد ترور را دارند را یک تریلر مهیج و جذاب تبدیل کند و جدال قهرمان داستان حاج حیدر با نیروهای ضدقهرمان، شکل منسجم تری به خود بگیرد. اما حاتمی کیا عامدانه چنین کاری را انجام نمی دهد.چرا؟

نادیده گیری اصل سینمای قهرمان محوری

با اندکی تامل در بادیگارد شخصیت مشخصی برای ضد قهرمان نمی توانیم پیدا کنیم، هرچقدر یک قهرمان ملموس و قابل درک دارد، اما ضد قهرمان ابهام دارد، شاید مجموعه ای از موارد گفته شده بالا در تقابل با قهرمان اصلی باشند، اما هیچکدام به تنهایی مصداق واحد ضدقهرمان نمی شوند. مشکل حاج حیدر دقیقا چیست؟ او با چه چیز در حال مبارزه و جنگ است؟ دلیل بی خو ها و آشفتگی های او چیست؟

ضرورت حضور ضدقهرمان از اصول داستان گویی های قهرمان محور است، اما حاتمی کیا عامدانه این اصل را نادیده می گیرد و ضدقهرمانی برای قهرمان ش تعریف نمی کند و این یکی از ویژگی های منحصر به فرد سینمای حاتمی کیا است چرا که بیش از هرچیز برای او دغدغه ها و آرمان های قهرمان ش ارزش دارد که باید مورد توجه و محور نامه قرار بگیرد. این آرمان ها چون انقل و پیشرو هستند توسط دیگران درک نمی شود و قهرمان داستان دچار بحران و تقابل اعتقادی با افراد دیگر می شود.

ویژگی های مشترک قهرمان های های حاتمی کیا

به های دیگر حاتمی کیا که اتفاقا نقش قهرمان آن را پرویز پرستویی دوباره بازی کرده است، مروری گذرا . در آژانس شیشه ای هم ضدقهرمان مشخصی وجود ندارد. در نگاه بیرون از اگر داستان تعریف شود مردی بر روی مردم داخل آژانس هواپیمایی اسلحه می کشد و آنها را گروگان می گیرد تا بلیط سفر به خارج دوست ش را تامین کند.حتما همه خواهند گفت مرد گروگان گیر آدم بده داستان است. اما حاج کاظم قهرمان است. در سکانسی که اسلحه را از دست سرباز می گیرد در یک میزانسن و دکوپاژ هوشمندانه حاج کاظم در ح ی که مردم پشت او هستند و درست ح محافظ مردم را دارد. اما همان حاج کاظم محافظ، مردم داخل آژانس را دائما استنطاق می کند، اما اسلحه او رو به مردم نیست، پرسش پیش می آید حاج کاظم قهرمان با مردم در حال مبارزه است یا گفتگو؟ حاج کاظم فرصت می خواهد تا حرف عباس را بزند یا حق عباس را بگیرد؟ حاج حیدر بادیگارد هم در حال پرسشگری از مافوقان خود برای زوال ارزش هاست.

یا در به نام پدر شریفی پدری که می خواهد دختر خود را نجات دهد یا در موج مرده مرتضی قهرمانی که اینبار مجادلاتی با پسر خود دارد و پای اعتقاداتش ایستاده است و از سر استیصال به ناو وینسنس مشت می¬کوبد و بعد بابت این کار مؤاخذه میشود. اشتراکات فراوان شخصیتی بین حاج کاظم، شریفی، حاج مرتضی، حاج حیدر وجود دارد و اصلی ترین آن پایبندی به ارزش های اعتقادی شان است.

شکاف بین نسلی

بیش از همه توجه حاتمی کیا به شکاف بین نسل ها در هایش است. در دو آژانس شیشه ای این شکاف بین قهرمان با مردم جامعه است. در موج مرده و به نام پدر این شکاف بین نسلی بین قهرمان داستان با فرزندان ش است، در بادیگار باز حاج حیدر از شکاف آرمانی و عقیدتی بین خود و سیاست مداران رنج می برد و وقتی از آن فاصله می گیرد، با شکافی عمیق تر بین خود و میثم زرین مواجه می شود. قهرمان ها دائما در ح چالش و ناثباتی بسر می برد، دلیل بی خو و آشفتگی های حیدر ذبیحی اعتقاداتی است که بخاطر آن محافظ شده است اما آن اعتقادات در بین دیگران رنگ باخته است می خواهند او را بادیگارد کنند، اما او مبارزه و ایستادگی می کند.

حاتمی کیا بیش از هرچیز بنظرم فیمساز اجتماعی است که واقعیات اجتماعی را خوب می شناسد و شکافی که بین نسل آرمانی خود با نسل امروز وجود دارد را دائما رصد می کند و آنها را غالب داستان های سینمایی روایت می کند. این شکاف بین نسلی بین ارمان های دیروز انقلاب با واقعیت های روز جامعه محور اصلی تمامی های حاتمی کیا است و جالب است که حاتمی کیا خیلی سرسخت تانه پای مواضع انقل گذشته اش ایستاده است و خیلی اوقات بخاطر آن متهم هم می شود، درست مثل شخصیت های ش.

در از کرخه تا راین سیلی که سعید(علی د ردی) به همرزم سابق درمانده خودش می زند، که می خواهد پناهنده بشود، نشان¬دهندۀ سیلی حاتمی¬کیا به صورت هر ی است که بخواهد از ارزش¬های انقلاب ی پا پس بکشد و بعد از 23 حاتمی کیا با اینکه حاج حیدر را دچار شک و تردید در برخی آرمان های از دست رفته درشخصیت های نظام می کند، اما وقتی یک نسل امروزی مثل الیاس(پدرام شریفی) که قرار است داماد او بشود، از ارزش های انقلاب و محافظت از نظام می خواهد پا پس بکشد،حیدر به او سیلی محکمی می زند و می گوید دختر به او نمی دهد.

حضور نیروهای امنیتی که در هم بادیگارد هستند و هم در آژانس شیشه ای و در هر دوی آنها نیرو هایی امنیتی تحلیل جامع و شناخت کاملی از شرایط و آدم ها ندارند و نشانه های بسیار مشترکی دیگر در بادیگارد با های درخشان گذشته او وجود دارد، که می تواند محل بحث و تامل بیشتر باشد که در این اندک مجال پرداخت به همه آنها نیست.

همه چیز هوشمندانه و دقیق در های حاتمی کیا جایگذاری شده است. او با اینکه سراغ موضوعات بسیار ملتهب و خط قرمزی می رود، اما به عنوان پاسداری دغدغه مند از ارزش های انقل با طرح مشکلات اساسی و مهم و نقد درون گفتمانی برای محافظت از نظام نه تنها آسیبی به ارزش های نظام و انقلاب وارد نمی کند بلکه آن ارزش ها راتثبیت شده و با افتخار برای نسل امروز معرفی می کند تا به پای آن ایستادگی کنند.

منبع : + ، + ، +



مشاهده متن کامل ...
قهرمان
درخواست حذف اطلاعات

قهرمان

یادداشتی از سروش صحت

بقیه در ادامه مطلب...

همه عاشق پله بودند ولی من جرزینهو را دوست داشتم. به خاطر این‌که هم تکنیکی بود، هم گل می‌زد، هم پاس گل می‌داد، هم قیافه جذاب و متفاوتی داشت و مهم‌تر از همه این‌که ‌ام طرفدارش بود و هر چه ‌ام دوست داشت من هم دوست داشتم. مدتی بعد ‌ام از ایران رفت و جرزینهو هم از تیم ملی کنار گذاشته شد و به‌سرعت آن‌چنان فراموش شد که انگار نه انگار روزی یکی از ستون‌های تیم خاطره‌ساز برزیل بوده است. چند ماه پیش در یک برنامه تلویزیونی که سراغ بازیکنان قدیمی برزیل رفته بودند جرزینهو را دیدم. پیرمردی شده بود چاق و قدکوتاه با لپ‌های باد کرده و پلک‌های افتاده. به پسرم گفتم: “وای جرزینهو، من وقتی هم‌سن تو بودم عاشقش بودم.” گفت: “کی هست؟” گفتم: “جرزینهو.” گفت: “چی کاره است؟” گفتم: “فوتبالیست… همدوره پله.” پسرم گفت: “چقدر زشته.” گفتم: “بازی‌اش حرف نداشت.” پسرم گفت: “این؟”… و به این ترتیب اولین اسطوره و قهرمان زندگی من به «این» تبدیل شد. گفتم: “تیم‌های الان که تیم نیستن، تیم یعنی برزیل ۱۹۷۰… جرزینهو، ریولینو، توستائو، کارلوس آلبرتو، پله…” پسرم گفت: “همه این‌ها به گرد پای مسی هم نمی‌رسن.” این‌هم از تیم رویایی و مورد علاقه‌ام… دو هفته پیش تلویزیون دیدار محمدعلی کلی با اوباما را نشان داد. محمدعلی کلی با دست و پایی لرزان روی صندلی چرخدار نشسته بود و اوباما در حالی که با او حرف می‌زد، دستش را فشار می‌داد و می‌خندید. روی این تصاویر گوینده داشت توضیح می‌داد که محمدعلی کلی، قهرمان سابق بو جهان، از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و به‌سختی قادر به حرکت است. پسرم که داشت از اتاقش به آشپزخانه می‌رفت لحظه‌ای جلوی تلویزیون ایستاد، به محمدعلی کلی نگاه کرد و گفت: “وقتی بچه بودی اینم دوست داشتی؟” و محمدعلی کلی دومین اسطوره زندگی‌ام هم به «این» تبدیل شد. به چشم‌های کلی که روی صندلی چرخدار، بی‌احساس و یخ‌زده نشسته بود و به خنده‌های اوباما نمی‌خندید، نگاه و یاد مبارزه‌هایش افتادم؛ یاد آپرکات‌هایش. یاد طناب‌زدن‌ها و پایش. یاد کری خواندن‌هایش که داد می‌زد و شعر می‌گفت و حریف را با حرف نابود می‌کرد. یاد مبارزه‌هایش با جو فورمن، کن نورتون، جو فریزر که سه و نیم صبح به خاطر دیدنش بیدار می‌شدیم و خیلی‌ها برای بردنش نذر و نیاز می‌ د. همیشه راند اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم گوشه رینگ می‌ایستاد و فقط کتک می‌خورد و وقتی مادر‌‌بزرگم تا پای سکته می‌رفت، مادرم آرامش می‌کرد و می‌گفت: “نترسین داره حریفش رو خسته می‌کنه… آ کار بیچاره‌اش می‌کنه…” راست می‌گفت. تازه از راند هشتم، نهم بود که کلی زنده می‌شد و گردباد به راه می‌افتاد و ما مثل بقیه همسایه‌ها فریاد شادیمان به عرش می‌رفت و محله ساعت چهار و نیم صبح در هوا بود…



