پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 منصور اخگر
گروه صنعتی اخگر
درخواست حذف اطلاعات

مدیریت محترم گروه صنعتی اخگر پس از مشاهده تبلیغات کذب برخی افراد سودجو در رابطه با خدمات پس از فروش اخگر در فضای مجازی {اینترنت} و به دلیل حساسیت بالای این مسئله و امکان این که این اشخاص از نا آگاهی مصرف کنندگان محصولات این شرکت استفاده کرده و با نام پرسنل خدمات اخگر موجب خطرات احتمالی برای مال و جان مشتری و سلب اطمینان از شرکت اخگر نمایند خطاب به کلیه مشترکین شرکت تولیدی اخگر سریحا اعلام کرد : از تماس با مراکز متفرقه جهت تعمیر پکیج و مشعل اخگر خودداری نموده از تماس با شماره های قدیمی خدمات اخگر {7750404-7750606- 7750001} جددا خودداری کرده به این علت که این گروه حدود دو سال است که با شرکت اخگر قرارداد ندارد و زیر نظر اخگر فعالیت نمیکنند جهت تعمیرات محصولات اخگر فقط با این تلفن تماس حاصل نمایید

خدمات پس از فروش گروه صنعتی اخگر 021.77682493



مشاهده متن کامل ...
خدمات پس از فروش اخگر
درخواست حذف اطلاعات

خدمات پس از فروش

ارائه مشاوره فنی و آموزش تلفنی 24 ساعته

09362175781

تعمیرات تخصصی لوازم اخگر و پکیج زمینی و دیواری و مشعل اخگر
سرویس دهی در کلیه نقاط تهران بدون تعطیلی در اسرع وقت توسط نمایندگان مجاز

آموزش های لازم جهت استفاده پکیج اخگر

درادامه مطلب :



مشاهده متن کامل ...
کودکی (صفحه 8)
درخواست حذف اطلاعات
لیث گفت پس چه کنم؟ او را واگذارم که دائم در تفریح بسر برد یا بدکان و بی دیگر بگمارمش؟ مرد همسایه گفت خیر نظر من این نیست بلکه از تو می خواهم او را به تحصیل دانش بگماری و نیز راه و رسم جنگجویی به او بیاموزی لیث گفت من حکیم یا جن ر نیستم که بتوانم به او علم و جن ری بیاموزم حال دیگر بگذار تا به کارم برسم مرد همسایه رفت و لیث شروع به کار کرد یعقوب او را می نگریست و هیچ نمی گفت لیث گفت فرزند به چه می نگری؟ یعقوب گفت به پدری زحمتکش لیث گفت خوب قصد نداری به این پدر زحمتکش کمک کنی؟ یعقوب گفت چه کنم؟ لیث گفت کوره را که آتش تو آن دم را حرکت ده تا ذغالها گداخته شوند یعقوب نیز چنین کرد و سپس پرسید پدر چرا با دمیدن ذغال گداخته می شود امّا اخگر خاموش می شود؟ لیث گفت هوای دم در حکم تربیّت است که اگر به اهلش عرضه کنی قویترش می گرداند و اگر به نا اهلش دهی سبب ملال و افسردگی اش خواهد شد اخگر آتشی نااهل است که با وجود نحیف بودن گاه خانه ایی را می سوزاند و تنها هنرش روشن چراغ مطبخ است البته اگر بتوانی آن را مهار کنی و صحیح بکار گیری امّا آتش کوره می سازد آنچه را که تو بدان نیازمندی یعقوب گفت مگر ما به غذای مطبخ نیازمند نیستیم؟ مگر همان اخگر که گفتی سبب شعله ور شدن آتشش نمی شود؟ لیث گفت می شود البته که می شود صحبت من این نیست که اخگر مطبخ بیکاره است من فقط مثالی برایت آوردم که برایت فرق آتش کوره و اخگر مطبخ روشن شود یعقوب گفت پدر قیاستان صحیح نیست و مث ان اشتباه است آن اخگر مطبخ خود نخواسته که همدم مطبخیان گردد ما بودیم که اخگر مطبخش کرده ائیم و آتش کوره هم زمانی اخگری بیش نبوده و این ما بوده ائیم که به آن دمیدیم و ذغال به پایش ریختیم تا چنین ف فروشد علی الخصوص به آتش مطبخ که خوراک ما را می دهد آیا جز این است؟ لیث خندید و گفت خیر فرزند همین است که تو می گویی اکنون بدم که کار بسیار داریم و یعقوب پیاپی می دمید و لیث بکار رویگری اش مشغول بود مدّت زمانی گذشت و یعقوب گفت پدر یعنی من باید هر روز با تو به اینجا بیایم و این خیک را از هوا پر و خالی کنم؟ یعنی این است سرنوشت یعقوب؟ لیث گفت خوب چه اشکالی دارد؟ تو رویگر می شوی و دیگری آهنگر و آن یکی کفشگر و رفیقش نجّار و دیگران نیز هر یک به کاری مشغول خواهند شد این رسم روزگار است نان که به سهولت به سفره ی راه پیدا نمی کند...

