پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 من تو همۀ دنیا
تقارن دنیا و آ ت
درخواست حذف اطلاعات

تقارن دنیا و آ ت:

قرآن کریم دنیا و آ ت را در ده ها آیه در کنار هم آورده و امورى را مورد توجّه قرار داده است: 1. رابطه دنیا و آ ت: اعتقاد به آ ت در صورتى در کردار آدمى تأثیر مى گذارد که بین زندگى دنیا و زندگى آ ت رابطه اى وجود داشته باشد. در غیر این صورت، تأثیرى بر کردار او در زندگى دنیا نخواهد داشت. از دیدگاه قرآن، دنیا و آ ت از یک دیگر جدا نیستند؛ بلکه پیوستگى و رابطه تنگاتنگى میان آن ها برقرار است. این رابطه بین اعمال اختیارى آدمیان در دنیا و سعادت یا شقاوت آ ت است.[90] این رابطه از نوع رابطه هاى قراردادى نیست؛ بلکه رابطه اى تکوینى بین عمل و نتیجه آن در آ ت وجود دارد.[91] برخى این رابطه را فراتر از رابطه علّى و معلولى دانسته و از آن به رابطه عینیّت و اتّحاد یاد کرده اند.[92] از روایات فراوانى نیز به دست مى آید که اعمال دنیایى ما داراى صورت هایى آ تى است که در آ ت به صورت نعمت و یا عذاب ظاهر مى شود؛[93] بنابر این میان دنیا و آ ت ارتباط تنگاتنگى وجود دارد. دنیا رَحِم آ ت و محلّ تربیت انسان ها و پرورش استعداد آن ها است.[94] عقاید، اخلاق و اعمال ما در دنیا، تعیین کننده سرنوشتمان در آ ت بوده، چهره آن جهانى ما همان صورتى است که در دنیا براى خویش ساخته ایم؛[95] زیرا به طور کلّى، آ ت چیزى جز باطن دنیا نیست: «یَعلَمونَ ظـهِراً مِن الحَیـوةِ الدُّنیَا و هُم عَنِ الأَخِرةِ هُم غـفِلونَ.»(روم/30، 7) از این که در آیه پیشین آ ت در مقابل ظاهر زندگى دنیا قرار گرفته، روشن مى شود که آ ت باطن زندگى دنیا است. دنیا و آ ت مانند دو فصل از یک سالند؛ در یکى به کشت، و در دیگرى به درو مى پردازیم. در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، دنیا مزرعه آ ت دانسته شده است؛[96] از این رو انسان در دنیا باید زمینه برخوردارى از نعمت هاى آ تى را فراهم سازد: «مَن کانَ یُریدُ حرثَ الأَخِرةِ نَزِد لَه فِى حَرثِهِ»(شورى/42،20)[97] چنان که به قارون سفارش شده از سهم دنیایى خویش براى آ تش بکوشد:«وَابتَغِ فِیمَا ءَاتَـکَ اللّهُ الدّارَالأَخِرَةَ وَ لاتَنسَ نَصِیبَکَ مِن الدُّنیَا.» (قصص/28،77) به گفته بسیارى از مفسّران، مقصود آن است که در دنیا براى آ ت بکوشى؛ زیرا سهم انسان از دنیا چیزى جز کار براى آ ت نیست و على(علیه السلام)در تفسیر آیه فرمود: فراموش مکن که از سلامت، نیرو، فراغت، جوانى، نشاط و ثروت خودبراى ب آ ت بهره گیرى؛[98] از این رو مؤمنان، با اعمال شایسته نظیر جهاد (توبه/9،44)، زکات (نساء/4،162) و... در دنیا، زمینه برخوردارى از ثمره آن در آ ت را فراهم مى سازند. 2. خالق و حاکم دنیا و آ ت: خداوند همان گونه که این جهان را آفریده، آ ت رانیزپدید مى آورد:«فَانظُروا کَیفَ بَدأَالخَلقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشأَةَ الأخِرَةَ.» (عنکبوت/29،20) با توجّه به واژه «ینشئ»(از ریشه انشاء*)، مى توان فهمید که سراى آ ت غیر از عالم مادّى بوده، با آن مباینت دارد.[99] دنیا و آ ت از آنِ خداوند و ستایش و فرمان روایى در هر دو سرا مخصوص او است. (قصص/28،70؛ نجم/53 ،25؛لیل/92،13) 3.خدا، خواهان ترجیح آ ت بر خواسته هاى زودگذر دنیایى: در حالى که انسان ها خواستار نعمت هاى زودگذر دنیا (مانند غنیمت هاى جنگى) هستند، خداوند آ ت را برایشان برمى گزیند: «تُرِیدونَ عَرَضَ الدُّنیَاواللَّهُ یُرِیدُالأَخِرة.» (انفال/8 ،67) تعبیر «عرض»، نشانه غیر اصلى و گذاریى بودن دنیا است و نیز از آیه 32انعام/ 6 که از شیدن درباره حقیقت دنیا و آ ت سخن رفته، بر مى آید که ترجیح آ ت بر دنیا به حکم عقل است؛ چنان که آیه 64 عنکبوت/ 29 برگزیدن آ ت بر دنیا را به مقتضاى دانش دانسته است. خداوند انى را که به جاى آ ت به زندگى دنیا راضى شده اند سرزنش کرده است: «أرضیتم بالحیوة الدّنیا من الأ ة» . (توبه/ 9، 38) 4. تفکّر در دنیا و آ ت: شیدن در کار دنیاو آ ت، تشویق شده است: «کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکمُ الأَیـتِ لَعَلَّکُم تَتَفکَّرون * فِى الدُّنیَا وَالأَخِرَةِ.» (بقره/2،219 و 220) ابن عبّاس مى گوید: یعنى در زوال و فناى دنیا و در روى آوردن و ماندگارى آ ت بین ید.[100] 5 . برترى آ ت بر زندگى دنیایى: قرآن، در موارد متعدّدى، زندگى دنیایى را «لهو» (سرگرمى) و «لعِب» (بازیچه) و آ ت را براى پرهیزگاران بهتر معرّفى کرده است: «وَ مَا الحَیوةُ الدُّنیا إلاّ لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ لَلدّارُ الأخِرَةُ خَیرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أفَلاَ تَعقِلوُنَ».(انعام/6 ،32) به نظر طبرسى، «لهو و لعب» امورى است که براى دست یابى به نعمت هاى آ ت وسیله قرار نگیرد و پروردگار با آن نافرمانى شود. برخى احتمال داده اند دنیا از آن رو «لهو» و«لعب» است که همانند بازى ک نه خیلى زود به پایان مى رسد و چون نعمت هاى آ ت فناناپذیر است، براى پرهیزگاران بهتر است.[101] در آیات 64 عنکبوت/29 و 20 حدید/57 نیز دنیا لهو و لعب معرفى و به انتخاب آ ت و ترجیح آن بر دنیا سفارش شده است. ترجیح آ ت از آن رو است که باقى و جاودانه مى ماند. لذّت هاى آن مخلوط با درد و رنج نیست و سعادت آن، جسمى و روحى و به دور از هرگونه شقاوت است.[102] 6 . یدارى آ ت بازندگى دنیایى: گروهى از مردم خواستار آ ت بوده: «وَ مِنکُم مَن یُرِیدُ الأخِرَةَ» (آل عمران/3،152) آن را با فروش زندگى دنیایى مى طلبند: «فَلیُقـتِل فِى سَبیلِ اللّهِ الَّذِینَ یَشرونَ الحَیوةَ الدُّنیا بِالأَخِرةِ.» (نساء/4،74) اینان با فروش زندگى دنیا و بذل جان و مال در راه خدا، زندگى و نعمت هاى جاودانه به دست مى آورند؛ امّا گروهى دیگر، دنیا را برگزیده، (اعلى/87 ،16) آن را با فروش آ ت به دست مى آورند: «أُولـئِکَ الَّذینَ اشترَوُا الحَیوةَ الدُّنیا بِالأَخِرةِ.» (بقره/2، 86). 7. علاقه به دنیا عامل واگذارى آ ت: قرآن کریم، انى راکه دوست دار دنیاى زودگذر بوده، آ ت را رها مى کنند، سرزنش کرده است: «کَلاّبَل تُحِبُّونَ العَاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الأَخِرَةَ» (قیامت/75،20 و 21) و نیز مى فرماید: اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند و روزى گران بار را [به غفلت]پشت سر مى افکنند. (انسان/76،7). 8 . ترجیح زندگى دنیایى بر آ ت، نشانه کفر: قرآن، ترجیح زندگى دنیایى بر آ ت را از صفات کافران دانسته و آن را نشانه گمراهى صاحبانش معرّفى کرده است: «و وَیلٌ لِلکـفرینَ مِن عَذاب شَدید * الَّذِینَ یَستَحِبُّونَ الحَیوةَ الدُّنیا عَلَى الأَخِرَةِ... أُولئِکَ فِى ضَلـل بَعید». (ابراهیم/14، 2 و 3) از کلام علاّمه طباطبایى بر مى آید که برگزیدن دنیا، موجب ترک آ ت است؛ زیرا در این صورت، دنیا هدف قرار گرفته، نفى آ ت را در پى دارد؛ ولى برگزیدن آ ت و هدف قرار دادن آن، موجب ترک دنیا به صورت کلّى نمى شود؛ بلکه در این صورت، دنیا وسیله و مقدمه اى براى رسیدن به آ ت است[103] و نیز آیه 107 نحل/16. 9. محرومیّت زراعت دنیا از آ ت: خداوند، ضمن تشبیه اعمال به بذر و نتیجه آن ها به زراعت، بیان داشته که هر نتیجه اع را در آ ت بخواهد، ثوابش را چند برابر مى کند و هر نتیجه اع را در دنیا بطلبد، خداوند مقدارى از دنیا را به او مى دهد؛ ولى در آ ت براى وى هیچ نصیبى نخواهد بود[104]:«مَن کانَ یُرِیدُ حَرثَ الدُّنیا نُؤتِهِ مِنها وَ ما لَهُ فِى الأَخِرَةِ مِن نَصِیب.» (شورى/42،20) مؤمنان(علیه السلام)در حدیثى مى فرماید: هر دنیا را دوست بدارد، به آ ت کینه مىورزد و با آن دشمنى مى کند و دنیا و آ ت مانند مشرق و مغربند که نزدیک شدن به هر یک، موجب دورى از دیگرى است.[105] برخى گفته اند: درباره دنیا و آ ت، چهارگونه رابطه متصوّر است: نخست برخوردارى از دنیا و برخوردارى از آ ت، دوم هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آ ت، سوم هدف قرار گرفتن آ ت و برخوردارى از دنیا و چهارم هدف قرار گرفتن دنیا و برخوردارى از آ ت. در رابطه اوّل و سوم، هیچ گونه تضادّى وجود ندارد و جمع میان دو طرف در آن ها ممکن است؛ ولى در رابطه دوم و چهارم، جمع میان دو طرف ممکن نیست.[106] قرآن نیز همیشه برگزیدن دنیا و آ ت را در برابر هم قرار داده است: «مِنکُم مَن یُریدُ الدُّنیا و مِنکُم مَن یُریدُ الأخِرةَ» (آل عمران/ 3، 152) و نیز احزاب/ 33، 29؛ بقره/ 2، 200؛ هود/ 11، 15 و 16. 10. فناپذیرى زندگى دنیایى و ماندگارى در آ ت: زندگى دنیا فقط کالایى ناچیز بوده، در حقیقت، آ ت سراى پایدار است: «إنَّما هذِهِ الحَیوةُ الدُّنیا مَتـعٌ وَ إنَّ الأَخِرَةَ هِىَ دارُالقَرارِ.» (غافر/40،39) 11. کورى در دنیا موجب کورى در آ ت: هر در این دنیا کور دل باشد، در آ ت هم کور دل و گمراه تر خواهد بود: «وَ مَن کانَ فِى هذِهِ أَعمى فَهُوَ فِى الأَخِرَةِ أَعمى وَ أضَلُّ سَبِیلاً.» (اسراء/17،72) به نظر علاّمه طباطبایى، این آیه در صدد بیان مطابقت حال دنیا و آ ت است. وى با استناد به جمله «وَ أضلُّ سَبِیلاً» آن را کورى* در بینش دانسته، مى گوید: آن که در دنیا پیشواى حق را نشناسد و راه حق را نپیماید، در زندگى آ ت نیز سعادت و رستگارى نمى یابد؛[107]البتّه برخى از مفسران، کورى در دنیا را به کورى در بصیرت و کورى در آ ت را به کورى چشم معنا کرده اند.[108] 12. امکان برخوردارى از نعمت هاى دنیا و آ ت: برخى پنداشته اند برخوردارى از دنیا و بهره مندى از آ ت با یک دیگر قابل جمع نیست و هر خوشى دنیا باعث ناخوشى در آ ت خواهد بود؛ در حالى که محرومیّت دنیایى رابطه اى با سعادت آ تى ندارد.[109] در بسیارى از آثار ى تصریح شده، بلکه از مسلّمات و ضروریّات است که جمع میان دنیا و آ ت از نظر برخوردار شدن ممکن است و برخوردارى از دنیا، مست م محرومیّت از آ ت نیست.[110] چنان که قرآن از انى مانند سلیمان و برخى از ملوک بنى یاد مى کند که در دنیا بهره هاى فراوانى داشته، در آ ت هم سعادت مند هستند و نیز به ستایش از مؤمنانى مى پردازد که در دعاى خود، نیکى دنیا و آ ت را مى طلبند: «رَبَّنا ءاتِنا فِى الدُّنیا حَسَنَةً وَ فِى الأخِرَةِ حَسَنةً». (بقره/2،201) در روایتى از صادق(علیه السلام)گشایش در روزى و خوش خلقى در دنیا و خشنودى خداوند، و بهشت در آ ت، از مصادیق حسنه شمرده شده است. انس و قتاده نیز «حسنه» را به نعمت هاى دنیا و آ ت تفسیر کرده اند. در برخى روایات هم بر «همسر شایسته» در دنیا و آ ت تطبیق شده است؛[111]هم چنین موسى(علیه السلام)از خداوند، زندگانى نیکو در دنیا و آ ت را مى طلبد: «وَ اکتُب لَنا فِى هذِهِ الدُّنیَا حَسَنَةً وَ فِى الأخِرَةِ» (اعراف/7،156) و خداوند، مهاجران را از نعمت دنیا وآ ت بهره مند مى سازد: «وَالَّذینَ هَاجَروا فِى اللّهِ مِن بَعدِ ماظُلِموا لَنُبوِّئنَّهُم فِى الدُّنیا حَسنةً و لاََجرُ الأَخِرةِ أَکبَرُ...» (نحل/16، 41) و نیز به قارون سفارش شده که دنیا را به فراموشى نسپارد: «و با آن چه خدایت داده، سراى آ ت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن». (قصص/28،77) برخى درتفسیرآیه گفته اند: قارون با خانواده اش سخت گیر و بخیل بود؛ از این رو بدو گفته شد: از آن چه خدا به تو داده، بخور، بیاشام و از امور مباح بهره ببر.[112] درباره مجاهدانى که همراه ان به جهاد برخاستند، مى گوید: خداوند، پاداش این دنیا، وپاداش نیک آ ت را به آنان عطا کرد (آل عمران/3،148) چنان که درباره ابراهیم(علیه السلام)نیز مى فرماید: ما به او در دنیا «حسنه» دادیم و او در آ ت هم از شایستگان خواهد بود: «و ءاتینـه فى الدّنیا حَسَنَةً و إنّه فِى الأخِرَةِ لَمِنَ الصّـلحین». (نحل/ 16، 122) 13. زیان کاران دنیا و آ ت: برخى از انسان ها در دنیا و آ ت زیان* کار شمرده مى شوند: «خَسِرَ الدُّنیا وَالأخِرَة.» (حج/22،11) درباره کافران آمده است: در دنیا براى آنان رسوایى، و در آ ت عذابى بزرگ خواهد بود (مائده/5 ،41) و نیز اعمال کافران در دنیا و آ ت تباه است. (آل عمران/3،22)



مشاهده متن کامل ...
خـدآیـا :|
درخواست حذف اطلاعات

̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ز̹̹ا̹̹ح̹̹م̹̹ت̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ل̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹ی̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹غ̹̹ض̹̹ش̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ت̹̹ر̹̹ک̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹آ̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ا̹̹غ̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ع̹̹ج̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹غ̹̹ر̹̹ی̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹چ̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ب̹̹ن̹̹د̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹گ̹̹و̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹:̹̹ ̹̹«̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ه̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹د̹̹ع̹̹ا̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹س̹̹ت̹̹ج̹̹ا̹̹ب̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹»̹̹

ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ل̹̹ج̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ر̹̹ا̹̹ی̹̹ت̹̹ ̹̹ل̹̹و̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ک̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ش̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹ق̹̹ض̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ و̹̹ ̹̹ک̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ن̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ب̹̹ع̹̹ض̹̹ی̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ ̹̹پ̹̹ش̹̹ت̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹د̹̹م̹̹ ̹̹ح̹̹ر̹̹ف̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ ̹̹ج̹̹ن̹̹س̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹گ̹̹ا̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ح̹̹ا̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹آ̹̹م̹̹د̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹س̹̹ت̹̹م̹̹ ̹̹؟̹̹

ا̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹و̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ه̹̹ ̹̹آ̹̹د̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ب̹̹ت̹̹و̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ی̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ت̹̹ش̹̹خ̹̹ی̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹ل̹̹ب̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹ی̹̹ ̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ج̹̹ا̹̹ ̹̹ز̹̹ن̹̹د̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ر̹̹و̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹ت̹̹ک̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ م̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ل̹̹ب̹̹ا̹̹س̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹ر̹̹ ̹̹ک̹̹د̹̹ا̹̹م̹̹ش̹̹ا̹̹ن̹̹ ̹̹چ̹̹ه̹̹ ̹̹ر̹̹ن̹̹گ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹؛̹̹

ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹.̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹و̹̹غ̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹چ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ا̹̹ی̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹خ̹̹ی̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ .̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ی̹̹ا̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹و̹̹ق̹̹ت̹̹ی̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹چ̹̹ن̹̹د̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ ̹̹ت̹̹ص̹̹م̹̹ی̹̹م̹̹ ̹̹ج̹̹د̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹گ̹̹ر̹̹ف̹̹ت̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ع̹̹و̹̹ص̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ز̹̹ر̹̹گ̹̹ ̹̹ب̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹؛د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ت̹̹ر̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ش̹̹م̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ع̹̹ا̹̹ل̹̹م̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹؛̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹ک̹̹س̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹ش̹̹ ̹̹ر̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ل̹̹د̹̹ ̹̹ن̹̹ی̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹و̹̹س̹̹ت̹̹ د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ح̹̹و̹̹ا̹̹ب̹̹م̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹

ن̹̹م̹̹ی̹̹ ̹̹د̹̹ا̹̹ن̹̹م̹̹ ̹̹ش̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹ا̹̹ص̹̹ل̹̹ا̹̹ ̹̹ه̹̹ی̹̹چ̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ی̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹م̹̹ ̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹خ̹̹و̹̹ا̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹م̹̹ن̹̹ ̹̹س̹̹و̹̹ا̹̹ل̹̹ ̹̹ه̹̹ا̹̹ی̹̹ ̹̹ت̹̹ا̹̹ز̹̹ه̹̹ ̹̹ی̹̹ا̹̹د̹̹ ̹̹ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ی̹̹د̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ب̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹̹!̹̹ ̹̹ق̹̹و̹̹ل̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹د̹̹ه̹̹ی̹̹ ̹̹؟̹̹!̹̹؟̹̹

ا̹̹ز̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹ا̹̹ی̹̹ی̹̹ ̹̹ش̹̹ر̹̹و̹̹ع̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ج̹̹و̹̹ر̹̹ی̹̹ ̹̹س̹̹ر̹̹ ̹̹ص̹̹ح̹̹ب̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹و̹̹ا̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹ی̹̹ک̹̹ ̹̹ک̹̹م̹̹ ̹̹ا̹̹ز̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ب̹̹گ̹̹و̹̹ ̹̹.̹̹ ̹̹د̹̹ر̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ا̹̹س̹̹ت̹̹ ̹̹ک̹̹ه̹̹ خ̹̹د̹̹ا̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹ب̹̹ ̹̹ت̹̹و̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹م̹̹ی̹̹ش̹̹ن̹̹ا̹̹س̹̹د̹̹ ̹̹،̹̹ ̹̹ا̹̹م̹̹ا̹̹ ̹̹ع̹̹ی̹̹ب̹̹ی̹̹ ̹̹ه̹̹م̹̹ ̹̹ن̹̹د̹̹ا̹̹ر̹̹د̹̹ ̹̹خ̹̹و̹̹د̹̹ت̹̹ ̹̹ر̹̹ا̹̹ ̹̹ب̹̹ه̹̹ ̹̹ا̹̹و̹̹ ̹̹م̹̹ع̹̹ر̹̹ف̹̹ی̹̹ ̹̹ک̹̹ن̹̹ی̹̹ ̹!

کـــپــــی ====» آزاد



مشاهده متن کامل ...
نشانه ‏هاى اهل دنیا و اهل آ ت‏
درخواست حذف اطلاعات
نوشته: حضرت حسین انصاریان

در سطور گذشته به این معنا واقف شدید که مقصود از دنیا زمین و آسمان، خورشید و ماه، مأکولات و ملبوسات و چشمه‏ها ورودها نیست که این همه نعمت‏هاى الهى است که ى قدرت ارزیابى ارزش آن‏ها را ندارد، بلکه مقصود رابطه غلط و ظالمانه و غاصبانه و عاصیانه با نعمت‏هاى الهى است، آن که از حرام به دست مى‏آورد و در حرام مصرف مى‏کند، یا آن که از حلال به دست مى‏آورد و در حرام مصرف مى‏نماید، یا آن که به دست مى‏آورد و نسبت به آن بخل مى‏ورزد او اهل دنیا است.

صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

شب معراج به من خطاب رسید: اى احمد! دنیا و اهل آن را دشمن‏دار و آ ت و اهل آن را عاشق باش، پرسیدم اهل دنیا کیانند و اهل آ ت چه مردمى هستند؟

خداوند خطاب فرمود:

این است نشانه‏هاى اهل دنیا:

پرخورى، خنده زیاد، خواب بى‏اندازه، کثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى دربرابر رفتار سویى که نسبت به دیگران‏ داشته، قبول ن عذر خواه، در طاعت، بى‏باکى در معصیت، آرزوى دراز، نزدیکى مرگ، عدم محاسبه نفس، کم سود، پر حرف، کم ترس، خوشحالى زیاد به وقت خوردن، عدم شکر به هنگام راحتى، بى‏صبرى به وقت بلا و آزمایش، بسیارى مردم به پیش نظرشان کم است و به آنچه که انجام نداده‏اند از خویش ستایش مى‏کنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى‏کنند، احسان خود را بازگو کرده و از گفتن بدى‏هاى مردم پروا ندارند، نیکى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى‏کنند!

عرضه داشتم: غیر از این عیوب، براى اهل دنیا عیب دیگرى هم هست؟

خطاب رسید: عیب اهل دنیا زیاد است، جهل و حماقتشان بسیار و نسبت به ان خود متکبر و پیش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.

اما اهل آ ت:

داراى چهره‏هایى شرمگین، کثیر الحیا، کم حمق و وجودشان پرمنفعت و مکرشان کم است.

مردم از آنان در راحت، ولى آنان براى راحت مردم در رنج، داراى کلامى موزون و سنگین و حسابگر نفس، در مسیر برنامه‏هاى مثبت، اهل رنج و زحمت.

چشمشان خواب، ولى دلشان بیدار است، دیدگانى پر اشک و قلبى ذاکر دارند.

به وقتى که نام مردم را در دیوان غفلت مى‏نویسند، آنان را در دفتر ذاکران ثبت نام مى‏کنند.

در ابتداى نعمت سپاس گزارند و در انتهاى آن شاکرند، دعایشان مرفوع و سخنشان مسموع است، ملائکه به آنان شادند، خواسته‏هاشان در سرا ملکوت در گردش و خداوند عاشق شنیدن گفتار آنان است، چنانچه پدر عاشق شنیدن کلام فرزند.

چشم به هم زدنى از یاد حق باز نمى‏مانند و به زیادى غذا میل ندارند، از پرحرفى گریزانند و لباس آنان اندک است، مردم نزد آنان مرده و حضرت حق پیش آنان زنده و پایدار و کریم است.

فراریان را با آقایى و کرامت مى‏خوانند و برگشتگان را با مهربانى مى‏خواهند.

دنیا و آ ت نزدشان یکى است، مردم یکبار مى‏میرند، ولى آنان به خاطر ریاضت و مجاهده نفس و مخالفت با هوا، روزى هفتاد بار با مرگ روبرو مى‏شوند، از حرکت باد پریشان خاطر شده، به خدا پناه مى‏برند که نکند بلایى آسمانى باشد.

چون در برابر من قیام مى‏کنند، گویى بنایى بسیار محکم سر پا ایستاده، در دل ایشان مشغولیّتى به خلق نمى‏بینى، به عزت و جلالم آنان را به حیات طیبه زنده مى‏کنم، به وقت مفارقت روح از بدنشان، ملک الموت را به آنان کارى نیست که جز من ى از آنان قبض روح نمى‏کند، تمام درهاى آسمان را به روى آنان باز کرده و کلیه حجاب‏ها را از پیش نظرشان بردارم، بهشت را امر مى‏کنم جهت آنان آرایش شود و حورالعین را دستور مى‏دهم خود را در اختیار آنان بگذارد.

ملائکه را مى‏گویم به آنان درود فرستند و درختان براى آنان میوه دهند و اثمار جنّت برآنان بریزد، به نسیم زیر عرش دستور مى‏دهم کوه‏ها از کافور و مشک با خود حمل کرده و با درخشش چشمگیر بر او وارد کنند، بین من و روحش پوششى نیست، به وقت قبض روحش مى‏گویم: به آمدنت نزد من خوش آمدى و صفا آوردى، با کرامت و بشارت و رحمت و رضوان به سویم حرکت کن، در جنات نعیم مقیم باش و در آنجا به طور ابد قرار بگیر که نزد من داراى اجر عظیمى، اگر بینى ملائکه با او چه مى‏کنند؟ یکى روحش را پس از مرگ مى‏گیرد، دیگرى بخشش‏هایم را به او مى‏پردازد!! اینان از وقتى خدا را شناختند آن طور که باید از غذاهاى خوشمزه لذت نبردند و از وقتى به سیئات گذشته خود توجه د مصائب در آنان اثرى نکرد، بر گناهانشان گریه مى‏کنند، بر نفسشان سخت‏ مى‏گیرند، راحت اهل بهشت در مرگ و آ ت استراحتگاه بندگان من است، مونسشان اشک چشم و جلوسشان با ملائکه دست راست و چپ است، مناجاتشان با خدا است، قلوبشان جریحه‏دار و مرتب مى‏پرسند چه وقت با رفتن از دار فنا به خانه بقا راحت مى‏شویم‏ «1».

آرى، عاشقان حق جز حق نخواهند و جز حق ندانند و جز سخن حق نشنوند و جز به حق و براى حق کارى نکنند، دنیا براى آنان مقدمه آ ت و آ ت مقدمه رضوان اللّه و رسیدن به مقام قرب و وصل، تنها آرزوى آنان است.

تمام لذت آنان، در ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه است و به قول عارفان عاشق از دنیا و آ ت رسته و به حضرت دوست پیوسته‏اند.

دنیا از دیدگاه المؤمنین علیه السلام‏

حضرت على علیه السلام در «نهج البلاغة» درباره دنیایى که براى انسان سود آ تى ندارد و جز اتلاف وقت ثمرى به انسان نمى‏رساند و غیر غرور و غفلت و سرگردانى و حمّالى، منفعتى ندارد مى‏فرماید:

اى مردم! کالاى دنیا، گیاه خشک د شده وبا خیز و تباه کننده است، پس دورى کنید از چراگاهى که کوچ و نماندن در آن از اقامت گزیدنش سودمندتر است و اندک روزى و خوراک آن از دارایى بسیارش پاکیزه‏تر، فقر و ندارى براى آن که بسیار از آن جمع کند مقرر شده و نصرت به آسودگى براى بى‏رغبت به آن ختم گشته، آن را که زینت دنیا به شگفتى کشیده، انگار بیناست، عاشق آن دلش ظرف اندوه شود و قلبش خانه نگرانى، اراده و قصدى او را گرفتار سازد و غرور خواسته، وى را اندوهگین نماید. به طور دائم در کشاکش اندوه‏ها و گرفتارى‏ها بماند تا راه نفسش با مرگ گرفته شود، آن گاه وى را به قبرستان برده به دل خاک سپارند، در حالى که دو رگ دلش قطع شده، نابود شدنش و به وسیله برادرانش به گور افتادنش، سهل و آسان است.

مؤمن با دیده عبرت به دنیا نظر کند و به اندازه لازم و از باب ناچارى روزى خود به دست آورد، با گوش خشم سخن از دنیا بشنود، اگر بگویند فلانى ثروتمند شد، اندکى بعد مى‏گویند بدبخت و فقیر گشت، اگر به بودش شاد شوند به نبودش غمگین گردند، این است حال انسان در دنیا.. «2».

و نیز مى‏فرماید:

آن که به خاطر به دست نیاوردن مال دنیا اندوهگین گردد، به قضا و قدر حضرت دوست خشمگین گشته و ى‏که از مصیبتى گله کند از حضرت حق به شکایت برخاسته و ى‏که بر ثروتمند به خاطر ثروتش فروتنى نماید، دو سوم دینش را از دست داده و ى‏که قرآن بخواند و پس از مرگ دوزخى شود، معلوم است قرآن را به مس ه گرفته و آن که دلش شیفته و عاشق امور دنیایى و مادى محض شود و جز دنیا هدفى نبیند به سه چیز مبتلا شود، اندوه همیشگى، حرص حاکم، آرزوى غیر قابل یافتن! «3»!

و نیز فرموده:

دنیا در ابتداى امر فریب مى‏دهد، سپس زیان مى‏رساند، آن گاه به شتاب و سرعت از دست مى‏رود.

خداوند راضى نشد دنیا را پاداش دوستان و عذاب دشمنان قرار دهد.

اهل دنیا، چونان کاروانى هستند که به وقت فرود آمدن، راننده و حمله‏دارشان فریاد زند کوچ کنند «4»!!

یکى پرسید از آن داناى فتوا

که چه بهتر بود از مال دنیا

چنین گفت او که مالى کان نباشد

که گر باشد بجز تاوان نباشد

که گر مالى زدنیا افتد آغاز

تو را آن مال دارد از خدا باز

ولى کى ارزد آن مال جهانى‏

که از حق باز مانى تو زمانى‏

چو از حق باز مى‏دارد تو را مال‏

پس آن بهتر که نبود در همه حال‏

تو را چون عشق دنیا راه زن شد

کجا در دین توانى بت شکن شد

همه عمرت شب است اى ه راه‏

نه از روزى نه از بیدارى آگاه‏

چو روزت صبح گرداند به زودى‏

که تو در عشق بازى با که بودى‏

اگر در عشق حق خلوت نشینى‏

حریف اژدهاى آتشینى‏ «5»

در سوره بیست و پنجم احادیث قدسیه آمده:

اى پسر آدم! زاد و توشه خود را یاد کن که راه دور است دور، کشتى را نو کن که دریا عمیق است عمیق، بارت را سبک کن که راه دقیق است دقیق.

عمل را خالص کن که ارزیاب، بیناست بینا، خوابت را براى قبر بگذار و افتخارات را براى میزان و خوشى و لذتت را براى بهشت و راحتت را براى آ ت و کام گیریت را براى حورالعین و براى من باش تا برایت باشم، با سبک شمردن دنیا به من نزدیک شو و با دشمنى با بدکاران و عشق به نیکان، از آتش جهنم دور شو که‏ خداوند مزد نیکوکاران را ضایع نمى‏کند «6».

دنیاى اولیاى خدا

حضرت على علیه السلام در «نهج البلاغة» نظر اولیا و عاشقان حق را به دنیا نظر دیگرى مى‏داند، آن جناب عقیده دارد که اهل دل به دنیا به دید الهى و عمقى مى‏نگرند و لحظه لحظه دنیا را به آ ت ابدى و نعیم همیشگى حق، مبدل مى‏کنند.

إنّ أوْلیاءَ اللّهِ هُمُ الَّذینَ نَظَرُوا إلى‏ باطِنِ الدُّنْیا إذا نَظَرَ النّاسُ إلى‏ ظاهِرِهَا وَاشْتَغَلُوا بآجِلِها إذَا اشْتَغَلَ النّاسُ بِعاجِلِها فَأماتُوا مِنْها ما خَشَوا أنْ یُمیتَهُمْ وَتَرَکُوا مِنْها ما عَمِلُوا أنَّهُ سَیَتْرُکُهُمْ وَرَأوُا اسْتِکْثارَ غَیْرِهِمْ مِنْها اسْتِقْلالًا وَدَرَکَهُمْ لَها فَوْتاً، أعْداءُ ما سالَمَ النّاسُ وَسِلْمُ ما عادَى النّاسُ بِهِمْ عُلِمَ الْکِتابُ وَبِهِ عَلِمُوا وَبِهِمْ قامَ الْکِتابُ وَبِهِ قامُوا لا یَرَوْنَ مَرْجُوَّاً فَوْقَ ما یَرْجُونَ وَلا مَخُوفَاً فَوْقَ ما یَخَافُونَ‏ «7».

عاشقان خدا آنانند که به حقیقت و عمق و باطن دنیا بنگرند، به وقتى‏که دیگران به ظاهر فریبا و زینت و زیور از دست رفتنى آن نظر کنند و به پایان و عاقبت آن توجه کنند، هنگامى‏که تنگ نظران به امروز آن مشغول گردند، علل بدبختى و عذاب را با طاعت و اخلاص از بین مى‏برند، از ترس این که خود به دست آن علل هلاک گردند، تمام کالاهاى دنیا را قلباً رها کرده و دل به آن نمى‏بندند؛ زیرا مى‏دانند که عناصر و اشیا و دنیا آن‏ها را رها خواهد کرد، آن را که دیگران از امور مادى بهره زیاد مى‏بینند، آنان در مقابل بهره آ ت بسیار کم مى‏بینند، مى‏دانند که دریافت دنیا مساوى با از دست دادن آ ت است، با آنچه معشوق مردم است دشمنند، به وسیله آنان قرآن شناخته مى‏شود و آنان تمام حقایق را به وسیله کتاب یافتند و تداوم قرآن به آنان و دوام خود آنان به کتاب خدا است، امیدى بالاتر از امید خود که امید به عنایت حق است و ترسى ما فوق ترس خود که ترس از عذاب الهى است، نمى‏بینند.

آرى، این وضع روحى و نفسى و قلبى و عقلى اولیاى خدا نسبت به دنیاست، دنیا به حقیقت که پر سودترین تجارتخانه براى بیداران و بینایان وعلت بدبختى و شقاوت و پستى و حقارت براى کوردلان است، اهل معرفت دنیا را خانه مهمانى دانسته و در این جایگاه عالى با آراسته شدن به ایمان و عشق و اخلاق و عمل، جز رسیدن به لقاى رب و وصل محبوب هدفى ندارند.

اگر بى‏ بنمایى جم اى جهان‏آرا

به دام اشتیاق آرى همه مرغان دل‏ها را

صبا زان طرّه مشکین اگر بر هم زند یک چین‏

دو عالم را کند مشکین مشام از عنبر سارا

اگر بر کوه برگویى نگارا قصه عشقت‏

رسد بر آسمان بى‏شبهه فریاد از دل خارا

زشاهى گدایان درت گر آگهى یابد

ره فقر و فنا گیرد هزار اسکندر و دارا

یکى مخمور دیدستى که صهبا راست زان هستى‏

عجب کان شوخ چشم استى چنین تأثیر را دارا

فلک در کج روى افتاد زابروى کجش آرى‏

حریفى سخت عیار است و با گردون زند نارا

تو خوانى زلف و مژگانش ندانى دست سبحانش‏

رقم زد در کتاب حسن این را جیم و آن را را

الهى در هواى وصل او دلخون چه گل بنشین‏

سر دیدار اگر دارى به پاى گلشنش خارا

حکایتى عجیب از اوضاع و احوال دنیا

فیلسوف بزرگ، صدر المتألهین ملا صدراى شیرازى، در ضمن توضیح یکى از آیات سوره یس به نقل از «رسائل اخوان الصفا» گفتگوى دو رفیق را در زمینه برخوردشان به حال و وضع دنیا این چنین نقل مى‏کند:

دوستى به یکى از دوستانش رسید و از او پرسید: حال و وضعت در این دنیا چگونه است؟

جواب داد: خوب است، البته اگر از آفات و بلیّاتش در امان بمانم، به غیر از خیر و خوشى و عافیت، امید دیگرى از دنیا ندارم، این حال من است، اکنون تو وضع خود را براى من بگو، جواب داد: مى‏خواهى چه باشد، حال ى که در این خانه غربت گرفتار و فقیر است، براى جلب منفعت، ضعیف و براى دفع ضرر، ناتوان و بى‏قدرت است.

پرسید: چگونه در این حالى؟ گفت: در این دنیا در عذ م، ولى در قیافه دارنده نعمت، دست بسته‏ایم ولى در شکل موجود آزاد، مغروریم به صورت خوشبخت، آزاد محترمیم در شکل برده پست، پنج حکومت بر ما حاکم است که فشار این پنج‏ حکومت به سختى برگرده ماست، احکام خود را بر ما جارى مى‏کنند، بخواهیم یا نخواهیم.

دوستش گفت: از این پنج حاکم و حکومتشان مرا خبر ده، پاسخ داد: بشنو:

اوّل: جهان و این فلک گردان است که ما در درون او هم چون اسیر زندانى، محبوسیم.

انجم و ستارگانش به طور دائم در حرکتند، توقف و س ى بر آنان نیست، گاهى شب را با ظلمت و تاریکى‏اش براى ما مى‏آورند و زمانى روز را با نور و روشناییش، زمانى تابستان را با حر و وقتى زمستان را با سرمایش، گاهى بادهاى تند و وزنده را پدیدار مى‏کنند و زمانى ابر و باران و برق جهنده را، وقتى صاعقه مهیب و ز له ویران کننده و علل وحشت و گرفتگى ماه و خورشید و زمانى قحطى و گرانى و دوره‏اى امراض کشنده حیوانات و وبا و زمانى جنگ و فتنه و بلا و وقتى غم و غصه دائمى که از ضربه و ضرر و شر این امور و این همه تیر بلا، راه نجاتى جز مرگ نیست!!

دوّم: طبیعت و امورى که ذاتى اوست، از حرارت گرسنگى و آتش تشنگى و سوز و شراره شهوات و آلام و امراض و کثرت حاجات که انسانى نسبت به این برنامه‏ها، چاره‏اى جز جلب منفعت و دفع ضرر ندارد، برنامه‏هایى که یک چشم زدن به یک ح نیست، به طور دائم نفس انسان در برخورد با این مسائل در مشقت و رنج و بلا و عذاب و گرفتارى و ناراحتى است و راحت انسان از این امور، جز به مرگ میسر نخواهد بود!

سوّم: قواعد عظیم و عجیب الهى است، از احکام و حدود و اوامر و نواهى و بشارت و انذار، تهدید و توبیخ، رنج رمضان و مشقت بدن در قیام به واجبات و مبارزه با نفس به وقت اداى واجبات مالى و رنج سفر حج و مشقت کشیدن در وقت مهاجرت و زخم برداشتن در میدان جهاد با کفر و مسائل دیگر از قبیل: ترک لذات حرام و اجتناب از شهوات و محرمات.

چهارم: روبرو شدن با حکومت ستمگران، آن زورگویانى که خود را مالک رقاب مردم دانسته و بندگان حق را به زور به بردگى مى‏برند که اگر مطیع آنان بشوى، جز همّ و غم و رنج و مشقت و ضایع عمر و از همه بدتر، غضب و انتقام و سخط حضرت حق را در پى ندارى و بین تو و طاعت حق حجابى بدتر از خدمت به ت ستمگر نیست و اگر از اطاعت آنان، شانه خالى کنى ظاهر زندگیت تباه و جز ناراحتى محصولى برایت نیست و از طرفى هم انسان در دنیا به تعاون و تمدن و سیاست و ریاست محتاج است!!

پنجم: نیاز شدید به مواد و عناصر و اغذیه و اشربه و اط و لباس و مسکن براى قوام بدن و اداره امور زندگى که فراهم آوردنش در گرو کار طاقت فرسا و دویدن و عرق ریختن در شب و روز و یاد گرفتن صنعت و تجارت و کشاورزى و دامدارى و ید و فروش و سر و کله زدن با مردم و گرفتار شدن به حرص و طمع براى جمع مال وحفظ آن از دستبرد رندان و آفات و عوارض است، این است حال و احوال و وضع و اوضاع ما و اکثر مردم روزگار و خلاصه فرزندان این دنیاى تنگ و تاریک، آنان که با این همه آفات و بلیّات و آلام و اسقام و امراض و رنج‏ها و اختلافات و نزاع‏ها و طوفان‏ها و حوادث، آرزوى ماندن و خوشى دارند، یا ایمان به خدا و آ ت ندارند، یا تصور مى‏کنند پس از مرگ خبرى نیست. در هر دو ح ، هم چون کفار مردمى پست و غافل از حقیقتند.

و اما آنان که به آ ت و معاد و عظمت جهان دیگر و شرف و سرور اهلش و لذّت نیک‏بختان و نعمت و ملکت عالم بعد توجه دارند، براى دلبستگى به دنیا و مغرور شدن به آن و آرزوى خلود، در این مجلس و دویدن دنبال تکاثر و تفا و ریاست چه عذرى دارند، باید گفت: اینان در عقل دچار خلل و در ایمان و عقیده دچار فسادند و به فرموده قرآن‏ «8».

[وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ‏] «9».

و بیشترشان به خدا ایمان نمى‏آورند مگر آن که [براى او] شریک قرار مى‏دهند.

در مسئله دنیا و حقیقت ظاهر و باطن آن و برخورد اهل غفلت با دنیا و اهل خدا با این خانه زودگذر و این که دنیا پرستان به چه خسارت‏هایى در همین دنیا و آ ت دچار مى‏شوند و اهل خدا و معرفت‏داران و بینایان، چه سودها در همین دنیا و آ ت عایدشان مى‏شود آن‏قدر مطلب و مسئله هست که اگر در این نوشتار منع شود مثنوى هفتاد من شود، این فقیر تصور مى‏کند، آنچه به طور مختصر در توضیح این حدیث پر قیمت رفت براى درس و پند کافى مى‏باشد، امید است خداى بزرگ به همه ما توفیق نصیب بردن از دنیاى صحیح را براى آبادى آ ت به لطف و کرمش عنایت فرماید.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- ارشاد القلوب: 1/ 200؛ بحار الأنوار: 74/ 23، باب 2، حدیث 6.

(2)- نهج البلاغة: حکمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حدیث 136.

(3)- نهج البلاغة: حکمت 228.

(4)- نهج البلاغة: حکمت 415؛ بحار الأنوار: 70/ 119، باب 122، حدیث 111.

(5)- الهى نامه، عطار نیشابورى.

(6)- کلمة اللّه: 471.

(7)- نهج البلاغة: حکمت 432؛ بحار الأنوار: 66/ 319، باب 37، حدیث 36.

(8)- تفسیر سوره «یس»، ملا صدرا: 184.

(9)- یوسف (12): 106.



مشاهده متن کامل ...
نشانه ‏هاى اهل دنیا و اهل آ ت‏
درخواست حذف اطلاعات
نوشته: حضرت حسین انصاریان

در سطور گذشته به این معنا واقف شدید که مقصود از دنیا زمین و آسمان، خورشید و ماه، مأکولات و ملبوسات و چشمه‏ها ورودها نیست که این همه نعمت‏هاى الهى است که ى قدرت ارزیابى ارزش آن‏ها را ندارد، بلکه مقصود رابطه غلط و ظالمانه و غاصبانه و عاصیانه با نعمت‏هاى الهى است، آن که از حرام به دست مى‏آورد و در حرام مصرف مى‏کند، یا آن که از حلال به دست مى‏آورد و در حرام مصرف مى‏نماید، یا آن که به دست مى‏آورد و نسبت به آن بخل مى‏ورزد او اهل دنیا است.

صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

شب معراج به من خطاب رسید: اى احمد! دنیا و اهل آن را دشمن‏دار و آ ت و اهل آن را عاشق باش، پرسیدم اهل دنیا کیانند و اهل آ ت چه مردمى هستند؟

خداوند خطاب فرمود:

این است نشانه‏هاى اهل دنیا:

پرخورى، خنده زیاد، خواب بى‏اندازه، کثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى دربرابر رفتار سویى که نسبت به دیگران‏ داشته، قبول ن عذر خواه، در طاعت، بى‏باکى در معصیت، آرزوى دراز، نزدیکى مرگ، عدم محاسبه نفس، کم سود، پر حرف، کم ترس، خوشحالى زیاد به وقت خوردن، عدم شکر به هنگام راحتى، بى‏صبرى به وقت بلا و آزمایش، بسیارى مردم به پیش نظرشان کم است و به آنچه که انجام نداده‏اند از خویش ستایش مى‏کنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى‏کنند، احسان خود را بازگو کرده و از گفتن بدى‏هاى مردم پروا ندارند، نیکى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى‏کنند!

عرضه داشتم: غیر از این عیوب، براى اهل دنیا عیب دیگرى هم هست؟

خطاب رسید: عیب اهل دنیا زیاد است، جهل و حماقتشان بسیار و نسبت به ان خود متکبر و پیش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.

اما اهل آ ت:

داراى چهره‏هایى شرمگین، کثیر الحیا، کم حمق و وجودشان پرمنفعت و مکرشان کم است.

مردم از آنان در راحت، ولى آنان براى راحت مردم در رنج، داراى کلامى موزون و سنگین و حسابگر نفس، در مسیر برنامه‏هاى مثبت، اهل رنج و زحمت.

چشمشان خواب، ولى دلشان بیدار است، دیدگانى پر اشک و قلبى ذاکر دارند.

به وقتى که نام مردم را در دیوان غفلت مى‏نویسند، آنان را در دفتر ذاکران ثبت نام مى‏کنند.

در ابتداى نعمت سپاس گزارند و در انتهاى آن شاکرند، دعایشان مرفوع و سخنشان مسموع است، ملائکه به آنان شادند، خواسته‏هاشان در سرا ملکوت در گردش و خداوند عاشق شنیدن گفتار آنان است، چنانچه پدر عاشق شنیدن کلام فرزند.

چشم به هم زدنى از یاد حق باز نمى‏مانند و به زیادى غذا میل ندارند، از پرحرفى گریزانند و لباس آنان اندک است، مردم نزد آنان مرده و حضرت حق پیش آنان زنده و پایدار و کریم است.

فراریان را با آقایى و کرامت مى‏خوانند و برگشتگان را با مهربانى مى‏خواهند.

دنیا و آ ت نزدشان یکى است، مردم یکبار مى‏میرند، ولى آنان به خاطر ریاضت و مجاهده نفس و مخالفت با هوا، روزى هفتاد بار با مرگ روبرو مى‏شوند، از حرکت باد پریشان خاطر شده، به خدا پناه مى‏برند که نکند بلایى آسمانى باشد.

چون در برابر من قیام مى‏کنند، گویى بنایى بسیار محکم سر پا ایستاده، در دل ایشان مشغولیّتى به خلق نمى‏بینى، به عزت و جلالم آنان را به حیات طیبه زنده مى‏کنم، به وقت مفارقت روح از بدنشان، ملک الموت را به آنان کارى نیست که جز من ى از آنان قبض روح نمى‏کند، تمام درهاى آسمان را به روى آنان باز کرده و کلیه حجاب‏ها را از پیش نظرشان بردارم، بهشت را امر مى‏کنم جهت آنان آرایش شود و حورالعین را دستور مى‏دهم خود را در اختیار آنان بگذارد.

ملائکه را مى‏گویم به آنان درود فرستند و درختان براى آنان میوه دهند و اثمار جنّت برآنان بریزد، به نسیم زیر عرش دستور مى‏دهم کوه‏ها از کافور و مشک با خود حمل کرده و با درخشش چشمگیر بر او وارد کنند، بین من و روحش پوششى نیست، به وقت قبض روحش مى‏گویم: به آمدنت نزد من خوش آمدى و صفا آوردى، با کرامت و بشارت و رحمت و رضوان به سویم حرکت کن، در جنات نعیم مقیم باش و در آنجا به طور ابد قرار بگیر که نزد من داراى اجر عظیمى، اگر بینى ملائکه با او چه مى‏کنند؟ یکى روحش را پس از مرگ مى‏گیرد، دیگرى بخشش‏هایم را به او مى‏پردازد!! اینان از وقتى خدا را شناختند آن طور که باید از غذاهاى خوشمزه لذت نبردند و از وقتى به سیئات گذشته خود توجه د مصائب در آنان اثرى نکرد، بر گناهانشان گریه مى‏کنند، بر نفسشان سخت‏ مى‏گیرند، راحت اهل بهشت در مرگ و آ ت استراحتگاه بندگان من است، مونسشان اشک چشم و جلوسشان با ملائکه دست راست و چپ است، مناجاتشان با خدا است، قلوبشان جریحه‏دار و مرتب مى‏پرسند چه وقت با رفتن از دار فنا به خانه بقا راحت مى‏شویم‏ «1».

آرى، عاشقان حق جز حق نخواهند و جز حق ندانند و جز سخن حق نشنوند و جز به حق و براى حق کارى نکنند، دنیا براى آنان مقدمه آ ت و آ ت مقدمه رضوان اللّه و رسیدن به مقام قرب و وصل، تنها آرزوى آنان است.

تمام لذت آنان، در ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه است و به قول عارفان عاشق از دنیا و آ ت رسته و به حضرت دوست پیوسته‏اند.

دنیا از دیدگاه المؤمنین علیه السلام‏

حضرت على علیه السلام در «نهج البلاغة» درباره دنیایى که براى انسان سود آ تى ندارد و جز اتلاف وقت ثمرى به انسان نمى‏رساند و غیر غرور و غفلت و سرگردانى و حمّالى، منفعتى ندارد مى‏فرماید:

اى مردم! کالاى دنیا، گیاه خشک د شده وبا خیز و تباه کننده است، پس دورى کنید از چراگاهى که کوچ و نماندن در آن از اقامت گزیدنش سودمندتر است و اندک روزى و خوراک آن از دارایى بسیارش پاکیزه‏تر، فقر و ندارى براى آن که بسیار از آن جمع کند مقرر شده و نصرت به آسودگى براى بى‏رغبت به آن ختم گشته، آن را که زینت دنیا به شگفتى کشیده، انگار بیناست، عاشق آن دلش ظرف اندوه شود و قلبش خانه نگرانى، اراده و قصدى او را گرفتار سازد و غرور خواسته، وى را اندوهگین نماید. به طور دائم در کشاکش اندوه‏ها و گرفتارى‏ها بماند تا راه نفسش با مرگ گرفته شود، آن گاه وى را به قبرستان برده به دل خاک سپارند، در حالى که دو رگ دلش قطع شده، نابود شدنش و به وسیله برادرانش به گور افتادنش، سهل و آسان است.

