پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 مراسم عزاداری شب شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در محضر انقلاب
رحلت حضرت خدیجه (س)، رحلت (ره), برخی ادعیه ماه مبارک رمضان
درخواست حذف اطلاعات

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

1.99 مگابایت

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

لطفا جهت مشاهده و دریافت مابقی موارد به ادامه مطلب مراجعه نمایید

فهرست مطالب

ویژه نامه (3 فایل فلش)

تصاویر بیانات 14 داد 1396 (رحلت (ره))

تصاویر (برخی ادعیه ماه مبارک رمضان)

پیوندها

*****

ویژه نامه (3 فایل فلش)

ویژه نامه رحلت حضرت خدیجه کبری (س)

1.05 مگابایت

دریافت فایل فلش

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 ویژه نامه رحلت (ره)

  1.94 مگابایت

دریافت فایل فلش

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 ویژه نامه 14 داد ( در حرم (ره))


2.49 مگابایت

دریافت فایل فلش

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر بیانات 14 داد 1396 (رحلت (ره))

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر (برخی ادعیه ماه مبارک رمضان)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

*****

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

پیوندها

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  *****

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

سلامتی و تعجیل در فرج زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه ء صلوات

 الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

توجه: هرگونه تبلیغ تجاری (در صورت انجام) ارتباطی به این وبلاگ ندارد

توجه: تصاویر حاوی آیات و اسماء متبرکه می باشد لطفا در صورت چاپ در حفظ و نگهداری آن کوشا باشید

ماس دعا



مشاهده متن کامل ...
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (س)
درخواست حذف اطلاعات

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (س)

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 
 

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور ن جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور ن اولین و آ ین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین ن از هر جهت، ی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌ی م که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و...

ام ها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ ن قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت:"شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صح (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صح و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعر فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعر گردن‌بند را گرفت و به نزد اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعر دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب ) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعر ، آن گردن‌بند را از او یداری نمود. (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعر پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به هدیه داد. غلام به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و ‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌ی د مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب ‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و ن مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری د. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. حسن و حسین (علیهما السلام) از ان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 دیگر (به غیر از علی (علیه السلام) و حسن (علیه السلام)) از ذریه حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر ان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و دمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه شویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نی ت از علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، ت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آ مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه ن و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع ی دل می‌نماید.

 

مقام عصمت

در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.

 

بیان عظمت فاطمه از زبان (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آ ین ی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه تن من است هر او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی م ن پدر و فرزند دارد. اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب ده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت انی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذ دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید انی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذ خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و ع از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از

با وفات اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آ ین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که ن مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم ی پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم وج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او ش ته شد. اما همچنان مومنان، فاطمه و ک ن آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان ماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رس و ت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه ان از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای ی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات ی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که ‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و ‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و ا کاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، ی و پیشوایی ما را موجب امان از ج و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه ، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورش تگی، نهی از آشامیدن را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای ) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از ی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

 



مشاهده متن کامل ...
زندگی نامه حضرت زهرا(س)
درخواست حذف اطلاعات

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور ن جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور ن اولین و آ ین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین ن از هر جهت، ی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌ی م که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و...

ام ها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ ن قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صح (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صح و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعر فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعر گردن‌بند را گرفت و به نزد اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعر دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب ) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعر ، آن گردن‌بند را از او یداری نمود. (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعر پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به هدیه داد. غلام به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و ‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌ی د مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب ‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و ن مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری د. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. حسن و حسین (علیهما السلام) از ان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 دیگر (به غیر از علی (علیه السلام) و حسن (علیه السلام)) از ذریه حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر ان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و دمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه شویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نی ت از علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، ت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آ مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه ن و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع ی دل می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آ ین ی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه تن من است هر او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی م ن پدر و فرزند دارد. اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب ده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت انی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذ دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید انی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذ خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و ع از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از

 با وفات اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آ ین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که ن مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم ی پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم وج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او ش ته شد. اما همچنان مومنان، فاطمه و ک ن آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان ماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رس و ت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه ان از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای ی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات ی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که ‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و ‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و ا کاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، ی و پیشوایی ما را موجب امان از ج و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه ، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورش تگی، نهی از آشامیدن را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای ) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از ی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."



مشاهده متن کامل ...
بیاد مظلومه عالم حضرت زهرا صدیقه کبری (س)سرور ن عالم از ابتداء تا انتها
درخواست حذف اطلاعات
سخنرانی-های-بسیار-عالی- -شیخ-حسن-یوسفی (شب اول ) نام، القاب، کنیه ها نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.
فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند. زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می ایستاد (مشغول عبادت می شد)، نورش برای اهل آسمان می درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد." صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی. کنیه های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و... ام ها به معنای مادر پدر می باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.
مادر و پدر همانگونه که می دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می شد و او را بزرگ ن قریش می نامیدند. ولادت فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می باشند." اکثر مفسران شیعی و عده ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به خطاب می کند و می فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است. مکارم اخلاق سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می نماییم. اما دوباره تأکید می کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است. 1- از جابر بن عبدالله انصاری، صح (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صح و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می شد، از گردن باز نمود و به اعر فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعر گردن بند را گرفت و به نزد اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعر دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب ) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعر ، آن گردن بند را از او یداری نمود. (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعر پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به هدیه داد. غلام به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود. گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن بند با برکتی بود، گرسنه ای را سیر کرد و ای را پوشانید، پیاده ای را صاحب مرکب و فقیری را بی نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت. 2- رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی ی د مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود. 3- حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می پرداخت. و شنیدم که بر مردان و ن مؤمن دعا می کرد، آنان را نام می برد و بسیار برایشان دعا می نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه." ازدواج و فرزندان آن حضرت صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده ای از نامداران صحابه از او خواستگاری د. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام جبرئیل بر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. حسن و حسین (علیهما السلام) از ان 12 گانه می باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته اند و 9 دیگر (به غیر از علی (علیه السلام) و حسن (علیه السلام)) از ذریه حسین (علیه السلام) می باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می گردند و از ذریه ایشان به شمار می روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر ان) گویند. زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می آید، آنست که حتی در سخت ترین شرایط و طاقت فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت. ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و دمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود. فاطمه (علیها السلام) در خانه فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می نگریست، غم و اندوهش زدوده می شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می پنداشت علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه شویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نی ت از علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می نماید و او را از افتخارات خویش بر می شمرد و یا آن هنگام که می فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود." مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می باشد. اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، ت را شرح مختصری می دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آ مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می توان گوشه ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه ن و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع ی دل می نماید. مقام عصمت در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی نیاز می کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. بیان عظمت فاطمه از زبان (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می شد و دست او را می بوسید. به هنگام سفر از آ ین ی که خداحافظی می نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می شد، خانه او بود. عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده ای، این کلام را نقل نموده اند که حضرت رسول می فرمود: "فاطمه تن من است هر او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می دارد که هر چه می فرماید، سخن وحی است. پس می توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی م ن پدر و فرزند دارد. اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می فرمود. گاه در جواب ده گیران، لب به سخن می گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می کنم." اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می نماییم قرآن کریم عقوبت انی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذ دردناک ذکر می کند. و یا می فرماید انی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می دارد و برای آنان عذ خوار کننده آماده می نماید. پس به نیکی مشخص می شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد. نکته ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می آید و غضب او فقط در انحراف از حق و ع از اوامر الهی حاصل می شود و در این امر حتی ذره ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید. فاطمه (علیها السلام) پس از با وفات اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آ ین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی نمود. گاه بر مزار (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می شد و به سوگواری می پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی را برمی گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می نمود. حتی آن هنگام که ن مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست. هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم ی پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده ای به همراه آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم وج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او ش ته شد. اما همچنان مومنان، فاطمه و ک ن آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند. فاطمه (علیها السلام) و فدک از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان ماست و خطه ای حاصلخیز می باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و علی (علیه السلام) در ساده ترین وضع به سر می برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی گذاریم، ادعا نمود آنچه از اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است. فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه ای را در مسجد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رس و ت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می گردد بر فرض که فدک در زمان حیات به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از به او به ارث می رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه ان از خویش ارث باقی نمی گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی اش بازگردانده نشد. باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای ی جای شک باقی نمی ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات ی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید. بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی خاست و کارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود. در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود. در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود." وصیت در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند. شهادت سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود. فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید. تغسیل و تدفین مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر نمی کرده اند). پس از حضور آنان، مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی ام از فراق حبیبه ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و بسوی او باز می گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..." امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد. سخنان فاطمه از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می توان گوشه ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می نماییم: 1- قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته" فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می فرستد." 2- قال مولاتنا فاطمة ا هرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و ا کاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء." فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، ی و پیشوایی ما را موجب امان از ج و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه ، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورش تگی، نهی از آشامیدن را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای ) را انگیزه ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از ی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می کند و آنچه که نهی می کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."


مشاهده متن کامل ...
اندکی از بی بی دو عالم مادر فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
درخواست حذف اطلاعات

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

1 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

آثار محبت به فاطمه علیها السلام

2 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»

اطاعت از فاطمه علیها السلام

3 . باقر علیه السلام می فرمایند:

«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و ان و فرشتگان واجب است .»

دستورهای فاطمه علیها السلام

4 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ; (4) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»

خلقت فاطمه علیها السلام

5 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... ; (5) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»

چرا نام فاطمه علیها السلام

6 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (6)

آثار نام فاطمه علیها السلام

7 . کاظم علیه السلام می فرمایند:

«لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (7) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان ن، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»

احترام به نام فاطمه علیها السلام

8 . صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود:

«... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (8) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»

الگوی نمونه

9 . زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند:

«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (9) در دختر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»

یاور خوب

10 . اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت المؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند:

«نعم العون علی طاعة الله; (10) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»

عزیزترین مردم

11 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... فاطمة اعز البریة علی (11) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است .»

نور چشم و میوه دل من

12 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ; (12) فاطمه علیها السلام تن و نور چشم و میوه دل من است .»

خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام

13 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (13) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .»

دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است

14 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما ا جه الله من النار ابدا; (14) ای فاطمه! اگر تمام انی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»

اختر تابناک

15 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (15) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان ن دنیاست .»

سرور ن

16 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والا ین; (16) فاطمه علیها السلام سرور ن جهانیان از اولین تا آ ین است .»

تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام

17 . باقر علیه السلام می فرمایند:

«ما عبد الله بشی ء من حمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ; (17) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

درود بر فاطمه علیها السلام

18 . رضا علیه السلام می فرمایند:

«اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ها وبعلها وبنیها; (18) نخستین ی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»

نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام

19 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ; (19) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»

زیارت فاطمه علیها السلام

20 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ; (20) هر فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .»

مخصوص فاطمه علیها السلام

21 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ; (21) هر چهار رکعت بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این ، فاطمه علیها السلام است .»

من از تو هستم

22 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ; (22) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»

پدرت به قربانت

23 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... فداک ابوک یا فاطمة; (23) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»

بوی بهشت

24 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (24) فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»

فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله

25 . حضرت المؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند:

«... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ; (25) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»

افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام

26 . حضرت المؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ; (26) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان ی که سرور ن جهانیان است .»

فاطمه علیها السلام زهره است

27 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة ا هرة والفرقدان الحسن والحسین; (27) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»

ایمان فاطمه علیها السلام

28 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی م ها تفرغت لطاعة الله ... ; (28) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»

زیارت شهیدان

29 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور ال ء فی کل غداة سبت ... ; (29) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»

بوی خوش فاطمه علیها السلام

30 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة ا هراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ; (30) بوی ان بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»

علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام

31 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«... لولا ان المؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (31) به راستی اگر المؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»

پیوند آسمانی

32 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (32) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»

انجام کارهای سخت خانه

33 . حضرت المؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند:

«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها و حت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (33) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام

34 . حضرت المؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (34) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من س یچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می ، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

نور فاطمه علیها السلام از نور خداست

35 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ; (35) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»

فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی

36 . باقر و صادق علیهما السلام می فرمایند:

«حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ; (36) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»

فاطمه علیها السلام شهیده است

37 . کاظم علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; (37) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»

اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام

38 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (38) بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»

فاطمه علیها السلام و دسالان

39 . صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (39) بی شک دسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»

شفاعت فاطمه علیها السلام

40 . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (40) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

2) همان، ج 27، ص 116 .

3) دلائل ال ة، ص 28 .

4) بحارالانوار، ج 22، ص 484 .

5) همان، ج 78، ص 112 .

6) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 46 .

7) کافی، ج 6، ص 19 .

8) همان، ص 48 .

9) بحارالانوار، ج 53، ص 180 .

10) همان، ج 43، ص 117 .

11) الامالی، شیخ مفید، ص 259 .

12) الامالی، شیخ صدوق، ص 486 .

13) الامالی، شیخ مفید، ص 94 .

14) بحارالانوار، ج 76، ص 354 .

15) کافی، ج 1، ص 195 .

16) معانی الاخبار، ص 107 .

17) کافی، ج 3، ص 343 .

18) بحارالانوار، ج 78، ص 249 .

19) همان، ج 73، ص 354 .

20) همان، ج 43، ص 58 .

21) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 564 .

22) بیت الاحزان، ص 19; بحارالانوار، ج 43، ص 32 .

23) بحارالانوار، ج 22، ص 490 .

24) وحید، شیخ صدوق، ص 117 .

25) بحارالانوار، ج 39، ص 352; کتاب سلیم بن قیس، ص 830 .

26) معانی الاخبار، ص 58 .

27) بحارالانوار، ج 24، ص 74; معانی الاخبار، ص 114 .

28) بحارالانوار، ج 43، ص 46; مناقب، ج 3، ص 337 .

29) وسائل الشیعة، ج 2، ص 879 .

30) بحارالانوار، ج 66، ص 177 .

31) خصال، ج 2، ص 414 .

32) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 59 .

33) علل الشرایع، ج 2، ص 366 .

34) بحارالانوار، ج 43، ص 134 .

35) همان، ج 15، ص 10 .

36) کشف الغمة، ج 1، ص 414 .

37) کافی، ج 1، ص 458 .

38) بحارالانوار، ج 43، ص 53 .

39) همان، ج 6، ص 229; تفسیر علی بن ابراهیم، ج 2، ص 332 .

40) بحارالانوار، ج 76، ص 359

...چند حدیث زیبا پیرامون تسبیحات حضرت زهرا(س)...

1- باقر(ع) درباره تسبیح حضرت فاطمه(س) می‏فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشى، بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است. و اگر چیزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‏کرد»1

2- صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعد از هاى واجب چنین اشاره کرد: «من سبح تسبیح فاطمه ا هراء(س) قبل ان یثنى رجلیه من صلاة الفریضه، غفر الله له. هر بعد از واجب تسبیح فاطمه زهرا(س) را به جا آورد، قبل از اینکه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏شود.»2

3- صادق(ع) فرمود :«من سبح تسبیح فاطمة(س)، فقد ذکر الله الذکر الکثیر. ى که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید، خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»3

4- روزى صادق(ع) ابوهارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به ک ن سخن فرمود: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمة(س) کما نامرهم بالصلاة، فا مه، فانه لم ی مه عبد فشقى. اى ابوهارون، ما تسبیح فاطمه(س) را به فرزندان خود سفارش می‏کنیم همچنانکه آنها را به توصیه می‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن. زیرا هر بنده‏اى که بر آن مواظبت و مداومت کند، سرانجام نیکو خواهد داشت.»4

5- صادق(ع) عظمت تسبیحات حضرت زهرا(س) در مقابل هاى مستحبى چنین یاد کرد: «تسبیح فاطمة(س) فى کل یوم فى دبر کل صلاة احب الى من صلاة الف رکعة فى کل یوم. تسبیح حضرت فاطمه(س) در هر روز، به دنبال هر ، نزد من از هزار رکعت (مستحبى) در هر روز، محبوبتر است»5

6- هادى(ع) فرمود: « لنا اهل البیت عند نومنا عشر خصال: الطهارة، ... و تسبیح الله ثلاثا و ثلاثین و تحمیده ثلاثا و ثلاثین، و تکبیره اربعا و ثلاثین... ما اهل بیت‏به هنگام خواب ده کار را انجام مى‏دهیم: وضو گرفتن، ... و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» گفتن، و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» گفتن، و سى و چهار مرتبه «الله اکبر» گفتن و6

7- صادق(علیه‏السلام) می فرماید: اى ابا هارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به امر می‏کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر می‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده‎ای که بر آن مداومت نموده است.7

8- باقر(علیه‏السلام) می ‏فرماید: هر تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار می ‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى می ‏نماید.8

9- از صادق(علیه‏السلام) روایت است که وقتی انسان در جاى خواب خود می ‏خوابد، فرشته‏ی بزرگوارى و سرکشی به سوى او مى‏آیند، پس فرشته به او می ‏گوید:روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و می ‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را در وقت خواب خواند، فرشته آن را می‏راند و از او دور می ‏کند، و او را تا هنگام بیدارى محافظت می ‏کند، پس باز می آید و او را امر به گناه می ‏کند و ملک او را به خیر امر می ‏کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، را از او دور می ‏کند و حقتعالى عبادت تمام آن شب را در نامه‏ى عملش می ‏نویسد.9

10- رسول گرامى فرموده است: هر ذکر خداى عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر ذکر خدا را بسیار کند براى او دو برائت(منشور آزادى) نوشته شود: یکى برائت از آتش جهنم، و دیگرى برائت از نفاق و دورویى. لذا تسبیحات صدیقه‏ى طاهره(س) اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق می ‏گردد.10

و دیگر آثار مثبت:

ناکام و ناامید نشدن،دور ، برطرف نمودن سنگینى گوش، نجات یافتن از شقاوت و بدبختى، باعث‏ سنگینى اعمال، خوشنودى خداوند و رفتن به بهشت می ‏شود.

منابع:

1- تسبیحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرایع/366.

2- از هر معصوم چهل حدیث، محمد على کوشا، ص‏364.

3- اسرار و آثار تسبیح حضرت زهرا(س) ص‏12 به نقل از تهذیب ج‏2، ص‏105.

4- تسبیحات حضرت زهرا(س)، ص‏11.
5- همان، ص‏15.
6- همان، ص‏16.

7ـ فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

8ـ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۰۲۳، ح ۳٫

9ـ دشمن دیرینه‏ى انسان، محمد نصیرى، ص ۱۳۶٫

10ـ اصول کافى، ج ۲، ص ۴۹۹، ح ۳٫

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأت

از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا فرمودند: همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید .

(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)

قالَتْ فاطِمَهُ ا َّهْراء ( سلام الله علیها) : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبیائِهِ.([۱])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما أهل بیت ، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان ان الهى هستیم.

۲ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُکِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِکَهِ تَشاجَرُوا فى شَیْىء، فَسَألُوا حَکَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب (علیه السلام).([۲])
عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت کجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عدّه اى از ملائکه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا کرده اند یک نفر از آدم ها بین ایشان حکم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائکه وحى فرستاد: خودتان یک نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند.

۳ـ قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَیْکَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.([۳])
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف علىّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مرکز و محور ت و یّت است.

۴ـ قالَتْ(علیها السلام): أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.([۴])
فرمود: حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى کنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آ ت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

۵ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.([۵])
فرمود: هر عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.

۶ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.([۶])
فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از شهادتش خواهدبود.

۷ـ قالَتْ (علیها السلام): إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى.([۷])
فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

۸ـ قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.([۸])
فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

۹ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أکْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.([۹])
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم که عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد; متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

۱۰ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ! لا کَلَّمْتُکَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فى کُلِّ صَلوه.([۱۰])
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر ى تو را نفرین خواهم کرد.

۱۱ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، أنَّکُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْکُوَنَّکُما إلَیْهِ.([۱۱])
هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

۱۲ـ قالَتْ (علیها السلام): لا تُصَلّى عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحیفَتى اللّتى کَتَبها لى أبى بِمُلْکِ فَدَک.([۱۲])
فرمود: افرادى که عهد خدا و خدا را درباره المؤمنین علىّ (علیه السلام) ش تند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک د، نباید بر جنازه من بگذارند.

۱۳ـ قالَتْ (علیها السلام): إلَیْکُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیرکُمْ، هَلْ تَرَکَ أبى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.([۱۳])
خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى ى جاى عذرى باقى گذاشت؟

۱۴ـ قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ ا َّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ([۱۴])
فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحکام أساس شریعت و بناء دین واجب نمود.

۱۵ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَ

مشاهده متن کامل ...

حضرت خدیجه(علیها السلام) مادر امّت
درخواست حذف اطلاعات
حضرت خدیجه(علیها السلام) مادر امّت

ولادت و خانواده :


اخلاق خدیجه(علیها السلام):

آیا خدیجه(علیها السلام) قبل از پی (صلی الله علیه وآله)ازدواج کرده بود؟:

آشنایی با حضرت محمد(صلی الله علیه وآله):

ازدواج خدیجه:

احترام خدا(صلی الله علیه وآله)به خدیجه(علیها السلام):

خصال خدیجه(علیها السلام):

درود خدا برخدیجه(علیها السلام):

نقش خدیجه(علیها السلام) در پیشبرد :

فرزندان خدیجه(علیها السلام):

وصیّت خدیجه(علیها السلام):

وفات خدیجه(علیها السلام):

یاد خدیجه(علیها السلام):

مقدمّه:

سخن ازخدیجه(علیها السلام)، سخن از یک دنیا عظمت و پایداری واستقامت در هدف است. به حق قلم فرسایی درباره ی که خداوند براو سلام و درود می فرستد، بسی مشکل است.اما به مصداق "ما لا یدرک کلّه لایدرک کلّه،" به بررسی گوشه هایی از شخصیت و زندگی این بزرگ بانو می پردازیم :




ولادت و خانواده :

خدیجه(علیها السلام) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد با توجه به اینکه سن حضرت خدیجه هنگام ازدواج با (ص) کمتر از سی سال بوده، پس تاریخ ولادت ایشان غیر از این است که در متن داده شده است . خانواده ای که خدیجه (علیها السلام)را پرورش داد از نظر شرافت خانوادگی و نسبت های خویشاوندی ، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشت.این خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگ و نجابت و شرافت از کردار و گفتار خدیجه (علیها السلام) پدیدار بود.

خدیجه (علیها السلام) از قبیله هاشم بود و پدرش خویلد بن اسد قریشی نام داشت . مادرش فاطمه دختر زائدبن اصم بود .


اخلاق خدیجه(علیها السلام):

خدیجه (علیها السلام)در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران کم نظیر بود . او به فضیلت اخلاقی و پذیرایی های شایان بسیار معروف بود و بدین جهت ن مکه به وی حسد میورزیدند. دختر خویلد در سجایا و کمالات اخلاقی زبانزد و نمونه بود و به حق ایشان کُفو خوبی برای (صلی الله علیه وآله) بود. بی تردید می توان گفت که این سجایا و فضایل اخلاقی سبب شد تا خدیجه(علیها السلام)برای همسری اکرم(صلی الله علیه وآله) شایسته شمرده شود. طبق روایات ، او برای (صلی الله علیه وآله)یاوری صدیق بود. سیر اعلام النّبلاء،ج2،ص114


آیا خدیجه(علیها السلام) قبل از پی (صلی الله علیه وآله)ازدواج کرده بود؟:

معروف است بحار الانوار، ج16،ص10تنقیح المقال،ج3،ص77ریاحین الشریعه،ج2،ص202 اولین ی که به خواستگاری خدیحه (علیها السلام)آمد یکی از بزرگان عرب به نام "عتیق بن عائذ مخزومی" بود. او پس از ازدواج با خدیجه(علیها السلام)، در جوانی درگذشت واموال بسیاری را برای خدیجه(علیها السلام)به ارث گذاشت. پس از او " هالة بن المنذر الاسدی" که یکی از بزرگان قبیله خود بود با وی ازدواج کرد. ثمره این پیوند فرزندی به نام "هند"بود که در کودکی درگذشت. هاله نیز پس از چندی، وفات یافت وثروت بسیار از خویش بر جای گذاشت. هر چند این مطلب که اکرم(صلی الله علیه وآله)سومین همسر (صلی الله علیه وآله) بود و جز عایشه با دوشیزه ای دیگر ازدواج نکرد نزد عامه و خاصه معروف است ولی مورد تأیید همگان نمی باشد. جمعی از مورخان و بزرگان نظر مخالف دارند برای مثال "ابولقاسم کوفی" ، "احمدبلاذری" ، "علم الهدی" ،(سید مرتضی) در کتاب "شافی" و "شیخ طوسی" در "تلخیص شافی" آشکارا می گویند که خدیجه (علیها السلام) هنگام ازدواج با ، "عذرا" بوده است. این معنا را علامه مجلسی نیز تایید کرده است . او می نویسد: "صاحب کتاب انوار والبدء" گفته است که زینب و رقیه دختران هاله، خواهران خدیجه(علیها السلام)بودند تنقیح المقال،ج3،ص77. برخی از معاصران نیز چنین ادعاکرده اند و برای اثبات ادعای خود کتابهایی نوشته اند.ر.ک:بنات النبی(ص)ام ربائبه نوشته علامه سید جعفر مرتضی،ص 88.




آشنایی با حضرت محمد(صلی الله علیه وآله):

فضایل اخلاقی خدیجه(علیها السلام)،بسیاری ازبزرگان و صاحب منصبان عرب عتبه،شیبه،عقبة بن معیط،ابوجهل و...ریاحین الشریعه،ج2،ص239. را به فکر ازدواج باوی می انداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به وی اجازه نمی داد شوهر دیگری انتخاب کند. تااینکه با مقامات معنوی حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)آشنا شد و آن دو غلامی را که برای تجارت همراه (صلی الله علیه وآله)فرستاده بود مطالب و معجزاتی که از وی دیده بودند برای خدیجه(علیها السلام) نقل د. خدیجه(علیها السلام) فریفته اخلاق و کمال شد.البته او از یکی از دانشمندان یهود و نیز ورقة بن نوفل، که از علمای بزرگ عرب و خویشان نزدیک خدیجه(علیها السلام) به شمار می رفت، درباره ظهور (صلی الله علیه وآله) آ ا مان و خاتم الانبیا مطالبی شنیده بود .بحارالانوار،16،ص61. همه این عوامل باعث شد تا خدیجه(علیها السلام)حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)را به همسری خود انتخاب کند .


ازدواج خدیجه:

حضرت خدیجه (علیها السلام)با حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام همان،ص20. تحقق یافت. در آن زمان، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) 25 سال داشت زندگانی فاطمه زهرا(س)،حسین عماد زاده،ص29. و خدیجه(علیها السلام)چهل ساله بود.بحارالانوار،ج16،ص3. ابن عباس سن ایشان را 28 سال نقل بحارالانوار،ج16،ص3. می کند. زندگانی فاطمه زهرا(س)،ص29. هر چند بعضی از مورخّان اهل سنّت سعی می کنند این سخن را رد کنند چون راوی آن محمد بن صائب کلبی از شیعیان است و آنها او را ضعیف می دانند. خدیجه(علیها السلام) به سبب علاقه به حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)مقام معنوی او با رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ازدواج کرد وتمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خود را فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت. در عقد ازدواج حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)و خدیجه(علیها السلام)، عبدالله بن غنم بحارالانوار،ج16،ص12،اعلام النّبلاء،ج2،ص111. به آنها چنین تبریک گفت:

هنیئاً مریئاً یا خدیجة قد جرت ***لک الطیر فیما کان منک باَسعد

تزوجت خیر البریّة کلهّا ***ومن ذاالذی فی الناس مثل محمد؟

وبشّر به البُرّان عیسی بن مریم ***و موسی ابن عمران فیاقُرْب موعد

أقرّت به الکتاب قدماً بِاَنّه ***رسول من بطحاء هادو مهتد یکی از رجال قریش و شاعر بود.(بحارالانوار،ج16،ص14. ***گوارا باد بر تو ای خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و با بهترین خلایق ازدواج کردی. چه ی در میان مردم همانند محمد است. محمد ی است که حضرت عیسی و موسی به آمدنش بشارت داده اند و کتب آسمانی به ی او اقرار داشتند. رسولی که سر از بطحاء(مکه) در می آورد و او هدایت کننده و هدایت شونده است.


احترام خدا(صلی الله علیه وآله)به خدیجه(علیها السلام):

احترام حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) به خدیجه(علیها السلام)، به خاطر عقیده و اعتقاد او به توحید بود. سفینة البحار،ج2،ص 570،وقات ا هراء(س)،سید عبد الرزاق مقرم،ص7.


خصال خدیجه(علیها السلام):

خدیجه(علیها السلام) از بزرگترین بانوان به شمار می رود. او اولین زنی بود که به گروید چنان که علی بن طالب(علیه السلام) اولین مردی بود که به روی آورد. تنقیح المقال،ج3،ص77. اولین زنی که خواند، خدیجه بود.او انسانی روشن بین و دور ش بود.باگذشت علاقمند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. بحارالانوار،ج16،ص21و79. همین شرافت برای او بس که همسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بودوگسترش به کمک مال و ثروت او تحقق یافت. سیرالاعلام النُّبلاء،ج2،ص111. خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را "ملکه بطحاء" می گفتند.از نظر عقل و زیرکی نیز برتری فوق العاده ای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از وی را "طاهره" ریاحین الشریعه، ج2،ص207. و "مبارکه" و "سیده ن" ریاحین الشریعه، ج2،ص207. می خواندند. سیرالاعلام النبلاء،ج2،ص111. جالب این است که او از انی بود که انتظار ظهور جدید را می کشید و همیشه از ورقة بن نوفل و دیگر علماء جویای نشانه های نبوت می شد. اشعار فصیح اکرم(صلی الله علیه وآله) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می کند. بحارالانوار، ج16،ص52. نمونه ای از اشعار خدیجه درباره اکرم(صلی الله علیه وآله)چنین است:

فلوانّنی امسیت فی کل نعمة***ودامت لی الدنیا و تملک الاکاسرة

فما سُوِّت عندی جناح بعوضة***اذا لم یکن عینی لعینک ناظرةبحارالانوار،ج16،ص52. اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت راها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشمم به چشم تو نیافتد.

دیگر خصوصیت خدیجه این است که او دارای شمّ اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این زمینه به شام هم رسیده بود. زندگانی فاطمه زهرا(س)،ص31.البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه(علیها السلام)چنان زیاد است که قلم از بیان آن ناتوان است. اکرم (صلی الله علیه وآله)می فرماید: "افضل نساءاهل الجنة خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران وآسیه بنت مزاحم." ریاحین الشریعة،ج2،ص204. چه می توان گفت در شأن ی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول خدا بود؟!در تاریخ می خوانیم:

"حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت های ایشان محزون و آزرده می شدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی کرد مگر یاد خدیجه و هرگاه خدیجه رامی دید مسرور می شد" همان، ص25.

ذهبی می گوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است او از جمله ن کامل، عاقل، والا، پای بند به دیانت و عفیف و کریم و از اهل بهشت بود. اکرم (صلی الله علیه وآله) کراراً او را مدح و ثنا می گفت و بر سایر امّهات مؤمنین ترجیح می داد و او را بسیار تجلیل می کرد. به حدی که عایشه می گفت: بر هیچ یک از ن به اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که (صلی الله علیه وآله)بسیار او را یاد کرد. سیر الاعلام النبلاء،ج2،ص111.


درود خدا برخدیجه(علیها السلام):

خدیجه کبری(علیها السلام) چنان مقام والایی داشت که خداوند عزّوجل بارها بر او درود و سلام فرستاد.طبق روایاتی از حضرت محمد باقر (علیه السلام) اکرم(صلی الله علیه وآله)هنگام بازگشت ازمعراج، به جبرئیل فرمود: "آیا حاجتی داری؟"

جبرئیل عرض کرد: خواسته ام این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام برسانی" بحارالانوار،6،ص7. در روایتی دیگر می خوانیم: روزی خدیجه به طلب رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بیرون آمد. جبرئیل به صورت مردی با وی روبه رو شد و از خدیجه احوال رسول خدا(صلی الله علیه وآله)را پرسید. خدیجه نمی توانست بگوید رسول خدا(صلی الله علیه وآله)در کجا بسر می برد.او می ترسید این مرد از انی باشد که قصد کشتن رسول خدا(صلی الله علیه وآله)را دارد. وقتی که خدمت آن حضرت رسید و قصه را باز گفت، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)فرمود:آن جبرئیل بود و امر کرد که از خداتو را سلام برسانم.ریاحین الشریعه، ج2،ص206.


نقش خدیجه(علیها السلام) در پیشبرد :

وقتی حضرت خدیجه(علیها السلام) دریافت که سعادتمند شده، هر چه داشت در راه پیشرفت و موقعیت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) انفاق کرد. او تمام اموال خویش را به (صلی الله علیه وآله) بخشید و در راه نشر به مصرف رساند. تا جایی که هنگام رحلت پارچه ای برای کفن نداشت. ابن اسحاق جمله ای در شأن خدیجه دارد که گویای همکاری و صداقت او در پیشبرد است. او می گوید: "خدیجه یاور صادق و با وفای (صلی الله علیه وآله)بود و مصیب تها در پی رحلت خدیجه(علیها السلام) وابو طالب بر (صلی الله علیه وآله) سرازیر شد." سیره ابن هشام،ج1،ص426. گویا این دو در برابر هجوم ناملایمات بر اکرم(صلی الله علیه وآله)،سدی بلند و مستحکم بودند.این جمله معروف که رهین اخلاق (صلی الله علیه وآله)، شمشیر علی (علیه السلام)، و اموال خدیجه است الصحیح فی سیرة النبی الاعظم (ص)، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، ج3،ص198. از نهایت همکاری و صداقت خدیجه(علیها السلام) بر می دارد.


فرزندان خدیجه(علیها السلام):

در تعداد فرزندان خدیجه(علیها السلام)،میان مورّخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و خدیجه(علیها السلام)، شش فرزند بود.1- هاشم.2- عبدالله. به این دو "طاهر" و "طیّب" می گفتند. بعضی مدعی هستندکه ازخدیجه دو پسر به نام قاسم و عبدالله داشت که ملقّب به طیّب و طاهر بودند نه این که غیراز قاسم و عبدالله فرزندانی به نام طیّب وطاهر باشد. (ریاحین الشریعه،ج2،ص267. 3- رقیّه.4- زینب. 5- ام کلثوم.6- فاطمه. رقیّه بزرگترین دخترانش بود و زینب، ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیّه قرار داشتند.پسران خدیجه(علیها السلام)پیش از بعثت (صلی الله علیه وآله)بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت (صلی الله علیه وآله)را درک د. فروغ ابدیّت ،ج1،ص167. گروهی از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا(صلی الله علیه وآله)پس از بعثت به دنیا آمدند و چند روز پس از بعثت (صلی الله علیه وآله)به مدینه هجرت د. تنقیح المقال،ج3،ص77.


وصیّت خدیجه(علیها السلام):

حضرت خدیجه(علیها السلام) سه سال قبل از هجرت بیمار شد ریاحین الشریعه،ج2،ص77. پیغمبر(صلی الله علیه وآله)به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه(علیها السلام)، "اما علمت انّ الله قد زوجّنی معک فی الجنّة" آیا می دانی که خداوند تو را در بهشت نیز همسر من ساخته است؟! آنگاه از خدیجه(علیها السلام) دل جویی و تفقّد کرد او را وعده بهشت داد و درجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود.بحارالانوار،ج19،ص20.

چون بیماری خدیجه شدّت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم:

من در حق تو کوتاهی ، مرا عفو کن. (صلی الله علیه وآله) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و امو را در راه خدا مصرف کردی. عرض کرد یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید و به فاطمه زهرا(علیها السلام)اشاره کرد. چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا ی از ن قریش به او آزار برساند. مبادا ی به صورتش سیلی بزند. مبادا ی بر او فریاد بکشد. مبادا ی با او برخورد زننده ای داشته باشد. اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه می کنم تا برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود:"نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم از تو می خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی." پس فاطمه زهرا(علیها السلام)ازاتاق بیرون آمد و مطلب را به (صلی الله علیه وآله) عرض کرد. اکرم (صلی الله علیه وآله)آن پیراهن را برای خدیجه(علیها السلام)فرستاد واو بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه(علیها السلام) اکرم(صلی الله علیه وآله)غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل در حالی که کفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: "ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوار تریم که کفنش را به عهده بگریم."شجره طوبی، ج2،ص235پند تاریخ، ج2،ص22.