مشاهده متن کامل ...
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”
درخواست حذف اطلاعات
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”


امروز روز دادگاه بود و منصور میتونست از همسرش جدا بشه ، منصور با خودش کرد چه دنیای عجیبیه دنیای ما ، یک روز به خاطر ازدواج با لیلا سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم .

لیلا و منصور 8 سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند ، آنها همسایه دیوار به دیوار یگدیگر بودند ولی به خاطر ورش ته شدن ، پدر لیلا خونشون رو فروخت تا بدهی هاش رو بده ، بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون ، بعد از رفتن آنها منصور چند ماه افسرده شد ، منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود .
7سال از اون روز گذشت منصور وارد حقوق شد.
دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید منصور کنار پنچره ایستاده بود و به دانشجویانی که زیر برف تند تند به طرف در ورودی می آمدند نگاه می کرد. منصور در حالی که داشت به بیرون نگاه می کرد یک آن خشکش زد لیلا داشت وارد می شد. منصور زود خودشو به در ورودی رساند و لیلا وارد شده نشده بهش سلام کرد لیلا با دیدن منصور با صدا گفت: خدای من منصور خودتی ؟؟ بعد سکوتی میانشان حکم فرما شد منصور سکوت رو ش ت و گفت : ورودی جدیدی لیلا هم سرشو به علامت تائید تکان داد ، منصور و لیلا بعد از7 سال دقایقی باهم حرف زدند و وقتی از هم جدا شدند درخت دوستی که از قدیم میانشون بود بیدار شد . از اون روز به بعد لیلا و منصور همه جا باهم بودند آنها همدیگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاه تبدیل شد به یک عشق بزرگ ، عشقی که علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا می داشت
منصور داشت رو تموم می کرد و به خاطر این موضوع خیلی ناراحت بود چون بعد از نمی تونست مثل سابق لیلا رو ببینه به همین خاطر به محض تمام شدن به لیلا پیشنهاد ازدواج داد و لیلا بی چون چرا قبول کرد طی پنچ ماه سور سات عروسی آماده شد و منصور و لیلا زندگی جدیدشون رو آغاز د. یه زندگی رویایی زندگی که همه حسرتشو و می خوردند. پول، ماشین آ ین مدل، شغل خوب، خانه زیبا، رفتار خوب، تفاهم و از همه مهمتر عشقی بزرگ که خانه این زوج خوشبخت رو گرم می کرد.

ولی زمانه طاقت دیدن خوشبختی این دو عاشق را نداشت.



مشاهده متن کامل ...
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”
درخواست حذف اطلاعات
داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”داستان “سرانجام عشق لیلا و منصور”


امروز روز دادگاه بود و منصور میتونست از همسرش جدا بشه ، منصور با خودش کرد چه دنیای عجیبیه دنیای ما ، یک روز به خاطر ازدواج با لیلا سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم .

لیلا و منصور 8 سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند ، آنها همسایه دیوار به دیوار یگدیگر بودند ولی به خاطر ورش ته شدن ، پدر لیلا خونشون رو فروخت تا بدهی هاش رو بده ، بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون ، بعد از رفتن آنها منصور چند ماه افسرده شد ، منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود .
7سال از اون روز گذشت منصور وارد حقوق شد.
دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید منصور کنار پنچره ایستاده بود و به دانشجویانی که زیر برف تند تند به طرف در ورودی می آمدند نگاه می کرد. منصور در حالی که داشت به بیرون نگاه می کرد یک آن خشکش زد لیلا داشت وارد می شد. منصور زود خودشو به در ورودی رساند و لیلا وارد شده نشده بهش سلام کرد لیلا با دیدن منصور با صدا گفت: خدای من منصور خودتی ؟؟ بعد سکوتی میانشان حکم فرما شد منصور سکوت رو ش ت و گفت : ورودی جدیدی لیلا هم سرشو به علامت تائید تکان داد ، منصور و لیلا بعد از7 سال دقایقی باهم حرف زدند و وقتی از هم جدا شدند درخت دوستی که از قدیم میانشون بود بیدار شد . از اون روز به بعد لیلا و منصور همه جا باهم بودند آنها همدیگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاه تبدیل شد به یک عشق بزرگ ، عشقی که علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا می داشت
منصور داشت رو تموم می کرد و به خاطر این موضوع خیلی ناراحت بود چون بعد از نمی تونست مثل سابق لیلا رو ببینه به همین خاطر به محض تمام شدن به لیلا پیشنهاد ازدواج داد و لیلا بی چون چرا قبول کرد طی پنچ ماه سور سات عروسی آماده شد و منصور و لیلا زندگی جدیدشون رو آغاز د. یه زندگی رویایی زندگی که همه حسرتشو و می خوردند. پول، ماشین آ ین مدل، شغل خوب، خانه زیبا، رفتار خوب، تفاهم و از همه مهمتر عشقی بزرگ که خانه این زوج خوشبخت رو گرم می کرد.

ولی زمانه طاقت دیدن خوشبختی این دو عاشق را نداشت.



مشاهده متن کامل ...
نگاهی به رمان «تاریک ماه» نوشته منصور علیمرادی
درخواست حذف اطلاعات

تاریک ماه - منصور علیمرادی

منصور علیمرادی را با مجموعه داستان «زیبای هلیل» شناختم. این مجموعه در نشر «آموت» درآمد. فضاهای منحصر به فرد، زبان خاص، جغرافیا و خلق آدم هایی تازه که تا آن روز در داستان کوتاه فارسی در سال های اخیر، نظیرش را کم دیده بودم، شگفت زده ام کرد.



مشاهده متن کامل ...
یک ویژگی هنر خوب
درخواست حذف اطلاعات
مجید اخگر: یک ویژگی هنر خوب—دست کم در شکل مدرنیستی خود—آن است که چون چیزی اجتناب ناپذیر و محتوم جلوه می کند: چیزی که پس از ساخته شدن گویی ساختگی بودن خود را انکار می کند، رد دست سازنده اش را پاک می کند، و جلوه ی بدیهی، بی واسطه، و «فوری»ِ شیئی طبیعی را به خود می گیرد. شیئی طبیعی، چون یک سنگ سرِ راه، یا یک ماهی، و البته بیشتر از آن؛ چرا که هر چیز طبیعی زیر نگاه انسان، این جانور سمبل ساز، جزئیت خود را وامی نهد، و به مجرای جایگزین ناپذیر چیزی بیش از خود بدل می شود. می توان دوباره و دوباره به صورتِ سرسخت و دهانِ به لجاجت بسته ی این ماهی، خطِ به زیبایی قوس خورده ی پشت اش، و اش ها و ریختگی های بدنِ برنزی اش نگاه کرد، که با هم چیزی ضروری و غیرقابل چشم پوشی را به وجود آورده اند: یک ماهی، که با نیرویی ناپیدا ما را به دیدن خود ناگزیر می کند، ما را به وجود چیزی باز هم بیشتر متقاعد می کند، که نمی دانیم چیست. به روزی فکر کنید که دیگر ماهی ای در آب نمانده باشد، و به چشمان بی خبری که آن هنگام این «شیء» را نگاه می کنند. ایران, بهمن محصص, دی ۹۲, مجسمه, مجید اخگر, پرونده, ۴۲۷