حالا محمدعلی به‌زحمت می‌توانست روی پایش بایستد… همان که پاهایش جادویی بود. همان که می‌گفتند مثل پروانه می‌پرد و مثل زنبور نیش می‌زند. با «اژدها وارد می‌شود» بروس‌ لی وارد زندگی‌ام شد. در و دیوار اتاقم پر بود از ع ‌های بروس لی. نانچیکو یدم. از بس موقع تمرین چوب‌های نانچیکو پشت کله‌ام خورد، هنوز احساس می‌کنم جای برآمدگی‌های آن موقع روی سرم مانده است. ‌هایش را ده بار، ده بار می‌دیدم «راه اژدها»، «رئیس بزرگ» و… «اژدها وارد می‌شود» را که پانزده بار دیدم… بعد بروس لی مرد. مرگی مشکوک. این مرگ‌های مشکوک از آن چیزهایی است که ول‌کن آدم‌های دوست‌داشتنی نیست. تختی، صمد بهرنگی، جلال آل احمد، علی شریعتی و… چرا همه با مرگ‌ مشکوک از دنیا رفته‌اند؟ قهرمان بودند که مرگشان هم معمولی نبود و مشکوک شد یا مرگشان مشکوک شد که قهرمان شوند یا قهرمان بمانند یا قهرمان‌تر شوند؟



در جوانی شیفته همینگوی شدم… همینگوی که هم خوب می‌نوشت و هم خوب زندگی می‌کرد و انگار شیره زندگی را مکیده بود. از میدان بازی تا کارزار جنگ، از شکارگاه‌های آفریقا تا پهنه اقیانوس، از امریکا تا پاریس و از اسپانیا تا کوبا و آفریقا. همینگوی برای زندگی و تجربه همه کار کرده بود و همه جا رفته بود. بعد یک روز اسلحه‌اش را برداشته بود و مغز خودش را ترکانده بود. چرا خودکشی بین نویسندگانی که دوست داشتم این‌قدر زیاد بود؟ همینگوی، مایاکوفسکی، تلر، ویرجینیا وولف، سیلویا پلات، هدایت، رومن گاری و… این رشته سر دراز دارد. آن‌هایی هم که خودشان را نکشتند، کشته شدند. پوشکین و لرمانتوف در دوئل، کامو و فروغ فرخزاد در تصادف و تازه بگذریم از خیل کثیر معتادین و دیوانه‌ها و مشنگ‌ها. پسرم نامه‌ای از مدرسه آورد که در آن نوشته بود باید ساعت ۳ روز یکشنبه برای صحبت با روان‌شناس و مشاور بچه‌ها به مدرسه بروم. رفتم. مشاور مدرسه گفت: “باید برای پسرتون بیشتر وقت بذارین… نباید خودتون رو این‌قدر غرق کار ید. حواستون باشه که الان شما قهرمان اون هستید. حواستون به خودتون و پسرتون باشه.” پسرم را بردم است و بعد موقعی که با هم شام می‌خوردیم از او پرسیدم: “قهرمان تو کیه؟” گفت: “قهرمان چی؟” گفتم: “قهرمان دیگه… همونی که خیلی قبولش داری.” گفت: “قهرمان رانندگی؟” گفتم: “نه.” گفت: “راستی چرا مایکل شوما تو اسکی این‌جوری شد؟ مگه قهرمان نبود؟” گفتم: “قهرمان رانندگی بود قهرمان اسکی که نبود.” گفت: “قهرمان‌های اسکی تو اسکی چیزی‌شون نمی‌شه؟” گفتم: “چرا، اون‌ها هم ممکنه چیزی‌شون بشه” گفت: “این‌که نشد قهرمان.” گفتم: “قهرمان‌ها من که نیستن.” و یاد من افتادم و کریستوفر ریو که در ‌ها نقش من را بازی می‌کرد؛ همان که موقع یک سوار‌کاری تفریحی از اسب افتاد و قطع نخاع شد و مجبور شد بقیه عمر کوتاهش را روی ویلچر بنشیند… از میان این‌همه هن یشه چرا این اتفاق برای بازیگر نقش من افتاد؟… حتی من هم ضربه‌پذیر است؟



آیا قهرمان باید ضدضربه باشد؟ آیا قهرمان باید فناناپذیر باشد و برای همین قهرمان‌ها زود می‌میرند تا ن ا شوند؟ توی رو مه ع ‌هایی از فیدل کاسترو دیدم که با چشم‌هایی کم‌فروغ و صورتی پیر و فرتوت زیر بغلش را گرفته‌اند و به‌زور او را سر پا نگه داشته‌اند تا مردم کوبا بفهمند که هنوز زنده است. کاسترو دارد ادای بازدید از یک نمایشگاه نقاشی را درمی‌آورد ولی بعید می‌دانم که چیزی از نمایشگاه دیده یا فهمیده باشد. این‌هم از کاسترو که خودش و انقلابش سرمشق نصف دنیا شده بود تا از او و چه‌گوارا الهام بگیرند و دنبال آرمان‌هایشان باشند. حالا زیر بغل کاسترو را گرفته‌اند که نیفتد و چه‌گوارا از بس روی تی‌ ، روی فندک، روی جاسیگاری، روی مایو، روی حوله، روی جاسوییچی، روی خ ر، روی عضلات دست و پا و همه‌جا هست، انگار که هیچ‌جا نیست…



از پسرم پرسیدم: “من قهرمان توام؟” پسرم گفت: “نه.” پرسیدم: “نیستم؟” گفت: “اصلا.” گفتم: “بالا ه تو هم یه قهرمانی داری… یه ی که می‌خوای مثل اون باشی… اون کیه؟” پسرم گفت: “پاشا اپل.” گفتم: “اپل؟” گفت: “آره چون پاشا عاشق گوشی‌های اپله، بهش می‌گیم پاشا اپل.” رفتم زمین بازی پشت خانه‌مان که قهرمان پسرم را ببینم. پاشا اپل یک پسر شانزده ساله لاغرمردنی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید و جلوی من هم رودربایستی نداشت و سیگار کشیدنش را کم نکرد. به پسرم گفتم: “این قهرمان توئه؟” گفت: “آره.” گفتم: “چرا؟” گفت: “آلپاینش حرف نداره.” پرسیدم: “آلپاین چیه؟” گفت: “اسکی دیگه… اسکی آلپاین.” گفتم: “فقط همین؟” گفت: “آره، فعلا برای من اسکی آلپاین مهمه.” به پسرم گفتم: “تو هم سیگار می‌کشی؟” گفت: “نه.” گفتم: “چرا؟” گفت: “چون دوست ندارم.” گفتم: “راست می‌گی؟” گفت: “آره، برای چیزهای الکی که بهت دروغ نمی‌گم.” گفتم: “مگه برای چیزهای غیرالکی بهم دروغ می‌گی؟” گفت: “مجبور نباشم نه.” دوباره پرسیدم: “مطمئنی من قهرمانت نیستم؟” گفت: “آره.” خیلی ناراحت شدم. پسرم گفت: “ناراحت شدی؟” گفتم: “نه.” به پسرم گفتم: “تو یکی از نمایشنامه‌های برشت وقتی گالیله برای این‌که جون خودش رو نجات بده، تو دادگاه می‌گه زمین گرد نیست و خورشید دور زمین می‌چرخه، یکی از شاگردهاش بهش می‌گه… بیچاره ملتی که قهرمان نداره. گالیله هم جواب می‌ده… بیچاره ملتی که به قهرمان احتیاج داره.” پسرم گفت: “یعنی چی؟” گفتم: “یعنی همین که گفتم.” پسرم گفت: ” قهرمان خوبه ولی من هزار‌تا قهرمان دارم، برای هر چیزی یه قهرمان، برای همه چیز که نمی‌شه یه قهرمان داشت.” گفتم: “تو هزارتا قهرمان داری، اون وقت یکی از این هزارتا من نیستم؟” گفت: “چرا، تو هزارتا تو هم هستی ولی فقط تو نیستی.” غروب توی ترافیک گیر کرده بودم و به آدم‌هایی که توی بقیه ماشین‌ها بودند نگاه می‌ . زن‌ها، بچه‌ها، جوان‌ها، پیرها، خوش‌قیافه‌ها، خسته‌ها… آدم‌هایی که دور و برمان هستند با غم‌ها، مریضی‌ها، دروغ‌ها و خنده‌هایشان. آدم‌هایی که همه هم ضعیفند هم قوی، مثل قهرمان‌ها که هم قهرمانند و هم ضعیفند. ما فقط بعضی‌ها را بیشتر می‌شناسیم و بعضی‌ها را کمتر…



مشاهده متن کامل ...
بازخوانی کلامِ آقای نقد ایران (3): زمینی، اسطوره ای
درخواست حذف اطلاعات

بازخوانی کلامِ

آقای نقد ایران

-3-

 

اشاره: چندی پیش با یکی از دوستان صحبت می کردیم و او به نکته ی قابل تأمّلی اشاره می کرد. می گفت که بسیاری از سوء برداشت هایی که از سخنان مسعود فراستی اتّفاق می افتد و ما با بخش قابل توجّهی از آن در فضای مجازی و حقیقی مواجه می شویم، ریشه در عدم شناخت این افراد از نظرگاه ها و تفکّرات این منتقد دارد. متأسفانه عالم سایبری و جهان تکنولوژیک نیز با دو ارمغانِ شوم خویش؛ یعنی تنبلی و سرعت طلبی، موجب شده اند که تعداد قابل توجّهی از آدم ها نخواهند این زحمت را به خود بدهند که به سراغ سخنان کتبی یا شفاهی این منتقد دیرین بروند و نظرات، اعتراضات و نقدهای خویش را به ایشان از پسِ آگاهی نسبت به دیدگاه ها و تئوری های او اعلام کنند.