وفات خدیجه(علیها السلام):

خدیجه(علیها السلام) در سن 65 سالگی چنانکه گفتیم سن ایشان کمترازاین مقداربوده است. در ماه رمضان سیز الاعلام النبلاء،ج2،ص112،طبق قولی حضرت خدیجه در ماه رجب رحلت فرمود.(المصباح،ص566.) سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب بحارالانوار،ج9،ص14. جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبرخدا(صلی الله علیه وآله)شخصاً خدیجه(علیها السلام)راغسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه ای که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه(علیها السلام)آورده بود،کفن کرد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)شخصاً درون قبر رفت، و سپس خدیجه(علیها السلام)را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت.

او بر خدیجه(علیها السلام) اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید.آرامگاه خدیجه در گورستان مکه در "حجون" واقعبحارالانوار،ج9،ص14. است. همان،ص21.رحلت خدیجه برای پیغمبر مصیبتی بزرگ بود زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) احترام می گذاشتند و از آزار وی خودداری می د.


یاد خدیجه(علیها السلام):

رسول خدا(صلی الله علیه وآله)با این که بعدها با نی چند ازدواج کرد ولی هرگز خدیجه را از یاد نبرد. عایشه می گوید: هر وقت پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله)یاد خدیجه می افتاد، ملول و گرفته می شد و برای او آمرزش می طلبید. روزی من رشک ورزیدم و گفتم: یا رسول اللّه، خداوند به جای آن پیر زن، زنی جوان و زیبا به تو داد.

پیغمبر (صلی الله علیه وآله) ناگهان بر آشفت و خشمگینانه دست بر دست من زد و فرمود:خدا شاهد است خدیجه زنی بود که چون همه از من رو می گردانیدند، او به من روی می کرد و چون همه از من می گریختند به من محبت و مهربانی می کردو چون همه دعوت مرا تکذیب می د،به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد. در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود. همان ،ج43،ص131. حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: " وقتی خدیجه(علیها السلام) از دنیا رفت، فاطمه کودکی دسال بود،نزد پدر آمد و گفت:"یا رسول الله اُمی" مادرم کجاست؟

(صلی الله علیه وآله) سکوت کرد. جبرئیل نازل شد وگفت: خدایت سلام می رساند و می فرماید:به زهرا بفرما، مادرت در بهشت و در کاخ طلایی که ستونش از یاقوت سرخ است و اطرافش آسیه و مریم هستند، جای دارد. المجالس، ص110.



مشاهده متن کامل ...
زندگینامه ی یاس کبود
درخواست حذف اطلاعات






حضرت فاطمه در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: “فاطمه سرور ن جهانیان است”. اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال زدنی می باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور ن اولین و آ ین ذکر می نمایند. اما نکته ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین ن از هر جهت، ی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می تواند به عالیترین رتبه های نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی ی م که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می توان به آیه ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و… اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است.این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نام، القاب، کنیه ها حضرت فاطمه زهرا

نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: “چون دخت در محرابش می ایستاد (مشغول عبادت می شد)، نورش برای اهل آسمان می درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد.”

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و…

ام ها به معنای مادر پدر می باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

مادر و پدر حضرت فاطمه زهرا

همانگونه که می دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می شد و او را بزرگ ن قریش می نامیدند.

ولادت حضرت فاطمه زهرا

فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: “شهادت می دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می باشند.” اکثر مفسران شیعی و عده ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به خطاب می کند و می فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

مکارم اخلاق حضرت فاطمه زهرا

سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می نماییم. اما دوباره تأکید می کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1- از جابر بن عبدالله انصاری، صح (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صح و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه(علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می شد، از گردن باز نمود و به اعر فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعر گردن بند را گرفت و به نزد اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعر دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب ) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعر ، آن گردن بند را از او یداری نمود. (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعر پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به هدیه داد. غلام به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن بند با برکتی بود، گرسنه ای را سیر کرد و ای را پوشانید، پیاده ای را صاحب مرکب و فقیری را بی نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2- رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می خواهم.حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه “هرگز به نیکی دست نمی ی د مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید”، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام)پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3- حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می نمایند: “مادرم فاطمه را دیدم که در شب ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می پرداخت. و شنیدم که بر مردان و ن مؤمن دعا می کرد، آنان را نام می برد و بسیار برایشان دعا می نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه.”


ازدواج و فرزندان حضرت فاطمه زهرا

صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده ای از نامداران صحابه از او خواستگاری د. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام جبرئیل بر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: “ای محمد! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علیپسندیده است.” علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات فراهم شد.

حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. حسن و حسین (علیهما السلام) از ان 12 گانه می باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته اند و 9 دیگر (به غیر از علی (علیه السلام) و حسن (علیه السلام)) از ذریه حسین (علیه السلام) می باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می گردند و از ذریه ایشان به شمار می روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را “ام الائمه” (مادر ان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری(علیها السلام) بدست می آید، آنست که حتی در سخت ترین شرایط و طاقت فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و دمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

فاطمه (علیها السلام) در خانه

فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می نگریست، غم و اندوهش زدوده می شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می پنداشت علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه شویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نی ت از علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می نماید و او را از افتخارات خویش بر می شمرد و یا آن هنگام که می فرماید: “بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود.”

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، ت را شرح مختصری می دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آ مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می توان گوشه ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه ن و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع ی دل می نماید.

مقام عصمت حضرت فاطمه زهرا

در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی نیاز می کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می نماییم که عصمت فاطمه(علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.

بیان عظمت فاطمه از زبان (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می فرمود: “پدرش به فدایش باد” و گاه خم می شد و دست او را می بوسید. به هنگام سفر از آ ین ی که خداحافظی می نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده ای، این کلام را نقل نموده اند که حضرت رسول می فرمود: “فاطمه تن من است هر او را بیازارد مرا آزرده است.” از طرفی دیگر، قرآن کریم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می دارد که هر چه می فرماید، سخن وحی است. پس می توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی م ن پدر و فرزند دارد. اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می فرمود. گاه در جواب ده گیران، لب به سخن می گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می فرمود: “من بوی بهشت را از او استشمام می کنم.”

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می نماییم قرآن کریم عقوبت انی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذ دردناک ذکر می کند. و یا می فرماید انی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می دارد و برای آنان عذ خوار کننده آماده می نماید. پس به نیکی مشخص می شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می آید و غضب او فقط در انحراف از حق و ع از اوامر الهی حاصل می شود و در این امر حتی ذره ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

فاطمه (علیها السلام) پس از

با وفات اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آ ین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی نمود. گاه بر مزار (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می شد و به سوگواری می پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی را برمی گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می نمود. حتی آن هنگام که ن مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم ی پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر – منتخب سقیفه – که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده ای به همراه آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد.

در نتیجه عده ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم وج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او ش ته شد. اما همچنان مومنان، فاطمه و ک ن آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.


فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان ماست و خطه ای حاصلخیز می باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و علی (علیه السلام) در ساده ترین وضع به سر می برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی گذاریم، ادعا نمود آنچه از اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه ای را در مسجد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رس و ت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می گردد بر فرض که فدک در زمان حیات به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از به او به ارث می رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه ان از خویش ارث باقی نمی گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای ی جای شک باقی نمی ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات ی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری اف?

مشاهده متن کامل ...

حضرت زهرا سلام الله
درخواست حذف اطلاعات


زندگینامه حضرت زهرا,القاب حضرت زهرا,حضرت زهرا

حضرت زهرا (س) در سال پنجم پس از بعثت در مکه به دنیا آمد

حضرت زهرا (س) والامقام ترین بانوی جهان

حضرت زهرا (س) دختر حضرت محمد (ص) و خدیجه (س)، همسر علی بن طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی و یکی از پنج عضو آل عبا است. کنیه های حضرت زهرا (س) عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و... . ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت زهرا (س) است.

زندگینامه حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می باشد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: "فاطمه سرور ن جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال زدنی می باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (س) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی باشد و در تمامی اعصار جریان دارد.

- مادر و پدر حضرت زهرا (س)
نام پدر حضرت زهرا (س) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می باشد. مادر حضرت زهرا (س) خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می شد و او را بزرگ ن قریش می نامیدند.

- ولادت حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. حضرت زهرا (س) چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می باشند." اکثر مفسران شیعی و عده ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به حضرت زهرا (س) تطبیق نموده اند و حضرت فاطمه (س) را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی بر این مدعاست که در آن خداوند به خطاب می کند و می فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

- نام و القاب حضرت زهرا سلام الله علیها
نام مبارک او، فاطمه (علیها السلام) است و برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.
فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.


زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می ایستاد (مشغول عبادت می شد)، نورش برای اهل آسمان می درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد."

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.

- کنیه های حضرت زهرا (س)
کنیه های حضرت زهرا (س) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و...
ام ها به معنای مادر پدر می باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که حضرت زهرا (س) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که حضرت زهرا (س) در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

- نحوه رفتار حضرت زهرا (س) با والدین و احترام به پدر

حضرت زهرا,زندگینامه حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا

کنیه های حضرت زهرا (س) عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها

حضرت زهرا (س) هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود. حضرت زهرا (س) در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان (ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می د، (ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که (ص) حضرت زهرا (س) را «ام ها» (مادر پدرش) نامید.

حضرت زهرا (س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه حضرت زهرا (س) با پدر بزرگوارش بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به (ص) نمی شد. نقل است از حضرت زهرا (س) که فرمود: وقتی بر (ص) آیه نازل شد (که (ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت (ص) مرا گرفت، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و انی که ف می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب تر و برای پروردگار رضایت بخش تر است.

- ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع)

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود. حضرت زهرا (س) خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام جبرئیل بر (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است. حضرت زهرا (س) و (ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، حضرت علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب د.

حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا,زندگی نامه حضرت زهرا

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود

مسأله، مسأله زندگی، مهر و عطوفت، آرامش و تربیت، ایمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دین و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بی تکلف و بی ریای علی(ع) و فاطمه (س) هر لحظه نوری به عرش بلند شود و عرش را نورانی کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آری! «فی بیوت اذن الله ان یرفع و یذکر فیها اسمه». قرار بود ماحصل ازدواج حضرت زهرا (س) و علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) و زینب (س) وام کلثوم (س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.


فایده ای که ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع) داشت چیزی نبود که با زر و سیم بتوان آن را قیمت گذاشت که هرچه فایده کمتر است معنویت بیشتر به ثمن بخث فروخته می شود و هرچه تجلی معنویت بیشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) الگویی شود برای شیعیانشان تا ابد. در روایات متعددی نقل شده است که اکرم (ص) فرمود: اگر علی نبود، زهرا (س) همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور (ص) در کفویت زوجین، ایمان دوطرف است.


در آن زمان دارایی حضرت علی (ع) منحصر به شمشیر و زرهی بود برای جهاد در راه خدا و شتری برای کار در باغستانهای مدینه. او به دستور (ص) زره را ک ن فاطمه (س) قرار داد که به حدود 400 درهم به فروش رسید و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگیش شد.

(ص) مقدار اندکی از پول را به بلال داد تا با آن عطر ب د و بقیه پول را به چند تن از صحابه داد تا ج ه را از بازار فراهم کنند. ج ه ساده و اندکی فراهم و نزد (ص) آوردند. ساده و بی تکلف می نمود. (ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بیت برکت دهد. و البته خدانیز چنین کرد چرا که «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ ی به جز این خاندان نازل نشد!

آری خدا خواست که اهل بیت پاک و مطهر قرار گیرند، به دور از هرگونه رجس و نازیبایی و ناپاکی. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتی دیده شود دوستدارانش به یاد حسن(ع) بیفتند و هر جا قیامی در راه خدا بر علیه ظلم ستم کیشی روی دهد با پرچم حسین(ع) افراشته شود و الگوی هر زن مسلمانی زینب(س) باشد.


هم ی حضرت زهرا (س)
هم ی حضرت زهرا (س) نیز بهترین الگو برای ن مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن قدر مهم است که حضرت علی (ع) می فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری است. حضرت زهرا (س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای مؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی (ع) به فاطمه (س) می نگریست، غم و اندوهش برطرف می شد.


رسول خدا در اولین شب ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر آرد و پختن نان و تمیز و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی (ع) انجام دهد.

پس از آن بود که حضرت زهرا (س) فرمود: جز خدا ی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت. حضرت زهرا (س) هیچ گاه حتی اموری را که احتمال می داد علی (ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی نمود؛ تا آنجا که از علی (ع) در رابطه با حضرت زهرا (س) نقل شده است: بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ن ؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.

از ویژگی های مهم حضرت زهرا (س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی (ع) در اجرای فرامین الهی بود. (ص) از علی(ع) سوال کرد: همسرت را چگونه یافتى؟ و علی(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ على‏ طاعَةِ اللَّهِ (بهترین یار و یاور براى اطاعت و بندگى خدا). حضرت زهرا (س)، آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می داد. در حدیث شریف اء آمده است که حضرت فاطمه(س) می فرماید: ابوالحسن على بن طالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام اى ابا الحسن و اى مؤ منان. این گونه نقل نام و خطاب احترام آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.


از دیگر نکات حضرت زهرا (س)، متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است هنگامی که مصدوم کننده حضرت زهرا(س) از مومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را د، حضرت علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارائه د و ایشان در جواب فرمودند: البیت بیتک و الحره امتک (خانه متعلق به شماست و من هم به منزله کنیز و خدمتگزار در خانه شما هستم). رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است برای شب عروسی حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت زهرا (س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

چگونگی رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندانش

حضرت فاطمه زهرا(س),نام های حضرت زهرا, فرزندان حضرت زهرا(س)

هم ی حضرت زهرا (س) نیز بهترین الگو برای ن مسلمان است

سیره رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. حضرت زهرا (س) به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می د و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

در حدیث شریف اء حضرت زهرا (س) در پاسخ سلام فرزند خود حسن (ع) می فرماید: سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام حسین (ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم. حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با ک ن که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).


حضرت زهرا (س) همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض : برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید. همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی ک ن برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

در همین زمینه حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب در محراب عبادت دیدم که به عبادت و مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید. آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ک ن خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است ی که از برکات شب قدر محروم بماند.

حضرت زهرا (س) و تعلیم مسائل دینی به دیگران
حضرت زهرا (س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد و گفت: مادری پیر دارم که در مورد خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار، سؤال وی را پاسخ فرمود.

زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.

ساده زیستی حضرت زهرا (س) و پرهیز از تجمل
ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت زهرا (س) است. مهریه کم، ج ه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده ن عالم است.

عبادت حضرت زهرا سلام الله علیها

نام های حضرت زهرا (س),حضرت فاطمه زهرا(س), بیماری حضرت زهرا

(ص) درباره حضرت زهرا(س) می فرماید: فاطمه دخترم بهترین زن عالم است

حسن مجتبى علیه السلام فرمود: در دنیا ى عابدتر از مادرم فاطمه زهرا (س) نبود؛ آن قدر به عبادت مى ایستاد تا پاهایش ورم مى کرد.

ابن عمره از پدرش نقل مى کند که گفت: از صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه (س) زهرا نامیده شد؟ فرمود: براى آن که وقتى فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت مى ایستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشید، همان طورى که نور ستارگان براى اهل زمین مى درخشد.

(ص) درباره حضرت زهرا (س)می فرمود: ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراچنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.

در حدیث دیگری درباره حضرت زهرا (س) به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.

حضرت زهرا (س)، الگوى یک بانوى مسلمان
حضرت زهرا (س) الگوى یک بانوى ى است. حضرت فاطمه زهرا (س) حتی خود را بر نامحرم ن نا می پوشاند. على (ع) می فرماید: نزد بودیم و او در منبر بود ٬پرسید: به من خبر دهید و بگوئید چه چیز براى زن از همه چیز بهتر است؟ هر سخنى گفت و به نتیجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد فاطمه آمدم و سؤال را تکرار . فاطمه فرمود: بهترین چیز براى زن این است که او مردى را نبینند و مردى هم او را نبیند.

مشارکت حضرت زهرا (س) در مسائل و اجتماعی
حضرت زهرا (س) حتی الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می کرد اما این بدان معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام وظیفه خود شانه خالی کند.

ابن الحدید از واقدی نقل می کند که پس از جنگ احد حضرت زهرا (س) با گروهی از ن مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خونهای چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد. همچنین می نویسد : نی که از مدینه آمده بودند چهارده نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می د.


بیماری حضرت زهرا (س) و عیادت از او

شهادت حضرت زهرا (س),بیماری حضرت زهرا,حضرت فاطمه زهرا(س)

حضرت زهرا (س) تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود

حضرت زهرا (س) سرانجام بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. فاطمه زهرا (س) گاه به زحمت از بستر برمی خاست و کارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود.

در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری حضرت زهرا (س) آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. حضرت زهرا (س) در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین حضرت زهرا (س) برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت زهرا (س) آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی داد، اما سرانجام آنان بر بستر حضرت زهرا (س) حاضر گشتند. حضرت فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غضب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام حضرت زهرا سلام الله علیه، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت حضرت فاطمه زهرا (س) به علی (ع)
در ایام بیماری، حضرت زهرا (س) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

القاب حضرت زهرا, زندگینامه حضرت زهرا,شهادت حضرت زهرا

مراسم کفن و دفن حضرت زهرا (س) به خواسته خود او در شب انجام شده است

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. حضرت زهرا (س) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.


حضرت زهرا (س) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه زهرا (سلام الله) سودی نخواهد بخشید.

مراسم تغسیل و تدفین حضرت زهرا (س)
مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت حضرت زهرا (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین حضرت زهرا (س) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت حضرت زهرا (س) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر، هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت حضرت زهرا (س) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند.

پس از حضور آنان، مؤمنان بر حضرت زهرا (س) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می نمودند، به تدفین فاطمه زهرا (س) پرداخت. هنگامی که تدفین حضرت زهرا (س) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی ام از فراق حبیبه ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و به سوی او باز می گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار حضرت زهرا سلام الله علیها، سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل حضرت زهرا سلام الله علیها در میان ائمه می باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش، فاطمه زهرا (س) را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد.



مشاهده متن کامل ...
بہترین کیفیت میں تصاویز با مناسبت شھادت حضرت زہرا سلام اللہ علیہا
درخواست حذف اطلاعات
بہترین کیفیت میں تصاویز با مناسبت شھادت حضرت زہرا سلام اللہ علیہا
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام


تصاویر سایت تبیان:


شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام
شهادت حضرت زهرا علیها السلام


شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا
تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا
تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا
تصویر فاطمیه 89 -شهادت حضرت فاطمه زهرا



مشاهده متن کامل ...
40 حدیث درباره حضرت زهراس
درخواست حذف اطلاعات
چهل حدیث درباره حضرت زهرا علیها السلام

 

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

۱ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«… فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (۱) هر به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

آثار محبت به فاطمه علیها السلام

۲ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (۲) هر فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»

اطاعت از فاطمه علیها السلام

۳ . باقر علیه السلام می فرمایند:

«… ولقد کانت – علیها السلام – مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة … ; (۳) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و ان و فرشتگان واجب است .»

دستورهای فاطمه علیها السلام

۴ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام … ; (۴) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»

خلقت فاطمه علیها السلام

۵ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة … ; (۵) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»

چرا نام فاطمه علیها السلام

۶ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (۶) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای – عزوجل – فاطمه علیها السلام و هر که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .»

آثار نام فاطمه علیها السلام

۷ . کاظم علیه السلام می فرمایند:

«لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (۷) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان ن، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»

احترام به نام فاطمه علیها السلام

۸ . صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود:

«… اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (۸) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»

الگوی نمونه

۹ . زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند:

«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة … ; (۹) در دختر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»

یاور خوب

۱۰ . اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت المؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند:

«نعم العون علی طاعة الله; (۱۰) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»

عزیزترین مردم

۱۱ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… فاطمة اعز البریة علی (۱۱) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است .»

نور چشم و میوه دل من

۱۲ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی … ; (۱۲) فاطمه علیها السلام تن و نور چشم و میوه دل من است .»

خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام

۱۳ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (۱۳) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .»

دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است

۱۴ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما ا جه الله من النار ابدا; (۱۴) ای فاطمه! اگر تمام انی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»

اختر تابناک

۱۵ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«… فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا … ; (۱۵) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان ن دنیاست .»

سرور ن

۱۶ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«… فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والا ین; (۱۶) فاطمه علیها السلام سرور ن جهانیان از اولین تا آ ین است .»

تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام

۱۷ . باقر علیه السلام می فرمایند:

«ما عبد الله بشی ء من حمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام … ; (۱۷) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

درود بر فاطمه علیها السلام

۱۸ . رضا علیه السلام می فرمایند:

«اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ها وبعلها وبنیها; (۱۸) نخستین ی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»

نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام

۱۹ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها … ; (۱۹) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»

زیارت فاطمه علیها السلام

۲۰ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… من زار فاطمة فکانما زارنی … ; (۲۰) هر فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .»

مخصوص فاطمه علیها السلام

۲۱ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام … ; (۲۱) هر چهار رکعت بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این ، فاطمه علیها السلام است .»

من از تو هستم

۲۲ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فاطمة … انت منی وانا منک … ; (۲۲) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»

پدرت به قربانت

۲۳ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… فداک ابوک یا فاطمة; (۲۳) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»

بوی بهشت

۲۴ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (۲۴) فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»

فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله

۲۵ . حضرت المؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند:

«… ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد … ; (۲۵) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»

افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام

۲۶ . حضرت المؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«… انا زوج البتول سیدة نساء العالمین … ; (۲۶) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان ی که سرور ن جهانیان است .»

فاطمه علیها السلام زهره است

۲۷ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة ا هرة والفرقدان الحسن والحسین; (۲۷) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»

ایمان فاطمه علیها السلام

۲۸ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی م ها تفرغت لطاعة الله … ; (۲۸) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»

زیارت شهیدان

۲۹ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور ال ء فی کل غداة سبت … ; (۲۹) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»

بوی خوش فاطمه علیها السلام

۳۰ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة ا هراء رائحة السفرجل والآس والورد … ; (۳۰) بوی ان بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»

علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام

۳۱ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«… لولا ان المؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (۳۱) به راستی اگر المؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»

پیوند آسمانی

۳۲ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (۳۲) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»

انجام کارهای سخت خانه

۳۳ . حضرت المؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند:

«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها و حت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (۳۳) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام

۳۴ . حضرت المؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«فوالله … لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (۳۴) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من س یچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می ، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

نور فاطمه علیها السلام از نور خداست

۳۵ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض … ; (۳۵) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»

فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی

۳۶ . باقر و صادق علیهما السلام می فرمایند:

«حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها … ; (۳۶) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»

فاطمه علیها السلام شهیده است

۳۷ . کاظم علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة … ; (۳۷) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»

اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام

۳۸ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (۳۸) بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»

فاطمه علیها السلام و دسالان

۳۹ . صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (۳۹) بی شک دسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»

شفاعت فاطمه علیها السلام

۴۰ . اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (۴۰) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»

پی نوشت:

۱) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵ .

۲) همان، ج ۲۷، ص ۱۱۶ .

۳) دلائل ال ة، ص ۲۸ .

۴) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴ .

۵) همان، ج ۷۸، ص ۱۱۲ .

۶) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۴۶ .

۷) کافی، ج ۶، ص ۱۹ .

 ۸ ) همان، ص ۴۸ .

۹) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰ .

۱۰) همان، ج ۴۳، ص ۱۱۷ .

۱۱) الامالی، شیخ مفید، ص ۲۵۹ .

۱۲) الامالی، شیخ صدوق، ص ۴۸۶ .

۱۳) الامالی، شیخ مفید، ص ۹۴ .

۱۴) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۴ .

۱۵) کافی، ج ۱، ص ۱۹۵ .

۱۶) معانی الاخبار، ص ۱۰۷ .

۱۷) کافی، ج ۳، ص ۳۴۳ .

۱۸) بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۴۹ .

۱۹) همان، ج ۷۳، ص ۳۵۴ .

۲۰) همان، ج ۴۳، ص ۵۸ .

۲۱) من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۶۴ .

۲۲) بیت الاحزان، ص ۱۹; بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲ .

۲۳) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۹۰ .

۲۴) وحید، شیخ صدوق، ص ۱۱۷ .

۲۵) بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۵۲; کتاب سلیم بن قیس، ص ۸۳۰ .

۲۶) معانی الاخبار، ص ۵۸ .

۲۷) بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۷۴; معانی الاخبار، ص ۱۱۴ .

۲۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۴۶; مناقب، ج ۳، ص ۳۳۷ .

۲۹) وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۸۷۹ .

۳۰) بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱۷۷ .

۳۱) خصال، ج ۲، ص ۴۱۴ .

۳۲) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۵۹ .

۳۳) علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶ .

۳۴) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۳۴ .

۳۵) همان، ج ۱۵، ص ۱۰ .

۳۶) کشف الغمة، ج ۱، ص ۴۱۴ .

۳۷) کافی، ج ۱، ص ۴۵۸ .

۳۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۳ .

۳۹) همان، ج ۶، ص ۲۲۹; تفسیر علی بن ابراهیم، ج ۲، ص ۳۳۲ .

۴۰) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۹ .



مشاهده متن کامل ...
40 حدیث در باب مقام و منزلت حضرت زهرا سلام الله علیها
درخواست حذف اطلاعات

سجاد علیه السلام فرمود: منفورترین مردم نزد پروردگار، ى

است که شیوه ى را پیروى کند ولى از سیره عملى او پیروى ننماید.


شناخت فاطمه علیها السّلام

صادق علیه السّلام می فرماید: “فمن عرف فاطمة حقّ معرفتها فقد

ادرک لیلة القدر؛(۱) هر به شناخت حقیقی فاطمه علیها السّلام

دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.”


آثار محبت به فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”من احبّ فاطمة

ابنتی فهو فی الجنّة معی و من ابغضها فهو فی النّار؛(۲) هر فاطمه

علیها السّلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر

با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.”

 


اطاعت از فاطمه علیها السّلام

باقر علیه السّلام می فرماید:”و لقد کانت – علیها السّلام – مفروضة

الطّاعة علی جمیع من خلق الله من الجنّ و الانس و الطّیر و الوحش و

الانبیاء و الملائکة؛(۳) اطاعت از فاطمه علیها السّلام بر تمامی آفریدگان

خدا از جنّ و آدمیان و پرندگان و وحوش و ان و فرشتگان واجب

است.”

 

دستورهای فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”یا علی انفذ لما

امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السّلام؛(۴) ای

علی! آن چه را فاطمه علیها السّلام بدان امر می کند، انجام ده؛ زیرا من

چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السّلام به آن ها امر کرده

است.”

خلقت فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”انّ فاطمة خلقت

حوریة فی صورة انسیة؛(۵) بی شک فاطمه علیها السّلام حوریه ای

است که به صورت انسان آفریده شده است.”


معنای نام “فاطمه” علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”انّی سمّیت ابنتی

فاطمة لان الله عزّ و جلّ فطمها و فطم من احبّها من النّار؛(۶) من نام

دخترم را “فاطمه” گذاشتم؛ زیرا خدای – عزّ و جلّ – فاطمه علیها السّلام

و هر که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است.”


آثار نام فاطمه علیها السّلام

کاظم علیه السّلام می فرماید:”لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمّد او

احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة

من النساء؛(۷) در خانه ای که نام محمّد یا احمد یا علی یا حسن یا

حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان ن، فاطمه باشد، فقر [و

تنگ دستی] وارد نمی شود.”


احترام به نام فاطمه علیها السّلام

صادق علیه السّلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته

بود، فرمود: “اذا سمّیتها فاطمة فلا تسبّها و لاتلعنها ولاتضربها؛(۸) حالا

که نام او را “فاطمه” گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و

کتکش مزن.”


الگوی نمونه

زمان علیه السّلام در یکی از نامه هایشان می فرماید:”و فی ابنة

رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم لی اسوة حسنة؛(۹) در دختر

خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم برای من الگوی نیکویی است.”


یاور خوب

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از حضرت المؤمنین، علی

علیه السّلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام پرسید، حضرت

پاسخ داد:”نعم العون علی طاعة الله؛(۱۰) [فاطمه علیها السّلام] خوب

یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست.”


عزیزترین مردم

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”فاطمة اعزّ البریة

علی(۱۱)؛ فاطمه علیها السّلام عزیزترین مردم در نزد من است.”


نور چشم و میوه دل من

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”انّ فاطمة بضعة منّی

و هی نور عینی وثمرة فؤادی؛(۱۲) فاطمه علیها السّلام تن و نور

چشم و میوه دل من است.”


خشم و خشنودی فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”انّ الله لیغضب لغضب

فاطمة و یرضی لرضاها؛(۱۳) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها

السّلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود.”


محروم شدگان از بهشت

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”یا فاطمة! لو انّ کلّ

نبیّ بعثه الله وکل ملک قرّبه شفعوا فی کلّ مبغض لک غاصب لک ما

ا جه الله من النّار ابداً؛(۱۴) ای فاطمه! اگر تمام انی که خدا

برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرّب درگاه خود گردانده است، برای هر

کینه توزی که حقّ تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را

از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد.”


اختر تابناک

صادق علیه السّلام می فرماید:”فاطمة کوکب دری بین نساء اهل

الدّنیا؛(۱۵) فاطمه علیها السّلام اختری تابناک در میان ن دنیاست.”


سرور ن

صادق علیه السّلام می فرماید:”فاطمة سیدة نساء العالمین من

الاولین والا ین؛(۱۶) فاطمه علیها السّلام سرور ن جهانیان از اولین تا

آ ین است.”


تسبیحات حضرت زهرا علیها السّلام

باقر علیه السّلام می فرماید:”ما عبد الله بشیء من حمید افضل

من تسبیح فاطمة علیهاالسّلام؛(۱۷) خداوند در حمد و ستایش به چیزی

برتر از تسبیح فاطمه علیها السّلام عبادت نشده است.”

 

درود بر فاطمه علیها السّلام

رضا علیه السّلام می فرماید:”اول من جعل له النّعش فاطمة ابنة

رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ها وبعلها وبنیها؛(۱۸) نخستین

ی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السّلام

دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بود؛ درود و صلوات خدا بر او

و پدر و شوهر و فرزندانش باد.”


نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”ملعون ملعون من

یظلم بعدی فاطمة ابنتی و یغصبها حقّها و یقتلها؛(۱۹) مورد نفرین است،

مورد نفرین است هر پس از من به فاطمه علیها السّلام دخترم

ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد.”


زیارت فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”من زار فاطمة فکانّما

زارنی؛(۲۰) هر فاطمه علیها السّلام را زیارت کند، مانند این است

که مرا زیارت کرده است.”


مخصوص فاطمه علیها السّلام

صادق علیه السّلام می فرماید:”من صلّی اربع رکعات فقرا فی کل

رکعة بخمسین مرّة “قل هو الله احد” کانت صلوة فاطمة

علیهاالسّلام؛(۲۱) هر چهار رکعت بخواند[هر دو رکعت به یک

سلام] و در هر رکعت[پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره “قل هو الله

احد” را بخواند، این ، فاطمه علیها السّلام است.”


من از تو هستم

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”یا فاطمة انت منّی و

انا منک؛(۲۲) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم.”


پدرت به قربانت

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”فداک ابوک یا

فاطمة؛(۲۳) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السّلام!”


بوی بهشت

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”ففاطمة حوراء انسیة

و کلّما اشتقت الی رائحة الجنّة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها

السّلام؛(۲۴) فاطمه علیها السّلام حوریه ای است به صورت انسان که

من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السّلام

را می بویم.”


فاطمه علیها السّلام قلب محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم

حضرت المؤمنین، علی علیه السّلام می فرماید:”انّ الحسن و

الحسین سبطا هذه الامة و هما من محمّد کمکان العینین من الرّاس و

امّا انا فکمکان الید من البدن و امّا فاطمة فکمکان القلب من الجسد؛(۲۵)

حسن و حسین علیهما السّلام دو سبط این امّت هستند، و آن دو برای

محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم همانند دو چشم برای سر هستند، و

من [برای محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم] همانند دست برای بدن

هستم، و فاطمه علیها السّلام [برای محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم]

همانند قلب برای بدن است.”


افتخار علی علیه السّلام به فاطمه علیها السّلام

حضرت المؤمنین علی علیه السّلام می فرماید:”انا زوج البتول سیّدة

نساء العالمین؛(۲۶) من همسر بتول علیها السّلام هستم؛ همان ی

که سرور ن جهانیان است.”


فاطمه علیها السّلام زهره است

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”انا الشّمس و علی

علیه السّلام القمر و فاطمة ا هرة و الفرقدان الحسن و الحسین؛(۲۷)

من خورشیدم و علی علیه السّلام ماه و فاطمه علیها السّلام،

زهره(ناهید) است و حسن و حسین علیهما السّلام دو ستاره نور افشان

فرقدان هستند.”


ایمان فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”یا سلمان! انّ ابنتی

فاطمة ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا و یقینا الی م ها تفرغت لطاعة

الله؛(۲۸) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها

السّلام تا استخوان هایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است؛ به

گونه ای که در طاعت خدا جدیّت دارد.”


زیارت شهیدان

صادق علیه السّلام می فرماید:”انّ فاطمة علیها السّلام کانت تاتی

قبور ال ء فی کلّ غداة سبت؛(۲۹) فاطمه علیها السّلام در هر بامداد

شنبه به مزار شهیدان می رفت.”


بوی خوش فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”رائحة الانبیاء رائحة

السفرجل و رائحة الحور العین رائحة الآس و رائحة الملائکة رائحة الورد و

رائحة ابنتی فاطمة ا هراء رائحة السفرجل و الآس و الورد؛(۳۰) بوی

ان بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ

است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السّلام بوی به و آس و گل سرخ

روی هم است.”


 

علی علیه السّلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السّلام

صادق علیه السّلام می فرماید:”لولا انّ المؤمنین علیه السّلام

تزوّجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن

دونه؛(۳۱) به راستی اگر المؤمنین علیه السّلام فاطمه علیها السّلام

را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از

آدم برای فاطمه علیها السّلام همتایی نبود.”


پیوند آسمانی

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”ما زوّجت فاطمة الّا

لما امرنی الله بتزویجها؛(۳۲) من فاطمه علیه السّلام را به ازدواج در

نیاوردم، مگر پس از آن که خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد.”


انجام کارهای سخت خانه

حضرت المؤمنین علیه السّلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها

السّلام می فرماید:”انّها استقت بالقربة حتّی اثر فی صدرها و طحنت

بالرّحی حتّی مجلت یدها و حت البیت حتّی اغبرت ثیابها و اوقدت

النّار تحت القدر حتّی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید؛(۳۳)

حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در

اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دست هایش

پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباس هایش خاک آلود گردید.

چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباس هایش سیاه و دود آلود شد

و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید.”


فاطمه علیها السّلام مطیع دائم علی علیه السّلام

حضرت المؤمنین علی علیه السّلام می فرماید:”فوالله لا اغضبتنی و

لاعصت لی امرا و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنّی الهموم و

الاحزان؛(۳۴) سوگند به خدا که فاطمه علیها السّلام هیچ گاه مرا

خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من س یچی ننمود. من هرگاه به

فاطمه علیها السّلام نگاه می ، غم و اندوه از من زدوده می شد.”


نور فاطمه علیها السّلام از نور خداست.

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”نور ابنتی فاطمة من

نور الله و ابنتی فاطمة افضل من السّماوات و الارض؛(۳۵) نور دخترم

فاطمه علیها السّلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السّلام برتر از

آسمان ها و زمین است.”


فاطمه علیها السّلام بر بالین آدمی

باقر و صادق علیهما السّلام می فرماید:”حرام علی روح ان

تفارق جسدها حتّی تری الخمسة: محمّداً و علیّاً و فاطمةَ و حسناً و

حسیناً بحیث تقرّ عینها او تسخن عینها؛(۳۶) بر روح آدمی حرام است پ

که از بدنش جدا شود، مگر آن که پنج تن را ببیند: محمّد و علی و فاطمه

و حسن و حسین علیهم السّلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم

آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود.”