مشاهده متن کامل ...
"منصور نعمتی" به عنوان بخشدار مرکزی جیرفت معرفی شد
درخواست حذف اطلاعات
طی حکمی از سوی علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان، منصور نعمتی به سمت بخشدار مرکزی جیرفت معرفی شد. منصور نعمتی دارای مدرک کارشناسی ارشد جغرافیای شهری است که سابقه 10 سال خدمت در بدنه وزارت کشور را در کارنامه کاری خود دارد. وی علاوه بر دارا بودن سابقه سمتهای اجرایی در فرمانداری جیرفت، چهره ای علمی و ی است که در آزاد کهنوج سابقه تدریس دارد. منصور نعمتی بخشدارمرکزی جیرفت در آیین معارفه خود، برنامه ها ی کاری خود را بر پایه اتحاد و همدلی در سه اصل تعامل با دستگاهای اجرایی، مشارکت مردمی و تدوین شناسنامه روستا ها بیان کرد.

مشاهده متن کامل ...
منصور رفت
درخواست حذف اطلاعات

سح همیشه دوست داشت ساده صدایش کنند ...... منصور

منصور ما یا بهتر هست بگویم منصور همه ما آران وبیدگلی ها ساده لباس می پوشید .. ساده حرف میزد و ساده فکر می کرد

همیشه می خندید .. اگر جایی حتی ده دقیقه با او بودید ،روح ساده زندگی را میدید

همیشه می گفت من دهاتی ام .. ساده ساده ... راست می گفت
هیچ وقت ندیدم لب به غیبت ببرد
هیچ وقت ندیدم دلی بشکند
هیچ وقت ندیدم ناراحتیش را ی دیده باشد
ولی همیشه دیدم که با همه خوب بود ..
خوب خوب خوب
همیشه دوست داشت همه مردم از بهترین امکانات تفریحی استفاده کنند
این روز ها به فکر ساختن زمین ورزشی چمن بود
به دنبال توسعه شادی مردم
اگر ی غم داشت غمخوار بود .. تا او را نمی خنداند دلش ارام نمی گرفت
عزیران من اگر ابگوشت می خورید یاد منصور همه ما باشید عاشق آبگوشت اینجا بود
ی که برمه مادرش را به یادگار به فرنگ برد و برای دل دهاتی خودش همه را مهمان آبگوشت آرونی می کرد

... یاد مردی که همیشه مردم را شاد می خواست . شاد شاد شاد

روحت شاد

*به قلم سح *



مشاهده متن کامل ...
اطلاعیه مهم شرکت اخگر
درخواست حذف اطلاعات

اطلاعیه مهم

مواردی که باید از طرف مشترکین گرامی در رابطه با خدمات پس از فروش اخگر رعایت شود :

  • در صورت تعویض قطعه معیوب، داغی قطعه تحویل گرفته شود.
  • در صورت مشاهده ی تخلف مراتب را به دفتر مرکزی اعلام تا پیگیری های لازم انجام شود.
  • عدم تماس مستقیم از طرف مشترکین با تکنسین


مـــهم:
اخیرا مشاهده گردیده افرادی تحت عنوان پرسنل خدمات اخگر اقدام به سرویس دهی و فروش قطعه و تعویض پکیج و ید پکیج مستهلک قبلی می نمایند که این افراد از پرسنل رسمی شرکت نمی باشند و مسئولیت تماس مستقیم با این افراد تحت عنوان پرسنل اخگر به عهده ی مشترک می باشد. لذا خواهشمند است در صورت درخواست سرویس کار، جهت تعمیرات فقط با شماره های اعلام شده تماسحاصل فرمایید

mail : [email protected]

tel : 021.77682493

معرفی خدمات پس از فروش گروه صنعتی اخگر

دارای کادری مجرب و کار آزموده آماده ارایه خدمات به شما مشترکین گرامی می باشد.