مؤمن با دیده عبرت به دنیا نظر کند و به اندازه لازم و از باب ناچارى روزى خود به دست آورد، با گوش خشم سخن از دنیا بشنود، اگر بگویند فلانى ثروتمند شد، اندکى بعد مى‏گویند بدبخت و فقیر گشت، اگر به بودش شاد شوند به نبودش غمگین گردند، این است حال انسان در دنیا.. «2».

و نیز مى‏فرماید:

آن که به خاطر به دست نیاوردن مال دنیا اندوهگین گردد، به قضا و قدر حضرت دوست خشمگین گشته و ى‏که از مصیبتى گله کند از حضرت حق به شکایت برخاسته و ى‏که بر ثروتمند به خاطر ثروتش فروتنى نماید، دو سوم دینش را از دست داده و ى‏که قرآن بخواند و پس از مرگ دوزخى شود، معلوم است قرآن را به مس ه گرفته و آن که دلش شیفته و عاشق امور دنیایى و مادى محض شود و جز دنیا هدفى نبیند به سه چیز مبتلا شود، اندوه همیشگى، حرص حاکم، آرزوى غیر قابل یافتن! «3»!

و نیز فرموده:

دنیا در ابتداى امر فریب مى‏دهد، سپس زیان مى‏رساند، آن گاه به شتاب و سرعت از دست مى‏رود.

خداوند راضى نشد دنیا را پاداش دوستان و عذاب دشمنان قرار دهد.

اهل دنیا، چونان کاروانى هستند که به وقت فرود آمدن، راننده و حمله‏دارشان فریاد زند کوچ کنند «4»!!

یکى پرسید از آن داناى فتوا

که چه بهتر بود از مال دنیا

چنین گفت او که مالى کان نباشد

که گر باشد بجز تاوان نباشد

که گر مالى زدنیا افتد آغاز

تو را آن مال دارد از خدا باز

ولى کى ارزد آن مال جهانى‏

که از حق باز مانى تو زمانى‏

چو از حق باز مى‏دارد تو را مال‏

پس آن بهتر که نبود در همه حال‏

تو را چون عشق دنیا راه زن شد

کجا در دین توانى بت شکن شد

همه عمرت شب است اى ه راه‏

نه از روزى نه از بیدارى آگاه‏

چو روزت صبح گرداند به زودى‏

که تو در عشق بازى با که بودى‏

اگر در عشق حق خلوت نشینى‏

حریف اژدهاى آتشینى‏ «5»

در سوره بیست و پنجم احادیث قدسیه آمده:

اى پسر آدم! زاد و توشه خود را یاد کن که راه دور است دور، کشتى را نو کن که دریا عمیق است عمیق، بارت را سبک کن که راه دقیق است دقیق.

عمل را خالص کن که ارزیاب، بیناست بینا، خوابت را براى قبر بگذار و افتخارات را براى میزان و خوشى و لذتت را براى بهشت و راحتت را براى آ ت و کام گیریت را براى حورالعین و براى من باش تا برایت باشم، با سبک شمردن دنیا به من نزدیک شو و با دشمنى با بدکاران و عشق به نیکان، از آتش جهنم دور شو که‏ خداوند مزد نیکوکاران را ضایع نمى‏کند «6».

دنیاى اولیاى خدا

حضرت على علیه السلام در «نهج البلاغة» نظر اولیا و عاشقان حق را به دنیا نظر دیگرى مى‏داند، آن جناب عقیده دارد که اهل دل به دنیا به دید الهى و عمقى مى‏نگرند و لحظه لحظه دنیا را به آ ت ابدى و نعیم همیشگى حق، مبدل مى‏کنند.

إنّ أوْلیاءَ اللّهِ هُمُ الَّذینَ نَظَرُوا إلى‏ باطِنِ الدُّنْیا إذا نَظَرَ النّاسُ إلى‏ ظاهِرِهَا وَاشْتَغَلُوا بآجِلِها إذَا اشْتَغَلَ النّاسُ بِعاجِلِها فَأماتُوا مِنْها ما خَشَوا أنْ یُمیتَهُمْ وَتَرَکُوا مِنْها ما عَمِلُوا أنَّهُ سَیَتْرُکُهُمْ وَرَأوُا اسْتِکْثارَ غَیْرِهِمْ مِنْها اسْتِقْلالًا وَدَرَکَهُمْ لَها فَوْتاً، أعْداءُ ما سالَمَ النّاسُ وَسِلْمُ ما عادَى النّاسُ بِهِمْ عُلِمَ الْکِتابُ وَبِهِ عَلِمُوا وَبِهِمْ قامَ الْکِتابُ وَبِهِ قامُوا لا یَرَوْنَ مَرْجُوَّاً فَوْقَ ما یَرْجُونَ وَلا مَخُوفَاً فَوْقَ ما یَخَافُونَ‏ «7».

عاشقان خدا آنانند که به حقیقت و عمق و باطن دنیا بنگرند، به وقتى‏که دیگران به ظاهر فریبا و زینت و زیور از دست رفتنى آن نظر کنند و به پایان و عاقبت آن توجه کنند، هنگامى‏که تنگ نظران به امروز آن مشغول گردند، علل بدبختى و عذاب را با طاعت و اخلاص از بین مى‏برند، از ترس این که خود به دست آن علل هلاک گردند، تمام کالاهاى دنیا را قلباً رها کرده و دل به آن نمى‏بندند؛ زیرا مى‏دانند که عناصر و اشیا و دنیا آن‏ها را رها خواهد کرد، آن را که دیگران از امور مادى بهره زیاد مى‏بینند، آنان در مقابل بهره آ ت بسیار کم مى‏بینند، مى‏دانند که دریافت دنیا مساوى با از دست دادن آ ت است، با آنچه معشوق مردم است دشمنند، به وسیله آنان قرآن شناخته مى‏شود و آنان تمام حقایق را به وسیله کتاب یافتند و تداوم قرآن به آنان و دوام خود آنان به کتاب خدا است، امیدى بالاتر از امید خود که امید به عنایت حق است و ترسى ما فوق ترس خود که ترس از عذاب الهى است، نمى‏بینند.

آرى، این وضع روحى و نفسى و قلبى و عقلى اولیاى خدا نسبت به دنیاست، دنیا به حقیقت که پر سودترین تجارتخانه براى بیداران و بینایان وعلت بدبختى و شقاوت و پستى و حقارت براى کوردلان است، اهل معرفت دنیا را خانه مهمانى دانسته و در این جایگاه عالى با آراسته شدن به ایمان و عشق و اخلاق و عمل، جز رسیدن به لقاى رب و وصل محبوب هدفى ندارند.

اگر بى‏ بنمایى جم اى جهان‏آرا

به دام اشتیاق آرى همه مرغان دل‏ها را

صبا زان طرّه مشکین اگر بر هم زند یک چین‏

دو عالم را کند مشکین مشام از عنبر سارا

اگر بر کوه برگویى نگارا قصه عشقت‏

رسد بر آسمان بى‏شبهه فریاد از دل خارا

زشاهى گدایان درت گر آگهى یابد

ره فقر و فنا گیرد هزار اسکندر و دارا

یکى مخمور دیدستى که صهبا راست زان هستى‏

عجب کان شوخ چشم استى چنین تأثیر را دارا

فلک در کج روى افتاد زابروى کجش آرى‏

حریفى سخت عیار است و با گردون زند نارا

تو خوانى زلف و مژگانش ندانى دست سبحانش‏

رقم زد در کتاب حسن این را جیم و آن را را

الهى در هواى وصل او دلخون چه گل بنشین‏

سر دیدار اگر دارى به پاى گلشنش خارا

حکایتى عجیب از اوضاع و احوال دنیا

فیلسوف بزرگ، صدر المتألهین ملا صدراى شیرازى، در ضمن توضیح یکى از آیات سوره یس به نقل از «رسائل اخوان الصفا» گفتگوى دو رفیق را در زمینه برخوردشان به حال و وضع دنیا این چنین نقل مى‏کند:

دوستى به یکى از دوستانش رسید و از او پرسید: حال و وضعت در این دنیا چگونه است؟

جواب داد: خوب است، البته اگر از آفات و بلیّاتش در امان بمانم، به غیر از خیر و خوشى و عافیت، امید دیگرى از دنیا ندارم، این حال من است، اکنون تو وضع خود را براى من بگو، جواب داد: مى‏خواهى چه باشد، حال ى که در این خانه غربت گرفتار و فقیر است، براى جلب منفعت، ضعیف و براى دفع ضرر، ناتوان و بى‏قدرت است.

پرسید: چگونه در این حالى؟ گفت: در این دنیا در عذ م، ولى در قیافه دارنده نعمت، دست بسته‏ایم ولى در شکل موجود آزاد، مغروریم به صورت خوشبخت، آزاد محترمیم در شکل برده پست، پنج حکومت بر ما حاکم است که فشار این پنج‏ حکومت به سختى برگرده ماست، احکام خود را بر ما جارى مى‏کنند، بخواهیم یا نخواهیم.

دوستش گفت: از این پنج حاکم و حکومتشان مرا خبر ده، پاسخ داد: بشنو:

اوّل: جهان و این فلک گردان است که ما در درون او هم چون اسیر زندانى، محبوسیم.

انجم و ستارگانش به طور دائم در حرکتند، توقف و س ى بر آنان نیست، گاهى شب را با ظلمت و تاریکى‏اش براى ما مى‏آورند و زمانى روز را با نور و روشناییش، زمانى تابستان را با حر و وقتى زمستان را با سرمایش، گاهى بادهاى تند و وزنده را پدیدار مى‏کنند و زمانى ابر و باران و برق جهنده را، وقتى صاعقه مهیب و ز له ویران کننده و علل وحشت و گرفتگى ماه و خورشید و زمانى قحطى و گرانى و دوره‏اى امراض کشنده حیوانات و وبا و زمانى جنگ و فتنه و بلا و وقتى غم و غصه دائمى که از ضربه و ضرر و شر این امور و این همه تیر بلا، راه نجاتى جز مرگ نیست!!

دوّم: طبیعت و امورى که ذاتى اوست، از حرارت گرسنگى و آتش تشنگى و سوز و شراره شهوات و آلام و امراض و کثرت حاجات که انسانى نسبت به این برنامه‏ها، چاره‏اى جز جلب منفعت و دفع ضرر ندارد، برنامه‏هایى که یک چشم زدن به یک ح نیست، به طور دائم نفس انسان در برخورد با این مسائل در مشقت و رنج و بلا و عذاب و گرفتارى و ناراحتى است و راحت انسان از این امور، جز به مرگ میسر نخواهد بود!

سوّم: قواعد عظیم و عجیب الهى است، از احکام و حدود و اوامر و نواهى و بشارت و انذار، تهدید و توبیخ، رنج رمضان و مشقت بدن در قیام به واجبات و مبارزه با نفس به وقت اداى واجبات مالى و رنج سفر حج و مشقت کشیدن در وقت مهاجرت و زخم برداشتن در میدان جهاد با کفر و مسائل دیگر از قبیل: ترک لذات حرام و اجتناب از شهوات و محرمات.

چهارم: روبرو شدن با حکومت ستمگران، آن زورگویانى که خود را مالک رقاب مردم دانسته و بندگان حق را به زور به بردگى مى‏برند که اگر مطیع آنان بشوى، جز همّ و غم و رنج و مشقت و ضایع عمر و از همه بدتر، غضب و انتقام و سخط حضرت حق را در پى ندارى و بین تو و طاعت حق حجابى بدتر از خدمت به ت ستمگر نیست و اگر از اطاعت آنان، شانه خالى کنى ظاهر زندگیت تباه و جز ناراحتى محصولى برایت نیست و از طرفى هم انسان در دنیا به تعاون و تمدن و سیاست و ریاست محتاج است!!

پنجم: نیاز شدید به مواد و عناصر و اغذیه و اشربه و اط و لباس و مسکن براى قوام بدن و اداره امور زندگى که فراهم آوردنش در گرو کار طاقت فرسا و دویدن و عرق ریختن در شب و روز و یاد گرفتن صنعت و تجارت و کشاورزى و دامدارى و ید و فروش و سر و کله زدن با مردم و گرفتار شدن به حرص و طمع براى جمع مال وحفظ آن از دستبرد رندان و آفات و عوارض است، این است حال و احوال و وضع و اوضاع ما و اکثر مردم روزگار و خلاصه فرزندان این دنیاى تنگ و تاریک، آنان که با این همه آفات و بلیّات و آلام و اسقام و امراض و رنج‏ها و اختلافات و نزاع‏ها و طوفان‏ها و حوادث، آرزوى ماندن و خوشى دارند، یا ایمان به خدا و آ ت ندارند، یا تصور مى‏کنند پس از مرگ خبرى نیست. در هر دو ح ، هم چون کفار مردمى پست و غافل از حقیقتند.

و اما آنان که به آ ت و معاد و عظمت جهان دیگر و شرف و سرور اهلش و لذّت نیک‏بختان و نعمت و ملکت عالم بعد توجه دارند، براى دلبستگى به دنیا و مغرور شدن به آن و آرزوى خلود، در این مجلس و دویدن دنبال تکاثر و تفا و ریاست چه عذرى دارند، باید گفت: اینان در عقل دچار خلل و در ایمان و عقیده دچار فسادند و به فرموده قرآن‏ «8».

[وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ‏] «9».

و بیشترشان به خدا ایمان نمى‏آورند مگر آن که [براى او] شریک قرار مى‏دهند.

در مسئله دنیا و حقیقت ظاهر و باطن آن و برخورد اهل غفلت با دنیا و اهل خدا با این خانه زودگذر و این که دنیا پرستان به چه خسارت‏هایى در همین دنیا و آ ت دچار مى‏شوند و اهل خدا و معرفت‏داران و بینایان، چه سودها در همین دنیا و آ ت عایدشان مى‏شود آن‏قدر مطلب و مسئله هست که اگر در این نوشتار منع شود مثنوى هفتاد من شود، این فقیر تصور مى‏کند، آنچه به طور مختصر در توضیح این حدیث پر قیمت رفت براى درس و پند کافى مى‏باشد، امید است خداى بزرگ به همه ما توفیق نصیب بردن از دنیاى صحیح را براى آبادى آ ت به لطف و کرمش عنایت فرماید.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- ارشاد القلوب: 1/ 200؛ بحار الأنوار: 74/ 23، باب 2، حدیث 6.

(2)- نهج البلاغة: حکمت 367؛ بحار الأنوار: 70/ 131، باب 122، حدیث 136.

(3)- نهج البلاغة: حکمت 228.

(4)- نهج البلاغة: حکمت 415؛ بحار الأنوار: 70/ 119، باب 122، حدیث 111.

(5)- الهى نامه، عطار نیشابورى.

(6)- کلمة اللّه: 471.

(7)- نهج البلاغة: حکمت 432؛ بحار الأنوار: 66/ 319، باب 37، حدیث 36.

(8)- تفسیر سوره «یس»، ملا صدرا: 184.

(9)- یوسف (12): 106.



مشاهده متن کامل ...
سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای تفریحی جهان


 اگر در جستجوی چیزی متفات هستید، شاید بتوانیم آن را در این فهرست از سواحل عجیب به شما نشان دهیم. با ما در مرور این گزارش همراه باشید.

10. ساحل شیشه ای، کالیفرنیا، ایالات متحده 

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 این ساحل عجیب در شهر فورت برگ (fort bragg)، واقع شده و نکته ی جالب اینکه این ساحل در اصل نتیجه ی آلودگی محیط زیست است. این سنگریزه های شیشه ای تراش خورده، در اصل زباله هایی هستند که در طول سالیان متمادی و در بخش شمالی شهر، به دریا ریخته شده اند و بعدها توسط امواج شکل داده شده و تراش خورده اند. امروزه این ساحل به یک نقطه ی گردشگری معروف و محبوب تبدیل شده است. مشاهده ی یک ساحل بی نظیر و قدم زدن روی سنگ های گرد شیشه ای از جمله دلایل جذ ت این نقطه است، اما به لحاظ مسائل بهداشتی باید از جمع آوری این سنگ ها خودداری نمود.

9. شاخ طلایی (zlatni rat)، جزیره ی برک (brac) ، کروواسی

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 این ساحل کوچک که تنها 530 متر آن به سمت آب های شفاف و کریستالی دریای آدریاتیک گسترده شده، در جنوب جزیره ی برک واقع شده است. این نقطه ی دیدنی بازدید کنندگان فراوانی را به سوی خود جذب می کند که مایلند از گرمای خورشید لذت برده، به آب تنی در آب های خنک ساحلی پرداخته و با ورزش های آبی سرگرم شوند. این نقطه همچنین به عنوان مکانی مناسب برای موج سواری با تخته و بادبان به شهرت رسیده است.

8. مجمع الجزایر بازاروتو (bazaruto)، موزامبیک

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

  این جا شاید یکی از دورافتاده ترین سواحل جهان لقب بگیرد و معنای نام آن نیز جزیره ای از غبار است. در اصل این ساحل و طبیعت دست نخورده ی آن، بسیار دور از سرزمین اصلی واقع شده و شاید تنها ماجراجویان اصیل را به سوی خود جذب کند. همچنین در این نقطه استراحت گاه های قابل توجهی وجود دارند که اقامتی فراموش نشدنی را برای مسافران رقم خواهند زد. طبیعت بکر، فعالیت های متنوعی از جمله ماهیگیری، سفرهای تفریحی با قایق، اسکی روی آب، پاراگلایدینگ و تماشای وال ها، دلفین و فلامینگوها از جمله جذ ت های این منطقه برای گردشگران است.

7. مونارکو (menorca)، اسپانیا

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 این جزیره ی کوچک مدیترانه ای، دارای 120 ساحل مبهوت کننده و جالب توجه است! در واقع اینجا یکی از مهیج ترین نقاط مجموعه ی جزایر بِلریک (balearic)، به شمار می رود. به شفافیت آب آن توجه کنید، در کنار شنا در این آب زلال و کریستالی، کانو و کایاک سواری نیز از دیگر فعالیت های مفرحی است که در این ناحیه انجام می شوند. جایی فوق العاده برای لذت بردن از مزایای سفر به سواحل در فصل تابستان.

6. سواحل ماسه ای سیاه، جزیره ی بزرگ، هاوایی

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

  ماسه ی سیاه رنگ این جزیره نتیجه ی فعالیت های مکرر آتشفشانی است که در این جزایر رخ می دهند. سواحل متعددی در بیگ آیلند وجود دارد که در میان آنها پونه لوو (punalu u) ازهمه مشهورتر است. در کنار رنگ غیر عادی ماسه هایش، بازدیدگنندگان به آنجا سفر می کنند تا پیک نیک برگزار کرده و آفتاب گرفتن لاکپشت ها را به تماشا بنشینند.

5. آنسه سورس دی آرجنت (anse source d'argent)، جزیره ی لادیگو، سیشل

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 ساحلی بینظیر و سمبلیک که زیبایی آن همچون تصاویر کارت پستال ها تماشایی و به یاد ماندنی است و به نوعی می توان گفت امضاء و مشخصه ی اصلی جزایر سیشل به حساب می آید. سواحل نرم ماسه ای، آب گرم و شفاف اقیانوس هند و تخته سنگ های بزرگ گرانیتی که در گوشه و کنار جزیره پراکنده شده و باعث به وجود آمدن غارها و حفره های متعددی شده اند، همه و همه از جمله دیدنی های این نقطه به حساب می آیند.

4. ساحل خلیج کتدرال (chathedral)، شبه جزیره ی کروماندل (coromandel) ، نیوزلند

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 ساحلی معروف و دیدنی که اغلب به عنوان یکی از زیباترین سواحل دنیا از آن نام برده می شود. عکاسان بویژه مایلند تا برای عکاسی سفری به این نقطه داشته باشند. اینجا بیشتر به خاطر تخته سنگ های جوش خورده با اشکالی جالب که شکل و ظاهری کاملا متفاوت بدان بخشیده، به چنین شهرتی دست یافته است. شنا، غواصی و کایاک سواری از جمله فعالیت های پر طرفداری است که در این منطقه انجام می شوند. در کل می توان گفت خلیجی است با چشم انداز تماشایی و مبهوت کننده.

3. اَلگرو (algarve)، پرتغال

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 نام این ساحل در زبان عربی الغرب است، ساحلی که در جنوبی ترین نقطه کشور پرتغال واقع شده و از خطوط ساحلی تماشایی برخوردار و با غارهای آ ی دیدنی لبریز شده است. سواحل تأثیر گذاری که می توان به صورت پیاده و یا با قایق به بازدید از آن ها رفت. گشت و گذار در میان این ستون های ماسه سنگی که درگوشه و کنار و بر فراز دریا گسترده شده اند خالی از لطف نخواهد بود.

2. پارک ای ی جولیا فایفر، بیگ سور، کالیفرنیا، ایالات متحده

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 این نقطه بویژه به دلیل آبشار مک وی (mc way) به شهرت رسیده است که از ص ه ای در اقیانوس به پایین فرو می ریزد. خلیجی که به شدت تماشایی است و اگر چه دسترسی به ساحل آن دشوار است، اما بازدیدکنندگان فراوانی را به سوی خود جذب می کند که خود را با قایق بدانجا رسانده و از این منظره دیدنی لذت می برند.

1 خلیج جرویس، نیو ساوت و ، استرالیا

سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

 سواحل عجیب و شگفت انگیز دنیا,زیباترین سواحل دنیا,جالبترین سواحل دنیا

  سواحل این نقطه به ویژه شب هنگام بسیار تماشایی و البته رویایی هستند، زمانی که پلانکتون ها با فعل و انفعالات شیمیایی به درخشش افتاده و به نورافشانی می پردازند در نتیجه این مخلوقات دریایی کوچک با نوری آبی، درخشان و جادویی می درخشند. این نقطه نیز همانند ساحل هایامز (hyams)، در شب بسیار رمانتیک و دوست داشتنی است. در کنار این پدیده ی نادر طبیعی، خلیج جرویس به دلیل فعالیت های تفریحی متنوع و دریایی خود نیز به شهرت بسزایی دست یافته است.

منبع:zoomit.ir

دور دنیا با یک کلیک

  • زیباترین سواحل سیاه رنگ در دنیا + تصاویر
  • با ۱۰ ساحل عجیب جهان آشنا شوید
  • با بهترین سواحل در کوبا آشنا شوید !
  • با سواحل برتر 2016 آشنا شوید!
  • زیباترین سواحل دنیا - شهر ساحلی کنکان، مکزیک
  • سواحل رنگی دنیا+تصاویر



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
لو ترین هتل های دنیا : اوشوآیا ایبیزا بیچ اسپانیا تصاویر
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای تفریحی جهان


هتل اوشوآیا ایبیزا بیچ (ushuaia ibiza beach) هتلی است جذاب و مدرن در شهر کوچک اوشوآیا در ای تیرا دل فوئگو (tierra del fuego) اسپانیا.

در این هتل انواع مراسم شبانه، کنسرت های زنده و برنامه های متنوع برگزار می شود.

مهمانان هتل می توانند از مشاهده مناظر خیره کننده دریا و یا تماشای کل منطقه ساحلی لذت ببرند.

در مرکز سلامت و زیبایی این هتل که eqllibrium نام دارد خدمات 24 ساعته شخصی به مهمانان عرضه می شود.

از دیگر امکانات این هتل می توان به ماساژ سنگ داغ، است ، جکوزی با ظرفیت شش نفر با امکان تماشای مناظر دریا و خدمات آرایش مو که حتی در اتاق مهمانان نیز امکان پذیر است اشاره کرد.

این هتل از محل توقف تا ی ها فرودگاه، حدود 4 کیلومتر فاصله دارد.


 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

  لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 لو ترین هتل های دنیا,زیباترین هتل های دنیا,بهترین هتل های دنیا

 

منبع:lastsecond.ir

دور دنیا با یک کلیک

  • اسپانیا ارزان ترین و پرطرفدارترین مقصد گردشگری اروپا + تصاویر
  • با عجیب ترین ساختمان های جهان آشنا شوید
  • زندگی جدید در مهمان نوازترین کشورهای دنیا
  • شا ار معماری دنیا در اسپانیا !
  • مناطق عجیبی که توریست ها از آن غافل شدند
  • هتل شناور خورشیدی در ایتالیا + تصاویر



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
توشه برای آ ین سفر
درخواست حذف اطلاعات
توشه برای آ ین سفر


نویسنده: خلیل نصرتی

مرگ از آفریده های الهی است که یت انتقال انسان از جهانی به جهانی دیگر را به عهده دارد. این انتقال برای بسیاری از مردم در چند مرحله و برای عده ای مخلصان در یک مرحله اتفاق می افتد. از آنجایی که انتقال به معنای جان گرفتن کامل و تمام است به طور طبیعی برای بیشتر مرم سختی و تلخی هایی دارد. نویسنده با مراجعه به آموزه های عوامل کاهش و آسانی سکرات مرگ را بیان کرده است.

مرگ، انتقال نفس آدمی
مرگ و در زبان عربی موت، از آفریده های الهی است. خداوند می فرماید: الذی خلق الموت والحیاه؛ خ که مرگ و زندگی را آفرید. (ملک، آیه 2) این آفریده از سوی خداوند یت دارد تا نفوس آدمی را به طور تمام و کمال بگیرد و به نشئه و جهانی دیگر منتقل کند. (ص) می فرماید: انما تنتقلون من دار الی دار؛ جز این نیست که شما از خانه ای به خانه ای دیگر منتقل می شوید. (بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج 37، ص 146)
البته این انتقال برای بسیاری از مردم در چند مرحله اتفاق می افتد و تنها برای عده ای از مردم است که تنها یک بار مرگ را تجربه خواهند کرد؛ زیرا آنان خود را در همین دنیا به تمام و کمال مطلق رسانیده اند و نیازی نیست تا عوالم دیگری را تجربه کنند و در آنجا به کمالاتی برسند. از همین رو دیگر مرگ های چندگانه را ندارند و در زمان نفخ صور اول که همه می میرند اینان زنده خواهند بود و به جای دو مرگ و دو زندگی تنها یک مرگ را تجربه می کنند. خداوند در باره این دسته خاص از انسان ها می فرماید: لایذوقون فیها الموت الاالموته الاولی و وقاهم عذاب الجحیم؛ در آنجا جز مرگ نخستین، مرگ نخواهند چشید و خدا آنها را از عذاب دوزخ نگاه می دارد. (دخان، آیه 56)
پس آنان تنها مرگی را می چشند که سبب انتقال از دنیا به عالم قیامت خواهد بود؛ پس تجربه مرگ برزخی پس از نفخ صور اول را نخواهند داشت؛ چرا که اینان مرگ خود را کشته اند و دیگر نیازی به انتقال از نشئه و عالمی به عالمی دیگر ندارند؛ زیرا به سبب فنا در خدا به بقای الهی بقا یافته اند؛ خداوند درباره این افراد در آیه 87 سوره نمل می فرماید: و یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السماوات و من فی الارض الامن شاءالله و کل اتوه دا ین؛ و روزی که در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است به هراس افتد، مگر آن که خدا بخواهد و جملگی با زبونی رو به سوی او آورند.
درآیه 68 سوره زمر نیز می فرماید: و نفخ فی الصور فصعق من فی السماوات و من فی الارض الامن شاء الله ثم نفخ فیه ا ی فاذا هم قیام ینظرون؛ و در صور دمیده می شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است مدهوش (نه بیهوش) درمی افتد، مگر ی که خدا بخواهد، سپس بار دیگر در آن دمیده می شود و بناگاه آنان بر پای ایستاده می نگرند.
اما توده های مردم باید دو مرگ و دو زندگی را تجربه کنند؛ چنانکه خداوند در این باره نقل می کند: قالوا ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی وج من سبیل؛ می گویند: «پروردگارا، دوبار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی. به گناهانمان اعتراف کردیم پس آیا راه بیرون شدنی از آتش هست؟»(غافر، آیه 11)
مسئله دو مرگ و دو زندگی اینان به اینگونه است که یک بار از عالم دنیا به عالم برزخ با مرگ منتقل می شوند و سپس با مرگ دومی از برزخ به قیامت منتقل می گردند. پس آنان دو مرگ با دو زندگی پیش از این (زندگی دنیایی و زندگی برزخی) را تجربه می کنند. اما پس از آن دیگر به سبب اینکه یت مرگ تمام می شود و به تعبیر روایی، مرگ ذبح می گردد، دیگر مرگی نیست تا مسئولیت انتقالی را به عهده بگیرد. از باقر(ع) روایت است که فرمود: فیوتی بالموت فی صورهًْ کبش املح... فیذبح؛ مرگ به صورت ی که سفیدی آن فزونتر از سیاهی است آورده و ذبح خواهد شد.(بحارالانوار، ج 8، ص 346، باب ذبح الموت؛ النهایهًْ، ابن اثیر، ج 4، ص 354)
از همین روست که خداوند درباره بهشتی ها می گوید که آنان حیات و زندگی مطلق دارند و دوزخیان زندگی ای دارند که نه مرگ و نه زندگی است: ثم لایموت فیها و لایحیی؛ سپس دوزخیان در آن نمی میرند و نه زندگی می کنند.(اعلی، آیه 13)
پس وقتی مرگ ذبح می شود و دیگر مرگی در آ ت نیست، آنجا تنها حیات باقی خواهد ماند. بر همین اساس خداوند زندگی ا وی را حیات محض دانسته و فرموده است: و ما هذه الحیاهًْ الدنیا الالهو و لعب و ان الدار الا هًْ لهی الحیوان لو کانوا یعلمون؛ این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، و زندگی حقیقی همانا در سرای آ ت است، ای کاش می دانستند.(عنکبوت، آیه 64) و همچنین خداوند اهل دوزخ را در شرایطی تصویر می کند که دیگر راهی برای وج ندارند؛ زیرا ی چون مرگ نیست تا انتقالی و وجی صورت گیرد(غافر، آیه 11).

سکرات و غمرات مرگ و سختی جان کندن
یکی از اصطلاحات قرآنی سکرات مرگ است. خداوند در آیه 19 سوره ق می فرماید: و جاءت سکرهًْ الموت بالحق ذلک ما کنت منه تحید؛ و سکرات و مستی مرگ، حقیقت را به پیش آورد و فرا رسید. این همان است که از آن می گریختی!
سکر، به معنای مستی است. مسکر به مست کننده می گویند. از این رو خداوند نهی کرده در هنگام مستی خوانده شود.(نساء، آیه 43) به ح ی که محتضر در هنگام مرگ دارد، سکرات می گویند؛ چرا که از فشاری که در هنگام مرگ به او دست می دهد چون مستان رفتار می کند.
طبرسی در ذیل آیه 19 سوره ق درباره سکرات و سختی جان کندن می نویسد: منظور از سختی های مرگ اضطراب و گرفتاری هایی است که در آستانه جان دادن به سوی انسان هجوم می آورد و کار را به جایی می رساند که انسان در آن حال از هوش می رود و آن فشارها بر خود او چیره می گردد.(مجمع البیان، ذیل آیه)
علامه طباطبایی می نویسد: مراد از سکره و مستی موت، حال نزع و جان کندن آدمی است که مانند مستان مشغول به خودش است، نه می فهمد چه می گوید و نه می فهمد اطرافیانش درباره اش چه می گویند و اگر آمدن سکره موت را مقید به قید «حق» کرد، برای این است که اشاره کند به اینکه مسئله مرگ جزو قضاهای حتمی است که خدای تعالی در نظام عالم رانده و از خود مرگ غرض و منظور دارد. و مردن عبارت است از انتقال از یک خانه به خانه ای که بعد از آن و دیوار به دیوار آن قرار دارد، و این مرگ و انتقال، حق است، همان طور که بعث و جنت و نار، حق است. این معنایی است که از کلمه «حق» می فهمیم ولی دیگران اقوالی دیگر دارند، که فایده ای در نقل آنها نیست... اشاره به کلمه «هذا» (در آیه 22) به آن حقایقی است که انسان در قیامت با چشم خود می بیند که تمامی اسباب از کار افتاده و همه چیز ویران گشته و به سوی خداوند واحد قهار برگشته است و همه این حقایق در دنیا هم بود. اما انسان به خاطر اعتمادی که به اسباب ظاهری داشت از این حقایق غافل شده بود (و خیال می کرد سببیت آن اسباب از خود آنها است و نمی دانست که هرچه دارند از خداست و خدا روزی سببیت را از آنها خواهد گرفت)، تا آنکه در قیامت خدای تعالی این غفلت را از جلو چشم او کنار زد، آن وقت حقیقت امر برایش روشن شده فهمید و به مشاهده عیان فهمید، نه به استدلال فکری.
به همین جهت این طور خطاب می شود: «لقد کنت فی غفله من هذا» تو در دنیا از اینهایی که فعلامشاهده می کنی و به معاینه می بینی در غفلت بودی، هرچند که در دنیا هم جلو چشمت بود و هرگز از تو غایب نمی شد، لیکن تعلق و دلبستگی ات به اسباب، تو را از درک آنها غافل ساخت و و حائلی بین تو و این حقایق افکند، اینک ما آن را از جلو درک و چشمت کنار زده ایم، «فبصرک» در نتیجه بصیرت و چشم دلت «الیوم» امروز که روز قیامت است «حدید» تیزبین و نافذ شده، می بینی آنچه را که در دنیا نمی دیدی. (علامه طباطبایی، المیزان، ذیل آیات 19 و 22 سوره ق)
مفسران تفسیر نمونه می نویسند: «سکر» (بر وزن مکر) در اصل به معنی مسدود راه آب است و سکر (بر وزن فکر) به معنی محل مسدود، آمده و از آنجا که در حال مستی گویی سدی میان انسان و عقلش ایجاد می شود به آن «سکر» (بر وزن شکر) گفته شده است.
سکره مرگ، ح ی است شبیه به مستی که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، به صورت هیجان و انقلاب فوق العاده ای به انسان دست می دهد و گاه بر عقل او چیره می گردد و او را در اضطراب و ناآرامی شدیدی فرو می برد.
چگونه چنین نباشد در حالی که مرگ یک مرحله انتقالی مهم است که باید انسان در آن لحظه تمام پیوندهای خود را با جهانی که سالیان دراز با آن خو گرفته بود قطع کند و در عالمی گام بگذارد که برای او کاملاتازه و اسرار آمیز است، بخصوص اینکه در لحظه مرگ انسان درک و دید تازه ای پیدا می کند، بی ثباتی این جهان را با چشم خود می بیند و حوادث بعد از مرگ را کم و بیش مشاهده می کند. اینجا است که وحشتی عظیم سر تا پای او را فرا می گیرد و ح ی شبیه مستی به او دست می دهد ولی مست نیست.
حتی انبیا و مردان خدا که در لحظه مرگ از آرامش کاملی برخوردارند از مشکلات و شدائد این لحظه انتقالی بی نصیب نیستند، چنانکه در حالات (ص) آمده است که در لحظات آ عمر مبارکش دست خود را در ظرف آبی می کرد و به صورت می کشید و لااله الاالله می گفت و می فرمود: ان للموت سکرات: مرگ سکراتی دارد. (روح البیان، جلد 9 صفحه 118)
علی(ع) ترسیم زنده و گویایی از لحظه مرگ و سکرات آن دارد می فرماید: سکرات مرگ، توام با حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم می آورد، اعضای بدنشان سست می گردد و رنگ از صورتهایشان می پرد کم کم مرگ در آنها نفوذ کرده، میان آنها و زبانشان جدائی می افکند، در حالی که او در میان خانواده خویش است، با چشمش می بیند و با گوشش می شنود و عقل و هوشش سالم است، اما نمی تواند سخن بگوید! در این می شد که عمرش را در چه راه فانی کرده؟ و روزگارش را در چه راهی سپری نموده است؟!
به یاد ثروتهائی می افتد که در تهیه آن چشم بر هم گذارده و از حلال و حرام و مشکوک جمع آوری نموده و تبعات و مسئولیت گردآوری آن را بر دوش می کشد، در حالی که هنگام جدائی و فراق از آنها رسیده است و به دست بازماندگان می افتد، آنها از آن متنعم می شوند و بهره می گیرند اما مسئولیت و حسابش بر او است! (نهج البلاغه، خطبه 109)
و در جای دیگر این معلم بزرگ جهان انسانیت هشدار می دهد و می فرماید: انکم لو قد عاینتم ما قد عاین من مات منکم لجزعتم و وهلتم و سمعتم و اطعتم و لکن محجوب عنکم ما قد عاینوا و قریب ما یطرح الحجاب!؛ اگر آنچه را مردگان شما مشاهده کرده اند شما می دیدید وحشت می کردید، و ترسان می شدید، سخنان حق را می شنیدید و اطاعت می کردید، ولی آنها آنچه دیده اند از شما مستور است و به زودی ها کنار می رود و شما هم مشاهده می کنید. (نهج البلاغه، خطبه 20)
مرگ واقعیتی است که غالب افراد از آن می گریزند، و این گریختن یا به خاطر علائق و پیوندهای شدیدی است که با دنیا و مواهب مادی دارند و نمی توانند از آن دل بر کنند و یا به خاطر تاریکی نامه اع ان!
هرچه هست از آن گریزانند، اما چه سود که این سرنوشتی است که در انتظار همگان است و شتری است که بر در خانه همه می خوابد و احدی را توان فرار از آن نیست، همه سرانجام در کام مرگ فرو می روند و به آنها گفته می شود این همان است که از آن فرار می کردید؟!
اصطلاح دیگر قرآنی، «غمره» است. خداوند می فرماید: و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ می بندد یا می گوید: «به من وحی شده»، در حالی که چیزی به او وحی نشده باشد، و آن که می گوید: «به زودی نظیر آنچه را خدا نازل کرده است نازل می کنم»؟ و کاش ستمکاران را در شداید مرگ می دیدی که فرشتگان ]به سوی آنان[ دستهایشان را گشوده اند ]و نهیب می زنند:[ «جانهایتان را بیرون دهید» امروز به ]سزای[ آنچه بناحق بر خدا دروغ می بستید و در برابر آیات او تکبر می کردید، به عذاب خوارکننده کیفر می ی د. (انعام، آیه 93)
«غمرهًْ» به مفهوم سختی و شدت است. این واژه نسبت به هر چیزی که به کار می رود، رنج و سختی آن را می رساند. برای نمونه «غمرات الموت» به مفهوم سختی های مرگ است که انسان را به کام خود می کشد. (مجمع البیان، ذیل آیه)
البته به نظر می رسد که سکرات ح ی عمومی تر دارد و اختصاصی به مومن و کافر ندارد، اما غمرات ویژه کافران است؛ چرا که خداوند با کافران معامله دیگری دارد. در آیات قرآنی آمده است که هنگام جان گرفتن از کافران فرشتگان عذاب آنان را می زنند. (محمد، آیه 27)
از آیات و روایات به دست می آید که نفس آدمی کم کم از بدن خارج می شود این عمل از نوک انگشتان پا شروع شده و در نهایت به حلقوم می رسد. در قرآن آمده است وقتی جان به حلقوم می رسد، آ کار ارتباط بدن و نفس خواهد بود. خداوند می فرماید: فلولااذا بلغت الحلقوم و انتم حینئذ تنظرون و نحن اقرب الیه منکم ولکن لاتبصرون فلولاان کنتم غیر مدینین ترجعونها ان کنتم صادقین؛ پس چرا آنگاه که جان شما به گلو می رسد و در آن هنگام خود نظاره گرید و ما به آن محتضر از شما نزدیکتریم ولی نمی بینید - اگر قیامت را باور ندارید، اگر راست می گویید، روح را چرا برنمی گردانید؟ (واقعه، آیات 83 تا 87)

عوامل سختی جان کندن
این مستی و سکراتی که موجب می شود تا مرگ سخت و شدید شود، به سبب عواملی است که از جمله آنها می توان به موارد ذیر اشاره کرد:
1- دلبستگی به دنیا و مادیات آن: از مهمترین عواملی که موجب سکرات و سختی جان کندن می شود دلبستگی آدمی به دنیا و مادیات آن است. وقتی انسان به دنیا دلبسته شود، این محبت و عشق به دنیا و مادیات نمی گذارد تا از آن دل بر کند، لذا جان کندن برای محتضر سخت و شدید می شود. گویی جانش را که به مادیات وابسته است با قیچی جدا می کنند. هر دم که تصورات از دست دادن دنیا و مادیات آن به نظر و ذهنش می آید، می سوزد و رنج می کشد. مومنان علی (ع) دراین باره می فرماید: محتضر به یاد می آورد اموالی را که آنها را جمع کرده و در راه پیدا آنها- از حلال و حرام- چشم پوشیده و از جاهایی که (حلال و حرامش) واضح و یا مشتبه بود، به دست آورده است. از همین رو، تبعات جمع مال ها همراه و ملازم اوست و مشرف بر ج و فراق از آنها گشته است. اموال برای بعدی ها می ماند و آنان از آنها بهره و لذت می گیرند و گوارایی و لذت مال برای دیگران است، ولی وبال و سنگینی آن بر پشت او مانده است. (نهج البلاغه فیض ال ، ص 331، خطبه 108)
2. کشف حقایق و بی توشه بودن: از عوامل سختی جان کندن و سکرات مرگ، می توان به آن چیزی اشاره کرد که در آیه 22 سوره ق بیان شده است. خداوند پس از اینکه در آیه 19 سخن از سکرات مرگ می کند در آیه 22 می فرماید: فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید، اینک ما را از تو برداشتیم و امروز چشم تو تیزبین است. در این زمان حقایقی که به سبب گناه بر او مکشوف نبوده کشف می شود و وقتی ها کنار رفت درمی یابد که دنیا هیچ ارزشی جز ابزاری برای آ ت و دستی به کمالات از طریق عبودیت نداشت و انسان آنچه که زینت دنیا بود به خود بسته بود، چرا که مال و زن و فرزند و مانند آن زینت دنیا و زندگی دنیاست (کهف، آیات 7 و 28 و 46)، پس اکنون خود را بی زینت می بیند و درمی یابد که ره توشه ای از کمالات و تقوا برنداشته است؛ از این رو از وضعیت آینده خود هراسان می شود و حقیقت چنان تلخ و زننده است که چون مستان می شود. شیخ عباس قمی می نویسد: در آن زمان می بیند حضرت رسول و اهل بیت طهارت (صلوات الله علیهم اجمعین) و ملائکه رحمت و ملائکه غضب حاضر شده اند تا درباره او چه حکم شود و چه سفارش نمایند؟ و از طرف دیگر، ابلیس و اعوان او برای آنکه او را به شک اندازند، جمع شده اند و می خواهند کاری کنند که ایمانش از او گرفته شود و بی ایمان از دنیا رود، و از طرفی هول آمدن ملک الموت که آیا به چه هیئت و هیبتی خواهد بود و به چه نحو جان او را قبض خواهد کرد و امور دیگر او را به هراس افکند و دچار سکرات موت می شود. (منازل الا ه، حاج شیخ عباس قمی، فصل اول، مرگ)
3. دست های خالی: یکی از منظره هایی که انسان در سکرات موت می بیند، مشاهده حقیقت برزخی و صورت ملکوتی «مال»، «فرزندان» و «اعمال» است. او ابتدا رو به مال خود کرده و می گوید: به خدا قسم در دنیا به تو حریص و بخیل بودم. حال سهم من از تو چیست؟ مال در پاسخ می گوید: به اندازه کفن خود از من بردار! آنگاه رو به سوی فرزندانش می کند و می گوید: به خدا قسم شما را دوست داشتم و حامی شما بودم. اکنون بهره من از شما چیست؟ آنها می گویند: ما تو را تا کنار قبر می بریم و در آنجا دفن می کنیم. سپس رو به سوی عمل خود کرده و می گوید: به خدا قسم من نسبت به تو بی اعتنا بودم و تو بر من گران و سنگین بودی. اینک بهره من از تو چیست؟ عمل در پاسخ می گوید: من در قبر و قیامت ه ن تو خواهم بود تا هر دو به پیشگاه پروردگار عرضه شویم.
در آستانه ترک دنیا کم کم ها از جلو چشم انسان کنار می رود و انسان بیشتر از هر موقع دیگر به حقیقت اعمال و خواسته های خود توجه می کند و دید او وسعت بیشتری می یابد. در این لحظات نگاهی به اعمال و گذشته خود می اندازد و بر فرصت های از دست رفته خود افسوس می خورد.

کاهش و آسانی سکرات مرگ
پر واضح است عواملی که در بخش مربوط به سختی جان دادن بیان شد اگر مع گردد و برخلاف آنها رفتار شود، موجب راحتی و آسانی جان دادن خواهد شد که در راس همه عوامل موثر در کاهش سکرات مرگ، قطع دلبستگی ها به دنیا و مظاهر آن از قبیل ثروت، مسکن، همسر و فرزند و غیره است. البته این بیان به معنی ترک دنیا و در پیش گرفتن زندگی مرتاضانه نیست بلکه باید در دنیا زیست و از آن استفاده کرد اما نباید دنیا را وارد دل کرد و به آن وابسته و دلبسته شد.

تفاوت جان کندن ها
در آیات و روایات بیان شده که دوگونه جان دادن است که با توجه به ایمان و کفر به چهار نوع تقسیم می شود. این چهار نوع جان دادن علل و عواملی دارد که ارتباط با مساله تصفیه حساب در دنیا و آ ت و مانند آنها دارد. این چهار نوع عبارتند از:
1- آسان جان دادن مومنان: بعضی آدمهای خوب و مومن، راحت جان می هند؛ در روایت است که جان کندن آنان مثل بو یک گل است. در روایتی از (ص) آمده که ملک الموت برای شخص مومن دوشاخه گل می آورد یکی منیسه و یکی هم مسخیه (و در بعضی روایات دو نسیم می وزد) گل یا نسیم منسیه به خاطر این است که تعلقاتش یعنی اموال و فرزندانش را فراموش کند و مسخیه به خاطر اینکه با عطر الهی سخاوتمندانه جان دهد. در کتاب «امالی» شیخ طوسی روایت می کند از حضرت جعفر صادق (ع) که: خداوند عزوجل می فرماید: من در هیچ امری درنگ ن مانند درنگ ی که در قبض روح مومن ؛ چون آن مومن از مرگ کراهت داشت و من هم کراهت داشتم به او ناراحتی برسانم. پس زمانی که اجل محتوم آن مومن رسید، من دو شاخه گل معطر از بهشت برای او فرستادم، یکی از آنها مسخیه نام داشت و دیگری منسیه. اما مسخیه، پس او را نسبت به بی اعتنا نموده از همه آنها می گذرد؛ و اما منسیه، پس او را از تمام امور و شئون دنیا به فراموشی می اندازد.» (بحارالانوار، طبع ی، ج6، ص 152)
2- سخت جان دادن مومنان: بعضی آدمهای خوب و مومن، سخت جان می دهند، این مومنین، گنا ارانی بوده اند که در دنیا پاک می شوند و گناهی که کرده اند در همینجا مجازات می شوند تا حسابرسی آنان به آ ت نکشد. از همین رو در اینجا سختی را می چشند و به مشقت جان می دهند. گاه می شود که سالیان بسیار در بستر بیماری می افتند تا گناهانشان پاک شود.
3- آسان جان دادن فاسقان: آدمهای کافر وفاسقی که راحت جان می دهند، به خاطر آن است که این افراد در دنیا کار خیری انجام داده اند و از آنجا که خداوند اجر هیچ را ضایع نمی کند، لذا راحت جان می دهند یا به عبارتی در همین دنیا تسویه حساب می شوند تا خیری برای آنان در آ ت نباشد. خداوند چنان زندگی را در دنیا بر آنان آسان می کند تا اگر موجب کفر مومنان نبود، خانه هایشان نیز از زر و سیم ساخته می شد. (ز ف، آیه 33)
4- سخت جان دادن فاسقان: آدمهای بد وفاسقی که بد هم جان می دهند، زیرا خداوند برخی از عذاب ا وی آنان را در همین دنیا می خواهد به دیگران نشان دهد. در حقیقت عذاب استیصال را در همین دنیا تجربه خواهند کرد. آیات بسیاری درباره اقوام ثمود و عاد و لوط و مانند آنها آمده است که در همین دنیا عذاب سهمگین داشته و به سختی جان دادند.
با توجه به مطالب بالامی توان گفت که نمی توان به ظاهر جان دادن افراد قضاوت کرد و گفت که او چگونه آدمی بوده است.



مشاهده متن کامل ...
سخنان فلسفی 19
درخواست حذف اطلاعات

مردان و ن کهن ، در راه رسیدن به آرمان بزرگ ، یک آن هم ، نمی ایستند . حکیم ارد بزرگ


نگاه مردان و ن کهن ، ایستا نیست ، آنها دوران های آینده را نیز ، به خوبی می بینند . حکیم ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


مردان و ن کهن ، با مهر همه زندگی خویش را به دیگران می بخشند . حکیم ارد بزرگ


مردان و ن کهن ، با مهربانی در بین مردم سرزمین خویش ، همبستگی و دوستی می آفرینند . حکیم ارد بزرگ


رستاخیزهای مردمی ، بدون همراهی ن دلیر ، ناممکن است چرا که زن ، پرچمدار وارستگی ، پاکی و از خودگذشتگی است . حکیم ارد بزرگ


مردان کهن ، مرزداران و پیشاهنگان ، شرف و امنیت هستند . حکیم ارد بزرگ


پشتکار ، گوهر مردان و ن فرهمند است . حکیم ارد بزرگ

حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ



گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست ، راه سخت کوهستان را برگزینیم . حکیم ارد بزرگ


مشاهده متن کامل ...
سخنان فلسفی 19
درخواست حذف اطلاعات

مردان و ن کهن ، در راه رسیدن به آرمان بزرگ ، یک آن هم ، نمی ایستند . حکیم ارد بزرگ


نگاه مردان و ن کهن ، ایستا نیست ، آنها دوران های آینده را نیز ، به خوبی می بینند . حکیم ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


مردان و ن کهن ، با مهر همه زندگی خویش را به دیگران می بخشند . حکیم ارد بزرگ


مردان و ن کهن ، با مهربانی در بین مردم سرزمین خویش ، همبستگی و دوستی می آفرینند . حکیم ارد بزرگ


رستاخیزهای مردمی ، بدون همراهی ن دلیر ، ناممکن است چرا که زن ، پرچمدار وارستگی ، پاکی و از خودگذشتگی است . حکیم ارد بزرگ


مردان کهن ، مرزداران و پیشاهنگان ، شرف و امنیت هستند . حکیم ارد بزرگ


پشتکار ، گوهر مردان و ن فرهمند است . حکیم ارد بزرگ

حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ


حکیم ارد بزرگ / بزرگترین فیلسوف و حکیم حال حاضر دنیا / great orod / hekmat orodism / بزرگترین فلسفه دان / بزرگان فلسفه ایران/ فیلسوف بزرگ / بزرگ فلسفه / فلسفه دانان بزرگ / فلسفه ایرانی / فیلسوف ایرانی / بزرگترین فیلسوف های جهان / بزرگترین فیلسوف جهان / بزرگترین متفکر ایران ، فیلسوفان بزرگ جهان / بزرگترین فیلسوف / بزرگترین فیلسوف تاریخ / بزرگترین فیلسوف دنیا / فیلسوفان بزرگ دنیا / فیلسوف ارد بزرگ / حکیم ارد بزرگ ، بزرگترین فیلسوف جهان / حکیم ارد بزرگ مشهورترین فیلسوف ایرانی / ارد بزرگ ، فیلسوف بزرگ معاصر / حکیم ارد بزرگ بزرگترین فیلسوف دنیا / فلسفه ارد بزرگ



گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست ، راه سخت کوهستان را برگزینیم . حکیم ارد بزرگ


مشاهده متن کامل ...
استدراج
درخواست حذف اطلاعات

استدراج


استدراج در لغت به معنای نزدیک تدریجی و گرفتن آرام آرام است [۱] و در قرآن به قرینه مقام در آیه ۱۸۲ سورۀ اعراف، نزدیک تدریجی و مهلت دادن برای نابود ساختن است؛ [۲] چه با عذاب دنیوی باشد یا ا وی. برخی در تفسیر آیۀ یاد شده گفته اند: مقصود از استدراج این است که انسان از نعمت و رفاه برخوردار شده و در حال غفلت به هلاکت و عذاب الهی گرفتار شود. [۳] در این مدخل از مشتقّات «استدراج»، «املاء»، «امهال»، «مدّ»، «نذر» و برخی جملات مشتمل بر واژه هایی مانند: «تمتّع» و «متاع» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: عوامل استدراج، فلسفۀ استدراج، مشمولان استدراج.