فاطمه علیها السّلام شهیده است

کاظم علیه السّلام می فرماید:”انّ فاطمة علیها السّلام صدّیقة

شهیدة؛(۳۷) فاطمه علیها السّلام بانوی بسیار راست گویی است که او

را به شهادت رسانده اند.”


اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”اشتاقت الجنّة الی

اربع من النّساء: مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و

خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم؛(۳۸)

بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و

زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السّلام دختر محمّد صلّی

الله علیه و آله و سلّم.”


فاطمه علیها السّلام و دسالان

صادق علیه السّلام می فرماید:”انّ اطفال شیعتنا من المؤمنین

تربیهم فاطمة علیها السّلام؛(۳۹) بی شک دسالان شیعه ما از

مؤمنان را فاطمه علیها السّلام پرورش می دهد.”


شفاعت فاطمه علیها السّلام

اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:”یا فاطمة ابشری

فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبّیک وشیعتک؛(۴۰) ای

فاطمه علیها السّلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری

که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی.

-------------

منابع

۱. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵.
۲. همان، ج ۲۷، ص ۱۱۶.

۳. دلائل ال ة، ص ۲۸.
۴. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴.
۵. همان، ج ۷۸، ص ۱۱۲.
۶. عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۲، ص ۴۶.
۷. کافی، ج ۶، ص ۱۹.
۸. همان، ص ۴۸.
۹. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰.
۱۰. همان، ج ۴۳، ص ۱۱۷.
۱۱. الامالی، شیخ مفید، ص ۲۵۹.
۱۲. الامالی، شیخ صدوق، ص ۴۸۶.
۱۳. الامالی، شیخ مفید، ص ۹۴.
۱۴. بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۴.
۱۵. کافی، ج ۱، ص ۱۹۵.
۱۶. معانی الاخبار، ص ۱۰۷.
۱۷. کافی، ج ۳، ص ۳۴۳.
۱۸. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۴۹.
۱۹. همان، ج ۷۳، ص ۳۵۴.
۲۰. همان، ج ۴۳، ص ۵۸.
۲۱. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۶۴.
۲۲. بیت الاحزان، ص ۱۹؛ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲.
۲۳. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۹۰.
۲۴. وحید، شیخ صدوق، ص ۱۱۷.
۲۵. بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۵۲؛ کتاب سلیم بن قیس، ص ۸۳۰.

۲۶. معانی الاخبار، ص ۵۸.
۲۷. بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۷۴؛ معانی الاخبار، ص ۱۱۴.
۲۸. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۴۶؛ مناقب، ج ۳، ص ۳۳۷.
۲۹. وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۸۷۹.
۳۰. بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱۷۷.
۳۱. خصال، ج ۲، ص ۴۱۴.
۳۲. عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۲، ص ۵۹.
۳۳. علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶.
۳۴. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۳۴.
۳۵. همان، ج ۱۵، ص ۱۰.
۳۶. کشف الغمة، ج ۱، ص ۴۱۴.
۳۷. کافی، ج ۱، ص ۴۵۸.
۳۸. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۳.
۳۹. همان، ج ۶، ص ۲۲۹؛ تفسیر علی بن ابراهیم، ج ۲، ص ۳۳۲.
۴۰. بحارالانوار، ج ۷۶، ص



مشاهده متن کامل ...
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
درخواست حذف اطلاعات

زندگینامه حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور ن جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌ زدنی می‌باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (س) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌ باشد و در تمامی اعصار جریان دارد.

- مادر و پدر حضرت زهرا (س)
نام پدر حضرت زهرا (س) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرت زهرا (س) خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌ شد و او را بزرگ ن قریش می‌ نامیدند.

- ولادت حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. حضرت زهرا (س) چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به حضرت زهرا (س) تطبیق نموده‌اند و حضرت فاطمه (س) را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی بر این مدعاست که در آن خداوند به خطاب می‌ کند و می‌ فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

- نام و القاب حضرت زهرا سلام الله علیها
نام مبارک او، فاطمه (علیها السلام) است و برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.
فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.


زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.

 

- کنیه های حضرت زهرا (س) 
کنیه‌ های حضرت زهرا (س) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و...
ام ها به معنای مادر پدر می‌ باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که حضرت زهرا (س) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که حضرت زهرا (س) در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

- نحوه رفتار حضرت زهرا (س) با والدین و احترام به پدر

 

حضرت زهرا,زندگینامه حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا

کنیه‌ های حضرت زهرا (س) عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها 

 

حضرت زهرا (س) هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود. حضرت زهرا (س) در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان (ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می د، (ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که (ص) حضرت زهرا (س) را «ام ها» (مادر پدرش) نامید.

 

حضرت زهرا (س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه حضرت زهرا (س) با پدر بزرگوارش بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به (ص) نمی شد. نقل است از حضرت زهرا (س) که فرمود: وقتی بر (ص) آیه نازل شد (که (ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت (ص) مرا گرفت، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و انی که ف می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است.

 

- ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع)

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود. حضرت زهرا (س) خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام می‌ رساند و می‌ فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.  حضرت زهرا (س) و (ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، حضرت علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب د.

 

حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا,زندگی نامه حضرت زهرا

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود

 

مسأله، مسأله زندگی، مهر و عطوفت، آرامش و تربیت، ایمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دین و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بی تکلف و بی ریای علی(ع) و فاطمه (س) هر لحظه نوری به عرش بلند شود و عرش را نورانی کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آری! «فی بیوت اذن الله ان یرفع و یذکر فیها اسمه». قرار بود ماحصل ازدواج حضرت زهرا (س)  و علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) و زینب (س) وام کلثوم (س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.


فایده ای که ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع) داشت چیزی نبود که با زر و سیم  بتوان آن را قیمت گذاشت که هرچه فایده کمتر است معنویت بیشتر به ثمن بخث فروخته می شود و هرچه تجلی معنویت بیشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) الگویی شود برای شیعیانشان تا ابد. در روایات متعددی نقل شده است که اکرم (ص) فرمود: اگر علی نبود، زهرا (س) همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور (ص) در کفویت زوجین، ایمان دوطرف است.


در آن زمان دارایی حضرت علی (ع) منحصر به شمشیر و زرهی بود برای جهاد در راه خدا و شتری برای کار در باغستانهای مدینه. او به دستور (ص) زره را ک ن فاطمه (س) قرار داد که به حدود 400 درهم به فروش رسید و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگیش شد.

 

(ص)  مقدار اندکی از پول را به بلال داد تا با آن عطر ب د و بقیه پول را به چند تن از صحابه داد تا ج ه را از بازار فراهم کنند. ج ه ساده و اندکی فراهم و نزد (ص) آوردند. ساده و بی تکلف می نمود. (ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بیت برکت دهد. و البته خدانیز چنین کرد چرا که «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ ی به جز این خاندان نازل نشد!

 

آری خدا خواست که اهل بیت پاک و مطهر قرار گیرند، به دور از هرگونه رجس و نازیبایی و ناپاکی. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتی دیده شود دوستدارانش به یاد حسن(ع) بیفتند و هر جا قیامی در راه خدا بر علیه ظلم ستم کیشی روی دهد با پرچم حسین(ع) افراشته شود و الگوی هر زن مسلمانی زینب(س) باشد.

چگونگی رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندانش

حضرت فاطمه زهرا(س),نام های حضرت زهرا, فرزندان حضرت زهرا(س)

هم ی حضرت زهرا (س) نیز بهترین الگو برای ن مسلمان است

 

سیره رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. حضرت زهرا (س) به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می د و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

 

در حدیث شریف اء حضرت زهرا (س) در پاسخ سلام فرزند خود حسن (ع) می فرماید: سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام حسین (ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم. حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

 

و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با ک ن که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).


حضرت زهرا (س) همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض : برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید. همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی ک ن برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

 

در همین زمینه حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب در محراب عبادت دیدم که به عبادت و مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید. آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ک ن خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است ی که از برکات شب قدر محروم بماند.

 

حضرت زهرا (س) و تعلیم مسائل دینی به دیگران
حضرت زهرا (س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد و گفت: مادری پیر دارم که در مورد خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار، سؤال وی را پاسخ فرمود.

 

زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.

 

ساده زیستی حضرت زهرا (س) و پرهیز از تجمل
ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت زهرا (س) است. مهریه کم، ج ه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده ن عالم است.

 

عبادت حضرت زهرا سلام الله علیها

 

نام های حضرت زهرا (س),حضرت فاطمه زهرا(س), بیماری حضرت زهرا

(ص) درباره حضرت زهرا(س) می فرماید: فاطمه دخترم بهترین زن عالم است
 

حسن مجتبى علیه السلام فرمود: در دنیا ى عابدتر از مادرم فاطمه زهرا (س) نبود؛ آن قدر به عبادت مى ایستاد تا پاهایش ورم مى کرد.

ابن عمره از پدرش نقل مى کند که گفت: از صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه (س) زهرا نامیده شد؟ فرمود: براى آن که وقتى فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت مى ایستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشید، همان طورى که نور ستارگان براى اهل زمین مى درخشد.

 

(ص) درباره حضرت زهرا (س)می فرمود: ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراچنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.

 

در حدیث دیگری درباره حضرت زهرا (س) به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.

 

حضرت زهرا (س)، الگوى یک بانوى مسلمان
حضرت زهرا (س) الگوى یک بانوى ى است. حضرت فاطمه زهرا (س) حتی خود را بر نامحرم ن نا می پوشاند. على (ع) می فرماید: نزد بودیم و او در منبر بود ٬پرسید: به من خبر دهید و بگوئید چه چیز براى زن از همه چیز بهتر است؟ هر سخنى گفت و به نتیجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد فاطمه آمدم و سؤال را تکرار . فاطمه فرمود: بهترین چیز براى زن این است که او مردى را نبینند و مردى هم او را نبیند.

بیماری حضرت زهرا (س) و عیادت از او

 

شهادت حضرت زهرا (س),بیماری حضرت زهرا,حضرت فاطمه زهرا(س)

حضرت زهرا (س)  تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود

 

 حضرت زهرا (س) سرانجام بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. فاطمه زهرا (س) گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری حضرت زهرا (س) آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. حضرت زهرا (س)  در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین حضرت زهرا (س) برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

 

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت زهرا (س) آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر حضرت زهرا (س) حاضر گشتند. حضرت فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غضب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام حضرت زهرا سلام الله علیه، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت حضرت فاطمه زهرا (س) به علی (ع)
در ایام بیماری، حضرت زهرا (س) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

القاب حضرت زهرا, زندگینامه حضرت زهرا,شهادت حضرت زهرا

مراسم کفن و دفن حضرت زهرا (س) به خواسته خود او در شب انجام شده است

 

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. حضرت زهرا (س) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.


حضرت زهرا (س) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه زهرا (سلام الله) سودی نخواهد بخشید.

 

مراسم تغسیل و تدفین حضرت زهرا (س)
مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت حضرت زهرا (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین حضرت زهرا (س) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت حضرت زهرا (س) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر، هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت حضرت زهرا (س) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند.

 

پس از حضور آنان، مؤمنان بر حضرت زهرا (س) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه زهرا (س) پرداخت. هنگامی که تدفین حضرت زهرا (س) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و به سوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

 

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار حضرت زهرا سلام الله علیها، سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل حضرت زهرا سلام الله علیها در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش، فاطمه زهرا (س) را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد.image result for ‫ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا‬‎

 



مشاهده متن کامل ...
نکات اقتصادی بیانات معظم انقلاب ی در حرم مطهر رضوی (ع) و ...
درخواست حذف اطلاعات

 بسم الله الرحمن الرحیم‬‎

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

بخشی از بیانات سید علی حسینی در دیدار با جمعی از شاعران و مداحان اهل بیت عصمت(ع)

(قسمت اول: مذاکرات هسته ای و تحریم. 20-فروردین-1394 )

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

بخشی از بیانات سید علی حسینی در دیدار با جمعی از شاعران و مداحان اهل بیت عصمت(ع)

(قسمت دوم: مردم مظلوم یمن. 20-فروردین- 1394)

لطفا برای مشاهده و دریافت ویژه نامه و ... به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مشاهده و دریافت ویژه نامه (نکات اقتصادی بیانات انقلاب در حرم مطهر رضوی (ع))

دریافت ویژه نامه (به صورت فایل فلش)

مشاهده و دریافت تصاویر (به صورت جداگانه) بخشی از بیانات سید علی حسینی در دیدار با جمعی از شاعران و مداحان اهل بیت عصمت(ع)

قسمت اول: مذاکرات هسته ای و تحریم. 20-فروردین-1394

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

قسمت دوم: مردم مظلوم یمن. 20-فروردین- 1394

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

  سلامتی و تعجیل در فرج زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه ء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

 

توجه: هرگونه تبلیغ (در صورت انجام) ارتباطی به این وبلاگ ندارد

  ماس دعا



مشاهده متن کامل ...
ویژه نامه نیمه شعبان و ...
درخواست حذف اطلاعات

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

لطفا جهت مشاهده و دریافت ویژه نامه و مابقی تصاویر  (بیانات ) به ادامه مطلب مراجعه نمایید

فهرست مطالب

ویژه نامه (فلش)

تصاویر دیدار حسین علیه السلام  اردیبهشت 1396

تصاویر دیدار با معلمان و ... اردیبهشت 1396

تصاویر دیدار با مردم استان های سمنان، قزوین و زنجان و ... اردیبهشت 1396

سایر موارد

  *****

ویژه نامه (فلش)

ویژه صوتی تصویری نیمه شعبان (ولادت مهدی (عج))

 

دریافت (فلش)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

ویژه شهید مطهری

دریافت (فلش)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

بیانات حسین علیه السلام


دریافت (فلش)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

بیانات دیدار با معلمان و ...

دریافت (فلش)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

بیانات دیدار با مردم استان های سمنان، زنجان و قزوین

دریافت (فلش)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر دیدار حسین علیه السلام  اردیبهشت 1396

تصویر (gif)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر (png)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر دیدار با معلمان و ... اردیبهشت 1396

تصویر (gif)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر (png)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر دیدار با مردم استان های سمنان، قزوین و زنجان و ... اردیبهشت 1396

تصویر (gif)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

تصاویر (png)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

سایر موارد  

پنج یت دانشجویی برای مطالعه و ... آثار شهید مطهری

 

 صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

پیوندها

 ویژه نامه «تا انتخابات»

سخن‌نگاشت | احکام شرعی انتخابات

 اطلاع‌نگاشت متحرک | بهترین گزینه برای ریاست جمهوری

سخن‌نگاشت | انتخابات ۹۶

 اطلاع‌نگاشت | نقشه دشمن را کامل نکنید

اطلاع نگاشت | پر تکرارترین‌ها (توصیه های اقتصادی )

ج | هفت اصل از مهم‌ترین اصول شه رحمه‌الله

ماجرای گفت‌وگوی حضرت حسین (ع) و عمر سعد در کربلا

ج | خیانت‌های حکام سعودی

ج | کالای قاچاق را آتش بزنید

مدیریت کارآمد، حل مشکل مردم

نماهنگ | لشکر انقلاب

دیدار | لغو تحریم‌ها در روز امضای توافق

نماهنگ | یک تجربه دیگر

 نماهنگ | دوقطبی دروغین

نماهنگ | تبعیض نباید باشد

 دیدار کارگران | حضور مردم سایه جنگ را از کشور رفع کرده، نه مسئولین!

نماهنگ | شرمندگی از بیکاری

بیکاری؛ نتیجه رکود

 اطلاع‌نگاشت | مدیر قوی می‌خواهیم

  *****

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

سلامتی و تعجیل در فرج زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه ء صلوات

 الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

توجه: هرگونه تبلیغ تجاری (در صورت انجام) ارتباطی به این وبلاگ ندارد

توجه: تصاویر حاوی آیات و اسماء متبرکه می باشد لطفا در صورت چاپ در حفظ و نگهداری آن کوشا باشید

ماس دعا



مشاهده متن کامل ...
ویژه نامه سالروز ازدواج علی و حضرت فاطمه علیهما السلام
درخواست حذف اطلاعات

ویژه نامه سالروز ازدواج علی و حضرت فاطمه علیهما السلام

پیش از عروسی

بزرگان به خواستگاری زهرا(سلام الله علیها) می روند .
شهر مدینه از آرامش نسبی برخوردار بود و مهاجران وا نصار می توانستند در پرتو این آرامش، به زندگی روزانه خود بپردازند. هر چند، گاهی (صلی الله علیه و آله) آنان را به جنگ با دشمنان دین فرا می خواند، ولی آن نیز برای شان شیرین بود.
در این میان، علی(علیه السلام) با کار در نخلستان های مدینه، به تنهایی روزگار می گذراند. با این همه، در اداره حکومت ی، هیچ گاه از همکاری با اکرم(صلی الله علیه و آله) دریغ نمی ورزید.
در خانواده (صلی الله علیه و آله) نیز فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دختر گرامی نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) به سن بلوغ رسیده و افزون بر رشد جسمانی، به رشد عقلی و روحی دست یافته بود. برتری های دختر محبوب و نور چشم (صلی الله علیه و آله) سبب شده بود اصحاب بزرگ (صلی الله علیه و آله) در صدد خواستگاری از او برآیند. با این حال، هرگاه بزرگی نزد (صلی الله علیه و آله) می آمد، ایشان می فرمود:
امرها الی ربها ان شاء ان یزوجها زوجها؛ امر ازدواج فاطمه به دست خداست، اگر خدا بخواهد که او را شوهر دهد، خود چنین می کند.
گاهی نیز می فرمود: انی انتظر بها القضا؛ همانا من در امر ازدواج فاطمه، منتظر قضا و فرمان الهی هستم.[1]
روزی ابوبکر نزد (صلی الله علیه و آله) رسید، روبه روی آن حضرت نشست و گفت: ای رسول خدا! شما از ویژگی ها و پیشینه من در آگاهی و.... وی همین گونه ویژگی های خود را بر می شمرد تا این که (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه می خواهی؟ ابوبکر گفت: فاطمه را به نکاح من در آور! (صلی الله علیه و آله) ت شد واز وی روبرگردانید.
ابوبکر با ناامیدی و ناراحتی از خانه (صلی الله علیه و آله) بیرون رفت. در راه به عمر برخورد و داستان خود را برای او بازگو کرد. عمر گفت: من نزد (صلی الله علیه و آله) می روم و همانی را که تو می خواستی، می طلبم. با این حال، (صلی الله علیه و آله) همانند پیش رفتار کرد و عمر نیز ناامید بازگشت.[2]
هم چنین عبدالرحمن بن عوف که یکی از سرمایه داران زمان خود بود، به خواستگاری فاطمه(سلام الله علیها) رفت. وی، صد شتر با باری از پارچه های گران بهای مصری به همراه 10 هزار دینار طلا را به عنوان مهریه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پیشنهاد کرد.[ 3] (صلی الله علیه و آله) از این سخن خشمگین شد و حتی سنگریزه به سویش پرتاب کرد. (صلی الله علیه و آله) فرمود: تو پنداشتی من بنده ی پول وثروتم!
هنگامی که همه خواستگاران فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پاسخ رد شنیدند، با خود گفتند که به یقین (صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) را برای دختر دردانه اش برگزیده است. از این رو، بر آن شدند تا علی(علیه السلام) را به این کار، تشویق کنند.
علی(علیه السلام) و خواستگاری

علی(علیه السلام) در نخلستان های مدینه سرگرم آبیاری بود و با شترش، آب می کشید. ناگاه دید ابوبکر بن قحافه، عمر بن خطاب و سعد بن معاذ به سوی او می آیند. آنان چون به علی(علیه السلام) رسیدند، گفتند: برای چه از فاطمه خواستگاری نمی کنی؟ علی(علیه السلام) که از مدت ها پیش به خواستگاری از حضرت زهرا(سلام الله علیها) می شید، فرمود:
میلی را که در من، ن و بی حرکت بود، به حرکت در آوردید و امری را که در من ه بود، بیدار کردید. به خدا سوگند! فاطمه در شه من، جایگاه بزرگی دارد. همانند من، چگونه در برابر [مسأله ی ازدواج با] فاطمه، بردبار و ت بنشیند، جز این که کمی مال، مرا از رسیدن به آرزوهایم باز داشته است[4].
آنان گفتند: اگر (صلی الله علیه و آله)، فاطمه را به تو ندهد، پس می خواهد به ازدواج چه ی درآورد؟ در حالی که تو نزدیک ترین فرد به او هستی. این مسأله نشان می دهد که علی(علیه السلام) از مدت ها پیش، به چنین پیوندی، مایل بوده، ولی به دلیل کمبودهای اقتصادی و شرم داشتن از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را بازگو نکرده است.
علی(علیه السلام) با توکل به خدا ره سپار خانه نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) گشت. (صلی الله علیه و آله) در خانه ام سلمه بود که علی(علیه السلام) در خانه را به صدا درآورد. در همین زمان، (صلی الله علیه و آله) به ام سلمه فرمود: برخیز و در را باز کن. این ی است که خدا و رسولش، او را دوست دارند. ام سلمه پرسید: این مرد کیست که پیش از دیدار، او را می ستایی؟ حضرت پاسخ داد: ام سلمه! او مردی است که در برابر دشواری ها، سست و ناتوان نیست. او دوست، برادر و پسر عمو و محبوب ترین مردم نزد من است.[ 5] ام سلمه تا این سخن را شنید، با شتاب در را باز کرد. علی وارد شد و روبه روی (صلی الله علیه و آله) نشست. با این حال، به دلیل جلال و هیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نمی توانست مطلبش را بگوید. از این رو، به زمین چشم دوخته بود.
(صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا برای حاجتی آمده ای؟ حاجتت را بگو. علی(علیه السلام) لب به سخن گشود و گفت: پدر و مادرم به فدایت! می دانی در کودکی، مرا از طالب و فاطمه بنت اسد گرفتی. آن گاه مرا به غذای خود تغذیه کردی و با ادب خود، پرور . در محبت و شفقت از پدر و مادرم بهتر بودی و خداوند، مرا به دست تو، هدایت کرد. به خدا سوگند! شما ذخیره من در دنیا و آ ت هستید. ای رسول خدا! برای خواستگاری فاطمه آمده ام، آیا شما می پذیرید؟[6] در این هنگام، (صلی الله علیه و آله) که گویا از پیش منتظر چنین درخواستی بود، شادمان شد و با تبسم فرمود: مرحبا و اهلا یا علی! پیش از تو نیز مردان دیگری آمدند و هر بار من به فاطمه می گفتم، ولی نشانه ی کراهت در صورتش می دیدم.[ 7]
پس (صلی الله علیه و آله) برخاست و نزد فاطمه رفت تا دختر خود را از خواستگاری علی(علیه السلام) خبردار سازد. البته دیگر نیازی به آن نبود که (صلی الله علیه و آله) از ویژگی های علی(علیه السلام) برای او سخن بگوید؛ زیرا علی(علیه السلام) بالاتر از آن بود که برای فاطمه ناشناخته باشد. (صلی الله علیه و آله) به همین سخن بسنده کرد که: یا فاطمه! علی ی است که خویشاوندی او و جایگاهش را در می دانی. من از خدا خواستم که تو را به ازدواج بهترین آفریده اش درآورد. پس نظر و تصمیم تو چیست؟ [8]
فاطمه ت شد، ولی رویش را برنگرداند. حیا نیز او را از تصریح به موافقت باز می داشت، پس سکوت کرد. (صلی الله علیه و آله) چون ن یتی و خودداری را در چهره ی مبارک زهرا نیافت، با خوشحالی برخاست و فرمود: الله اکبر! سکوتها اقرارها؛ خداوند بزرگ است. سکوت او نشانه ی رضایت اوست. [9]
علی(علیه السلام) همچنان در اتاق پذیرایی، منتظر پاسخ دختر (صلی الله علیه و آله) بود. ناگهان (صلی الله علیه و آله) وارد شد و به علی(علیه السلام) مژده داد که فاطمه پذیرفته است. علی که با شنیدن پاسخ مثبت فاطمه، در شادی غرق شده و به آرزوی خود رسیده بود، فرمود: مرا به دست ی به آرزو بشارت دادی، شما همیشه نیکو خوی و ستوده نفس و مبارک بخت بوده اید. سلام خدا بر شما باد.[10]
(صلی الله علیه و آله) گفت: آیا چیزی داری که با آن، شما را به ازدواج هم درآورم؟ علی گفت: پدر و مادرم به فدایت! چیزی از من بر تو پوشیده نیست، تنها یک شمشیر، یک سپر و یک شتر دارم که با آن آب کشی می کنم.[11] (صلی الله علیه و آله) فرمود: یا علی از شمشیرت بی نیاز نیستی؛ چون با آن در راه خدا جهاد می کنی و دشمنان خدا را می کشی. با شتر نیز نخلستان ها را آب می دهی و با آن، مسافرت می کنی و روزی اهل خانه ات را فراهم می سازی. سپر را می پذیرم؛ آن را بفروش و به نزد من آی.[12] سپس افزود: ای علی! شاد باش. همانا خداوند، فاطمه را در آسمان به نکاح تو درآورد پیش از آن که من، او را در زمین، به همسری تو درآورم. پیش از این که تو بیایی، فرشته ای از اسمان نزد من آمد که بیش تر از حد معمول، صورت و بال داشت و هرگز مثل او را ندیده بودم. پس بر من سلام کرد و گفت: ای محمد! شاد باش برای سامان یافتن کارهای پریشان و به هم ریخته و پاکی نسل.[13]
خطبه عقد در مسجد

به دستور (صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) به سوی مسجد رفت تا (صلی الله علیه و آله) نیز در پی او بیاید. در بین راه، ابوبکر و عمر را دید و داستان خود را برای آنان بازگو کرد. آن گاه به مسجد رفت. هم چنین (صلی الله علیه و آله) به بلال دستور داد که مهاجر و انصار را در مسجد گردآورد. پس از مدتی کوتاه، همگی در مسجد بودند، (صلی الله علیه و آله) بر منبر بالا رفت و پس از ستایش خداوند فرمود:
ای مردم! بزرگان قریش، فاطمه را از من خواستگاری د و من در پاسخ گفتم که به خدا سوگند! من شما را رد ن ، بلکه خداوند شما را رد کرده است.[14]
در همین حال، جبرئیل بر (صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت:
خداوند فرموده است که اگر علی را برای فاطمه نیافریده بودم از آدم ابوالبشر تا روز قیامت، شوهر و همسری هم تراز فاطمه پیدا نمی شد.[15]
(صلی الله علیه و آله) نیز پیام جبرئیل را ابلاغ کرد و فرمود:
ای مردم! جبرئیل بر من نازل شد و مرا آگاهی داد که خداوند جلیل، علی و فاطمه را در آسمان ها به نکاح هم درآورده است و از فرشتگان گواه گرفت و فرمان داد تا من نیز در روی زمین، فاطمه را به نکاح علی درآورم و شما را گواه بگیرم. پس فاطمه را به ازدواج علی درآوردم. ای علی! راضی شدی؟[16]
علی ایستاد و با چهره ای شاداب فرمود:[17]
خدا را بر نعمت های او سپاس گزارم و گواهی می دهم که جز او، خ نیست. درود بر محمد(صلی الله علیه و آله)؛ درودی که مقام و درجه اش را بالا برد. ای مردم! خداوند، ازدواج را برای ما پسندیده دانسته و بدان دستور داده است. خدا، ازدواج من و فاطمه را مقدر ساخته و بدان حکم کرده است. ای مردم! رسول خدا، فاطمه را به عقد من درآورده و زره ام را بابت مهر پذیرفت. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
پس از این که (صلی الله علیه و آله) به پرسش حاضران، پاسخ مثبت داد، فرمود:
بارک الله لهما و علیهما و جمع شملهما؛ خداوند برای شما مبارک گرداند و اجتماع تان را پاینده بدارد.[18]
مهریه

درباره ی مهریه حضرت زهرا(سلام الله علیها)، روایت های گوناگونی رسیده است. برای نمونه 400 درهم،480 درهم[19] و 800 درهم[20] گفته اند که در ظاهر، 500 درهم درست است؛ زیرا در روایت هایی، اهل بیت(علیهم السلام) مهریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را 500 درهم عنوان کرده اند. علامه مجلسی در بحارالانوار درباره ازدواج جواد(علیه السلام) و ام فضل آورده است که مهر ام فضل را مهریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار دادند که 500 درهم است.[21]
باید دانست این 500 درهم، جنبه مالی و ظاهری مهریه آن حضرت است؛ زیرا در عالم ملکوت و ماوراء این طبیعت مادی، مهر گران بهاتری برای ایشان در نظر گرفته اند. برای نمونه، در روایت های فراوانی تصریح شده است که شفاعت گناه کاران امت محمد(صلی الله علیه و آله) مهریه ی حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.[22]
هنگامی که حضرت زهرا شنید (صلی الله علیه و آله) برای او، مهری قرار داده است، به رسول خدا گفت: پس تفاوت من و دختران مردم چیست؟ از شما می خواهم که از خدا بخواهی مهریه ی مرا، شفاعت از گناه کاران امت شما قرار دهد. در این هنگام، جبرئیل نازل شد. نوشته ای از حریر در دستش بود که بر آن چنین نقش بسته بود:
جعل الله مهر فاطمة ا هرا شفاعة المذنبین من امة ها؛ خداوند، مهریه فاطمه زهرا را شفاعت از گناه کاران امت پدرش قرار داد.[23]
ج ه ی با برکت

علی(علیه السلام) به دستور (صلی الله علیه و آله) سپر خود را که حطیمیه[24] نامیده می شد و هدیه (صلی الله علیه و آله) از غنیمت های غزوه بدر بود، به 400 یا 480 یا 500 درهم فروخت. بنابر قولی، عثمان زره را ید، ولی بعد به علی(علیه السلام) پس داد.[25] علی(علیه السلام) پول را نزد (صلی الله علیه و آله) آورد. ایشان نیز پول را سه بخش کرد؛ بخشی برای یدن ج ه، بخشی برای یدن عطر و بوی خوش شب عروسی و بخش دیگر برای غذای ولیمه عروسی، آن گاه پول غذا را نزد ام سلمه به امانت نهادند.
(صلی الله علیه و آله) پول ج ه را به ابوبکر داد تا همراه سلمان و بلال، آن چه را شایسته است برای دخترش ب ند. آنان به بازار رفتند و ج ه ای بسیار مختصر، ولی با برکت برای این تازه عروس و داماد یدند. این وسایل عبارت بود از: روسری بزرگ به 4 درهم. یک قواره پیراهن به 7 درهم، یک تخت که با چوب و برگ ما ساخته شده بود، 4 عدد بالش از پوست که از گیاه خوش بوی اذ پر شده بود، یک ی پشمی، یک قطعه حصیر، یک مشک چرمی، یک عدد آسیاب کوچک دستی، یک تشت مسی، یک ظرف برای دوشیدن شیر و یک سبوی گلی سبز رنگ.[26]
البته در برخی منابع،[27] مقنعه، 2 بازوبند، آرد، 2 کوزه و در برخی دیگر،[28] عبای خیبری، ریسمانی که از پوست ما بافته شده، سفره پوستی و فرشی بافت مصر را که لا به لای آن از پشم بود، به شمار ج ه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) افزوده اند. هنگامی که ج ه حضرت فاطمه را نزد بردند، حضرت بر آن وسایل دست کشید و فرمود: بارک الله لاهل البیت؛ خداوند بر شما اهل بیت(علیهم السلام) مبارک گرداند.[29] بنابر گفته آیت الله مکارم ، (صلی الله علیه و آله) گریست. آن گاه سر به آسمان برداشت و فرمود: خداوندا! بر خانواده ای که مهم ترین ظروف آن ظرفی سفالین است، مبارک گردان.[30]
عروسی مبارک
فاصله افتادن میان عقد و عروسی

پس از مراسم عقد در مسجد، میان عقد و عروسی، فاصله ای افتاد که برخی آن را یک ماه[31] و برخی دیگر تا چند ماه دانسته اند.[32]
دلیل این فاصله افتادن، آن بود که علی(علیه السلام) شرم داشت از رسول خدا بخواهد فاطمه را برای آغاز زندگی مشترک به خانه او بفرستد. (صلی الله علیه و آله) نیز کرامت و شأن دخترش را حفظ می کرد و منتظر گفتن علی(علیه السلام) بود. از این رو، هر بار که علی(علیه السلام) را می دید، از فاطمه و از جمال و ک سخن می گفت.
روزی عقیل نزد برادرش ـ علی(علیه السلام)ـ آمد و او را برای ب ایی عروسی تشویق کرد. علی(علیه السلام) شرم و حیای خود از (صلی الله علیه و آله) را با عقیل در میان گذاشت. عقیل تدبیری شید و به همراه علی(علیه السلام) به سوی خانه (صلی الله علیه و آله) به راه افتادند. در راه، ام ایمن را دیدند. ماجرا را به او گفتند و او را عهده دار این کار د.
ام ایمن پیش ام سلمه و دیگر ن (صلی الله علیه و آله) رفت و آنان را از شرم و حیای علی(علیه السلام) درباره ی عروسی آگاه ساخت. آن گاه همگی با هم نزد (صلی الله علیه و آله) رفتند و گفتند: ای رسول خدا! پدر و مادرمان فدایت باد! برای امری گرد آمدیم که اگر خدیجه زنده بود، چشمانش به آن روشن می گشت.[33] (صلی الله علیه و آله) چون اسم خدیجه را شنید، گریست. سپس فرمود: چه ی همتای خدیجه است و می تواند جای خالی او را برای من پر کند؟ هنگامی که مردم مرا تکذیب می د و در راه دین خدا، آزار می دادند، مرا تصدیق کرد، و با مال خویش، مرا یاری داد.[34] ام سلمه گفت: خداوند بین ما و او را در درجه های بهشت و رضوان و رحمتش جمع کند. ای رسول خدا! علی(علیه السلام) برادر تو در دنیاست و در نسب، پسر عموی توست و دوست دارد که زنش را به خانه ببرد.[35]
به روایتی، ام ایمن که سخن گوی آنان بود گفت: ای رسول خدا! اگر خدیجه زنده بود، دیدگانش به علی(علیه السلام) و فاطمه روشن می شد. همانا علی(علیه السلام)، همسرش را می خواهد و چشمان فاطمه(سلام الله علیها) نیز به دیدن شوهرش روشن می گردد و نیز چشمان ما.[36] (صلی الله علیه و آله) فرمود: پس چرا علی(علیه السلام) نمی خواهد؟ گفتند: ای رسول خدا! حیا او را باز می دارد. (صلی الله علیه و آله) به ام ایمن فرمود: به سوی علی(علیه السلام) برو و او را نزد من بیاور.
ام ایمن بیرون رفت و ماجرا را به علی(علیه السلام) بازگو کرد. آن گاه هر دو نزد (صلی الله علیه و آله) آمدند. (صلی الله علیه و آله) به علی(علیه السلام) فرمود: آیا دوست داری همسرت را به تو بدهم و تو او را به خانه ببری؟ علی(علیه السلام) فرمود: آری. آن گاه (صلی الله علیه و آله) فرمود: امشب یا فردا شب، فاطمه را به تو می دهم تا زندگی خود را آغاز کنید، ان شاء الله خانه ات را آماده کن.[37]
آراستن خانه

علی(علیه السلام) به (صلی الله علیه و آله) فرمود که من جز خانه حارث بن نعمان جای دیگری سراغ ندارم. (صلی الله علیه و آله) پذیرفت. حارث نیز خانه اش را به علی(علیه السلام) و فاطمه داد.[38] نخستین کار، آماده ساختن و پاکیزگی حجله ی عروس بود. برای این کار، علی(علیه السلام) وسایلی را ید که عبارت بود از: یک چوب برای آویزان لباس یا مشک آب، یک متکا، یک مشک آب و یک غربال آرد. بدین ترتیب، خانه علی(علیه السلام) برای گام نهادن فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آماده گشت.
ولیمه