آن دوست عزیز پیشنهاد داد که ما در مبارزه با این فضای منفعل، بر فعّالیت خود بیافزاییم و سخنان مکتوب مسعود فراستی را بار دیگر بازنشر دهیم. از قضا خودِ آن دوست گرامی- که دوست ندارد نامش در اینجا برده شود- نیز داوطلب شد تا نقدها، مقالات و ضدیادداشت های مسعود فراستی را از نو تایپ کند و جهت بازنشر در اختیار اینجانب قرار دهد.

این پروژه از چند ماه پیش کلید خورد و بنده همواره منتظر یک زمان مناسب برای رونمایی از اجرای این طرح بودیم. نهایتاً به این نتیجه رسیدم که حالا که دیگر قرار نیست مسعود فراستی را در برنامه ی «هفت» ببینیم، شاید بد نباشد هر - یا هر چند یک بار- این خلاء را با انتشار مجدد یکی از مطالب نسبتاً قدیمی آقای نقد ایران پر کنیم.

در راستای تحقّق هر چه بهتر هدف یاد شده، از دوستانی هم که با سایت ها و وبلاگ های دیگر در ارتباط هستند- یا خودشان مدیریت برخی از آنان را به عهده دارند- درخواست کنیم که این مطالب را موازی با ما بازنشر دهند.


زمینی، اسطوره ای

(نگاهی به سینمای جان فورد)


جان فورد بزرگ سینماست که سینمایش هم خصلتی فردی دارد و هم اجتماعی. و شاید از حیث آیینگی ملت در بدو شکل گیری ، مهم ترین مرجع تصویری است.

سرزمین بکری که نامیده شد، پس از کشف، تحت استعمار انگلستان درآمد. اما در مسیر صنعتی شدن سریع، قابلیت آن را یافت که خود را از یوغ استعمار انگلیس نجات بخشد.

شوخی تاریخ این است که اولین جنگ استقلال طلبانه توسط یی ها انجام گرفت. ان این نبرد از جرج واشنگتن تا توماس پین، همگی در وهله نخست، از یوغ استعمار را طالب بودند. شوخی دیگر تاریخ این است که در همین کشور، جنگ داخلی علیه تبعیض نژادی به راه افتاد و در زمان ریاست جمهوری لینکلن به الغای بردگی سیاه پوستان انجامید.

سازان بزرگ اولیه­ی یی در مورد جنبه­ی جنگ استقلال طلبانه و نیز مبارزه علیه تبعیض نژادی، کم و بیش سکوت کرده اند. جان فورد نیز که به یقین در کنار گریفیث، مهم ترین ساز است، از این دو دوره تاریخ چندان سخن نمی گوید. آنچه اساس توجه اوست مردان جسوری هستند که آن سرزمین بکر را آباد د.

پس از الغای بردگی به سرعت به سوی رونق اقتصادی پیش تاخت تا اینکه جنگ جهانی اول و بعدها به خصوص جنگ جهانی دوم، را به کشوری قدرتمند تبدیل کرد.

در حالی که جنگ اول و انقلاب سوسیالیستی در اروپا- روسیه- در حال انجام بود، مردم به طور عام به بهتر زیستن می شیدند و تلاششان تداوم شه شان بود. اما روشنفکران یی نگاهشان به اروپا بود و به تحولات آن قاره. ادبیات در دوران بحران بزرگ و پس از آن، گویای توجه و تمایل جدی هنرمندان و دانشمندان این کشور به وضعیت مردم اروپا است. بسیاری از آن ها با این تصور که سوسیالیست ها برای اروپا که زادگاه و موطن اولین ییان مهاجر بود، رفاه و عد به ارمغان می آورند، به شیوه های مختلف به مبارزات استقلال طلبانه مردم اروپا یاری می رساندند؛ با وجود آنکه مردم تا پایان بحران بزرگ وضعیت اقتصادی نابسامانی داشتند.

ادبیات آن دوران و دوره های بعد نشانگر این نکته است که نویسندگان یی از همینگوی تا اشتین بک پی جوی درک مسئله و دستی به راه حل آن هستند. آثار این نویسندگان و بعدها سینماگران نشان دهنده­ی تمایل شدید آنان به حل مسئله است.

اما سوسیالیسم که در آغاز، توجه و گرایش نویسندگان – و هنرمندان- را به خود جلب می کرد، دیری نپایید که از پاسخ دادن به هنرمندان قاصر آمد و این از آن رو بود که شامه­ی تیز هنرمندان، آن را به عنوان یک پاسخ نمی پذیرفت، چرا که پای هنرمند به خصوص یی روی زمین است و آرمان خواهیش به سمت حل مشکل نظر دارد. البته این کشش در هنرمندان یی تا دورانی طولانی باقی ماند. اما از آنجا که هنرمند یی آن دوران – و تا حدی تا به امروز- بسیار واقع بین بود و پیوندی با جامعه­ی خود با سوسیالیسم و اه ش نمی یافت، نمی توانست آن را دربست پذیرا شود. او فقط از زبان قهرمانان آثارش توضیح می دهد که به هر نحوی که شده، به خواسته­ی خود خواهد رسید.

ویژگی هنر در ، تکاپو برای زندگی است؛ برای تلاش معاش است؛ برای زندگی بهتر خود است و خانواده و سرانجام مردم کشور؛ همواره موفقیت و زندگی بهتر برای خود چیزی پایه ای است. «خوشی» برای هنرمند یی اساس است. این تکاپو برای حل مسئله و مشکل از ویژگی های اجتماعی، اقتصادی مردم، جامعه و هنر – و سینما – یی بوده و همچنان نیز هست.

از میان کارگردانان بزرگ یی، هیچ نامی درخشان تر از جان فورد نیست. او، تنها سازی است که برای ، تاریخ تصویری شگرفی بر کشیده است و قدم به قدم توانسته است آن تاریخ را هم به مردم ، هم به جهانیان بقبولاند و از این حیث، فورد کاملاً منحصر به فرد است. او بزرگ ترین مفسر میراث ملی در سینما است.

دنیای آثار فورد، در عین حال که به دورانی می پردازد که «دلیجان» و اسب، راه هموار می کنند و نشان حرکت و اند؛ از رویدادهای معاصر نیز غافل نیست. او در قالب حرکت یک اسب با دلیجان، مهارت تکنیکی به خصوص در برداری را چنان به نمایش می گذارد که ماورای تکنیک عصر اوست. تماشاگر او شگفت زده و شیفته به همراه دلیجان می رود. این همواره رفتن تماشاگر با او و قهرمان اثرش، سبب ایجاد باور می شود.

قهرمانان آثار فورد – آدم های در بدو شکل گیری تمدن – مردانی هستند خشن، بدوی و نیرومند، شریف و پایبند اصول اخلاقی، پرمایه و محکم و بیزار از وابستگی. آنان مهارت های گوناگونی به خصوص سواری گرفتن از اسب ها و استفاده از اسلحه دارند و در اجرای عد مصرند. در عین خشونت و مبارزه با اشرار، مهربانند و بخشنده و همواره در حال عبور. و این مردان شجاع هستند که فورد به تماشاگران می قبولاند همان ها را ساخته اند. اسطوره­ی ش ت ناپذیری ، در اذهان ییان که همواره و به خصوص پس از پایان بحران بزرگ و جنگ جهانی دوم، بر آن تایید و تبلیغ شده است، در سینمای فورد، به شدت ملموس است و قوی. به یقین سینمای فورد، در این اسطوره سازی سهم به سزایی داشته است.

در خوشه های خشم، نوشته­ی معروف جان اشتین بک، خانواده­ی «جود» به دلیل خشک سالی مجبور به ترک خانه و کاشانه می شوند و رهسپار ای دیگر: کالیفرنیا. حتا پدربزرگ و مادربزرگ خانواده نیز از عاقبت کار نمی هراسند؛ اعتراض تلویحی آن ها به ترک زمینی است که به آن انس دارند، اما جست و جو حرکت برای زندگی بهتر برای آن ها حیاتی تر است؛ یا عقلایی تر؛ و شاید تنها راه حل. هر چند که در این حرکت، باید به احتمال بسیار خطرات بزرگی را بپذیرند. مرگ این دو مرد و زن اصیل چنان بر می آید که بیش از آنکه تاثیر برانگیز باشد، پایان منطقی یک زندگی پرتلاش و پرحاصل است و فورد، عرضه­ی مرگ است. مرگ در لانگ شات و زندگی ادامه دارد و تلاش نیز. علاقه­ی فورد به گام نهادن در جاده ای طولانی – که یک (دلیجان) را تماماً وقف آن کرده، در خوشه ها هم خود را نشان می دهد. اگرچه مسافران دیگر با تهدید سرخ پوستان یا راه ن روبه رو نیستند؛ چرا که زمانه تغییر یافته و کشور در امن و امان است، اما پلیس هست و حوادث تلخ از جمله مرگ پدربزرگ و مادربزرگ در کمین اند و مسافران قدم به قدم، راه دشوار خود را طی می کنند. اگر خشمی به خوشه ای تبدیل می شود از آن روست که فورد نمی پذیرد حتا اگر دنیا سزاوار فقر و فلاکت باشد، یی شجاع و جسور که ن دیار بکر است نیز باید آن را تحمل کند. چرا که دو نسل و یا حتا نسل قبل، قهرمانانی از این جنس اند که این دیار را ساخته اند تا فرزندان شان فاتح جهان باشند. در این ، فورد به هوشمندانه ترین نحو و با انتخاب قهرمانانی مناسب اعلام می دارد که «سرخ ها» - کمونیست ها- را به جایی نخواهند برد. قهرمان اصلی اثر او، در ظاهر، پسر خانواده است، اما در باطن، مادر است: زنی شجاع، عامی اما با تجربه و باریشه که می داند دوران های سخت برای ییان به سرعت گذر است.