---------------

[۱]: ۱) مفردات راغب؛ لسان العرب.

[۲]: ۲) الکشّاف، ج ۲، ص ۱۸۲؛ مفردات راغب.

[۳]: ۳) لسان العرب.


عوامل استدراج


۱. استهزا

۱) گرفتار شدن منافقان به استدراج و افزایش تحیر و طغیان، به سبب استهزای مؤمنان:

وإذا لقوا الَّذین ءامنوا قالوا ءامنَّا وإذا خلوا إلیٰ شیٰطینهم قالوا إنَّا معکم إنَّما نحن مستهزءون اللّه یستهزئ بهم ویمدّهم فی طغیٰنهم ی ون. [برخی «یمدّهم» را در آیه به املاء و مهلت دادن، تفسیر کرده اند. (مجمع البیان، ذیل آیه)] بقره (۲) ۱۴ و ۱۵

۲) ابتلای کافران به هلاکت و کیفر استدراج، بر اثر استهزای ان:

ولقد استهزئ برسل مّن قبلک فأملیت للّذین کفروا ثمّ أخذتهم فکیف کان عقاب. رعد (۱۳)

۲. تکذیب

۳) تکذیب آیات الهی، سبب ابتلا به عذاب استدراج:

والّذین کذّبوا بایٰتنا سنستدرجهم مّن حیث لایعلمون وأملی لهم إنّ کیدی متین. اعراف (۷) ۱۸۲ و ۱۸۳

فذرنی ومن یکذّب بهٰذا الحدیث سنستدرجهم مّن حیث لایعلمون وأملی لهم إنّ کیدی متین. قلم (۶۸) ۴۴ و ۴۵


۳. ظلم

۴) ظلم و ستم پیشگی پیشینیان، از عوامل گرفتار شدن آنان به عذاب استدراج:

وکأیّن مّن قریة أملیت لها وهی ظالمة ثمّ أخذتها وإلیّ المصیر. حج (۲۲) ۴۸

۵) ظلم انسانها، باعث مهلت یافتن آنان در دنیا جهت مبتلا شدن به عذاب ا وی:

ولاتحسبنّ اللّه غٰفلا عمّا یعمل الظّٰلمون إنّما یؤخّرهم لیوم تشخص فیه الأبصٰر مهطعین مقنعی رءوسهم لایرتدّ إلیهم طرفهم وأفدتهم هواء.

ابراهیم (۱۴) ۴۲ و ۴۳


۴. فسق

۶) رواج فسق در جامعه، عامل گرفتاری آن به عذاب دنیوی:

وإذا أردنآ أن نّهلک قریةً أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحقّ علیها القول فدمّرنٰها تدمیرا. اسراء (۱۷) ۱۶


۵. کفر

۷) کفرورزی، از عوامل استدراج و ابتلا به عذاب ا وی:

وإذ قال إبرٰهیم ربّ اجعل هٰذا بلدا ءامنا وارزق أهله من الثّمرٰت من ءامن منهم باللّه والیوم الأ قال ومن کفر فأمتّعه قلیلا ثمّ أضطرّه إلیٰ عذاب النّار وبئس المصیر. بقره (۲) ۱۲۶

ولایحسبنّ الّذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لاّنفسهم إنّما نملی لهم لیزدادوا إثما ولهم عذاب مّهین. آل عمران (۳) ۱۷۸

لایغرّنّک تقلّب الّذین کفروا فی البلٰد متٰع قلیل ثمّ مأویٰهم جهنّم وبئس المهاد. آل عمران (۳) ۱۹۶ و ۱۹۷

رّبما یودّ الّذین کفروا لو کانوا مسلمین ذرهم یأکلوا ویتمتّعوا ویلههم الأمل فسوف یعلمون. حجر (۱۵) ۲ و ۳

لایؤمنون به حتّیٰ یروا العذاب الألیم أفرءیت إن مّتّعنٰهم سنین ثمّ جاءهم مّا کانوا یوعدون. شعراء (۲۶) ۲۰۱ و ۲۰۵ و ۲۰۶

ومن کفر فلایحزنک کفره إلینا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه علیم بذات الصّدور نمتّعهم قلیلا ثمّ نضطرّهم إلیٰ عذاب غلیظ. لقمان (۳۱) ۲۳ و ۲۴

أو تقول حین تری العذاب لو أنّ لی کرّة فأ من المحسنین. زمر (۳۹) ۵۸

۳۸. کفر و انکار حق، سبب گرفتار شدن به کیفر استدراج:

ولو یعجّل اللّه للنّاس الشّرّ استعجالهم بالخیر لقضی إلیهم أجلهم فنذر الّذین لایرجون لقآءنا فی طغیٰنهم ی ون. یونس (۱۰) ۱۱

ولقد استهزئ برسل مّن قبلک فأملیت للّذین کفروا ثمّ أخذتهم فکیف کان عقاب. رعد (۱۳) ۳۲

و أصحٰب مدین و کذّب موسیٰ فأملیت للکٰفرین ثمّ أخذتهم فکیف کان ن . حج (۲۲) ۴۴


۶. کفران نعمت

۹) کفران نعمت، باعث مهلت یافتن در دنیا و مبتلا شدن به عذاب در آ ت:

ثمّ إذا کشف الضّرّ عنکم إذا فریق مّنکم بربّهم یشر لیکفروا بمآ ءاتینٰهم فتمتّعوا فسوف تعلمون. نحل (۱۶) ۵۴ و ۵۵

لیکفروا بما ءاتینٰهم ولیتمتّعوا فسوف یعلمون. عنکبوت (۲۹) ۶۶

لیکفروا بما ءاتینٰهم فتمتّعوا فسوف تعلمون. روم (۳۰) ۳۴


۷. گمراهی

۱۰) گمراهی و ضل انسان، باعث ابتلای وی به مهلت یافتن در زندگی و عذاب شدن پس از آن:

قل من کان فی الضّلٰلة فلیمدد له الرّحمٰن مدًّا حتّیٰ إذا رأوا ما یوعدون إمّا العذاب وإمّا السّاعة فسیعلمون من هو شرٌّ مّکانا وأضعف جندا. مریم (۱۹) ۷۵


۸. گناه

۱۱) ابتلای جوامع و انسانها به هلاکت و عذاب استدراج، بر اثر جرم و گناه:

وکذٰلک جعلنا فی کلّ قریة أکٰبر مجرمیها لیمکروا فیها وما یمکرون إلّابأنفسهم وما یشعرون وإذا جآءتهم ءایة قالوا لن نّؤمن حتّیٰ نؤتیٰ مثل مآ أوتی رسل اللّه اللّه أعلم حیث یجعل رس ه سیصیب الّذین أجرموا صغار عند اللّه وعذاب شدید بما کانوا یمکرون. انعام (۶) ۱۲۳ و ۱۲۴

وإذا أردنآ أن نّهلک قریةً أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحقّ علیها القول فدمّرنٰها تدمیرا وکم أهلکنا من القرون من بعد نوح وکفیٰ بربّک بذنوب عباده خبیرا بصیرا. اسراء (۱۷) ۱۶ و ۱۷


۹. مکر

۱۲) خدعه و نیرنگ انسانها برای ارتکاب هرگونه گناه و جرم، سبب گرفتار شدن آنان به عذاب استدراج:

وکذٰلک جعلنا فی کلّ قریة أکٰبر مجرمیها لیمکروا فیها وما یمکرون إلّابأنفسهم وما یشعرون وإذا جآءتهم ءایة قالوا لن نّؤمن حتّیٰ نؤتیٰ مثل مآ أوتی رسل اللّه اللّه أعلم حیث یجعل رس ه سیصیب الّذین أجرموا صغار عند اللّه وعذاب شدید بما کانوا یمکرون. انعام (۶) ۱۲۳ و ۱۲۴

۱۳) نقشۀ خدعه آمیز ولیدبن مغیره برای انکار قرآن، سبب ابتلای وی به عذاب استدراج:

ذرنی ومن خلقت وحیدا وجعلت له مالا مّمدودا وبنین شهودا ومهّدتّ له تمهیدا سأرهقه صعودا إنّه فکّر وقدّر. [شأن نزول این آیات، در مورد «ولیدبن مغیره» است. (مجمع البیان؛ الکشّاف، ذیل آیه)] مدثر (۷۴) ۱۱ - ۱۴ و ۱۷ و ۱۸


فلسفۀ استدراج

۱۴) غوطه ور شدن هرچه بیشتر کافران در گناه و عذاب شدن بر اثر آن، فلسفۀ استدراج:

ولایحسبنّ الّذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لاّنفسهم إنّما نملی لهم لیزدادوا إثما ولهم عذاب مّهین. آل عمران (۳) ۱۷۸


مشمولان استدراج


۱. ابلیس

۱۵) مهلت یافتن ابلیس در دنیا و کیفر دیدن وی در قیامت:

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ حجر (۱۵) ۳۴ -۳۸

وإنّ علیک لعنتی إلیٰ یوم الدّین قال ربّ فأنظرنی إلیٰ یوم یبعثون قال فإنّک من المنظرین إلیٰ یوم الوقت المعلوم. ص (۳۸) ۷۸ -۸۱


۲. امّت های پس از نوح

۱۶) قرار گرفتن امتهایی پس از نوح (ع) در رفاه دنیوی و نزدیک شدن تدریجی آنان به عذاب دردناک:

قیل یٰنوح اهبط بسلٰم مّنّا وبرکٰت علیک وعلیٰ أمم مّمّن مّعک وأمم سنمتّعهم ثمّ یمسّهم مّنّا عذاب ألیم. هود (۱۱) ۴۸


۳. پیشینیان

۱۷) دچار شدن بسیاری از اقوام و گذشتگان به مرگ غافلگیرانه در حال رفاه و غفلت از راز و نیاز با خدا:

ومآ أرسلنا فی قریة مّن نّبیٍ ّ إلآّ أخذنآ أهلها بالبأسآء والضَّرَّاء لعلَّهم یضَّرَّعون ثمَّ بدَّلنا مکان السَّیّئة الحسنة حتَّیٰ عفوا وَّقالوا قد مسَّ ءابآءنا الضّرّاء والسّرّاء فأخذنٰهم بغتة وهم لایشعرون. اعراف (۷) ۹۴ و ۹۵

۱۸) مهلتن یافتن بسیاری از اقوام ظالم برای زندگی دنیا و مبتلا شدن آنان به عذاب استدراج:

وکأیّن مّن قریة أملیت لها وهی ظالمة ثمّ أخذتها وإلیّ المصیر. حج (۲۲) ۴۸


۴. ظالمان

۱۹) گرفتاری ظالمان به عذاب استدراج به خاطر ستم پیشگی آنان:

وکأیّن مّن قریة أملیت لها وهی ظالمة ثمّ أخذتها وإلیّ المصیر. حج (۲۲) ۴۸

۲۰) مهلت یافتن ظالمان در دنیا برای دچار شدن به عذاب ا وی:

ولاتحسبنّ اللّه غٰفلا عمّا یعمل الظّٰلمون إنّما یؤخّرهم لیوم تشخص فیه الأبصٰر مهطعین مقنعی رءوسهم لایرتدّ إلیهم طرفهم وأفدتهم هواء.

ابراهیم (۱۴) ۴۲ و ۴۳


۵. فاسقان

۲۱) گرفتاری فاسقان به عذاب استدراج:

وإذا أردنآ أن نّهلک قریةً أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحقّ علیها القول فدمّرنٰها تدمیرا. اسراء (۱۷) ۱۶


۶. قوم ثمود

۲۲) گرفتار شدن قوم ثمود به عذاب استدراج:

ما تذر من شیء أتت علیه إلّاجعلته کالرّمیم وفی ثمود إذ قیل لهم تمتّعوا حتّیٰ حین فعتوا عن أمر ربّهم فأخذتهم الصّٰعقة وهم ینظرون فما استطٰعوا من قیام وما کانوا منتصرین. ذاریات (۵۱) ۴۲ -۴۵


۷. کافران

۲۳) گرفتار شدن کافران به عذاب ا وی پس از مهلت یافتن توأم با رفاه و بهره مندی در زندگی دنیا:

وإذ قال إبرٰهیم ربّ اجعل هٰذا بلدا ءامنا وارزق أهله من الثّمرٰت من ءامن منهم باللّه والیوم الأ قال ومن کفر فأمتّعه قلیلا ثمّ أضطرّه إلیٰ عذاب النّار وبئس المصیر. بقره (۲) ۱۲۶

ولایحزنک الّذین یسٰرعون فی الکفر إنّهم لن یضرّوا اللّه شیا یرید اللّه ألّا یجعل لهم حظًّا فی الأ ة ولهم عذاب عظیم

ص: ۱۲۱

ولایحسبنّ الّذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لاّنفسهم إنّما نملی لهم لیزدادوا إثما ولهم عذاب مّهین. آل عمران (۳) ۱۷۶ و ۱۷۸

لایغرّنّک تقلّب الّذین کفروا فی البلٰد متٰع قلیل ثمّ مأویٰهم جهنّم وبئس المهاد. آل عمران (۳) ۱۹۶ و ۱۹۷

رّبما یودّ الّذین کفروا لو کانوا مسلمین ذرهم یأکلوا ویتمتّعوا ویلههم الأمل فسوف یعلمون. حجر (۱۵) ۲ و ۳

ألم تر أنّآ أرسلنا الشّیٰطین علی الکٰفرین تؤزّهم أزًّا فلاتعجل علیهم إنّما نعدّ لهم عدًّا. مریم (۱۹) ۸۳ و ۸۴

فإن تولّوا فقل ءاذنتکم علیٰ سواء وإن أدری أقریب أم بعید مّا توعدون وإن أدری لعلّه فتنة لّکم ومتٰع إلیٰ حین. انبیاء (۲۱) ۱۰۹ و ۱۱۱

ومن کفر فلایحزنک کفره إلینا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه علیم بذات الصّدور نمتّعهم قلیلا ثمّ نضطرّهم إلیٰ عذاب غلیظ. لقمان (۳۱) ۲۳ و ۲۴

هل أتیٰک حدیث الجنودفرعون وثمود بل الّذین کفروا فی تکذیب واللّه من ورائِهم مّحیط. بروج (۸۵) ۱۷ -۲۰

إنّهم یکیدون کیدا وأکید کیدا فمهّل الکٰفرین أمهلهم رویدا. طارق (۸۶) ۱۵ -۱۷

۲۴) کافران، مشمول کیفر استدراج در دنیا:

وأقسموا باللّه جهد أیمٰنهم لئن جآءتهم ءایة لّیؤمننّ بها قل إنّما الأیٰت عند اللّه وما یشعرکم أنّهآ إذا جآءت لایؤمنون ونقلّب أفدتهم وأبصٰرهم کما لم یؤمنوا به أوّل مرّة ونذرهم فی طغیٰنهم ی ون. انعام (۶) ۱۰۹ و ۱۱۰

ولو یعجّل اللّه للنّاس الشّرّ استعجالهم بالخیر لقضی إلیهم أجلهم فنذر الّذین لایرجون لقآءنا فی طغیٰنهم ی ون. یونس (۱۰) ۱۱

بل متّعنا هٰؤلاء وءابآءهم حتّیٰ طال علیهم العمر أفلایرون أنّا نأتی الأرض ننقصها من أطرافهآ أفهم الغٰلبون. انبیاء (۲۱) ۴۴

و أصحٰب مدین و کذّب موسیٰ فأملیت للکٰفرین ثمّ أخذتهم فکیف کان ن . حج (۲۲) ۴۴

فذرهم فی غمرتهم حتّیٰ حینأیحسبون أنّما نمدّهم به من مّال وبنین نسارع لهم فی الخیرٰت بل لّایشعرون. مؤمنون (۲۳) ۵۴ -۵۶


۸. گمراهان

◄ همین مدخل، عوامل استدراج، گمراهی


۹. گنا اران

۲۵) غافلگیر شدن گنا اران با عذاب خدا در پی مهلت یافتن و برخوردار شدن از امکانات در دنیا:

کذٰلک سلکنٰه فی قلوب المجرمین لایؤمنون به حتّیٰ یروا العذاب الألیم فیأتیهم بغتة وهم لایشعرون فیقولوا هل نحن منظرون أفبعذابنا یستعجلون أفرءیت إن مّتّعنٰهم سنین ثمّ جاءهم مّا کانوا یوعدون. شعراء (۲۶) ۲۰۰ -۲۰۶


۱۰. مشرکان

۲۶) ابتلای مشرکان به هلاکت و عذاب استدراج در پی مهلت یافتن و برخوردار شدن از امکانات دنیوی:

قالوا سبحٰنک ما کان ینبغی لنا أن نّتّخذ من دونک من أولیاء ولٰکن مّتّعتهم وءاباءهم حتّیٰ نسوا الذّکر وکانوا قوما بورا. فرقان (۲۵) ۱۸

۲۷) مشرکان، از مشمولان استدراج و عذاب ا وی در پی بهره مند شدن از نعمتهای دنیوی و کفران آنها:

فإذا رکبوا فی الفلک دعوا اللّه مخلصین له الدّین فلمّا نجّیٰهم إلی البرّ إذا هم یشر لیکفروا بما ءاتینٰهم ولیتمتّعوا فسوف یعلمون. عنکبوت (۲۹) ۶۵ و ۶۶

وإذا مسّ النّاس ضرٌّ دعوا ربّهم مّنیبین إلیه ثمّ إذا أذاقهم مّنه رحمة إذا فریق مّنهم بربّهم یشر لیکفروا بما ءاتینٰهم فتمتّعوا فسوف تعلمون. روم (۳۰) ۳۳ و ۳۴

قل ان کان للرّحمن ولد فأنا اوّل العابدین سبحٰن ربّ السّمٰوٰت والأرض ربّ العرش عمّا یصفون فذرهم یخوضوا ویلعبوا حتّیٰ یلٰقوا یومهم الّذی یوعدون. ز ف (۴۳) ۸۱ -۸۳


۱۱. مکذّبان

۲۸) مکذّبان آیات خدا، از مشمولان عذاب استدراج:

والّذین کذّبوا بایٰتنا سنستدرجهم مّن حیث لایعلمون وأملی لهم إنّ کیدی متین. اعراف (۷) ۱۸۲ و ۱۸۳

۲۹) نزدیک تدریجی مکذّبان قرآن به ورطۀ هلاکت و عذاب از سوی خداوند:

فذرنی ومن یکذّب بهٰذا الحدیث سنستدرجهم مّن حیث لایعلمون وأملی لهم إنّ کیدی متین. قلم (۶۸) ۴۴ و ۴۵

۳۰) گرفتار شدن مکذّبانِ صاحب مُکنت به انواع عذابهای ا وی پس از مهلت یافتن در دنیا:

وذرنی والمکذّبین أولی النّعمة ومهّلهم قلیلا إنّ لدینا أنکالا وجحیما وطعاما ذا غصّة وعذابا ألیما. مزمل (۷۳) ۱۱ -۱۳


۱۲. منافقان

۳۱) منافقان، مشمول کیفر استدراج:

وإذا لقوا الَّذین ءامنوا قالوا ءامنَّا وإذا خلوا إلیٰ شیٰطینهم قالوا إنَّا معکم إنَّما نحن مستهزءون اللّه یستهزئ بهم ویمدّهم فی طغیٰنهم ی ون. بقره (۲) ۱۴ و ۱۵

۳۲) ابتلای منافقان به عذاب استدراج در دنیا پس از مهلت یافتن و برخوردار شدن از امکانات:

فلاتعجبک أموٰلهم ولآ أولٰدهم إنَّما یریداللَّه لیعذّبهم بها فی الحیوٰة الدّنیا وتزهق أنفسهم وهم کٰفرون ولاتعجبک أموٰلهم وأولٰدهم إنّما یرید اللّه أن یعذّبهم بها فی الدّنیا وتزهق أنفسهم وهم کٰفرون. توبه (۹) ۵۵ و ۸۵


۱۳. ولیدبن مغیره

۳۳) گرفتار شدن ولیدبن مغیره به عذاب سخت پس از مهلت یافتن و بهره مند شدن از رفاه و امکانات فراوان در دنیا:

ذرنی ومن خلقت وحیدا وجعلت له ما لا مّمدودا وبنین شهودا ومهّدتّ له تمهیدا سأرهقه صعودا. مدثر (۷۴) ۱۱ -۱۴ و ۱۷




مشاهده متن کامل ...
سخنان فلسفی 17
درخواست حذف اطلاعات

جهان را آغاز و انجامی نیست ، آنچه هست ، دگرگونی در گیتی است . ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم . ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم ، دگرگونی که در نهان خود ، پویش و شکوفایی را پیگیری می کند . بروز آینده ما ، بسیار فربه تر از امروز خواهد بود ، ما در درون گیتی ، در حال پرتاب شدن هستیم ، پرتاب به سوی جایی و نمایی که هیچ چیز از آن نمی دانیم ، همان گونه که در کودکی از این جهان هیچ نمی دانستیم . میدان دید ما ، با همه فراخنایی خود ، می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم ، پس ، گیتی بی آغاز و بی پایان است . حکیم ارد بزرگ


خواست واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدها و امواج گیتی است . حکیم ارد بزرگ


گیتی ، آوای زندگی و شادیست . حکیم ارد بزرگ


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


بی مایگی و بدکاری ، پاینده نخواهد ماند ، گیتی رو به شکوفایی است . با نگاهی به گذشته می آموزیم : نابکاری هایی همچون برده داری ، همسر سوزی و … را آدمیان رها نموده اند ، پس پویندگی و شکوفایی ، براستی هویداست . حکیم ارد بزرگ


نرمش و سازگاری با گیتی ، ما را آرام خواهد ساخت . حکیم ارد بزرگ


گیتی زایشگر است ، پویشی آرام در همه گونه های آن ، دیده می شود . حکیم ارد بزرگ


مرگ و پایانی نیست ، دگرگونی و آمیختگی با گیتی ، آینده همه زندگان است . حکیم ارد بزرگ


مهربانان ، با سرشت پاک گیتی آمیخته اند . حکیم ارد بزرگ


گیتی را در مهربانی می بینم . حکیم ارد بزرگ


جهان همواره در حال دگرگونی و شکوفایی است ، نباید این پویندگی را زشت دانست ، باید همراه بود و بخشی از این شکوفایی را بر دوش داشت . حکیم ارد بزرگ


روان ، همواره تشنه پرواز و بالا بردن خواسته های آدمی است ، این سرشت خوب ، همان ریشه بالندگی آدمیست . حکیم ارد بزرگ


اگر دشمن خطرناکی داری ، بجای پنهان شدن ، بکوش همگان را از گرفتاری خویش ، با خبر و آگاه سازی . حکیم ارد بزرگ


امیدی به آینده آدمهایی که مدام می گویند نمی توانم و یا نمی شود ، نیست . حکیم ارد بزرگ


خویشتن خویش را ، دوست داشته باشیم . حکیم ارد بزرگ


دمندان و هنرمندان ، سازندگان آینده اند . حکیم ارد بزرگ


در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند ، در برابر فرهنگ و هنر ، ایستادگی کند . حکیم ارد بزرگ


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


هنر ، برآیند شناور بودن د ، در جهان احساس است . حکیم ارد بزرگ


آهنگ دلپذیر ، نوا و آوای گیتی است . حکیم ارد بزرگ


هنرمند و نویسنده مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است . حکیم ارد بزرگ


تنها آثار هنری جاودانه می شوند ، که به درون هنرمند نزدیکترند . حکیم ارد بزرگ


مشاهده متن کامل ...
سخنان فلسفی 17
درخواست حذف اطلاعات

جهان را آغاز و انجامی نیست ، آنچه هست ، دگرگونی در گیتی است . ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم . ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم ، دگرگونی که در نهان خود ، پویش و شکوفایی را پیگیری می کند . بروز آینده ما ، بسیار فربه تر از امروز خواهد بود ، ما در درون گیتی ، در حال پرتاب شدن هستیم ، پرتاب به سوی جایی و نمایی که هیچ چیز از آن نمی دانیم ، همان گونه که در کودکی از این جهان هیچ نمی دانستیم . میدان دید ما ، با همه فراخنایی خود ، می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم ، پس ، گیتی بی آغاز و بی پایان است . حکیم ارد بزرگ


خواست واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدها و امواج گیتی است . حکیم ارد بزرگ


گیتی ، آوای زندگی و شادیست . حکیم ارد بزرگ


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


بی مایگی و بدکاری ، پاینده نخواهد ماند ، گیتی رو به شکوفایی است . با نگاهی به گذشته می آموزیم : نابکاری هایی همچون برده داری ، همسر سوزی و … را آدمیان رها نموده اند ، پس پویندگی و شکوفایی ، براستی هویداست . حکیم ارد بزرگ


نرمش و سازگاری با گیتی ، ما را آرام خواهد ساخت . حکیم ارد بزرگ


گیتی زایشگر است ، پویشی آرام در همه گونه های آن ، دیده می شود . حکیم ارد بزرگ


مرگ و پایانی نیست ، دگرگونی و آمیختگی با گیتی ، آینده همه زندگان است . حکیم ارد بزرگ


مهربانان ، با سرشت پاک گیتی آمیخته اند . حکیم ارد بزرگ


گیتی را در مهربانی می بینم . حکیم ارد بزرگ


جهان همواره در حال دگرگونی و شکوفایی است ، نباید این پویندگی را زشت دانست ، باید همراه بود و بخشی از این شکوفایی را بر دوش داشت . حکیم ارد بزرگ


روان ، همواره تشنه پرواز و بالا بردن خواسته های آدمی است ، این سرشت خوب ، همان ریشه بالندگی آدمیست . حکیم ارد بزرگ


اگر دشمن خطرناکی داری ، بجای پنهان شدن ، بکوش همگان را از گرفتاری خویش ، با خبر و آگاه سازی . حکیم ارد بزرگ


امیدی به آینده آدمهایی که مدام می گویند نمی توانم و یا نمی شود ، نیست . حکیم ارد بزرگ


خویشتن خویش را ، دوست داشته باشیم . حکیم ارد بزرگ


دمندان و هنرمندان ، سازندگان آینده اند . حکیم ارد بزرگ


در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند ، در برابر فرهنگ و هنر ، ایستادگی کند . حکیم ارد بزرگ


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


سخنان گرانبها / سخنان بزرگان با تصاویر / اخبار روز / سخنان کوتاه مدیران بزرگ با ع / سخنان بزرگان / مورینیو با ع بزرگ /


هنر ، برآیند شناور بودن د ، در جهان احساس است . حکیم ارد بزرگ


آهنگ دلپذیر ، نوا و آوای گیتی است . حکیم ارد بزرگ


هنرمند و نویسنده مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است . حکیم ارد بزرگ


تنها آثار هنری جاودانه می شوند ، که به درون هنرمند نزدیکترند . حکیم ارد بزرگ


مشاهده متن کامل ...
اخلاق و زندگی
درخواست حذف اطلاعات

أ- سرمستى از مال و نعمت‏


قرآن‏


1- الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِ‏ ...- انى که (در این جهان) ربا مى‏خورند، (در رستاخیز) مانند انى (از گور) برمى‏خیزند که از آسیب دیو دیوانه شده باشند ... (نامتعادل، آنسان که اهل م آنان را بشناسند که رباخواران بوده‏اند) ...


حدیث‏


الإمام علی «ع»: ... ذاک حیث تسکرون من غیر ، بل من النّعمة و النّعیم ...


- على «ع»: ... در آن زمان (که فساد مى‏گسترد) مست مى‏شوید، اما نه از ، بلکه از نعمت و غوطه‏ورى در آن ...


الإمام السّجّاد «ع»: ... و اعلم- و یحک- یا ابن آدم! أنّ قسوة البطنة، و فترة المیلة، و سکر الشّبع، و عزّة الملک، مما یثبّط و یبطى‏ء عن العمل، و ینسی الذّکر، و یلهی عن اقتراب الأجل، حتى کأنّ المبتلى بحبّ الدّنیا به خبل من سکر الشّراب ...


- سجّاد «ع»: ... بدان- افسوس بر تو- اى پسر آدم! که سنگدلى پدید آمده از شکم‏پرستى، و سستى حاصل از امیال، و مستى سیرى، و قدرت فرمانروایى، همه از چیزهایى است که آدمى را در کارها کند مى‏کند و از عمل باز مى‏دارد، و یاد خدا را به فراموشى مى‏سپارد، و انسان را از نزدیک‏


شدن مرگ غافل مى‏سازد. و چنان است که گویى انسان مبتلا به دوستى دنیا، از میگسارى گیج و منگ شده است ...


الإمام الصّادق «ع»- فیما رواه عن الإمام علی: السّکر أربع سکرات، سکر الشّراب، و سکر المال، و سکر النّوم، و سکر الملک.


- صادق «ع»- به روایت از على «ع»: مستى بر چهارگونه است: مستى ، و مستى مال، و مستى خواب، و مستى فرمانروایى.


ب- تباه شدن و از دست رفتن دین‏


قرآن‏


1- وَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ‏ ... انى که مالهاى خود را براى ریا و نشان دادن به مردم انفاق مى‏کنند، و به خدا ایمان ندارند ...


حدیث‏


عیسى ال «ع»- فیما رواه الإمام علیّ بن أبی طالب: الدّینار داء الدّین ...


- عیسى «ع»- به روایت علىّ بن ابى طالب «ع»: دینار (مال)، آسیب دین است ...


الإمام علی «ع»: و اعلموا أنّ کثرة المال مفسدة للدّین.


على «ع»: بدانید که فزونى مال سبب تباهى دین است.


الإمام الصّادق «ع»: ما ذئبان ضاریان فی غنم قد فارقها رعاؤها، أحدهما فی أوّلها و الآ فی آ ها، بأفسد فیها من حبّ المال و الشّرف، فی دین المسلم.


صادق «ع»: فساد دو گرگ در یک گله بدون چوپان، یکى در جلو و دیگرى در عقب آن، کمتر است از فساد مالدوستى و جاه‏طلبى در دین شخص مسلمان.


* شرف در اینجا به معنى جاه‏طلبى و مقام دوستى است، یعنى اینکه شخص خواستار مقام و ریاست و برترى بر دیگران باشد.


ج- ستمگرى، ناسپاسى، غفلت‏


قرآن‏


1- یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا، وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ‏* (بیشتر مردم) اندکى از ظاهر زندگى دنیا مى‏دانند، و اینان از آ ت غافل غافلند* 2- إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ‏ ... قارون از قوم موسى بود، و سپس بر ایشان ستم کرد ...


حدیث‏


النّبىّ «ص»: إنّما أتخوّف على أمّتی من بعدی، ثلاث خلال: ... أو یظهر فیهم المال حتى یطغوا و یبطروا ...


«ص»: بر امّتم پس از خود از سه چیز بیمناکم: ... (سوّم اینکه) مال در میان ایشان چندان فزون شود (و اهمیّت پیدا کند) که طغیان ورزند و ناسپاسى کنند ...


الإمام علی «ع»: إن استغنى بطر و فتن.


على «ع»: اگر (انسان) مالدار شود تکبّر پیدا کند (و نعمت را سپاس نگزارد)، و در معرض فتنه و آزمایش قرار گیرد.


الإمام السّجّاد «ع»: ... و ازو عنّی من المال ما یحدث لی مخیلة، أو تأدّیا إلى بغی ...


سجّاد «ع»: ... مالى را از من دور کن که مرا دچار پندار نادرست سازد، یا به ستمگرى انگیزد ...


الإمام الصّادق «ع»: ... و أعظم الفساد أن یرضى العبد بالغفلة عن اللَّه. و هذا الفساد یتولّد من طول الأمل و الحرص و الکبر، کما أخبر اللَّه عزّ و جلّ فی قصّة قارون، فی قوله: وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ‏. و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده. و أصلها من حبّ الدّنیا و ا و ...


صادق «ع»: ... بزرگترین تباهى آن است که بنده به غفلت‏ورزیدن از خدا رضا دهد. و این تباهى از آرزوى دراز داشتن و آزمندى و تکبّر به وجود مى‏آید، چنان که خداى بزرگ در باره قارون از آن چنین خبر داده است: وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ‏*- در زمین خواستار فساد و تباهى مباش، که خدا تب اران را دوست نمى‏دارد*». و این خصلتها برخاسته از کردار قارون و پندار او بود. و ریشه آن دوستى دنیا و جمع مال دنیاست و ...


د- زیاد شدن گناهان و فراموش آنها


قرآن‏


1- وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ، إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً، وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‏ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً* کیست ستمکارتر از ى که چون آیات پروردگارش را به یاد او آرند، از آنها رویگردان شود، و آنچه را که پیشتر کرده است فراموش کند؛ ما (در نتیجه این کردارها) بر دلهاى ایشان پوششهایى نهاده‏ایم که نمى‏توانند فهمید، و در گوشهاشان سنگینى؛ و چون ایشان را به راه نجات بخوانى، هرگز پوینده آن نخواهند گشت*


حدیث‏


الإمام علی «ع»: المال مادّة الشّهوات.


على «ع»: مال مادّه (سرچشمه) هاست.


الإمام علی «ع»: کثرة المال یفسد القلوب و ینسی الذّنوب.


على «ع»: مال زیاد دلها را تباه مى‏کند و گناهان را از یاد مى‏برد.


الإمام الصّادق «ع»: فیما قال اللَّه عزّ و جلّ لموسى: یا موسى! لا ترکن إلى الدّنیا


 


ر الظّالمین ... و اعلم أنّ کلّ فتنة بدؤها حبّ الدّنیا؛ و لا تغبط أحدا بکثرة المال، فإنّ مع کثرة المال تکثر الذّنوب لواجب الحقوق.


صادق «ع»: از جمله سخنان خداوند به موسى این بود: «اى موسى! دل در دنیا مبند چنان که ستمگران بندند» ... و بدان که هر فتنه (و گرفتارى) از دوستى دنیا آغاز مى‏شود. و بر ى به فزونى مال غبطه مخور، که زیادى مال سبب افزایش گناهان است، به دلیل حقوق (بسیار) که (اداى آنها بر توانگر) واجب مى‏شود (و کمتر توانگرى آن حقوق را ادا مى‏کند).


* مراد از «دنیا» در احادیث، اغلب همان «مال» است، زیرا که مال مهمترین چیزى است که مردمان در دنیا مى‏خواهند، و بوسیله آن به چیزهاى دیگر دنیا دسترس پیدا مى‏کنند.


الإمام الصّادق «ع»- فیما رواه عن الإمام الباقر «ع»: أوحى اللَّه- تبارک و تعالى- إلى موسى «ع»: لا تفرح بکثرة المال ... فإنّ کثرة المال تنسی الذّنوب ...»


صادق «ع»- به روایت‏از ‏باقر «ع»: خداى متعال به موسى «ع» چنین وحى کرد: «از فزونى مال شادمان مباش ... چه زیادى مال سبب فراموش گناهان است ...»


ه- طمع و آزمندى‏


قرآن‏


1- وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً* ... ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ* به او مالى فزاینده دادم* ... باز طمع آن دارد که آن را افزونتر کنم*


حدیث‏


الإمام علی «ع»: أمّا بعد، فإنّ الدّنیا مشغلة عن غیرها، و لم یصب صاحبها منها شیئا إلّا فتحت له حرصا علیها، و لهجا بها ...


على «ع»: ... دنیا آدمى را از جز خود باز مى‏دارد، و چیزى از آن نصیب ى نمى‏شود مگر اینکه حرص او را بر آن افزایش دهد و بر آزمندى او بیفزاید ...


الإمام علی «ع»: لا یجمع المال إلّا الحریص. و الحریص شقیّ مذموم.


على «ع»: مال را ى جز حریص جمع نمى‏کند، و حریص بدبخت و نکوهیده است.


الإمام الصّادق «ع»: ما فتح اللَّه على عبد بابا من أمر الدّنیا، إلّا فتح اللَّه علیه من الحرص مثله.


صادق «ع»: خدا بر بنده‏اى درى از امر دنیا نمى‏گشاید، مگر اینکه درى از حرص و آز- همانند آن- بر او بگشاید.


الإمام الصّادق «ع»: کلّما نقص من القناعة زاد فی الرّغبة. و الطّمع و الرّغبة فی الدّنیا أصلان لکلّ شرّ، و صاحبهما لا ینجو من النّار إلّا أن یتوب.


صادق «ع»: هر چه از مقدار قناعت کاسته شود، بر مقدار میل و هوس افزوده خواهد شد. آزمندى و تمایل به دنیا ریشه هر شر است، و دارنده این صفات جز به توبه از آنها (و ترک آنها)، نمى‏تواند از آتش رهایى پیدا کند.


الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ببخل شدید، و أمل طویل، و حرص غالب، و قطیعة الرّحم، و إیثار الدّنیا على الآ ة.


رضا «ع»: مال جز با چند خصلت گرد نمى‏آید: با بخل شدید، و آرزوى دراز، و حرص چیره، و قطع رحم، و برگزیدن دنیا بر آ ت.


و- بخل، خسّت، شکم ‏پرستى‏


قرآن‏


1- وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏* وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‏* فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏*


... آن که بخل ورزد و به توانگرى نازد* و پاداش بهتر را (در جهان دیگر) دروغ شمارد* او را تسلیم سختى (عذاب دوزخ) خواهیم کرد (و راه افتادن در عذاب را به روى او خواهیم گشود)* 2- وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ، بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ، سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ ... انى که از بخشیدن نعمتهاى خداداد به دیگران بخل مى‏ورزند، گمان نکنند که بخل‏ورزیدن براى آنان بهتر است، بلکه براى ایشان بدتر است (زیرا) آنچه را از بخیلى نبخشیده‏اند، در روز قیامت، همچون طوقى به گرد گردن ایشان خواهند آویخت ...


3- وَ تَأْکُلُونَ ُّراثَ أَکْلًا لَمًّا* وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا* میراث (سهم خود و دیگران و یتیمان) را دربست مى‏خورید* و مال را بسیار دوست مى‏دارید*


حدیث‏


النّبیّ «ص»: إنّ صلاح أوّل هذه الأمّة با ّهد و الیقین، و هلاک آ ها بالشّحّ و الأمل.


«ص»: سامانیابى کار این امّت- در آغاز- به زهد و یقین است، و بیسامانى آن- در پایان- به آزمندى (خسّت) و آرزو دارى.


النّبیّ «ص»- فیما رواه ال الصّادق «ع»: منهومان لا یشبعان، منهوم دنیا و منهوم علم.


«ص»- به روایت صادق «ع»: دو گرسنه‏اند که هرگز سیر نمى‏شوند: گرسنه دنیا و گرسنه دانش.


الإمام على «ع»: لا یبقی المال إلّا البخیل.


على «ع»: جز بخیل ى مال را نگاه نمى‏دارد.


الإمام الصّادق «ع»: مثل الدّنیا کمثل ماء البحر، کلّما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتّى یقتله.


صادق «ع»: مثل دنیا (و مال و خواسته دنیا) همچون مثل آب دریاست، که هر چه تشنه از آن بخورد بر تشنگى او افزوده مى‏شود تا عاقبت او را بکشد.


الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ببخل شدید ...


رضا «ع»: مال جز با پنج خصلت فراهم نمى‏آید: بخل شدید ...


ز- چسبیدن به زندگى زمینى (برگزیدن زندگى نابودشدنى بر زندگى جاودانى)


قرآن‏


1- یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ‏* چنان مى‏پندارد که مال او، او را جاودانى خواهد کرد* 2- وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏* کوشکها (ى بلند) مى‏سازید تا شاید همیشه بمانید* 3- الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً، أُولئِکَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ* انى که زندگى دنیا را- به جاى آ ت- دوست مى‏دارند، و جلو راه خدا (و معرفت خدا و عمل به دین خدا) را مى‏گیرند، و به کجروى مى‏گرایند، این گونه ان گرفتار گمراهیى بس گرانند*


حدیث‏


النّبیّ «ص»: یبنون الدّور، و یشیدون القصور، و یز فون المساجد، لیست همّتهم إلّا الدّنیا، عاکفون علیها، معتمدون فیها، آلهتهم بطونهم؛ قال اللَّه تعالى: وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏*.


«ص»: خانه‏ها مى‏سازند و کاخها مى‏افرازند، و به نقش و نگار مساجد مى‏پردازند، جز به دنیا توجّه ندارند، و دلداده آنند و بر آن تکیه دارند؛ معبودهاى ایشان شکمهاى آنان است؛ خداى متعال فرموده است:


وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ‏*- کوشکها (ى بلند) مى‏سازید، تا شاید جاودانه بمانید*».


النّبیّ «ص»: فیما رواه الإمام الصّادق «ع»: أتى النّبیّ رجل فقال: ما لی لا أحبّ الموت؟ فقال له: أ لک مال؟ قال: نعم. قال: فقدّمته؟ قال: لا. قال:


فمن ثمّ لا تحبّ الموت!


«ص»- به روایت صادق «ع»: مردى نزد آمد و گفت:


چرا من مرگ را دوست نمى‏دارم؟ فرمود: مالى دارى؟ گفت:


آرى. فرمود (چیزى از) آن را از پیش فرستاده‏اى (انفاق کرده‏اى و براى آن جهان ذخیره ساخته‏اى)؟ گفت: نه. فرمود: به همین سبب است که مرگ را دوست نمى‏دارى.


الإمام علی «ع»: فإیّاک أن تغترّ بما ترى، من إخلاد أهلها إلیها، و تکالبهم‏


علیها ...


على «ع»: مبادا به دلیل آنچه مى‏بینى که مردمان سخت به دنیا چسبیده‏اند، و بر سر آن (مانند سگان) به ستیزه‏گرى با یک دیگر پرداخته‏اند، فریب خورى ...


الإمام الرّضا «ع»: لا یجتمع المال إلّا بخمس خصال: ... و إیثار الدّنیا على الآ ة.


رضا «ع»: مال جز به پنج خصلت گرد نمى‏شود: ... برگزیدن دنیا بر آ ت.


* از این بیان رضوى چنان مفهوم مى‏شود که مال اندوزى از مهمترین انگیزه‏هاى انتخاب دنیاى گذران به جاى آ ت جاودان و دل دادن به مادیّات پست و نابودشونده است؛ زیرا که مال چون از اندازه کفاف درگذرد، عنوان غایت و هدف پیدا مى‏کند، و خواهنده آن از دیگر هدفهاى متعالى زندگى انسانى غافل مى‏ماند، و خود را در راه به دست آوردن چیزى که آن را هدف مى‏شمارد به هلاکت مى‏اندازد؛ با اینکه مال و مال اندوزى هدف زندگى انسان نیست. پس مال و ثروت را اصل شمردن چیزى است که معنویّت و فضیلت را فرع قرار مى‏دهد و به دست فراموشى مى‏سپارد، و آدمى را به چسبیدن به چیزهاى نابودشونده و دورى گزیدن از آنچه ماندگار است مى‏کشاند.


ح- پرستش درهم و دینار (پول‏ پرستى)


قرآن


1- أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ، أَ فَلا تَعْقِلُونَ؟* (ابراهیم «ع» به نمرودیان گفت:) بیزارى باد بر شما و بر آنچه- جز خداى- مى‏پرستید، مگر عقل ندارید؟* 2- وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً ... جز خدا چیزى را مى‏پرستند که هیچ برهانى براى آن به «وحى» نیامده است ...


حدیث‏


النّبیّ «ص»: ملعون ملعون، من عبد الدّینار و الدّرهم.


«ص»: هر دینار و درهم (پول) را بپرستد، ملعون است، ملعون.


* شیخ صدوق گفته است: «این سخن «ص»: هر دینار و درهم را بپرستد به معنى ى است که زکات مال ندهد، و از مواسات با برادران (و دادن مقدارى از ثروت و امکانات خود به آنان) خوددارى کند، که در این صورت پرستش دینار و درهم (مال و ثروت) را به جاى پرستش آفریدگار خویش برگزیده است».


الإمام علی «ع»: من أحبّ الدّینار و الدّرهم فهو عبد الدّنیا.


على «ع»: هر دینار و درهم را دوست بدارد، بنده دنیاست.


الإمام علی «ع»: ... أماتت الدّنیا قلبه، و ولهت علیها نفسه، فهو عبد لها و لمن فی یده شی‏ء منها، حیثما ز زال إلیها، و حیثما أقبلت أقبل علیها.


على «ع»: ... (در باره انسان دنیا دوست): ... دنیا قلب او را میرانده، و جان وى شیفته دنیا گشته است، او بنده دنیاست و بنده هر که چیزى از دنیا در دست دارد؛ دنیا به هر سوى بگردد او نیز بگردد، و به هرجا روى آورد او نیز روى آورد.


الإمام علی «ع»: تعبّدوا للدّنیا أیّ تعبّد، و آثروها أیّ إیثار.


على «ع»: دنیا را پرستیدند، چه پرستیدنى؟! و آن را برگزیدند، چه برگزیدنى؟!


الإمام علی «ع»: فتاهوا فی حیرتها، و غرقوا فی نعمتها، و اتّخذوها ربّا، فلعبت بهم و لعبوا بها، و نسوا ما وراءها.


على «ع»: ... در دنیا دچار حیرت شدند، و در نعمت آن غرق گشتند، و آن را پروردگار خویش گرفتند، پس دنیا به بازى با ایشان پرداخت و


ایشان به بازى با دنیا پرداختند، و آنچه را پس از زندگى دنیا خواهد آمد فراموش د.


 


 







  الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏4، ص: 53




 





مشاهده متن کامل ...
کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر
درخواست حذف اطلاعات

,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی در ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی قم,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی خوب,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی ارومیه,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی کاشان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی فروشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی ع ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی رشت,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی آلمانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی ع ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی انگلیسی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصیل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصل المانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اهواز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی مسافتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی سفید,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی اهواز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی خارجی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی سرعتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی المانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی ایران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی شوشتر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی اردبیل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی هرمزگان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من اپارات,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من شاهرخ رویانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من بهادر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من از بهادر ییلاقی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||متن کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| آهنگ کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||متن اهنگ کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||آهنگ مازندرانی کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی در ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در مشهد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی شیراز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی کاشان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در شیراز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی پرشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه قورتان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه میبد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه قورتان اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه؛ اعجاز معماری ایرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه یزد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه در معماری ی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه در اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه ها در ایران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه گلپایگان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران خاوران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهرانپارس,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران قدیم,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتران پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودی و میدیدی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودی ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودیُ میدیدی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده ترول,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||اهنگ کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||ع کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| آهنگ کبوتر بچه کرده



مشاهده متن کامل ...
کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،ک
درخواست حذف اطلاعات

,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی در ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی قم,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی خوب,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی ارومیه,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی کاشان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی فروشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی ع ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی رشت,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی آلمانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی ع ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی انگلیسی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصیل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اصل المانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی اهواز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی مسافتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پلاکی سفید,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی اهواز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی خارجی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی سرعتی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی المانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی ایران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی شوشتر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی اردبیل,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر مسافتی هرمزگان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من اپارات,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من شاهرخ رویانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من بهادر,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر دبیرستانی من از بهادر ییلاقی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||متن کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| آهنگ کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||متن اهنگ کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||آهنگ مازندرانی کبوتر دبیرستانی من,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی در ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر صحرایی ج ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در مشهد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی شیراز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی کاشان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی در شیراز,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر فروشی پرشی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه قورتان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه میبد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه قورتان اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه؛ اعجاز معماری ایرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه یزد,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه در معماری ی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه در اصفهان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه ها در ایران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوترخانه گلپایگان,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران خاوران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهرانپارس,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر پرشی تهران قدیم,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتران پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهران,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کفتر پرشی تهرانی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودی و میدیدی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودی ,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش بودیُ میدیدی,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده ترول,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||کبوتر بچه کرده کاش,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||اهنگ کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)||ع کبوتر بچه کرده,||کبوتر مشهد pigeon p o gallery - کبوتر هومر(کله اسبی)و اژدها(با نژادی خوب) - کبوتر مشهد،کبوتر تهران،کبوتر ایران،کبوتر آلمانی،کبوتر پا تانی،کبوتر بغدادی،کبوتر هومر وکبوتران دنیا. ... فروش کبوتر(آقا شایان) · کبوتران علی(آقا علی)|| آهنگ کبوتر بچه کرده



مشاهده متن کامل ...
35 جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا را دیده اید؟
درخواست حذف اطلاعات
جهان ما جاده های زیادی دارد که می توان در آنها سفر کرد اما ۳۵ جاده در میان آنها شاید شگفت انگیزتر از بقیه باشند. جاده هایی که زیبایی، ساختمان و طبیعت آنها تجربه یکتایی از سفر و رانندگی را به انسان ارایه می دهند.
یک پزشک: چیزهای بسیار کمی در دنیا هستند که می توانند لذتی بیش از رانندگی در جاده های شگفت انگیز را برای انسان به ارمغان بیاورند. جهان ما جاده های زیادی دارد که می توان در آنها سفر کرد اما ۳۵ جاده در میان آنها شاید شگفت انگیزتر از بقیه باشند. جاده هایی که زیبایی، ساختمان و طبیعت آنها تجربه یکتایی از سفر و رانندگی را به انسان ارایه می دهند.

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

در ادامه با این جاده ها آشنا می شویم.

۱- جاده rohtang، هند

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

ریزش کوه در مسیر rohtang بسیار شایع است، لذا باید در زمانی که محو تماشای یخچال های طبیعی، کوه های مه گرفته و رودخانه ها هستید احتیاط در رانندگی را همواره در نظر داشته باشید.