ولیمه از سنت های نیکو و پسندیده است که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز به آن دستور داده است؛ زیرا خداوند؛ غذا دادن را دوست دارد و سبب محبت انسان ها به یکدیگر می شود. ام سلمه، پول فروش زره را به علی(علیه السلام) داد تا با آن، ولیمه و مهمانی عروسی را ب ا کند. (صلی الله علیه و آله) به علی(علیه السلام) فرمود: ما نان و گوشت داریم. تو نیز ما و روغن و کشک را فراهم کن.[39] سعد برای کمک به ولیمه عروسی، یک آورد. برخی دیگر از اصحاب نیز به اندازه توانایی خود، کمک د.[40] غذای ولیمه آماده شد؛ نان، ما، روغن، گوشت پخته و کشک.
(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه السلام) دستور داد که مردم را برای ولیمه دعوت کند. علی(علیه السلام) به مسجد رفت، ولی مسجد از مسلمانان مهاجر و انصار پر بود. او نمی خواست برخی را دعوت کند و برخی دیگر را دعوت نکند. بنابراین، بربلندی ایستاد و صدا زد: اجیبوا الی ولیمة فاطمة بنت محمد؛ به ولیمه ی فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله) بیایید.[41] مسلمانان گروه گروه راه خانه (صلی الله علیه و آله) را در پیش گرفتند. غذا اندک بود و به همه نمی رسید. (صلی الله علیه و آله) دست مبارک خود را بر غذا نهاد و دعا کرد. به برکت دعای (صلی الله علیه و آله) همگی از آن غذا خوردند و سیر شدند، غذا نیز کم نیامد.[42]
عروس نور در خانه

علی(علیه السلام) و (صلی الله علیه و آله) برای بهتر شدن عروسی، هرگونه تدبیری را شیده بودند. جابر می گوید: ما در عروسی علی(علیه السلام) و فاطمه حاضر بودیم و هیچ مجلس عروسی را بهتر از آن ندیدیم.[43]
(صلی الله علیه و آله) به ن خود دستور داد تا حضرت زهرا را بیارایند. آنان، فاطمه(سلام الله علیها) را با بوهای خوش عطر آگین ساختند[44] و در حالی که شعر می خواندند،[45] لباسی را که از بهشت آمده بود، بر تنش پوشاندند.
داستان لباس بهشتی این گونه است[46] که اکرم(صلی الله علیه و آله) برای عروسی دخترشان لباسی زیبا ید. پس از مدتی، فقیری به در خانه نبی آمد و گفت: لباسی کهنه می خواهم. با این حال، حضرت زهرا، لباس نو و تازه خود را به او بخشید. آن گاه جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند بر تو سلام می رساند و دستور داد بر فاطمه درود بفرستم و برای او، پیراهن بهشتی از سندس سبز فرستاده است. لباس بهشتی را بر تن عروس بهشتی د تا این که غروب شد. (صلی الله علیه و آله)، فاطمه(علیه السلام) را طلبید. فاطمه(سلام الله علیها) در حالی که عرق شرم و حیا بر جبینش نشسته بود، نزد (صلی الله علیه و آله) آمد، ولی پاهایش در راه رفتن می لغزید. (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند در دنیا و آ ت، لغزش را از تو بگرداند.[47]
پس او را در آغوش گرفت و بر استری و به روایتی بر شهبا سوار کرد.[48] رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیشاپیش جمعیت گام می سپرد و مردان بنی هاشم نیز پشت مرکب فاطمه راه می رفتند. در روایت است که جبرئیل در سمت راست، میکائیل در سمت چپ و 7000 ملک در پست سر حضرت فاطمه بودند که تا طلوع فجر، خداوند را تسبیح و تقدیس می د.[49]
دختران عبدالمطلب و بنی هاشم و ن مهاجر و انصار و در پیشاپیش آنان، ن (صلی الله علیه و آله) عروس نور را در این راه همراهی می د. ام سلمه، عایشه، حفصه و معاذه برای این عروس و داماد شعر می خواندند. دیگران نیز اول بیت هر شعری را تکرار می د و تکبیر می گفتند. این شعر زیبا را ام سلمه سروده است:
دوسـتـان و هـمـسـایگان! به یاری خدا، شادی کنید.
هـــمـــاره خـــدا را ســپــاس گــویــیــد
نعمتهای فراوان پروردگار بزرگ را به یاد بیاورید
که دشواری ها و آفت های بسیاری از ما زدود
پس از آن که کافر شده بودیم، خداوند ما را هدایت فرمود
پــروردگـار آسـمــان ها، ما را شادمان ساخت
ای همراهان بهترین ن جهان! شادی کنید
کـه عـمـه هـا و هایشان به فدایشان گردند
ای دختر ی که خدای بزرگ او را
به وسیله وحی و رس های آسمانی خود برتری داده است[50]
بدین ترتیب کاروان عروس در هاله ای از شور و شوق مردم، وارد خانه علی(علیه السلام) شد. (صلی الله علیه و آله) دست علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) را گرفت و در دست هم گذاشت. آن گاه فرمود: بارک الله فی ابنة رسول الله! ای علی(علیه السلام)! این فاطمه امانت من است. ای علی(علیه السلام)! فاطمه خوب زنی است و ای فاطمه! علی(علیه السلام) خوب شوهری است.[51] پس دعا کرد و فرمود: مرحبا ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان؛ آفرین بر دو دریایی که با هم آمیختند و دو ستاره ای که به هم رسیدند.[52] در این هنگام، به ن و مردان دستور داد بیرون بروند. همه بیرون رفتند جز اسماء بنت عمیس، (صلی الله علیه و آله) فرمود: مگر نگفتم همه بیرون بروند؟ اسماء گفت: آری، ای رسول خدا! قصد مخالفت نداشتم، بلکه پیمانی است که خدیجه با من کرد تا در شب نزد فاطمه باشم؛ زیرا دختران در این شب، نیازهایی دارند که زنی آگاه باید آن را برآورده سازد. (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای اسماء، خداوند نیازهای دنیا و آ تت را برآورده سازد.[53]
(صلی الله علیه و آله) در حال بیرون رفتن از خانه بود، چوب پهلوی در را گرفت و فرمود: خداوند شما را پاک و پاکیزه آفرید و نسل شما را پاک ساخت. من در صلح و آشتی هستم با هر ی که با شما در آشتی است و با ی که با شما در جنگ است، در جنگم.[54]
بدین ترتیب علی و فاطمه، دو خورشید بی همتای زمین و زمان، زندگی مشترک و پربرکت خود را آغاز د. در بامداد شب [55] یا بامداد روز چهارم عروسی،[56] (صلی الله علیه و آله) به خانه ی تازه عروس و داماد رفت. آن گاه ظرف آبی طلبید که حاضر د. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با نفس مبارک خویش، 3 بار در آن آب دمید و برخی آیات قرآن را بر آن خواند. آن گاه به علی(علیه السلام) فرمود که جرعه ای از آن بنوشد. باقی آن را نیز بر ی علی(علیه السلام) ریخت و فرمود: ای ابوالحسن! خداوند، تو را از هر آلایش ناشایسته، پاک و پاکیزه بدارد. دوباره آب خواست و همین کار را درباره ی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) تکرار کرد[57].
سال ازدواج و سن ازدواج

درباره ی تاریخ عقد و عروسی المؤمنین علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) نظر های گوناگونی ارایه شده است. چون درباره تاریخ ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز تاریخ نگاران و راویان، اختلاف نظر دارند.
شیخ مفید و ابن طاووس، شب را شب پنج شنبه 21 محرم سال سوم هجری می دانند و حتی قایل به استحباب روزه ی این روز هستند.[58] علامه مجلسی در روایتی ازدواج ایشان را 16 روز پس از درگذشت رقیه، خواهر حضرت فاطمه و همسر عثمان؛ یعنی پس از جنگ بدر در سال دوم هجری می داند.[59] آیت الله امینی، عقد را در ماه رمضان و عروسی را در اول یا ششم ذی الحجه سال دوم یا سوم هجری می داند.[60] صاحب کشف الغمه نیز تاریخ ازدواج را اندکی پس از جنگ بدر در سال دوم برمی شمارد.[61] هم چنین مرحوم سپهر، ازدواج ایشان را در اول ماه رجب سال دوم هجری می داند و ماه صفر سال اول هجری را نیز بیان می دارد. [62]
با وجود همه اختلاف نظرهای دانشمندان و تاریخ نگاران شیعی در این باره، اکثریت آنان اتفاق نظر دارند که این نکاح مبارک پس از جنگ بدر در سال دوم هجری، رخ داده است. تولد حسن مجتبی(علیه السلام) در سال سوم هجری نیز این سخن را تأیید می کند. درباره سن ازدواج حضرت فاطمه(سلام الله علیها) اختلاف نظر بیشتری وجود دارد؛ زیرا اختلاف نظر شدیدی که در تاریخ تولد ایشان به چشم می خورد، به سن ازدواج و شهادت ایشان نیز سرایت می کند. برخی دانشمندان اهل سنت[63] چون تاریخ تولد آن حضرت را پنج سال پیش از بعثت می دانند، ازدواج ایشان را در 18 سالگی و شهادت ایشان را در 28 سالگی فرض می کنند. آنان درباره چنین برداشتی می گویند: اگر سن ازدواج آن حضرت را 9 سالگی بدانیم، پس حسن در 10 سالگی به دنیا آمده است که این امر، پدیده شگفتی است.
در پاسخ باید گفت از نظر علمی، این سن مانع از وضع حمل نخواهد بود. چه بسا دخترانی در سن های پایین تر از آن، بچه دار می شوند.[64] با این حال، بیشتر دانشمندان یه مانند: ابن شهر آشوب، محدث قمی، محمد تقی سپهر و... بر این باور هستند که حضرت فاطمه، 5 سال پس از بعثت به دنیا آمده است.[65] با توجه به این گفته ها، باید سن ازدواج آن حضرت را 9 سال و سن ازدواج علی(علیه السلام) را 25 سال بدانیم.
پی نوشت ها
[1] - بحارالانوار: ج 43، ص 125.
[2] - از دیگر خواستگاران فاطمه(سلام الله علیها)، عثمان بن عفان بوده است. بانوی نمونه : ص 64.
[3] - زندگانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها): ص 47.
[4] - کشف الغمه، ج1، ص 354.
[5] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 39 ـ کشف الغمه: ج 1، ص 355.
[6] - علی(علیه السلام) من المهد الی اللحد: ص 93-94.
[7] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها): یمانی: ص 132.
[8] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 171.
[9] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 171.
[10] - ناسخ واریخ ج 3، ص 41.
[11] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 172-173.
[12] - همان.
[13] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 41.
[14] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 46-48.
[15] - همان.
[16] - همان.
[17] - بحارالانوار: ج 43، ص 129.
[18] - موسوعة آل نبی(صلی الله علیه و آله): ص 576.
[190] - بحارالانوار: ج 43، ص 105- 112.
[20] - همان.
[21] - همان.
[22] - بهجة قلب المصطفی(صلی الله علیه و آله): ص 464.
[23] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد ص 184.
[24] - حطیمیه، نام قبیله حطیمیه بن محارب است که زره های خوبی می ساختند.
[25] - بحارالانوار: ج 43، ص 130.
[26] - زندگانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها): ص 52-53.
[27] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 54.
[28] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 180.
[29] - همان: ص 181.
[30] - زندگانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها): ص 53.
[31] - کشف الغمه: ص 360 ـ بیت الاحزان: ص 34.
[32] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 186.
[33] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 186.
[34] - همان.
[35] - همان.
[36] - بیت الاحزان: ص 34.
[37] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 186.
[38] - البته این خانه ی نخستین ایشان است که بعدها، (صلی الله علیه و آله) آنان را در کنار خود، س ت داد. همان: ص 187.
[39] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 187.
[40] - بانوی : ص 84.
[41] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 190.
[42] - همان.
[43] - همان.
[44] - همان: ص 193.
[45] - همان: ص 195.
[46] - همان: ص 190.
[47] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 60.
[48] - بحارالانوار: ج 43، ص 115.
[49] - کشف الغمه: ص 353، فاطمة ا هرا(سلام الله علیها)، علی(علیه السلام) محمد علی(علیه السلام) دخیل: ص 54.
[50] - بحارالانوار: ج 43، ص 97.
[51] - بحارالانوار: ج 43، ص 114.
[52] - بهجة قلب المصطفی: ص 483.
[53] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 198.
[54] - همان.
[55] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 65.
[56] - بهجة قلب المصطفی: ص 484.
[57] - ناسخ واریخ، ج 3، ص 65.
[58] - فاطمة ا هرا(سلام الله علیها) من المهد الی اللحد: ص 199 ـ انوار ا هرا(سلام الله علیها): ص 33.
[59] - بحارالانوار: ج 43، ص 97.
[60] - بانوی نمونه : ص 90.
[61] - کشف الغمه: ج 1، ص 501.
[62] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 36.
[63] - ناسخ واریخ: ج 3، ص 36.
[64] - درباره آگاهی از تحقق این نظریه نک: 9 ماه انتظار، شعاع فروغی: ص 8.
[65] - بانوی نمونه : ص 38-41.

منبع:موسسه جهانی سبطین



مشاهده متن کامل ...
بخش ویژه - سید علی حسینی
درخواست حذف اطلاعات

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیهاصلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

لطفا برای مشاهده و دریافت ویژه نامه و مابقی تصاویر (بیانات ) به ادامه مطلب مراجعه نمایید

مشاهده و دریافت ویژه نامه

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

دریافت ویژه نامه (به صورت فایل فلش)

مشاهده و دریافت تصاویر بیانات (دیدار با فرماندهان و ... 1396/01/30)


صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

منبع تصاویر: http://www.leader.ir

 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

 

سلامتی و تعجیل در فرج زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه ء صلوات

 

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

 

توجه: هرگونه تبلیغ (در صورت انجام) ارتباطی به این وبلاگ ندارد

 

ماس دعا



مشاهده متن کامل ...
به یاد شهیدان
درخواست حذف اطلاعات

 بسم الله الرحمن الرحیم‬‎

سلامتی و تعجیل در فرج زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها و ارواح طیبه ء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

معظم انقلاب ی در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان ی (تصویر شماره 2)

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

جهت مشاهده مابقی تصاویر

(یرخی بیانات درباره شهید و شهادت)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها 

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

صلی الله علیک یا فاطمه ا هراء سلام الله علیها

تصاویر بالا حاوی آیات و اسماء متبرکه است لطفا در حفظ نگهداری از آن کوشا باشید (در صورت دریافت و چاپ)



مشاهده متن کامل ...
فاطمه علیها سلام الگوى حیات زیبا
درخواست حذف اطلاعات

پیشگفتار
بسم الله الرحمن الرحیم
در نظام هستى و عالم خلقت آنقدر مسایل اسرارآمیز وجود دارد که یقینا بشر، با همه اطلاعاتى که از جهان دارد، هرگز به ژرفاى آن پى نخواهد برد.
از جمله آن مسایل وجود چهارده معصوم است که خداوند آنها را به عنوان هدیه و نعمت بر انسان ارزانى داشته است و در بین این چهارده معصوم یک زن به نام فاطمه علیهاالسلام نیز قرار داده است .
راستى این چه سرى است که در بین چهارده معصوم یک زن وجود دارد که یازده از نسل اویند!
و راستى فاطمه کیست ؟!
فاطمه علیهاالسلام الگوى معرفت الله است ...
صفات و اسماء الهى ، در فاطمه این جلوه ذات اقدس حق نمود و ظهور تام یافته است ؛

فاطمه علیهاالسلام اسوه حیات زیباست ...
فاطمه انسان کامل است و الگویى است براى تکامل ...
فاطمه علیهاالسلام نه فقط هدایت گرى است در مسیر کمال بلکه به مقصد رساننده است ؛ چرا که داراى فضایلى است که انبیا آنها را داشته اند... داراى فضایل رسول الله است و به فرموده برخى از بزرگان : فاطمه علیهاالسلام اگر مرد بود، بود...
راستى فاطمه علیهاالسلام را با چه ى باید مقایسه کرد؟
با انبیا، که برتر از انبیاست ...
فاطمه علیهاالسلام را مى بایست تنها با خاتم انبیا و تنها باید با دیگر معصومین قیاس کرد و بس .
فاطمه علیهاالسلام کیست که در هنگام در پیشگاه معبود، خدا به وجودش افتخار مى کند و چه گوهر ناشناخته ایست که رضا و خشم خود را در رضا و خشم وى مى داند!
فاطمه علیهاالسلام لیلة القدر است و شناخت فاطمه علیهاالسلام در شناخت لیلة القدر است .
در این بانوى بزرگ چه اسرارى نهفته است که چنین جایگاهى در نزد خداوند دارد؟
آرى ... بدون شک از شناخت مقام عصمت و ولایت فاطمه علیهاالسلام عاجزیم ! تنها به اندازه توان خود به گردآورى احادیثى چند پیرامون زندگانى و شخصیت او پرداخته ایم ، که به نام نامى یازده فرزندش در یازده بخش تنظیم گردیده و بدین وسیله نقدیم خوانندگان گرامى مى شود.
به امید آن که فرداى قیامت مشمول شفاعت حضرتش شویم ...
قم حوزه علمیه
محمد جواد مروجى طبسى
23/6/1380
میلاد نور
مدت ها بود که ن عرب از خدیجه همسر گرامى رسول خدا صلى الله علیه و آله به خاطر ازدواج با آن حضرت ، فاصله گرفته بودند.
هاله اى از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هیچ مونسى نداشت تا در نبود صلى الله علیه و آله با او انس بگیرد که ناگه سکوت مطلق ش ته شده و جنین با مادر خود سخن گفته و دلداریش مى دهد. این بماند که در این مدت با مادر خود چه مى گفت و چه مى شنید زیرا تاریخ به درستى از این گفتگوهاى اسرارآمیز بر نداشته چرا که مادر مؤ منان آن را در هاله اى از ابهام گذارد. راستى این جنین کیست و حقیقت او چیست که ماهها با مادر سخن مى گوید و او آنها را از صلى الله علیه و آله کتمان مى کند.
نوشته اند روزى صلى الله علیه و آله وارد خانه شد شنید که خدیجه با ى سخن مى گوید! از روى تعجب پرسید: اى خدیجه ! با که سخن مى گویى ؟!
گفت : با این جنین که در شکم دارم ، اوست که با من سخن مى گوید و مایه انس من شده است .
فرمود: اى خدیجه بدان این جبرئیل است که به من مى گوید: این جنین دختر است و خداوند نسل مرا از او قرار داده و از نسلش انى به عنوان جانشین من معین خواهد کرد.(1)
آرى ؛ جهان در انتظار مقدم عالى ترین نمونه زن بود که تاکنون به خود ندیده بود، که با میلادش براى ن عالم هستى ، الگو و اسوه قرار گیرد.
و اینک ... نزدیک زایمان خدیجه شده ،از ن عرب درخواست کمک کرد، اما آنها از روى کینه و دشمنى که با وى داشتند پاسخ منفى دادند و از هر گونه کمک امتناع ورزیدند.
او در این فکر بود که چه کند و چه ى در این مشکل به کمکش ‍ مى شتابد... ناگهان حضور چهار زن بلند بالاى سیاه چهره را که گویا از ن بنى هاشم بوده باشند، در خانه احساس نمود.
خدیجه از دیدن آنها لرزه بر اندامش افتاد چرا که تا کنون آنها را ندیده بود...یکى از آنها گفت : اى خدیجه ! غم مخور؛ چرا که ما فرستادگان پروردگار تو مى باشیم ما خواهران تو هستیم . من ساره و این آسیه دختر مزاحم و آن مریم و آن یکى کلثم خواهر موسى بن عمران است . خداى ما را فرستاد تا در امر زایمان تو را یارى نماییم .
این چهار زن در طرف راست و چپ و پیش رو و پشت سر خدیجه قرار گرفتند، لحظاتى چند این مولود با سعادت قدم به عرصه گیتى نهاد...آن مولود فاطمه بود... او بدنیا آمد تا زمین را نورانى کند، پس از آن که آسمانها را از نور خود منور ساخته بود.
از این روى به هنگام ولادت فاطمه نورى از وجودش پدیدار شد که تمام خانه هاى مکه را در هاله اى از نور فرو برد و در شرق و غرب عالم هستى جایى نبود که نور فاطمه در آن جا نت ده باشد.
فاطمه علیهاالسلام را با کوثر شستشو داده و در دو پارچه سفید پیچیده و از او خواستند تا سخن گوید.
فاطمه به اراده پروردگار، لب به سخن گشوده و رس و ى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و ولایت على علیه السلام و ت یازده فرزندش را گواهى داد.(2)
مورخان سال روز میلاد با سعادت فاطمه را بیستم ماه جمادى امثالى سال پنجم بعثت نگاشته اند.
مرحوم مفید درباره این روز مبارک مى نویسد: روز بیستم ماه جمادى الا روزى است که فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله متولد گردید و آن روزى است که همه ساله شادى و سرور مؤ منین تجدید مى شود، از این روى مستحب است که در روز میلاد فاطمه علیهاالسلام کارهاى نیک انجام پذیرد و صدقه به فقراء و م ین داده شود.(3)
شخصیت فاطمه از دیدگاه
شاءن و منزلت فاطمه زهرا علیهاالسلام را همین بس که خدا صلى الله علیه و آله درباره اش زیباترین سخنان را بیان فرموده که درباره هیچ یک از ن عالم چنین چیزى نفرموده حتى درباره همسر و سایر دختران خود.
اینک از میان دهها روایتى که درباره این شخصیت بى نظیر نقل گردیده به چند روایت بسنده کرده سپس به نکاتى در این جهت اشاره اى خواهیم داشت :
1- فاطمه علیهاالسلام تن
بخارى در صحیح خود از ولید از ابن عیینه از عمر بن دینار از ابى ملیکه از مسور بن م مه از صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: فاطمة بضعة منى فمن اءغضبها اءغضبنى ؛ فاطمه علیهاالسلام تن من است هر که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است .(4)
2- فاطمه علیهاالسلام قلب
حسن بن سلیمان در کتاب محتضر از تفسیر ثعلبى از مجاهد از صلى الله علیه و آله روایت کرده که روزى آن حضرت از خانه بیرون آمد و در حالى که دست فاطمه علیهاالسلام را گرفته بود، چنین فرمود: هر که این را مى شناسد که شناخته است و هر که وى را نمى شناسد بداند: این فاطمه علیهاالسلام دختر محمد است و او تن من مى باشد، او قلب من است که در بین دو پهلوى من قرار گرفته است ؛ پس هر که او را آزار دهد مرا آزار داده و هر که مرا آزار دهد خداى را آزار داده است . (5)
3- فاطمه علیهاالسلام تار موى
جابر بن عبدالله گوید: صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیهاالسلام شعرة منى ؛ فمن آذى شعرة منى ، فقد آذانى فقد آذى الله و من آذى الله لعنه الله ملاء السموات و الارض .(6)
فاطمه علیهاالسلام تار موى من است و هر که به تارى از موهاى من آزار برساند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار رسانده است و هر که خدا را آزار برساند، خداوند به اندازه آسمان ها و زمین او را لعنت خواهد کرد.
4- فاطمه نور چشم
ابن فتال نیشابورى ضمن حدیثى از صلى الله علیه و آله آورده است که به على علیه السلام فرمود: یا على ، آن فاطمه علیهاالسلام بضعة منى و هى نور عینى و ثمرة فؤ ادى . على جان ؛ فاطمه علیهاالسلام تن من و نور چشم و میوه دلم مى باشد.(7)
5- فاطمه علیهاالسلام مایه سرور
حسین علیه السلام از صلى الله علیه و آله روایت کرده است که فرمود: فاطمه علیهاالسلام بهجة قلبى وابناها ثمرة فؤ ادى و بعلها نور بصرى ؛ فاطمه علیهاالسلام مایه سرور و خوشحالى من مى باشد، همچنین دو فرزندش میوه دلم و همسرش نور چشمم مى باشد.(8)
6- فاطمه برتر از آسمانها و زمین
و در حدیثى دیگر درباره خلقت فاطمه علیهاالسلام فرمود: پس خداوند از نور دخترم فاطمه علیهاالسلام آسمان ها و زمین را آفرید، پس آسمان ها و زمین از نور دخترم فاطمه علیهاالسلام است و نور دخترم فاطمه علیهاالسلام از نور پروردگار است و دخترم فاطمه علیهاالسلام برتر از آسمانها و زمین است .(9)
7- فاطمه برگزیده خداوند
خطیب بغدادى ضمن اشاره به معراج صلى الله علیه و آله از آن حضرت چنین روایت کرده که فرمود: همان شبى که مرا به آسمان بردند دیدم که بر درب بهشت چنین نوشته بود: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على حبیب الله ، و الحسن و الحسین صفوة الله ، فاطمه علیهاالسلام خیرة الله و على باغضهم لعنه الله (10)
8- فاطمه یکى از حجت هاى خدا
طبرى در بشارة المصطفى به سند خود از زین از پدرش از مؤ منان از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: اءنا و على و فاطمه علیهاالسلام و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین حجج الله على اءعداءنا اءعداءالله و اءولیاءنا اءولیاءالله ؛ من و على و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین و نه فرزند از فرزندان حسین حجت هاى خداوند بر بندگان او هستیم ، دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدا هستند.(11)
9- فاطمه بهترین ن اءمت
انس بن مالک از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: بهترین ن امتم فاطمه علیهاالسلام دختر محمد صلى الله علیه و آله است (12)
10- برترین ن اولین و آ ین
و در روایت دیگرى که از صلى الله علیه و آله رسیده چنین آمده : مردان عالم در زمان من على است و برترین ن اولین و آ ین فاطمه علیهاالسلام است .(13)
11- اگر تمام خوبى ها مجسم شود
هم چنین درباره شخصیت بى مانند فاطمه علیهاالسلام فرمود: ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمه علیهاالسلام بل هى اءعظم ؛اگر تمام خوبى ها و فضایل اخلاقى مجسم شود، شایسته است که فاطمه علیهاالسلام باشد؛ بلکه فاطمه علیهاالسلام والاتر از همه آنها مى باشد.(14)
12- فاطمه مریم کبرى است
و از جمله بیانات و سفارش هایى که رسول خدا صلى الله علیه و آله در حال احتضار به على داشت این بود؛ على جان ؛ فاطمه علیهاالسلام امانت خدا و رسولش در نزد تو مى باشد، پس از این امانت خوب نگهدارى کن و مى دانم که چنین خواهى کرد، بدان که او مریم کبرى است .(15)
13- عزیزترین مردم نزد
شیخ طوسى به سند خود از عبدالله بن حارث بن نوفل نقل کرده که گفت از سعد بن مالک شنیدم که مى گفت : از رسول خدا شنیدم که مى فرمود: فاطمه علیهاالسلام بضعة منى من سرها فقد سرنى و من ساءها فقد ساءنى ، فاطمه علیهاالسلام اءعز البریة على ؛ فاطمه علیهاالسلام تن من است هر که او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر که او را آزار دهد مرا آزار داده فاطمه علیهاالسلام عزیزترین مردم نزد من مى باشد. (16)
14- محبوب ترین مردم
علامه مجلسى از برخى کتابهاى مناقب به سند خود از اسامه نقل کرده که گفت : روزى در مسجد به على و عباس گذر در حالى که به بحث نشسته بودند، چون مرا دیدند از من خواستند که از صلى الله علیه و آله براى شان اجازه ملاقات بگیرم .
گوید: به رسول خدا عرض : این على و عباس هستند که اجازه ملاقات مى خواهند.
حضرت فرمود: آیا مى دانى چه چیزى آنها را به این جا آورده است ؟
گفتم : به خدا سوگند که نمى دانم .
فرمود: اما من مى دانم براى چه به این جا آمده اند و سپس اجازه ورود به آنها داد.
پس آن دو وارد شده و پس از سلام و اداى احترام در محضرش نشسته و اظهار داشتند اى رسول خدا کدام یک از افراد خانواده ات در نزد تو محبوب تر هستند؟ پاسخ داد: فاطمه .(17)
اما نکاتى که از روایات گذشته به دست مى آید به چند نکته خلاصه مى شود: 1. بزرگوار صلى الله علیه و آله عنایت ویژه اى بر تبیین شخصیت فاطمه علیهاالسلام و معرفى او و جایگاه والایش داشتند بدین جهت با بردن فاطمه علیهاالسلام در جمع صحابه و گرفتن دست او به معرفى دختر خود پرداخته ، و او را تن و قلب و تار موى و نور چشم و میوه دل خود دانسته که این مسئله بسیار مهم و قابل مطالعه است .
2.از روایات گذشته و ده ها روایت دیگر به دست مى آید که فاطمه علیهاالسلام برتر از ن تمام ن عالم خلقت مى باشد و هیچ یک از آنها در فضیلت و بلندى مرتبه به او نمى رسند، حتى مریم مادر حضرت عیسى ، و این سخن از صلى الله علیه و آله در شاءن و مقام فاطمه بهترین پاسخ براى یاوه گویى برخى از ناآگاهان و یا غرض ورزان به مقام والاى فاطمه علیهاالسلام است که گاهى از روى ناآگاهى و یا غرض ورزى مى گویند، فاطمه علیهاالسلام همانند یکى از ن عادى است .
بسى جاى تعجب است مگر ن عادى در زمان نبودند؟ پس چرا این سخنان ارزشمند را درباره یکى از آنها نفرمود و چرا آن همه بر شخصیت فاطمه علیهاالسلام تکیه کرد.
3.هیچ گاه از سفارش نسبت به فاطمه علیهاالسلام دریغ نورزیده و پیوسته امت ى را به احترام از وى و رعایت حق او فرا مى خواند.
4.نکته پنجم این است که هر جا سخن از فاطمه علیهاالسلام به میان مى آورد مسلمانان را به دوستى او و اهلبیت محترمش فرا خوانده و از دشمنى با آنها سخت بر حذر مى داشت .فاطمه و ازدواج با على
آن روزى که فاطمه علیهاالسلام به همراه على و سایر فاطمیات مکه را به قصد مدینه ترک گفته و وارد مدینه شد، درخواست هاى مکررى از صلى الله علیه و آله شده و خواستگاران فراوانى براى وى آمدند، اما آن حضرت همه آن ها را رد کرد.
ابن شهراشوب مى نویسد: ابوبکر و عمر هر یک چند مرتبه از صلى الله علیه و آله در خواست ازدواج با فاطمه علیهاالسلام دخت صلى الله علیه و آله را داشتند ولى صلى الله علیه و آله آنها را رد مى کرد.(18)
روزى آن دو به نزد عبدالرحمن بن عوف که مردى ثروتمند بود، رفته و اظهار داشتند اموال و ثروت تو از همه قریشیان بیشتر است و اگر چنان چه به خواستگارى دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله بروى بر مال و ثروت و آبرویت افزوده خواهد شد! او نیز به نزد خدا صلى الله علیه و آله رفت تا چنین درخواستى از او بنماید اما باز هم مورد اعتراض قرار گرفت .(19)
نوشته اند: او ضمن خواستگارى از فاطمه علیهاالسلام مهر زیادى را مطرح کرد، اما صلى الله علیه و آله سخت عصبانى شده و به نشانه اعتراض ‍ بر این سخن ، سنگ ریزه اى را برداشته ناگهان همان سنگ در دستش شروع به گفتن تسبیح کرد، سپس آن سنگ را در دامان خود انداخت که در دم تبدیل به در و مرجان شد.(20)
تلاش یاران و خواستگارى على علیه السلام
برخى از یاران صلى الله علیه و آله از سخنان آن حضرت در مورد فاطمه علیهاالسلام که اختیارش در دست پروردگار مى باشد، چنین دریافتند که شاید نظر صلى الله علیه و آله به على باشد، و علت این که على دست به این کار نزده ممکن است فقر و تنگدستى بوده باشد.
از این رو ابوبکر به نزد سعد بن معاذ رفته و اظهار داشت آیا دوست دارید تا به نزد على رفته و از او در خواست کنیم تا از فاطمه علیهاالسلام خواستگارى کند و اگر چنان چه دستش خالى بود او را کمک کنیم ؟با اظهار موافقت سعد و استقبال از این پیشنهاد هر سه به سراغ على رفته و او را در باغ یکى از انصار در حال کشیدن آب از چاه یافتند.
چون نگاه على علیه السلام به آن ها افتاد از روى تعجب پرسید: خبر تازه اى هست ؟ براى چه به این جا آمده اید؟ ابوبکر گفت : اى ابوالحسن هیچ خصلت خوبى نیست مگر آن که در تو بوده باشد و جایگاه خودت را نزد صلى الله علیه و آله بهتر از ما مى دانى ؟ مقصود ما از آمدن به سوى تو این است که مى بینیم اشراف و بزرگان قریش براى خواستگارى دخت صلى الله علیه آله خدمت آن حضرت رفته اند، اما پاسخ رد شنیده اند و مى گوید اختیار فاطمه علیهاالسلام در دست خدایش مى باشد.على جان چرا به نزد او نمى روى و فاطمه علیهاالسلام را خواستگارى نمى کنى امید این است که خداوند فاطمه علیهاالسلام را براى تو نگه داشته باشد.
گوید: چشمان على پر از اشک شد و فرمود: اى ابوبکر مرا به یاد چیزى انداختى که تا کنون در فکر آن نبودم ؛ بخدا قسم ، من فاطمه علیهاالسلام را مى خواهم و من ى نیستم که از مثل فاطمه دخت صرف نظر کنم و هیچ چیز جز تنگدستى تا کنون مانع این کار نشده و آن گاه دست از کشیدن آب برداشته ، به طرف خانه صلى الله علیه و آله حرکت کرد.
خواستگارى على علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام
على به طرف حجره ام سلمه که صلى الله علیه و آله در آن روز در آن جا بود رفته ، درب را کوبید. صلى الله علیه و آله به ام سلمه فرمود: على علیه السلام آمده است ، درب را باز کن تا وارد شود. علیه السلام بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد گشته و پس از سلام به محضر صلى الله علیه و آله در حالیکه سر خود را به پایین انداخته بود، لحظاتى نشست و همانند ى که براى کارى آمده ولى شرم از اظهار آن را دارد، به زمین خیره شده چیزى نمى گوید.
ام سلمه گوید: صلى الله علیه و آله دانست که در قلب على علیه السلام چه گذشته و چه مى گذرد.از این رو فرمود: اى ابوالحسن گویا مى بینم براى کارى آمده اى ! هر چه مى خواهى بگو که برایت انجام خواهم داد.
على علیه السلام فرمود: پدر و مادرم به فداى تو اى رسول خدا، تو خود بهتر مى دانى که خودت مرا از عمویت ابو طالب و از خانه فاطمه بنت اسد گرفتى در حالى که من کودکى بیش نبودم ، مرا به غذاى روحیت تغذیه کردى و به آدابت تاءدیب نمودى و در نزد من از نظر شفقت و مهربانى از پدر و مادرم برتر بودى ، خداوند مرا بر دست تو هدایت فرمود...اینک دوست دارم حال که خداوند بازوى مرا به وسیله تو محکم گردانیده ، خانه و زندگى و همسرى داشته باشم که در کنارش آرامش داشته باشم .
و من بدین جهت این جا آمده ام تا فاطمه علیهاالسلام را از تو خواستگارى کنم .آیا او را به من تزویج مى کنى ؟ ام سلمه گوید: دیدم که چهره صلى الله علیه و آله بسیار شادمان گشته و تبسمى در چهره على کرد...(21)
شیخ طوسى در امالى از على علیه السلام روایت کرده وقتى که خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله سابقه و قرابت و خویشى خود را گفتم حضرت فرمود، یا على ؛ راست گفتى ،تو برتر از آن هستى که ذکر شود.
گوید: عرض اى رسول خدا آیا فاطمه علیهاالسلام را به من تزویج مى کنى ؟ پاسخ داد: پیش از تو دیگران آمدند و من به او پیشنهاد دادم اما در هر مرتبه نشان از رضایت در چهره او ندیدم لیک اندکى تو صبر کن تا به نزد او رفته و بازگردم .
سپس از جاى برخاسته و بر فاطمه علیهاالسلام وارد شد، حضرت زهرا علیهاالسلام به احترام پدر از جاى برخاسته و عبا از دوش گرفته و نعلین از پایش در آورد.آنگاه مقدارى آب وضو آورده و دست و پاى را شستشو داده و در محضرش نشست .
صلى الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیهاالسلام جان ، عرض کرد لبیک لبیک اى رسول خدا؟ فرمود: على بن ابى طالب را که خوب مى شناسى ، از نظر سوابق و خویشى و تقدم در و...من از خداوند خواسته ام که پروردگارم تو را به بهترین بندگان خود تزویج کند...حال على آمده و تو را از من خواستگارى کرده است .نظر تو چیست ؟ فاطمه علیهاالسلام سکوت کرده و در چهره اش آثار رضایت پیدا شد.
اینجا بود که خدا صلى الله علیه و آله از جاى بر خاسته و در حالى که مى فرمود:الله اکبر! سکوت فاطمه علیهاالسلام نشانه رضایت اوست ، از نزد او بیرون رفت .(22)
چرا صلى الله علیه و آله جواب رد مى داد
در این که چرا رسول خدا صلى الله علیه و آله به خواستگاران فاطمه علیهاالسلام پاسخ منفى مى داد عللى براى آن گفته شده است : 1)در ابتداى ورود فاطمه علیهاالسلام به مدینه هنوز او به حد تکلیف شرعى نرسیده بود، زیرا با در نظر گرفتن این که وى در سال پنجم (23) بعثت به دنیا آمده است و صلى الله علیه و آله 13 سال که از بعثت گذشت به مدینه هجرت فرمود فاطمه علیهاالسلام در آن سال 8 سال داشت ؛ بدین جهت خواستگاران را رد مى کرده چون فاطمه علیهاالسلام به حد بلوغ نرسیده بود.(24)
2)و در برخى روایات آمده است که صلى الله علیه و آله در پاسخ خواستگاران اظهار مى داشت :من همانند شما بشر هستم و از شما زن گرفته و زن مى دهم ، مگر فاطمه علیهاالسلام را که اختیارش در دست پروردگار است .(25)
3)چون خواستگاران همشاءن فاطمه علیهاالسلام نبودند، چنان چه علامه مجلسى از عیون اخبار الرضا از رضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام نقل کرده که صلى الله علیه و آله به من فرمود: یا على علیه السلام بزرگانى از قریش درباره فاطمه علیهاالسلام به من گله د که ما او را از تو خواستگارى کردیم ولى بر ما دریغ نموده اما او را به على علیه السلام تزویج کردى .من به آنها گفتم : به خدا سوگند این من نبودم که از شما جلوگیرى کرده و به على تزویج کرده باشم بلکه این خداوند بود که دستور به چنین کارى داده است .
این جا بود که جبرئیل بر من نازل گشته و گفت : اى محمد خداى جل و علا مى گوید اگر على را خلقت نکرده بودم هرگز براى دخترت فاطمه علیهاالسلام همشاءنى روى زمین پیدا نمى شد،از آدم گرفته تا سایر مردم .(26)
و در گفتگویى که آن حضرت با ام اءیمن داشت باز روى همشاءن بودن على علیه السلام تکیه کرده و فرمود: اءما و الله .یا ام اءیمن لقد زوجتها کفوا شریفا وجیها فى الدنیا و الا ة و من المقربین .اى ام اءیمن آگاه باش که من دخترم فاطمه علیهاالسلام را به کفو و همشاءن شرافتمندى شوهر دادم که در دنیا و آ ت صاحب جاه و مقام و منزلتى بوده و از مقربین است .(27)
تعیین مهریه
پس از خواستگارى على علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و پذیرفتن وى و استقبال خدا صلى الله علیه و آله از این وصلت فرمود: اگر فاطمه علیهاالسلام را به تو تزویج کنم چه چیزى را صداق او خواهى کرد؟على گفت یا رسول الله : شمشیر و اسب و زره و شترم را مهر او خواهم نمود.
فرمود: اما شتر و شمشیر و اسب را نگه دار، زیرا تو رزمنده هستى و از این سه چیز بى نیاز نمى باشى ، و اما زره را چندان نیازى به آن ندارى و فقط همان را به عنوان مهریه براى فاطمه علیهاالسلام قرار ده .(28)
سپس به على فرمود: اى ابالحسن حال بر خیز و زره خود را به فروش ‍ رسانده و پول آن را نزد من بیاور تا آن چه را که مناسب حال شماست تهیه کنم .
على علیه السلام گوید: بدین منظور از محضر صلى الله علیه و آله بیرون آمده و زره را به چهار درهم سیاه هجرى (29)به عثمان بن عفان فروختم ، وقتى که زره تحویل او داده و پولش را گرفتم ، عثمان ضمن برگرداندن زره گفت : اى ابوالحسن تو به این زره سزاوارتر از من هستى .
عرض : آرى ، او گفت : این زره را من به تو هدیه .على گوید: پس ‍ زره و پولش را برداشته و در مقابل صلى الله علیه و آله قرار دادم .(30)
مقدار مهریه فاطمه علیهاالسلام زهرا
در بین مورخان اختلاف هست که مقدار مهریه فاطمه چقدر بوده است ؛ زیرا برخى آورده اند که فقط زره بوده (31)و برخى دیگر علاوه بر زره به چند چیز دیگر اشاره نموده اند و دسته سوم مبلغ مهریه فاطمه علیهاالسلام را به سکه نقره رایج آن زمان گفته اند.
اینک به خلاصه و بررسى این نظریات مى پردازیم :
الف ) زره حطمیه (32)
صادق علیه السلام فرمود: زوج رسول الله صلى الله علیه و آله علیا علیه السلام فاطمه علیهاالسلام على درع له حطمیه تسوى ثلاثین درهما ؛ صلى الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به یک زره حطمیه که ارزش ‍ آن به 30 درهم مى رسید تزویج کرد.(33)
ب ) زره و چند چیز دیگر
و در روایت دیگرى مهریه فاطمه علیهاالسلام را علاوه بر یک زره ، یک زیر انداز پوستى و یک پیراهن کهنه که از جنس برد بود مى دانند.چنان چه عبدالله بن یعفور از صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: ان علیا تزوج فاطمه علیهاالسلام على جرد برد، و درع و فراش کان من اهاب کبش ‍ . (34)
ج ) پول نقد
دسته سوم مبلغى از سکه نقره رایج آن زمان را به عنوان مهریه مطرح کرده اند و نسبت به این مقدار باز سه روایت مختلف نقل شده : حسین علیه السلام فرمود: صلى الله علیه و آله را به چهارصد و هشتاد درهم به على تزویج کرد.(35)
هم چنین روایت شده است که چهارصد مثقال نقره بوده و گفته شده پانصد درهم بوده است .(36)
توضیح و بررسى
ظاهرا در این تردیدى نباشد که مهر فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است ، حال یا این پانصد درهم نقره ، پول زره بوده است و یا حاصل مجموع پول زره و چند چیز دیگرى که همراه زره به عنوان مهر فاطمه علیهاالسلام قرار گرفت . از این روى اگر چه ظاهرا اختلاف در پول نقد شده است ، اما این قابل توجیه مى باشد. زیرا اگر فقط قیمت زره را در نظر بگیریم ممکن است اشکال شود که قیمت زره چهارصد درهم و یا زیر پانصد درهم بوده است .اما با در نظر گرفتن چند چیز دیگر که برد کهنه و زیر انداز بوده باشد، برابر با پانصد درهم خواهد بود.
علامه مجلسى ضمن یادآورى روایت چهارصد و هشتاد درهم ، و چهارصد مثقال نقره ،و پانصد درهم صحیح تر است و سبب این اختلاف روایت جابر جعفى از باقر است که فرمود: کان صداق فاطمه علیهاالسلام برد حبرة و اهاب کبش على عرار.و روى عن الصادق علیه السلام قال : کان صداق فاطمه علیهاالسلام درع حطمیة و اهاب کبش او جدى ؛ مهریه فاطمه علیهاالسلام پیراهنى بود از کتان بافت یمن و پوستى دباغى نشده و گیاهى خوشبو. هم چنین از صادق علیه السلام روایت شده که صداق فاطمه علیهاالسلام زره حطمیه و پوست دباغى نشده یا شتر بود.(37) و دلیل آن که مهر حضرت فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است همانا سیره و روش معصومین بویژه بزرگوار صلى الله علیه و آله این بود که بر اساس پانصد درهم که به مهر السنة معروف گشت عمل مى د.
جواد علیه السلام به هنگام خطبه و خواستگارى از ام الفضل دختر ماءمون مهر جده اش فاطمه علیهاالسلام را که پانصد درهم بود، معین کرد.(38) مرحوم صدوق مى نویسد: اگر خواستى ازدواج کنى پس بنگر مهرى که قرار مى دهى از پانصد درهم بیشتر نشود که همان مهر السنة باشد و بر همین مقدار صلى الله علیه و آله با همسران خویش ازدواج کرد و بر همین اساس و پایه دختران خود را به شوهر داد، بدین جهت مهر السنة مبلغ پانصد درهم گشت ...(39) ممکن است گفته شود با توجه به روایت صادق علیه السلام که گفته بود: ارزش زره 30 درهم بوده چگونه با 400 درهم سازش دارد؟ پاسخ مى دهیم ؛ اولا در همه روایات به چنین چیزى اشاره نشده که ارزش زره 30 درهم بوده است و با این ممکن است زره به همان مقدارى که عثمان یدارى کرد، ارزش داشته باشد.
و ثانیا ممکن است آن زره قیمتش بیش از 30 درهم نبوده اما عثمان آن را به جهاتى به چند برابر یده است .
در اینجا علامه مجلسى ضمن بیانى در جمع بین این روایات فرموده : ممکن است بین این روایات به چند وجه جمع کنیم : اول آن که بگوییم زره جزء مهر بوده ، نه تمام مهر.
دوم آن که شاید مراد حضرت این باشد که آن زره امروز بود، 30 درهم بیشتر ارزش نداشت ، گر چه در آن زمان بهایش بیش از این بوده است .
سوم آن که بگوییم قیمت زره همان 30 درهم بوده است اما حضرت على آن را به پانصد درهم فروخت .
و چهارم این که برخى از اخبار و احادیث حمل بر تقیه شده است .(40)
تاءمین و تهیه ج ه
پس از فروش زره توسط على علیه السلام و فراهم شدن مهریه فاطمه علیهاالسلام صلى الله علیه و آله به چند نفر دستور داد تا لوازم خانه على و فاطمه علیهاالسلام را یدارى کنند.
صادق علیه السلام مى فرماید: حضرت مقدار 336 یا 66 درهم را جهت تاءمین لوازم منزل فاطمه علیهاالسلام به ام ایمن سپرد تا یدارى کند و مقدار دیگرى را به اسماء بنت عمیس داد تا عطر یدارى کند و مقدار دیگرى را به نزد ام سلمه سپرد تا براى طعام ولیمه عروسى فاطمه علیهاالسلام مصرف شود.(41) هم چنین شیخ طوسى از صلى الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت بلال را فراخوانده دست برد و مبلغى از همان پول را گرفته ، به او سپرد و فرمود: براى فاطمه علیهاالسلام عطر یدارى کن و مقدار دیگرى را به ابوبکر داد و فرمود: براى فاطمه علیهاالسلام آن چه را که مناسب حال او مى بینى از لباس و اثاث خانه یدارى کن ، سپس ‍ عمار و برخى دیگر از یاران خود را به دنبالش فرستاده تا به کمک او بشتابند.
پس آن ها هر چه مى خواستند یدارى کنند نخست بر او عرضه کرده اگر مصلحت مى دانست همان را یدارى مى د.(42)
صورت ج ه فاطمه علیهاالسلام
و آن چه که این چند نفر به عنوان ج ه براى فاطمه یدارى د، عبارت بود از: 1.یک قواره پیراهن به قیمت هفت درهم .
2.یک عدد روسرى بزرگ به قیمت چهار درهم .
3.یک حوله سیاه خیبرى .
4.یک تخت خواب که با برگ درخت ما بافته شده بود.
5.دو عدد تشک کتانى از کتان هاى مصرى که درون یکى از آن ها لیف ما و در درون دیگرى پشم پر شده بود.
6.چهار عدد بالش از پوست میش مکه که از گیاه خوشبویى به نام اذ پر شده بود.
7.یک تخت پشمى .
8.یک قطعه حصیر.
9یک عدد دستاس .
10.یک عدد طشت مسى براى شستن لباس .
11.یک عدد مشک چرمى براى کشیدن آب از چاه .
12.یک بادیه بزرگ براى دوشیدن شیر.
13.یک ظرف چرمى براى آب .
14.یک آفتابه گلى لعابى شده .
15.یک سبوى گلى سبز.
16.دو عدد کوزه سفالین .
17.یک قطعه پوست چرمى
18.یک چادر از پارچه هاى بافت قطر.(43)