  • تعمیر انواع پکیج دیواری و زمینی و مشعل
  • انجام کلیه امور خدمات حتی در ایام تعطیل
  • ارایه قطعات اصلی و با کیفیت
  • پیگیری خدمات انجام شده از طرف واحد خدمات
  • رسیدگی به انتقادات و پیشنهادات مشتریان
  • ارایه خدمات از ساعت 8 صبح تا 12شب
  • ارایه سرویس های دوره ای و فصلی و سالیانه
  • رعایت کامل نکات ایمنی توسط پرسنل
  • آموزش به مشتری و ا ام مشتری به رعایت نکات ایمنی
  • تعویض قطعات گارانتی و ارایه فاکتور رسمی
  • اعزام کارشناس جهت بررسی ایراد دستگاه و اعلام هزینه
  • فروش انواع پکیج دیواری و زمینی و مشعل



مشاهده متن کامل ...
آهنگ منصور به نام فرض محال
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ منصور به نام فرض محال

اهنگ جدید

برای این آهنگ زیبا کلیک کنید

آهنگ جدید منصور, آهنگ جدید منصور به نام فرض محال, آهنگ فرض محال با صدای منصور,آهنگ منصور به نام فرض محال ,آهنگ فرض محال با صدای منصور



مشاهده متن کامل ...
رازهای زندگی عا شقانه
درخواست حذف اطلاعات
دو تقدیر بر عشق حا کم اند:

یکی را دوست می دارند،یکی دوست می دارد

یک بلسان درو می کند

یکی دیگر تمس .

یکی می گیرد،یکی می دهد.

صورتت را بپوش، وقتی اخگر آن را سر خ می کند

سعی کن اعتراف نکنی

هات از چه دردی می سوخت.

اگر چا قو را بدهی دست مردی که کشته مر دهش هستی

می کشدت

اگر او، بداند دوستش داری تکه تکه ات می کند.



مشاهده متن کامل ...
رازهای زندگی عا شقانه
درخواست حذف اطلاعات
دو تقدیر بر عشق حا کم اند:

یکی را دوست می دارند،یکی دوست می دارد

یک بلسان درو می کند

یکی دیگر تمس .

یکی می گیرد،یکی می دهد.

صورتت را بپوش، وقتی اخگر آن را سر خ می کند

سعی کن اعتراف نکنی

هات از چه دردی می سوخت.

اگر چا قو را بدهی دست مردی که کشته مر دهش هستی

می کشدت

اگر او، بداند دوستش داری تکه تکه ات می کند.



مشاهده متن کامل ...
مجموعه کامل مداحی های محرم از سال 1385 تا 1393 با نوای حاج
درخواست حذف اطلاعات

مجموعه کامل مداحی های محرم از سال 1385 تا 1393 با نوای حاج

مجموعه کامل مداحی های محرم از سال 1385 تا 1393 با نوای حاج بخش نرم افزار راسخون بنا به درخواست کاربران خود ، در نظر دارد مجموعه مداحی های صوتی بسیار زیبا از مداحان مختلف اهل بیت (ع) به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم (کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا) در اخنیار کاربران قرار دهد. این مجموعه شامل بهترین مداحی های حاج در ماه محرم از سال 85 تا 92 می باشد ، که در قالب زیپ به صورت سالیانه دسته بندی شده و با کیفیت متوسط و خوب ارائه شده است



مشاهده متن کامل ...
گزارش داغ
درخواست حذف اطلاعات
همین دقایق اولیه امروز

منصور اومد تا ماشینش رو بذاره...

طبق همیشه که اومد داخل تا حاضری بزنه یه گل دستش بود و دادش به من

بهش گفتم چاقو بیار تا باهم بخوریم

گف: نمیخورم

من: تو نمیخوری... با مانی و بابا میخورم

منصور: خودشون داداش دارن تا واسشون گل بیاره

نفس عمیق منصور و آه مانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه سعید بود منصور هم اینقدر حسرت نمیخورد...