۲- chapman’s peak drive ، آفریقای جنوبی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

چشم اندازهای این جاده زیبا به دریا احساس سفر در لبه کوه ها را برای شما تداعی خواهد کرد. این مسیر ۵ مایلی که دارای ۱۱۴ پیچ است، توجه ویژه ای هنگام رانندگی می طلبد.

۳- ruta، آرژانتین

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این جاده ۳۰۰۰ مایلی از ۲۰ پارک ملی و ۱۸ رودخانه عبور می کند که می تواند برای شما خاطره یک سفر هیجان انگیز و مناظری خیره کننده را در ذهن ثبت کند. انی که به دنبال تغییر و تحول هستند حتما باید در این جاده رانندگی کنند.


۴- state route 1، کالیفرنیا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

رانندگی در طول ساحل شرقی اقیانوس آرام و حس تجسم زیبایی های ساحل غربی و مناظری خیره کننده از اقیانوس و دره ها ارمغان این جاده به شماست.


۵- جاده a82، اسکاتلند

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

اگر قصد سفر به اسکاتلند را دارید، نمی توانید جاده ای بهتر از a82 را برای دیدن زیبایی های طبیعت این کشور پیدا کنید.


۶- بزرگراه hana، هاوایی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

جاده های زیاد در هاوایی هستند که زیبایی های شگفت آوری دارند اما بزرگراه هانا با ترکیب جنگلهای بارانی، اقیانوس و آبشار ها قاب ع ی زنده و جادویی را در چشمان شما رسم می کند.


۷- باغراه blue ridge، کارولینای شمالی، ویرجینیا، ایالات متحده

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

اکر می خواهید نمایی از ارتفاعات آپالاچین را به همراه طبیعت رنگارنگ آن ببینید، حتما باید در این مسیر رانندگی کنید. این مسیر از کالروینای شمالی تا ویرجینیا امتداد دارد و تصویری در ذهن شما ایجاد می کند که هیچ گاه فراموش نخواهید کرد.


۸- جاده atlantic، نروژ

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

می توان گفت که کل زیبایی های نروژ در این جاده خلاصه شده است، جایی که می توانید در آن وال هایی که در اقیانوس آتلانتیک شنا می کنند را ببینید و ص ه ها را نیز در دور دست تماشا کنید.


۹- جاده valley of fire، نوادا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

اگر به رنگ قرمرعلاقه دارید، این جاده حتما شما را علاقه مند خواهد کرد. ص ه های زیبای قرمز رنگ اینجا زیاد دیده می شوند، تا جایی که زیر نور آفتاب آنها را به آتش تشبیه کرده اند.


۱۰- جاده milford، نیوزلند

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این جاده گلچینی از تمام زیبایی های نیوزلند را پیش چشمان شما قرار خواهد داد.


۱۱- جاده north yungas، بولیوی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

با وجود اینکه مه رقیقی که در اطراف این جاده وجود دارد شاید مانع از این شود که بتوانید به درستی زیبایی های طبیعت سرسبزی که اطراف این جاده را فراگرفته است را ببینید اما تلفیق این زیبایی و ترسناک بودن مسیر می تواند تجربه جدیدی را برای شما فراهم کند


۱۲- بزرگراه overseas، فلوریدا ایالات متحده

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

برای رفتن از سرزمین اصلی به مرکز تعطیلات فلوریدا حتما باید از این پل عبور کنید. تجربه رانندگی روی اقیانوس که تا چند مایل ادامه پیدا می کند. رانندگی در زمان غروب آفتاب در این مسیر بسیار لذت بخش خواهد بود.


۱۳- scenic byway 163، آریزونا، ایالات متحده

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

اگر از جاده valley of fire خوشتان آمده حتما تجربه رانندگی در این جاده نیز برای شما لذت بخش خواهد بود، این جاده ۴۵ مایلی مدوام بین ارتفاعات و صحراهای قرمز رنگ به راه خود ادامه می دهد.


۱۴- جاده jebel hafeet mountain، ابوذبی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

تماشای غروب آفتای از کوههای jebel hafeet بسیار دیدنی است حال اگر لذت رانندگی را نیز به آن اضافه کنید می توانید خاطره ای دلنشین را در ذهن خود ثبت کنید.


۱۵- trollstigen، نروژ

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

چشم اندازی از آبشار زیبای stigfossen به ارتفاع ۱۰۵۰ فوت هدیه رانندگانی است که خطر می کنند تا از مناظر نفس گیر این جاده بهره مند شوند.


۱۶- جاده oberalp، سویس

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

در ارتفاع ۶۷۰۶ پایی از سطح دریا بارش های فصلی در این جاده به حدی است که این جاده تنها در فصل تابستان برای تردد باز است.


۱۷- جاده great ocean، استرالیا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

جنگل های بارانی، نمایی زیبا از اقیانوس و پارک های ملی جاده great ocean را به یکی از خوش منظره ترین جاده های دنیا تبدیل کرده است.


۱۸- col de l’iseran، فرانسه

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این جاده که در واقع مرتفع ترین جاده کوه های آلپ نیز هست در تابستان برای دوچرخه سواری و رانندگی بسیار مناسب است.


۱۹- بزرگراه karakoram

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

به عنوان اتصال دهنده پا تان و چین این بزرگراه نقشی کلیدی دارد اما در عین حال این بزرگراه دارای مناظری بسیار زیبا و جالب توجه است.


۲۰- interstate 70، ایالات متحده

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

بسیاری از رانندگان به دنبال کشف مناظری خاص و فوق العاده به این جاده می روند.


۲۱- cabot trail، کانادا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

قله های سرسبز، اقیانوس آبی و مناظری دیدنی باعث می شود که بسیاری از انی که از طریق این جاده سفر می کنند بارها در میانه راه برای دیدن مناظر آن توقف کنند.


۲۲- furka، سوئیس

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این راه در رشته کوه های آلپ سوئیس است و مسیری پر برف و در عین حال دارای چشم انداز های سر سبز است.


۲۳- جاده white rim، ایالات متحده

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این جاده به طول ۱۰۰ مایل برای رانندگان ماجراجو و دوچرخه سواران کوهستان مناسب است.

۲۴- جاده تانی tianmen، چین

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این جاده ۱۱ کیلومتری می تواند شما را با بالای کوهای پارک ملی تیانمن ببرد.


۲۵-مسیر stelvio، ایتالیا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

برنامه تخت گاز، این جاده را به عنوان جذاب ترین جاده رانندگی در دنیا معرفی کرده است.


۲۶- col de turini، فرانسه

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

درست مثل جاده furka در سوئیس که در کوه های آلپ قرار دارد این جاده نیز از کوههای اعجاب انگیز فرانسه عبور می کند.


۲۷- بزرگراه denali، آلاسکا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

آلاسکا یکی از زیباترین ای های ایالات متحده ست. با رانندگی در این مسیر به درستی این ادعا پی خواهید برد.


۲۸- sani، آفریقای جنوبی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

برای رانندگی در این مسیر حتما به یک خودرو آف رود نیاز دارید. می توانید در طول رانندگی از مناظر اعجاب انگیز آن استفاده کنید.


۲۹- جاده going-to-the-sun، مونتانا

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

زیبایی این جاده با نام آن ی ان است. این جاده از پارک ملی glacier عبور می کند جایی که می توانید در آن دریاچه های یخ زده را ببینید.این جاده ای است که نباید آن را از دست بدهید.


۳۰- مسیر ۵۵۰، کلرادو

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

چشم انداز هیجان انگیز از جنگل ها و کوهای کلرادو یک رانندگی فوق العاده را به شما پیشنهاد می کند.


۳۱- transfăgărășan، رومانی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این مسیر هم جز مرتفع ترین راه ها در جهان است.


۳۲-کمربندی the hawaii ، هاوایی

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

منظور از کمربندی هاوایی راههای شماره ۱۱، ۱۹ و ۱۹۰ هستند که به دور جزیزه کشیده شده اند. با رانندگی در دور جزیره می توانید کوههای اتشفشانی، سواحل دریا، جنگل های بارانی و کوههای سرسبز را به نظاره بشینید.


۳۳- بزرگراههای finger lakes، نیویورک

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

این بخش از نیویورک مرکزی منظره ای از مزارع سنتی، و روستاهای کوچک زیبا را به شما هدیه می دهد.


۳۴- iroha-zaka، ژاپن

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا

به عنوان اتصال دهنده بین nikko و oku-nikko این جاده پیچ در پیچ مناظری نفس گیر از طبیعت رنگارنگ ژاپن را پیش روی چشمان شما قرار می دهد.


۳۵- باغراه palisades، نیو ی

نیو ی به سبب شهر هایی که دارد چندان جای معروفی نیست. اما این باغراه با ارایه نما های جذ از رودخانه hudson نظر شما را در خصوص آن تغییر می دهد.

۳۵ جاده شگفت انگیز و زیبای دنیا


مشاهده متن کامل ...
و مقتضیات زمان جلد1 قسمت ششم
درخواست حذف اطلاعات

جلسه دوازدهم : مقتضیات زمان (1)
مقتضیات زمان (1)
انزل من السماء ماء فس اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا ر ا.(50)
بحثهائى که در این چند شب کردیم مربوط به تاریخ فکرى مسلمین بود. عرض کردیم یک جریانهاى فکرى در دنیاى پیش آمده است که باید نامشان را افراط یا جه گذاشت ، جریانهائى که یک نوع افراطکارى ها و دخل و تصرف هاى بیجا در امور دینى بوده است . مثالهایى براى این موضوع عرض کردیم و عرض شد که متقابلا جریانهاى فکرى دیگرى در دنیاى پیش آمده است که تفریط و کندروى و جمود بوده است . براى این هم مثالهائى عرض کردیم ولى همه مربوط به گذشته بود و این بحثهاى راجع به گذشته مقدمه اى بود براى اینکه وظیفه خودمان را در زمان حاضر به دست آوریم . و یادمان نرود که اصل این بحث مساله انطباق با مقتضیات زمان بود و چون در این مساله ، دو نحو و دو گونه مى توان فکر کرد، یکى افراط و تندروى و جه ، و دیگر جمود و تقشر، مسلمان باید به تعلیم قرآن معتقد باشد و جریان معتدلى را طى کند. ما امروز باید وظیفه خودمان را در میان جمودها و جه ها به دست آوریم . یعنى از جهت اینکه مسلمان هستیم ، از نظر مقتضیات زمان ، نه باید جاهل و مفرط و تندرو باشیم و نه باید جامد و متقشر باشیم . حالا وقت آنست که ما یک مقیاسى به دست بدهیم اینطور که فائده اى ندارد، به طور کلى مطلب را گفتیم که نه باید مفرط بود و نه مفرط، نه باید تندرو بود و نه کندرو، باید معتدل بود. اصلا مقیاس چیست ؟ ما با چه مقیاسى باید بفهمیم که آیا از طبقه معتدل و امت وسط هستیم که قرآن گفته است یا از آن طبقه انحرافى جاهل (یا جامد)؟
معناى مقتضیات زمان چیست ؟ اول لغت را معنى مى کنیم . معناى این لغت اینست که زمان که دائما در حال گذشتن و آمدن است ، در هر قطعه اى یک اقتضائى دارد، در هر لحظه اى ، در هر وقتى و در هر قرنى ، در هر چند سالى یک تقاضائى دارد. به عبارت دیگر (به جاى کلمه اقتضا اگر کلمه تقاضا بگذاریم بهتر فهمیده مى شود): زمان تقاضاهاى مختلف دارد یعنى الان که ما در نیمه دوم قرن چهاردهم هجرى و نیمه دوم قرن بیستم میلادى هستیم ، این نیمه دوم این قرن تقاضائى دارد که در نیمه اول نبود، در قرن پیش هم نبود. معناى اینکه تقاضا دارد چیست ؟ یک وقت هست ما تقاضاى قرن را اینجور تفسیر مى کنیم که در این قرن یک چیزهائى آمده است (اصلا تقاضا یعنى به وجود آمدن ) پس این قرن اینجور تقاضا دارد هر چه که در یک زمان به وجود آمد، همین به وجود آمدن معنایش تقاضا است . تبعیت از مقتضاى زمان و از تقاضاى زمان یعنى در این زمان یک پدیده هائى پیدا شده است و چون این پدیده ها پیدا شده است ، پس این قرن تقاضا دارد، بنابراین باید خود را با این تقاضا یعنى با پدیده هائى که در زمان پیدا شده تطبیق داد، آنها را پذیرفت این یک جور تفسیر است . حالا عرض مى کنم که این حرف یعنى چه ؟
یک تفسیر دیگر براى تقاضاى زمان یا اقتضاى زمان ، تقاضاى مردم زمان است یعنى پسند مردم ، ذوق و سلیقه مردم ، به این معنى که ذوق و سلیقه و پسند مردم در زمانهاى مختلف اختلاف پیدا مى کند. (در این بحثى نیست .) هر زمانى یک ذوق و یک پسند حکمفرماست . مثلا در مدهاى کفش و لباس مى بینید در هر زمانى یکجور کفش میان مردم مد است ، یک نوع دوخت لباس مد است یعنى مردم آنطور مى پسندند. یک نوع پارچه مد مى شود، پسندهاى مردم عوض مى شود. معناى اینکه انسان باید با مقتضاى زمان هماهنگى د، اینست که ببیند پسند اکثریت مردم چیست ، ذوق عمومى چیست و از پسند عموم پیروى د. این همان جمله اى است که از قدیم گفته اند: (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو)اکثریت هر رنگ را پذیرفتند، تو هم از جماع پیروى کن همان رنگ را بپذیر.
اگر معناى مقتضاى زمان هر یک از این دو تفسیر باشد، غلط است که انسان تابع مقتضاى زمانش باشد. اگر معناى اول باشد، یعنى در هر زمانى هر چه که پیدا شد چون پدیده قرن است ، باید تابع آن باشیم اینجا سوالى پیش مى آید: آیا هر چه در قرن جدید پیش مى آید خوب است و در جهت صلاح و سعادت بشریت است ؟ یعنى آیا بشریت اینجور ساخته شده که هر چیز نوى که پیدا مى شود، آن چیز حتما در جهت صلاح و پیشرفت اوست ؟ آیا جامعه انحراف پیدا نمى کند و امکان ندارد یک چیز تازه در قرن پدید بیاید که انحراف و در جهت سقوط باشد بلکه امکان دارد، پدیده هاى هر زمانى ممکن است در جهت صلاح بشریت باشد و ممکن است در جهت فساد باشد. دلیلش اینست که ما مصلح داریم ، به قول اینها مرتجع داریم . مصلح علیه زمان قیام مى کند، مرتجع هم علیه زمان قیام مى کند با این تفاوت که مرتجع به ى مى گویند که علیه پیشرفت زمان قیام مى کند و مصلح به ى مى گویند که علیه فساد و انحراف زمان قیام مى کند. هر دو علیه زمان خودشان قیام مى کنند. ما سید جمال الدین اسد آبادى را مصلح مى شماریم و همه دنیا او را مصلح مى شمارند. او علیه اوضاع زمان خودش قیام کرده بود یعنى با آنچه که در زمان خودش وجود داشت هماهنگى نمى کرد. پس چرا به او مصلح مى گوئیم ؟ براى اینکه این اصل را قبول نکرده ایم که هر چه که در زمان باشد خوب است ، هر چه که اکثریت بر آن باشند خوب است . مى گوئیم در زمان او یک سلسله مفاسد و انحرافات وجود داشت که او علیه آنها قیام کرد. در مقابل ، هر که امروز تاریخ مثلا فلان اخبارى را که آن شب اسم بردم بخواند، مى گوید او یک مرتجع است یعنى علیه پیشرفت و ترقیات زمان خودش قیام کرده است .
پس به همین دلیل که ما مى توانیم در هر زمان مصلح و مرتجع داشته باشیم پدیده هاى زمان دو ح مى توانند داشته باشند. یک ح ، ح پیشرفتگى ، و ح دیگر، ح انحطاط. پس این مطلب درست نیست که (باید با زمان هماهنگى کرد)یعنى باید با پدیده هاى زمان هماهنگى کرد، و فلسفه و سرش را هم در شبهاى اول عرض که خداوند، خلقت انسان را با خلقت حیوانات از این نظر متفاوت کرده است که انسان را یک موجود مختار و مبتکر و آزاد آفریده است . حیوانات آنچه که باید داشته باشند خلقت به شکل غریزه به آنها داده است ، یک ذره ابتکار ندارند، آزادى عمل ندارند، در کار خودشان مختار نیستند و لهذا از آنچه که دست خلقت به آنها داده است ، نه مى توانند به عقب بروند و نه مى توانند به جلو بروند، آنچه که دارند از همان روز اول خلقت داشته اند و تا آ هم دارند. تاریخ مى گوید از زمانى که بشر زنبور عسل را شناخته است ، همین نظامات و تشکیلاتى را که امروز دارد داشته است . زمانى که بشر از لحاظ تمدن خیلى عقب بوده است او همینجور بوده است و امروز هم که بشر هزاران دوره را طى کرده است ، باز هم همانجور است . او جلو نرفته است عقب هم نمى رود، به راست منحرف نمى شود، به چپ هم انحراف پیدا نمى کند، ولى بشر، مختار و آزاد و داراى قوه ابتکار آفریده شده است . آیه قرآن مى گوید: (انى جاعل فى الارض خلیفه (51)اسم بشر را خلیفه الله گذاشته است . به چه مناسبت بشر خلیفه الله است نه زنبور عسل و نه حیوانات دیگر؟ یکى از جهاتش اینست که خدا به بشر بیشتر قدرت خلاقیت و ابتکار داده است یعنى قدرت داده است که نقشى را که در دنیا وجود ندارد بیافریند. زندگى این موجود را از صفر شروع کرده است . آنوقت ببینید بشر چه چیزهائى را به وجود مى آورد، خلق مى کند (البته به اذن پروردگار) ابداع مى کند. بشر به حکم اینکه خلیفه الله است ، باید تمدن خودش را با نقشه و طرح و ابداع خودش بسازد. شما همین مدلها و سیستمهاى اتومبیلها را ببینید، مى بینید هر سال نقش تازه اى مى آفرینند. این همان قدرت خلاقیت بشر است . و بشر به همین دلیل که مى تواند جلو برود، یعنى این آزادى عمل به او داده شده و مختار آفریده شده است ، مى تواند به عقب برگردد. اینجور نیست که راه عقب را به روى بشر بسته باشند. المؤ منین فرمود: (الیمین والشمال مضله و الطریق الوسطى هى الجاده)(52)راست روى و چپ روى گمراه کننده است ، راه راست راه مستقیم است .
پس بشر همانطور که امکان پیشروى دارد، امکان عقب روى هم دارد بنابراین امکان انحراف در بشر هست . پس نمى شود قبول کرد که روى هر چه که در زمان پدید آمده و پدیده قرن است و جدید نامیده شده ، اسم تجدد گذاشته شود و گفت خوب است . لذا به این معنى تقاضاى زمان را پیروى غلط است . باید هشیار بود و روى آن پدیده حساب کرد و با مقیاسهاى دیگرى که عرض مى کنم آن را سنجید و دید اگر خوب است آن را گرفت و اگر بد است آن را طرد کرد. به همین دلیل مقتضاى زمان به معناى مد و پسند مردم را نمى شود تصدیق کرد یعنى ما نباید همیشه نگاه ببینیم ذوق اکثریت مردم زمان چیست همانطور که راجع به مد در رو مه ها مى خوانید که پدیده قرن است . پدیده قرن یعنى چه ؟! هم پدیده این قرن است ، در سابق نبود. بر اثر پیشرفت علم شیمى مى سازند. اگر شما دیدید مى خواهند چیزى را به عنوان پدیده قرن بر شما تحمیل کنند، قبول نکنید شما ببینید این مد بالاى زانو پدیده قرن است . پدیده قرن یعنى چه ؟! در مورد پسند مى گویند مردم دنیا امروز اینچنین مى خواهند، دنیاى امروز این را نمى پسندد، آن را مى پسندد. یعنى چه ؟! مطلق پسند که دلیل نمى شود. تا این صحبت به میان مى آید که دست را باید برید یا نه مى گویند آقا این دیگر چه حرفى است که شما مى زنید؟! دنیاى امروز این حرفها را نمى پسندد! ى ، جرمى است که در اجتماع واقع مى شود. سؤ ال مى کنیم آیا جلوى این جرم را باید گرفت یا نباید گرفت . همه مى گویند باید گرفت ، ما هم قبول داریم . ما مى گوئیم براى یک همچو مجازاتى وضع کرده است و در عمل هم نشان داده که آنوقت که این مجازات عملى بشود ى هم ریشه کن مى شود. حاجیهاى 50 سال پیش اطلاع دارند که در صحراى عربستان اصلا آدم را مى خوردند قافله هاى 500 نفرى را مى یدند. فقط چهار تا دست ب د، ببینید در آن صحراى وسیع چه امنیتى برقرار کرده اند. حالا شما مى گوئید دنیاى امروز نمى پسندد. مى گوئیم آیا دنیاى امروز فرمولى بهتر از این آورده است که این را نمى پسندد؟ اگر آورده است و بهتر از این نتیجه داده است ، ما هم قبول مى کنیم .
در اینجا سخنى مى گویند که ما هم آن را قبول داریم ، مى گویند باید را اول تربیت کرد. مگر ما مى گوئیم نباید تربیت کرد؟! صحبت در این است که با آن شخص که تربیت هم در او مفید واقع نشده و باز هم ى کرده است چه باید کرد؟ آیا تعلیم و تربیت قادر شده است که به کلى جلوى جرم و جنایت را در دنیا بگیرد؟ اگر گرفته بود که مى بایست مجازات در دنیا به کلى لغو بشود، پس چرا نشده است ؟ این ، دلیل آنست که تعلیم و تربیت به تنهائى قادر نیست جلوى جرم و جنایت را بگیرد. یک گزارش رسمى از آلمان غربى پارسال منتشر د که در ظرف یک سال هشتاد و اند بار مسلحانه فقط به بانک حمله شده است . در ببینید کار گانگستربازى به کجا کشیده است که برایش مدرسه باز مى کنند. یعنى براى اینکه خودشان فنون ى را یاد بگیرند مدرسه باز مى کنند دنیاى امروزى براى جلوگیرى از ى چه نقشى را بازى کرده است ؟ فقط مى گویند دنیاى امروز نمى پسندد.
یادم افتاد آن داستانى که مى گوید شخصى مریض بود. هر مى گفت فلان طبیب براى این شخص خوب است در این اثنا یکى از حاضرین گفت من طبیبى را سراغ دارم که از تمام اطبائى که در عمرم دیده ام بهتر است . گفتند چطور؟ گفت یک وقتى شخصى مدتها بود به مرضى مبتلا بود. تمام اطباء درجه اول آمدند کمیسیون تشکیل دادند، نسخه ها دادند، نسخه ها را عوض د و مریض خوب نشد. البته گاهى پیشروى بسیار مختصرى پیدا مى کرد. شخصى فلان را معرفى کرد. رفتند او را آوردند همینکه او آمد با یک شهامت بى نظیر اول حرفى که زد این بود که تمام اطباء نفهمیده اند، همه اشتباه کرده اند و مز ف گفته اند، معطل نکرد، گفت فورا مریض را به یک بیمارستان ببرید، باید روى او عمل جراحى بشود. با یک جراءتى فورا او را به مریضخانه برد و خوابانید. اصلا یک ساعت طول نکشید که شکم این مریض را باز کرد و جراحى کرد. در همین جا دیگر سکوت کرد پس از چند لحظه اى یکى از اهل مجلس پرسید خوب حالا حال مریض چطور شد؟ گفت هیچى ، مریض مرد. گفتند پس تمام این حرفها و این تعریفها براى اینست که آن مریض مرد؟! معلوم شد این شخص بیچاره آنچنان تحت تاءثیر آن طبیب واقع شده است و آنچنان در نشئه فرو رفته که به نتیجه کارش فکر نمى کند، دائما مى گوید آنها آمدند و نسخه دادند و رفتند ولى این آمد با قاطعیت تمام کار کرد و رفت . دنیاى امروز نمى پسندد دست را ببرند. پس چه کرده است ؟!
غرض این جهت است که یکى از چیزهائى که یک مسلمان نباید تحت تاءثیر آن قرار بگیرد موضوع پسند است . على (ع ) فرمود: (لاتستوحشوا فى طریق الهدى لقلة اهله )(53)هرگز اگر راه حق را پیدا کردید، از اینکه در اقلیت هستید وحشت نکنید یعنى شخصیت داشته باشید. اکثر، همین بى شخصیتى ، پدر افراد بشر را درآورده است . همینکه ملتى خودشان را در اقلیت دیدند و دیدند اکثریت یک پسندى دارند، کارى را انجام مى دهند. به خودش جراءت نمى دهد که ممکن است اکثریت اشتباه کرده باشد و اقلیت اشتباه نکرده باشد. باز قصه دیگرى یادم آمد: یادم هست در جلسه اى به مناسبتى این بحث شد که عالم بزرگى در یک محاسبه ، به حساب ابجد پرداخته است . من آنجا انتقاد که هرگز دنبال این حرفها نروید اینکه مى گویند (انا من المجرمون منتقمون )به حساب ابجد ابوبکر و عثمان در مى آید، یا مثلا اسم فلان شهر با اسم حسن به حروف ابجد یکى در مى آید پس حسن باید در آن شهر باشد، اینها یک چیزهائى است که پایه ندارد یک نفر که آنجا نشسته بود و بسیار شریف بود گفت نه آقا. گفتم آقا همینجور است . گفت نه آقا، چون من یک قضیه اى دارم : در فلان سال در فلان شهر بودیم . در آنجا بزرگانى از علما بودند، اسم برد. یک ى آمد حساب کرد راجع به ظهور حضرت حجت . آیه : (ان الارض یرتها عبادى الصالحون )(54)منطبق مى شد با سال 1361. چون دیدم او در مجلسى بوده است که در آن بزرگانى بوده اند و...(55).
یک تفسیر دیگر نیز براى مقتضیات زمان مى شود و آن اینکه تقاضاى زمان به معناى اینست که احتیاجات واقعى در [ طول ] زمان تغییر مى کند، آنوقت احتیاجى که بشر در هر زمان دارد یک نوع تقاضا مى کند.
مى دانید که محور فعالیت بشر احتیاج است . یعنى خدا انسان را در این دنیا آفریده است با یک سلسله احتیاجات واقعى : بشر به خوراک احتیاج دارد، به پوشاک احتیاج دارد، به مسکن کشاورزى ، خیاطى ، تجمل ، حمل و نقل ، مسافرت ، علم آموختن ، وسائل فنى و... احتیاج دارد. احتیاج هم شوخى بردار نیست یعنى عملا انسان اجبار دارد که به دنبال احتیاجات برود، از احتیاجات پیروى د، اگر نکند زمان حدش مى زند. در اینجور موارد است که اگر ى بخواهد نام جبر زمان را ببرد برده است . یک سلسله از احتیاجات بشر است که ثابت و لایتغیر است . بشر باید به روح خودش نظام بدهد دستورالعمل اخلاقى بدهد و اینها در همه زمانها یکجور است . بشر باید به اجتماع خودش نظمى بدهد، آن نظام کلى در تمام زمانها یکى است . بشر به رابطه اى که با خداى خودش دارد باید نظمى بدهد و این ، در تمام زمانها یکجور است . همچنین است در مورد بعضى ارتباطاتى که بشر با مخلوقات دیگر نظیر زمین ، درخت و حیوانات دارد. انسان بر گیاههاى دنیا چه حقى دارد؟ گیاهها بر انسان چه حقى دارند؟ اینها احتیاجات ثابت و لایتغیراست .
ولى انسان براى تاءمین همین احتیاجات ، به یک سلسله ابزار و وسائل نیاز دارد. وسائل در هر عصر و زمانى فرق مى کند چون وسائل در ابتکار خود بشر است . دین به وسیله (البته مشروع ) کارى ندارد. دین هدف را معین مى کند و راه رسیدن به هدف را، اما تعیین وسیله تاءمین احتیاجات در قلمرو عقل است . عقل کار خودش را به تدریج تکمیل مى کند و هر روز وسیله بهترى انتخاب مى کند و بشر به حکم قانون اتم و اکمل (به قول علامه طباطبائى ) مى خواهد از هر راه که ساده تر و کم ج تر باشد به هدف خودش برسد. در جایى که احتیاج انسان به وسیله عوض مى شود یعنى وسیله اى که امروز مورد احتیاج است فردا که تکمیل شد دیگر مورد احتیاج واقع نمى شود، باید تقاضاى زمان تغییر کند. اینجور چیزها واقعا تقاضاى زمان است . این تقاضا است که صرف پدیده و پسند زمان نیست ، احتیاج واقعى حکم مى کند. هیچ احتیاج واقعى اى نیست که جلو آن را گرفته باشد جلوى هوس را گرفته است . در وقتى که تراکتور پیدا شده اگر ى بگوید من با آهن شخم مى زنم ، این ، محکوم است ، ولى اگر مد بالاى زانو بیاید باید از آن جلوگیرى کرد. این هاى مهیج و خانمان برانداز را نمى شود به عنوان پدیده قبول کرد. اگر وسیله اى پیدا شود، آن وسیله را مى توان براى هدفهاى مشروع و نامشروع استخدام کرد، وسیله که بیچاره زبان ندارد، مانند بلندگو که کارش اینست که صورت را قوى مى کند. آن بیچاره مى گوید اگر ذکر خدا را بگوئى من قویتر مى کنم ، اگر کفر هم بگوئى من قویتر مى کنم . رادیو فى حد ذاته ابزارى است که هر چه در پشت آن دستگاه گفته شود با برد زیادى تحویل مى دهد اما زبان بسته هیچ مى گوید که اینجا فلان تصنیف را بخوانید یا آیه قرآن را بخوانید؟ تلویزیون هم از همین قبیل است .
اگر ى در مورد وسائلى که انسان را به هدفهاى صحیحش نزدیک مى کند بگوید نه ، من نمى خواهم از این وسائل استفاده م و آنوقت ى که دنبال هدفهاى نامشروع مى رود از همین وسائل استفاده مى کند، و این که دنبال هدفهاى مشروع مى رود از این وسائل استفاده نکند، چنین شخصى محکوم به ش ت است . مثل اینکه شما بگوئید من مسلمانم و مى خواهم هدف ى را تعقیب م ، مى خواهم جهاد م و واقعا هم قصد شما لله است . دیگرى در راه مى خواهد بجنگد، در راه ما دیگرى و فساد مى جنگد، اما او از وسائلى که امروز پیدا شده است مثل توپ و تفنگ و خم استفاده مى کند و شما مى گوئید نه ، من به وسیله کار ندارم ، من مى خواهم با کارد و شمشیر بجنگم . قطعا شما محکوم هستید، هدف شما محکوم است . شما هدف خود را با دست خودتان محکوم کرده اید.
این است معناى تقاضا و اقتضاى زمان تقاضاى زمان را با پسند مردم و پدیده قرن اشتباه نکنید. حاجتهاى اولى بشر ثابت است . حاجتهاى ثانوى یعنى حاجتهائى که انسان را به حاجتهاى اولى مى رساند، متغیر است . این حاجت زمان مى گوید من تغییر کرده ام و اگر جنابعالى بخواهید خشکى به ج بدهید محکوم به ش ت هستید، و نتیجه اش این مى شود که فلان آهنگ را او مى تواند با وسیله قوى به گوش 23 میلیون (56)جمعیت برساند و شما هم که به عمرت رادیو گوش نمى کنى ، یک وقت در خانه مى بینى بچه سه ساله ات تصنیف رادیو مى خواند ولى حرف حساب ترا ى نمى شنود. آنوقت تو در هدفت ش ت مى خورى .
آن عالم بیچاره که براى اولین بار صنعت ضبط صوت را اختراع کرد چیزى که به گمانش خطور نمى کرد این بود که در آن تصنیف بخوانند و اخلاق مردم را فاسد کنند. او اختراع کرد که بدینوسیله خطابه ها و کنفرانسها را ضبط ند و به دنیا برسانند ولى این گناه ضبط صوت نیست ، گناه مردمى است که هدف صحیح دارند و از وسیله نیرومند و قوى استفاده نمى کنند. فى حد ذاته گناه ندارد. وقتى که صنعت در دنیا مى آید، مردم هشیار و بیدار نیستند که از آن در راه هدفهاى فاسد، هدفهائى که از اب کننده تر است ، مخدرتر است استفاده نشود. حالا اگر مى توانند، جلوى آن را بگیرند، چه از این بهتر؟! لااقل جلوى او را که نمى توانى بگیرى با او رقابت ! نمى کند تا اینکه عده اى مى آیند خانه خدا را در جائى به ما نمایش مى دهند که تا حالا آن هاى دیگر را نمایش مى دادند.
این عیب هست و این عیب تقصیر آنهائى است که قبلا این فکر را ن د که باید وارد زندگى مشروع مردم بشود، باید وارد زندگى دینى و مذهبى مردم بشود. قبل از اینکه این هاى منحط را در این جور جاها نمایش بدهند، شما یک جاهائى ، دار بلیغ هائى براى نمایش دادن هاى خوب تهیه ید و با آنها مبارزه ید. اگر جلویش را گرفتند که چه بهتر! تازه ، خوب مگر منحصر به حجاج است ؟ شما مى توانید هاى جالب و خوب تهیه ید که لااقل نیمى از جوانها را به این طرف بکشید. اصلا ى بالاتر از دستگاه خلقت نیست . اگر ت نطفه یا پیدایش یک گل را نمایش بدهند، اگر کیفیت و حرکات قلب را نمایش بدهند، خواهید دید که چه تاءثیراتى دارد! خدا مى داند تمام ، درس توحید است . آنوقت یک عده از ما وقتى بگویند مقتضیات زمان ، پدیده قرن ، دنیاى امروز، دیگرى مى گوید این ى که این حرفها را نشان مى دهد! آقا که گناه ندارد، یک تعلیم سمعى بصرى است .
اولى که همین بلندگو پیدا شد بعضیها چه داد و فریادى راه انداختند! آقاى فلسفى تعریف مى د اولین نفرى که در میان وعاظ با بلندگو صحبت کرد من بودم . نمى دانید چه بازى اى سر من در آوردند. گفتند مجلس معظمى بود و در آنجا بلندگو گذاشته بودند. قبل از من واعظى رفت صحبت د، گفت این بوق را بردارید. برداشتند و آن واعظ در اثر کثرت جمعیت نتوانست مطلب را به همه مردم بفهماند. من رفتم روى منبر. تا نشستم گفتم بوق را بیاورید. ببینید جمود چقدر! اینها آبروى دین را مى برد. کى گفته بلندگو بوق است ؟!
جلسه سیزدهم : مقتضیات زمان (2)
مقتضیات زمان (2)
ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون.(57)
ب در اطراف مساءله مقتضیات زمان بحث مى کردیم . کلمه مقتضیات و کلمه اقتضاى زمان را تفسیر و معنى کردیم . براى اینکه آقایان بحث محترم کاملا توجه داشته باشند و مطلب را به ذهن خودشان بسپارند که اگر با یکى از دو طبقه جاهل و جامد روبرو شدند با آن طبقه اى که هر چیزى را به نام مقتضیات زمان مى خواهند بپذیرند و به دیگران بقبولانند، و یا آن طبقه اى که اساسا این حرفها را موهوم تلقى مى کنند بتوانند درست مطلب را براى آنها بشکافند، از این نظر باز فهرست مطلب را تکرار مى کنیم .
عرض شد که اقتضاى زمان را یکى اینطور مى شود تفسیر کرد که مقتضیات زمان یعنى پیش آمدها و پدیده ها و امور رائج زمان . اگر چیزى در یک زمان پدید آمد، چون مخصوص این زمان است و این زمان نسبت به زمان گذشته زمان نوى است ، باید آن را پذیرفت . پس پدیده هاى هر زمان نوى را باید پذیرفت و این تجدد است ، ترقى و پیشرفت است . عرض شد این حرف ، حرف غلطى است . پدیده هاى هر زمان نو دو قسم است : ممکن است ناشى از یک ترقى و پیشرفت باشد و ممکن است ناشى از یک انحراف باشد. در همه زمانها این دو امکان براى بشر وجود دارد و به عبارت دیگر هیچ چیزى را به دلیل نو بودن نمى شود پذیرفت کمااینکه هیچ چیزى را صرفا به دلیل قدمت نه مى شود پذیرفت و نه مى شود رد کرد. نه نو بودن دلیل خوبى یا بدى است و نه قدمت دلیل خوبى یا بدى است . مقیاس خوبى و بدى ، نو بودن و قدیمى بودن نیست . اى بسا یک چیز قدیمى خوب باشد و باید آن را گرفت و اى بسا چیزى که نو است ، بد باشد و باید آن را رد کرد.
تفسیر دیگر از مقتضیات زمان ، سلیقه و ذوق و پسند مردم زمان است . مردم این زمان فلان چیز را مى پسندند و فلان چیز دیگر را نمى پسندند. آیا اینکه انسان باید با مقتضیات زمان هماهنگى کند یعنى باید با پسند و سلیقه مردم زمان هماهنگى کند؟ خیر، این هم درست نیست . بسیار امکان دارد که سلیقه مردم بد باشد. چقدر اتفاق افتاده است که در جامعه اى اکثریت مردم داراى سلیقه کج و معوجى بوده اند. درباره این هم بحث شد.
ولى یک تفسیر دیگر از مقتضیات زمان هست که باید روى آن فکر کرد و به آن معنى مقتضیات زمان را باید پذیرفت و آن به معناى حاجتهاى زمان است . انسان براى رسیدن به هدفهاى واقعى که در هر زمان باید داشته باشد احتیاج دارد به امورى که آن امور احتیاجات دوم بشر است یعنى یک سلسله احتیاجات ثابت دارد و از این احتیاجات ، احتیاجات دیگرى برمى خیزد. انسان براى این احتیاجات دیگر خود، دنبال وسیله مى گردد. این وسیله ها همیشه در تغییر و غالبا رو به تکامل است . تغییراتى که اجتماع بشر از این نظر پیدا مى کند، تقاضاى زمان به معناى حاجتهاى زمان را تغییر مى دهد. فرض کنید انسان احتیاج دارد که در زمستان خودش را گرم د. تا وقتى که این فصول چهارگانه در دنیا هست این احتیاج هست ، ولى امورى که انسان استخدام مى کند براى رفع این حاجت ، فرق مى کند. یک وقت ذغال نقش اول را دارد یعنى یگانه وسیله اى که بشر با آن خودش را گرم مى کند ذغال است . آنوقت ذغال خیلى قیمت پیدا مى کند. کار به جائى مى رسد که شعرهاى معروف نسیم شمال مى گوید: آقا ذغال ، میرزا ذغال ، شازده ذغال ، ولى آیا ذغال براى بشر اص ى دارد و جزء حاجتهاى اولیه بشر است ؟ نه ، ذغال وسیله اى است براى گرم بشر. یکمرتبه در اثر تغییرات و اکتشافاتى که مى شود نفت پیدا مى شود، به طورى که امروز ممکن است براى بشر، از ذغال ، هم ارزانتر و هم ساده تر تهیه شود. این (نفت یا ذغال )، یک حاجت دومى است براى بشر یعنى امرى است که انسان به آن احتیاج دارد اما در مرحله دوم . گرم شدن احتیاج اولى است . این یک مثال کوچک بود.
اینست که مى گویند حاجت زمان تغییر مى کند. خیلى موارد دیگر شما مى توانید پیدا کنید که در آنها احتیاجات بشر تغییر مى کند، به این شکل که سببى در کار مى آید که بهتر و کم ج تر و آسانتر و نیرومندتر است . آن مقتضیات زمانى که هر عاقلى ، هر عالمى باید آن را بپذیرد، اینجور مقتضیات است . اینها خلاصه اى بود از آنچه که ب عرض . ولى بحثى که الان مى روى این مبنا و پایه بود که انسان یک سلسله احتیاجات ثابت و دائمى دارد و یک سلسله احتیاجات متغیر در اینجا هستند افرادى که مى گویند تمام احتیاجات بشر متغیر است ، اصلا بشر احتیاج ثابت ندارد یعنى هیچ چیزى در دنیا نیست که بشر همیشه و در تمام ادوار به آن احتیاج داشته باشد. مى گویند همه چیز مثل ذغال است ، در یک زمان بشر به آن احتیاج دارد، در زمان دیگر احتیاج ندارد و چون احتیاج ندارد خواه ناخواه به حکم جبر زمان از میان مى رود. البته این مطلب را که اینجا ادعا مى کنند، شامل مادیات و معنویات هر دو مى شود. آنها راجع به دین اگر بحث مى کنند حتى اینجور حاضر نیستند بحث ند که آیا دین باید باشد یا نباید باشد. مى گویند ما اساسا به این مساءله کار نداریم . دین در یک زمان که بشر به آن احتیاج داشته است ، به حکم احتیاج پیدا شده و چون هیچ احتیاجى براى همیشه باقى نمى ماند، کم کم احتیاج بشر از آن سلب مى شود. وقتى سلب شد خواه ناخواه از میان مى رود، همان طورى که ذغال خواه ناخواه منسوخ مى شود. این منطق ، یک حرفى است که به آن خیلى آب و تاب داده اند این ، همان منطق توده اى ها، منطق مادیهاست . مى گویند هیچ احتیاجى و چیزى در دنیا ثابت و باقى نیست . همه چیز در تغییر و تبدیل است و امور احتیاجى بشر هم در یک زمان مخصوصى پیدا شده و با تغییر زمان از بین مى رود. و اى بسا که صدها و هزارها جوان را با همین حرفها منحرف کرده اند. ولى ما باید این مطلب را بشکافیم :
اصل این قانون کلى به دو شکل بیان مى شود: یکى رنگ فلسفى مى گیرد و دیگرى رنگ اجتماعى ، رنگ فلسفى به این شکل که در این دنیا همه چیز متغییر است ، هیچ چیز باقى نیست ، و رنگ اجتماعى به این صورت که هر چیز در اجتماع زائیده یک احتیاج است و احتیاجات اجتماعى بشر در تغییر است پس هر چیزى یک مدت موقت در اجتماع مى ماند.
اما مطلب اول که رنگ فلسفى مى دهند و مى گویند همه چیز در تغییراست آیا راست است ؟ به این تعبیر که همه چیز در تغییر است درست نیست ، ولى به این معنى که جهان مادیات ، ترکیبات مادى این دنیا در تغییر است ، صحیح است . یعنى شما در این دنیا ماده اى پیدا نمى کنید که از ازل به همین شکل بوده و تا ابد هم به همین شکل باقى خواهد ماند. آیا این کوههائى که مى بینید از ازل به همین شکل بوده و تا ابد هم به همین شکل باقى خواهد بود؟ نه . آیا دریا به همین شکل که الان هست بوده است ؟ نه . آیا به همین شکل باقى مى ماند نه . حکماى ى از قدیم الایام این آیه قرآن را که مى فرماید:
(و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمر مر السحاب صنع الله الذى اتقن کل شى ء)(58)
ناظر به تغییرى که در همه اشیاء و اجسام عالم رخ مى دهد دانسته اند، به قرینه
(صنع الله الذى اتقن کل شى ء.)
آیه مى گوید این کوهها را که مى بینى خیال مى کنى یکنواخت و ثابت است و حال اینکه اینها دائما در تغییر است همان طورى که ابرها را مى بینى که به یک حال باقى نمى مانند. البته کوه به عنوان مثال است ، یعنى همه اشیاء اینجور است . حکیمى از قدیم گفته است : هیچ شخصى در یک رودخانه دو بار شستشو نمى کند. مقصود این بوده است که در یک رودخانه اگر امروز شستشو کنى فردا که مى روى نه آن آب ، آب دیروز است و نه تو که شستشو مى کنى آن آدم دیروز هستى . پس هیچ در یک رودخانه دو بار شستشو نمى کند.
در اینکه اجسام و مواد این عالم دائما در تغییرند هیچ بحثى نیست . جغرافیا به ما نشان مى دهد که مثلا همین دریاى خزر، الان نسبت به چهل سال پیش تغییر کرده است یعنى ساحلش مقدارى به آن سمت کشیده شده است . قرائن علمى ثابت کرده است که بین ما و یکراه خشکى وجود داشته است ، تدریجا تغییراتى که در زمین پیدا شده ، سبب شده است که این اقیانوسهاى بزرگى که در دنیا وجود دارد، بین ما و فاصله شوند. نه دریاها به یک ح باقى مى مانند، نه خشکیها و نه منطقه ها. واقعا تهران کنونى با تهران 50 سال پیش از لحاظ گرما و سرما یکنواخت نیست . سرمائى که سابقا در تهران بود، دیگر حالا نیست و اى بسا اینجا تبدیل بشود به یک منطقه گرمسیر، و اى بسا یک منطقه گرمسیر تبدیل بشود به یک منطقه سردسیر. همه چیز در این دنیا پیر مى شود. این ذرات کوچکى که به نام اتم کشف کرده اند، هم تولد دارند، هم جوانى و هم پیرى . یعنى ثابت شده است که اینها از خودشان تشعشعاتى دارند تا کم کم نابود بشوند. بعد دوباره اتمهائى در دنیا به وجود مى آید. هیچ جسمى در این دنیا ثابت و پایدار نیست . ممکن است مدتش با هم فرق د ولى ابدیت ندارد:
(و ما جعلنا لبشر من قبلک الخلد اءفان مت فهم الخالدون )(59)
قرآن مى گوید ما براى هیچ بشرى قبل از تو ابدیت قرار ندادیم ، هیچ بشرى الى الابد زنده نیست ، بالا ه مى میرد:
(کل نفس ذائقة الموت .)(60)
حالا [ممکن است ] یک ى بیشتر عمر د یک ى کمتر، بالا ه مى میرد. در این آیه اگر نفس را به معناى ذات بگیریم یعنى تمام اشیاء هم باید بمیرند. ولى آیا این حرف درست است که همه چیز دائما در تغییر است ؟ نه ممکن است چیزى در دنیا باشد که متغییر به آن معنائى که اجسام تغییر مى کنند نباشد، ثابت بماند. یکى از آنها روح بشر است بشر جسمش پیر مى شود و رو به فنا مى رود و تغییر مى کند ولى روحش اینطور نیسست .
از نظر علمى ثابت شده است که بدن انسان مجموعه اى است از حیوانات ذره بینى کوچک به نام سلول . سلولها بر دو قسمند: سلولهاى عصبى و سلولهاى غیرعصبى . اینکه سلولهاى غیرعصبى نو و کهنه مى شوند قدیمیها قبول داشته اند و امروز هم ثابت است . در مورد سلولهاى عصبى مى گویند خود سلول نمى میرد ولى پیکر آن عوض مى شود. بنابراین اگر شما یک انسان را در نظر بگیرید مثل اینست که ساختمان و بناى این مسجد را در نظر بگیرید. اگر همه جاى این ساختمان را عوض ند: سقف را عوض ند، کفش را عوض ند، دیوارها را عوض ند، یک آدمى که قبلا این مسجد را دیده است ، حالا که مى بیند ممکن است خیال د که این همان مسجد است در صورتى که از آن مسجد حتى یک جزء هم وجود ندارد. اما واقعا و اساسا این مسجد، آن مسجد نیست . از نظر بدن انسان اگر فکر ، بدن هر انسانى قطعا در مدت عمر چند بار عوض مى شود یعنى ما از نظر بدن خودمان مثل همین مسجدى هستیم که دو سه بار آن را از بین برده و از بیخ و بن تعمیر کرده باشند. اما در عین اینکه پیکر ما در طول عمرمان چندین بار عوض شده است ، یک حقیقت هست و آن اینکه ما عوض نشده ایم (من )یعنى شخصیت خود انسانى ، عوض نشده است . شخصیت همان شخصیت است . این براى اینست که در این پیکر و در این اندام یک حقیقت ثابت بوده و هست و شخصیت ما را آن حقیقت ثابت تشکیل مى دهد و این متغیرات حکم لباس را دارد. بوعلى سینا شاگردى دارد به نام بهمنیار که اصلا گویا اهل شمال بوده و در اوایل زردشتى بوده است و در اوا آورده و از افاضل شاگردان بوعلى سینا است . او در یکى از سخنانش بحثى داشته راجع به زمان . مى گفت زمان ، مشخص هر شى ء است یعنى زمان جزء ذات هر چیزى است و چون زمان تغییر مى کند پس هر چیزى تغییر مى کند. بوعلى مى گفت نه ، (هر چیزى )درست نیست . مى گفت نه ، حتما اینجور است . بوعلى قبول نمى کرد. بعد بهمنیار سؤ الى کرد بوعلى جواب نداد. پرسید چرا جواب نمى دهى ؟ گفت : از همان ى که سوال کردى جوابت را بگیر. گفت من از تو سؤ ال . گفت به عقیده تو، تو در یک آن از ى سؤ ال کردى که در آن بعد او دیگر وجود ندارد چون او با زمان تغییر کرده و رفته است و آن ى که سؤ ال کرده هم وجود ندارد. پس تو از کى جواب مى خواهى ؟ بنابراین قبول کن که شخصیت انسان یک اصل و حقیقت ثابت است . شخصیت تو واحد است که شاگرد من است .
ما اکنون درباره روح بحث نمى کنیم . این مطلب فقط از این جهت عرض شد که معلوم شود آن اصل فلسفى که مى گویند همه چیز در تغییر است و هیچ چیز ثابت نیست ، یک مورد نقضش روح است .
مطلب دیگر اینکه (همه چیز در تغییر است )یک مطلب است ، (قانونها در تغییر است )مطلب دیگر. قانون یعنى آن اصل و ى که تغییر اشیاء بر اساس آن است . مى گوئیم هیچ شکلى در دنیا باقى نمى ماند اما آیا قانونى که براى یک شکل وجود دارد هم تغییر مى کند؟ نه ، خود قانون ثابت است . مثلا داروین معتقد بود که براى جاندارها یک سلسله قوانین کشف کرده است . ما مى پرسیم داروین که مى گوید این جاندارها در تغییر و تکامل اند آیا قوانین خود داروین هم در تکاملند یعنى آیا همانطور که یک بچه کوچک است ، بزرگ مى شود یا به قول خود داروین انواع تغییر نوعیت مى دهند، تدریجا نوعى ، نوعى دیگر مى شود، قوانین علمى داروین هم تغییر مى کند؟ خیر، آن قوانین ، یک قوانین ثابت جهانى است که از اولى که دنیا بوده است تا آ ، این قوانین بر دنیا حکومت مى کند. همچنین قانون جاذبه عمومى خودش یک قانون ثابت است . اگر ما بگوئیم پیغمبر یعنى شخص پیغمبر با همان بدن ابدیت دارد ممکن است ى بگوید طبق قانون فلسفى هیچ شیئى ثابت نمى ماند، پس شخص پیغمبر خلود ندارد. بحث که روى شخص نیست . بحث روى قانون است . قرآن قانون است . اگر ى بگوید کاغذهایى که خطوط و آیات قرآن روى آن نوشته شده است کهنه نمى شود ما مى گوئیم نه ، کاغذ جسم است و کهنه مى شود ولى قرآن حقایق را بیان مى کند، قوانین را بیان مى کند و این دیگر کهنگى پذیر نیست . قانون که جسم نیست . جسم کهنه و فانى مى شود ولى قانون اگر حقیقت باشد یعنى مطابق با واقع باشد همیشه باقى است و اگر مطابق با واقع نباشد از اول هم درست نبوده است . به هر حال مانعى ندارد که بشر یک سلسله قوانین داشته باشد که اینها براى همیشه ثابت و باقى بماند.
پس کهنه شدن اجسام را ما هم قبول داریم . قرآن مى گوید:
(کل من علیها فان .)(61)
و یا:
(اذا الشمس کورت و اذا النجوم انکدرت )(62)
روزى که خورشید پیر مى شود روزى که ستارگان پیر مى شوند. دریا دیگر به شکل دریا نیست . آرى ، قرآن هم مى گوید هیچ جسمى از اجسام این عالم ابدیت ندارد ولى بحث ما درباره اجسام نیست . بحث ما درباره قانون است . حرف ما اینست که بشر یک سلسله قوانین آسمانى دارد که این قوانین براى همیشه باقى است . چه اشتباه بزرگى است که یک چیزهائى را خیال مى کنند ب به واسطه کهنگى است . مثلا مى گویند فئودالیسم دیگر کهنه شده است ، اینکه فئودالیسم و فئودال یعنى آدمى که به زور قلدرى سرزمین زیادى را تصاحب کرده و عده اى را هم به زور به کار گماشته است که آنها کار ند و او بخورد بد است چون دیگر کهنه شده است . مثل اینکه روز اول خوب بوده ، نو بوده ، عیبش فقط کهنگیش است . خیال مى کنند مثل اتومبیل است که سیستم نوش خوب است و بعد که کهنه شد دیگر بد مى شود. اصلا من از این تعبیر حیرت مى کنم که آقا دیگر فئودالیسم کهنه شده است . مگر روزى که نو بود خوب بود؟ اینها که نو و کهنه ندارد، روز اولش هم مثل امروز بد بوده ، امروز هم مثل دیروزش بد است . کهنه شده یعنى چه ؟! به همین دلیل هر سنت قدیمى را بد مى دانند. مى گویند (مگر انسان یک لباس را چقدر مى پوشد؟!)مگر همه چیز حکم کفش و لباس را دارد؟!
پس این پنبه را از گوش اینها بیرون بیاورید. این اصل فلسفى ، در مورد قوانین و اصول صادق نیست ، راجع به اشیاء و اجسام است . از اینکه بگذریم مطلب به یک شکل دیگر بیان مى شود که اول عرض و امشب نمى رسم پیرامون آن بحث کنم و آن ، مساءله احتیاجات است اشاره اى مى کنم و رد مى شوم . عرض کردیم که بشر یک سلسله احتیاجات ثابت دارد و یک سلسله احتیاجات متغیر. آنها براى اینکه بفهمانند تمام احتیاجات متغیر است این را بر یک پایه و اصل موهومى گذاشته اند که حتى امروز خود کمونیستهاى دنیا دیگر زیر بار این حرف نمى روند و آن اینکه آمده اند هر چیزى که در اجتماع هست مثلا علم ، هنر، صنعت ، قضاوت ، دین و مذهب ، اخلاق ، معلومات ، سیاست ، حقوق خانوادگى ، تمام اینها را به منزله شاخه درخت گرفته اند و براى همه آنها یک ریشه فرض کرده اند که اتفاقا آن ریشه تغییر مى کند و چون ریشه تغییر مى کند، [نتیجه گرفته اند که پس ] همه چیز تغییر مى کند. اینها ریشه همه چیز را امور اقتصادى دانسته اند یعنى بشر هر چیزى را که خواسته است ، براى منافع اقتصادى خودش خواسته است . و در امور اقتصادى ابزار تولید تغییر مى کند. عوض شدن ابزار تولید، اخلاق و وجدان عالى را عوض مى کند چون همه اینها محصول ابزار تولید است ریشه این حرف این است .
ولى امروز ثابت شده که این اصل بزرگترین اشتباه و بسیار غلط است . چون خلاصه حرفشان این است که تمام فعالیتهائى که بشر مى کند براى شکمش مى باشد. من در ذهنم همیشه این فکر پیدا مى شود که این فرنگیها که اینهمه دم از انسانیت مى زنند، اعلامیه براى ما تدوین مى کنند، از حیثیت انسانى زن و مرد دم مى زنند، اول به ما بگویند اینها بشر را چگونه تعبیر مى کنند؟ اگر ما این حرفها را بزنیم درست است چون ما به :
(انى جاعل فى الارض خلیفه )(63)
معتقدیم ، ما انسان را خلیفة الله تعبیر و تفسیر مى کنیم ، ما
(و لقد کرمنا بنى آدم )(64)
داریم . تو که عقیده ات درباره انسان این است که انسان همه چیز را به خاطر شکمش مى خواهد، تو که ریشه [فعالیت ] انسان را حاجتهاى شکمى او مى دانى پس انسانیت چیست ؟ تو که مى گوئى هنر مولود حاجتهاى شکم است ، علم ، اخلاق ، معنویت ، مذهب و عبادت ، مولود حاجتهاى شکم است پس آن مقام انسانیت کجاست ؟ پس انسان چه فرقى با حیوان دارد؟ نه انسان اگر شکم دارد مغز هم دارد، دل هم دارد خیلى از کارها را انسان مى کند نه به خاطر شکم بلکه به خاطر اینکه عقل و مغزش اینجور حکم مى کند. خیلى از کارها را بشر على رغم منافع اقتصادى خودش انجام مى دهد چون دین دارد. البته ما نمى گوئیم اقتصاد عامل نیست ، اقتصاد یکى از عوامل است اما انسان عاملهاى زیادى دارد که به حکم آن عوامل فعالیت مى کند. ما مى گوئیم عبادت و پرستش خدا خودش یک چراغى است در دل انسان . حس گذشت از منافع اقتصادى یک حس عالى است . علمائى بوده اند که پا روى منافع اقتصادى گذاشته اند که به علم برسند. مدتها بعد از آنکه بوعلى سینا زندانى و سپس آزاد شد، پادشاه فهمید که براى او سعایت کرده اند، او را احضار کرد. اصلا از مخفیگاه بیرون نیامد و به شاگردانش سپرد که بروز ندهید، الان در همین مخفیگاه کارى که مى کنیم به مراتب بهتر از وزارت و ریاست و پول و مقام است . غلامانى داشت ، مرتب اصرار مى د بیا بیرون و او حاضر نمى شد. بالاء ه همانها محرمانه خبر دادند و آمدند او را بردند.
بشر مى تواند از منافع اقتصادى خودش صرف نظر کند. اینکه مى گویند همه احتیاجات بشر در تغییر است چون تمام احتیاجات بستگى به یک احتیاج دارد، تمام این حرف ، دروغ و خطا است .