مراسم ازدواج فاطمه علیهاالسلام
یک ماه از ماجراى عقد على و فاطمه علیهاالسلام مى گذشت تا اینکه جعفر و عقیل (44) و بنابر نقل شیخ طوسى ، همسران به على گفتند که در صورت تمایل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسى را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوى على و رفت و آمد ام اءیمن به خانه صلى الله علیه و آله ، نخست ام اءیمن در محضر رسول خدا چنین گفت : اى رسول خدا اگر خدیجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسى فاطمه علیهاالسلام چشمش روشن مى گشت ، این على است که همسرش را مى خواهد.
پس چشم فاطمه علیهاالسلام را به وسیله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به این کار روشن گردان .
در پاسخ فرمود: چرا خود على چنین در خواستى از من نکرده ، چرا که توقع ما از او چنین بود...(45) ام اءیمن گوید: صلى الله علیه و آله به من فرمود: حال به دنبال على رفته و او را به نزد من بیاور.
به دنبال فرمان صلى الله علیه و آله به سوى على رفته دیدم که او در انتظار من است ، تا مرا دید پرسید: اى ام ایمن چه کردى ؟ عرض : صلى الله علیه و آله در انتظار توست .
على فرمود: من همان وقت بر خاسته بر صلى الله علیه و آله وارد شدم در حالى که از شرم و حیا از رسول خدا سر به زیر انداخته بودم ، در محضرش نشستم .
صلى الله علیه و آله فرمود: آیا دوست دارى که همسرت به نزد تو بیاید؟ من در حالى که سرم پایین بود گفتم : آرى پدر و مادرم به فدایت .
صلى الله علیه و آله فرمود: من امشب یا فردا شب این کار را انجام خواهم داد.(46)
پس به مؤ منان فرمود: یا على منزلى را آماده کن تا فاطمه علیهاالسلام را به آن جا منتقل کنى .
على فرمود: یا رسول الله صلى الله علیه و آله هیچ منزلى یافت نمى شود مگر منزل حارثة بن نعمان .
صلى الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند ما دیگر از حارثة خج مى کشیم زیرا بیشتر خانه هایش را از او گرفته ایم .این سخن که به گوش حارثة رسید خدمت صلى الله علیه و آله آمده ، عرضه داشت : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من و اموالم در اختیار خدا و رسولش هستیم ...پس ‍ فاطمه علیهاالسلام را در شب عروسى در خانه حارثة بن نعمان اسکان داد.
آراستن فاطمه علیهاالسلام
این جا بود که رسول خدا صلى الله علیه و آله نگاهى به ن کرد و گفت : چه ى در این جا حضور دارد؟ ام سلمه گفت : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من هستم و این زینب و این فلان و فلان در این جا نشسته اند.
صلى الله علیه و آله فرمود: براى دخترم و پسر عمویم حجره اى در یکى از خانه ها مهیا کنید.
ام سلمه گفت : در کدام حجره اى رسول خدا صلى الله علیه و آله ؟
صلى الله علیه و آله فرمود: در حجره خودت ، آن گاه دستور فرمود: تا فاطمه علیهاالسلام را براى مراسم عروسى زینت نموده و آرایش دهند.(47)
پس ن در خانه ام سلمه به چنین کارى مشغول شده و فاطمه علیهاالسلام را براى شب عروسى آماده د.(48)
ولیمه عروسى على و فاطمه علیهاالسلام
سپس به على فرمود: على جان ، باى مراسم عروسى غذاى خوبى آماده کن و آن گاه فرمود: گوشت و نان از ما باشد و ما و روغن از تو.(49)
یاران صلى الله علیه و آله که چنین دیدند هر یک به توان خود در مراسم جشن على و فاطمه علیهاالسلام شرکت کرده و هدیه اى براى على آوردند.
صلى الله علیه و آله دستور داد که گندم را آسیاب کرده و نان بپزند، و به على فرمود تا و را سر ببرد و خود به کندن پوست آن ها اقدام فرمود.
هنگامى که غذا آماده گردید، صلى الله علیه و آله دستور داد تا شخصى از بالاى بام خانه فریاد برآورد که دعوت صلى الله علیه و آله را اجابت کنید.
مسلمانان به دعوت آن حضرت به مسجد آمده و در کنار رسول خدا صلى الله علیه و آله نشسته و به برکت وجود مقدس صلى الله علیه و آله در مراسم بیش از چهار هزار نفر از مرد و زن مدینه و در چند نوبت از ولیمه عروسى على علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذا خوردند.(50)
آورده اند که صلى الله علیه و آله در آن روز ظرفها را پر از غذا مى کرد و بوسیله عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عقبه به خانه هاى بى س رستان و ضعفا و بینوایان از مسلمانان و از هم پیمانان مى فرستاد و در آن روز خانه اى نماند که از غذاى عروسى فاطمه علیهاالسلام به آن جا نرفته باشد.(51)
از خانه صلى الله علیه و آله تا خانه على علیه السلام
روز اول ماه ذیحجه سال دوم هجرت (52) روز بسیار مبارکى بوده چرا که در حقیقت روز شادى صلى الله علیه و آله و اهل بیت بوده است . روزى که در شب آن ، صلى الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به خانه على فرستاد.
مورخین درباره کیفیت بردن فاطمه علیهاالسلام نوشته اند: شب که فرا رسید صلى الله علیه و آله به سلمان فرمود: بغله شهبایم را بیاور و پس از آماده شدن ، صلى الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را بر مرکب خود سوار کرده تا به خانه على ببرد.
پس سلمان افسار مرکب را در دست گرفته و رسول خدا صلى الله علیه و آله در پشت سر او قرار گرته بود، هم چنان که به راه خود ادامه مى دادند ناگهان از پشت سر، سر و صدایى به گوشش رسید، نگاه کرد دید جبرئیل و میکائیل و اسرافیل هستند که به همراه گروهى از فرشتگان به زمین فرود آمده اند. صلى الله علیه و آله فرمود: اى جبرئیل ! براى چه نازل شده اید؟در پاسخ گفت : اى رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده ایم تا فاطمه علیهاالسلام را به خانه على ببریم ، پس جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل نیز تکبیر گفت و اسرافیل چنین کرد و سایر فرشتگان به دنبال این سه فرشته تکبیر سر دادند و به دنبال آنها صلى الله علیه و آله تکبیر گفته و در آ سلمان فارسى آواى تکبیر را سر داد و از آنها پس در مراسم عروسى و بردن عروس به خانه شوهر تکبیر گفتن سنت شد.(53)
هم چنین نقل شده که صلى الله علیه و آله به دختران عبدالمطلب و ن مهاجرین و انصار دستور داد تا به همراه فاطمه علیهاالسلام بوده و شادى کنان رجز بخوانند و تکبیر بگویند و سخنى که مورد رضاى خدا نیست بر زبان جارى نسازند.
جابر گوید: پس فاطمه علیهاالسلام را بر شهباى خود سوار کرده و سلمان افسار آن را به دست گرفته و گرداگرد فاطمه علیهاالسلام هفتاد هزار حوریه در حرکت بودند.
از سوى دیگر صلى الله علیه و آله و حمزه ، عقیل و جعفر و سایر اهل بیت نیز در پشت سر فاطمه علیهاالسلام در حالى که شمشیرهاى خود را کشیده بودند، به راه افتادند و ن صلى الله علیه و آله به همراه دیگر ن در پیشاپیش کاروان شادى حرکت کرده و ام سلمه و حفصه و معاذه مادر سعد سروده اى مى خواندند و در سایر ن با تکرار مصراع اول شادى خود را اظهار مى د و سپس تکبیر سر مى دادند تا این که داخل على شدند.(54)
دست فاطمه علیهاالسلام در دست على علیه السلام
در این که صلى الله علیه و آله بزرگوار در کجا دست فاطمه علیهاالسلام را در دست على قرار داد در بین مورخان اختلاف هست برخى آن را در خانه صلى الله علیه و آله و در برخى دیگر آن را در مسجد مى دانند.
شیخ طوسى روایت کرده همین که آفتاب غروب کرد، صلى الله علیه و آله به ام سلمه فرمود: دخترم را بیاور. او فاطمه علیهاالسلام را به محضر آورد در حالى که از شرم و حیا از رسول خدا صلى الله علیه و آله گوشه هاى لباسش به زمین کشیده و عرق از پیشانیش سرازیر بود، در برابر آن حضرت قرار گرفت .رسول خدا صلى الله علیه و آله در حضور على نقاب از چهره فاطمه علیهاالسلام برداشته و دست فاطمه علیهاالسلام را گرفته و در دست على قرار داد و فرمود: بارک الله فى ابنة رسول الله ، یا على نعم ا وجة فاطمه علیهاالسلام و یا فاطمه علیهاالسلام نعم البعل على ؛ خداى دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله را بر تو مبارک گرداند، على جان فاطمه علیهاالسلام بسیار همسر خوبى است ، اى فاطمه علیهاالسلام على شوهر بسیار خوبى است .(55)
اما ابن شهراشوب آورده است که صلى الله علیه و آله پس از بردن فاطمه علیهاالسلام به خانه على خود به مسجد رفته و نخست على را فراخواند و سپس فاطمه علیهاالسلام را در آن گاه دو دست دخترش را در دست على گذاشت ...(56)
دعاى ویژه براى فاطمه علیهاالسلام و على علیه السلام
و سر انجام آن شب پیش از آن .که خانه على علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام را ترک کند، چند دعاى ویژه در حق آن دو نموده که هرگز شخص دیگرى را در این دعا شریک نساخت از جمله این که فرمود: خدایا این دو بهترین بندگان تو در نزد من هستند، خدایا، تو آن ها را دوست داشته باش و فرزندان را بر آن ها مبارک گردان و نگهبانى از سوى خود بر آن ها بگمار و از شر رجیم نسبت به این دو و فرزندانشان به تو پناه مى برم .(57)
اسماء اضافه مى کند صلى الله علیه و آله را در آن حال ملاحظه که پیوسته براى هر دو دعا مى کرد که هیچ دیگرى را با آن ها شرکت نمى داد، او پیوسته دعا مى کرد تا وارد حجره خود شد.(58)
چشم اندازى به خانه فاطمه
در مدینه منوره ؛ شهر ، تنها یک خانه بود که رسول خدا صلى الله علیه و آله به آن عشق مى ورزید و اهلش را به شدت دوست مى داشت .در و دیوار و فضاى این خانه از معنویت و نورانیتى خاص ، حکایت داشت .
این خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهى بود، صلى الله علیه و آله آن قدر به این خانه احترام مى گذاشت که بدون اجازه وارد آن نمى گردید، هر صبح و شام به آن جا مى رفت و پس از کوبیدن در آن ، با صداى بلند بر اهلش سلام مى داد.
هنگام خارج شدن از شهر، آ ین نقطه توقفش در مدینه بود و پس از مراجعت ، اول به سراغ همان خانه مى رفت .
آن خانه خانه فاطمه علیهاالسلام بود که این بخش به وصف آن خواهد پرداخت .
ویژگى هاى خانه فاطمه علیهاالسلام
1 موقعیت جغرافیایى
این خانه در طرف شرق مسجد صلى الله علیه و آله ، هم ردیف دیگر حجره هاى رسول خدا صلى الله علیه و آله و در وسط آن ها قرار داشت . به گفته نویسنده مدینه شناسى : با توجه به دیگر گفته هاى ثبت شده ، مسلم است که خانه فاطمه علیهاالسلام بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است . (59)
مردى به عبدالل

مشاهده متن کامل ...

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
درخواست حذف اطلاعات

زندگینامه حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور ن جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده ن جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌ زدنی می‌باشد و از ن برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی ن عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (س) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌ باشد و در تمامی اعصار جریان دارد.

- مادر و پدر حضرت زهرا (س)
نام پدر حضرت زهرا (س) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی ، خاتم ان الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرت زهرا (س) خدیجه دختر خویلد، از ن بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به گرویده است و پس از پذیرش ، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌ شد و او را بزرگ ن قریش می‌ نامیدند.

- ولادت حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. حضرت زهرا (س) چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای ان است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر ف رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به حضرت زهرا (س) تطبیق نموده‌اند و حضرت فاطمه (س) را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی بر این مدعاست که در آن خداوند به خطاب می‌ کند و می‌ فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

- نام و القاب حضرت زهرا سلام الله علیها
نام مبارک او، فاطمه (علیها السلام) است و برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.
فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.


زهرا به معنای درخشنده است و از ششم، صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی ی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.

- کنیه های حضرت زهرا (س) 
کنیه‌ های حضرت زهرا (س) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها و...
ام ها به معنای مادر پدر می‌ باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که حضرت زهرا (س) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که حضرت زهرا (س) در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

- نحوه رفتار حضرت زهرا (س) با والدین و احترام به پدر

 

حضرت زهرا,زندگینامه حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا

کنیه‌ های حضرت زهرا (س) عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ها 

حضرت زهرا (س) هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود. حضرت زهرا (س) در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان (ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می د، (ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که (ص) حضرت زهرا (س) را «ام ها» (مادر پدرش) نامید.

حضرت زهرا (س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه حضرت زهرا (س) با پدر بزرگوارش بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به (ص) نمی شد. نقل است از حضرت زهرا (س) که فرمود: وقتی بر (ص) آیه نازل شد (که (ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت (ص) مرا گرفت، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و انی که ف می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است.

- ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع)

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود. حضرت زهرا (س) خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام می‌ رساند و می‌ فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.  حضرت زهرا (س) و (ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، حضرت علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب د.

 

حضرت زهرا,ولادت حضرت زهرا,زندگی نامه حضرت زهرا

از جمله نکات مهم زندگی حضرت زهرا (س) ازدواج آن حضرت بود

مسأله، مسأله زندگی، مهر و عطوفت، آرامش و تربیت، ایمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دین و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بی تکلف و بی ریای علی(ع) و فاطمه (س) هر لحظه نوری به عرش بلند شود و عرش را نورانی کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آری! «فی بیوت اذن الله ان یرفع و یذکر فیها اسمه». قرار بود ماحصل ازدواج حضرت زهرا (س)  و علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) و زینب (س) وام کلثوم (س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.
فایده ای که ازدواج حضرت زهرا (س) با علی (ع) داشت چیزی نبود که با زر و سیم  بتوان آن را قیمت گذاشت که هرچه فایده کمتر است معنویت بیشتر به ثمن بخث فروخته می شود و هرچه تجلی معنویت بیشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علی (ع) و فاطمه (س) الگویی شود برای شیعیانشان تا ابد. در روایات متعددی نقل شده است که اکرم (ص) فرمود: اگر علی نبود، زهرا (س) همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور (ص) در کفویت زوجین، ایمان دوطرف است.
در آن زمان دارایی حضرت علی (ع) منحصر به شمشیر و زرهی بود برای جهاد در راه خدا و شتری برای کار در باغستانهای مدینه. او به دستور (ص) زره را ک ن فاطمه (س) قرار داد که به حدود 400 درهم به فروش رسید و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگیش شد.

(ص)  مقدار اندکی از پول را به بلال داد تا با آن عطر ب د و بقیه پول را به چند تن از صحابه داد تا ج ه را از بازار فراهم کنند. ج ه ساده و اندکی فراهم و نزد (ص) آوردند. ساده و بی تکلف می نمود. (ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بیت برکت دهد. و البته خدانیز چنین کرد چرا که «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ ی به جز این خاندان نازل نشد!

آری خدا خواست که اهل بیت پاک و مطهر قرار گیرند، به دور از هرگونه رجس و نازیبایی و ناپاکی. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتی دیده شود دوستدارانش به یاد حسن(ع) بیفتند و هر جا قیامی در راه خدا بر علیه ظلم ستم کیشی روی دهد با پرچم حسین(ع) افراشته شود و الگوی هر زن مسلمانی زینب(س) باشد.

چگونگی رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندانش

حضرت فاطمه زهرا(س),نام های حضرت زهرا, فرزندان حضرت زهرا(س)

هم ی حضرت زهرا (س) نیز بهترین الگو برای ن مسلمان است

سیره رفتار حضرت زهرا (س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. حضرت زهرا (س) به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می د و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

در حدیث شریف اء حضرت زهرا (س) در پاسخ سلام فرزند خود حسن (ع) می فرماید: سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام حسین (ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم. حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با ک ن که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).
حضرت زهرا (س) همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض : برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید. همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی ک ن برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

در همین زمینه حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب در محراب عبادت دیدم که به عبادت و مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید. آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ک ن خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است ی که از برکات شب قدر محروم بماند.

حضرت زهرا (س) و تعلیم مسائل دینی به دیگران
حضرت زهرا (س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد و گفت: مادری پیر دارم که در مورد خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار، سؤال وی را پاسخ فرمود.

زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.

ساده زیستی حضرت زهرا (س) و پرهیز از تجمل
ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت زهرا (س) است. مهریه کم، ج ه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده ن عالم است.

حضرت زهرا (س)، الگوى یک بانوى مسلمان
حضرت زهرا (س) الگوى یک بانوى ى است. حضرت فاطمه زهرا (س) حتی خود را بر نامحرم ن نا می پوشاند. على (ع) می فرماید: نزد بودیم و او در منبر بود ٬پرسید: به من خبر دهید و بگوئید چه چیز براى زن از همه چیز بهتر است؟ هر سخنى گفت و به نتیجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد فاطمه آمدم و سؤال را تکرار . فاطمه فرمود: بهترین چیز براى زن این است که او مردى را نبینند و مردى هم او را نبیند.

بیماری حضرت زهرا (س) و عیادت از او

 

شهادت حضرت زهرا (س),بیماری حضرت زهرا,حضرت فاطمه زهرا(س)

حضرت زهرا (س)  تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود

 

 حضرت زهرا (س) سرانجام بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. فاطمه زهرا (س) گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر ی احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی ن مهاجر و انصار که از بیماری حضرت زهرا (س) آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. حضرت زهرا (س)  در این دیدار بار دیگر اعتراض و ن یتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و وج از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین حضرت زهرا (س) برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

 

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت زهرا (س) آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر حضرت زهرا (س) حاضر گشتند. حضرت فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر فاطمه را به غضب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام حضرت زهرا سلام الله علیه، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد ، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت حضرت فاطمه زهرا (س) به علی (ع)
در ایام بیماری، حضرت زهرا (س) روزی علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از انی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

القاب حضرت زهرا, زندگینامه حضرت زهرا,شهادت حضرت زهرا

مراسم کفن و دفن حضرت زهرا (س) به خواسته خود او در شب انجام شده است

 

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. حضرت زهرا (س) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خو د و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت ، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.


حضرت زهرا (س) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اوا عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه زهرا (سلام الله) سودی نخواهد بخشید.

 

مراسم تغسیل و تدفین حضرت زهرا (س)
مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت حضرت زهرا (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین حضرت زهرا (س) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، علی (علیه السلام) بنا بر وصیت حضرت زهرا (س) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به حسن و حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر، هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت حضرت زهرا (س) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند.

 

پس از حضور آنان، مؤمنان بر حضرت زهرا (س) گزارد و سپس در میان حزن و اندوه ک ن دسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه زهرا (س) پرداخت. هنگامی که تدفین حضرت زهرا (س) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت: "سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خ م و به سوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

 

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار حضرت زهرا سلام الله علیها، سرور بانوان جهان مخفی است و ی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل حضرت زهرا سلام الله علیها در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش، فاطمه زهرا (س) را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عد ی در سراسر گیتی، پایان دهد.image result for ‫ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا‬‎

 



مشاهده متن کامل ...
◆₪۩ غروب خورشید علی علیه السلام ۩₪◆ ویژه نامه دهه اول فاطمیه
درخواست حذف اطلاعات


اَلسَلامُ عَلَیکٍ یا فاطِمَةُ ا َّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّةَ عَینِ الرَّسوُلِ
موضوعات و پرسمان :
زندگینامه حضرت زهرا سلام الله علیها
احادیث درباره فضائل و....حضرت زهرا سلام الله علیها
40 حدیث از فضایل حضرت زهراء سلام الله علیها در منابع أهل تسنّن
متن وصیتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها
درد دل علی(ع) با اکرم(ص) هنگام به خا پارى فاطمه(س)
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان مبارک خودشان
حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر المومنین
نظر ی درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها در کلام آیت الله جوادی آملی
و دعای مخصوص حضرت زهرا سلام الله علیها
داستانها و حکایتهایی از حضرت زهرا سلام الله علیها
حضور اجتماعی حضرت زهرا سلام الله علیها
آغاز ناله های فاطمه سلام الله علیها پس از غم هجران پدر
آیا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کرده است ؟
اقرار ابوبکر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها
وفات حضرت زهرا سلام الله علیها یا شهادت؟
دفن شبانه حضرت زهرا سلام الله علیها چرا؟
رفع شبهات پیرامون شهادت به عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها
تکیۀ أمّ أبیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
شبهه ای در مورد به آتش کشیدن خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
عصمت حضرت فاطمه ی زهرا (س)
اعتراف خلیفه اول به اشتباه خود
آیا فدک جزیه است؟
استبعاد عقلی در موضوع احراق الباب
توهین به حضرت زهرا(س)
معرفی منبع الکترونیکی در مورد شهادت حضرت زهرا
درخواست معرفی کتاب درباره شهادت حضرت زهرا از دیدگاه شیعه و اهل سنت
شهادت "فاطمه زهرا" سندی در "حقانیت" شیعه
یک شبهه پلید
""اسناد تهاجم به منزل فاطمه زهرا س کدامند؟
پس فاطمیه چه شد؟
فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه قرآن
حوادث بعد از در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام
فاطمه شناسی
آیا خانه محروقه خانه وحی بود؟ چرا؟
چرا دوتا دهه فاطمیه داریم؟؟؟
ویژگی های حضرت زهرا (س) در کلام (ره
آیا واژه «وفات»با مفهوم «شهادت»تعارض دارد؟(به مناسبت شهادت حضرت زهرا)
آیا "نقاب" پوشش حضرت فاطمه (س) بوده است...؟؟!
شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)
مقام حضرت زهرا از دیدگاه اهل سنت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در مورد رحلت محسن ـ علیه السّلام ـ کدام قول صحیح است؟
مقام لیلة القدری فاطمه سلام الله علیها
آیا زیبر در دفن شبانه حضرت زهرا(س) حضور داشته ؟
چرا همه ان(ع) را به حضرت زهرا(س) نسبت می دهیم؟
ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا علیها السلام
فرهنگی و رسانه مذهبی :
کتاب - حضرت فاطمه سلام الله علیها
کتاب موبایل چهل حدیث فاطمی علیها السلام
متن خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد+ترجمه
کتابشناسی حضرت زهرا سلام الله علیها
در مدح مادر هستی بانوی آب و آئینه
پیامک شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها
جای خالی یاس
نوای فاطمیه - مداحی, ادعیه, استودیویی و سایر صوت های فاطمیه
صوتی زیبای حدیث شریف اء + متن
مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چگونه نوشته شد؟ ( ی)
55 کلیپ صوتی فاطمی + پلیر اختصاصی
تصاویر از خانه حضرت زهرا سلام الله علیها
ویدئو هائی برای ایام شهادت مادر شهیده ام
آلبوم تصویری ویژه شهادت حضرت فاطمه ا هرا سلام الله علیها
فلش زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها (حاج محمدرضاطاهری)+متن و ترجمه
پرستوی مه چرا زلانه می روی؟ -فلش
والپیپر و تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
تایپوگرافی فاطمه زهرا سلام الله
تصاویر متحرک ویژه شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها
اسناد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها اسکن از کتب اهل سنت
تصاویری از باغ فدک
ویژه نامه سال 89
ویژه نامه سال 90 ( دهه اول - دهه دوم)
ویژه نامه سال 91 ( دهه اول - دهه دوم)
ویژه نامه سال 92 (دهه اول - دهه دوم)
ویژه نامه سال 93 (دهه اول - دهه دوم)
نرم افزار :
مجموعه نرم افزار آندروید روضه و زنی فاطمیه ۹۱
مجموعه قالب های فاطمی ویژه ایام فاطمیه برای وبلاگ
کد پلیر آنلاین مداحی های فاطمی ویژه ایام فاطمی برای وبلاگ و سایت ها
نرم افزار های رایانه و موبایل مرتبط با حضرت زهرا سلام الله علیها
نرم افزار موبایلی "پرس و جو فاطمی سلام الله علیها"
نرم افزار موبایلی "پرس و جو فاطمی سلام الله علیها" با 180 پرسش و شبهه تولید شد
راز کبودی یاس - نرم افزار پاسخ به شبهات فاطمیه
نرم افزار پاسخ به سوالات فاطمیه ستاره عشق مرتضی-تولید اسک دین
نرم افزار پلیر فاطمیه با 55 کلیپ صوتی
نرم افزار پرسمان و پیامک فاطمی * شامل 70 پرسمان و 250 پیامک ویژه اندروید
ویژه آندروید>>>>آلبوم صوتی کلیپ فاطمیه
ویژه آندروید>>> آلبوم مداحی فاطمیه
ویژه آندروید>>> تصویرک (فاطمیه)
ویژه آندروید>>> والپیپر زنده فاطمیه
کشتی پهلو گرفته+کتاب صوتی(ویژه آندروید)
نرم افزار زیبای نوروز فاطمی ( کاری از کاربر خوب اسک دین جناب **فسفر** )
پلیر آنلاین فاطمیه ویژه عزاداران فاطمی
ارسال کارت پستال صوتی برای دوستان ویژه دهه فاطمیه
طرح هدیه صلوات به حضرت زهرا سلام الله علیها


مشاهده متن کامل ...
وظیفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) چیست؟
درخواست حذف اطلاعات

پاسخ اجمالی:

حضرت زهرا ((سلام الله علیها)) به عنوان برترین بانوی عالم هستی، دارای ابعاد والای شخصیتی و اخلاقی می باشند و این شخصیت، مورد توجه خاص اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ((علیهم السلام)) و بزرگان مسلمان و غیر مسمان بوده و می باشند.