به طرز عجیبی این روزها همه یاد حضور سعید و حسرت نبود الانشن رو میخورن



مشاهده متن کامل ...
شاه منصور عزیز خداحافظ/ ع های یاگاری
درخواست حذف اطلاعات
شاه منصور عزیز باش به سلامت و پا برجا ، عزیزانمان را به تو می سپاریم و آوای خداحافظی سر می دهیم ، خدا را سپاس می گوییم و به خاطر نعماتش که بر ما ارزانی کرده همیشه شاکریم.

خدایا نعمت سلامتی و صحت و عافیت ، نعمت با هم بودن و با هم زندگی و خوش بودن را برایمان محفوظ دار برای همیشه و همیشه و همیشه .

این هم ع های یاد در شاه منصور، از راست به چپ (عروس که خیلی گله، آنا ، خانم پسرعموی انا، خانوم که تقریبا میشه گفت بزرگ طایفه بابایی هست، پسر عموی بابایی و خان حسن که خیلی دوسش داریم)

این هم ع کلی که همه هستند

البته شاه منصور متعلق به انی است که در ع زیر هستند و میاث ماندگار آن



مشاهده متن کامل ...
مداحی روز سوم فاطمیه دوم ۱۳۹۳ - حاج
درخواست حذف اطلاعات

 مداحی شهادت حضرت زهرا(س( 1393 - حاج

مداحی روز سوم فاطمیه دوم 1393

با مداحی حاج آماده دریافت شد.

روضه حضرت زهرا(س)-حاج

وقتی که حرف از زینت(روضه)-حاج

یک بار دیگر مستجابم کردی آقا(روضه) -حاج

برای به ادامه مطلب مراجعه نمائید

.:: از اینجا ورود به بخش مداحی حاج ::.

.:: از اینجا ورود به بخش حضرت زهرا(س) ::.

www.roozebidari.ir



مشاهده متن کامل ...
تقدیر و تشکر مردم روستاهای دلی قیز، سوطی و سیه منصور از مددی
درخواست حذف اطلاعات
تقدیر و تشکر اهالی محترم و قدر شناس روستاهای دلی قیز، سوطی و سیه منصور از محمدعلی مددی

برخی اهالی محترم و قدرشناس روستاهای دلی قیز، سوطی و سیه منصور طی تماس تلفنی با دفتر ارتباطات مردمی بخش کندوان، از تلاشهای و پی گیریهای مجدانه حاج محمدعلی مددی محترم مردم میانه و حومه در مجلس شورای ی به خاطر آغازاجرای پروژه آسف جاده های روستاهای مذکور تقدیر و تشکر نمودند.



مشاهده متن کامل ...
مداحی روز چهارم فاطمیه دوم ۱۳۹۳ - حاج
درخواست حذف اطلاعات

 مداحی شهادت حضرت زهرا(س( 1393 - حاج

مداحی روز چهارم فاطمیه دوم 1393

با مداحی حاج آماده دریافت شد.

نکند فرصت دیدار به پایان برسد(روضه)-حاج

دارم عذاب می کشم(روضه) -حاج

برای به ادامه مطلب مراجعه نمائید

.:: از اینجا ورود به بخش مداحی حاج ::.

.:: از اینجا ورود به بخش حضرت زهرا(س) ::.

www.roozebidari.ir



مشاهده متن کامل ...
مداحی روز پنجم فاطمیه دوم ۱۳۹۳ - حاج
درخواست حذف اطلاعات

 مداحی شهادت حضرت زهرا(س( 1393 - حاج

مداحی روز پنجم فاطمیه دوم 1393

با مداحی حاج آماده دریافت شد.

در وادی فراق تو ما جا گرفته ایم(روضه)-حاج

آبروان تو مرا سمت مصلی میکشد(روضه)-حاج

برای به ادامه مطلب مراجعه نمائید

.:: از اینجا ورود به بخش مداحی حاج ::.