مشاهده متن کامل ...
بزرگترین کشتی دنیا
درخواست حذف اطلاعات

بزرگ ترین کشتی دنیا

این کشتی بزرگترین کشتی کروز جهان است. مالک این کشتی تفریحی شری اَریسون ثروتمندترین زن ی و مالک بزرگ ترین شرکت کشتی های کروز (کشتی های تفریحی) در جهان و بانک پوعلیم (بزرگ ترین بانک در فلسطین ی) است. ساخت این کشتی ۲ سال بطول انجامید و توسط فنلاند انجام گرفت. این کشتی در فورت لادردیل در فلوریدا در مستقر است.

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب

بزرگترین کشتی دنیا با امکاناتی فوق العاده + تصاویر جالب



مشاهده متن کامل ...
شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر حسین(ع) چنین است:
درخواست حذف اطلاعات



عصر روز در ابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از ک ن شامی را دید که در رفت و آمد هستند.

پرسید: جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: ! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسید: ! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه ابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل ابه به شیون و ناله پرداختند.

خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید ال را در میان طَبَق جای داده، وارد ابه د و مقابل این دختر قرار دادند. س وش طبق را کنار زد، سر مطهر سید ال را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید.

و در «منتخب» آمده است که او پدرش را مخاطب قرار داده می فرمود:«یا أبَتاهُ، مَنْ ذَاالَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ»
«پدر جان، کی صورت منوّرت را غرق خون ساخته؟».
«یا أبتاهُ، منْ ذَا الَّذی قَطع و ریدَیْکَ!»
«پدر جان، چه ی رگهای گردنت را بریده است؟».
«یا أبتاه، منْ ذا الَّذی أیْتمنی علی صغر سِنّی»
«پدر جان، کدام ظالم مرا در کودکی یتیم کرده است؟».
«یا أبتاهُ، منْ لِلْیَتیمة حتّی تَکْبُر»
«پدرجان، کی متکفّل یتیمه ات می شود تا بزرگ شود؟».
«یا أبتاهُ، منْ للنّساءِ الحاسرات»
«پدر جان، چه ی به فریاد این ن سر می رسد؟»
«یا أبتاهُ، منْ للْأَرامِلِ المسْبیّاتِ»
«پدر جان، چه ی دادرسی از این ن بیوه و اسیر می کند؟».
«یا أبتاهُ، منْ للْعیونِ الْباکیاتِ»
«پدر جان، چه ی نظر مرحمتی به سوی این چشمهای گریان (ما کند که شب و روز در فراق تو گریه) می کند؟».
«یا أبتاهُ، مَنْ لِلضّایعاتِ الْغریبات»
«پدرجان، کی متوجّه این ن بی صاحب، غریب خواهد شد؟»
«یا أبَتاهُ، مَنْ لَلشُّعورِ الْمَنْشورات»
«پدرجان، کی از برای این موهای پریشان خواهد بود؟».
«یا أبتاهُ، منْ بَعْدکَ واخَیْبَتاهُ»
«پدر جان، بعد از تو داد از نا امیدی!».
«یا أبتاهُ، منْ بَعدکَ وا غُرْبَتاهُ»
«پدر جان، بعد ا زتو داد از غریبی و بی ی!».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی کُنت لَک الْفِداء»
«پدر جان، کاش من فدای تو می شدم».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی کَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ»
«پدر جان، کاش من پیش از این روز کور شده بودم، و تو را به این حال نمی دیدم».
«یا أبتاهُ، لَیْتنی وُسدتُ الثَّری و لا أری شَیبکَ مُخضَّباً بِالدّماء»
«پدر جان، کاش مرا در زیر خاک پنهان کرده بودند و نمی دیدم که محاسن مبارکت به خون خضاب شده باشد».
آن معصومه نوحه می کرد و اشک می ریخت تا آن که نَفَس او به شماره افتاد و گریه راه گلویش را گرفت، مثل مرغ سرکنده، گاهی سر را به طرف راست می نهاد و می بوسید و بر سر می زد، و زمانی به چپ می گذارد و می بوسید...
پس آن نازدانه لب بر لب پدر نهاد، زمان طویلی از سخن افتاد گریست «فَنادیِ الرَّأسُ بِنْتَهُ، إلیَّ إلیَّ، هَلُمّی فَأنا لَک بِالانْتظار. فغُشیَ علیها غشْوةً لمْ تُفقْ بعدها، فحرَّ کوها فَإذا هیَ قدْ فارقتْ روحها الدُّنیا...»
«آن رأس شریف دختر را صدا کرد که به سوی من بیا، من منتظرت هستم، او غش کرد و دیگر به هوش نیامد، چون او را حرکت دادند متوجّه شدند که روح شریفش از بدن مفارقت کرده و به خدمت پدر شتافته است»





مشاهده متن کامل ...
کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف
درخواست حذف اطلاعات

کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


کد کشورها , پیش شماره کشورها , راهنمای تلفن کشورها , کد کشورهای مختلف دنیا


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


کد    نام کشور    کد کشورها    نام کشور
221    سنگال    994    آذربایجان
46    سوئد    54    آرژانتین
41    سوئیس    27    آفریقای جنوبی


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


249    سودان  کد کشورها  236    آفریقای مرکزی
597    سورینام    355    آلبانی
963         49    آلمان
252    سومالی    1    
148    سیشل    244    آنگولا
56    شیلی    43    اتریش
381    صربستان و مونته نگرو    351    اتیوپی


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


96    عربستان    962    اردن
968    عمان    374    ارمنستان
233    غنا    598    اروگوئه
33    فرانسه    291    اریتره
358    فنلاند    7371کد کشورها     ازب تان
679    فیجی    34    اسپانیا
63    فیلیپین    61    استرالیا
357    قبرس    372    استونی


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


7331    قرقیزستان    43    اطریش
974    قطر    93    افغانستان
855    کامبوج  کد کشورها  213    الجزایر
237    کامرون    503    السالوادور


کد کشورها , پیش شماره کشورها , راهنمای تلفن کشورها , کد کشورهای مختلف دنیا


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


1    کانادا    971    امارات
82    کره جنوبی    62    اندونزی
850    کره شمالی  کد کشورها  44    انگلستان
385    کرواسی    25    اوگاندا
506    کاستاریکا    380    اوکراین
57    کلمبیا    39    ایتالیا


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


242    کنگو    98    ایران
254    کنیا    353    ایرلند
53    کوبا    593    اکوادور
269    کومور    354    ایسلند
965    کویت  کد کشورها  18094    باربادوس
241    گابون    18093    باهاما
220    گامبیا    973    بحرین
955    گرجستان    55    برزیل


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


1473    گرنادا    673    بروئنی
502    گواتمالا    32    بلژیک
671    گوام    359    بلغارستان
224    گینه    880    بنگلادش
240    گینه استوایی    229    بنین
245    گینه بیسائو  کد کشورها  267    بوتان
856    لائوس    387    بوسنی و هرزگوین
961    لبنان    591    بولیوی
266    لسوتو    595    پاراگوئه


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


48    لهستان    507    پاناما
352    لوکزامبورگ    92    پا تان
231    لیبریا  کد کشورها  351    پرتغال
218    لیبی    51    پرو
265    مالاوی    95    پنال
356    م     992    تاجی تان


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


کد کشورها , پیش شماره کشورها , راهنمای تلفن کشورها , کد کشورهای مختلف دنیا


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


960    مالدیو    255    تانزانیا
60    ما ی    66    تایلند
223    مالی  کد کشورها  886    تایوان
36    مجارستان    1868    ترینیداد
212    مراکش    7363    ترکمنستان
20    مصر    90    ترکیه
976    مغولستان    216    تونس


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


389    مقدونیه    676    تونگا
222    موریتانی    18099    جامائیکا
230    موریس    359    جزایر قناری
258    موزامبیک    692    جزایرمارشال
95    میانمار  کد کشورها  237    چاد
52    مکزیک    86    چین


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


674    نائورا    42    چک
264    نامیبیا    45    دانمارک
977    نپال کد کشورها   508    دومینیکا
47    نروژ    1809    دومینیکن
267    نگارا پرونئی دارالسلام    250    رو آندا
227    نیجر    7095    روسیه


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


505    نیکاراگوئه    40    رومانی
509    هائی تی    243    زئیر
31    هلند    260    زامبیا
91    هند  کد کشورها  64    زلاند نو
504    هندوراس    263    زیمبابوه
752    هنگ کنگ    81    ژاپن
39    واتیکان    225    ساحل عاج


 کد کشورها و کد تمام مناطق دنیا و جهان و جزایر مختلف


58    ونزوئلا    684 کد کشورها   ساموآ
84    ویتنام    685    ساموا غربی
969    یمن جنوبی    94    سریلانکا
967    یمن شمالی    1758    سنت لوسیا
381    یوگسلاوی    1784    سنت وینسنت
30    یونان    1869    سنت کیتس


کد کشورها





تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ


تعبیر خواب سگ




مشاهده متن کامل ...
تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا!!
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: عجایب گردشگری


بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا!!
مجله نشنال جغرافی به معرفی یکی از بزرگترین غارهای دنیا به نام "هانگ سون دونگ" در ویتنام پرداخته است.
غار "هانگ سون دونگ" در ویتنام دارای یک جنگل داخلی است. این غار به حدی وسیع است که برای وارد شدن به آن باید از یک مسیر عمودی به ارتفاع یک آسمان اش 40 طبقه پایین رفت.
در آستانه ورود به "هانگ سون دونگ"، یک ستون غول پیکر از رسوبات کربنات کلسیم همانند برجی بلند در برابر دیدگان مکتشفان این غار عظیم ظاهر می شود.
در آوریل 2009 تیمی متشکل از مکتشفان انگلیسی و ویتنامی شروع به اکتشاف "هانگ سون دونگ" د و دریافتند که زیر جنگلهای بارانی در مرز میان ویتنام و لائوس غاری خیره کننده به طول بیش از 4 کیلومتر و در برخی نقاط با ارتفاع بیش از 180 متر امتداد یافته است.
بررسیها نشان داد که یک رودخانه زیرزمینی بین دو تا پنج میلیون سال قبل این غار را در زیر این جنگل بارانی حفر کرده است.
مکتشفان از سال 1990 به این منطقه اعزام می شوند و تاکنون توانسته اند بیش از 150 غار را کشف کرده و بیش از 140 کیلومتر تونل در داخل این غارها را نشانه گذاری کنند.
در این راستا، مجله علمی نشنال جغرافی در اولین شماره سال 2011 خود گزارشی تصویری از مناظر دیدنی این غار را منتشر کرده است.

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  برای ورود به این غار باید از مسیری به وسعت یک آسمان اش 40 طبقه پایین رفت

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  غار هانگ سون دونگ شاید بزرگترین تونل افقی دنیا را داشته باشد

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  یک ستون از رسوبات کربنات کلیسم

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  ورودی غار

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  یک دیوار کچی رنگی در وجی غار که شبیه جلبکهای عظیم به نظر می رسد

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  سنگهای ورودی این غار بسیار لغزان هستند

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

رشد گیاهان در مناطق اولیه غار که هنوز نور به آنها می تابد. این مناطق محل زندگی مارها، پرندگان و میمونها هستند

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 حوضچه های خشک شده ای که سنگهای آن مانند دانه های قطره بر روی هم انباشته شده اند

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

مسیری که در اثر حرکت آبهای کلسیتی ایجاد شده و با خزه ها و جلبکها پوشانده شده است

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

  همانند یک قلعه شگفت انگیز، تصویر یک ص ه بزرگ در آب افتاده است

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 رسوبات کربنات کلسیم عظیم که راه را بر غار شناسان می بندند

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 آبشاری زیر زمینی که با ص همانند صدای حرکت یک قطار در تونل فرو می ریزد

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 در فصل خشک از آوریل تا نوامبر می توان به قسمتهای درونی تر غار بدون ترس از سیل آبهای زیرزمینی رفت

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 این غار هانگ لونگ کن است که در سال 2010 کشف شد
اعتقاد بر این است که این غار به هانگ سون دون وصل می شود

بزرگترین غار دنیا, تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا,غار هانگ سون دونگ

 استلاگمیتهای عمق غار "هانگ  لونگ کن"
 
منبع: mehrnews.com

 

دور دنیا با یک کلیک




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
تصاویر شگفت انگیز بزرگترین غار دنیا!!
مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای زیارتی ایران و جهان


مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا
مسجد جامع در شهر جنه (djenne) مالی، در غرب آفریقا با 100 متر طول و 40 متر عرض بزرگترین بنای خشتی جهان لقب گرفته است.

معماری این مسجد و دیگر بناهای خشتی شهر را هنرمندان و صنعت کارانی متبحر از نسل های مختلف بر عهده داشتند و آنها را به نحوی می ساختند که در مقابل آب باران نفوذ ناپذیر باشند. لازم به ذکر است، مسلمانان اجازه ورود به این مسجد را ندارند.

 تصاویری از مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

 بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

  مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا

بزرگترین مسجد خشتی دنیا,مسجد جنه,مسجد جامع در شهر جنه

منبع:coome.ir

دور دنیا با یک کلیک




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
مسجد جنه ، بزرگترین مسجد خشتی دنیا
تجلی بلا و مصیبت در کربلا
درخواست حذف اطلاعات

بلا، مبدا قرب به خدا

یکی از جلوه های جمال بلای ولی خدا، همین است که این بلا مبدأ قرب همه است؛ همه با آن پاک می شوند و ترفیع درجه پیدا می کنند؛ البته غیر از اینکه خود ولیِّ خدا درجاتش رشد پیدا می کند که باطن حادثه هم همین است. اول خود حضرت دریافت می کند، بعد به دیگران می دهد. البته درک این جمال هم منوط به همین است که انسان آن مقام را پیدا کند «إِنَّ الَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ...».[1] وقتی انسان از پایین نگاه می کند، جمال قابل درک نیست. وقتی از آن منظر به عالم نگاه کنیم، همۀ عالم زیباست؛ از جمله بلای ولیِّ خدا از آن زاویه ای که منسوب به خداست، در اوجِ زیبایی ست. ربوبیت خدا در پرورش یک گل هم زیباست، ولی ربوبیت خدا در پرورش اولیای خدا ربطی به ربوبیت خدا در پرورش یک گل ندارد. زیباترین ربوبیت خدا ربوبیت او نسبت به اولیائش است؛

بنابراین، از آن زاویه ای که خدای متعال در حادثه عاشورا، ربِ سیدال (علیه السلام) است و دارد او را پرورش می دهد، از این زاویه حادثه در نهایت زیبایی ست. البته هر چشمی هم نمی تواند این جمال را درک د. باید مقام عند ربک، عند الله یا عندهُ پیدا کنید. خود آن ها چون این مقام را دارند و «مِن عنده»، این است که می توانند این جمال را درک کنند. یکی از زیباترین جلوه جمال ربوبیت الهی، ربوبیت خدا نسبت به سیدال (علیه السلام) در روز عاشورا است؛ این ربوبیت مبدا رشد همۀ عوالم است. واسطه در عبادت، خضوع و قرب، همه، عوالم حادثۀ عاشوراست.
عاشورا؛ بلای عظیم

جلوة دیگر عاشورا جلوة بلاست که این ضیافت بلا و خون است که سنگین ترین بلا برای سیدال (علیه السلام) رقم خورده و حضرت با تمام وجود از او استقبال د و تحمل د. ائمه هدات معصومین(علیهم السلام) این جلوة دوم عاشورا را زنده نگه داشتند و به ما دستور دادند که این بُعد عاشورا را زنده نگه داریم. آن ها این بُعد عاشورا را احیا د. یعنی بلای عظیم را زنده نگه داشتند. این بُعد عاشورا، بُعد مصیبت و حزن و اندوه و بکاء است که ورود به متن جمال عاشورا و برخورداری از ضیافتی که خدای متعال برای سیدال (علیه السلام) در عاشورا گسترده جز از وادی بلا ممکن نیست. ی که وارد وادی بلا می شود به ضیافت عاشورا نمی رسد. در ادبیات عرفانی تعبیری آمده که قابل پذیرش نیست. در مثنوی بحثی را مطرح کرده بدین مضمون که شاعری وارد حلب شد؛ دید مردم دارند عزاداری می کنند؛ حلب از قدیم شیعه بود؛ پرسید چه خبر است؟ کی از دنیا رفته؟ من شاعرم بگویید برایش شعر بگویم. مرثیه شما را گرم کنم و رواج بدهم. گفتند مگر تو مسلمان نیستی؛ مگر نمی دانی امروز روز عاشوراست؟ روز شهادت پسر رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است. شهادت حسین بن علی(علیه السلام) است. گفت: عجب! شما دارید بر حسین بن علی(علیه السلام) گریه می کنید؟ او که در اوج ضیافت است؛ شما باید به حال خودتان گریه کنید؛ شما در حج د؛ اینکه گریه ندارد. ی به ضیافت الرحمن رفته نباید برایش گریه کرد. این را بعضی ها رواج می دهند. این نگاهی نیست که معصومین(علیه السلام) رواجش داده باشند؛ معصومین(علیه السلام) خودشان گریستند. نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گریسته، انبیای بزرگ خدا روضة سیدال (علیه السلام) را برایشان خوانده یا جبرئیل از طرف خدای متعال خوانده و آن ها گریه د. المؤمنین علی(علیه السلام) قبل از حادثه گریه کرده است. «فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً». [2]

در کامل ا یارت هست حضرت زهرا(سلام الله علیها) گاهی جوری ناله می کنند که اگر ملائکه جهنم را نگیرند، همة عالم را می سوزاند؛ دریاها را کنترل نکنند، غوقا می شود؛ این جلوة عاشورا را ائمه(علیه السلام) زنده نگه داشتند. نکته این است که ورود به این ضیافت از متن این بلاست؛ باید از متن بلا عبور کرد تا به ضیافت رسید. ائمه(علیه السلام) خودشان این ح بکا و حزن را در عالم احیا د، س ا نگه داشتند و به ما هم گفتند گریه کنید؛ اگر ی گریه نکند به ضیافت نمی رسد. باید وارد این وادی شوی، اهل بکا شوی و تا جلوه هایی از آن بلا در قلب انسان تجلی کند؛ اگر آن جلوه های بلا در قلبش تجلی کرد، آرام آرام راهش به باطن عاشورا و به ضیافت گشوده می شود. باب شفاعت الحسین(علیه السلام) به رویش باز می شود. با شفاعت حسین(علیه السلام) سالک می شود و این مسیر را طی می کند؛ و الّا در ضیافتی که خدای متعال برای سیدال (علیه السلام) باز کرده، نامحرم ها را راه نمی دهند؛ محرم شدن به این است که وارد بلای عاشورا باشی و ذوب شوی. بشی حبیب و زهیر و بریر؛ بگویی: ای کاش ما را هزار بار می کشتند؛ هزار تا جان خدا به ما می داد و شما زنده می م د؛ خونت را بدهی و سپر حسین(علیه السلام) شوی؛ بعد بگویی «هل اوفیت». این طور است که انسان را به ضیافت راه می دهند؛ و الاّ نامحرم ها را راه نمی دهند که پا وارد شوی و بگویی ضیافت است، من هم می خواهم بروم؛ تَوهم است. انبیا برای اینکه به آن ضیافت برسند، گریسته اند.

قصة ابراهیم خلیل را در عیون در خصال نقل می کند؛ وقتی می خواهد به آن قرب و ضیافت برسد خدای متعال روضة حسین(علیه السلام) را برایش می خواند. آن هم بعد از قربانی اسماعیل دستش را می گیرد و می گوید صبر کن تو آماده شدی که برایت روضة سیدال (علیه السلام) را بخوانم؛ روضه را برایش می خوانند غصه دار می شود؛ می گویند حال به آن مقام رسیدی. این نیست که ی بتواند به شفاعت حسین(علیه السلام) برسد، بدون اینکه از بستر بلا عبور کند. حضرات معصومین(علیهم السلام) بلا را در عالم زنده نگه داشتند، به ویژه سجاد(علیه السلام). یکی از کارهای مهمی که د این بود: برای سجاد(علیه السلام) آسان ترین کار این بود که روز عاشورا برود سپر سیدال (علیه السلام) بشود و پیش روی سیدال (علیه السلام) قطعه قطعه شود. وقتی سعید بن عبدالله موقع ظهر می آید به حضرت عرض می کند که حلقة محاصره تنگ شده و من تحمل دیدن این جسارت به شما را ندارم؛ اجازه بدهید من بروم و قطعه قطعه شوم بعد دشمن به شما نزدیک شود. تکلیف سجاد(علیه السلام) روشن است؛ سجاد(علیه السلام) می گویند وقتی پدرم برای خداحافظی آمد بدنش در محاصرة تیر بود و هر نفسی که می کشید از دلش خون بیرون می زد. حضرت دست به عصا از بستر بلند شد، گفت شما برگردید شما باید زنده بمانید. حضرت 35 سال گریه د؛ بعد می گویند آقا بس نشده؟ حضرت می فرمایند وقتی یاد آن صحنه ها می افتم اشک گلوی مرا فشار می دهد؛ به طوری که نفسم بند می آید. غلام حضرت به حضرت گفت: آقا! چه خبر است؟ 34 سال است گریه می کنید، کافی نیست؟ بالا ه نگاه بچه گانه همین است. هر مصیبتی می شود باید حضرت فراموشش کنند و الّا از خدا باز می ماند. خدای متعال عزیزترین عزیزان انسان را گرفت. می فرماید از آن عبور کن. «لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» [3]

این امکاناتی که به تو می دهند برای پرواز است و اگر از تو می گیرند برای رشد است. اگر بخواهی مشغول به آمد و شد نعمت ها باشی، کی رشد می کنی؟ باید وقتی آن را از تو می گیرند متوجه او باشی. وقتی هم به تو می دهند متوجه او باشی. این تلقی همین بود. حضرت فرمود چه می گویید؟ یعقوب بچه اش از جلوی چشمش دور شد، آنقدر گریه کرد که چشمش سفید شد. یعنی می خواهد بگوید پیغمبر خدا گریه نابه جا نمی کرد که خدا گریه ها را دوست دارد و این گریه بستر رشد است. سیدال (علیه السلام) مقابل چشمم قطعه قطعه شده، جوانان بنی هاشم شهید شدند؛ این گریه، این بکا، بکایی است که خدا دوست دارد. سجاد(علیه السلام) 34 سال گریستند؛ ایشان از فوق عرش آمده اند. در عالم دنیا بعضی از افعال سجاد(علیه السلام) مال مرحلة طبیعی است؛ بعضی از افعال، اصلش در مقامات بالای ائمه(علیهم السلام) است. ائمه(علیهم السلام) اگر بر سیدال (علیه السلام) گریه د از مقام فوق عرشش گریه د. در ناحیه مقدسه آمده: «وَ أُقِیمَتْ لَکَ الْمَأْتَمُ فِی أَعْلَى عِلِّیِّین». [4]

گریۀ انبیا و ملائکه بر عاشورا

خود علییّن مقام فوق العاده بالایی است که فرمود، ارواح انبیا و مؤمنین از علییّن است؛ جسم ما از مرتبة علیین است؛ مؤمنین یعنی سلمان و ابوذر و انبیا هم یعنی ابراهیم خلیل؛ این ها و جسم ما، یعنی جسم نورانی ما و روح ما، فوق علییّن است. اگر سجاد(علیه السلام) بر عاشورا گریسته، این گریه از مقام فوق علییّن است. سجاد(علیه السلام) وقتی گریه می کند از مقام فوق علییّن است و همین طوری که عبادت حسین(علیه السلام)، حسین(علیه السلام)، را در عالم اقامه می کند، شهادت حسین(علیه السلام) نیز همة محبین را به شهادت می رساند. حسین(علیه السلام) که فقط جسمش شهید نشده؛ به تعبیری، حقیقت محمدیه به شهادت رسیده. در روز عاشورا اینکه همة کائنات به گریستن مبتلا شدند فقط به خاطر شهادت مرتبة جسمانی حضرت نیست، این موجودی است که همة کائنات ظل اوست در عالمِ دنیا آمده؛ سیرش هم در زیارت جامعه گفته شده: «وَ أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ». [5] این موجودی که همة کائنات ظل اوست، گریه می کند. شهادت سیدال (علیه السلام) شهادت مرتبة جسمانی این است که جلت المصیبه؛ جل مصیبت را آدم باید بفهمد. عزایی که برای حضرت اقامه شده (علیه السلام) و نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در اعلی علییّن گریستند. اینکه حضرت زهرا(سلام الله علیها) وقتی ناله می کنند جهنم را کنترل نکنند همه را می سوزاند، این کدام مرتبه حضرت است؟ فقط مرتبة جسمانی است یا نه؟ در مرتبة فوق ملکوتشان، بر سیدال (علیه السلام) گریستند. سجاد(علیه السلام) وقتی گریه می کند فقط جسمش نیست، روح این دنیایی نیست، حقیقتِ روح دارد گریه می کند؛ لذا همة ملائکه، همة انبیا، همة جمادات و همة نباتات گریه می کنند.

تشبیه، تشبیه غلطی است. چطور وقتی شما گریه می کنید اگر غصه دلتان را بگیرد همة سلول های بدنتان گریه می کند؟ لذا آدم لاغر می شود. روح غصه دار است ولی چون جسم مس روح است، حالات روح در آن منع می شود و جسم گریه می کند؛ ، روح همة عوالم است. وقتی سجاد(علیه السلام) گریه می کند فقط در منزلت جسمانی اش نیست، در مرتبة فوق ملکوتی اش گریه می کند. اینکه در روایت دارد: «أَشْهَدُ أَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فِی الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ». [6] ضلال عرش عالم اذله ای که عرش دارد. «وَ بَکَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ»، [7] همة سماواتی ها، «وَ الْبِحَارُ وَ حِیتَانُهَا»، [8] در زیارت ناحیه آمده همه گریستند. گریۀ نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، وقتی حضرت در آن مرتبه گریه می کنند، همة ملائکه گریه می کنند. وقتی حضرت در آن منزلت گریه می کنند، جماد، نبات، بهشت و جهنم همه گریه می کنند؛ فقط یک عده هستند که گریه نمی کنند؛ آن هایی که ارتباط محبتشان با حضرت قطع است. بهترین بکا بر سیدال (علیه السلام)، بکا حُبّی است. مؤمن ارتباطات متعددی دارد و این ارتباطات، همۀ حزن ولی خدا را منتقل می کند؛ یکی ارتباط سرشت است. مؤمن، روحش از مرتبة جسم ماست؛ لذا به ما متمایل می شود. روایت «إن شیعتنا منا خلقوا من فاضل طینتنا»، [9] به ما پیوسته اند «یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا». [10] وقتی روح ما غصه دار می شود جسم ما هم غصه دار می شود؛ این ها به هم متصلند. ما که خوشحال می شویم، خوشحال می شود، غصه که می خوریم غصه میخورد.

محبت، وقتی شدید می شود، بیداد می کند. این رابطة محبت بین نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و همة کائنات است. وجود ما مراتبی دارد؛ سر داریم، روح داریم، قلب داریم؛ گاهی جسم آدم گریه می کند، گاهی سر آدم که گریه می کند، بقیه مراتب هم گریه می کنند؛ نمی شود گریه نکنند. سر آدم که خوشحال می شود، بقیه مراتب هم خوشحال می شوند. ما ارتباط سرشت داریم، ارتباط تولی و حُب داریم، ارتباط طینت داریم؛ این ارتباط ها غصه را منتقل می کند. غروب ما گرفته ایم؛ هر چه فکر می کنیم می بینیم چرا؟ فرمود زمان (علیه السلام) غصه دارند، شما هم غصه دار می شوید. در نقل هست دندان نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در اُحد ش ته، اویس قرنی دندانش در یمن در دهانش افتاده، چه ارتباطی؟ همة کائنات چنین ارتباطی با ولی خدا دارند؛ این است که همه گریسته اند.

پس، مصیبت سیدال (علیه السلام) مصیبت مرتبة جسمانی شان نیست. روز عاشورا هر سنگی را برمی داشتی زیرش خون می جوشید. مال این است که این شهادت، شهادت حقیقت است و لذا همة محبین به درجة شهادت رسیدند. این بلای عظیم را ائمه(علیهم السلام) بخصوص سجاد(علیه السلام) در عالم زنده نگه داشتند و فضای عالم وفضای کائنات را فضای مصیبت کرده و این فضای مصیبت تا قیامت وجود دارد؛ حتی در برزخ نیز وجود دارد. در صحنة قیامت حضرت زهرا(سلام الله علیها) وقتی برای شفاعت می آیند، صحنة آوردن پیراهن خونین تمام شدنی نیست. عاشورا عالم را فضای بلا و غصه کرده و ائمه(علیهم السلام) با بکاءِ خودشان، عالم و کائنات را محزون د؛ سجاد(علیه السلام) وقتی گریه می کند، کائنات گریه می کنند. کائنات با حزن و گریة سجاد(علیه السلام) محزون می شوند. همة کائنات می لرزند؛ این فضای بکا و حزن را حضرت چرا این طوری نگه داشتند؟ زنده نگه داشتن این فضا برای این است که آدم باید از این فضا عبور کند تا تطهیر شود. بلای سیدال (علیه السلام)، بلای تطهیر کل عالم است. اگر نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) «حمل ذنوب شیعته» غلامان شیعه روی دوش حضرت قرار داده شدند. حضرت قبول د «إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینا لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ» [11] . خدا گناهان ما را آمرزیده؛ آن چیزی که گناهان را پاک می کند بلای سیدال (علیه السلام) است؛ لذا فضای کل کائنات را فضای حزن می کنند؛ چون کائنات با گناه ما آلوده می شود. «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ» [12] . پاک شدنکل این کائنات و بعد عبورش از مراحلی از رشد به وسیلۀ بلاست؛ لذا فضای بلای عاشورایی تا ظهور و تا قیامت نگه داشته شده است و این فضا، فضای تطهیر است. وقتی (علیه السلام) عبادت می کند، همة عالم سجده می کنند. اباعبدالله(علیه السلام) وقتی گریه می کند، (علیه السلام) با مراتب کاملة خودش، همة عالم غرق در حزن می شود. این فضای نگه داشته شده با حزن (علیه السلام) جابجا می شود. (علیه السلام) است که حالش متحول می شود. در روایتی از رضا(علیه السلام) آمده: اول محرم که می شد پدرم غصه دار بود؛ ی لبخند به لب پدر من نمی دید؛ عاشورا روز حزن پدر من بود؛ از اول محرم قلوب متحول می شود؛ مال این است که غصه ای در دل زمان(عجل الله تعالی فرجه) پیدا می شود. دست ما نیست جابجایش کنیم. شب قدر مال زمان(عجل الله تعالی فرجه) است. ما می توانیم جابجایش کنیم و ببریم شب دوازدهم ماه رمضان؟ نمی شود. حال، بکاء ائمه(علیهم السلام) هم اوقات دارد که فرق می کند. مثل شب که ملائکه آماده اند و همه چیز برای دعا آماده است. شب شنبه آن ح نیست. عالم احوالی دارد که آن احوال برمی گردد به حال (علیه السلام)، (علیه السلام) حالش که متحول می شود کائنات هم متحول می شوند، لذا عاشورا دو جلوه دارد: یک جلوه اش ضیافت است و جمال؛ یک جلوه اش بلاست. ورود به آن ضیافت و شفاعت جز از فضای بلا ممکن نیست. اول باید برویم در فضای بلا با حسین(علیه السلام) تطهیر شویم، بعد برویم در محیط ولایت، ضیافت و شفاعت حضرت. برای اینکه ما بتوانیم بلای حضرت را درک کنیم، سجاد(علیه السلام) فضای کائنات را فضای اندوه کرد و این تا قیامت وجود دارد. تا ما را به بهشت نفرستند این فضا هست و آن اندوهِ عالم به اندوه (علیه السلام) برمی گردد. تا حضرت بیایند، ما باید زنده نگه بداریم. دائما گریه کنید. زنده نگه داشتن یاد (علیه السلام) واجب است. چطور گریه کنید؟ در دعای ندبه آمده: «فلیبک البا و إیاهم فلیندب النادبون و لمثلهم فلتذرف [فلتدر] الدموع و لیصرخ الصارخون و یضج الضاجون و یعج العاجو ن ». [13] ضجه و ندبه و همة این اقسام بادی باشد. تا کجا گریه کند؟ در ناحیه مقدسه آمده: «حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاکْتِیَاب». [14] تا بمیرید و جان بدهید. حضرت (علیه السلام) فرمود: به من خبر دادند از پای یک زن غیر مسلمان خلخال درآوردند، اگر یک جوان بشنود و از غصه دق کند، من ملامتش نمی کنم. قصة اسارت اهل بیت را اگر ی بشنود و دق کند حتما جا دارد. خاصیتش این است که با این بکا، آدم وارد آن حال سجاد(علیه السلام) می شود و با آن حال سجاد(علیه السلام) آدم تطهیر می شود. ح بکاءِ سجاد(علیه السلام) آدم را پاک می کند. با آن حال حضرت ما رشد می کنیم. این جلوة دوم عاشورا بود که جلوة بلاست و گریه را هم خود ائمه(علیه السلام) احیاء د. به ما هم گفتند احیا کنید تا ضیافتش در بهشت. آنجا هر چه خواستید ضیافت را با حسین(علیه السلام) ببینید و شاد باشید. خونتان را در رکاب زمان(عجل الله تعالی فرجه) و در خون خواهی حسین(علیه السلام) بدهید. در کامل ا یارات آمده وقتی می گویند در قیامت بروید بهشت و بساط م و دور و بری های حسین(علیه السلام) گِرد حضرتند؛ سختی های م را نمی بینند و از بهشت برایشان پیغام می آورند که ما آماده ایم، بیایید؛ بساط م جمع می شود و مرکب های نورانیِ بهشتی با جلال و صلوات این ها را می برند؛ در بهشت دور حسین(علیه السلام) را تا م هم رها نمی کنند و اگر ی می خواهد به آن ضیافت برسد باید این بلا را ادامه بدهد.
وداع حسین(علیه السلام)

«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکَ مِنِّی سَلامُ اللَّهِ أَبَدا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ [لِزِیَارَتِکَ ] السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ [وَ عَلَى أَوْلادِ الْحُسَیْنِ ] وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ».[15]

در بعضی آثار استفاده می شود که در بین همۀ مصیبت های سیدال (علیه السلام)، مصیبتِ وداع سیدال (علیه السلام) مصیبت فوق العاده ای ست که قلوب اولیا خیلی متوجه این مصیبت بوده است؛ واقعاً هم سنگین ترین مصیبت بوده است. برای امثال بنده که درک از واقعیت آن مصیبت نداریم، این مصیبت، مصیبتِ سنگینی است. تا چه رسد برای خود سیدال (علیه السلام) و عزیزان سیدال (علیه السلام) که این مصیبتِ وداع حقیقتاً مصیبت آن هاست. این را شنیده اید که صدیقه طاهره(سلام الله علیها) در خواب یا بیداری برای علامه مجلسی(رضوان الله تعالی علیه) پیغام فرستاده بودند که مصیبت فرزندم را بخوان، آن مصیبتی که از و گفتگو می شود. واقعاً خیلی مصیبت سنگینی است. آغاز مصیبت های اصلی عاشورا، از همان وداع سیدال (علیه السلام) است؛ گرچه هریک از آن مصیبت ها، واقعاً مصیبت بزرگ و عظیمی هستند. آن لحظه ای که دیگر حسین(علیه السلام)، هرچه به اطراف و اکناف نگاه کرد، دید ی باقی نمانده که او را یاری و کمک کند؛ لذا خودش آماده شد برای اینکه به میدان و به جنگ دشمن برود. نقل شده وقتی تنها شد، اصحابش را صدا زد:

«یا مسلمَ بنَ عَقیلٍ ... یا عُمَیْر بنَ المُطاعِ ... یا ابْطالَ الصَّفا! یا فُرْسانَ الهَیْجاء! مالى انادیکُمْ فلا تُجیبوُنى وَادْعُوکُمْ فلا تَسْمَعُونى؟».[16]

چرا دیگر جواب مرا نمی دهید؟ سعید ابن عبد الله کجایی که می گفتی حسین جان دشمن به تو نزدیک شده، من نمی توانم ببینم؛ حلقه محاصره را تنگ کرده؟! بلند شو نگاه کن! ببین حسین(علیه السلام) دیگر تنهای تنها شده است. سی هزار لشکر است و حسین(علیه السلام) و یک خیمه زن و کودک. واقعاً همۀ مصیبت های سخت برای خود حسین(علیه السلام) بود، خیلی سخت بود. همۀ آن بزرگان روز عاشورا در مصیبت حسین(علیه السلام) بی طاقت شده بودند. حتی شنیده اید که وجود مقدس قمر بنی هاشم(علیه السلام) در آ ین لحظات وقتی می خواست به میدان برود، مقاتل این گونه نوشته اند که به حضرت عرض کرد: دیگر ام تنگ شده است؛ دشمن به حسین(علیه السلام) خیلی سخت گرفته، دیگر نمی توانم تحمل کنم. اجازه می دهید بروم میدان؟ حالا دیگر همۀ آن صحنه ها و اوج مصیبت اینجاست؛ حسین (علیه السلام)، ولیِّ خدا، تنها شده؛ اینجاست که ملائکه به تلاطم افتادند. ملکوت عالم متلاطم شده. فوج فوج ملائکه آمده اند اجازه بگیرند بیایند حسین(علیه السلام) را یاری کنند. غلغله در ملکوت عالم افتاده. حضرت وقتی نگاه کرد دید ی نمانده، همۀ بنی هاشم رفته اند، اصحاب رفته اند، تکلیف انجام شده، خود حضرت آماده شد که به میدان برود. خودش را به خیمه ها نزدیک کرد. وارد خیمه ها نشد. نوشته اند حضرت تا 12 بار شاید در این روز برای وداع و خداحافظی کنار خیمه هایش آمده. این وداع آ وداع خیلی سنگینی ست. حضرت وقتی وارد صحنه این وداع شدند، دیگر وارد خیمه نشدند. از همان بیرون خیمه عزیزانشان را صدا زدند.

«یا امّ کلثوم، ویا سکینة، ویا رقیّة، ویا عاتکة، ویا زینب، ویا أهل بیتی علیکنّ منّی السلام».[17]

عزیزانم من هم رفتم، خداحافظ. خوب همۀ اهل بیت از سر صبح نگران همین یک لحظه بوده اند.


وداع با حضرت زینب(سلام الله علیها)

شما این جملۀ حضرت زینب(سلام الله علیها) درشب عاشورا را شنیده اید؛ گویای این است که با بودن حسین(علیه السلام) همۀ مصیبت ها قابل تحمل بود. وقتی شب عاشورا حسین(علیه السلام) به حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود: خواهرم! جدم از من بهتر بود، رفت. پدرم از من بهتر بود، مادرم از من بهتر بود، برادرم از من بهتر بود؛ همۀ این ها رفتند. عرض کرد: برادرم! همۀ این ها رفتند، دلم خوش بود که شما هستید. شما جای همۀ آن ها را برای ما پر می کردید. تا شما بودید مصیبت آن ها برای ما قابل تحمل بود. شما که بروید گویا همۀ آن ها رفته اند. لذا در روایات در کامل ا یارات آمده، مصیبت سنگین در حادثه حسین(علیه السلام) این است که با رفتن ایشان دیگر همۀ پنج تن رفته اند. از آن پنج تن ی باقی نمانده است. البته این برای حضرت زینب(سلام الله علیها) قابل درک است. شما اگر این جمله را عنایت کنید، پیداست. خیلی مصیبت حضرت علی اکبر(علیه السلام) برای حضرت زینب(سام الله علیها) سخت است و برای اهل بیت، مصیبت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) سخت است. ولی تا حسین(علیه السلام) هست، این مصیبت قابل تحمل است. وقتی حسین(علیه السلام) می رود تازه همۀ این مصیبت ها زنده می شود. لذا مصیبت اصلی این است که حسین(علیه السلام) دارد می رود. همه وقتی صدای حسین(علیه السلام) را از خیمه ها شنیدند، فهمیدند که این خداحافظی، خداحافظی آ است؛ همه از خیمه ها بیرون ریختند. دور حسین(علیه السلام) حلقه زدند. نمی دانم این سؤال هایی که کرده اند برای چی است؟ دل از حسین(علیه السلام) نمی کنند. من خیلی بعید می دانم که از دختری مثل حضرت سکینه(سلام الله علیها) که حسین(علیه السلام) فرمود:

«امّا سکینة فغالب علیها الاستغراق مع اللَّه»،[18]

حضرت سکینه(سلام الله علیها)مستغرق در خداست؛

این سؤال ها، سؤال های عادی باشد. سؤال کرد: بابا! ما را به چه ی می سپاری؟ بابا! در این بیابان ما را تنها می سپاری؟ بابا! می شود ما را به مدینه جدمان برگردانی؟ بابا! واقعاً آماده مرگ شده ای؟ وقتی متوجه شدند که امر جدیست و حضرت دارند به طرف میدان می روند، دیگر ی نمی توانست این ها را کنترل کند. دست از حسین(علیه السلام) برنمی داشتند. فدای حسین(علیه السلام) که نه دوست، دست از او بر می داشت و نه دشمن به او مهلت خداحافظی می داد. چه کند حسین(علیه السلام)؟ حسین(علیه السلام) است؛ نمی خواهد سخت گیری کند؛ محور محبت است. از یک طرف هم واقعاً دشمن فرصت نمی دهد. اگر حضرت بیش از این کنار خیمه ها بماند، به خیمه هایش حمله می کنند. عزیزانش در معرض خطرند. ولی نمی تواند این مطلب را با این ها در میان بگذارد که عزیزانم، اگر من بایستم دشمن به شما حمله می کند. این برای حسین(علیه السلام) خیلی سخت بود. شنیده اید که حسین(علیه السلام) وقتی از اسب روی زمین آمده بود، دیگر طاقتش تمام شده بود؛ توان ایستادن روی پا نداشت و نمی توانست روی پا بایستد. شمر بین حضرت و خیمه هایش حائل شد. لشکریان حائل شدند؛ حضرت تمام توانش را جمع کرد، روی زانوانش ایستاد و فرمود:

«وَیْحَکُمْ یَا شِیعَةَ آلِ أَبِی سُفْیَانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاکُمْ».[19]

لا اقل در دنیایتان آزاده باشید. من با شما می جنگم، شما با من می جنگید. با زن و بچۀ من چکار دارید؟ حالا حسین(علیه السلام) همین طور که دارد وداع می کند؛ نه عزیزانش ازش دل بر می دارند و نه دشمنش به او مهلت می دهد. در مقتل مرحوم مقرم است که عمر سعد دستور داد خیمه هایش را تیرباران کنید. وقتی تیرهای دشمن به طناب خیمه ها رسید، حضرت دید خیمه هایش در معرض خطر است. دیگر به سرعت از خیمه ها جدا شد و عزیزانش مهلت پیدا ن د که در این لحظات حسین(علیه السلام) را سیر ببینند؛ لااقل وداع و خداحافظی کنند. حسین (علیه السلام) از خیمه ها جدا شد؛ طبق این نقل به خواهرش فرمود: خواهرم! مرا کمک کن؛ بچه ها را به خیمه ببر. حسین(علیه السلام) دستور داد همة بچه ها به خیمه ها بروند و دیگر از خیمه بیرون نیایند. فرمود خیمه را هم بیندازید. دیگر در این بیابان برای شما محرمی باقی نمانده است. حضرت به طرف میدان حرکت می کرد. دیگر مصمم بود که برود به طرف خدای متعال. غروب عاشورا نزدیک می شد. موعدش با خدای متعال رسیده بود. ص را از پشت سر شنید که حسین(علیه السلام) را متوقف کرد. دید خواهرش می دود و یک طوری صدا می زند:

«مهلًا مهلا، یا ابن ا ّهرا».[20]

که اگر حسین(علیه السلام) توقف نکند زینب قالب تهی می کند. گویا هنوز حضرت زینب(سلام الله علیها) آمادة وداع نشده است. لذا حسین(علیه السلام) توقف کرد، این وداع آ انجام گرفت. تصرف کرد در قلب خواهر. خواهر را آماده کرد و رفت میدان. دیگر در خیمه ها بودند. از خیمه بیرون نیامدند. تا آن وقتی که:

«وَ أَسْرَعَ فَرَسُکَ شَارِداً وَ إِلَى خِیَامِکَ قَاصِداً مُحَمْحِماً بَاکِیاً».[21]

ذو الجناح به طرف خیمه ها آمد. خیال د یک بار دیگر حسین(علیه السلام) برای خداحافظی آمده. لذا همه از خیمه ها بیرون دویدند ولی سالار حضرت زینب(سلام الله علیها) را ندیدند. دیدند عجب! اسب آمده، ولی زینش واژگون است. این اسب یک جایی حسین (علیه السلام) را روی زمین گذاشته و آمده. به دنبال اسب حرکت د و آمدند بالای بلندی؛ ای کاش نمی آمدند. فقط من همین جمله کنایه آمیز را بگویم. وقتی رسیدند به بالای بلندی دیدند دشمن زودتر از آن ها آمده. نقل شده حسین(علیه السلام) با گوشه چشم به خواهر اشاره کرد، خواهرم برگردید. برگشتند به طرف خیمه ها ولی هنوز به خیمه ها نرسیده بودند، دیدند عجب اوضاع عالم دگرگون شده؛ زمین می لرزد؛ آسمان تیره و تار شده است. بی بی حضرت زینب (سلام الله علیها) دوید پیش سجاد(علیه السلام). پسر برادرم! چه اتفاقی افتاده؟ باورش نمی آمد. فرمود جان! نگاه کن! نگاه کرد؛ دید سر برادرش بالای نیزه است.