نقش پسر او را هنری فوندای جوان ایفا می کند که برخلاف قهرمان قبلی آثار فورد- جان وین تنومند- جوانی لاغر اندام است و ریز نقش، اندکی مبهوت، کمی خامدست و با جسارتی که خاص یک جوان خشمگین و تا جدی عصیانگر است. تاکید بر چهره­ی متفکرش غیرقابل انکار است. او جان وین نیست که شجاعت و دلیری و از خود گذشتگی اش حاصل عمری تجربه باشد که غالباً ما از آن بی خبریم.

تقابل پرسوناژ مطلوب فورد در اکثر آثار او یعنی جان وین با فوندا- و بعدتر با جیمز استوارت- اساس نظر فورد درباره­ی سرخ ها در است. فورد به سادگی می گوید که تام جود جوان از آن رو به سرخ ها ملحق شده که به طور اتفاقی پلیسی را به قتل رسانده و جز سرخ ها فعلاً پناهی ندارد. مادر او که یکی از دوست داشتنی ترین پرسوناژها در کل آثار یی آن دوران است. به حرف های پسر گوش می دهد و با رفتن او موافقت می کند؛ او سرخ ها را نمی شناسد، اما بدون پسر هم قادر است که مسائل و مشکلات فراروی خانواده را حل کند. صحنه خداحافظی آن دو را به یاد بیاورید. این برخلاف تصور غالب، هشداری علیه سوسیالیسم و هرگونه فرقه گرایی خلاف نظم اجتماعی و خلاف آزاد و اهمیت فردیت است, خلاف نظم اجتماعی یی است که نباید صورت گیرد، حتا اگر اجتماع دچار رکود، فقر و خشک سالی باشد.

در عین حال، فورد از آن هایی که باید بتوانند نظم و قانون و حداقل رفاه را در جامعه حفظ کنند، انتقاد جدی می کند؛ اما انتقاد او دو لبه است: از یک سو این نظر را القا می کند که فرد، به تنهایی در مقابل خود، دیگران و جامعه مسئول است. از طرف دیگر، ناتوانی عاملان حفظ نظم اجتماعی را دیگر قابل چشم پوشی نمی داند. او پیش بینی می کند که باید سرانجام با سرخ ها مقابله بشود. رویدادی که در زمان مک کارتیسم به شکل افراطی به وقوع پیوست و بسیاری به جرم «سرخ» بودن مورد مواخذه و محاکمه قرار گرفتند که مشهورترین شان اوپنهایمر دانشمند بود. فورد هم در این دوران در لیست سیاه بود.

جالب این است که تام به سوی «سرخ ها» می رود، اما به دام آن ها نمی افتد. ما نمی دانیم او چه می کند: لازم نیست که بدانیم. اما باز هم وقتی به مکالمه­ی تام و مادرش بر می گردیم، متوجه می شویم که فورد از سرخ ها فقط تا زمانی که افکار خواهانه دارند، تا حدی حمایت می کند؛ همچون جان اشتین بک و همینگوی و ... که نمی دانستند با این تفکر جدید چه باید ند؟ و همچون بسیاری از افراد گمنام اما خواه جامعه، در عین مخالفت با وضع موجود، دمکراسی خاص یی را خودآگاه و ناخودآگاه پذیرا بودند. دمکراسی ای که در حصار حزب «سرخ ها» جای نمی گرفت. احزاب کمونیست در کشورهای اروپایی نیز به عنوان احز در چارچوب نظام سرمایه داری فعالیت می د.

پیشگویی فورد از این هم فراتر می رود. او می پذیرد که سرخ ها بخشی از نظام جامعه اند و سرانجام در آن ادغام خواهند شد. اما قهرمان فورد فقط تا اندازه ای با آن ها می رود و بعد ...

شخصیت های فورد هر آن توان تبدیل شدن به یک قهرمان را دارا هستند، به کرات فورت پیشبرد داستان را متوقف می کند تا روی یک چهره یا یک نمای نقطه نظر تاکید کند. اولین سکانس کلمنتاین، با نمایی ثابت بسته می شود. برادران ا که گله شان را بجای دورتر می برند، شام را در کنار دلیجان می خورند. سه تاشان سوار اسب می روند و برادر کوچک را برای نگهداری از گله باقی می گذارند. پسرک رفتن آنها را نظاره می کند و نام تک تکشان را می برد "شب بخیر وایات، شب بخیر ..." آنها رفته اند و اما او هنوز ایستاده و دوربین ثابت هم کماکان چهره او را نشان می دهد. نماهایی از این دست، واقعاً شعر سینمایی اند؛ نه در نامه آمده اند، نه در تدوین شکل یافته اند. سر صحنه خلق شده اند.

ساز انسانگرای ما بی واسطه ترین و صمیمانه ترین ارتباط را با دستمایه هایش، دوربین، آدمها و موقعیت داستانی دارد. هنر تلفیق این لحظات بی نظیر و ماندنی با خط روایی، بیش از فرم است و حتی بیش از محتوا. تداوم خلل ناپذیر دیدگاهی است که می تواند بدون خیانت یا کشمش با خود، به جسورانه ترین شکل، ح و لحن را تغییر دهد.

نمونه دیگر جاده تنباکو است. که به دلیل تعادل فوق العاده و کنترل تغییر ح های مداومش از اندوهی حسرت بار تا طنزی سرخوش و دیوانه وار تا احساساتگرایی، مثال زدنی است. بدون داشتن تکنیک و فرمی هوشمند، دستی به تاثیرهایی چنین ظریف و عمیق غیر ممکن است. اما سبک چیزی بالاتر از این است. شاعرانگی این ها به دلیل سبکشان است. بدون آنکه سبک در هیچ لحظه ای خود را به رخ بکشد یا تحمیل کند. در حقیقت، عمق تصاویر در سیر درام است. تصاویر مدام از چنان نیروی احساسی توانمندی سرشارند که همراه با عملکرد روایی سر راستشان، بعد دیگری از معنا به می بخشند. شیوه بیان از چیزی که بیان می شود، تفکیک ناپذیر است.

در اوا جاده تنباکو، آنجا که دو شخصیت به آن مزرعه فقر زده، می رسند، چند نمای درشت طولانی از چهره های خسته و سر خورده شان، وضعیت غمبار این پیر مردان فرتوت و جدا افتاده و در سطحی درونی تر و عمیق تر، معمای جاودانه شان و مرتبت انسانی و مرگ مطرح می شود. این استفاده قدرتمند از نمای درشت، به عنوان تاکید یا رفتن به درون شخصیت، از مشخصات فورد است. مکمل سبکی این نماها، نماهای دوری است که مردان و ن آثار او را به جهان پیرامونشان مرتبط می کنند.

دو سیاهی در مقابل پس زمینه آسمان سرد سپیده دم، از قله تاریک تپه ای می گذرد. صف سربازان به دور دست ها پیش می رود، کامیون کهنه ای پت پت کنان روی شاهراه عریض و بی انتها جلو می رود، مردی سوار بر اسب به تاخت دور می شود ... های او پر از نماهای دور و جدا شده آرامی هستند که شکوه مقام انسان شجاع، توانا. دانا را در چشم انداز آرمانی اخلاقی مورد نظر او به رخ می کشند.

وفاداری فورد به انسان بی حد و حصر است. شان و مرتبت انسان از نگاه او حقیقتی انکار ناپذیر است.

هر ساز هنرمندی درگیر دغدغه خلق تصویر خاص خودش از جهان است. جهان فورد اما به دلیل اعتقادش به بی همتایی انسان، تنها متکی به فرد نیست. با اینکه فورد فردیت ب ا می کند اما فردی که اغلب در جمع است. دیدگاه او با تاکید بر روابط انسان ها با یکدیگر و جهان پیرامون شان، بر زندگی جمعی و بر تمامی عیب ها و حسن های حضور فیزیکی کامل می شود. ایمان فورد به شان و مرتبت انسان تا اندازه ای است که گاهی به ساده ترین و متواضع ترین شخصیت ها نیز شمایل یک قهرمان می دهد. در زمینه کنش ها، رفتارها، کشمکش ها و روابط بین آدم ها، فورد قدرت بی نظیری دارد.

عشق به جز شجاعت عمیق ترین واکنش ها را در فورد ایجاد می کند. مسلماً زیباترین و شاعرانه ترین فصل های آثار او درباره عشق است. عشقی که در آثار اوست چندان ربطی به تصویر رایج عشق در سینما ندارد. هیچکدام از این ها را نمی توان یک "قصه عشق" دانست. حتی در مواردی که یک زن و مرد به هم می رسند یا نمی رسند. شکل دیگری ارتباط عاطفی میان آن دو، محور نیست. با اینکه آنها انسان هایی دوست داشتنی اند و حتی شاداب. کلمنتاین، با وجود کم حرف بودن، دختر مصممی است.