اکرم (صلی الله علیه و آله)  به عنوان خاتم ان، دعوت انبیاء گذشته را تکمیل د؛ بعد از ایشان، ان از نسل حضرت زهرا ((سلام الله علیها) ، به ت رسیدند و مسیر هدایت را بعد از اکرم (صلی الله علیه و آله)  ادامه دادند و بقای بواسطه همین شجره مبارک، تحکیم وتثبیت شد. بنابراین ثمر دهی تلاش ها و دستورات اکرم (صلی الله علیه و آله) ، منوط به وجود با برکت ایشان بوده است و ما این هدایت و نجات از ضل را، مدیون حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هستیم.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) تلاشها و مجاهدت های زیادی در زندگی اجتماعی از خود نشان دادند که برخی از آنها موارد زیر است:

1.     دفاع از معصوم تا پای جان؛

2.     ظلم ستیزی و دفاع از حق؛

3.     مقام خضوع و عبادت  دربرابر خداوند؛

4.     مقام والای علمی؛

5.     رعایت حقوق فرزندان و همسر

6.     سازش با سختی ها

با توجه به اینکه تنها شناختن ابعاد نورانی شخصیت ایشان برای اصلاح جامعه و سیر به سمت تعالی کافی نیست و نظر به اینکه وظیفه مداری ایجاب می کند این ابعاد برای محیط جامعه و افکار عمومی هم روشن شود، وظیفه ما در قبال ایشان این است که این بانو را با این ابعاد شخصیتی بیان شده، به جامعه بشناسانیم و معرفی کنیم.

پاسخ تفصیلی:

فاطمه زهرا علیها (سلام الله علیها) ، الگو برای تمام انسانها و حجت خدا بر ان معصوم ((علیهم السلام)) و اسوه ها و سپس توجه و دقت به الگوها و اسوه ها و تاسی به رفتار و اعمال آنها می باشد، با معرفی این ابعاد اخلاقی و شخصیتی، می توانیم وظایف خود را در این راه بهتر بشناسیم و طبیعتا به وظایف خود به نحو شایسته تری عمل کنیم.

در روایتی که در کتاب الغیبه شیخ طوسی رحمة الله علیه آمده ، به الگو و اسوه بودن حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خوبی تصریح شده است. مهدی (علیه السلام) در توقیع شریفی می فرمایند:

وفِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.

دختر رسول خدا، الگوی مناسبی برای من است.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، کتاب الغیبة، ص 286، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف ال یة، الطبعة الأولى، 1411هـ.

 عسکری (علیه السلام)، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را حجت بر ان معرفی نموده است:

«نحن حجّة اللّه على الخلق، و فاطمة حجّة علینا.

ما حجت خدا بر مخلوقات هستیم و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)  حجت خدا بر خود ماست.

بحرانی اصفهانی، عبد الله بن نور الله (متوفای قرن 12)، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال ج‏11، ص7، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏

این روایت، در کتاب دیگری با این عبارت آمده است:

نحن حجة الله على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة اللّه علینا.

ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادر ما فاطمه (سلام الله علیها) حجت خدا بر ماست.

اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏،طیب سید عبد الحسین‏، ، ج‏13، ص: 225، ناشر: انتشارات ، سال چاپ: 1378

در هر سه روایت، بحث الگو گرفتن و اسوه پیدا مطرح شده است و سپس به معرفی و مشخص الگو پرداخته شده است؛ از آنجا که عمل معصوم برای ما حجت قطعی می باشد، معرفی یک شخص از سوی  (علیه السلام) به عنوان الگو، روشن کننده راه و از سوی دیگر نشان دهنده علو مقام شخص معرفی شده می باشد؛ زیرا معصوم که شخصی را به عنوان الگو معرفی می کند که نقصانی در اعمال او نباشد و معرفی حضرت زهرا (سلام الله علیها) به عنوان اسوه و الگو از سوی ، همین نتایج و ثمرات را دارد و راه و ظایف ما را در این راه مشخص می کند.

وظایف ما در مقابل حضرت زهرا (سلام الله علیها)

باتوجه به مقدمه فوق و با دقت در شخصیت نورانی ایشان، 2 وظیفه به عنوان وظایف فردی و اجتماعی ما، مشخص می شود:

1. شناساندن ایشان به عنوان الگو به افراد اجتماع و معرفی ابعاد اخلاقی وعملی ایشان به عنوان یک الگوی بی بدیل

ابعادی چون اهمیت به تعلیم و تعلم، معرفت، صبر و متانت، عفت، عبادت و خداشناسی، اهتمام به تربیت اولاد و همسر داری، عدم سکوت در برابر ظلم و تلاش همه جانبه در حمایت از حق و دفاع تمام قد از معصوم (علیه السلام) در زندگی ایشان برجسته است و نمود ویژه دارد؛ به عنوان وظیفه اول، در حد فهم و معرفت و توان خود، این بانوی آسمانی را با این فضایل و ویژگیها به جامعه معرفی کنیم.

2. توجه به ابعاد شخصیتی و فرهنگ رفتاری حضرت زهرا (س) و الگو گرفتن از آن در زندگی فردی

1. معرفت به و دفاع از معصوم (علیه السلام) تا پای جان

در شرایطی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) روزها و ساعت پایانی عمر شریف خود را سپری می د و حال مناسبی نداشتند، عده ای از ن مدینه به محضر حضرت فاطمه علیها سلام شرفیاب شدند، تا جویای احوال ایشان باشند؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، علی رغم حال نامساعد، به دفاع از حقوق پایمال شده همسر خود پرداختند و با اشاره به ظلم های مرد نمایان آن زمان در حق   المؤمنین و ریشه این ظلم ها وخیانت ها، زبان به مدح همسر مظلوم خویش گشودند و عاقبت این خیانت افراد در حق علی (علیه السلام) را برشمردند. 

لما مرضت فاطمة علیها السلام المرضة ی توفیت بها دخل النساء علیها فقلن کیف أصبحت من علتک یا بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم فق أصبحت والله عائفة لدنیاکم قالیة لرجالکم لفظتهم بعد أن عجمتهم وشئنهم بعد أن سبرتهم فقبحاً لفلول الحد وخور القنا وخطل الرأی وبئسما قدمت لهم أنفسهم إن سخط الله علیهم وفی العذاب هم خالدون لا جرم لقد قلدتهم ربقتها وشنت علیهم عارها فجدعا وعقرا وبعدا للقوم الظالمین ویحهم أنى زحزحوها عن رواسی الرسالة وقواعد النبوة ومهبط الروح الأمین الطبن بأمور الدنیا والدین إلا ذلک هو الخسران المبین وما الذی نقموا من أبی الحسن نقموا والله منه ن سیفه وشدة وطأته ونکال وقعته وتنمره فی ذات الله وبالله لو تکافئوا على زمام نبذه رسول الله صلى الله علیه وسلم لسار بهم سیراً سجحاً لا یکلم خ ه ولا یتعتع راکبه ولأوردهم منهلاً رویاً فضفاضاً تطفح ضفتاه ولأصدرهم بطاناً قد تحرى بهم الری غیر متجل منهم بطائل بعمله الباهر وردعه سورة الساغب ولفتحت علیهم برکات من السماء وسیأخذهم الله بما کانوا ی بون.

أبی الفضل احمد بن أبی طاهر المعروف بابن طیفور (متوفاى280 هـ ) بلاغات النساء، ص: 9، ناشر: منشورات مکتبة بصیرتی ـ قم.

در آن بیماری که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در اثر أن به شهادت رسیدند، عده ای از ن مدینه برای احوال پرسی، خدمت ایشان حاضر شدند، و جویای حال ایشان شدند وسؤال د که با این بیماری چه حال و وضعیتی دارید؟ حضرت زهرا (سلام الله علیها)  فرمودند: قسم به خدا، روزگار را می گذرانم ، در حالیکه از دنیای شما متنفرم و از مردان شما کراهت و بیزاری پیدا ، با آنان سخن گفتم بعد از آنکه آنان را لال یافتم، آن ها را دشمن خود یافتم، بعد از آن که آن ها را آزمودم؛ چقدر کندی شمشیر و ش تگی نیزه و تغییر موضع شما زشت است؛ چه اعمال بدی برای آ ت خود پیش فرستاده اند در حالیکه خداوند بر آنان غضب نموده ودر آتش جهنم جاودان من گردنبند غصب خلافت را به گردن این افراد انداختم (مسبب غصب خلافت این ها هستند) و ننگ این عمل را مختص این ها می دانم؛ بنابراین دوری از خیر وهلاک شدن ودوری از رحمت خدا سزاوار این قوم ظالم است که خلافت را از انی جدا د که رس به واسطه آن ها استوار است ( اهل بیت رس ) و ستونهای نبوت  ومحل نزول جبرئیل اند و در امور دنیا و دین زیرکند، و این زیان و خسارتی آشکار است و این چه انتقامی است که از علی (علیه السلام) گرفتند؟، انتقام نگرفتند، مگر به خاطر (ترس از) شمشیر استوار او (وتنفری که از شمشیر او داشتند) و شدت غلبه و لگد مال (مجرمان در راه خدا و در میدان های نبرد) و جنگهای شدید او (و به خاطر ترس از) خشم او در راه خدا. قسم اگر آن ها بر پیمانی که رسول خدا برای علی (علیه السلام) بسته هم پیمان می شدند ( ت و خلافت ایشان را می پذیرفتند) آن ها را به نیکه راه بری می نمود و (مانند شتر بانی ماهر) به گونه ای عمل می کرد که نه حیوان صدمه ببیند و نه سوارش به دلیل تکان های حیوان، آزرده شود، و این کاروان را به سرچشمه زلال و صاف سعادت ی می کرد ، سرچشمه ای که دو سمت آن، آب زلال وصاف موج می زند. اگر زمام امر را به دست او می سپردند، همه را سیراب می کرد درحالیکه خودش به کمترین مقدار(یک جام)برای رفع تشنگی اکتفاء می کرد وکم ترین مقدار غذا که گرسنه به آن رفع گرسنگی کند و او ی است که، کوچک ترین بهره ای به نفع خود نمی برد و در آن زمان بود که درهای رحمت الهی از آسمان گشوده می شد و ثمره این عمل، توسط خدا به همه تحویل و ارائه می شد.

در این کلام نورانی که در نهایت فصاحت و بلاغت، توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)  بیان شده است و در قدیمی ترین کتب اهل سنت و شیعه آمده است؛ عمق معرفت و شناخت به مولای متقیان علی (علیه السلام) و دل داغدار وآزرده ایشان و عزم، اراده، حرکت واقعی و دفاع از ولایت حتی در سخت ترین لحظه ها را به واضح ترین نحو می توان مشاهده کرد.

در خطبه دیگری، حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، زبان به مدح و ستایش المؤمنین می گشاید و مقام ومنزلت الؤمنین (علیه السلام) و عمق معرفت، بصیرت و شناخت خود را به معصوم نشان می دهد.

کلما حشوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا و نجم قرن للضلال و فغرت‏ فاغرة من المشرکین قذف بأخیه فی لهواتها فلا ینکفئ حتى یطأ صماخها بأخمصه و یخمد لهبه ا بحده مکدودا فی ذات الله قریبا من رسول الله سیدا فی أولیاء الله.

هروقت آتش جنگ را بر افروختند، خداوند آن را خاموش کرد و هروقت که شاخ گمراهی(شاخ ) نمایان شد شخصی باهیبت و ترسناک ظاهر می شد(مانند اژدهایی ترسناک که دهان باز می کند)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برادرش علی بن طالب ((علیه السلام)) را در کام اژدها (برای مقابله با آن) افکند و او هم باز نمی گشت، مگر آنکه مشرکان را به طور کامل نابود می کرد و آتش(کفر یا خیانت) آنها را با شمشیرش خاموش می کرد. المؤمنین ی است که در اوج استواری و ایستادگی در راه خدا ، اهل جهاد و تلاش در مسیر الهی و نزدیک و خویشاوند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سید و بزرگی از اولیای خداست.

أبی الفضل احمد بن أبی طاهر المعروف بابن طیفور (متوفاى280 هـ ) بلاغات النساء، ص25، ناشر: منشورات مکتبة بصیرتی ـ قم؛ الإحتجاج على أهل اللجاج( للطبرسی) طبرسى، احمد بن على(‏588 ق‏)جلد 1 ص100 محقق : سان، محمد باقر، نشر مرتضی، مشهد،1403. در احتجاج طبرسی مطلب فوق به صورت کامل تر ذکر شده است : « کُلَّمَا اَوقَدوا ناراً لِلحَربِ أطفَأهاَ اللهُ اَو نَجَمَ قَرنُ الشَّیطانِ اَو فَغَرت فَاغِرَةٌ مِنَ المُشرِکینَ قَذَفَ اَخَاهُ فی لَهَواتِها فَلا ینکَفیءُ حَتّی یطَأصِماخَها بِاَخمَصَهِ وَ یخمِدُ لَهَبَها بِسَیفِهِ، مَکدوُداً فی ذاتِ اللهِ، مُجتَهِداً فی اَمرِ الله، قَریباً مِن رَسولِ اللهِ، سَیداً فی اَولیاءِ اللهِ مُشَمِّراً، ناصِحاً،، لا تَأخُذُهُ فی اللهِ لَومَةُ لائِمٍ». هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد یا هر هنگام که شاخ نمایان شد یا شخصی باهیبت و ترسناک ظاهر می شد(مانند اژدهایی ترسناک که دهان باز می کند)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برادرش علی بن طالب ((علیه السلام)) را در کام اژدها (برای مقابله با آن) افکند و او هم باز نمی گشت، مگر آنکه مشرکان را به طور کامل نابود می کرد و آتش(کفر یا خیانت) آنها را با شمشیرش خاموش می کرد. . المؤمنین ی است که در اوج استواری و ایستادگی در راه خدا ، اهل جهاد و تلاش در مسیر الهی و نزدیک و خویشاوند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سید و بزرگی از اولیاست، همواره آماده حرکت وتلاش، نصیحت کننده و تلاش کننده در راه خداست که در راه خدا از سرزنش ملامت کنندگان ابایی ندارد.

2.  دفاع از    زمان تا پای جان در قضیه هجوم

بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، غاصبان ولایت چندین هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) آوردند و در هجوم آ ، حرمت خاندان وحی را به طور کامل زیر پا گذاشتند و درب خانه را به آتش کشیدند و وارد خانه شدند؛ در این میان، حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)  نهایت رشادت و پایمردی را از خود نشان دادند و ابتدا آنها را نسبت به وصایای صلی الله علیه و آله نسبت به این خاندان یاد آور شدند؛ بعد از اینکه پندها و نصایح حضرت از سوی آنها با بی شرمی تمام زیر پا گذاشته شد، ابتداء حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، مانع از ورود آنها به خانه شدند؛ علی رغم این مجاهدت، آنها وارد خانه شدند؛ آنها قصد داشتند به زور المؤمنین را برای بیعت به مسجد ببرند، اما با مقامت و پایداری حضرت زهرا (سلام الله علیها)  مواجه شدند و ایشان خود را حائل بین منافقین و المؤمنین (علیه السلام) قرار دادند و از ناحیه منافقین ضرباتی سنگینی بر ایشان وارد شد و سرانجام با شهادت خود در این راه، قیمت دفاع از خود را پرداختند:

ثم إن أبا بکر بعث عمر بن الخطاب إِلى علی ومن معه لی جهم من بیت فاطمة رضی الله عنها، وقال: إِن أبوا علیک فقاتلهم. فأقبل عمر بشیء من نار على أن یضرم الدار، فلقیته فاطمة رضی الله عنها وق : إِلى أین یا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخل فیه الأمة.

ابو بکر عمر را به نزد علی و انی که با او بودند، فرستاد تا ایشان را از خانه فاطمه بیرون آورد  و گفت اگر ممانعت د پس با ایشان جنگ کن. پس عمر با مقداری آتش به سمت ایشان آمد تا خانه را به آتش بکشد. پس فاطمه (علیها السلام) او را دید و گفت به کجا می روی ای فرزند خطاب.؟ آیا آمده ای که خانه ما را به آتش بکشی؟ گفت آری مگر اینکه همان کاری را انجام دهید که مردم د.

المختصر فی أخبار البشر، أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علی بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أیوب، الملک المؤید، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) (ج1 ص156)الناشر: المطبعة الحسینیة المصریةالطبعة: الأولى

بعد از تهدیدات، نوبت به جسارت های بعدی رسید؛ زمانی که منافقین داخل بیت وحی شدند و حضرت زهرا (سلام الله علیها)  برای دفاع از خویش، وجود خود را سپر بلای المؤمنین کرد وجان شریفش را در راه ت تقدیم کرد وفرزند 6 ماهه او به شهادت رسید.

قَدْ کَانَ قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ ضَرَبَ فَاطِمَةَ ع بِالسَّوْطِ حِینَ حَالَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجِهَا وَ أَرْسَلَ إِلَیْهِ عُمَرُ إِنْ حَالَتْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَاطِمَةُ فَاضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عِضَادَةِ بَابِ بَیْتِهَا وَ دَفَعَهَا فَکَسَرَ ضِلْعَهَا مِنْ جَنْبِهَا فَأَلْقَتْ جَنِیناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهَا مِنْ ذَلِکَ شَهِیدَة

هنگامی که فاطمه (سلام الله علیها)  خود میان شوهرش و قنفذ قرار داد ، قنفذ ـ که خدا او را لعنت کند ـ او را با تازیانه زد ، عمر هم پیام فرستاد که اگر فاطمه بین تو و او (علی (علیه السلام)) مانع شد او را بزن. قنفذ حضرت زهرا را به سمت چهارچوب در خانه اش کشاند و در را فشار داد طوری که استخوانی از پهلویش ش ت و جنین او که درشکم در سقط شد وحضرت زهرا (سلام الله علیها) از بستر جدا نشد تا به خاطر آن از دنیا رفت.

الهلالی، سلیم بن قیس (متوفاى80هـ)، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2 ؛ ص588 ناشر: انتشارات هادی ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.

برای مطالعه بیشتر پیرامون وقایع بعد شهادت اکرم صلی الله علیه و آله شامل غصب فدک وماجرای هجوم وبیعت اجباری از المؤمنین (علیه السلام) به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6380

3. ظلم ستیزی و دفاع جانانه و مطالبه از حق

بعد از شهادت اکرم صلی الله علیه و آله، اتفاقات ناگواری در جامعه ی به وقوع پیوست؛ از جمله این وقایع می توان به غصب فدک که مال اختصاصی حضرت زهرا (سلام الله علیها)  بود و در زمان حیات اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان بخشیده شده بود، اشاره کرد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها)  برای گرفتن حق مسلم خویش، مکرر به خلفای غاصب مراجعه د وحق خویش را مطالبه د، اما هر بار درخواست مشروع آنها، بدون پاسخ و با بهانه های سست و غیر شرعی رد شد.

بخاری معتبرترین کتاب حدیثی اهل سنت، به نقل از عایشه در مورد ن یتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) از خلفاء و مطالبه مکرر فدک و غضبناک شدن ایشان از خلفاء و برطرف نشدن ن یتی ایشان به خاطر غصب فدک تا آ عمر مبارک ایشان، چنین می نویسد:

حدثنا عبد العزیز بن عبد الله حدثنا إبراهیم بن سعد عن صالح عن ابن شهاب قال أخبرنی عروة بن ا بیر أن عائشة أم المؤمنین رضی الله عنها أخبرته : أن فاطمة علیها السلام ابنة رسول الله صلى الله علیه و سلم سألت أبا بکر الصدیق بعد وفاة رسول الله صلى الله علیه و سلم أن یقسم لها میراثها ما ترک رسول الله صلى الله علیه و سلم مما أفاء الله علیه فقال أبو بکر إن رسول الله صلى الله علیه و سلم قال ( لا نورث ما ترکنا صدقة ) . فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلى الله علیه و سلم فهجرت أبا بکر فلم تزل مهاجرته حتى توفیت وعاشت بعد رسول الله صلى الله علیه و سلم ستة أشهر ق وکانت فاطمة تسأل أبا بکر نصیبها مما ترک رسول الله صلى الله علیه و سلم من خیبر وفدک وصدقته بالمدینة فأبى أبو بکر علیها ذلک

عایشه می گوید: فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله)سلم، بعد وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله) سلم از ابابکرصدیق درخواست کرد، ارثیه او را از آن چیزهایی که از باقی مانده است و خدا آنها را خالص برای قرار داده است، پرداخت کند؛ ابابکر گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ما ارث باقی نمی گذاریم ، آنچه از ما باقی می ماند صدقه است». فاطمه(سلام الله علیها) غضبناک شد وبا ابابکر قهر کرد  واین قهر و غضب تا زمان شهادت آن حضرت باقی بود؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از اکرم (صلی الله علیه وآله)  6 ماه زنده بودند و سهم خود را از ماترک و باقیمانده اموال پدرش که عبارت از خیبر و فدک و وجوهات مدینه بود از ابابکر مدام طلب می د و ابابکر از پذیرش آن امتناع کرد و گفت چیزی به تو نمی دهم

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، البخاری،(3/ 1126)، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در این روایت که در مهم ترین کتاب حدیثی اهل سنت نقل شده است، به چند مطلب پرداخته شده است، که از جمله آن می توان به غضبناک شدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) از خلفاء و ادامه ناراحتی و ن یتی ایشان از خلفاء تا پایان حیات دنیوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) و مطالبه مکرر فدک و پافشاری در گرفتن حق مسلم خویش ، اشاره کرد.

این روایت، سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای ما باز گو می کند و بیان می کند حضرت زهرا سلام الله علیها در برابر ظلم ت ننشستند و حق خود را مطالبه د؛ زیرا سکوت در برابر ظالم جایز نیست و همچنین حق، گرفتنی است؛ بنابراین با تاسی به این منش بانوی دوعالم، باید همواره ظلم ستیزی و مقابله با بی عد ی را در زندگی مد نظر قرار دهیم و همانطور که ایشان با این حرکت خود به تمام عالم اثبات فرمودند که ظلم آشکاری در پیکره به وقوع پیوسته وهمه باید به آن واقف باشند، ما نیز وظیفه داریم در آشنا مردم به مظاهر بی دینی وظلم، کوشا باشیم ودر برابر آن بی تفاوت نباشیم وحقیقت جریان های خلاف دین که ظاهر دینی را دارند را به مردم در حد توان نشان دهیم.

4. مقام خضوع و عبادت و بندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها)  در برابر خداوند:

شیخ صدوق، از بزرگترین محدث شیعه، روایتی را از اکرم (صلی الله علیه و آله) ، درباره مقام خضوع و بندگی دخترشان نقل می کند، که توجه ودقت به آن، بسیار مفید است:

هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی‏ مِحْرَابِهَا بَیْن یَدَیْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَظْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ إِمَائِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِی.

فاطمه، حوریه بهشتی در قالب انسان است هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش جل جلاله می ایستد نورش به فرشتگان آسمان می تابد، چنانچه نور ستارگان بر زمین بتابد و خداى عز و جل به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من، ببینید کنیزم فاطمه، که بزرگ کنیزان من است در مقابلم ایستاده و اعضای بدنش از ترسم می لرزد و دل بعبادتم س است.

الأمالی( للصدوق) / النص / 113 / المجلس الرابع و العشرون

این روایت، مقام عبادت وبندگی و مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها)  را نشان می دهد؛ آن قدر این مقام بالا و عظیم است که خدا از زبان ش، آن را ستایش می کند. سزاوار است انسان مسلمان با توجه به مقام بندگی و خضوع ایشان در برابر خالق ، راه بندگی وعبودیت

مشاهده متن کامل ...

امّ المؤمنین خدیجۀ کبری سلام الله علیها
درخواست حذف اطلاعات

حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

ع از مهر

5368 : سلسله پست های عترت رسول الله(قسمت 170). امّ المؤمنین خدیجۀ کبری سلام الله علیها در کتاب «پاسکال تا سلمان» اثر مهدی دقیقی شاهرودی.  مهدی دقیقی شاهرودی در مقاله ای با عنوان مادر : گذری بر زندگی امّ المؤمنین خدیجۀ کبری (سلام الله علیها) آورده است:

وسعت وجودی شخصیت حضرت خدیجۀ کبری (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که قلم سرگشته و شیدا می‌ماند که از کدامین جهت از اقلیم وجود او سخن بگوید: از شخصیتش در دوران سیاه جاهلیت، فهم مقدسش در شناخت گوهر دریای هستی، سبقتش در ایمان، فداکاری‌اش در راه دین، همسری‌اش برای دردانۀ آفرینش یا مادری‌اش برای فاطمۀ اطهر (سلام الله علیها). سلام‌های مکرر خدا بر او، ظلمی که تاریخ حتی در ذکر سن و صفاتش بر او روا داشته است و صدها موضوع دیگر میدانی است که می‌تواند عرصۀ توجه محققان و صاحبان شه و قلم باشد. شاید بهترین و جامع‌ترین معرفی برای این شخصیت پرشعاع معرفی وحی الهی باشد:

او مادر مؤمنان است و سرچشمۀ جوشش ایمان. چرا نباشد -‌ در حالی که او در اطاعت از خدا و رسولش گوی سبقت را از همگان ربوده بود و در کنار علی مرتضی به رتبت السابقون السابقون نایل گردیده بود و در آن زمان

بسیاری از مدعیان مادری مؤمنان در صلب پدر هم نبودند؟! در گوشت و پوست و استخوانش با تمام جوانبش رسوخ نموده بود و هیچ گاه در برابر دین خدا طغیان نکرد. او اطیعوا الله و اطیعوا الرسول را با اطاعت از اولوالامر جمع کرد و نهایت کمال خویش را به عالم اثبات نمود. ام‌المؤمنین خدیجه (علیها السلام) هم رس ‌مدار بود و هم ت‌محور؛ هم حامی و همگام رس بود و هم محب و طرفدار ت. (۱) و به همین جهت است که تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست‌بسته می‏ایستد.

حیات خدیجه (سلام الله علیها): حضرت خدیجه، دختر خُوَیلد بن اَسَد (۲) از ن بافضیلت است. نام مادر او فاطمه دختر زائد از تیره و قبیله عامر بن لویّ است.( ۳)آنچه مشهور شده است اینکه خدیجه ۶۸ سال پیش از هجرت و به عبارت دیگر، ۱۵ سال قبل از عام الفیل در شهر مکه به دنیا آمد(۴) و در دوران جوانی از جمله ثروتمندترین افراد قریش شد.( ۵) تاریخ‌نگاران بارها از او با عناوینی چون «امراه حازمه لبیبه»؛ بانوی دور ش و دمند و «امرأه عاقله»؛ یعنی بانوی عاقل یاد کرده‌اند. وی با مدیریت و درایتی قوی، به دور از رسم تجار زمانه که رباخواری را از اصول اولیه ب ثروت قرار داده بودند، به تجارت مضاربه‌ای روی آورد. او بیش از هشتادهزار شتر در مناطق مختلف برای تجارت و در مناطق مختلفی چون مصر و حبشه تجارتخانه داشت به سبب همین ثروت چشمگیر در آن دوران از ایشان به «ملکۀ عظیمه» یعنی « ملکه ای در نهایت عظمت» تعبیر می د.(۶)

خدیجه در عصر جاهلیت، که ن پاکدامن کم بودند( ۷) و بسیاری از ن به انحراف های عصر جاهلی آلوده بودند، زنی پاکدامن بود و تباهی‌های دوران جاهلیت نتوانسته بود دامان حضرتش را فرا گیرد. از این رو، در میان قوم و قبیلۀ خود، جایگاهی والا پیدا کرد و به طاهره شهرت یافت.( ۸) او در صورت (به پانوشت ۴۳ رجوع کنید) و سیرت از ن برجستۀ زمان خود بود و نیز شخصیت خدیجه در همان عصر آن چنان چشمگیر و مورد احترام خاص و عام بود که او را «سیدۀ نسوان» [سرور ن] می‌خواندند. (۹) فضایل اخلاقی خدیجه (علیها السلام)، بسیاری از بزرگان و صاحب‌منصبان عرب همچون عتبه، شیبه، عقبه بن معیط، ابوجهل و دیگران (۱۰) را به فکر ازدواج با وی می انداخت. اما او از ازدواج استنکاف می نمود.

در این بین با مقامات معنوی (صلی الله علیه و آله) آشنا شد و آن دو غلامی که برای سفر تجارت همراه (صلی الله علیه و آله) فرستاده بود مطالب و کراماتی را که از وی دیده بودند برای خدیجه (علیها السلام) نقل د. خدیجه (علیها السلام) شیدای اخلاق و کمال شد. از سوی دیگر او از یکی از دانشمندان یهود و نیز ورقه بن نوفل، که از علمای بزرگ عرب و خویشان نزدیکش به شمار می‌رفت، دربارۀ ظهور آ ا مان و خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) مطالبی شنیده بود.(۱۱) همۀ این عوامل باعث شد تا خدیجه (علیها السلام) حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) را به همسری خود انتخاب کند.

بنا بر نظر مشهور، خدیجه در چهلمین سال و طبق نقل صحیح در۲۵ یا ۲۸سالگی (۱۲) از عمر خود با (صلی الله علیه و آله) به عنوان اولین همسر زندگی خود ازدواج کرد در حالی که عذراء (دوشیزه ای ) بود (۱۳)؛ در این زمان هنوز مبعوث نشده و بیست‌وپنج‌ساله بود. او نیز چون خدیجه اولین ازدواج خود را تجربه می‌نمود و قبل از خدیجه با هیچ زنی ازدواج نکرده بود. همۀ منابع تاریخی خدیجه (س) را اولین همسر (ص) معرفی نموه‌اند. و (ص)، هنگام زندگی با او، همسر دیگری اختیار نکرد (۱۴). او پس از خطبۀ عقد همراه با مهر و محبت ویژه دامن محمد (ص) را گرفت و گفت «سیدی، إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک»؛ ای مولایم! بیا به خانۀ خودت! خانۀ من خانۀ توست، و من نیز کنیز تو هستم. (۱۵)

تمام همسران اشراف قریش به سبب این ازدواج با وی قطع رابطه د، اما خدیجۀ کبری (س) با امین قریش، زندگی شرافتمندانه‌ای را پایه‌ریزی کرد، که در تاریخ بشریت بی‌همتا و بی‌مانند است. خدیجۀ کبری (س) به (ص) عشق و علاقۀ ویژه ای داشت و هنگامی که آن حضرت مبعوث به رس شد، تمام توان و دارایی‌های خویش را در اختیار آن حضرت گذاشت، تا در راه و باروری آن هزینه کند. در این زمان و بعد از بعثت اکرم (ص)، خدیجه اموال بسیاری داشت.

چهارصد غلام و کنیز کارگزار او بودند. بر بام خانۀ بزرگ او، خیمه ای زیبا و بزرگ از حریر سبز برافراشته بود تا درماندگان، خانۀ او را بشناسند و برای کمک گرفتن به آنجا بیایند. او از یاری فقرا روی برنمی‌گرداند و خانه‌اش پناهگاه نیازمندان بود؛ تا جایی که او را «ام الصعالیک» و «ام الایتام» یعنی مادر بینوایان و یتیمان می‌خواندند.(۱۶) خدیجه با این ثروت انبوه، پس از ازدواج با ، به خانۀ عمویش، ورقۀ بن نوفل، رفت و به او گفت: «اکنون نزد محمد برو و بگو همۀ غلامان و کنیزانم را به او بخشیده‌ام». اموال فراوانی هم به ورقه داد و گفت: «اینها را نیز به محمد بده و بگو هرگونه می‌خواهی تصرف کن». ورقه کنار کعبه آمد و با حضور مردم در کنار چاه زمزم ایستاد و گفت: «ای مردم، خدیجه شما را شاهد می گیرد که خود، مهریه، غلامان، کنیزان و همۀ ثروتش را به محمد بخشیده و همۀ آنها هدیه‌ای است که محمد پذیرفته است. این کار خدیجه به دلیل محبت و احترام او به محمد است. همۀ شما گواه باشید».( ۱۷)

یاری با اموال خدیجه به این فقره ختم نشد؛ بلکه تا آ عمرِ حضرتِ خدیجه مستمر بود و به ویژه در سال‌های سخت محاصرۀ اقتصادی مسلمانان در شِعب ابوطالب، ثروت خدیجه مسلمانان را از نابودی نجات داد؛ تا جایی که در ماجرای شعب فرمود: هیچ ثروتی همانند ثروت خدیجه به من سود نرساند.( ۱۸) در ماجرای شعب، از اموال خدیجه جز دو پوست که یکی را زیرانداز و دیگری را روانداز می‌ د، چیزی باقی نماند. این واقعه نشان می‌دهد حضرت ام‌المؤمنین خدیجه اموال خود را در اختیار نگرفت که به مرور زمان به بخشش در راه مشغول باشد؛ بلکه همان ابتدا تمام اموال را به بخشید تا او در راه اعتلای کلمۀ توحید و آبیاری درخت نوپای مصرف نماید.