سری به نیزه بلند است در برابر زینبخدا کند که نباشد سر برادر زینب



حجةال و المسلمین میرباقری

منبع:

[1]. الأعراف : 206.
[2] . بحار الانوار /علامه مجلسی/98/320/باب24- کیفیه زیارات صلوات الله علیه یوم عاشوراء... . ص:290.
[3] . الحدید: 23.
[4]. مفاتیح الجنان/شیخ قمی/ زیارت ناحیه مقدسه.
[5]. مفاتیح الجنان/شیخ قمی/زیارت جامعه کبیره.
[6]. الکافی /ثقه ال کلینی/4/576/زیاره قبر عبدالله الحسین بن علی... . ص: 572.
[7]. همان.
[8]. مفاتیح الجنان/شیخ قمی/زیارت ناحیه مقدسه.
[9]. بحار الانوار /علامه مجلسی /53/303/الحکایه الخامسه و الخمسون... .ص: 302.
[10]. بحار الانوار /علامه مجلسی/44/287/باب34- ثواب البکاءعلی مصیبه و مصائب سائر الائمه ع وفیه ادب الماتم یوم عاشوراء... . ص: 278.
[11] . الفتح:1و2.
[12] . الروم: 41.
[13]. مفاتیح الجنان/شیخ قمی/دعای ندبه.
[14]. مفاتیح الجنان/شیخ قمی/زیارت ناحیه مقدسه.
[15]. مفاتیح الجنان/شیخ عباس قمی/1/458/ أول زیارت عاشوراء معروفه است... . ص: 458.
[16]. پژوهشى پیرامون ى کربلا /جمعی ازنویسندگان/293/عمیر بن مطاع ... . ص: 293.
[17]. مع الرکب الحسینى(ج 6)/محمدامین مینی/224/کلام حول السیدة رقیة..... ص: 221.
[18]. سیران و جانبازان کربلا/محمدمظفری سعید/ - سکینه(ع)... . ص: 162.
[19]. بحارالأنوار/مجلسی/45/51/بقیة الباب 37- سائر ما جرى علیه بعد... . ص: 1
[20]. فرهنگ عاشورا/جمعی ازنویسندگان/ 176/3. رجزها و شعارها... . ص: 175.
[21]. بحارالأنوار/مجلسی/98/239/باب 18- زیاراته صلوات الله علیه الملقه... . ص: 148.



مشاهده متن کامل ...
تجلی بلا و مصیبت در کربلا
10 شهر توریستی و ارزان دنیا
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای تفریحی جهان


 اواسط بهمن ماه هر سال که می رسد، انواع و اقسام آگهی های آژانس های مسافرتی را در رو مه های مختلف می بینید، از سواحل ترکیه تا سواحل هند، از چین، ما ی و تایلند تا ارمنستان، گرجستان و آذربایجان و اگر بیشتر هم جنید، یعنی داشته باشید که ج کنید، تور برزیل، آفریقای جنوبی و آرژانتین و البته اروپا در خدمت شماست. با اینکه می گویند هزینه ها بالاست و تورم و این جور حرف ها اما آنهایی که دستشان به دهانشان می رسد، ایام نوروز این سفرهای خارجی را از دست نمی دهند. آنهایی هم که دوست دارند حداقل یک بار به خارج از ایران سفر کنند، حتی شده قرض می کنند یا وام می گیرند تا به این سفرها بروند ...

حالا خیلی از بحث مان دور نشویم، می خواهیم ارزان ترین ای دنیا برای توریست های جهان را معرفی کنیم. دقت کنید برای توریست های جهان، برای مثال هیچ وقت یک ایرانی به شهر نگوسیگالپا پایتخت هندوراس نمی رود، اما شاید خیلی ها از اروپا به این شهر توریستی بروند. با این ا آشنا شوید

نگوسیگالپا مرکز هندوراس در ی مرکزی
نهمین شهر ارزان دنیاست (توجه کنید در این مقاله به ای توریستی می پردازیم، وگرنه در قاره آفریقا، ایی وجود دارند که خیلی ارزانتر است). در مرکز این شهر، آپارتمان دو خوابه برای اجاره ماهی 700 دلار است، در صورتی که اگر همین آپارتمان را در هنگ کنگ اجاره کنید باید 7 هزار دلار بدهید، ضمن اینکه مکان های گردشگری زیادی هم در این شهر خواهید دید و نسبت به مکزیک همسایه شمالی اش خیلی به صرفه تر است.

  10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

بندر کراچی
بزرگترین شهر پا تان، ارزانترین شهر توریستی دنیا نام گرفته است. اجاره بهای یک آپارتمان دو خوابه لو در بالای شهر تنها 350 دلار است، اجاره همان آپارتمان در نیویورک 4500 دلار می باشد، یعنی چیزی حدود 13 براتبر بیشتر. بله، کراچی ارزان ترین شهر دنیاست.

   10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

کلکته در هندوستان
در رده هفتم قرار دارد، یک وعده فست فود در کلکته 3 دلار برای شما آب می خورد، حال مقابل آن مسکو را قرار دهید که باید 20 دلار بپردازید.

      10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

  تونس
اجاره ماهانه یک آپارتمان در این شهر شمال آفریقا، تنها 500 دلار است؛ در حالی که در توکیو شما باید حدود 4900 دلار بپردازید. گرچه انقلاب در این کشور باعث شد که گردشگران زیادی را از دست بدهداما رفته رفته دوباره توریست ها پایشان به این شهر باز شده است، از ایران هم به تونس نتور می برند.

  10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

  آباد، پایتخت پا تان
دومین شهر ارزان جهان ... هر ساله توریست های زیادی از اروپا به این شهر ارزان می روند و البته از آنجا هم به هندوستان سفر می کنند.

  10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

 ماناگوا، پایتخت نیکاراگوئه
در ی مرکزی سومین شهر ارزان جهان است، بهای یک فنجان قهوه در این شهر تنها یک و نیم دلار است.

  10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

 اسکوبیه مرکز مقدونیه
هشتمین شهر ارزان قیمت، تا دلتان می خواهد در این شهر پوشاک ب ید، ضمن اینکه با توجه به سابقه تاریخی آن و با وجود آثار به جای مانده از یونان باستان، این شهر هر ساله میزبان گردشگران زیادی است.

   10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

بیشکک، پایتخت قرقیزستان
چهارمین شهر ارزان دنیا، در آسیای میانه است که اجاره بهای یک آپارتمان دو خوابه لو در این شهر 700 دلار است، این کشور با توجه به مکان های تاریخی اش، پای خیلی از اروپایی ها را به خود باز کرده است.

  10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

  ز پایتخت بولیوی
پنجمین شهر این فهرست است، کشوری در ی جنوبی، قیمت یک وعده فست فود، در این شهر 5 دلار است اما در سائو پائولوی برزیل، شما باید 10 دلار پرداخت کنید، گفتنی است ارزان بودنخدمات مسافرتی در مرتفع ترین شهر دنیا از سطح دریا، بسیاری را از اروپا برای گذراندن تعطیلات به این منطقه می کشاند. البته تنفس در این شهر کمی مشکل است.

   10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

تیرانا پایتخت آلبانی
این کشور اروپایی، 421 هزار نفر جمعیت دارد. در این شهر قیمت یک فنجان قهوه 2 دلار است، ارزان تر از تهران ... در حالی که در لندن شما باید برای یک فنجان قهوه 5 دلار بدهید، در تیرانا با بلیت 5 دلاری به سینما می روید اما در لندن 20 دلار باید بدهید، این شهر در رده دهم ای ارزان دنیا قرار دارد.

 

 

 

   10 شهر توریستی و ارزان دنیا,شهر های ازران دنیا برای گردشگری,ارزانترین شهر های دنیا برای گردشگری

 

 خانواده سبز

دور دنیا با یک کلیک




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
10 شهر توریستی و ارزان دنیا
همراهی ولی خدا با معرفت و محبت
درخواست حذف اطلاعات

علاقه به دنیا، موجب سقوط در فتنه ها

انسان باید خود را با حادثه عاشورا مقایسه کند و ببیند چرا دشمنان نتوانستند کنار سیدال (علیه السلام) قرار بگیرند. همۀ آن هایی که مقابل حضرت ایستادند، جزو طرف داران بنی امیه نبودند. بسیاری از آن ها به خوبی سیدال (علیه السلام) را می شناختند ولی با اینکه ایشان را می شناختند، مقابل او ایستادند.

سیدال (علیه السلام) روز عاشورا دو خطبه خواندند. در خطبۀ اول، خودشان را معرفی د. با اینکه همه ایشان را می شناختند. آن هایی که مقابل حضرت ایستادند، جاهل نبودند. حضرت فرمود: مگر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره من و برادرم نفرمود که،«الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ».[1] این ها بزرگ جوانان اهل بهشت اند. همۀ اهل بهشت جزو سادات اند و این دو، بزرگان اهل بهشت اند.

عده ای در عاشورا احتمال می دادند که جنگ و کشتار پیش نمی آید و کار به صلح کشیده می شود و سیدال (علیه السلام) مثل برادرشان که با معاویه صلح د، با یزید صلح می کنند. حضرت صبح عاشورا دو سخنرانی داشتند. در هر دو سخنرانی، مسألۀ صلح و پذیرش بیعت با یزید و ابن زیاد را رد د. در هر دو سخنرانی با تع ر مختلفی فرمودند که صبح عاشورا جز کشتن و کشته شدن چیزی پیش نمی آید. «وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَلَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِیدِ».[2] هم چنین فرمودند:«أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیَّ قَدْ تَرَکَنِی بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهَاتَ لَهُ ذَلِکَ هَیْهَاتَ مِنِّی الذِّلَّةُ أَبَى اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ جُدُودٌ طَهُرَتْ وَ حُجُورٌ طَابَتْ».[3] مرا مخیر بین شمشیر و ذلت د و ذلت از ما دور است. در عاشورا انی قصد کشتار نداشتند ولی جزو لشکر دشمن بودند و غارت د و یا اگر غارت ن د، روی بلندی ها رفتند و صحنه های خونین قیام را تماشا د، گریستند و برای سیدال (علیه السلام) دعا د.

به راستی چه چیزی موجب می شود که انسان، با معرفت به مقام سیدال (علیه السلام)، با علم به این که او و عزیزانش کشته می شوند و اهل بیتش به اسارت می روند، در صف عمر سعد و ابن زیاد بایستد؟ عمر سعد و ابن زیاد آدم های مجهول الهویه ای نبودند. جبهۀ عاشورا کاملاً شفاف و روشن بود. پیداست آن سو باطل و این سو حق بود. چطور می شود انسانی با معرفت به حق و باطل حاضر شود، در صف باطل بایستد و تا حد خون ریزی به غارت و اسارت بین د؟ به خاطر هواهای نفسانی، تمایلات انسان و تعلق خاطر به دنیاست که هیچ جنایتی بعید نیست. انسان خیال می کند اگر علاقه به دنیا در دل باشد، این علاقه موجب فتنه و معصیت نمی شود.

ی می فرمود: ما هیچ کدام، از تفرعن فراعنۀ مصر دور نیستیم. همۀ این تفرعن و ادعای خ و عنانیت، به نحوی در وجودمان هست، منتها مملکت مان کوچک تر است. مملکت وجودی مان، کوچک تر و محدودتر است، و الا تفرعن در انسان هست. اگر انسان ریشۀ تفرعن را نخشکاند و به ساحل نجات نرسد، در دامن هواهای نفسانی و تعلق خاطر به دنیا، همه جور معصیت و طغیان و سرکشی می تواند بروید. انسان در فرصت هایی که دارد، باید با این هواها و تَمنیات و تعلقات درگیر شود و با آن تسویه حساب کند و الا اگر انسان در این فرصت ها نتواند با این آرزوها و تمایلات و تعلقاتش تسویه حساب کند، در فتنه های سنگین کم می آورد. آدمی که سال ها می خواهد آفتی را از خود دور کند و نتوانسته، دیگر چه امیدی دارد؟ وقتی همۀ این آفت ها سر برمی دارند، دیگر نمی تواند با همۀ آن ها روبه رو شود. انسان آرزوها و آمالی دارد. چنین انسان هایی هر روز انجام کارهای خیر را به فردا موکول می کنند.

برای انسان چیزی جز خضوع به درگاه خدا، جاء و ماس دائمی نمی ماند. اگر خدای متعال انسان را یک لحظه به خودش واگذار کند، همۀ خطاها ممکن است از انسان در یک لحظه سر بزند. اگر خدا انسان را در فتنه های سنگین رها کند، همۀ معصیت های سنگین ممکن است رخ دهد. بنابراین، سرمایه ای برای انسان نمی ماند، جز خضوع و اظهار عجز در پیشگاه خدای متعال و کمک خواستن دائمی از خدای متعال و استغاثه دائمی به ساحت حق. انسان سرمایه ای ندارد که بتواند در فتنه ها و صحنه های سنگین سر بلند بیرون بیاید.

شخصیتی مثل حر بن یزید ریاحی، از فرماندهان دشمن بود. چشم و دل دشمن به او بود ولی در یک لحظه خود را به رساند و راه طولانی را طی کرد و در مقابل همۀ اسارت ها و تعلقاتش ایستاد. اول به محاسبه و سنجش رسید و خود را بین دنیا و آ ت مخیر دید. در یک لحظه از همۀ اسارت ها و تعلقات دنیایی فارغ شد و به از همۀ اسارت ها و بندها و قیودها که در طول سال ها به دست و پا و دلش زده بود، به رسید و بعد در یک لحظه، جانب خدا را گرفت و گزینۀ بندگی و خضوع در مقابل ولی خدا را انتخاب کرد. همه در این راه موفق نمی شوند. در لشکر ابن زیاد تنها چند نفر بودند که خود را به رساندند، با این که حق آشکار بود، بسیاری صدای العطش ک ن سیدال (علیه السلام) را شنیدند و زخم های یاران را دیدند ولی همه نتوانستند از باطل جدا شوند.

بنابراین، باید همۀ ما به فکر باشیم که با این هواها، تعلقات و فتنه های دنیا که می تواند در صحنه های سنگین، عامل غفلت، ج ، سرمستی و غرور انسان شود، تسویه حساب کنیم. انسان باید دائم از خدا بخواهد که ما را به خودمان واگذار نکند. انسان باید نسبت به دیگران با کمال حسن ظن برخورد کند و نسبت به خودش، دائماً بدبین و سخت گیر باشد و تمام حسن ظن و اعتماد و اتکایش به خدای متعال باشد.

معرفت و محبت، سرمایۀ همراهی با ولی خدا

نکته دیگری که قابل تأمل است، این است که چه سرمایه ای در اولیاء خدا و در اصحاب و اهل بیت سیدال (علیه السلام) بود که این سرمایه موجب شد این ها در رکاب سیدال (علیه السلام) بیایند بایستند؛ تا مرز خون دادن؟ چه سرمایه ای را انسان باید به دست بیاورد که این سرمایه موجب شود ولی خدا برای انسان حساب باز کند و دست انسان را بگیرد و در حریم خود راه دهد و از او حمایت کند و به قله های رفیع ببرد؟ چه سرمایه ای باید در انسان باشد که مورد نظر ولی خدا قرار بگیرد؟ معرفت ولی خدا، محبت ولی خدا، طاعت ولی خدا، تسلیم نسبت به ولی خدا، جزو چیزهایی است که اگر در انسان وجود داشته باشد، موجب می شود انسان مورد عنایت و حمایت و دستگیری خدا و اولیای الهی قرار بگیرد.

برادرهای یوسف(علیه السلام) به یوسف(علیه السلام) رسیدند. یوسف(علیه السلام) آن ها را شناخت و همیان شان را پر از گندم کرد و سرمایه شان را هم به آن ها برگرداند ولی خودش را به آن ها معرفی نکرد و بنیامین(علیه السلام) را با نقشه فرا خواند. یکی را طلب می کند و نگه می دارند و خودش را معرفی می کند، ولی دیگری را شناخته، تأمینش می کند و خودش را به او معرفی نمی کند. این ها از ولی خدا رفاه می خواستند، گندم می خواستند، این ها طالب یوسف(علیه السلام) نیستند. این ها متاع دیگری را دنبال می کنند، ولی بنیامین(علیه السلام) این گونه نیست. سرمایه ای دارد که موجب شده یوسف صدیق(علیه السلام) شب و روز با او باشد.

قرآن نقل می کند وقتی یوسف صدیق(علیه السلام) اتهام ی به بنیامین(علیه السلام) زدند، با م خودش این کار انجام شد. به او فرمودند اگر می خواهی بمانی، باید تهمت ی را به جان ب ی. یکی از برادرها به حضرت یوسف(علیه السلام) عرض می کند: یکی از ما را نگه دارید، ما به پدرش قول دادیم که او را به سلامت برگردانیم. حضرت می فرماید:«مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ».[4] به خدا پناه می بریم که ی را نگه داریم که متاعمان را پیش او یافته ایم.

شب عاشورا، سیدال (علیه السلام) به اصحاب و اهل بیتش فرمود: بروید که دشمن مرا می خواهد. کاری با شما ندارد. اول ی که صحبت کرد قمر بنی هاشم(علیه السلام) بود.

زهیر به سیدال (علیه السلام) عرض کرد: یابن رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دوست داشتم خدا هزار بار مرا می کشت و دوباره زنده می کرد و دوباره جان مرا می گرفت و این هزار بار کشته شدن موجب می شد مرگ از شما و اهل بیت تان دور شود. انسانی که تحمل یک بار مرارت مرگ را ندارد، چطور می شود به وسعت و عظمتی برسد که مرگ برایش بازیچه باشد؟ این سخنی است که زهیر شب عاشورا در آن محفل گفته و مبالغه هم نیست.

حسین(علیه السلام) عرضه می دارد: «الهی مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ».[5] خدایا ی که تو را نیافته، چه یافته و چه دارد! و ی که تو را دارد، چه ندارد؟

یک موقعی است که انسان عوالم را آزمایش نکرده و از سر خامی و نپختگی این حرف ها را می زند، این جمله کوچک است. هنوز لذت های دنیا در ذائقه اش جلوه نکرده و اگر بچشد، این حرف ها را می زند. ی هم هست که همۀ هستی را تجربه کرده و بعد از تجربۀ همۀ هستی و عوالم به خدا عرضه می دارد. انسان می تواند به مقامی برسد که اهل تجارت نباشد و به گونه ای محبت و معرفت در او شکل بگیرد که نخواهد تجارت کند، ولی خدا را بخواهد. خودش و منفعت خودش را نمی بیند ولی اگر تاجر اهل معرفت باشد، بهتر از سیدال (علیه السلام) را پیدا نمی کند. این معرفت، معرفتی است که به انسان کمک می کند.

در زیارت عاشورا عرض می کنیم:«فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ».[6] از خ که به من کرامت معرفت شما و اولیای شما را داد و مرا گرامی داشته و به واسطه این معرفت و رزق به من برائت داده ، از خ که این دو جود را به من عطا کرده، می خواهم مرا همراه شما در دنیا و آ ت قرار بدهد و ثبات قدم صادقانه ای در دنیا و آ ت نزد شما به من بدهد و همیشه در آستان شما باشم.

هیچ کرامتی بالاتر از این معرفت نیست. برکاتی که در دامن این معرفت می روید و به بار می نشیند، قابل مقایسه با بهشت و درجات آن نیست. کدام معرفت است که موجب می شود انسان به همراهی با اولیاء خدا به ثبات قدم نزد ولی خدا برسد و بتواند خود را به سیدال (علیه السلام) برساند و در محضر سیدال (علیه السلام) باشد، ثابت قدم بایستد و از رکاب سیدال (علیه السلام) جدا نشود؟

سعید بن عبدالله پیش روی حضرت ایستاد. پیرمرد نورانی ای است که سینۀ خود را سپر و از تیرها استقبال کرد و آن ها را به جان ید که حضرت بخواند. وقتی حضرت شان تمام شد، این پیرمرد به زمین افتاد. مقاومتش هم فقط برای دفاع بود. تیر اول کافی بود که انسان را از پا در بیاورد. سیزده چوبه تیر پشت سر هم بر بدن این پیرمرد نشست، ولی ایستاد. که تمام شد، روی زمین افتاد. به حضرت عرض کرد: وفا ؟ حضرت فرمودند:«نَعَمْ أَنْتَ أَمامى فِى الْجَنَّة».[7] در بهشت هم پیش روی من هستی.

این که انسان در بهشت هم در محضر ولی خدا باشد، بسیار ارزش مند است و هیچ نعمتی بالاتر از این نیست. این چه معرفتی است که موجب می شود انسان به این ثبات قدم برسد؟ هیچ چیزی بهتر از همراهی ولی الله نیست. به راستی چه لذتی، چه نشاطی، چه نعمتی، چه سروری و چه بهجتی، بیشتر از سرور لقاء اولیای خدا می ارزد؟

در بعضی روایات نقل شده که در بهشت، انوار سیدال (علیه السلام) تجلی می کند و متناسب با درجات افراد فرق می کند. بعضی ها هفته ای یک بار، سالی یک بار، بعضی ها چند سال یک بار، این نور را می بینند. نقل است که بهشتی ها در طول این مدت مدهوش آن یک جلوه اند و از خدای متعال می خواهند که جلوه ای از سیدال (علیه السلام) را نشان دهد.

مجلس سیدال (علیه السلام)، مجلس ملائکۀ خداست. ملائکه در این مجلس می آیند و پر و بال خود را زیر پای عزاداران سیدال (علیه السلام) پهن می کنند، مجلسی که انسان هم نفس با ملائکه است. در این مجالس انسان راحت و سبک است و سخنی از لهو و لعب ها نیست.

سعید بن عبدالله کمال انبساط و نشاطش در این است که مقابل سیدال (علیه السلام) بایستد و تیرها و نیزه ها به بدنش بخورد و مقاومت کند. در روایات نقل شده که این ها درد تیر و نیزه را نمی فهمیدند، این گونه عاشق بودند و لذت می بردند. ی که به مقام عبودیت می رسد، فارغ از این هاست. دیگران هم بودند ولی دیگران یکی از این تیرها را نمی توانستند تحمل کنند. نه تنها تیرها بلکه فشارها و تنگناها را هم نمی توانستند تحمل کنند. بالاترین لذت ها، ابتهاج ها و سرور ها در آن مقام است ولی به آن مقام ی راه پیدا می کند که فارغ شده باشد، والا اگر انسان را آن جا ببرند، چیزی جز عذاب و رنج برایش وجود ندارد. حالاتی بین اولیاء خدا و خداست که آن حالات برای هیچ فردی در هیچ عالمی پیدا نمی شود، نه در دنیا و نه در آ ت. ولی آن ح و سرور و انس برای انسانی است که به آن ظرفیت ها رسیده است. ی که به آن ظرفیت ها نرسیده، آن حضورها برای او جز رنج و مل نیست. معرفت و محبت، ره توشه و سرمایۀ انسان است و می تواند انسان را به همراهی و ثبات قدم در نزد ولی خدا به مقام عندکم برساند. «وَ أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ».[8] انسان باید در همۀ احوال، خواب، بیداری و عباداتش، عند الحسین(علیه السلام) باشد.


ذکر مصیبت

یکی از جلوه هایی که خیلی سنگین بوده، ماجرای طفل شش ماهه سیدال (علیه السلام) است. چگونه حضرت او را به میدان آورد؟ بعضی نوشتند وقتی حضرت تنها شد، به میدان آمد و مقابل دشمن استغاثه و استنصار کرد و صدای گریه از خیمه ها بلند شد و فرمود: «الا ناصر فینصرنا الا مِن ذاب یذب عن حرم رسول اللَّه (صلّی الله علیه و آله و سلّم)».[9]جوابش را ندادند و کف زدند و هلهله د. صدای گریه از خیمه ها بلند شد. حضرت آمد کنار خیمه ها و فرمود: عزیزان من تا من زنده ام، بلند گریه نکنید. دشمن مرا شماتت می کند.

بعضی نوشته اند دو طفل سیدال (علیه السلام) در عاشورا به شهادت رسیدند. طفلی در همان عاشورا به دنیا آمد و آن را دست حضرت دادند و حضرت خم شد که او را ببوسد. هنوز لب های حضرت آشنا نشده بود که دشمن او را هدف قرار داد.

حجةال و المسلمین میرباقری


منبع:
[1]. من لایحضره الفقیه، شیخ کلینی، ج4، ص420، و من ألفاظ رسول الله ص الموجزة ی لم یسبق الیها...، ص: 376.
[2]. بحارالأنوار، مجلسی، ج44، ص191، باب 26، مکارم أخلاقه و جمل أحواله وتاریخه...، ص: 189.
[3]. همان، ج45، ص83، بقیة الباب 37، سائر ما جرى علیه بعدبیعة الناس...، ص: 1.
[4]. یوسف : 79.
[5]. بحارالأنوار، مجلسی، ج95، ص226، باب 2، أعمال خصوص یوم عرفة و لیلتها...، ص: 212.
[6]. مفاتیح الجنان، ص 457، أول زیارت عاشوراء معروفه است...، ص: 457.
[7]. مع الرکب الحسینى، عزت الله مولایی، ص182، عمرو بن قرظة الأنصاری(رضوان الله تعالی علیه) ...، ص: 181.
[8]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ج1، ص: 45، أول زیارت عاشوراء معروفه است ...، ص: 457.
[9]. ذخیرة الدارین فیما یتعلق بمصائب الحسین، جمعی ازنویسندگان، ص: 456، سعد بن الحرث الأنصاری واخوه ابوالحتوف بن الحرث ...، ص: 456.



مشاهده متن کامل ...
همراهی ولی خدا با معرفت و محبت
درس هشتم
درخواست حذف اطلاعات

سوره «حمد»

اهمیت سوره «حمد» در قرآن و روایات
(ره)  فرمود: « ، معجونی الهی است که سعادت فرد و جامعه را در دنیا و آ ت تضمین می کند». ما در ، اذکاری را به زبان جاری می کنیم که اولین آن‏ها، ذکر «الله اکبر» بود. سپس سورۀ «حمد» (مادرِ قرآن، امّ الکتاب، عصاره و چکیدۀ کتاب‏های آسمانی) را می‏خوانیم. المؤمنین (علیه السلام)  فرمودند: «خداوند کتاب‏های آسمانی را در قرآن و قرآن را در سورۀ «حمد» خلاصه کرده است. سوره «حمد» هفت آیه دارد؛1 یعنی به تعداد هفت آسمان، به تعداد روزهای هفته، به تعداد طواف های دور خانۀ خدا، به تعداد سعی و صفا و مروه و رمی‏ ای که حاجیان در سرزمین منا انجام می‏دهند. حکمتی در این عدد (7) وجود دارد.

سوره «حمد» شفای دردهاست
سورۀ «حمد» شفای دردهای جسمی، روحی، فردی و اجتماعی است. در روایات آمده: اگر سورۀ «حمد» را بر مُرده ای خو د و آن مُرده زنده شد، تعجب نکنید. این سوره، انسان را زنده می کند، ولی متأسفانه ما با مفاهیم و معانیِ این آیات، آشنایی چندانی نداریم.
اهمیت قرائت
در رساله های عملیه مراجع بزرگوار آمده است: اگر گزار جمله، کلمه، حرف و حرکتی را اشتباه ادا کند، ِ او باطل است. بنابراین، باید تلاش کنیم قرائتِ مان را صحیح و تا جایی که امکان دارد، زیبا کنیم. قرائت صحیح، واجب و قرائت زیبا، مستحب است. معصومان (علیهم السلام)  ما را به قرائت های زیبا سفارش کرده‏اند. سجاد (علیه السلام)  فرمودند: اگر (صلی الله و علیه و آله)  آن قرائتی که در توانشان بود را در می خواندند، مردم بی‏هوش می شدند.
ما باید در این امور وقت بگذاریم و نشان دهیم خدا و دینمان را دوست داریم. بدیهی است که زیبایی را همه دوست داریم و وقتی قرائت زیبایی را می شنویم، لذت می‏بریم. امروزه نوارهای صوتی و سی دی  کار را راحت‏تر کرده‏ اند و علاوه بر این، در همۀ مساجد کشور، اساتید قرآن و ون عزیز هستند. در چند جلسه قرائت هایمان تصحیح می‏شود.

1 . جیلانی،بیان الاحکام،ص33. سرالکتب المنزله فی القرآن و سر القرآن فی فاتحۀ الکتاب و سر الفاتحۀ الکتاب فی بسم الله الرحمن الرحیم و سر بسم الله الرحمن الرحیم فی نقطۀ تحت الباء.

چرا را باید به زبان عربی بخوانیم؟
چرا را باید به زبان عربی بخوانیم؟
 در پاسخ به این سؤال باید گفت: دینِ در سرزمین عربستان نازل شده است، و قاعدتاً هر کت از آسمان نازل شود، به زبان مردم همان سرزمین است. دینِ برای مردم آن‏جا نیست و برای همۀ اهالی کرۀ زمین است، ولی به زبان آن‏ها نازل شده است. در این‏که خداوند کامل‏ترین و آ ین دینش را به زبان عربیِ مبین فرستاده است، حکمتی وجود دارد و در روایات آمده: که اهل بهشت، هم عربی سخن می‏گویند.1
ویژگی زبان عربی
زبانِ عربی، زبان بسیار فصیح، و زیبایی است. سزاوار است، انی مانند: فارس زبان ها، ترک زبان ها، انگلیسی زبان ها و... با زبان دینشان آشنایی پیدا کنند، چرا که فهم آیات قرآن و روایات در گرو دانستن زبان عربی است.
ترجمۀ قرآن به‏ جای قرآن!
 بعضی افراد سؤال می‏کنند: آیا به جای قرآن نمی‏ توان ترجمۀ قرآن را قرائت کرد؟ در پاسخ این سؤال باید گفت، ترجمه گویاییِ عربی را ندارد؛ علاوه بر این اگر این شیوه مرسوم شود، معلوم نیست چه بلایی سرِ نسل های بعد پیش می آید. این کلام، کلامِ خداست، و کامل، جامع، زیبا و جذاب است.
عربی، زبان بین‏ المللی است، و یکی از ایده های مترقیِ ، همین زبان بین‏ المللی است. برای مثال، اذان باید در همه جا به زبان عربی گفته شود. اگر قرار بود چینی ها به زبان چینی اذان بگویند، مسلمانان دیگر چیزی متوجه نمی شدند، اما وقتی همۀ مسلمانان در هر کجای دنیا با زبان عربی «الله اکبر» بگویند، مسلمانان دیگر می گویند این‏جا مسلمان ها هستند و  این‏جا حتماً مسجد است.
نظریۀ مترقی

امروزه دنیا به دنبال ایده ای به نام «جهانی‏ سازی» است. هزار و چند صد سال پیش در پی یکپارچه شدن جهان بود؛ آن هم به زبانی که کامل‏ترین کتاب (قرآن) به آن زبان است.

آیۀ اول: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
آیۀ اول: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت المومنین (علیه السلام)  دربارۀ آیۀ: ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ﴾ فرمودند: این آیه، خلاصۀ قرآن است. 1
این آیه فقط چهار کلمه دارد، اما سخنان بسیاری در خود نهفته دارد. می‏توان گفت: انرژیِ متراکم معنویت، در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ است.
معانی «بِسْمِ اللَّهِ» بسم الله
«بِسْمِ اللَّهِ» معانی گوناگونی دارد که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می شود.
1. بِسْمِ‏ اللَّهِ؛ کمک گرفتن از خدا
کارم را با کمک خدا آغاز می کنم. فکر و برنامه‏ ریزی ، اما نمی دانم در این کار موفق خواهم شد یا نه؛ البته دلم آرام است، چراکه خ که مرا می شناسد و دوستم دارد، حتماً کمکم می کند. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، یعنی به کمک خدا و با توکل بر خدا.
2. بِسْمِ‏ اللَّهِ؛ برای خدا کار
«بسم‏ الله» یعنی به رنگ خدا و به خاطر خدا کار . ی نمی‏تواند به خاطر خدا ی و جنایت کند. این جمله به‏ گونه‏ ای است که مسلمانان را از ناهمواری ها، زشتی‏ ها و پلیدی ها دور می کند. ، موقع ش تن قفل نمی‏تواند بگوید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. اگر بگوید، همه به او می خندند. انسان همین که می گوید «بِسْمِ‏ اللَّهِ» حیا می کند؛ یعنی کارِ من برای خدا و به نام خداست. به جز نامِ خدا، نام چه ی را می‏توان بُرد؟ نام پادشاهان، سلاطین، قهرمانان و ... را ببریم؟، همۀ آن‏ها موجودات ضعیف و محتاجی هستند.
3. بِسْمِ‏ اللَّهِ؛ یعنی نشانۀ بندگی
ریشۀ واژۀ «اسم»، از «سمو» به معنای نشانه است. هنگامی که سرویس ظروف یداری میکنید نشان آن کارخانه را دارد. «بِسْمِ اللَّهِ» یعنی من بندۀ خدا هستم، من مسلمان هستم، من مؤمن هستم، من خوان هستم. پیغمبر اکرم (صلی الله و علیه و آله)  فرمودند: در آغاز تمام کارهایتان «بِسْمِ اللَّهِ» بگویید؛2 کوچک باشد یا بزرگ، پیدا باشد یا پنهان، مادی باشد یا معنوی. هنگام خو دن، غذا خوردن، کتاب خواندن، کار و... بگو: ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ﴾. این، آرم بندگی است. یعنی انسان‏هایی که داری هنر یا مدرکی هستند، با گفتن «بسم الله» در مصاحبه‏ ها اِبا دارند. مثلاً چون شخص مدرک کارشناسی ارشد دارد، به خود مغرور شده و از گفتن این ذکر در آغاز سخن پرهیز می‏کند. قوی‏ترین مرد جهان با بیماری سرماخوردگی از پا می افتد! ما هرچه داریم از خداست. هستیِ ما از خداست، آغازِ ما از خداست، پایانِ ما از خداست، سر و کار ما با خداست. به این امور افتخار کنیم؛ هم‏چنان که حضرت (علیه السلام)  از بندۀ خدا بودن افتخار می‏کرد.

آیۀ دوم: ﴿الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾

آیۀ دوم: ﴿الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾ الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم
﴿الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾ یعنی تمام سپاس ها و تمام ستایش ها، مخصوصِ خداست، چراکه همۀ نعمت ها، زیبایی ها و بزرگی ها برای خداست. این نقاش هم که این نقاشی را به تصویر کشیده، حافظۀ او، سلامت او، مغز او،  شۀ او، دست او و چشم او از خداست. این نگاهِ انسانِ خداپرست است. خداوند «رَبِّ الْعَالَمِینَ» است؛ یعنی پرورش‏دهندۀ جهانیان است.

واژۀ «الله» در قرآن و دعا
بیشترین اسمی که از خدا در قرآن آمده، نام مقدس «الله» است. تمام «دعای جوشن کبیر» را در کلمه «الله» می‏توان خلاصه کرد. در دعای جوشن کبیر 1001 صفت خدا بیان شده است که تمام این اوصاف در واژۀ «الله» گنجانده شده است. واژۀ «الله» بیش از سه هزار بار در قرآن آمده است.
معنای واژۀ «رب»
 واژۀ «رَبِّ» تقریباً نهصد بار در قرآن آمده و یکی از اسم های زیبای خداست. «رب» به معنای صاحب، پرورش ‏دهنده، مدبر و مدیر است. بنابراین »رب‏العالمین» به این معناست که خداوند، تدبیر امور عالم را به عهده دارند.
بعضی افراد در زمان جاهلیت فکر می د خداوند، جهان را آفریده و کنار رفته است! در مقابل انبیا (علیهم السلام)  به بشر آموختند که خداوند جهان را آفریده و هم‏اکنون حاکمیت و مدیریت دارد و تدبیر می کند؛ و اگر لحظه ای نظر خداوند از این جهان کنار زده شود، همۀ جهان در هم فرو می ریزند. خداوند، پرورش‏دهندۀ همۀ ستاره ها، پروانه ها، گنجشک ها، دریاها، آب ها، سنگ ها، خاک ها، کوه ها و انسان ها و... است.
شکرگزاری
 سورۀ حمد با بسم الله الرحمن الرحیم ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ﴾ آغاز می‏شود؛ سپس مسئله شکر خدا، مطرح می‏شود. در این‏جا سازندگی های هویدا می شود. در هر باید فکر کنیم  خدا به ما چه نعمت هایی داده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: وإن تعدوا نعمة الله لا تحصوها إن الله لغفور رحیم ﴿وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ﴾؛1 اگر بخواهید نعمت های خدا را بشمارید، نمی توانید.
بنابراین، خ که پرورش انسان ها و حیوانات و درختان و بقیۀ موجودات به دست اوست، شایستۀ شکرگذاری و ستایش است؛ اوست که برای موجودات اه ی قرار می دهد و آن‏ها را ی می کند تا به سمت هدف حرکت کنند.
وظیفۀ انسان در برابر نعمت‏ها
افسوس که انسان ناسپاس است! قرآن می فرماید:
ــ  قتل الانسان ما اکفره ﴿قُتِلَ الإنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ﴾؛2 مرگ بر انسان! چقدر ناسپاس است.
ــ  و کان الانسان کفورا ﴿وَ کَانَ الإِنْسَانُ کَفُورًا﴾؛3 انسان ناسپاس است.
ــ و اذا انعمنا على الانسان اعرض ﴿وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ﴾؛4 هنگامی که ما به انسان نعمت می دهیم، او رو می گرداند.
ــ  یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ﴿یا ایُها الاِنسانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الکَریم﴾؛5 ای انسان! چه چیز تو را در برابر خداوند کریم مغرور کرده است؟!

قرآن بسیار از ناسپاسی انسان ها شکایت کرده است. به شخص می گوییم: خو ؟ می گوید: قرصش را خوردم! مس ه می کند. او نمی‏داند که خدا نیازی به ما ندارد؛ او کلیدی دست ما داده تا هدایایش را افزون کند. خداوند هدیه‏ های بی‏شماری به ما داده است؛ اگر بیشتر می خواهیم باید تشکر کنیم. در قرآن آمده:

لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذ لشدید

﴿لَئِنْ شَکرْتُمْ لَاَزیدَنَّکمْ وَ لَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ﴾؛6 اگر شکر کنید خدا نعمت هایش را می افزاید: اگر ناسپاسی کنید عذاب من شدید است.

آیۀ سوم: ﴿الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾

آیۀ سوم: ﴿الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾  الرحمن الرحیم
مهرورزیِ عام خداوند
﴿الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ دو اسم از اسامی خداست. ریشۀ «رحمان» و «رحیم» مهرورزی است، اما معناهایشان با هم متفاوت است؛ «رحمان» یعنی خدا مسلمان و غیرمسلمان، کمونیسم، شرقی، غربی، سیاه، سفید و... همه را دوست دارد؛ به بیانی دیگر، خداوند برای همه باران می فرستد، برای همه رزق می فرستد، برای همه گیاهان را می رویاند، برای همه خورشید را می آورد. این رحمانیت خداست.
مهرورزی خاص خداوند
«رحیم» یعنی خداوند عده خاصی را ـ که مؤمنان هستند ـ برای همیشه دوست دارد. «رحمان» یعنی همه، اما «رحیم» یعنی همیشه. خداوند دو گونه مهر دارد؛ مهری به همۀ موجودات و مهری به جمعی، اما برای همیشه. خداوند مؤمنان را برای همیشه تا صحنۀ رستاخیز دوست دارد؛ در واقع، خداوند یک مهر خاصی به همۀ مردم و شهروندان به طور عام و به فرزند، همسر، برادر و... به طور خاص علاقه داریم؛ این رحیمیّت است.




آیۀ چهارم: ﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾

آیۀ چهارم: ﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ مالک یوم الدین
 از حسن مجتبی (علیه السلام)  روایت شده: پدرم وقتی در به آیۀ ﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ می رسید، گاهی صد بار آن‏را تکرار می کرد و می گریست.
﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ یعنی خداوند، صاحب روز جزاست. خداوند هم مهر داد و هم قهر؛ البته مهرش بیشتر از قهرش است. آدم ها اگر فقط به مهر خدا توجه کنند، لوس می شوند و اگر فقط به قهر خدا فکر کنند، مأیوس می شوند. بنابراین، توازن و تعادلی باید بین این دو برقرار شود.
در آیۀ قبل، صحبت از رحمانیت و رحیمیت خداوند بود، اما در این آیه، از قهر خداوند سخن به میان آمده است. ما روزی را در پیش داریم که همۀ انبیا خبرِ آمدنش را دادند و مطمئناً آن روز را خواهد آمد. «یوم الحساب» و «یَوْمِ الدِّینِ» معروف است. پنجاه هزار سال، طول آن روز است. انسان ها باید در آن روز، پاسخ‏گوی اع ان باشند. دادگاهی در آن روز برگزار خواهد شد و حاکمی می آید و از ما دربارۀ کارهایمان سؤال می کند. فکر دربارۀ آن روز ما را از گناه دور می کند.
شایان ذکر است، خداوند مالک دنیا هم هست، اما چون در این‏جا به ما اختیاری داده ما فکر می کنیم کاره ای هستیم؛ اما در آ ت عمیقاً می فهمیم که خداوند، مالک ما و آ ت است. روز قیامت گفته می شود: کارها دستِ کیست؟ همه می گویند: «الله الواحدُ القهار»؛ دست خدای مقتدر است.
«قیامت» در آیات قرآن
تقریباً 1500 آیۀ قرآن دربارۀ قیامت است. یاد قیامت، حساب، کتاب، صراط، میزان، بهشت، جهنم و... تأثیر بسزایی در رفتار و اعمال ما دارد. گرامی (صلی الله و علیه و آله)  هنگامی که در مکه بودند با آیات سوره های جزء 28 ، 29 و 30 قرآن، که غالباً دربارۀ آ ت و قیامت است، مسلمانان را تربیت و تعذیر می‏ د. مسلمانان نیز از شنیدن این آیات می‏لرزیدند و به گریه می‏ افتادند.
خوف (صلی الله و علیه و آله)  از آیات قیامت
آیه ای دربارۀ جهنم نازل شد؛ (صلی الله و علیه و آله)  گریه کرد، گزاران هم گریه د. گریۀ مردم به‏ زودی تمام شد، اما گریۀ (صلی الله و علیه و آله)  ادامه پیدا کرد. گفتند: چه‏ کار کنیم که گریۀ ایشان تمام شود؟ سلمان فارسی گفت: باید از حضرت فاطمه (علیها سلام)  بخواهیم تا به ما کمک کند. حضرت فاطمه (علیها سلام)  قبول فرمود؛ آن‏گاه از خانه به مسجد آمد و پرسید: پدرجان! چرا این گونه جان‏سوز گریه می کنی؟ فرمود: دخترم! امروز جبرئیل این آیه ها1 را نازل فرمود. حضرت زهرا (علیها سلام)  تا این آیه ها را شنید افتاد و غش کرد.
این چه احساسی بوده که معصومان (علیهم السلام)  دربارۀ قیامت داشته اند و ما نداریم! ما قرآن می خوانیم، اما آیات بهشت و جهنم برای ما فرقی ندارند. مانند ماشین فرسوده‏ای شده‏ ایم که عقربه های برق، باطری، و کیلومترشمار آن کار نمی‏کنند. روح ما هم گاهی آن‏قدر می میرد که هیچ‏کدام از این عقربه هایش کار نمی کند. چطور المؤمنین (علیه السلام)  ﴿مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ﴾ را صد بار تکرار می کنند، اما ما خیلی راحت از کنارش می گذریم؟! این‏ها سازندگی های است.


آیۀ پنجم: ﴿إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ﴾ ایاک نعبد و ایاک نستعین
 از صادق (علیه السلام)  روایت شده: سورۀ «حمد» دارای دو قسمت است؛ قسمتی از آن دربارۀ اوصاف خداست و قسمت دیگر آن دربارۀ درخواست‏های ما از خداست.1 بنابراین، آیۀ پنجم سوره «حمد» آغاز بخش دوم سوره است.
﴿إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ﴾ ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی: تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم.
هدف، پرستش خداست
المؤمنین (علیه السلام)  فرمودند: ان (علیهم السلام)  آمدند انسان‏ها را از عبادت غیر خدا باز دارند و آن‏ها را به عبادت خدا متمایل کنند.
انسان چه بخواهد و چه نخواهد، جذب ی می شود، به ی یا چیزی عشق می ورزد، ی را می ستاید و ی یا چیزی مانند ستاره، خورشید، طاغوت، بت، نفس، ، زن، پول، مقام و... را می‏پرستد. انبیا (علیهم السلام)  گفتند: که ای انسان! ارزش تو بسیار بالا و والاست؛ تو فقط باید خدا را پرستش کنی تا شبیه خدا شوی. آیۀ پنجم سوره «حمد» نیز به این موضوع اشاره دارد: خدایا، تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم، چراکه فقط تو پشتیبان، خالق، رازق و مددکار مایی.

آیۀ ششم: ﴿اهدِنَاالصِّرَاطَ المُستَقِیمَ﴾
آیۀ ششم: ﴿اهدِنَاالصِّرَاطَ المُستَقِیمَ﴾ اهدنا الصراط المستقیم
 هر گزار در شبانه ‏روز ده بار باید بگوید: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ﴾  اهدنا الصراط المستقیم ؛ پروردگارا، ما را به راه مستقیم هدایت بفرما!
هدفِ نزول قرآن
قرآن کریم برای هدایت بشر آمده است. عبارات «هدی للمتقین» و «هدی للناس» نیز گویای این مطلب‏ اند. انبیا (علیهم السلام)  نیز برای هدایت آمده اند. البته در این میان، شیاطین برای گمراهی انسان کمر بسته‏ اند. به همین دلیل، ما هر روز و شب و به کمک خدا محتاجیم و این دعا را در مان می خوانیم: خدایا، ما را به راه راست هدایت کن! در زندگی انتخاب های گوناگونی، مانند انتخاب شغل، رشته، سفر، رفیق، همسر و ... وجود دارند. خداوند در همۀ این‏ها باید دست ما را بگیرد، تا درست انتخاب کنیم.
«راه مستقیم» کدام است؟
در مقابلِ راه مستقیم راه های غیرمستقیم وجود دارد؛ به بیانی دیگر، در مقابلِ راه مستقیم که راه میانه و معتدل است، راه افراط و تفریط قرار دارد؛ بعضی ها زیاده‏ روی می کنند و بعضی ها کند روی؛ یعنی به بعضی از مسائل و نیازهای زندگی‏شان توجه دارند، اما از بعضی دیگر غافل هستند. اگر به همۀ نیازها برسیم، در صراطی مستقیم حرکت کردیم. راه غیرمستقیم، راه وسوسه های ی، راه طاغوت ها، راه دنیا طلبی و راه بدون دلیل و منطق است.
«راه مستقیم» از نظر قرآن
راه مستقیم از نظر قرآن چه راهی است؟ در سورۀ هود آمده: ان ربی علی صراط مستقیم ﴿إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴾؛1 پروردگارِ من، بر راه مستقیم استوار است. در جای دیگر خداوند خطاب به گرامی می‏فرماید:  انک علی صراط مستقیم ﴿إِنَّکَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ﴾؛2 ای ! تو بر صراط مستقیم هستی. هم‏چنین در قرآن آمده: و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم ﴿وَ أَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ﴾؛3 عبادت من، راه مستقیم است. از صادق (علیه السلام)  نیز روایت شده: و اللّه نحن الصراط المستقیم «واللهُ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ»؛4 به خدا قسم، ما راه مستقیم هستیم.
امت ی بعد گرامی (صلی الله و علیه و آله)
پیغمبر (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: بعد از حضرت موسی (علیه السلام)  یهودی ها 71 فرقه شدند؛ یک فرقه اهل نجات بودند و بقیه به انحراف رفتند. بعد از حضرت عیسی (علیه السلام)  ی ها 72 فرقه شدند؛ یک فرقه اهل نجات بودند و بقیه گمراه شدند؛ و در دین من، مسلمان ها 73 فرقه خواهند شد و تنها یک فرقه اهل نجات هستند. آن فرقه را هم اکرم (صلی الله و علیه و آله)  توصیف کرده و نشانه هایش را بیان کرده است. ایشان فرمودند:
ان مثل أهل بیتی فیکم کمثل سفینة نوح من رکبها نجا  و من تخلف عنها غرق إنَّ مَثَلَ أهلَ بَیتی فی أمّتی کَمَثل سَفینةِ نُوح مَن رَکِبَها نَجَی و مَن تَخَلَّفَ عَنها غَرَق؛5 مَثَل اهل‏بیت من، مَثَل کشتیِ نوح است؛ هر که سوار شد نجات می یابد و هر که ترک کرد، نابود خواهد شد.
همان‏طور که پیش‏تر نیز گفته شد، صادق (علیه السلام)  در روایتی، ان معصوم (علیهم السلام)  را صراط مستقیم معرفی د؛ بنابراین، سایر گروه ها به انحراف کشیده شده‏ اند، هر چند سخن از و قرآن بگویند.
 بجاست در این درس، به نکاتی دربارۀ «راه مستقیم» اشاره شود:
1. راه مستقیم نسبت به اشخاص و زمان ها و شرایط، متفاوت است
 راه مستقیم نسبت به اشخاص، زمان ها و شرایط، متفاوت است. نمی‏توان نسخۀ ثابتی برای تبیین راه مستقیم داشت. گاهی ممکن است راه مستقیم سکوت باشد و گاهی سخن؛ گاهی ممکن است بذل مال باشد و گاهی نگه‏داری مال؛ گاهی نثار جان باشد و گاهی تحصیل علم. صراط مستقیم در موقعیت های گوناگون، فرق می کند؛ روزی جهاد، روزی دیگر انفاق و روزگاری عبادت و اعتکاف.
2. آنان که در صراط مستقیم‏ اند، نباید دیگران را تحقیر کنند
انی که در صراط مستقیم بوده و از شرایط و امکانات ویژه ای برخوردارند، نباید دیگران را تحقیر کنند. طبق روایت اکرم (صلی الله و علیه و آله) : ایمان ده درجه دارد که بعضی در درجۀ اول، بعضی در درجۀ دوم و بعضی در درجه سوم هستند، چراکه ظرفیت افراد مختلف است. آن‏هایی که در درجات بالا هستند، مراقب درجات پایین باشند و غرور نداشته باشند.6
3. در صراط مستقیم بودن مهم است و مهم‏تر از آن، استمرار آن است
در صراط مستقیم بودن مهم و استمرار آن، مهم‏تر است؛ هم‏چنان که گفته می‏شود: انقل بودن مهم است، اما انقل ماندن مهم‏تر است. شخصی از المؤمنین (علیه السلام)  پرسید: مگر شما در صراط مستقیم نیستید؟! فرمود: چرا؟ گفت: پس چرا باز می گویید: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ﴾؟ فرمود: برای آینده و سرانجام کارم این دعا را می‏خوانم.7 بندگان، همیشه محتاج این کمک‏ خواهیِ از خدا هستند. مؤمنان همواره می‏گویند: پروردگارا! دستم را بگیر و راه را به من نشان بده! اشخاص بسیاری بودند که در میانۀ راه، راه را گم کرده و به بی راهه رفته اند.
4. تشخیص صراط مستقیم خیلی دشوار است
 نکتۀ چهارم این است که  تشخیص صراط مستقیم بسیار دشوار است، چراکه دشمن گزینه‏ ها و راه های مشابهی را پیش روی ما می گذارد؛ از این رو، همواره باید از خداوند مدد بخواهیم، به ان معصوم (علیهم السلام)  توسل کنیم و از توکل به خداوند بهره‏ مند شویم، تا راه نجات و رستگاری را بی م.
«صراط مستقیم» در آیات و روایات
ان معصوم (علیهم السلام)  در روایات بسیاری « راه مستقیم» را تبیین فرمودند. ایشان، افراط و تفریط را شاخص صراط مستقیم از غیرمستقیم معرفی د: بعضی به‏ قدری دچار آرزوهای طولانی (بعد اَمَل) می‏شوند که انگار هیچ وقت از این دنیا نمی روند؛ گاهی آن‏قدر به‏ سوی دنیا‏ طلبی می روند که حرص تمام وجود  آنان را فرامی گیرد. بعضی تمام وجودشان را امید، بعضی تمام وجودشان را یأس و بعضی تمام فکر و جانشان را شادی و بدمستی و بعضی تمام جسم و روحشان را یاغی‏گری و سرکشی فرامی‏گیرد. انسان‏ها باید از خوف و رجا و امید و ترس تعادل و توازن داشته باشند. قرآن کریم می فرماید:
و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذالک قواما ﴿وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ ‏یُسْرِفُوا وَ لَمْ‏ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا﴾؛8 انى که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف مى‏ نمایند و نه سخت‏گیرى بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالى دارند.
مردی در وصیت نامه‏ اش همۀ اموالش را به دیگران بخشیده بود. مسلمانان تصور می د که این شخص کار خوبی انجام داده است. این اتفاق را به اکرم (صلی الله و علیه و آله)  گزارش دادند؛ پیغمبر (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: اگر من به این مطلع بودم، اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمان ها خاک کنند؛ پس برای زن و بچه‏ اش چه چیزی گذاشته است؟!