شجاعت و شوخ طبعی نیز ویژگی برخی زن های آثار فورد است. فورد علاقه ای به تاکید بر وجه رابطه مرد و زن هایش ندارد. صمیمیت و کشمکش تند و بوالهوسانه را سر بسته باقی می گذارد. به زن به عنوان کمک مرد می نگرد؛ به عنوان همسر یا مادر، چیزی شبیه فرشته نگهبان بجای معشوقه. بزرگترین و با شکوهترین رابطه ها رابطه خانوادگی اجتماعی رفاقت و مبارزه مشترک برای بقاست. نبرد علیه بی عد ی اجتماعی و اقتصادی، نبرد علیه استثمار انسان از انسان. فورد با تایید پرشور وحدت انسان ها، و نبرد با بدی ها و کژی ها خشم را فرو می نشاند: برادران و مهاجران، خانواده، و مادر. مادرهای فورد بی نظیرند. مادری که از خیانت به پسرش، حتی برای نجات جان پسر دیگر، خودداری می کند. مادر دره من ... یک تنه برای دفاع از شوهر، دشمنان را با قدرت تهدید به مرگ می کند. مادر قلب خانواده است. مادر جاد برای حفظ خانوادهش مبارزه می کند. تلاش در از هم پاشیدن، تراژدی است. جامعه ویران و نومید من چینان که در مزارع سوخته تنباکو سرگردانند؛ خانواده از ریشه جدا شده کشاورز که از هم پاشیده اند و ... چنین داستانهایی قاعدتاً و ناگزیر می بایستی به سرانجامی مایوسانه برسند، اما برای فورد چنین نیست، قبول ش ت ناممکن است، با شور زندگی، ادامه مبارزه و بازگشت امید.

در مقایسه با آثار دیگر یی ها، های فورد تا حدی عبوس اند و حتا تلخ. گرچه از شوخی و مزاح خالی نیستند و از کمدی. پایان خوش آن ها به سزای اعمال خود رسیدن گنا ار است. حتا اگر این گنا ار به مردم و قانون جامعه خدمت کرده باشد.

مسئله این نیست که فورد به روابط انسانی و عشق بی توجه است، بلکه این نوع رابطه برای قهرمانی که معمولاً مسئله حل کن و مشکل گشاست و راه حل را می داند، مخل انجام وظیفه­ی اجتماعی یا تاریخی اش است.

این نحوه­ی پایبند نبودن قهرمان به تعلقات و دارایی های این جهانی در های دوران رونق توسط بسیاری از سازان تکرار می شود. اما هیچگاه قهرمان مغلوب رقیب نمی شود و از هر مهلکه ای جان سالم به در برده و پیروز می شود و مردان شرور را نیز به سزای اع ان – که معمولاً مرگ است – می رساند، هر بار این قصه تکرار می شود. این دسته از ها؛ در واقع متعلق به دوران رونق و شکوفایی هستند، اما در قالب یک یا چند قهرمان، ا ام به انجام وظیفه­ی اجتماعی یا تاریخی، هر دو را به می کشند و انجام وظیفه ای این چنین دشوار، از قید تعلقات فردی را می طلبد.

همین جا خاطر نشان کنم که فورد ابداع کننده­ی اینگونه رهایی از عدم تعلقات در هنر نیست و در تاریخ نمایشی اکثر کشورها، در حرکت بودن قهرمان و ماورای خواسته های دنیوی رفتن را شاهدیم. هملت ش پیر که به گفته­ی خودش افلیا - «معبود آسمانی قلب و روحش» - را همراه خود و دیگران فدای انتقام از قاتل پدر می کند. هملت در صحنه مکالمه ای به افلیا پیشنهاد می کند به یک صومعه برود و در آنجا تارک دنیا بشود. «... اگر می خواهی ازدواج ی، به مرد احمقی شوهر کن. مردان عاقل هرگز زن نمی گیرند ... این مرا دیوانه خواهد کرد.» از عصر الیزابت به بعد، این زن ستیزی به تدریج به زن گریزی، سپس همراهی زن با قهرمان تبدیل می شود. جالب این است که با ورود بیش تر زن ها به صحنه­ی هنر و نویسندگی، همین گرایش را در قهرمانان زن آثار ادبی و هنری نیز شاهدیم: خلاصی از جنس مخالف. بنابراین شاید بتوان گفت به طور کلی – صرف نظر از چند استثنا- هایی که بنیان های اجتماعی و معضلات آن را درنظر دارند، برای قهرمان، خانه و کاشانه­ی امن و امان نمی سازند. این ها خصیصه­ی روزگار خود را باز می تابند.

در آثار «نوآر» نیز این عدم تمایل عمیق به پایبند شدن دیده می شود. قهرمان با انگیزه ای نه چندان ملموس یعنی خط ذیری، پی می برد که خطر بزرگی بر سر راهش است، البته پلیس حرف او را باور نمی کند تا سرانجام خود مستقلانه دست به کار می شود. در این ژانر، زن معمولاً یک همراه و گاه فقط یک عنصر خوشایند برای جلب تماشاگر است. اما زن ستیزی و زن گریزی مدام کمتر شده و به زن سالاری در دوران تکنولوژی زده­ی امروز انجامیده است.

قهرمان، خود محبوب و درستکاری است و دوستانی دارد که معمولاً کار چندانی از آن ها بر نمی آید. وظیفه­ی از بین بردن آ ین بقایای فساد در جامعه بر عهده­ی اوست. در این میان نباید دوران وحشت از نازی ها و سپس روس ها را نادیده گرفت. که اساساً هایی تبلیغاتی حاصل آن است که بعضی از آن ها توسط سازان بزرگ ساخته شده اند؛ مثلاً بعضی آثار هیچکاک یا فورد، کاپرا یا جیمز باندها.

وجدان اخلاقی مذهبی – ایگوی – قهرمانان خشن فورد بسیار قوی است. به همین دلیل اغلب سرنوشتی دارند که برای تماشاگر غم انگیز است. در های فورد، هیچگاه سیندرلا و شاهزاده به یکدیگر نمی رسند (برخلاف بیلی وایلدر در مثلا سابرینا، که دوران رونق را می نمایاند.)

فورد این وظیفه را بر عهده گرفته که سازنده­ی تاریخ یا روایت گر یی تاریخ و غرب وحشی باشد؛ آن هم به سبک و سیاق خاص خودش. او که در سال تولد سینما 95- متولد شده و تاریخ قرن بیستم را به خوبی می شناسد، در کنار رخدادهای قرن بیستم، به وقایع قرن نوزدهم نیز می پردازد. او که ظاهراً را بسیار دوست می داشته و آن را عامل تمدن می دانسته، ناچار در کنار روایت یی تاریخ از بان یک یی و تلاش برای قبولاندن آن، با بسیاری از مسائل از جمله نژاد پرستی درگیر شده است. بعضی از های او، نسبت به سرخ پوستان، به ظاهر موضع «سفیدِ» نژاد پرستانه دارد، اما گرایش واقعی ضد نژادپرستی او، پیش از گروهبان راتلج- درباره­ی یک قهرمان سیاه- و پاییز قلبیه­ی شاین- درباره­ی سرخ پوستها – (متاسفانه هیچ کدام های خوبی نیستند) در دلیجان نیز آشکار است.

مهم ترین مشخصه­ی آثار فورد، شخصیت های خاص او هستند؛ آدم هایی که اغلب شامل مهاجران، مطرودین و خطاکاران، دورگه ها، سیاه ها و بچه های ناخواسته، ن وفادار اما عمدتاً در حاشیه است و نیز یاغیان شریف.

اگر مردان در آثار فورد غالب هستند و دنیای آثار فورد، دنیای مردانه ای است، نه به دلیل موضع ضدزن یا مرد سالارانه­ی او؛ بلکه به دلیل تسلط مردان است در دنیای غرب وحشی.

فورد، گاهی فقط یک قهرمان دارد، گاهی در کنار قهرمان اصلی چندین پرسوناژ دیگر نیز موجودند که هیچ یک مخل دیگری نیست. این نحوه­ی پرداختن به موضوع، از طریق چند قهرمان – مکمل یا متضاد- هر چند زمان متعلق به غرب وحشی باشد، مسئله­ی روز را هم مدنظر دارد و همراه آن تغییر می کند. معمولاً قهرمان، مردی تنهاست که ضد نور وارد محیطی روشن شده و دیده می شود و بعد جست و جو می کند، یا می جنگد. اغلب قهرمان – قهرمانان – از محلی به راه می افتد یا از راه می رسد. در خوشه ها، آپاچی های سرخ پوست و راهزن های شرور، مانع راه نیستند، سیستم مطرح است. دوران جدیدی آغاز شده؛ دوران ج . دورانی سخت تر از دوران اولیه­ی غرب وحشی و بدویت. دوران فقر، بحران، خش الی و مهاجرت؛ دورانی که ثمره­ی تمدن است.

فورد آینده- تمدن- را پیش گویی می کند، آن را ناگزیر می داند و می پذیرد. اما گذشته – سنت- را غم خوارانه درک کرده و ارزش های انسانی آن را پاس می دارد. در چه سرسبز بوده دره­ی من، تفسیری است نوستالژیک از یک دلی، کار، زحمت و شادی و خانواده­ی گرم و روابط انسانی و سرانجام عشق. که با مرگ پدر خانواده؛ گویی این دوران به سر می آید و روزگار جدید، با اولین اعتصاب از راه می رسد. از زبان کشیش خطاب به هیو – شخصیت کودک – می شنویم که :«چیزی از این دره رفت که دیگر هیچ وقت بر نمی گردد.» و فورد هم غم این «رفت» را دارد و در رنج آن است و هم به استقبال آینده می رود، با همه­ی خطراتش.