حضرت ام‌المؤمنین خدیجه (علیها السلام) از ن فهیم، دانا و دمند، صبور، مهربان، باگذشت و ایثارگر، و یگانۀ عصر خود بود که خداوند بدو ف می‌کرد. (۱۹ ) مقام این بانو نزد آنچنان والاست که (صلی الله علیه و آله) در تمام مراحل زندگی خود چه در زمان حیات خدیجه و چه بعد از وفات او از او به خیر و نیکی یاد می‌کرد و فضایل او را بیان می‌کرد. منابع تاریخی ام‌المؤمنین خدیجه (سلام الله علیها) را اولین زنی برشمرده‌اند که آورد.( ۲۰) همچنین در تعیین مصادیق السابقون در ، خدیجه (سلام الله علیها) و علی (علیه السلام) را به عنوان اولین ایمان آورندگان تصریح نموده‌اند.( ۲۱)

این منابع همچنین به پیشگامی خدیجه (س) به همراه علی (ع) در ب ایی به همراه (ص) اشاره کرده و آنان را به عنوان اولین گزاران عالم معرفی نموده‌اند. (۲۲) اکرم (صلى الله علیه و آله)، وقتی نخستین سیر شبانه‌شان (معراج) انجام پذیرفت و به سوى زمین بازمى‌گشتند، از پیک وحى چنین مورد خطاب قرار گرفتند: «حاجتی أن تقرأ على خدیجهًْ مِن الله و منّى السلام»؛ درخواست من این است که از خداى منّان و از منِ جبرئیل، بر خدیجه سلام برسانى. هنگامى که اکرم (صلى الله علیه و آله) درود خداى منان را به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: «خدا سلام است، سلام از او به سوى اوست».(۲۳)

در یکى از تهاجمات ناجوانمردانۀ قریش که باعث شد شایعۀ‌ کشته شدن (صلى الله علیه و آله) منتشر شود، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در میان درّه‌ها و ص ه‌هاى اطراف مکّه به دنبال حبیبش مى‌گشت و سیلاب اشک بر صورتش روان بود. پیک وحى بر رحمت فرود آمد و عرضه داشت: «ملائکۀ آسمان به جهت گریۀ خدیجه (سلام الله علیها) به گریه افتاده‌اند. او را به سوى خود فرا خوان، درود مرا ابلاغ کن و او را بشارت ده که خدایش به او درود مى‌فرستد و او را به قصرى در بهشت بشارت ده که در آن هیچ غم و اندوهى نیست». (۲۴)

احترام (صلی الله علیه وآله) به خدیجه (علیها السلام)، به سبب عقیده و اعتقاد او به توحید بود. (۲۵) او ازجملۀ ن برگزیدۀ الهی است. به همین جهت احترام رسول خدا به خدیجه اختصاص به زمان حیات وی نداشت؛ بلکه پس از رحلت آن بانوی استوار، یاد و خاطرۀ ایشان را زنده می داشت و همیشه در نزد مقامی نیکو داشت و رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) فراوان در مناقب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) سخن می‌گفت و می‌فرمود: «هر روز خداى متعال چندین بار با وجود خدیجه بر فرشتگان مباهات مى‌کند». (۲۶) و در مرتبۀ ایمان خدیجه فرمود: «او هنگامى به من ایمان آورد که دیگران کفر می‌ورزیدند. او مرا تصدیق نمود، هنگامى که دیگران انکار مى‌ د. او همۀ ثروتش را در اختیار من قرار داد، هنگامى که دیگران دریغ مى‌ورزیدند. خداى منان از او به من فرزند عنایت کرد، ولى دیگران را محروم ساخت». (۲۷) او بهترین و صادق‌ترین ، مشاور و مایۀ آرامش (ص) بود.( ۲۸) خدیجه در نزد او بهترین بود و می فرمود: «بهترین بانوان عالمیان عبارتند از: مریم دخت عمران، آسیه دخت مزاحم (همسر فرعون)، خدیجه دخت خویلد و فاطمه دخت محمد (صلى الله علیه و آله)».(۲۹) و باز در جای دیگر فرمود: «برترین بانوان بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم». (۳۰) همواره سبقت و پیشتازی او را در ایمان می‌ستود(۳۱) و دوست داشتن او را علنی فریاد می‌زد که: «من او (خدیجه) را از اعماق دل دوست داشتم». (۳۲) و محبان خدیجه محبوب دل بودند: «من دوستداران خدیجه را دوست مى‌دارم». (۳۳) او را بهترین همسران خود می دانست: «هرگز خداى متعال همسرى بهتر از خدیجه به من عطا نکرد» (۳۴)و می‌فرمود: «خداى متعال على، حسن، حسین، حمزه، جعفر، فاطمه و خدیجه را بر جهانیان برگزید».(۳۵) خطاب به عایشه، آن‌گاه که خدیجه را پیرزنی بی‌دندان(۳۶) دانست و خودش را برتر از او پنداشت، با عتاب فرمود: «دربارۀ خدیجه این‌گونه سخن نگو! او نخستین بانویى بود که به من ایمان آورد. او براى من فرزند آورد و تو محروم شدى…»( ۳۷)

و این نکتۀ برجسته‌ای است که فرزند آوردن برای از بین همۀ ن (ص)، نصیب خدیجه (س) شده است و یازده از نسل او و از طریق دخترش عظیم الشأن او فاطمه (س) به وجود آمده است و بدان اشاره می‌کند. شاید بتوان یکی از مهم ترین وقایع را که عاملی بزرگ برای جاودانگی نام ایشان است ولادت ام‌ّالائمه، حضرت صدیقۀ کبری فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها)، به شمار آورد.این حادثه به صورت‌های گوناگونی نقل شده، اما مضمون واحدی دارد.هنگامی که درد زایمان به سراغ ایشان آمد، به واسطۀ فرستاده‌ای از ن قریش یاری طلبید. ن قریش، با سرزنش ایشان که به سخن ما اعتنا نکردی و با یتیم ازدواج کردی، استمداد ایشان را رد د. در این هنگام چهار زن بلندقامت وارد اتاق شدند. آنها خود را این‌گونه معرفی د: ساره (همسر حضرت ابراهیم علیه السلام) آسیه (همسر فرعون) مریم (مادر حضرت عیسی علیه السلام) و کلثم (خواهر حضرت موسی علیه السلام). آنها گفتند: ما از سوی خداوند برای کمک به شما و بشارت به قدوم فرزندتان آمده‌ایم. در این فرزند و نسل او برکت قرار داده شده است (۳۸).

این اتفاق از عنایت خداوند متعال به خدیجۀ کبری (علیها السلام) حکایت دارد. وقتی همه از یاری ایشان سر باز زدند فرستادگان الهی نصر خداوند را برای وی به ارمغان آوردند و معلوم ساختند که إن تنصروا الله ینصرکم (هر خدا را یاری کند خدا او را یاری می کند). بدین ترتیب او مادر شجره ای پاک گردید، نسلی الهی از زنی که قبل از ولادت او، در کتاب آسمانی انجیل که بر حضرت عیسی نازل شد به عنوان «بانوی مبارکه و همدم مریم در بهشت» یاد شده است، در آنجا که در توصیف (صلی الله علیه وآله خطاب به عیسی چنین آمده: «نسله من مبارکه، و هی مونس أمک فی الجنه»؛ نسل او از مبارکه (بانوی پربرکت) است که همدم مادرت مریم در بهشت می‌باشد.(۳۹)

به سبب همین فضایل، او در طول زندگى محسود بود و آن‌گاه که در جوار پروردگار پر کشید نیز حسد حاسدانش به او پایان نیافت. از عایشه روایت شده است که گفت: «من هرگز به احدى از همسران همانند خدیجه حسد نورزیدم، در حالى که هرگز او را ندیده بودم ‌از بس از او یاد مى‌کرد. گاهى مى‌گفتم: گویى جز خدیجه هیچ زنى در این دنیا نبوده است!»( ۴۰)

همین کینه‌ها و حسدها باعث گردید قلم‌به‌مزدان تاریخ‌نویس آن‌گونه که حق آن بانوست درباره‌اش ننگارند و فضایل او را به دیگران نسبت دهند و دریای دُربار زندگی پرارزش او را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند، به گونه‌ای که حتی گفته‌اند پیش از ازدواج‌های متعددی کرده است و دربارۀ ابعاد مختلف زندگی آن بانو و سن شریفش نیز اعدادی دور از واقعیت را به خورد تاریخ داده‌اند.

سلیمان الکتانی، ادیب و دانشمند ی، تعبیری زیبا دارد. او می‌گوید: «خدیجه دوستی خود را به همسرش بخشید، در حالی که احساس بخشندگی نمی‌کرد؛ بلکه احساس می‌کرد که از او محبت و دوستی میگیرد و همۀ سعادت را از او دریافت می‌کند. ثروتش را به او بخشید، حال آنکه احساس نمی‌کرد که می‌بخشد؛ بلکه احساس او این بود که از او هدایت را دریافت می‌کند که بر همۀ گنج‌های روی زمین برتری دارد…».

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بزرگ بانوی است که با معرفت و شناخت (ص) از قبل از بعثت تا اعلام و گسترش ، یگانه غمخوار ایشان بود. خدیجه (سلام الله علیها) بعد از ازدواج با (ص) اموالش را به (ص) بخشید. رسول اکرم (ص) اموال خدیجه (سلام الله علیها) را برای خیرات و انجام هر کاری که به پیش‌برد کمک می‌کرد هزینه می‌نمود.

خدیجه (سلام الله علیها) در دوران زندگی با (ص) مانند مشاوری دلسوز ایشان را یاری می‌داد و با حمایت‌های مادی و معنوی و بردباری خود کمک بزرگی برای (ص) در پیش‌برد و اه آن بود. از این روی خدیجه (سلام الله علیها) را یکی از ستون‌های ب ایی یاد کرده‌اند که خداوند نیز، با دادن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به وی، به پاس خدماتش به او کوثر جاودان بخشید، تا جایی که گفته‌اند: «ما قامَ الاِسْلامُ اِلّا بِسَیْفِ عَلی وَ ثَرْوَهًْ خَدیجَهًْ»؛ جز به شمشیر علی و ثروت خدیجه (سلام الله علیها) ب ا نشد». (۴۱)

دامنۀ فضایل خدیجۀ کبری به حدی وسیع است که در کتب معتبر اهل سنت آمده است که: «قال آدم (علیه السلام): ممّا فضّل الله به إبنی علَیّ أن زوجته خدیجهًْ کانت عوناً له على تبلیغ أمر الله (عزّ و جلّ) و أن زوجتی کانت عوناً لی على المعصیهًْ»: حضرت آدم (علیه السلام) فرمود: یکی از فضیلت‌ها و برتری‌هایی که خداوند به فرزندم محمد (ص) نسبت به من داده این است که همسر او در تبلیغ أمر الهی یاور اوست، اما همسر من یاور من بود در خطا و معصیت.( ۴۲)

به همین جهت رسول خدا (ص) در روایتی ایشان را «صدیقۀ امت خود» نامید.(۳۱) و ائمۀ شیعه نیز به وجود چنین مادری افتخار می‌نمودند و هنگامی که معاویه در حضور حسن و حسین (ع) المؤمنین (ع) را لعن کرد، حسن (ع) برخاست و فرمود: «ای ذاکر علی! من حسنم و پدرم علی است، در حالی که تو معاویه و پدرت ص است، من مادرم فاطمه و تو مادرت هند است، جد من رسول الله و جد تو حرب است، و جده من خدیجه و جده تو فتیله است، خدا لعنت کند پست ترین نسب از ما را».( ۴۴) حضرت خدیجه (علیها السلام) علاوه بر جمال سیرت از زیبایی صورت نیز بهره‌مند بوده است. دربارۀ جمال حضرت خدیجه، حسن (علیه السلام) که خود یکی از زیباصورتان بنی‌هاشم بوده اند می‌فرمایند: «من شبیه ترین افراد به خدیجۀ کبری (علیها السلام) هستم».( ۴۵)

همچنین هنگامی که در صحنه کربلا شدت عطش بر وجود مقدس حسین (ع) غالب شد و بر شمشیرش تکیه زد، با صدای بلند فرمود: «به خدا قسم! آیا نمی‌دانید که رسول الله جدّ من است؟» گفتند: بله. فرمود: شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا نمی‌دانید که پدرم علی بن ‌طالب است؟ گفتند: بله. فرمود: به خدا قسم، آیا نمی‌دانید مادرم فاطمه بنت رسول‌الله است؟ گفتند: بله. فرمود: به خدا قسم، آیا نمی‌دانید جده من خدیجه بنت خویلد اولین زنی است که مسلمان شد؟ گفتند: بله. سجاد (ع) نیز همین سیره و سنت را در مجلس شام و در مقابل یزید و شامیان پیروی کرد و برای شناساندن خود و اهل بیت (ع) به شامیان در خواب نگه داشته شده، خطبه‌ای خواند و فرمود: «ای مردم! هر مرا می‌شناسد که می‌شناسد، و هر مرا نمی‌شناسد، من خودم را معرفی می‌کنم. من پسر فاطمۀ زهرایم، من پسر خدیجۀ کبرایم، من پسر ی هستم که به ظلم کشته شد و سرش از قفا جدا شد».( ۴۶)

وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)با گسترش در بین طبقات مختلف جامعه، فشار مشرکان بر و یارانش به بالاترین حد خود رسید و آنها را به شعب ‌طالب تبعید نمودند و در مضیقۀ شدید از نظر ارتباط و تهیۀ مواد غذایی قرار دادند. این کار تا سال دهم بعثت ادامه یافت. مسلمین در این مدت از اموال خدیجه کبری (علیها السلام) و جناب ابوطالب (علیه السلام) استفاده می‌ د تا جایی که این اموال به پایان رسید. مدتی باقی نمانده بود که با امضای صلح‌نامه مسلمین از شعب خارج شوند که بانوی باکرامت ، حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، بیمار شد. پیغمبر (ص) به عیادت او آمد و کنار بستر او نشست و فرمود: ای خدیجه، «أما علمتِ أن الله‏ قد زوّجنی معک فی الجنهًْ»؛ آیا می‏دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است؟ آن‌گاه از خدیجه دلجویی و تفقد کرد، او را وعدۀ بهشت داد و درجات عالی بهشتی‌اش را به شکرانۀ خدمات او توصیف فرمود. پس فرمود: «ای خدیجه! به این احوال و مریضی تو را نبینم. زمانی که بر هم‌نشینانت وارد شدی، سلام مرا به آنها برسان». خدیجه (س) پرسید: «یا رسول الله! آنها چه ی هستند؟» فرمود: «مریم، دختر عمران و کلثوم، خواهر موسی و آسیه، زن فرعون».( ۴۷) او در تاریخ حیات رسول اکرم (ص) و ۲۵ سال همسری او زنی عادی نبود.وی روشنی چشم ،(۴۸) معاون و کمک حال او در رس (۴۹ ) و مخزن خاطرات خوش و مادر فرزند و نسل ماندگارش بود. به سبب فداکاری شگفت‌انگیز این بانوی پارسا، او را بسیار بزرگ می‌داشت. در تلاطم وقایع و تندباد مصائبی که از سوی قریش و سایرین بر (ص) وارد می‌شد این شعلۀ فروزان رنگ می‌باخت و به خاموشی می‌‌گرایید. بدین ترتیب انسانی را از دست می‌داد که عالی‌ترین نمونۀ وفا و فداکاری و جامع‌ترین بیانگر راستی بود.

آ ین سخن خدیجه، به هنگامی که بر بستر مرگ ه بود، از درد و رنج‌هایی که در راه (ص) دیده بود کم‌ارج‌تر نبود. لحظه‌ای که شبح مرگ بر چهرۀ او سایه افکنده بود و بیماری خدیجه شدت یافت، به چنین می‌گوید: «ای رسول خدا، من در حق تو کوتاهی و آنچه شایستۀ تو بود، انجام ندادم. از من درگذر! و اگر اکنون دل در طلب چیزی داشته باشم، خشنودی توست». (ص) فرمود: «هرگز از تو کوتاهی‌ای ندیدم. نهایت تلاش‏ خود را به کار بردی. در خانه‏ام بسیار خسته شدی و امو را در راه خدا صرف کردی».

او از خواست برایش دعاى خیر کند و او را با دست خود در دفن قرار دهد و پیش از دفن در قبر او قدم بگذارد و عبایى را که به هنگام نزول وحى بر دوش داشت روى کفن او قرار دهد. حضرت خدیجه که همۀ اموال منقول و غیرمنقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابلش فقط یک عبا مطالبه نمود و آن را نیز مستقیماً طلب نکرد، بلکه به وسیلۀ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تقاضا کرد. آن‌گاه پیک وحى فرود آمد و برایش از سوى پروردگار کفنی از بهشت آورد.(۵۰) امّ‌ایمن(۵۱) و ام‌الفضل(۵۲) پیکر مطهر حضرت خدیجه را شست‌وشو دادند و با وی وداع د.حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در آن لحظات آ دربارۀ حضرت زهرا (سلام الله علیها) ابراز نگرانى کرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود که به جاى خدیجه نقش مادرى ایفا کند.

مطابق نقل معروف، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در روز دهم ماه رمضان(۵۳) سال دهم بعثت در سن شصت‌وپنج‌سالگی و پنجاه‌سالگی (۵۴) از دنیا رفت. (ص) ابتدا با ردای خودش و سپس با ردای بهشتی خدیجه (س) را کفن نمود و او را در قبرستان معلاه در دامنۀ کوه «حجون» که بر فراز شهر مکه است، به خاک سپرد.( ۵۵) شیخ طوسی به نقل از جعفر صادق (ع) آورده است: «زمانی که حضرت خدیجه (س) وفات کرد، حضرت زهرا (س) به دور پدرش می‌گشت و می‌گفت: ای پدر! مادرم کجاست؟ پس جبرئیل نازل شد و عرض کرد: پروردگارت امر کرده که به فاطمه سلام برسانی و به او بگویی که مادرت در خانه‌ای از لؤلؤ است، در غرفه‌ای از طلا و یاقوت قرمز کنار آسیه و مریم بنت عمران (ع). پس فاطمه (س) فرمود: ان الله سلام و منه سلام و الیه سلام».(۵۶)

مدفن خدیجه دارای بنا و بارگاه بود و زیارتگاه حج‌گزاران و زائران مکه قرار می‌گرفت و بسیاری از زائران و حج‌گزاران که پیش از حکومت آل‌سعود و ت یب بسیاری از اماکن تاریخی و مذهبی (۱۳۰۵ش) به دست این حکومت، به مکه رفته‌اند، از مقبرۀ او یاد کرده‌ و توصیفاتی از آن ذکر کرده‌اند.( ۵۷)

هنگامی که حضرت خدیجه (علیها السلام) دریافت سعادتمند شده است، هرچه داشت در راه پیشرفت و موقعیت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) انفاق کرد. او تمام اموال خویش را به (صلی الله علیه وآله) بخشید و در راه نشر به مصرف رساند. ابن‌اسحاق جمله‌ای در شأن خدیجه دارد که گویای همکاری و صداقت او در پیشبرد است. او می‌گوید: «خدیجه یاور صادق و باوفای (صلی الله علیه و آله) بود و مصیبت‌ها در پی رحلت خدیجه (علیها السلام) و ابوطالب بر (صلی الله علیه وآله) سرازیر شد». (۵۸) گویا این دو در برابر هجوم ناملایمات بر اکرم (صلی الله علیه و آله) سدی بلند و مستحکم بودند.

این جملۀ معروف که رهین اخلاق (صلی الله علیه وآله)، شمشیر علی (علیه السلام)، و اموال خدیجه است( ۵۹) از نهایت همکاری و صداقت خدیجه (علیها السلام) برمی‌دارد. (صلی الله علیه و آله) از رحلت آن دو م ع بزرگ دین خدا بسیار ناراحت و غمگین شد، و آن سال را «عام الحزن» (سال اندوه) نامید. علامۀ طبرسی می‌نویسد: «ورد علی رسول‌الله امران عظیمان و جزع جزعاً شدیداً»؛ با رحلت ابوطالب (علیه السلام) و خدیجه (سلام الله علیها) دو فاجعۀ عظیم برای (صلی الله علیه و آله) رخ داد. به طوری که (صلی الله علیه و آله) به شدت بی‌تاب و اندوهگین گردید». و علامۀ مجلسی چنین نقل می‌کند که: «ف م بیته و اقلّ ال وج»؛ (صلی الله علیه و آله) در این هنگام خانه‌نشین شد و کمتر از خانه بیرون می‌آمد. (۶۰)

امّ‌المؤمنین خدیجه در راه اعتلای کلمۀ الله از هیچ کوششی فروگذار نکرد و همین امر فقدان او را برای بشریت و شخص اول آن، یعنی اکرم (ص)، امری سخت و سنگین نمود. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.(۶۱)

پانوشت ها:
۱- اثبات الوصیّه، مسعودى، ص ۱۴۴
۲- جمهرۀ انساب العرب، ابن حزم، ص ۱۲۰
۳- انساب الاشراف، بلاذری، ج ۲، ص ۲۳
۴- نظرات مخالف در مقابل این نقل مشهور وجود دارد.
۵- عیون الاثر، ابن سیدالناس، ج۱، ص۶۳؛ جمهرۀ انساب العرب، ابن حزم، ص ۱۲۱
۶- بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۲۱
۷- در زمان جاهلیت، نی که در دادن و هرزگی خیلی مشهور بودند، پرچمی بر در خانه خود می‌آویختند که کار تابلو را انجام می‌داد. «سمیه» مادر «زیاد»، «نابغه/لیلی» مادر «عمرو عاص»، «هند» مادر «معاویه»، « ه» مادر «ابوسفیان»، و «زرقاء » مادر «مروان» از ن هرجایی مشهور بودند و در مورد فرزندان آنها پیوسته بین کاران اختلاف می‌افتاد. برای نمونه هند دختر عتبه بن ربیعه بن عبدشمس را مادر معاویه خوانده‌اند. از روسپیان معروف مکه بود و به بردگان سیاه علاقۀ بسیار داشت. ولی هنگامی که فرزندی سیاه به دنیا می‌آورد، آن را می‌کشت و به این کار شهرت داشت. او از ن مشهور عصر خویش و از سرسخت‌ترین دشمنان بود. نخست همسر خوص بن مغیره بود و پس از وی به ازدواج ابوسفیان درآمد. اما از وضعیت جسمی ابوسفیان راضی نبود و با غلامان سیاه درمی‌آویخت. پس از ظهور در مکه، همواره از مخالفان (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و مردم را علیه آن حضرت می‌شوراند .هند با وحشی غلام جبیر بن مطعم پیمان بست که اگر محمد یا علی یا حمزه را بکشد، وی را از خویش راضی سازد! وقتی حمزه توسط وحشی به قتل رسید، هند بدن حضرت حمزه را مثله کرد و جگر او را بیرون کشید و با دندان آن را فشرد. از آن زمان، به (هند جگرخوار) شد (الاصابه، ج ۴، ص ۴۲۵؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۴۲۴، اسد الغابه، ج ۷، ص ۲۹۳). او در شمار چهار زنی بود که (صلی الله علیه و اله) فرمان کشتن آنان را داده بود. تاریخ طبری، ج ۲، ص۱۶۱
۸- السیرۀ النبویه، ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۹؛ الروض الانف، سهیلى، ج ۱، ص ۲۱۵؛ ریاحین الشریعه، ج ۲،ص ۲۰۷/ او بدان دلیل به این لقب بزرگ نایل آمد که آشنا و بیگانه و دوست و بدخواه در برابر جمال و کمال و سیما و سیرۀ مترقی و انسانی او لب به تحسین و ستایش گشودند. یکی از دانشمندان در این مورد می‌نویسد: «و کانت تدعی فی الجاهلیه بالطاهره، لشده ها و کانت تسمی سیده نساء قریش» او در روزگار تیره و تار، بخاطر باور مترقی و پروا و معنویت بسیارش، طاهره خوانده می‌شد و به راستی که سالار ن برجستۀ قریش بود.
۹- ریاحین الشریعه، ذبیح‌الله محلاتی، تهران: دارالکتب ال یه، ج ۲،ص ۲۰۷
۱۰- ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۳۹
۱۱- بحارالانوار، ج ۱۶، ص۶۱
۱۲- در مورد سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هنگام ازدواج با رسول گرامی (صلی الله علیه و آله)، اختلاف زیادی بین مورخان وجود دارد به شکلی که از ۲۵ سال تا ۴۶ سال گفته شده است :الف. ۲۵ سال که قول بیهقی است (دلائل النبوه، بیهقی، دار الکتب العلمیه، ج ۲، ص ۷۱؛ البدایه و النهایه، ج ۲، صص ۲۹۴-۲۹۵؛ محمد رسول الله، سیرته و أثره فی الحضاره، ص ۴۵؛ السیره النبویه، ابن کثیر، ج ۱، ص ۲۶۵؛ السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰)؛ ب. ۲۸ سال. بیشتر مورخین این قول را پذیرفته‌اند (شذرات الذهب، ج ۱، ص ۱۴؛ بهجه المحافل، ج ۱، ص ۴۸، و اینها همه از ابن‌عباس نقل کرده‌اند: أنساب الأشراف (قسم حیاه النبی (صلی الله علیه و آله)) ص ۹۸؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۳۰۳؛ سیر أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱۱؛ مختصر تاریخ دمشق، ج ۲، ص ۲۷۵؛ البحار ج ۱۶ ص ۱۲ از جنابدی نقل کرده است. و در مستدرک الحاکم، ج ۳، ص ۱۸۲، از ابن إسحاق، بدون اینکه سخن دیگری نقل کند. نیز رک: سیره مغلطای، ص ۱۲؛ المحبر، ص ۷۹، تهذیب الأسماء، ج ۲، ص ۳۴۲؛ تاریخ الخمیس، ج ۱، ص ۲۶۴؛ السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰)؛ ج. ۳۰ سال (السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰؛ تاریخ الخمیس ج ۱ ص ۲۶۴؛ سیره مغلطای، ص ۱۲؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۳۰۳)؛ د. ۳۵ سال (البدایه و النهایه، ج ۲، ص ۲۹۵؛ السیره النبویه، ابن کثیر، ج ۱، ص ۲۶۵؛ نیز رک: السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰)؛ د. ۴۰ سال (أنساب الأشراف (قسم حیاه النبی(صلی الله علیه و آله))، ص ۹۸؛ سیره مغلطای، ص ۱۲؛ المحبر، ص ۴۹؛ المواهب اللدنیه، ج ۱، ص ۳۸ و ۲۰۲؛ شذرات الذهب، ج ۱، ص ۱۴؛ تاریخ الخمیس، ج ۱، ص ۲۶۴؛ أسد الغابه (دار الشعب) ج ۷، ص ۸۰؛ السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰؛ السیره النبویه، دحلان، ج ۱، ص ۵۵، دار المعرفه؛ نیز رک: تاریخ الإسلام، ذهبی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ مختصر تاریخ دمشق، ج ۲، ص ۲۷۵؛ تهذیب الأسماء، ج ۲، ص ۳۴۲؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، صادر، ج ۱، ص ۱۳۲؛ البحار، ج ۱۶، ص ۱۲ و ۱۹؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۳۰۳، از حکیم بن حزام نقل شده است)؛ ه. ۴۴ سال (تهذیب تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۳۰۳، از واقدی نقل کرده) و. ۴۵ سال (تهذیب الأسماء ج ۲، ص ۳۴۲؛ مختصر تاریخ دمشق، ج ۲، ص ۲۷۵، از واقدی نقل کرده؛ السیره الحلبیه، ج ۱، ص ۱۴۰؛ نیز رک: سیره مغلطای، ص ۱۲؛ تاریخ الخمیس، ج ۱، ص ۳۰۱)؛ ز. ۴۶ سال. أنساب الأشراف (قسم حیاه النبی (صلی الله علیه و آله)) ص ۹۸).
اما دلیل اینکه برخلاف نظر اکثر مورخان، سن ایشان چهل سال القا شده، شاید به دلیل فضیلت‌سازی برای برخی دیگر از همسران باشد. بالا بردن سن حضرت خدیجه روی دیگر سکۀ پایین آوردن سن عایشه است. ذهبی از اعلام اهل سنت می‎نویسد: «اسماء» خواهر عایشه در شب هجرت ۲۷ سال داشت. فاصلۀ سنی ‎جناب اسماء با عایشه ۱۰ سال بود. پس عایشه در شب هجرت ۱۷ سال داشت. (ص) هم که در زمان هجرت با ایشان ازدواج ن د؛ بلکه این امر چند سال پس از هجرت رخ داد. یعنی ایشان در زمان ازدواج با حداقل ۱۹ سال داشت. اما عده‌ای تلاش می‌کنند که بگویند سن ایشان کم بوده و در مقابل، سن حضرت خدیجه (س) را بالا و سالخورده جلوه می‌دهند. طراحان سیاست، با زدودن هالۀ قداست، از برترین ن و فضیلت ساختن برای یکی دیگر از آنان، این مسأله را جعل کرده‌اند، که حضرت خدیجه قبل از ازدواج با ، ازدواج کرده بود.
۱۳- جعفر مرتضی می‏نویسد: بعضی روایات بر این دل می‌کند که صلی الله علیه و آله با هیچ دختری جز عایشه‏ ازدواج نکرد. ولی ما در صحّت نقل نبودن خدیجه پیش از ازدواج با شک داریم. اول این‏که ابن‌شهرآشوب گفته: احمد بلاذری و ابوالقاسم کوفی در کتاب‌هایشان و سیّد مرتضی در شافی و ابوجعفر در تلخیص روایت کرده‏اند که (صلی الله علیه و آله) با خدیجه ازدواج کرد در حالی که بود. دوم اینکه هیچ بعید نیست که خدیجه، در این مدت طولانی، ازدواج نکرده باشد؛ چون پدرش در «جنگ فِجار» کشته شد و ولّی او به اندازه پدر بر وی تسلّط نداشت که بتواند او را به ازدواج با ی اجبار کند، و در این مدت ازدواج نکرده بود و بزرگانی را که به خواستگاری او آمده بودند، رد کرده بود تا ی را بیابد که دارای صفات عالی و شأن ممتاز باشد. الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج ۱، ص ۱۲۱-۱۲۶، با دخل و تصرف؛ نیز رک: بزرگ ن صدر ، صص ۳۸-۳۹
به هرحال به غیر از منابعی که ذکر کردیم علمای بسیار دیگری نیز تصریح کرده‌اند که حضرت خدیجه هنگام ازدواج با (ص) بوده است، که اینها از آن جمله هستند :۱- سید مرتضی در شافی؛ ۲- ابو جعفر در تخلیص؛ ۳- و نیز مسائلی که در دو کتاب الانوار و البدع آمده است مبنی بر اینکه رقیه و کلثوم دختران هاله خواهر خدیجه بودند؛ ۴- بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۸؛ ۵- مناقب، ابن‌شهرآشوب، ج۱، ص۱۵۹؛ ۶- الاستغاثه، ج ۱، ص ۶۸؛ ۷- تبصره العوام، ص ۲۴۵؛ ۸- انوار النعمانیه، ج۱، ص۸۱؛ ۹- جعفر مرتضی العاملی در الصحیح من سیره النبی الأعظم، ج ۱، ص ۱۲۱ و…
۱۴- الاستیعاب، ابن‌عبدالبر، ج ‏۱، ص ۲۵
۱۵- سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۷۹
۱۶- بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۲۲
۱۷- بحار الأنوار، ج ۱۶، صص ۷۵-۷۷
۱۸- بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۲۳
۱۹- بحار الأنوار، ج ۱۶، ص۷۸
۲۰- تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۲، ص۴۱۰؛ البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج ‏۳، ص۲۳؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج ۴، ص ۱۸۱۷
۲۱- امتاع الاسماء، مقریزی، ج ۹، ص۸۸
۲۲- أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر جزری، ج ‏۶، ص ۷۸؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج ۳، ص۱۰۸۹
۲۳- بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، دار احیاء راث العربی، ج ۱۶، ص ۲٫ «إنَّ جَبْرَئیلَ أتی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَقالَ إقْرَءْ خَدیجَهَ مِنْ رَبِّها السَّلامَ فَقالَ رَسولُ الله صلی الله علیه و آله: یا خَدیجَهُ هذا جَبْرَئیلُ یُقْرِئُکَ مِنْ رَبِّکِ السلامَ، قالَتْ خَدیجَهُ: اللهُ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ عَلی جَبْرئیلَ السَّلامُ»؛ به حقیقت جبرئیل نزد آمد پس گفت: به خدیجه از طرف پروردگارش سلام برسان، پس حضرت فرمود: ای خدیجه، این جبرئیل است که از طرف پروردگارت سلام می‌رساند. خدیجه گفت: خدا سلام است و سلام [و سلامتی] از اوست و بر جبرئیل سلام باد!
۲۴- المؤمنین علی (علیه السلام) نقل می‌کند: روزی مردی مرا دید و گفت قریش محمد را سنگ زدند و کشتند. پس به در خانه خدیجه (سلام الله علیها) رفتم و ماجرا را تعریف ، با خدیجه (سلام الله علیها) به دنبال خدا به بیابان های اطراف مکه رفتیم. خدیجه (سلام الله علیها) در میان درّه‌ها و ص ه‌های اطراف مکه، به دنبال حبیبشان می گشتند و سیلاب اشک بر صورتشان روان بود. پس خدیجه (سلام الله علیها) می‌گفت: کیست که محمد برگزیدۀ خدا را برای من بیابد؟ کیست که رسول خدا را به من نشان دهد؟… پیک وحی بر رحمت فرود آمد و عرضه داشت: ملائکۀ آسمان به جهت گریۀ خدیجه (سلام الله علیها) به گریه افتاده‌اند. او را به سوی خود فراخوان، درود مرا ابلاغ کن و او را بشارت بده، که خدایش به او درود می‌فرستد و او را به قصری در بهشت بشارت ده، که در آن هیچ غم و اندوهی نیست…» کفایه الطالب، گنجی، ص ۳۵۹ و صحیح بخاری، ج ۵، ص۱۱۲
۲۵- سفینه البحار، ج۲، ص ۵۷۰؛ وقات ا هراء (س)، سید عبدالرزاق مقرم، ص ۷
۲۶- بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۱۱ و ج ۱۸، ص ۲۴۳؛ کشف الغمه، اربلی، ج ۲، ص ۷۲
۲۷- الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۲۴
۲۸- البدایه و النهایه، ج۲، ص۶۱ ؛ أسدالغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر جزری، ج‏۱، ص۲۶
۲۹- البدایه و النهایه، ج‏۲، ص۱۲۹ الخصال، ج۱، ص۹۶؛ اُسْد الغابه، ابن اثیر، ج ۵، ص ۵۳۷؛ بحار الانوار، ج۱۶، ص۲
۳۰- إمتاع‏ الأسماع، مقریزی، ج‏۱۵، ص۶۰؛ تاریخ‏ الإسلام، ذهبی، ج‏۱، ص۲۳۹؛ المنتظم، ابن الجوزی، ج‏۱، ص۳۴۶
۳۱- مستدرک صحیحین، حاکم، ج۲، ص۷۲؛ مجمع البیان، طبرسی، ج ۱۰، ص ۳۲۰
۳۲- العوالم، بحرانى، ج ۱۱، ص ۳۲
۳۳- ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۶
۳۴- السیره النبویه، ابن هشام، ج ۱، ص ۸۰
۳۵- بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۶۳
۳۶- اتفاقاً از عبدالله محض پدرِ نفس زکیه پرسیده‌اند: چگونه است که دندان‌هاى صادق (علیه السلام) اینقدر زیبا و برّاق است و درخشش ویژه‌اى دارد که همگان را به سوى خود جذب مى‌کند؟ عبدالله محض گفت: نمى‌دانم. ولى مى‌دانم که حضرت خدیجه نیز این‌گونه بود و حضرت زهرا (س) نیز زیبایى و درخشندگى دندان را از مادرش به ارث برده بود. طبرى، دلائل الإمامه، ص ۱۵۱
۳۷- از خانه خارج نمی‌شد مگر آنکه یادی از خدیجه (سلام الله علیها) می‌کرد و خوبی‌های او را می‌گفت، یک روز یاد خدیجه (سلام الله علیها) کرد و من تعصب ورزیدم، به ایشان گفتم: او (حضرت خدیجه (سلام الله علیها)) فقط یک پیرزن بود و خدا بهتر (خود عایشه) از او را به تو داد، در این هنگام (صلّی الله علیه و آله) بسیار خشمگین شد تا جایی که بدنش به لرزه افتاد و گفت: به خدا قسم نه، بهتر از او را به من نداد، به من ایمان آورد زمانی که مردم کفر ورزیدند، مرا تصدیق کرد هنگامی که مردم تکذیبم د، با اموالش یاری‌ام کرد زمانی که مردم مرا محروم د. خدا از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که از دیگر ن فرزندی نداد. عایشه می‌گوید: در دلم گفتم دیگر هیچ‌گاه بدی او را نمی‌گویم. الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۴، صص ۱۸۲۳-۱۸۲۴
۳۸- امالی صدوق، ص ۴۷
۳۹- بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هجری قمری، ج۲۱، ص ۳۵۲
۴۰- ‏مناقب الإمام علی بن أبی‌طالب (علیه السّلام)، ابن مغازلى شافعى، ص ۲۷۷؛ الاستیعاب، ابن‌عبدالبر، علی محمد البجاوی، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۲۳
۴۱- مناقب خدیجه الکبری، مقدمه، ص ۳
۴۲- عمده القاری شرح صحیح البخاری للعینی، ج ۱، ص ۶۳ ـ الذریه الطاهره لل ، ص ۶۲؛ الدر المنثور، جلال‌الدین السیوطی، ج ۱، ص ۵۴؛ سبل الهدی و الرشاد؛ الصالحی الشامی، ج ۱۰، ص ۳۲۴؛ کنز العمال، المتقی الهندی، ج ۱۱، ص ۴۱۳؛ تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج ۴، ص ۱۰۱؛ تاریخ مدینه دمشق، إبن‌ع ر، ج ۶۹، ص ۱۰۸؛ میزان الإعتدال، الذهبی، ج ۴، ص ۶۰؛ لسان المیزان، إبن‌حجر العسقلانی، ج ۵، ص ۴۱۸
۴۳- البدایه و النهایه، ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۶۲: «هذه صدیقه امتی».
۴۴- مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص ۴۶
۴۵- قال الحسن بن علی (ع) فی قوله تعالى: (فی أی صوره ما شاء رکبک) قال: صور الله عزوجل علی بن ‌طالب فی ظهر ‌طالب على صوره محمد، فکان فکان علی بن أبی‌طالب أشبه الناس برسول الله، و کان الحسین بن علی أشبه الناس بفاطمه، وکنت أنا أشبه الناس بخدیجه الکبرى. (مناقب آل ‌طالب، ابن‌شهرآشوب، ج ۳، ص ۱۷۰) صاحب کتاب صح ات حول الرسول (ص ۳( می‌نویسد: «خدیجه بنت خویلد بن اسد… ام‌المؤمنین، الطاهره، النقیه، و الورعۀ. و نشأت فی بیت مجدٍ و عزٍّ و سؤددٍ. و کانت ذات ال کثیر و جمال وافر، تستأجر لرجال فی مالها». و او با عبارت جمال وافر معرفی می‌نماید.
۴۶- روضه الواعظین، فتال نیشابوری، ص ۱۸۶٫

۴۷- مناقب آل ‌طالب، ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۰۵
۴۸- من لایحضره الفقیه، صدوق، ج ۱، ص ۱۳۹
۴۹- خداوند در آیۀ ۷۴ سورۀ فرقان از مؤمنان نقل می‌کند که چنین دعایی دارند: «وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً»؛ و انى‏ هستند که مى‏گویند: پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایۀ روشنىِ چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.
۵۰- حضرت خدیجه (س) همواره به عنوان معاون همسرش بود و در مشکلات و سختی‌های رس او را با جان و مال حمایت و یاری می‌رسانید. این در شرایطی بود که کمتر ی به آن حضرت (ص) ایمان آورده بود و او را حمایت می‌کرد. بنابراین، باید گفت که نخستین حامی و معاون (ص) در رس الهی، حضرت خدیجه (س) بوده است. مفسران از خدیجه در آغاز نزول وحى یاد کرده‌اند و گفته‌اند: در حالى که (ص) لرزش شدیدى احساس مى‌کرد به خدیجه فرمود: مرا بپوشانید! بر من آب بریزید! و خدیجه وى را ?