بخشش اندازه دارد، انفاق اندازه دارد، ایثار اندازه دارد. هم به خود، هم به خانواده، هم به دنیا و هم به آ ت باید توجه داشت؛ اگر مجموعۀ این‏ها متوازن و متعادل باشد، این همان صراط مستقیم است.

آیۀ هفتم: ﴿صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِالمَغضوبِ عَلَیهِم وَ لَاالضالین﴾

آیۀ هفتم: ﴿صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِالمَغضوبِ عَلَیهِم وَ لَاالضالین﴾  صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین
«راه مستقیم» چه ویژگی‏هایی دارد؟
در آیۀ ششم سورۀ حمد، سخن از راه مستقیم بود؛ حال آیۀ هفتم سوره، به بیان و توضیح راه مستقیم می‏ پردازد. در این آیۀ آمده: صراط الذین انعمت علیهم ﴿صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ﴾؛ راه آنان که نعمت‏های ویژه ای به آن‏ها دادی. خداوند به همۀ بندگانش نعمت داده، اما «هدایت» نعمت ویژه و هدیۀ خاصی است که خدا به بعضی از بندگانش که بخواهند می دهد.

چهار گروه در راه مستقیم

خداوند در سوره «نساء» گروه‏هایی که بدان‏ها، نعمتِ «هدایت» را عطا فرموده، معرفی کرده است:

و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و ال ء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا

﴿وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدیقِینَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئِکَ رَفِیقاً﴾؛1 هر که از خدا و اطاعت کند، پس آنان (در قیامت) با انى همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است، مانند ان، صدّیقان، شهیدان و صالحان و اینان چه همدم‏ هاى خوبى هستند.
گزار درواقع هر روز و شب از راه انبیا، ، صدیقین و صالحان یاد می کند و اوضاع خودش را بررسی و خودش را با آن‏ها هماهنگ می کند.
در ادامۀ آیۀ هفتم سورۀ «حمد»، خداوند نشانۀ دیگری را برای تشخیص «صراط مستقیم» بیان می‏کند:
غیر المغضوب علیهم و لا الضالین ﴿غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ﴾؛ نه راه آنان که غضب‏ شدگانند و نه راه گمراهان.
«غضب‏ شدگان» چه انی‏ اند؟
مصداق‏ های «غضب‏ شدگان» را در قرآن کریم باید پیدا کنیم. این جمله را ما هر روز و شب به زبان جاری می کنیم، اما شاید خودمان از غضب‏ شده ها و گمراهان باشیم. باید کلمۀ «گمراه» و کلمۀ «غضب‏ شده» را در قرآن رصد کنیم و ببینیم دربارۀ چه ی و کجا به کار رفته است. خداوند به قوم بنی‏ عزت و سروری داد، اما آن‏ها رفتار درستی را در پیش نگرفتند؛ از این رو، مورد غضب خداوند واقع شدند. در بنی‏ ، بازاری‏ها رباخوار شدند، علما رشوه‏ خوار شدند، جوان ها بی غیرت شدند، ن هوسران شدند و...؛ خداوند نیز بر آن‏ها غضب کرد. باید واژه‏های «غَضِبَ» و «مَقت» به‏ معنای خشم را در قرآ« رصد کنیم. خداوند در قرآن کریم، اقوامی مانند قوم یهود، قوم لوط، پیروان طاغوت ها، منافقان و... را قرآن جزء مغضوبان معرفی کرده است. «ظالین» و گمراهان نیز انی هستند که هم خودشان گمراهند و هم دیگران را گمراه می کنند. باید دربارۀ این مسئله بی شیم که: چطور امکان دارد انسانی که در مسیر درست حرکت می کند، گمراه شود.
« » از منظر قرآن
 خداوند متعال چهارده بار در قرآن « » را دشمن ما معرفی کرده است. یکی از کارهای گمراه انسان‏هاست. به خداوند عرضه داشت: بندگانت را از مسیر صراط مستقیم دور کرده و آن‏ها را بدبخت می کنم.
خداوند هم به او فرمود: بندگانِ خالص من، فریب تو را نمی خورند. بنابراین، «اخلاص» کیمیایی است که نزد هر باشد، نمی تواند در او نفوذ کند.
خواندن سوره‏ای  بعد از سورۀ «حمد»
گزار حتماً باید سورۀ «حمد» را رکعت اول و دوم هر ی بخواند. در روایات آمده: لا صلاة الا بفاتحة الکتاب؛2 ِ بدون سورۀ حمد نداریم. بعد از سورۀ حمد باید سورۀ دیگری نیز خوانده شود که به انتخاب گزار است؛ البته محدودیت هم وجود دارد؛ برای مثال، سوره‏های: سجده، نجم، علق و فصلت را نمی‏توان خواند، چراکه آیه ای در این چهار سوره وجود دارد که سجدۀ واجب دارد؛ چهار سورۀ دیگر هم در جزء سی‏ام قرآن است که این‏ها را باید دو تا دو تا خواند. سورۀ حمد را نیز نمی‏توانیم بخوانیم. به‏جز این سوره‏ها، گزاران می توانند هر سوره ای که می خواهند بخوانند. یکی از دلایل و حکمت‏ های خواندن سوره در ، خواندن قرآن و انس با این کتاب آسمانی است.
فلسفۀ از دیدگاه معصومان (علیهم السلام)

در روایتی از صادق (علیه السلام)  آمده است: فلسفۀ ، احیای قرآن است.3 رضا (علیه السلام)  نیز در روایتی، فلسفۀ را احیای قرآن معرفی می‏کنند؛ تا مسلمان ها قرآن را کنار نگذارند بسیار آن را قرائت کنند. از این روست که در ، واجب شده سوره ای قرائت شود. شایسته است، سوره های متنوعی را حفظ کنیم و سوره های طولانی‏ تری را در بخوانیم و با قرآن انس پیدا کنیم.

سورۀ «توحید»
سورۀ «توحید»
یهودی ها، ی ها و مشرکان به (صلی الله و علیه و آله)  می‏گفتند: خدای خودت را معرفی کن! پیغمبر گرامی (صلی الله و علیه و آله)  فرمودند: صبر می کنم تا از سوی خدا وحی‏ نازل شود. بعد از مدتی این سوره نازل شد: بسم اللّه الرحمن الرحیم و قل هو اللّه احد ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾؛ بگو او خدای یکتا است. الله الصمد ﴿اللَّهُ الصَّمَدُ﴾؛ خداوند بی نیاز است. ﴿الله صمد﴾ یعنی همه به او میل و شوق دارند. لم یلد ولم یولد ﴿لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ‏ یُولَدْ﴾. ی ها می گفتند: عیسی، پسرِ خداست. یهودی ها می گفتند: عزیر، پسرِ خداست. مشرکان می گفتند: بت ها، دختران خدا هستند. این آیه همه را رد کرده است. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ‏ یُولَدْ؛ نه زاییده و نه زاییده شده است. خداوند از ازل بوده و تا ابد خواهد بود و از ی متولد نشده است. او واجب‏ الوجود است و با ممکنات هم‏ سنخ نیست. ی نیز از خدا زاییده نشده است؛ همه، مخلوقات خدا هستند، نه مولود خدا. لم یلد ولم یولد ﴿لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ‏ یُولَدْ﴾ این افکار انحرافی و نادرست مشرکان، ی ها و یهودی‏ها را تصحیح می کند. و لم یکن له کفوا احد ﴿وَ لَمْ‏ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ﴾؛ و برای خدا هیچ نظیر و شریکی وجود ندارد.
اهمیت سورۀ «توحید»
هرچند سورۀ «اخلاص» کوتاه است، اما سورۀ بسیار مهمی است. حضرت (علیه السلام)  بسیار این سوره را در هایش می خواند. یکی از اصحاب از دنیا رفت. (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: نود هزار فرشته در تشییع جنازۀ او حاضر بودند، پرسیدند: چرا؟ فرمود: او بسیار سورۀ توحید می‏خواند.1 در بعضی از ماه مبارک رمضان، هزار بار خواندن سورۀ «توحید» سفارش شده است. در این سوره، توحید خالصانۀ خدا بیان شده است.
پس گزار سورۀ حمد را و سورۀ دیگر را به انتخاب خودش می خواند. ان (علیهم السلام)  ما سوره هایی را پیشنهاد کرده اند؛ حتی به تفکیک روزهای هفته و به تفکیک ها. کتاب شریف مفاتیح‏ الجنان به این روایات پرداخته و آن‏ها را در دسترس مسلمانان و شیعیان قرار داده است. البته بعضی از کتاب‏های احکام نیز به این موضوع پرداخته‏ اند. پیروی از این سفارش‏ها و دستورات، موجب انس بیشتر با قرآن می‏شود.





مشاهده متن کامل ...
درس هشتم
(ص) در کلام سلیمان(ع)
درخواست حذف اطلاعات

 

 

نصّ بشارات عهدین
در همۀ ادیان حقیقی و حتی در فلسفۀ یونان، از مردی سخن می‌رود که مخلوق اول در آفرینش است؛ انسانی که خداوند روح او را قبل از هر چیزی آفرید و وی را رئیس این جهان کرد. او قبل از آنکه به طور جسمانی به این جهان بیاید ناظر فعّال اعمال بشر بوده است. همۀ انبیاء در میان قوم خود او را به عنوان «منجی جهان» معرفی کرده‌اند و به آمدن او بشارت داده‌اند. لذا همۀ اقوام جهان منتظر آمدن بزرگترین خدا هستند. خصوصیت منجی در این است که خداوند داوریِ روز جزا را به او س . او مخلوق نخست است و «شاهد» اعمال انسان‌ها. انبیاء به مردم تعلیم داده‌اند که هر به او ایمان آورَد حتی اگر کار خوبی نیز نکرده باشد در نهایت از دوزخ بیرون خواهد آمد. در عوض، کافران به او جاویدان در جهنم خواهند ماند. او صادر اول، عقل کل، نور جهان، واسطۀ فیض، خلیفة الله و ریسمان اتصال زمین و آسمان است. همۀ انبیاء محدود به زمان و مکان و قومیت خود هستند اما او رسول مطلق خدا است، برای همۀ زمان‌ها و همۀ مکان‌ها و برای همۀ انسان‌ها.


 

نصّ بشارات عهدین
در همۀ ادیان حقیقی و حتی در فلسفۀ یونان، از مردی سخن می‌رود که مخلوق اول در آفرینش است؛ انسانی که خداوند روح او را قبل از هر چیزی آفرید و وی را رئیس این جهان کرد. او قبل از آنکه به طور جسمانی به این جهان بیاید ناظر فعّال اعمال بشر بوده است. همۀ انبیاء در میان قوم خود او را به عنوان «منجی جهان» معرفی کرده‌اند و به آمدن او بشارت داده‌اند. لذا همۀ اقوام جهان منتظر آمدن بزرگترین خدا هستند. خصوصیت منجی در این است که خداوند داوریِ روز جزا را به او س . او مخلوق نخست است و «شاهد» اعمال انسان‌ها. انبیاء به مردم تعلیم داده‌اند که هر به او ایمان آورَد حتی اگر کار خوبی نیز نکرده باشد در نهایت از دوزخ بیرون خواهد آمد. در عوض، کافران به او جاویدان در جهنم خواهند ماند. او صادر اول، عقل کل، نور جهان، واسطۀ فیض، خلیفة الله و ریسمان اتصال زمین و آسمان است. همۀ انبیاء محدود به زمان و مکان و قومیت خود هستند اما او رسول مطلق خدا است، برای همۀ زمان‌ها و همۀ مکان‌ها و برای همۀ انسان‌ها.

مخلوق اول در آفرینش

اولین انسانی که بر زمین آمد حجت خدا بود و آ ین ی هم که از آن رخت بر می‌بندد حجت خدا است. حق تعالی میان خود و مخلوقاتش «واسطه»‌ای قرار داده که از بُعد ، به خداوند شبیه است و از بعد جسمانی خلقتش به ما انسان‌ها. این «واسطه» (mediator)، همان مخلوق اول خداوند در آفرینش، برترین انسان و غایت الغایات وجود است. فقط با این واسطه است که می‌توان به حضرت حق، تقرب جست. کمال ما انسان‌ها شباهت جستن به این مخلوق اعلای خدای تعالی است؛ و هر که بدو شبیه‌تر، انسان‌تر.
اقوام و امت‌های جهان به تعلیم ان، مخلوق نخست را می‌شناختند. او در نزد یونانیان با نام لوگوس logos (عقل کل) معروف بوده است. اقوام سامی‌نژاد او را صوفیا (sophia) می‌نامیدند که به معنای «عقل کل» آمده است.[1] در حدود پانصد سال قبل از میلاد، عده‌ای از موحّدان یونان که از بت‌پرستی هموطنان خود بیزار بودند انجمن دوستداران صوفیا (philo-sophia) را بنیان گذاشتند. مکتب آنها به «فلصفه» مشهور شد. آنها مردم را دعوت می‌ د تا به سخنان عقل کل (صوفیا) گوش بسپارند و او را ستایش کنند. تالس، هراکلیتوس و پارمنیدس از بنیانگذاران فلصفه بودند. تعلیمات آنها در ستایش عقل بیرونی (صوفیا یا لوگوس) موضوع اصلی فلصفه بود و لذا حکمای بعدی بدون استثناء از او سخن گفته‌اند و وجوه مختلف این حقیقت را بسط داده‌اند: سقراط، افلاطون، ارسطو، رواقیان، نوافلاطونیان و غیره. بعدها فلسفه از این حقیقت دور افتاد و این مکتب را بر عقل بشری مبتنی کرد. فلاسفۀ متأ از این حقیقت با عنوان «روح جهانی» (universal soul) یاد می‌کنند، یعنی روحی که در همۀ جهان حضور دارد.
مخلوق اول در قوم یهود با نام‌ها و القاب مختلفی شناخته می‌شده است: منجی یا ماشیَح (messiah) ، روح خدا، بندة‌ خدا، مخلوق اول، نور خدا،‌ پادشاه یا رئیس جهان، رسول خدا و برگزیدة او، وعده‌شده از ذریة ابراهیم، وجه الله،‌ و خصوصیات عظیم دیگر.
غایت ما در این مقال، اثبات این موضوع است که چنین موجودی نه تنها حقیقی است بلکه هر یک از این اسامی و عناوین، وجهی از وجوه با عظمت این مخلوق کامل خداوند را معرفی می‌کنند. و ثانیاً اینکه عالمان و عرفای قوم یهود، همگی مخلوق نخستین خدا را حمد و ستایش می‌ د و به واسطة شناخت او بود که به معرفت خدای تعالی نائل می‌گشتند.
 (ص) در کلام سلیمان(ع)

مخلوق اول در دین یهود

در میراث دینی یهودیان و یان، مطالب صحیحِ بسیاری دربارۀ مخلوق نخست خداوند یافت می‌شود. مفهوم منجی و خصوصیات او که در فوق مذکور آمد همگی برگرفته از تورات و انجیل است و دین نیز آنها را تأیید می‌کند. نزاع این ادیان از زمانی شکل می‌گیرد که می‌خواهند برای این شخص مصداق تعیین کنند. یهودیان می‌گویند که منجی (ماشیَح) هنوز ظهور نکرده، یان وی را حضرت عیسی(ع) قلمداد می‌کنند و مسلمانان خصوصیات آن جناب را بر حضرت رسول‌الله(ص) منطبق می‌دانند.
در سنت یهود برای مخلوق خدای تعالی در آفرینش، سه تعبیر به کار رفته است: نور، عقل و ماشیح (منجی). جالب توجه است که در روایات ی نیز مخلوق اول با همین سه تعبیر معرفی شده است: نور، عقل و حقیقت محمدیه (مخلوق اول در ، موضوع مقالۀ دیگری است).
در ابتدای تورات کنونی آمده است که خداوند در روز اول آفرینش «نور» را آفرید و او را نیکو یافت [سفر پیدایش 1/ 3 و‌ 4]. در کتاب امثال سلیمان در مجموعه عهد عتیق، سخنانی از قول حکمت (wisdom) مذکور است که او خود را اولین مخلوق خدای تعالی معرفی می‌کند. علمای یهود بر این حقیقت صحّه گذاشته و چنین گفته‌اند:

چون خداوند «عقل» را قبل از هر چیز دیگر آفرید، «او تعالی» بایستی این کار را از روی نیّت خاصی انجام داده باشد. [ آبراهام کهن، گنجینه‌ای از تلمود،‌ 1350، ص 54]

اما در جای دیگری از تلمود، از یک انسان کامل‌ و عظیم‌الشأن با لقب ماشیح (منجی یا پادشاه جهان) به عنوان مخلوق اول خدای تعالی یاد شده است:

از آغاز خلقت عالم، پادشاه ماشیح به دنیا آمد. زیرا ( وم وجود او) حتی پیش از آنکه جهان آفریده شود، به ذهن (خداوند) خطور کرد. (بسیقتا رباتی،‌152 ب) [گنجینه‌ای از تلمود، ص 352]

در ادامه کهن، گردآورنده این کتاب از تلمود، چنین نوشته است:

طبیعی است که تحقیقات فراوانی دربارة اینکه ماشیح چه ی خواهد بود به عمل آمده،‌ و برای روشن شدن این مطلب آیه‌های کتاب مقدس به دقت مطالعه و موشکافی شده است. جملگی دانشمندان یهود دربارة یک نکته متفق الرأی بوده‌اند، و آن این است که ماشیح یک انسان خواهد بود که از طرف خداوند مأمور انجام وظیفة خاصی خواهد شد. تلمود در هیچ جا به این اعتقاد که ماشیح ممکن است یک ناجی و موجود فوق انسانی باشد، اشاره‌ای نمی‌کند. [گنجینه‌ای از تلمود،‌ ص 352]

در کتاب امثال سلیمان از مجموعه عهد عتیق، سخنانی از قول حکمت (عقل کل) نقل شده که او خود را مخلوق نخست خدای تعالی معرفی می‌کند:

خداوند مرا مبدأ طریق [آفرینش] خود داشت، قبل از اعمال خویش از ازل. من از ازل برقرار بودم. از ابتدا پیش از بودن جهان، هنگامی که لجّه‌ها نبود من مولود شدم. وقتی که چشمه‌های پر از آب وجود نداشت. قبل از آنکه کوه‌ها بر پا شود. پیش از تل‌ها مولود گردیدم. چون زمین و صحراها را هنوز نساخته بود و نه اول، غبار ربع مس را. وقتی که او آسمان را مستحکم ساخت من آنجا بودم و هنگامی که دایره را بر سطح لجّه قرار داد. وقتی که افلاک بالا را استوار کرد و چشمه‌های لجّه را استوار گردانید. چون به دریا حدّ قرار داد تا آب‌ها از فرمان او نکنند و زمانی که بنیاد زمین را نهاد آنگاه نزد او معمار بودم و روز به روز شادی می‌نمودم و همیشه به حضور او اهتزاز می‌ و اهتزاز من در آبادی زمینِ وی، و شادی من با بنی‌آدم می‌بود. [امثال 8/ 22 تا 31]

بدین سان می‌توان گفت که مخلوق نخست، معمارِ این جهان نیز هست زیرا خدای تعالی به وساطت و نظارت او، جهان را آفرید و تدبیر امور مخلوقات را به وی سپرد. او عقل کامل است و انسان‌ها بهرة عقل خود را از او گرفته‌اند. به سخن مخلوق نخست گوش بسپاریم که حضرت سلیمان(ع) از او شنوده و نقل کرده است:

م و حکمت کامل، از آنِ من است. من فهم هستم و قوّت از آن من است. به من، پادشاهان سلطنت می‌کنند و داوران به عد فتوا می‌دهند. به من، سروران حکمرانی می‌نمایند و شریفان و جمیع داوران جهان. من دوست می‌دارم آنانی را که مرا دوست می‌دارند و هر که مرا به جدّ و جهد بطلبد خواهد یافت. ت و جلال با من است، توانگری جاودانی و عد . ثمرة من از طلا و زر ناب بهتر است و حاصل من از نقرة خالص. در طریق عد می‌ امم، در میان راه‌های انصاف، تا مال [دارایی] حقیقی را نصیب محبّان خود گردانم و خزینه‌های ایشان را مملو سازم. [امثال 8/ 14 تا 21]

همانطور که پیداست این عقل در جهان به طور حاضر است. او بهترین چیزی است که در دنیا می‌شود آن را جست و طلب کرد. حضرت آدم(ع) پس از او بود که حیات یافت و صاحب فهم شد.
 (ص) در کلام سلیمان(ع)

منجی در کلمات سلیمان(ع)

حضرت سلیمان(ع) هنوز نوجوان نشده بود که خداوند در رؤیای صادقه از او خواست تا میان «حکمت» و «حکومت»، یکی را برگزیند. او‌ حکمت را طلبید و خداوند علاوه بر آن، حکومت پدرش داوود(ع) را نیز به او به ارثیت داد.

پس‌ خدا وی‌ را گفت‌: «چونکه‌ این‌ چیز را خواستی‌ و طول‌ ایام‌ برای‌ خویشتن‌ نطلبیدی‌، و ت‌ برای‌ خود سؤال‌ ننمودی‌، و جان‌ دشمنانت‌ را نطلبیدی‌، بلکه‌ به‌ جهت‌ خود حکمت‌ خواستی‌ تا انصاف‌ را بفهمی‌، اینک‌ بر حسب‌ کلام‌ تو ‌ و اینک‌ دل‌ حکیم‌ و فهیم‌ به‌ تو دادم‌ به‌ طوری‌ که‌ پیش‌ از تو مثل‌ تویی‌ نبوده‌ است‌ و بعد از تو ی‌ مثل‌ تو نخواهد برخاست‌. و نیز آنچه‌ را نطلبیدی‌، یعنی‌ هم‌ ت‌ و هم‌ جلال‌ را به‌ تو عطا فرمودم‌ به‌ حدی‌ که‌ در تمامی‌ روزهایت‌ ی‌ مثل‌ تو در میان‌ پادشاهان‌ نخواهد بود. و اگر در راههای‌ من‌ سلوک‌ نموده‌، فرایض‌ و اوامر مرا نگاه‌ داری‌ به‌ طوری‌ که‌ پدر تو داود سلوک‌ نمود، آنگاه‌ روزهایت‌ را طویل‌ خواهم‌ گردانید.» [1پادشاهان 3/ 11 تا 14]

وقتی که حضرت داوود(ع) از دنیا رفت، سلیمان(ع) نوجوان بود. او با این حکمت خداداد توانست به درستی حکومت کند. در تمام مدت حکومت وی، جنگی در نگرفت و صلح و امنیت در سراسر فلسطین حکمفرما بود. خداوند به درخواست دیگر سلیمان پاسخ داد و کاری کرد که دهان مخالفانش بسته شود. طبق آنچه قرآن کریم نقل می‌کند دعای سلیمان(ع) این بودکه خداوند یک حکومت بی‌بدیل به او عطا فرماید (سورۀ ص/ 35). از کاظم(ع) نقل است که مقصود سلیمان آن بود تا مردم بفهمند که حکومت او از جانب خدا است و نه ارث پدرش. لهذا خداوند باد را تحت فرمانش قرار داد، تا به نرمى او را هر جا که بخواهد ببرد، و ­ها را تحت فرمانش قرار داد تا براى وى بناهای عالى ساختند، و با فرو رفتن در اعماق دریا، جواهرات گرانبها آوردند، و زبان پرندگان را به وی آموخت، و بساط قدرت او را بر پهنة زمین گستراند و پابرجا ساخت. به این ترتیب، مردم فهمیدند که حکومت سلیمان به سلطنت پادشاهانی که مردم بر خود برمى‏گزینند، و یا حاکمانی که از راه جنگ و ستم بر آنان سلطه یافته‏اند، هیچ شباهتى ندارد.[2]
حضرت سلیمان در کتاب امثال در عهد عتیق، از آنچه گوش‌هایش از دهان حکمت ــ مخلوق نخستین خدای تعالی ــ شنیده برای پسرش حکایت می‌کند تا او نیز حکمت را بطلبد و به سخنش گوش بسپارد:

آیا حکمت [wisdom] ندا نمی‌کند و فطانت آواز خود را بلند نمی‌نماید؟ به سرِ مکان‌های بلند به کنارة راه، در میان طریق‌ها می‌ایستد. به جانب دروازه‌ها به دهنة شهر، نزد مدخلِ دروازه‌ها صدا می‌زند که «شما را ای مردان می‌خوانم و آواز من به بنی‌آدم است. ای جاهلان زیرکی را بفهمید، و ای احمقان عقل را درک نمایید. بشنوید زیرا که به امور عالیه تکلّم می‌نمایم و گشادن لب‌هایم استقامت است. دهانم به راستی تنطّق می‌کند و لب‌هایم شرارت را مکروه می‌دارد. همة سخنان دهانم بر حق است و در آنها هیچ چیز کج یا معوّج نیست. تمامیِ آنها نزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت مستقیم است. تأدیب مرا قبول کنید و نه نقره را، و معرفت را بیشتر از طلای خالص. زیرا که حکمت، از لعل‌ها بهتر است و جمیع نفایس را به او برابر نمی‌توان کرد. من حکمتم و در زیرکی س ت دارم و معرفت تدبیر را یافته‌ام. ترس خداوند، مکروه داشتن بدی است. غرور و تکبّر و راه بد و دهان دروغگو را مکروه می‌دارم. م و حکمت کامل (= عقل کامل یا تمام عقل) از آنِ من است. من فهم هستم و قوّت از آنِ من است. به من پادشاهان سلطنت می‌کنند...» [امثال 8/ 1 تا 15]

سلیمان(ع) پس از آنکه پسر خود را توصیه می‌کند که «بر عقل خود تکیه مکن» و «خویشتن را حکیم مپندار» [امثال 3/ 5 و 7] او را به حکمت الهی دعوت می‌نماید:

خوشا به حال ی که حکمت را پیدا کند و شخصی که فطانت را تحصیل نماید. زیرا که تجارتِ آن از تجارتِ نقره و محصولش از طلای خالص، نیکوتر است. از لعل‌ها گران‌بهاتر است و جمیع نفایس تو، به آن برابری نتواند کرد. به دست راست وی، طولِ ایام است و به دست چپش، ت و جلال. طریق‌های وی طریق‌های شادمانی است و همة راه‌های وی سلامتی می‌باشد. به جهت آنانی که او را به دست گیرند درخت حیات است و ی که به او متمسّک می‌باشد خجسته است. خداوند به حکمت خود زمین را بنیاد نهاد و به عقل خویش آسمان را استوار نمود. [امثال 3/ 13 تا 19]

در سخن سلیمان نبی(ع) دیده می‌شود که حکمت (عقل)، مخلوق اول خداست و یگانه واسط‌ در امر آفرینش موجودات.
اما کتاب دیگری به نام «حکمت سلیمان» به آن حضرت منسوب است که بسا شیرین‌تر و خواندنی‌تر و معرفت بخش‌تر است. گرچه علمای یهود این کتاب را در سنت خود محسوب نمی‌دارند اما یان کاتولیک آن را از دیرزمان در شمار کتب قانونی خود قرار داده‌اند. این رساله، از جمله هفت کتاب عهد عتیق است که کاتولیک‌ها افزون بر پروتستان‌ها قانونی می‌دادند. این هفت رساله به طور مجزا به فارسی ترجمه شده است: نگا. کتاب‌های قانونی ثانی، ترجمه پیروز سیار، نشر نی، ‌تهران،‌
 (ص) در کلام سلیمان(ع)
رسالۀ مورد بحث، «حکمت سلیمان» خوانده شده چون حاوی مناجات‌های حضرت سلیمان با «حکمت» است؛ همان عقل کل و مخلوق نخست خدای تعالی. اشتیاق سلیمان به مؤانست با حکمت، از کلمات این کتاب هویدا است. او حکمت را پرتوی از نور لایزال حق تعالی معرفی می‌کند که بر گیتی حکم رانده، ان خدای را تربیت می‌نماید:

جنبندگیِ حکمت،‌ فزون از هر ی است
به سبب پاکی خویش، از همه چیز در می‌گذرد و در همه چیز نفوذ می‌کند
همانا نفحه‌ای از قدرت خداست
رایحه‌ای بس خالص از مجد خدای قادر است
از این روی هیچ آلودگی بدان ره نمی‌یابد
چه، پرتوی از نور جاودانی [یعنی خداوند متعال] است
آینة بی‌زنگاری از فعل خداست
صورتی از نیکیِ اوست.
از دیگر سو، چون یگانه است بر همه چیز قادر است
چون در ذات خویش ثابت است، مایة نو شدن عالم است
و در گذر ایام، با گذار از نفوس مقدس
ایشان را دوستان خدا و ان می‌گرداند
چه، خدا جز آن را که با حکمت همخانه می‌شود دوست نمی‌دارد.
همانا از آفتاب زیباتر
از جمله صور فلکی برتر
و از نور والاتر است.
چه، از پی نور شب می‌آید
لیک بدی بر حکمت غالب نمی‌آید.
از این سوی عالم تا آن سوی، به قدرت، بال می‌گسترد
و بر گیتی به نیکی حکم می‌راند.
از عنفوان جوانی، او را گرامی می‌داشتم و در طلبش بودم
بر آن می‌کوشیدم تا به همسری‌اش گیرم و دلدادة زیباییش گشتم.
(او) اصل شریف خود را با زیستن در خلوت خدا، نمودار ساخته است.
چه، سرور همگان او را دوست داشته است
همانا با علم خدا آشناست
و اختیار آنچه کردگار می‌کند با اوست.
اگر توانگری موهبتی خواستنی در زندگانی است
توانگرتر از حکمت آیا هست که همه کار می‌کند؟
[حکمت سلیمان 7/ 24 تا 8/ 5]

 (ص) در کلام سلیمان(ع)
خداوند، حکمت را در ابتدای آفرینش خلق کرد و محبوب خود قرار داد و اختیار سایر مخلوقات خویش را بدو سپرد. حکمت، واقف به اسرار خداست و هر چه انسان ــ از علم و کمال و حیات و قدرت ــ بطلبد و میل کند، جملگی به آن حضرت عطا شده تا او به شخص لایق ببخشد.
لذا است که حکمت، هم به ذات خود محبوب عارفان است و هم به جهت ثمراتش. چنانکه سلیمان حکمت خواهی خود را چنین شرح می‌دهد:

چون در این باب در خویشتن به تأمل پرداختم
و در دل خویش بدیدم که در خویشاوندی با حکمت، ن ایی است
و در دلبستگی به آن، شعفی شریف
و در اعمال دستان آن، ‌ثروتی زوال ناپذیر
و در ه نی پیوسته آن، دمندی
و در مصاحبت آن،‌ نام‌آوری
به هر سوی شتافتم و جست‌وجو تا آن را زانِ خویش سازم
نوباوه‌ای نیک‌سرشت بودم و مرا نفسی نکو نصیب گشته بود
بل از آن روی که نیک بودم، به کالبدی بری از آلودگی در آمدم
لیک چون دریافتم که جز به عطای خدای، دارندگی حکمت نتوانم
- و این خود از دمندی بود که دانستم نعمت از جانب که در می‌رسد-
به خداوند خطاب و از او خواستم،
و با تمام قلب خویش گفتم:
«ای خدای پدران و ای خدای مهربان
تو که به کلمة خویش جهان را بساختی
تو که به حکمت خویش انسان را سرشتی
تا بر آفریدگانی که بساختی،‌ چیره باشد
تا به قداست و دادگری بر جهان حکم راند
و به سلامتِ نفس داوری کند
بر من آنی را ارزانی‌دار که شریک اورنگ تو است
بر من حکمت عطا کن
مرا از زمره فرزندان خویش مران
چه، من بندة توام و پسر کنیزت
بشری ناتوان و کوته عمر
و کم‌توان از برای فهم دادگری و شرایع
همانا آن که میان بنی‌آدم کامل است
اگر از حکمت که از جانب تو درمی‌رسد بی‌بهره باشد، به چیزی نیارزد»
[حکمت سلیمان 8/ 17 تا 9/ 6]

همانطور که مشهود است همانا مطلوب حقیقی و تمام مسئلت سلیمان نبی(ع)، مؤانست و دوستی با برترین مخلوق خداوند یعنی حکمت بوده است:

حکمت با توست، همان که اعمال تو را می‌شناسد
و آنگاه که جهان را می‌ساختی حاضر بود[3]
می‌داند چه چیز به دیده تو خوشایند است
و چه چیز با فرمان‌های تو موافق
از آسمان‌های مقدس احضارش کن
و از اورنگ خویش گسیلش ‌دار
تا دستگیرم شود
تا بدانم چه چیزی به راستی خوشایند توست
چه، او همه چیز را می‌داند و می‌فهمد
[حکمت سلیمان 9/ 9 تا 11]
متابعت از حکمت،‌ سعادت دنیوی و نجات ا وی را در پی دارد. زیرا که او منجی جهان بشریت است:
اراده تو را کدامین می‌شناخت اگر حکمت عطا نمی‌کردی؟
و روح قدوس خود را از عالم بالا گسیل نمی‌داشتی؟
بدین سان، راه آنان که بر زمینند، راست گشته‌ است
بدین سان،‌ آدمیان آنچه را که خوشایند توست، آموخته‌اند
و به مدد حکمت، نجات یافته‌اند. [حکمت سلیمان 9/ 17 و 18]

 (ص) در کلام سلیمان(ع)
حضرت سلیمان(ع) در ادامه به ذکر تاریخ مخلوق اول می‌پردازد و حمایت‌های او را از انبیاء خدا برمی‌شمرد و از عقوبت های او بر کافران و فاجران خبر می‌دهد...

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نام مسجد «ایا صوفیا» در ترکیه فعلی به همین حقیقت اشاره دارد. «ایا صوفیا» در زبان یونانی به معنای «حکمت مقدس» است، که به همان «عقل کل» یا مخلوق نخست خداوند ارجاع دارد. این مسجد قبل از ، کلیسا بوده است. نگا. مدخل «ایا صوفیه» (hagia sophia) در ویکی پدیا:
greek: ἁγία σοφία, "holy wisdom"
latin: sancta sophia or sancta sapientia
http:/ / en.wikipedia.org/ wiki/ hagia_sophia
[2]. شیخ صدوق بن بابویه، معانی الاخبار، 2 ج، ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، دارالکتب ال یه، تهران، چ 2، 1377؛ ج 2، ص 325؛ باب 400 ــ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، 110 ج، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ق؛ ج 14، ص 85؛ ابواب قصص سلیمان بن داوود، باب 6، ح 1
[3]. آن حدیث قدسی را به یاد آورید که خطاب به حضرت ختمی مرتبت فرموده است: لولاک لما خلقت الا فلاک. یعنی اگر تو نبودی افلاک را نمی‌آف . ع نقیض این گزاره چنین می‌شود که «وقتی افلاک را می‌آف ، تو بودی».

کتابنامه:
ـ کتاب مقدس، بَیبل سوسایتی، لندن، 1932
ـ کتاب‌های قانونی ثانی، ترجمه پیروز سیار، نشر نی، ‌تهران،‌ چ 1، 1380
ـ کهن، ابراهام (1948)، گنجینه‌ای از تلمود،‌ بی‌نا، تهران، چ 1،‌1350


مشاهده متن کامل ...
(ص) در کلام سلیمان(ع)
وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا
درخواست حذف اطلاعات

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشدناک ترین کیک عروسی 3 وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشدناک ترین کیک عروسی 1 وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشدناک ترین کیک عروسی 2 وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشدناک ترین کیک عروسی 4 وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشدناک ترین کیک عروسی 5 وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا

اینترنت رایگان ایرانسل

تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+بهترین تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+جدیدترین تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+ تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+مشاهده جدید ترین تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+ع وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+تصویر جدید وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+تصویر این ماه وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+اخبار جدید در باره وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+تصویر کیفیت دار وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+تصویر مینیاتوری وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+کاریکاتور وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+ تصویر های وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+ تصویر وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا+ع وحشتناک ترین کیک عروسی



مشاهده متن کامل ...
وحشتناک ترین کیک عروسی دنیا
سوالاتم وجوابهای سایت پرسمان
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

سوالاتی که بنده از سایت مفید پرسمان پرسیده ام و کارشناس عزیزشان پاسخ را به من ارائه داده اند شاید که مورد استفاده شما برادر وخواهر عزیز قرار بگیرد

سوال 1 : آیا تعریف رویای صادقه پس از تعبیر در لسان روایات اشکال دارد یا نه واگر که آری چرا؟
پاسخ :

با تشکر از ارتباط شما با این مرکز به مطلب زیر توجه کنید .

قاعده کلی این است که انسان خواب خود را برای دیگران نقل نکند مگر این که هدف مهمی مانند هشدار و انذار و تربیت و امید بخشیدن و بازداشتن از ناامیدی و مانند آن در کار باشد .
سفارش بزرگان این بوده که ایشان خواب های خود را برای دیگران نقل نکند و در سوره یوسف -ع- نیز حضرت یعقوب -ع- فرزندش را از بیان و نقل خوابش برای برادرانش منع می کند .
خواب های هر از اسرار شخصی او است و نباید برای دیگران بازگو شود مگر برای افرادی که محرم اسرار و راز نگهدار باشند و یا بخواهند خواب انسان را تعبیر کنند . بیان خواب برای دیگران گاه موجب سوء استفاده دیگران می گردد و موجب می شود دیگران از حالات روحی و روانی انسان آگاه گردند و از این نظر کار درستی نیست .
به طور کلى خواب و رؤیا بر سه قسم است، چنان که رسول گرامى (ص) مى‏فرماید: «الرؤیا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزین من ال ، والذین یحدث به الانسان نفسه فیراه فى منامه؛ خواب و رؤیا سه گونه است. گاهى بشارتى از ناحیه خداوند است، گاه وسیله غم و اندوه از سوى و گاه مسائلى است که انسان در فکر خود مى‏پروراند و آن را در خواب مى‏بیند»، (میزان‏الحکمه، ج 4، ص 16، انتشارات مکتبه ‏ال ى). به هر ترتیب تشخیص این که چه خوابى صادق است کار دشوارى است و اساسا تعبیر نمودن خواب جنبه الهامى دارد و با صفاى باطنى به دست مى‏آید.
در هر صورت اگر رؤیا صادقانه باشد بیانگر واقعیت است و از گذشته یا آینده به درستی خبر می دهد. اما از آنجا که تعریف خواب های خوب، چه بسا موجب تخلیه روحیه معنوی شود و یا تعریف آن چه بسا موجب غرور معنوی نزد خود یا شهرت نزد دیگران شود در این صورت حجاب هایی روی قلب آدمی فرا خواهد گرفت. مگر آن که با تعریف آن به تقویت اعتقاد و یا بعد معنوی مخاطبان کمک کند.
چنان که شخصی در مدینه خواب دیده بود که (ص) از مسلمانان گله کرده بودند و این آیه قرآن را تلاوت د «یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا؛ پروردگارا قوم من این قرآن را رها د (فرقان، آیه 30). (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی ی در ها، کد: 5/100110795)

سوال 2 : آیا همه اعمال نیک ما را اعمال بد از بین می برد یا نه ؟ودر مورد بعضی اعمال عبادی وارد شده است اگر مثلا فلان عمل را انجام دهید تمام گناهان می ریزد همچون برگ درختان در پاییز وبا تع ر دیگر؟حالا این شامل چه گناهانی می شود چون اگر گناهان جنبه حق الناسی داشته باشد که باید رضایت مظلوم گرفته شود واگر هم واجبی از آن بنده فوت شده باشد که باید مثلا و روزه ای بوده است باید قضا شود پس مضمون این روایت چه گناهانی را شامل می شود؟
پاسخ :

1ـ خیر فقط برخی گناهان، برخی ثوابها را نابود می کنند. مثلاً حبّ اهل بیت(ع) با هیچ گناهی جز کفر و شرک و نفاق پاک نمی شود. اثرش تضعیف می شود ولی از بین نمی رود.

2ـ گناهان دو گونه اند؛

الف: حقّ الناس، که خود آن هم بر دو گونه است؛ برخی نیاز به حلالیّت گرفتن دارند ولی برخی نیاز به حلالیّت گرفتن ندارند. اعمال نیک محو کننده ی گناهان، قسم دوم را پاک می کنند نه قسم اوّل را. راه پاک شدن قسم نخست، حلالیّت گرفتن یا جایگزینهای فقهی آن است.

ب: حقّ الله، که خود آن هم دو گونه است، برخی از آنها نیاز به اداء یا قضا یا کفّاره و امثال آن دارند؛ ولی برخی دیگر، نیاز به این امور ندارند. اعمال نیک محو کننده ی گناهان، قسم دوم را پاک می کنند نه قسم اوّل را.

البته اغلب در تمام چهار قسم، حقّ الله وجود دارد؛ و اعمال نیک، آن را پاک می کند. مثلاً اگر ی بر دیگری سیلی زده، هم معصیت خدا را کرده هم حقّ الناس بر گردنش است. حال اگر رفت و از آن فرد سیلی خورده حلالیّت گرفت، هنوز معصیتی که کرده بر جای خود است؛ که باید از آن استغفار کند و اعمال خیری انجام دهد تا آن معصیت هم بخشیده شود. یا اگر ی سهل انگاری کرده و ش قضا شده، افزون بر آنکه را باید قضا کند، باید استغفار هم د و خیراتی انجام دهد تا جبران گناه سهل انگاری اش باشد.

سوال 3 : اتفاقاتی که در آینده مقدر شده است که اتفاق بیفتد که چگونه می شود که تغییر می کند؟وراجع به لوح محفوظ یک اطلاعاتی بدهید؟و چه اعمالی باعث عاقبت به خیری انسان می شود؟
پاسخ :

1ـ باید توجّه داشت که اراده ی تکوینی خداوند متعال در عالم خلقت ، از طریق قانون علّیّت جاری می شود. لذا قضاء الهی به این معنی است که خداوند متعال برای هر حادثه ای علّت تامّه ای قرار داده است ، که با وجود آن علّت تامّه ، تحقّق آن حادثه حتمی و اجتناب ناپذیر است ؛ کما اینکه با فراهم نبودن آن علّت تامّه ، عدم تحقّق آن حادثه حتمی می شود ؛ و هر دو طرف این قضیّه، قضای الهی است ؛ یعنی به اراده و خواست خداست. لذا چیزی از قضای الهی خارج نیست و نمی تواند هم خارج باشد.

خداوند متعال ، دعا ، صدقه ، صله ی رحم ، تلاش و کوشش اختیاری انسان و ... را نیز علل ناقصه ی برخی امور مادّی قرار داده است ؛ یعنی خداوند متعال اراده نموده که این گونه افعال اختیاری انسانها ، جزئی از علّت تامّه ی برخی امور باشند. لذا با وجود این امور به تنهایی ، تحقّق معلول آنها حتمی نمی شود ؛ ولی بدون وجود آنها عدم تحقّقش حتمی می گردد ؛ چون وجود علّت ناقصه کافی برای تحقّق شی ء نیست و معلول فقط با علّت تامّه موجود می گردد ، ولی عدم وجود علّت ناقصه کافی برای عدم تحقّق معلول می باشد ؛ چرا که با نبود علّت ناقصه ، علّت تامّه نیز وجود نخواهد داشت. پس در جایی که دعا یا صدقه یا صله رحم و امثال آنها جزء علل چیزی هستند ، اگر دیگر اجزاء علّت تامّه تماماً فراهم باشند و دعا یا صدقه یا صله رحم نیز به آنها اضافه شوند ، علّت تامّه محقّق خواهد شد ؛ و با تحقّق یافتن علّت تامّه ، پیدایش معلول ضروری خواهد گشت.

در چنین موردی در مرتبه ی قدر (مرتبه ی علل ناقصه ) گفته می شود که دعا یا صدقه یا صله رحم قضاء حتمی را برگردانده است. چون اگر دعا یا صدقه یا صله رحم و امثال آنها وارد عمل نمی شدند ، علّت تامّه ی حادثه درست نمی شد ؛ لذا آن پدیده نیز رخ نمی داد. یعنی در آن صورت علّت تامّه ی عدم پیدایش آن امر مهیّا است ؛ لذا عدم پیدایش آن امر خود از مصادیق قضاء شمرده می شود. چونقضاء نسبت شیء به علّت تامّه است. در این صورت گفته می شود دعا یا صدقه یا صله رحم یا قربانی یا نذر و امثال آن ، یک قضاء حتمی خدا را برگرداند است به یک قضا ء حتمی دیگر خدا.
مثلا اگر قبولی ی در امتحان دارای سه علت ناقصه باشد مثل خوب درس خواندن ، شرکت در امتحان و طلب قبولی از خدا ، و آن دو علّت اوّل را فراهم نماید ولی دعا نکند ، رد شدن او حتمی می شود؛ چون علّت رد شدن او فراهم است. پس ردّی او در این حال قضاء حتمی خداست. ولی اگر این شخص دعا کند، این قضاء حتمی برمی گردد و قبولی او حتمی می شود ؛ که آن نیز قضاء دیگر خداست. بنا براین ، آنجا که دعا یا صدقه یا نذر و امثال آنها جزء علّت تحقّق امری هستند، اگر علل دیگر آن فراهم باشند و دعا یا صدقه یا نذر و ... هم به آنها ملحق شود ، آن امر محقق می گردد ؛ و اگر در این صورت دعا یا صدقه یا نذر و ... به آن علل ملحق نگردد ، آن امر هم محقق نمی شود. امّا اگر در امری، دعا یا صدقه یا نذر و ... ، جزء علل نباشد ، در آن صورت دعا یا صدقه یا نذر و ... تأثیری در قضاء آن امر نخواهند داشت. همچنین آنجا که فقط دعا یا صدقه یا نذر خود شخص جزء علل یک چیز است نه دعا یا صدقه ی دیگران ، در آن موارد نیز تنها دعا یا صدقه یا نذر خود شخص مؤثر خواهد بود نه دعا یا صدقه یا نذر دیگری. البته در موردی هم که دعا یا صدقه یا نذر و ... جزء علّت مقصود نیستند باز مطلوبیّت دارند. چرا که دعا یا صدقه به تنهایی نیز علل اموری در وجود آدمی هستند. برای مثال باعث غلبه بر نفس یا لطافت باطن می شوند. و اساساً دعا یا صدقه و امثال این امور از همین راه است که علل امور دیگر نیز واقع می شوند ؛ یعنی یا موجب ایجاد قابلیّت در شخص شده علّت قابلی را مهیّا می کنند یا باعث ترقّی وجود شخص شده وجود ملکوتی او را در سلسله ی علل امور قرار می دهند ، یا باعث مسانخت او با ملائکه شده از قوای آنها برای رسیدن به مقصود مدد می جویند.
بنا براین آنجا که معصومین(ع) فرمودند دعا قضا حتمی را برمی گرداند منظور آن مواردی است که دعا جزء علل قضاء مخالف آن قضاء حتمی باشد ؛ و آنجا که فرمودند دعا قضاء را برنمی گرداند ،مواردی مراد است که دعا جزء علل قضاء مخالف آن قضاء نیست.
همین طور از بیانات فوق معلوم می شود که همه ی علل امور و از جمله دعا و صدقه و اختیار و ... همگی داخل در قضاء الهی هستند. چون قضاء یعنی نسبت شیء به علّت تامه اش، چرا که شیء نسبت به علّت تامّه اش ضروری الوجود ثابت و تغییرناپذیر است.
همچنین باید دانست که ممکن است دعا یا صدقه یا نذر یا قربانی یا صله رحم و امثال این امور اختیاری، موجب تغییر قضایی حتمی شوند ؛ ولی انسان از طرف دیگری کاری کند که آن قضای تغییر یافته دوباره به اجرا در آید. چرا که برخی گناهان موجب حبط و نابودی اعمال خیر می شوند. لذا با نابودی آن خیرات ، معلول آنها نیز از بین می رود. خداوند متعال فرمود: « ... وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ـــــ و ى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى‏گردد »(المائدة:5).