.:: از اینجا ورود به بخش حضرت زهرا(س) ::.

www.roozebidari.ir



مشاهده متن کامل ...
مداحی روز دوم فاطمیه دوم ۱۳۹۳ - حاج
درخواست حذف اطلاعات

 مداحی شهادت حضرت زهرا(س( 1393 - حاج

مداحی روز دوم فاطمیه دوم 1393

با مداحی حاج آماده دریافت شد.

عیدی رسیده است که در آن(روضه)-حاج

مثل هر روز مادرم برخواست(روضه) -حاج

برای به ادامه مطلب مراجعه نمائید

.:: از اینجا ورود به بخش مداحی حاج ::.

.:: از اینجا ورود به بخش حضرت زهرا(س) ::.

www.roozebidari.ir



مشاهده متن کامل ...
اینجا ارتفاعات شاه منصور است هوایی دلنشین و فضایی دلچسب و محیطی دل انگیز
درخواست حذف اطلاعات
رفتن به روستای شاه منصور و قرار گرفتن در فضای مطبوع و محیط زیبا و دل نشین آن برای من خیلی خوشایند است و محمد حسام عزیزم هم مثل من از محیط روستایی خوشش می آید. قرار گرفتن در این محیط زیبایی های خاص خود را دارد و در کنار آن دیدن حسن و زن و عروس ها و نوه هاشون این زیبایی را چندین برابر می کند. حسن بابایی ، مردی مهربان و خوش قلبه که من و بابایی و محمد حسام خیلی دوستش داریم، زن هم خیلی مهربون و خوش قلبه و واقعا با بودن در کنار آنها ما از فضای روستا و ارتفاعات دلنشین شاه منصور لذت بیشتری می بریم. در این سفر شاه منصور به جز آن که اینجا زادگاه پدری وی است عمو مسلم و زن عمو و عمو یعقوب و فرلقا هم در کنار ما بودند و سفر یک روزه جالبی رو تجربه کردیم. بعد از رسیدن به روستا فهمیدیم که بزرگ بابا(که زن عموی بزرگ بابا هم میشه با یکی از پسر عموها(که پسر بابا هم میشه) قراره به شاه منصور بیایند این موضوع باعث خوشحالی بیشتر ما شد . از روستا خارج شدیم و به سمت ارتفاعات رفتیم . محمد حسام و علیرضا که رسیدند به دامنه کوه سر از پا نمی شناختند.



مشاهده متن کامل ...
کرامت زاده سید منصور ابوالحسن قدح آبدانان
درخواست حذف اطلاعات
برایمان از بزرگان ایل زرگوش و خادمین این زاده نقل شده است که بناو معماری که این زاده را درسالیان بسیار دور ساخته شده بود و ان معمار شرط بسته بود با این زاده اگر کرامت داری من 3 بار مشکی پر از اب را از بالای دیوار های بارگاه تو به پایین پرتاب میکنم اگر کرامت داری این مشک نشود! و این چنین شده که مشک نشد. علیک یا زاده سید منصور ابوالحسن (ع)



مشاهده متن کامل ...
اَلّهُمَ رَبَّ شَهرِ رَمضان
درخواست حذف اطلاعات
چند روزیه خیلی دلم هوای ماه رمضون رو کرده

شروع از مناجاتای حاج رو دارم گوش میدم

جای شما خالی

هم برا ...

هم برا خودم اشک میریزم

هم برا عبدالله

گاهی هم شروع می کنم به زنی

جای همتون خالی

با اهل خانواده

صدای عرشی ( به قول آیت الله بهجت ) حاج

اگه تونستین مناجاتشو گیر بیارید . اگه خواستین من از سال 76 تا 90 شو دارم ایمیل بدید براتون بفرستم . هر سال 30 شب و هر شب حدوداً یک ساعته ولی به گوش دادنش می ارزه



مشاهده متن کامل ...
اَلّهُمَ رَبَّ شَهرِ رَمضان
درخواست حذف اطلاعات
چند روزیه خیلی دلم هوای ماه رمضون رو کرده

شروع از مناجاتای حاج رو دارم گوش میدم

جای شما خالی

هم برا ...