هر چند تماشاگر در های او معمولاًمنتظر است که چیز یا چیزهایی را بداند، اما فورد آن ها را از او دریغ می کند، چرا که تمام داده های اساسی را برای درک موضوع به دست داده است. اینکه هیو (دره­ی من) یا تام (خوشه ها) به کجا می روند، مهم نیست. مهم این است که فورد،«هیو»ها را – که متعلق به گذشته اند – و «تام» ها را که به آینده نظر دارند – شناسانده است و خطر را نیز. خطری که متوجه آن هاست. یا خطری را که آن ها متوجه خود و جامعه می کنند گوشزد کرده است. تام و دوستانش، گرفتار مک کارتیسم می شوند – که فورد، جزو این مخالفان جدی اوست.

اما چرا قهرمانان فورد گاه، چنین بداقبال اند: یک تصادف، قتل و سپس فرار با افکاری اتوپیک و مبهم ... و تنهایی.

در مردی که لیبرتی والانس را کشت، قهرمان که تام نام دارد – جان وین – ناچار می شود مرد شرور – عامل شر و ضد پیشرفت – را به قتل برساند؛ آن هم به خاطر نجات زندگی مردی دیگر که قلب دختری را که تام به او علاقه دارد، تصاحب کرده است. این مرد، یک روشنفکر است، بدون اسلحه، یک حقوقدان است- جیمز استوارت. البته تام راهی جز این ندارد. دوست نزدیک او یک سیاه پوست است، که از رابطه­ی آن ها چیز زیادی نمی دانیم. در این اجزای متضاد – شخصیت ها – هستند که سیستم و ساختار را می سازند و تا به انتهای هم حذف نمی شوند.

شخصیت ها، مهم ترین وجه ساختاری های فورد هستند؛ فضا و محیط نیز به تبع آن ها پیوسته ساختارمند است. باز هم این مانند اکثر آثار فورد، برای تماشاگر فضای تنفسی کمی دارد، اما تا پایان با ساز و اثر می ماند و با این شه تمام می شود؛ مردانی که غرب را ساختند، چه تام ها- جان وین، هنری فوندا- و چه استوارت و چه ... مردانی شریف و آزاده بوده اند که یک تنه در مقابل زمین داران بزرگ ایستادند؛ اشرار و مزدوران آن ها را از میان برداشتند و ...

فورد به تک تک این افراد که هر یک از جایی آمده اند – و به جایی می روند – وفادار است و آن ها را باور داشته و پاس می دارد. آن هایی که غربخ وحشی را با قدرت انسانیت، عد ، شرافت، مهارت، ، دیار بکر را آباد د. فورد به همه­ی این سرزمین علاقه دارد، و نیز به مردان گمنامی که بر سر جان د و نباختند تا نبازد.

دلیجان فورد، است. قصه­ی ملتی است متشکل از مهاجران، تبعیدی ها و فراری ها، درگیر جنگ و فساد؛ بانکداری در حال فرار – تشکیلات فاسد حکومت- زنی بدکاره – خانمی باردار، کلانتری خوش قلب، یک یاغی شریف. در دلیجان، باز هم قهرمان، جان وین جوان و جسور است. ترکیب بندی آدم ها، اساساً شکلی هرمی دارد و دارای نظم و قاعده ای است. که به آثار هنرمندان قرن شانزده و هفده اروپا می ماند. فورد از طریق نو ردازی روی تک چهره ها، گویای شخصیت پرسوناژهاست. پرسوناژهایی به شدت متفاوت و گاه حتا متنافر که در یک دلیجان کوچک محبوس اند. قسمت غالب ، حرکت مسافران است که قهرمان نیز جزو آن هاست. دلیجان با سواره نظام همراه می شود و در انتهای ، مورد حمله­ی سرخ پوستان قرار می گیرد. در میان حمله و تیراندازی مداوم، نوزادی به دنیا می آید – که برای فورد بسیار معماگونه است، اما خوشایند و پذیرفتنی، که با چهره­ی آرامش، نوید آینده است و نمونه آن. به قهرمان آسیبی نمی رسد – هرچند که گلوله های بسیاری به سمتش شلیک می شود و نیز به سایر مسافران. و با ازدواج قهرمان تمام می شود و احتمالاً با رفتن آن ها به طبیعت و زندگی در هوای آزاد، زندگی خانوادگی و خانواده – برای فورد هم جالب است و نشان امنیت و پناه هم پایبند شدن است. ازدواج، قهرمان را می نشاند، دچار می کند، و دیگر نمی تواند به راحتی یاغی باشد، یا ناجی.

«جست و جوی بی وقفه­ی انسان برای آنچه که نمی تواند هرگز بیابد» (جان فورد)

فورد در شا ارش جویندگان، می کوشد تا زمان دراز تعقیب، که سال ها به طول می انجامید، عمیقاً احساس شود و از این طریق مفهوم انتقام و نژاد پرستی- علیه سرخ پوستان – را بی رنگ و بی معنا می سازد.

جویندگان – شا ار فورد- در ظاهر جست و جویی است بیرونی و همچون بسیاری از آثار فورد، تاکید بر این دارد که باید جهان بیرونی در نور دیده شود (با اسب، دلیجان، و بعدها با کشتی و قطار و ...) تا به دنیای درونی دست یافته شود. در واقع جست و جوی بیرونی قهرمان ، اتان ادواردز، بهانه ای است برای یافتن «خود». او نمونه­ی کامل، پخته و تلخ فورد از هماهنگی با طبیعت و زندگی در هوای آزاد است. نمونه­ی ناگزیر بودن ج از جمع است و بازگشت به خود.

جویندگان، از یک سو تفسیر فورد است درباره­ی توحش و آغاز تمدن؛ تضاد و پیوستگی و دیالکتیک آن ها. از سوی دیگر تفسیری است درباره­ی رابطه­ی هماهنگ قهرمان با محیط و ناگزیری تنهایی انسان و حقیقت، چیزی نیست جز خاطره و یادآوری آن.

مجموعه تضادها و تناقض ها، وحدت و مبارزه شان در آثار فورد تعیین کننده اند: خانه به دوش در برابر اسکان یافته، فقیر در مقابل غنی، اروپایی در مقابل سرخپوست که سرانجام اروپایی های متمدن، وحشی اند و قربانیان وحشی، قهرمان (پاییز ...) تمدن در مقابل توحش، کتابدر برابر اسلحه، قانون و بی قانونی. تضاد اصلی در آثار فورد شاید تضاد میان خانه و بیابان است. تضاد میان به عنوان یک بیابان. یک صحرا و نیز به عنوان مکانی برای زندگی خانه و آبادی.

در میان قهرمان سه کلمنتاین، جویندگان و لیبرتی والانس؛ ا کلمنتاین از حیث ساختاری ساده ترین است. روند حرکتی او، حرکتی غیر پیچیده از طبیعت به فرهنگ است؛ از برهوت بجا مانده در گذشته، به آبادی در آینده. اتان ادواردز در جویندگان پیچیده تر است. بجای جستجو به دنبال تضاد میان گذشته و آینده، صحرا و گلستان، باید او را در ارتباطش با دو آدم دیگر داستان تعریف کرد: اسکار، رییس قبیله سرخپوستان و خانواده کشاورز. اتان دشمن خونی سرخپوست هاست، اما برخلاف ا کلمنتاین در تمام خانه بدوش باقی می ماند. در ابتدای ، او سوار بر اسب از صحرا به کلبه ای چوبی می آید و خویشانش به استقبالش می آیند، او را در بر می گیرند و به خانه می برند. اما در پایان در تفاوتی کامل، از خانه بیرون می ماند تا دوباره به صحرا باز گردد؛ به آوارگی و تنهایی.

ادواردز شخصیتی دو وجهی است. او قهرمانی تراژیک است. اما تناقض ها به خود شخصیت هم سرایت کرده و به دو نیم شان بدل کرده. همراهش مارتین می تواند این دوگانگی را حل کند. برای او بی خانمانی تنها برای دوره ای است، برای باز پس گیری خانواده. انتقالی ناگزیر از یک خانه به خانه ای دیگر. سرگردانی و بی خانمانی ادواردز، همچون بسیاری از قهرمانان دیگر فورد، یک جستجو است. برخی دیگر از های دیگر فورد بر همین تم بنا شده اند: جستجوی سرزمین موعود. قهرمانان در جستجوی خانه ای برای آینده از صحرا می گذرند تا به برسند. در تمام آثار فورد موقعیت خانه در طول زمان حفظ شده است.

در پاییز قبیله شاین، سرخپوست ها در جستجوی خانه ای که در گذشته داشته اند، سفر می کنند.

در مرد آرام، قهرمان یی به خانه آبا و اجدادی اش در ایرلند باز می گردد. اما سفر ادواردز در جویندگان یک جور هجویه این تم است. هدف، یافتن س ناه نیست؛ یافتن و کشتن اسکار سرخپوست است. انتقام اما مرکز ثقل همچنان به سوی آینده است. وقتی زن می گوید: "یک روز این سرزمین جای خوبی برای زندگی می شود." یعنی صحرا به آبادی تبدیل می شود.

لیبرتی والانس شباهت های بسیاری به جویندگان دارد: از برهوت به آبادی گذر می کند و آینده آن گلستان است. از واشنگتن به سناتور جیمز استوارت خبر داده اند که مصالح لازم برای احداث سدی که صحرا را از بین می برد و گل سرخ واقعی را جایگزین کاکتوس می کند فرستاده اند. تام، لیبرتی والانس را می کشد. همانطور که ادواردز اسکار را. کلبه ای در آتش می سوزد و نابود می شود. کلبه بعد از مرگ لیبرتی والانس سوزانده می شود. خود تام آن را آتش می زند؛ خودش را با خانه.