نیز باید دانست که در مورد اجل ، آنچه با خیرات تغییر می کند ، اجل معلّق است نه اجل حتمی. انسان اجلی مسمّی و حتمی دارد که محال است یک ثانیه بیش از آن بتواند زنده بماند ؛ امّا برخی گناهان باعث می شوند که اجل شخص جلوتر بیفتد ؛ در چنین مواردی دعا ، صله رحم ، صدقه و امثال این امور ، با زدودن آثار وضعی آن گناهان ، اجل پیش افتاده را دوباره پس می زنند و به جای خود باز می گردانند. « وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرى‏ لِلذَّاکِرینَ ـــــ در دو طرف روز، و اوایل شب، را ب ا دار؛ چرا که حسنات، سیئات را از بین مى‏برند؛ این تذکّرى است براى انى که اهل تذکّرند.» (هود:114)

2ـ لوح محفوظ یعنی لوح قضای حتمی؛ و گفته شد که برخی امور، مشروط به فعل اختیاری ما در لوح محفوظ ثبت شده اند. البته در خصوص لوح محفوظ، حرف زیاد است؛ لکن ورود به آن برای افراد ناآشنا با عرفان نظری، چندان مقدور نیست.

3ـ تمام اعمال خیر، سهمی در عاقبت به خیر شدن دارند، و تمام گناهان سهمی در عاقبت به شرّ شدن دارند. لذا هیچ گناهی و هیچ خیری را نباید دست کم گرفت. البته سهم واجبات و محرّمات بیش از مستحبّات و مکروهات است. از مهمترین چیزهایی که موجب عاقبت به خیری می شود، « حبّ فی الله و بغض فی الله ـ دوست داشتن به خاطر خدا و دشمنی و متنفّر شدن به خاطر خدا» است؛ این کار را در عرف دین، تولّی و تبرّی گویند. مراقبت بر اوّل وقت نیز نقش بسزایی در عاقبت به خیری دارد. کما اینکه دوست داشتن دشمنان خدا و دشمنی و نفرت نسبت به دوستان خدا و ترک عمدی و سهل انگاری در ، از مهمترین عوامل عاقبت به شرّی هستند.

برخی دیگر از عوامل عاقبت به خیری و عاقبت به شرّی.

ـ یاد مرگ و فراموش مرگ

ـ احترام و اطاعت والدین و عاقّ والدین

ـ احترام به سادات به خاطر جدّشان و بی احترامی به ایشان

ـ علاقه و احترام به علمای ربّانی و بی احترامی به آنها

ـ تعظیم شعائر الهی و تحقیر شعائر الهی

ـ محاسبه نفس و خود فراموشی

ـ مداومت بر تلاوت قرآن همراه با تدبّر در برخی آیات (تلاوت حدّ اقل 50 آیه در روز) و ترک تلاوت قرآن

ـ مجالست با ذاکران (مؤمنان) و مجالست با غافلان (اهل فسق)

سوال 4 : در روایت هست که همه اعمال ما در قیامت با سنجیده می شود و از طرف دیگر می فرماید که آن قسمت از پذیرفته می شود که انسان حضور قلب دارد حالا تکلیف اعمال ما چگونه می شود با این های بی حضور قلب آیا تمام اعمال بنده بی حضور قلب در از بین می رود؟وکلا چگونه می توان در حضور قلب داشت؟
پاسخ :دوست گرامی. حضور قلب شرط کمال و قبولی است نه شرط صحت . بنابراین بی حضور قلب هم اگر درست خوانده شود صحیح است و رفع تکلیف می کند اما آن اثر معنوی خاصی که باید داشته باشد ندارد. نتیجه این می شود که اعمال بی حضور قلب کلا از بین نمی رود و بی تاثیر نیست .
اگر ی بخواهد به حضور قلب دست یابد، باید فناء فی الله داشته باشد. این تنها راه است. البته شدنی هم هست چون فناء فی الله برای همه امکان پذیر است و به تدریج حاصل می شود، تمام راه بندگی خدا از اول تا آ ، طی مراتب فناء است. به هر مقدار که انسان در راه خدا پیش می رود و از دنیا دور و فانی در خدا می شود، به همان میزان در عباداتش تمرکز خواهد داشت زیرا مانع بزرگ این مهارت معنوی، فناء در دنیا است. تا زمانی که انسان همه فکر و ذکرش دنیا است این مشکل وجود دارد. فناء فی الله یعنی بکوشی به تدریج تمام فکر و ذکر و عملت خدا و بندگی او شود.
پاسخ مفصل:
منظور از حضور قلب تمرکز داشتن بر یاد خداوند و توجه به اذکار و افعال است. بنابراین برای داشتن حضور قلب در لازم است به معانی کلمات و اذگاری که گفته می شود توجه شود. در این راستا لازم است انسان معانی کلمات را بداند درست مانند زبان مادری خود که وقتی سخن می گوید کاملا می داند چه می گوید. ما در زبان مادری خود حضور قلب داریم چون می دانیم چه می گوییم. اما معمولا وقتی زبان عربی صحبت می کنیم بدلیل اینکه معانی آن را درست نمی دانیم نمی توانیم به راحتی حضور قلب داشته باشیم. برای داشتن حضور قلب دانستن معانی کلمات لازم است اما کافی نیست و شرایط دیگری دارد که د رادامه به آن اشاره می شود.
حضور قلب برای موفقیت در هر کاری لازم است و انسان وقتی مشغول کاری هست, در صورتی موفق میشود که کاملا روی آن کار تمرکز داشته باشد و حواس اش پرت نباشد. مثلا وقتی مطالعه می کند در صورتی این مطالعه موثر است که در آن هنگام فقط مطالعه کند و کار یا فکر دیگری انجام ندهد. در عبادت هم وضع به همین منوال است. عبادت در صورتی موثر است که انسان در هنگام عبادت فقط عبادت کند و فکر وکار دیگری انجام ندهد.
حضور قلب در هم به این معنا است که انسان فقط بخواند و کار دیگری انجام ندهد.
مهمترین عملی است که انسان مومن در راستای بندگی خدا انجام می دهد و در حقیقت اوج بندگی است. وقتی ی در حضور قلب دارد که در خارج از در طول روز هم بنده خدا باشد و خدا را فراموش نکند. انی که در طول روز به خدا وانجام وظایف بندگی فکر می کنند و برای خود شغلی جز بندگی خداوند نمی شناسند، در داخل هم حضور قلب دارند. ی که بنده خدا است در همچون بندگان خداوند در مقابل او می ایستد و با او سخن می گوید و خود را بنده ی و چیزی نمی داند که حواسش به او پرت شود. ما اگر حواسمان پرت می شود به خاطر این است که در خداپرستی محض نیستیم و مشکل توحیدی داریم. انسان موحد و یگانه پرست در هم یگانه پرست است و تمرکز دارد.
تا زمانی که انسان مشغول خود است (خودپرستی) و دچار کثرت ها است حضور قلب داشتن در برایش مشکل خواهد بود و راهش این است که انسان در تمام زمان ها و حالات زندگی مشغول خدا باشد (خداپرستی) و از خودش بگذرد (تزکیه نفس) تا بتواند در هم مشغول خدا باشد و حضور قلب داشته باشد.
بنابراین نهایت مو فقیت در موضوع حضور قلب خاص اولیای خدا است یعنی انی که فانی فی الله هستند و سایر مردم هر ی به مقداری که فنای فی الله دارد و در طول روز و زندگی مشغول خدا است و یاد خدا را فراموش نمی کند، در هم حضور قلب خواهد داشت و ی که فانی در دنیا است و صاحب غفلت کامل است به کلی از حضور قلب محروم است.
بهترین راه رسیدن به حضور قلب خودسازی و سیر و سلوک موثر است. در این زمینه باید توجه داشته باشید که خودسازی دو جنبه دارد. یکی مبارزه با نفس و هواهای نفسانی و دیگری اطاعت و عبادت خداوند. انی در حضور قلب موفق هستند که در جهاد اکبر و مبارزه با نفس موفق بوده باشند, چون مهمترین مانع اطاعت و عبادت خداوند و حضور قلب در و عبادت از ناحیه نفس و اشتغالات نفسانی ایجاد می شود. اگر نفس تذکیه شود, انسان آزاد و رها شده و بهتر می تواند در یاد خداوند متمرکز گردد. سر اینکه گفته اند اول تذکیه کنید, بعد ب علم و عبادت, به خاطر این است که نفسانیت همواره مانع رشد آدمی است. تا انسان اسیر نفس است نمی تواند در مسیر خ شدن و قرب الهی متمرکز و موفق باشد.
البته تمرکز در و حضور قلب یکی از حالات بلند عرفانی و معنوی است و سال های متمادی و پیاپی زمان می خواهد تا انسان به این مقام برسد که در عبادات مخصوصا در حضور قلب و تمرکز داشته باشد و به هیچ وجه حواس اش به غیر عبادت پرت نشود.
باید دانست حضور قلب کامل نتیجه معرفت کامل خداوند و رفع غفلت از خدا و تمرکز روی خداپرستی توحیدی است. به عبارت دیگر این مقام عرفانی نیاز به سیر و سلوک و حرکت توحیدی دارد, یعنی حرکت از کثرت دنیا به وحدت حق تعالی و انس به خداوند و عشق به او.
برای رسیدن به این منظور باید انسان از طریق معرفت و شناخت, ریاضت و عبادت های گوناگون انس اش را به خداوند زیاد نماید و در نتیجه انس اش به دنیا کم شود. در غیر این صورت وقتی که فکر و ذهن اش به دنیا و کثرات مشغول است و با امور دنیوی انس دارد نباید از خودش توقع داشته باشد که وقتی به عبادت مشغول می شود و یا به می ایستد، ذهن و دل اش کاملا در اختیار خداوند باشد و به سمت دنیا نرود. این افراد که اکثریت مردم هستند، به هر مقدار که بخواهند ذهن خود را کنترل کنند که منحرف نشود، با اندک غفلتی مهار آن را از دست می دهند و ناگهان می بینند که در همان ح خواندن، مدتی است که غرق در دنیا و رتق و فتق امور آن در ذهن خود هستند، زیرا هر ی به هر چیزی که علاقه و انس دارد در همان زمینه می تواند تمرکز داشته باشد.
انسان از انس است و مانند کبوتری که به لانه خود انس می گیرد و او را از هر کجا که رها سازیم، به سمت لانه خود تمایل می یابد و حرکت می کند به اموری که به صورت مستمر بدان می پردازد و در فکر آن است انس پیدا می کند. را ار درمان این ح این است که موضوع انس را عوض کنیم و سعی کنیم به خداوند انس پیدا کنیم و از دنیا و انس به آن فاصله بگیریم.
عامل حقیقی تمرکز حواس و حضور قلب, گرایش های عاطفی انسان است. علاقه ها, دلبستگی ها و به خصوص عشق که همان شدت حب و دلبستگی است, تعیین کننده ترین علت تمرکز انسان بر یک موضوع است. ی که عاشق تحصیل دانش است, تمرکز بیشتری در درس و مطالعه دارد تا ی که علاقه چندانی به آن ندارد. ی که عاشق ی شده است شاید تمام فکر و ذکرش یاد او شود و دائم به فکر او باشد. همین طور در مورد و عبادت ی که عاشق خدای متعال و پرستش او است, در بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری, حضور قلب دارد؛ زیرا دقیقا هنگامی است که اجازه یافته با معشوق خویش سخن بگوید و راز و نیاز عاشقانه داشته باشد و در این ح آنقدر در جذبه حق است که امکان ندارد حواسش از محبوب به چیز دیگری که بدان چندان علاقه ای ندارد, پرت شود؛ از آن رو بهترین و بالاترین درجه حضور قلب مخصوص عارفان حقیقی و عاشقان خدا است و سایرین نیز هر یک به نسبت معرفت و عشق و علاقه که به خداوند دارند, از حضور قلب برخوردار می شوند.
در مقابل این علاقه و احساس حضور, علاقه و دلبستگی به دنیا و لذت های مادی و مانند آن قرار دارد که باعث می شود انسان حواس و تمرکزش به سمت دنیا گرایش پیدا کند و در نتیجه نسبت به امور معنوی بی توجه گردد و در که یک امر معنوی است, حضور قلب کمتری داشته باشد.
منتهی نکته ظریف دیگری در این زمینه وجود دارد که حاکی از ح بسیار دقیقی است که معمولا اهل معرفت قادرند آن را در خویش به وجود بیاورند. آنها می توانند با ادراک عظمت هستی و تنظیم و کوک ذهن با هستی بی نهایت چنان محو جمال ذات وجود شوند که نه تنها مشکل تمرکز و حضور قلب نداشته باشند، بلکه گاها خارج شدن از این ح برایشان دشوار است. اگر ی موفق شود ذهن خود را با هستی مرتبط و همراه کند، می تواند به حضور قلب کامل دست یابد، ولی رسیدن به این مقام چندان آسان نیست و نیاز به عرفان و شناخت وحدت هستی و تمرین و ریاضت و فراغت دارد.
پس از آشنایی با معیار اصلی حضور قلب اکنون شما نیاز به یک بررسی دارید, شاید دلیل کم شدن تمرکز و حضور قلب شما در تقویت گرایش های عاطفی نسبت به دنیا و لذت های مادی باشد, در این صورت اگر بخواهید این ح را درمان کنید, لازم است رابطه محبت آمیز خود با خدای متعال را تقویت نمایید. برای این منظور شناخت هر چه بیشتر و حقیقی تر خدای متعال و رابطه از طریق دعا, مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم مشغله های دنیوی و قطع علائق مادی راه درمان واقعی است.
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد تدریجی بودن وصول به مقامات معنوی است. حضور قلب هم از این قاعده مستثنی نیست. باید سعی کنیم با دور شدن از علاقه به کثرات مادی به تدریج در یاد خداوند متمرکز شویم و درجه حضور قلب خود را نسبت به خداوند در و عبادت افزایش دهیم.
را اری از علامه طباطبایی( ره)
یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در و عدم حضور قلب رنج مى‏برد به خدمت علامه(ره) رسید و را اری خواست. ایشان نخست از پاسخ خودداری د، پس از چندبار اصرار به شاگرد خود رو د و فرمودند: «شما نمی‏توانی!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر ی پرسید به او بگویم.
علامه(ره) فرمودند: «فکر در دنباله افکار شبانه‏روز است. ی که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمی‏تواند هنگام یاد خدا را استمرار دهد.
بنابراین توصیه می‏شود محیط زندگى و کار و فعالیت و همچنین فضای ذهنی خود را سالم کرده و با نیت خالص و پاک همه امور آنرا با یاد و نام خداوند پیگیری نمود و همچنین آنرا از ح یکنواختى و خسته‏کننده بیرون آوره و با یک برنامه‏ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى، کاری و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در طول روز در کلاس و هنگام فعالیت آن چه تو دوست‏داری انجام مى‏دهم و تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانی از آینده را از دل من بر طرف بگردان. چنین رازگویی و نیازخواهی صادقانه با خدا دریچه‏ای از نور و عرفان به سوی انسان می‏گشاید. و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکی پس از دیگری برطرف می‏سازد.
ی که در ابتدای راه کمال و خودسازی قرار دارد نباید از خود انتظار حضور قلب کامل داشته باشد بلکه باید آن را به تدریج تمرین کند و بدست آورد. برای نمونه راههای حضور قلب در و دعا می توانید از راه‏هاى زیر استفاده کنید:
1- دقت در انجام مقدمات ، مانند وضوى با معنویت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...
در کتاب‏هاى حدیث آمده است: شخصى از (ص) درخواست کرد که راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در پیدا کند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراین وضوی شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در مؤثر است.
2- گزینش مکان مناسب، دورى ازجاهای شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر آنچه که موجب انحراف توجه از خداوند شود.
3- گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن .
4- تا حد امکان در مسجد و با جماعت خواندن و دعا (به ویژه در جماعاتى که بعد معنوى بیشترى دارد).
5- را با طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن خواندن و دعا را با توجه به عظمت خداوند و کوچکی خود به جا آوردن.
6- در در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
7- تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضیح: ذهن انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى‏ورزد؛ همانند عاشقى که آنى از فکر معشوق خود بیرون نمى‏رود. این که ما در هایمان همواره به فکر مسائل دیگر هستیم، به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است. اما آن که عاشق حق شد، در هر حال و در هر کارى به یاد خدا خواهد بود به طورى که گویى همیشه در است.
8- توجه به این که مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در این بین است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و کمال اوست.
9- ضبط قوه خیال. توضیح : پرنده لجام گسیخته خیال، چکاوکى است که هر آن بر شاخسارى مى‏نشیند. ازاین‏رو همیشه افکار انسان به این طرف وآن طرف متوجه بوده و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشیارى در کنترل آن بکوشد پس از چند صباحی رام و مطیع شده و به هر سو که اراده شود متوجه می‏گردد. بنابراین انسان باید در از اول با قاطعیت بنا را بر این بگذارد که تمام توجه خود را به سوی پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خیال از چنگ او گریخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه در ایام متوالى چنین کند، کم‏کم ذهنش عادت خواهد کرد.
10- توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه‏رو است و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و شه خاضع خواهد گردید.
یکى از اولیاى خدا توصیه‏ نموده‏اند که مدتى قبل از شروع حداقل 15 دقیقه به حسابرسی و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادی عوامل پریشانی خاطر را تعدیل بخشید. با گفتن ذکر های مستحبی و دعاهای افتتاح و استغفار خود را براى مهیا سازید
در سخنی از المؤمنین -علیه السلام- آمده که: « سجده اول یعنی من از خاک هستم. سر برداشتن از سجده اول یعنی من از خاک برآمده ام. سجده دوم یعنی من به خاک باز می گردم و سر برداشتن از آن یعنی دوباره برای قیامت سر از خاک بر می دارم». اگر مدتی را به همین صورت بخوانید هم نگاهتان به دنیا و سختی های آن تغییر خواهد کرد، و نیز از جهت روحی رشد خاصی خواهید نمود.
- «انس به دنیای مذموم با حضور قلب نمی سازد» باید انسان انسش به دنیا کم شود. وقتی به می ایستد، ذهن و دلش کاملا در اختیارش باشد و به سمت دنیا نرود. منتهی باید توجه داشته باشد که رسیدن به توحید ، مست م تلاش فراوان و برنامه ریزی و عمل است. با مشغله فکری و کاری ، امکان حضور قلب کامل بسیار کم است.
- ی که عاشق خدای متعال و پرستش او است در بیشتر از هر زمان و موقعیت دیگری حضور قلب دارد ، شناخت هر چه بیشتر و حقیقی تر خدای متعال و رابطه با او از طریق دعا، مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل کم مشغله های دنیوی در بیشتر شدن حضور قلب تأثیر بالایی دارد.

- «حضور قلب حوصله می خواهد»حضور قلب باید به تدریج مستقر شود بنابراین ی که در ابتدای راه کمال و خودسازی قرار دارد نباید از خود انتظار حضور قلب کامل داشته باشد و باید آن را به تدریج تمرین کند و بدست آورد. باید با نفس مانند کودکی نوآموز مدارا کرد و به تدریج و با آهستگی آن را مهار و رام نمود. بنابراین باید از مقدار بسیار کم شروع کرد و به تدریج بر میزان تمرکز و توجه و حضور قلب افزود.
- در پایان گفتنی است: حضور قلب شرط کمال است و نمی توان به بهانه نداشتن حضور قلب را ترک کرد و گفت فایده ای ندارد, زیرا همین دست و پاش ته ای که می خوانیم فواید و آثار فراوانی دارد و ما را از گناه و انحراف کلی از خدای متعال محافظت می کند. حضور قلب نیز دارای مراتب است و ی می تواند آن را تحصیل کند که اهل و عبادت باشد..
مطالعه کتاب‏هایى همچون «آداب الصلوه» یا «پرواز در ملکوت خمینى» و «اسرار الصلوه» مرحوم میرزا جواد آقا ملکى بسیار نافع است.
دو کتاب دیگر نیز در این مورد پیشنهاد مى‏کنیم:
1. حضور قلب در ، على اصغر عزیزى تهرانى
2. حضور قلب در ، محمد بدیعى.

سوال 5 : خواهشمندم یک لیستی از گناهان کبیره بدهید به ویژه براساس اعضا چشم ،گوش،زبان ،دست وپا وچگونه می شود از این بیماری های گناهان رهایی پیدا کنیم ؟
پاسخ :در پاسخ به این سوال ابتدا پیرامون مفهوم گناه ، اقسام آن و ملاک کبیره بودن، سخن خواهیم گفت و سپس به بیان فهرست کاملی از گناهان کبیره خواهیم پرداخت.
گناه چیست؟
«گناه» عملی است که با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده ، با ایجاد نوعی “ تاریکی" معنوی در نفس انسان، آدمى را از خدای متعال که "نور" آسمانها و زمین است، دور مى‏سازد و به عبارت دیگر، موجب بازماندن وى از کمال و قرب به خدا مى‏گردد.
تعیین این که چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق کتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است که این موارد را به اقتضای علم و حکمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است.
اقسام گناه:
عالمان ی گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده اند: گناهان کبیره (بزرگ) و گناهان صغیره (کوچک)..
این تقسیم بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنین مى خوانیم: اگر از گناهان کبیره اى که از آن نهى شده اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مى پوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم . (نساء، 31) 1
و در جاى دیگر آمده است: و کتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گن اران را مى بینى که از آنچه در آن است ، ترسان و هراسناکند، و مى گویند: اى واى بر ما، این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى نیست ، مگر اینکه آن را شماره کرده است ؟ (کهف، 49) 2
و درباره ى بهشتیان مى خوانیم: مواهب آ ت ، جاودانه است براى آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهیز مى کنند. (شوری، 38) 3
از این آیات به روشنى استفاده مى شود، که گناهان ، دو گونه اند: کبیره و صغیره و همچنین استفاده مى شود بعضى از گناهان ، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست ، ولى بعضى از آنها بخشودنى است .
على علیه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى که براى صاحبش ، هم امید بخشش داریم و هم ترس از کیفر.
سپس فرمود: اما گناهى که بخشیده است ، گناه بنده اى است که خداوند او را در دنیا کیفر مى کند و در آ ت کیفر ندارد. در این صورت خداوند حکیم تر و بزرگوارتر از آن است که بنده اش را دو بار کیفر کند.
اما گناهى که نابخشودنى است ، حق الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر که بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود.
و اما نوع سوم ، گناهى است که خداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصیب او نموده است ، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد، ما نیز درباره ى چنین بنده اى ، هم امیدواریم و هم ترسان . (بحار الانوار، ج6، ص29) 4
ملاک کبیره (بزرگ) بودن گناه:
در قرآن مجید و کلام معصومین (ع) کلیه اعمالى که گناه محسوب مى‏شود، بیان گردیده است ، منتهی کبیره بودن گناه، پیرو ملاک هایی است.
در کتاب تحریر الوسیله خمینى قدس سره پیرامون معیار گناهان کبیره ، چنین آمده است :
1- گناهانى که در مورد آنها در قرآن یا روایات ى وعده ى آتش دوزخ ، داده شده باشد.
2- از طرف شرع ، به شدت ، از آن نهى شده است .
3- دلایلی وجود دارد که معلوم می شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان کبیره است .
4- عقل ، حکم کند که فلان گناه، کبیره است .
5- در ذهن مسلمینِ پاى بند به دستورات الهى ، چنین تثبیت شده که فلان گناه ، از گناهان بزرگ است .
6- از طرف (صلّى اللّه علیه و آله) یا ان (علیهم السلام) در خصوص گناهى تصریح شده که از گناهان کبیره است .
(برخی از فقها تعزیر را نشانه کبیره بودن گناه می دانند که در این صورت استمنا نیز از گناهان کبیره محسوب خواهد شد ، زیرا در روایتی آمده است که علی (ع)، با زدن روی دست، شخص مستمنی را تعزیر فرمودند.)
البته گناهان کبیره نیز همه در یک سطح نیستند. بعضى بدون توبه بخشیده نمى‏شوند، مانند «شرک» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرایطی و در اثر انجام کارهای نیک ممکن است مشمول مغفرت گردند.

فهرست گناهان کبیره:
روایات متعددى از ائمّه علیهم السلام به ما رسیده که بیانگر تقسیم گناهان به کبیره و صغیره است ، ودر کتاب اصول کافى یک باب تحت عنوان" باب الکبائر" به این موضوع اختصاص یافته که داراى 24 حدیث است .
در روایت اوّل و دوّم این باب ، تصریح شده که گناهان کبیره ، گناهانى را گویند که خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است .
در بعضى از این روایات (روایت سوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه کبیره ، و در برخى از روایات (روایت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان کبیره ، شمرده شده است .
گرچه هر گناه ، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است ، سنگین و بزرگ است، ولى این موضوع منافات ندارد که بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى که دارد، بزرگتر از برخى دیگر باشد، و به گناهان بزرگ و کوچک تقسیم گردد.
گناهان کبیره در کلام صادق) علیه السلام):
عمروبن عبید یکى از علماى ، به حضور صادق (علیه السلام) آمد، سلام کرد و سپس این آیه را خواند: نیکوکاران انى هستند که از گناهان بزرگ ، و زشتى پرهیز مى کنند. (شوری، 38) 5
سپس سکوت کرد و دنبال آیه را نخواند؛ صادق (علیه السلام) به او فرمودند: چرا سکوت کردى ؟! او گفت : دوست دارم ، گناهان کبیره را از کتاب خداوند بدانم .
آنگاه صادق (علیه السلام) گناهان کبیره اى را که در قرآن آمده بیان نمودند:
1- بزرگترین گناهان کبیره ، شرک به خدا است : قرآن مى فرماید ی که براى خدا، شریک قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى کند. (مائده، 72 ) 6
2- ناامیدى از رحمت خدا: هیچ جز کافران از رحمت خدا، نومید نگردد. (یوسف،87) 7
3- ایمنى از مکر (عذاب و مهلت ) خدا: از مکر خدا ایمن نشود، مگر مردم زیان کار. ( اعراف، 99) 8
4- عقوق (و آزار) والدین : چنان که قرآن از زبان عیسى (علیه السلام) مى فرماید: خدا دستور داده که به مادرم نیکى کنم و مرا زورگوى تیره بخت قرار نداده است . (مریم، 32) 9
5- کشتن انسانِ بى گناه : و هر فرد با ایمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است که جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى کند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است . (نساء، 93)10
6- نسبت نارواى به زن پاکدامن : انى که ن پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ایمان را متهم مى سازند، در دنیا و آ ت ، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است . (نور، 23) 11
7- خوردن مال یتیم: همانا انى که اموال یتیمان را مى خورند، آنها در شکم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان مى سوزند. ( نساء، 10) 12
8- فرار از جبهه جهاد: و هر در آن هنگام (جنگ ) به آنها پشت کند مگر در صورتى که هدفش ، کناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنین ى ) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جایگاه او جهنم ، و چه بد عاقبتى است . ( انفال، 16) 13
9- ربا خوارى: انى که ربا مى خورند، بر نمى خیزند مگر مانند ى که باتماس خود، او را همچون دیوانه ، آشفته حال کرده است . 14( بقره، 275)
10- سحر و جادو: قطعا دانستند که هر یدار جادو شود، در آ ت ، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102) 15
11- : هر که کند، مجازاتش را خواهد دید، عذاب چنین ى در قیامت ، مضاعف گردد و با خوارى ، همیشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68) 16
12- سوگند دروغ براى گناه : انى که پیمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندک مى فروشند، در آ ت ، بى بهره اند. (آل عمران، 77) 17
13- خیانت در غنایم جنگى : و هر که در غنیمت جنگى ، خیانت کند، روز قیامت با آنچه خیانت کرده بیاید. ( آل عمران، 161) 18
14- نپرداختن زکات واجب : در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان کرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشت هایشان را داغ مى گذارند. ( توبه، 35) 19
15- گواهى به دروغ ، کتمان : و هر گواهى دادن را پنهان کند، قلبش گن ار است . ( بقره، 283) 20

16- خوارى : اى انى که ایمان آورده اید، و و بت ها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل ند. پس از آنها دورى کنید باشد که رستگار شوید. ( مائده، 90) 21
17- ترک یا واجبات دیگر بطور عمد، زیرا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: هر عمدا را ترک کند از پیمان خدا و رسول خدا بیزارى جسته است . (بحار الانوار، ج47، ص17) 22
18و19- پیمان شکنى و قطع رحم ، چنانکه خداوند مى فرماید: براى آنانکه (پیمان را مى شکنند و قطع رحم مى کنند) لعنت و خانه بد در آ ت ، است. (رعد، 25) 23 .
صادق (علیه السلام) به اینجا که رسید، عمروبن عبید در حالى که از شدت ناراحتى ، شیون مى کشید از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاکت رسید آن که به راءى ، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستیزکرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8) 24
(رض) در کتاب تحریر الوسیله مى گوید: گناهان کبیره ، بسیار است ، بعضى از آنها عبارتند از:
1- نا امیدى از رحمت خدا. 2- ایمن شدن از مکر خدا. 3- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و یا اوصیاى علیهم السلام4- کشتن نا بجا. 5- عقوق پدر ومادر6- خوردن مال یتیم از روى ظلم . 7- نسبت به زن با عفت . 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- . 12- لواط. 13- ى . 14- سوگند دروغ . 15- کتمان گواهى . (در آنجا که گواهى دادن واجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پیمان شکنى . 18- رفتار بر خلاف وصیّت . 19- خوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوک . 25- خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است . 26- کم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . یعنى انسان به جایى مهاجرت کند که دینش را از دست مى دهد. 28- کمک به ستمگر. 29- تکیه بر ظالم . 30- نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر. 31- دروغگویى . 32- تکبر. 33- اسراف و تبذیر. 34- خیانت . 35- غیبت . 36- سخن چینى . 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبک شمردن فریضه حج . 39- ترک . 40- ندادن زکات . 41- اصرار بر گناهان صغیره.
از این میان شرک به خدا و انکار آنچه را که خداوند دستور داده ، و دشمنى با اولیاى خدا، از بزرگترین گناهان کبیره است.
همانگونه که بیان شد طبق فتواى خمینى قدس سره گناهان کبیره ، بسیار است و آنچه در بالا ذکر شد قسمتى از آنها است ، مثلا توهین به کعبه و قرآن و ( صلّى اللّه علیه و آله) و ان (علیهم السلام) یا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان کبیره است .
موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره:
از آیات و روایات استفاده مى شود که در چند مورد، گناه صغیره ، تبدیل به کبیره شده و حکم گناهان کبیره را پیدا مى کند از جمله :
اول. اصرار بر صغیره:
تکرار گناه صغیره ، آن را تبدیل به گناه کبیره مى کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آید. صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیمی مى گردد که در این صورت ش مشکل است .
قرآن درباره ى پرهیزکاران مى فرماید: آنان آگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)25
باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود: اصرار، عبارت از این است که ى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد.
مؤ منان على علیه السلام فرمود: از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است. (مستدرک الوسایل،موسسه آل البیت، ج11، ص368) 26
از گناهان کوچک غافل نشویم:
صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) همراه یاران (در سفرى ) در س

مشاهده متن کامل ...

آشنایى با قرآن - جلد 8 - (22) - نویسنده : شهید مرتضى مطهرى
درخواست حذف اطلاعات

انسان از نظر خلق بالقوه به دنیا مى‏آید

خلق-که اصطلاح‏«اخلاق‏»هم در میان علماى ى از همین جا پدید آمده است-در مقابل خلق است،خلق داریم و خلق.خلق به صورت و بدن اطلاق مى‏شود و خلق به خصلتها و کیفیتهاى روحى.انسان از نظر خلق،بالفعل به دنیا آمده،یعنى در عالم رحم بدون اختیار او خلقش تمام مى‏شود،ولى انسان از نظر خلق،بالقوه به دنیا مى‏آید و خودش است که باید براى خودش خلق بسازد و به عبارت دیگر این خود انسان است که باید خودش را از نظر درون و روح و اندامهاى روحى بیافریند.یک تفاوت حیوانات با انسان این است که حیوان وقتى که به دنیا مى‏آید،چه از نظر جسمى و چه از نظر خصلتهاى روحى،بالفعل به دنیا مى‏آید،یعنى حیوان با یک سلسله غرایز به دنیا مى‏آید و تا آ هم همین طور است،تغییر پذیر هم نیست مگر در سطح بسیار کم،یعنى همین طور که بدن حیوان را مى‏شود با تربیت فى الجمله تغییر داد،مثلا یک اسب را در اثر تربیت،کمى اندامش را تغییر داد،خلق حیوان را هم مى‏توان فى الجمله و به مقدار کم تغییر داد.هر حیوانى با هر صفتى که[به دنیا]مى‏آید،[به آن صفت باقى است.]مثلا اگر مى‏گوییم سگ به حسب غریزه وفادار است و گربه به حسب غریزه بى‏وفا، آن دیگر غریزه‏اش وفادارى است و این هم غریزه‏اش بى‏وفایى است.تغییر دادن آن صفت،اگر هم بشود،بسیار بسیار کم است.روح و جسم در حیوان هماهنگ‏اند. ولى انسان از نظر جسم، کامل(یعنى تمام شده)به دنیا مى‏آید،یک عضو ناتمام از او باقى نیست که در دنیا بخواهد تمام شود،مثلا قلبش،کبدش،روده‏اش،چشمهایش،دستهایش،لبش،در عالم رحم تمام نشده باشد،بعد در دنیا بخواهد تمام شود،به او بگویند دیگر چشم و ابرویت را خودت درست کن،تا اینجا خلق شده‏اى،از این به بعد اختیارش با خودت که چشمت را هر طور مى‏خواهى بساز، مى‏خواهى مشکى باشد یا میشى یا آبى،ابرویت هم مى‏خواهى کج باشد یا راست.اما انسان از نظر روح یک منزل نسبت به جسم عقب است،یعنى جسمش در مرحله رحم تمام مى‏شود و روحش در دنیا باید تمام شود.این است که دنیا رحم جان انسان است.از نظر جسم،خودش در رحم خودش را نساخته است،او را تمام کرده‏اند،از نظر روح،در عالم دنیا خودش باید خودش را تمام کند و بسازد.

این است که قلم قضا و قدر را در دنیا به دست‏خود انسان داده‏اند،نقاشى و رسم و طراحى و ى ساختمان روحى انسان را در دنیا به خود انسان داده‏اند.مدلها را هم به انسان معرفى کرده‏اند،انسانهاى کامل،انسانهاى شرور،گفته‏اند مى‏خواهى خودت را مطابق این مدل بساز،این پیغمبر است،این على است،این حسن است،این حسین است،این سلمان است،این ابوذر است،آن دیگرى فرعون است،هامان است،نمرود است،اختیار با توست، مى‏خواهى چشم روحت را مثل آن بساز یا مثل این،ابروى روحت را مثل آن بساز یا مثل این، رنگ روحت را مثل آن بساز یا مثل این.این را مى‏گویند«خلق‏».حالات روحى انسان وقتى که به صورت ملکه در بیاید«خلق‏»گفته مى‏شود.

سخن روانشناسان

روانشناسان حرف خوبى مى‏گویند،همان که حکما به این تعبیر گفته‏اند که انسان از نظر روحى بالقوه به دنیا مى‏آید.مى‏گویند انسان وقتى که به دنیا مى‏آید،از نظر حالات روانى حکم ماده شلى را دارد که قابل سفت‏شدن است،آن را در هر قالبى بریزید مطابق همان قالب سفت و محکم مى‏شود،مثل گچ.گچى که روى آن آب ریخته‏اند ابتدا یک ماده شل است.این ماده شل را در هر قالبى بریزید ظرف نیم ساعت به شکل آن قالب در مى‏آید.اگر بخواهید از آن یک سر انسان بسازید،چنانچه قبلا قالب سر یک انسان را ریخته باشید و این ماده را در آن بریزید و بعد از مدتى بیرون بیاورید،مى‏بینید مثلا سر سقراط از آن بیرون مى‏آید.اگر آن را در قالب موش بریزید موش بیرون مى‏آید.انسان در ابتدا همان ح ماده شل را دارد ولى تدریجا تغییر شکل پیدا مى‏کند،البته نه به آن سرعتى که ماده گچ تغییر شکل پیدا مى‏کند،و هر چه عمر انسان به پایان خود نزدیکتر مى‏شود قابلیت دگرگونى او کمتر مى‏شود،یعنى براى یک بچه شیرخوار که تازه پدر و مادر را تشخیص مى‏دهد،این ماده شلتر و قابل انعطاف‏تر است،سه ساله که مى‏شود قابلیت انعطافش کمتر است چون اندکى شکل مى‏گیرد،پنج‏ساله که شد کمتر است،پانزده ساله از آن کمتر،سى ساله از آن کمتر،شصت‏ساله از آن کمتر،هشتاد ساله از آن کمتر،آن آ ها باز هم قابلیت هست،امکان توبه براى انسان هست،اما خیلى نیرو مى‏خواهد،یعنى این ماده بسیار سفت‏شده است(مثل شى‏ء آهنى که اگر بخواهند آن را تغییر بدهند باید یک حرارت مثلا پنج هزار درجه‏اى به آن بدهند ذوبش کنند و آن را به قالب دیگرى برگردانند).حال چنین نیرویى پیدا بشود یا نشود با خداست،و سعدى چه تشبیه خوبى مى‏کند!انسان را تشبیه مى‏کند به شاخه ترکه تا وقتى که تر است آن را به هر شکلى که بخواهى در مى‏آورى،اما وقتى که خشک شد دیگر به هیچ شکلى نمى‏توان در آورد:

هر که در دى‏اش ادب نکنند در بزرگى صلاح از او برخاست چون تر را چنانکه خواهى پیچ نشود خشک جز به آتش راست

صفات در انسان استحکام و رسوخ پیدا مى‏کند.یک وقت صفت بد در انسان استحکام و رسوخ پیدا مى‏کند،قهرا زوالش مشکل است،و یک وقت صفت‏خوب در انسان رسوخ پیدا مى‏کند،آن هم زوالش مشکل است.اصلا ما به چه ى مى‏گوییم‏«عادل‏»؟ ى که داراى ملکه تقوا باشد که مى‏شود به او اعتماد کرد،یعنى ى که تقوا در روحش رسوخ کرده و روحش بر تقوا استحکام و استقرار پیدا کرده است و لهذا منحرف شدنش خیلى بعید است.

قرآن به پیغمبر مى‏فرماید تو بر خلق بسیار عظیمى استقرار پیدا کرده‏اى.در اینجا خلق پیغمبر اکرم به عظمت‏یاد شده است.همین طور که بعضى از مفسرین فرموده‏اند،این آیه بیشتر ناظر به اخلاق اجتماعى پیغمبر است،یعنى تو از نظر اخلاق اجتماعى فوق العاده اخلاق عظیمى دارى.آن اخلاقى را که ناشى از عظمت روح باشد مى‏گویند«اخلاق عظیم‏»، یعنى استقامتها،تحمل شدایدها،صبرها،حلمها،گذشتها.خدا پیغمبر را به خلق عظیم یاد مى‏کند،در ع العمل‏هایى که پیغمبر در مقابل کفار و مشرکین از خود بروز مى‏داد.

آزمایشگاه زمان

اینها گفتند که پیغمبر دیوانه است،خداى پیغمبر مى‏گوید خیر،دیوانه نیست،کفار مى‏گویند بسیار خوب،ما که این خدا را قبول نداریم،ما اگر خدا و وحى را قبول مى‏داشتیم که این حرف را نمى‏زدیم.همان ى که[از سوى او]به تو وحى مى‏شود به تو مى‏گوید که تو دیوانه نیستى،ما مى‏گوییم همین هم من دیوانگى است.جوابش چیست؟محک و تجربه.زمان براى حوادث تاریخى،بهترین لابراتوارها و آزمایشگاههاست.قرآن مى‏گوید عن قریب تو خواهى دید-یعنى تو نخواهى مرد و خواهى دید و آنها هم نخواهند مرد و خواهند دید-که دیوانه کیست: و لتعلمن نباه بعد حین (1) خبرش را عن قریب خواهید شنید،همین چیزى که شما آن را حرفهاى یک آدم دیوانه مى‏دانید،اثرش را روى دنیا عن قریب خواهید دید،خواهید دید که چگونه قلمها،نوشته‏ها،فیلسوفها،عالمها،داناها،عاقلهاى درجه اول در این آستان خضوع خواهند کرد.شما چند آدم مشرک بت‏پرستى که همه کارهایتان جنون آمیز است بیایید این حرفها را بزنید،ولى زمان ثابت‏خواهد کرد. فستبصر و یبصرون یعنى به بعد از مرگ تو هم نمى‏رسد.

ابو سفیان هنوز نمرده بود و اتفاقا در دربار قیصر بود.مقارن بودن او در دربار قیصر نامه پیغمبر اکرم به قیصر رسید که او را به نبوت و رس ‏خودش دعوت کرد.او جلو ایستاده بود و عده دیگرى پشت‏سرش ایستاده بودند،هیبت قیصر هم او را گرفته بود و مى‏ترسید که دروغى درباره پیغمبر بگوید،مبادا ى اطلاعى داشته باشد بگوید در حضور قیصر دروغ مى‏گویى؟و همان جا گردنش را بزنند.غرق در تعجب شده بود که کار این مرد به کجا رسیده که حالا یکى از دو قدرت بزرگ دنیا را دارد دعوت مى‏کند که بیا اگر سعادت مى‏خواهى نزد من است.تازه این هم به تردید افتاده،مى‏گوید ببینید چه مى‏گوید.قیصر گفت:آیا اهل منطقه شماست؟بله، اهل منطقه ماست.از احوال او چیزى مى‏دانى؟بله،مى‏دانم.بگو،ولى راست بگو،یک کلمه دروغ نگو.ابو سفیان مثل یک دستگاه ضبط صوت[سخن گفت و]اصلا جرات نکرد یک کلمه خلاف بگوید،علیرغم عقیده خودش مجبور شد که آنچه در پیغمبر اکرم از حقیقت هست بیان کند که در کودکى چگونه بوده،در جوانى چگونه بوده،ما او را با چه صفتى مى‏شناختیم و چه مى‏گوید،عین حقیقت را گفت.این همان فستبصر و یبصرون باییکم المفتون است.[گویى ابو سفیان با خود گفت:]عجب دیوانه‏اى بود!ما نمردیم و دیدیم کارش به کجاها رسید!

این به اصطلاح آزمایش عملى است،زمان مطلب را ثابت مى‏کند،از این اتهامات،از این حرفها هر چه مى‏خواهند بگویند،عن قریب آزمایشگاه زمان مطلب را به ثبوت مى‏رساند.

درد واقعى کفار قریش

بعد قرآن مى‏خواهد بفرماید که حال،درد واقعى اینها چیست؟این بشر که اینقدر مى‏آید روى نیات خودش مى‏کشد[و]حرفهایى مى‏زند که خودش هم به آن حرفها معتقد نیست، قرآن مى‏خواهد بگوید که اینها خودشان هم به این حرف معتقد نیستند.یک وقت واقعا براى اینها یک چنین خیال و توهمى پیدا شده بود که-العیاذ بالله-این شخص دیوانه است،که باید از آنها رفع توهم شود،و یک وقت مساله چیز دیگرى است و مساله دو راه مختلف است.اینها منافع خودشان را در گمراهى بشر تشخیص داده‏اند و تو راه راست را نشان مى‏دهى.مساله مساله دو راه و مساله هدایت و ضل است نه مساله عقل و جنون،حقیقت این است.آنها واقعا در عمق دلشان دچار چنین شبهه‏اى نیستند،مساله این است که اینها مى‏خواهند راه تو را به هر شکل و عنوان که هست تخطئه کنند،خدا که خودش مى‏داند که حقیقت چیست،اینها در زیر این ‏ها بر مردم بتوانند تعمیه کنند،بر خدا که تعمیه نمى‏شود.

«مفتون‏»به معنى گرفتار شده است،یعنى مجنون.اغلب،مفسرین گفته‏اند که‏«ب»در باییکم المفتون «ب»زائده است،یعنى فستبصر و یبصرون ایکم المفتون .ولى بعضى دیگر از مفسرین گفته‏اند دلیل ندارد بگوییم زائده است،اما آنها مفتون را مصدر به معناى خود فتنه گرفته‏اند، چون در زبان عربى مفعول به معناى مصدر زیاد آمده،مثل میسور که به معناى یسر آمده است.ولى من از این مطلب تعجب -و نرسیدم که همه تفاسیر را ببینم-که اساسا کلمه‏«ابصر»در لغت عرب،مکرر و شاید بیشتر با«ب»استعمال مى‏شود و این یک امر استثنائى نیست،یعنى‏«ابصرته‏»در زبان عرب داریم و«ابصرت به‏»هم زیاد داریم که همان معنى ابصرته را مى‏دهد و به اصطلاح باء تقویه است.این یک امرى نیست که بگوییم استثنائا در این مورد آمده است که بعد بگوییم آیا«ب»زائد است‏یا زائد نیست،مثل‏«اعلم به‏»است که در آیه بعد آمده است.«علمته‏»و«علمت به‏»هر دو در زبان عرب استعمال شده است.بنا بر این دلیل ندارد که ما«ب»را زائده بگیریم،مفتون را به همان معنى مجنون مى‏گیریم و«ب»را هم زائد نمى‏گیریم.

ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین پروردگار تو خودش داناتر است، بهتر مى‏شناسد که چه ى از راه منحرف است و چه ى راه را یافته است،یعنى مساله مساله گمراهى و هدایت است،مساله دو راه است،طرح مساله عقل و جنون یک فریبکارانه است که اینها کشیده‏اند براى اینکه از این طریق راه را تخطئه کنند.

بعد قرآن به شکل دیگرى اینها را رسوا مى‏کند،پوچى و غیر جدى بودن ادعاى اینها را ثابت مى‏کند و آن این است که مى‏فرماید: فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون و لا تطع کل حلاف مهین الى آ .

آدمى که راهش راه حقیقت نیست قهرا به درهاى مختلف مى‏زند.مى‏گویند روزى پیغمبر اکرم در میان اصحاب نشسته بودند.یک خط مستقیم از طرف خودشان به یک نقطه معین کشیدند،بعد چند خط منحنى و کج کشیدند.سپس آن خط مستقیم را نشان دادند و فرمودند این راه من است،یعنى یک راه حق بیشتر نیست،آن راههاى کج همه راههاى دیگرى است،یعنى راه کج زیاد است و راه راست‏یکى بیشتر نیست،که قرآن روى این مطلب خیلى تکیه دارد.آدمى که حرف حق مى‏زند یک راه بیشتر نمى‏رود،ولى آدمى که حرف باطل مى‏زند از راههاى متضاد و متناقض مى‏رود،مثل همین کفار قریش،گاهى مى‏گفتند او(پیغمبر)یک شاعر است مثل همه شاعرها،گاهى مى‏گفتند دیوانه است و گاهى چیز دیگر.از یک طرف مى‏آمدند تبلیغ مى‏ د که این بیچاره حالش بهم خورده،گاهى محرمانه مى‏آمدند پیش پیغمبر،مى‏گفتند حالا بیاییم یک جورى با هم کنار بیاییم(با دیوانه که ى کنار نمى‏آید،کنار آمدن معنى ندارد،این ضد همان ادعاست)،تو راه خودت را برو،به این بتهاى ما جسارت و اهانت نکن،ما را به حال خود بگذار،بگذار ما کار خودمان را ،تو هم کار خودت را ،بیاییم با همدیگر کنار بیاییم.این با همان ادعاى دیوانه بودن هم جور در نمى‏آید.خودشان حس مى‏ د که این به تنهایى به شکل یک قدرت در آمده و مجبورند با او سازش کنند،چون انسان وقتى مطمئن است که حریف از بین مى‏رود یا مى‏تواند او را از بین ببرد پیشنهاد سازش به او نمى‏دهد،این پیشنهاد سازش دادن دلیل بر این است که او را به صورت یک قدرت خیلى جدى درک کرده‏اند.

ادهان و مصانعه

قرآن این[کار]را تعبیر به‏«ادهان‏»مى‏کند.ادهان و مداهنه در زبان عربى همان معنایى را مى‏دهد که ما در فارسى به آن مى‏گوییم ماست مالى،عرب مى‏گوید روغن مالى.سر و ته کارى را بهم آوردن،صورتى برایش ساختن،مقدارى از آن را کنار زدن و مقدارى را گرفتن،امروز مى‏گویند سمبل .مصانعه تعبیر دیگر آن است.مصانعه درست همین مفهوم سازشکارى را دارد.دو فکر که در دو قطب متضاد قرار گرفته‏اند امکان ندارد که با یکدیگر کنار بیایند مگر اینکه این فکر مقدارى از حرفهایش را حذف کند،آن هم مقدارى از حرفهایش را،تا بشود اینها را در کنار همدیگر قرار داد و الا او بخواهد روى همه حرفهاى خودش ایستادگى داشته باشد، آن هم روى همه حرفهاى خودش،محال است که با هم کنار بیایند.پیشنهاد همزیستى مسالمت آمیز مى‏دادند،همان چیزى که وشچف پیشنهاد کرد. خلاصه با همدیگر بسازیم دنیا را بچاپیم(آنها داشتند مى‏چاپیدند)،تو از قدرت ما استفاده کن،ما هم از قدرت تو استفاده مى‏کنیم.

قرآن مى‏گوید که دو فکر صد در صد متضاد و دو قطب متضاد با همدیگر سازش ندارند.ولى دنیاى امروز نشان داد که چنین کارى مى‏شود کرد،منتها شدن از قبیل همان داستان که شخصى به دیگرى گفت این کار نمى‏شود[و حرام است،]گفت ما کردیم شد!اینها هم یک چنین کارى د.هنوز هم از اینکه کاپیتالیسم و کمونیسم دو قطب صد در صد متضادند دم مى‏زنند.آ در چه متضادند؟در آنچه که مربوط به مردم هست که نهایت‏سازش را د. ناسازگارى‏شان از قبیل همان ناسازگارى عسل و بزه است که طبیبى به شخصى گفت ایندو را با هم نخور،نمى‏سازند،خورد و دل درد گرفت.طبیب گفت:نگفتم با هم نمى‏سازند؟! گفت:اتفاقا با همدیگر خوب ساخته‏اند ولى پدر مرا دارند در مى‏آورند!

ودوا لو تدهن فیدهنون قرآن ته قلب اینها را مى‏شکافد:خیلى دوست دارند که تو مداهنه و مصانعه و سازشکارى کنى،حرفها را سمبل کنى،[بپذیرى که]به ظاهر مخالف یکدیگر باشیم، تو علیه ما بگو و ما علیه تو،ولى باطنا با همدیگر بسازیم.قرآن مى‏گوید آنها آماده‏اند براى ادهان و سازشکارى،دوست دارند تو هم این کار را ى.قرآن این[کار]را تعبیر به‏«اطاعت‏»کرده است،چون واقعا هم اطاعت است،یعنى خواسته آنها را پذیرفتن: فلا تطع المکذبین این تکذیب کنندگان تو و حقیقتى که عرضه داشته‏اى حرفشان را گوش نکن ودوا لو تدهن فیدهنون آنها دوست مى‏دارند تو کمى مداهنه و مصانعه کنى که آنها هم این کار ند،یعنى تو امتیاز بدهى و آنها هم بدهند،آماده‏اند براى امتیاز دادن اما به شرط اینکه تو هم امتیاز بدهى... (2)

پى‏نوشتها:

1- ص/88

2- [مقدار کمى از آ بیانات شهید روى نوار ضبط نشده است.]



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.