مشاهده متن کامل ...

آیین های عزاداری محرم در عصر قاجار
درخواست حذف اطلاعات
آیین های عزاداری محرم در عصر قاجار

مراسم های عزاداری در محرم یکی از سنت های مورد توجه شاهان قاجار به شمار می رفت و آنها از این فرصت برای نشان داد پایبندی خود به شرع و ارادتشان به اهل بیت(ع) استفاده می د.

به گزارش فرادید، در عصر قاجار با شروع ماه محرم خیابان ها و کوچه و شهر به پرچم های سیاه مزین می شد و در تهران نزدیک به دویست هیات مراسم عزاداری برقرار بود؛ در این میان شاهان نیز همراه با مردمی که رسوم و آداب عزاداری محرم را به جا می آوردند مراسم سوگواری برگزار می د.
ناصرالدین شاه که سخت خود را شیفته معصومین و بویژه حسین(ع) نشان می داد شاید بیش از دیگر شاهان قاجار خود را پایبند به عزاداری عاشورا می دانست. او در طول دوران سلطنت خود با ساخت تکیه ت که گفته می شود بر اساس ساختمان "رویال البرت هال" در لندن طراحی شده بود هر شب مراسم روضه خوانی و سوگواری برگزار می کرد. در این میان مورخان علاقه زیاد شاه به اجرای نمایش تعزیه را دلیلی بر بنای تکیه ت در دوره او می دانند.گفته می شود مراسم ویژه عزاداری در تکیه ت از روز اول محرم و با حضور ده ها روضه خوان که برای گرم مجلس یکی پس از دیگری به منبر می رفتند آغاز می شد و آنان اشعاری در رثای سیدال (ع) با ص خوش قرائت می د و در ادامه با حضور ناصرالدین شاه مراسم تعزیه خوانی آغاز می شد و تعزیه خوان ها در سکوی مرکزی تکیه به نقل و اجرای مصیبت عاشورا می پرداختند. در کنار مراسم رسمی ای که شاه هر ساله برگزار می کرد آئین ها و سنت های ویژه دیگری نیز وجود داشت که مردم پایبند به انجام آن بودند که نذر از مهمترین آنها بود. نقل است در آن روزها انی که توانایی اطعام نداشتند هم با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک می شدند. حتی پخش لباس سیاه بین فقرایی که توانایی تهیه لباس عزا را نداشتند نیز یکی دیگر نذرهای رایج در تهران قدیم بود.
از رسوم دیگر عزاداری محرم مراسم قمه زنی بود که در روز عاشورا انجام می گرفت و عزاداران کفن پوش در دسته جات چند نفره اقدام به قمه زنی می د؛ در این میان رسومی مانند زخم زنی، سنگ زنی قفل آجین و شمع آجین بدن وجود داشت که اکنون منسوخ شده است و سال های جز نامی از آن برجای نمانده است. عزادارن برای قفل آجین ، بدن خود را سوراخ کرده و به آن قفل می زدند که عملی بسیار دردناک بوده و گاه به عفونت و بیماری فرد منجر می شد.
در آن روزها عکاسان دربار و غیر دربار نیز بی کار نبوده و مراسم عزاداری و آئین های عزاداری را به ثبت تصویر می رساندند. ع هایی که انی چون محمد حسن میرزا، آنتوان سوریوگین، عبدالله قاجار و تنی چند از دیگر عکاسان قاجار از آئین ها عزاداری گرفته اند امروز خود یکی از منابع مستند شناخت فرهنگ عزاداری محرم در یکصد سال گذشته است.
(تصاویر) عزاداری محرم
تنی چند از مقامات و درباریان در مراسم عزاداری در تکیه ت
(تصاویر) عزاداری محرم
نمایی از تکیه ت محل برگزاری مراسم ویژه عزاداری با حضور شاه
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم عزاداری و اجرای تعزیه در تکیه ت
(تصاویر) عزاداری محرم
دسته جات قمه زنی در روز عاشورا
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم قمه زنی در ظهر عاشورا در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم قمه زنی روز عاشورا در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
دسته جات و هیات های عزاداری در روز عاشورا در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
روضه خوانی در ماه محرم
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم تعزیه خوانی در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
قفل آجین عزاداران
(تصاویر) آیین های عزاداری محرم در عصر قاجار
ع رنگی شده از قفل آجین بدن در روز عاشورا
(تصاویر) عزاداری محرم
بازیگران نمایش تعزیه
(تصاویر) عزاداری محرم
یکی از بازیگران نمایش تعزیه
(تصاویر) آیین های عزاداری محرم در عصر قاجار
مراسم تعذیه خوانی در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
بازیگران نمایش تعزیه
(تصاویر) عزاداری محرم
نمایش تعزیه در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
اجرای نمایش تعزیه در تکیه نایب السطنه
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم عزاداری روز عاشورا در میدان توپخانه
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم قمه زنی در روز عاشورا
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم قمه زنی در روز عاشورا
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم روضه خوانی
(تصاویر) عزاداری محرم
مراسم عزاداری در مسجد جامع تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
دسته جات عزاداری عاشورا در تهران
(تصاویر) عزاداری محرم
دسته جات عزاداری عاشورا در خیابان های تهران


مشاهده متن کامل ...
جواز مقایسه میان حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه علیهاالسلام
درخواست حذف اطلاعات

در کلمات صادق علیه السلام و باقر علیه السلام بیشترین مقایسه میان مریم(س) و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم می خورد(3). از بزرگان صدر جناب ام سلمه که در مسجد پس از اهانت ابوبکر به دفاع از زهرا علیهاالسلام می پردازد و می فرماید: «فاطمه بهترین و برگزیده ن و مادر جوانان اهل بهشت و عدیله و نظیر مریم است»(4). باز حسان بن ثابت که در شعر مقایسه کرده و گفته است:

دانشمندان متأخّر نیز در نثر و نظم زیاد مقایسه به عمل آورده اند که به دو نمونه اشاره می شود. مرحوم آیة اللّه محمّد حسین اصفهانی معروف به کمپانی در مدح حضرت صدیقه علیهاالسلام اشعار فراوانی دارد؛ از جمله: هی البتول الطهر و العذراء کمریم الطّهر و لا سواء

او بتول، طاهر و عذراء است؛ مانند مریم طاهره، ولی این دو ی ان نیستند(6).

شاعری دیگر چنین سروده است: إن قیل حواء قلت: فاطم ف ها أو قیل مریم قلت: فاطمة افضل

اگر گفته شود حوا، گویم فاطمه افتخار وی است و اگر گفته شود مریم، گویم فاطمه برتر از اوست. أفهل لحواء والد کمحمّدٍ؟ أم هل لمریم مثل فاطمة اَشْبُلُ

آیا حوا را پدری مانند محمّد صلی الله علیه و آله می باشد؟ و آیا برای مریم مانند فاطمه، شیربچگانی است. کلّ لها حین الولادة حالة منها عقول ذوی البصائر تذهل

برای هر یک از آنان به هنگام تولّد ح ی است که از آن ح عقول صاحبان د می روند(7).

جناب بی آزار در مقاله ای میان آن دو زن به طور موجز، سیزده مورد مقایسه به عمل آورده است(8). شایستگی بیشتر فاطمه علیهاالسلام برای تقدس

بیشتر اوصافی که قرآن و روایات برای حضرت مریم(س) برشمرده اند به طریق اولی در فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت که در ضمن مقایسه آن دو بانو خواهد آمد. در رفتار و گفتار شگفت و رمزآلود اکرم صلی الله علیه و آله در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام پیام مهمی برای مسلمانان و جامعه بشری نهفته است. آن پیام عبارت است از اعلام بالاترین تقدس برای فاطمه علیهاالسلام و معیار قرار دادن آن حضرت در سنجش ایمان قلبی و دینداری مسلمانان. قرآن با تعبیر شگفت «نسائنا» ( ن ما) از فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله بیان می کند که فاطمه علیهاالسلام تجلی اوصاف نیک ن بهشتی بوده، تقدس همه آنها در او جمع است.

با این همه بسی جای تأسف است که عده ای از مسلمانان در صدر با آگاهی از تقدس آن بانو در مقابل ثمنی بخس، نه تنها قداست فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بشریت اعلام و تثبیت ن د، بلکه آن را کتمان نمودند. آنان برای حفظ حکومت غاصبانه مهم ترین مانع یعنی فاطمه علیهاالسلام را ترور شخصیت و شخص نمودند و از طرف دیگر برای عقده گشایی ها و بالا بردن عایشه نگذاشتند قدر آن بانوی مقدس شناخته و معهود گردد.

متأسفانه آنان با آن کتمان و ترور نه تنها به جفا د، بلکه بر بشریت ظلم روا داشتند؛ زیرا اگر امروز فاطمه علیهاالسلام همانند مریم(س) در میان تمام مسلمانان به عنوان فاطمه مقدس مشهور و معهود بود، بالاترین نماد و دلیل مبنی بر احترام به زن در اختیار مسلمانان بود. آنان مهم ترین معیار سنجش دینداری و تقرب به اکرم صلی الله علیه و آله را از مسلمانان گرفتند.

بسی مایه تعجب است که امروز هیچ ی نیست که مریم را به عنوان مقدس نشناسد و نام نبرد، امّا با کمال تأسف نگارنده با یک افسر مصری در کنار خانه کعبه در سال 1376 ملاقات و گفت و گو نمود و معلوم گردید او اصلاً فاطمه زهرا علیهاالسلام را نمی شناسد و نمی داند اکرم صلی الله علیه و آله چنین دختری داشته است؟!

در میان پیروان نیز اختلاف و شکافی عمیق پدید آمده است. پروتستانها اختلافات فراوانی با کاتولیکها دارند و حتی میان آنها نزاعهای خونین در گرفت که هنوز ادامه دارد. لوتر به عنوان پروتستانها که با تقدس ز از کلیسا و کشیشها مبارزه خود را علیه کاتولیکها شروع نمود، هرگز در صدد برنیامد که تقدس حضرت مریم یا حضرت را نفی کند، بلکه در بالاترین حد به تقدس حضرت مریم اعتراف دارد و تأکید می کند. با تمام اختلافاتی که در میان یها وجود دارد روی تقدس مریم اتفاق نظر دارند، لذا چه کاتولیک و چه پروتستان در گرفتاریها ندا می دهد: ای مریم مقدس. این در حالی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام برای مقدس بودن شایسته تر و سزاوارتر است، امّا متأسفانه برخی بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سر غرض یا جهل بعد از غصب خلافت و خانه نشین علی علیه السلام به تقدس ز از فاطمه علیهاالسلام اقدام د.

تأسف آورتر اینکه امروزه برخی از روشنفکران مسلمان حتی شیعی، با تقلید از لوتر، به گمان خود به دنبال نهضت اصلاح دینی و پروتستانتیسم ی هستند، امّا هرگز حد لوتر را نگه نداشته، اعتقادی به تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام از خود نشان نمی دهند. مقایسه فاطمه مقدس علیهاالسلام با مریم مقدس(س) 1 شرافت خانوادگی

مریم از خاندان ماثان از فرزندان حضرت داوود علیه السلام بود و عمران پدر مریم، بزرگ این خاندان پیش از عهد هیرودوس(9) و از خانواده نبوت و دیانت بود(10).

در شرافت خانوادگی حضرت مریم همین بس که حضرت عیسی علیه السلام از ان بزرگ و ولیده آن خانواده است. خداوند سوره مریم را به نام این خانواده نام نهاده و چندین بار از این خانواده سخن گفته است. در آیه «اِنَّ اللّه َ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحا وَ آلَ اِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَی العَالَمِینَ»(11) این خانواده را یکی از چهار خانواده برگزیده معرفی کرده است.

در بیان شرافت خانوادگی حضرت فاطمه نیز سخن بسیار و امری روشن برای مسلمانان است. طبق روایت رضا علیه السلام (12) و روایات(13) دیگر، آل ابراهیم در آیه یاد شده خانواده اکرم از چهار خانواده برگزیده است.

افزون بر اینکه بدون هیچ تردیدی خداوند در آیه تطهیر(14) از اهل بیت رسول به صراحت یاد کرده است و در سوره ابراهیم با تعبیر شجره مبارکه(15) و بیوت در آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه ُ أَنْ تُرفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ»(16) به خانواده حضرت فاطمه اشاره کرده است. خداوند سوره دهر یا هل أتی را در باره اهل بیت صلی الله علیه و آله نازل فرموده است(17). از همه مهم تر اینکه خداوند اجر رس صلی الله علیه و آله را عشق به خاندان محمّد (قربی) قرار داده و فرموده است: «قُل لاَ أَسْأَ لُکُمْ عَلَیهِ اَجْرا إلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»(18).

صاحب الغدیر نُه روایت از طریق اهل سنت با اسناد آن آورده است که در آیه یاد شده مراد از قربی، اهل بیت رسول اکرم است(19). در روایات حتّی به طرق اهل سنّت آمده است که آل محمّد همان صادقون(20) در آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(21) و سابقون(22) در آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولئِکَ المُقَرَّبُونَ»(23) و صراط مستقیم(24) در آیه «اِهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ»(25) می باشند. بدون تردید شرف هر خانواده به شرافت پدر، مادر و فرزندان است که در ادامه به بحث در این باره می پردازیم. 2 پدر

عمران پدر حضرت مریم بود که قبل از تولّد حضرت مریم درگذشت(26). نام او در قرآن آمده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ»(27). طبق گزارش ابن اسحاق، نسب او با چهارده واسطه به حضرت داوود علیه السلام می رسد و او را صاحب صلاه بنی خوانده اند(28). او از بندگان مؤمن و پاک خداوند بود. مورخان او را از ون و کاهنان بزرگ زمان خود معرفی کرده اند(29)، امّا با توجّه به وحی الهی به عمران، بر طبق دل روایت صادق علیه السلام و تصریح باقر علیه السلام ، از ان قوم خود بوده است(30).

امّا پدر فاطمه زهرا علیهاالسلام محمّد بن عبد اللّه صلی الله علیه و آله ، برترین ان الهی(31) و خاتم آنان بود. 3 مادر

مادر حضرت مریم حنه همسر عمران از ن عبادتگر زمان خود بود(32). خداوند متعال در قرآن از او به بزرگی یاد کرده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ...»(33) حدود سی سال(34) صاحب فرزند نمی شد، تا اینکه با قلبی ش ته از خداوند درخواست نمود و آن گاه با لطف الهی(35) باردار شد. او به شکرانه این نعمت با نیّت خالص نذر نمود که فرزند عزیز خود را معتکف و خدمتگزار بیت المقدس قرار دهد: «اِنّی نَذَرتُ لَکَ مَا فِی بَطْنی مُحَرَّرا» او نذر خود را ادا کرد. شرف ایشان وقتی معلوم می شود که خداوند اعلام داشت که نذر او را به نیکی قبول کرده است: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»(36).

امّا مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام حضرت خدیجه سلام اللّه علیه است. قرآن به کنایه از آن حضرت یاد می کند: «وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی»(37). مرحوم مجلسی طبق روایات می گوید که این آیه شریفه به حضرت خدیجه اشاره دارد(38). ابن عبّاس در تفسیر این آیه می فرماید: «خداوند را فقیر یافت و مردم می گفتند مالی ندارد؛ پس خداوند با مال خدیجه وی را غنی و بی نیاز گرداند.»(39)

در شرافت حضرت خدیجه همین بس که او اولین زنی بود که آورد و رس صلی الله علیه و آله را تصدیق نمود و تا آ ین لحظه در کنار رسول اکرم صلی الله علیه و آله ماند و برای ایشان کمک کار و دلسوز و مهربان بود. فرمود: «دین به وسیله دو عامل استوار شد؛ یکی شمشیر علی علیه السلام و دیگر مال خدیجه علیهاالسلام .»(40) او تمام اموال خود را وقف و اه صلی الله علیه و آله نمود.

در روایات آمده است که او یکی از چهار زن برگزیده(41) و بهشت مشتاق اوست(42). او بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود(43).

آن حضرت این شرف را داشت که نطفه آ ین دخترش فاطمه علیهاالسلام از مائده بهشتی(44) باشد و در هنگام حزن و نگرانی نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله در زمان بارداری، فرزندش فاطمه علیهاالسلام از باطن او با او سخن گوید و به او دلداری دهد(45). 4 آگاهانیدن پدر به پاکی فرزند قبل از ولادت

خداوند قبل از انعقاد نطفه و ولادت حضرت مریم از طریق بشارت ولادت فرزندش عیسی علیه السلام خبر داد که فرزندی سالم و مبارک به او هدیه خواهد کرد؛ پسری که به اذن پروردگار بیماران را شفا خواهد داد و مردگان را زنده خواهد کرد و او را رسول خود قرار خواهد داد(46).

امّا ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام به طور مستقیم به گرامی صلی الله علیه و آله در معراج و در زمین و حتّی چگونگی شکل گیری او از طعام بهشتی خبر داده شد(47).

خداوند قبل از ولادت فاطمه علیهاالسلام به صلی الله علیه و آله خبر داد که شکم خدیجه ظرف ت است. به مناسبتی به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «إنّ بطن أمّک کان للإمامة وعاء»؛ یعنی شکم مادر تو ظرف ت بود(48). 5 قابله و پرستار هنگام تولد

هنگام ولادت، قابله حضرت مریم و پرستار مادرش همسر حضرت زکریا به نام الیزابت بود، امّا قابله فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار زن بهشتی به نام حضرت حوا، آسیه، کلثوم خواهر موسی و حضرت مریم بودند(49). 6 نامگذاری آسمانی

نامگذاری حضرت مریم توسط مادر ایشان صورت گرفت: «اِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَم»(50) و مریم به معنای عابد یا خدمتگزار است.

امّا اسم فاطمه علیهاالسلام از جانب خداوند متعال تعیین گردید. صادق علیه السلام می فرماید: «برای فاطمه نزد خداوند نُه اسم است. آنها عبارت اند از: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.»(51)

باقر علیه السلام در روایت دیگر می فرماید: «هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام ولادت یافت خداوند متعال به فرشته ای وحی نمود تا این نام (فاطمه) را بر زبان محمّد صلی الله علیه و آله جاری نماید؛ لذا حضرت او را فاطمه نام نهاد.»(52)

از اهل سنّت قسطلانی، زرقانی، غسانی، خطیب بغدادی و حافظ دمشقی با نقل روایت اعتراف کرده اند که اسم فاطمه از طرف خداوند بوده است(53). 7 رویش نیکو و مبارک

خداوند درباره حضرت مریم فرمود: «وَ اَنبَتَها نَباتا حَسَنا»(54). مراد این است که به مریم و فرزند او رشد و پاکیزگی داده شد و به او و هر یک از ذریه و شاخه ای که از تنه درخت وجودی او می رویَد، حیاتی افاضه شد که آمیخته با نفس و پلیدی و نفسانیات و وسوسه های او نباشد، خلاصه آنکه حیاتی طیب و طاهر و مستمر به او و فرزندش افاضه گردید(55) و نسل پاک او هنوز استمرار دارد و حضرت عیسی علیه السلام در حال حیات طیب است.

فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز مبارکه؛ یعنی خیر، سعادت و فزونی، نافع و مقدس(56) و زکیه؛ یعنی نمو و زیادتی(57) و کوثر یا خیر کثیر، کثیر الخیر و کثیر النسل(58) است.

خداوند به او و نسلش پاکی، برکت، کثرت و استمرار بخشید و عمر فرزندش حضرت بقیة اللّه را به استمرار عمر عیسی علیه السلام قرار داد. حضرت زهرا علیهاالسلام پس از شهادت، دو پسر و دو دختر بر جای گذاشت و به رغم واقعه کربلا که از حسن علیه السلام هفت فرزند و از زینب کبری یک فرزند و از حسین علیه السلام جز سجاد بقیه شهید شدند وام کلثوم نیز فرزندی نداشت و نیز به رغم واقعه حره(59)، واقعه زید بن علی بن الحسین که در مقابل هشام بن عبد الملک ایستاد و سرانجام تمام همراهان او که بیشتر آنها از ذریه فاطمه علیهاالسلام بودند شهید شدند و واقعه فخ که جنگ یکی از نوادگان حسن علیه السلام با بنی العباس بود و تمام آنان کشته شدند، نسل فاطمه علیهاالسلام به طور گسترده ادامه یافت و ناب به دست آنها تا امروز استمرار پیدا کرد و بالا ه عصر روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفداء که از نهمین نسل فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ثمره انماء و رویاندن پاک الهی می باشد و امروز کلمه باقیه علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام است «وَ جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ»(60)، تا حکومت الهی و مورد خواست خدا را ب ا نماید. 8 کفیل و س رست

پدر مریم قبل از تولّد او وفات یافت و مادرش او را نذر معبد نمود و چون نمی توانست س رستی و کف او را برعهده گیرد وی را به معبد سپرد. درباره کف او میان راهبان معبد اختلاف شد و بر اساس قرعه کف او بر عهده حضرت زکریای که شوهر او بود(61) قرار گرفت: «وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیّا»(62).

امّا کفیل و مربی فاطمه زهرا علیهاالسلام پدرشان اکرم صلی الله علیه و آله مربی، معلم و هادی تمام مردم بود و تا چندین سال حضرت خدیجه، مادر آن بانو در کنارشان بود. 9 محل تربیت

محل تربیت حضرت مریم مسجد و محراب بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(63). محل تربیت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، بیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جوار خانه کعبه در مکه و در مدینه خانه آن حضرت در جوار مسجد و خانه رسول اکرم بود. خداوند از تربیتگاه و خانه او در قرآن به نیکی یاد کرده و فرموده است: «فِی بُیُوتٍ اَذِنَ اللّه ُ أنْ تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسْمُهُ...»(64). 10 صاحب محراب

محراب جایی ویژه عبادت است؛ حال چه در مسجد باشد و چه در خانه(65). حضرت مریم دارای محر بود که در آن به عبادت خداوند و ستیز با پلیدی و مشغول بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(66).

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای محر بود که و ائمه بارها از آن سخن گفتند. صادق علیه السلام می فرماید: «اذ قامت فی محرابها زهر نورها لأهل السماء.»(67)

حسن علیه السلام در روایتی از محراب مادر چنین یاد می کند: «رأیت أمّی فاطمة قامت فی محرابها لیلة جمعتها.»(68) 11 زیبایی ظاهری

باقر علیه السلام درباره حضرت مریم می فرماید: «او زیباترین ن بود؛ اجمل النساء.»(69)

در روایت دیگر نقل شده است که در قیامت نی که به خاطر زیبایی خود دچار فتنه شده اند و آن زیبایی را بهانه قرار می دهند، حضرت مریم را حاضر می کنند و از آنان می پرسند آیا شما از حضرت مریم زیباتر بودید؟!(70) در واقع زیبایی آن حضرت حجتی برای سایر ن است.

از حضرت فاطمه علیهاالسلام در قرآن به کوکب دُرّی یاد شده است(71) و طبق روایات از شدت درخشندگی چهره، آن حضرت را زهرا نامیده اند(72). صلی الله علیه و آله درباره خلقت ایشان فرمودند: «فاطمه حوراء انسیه خلق شده است»(73)؛ یعنی او حوریه ای است به صورت انسان. از مجموع روایات به دست می آید که بانوی دو عالم، از چهره درخشنده و نورانی و پر تلألؤ بهره مند بودند.

او آن چنان زیبا بود که گویی ماه شب چهارده است و پنداری که گردن وی از سپیدی مانند تُنگ بلوری می ماند، همواره متبسم بود و زمانی که تبسم می نمود دندانهایش مانند لؤلؤ منظم مشاهده می شد(74). 12 قلب پر از ایمان و یقین

حضرت مریم قلبی پر از ایمان و یقین به خداوند داشت. به همین سبب نیز خداوند درباره ایشان می فرماید: «صَدَّقَت بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(75). روشن است ی که وحی الهی به ان و تمام وعد و وعید و اوامر و نواهی خداوند و تمام کتب آسمانی را تصدیق می کند، قلبی پر از ایمان و یقین دارد.

وجود مطهر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از هر نوع شرک خالی بود و قلبی که پاک و مطهر از هر نوع آلودگی و دنسی باشد پر از ایمان و یقین است. به طور خاص درباره ایمان و یقین فاطمه زهرا علیهاالسلام روایات متعددی به دست ما رسیده است. گرامی صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «یا سلمان إنّ ابنتی فاطمة ملأ اللّه قلبها و جوارحها ایمانا الی م ها تفرغت لطاعة اللّه .»(76)

تأمل و دقت در خطبه زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه در دفاع از فدک(77)، منزلت ایمان آن حضرت را روشن می سازد. 13 نیل به آ ین درجه کمال

حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه علیهاالسلام هر دو به نهایت کمال ممکن دست یافته بودند. اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مردان زیادی به نهایت کمال رسیدند، امّا از ن فقط حضرت آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و حضرت فاطمه علیهاالسلام به نهایت کمال رسیدند.»(78) 14 مقام ولایت الهی

حضرت مریم چنان عبادت پروردگار نمود که خداوند به او ولایت بخشید. از همین رو در باب ی او اختلاف است و جمعی از مسلمانان او را از ان دانسته اند(79).

فاطمه زهرا نیز ولیة اللّه بود و مقام ولایت به او اعطا شده بود و پدرش رسول اکرم صلی الله علیه و آله همسرش علی علیه السلام و فرزندانش و خود آن حضرت به آن مقام مفت بودند. 15 صدیقه و هم رتبه با انبیاء

حضرت مریم صدیقه بود: «وَ اُمُّهُ صِدِّیقَة»(80). حضرت زهرا نیز صدیقه بود، لذا یکی از اسامی آن بانو صدیقه است. به طرق متعددِ اهل سنت از عایشه نقل شده که گفت: «ما رأیتُ أصدق لهجة من فاطمه.»

صلی الله علیه و آله در روایتی فرمود: «... ای علی علیه السلام ، همسری صدیقه مانند دختر من به تو داده شد که من چنین همسری ندارم.»(81)

صادق علیه السلام فرمود: «فاطمه را علی علیه السلام غسل داد، چون صدیقه را ی جز صدیق غسل نمی دهد.»(82)

معانی متعددی برای صدیقه ذکر کرده اند:

1 بسیار راستگو؛ 2 ی که فراوان راست می گوید؛ 3 ی که در راستگویی کامل است؛ 4 ی که هرگز دروغ نگفته است؛ 5 آن که سخن خود را باعمل خویش تصدیق می کند؛ 6 ی که آنچه خدا به او فرموده و به انبیاء خود امر نموده تصدیق می کند و در وحی الهی هیچ گاه دچار تردید نمی شود.

از آیات و روایات به روشنی به دست می آید مرتبه صدیقین در ردیف مراتب انبیاء و می باشد: «وَ مَنْ یُطِعِ اللّه َ وَ الرَّسُول فَاولئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللّه ُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ اولئِکَ رَفِیقا»(83). 16 کمال علم و آگاهی

حضرت مریم از علم و آگاهی بالایی برخوردار بود. قرآن درباره ایشان می فرماید: «وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(84). پر واضح است که تصدیق تمام کلمات خداوند و تعالیم وحیانی و کتب انبیاء الهی فرع بر علم و آگاهی داشتن به آنهاست و گر نه تصدیق بدون علم تصدیق نیست، بلکه جهل است.

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در علم و آگاهی به کمال رسیده بود. باقر علیه السلام در وجه تسمیه آن حضرت به فاطمه می فرماید: هر آینه من (خداوند) شیر را به وسیله علم در وجود تو (فاطمه) قطع نمودم؛ «... انّی فطمتک بالعلم.»(85)

علاوه بر گواهی سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام به خصوص خطبه طولانی در مسجد مدینه(86)، میزان علم آن حضرت از پاسخگویی به پرسشهای ن(87) و از تبادل افکار با علی علیه السلام و ازمصحف فاطمه(88) به دست می آید.

عمار یاسر درباره آگاهی و علم بی نهایت آن حضرت نقل می کند: «روزی حضرت فاطمه علیهاالسلام خطاب به حضرت علیه السلام فرمود: علی جان نزدیک بیا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد و آنچه در حالِ به وقوع پیوستن است و آنچه در آینده رخ خواهد داد.»(89) 17 عصمت و تطهیر

خداوند هم حضرت مریم(س) و هم حضرت فاطمه علیهاالسلام را تطهیر نمود. قرآن درباره حضرت مریم می فرماید: «وَ اِذ قَالَتِ المَلائِکَةُ یَا مَریَمُ إنَّ اللّه َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ»(90).

از اسامی حضرت زهرا علیهاالسلام یکی طاهر است و روشن ترین و بهترین سخن درباره تطهیر فاطمه علیهاالسلام قول خداوند متعال است که فرمود: «اِنَّما یُرِیدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(91).

بدون هیچ تردیدی فاطمه زهرا یکی از اهل بیت و از مصادیق قطعی آیه یاد شده است. بیش از بیست نفر از بزرگان محدث و مفسر از اهل سنت اعتراف کرده اند که فاطمه زهرا علیهاالسلام جزء اهل بیت در آیه مزبور می باشد(92). 18 پاکی از خون نه

صلی الله علیه و آله در نامه ای که به نجاشی می نویسد از مریم با صفت طیبه بتول یاد می کند(93). طبق سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، مریم مانند فاطمه علیهاالسلام بتول بود: «عن علی علیه السلام أن النبی صلی الله علیه و آله سئل ما البتول؟ فانا سمعناک یا رسول اللّه تقول: إن مریم بتول و فاطمة بتول، فقال: البتول لم تر حمرة قطّ، ای لم تحض، فانّ الحیض مکروه فی بنات الأنبیاء»(94).

از رسول خدا درباره کلمه بتول سؤال شد که ای رسول خدا، شما فرموده اید: مریم بتول است و فاطمه نیز بتول است، فرمودند: بتول ی است که هرگز خون ندیده؛ زیرا خونریزی ماهیانه در دختران انبیاء ناپسند است.

در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام احادیث صحیحی بر این معنی تصریح می کند. دانشمندان بزرگ اهل سنّت نیز به این ویژگی حضرت فاطمه اقرار کرده اند(95).

قندوزی در ین ع الموده از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فاطمه بتول نامیده شد؛ زیرا خدای متعال حیض و نفاس را از وی دور فرمود(96). البته پاک بودن از حیض و نفاس در خصوص فاطمه زهرا علیهاالسلام امری قطعی است، امّا درباره مریم(س) روایات متفاوت است. در برخی روایات آمده است که ایشان هنگام عادت ماهانه از مسجد بیرون می رفتند(97). در این صورت بتول درباره ایشان به معنای ب از دنیا و ناپاکیها خواهد بود. 19 پاکدامنی و عفت

قرآن درباره حضرت مریم یادآوری می کند: «مَرْیَمُ ابْنَتِ عِمْرَانَ الَّتِی أَحصَنَتْ فَرْجَهَا»(98). این عبارت به عفت و پاکدامنی آن حضرت اشاره دارد.

اکرم صلی الله علیه و آله نیز به همین معنی درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام تصریح می کند: «عن الرضا عن آبائه علیهم السلام قال: قال النبی صلی الله علیه و آله : أنّ فاطمة أحصنت فرجها فحرّم اللّه ذرّیتها علی النار.»(99)

محدّثان و دانشمندان متعددی از اهل سنت این عبارت را درباره حضرت زهرا علیهاالسلام از گرامی صلی الله علیه و آله نقل کرده اند و به نهایت پاکدامنی و عفت آن بانو اعتراف کرده اند(100). علامه امینی شانزده نفر از بزرگان اهل سنت را نام می برد که حدیث مزبور را در کتب خود نقل کرده و بر آن صحه گذاشته اند(101). 20 فرزند پاک؛ نتیجه پاکدامنی

قرآن در باره حضرت مریم می فرماید: «مَریَمُ ابْنَتِ عِمْرَان الَّتِی اَحصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ منْ رُوحِنَا»(102). خداوند به دنبال پاکدامنی حضرت مریم، روح خود را در او دمید و نتیجه آن پدید آمدن حضرت عیسی علیه السلام بود.

خداوند حسن و حسین علیهماالسلام را نیز به دنبال پاکدامنی حضرت زهرا علیهاالسلام به آن بانوی مقدس عطا فرمود. حسان این مطلب را به شعر کشیده و گفته است: و إن مریمٌ أحصنت فرجها و جاءت بعیسی کبدر الدجی فقد أحصنت فاطم بعدها و جاءت بسبطی نبیّ الهدی(103) 21 بشارت خداوند به فرزند

خداوند، حضرت مریم را به عیسی (کلمة اللّه ) بشارت داد و فرمود: «إنَّ اللّه َ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ المَسِیحُ عِیسَی ابنُ مَریَمَ»(104).

فاطمه زهرا علیهاالسلام به حسن و حسین علیهماالسلام دو کلمه باقیه و از کلمات تامه خداوند بشارت داده شدند(105). در حدیث نبوی آمده است که در هنگام ولادت هر یک از دو سرور جوانان بهشت، صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیهاالسلام بشارت داد و پیشاپیش تبریک گفت که از او ی متولد می شود که اهل بهشت از وی سود خواهند برد(106). 22 سفارش خدا به احسان به مادر

حضرت مریم بعد از شش ماه بارداری حضرت عیسی علیه السلام را به دنیا آورد(107) و ایشان به اذن الهی در گهواره کودکی سخن گفت: «قَال إنِّی عَبدُ اللّه ِ... وَ جَعَلَنِی مُبَارَکا أینَ مَا کُنْتُ وَ اَوصَانِی... وَ بَرّا بِوَالِدَتِی...»(108)؛ یعنی... من عبد اللّه هستم و خداوند مرا هر کجا که باشم مبارک قرار داده و مرا به... و احسان و نیکی به مادرم توصیه کرده است.

حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز بعد از شش ماه بارداری حضرت حسین علیه السلام را به دنیا آورد(109) و قبل از آنکه حسین علیه السلام فرزندی به نام عبد اللّه داشته باشد به جهت کمال و اوج عبودیت خدا کنیه ابا عبد اللّه را به وی دادند و آیه شریفه: «وَ وَصَّینَا الانسَانَ بِوَالِدَیهِ اِحسَانا»(110) در شأن او و مادر مقدسش نازل گردید(111). 23 واسطه الحاق نسل به انبیاء

از آنجا که حضرت مریم شوهر نداشت واسطه الحاق حضرت عیسی علیه السلام به نسل انبیاء بود. قرآن می فرماید: «... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیمَانَ وَ اَیُّوبَ وَ یوسُفَ وَ مُوسی وَ هَارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ. وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَی وَ عِیسی...»(112)؛ یعنی از اولاد ابراهیم، داوود، سلیمان و... عیسی... بود.

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز واسطه الحاق و انتساب نسلش به صلی الله علیه و آله و انبیاء بود(113). موسی بن جعفر علیه السلام در مناظره با هارون الرشید می فرماید: «خداوند حضرت عیسی را از طریق مریم(س) به نسل انبیاء ملحق نمود و به همین گونه ما را از طریق مادرمان فاطمه علیهاالسلام به نبی اکرم صلی الله علیه و آله ملحق نموده است.»(114)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که خداوند متعال نسل هر ی را در صلب خود آن قرار داد و حال آنکه نسل مرا در صلب علی علیه السلام قرار داد(115). 24 عبادت و قنوت

قرآن در باره حضرت مریم می فرماید: «وَ کَانَتْ مِنَ القَانِتِینَ»(116) و «یَا مَریَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»(117). طبق دل آیات یاد شده آن حضرت دارای دوام طاعت، ، طول قیام و دعا بود. ابن خلدون می نویسد مریم چنان در عبادت پای فشرد که به او مَثَل می زنند(118).

عبادت و مداومت حضرت زهرا علیهاالسلام در طول عمر کوتاهشان بر قیام، و دعا زبانزد است. حسن علیه السلام در این باره می فرماید: «مادرم فاطمه علیهاالسلام را دیدم که در شب ای در محراب عبادت ایستاده بود و مرتب در حال رکوع و سجود بود تا