این سوزاندن نشان می دهد که او خود را به گذشته گره زده، و در جهانی آینده جایی ندارد. او با کشتن لیبرتی والانس تنها دنیای ممکن را که می توانسته در آن زندگی کند، از بین برده. دنیای اسلحه به جای کتاب. درست مثل آنکه ادواردز فهمیده بود با کشتن اسکار، در واقع خود را نابود کرده؛ و جایی برای ماندن را. وحش، محکوم به فنا است، و تمدن ناگزیر است. اما خلاصی از سر بدبختی های تمدن ... آشفتگی و توحش موجود در فضای جویندگان، فقط شامل سرخ پوست ها نیست. بدویت و توحش شامل نظاره­ی محیطی است که هیچ گونه واکنشی در برابر عواطف و احساسات انسانی بروز نمی دهد و از همین «نظارت» و بی تفاوتی و سردی است که عناصر پارادو میزانسن فورد زاده می شود. آن کمدی نهفته در جویندگان و در دیگر آثار فورد – هم فضای غم بار را قابل تحمل می کند و هم آن را تشدید می کند. موضع فورد- و موضع ما – در همدلی با ی نیست، حتا با اتان؛ موضع ناظر بودن است و شاهد بودن و از این حیث به نوعی همراه شدن با بی شفقتی محیط پیرامون آدم های داستان و نیز همراه ما. کمدی فورد، به مس ه گرفتن زندگی است و نیز جور شدن با آن و جدی گرفتن بازی. پذیرش تلخکامی و کنار نهادن امید بیهوده، اما ادامه دادن و در ادامه بودن ...

محیط آثار فورد، عموماً محیط های طبیعی است – به خصوص در های و سترنش. شخصیت واقعی های وسترن، زمین است: صحرا، دشت، کوه، رودخانه. و «دره­ی مانیومنت» که فورد آن را بهترین جای دنیا می داند، لوکیشن بسیاری از آثار وسترن اوست؛ شکل ص ه های مانیومنت همچون «معابد یونانی و ابه های رومی» است؛ شمایل نمادین استحکام و حقایق جاودانی؛ نشانه ای از جهانی که در پشت انسان قرار دارد. آسمان و زمین آثار فورد ویژگی های دنیای او و قهرمانانش را گواهی می دهند. آسمانی باز و روشن. با ابرهای شکیل – همچون آسمان های میکل آنژ- ولانگ شات های فورد، زندگی در این هوای آزاد را مغرورانه ستایش می کند.

فورد، هم زمین خاکی ملموس را می شناسد و دوست می دارد، و اسب تاختن به روی آن را و هم آسمان دست نیافتنی وهم انگیز را می ستاید. دره­ی مانیومنت او، نمادی است اسطوره ای؛ پا در زمین، و سر به آسمان کشیده، مرز فیزیک و متافیزیک. فورد دیالکتیسین بزرگ نمایش اساطیر و واقعیت های آشنا و روزمره، مطلق و نسبی، تمدن و توحش، شه و حس، نظم و آشفتگی، سرنوشت و تقدیر و اکنون، مرگ و زندگی و محو مرز بین آن هاست. (به یاد بیاورید صحنه­ی گفت و گوی قهرمان کلمنتاین عزیزم را بر مزار عزیز از دست رفته اش).

قهرمانان فورد انگار به نمونه های ازلی تعلق دارند، با این درک که هم اسطوره را ملموس کرده و هم واقعیت را تعالی بخشند. ه?

مشاهده متن کامل ...

با زور مگه میشه ی رو به بهشت فرستاد؟ ...
درخواست حذف اطلاعات

جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


بسم الله الرحمن الرحیم

چلک ، سید حسن : یکی از نکاتی که درحوزه فرهنگی مورد اجماع بسیاری از کارشناسان و مردم است این که با زور نمی توان کار فرهنگیماندگار وپایدار کرد.
برای انجام کاری اداری به همراه چند نفر به یکی از استان ها درماه مبارک رمضان سفر . طبیعتا بر اساس تکلیف دین مبین بر روزه گرفتن در این ماه پر برکت، امسال را هم روزه گرفتم.(دعاکنید که مقبول درگاه احدیت قرار گیرد).اما به دلیل مسافر بودن، براساس مبانی همین دین عزیز، در این روز نمی توانستیم روزه بگیرم.
بعد از پایان بخشی ازکار در ساعت 2 بعد از ظهر رفتیم جایی غذا بخوریم که درمعرض دید مردم هم نباشد و حرمت این ماه را هم حفظ کرده باشیم.هر کجای این شهر رفتیم گفتد غذا نداریم و تعطیل است تا افطار.گفتیم ما مسافر هستیم شهر شما هم مساف ذیر، مگر می شود هیچ جا برای مسافرین پیش بینی نشده باشد؟این معمول بوده که چند جا را برای مسافرین باز می گذاشتند.ضمن این که تابستان فصل سفر است.گرچه به دلیل ماه مبارک رمضان تعداد سفرها ممکن است کمتر باشد.اما اینگونه نیست که هیچ سفر نکند. سئوال کردیم مگرچه شده است که همه تعطیل کردید؟ گفتند(البته با لحن خاصی) بروید از فلانی بپرسید که دستورداد تا همه رستوران ها تا افطارتعطیل باشند.اما یک جا هست که می توانید غذا بگیرید و بروید هر جا دوست داشتید بخورید.کنار خیابان، داخل ماشین، یک گوشه ایی پیدا کنید دیگر.
با خود گفتم آیا با چنین «دستور» هایی می توان مردم را وادار به روزه گرفتن کرد؟یا بر ع ، ممکن است در نوع نگاه مردم به دین( خدای ناکرده) تاثیر منفی بگذارد؟من دین شناس نیستم و واقعا نمی دانم «سرو» غذا برای مسافرین دریک فضای بسته بهتراست یا خوردن غذا درکنار خیابان در داخل شهر؟من که نتوانستم بپذیرم که این نوع دستورها موجب می شود تا مردم وادار به روزه گرفتن شوند. البته این را قبول دارم که حرمت این ماه درانظارعمومی باید حفط شود.ولی درکنار خیابان غذا خوردن حرمت این ماه را نگه می دارد یا غذا خوردن دریک فضای بسته و تحت کنترل مراجع ذیربط و آن هم برای مسافرین که طبق شریعت روزه بر بسیاری از آنان واجب نیست؟معتقدم که هم افراط و هم تفریط می تواند آثار نامطلوب داشته باشد.

تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

حاج محمود عطار، مهدی :


هیچ وقت این چنین آرزو نداشته ام که ثابت شود آنچه در اینجا می نویسم، اشتباه باشد. امّا قرائن و شواهد روی هم تلنبار می شوند. در واقع، می توان گفت که هیچ وقت خواهان صلح نبوده است؛ منظور یک صلح عادلانه است، صلح بر اساس سازشی عادلانه برای هر دو طرف. درست است که در زبان عبری سلام معمول بین مردمان همان «شالوم» (صلح) است - شالوم هنگامی که همدیگر را می بینند و شالوم به هنگامی که همدیگر را ترک می کنند. تقریباً همۀ ی ها دم به ساعت تکرار می کنند که خواهان صلح اند، و البته که چنین است. امّا منظور آنها چنان صلحی نیست که با عد همراه باشد، که بی آن، نه صلحی هست و نه خواهد بود. ی ها خواهان صلح اند، نه عد ؛ آنها خواهان صلحی که بر ارزش های جهان شمول مبتنی باشد، نیستند. بدین ترتیب، حاصل چنین ترجیع بندی است «صلح، صلح، در حالی که صلحی در کار نیست.» و قضیه به همین جا ختم نمی شود : در سال های اخیر حتّی از آرزوی برقراری صلح هم فاصله گرفته و یک سره از آن ناامید شده است. صلح از دستور کار محو شده و جای خود را یا به اضطراب های جمعی داده است که منظماً به جامعه تزریق می شوند، و یا به امور شخصی و خصوصی که بر هر چیز دیگر اولویت دارند .

به نظر می رسد که آن ی ای که در آرزوی صلح بود یک دهه پیش در گذشت. یعنی در پی ش ت دیدار سران در کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰ ، همراه با جاانداختن دروغِ فقدان طرف مذاکرۀ فلسطینی، و البته، با از سر گذراندن دوران خون آلود انتفاضۀ دوّم. امّا حقیقت این است که حتّی پیش از آن هم، هیچ وقت واقعاً خواهان صلح نبوده است. هیچ وقت، حتّی برای یک لحظه، با فلسطینی ها به عنوان انسان هائی با حقوق برابر رفتار نکرده است. هرگز نسبت به مصیبت فلسطینی ها به عنوان یک مصیبت انسانی و ملّیِ تفاهمی نشان نداده است .

جناح طرفدار صلح نیز - اگر اصولاٌ چنین چیزی وجود داشته - در بحبوحۀ صحنه های دل اش انتفاضۀ دوّم و باز با همان دروغ «فقدان شریک مذاکره»، آ ین نفس ها را کشید. آنچه باقی ماند چند سازمانی بودند که در برابر مبارزه ای که به منظور بی اعتبار آنها در گرفته بود، همانقدر مصمّم و فداکار بودند که بی اثر و بی خاصیّت. بنابر این، ماند و موضع انکارگرایانه اش.

در این میان، انکارناپذیرترین دلیل این که خواهان صلح نیست، پروژۀ شهرک سازی در اراضی ی است. از همان آغاز این پروژه، هیچ بوتۀ آزمایشی چنین با قطعیت و دقت نیّات واقعی را آشکار نکرده است. به عبارت ساده : سازندگان این شهرک ها، در پی تحکیم بخشیدن به اند، و بنا بر این صلح نمی خواهند. تمام داستان در این دو کلمه خلاصه شده است.