هم برا خودم اشک میریزم

هم برا عبدالله

گاهی هم شروع می کنم به زنی

جای همتون خالی

با اهل خانواده

صدای عرشی ( به قول آیت الله بهجت ) حاج

اگه تونستین مناجاتشو گیر بیارید . اگه خواستین من از سال 76 تا 90 شو دارم ایمیل بدید براتون بفرستم . هر سال 30 شب و هر شب حدوداً یک ساعته ولی به گوش دادنش می ارزه



مشاهده متن کامل ...
آلبوم جدید منصور به نام بدون محدودیت
درخواست حذف اطلاعات

بنا به درخواست برخی از دوستان عزیزم

البوم جدید و بسیاز زیبای منصور رو میزارم

امیدوارم خوشتون بیاد

 آلبوم جدید منصور به نام no limit

برای روی اهنگ کلیک راست کرده و گزینه

save target as

را انتخاب کنید


آهنگ جدید منصور به نام تو نفس من


آهنگ جدید منصور باورت بشه


آهنگ جدید منصور به نام gul jana


آهنگ جدید منصور من تو را خوب میشناسم

آهنگ جدید منصور نموندی ببینی


آهنگ جدید منصور دلم خوشه


آهنگ جدید منصور مادرمی


آهنگ جدید منصور کلافه


آهنگ جدید منصور میخوام باهات ب م


آهنگ جدید منصور من باهات جورم


آهنگ جدید منصور عشق نمی خوابه


آهنگ جدید منصور زندگی چیست


آهنگ جدید ترکی منصور


آهنگ جدید ترکی منصور کیچه لره سوساب پیشم


آهنگ جدید کردی منصور ناز مکه


آهنگ جدید منصور عشق نمیخوابه(ریم )



مشاهده متن کامل ...
حاج / عالمی ماتم سرا شد
درخواست حذف اطلاعات


حاج / عالمی ماتم سرا شد



حاج / عالمی ماتم سرا شد

[ جهت مشاهده و مداحی مراجعه به ادامه مطلب ]

[ از اینجا ورود به آرشیو مداحی حاج ]

امیدوارم از مداحی لذت برده باشید

www.nohekhon.



مشاهده متن کامل ...
زیارت عاشورای حاج 29 مهر
درخواست حذف اطلاعات

زیارت عاشورای حاج 29 مهر


زیارت عاشورای حاج 29 مهر

[ جهت مشاهده و مداحی مراجعه به ادامه مطلب ]

[ از اینجا ورود به آرشیو مداحی حاج ]

امیدوارم از مداحی لذت برده باشید

www.nohekhon.



مشاهده متن کامل ...
قتل رقیب در نامزدی
درخواست حذف اطلاعات
سوأل:

منصور که قبلاً خواستگار شیوا بوده ، زمانی که متوجه می شود شیوا قصد دارد با جمشید ازدواج کند، به قصد ترساندن جمشید و منصرف او از ازدواج با شیوا ، به محل کار وی (جمشید) مراجعه می کند. در اثنای گفتگو ، منصور عصبانی شده و با چوبی که در محل افتاده بود به قصد ضربه زدن به دست جمشید به او حمله می کند جمشید در حالی که می خواست فرار کند سُر خورده و چوب به سر او اصابت و در دم فوت می کند. استدلال نمائید به نظر شما نوع قتلی که منصور مرتکب شده چیست؟ ماده قانونی استنادی خود را نیز بنویسید؟

پاسخ در ادامه مطلب



مشاهده متن کامل ...
سکه ای از غربت
درخواست حذف اطلاعات

- نگاهی به کتاب " فراسوی متن فراسوی شگرد" اثر منصور کوشان -

غریبه کیست؟ تبعیدی چه ی؟ منصور کوشان در کتاب" فراسوی متن فراسوی شگرد" این دو پرسش را پاسخ می دهد؛ او در این کتاب خود را در هیئت یک غریبه، یک تبعیدی اینگونه معرفی می کند:

انسان تبعیدی مدام در حال "شوک" است. (ص 273)

منتشر شده در شماره 19 جنگ زمان- نروژ- ویژه نامه درگذشت منصور کوشان- پائیز 1392



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.