با فرض عقلانی بودن تصمیمات ، نمی توان پذیرفت که ساختن شهرک ها در اراضی ی با خواست صلح سازگار باشد. هر نوع اقدام برای خانه سازی، هر خانۀ پیش ساخته و هر بالکن، به معنی مردود دانستن صلح است. اگر می خواست که از طریق توافق های اسلو به صلح دست یابد، می بایست حداقل ساختن شهرک ها را به ابتکار خود متوقف می کرد. این که چنین اقدامی صورت نگرفت، ثابت می کند که توافق های اسلو فریبکارانه بوده اند و یا در نهایت، روایتی از یک ش ت اعلام شده. اگر در طابا، در کمپ دیوید، در شرم الشیخ، در واشینگتن و یا در بیت المقدس می خواست به صلح دست یابد، می بایست قبل از هر چیز به ساختن شهرک ها پایان دهد. بدون هیچ قید و شرطی و بدون هیچ انتظاری. این واقعیت که چنین نکرد دلیل آن است که خواهان صلح عادلانه نیست.

امّا شهرک ها تنها یک محک برای دریافت نیّات به شمار می روند. امتناع ریشه های بسیار عمیق تری دارد و در «دی-ان-اِی»اش، در دستگاه گردش خونش، در دلیل وجودی اش، و در بدوی ترین اعتقاداتش جای دارد. در آنجاست که، در عمیق ترین لایه ها، این مفهوم نهفته است که این سرزمین تنها برای یهودیان در نظر گرفته شده است. در آنجاست که، در عمیق ترین سطح، پیام «اَم سگولا » (am sgula) - «قوم ارزشمند خدا» - و «خدا ما را برگزید»، جای گرفته است. در عمل، این پیام به این صورت معنی شده که، در این سرزمین یهودیان مجازند به انجام هر کاری که برای دیگران ممنوع است، دست بزنند. نقطۀ عزیمت این است و از این نقطه راهی به سوی صلح عادلانه نیست. آنجا که نام بازی سلب هویت انسانی از فلسطینی هاست، آنجا که سیاست ی جلوه دادن فلسطینی ها هر روز و هر روز به مردم حقنه می شود، راهی برای نیل به صلح عادلانه موجود نیست. انی که متقاعد شده اند که هر فلسطینی آدم مظنونی است و هر فلسطینی می خواهد «یهودی ها را به دریا بریزد»، هرگز با فلسطینی ها صلح نخواهند کرد. بیشتر ی ها متقاعد شده اند که این دو نظر حقیقت دارند.

در دهۀ گذشته، هر دو ملّت از هم جدا شده اند. جوان معمولی ی هیچ وقت همتای فلسطینی خود را نمی بیند، مگر در دوران خدمت سربازی اش(آن هم در صورتی که خدمتش را در سرزمین های ی انجام دهد). جوان معمولی فلسطینی هم هرگز همسن و سال های ی خود را نمی بیند، مگر در لباس سرباز عصبی ای که بر سرش داد می کشد، یا نصف شب به خانه اش هجوم می برد، و یا در هیئت یکی از نان شهرک ها، زمینش را غصب می کند و یا بیشه اش را به آتش می کشد.

در نتیجه، تنها تماس میان دو ملّت به برخورد گر، که مسلّح و خشن است، با شده، که سرخورده و آمادۀ روآوردن به خشونت است، محدود شده. مدت ها از روزگاری که فلسطینی ها برای کار به می آمدند و ی ها در فلسطین مغازه داری می د، گذشته است. مدت هاست که دورانی که این دو ملّت چند دهه ای را در سرزمینی مشترک سر د و با هم روابطی نیمه عادی داشتند و این روابط از حداقل عد برخوردار بود، سپری شده است. در چنین اوضاع و احوالی، تحریک و به خشم آوردن این دو ملّت علیه یکدیگر، همچنانکه تشدید ترس و انباشتن کینه های جدید بر روی آنچه از پیش موجود بوده، بسیار آسان است. و همین، خود دستورالعمل مطمئنی برای امتناع از صلح است .

بدین ترتیب بود که هوس جدیدی به سر ی ها زد : هوس جدائی : «آنها آن طرف، ما هم این طرف (و همین طور آن طرف)». در حال حاضر که هنوز اکثریت فلسطینی ها - ت بر اساس تجربۀ دهها سال کار رو مه نگاری خودم در سرزمین های ی - خواهان همزیستی اند، اغلب ی ها در پی جدائی اند، طبعاً بی آنکه حاضر به پرداخت هزینۀ آن باشند. نظریۀ «دو کشور» طرفداران فراوانی پیدا کرده، امّا هیچ تصمیمی برای متحقّق آن در عمل در میان نیست. اغلب ی ها طرفدار این نظریه اند، ولی مایل نیستند که نه اکنون، و حتّی نه در اینجا، اجرا شود. آنها با این باور تربیت شده اند که طرفی برای مذاکرات صلح در کار نیست - البته طرف فلسطینی، وگر نه، طرف ی حاضر و آماده است.

متاًسفانه، حقیقت تقریبا بر ع این باور است. فلسطینی ها دیگر شانسی برای این که ثابت کنند می توانند طرف مذاکره باشند، ندارند؛ ی ها معتقدند که آمادۀ مذاکره اند. بدین ترتیب فرآیندی آغاز گردید که طی آن شرایط، موانع و اشکال تراشی های بر هم انباشته شد - که این همه خود نشانۀ دیگری است بر امتناع . نخست خواست توقف تروریسم مطرح شد؛ پس از آن خواست تغییر ی ( یاسر عرفات مانع دست و پاگیری به شمار می آمد)؛ پس از اینها، مانع حماس پیش آمد. اکنون نوبت خودداریِ فلسطینی ها از برسمیت شناختن به عنوان یک ت یهودی است. بر این عقیده است که به هر اقدامی که دست می زند - از دستگیری های دسته جمعی تا ساختن شهرک ها در اراضی ی - همه بر حق اند، در حالی که همۀ اقدامات فلسطینی ها «یک جانبه» بوده است .

{ } تنها کشور روی کرۀ زمین {است} که فاقد مرز است تا به حال حاضر نشده است حتّی مرزهای مصالحه شده ای را که خود به آنها رضایت می دهد، تعیین کند. هنوز این واقعیت را هضم نکرده است که برای فلسطینی ها، مرزهای ۱۹۶۷ مادر همۀ مصالحه ها و خط قرمز عد (یا عد نسبی) است. برای ی ها، مرزهای ۱۹۶۷، «مرزهای خودکشی»است. به همین دلیل است که حفظ وضعیت موجود به هدف واقعی ، به مهمترین اصل سیاست ، و تقریباً به غایت نهائی آن تبدیل شده است. امّا مسئله این است که وضعیت موجود تا ابد قابل دوام نیست. از لحاظ تاریخی، کمتر ملّتی بوده است که بدون مقاومت به تن در داده باشد. جامعۀ بین المللی نیز سرانجام روزی در مورد این وضعیت قاطعانه به صدا درخواهد آمد و این به صدا درآمدن با اقدامات تنبیهی همراه خواهد بود. از این همه به این نتیجه می رسیم که هدف واقع بینانه نیست .

اکثریت ی ها، هر چند که رابطۀ خود را با واقعیت از دست داده اند، زندگی معمول خود را ادامه می دهند. آنها دنیا را همواره علیه خود می دانند، و مناطق ی را که دم در خانه هایشان است، بسی دور از قلمرو علایق خود می شمارند. هر که به خود جراًت دهد از سیاست ی انتقاد کند، به ضد یهود بودن متهم می شود؛ هر اقدام مقاومت آمیز به عنوان یک تهدید وجودی تلقی می شود؛ تمامی مخالفت های بین المللی نسبت به سیاست به حساب «محروم از حقوق حقۀ خود» و تهدیدی نسبت به موجودیت کشور گذاشته می شوند. هفت میلیارد مردم دنیا - که بیشترشان با مخالفند، در اشتباه اند، و شش میلیون یهودی ی - که بیشترشان از حمایت می کنند - ، بر حق. چنین است واقعیت از نگاه یک ی متوسط.

بر این همه، سرکوب، پنهان کاری و تیره و تار فضا را نیز بیافزائید تا توضیح دیگری برای سیاست امتناع بی د : تا زمانی که زندگی در بر وفق مراد است، آرامش برقرار است و واقعیت مخفی نگاه داشته می شود، چرا باید ی برای استقرار صلح خود را به دردسر بیاندازد؟ تنها راه برای این که غزّۀ محاصره شده، وجود خود را به خاطر مردم بیاورد، این است که چند تا موشک شلیک کند؛ و ساحل غربی تنها وقتی در دستور روز قرار می گیرد که، مثل روزهای اخیر، در آنجا خونی ریخته شود. به همین ترتیب، به موضع جامعۀ بین المللی فقط وقتی توجه می شود که می کوشد تحریم یا مجازاتی علیه اعمال کند، که در این صورت بلافاصله مبارزه ای علیه آن آغاز می شود که محتوای اصلی اش را مظلوم نمائی همراه با اتهامات تاریخی تند و تیز - و گاهی گستاخانه و بی ربط - تشکیل می دهد.

چنانکه ملاحظه می شود، تصویر غم انگیزی است. در این تصویر هیچ پرتوی از امید نمی توان یافت. تغییر به خودی خود، از درون جامعۀ ، تا زمانی که به همین منوال رفتار می کند، پیش نخواهد آمد. اشتباهات فلسطینی ها به یکی دوتا ختم نمی شود، امّا اشتباهات آنها فرعی است. در این دعوا، عد اساساً با طرف فلسطینی است، در حالیکه طرف ی اساساً راه امتناع را برگزیده است. ی ها را می خواهند، نه صلح .

فقط امیدوارم که در اشتباه باشم.

نوشتۀ گیدئون لِوی (gideon levy )، مفسر و رو مه نگار هاآرتز ترجمۀ محسن یلفانی

تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.