میقات الرضا ع جستجو
پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 میقات الرضا ع
جغرافیای غدیر خم
درخواست حذف اطلاعات

«غدیر خم» نام ناحیه ای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکه ای در این محل، که در آن آب باران جمع می‎ شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در ۳ - ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه می باشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می شود. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می شد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود. 1

1. الطرائف، سید ابن طاووس ، ص 33.

موقعیت جغرافیایى غدیر خم

بکرى اندلسى جغرافى دان (متوفّاى 487 هجرى، در معجم ما استعجم، جلد1، صفحه 492) به گفته س ى استناد کرده که: «مَوضِع غدیر خم یقال له ال ّار».

وادى «ال ّار» که امروزه به «الظهر» شهرت دارد، در امتداد «وادى الخانق» است. پس، از خود پرسیدم چگونه مى توان موقعیت جُحفه را در این وادى شناخت؟ تا براساس چنین موقعیّتى، مکان تاریخىِ غدیر خم را پیدا کرد؟!

مدّت ها به پژوهش پرداختم و در عبارات متناقض و نامفهوم سرگردان شدم، هرچه بیشتر مى رفتم از زبان علمىِ جغرافیا دور مى شدم و در واژه هاى راویان و سیاق عبارات مورّخان به دور مى افتادم.

هیچ محقّقى را نیافتم که در پژوهش هاى خود در باره سخنان در غدیر خم، با دید جغرافیایى، این واقعه تاریخىِ را بررسى کرده باشد. راهى نداشتم جز آن که خود بار سفر بر دوش کشم، بیابان هاى حجاز را طى کنم تا تاریخ را در مکانش بخوانم... راهى نداشتم جز آن که در منطقه جغرافیایى رابُغ فرود آیم و در پىِ منزلگاه غدیر، این سوى و آن سوى بگردم و بجویم، ببینم و بخوانم تا با دل، جاى پاى را بیابم و بر آن بوسه زنم.

چون در عرض جغرافیایى 47 . /22 و طول 58 ./038 بیابان هاى رابغ را طى تا به سوى میقات جحفه در عرض 42 ./ 022 و طول 8 ./ 039 جغرافیایى ره سپارم. نخستین پرسشى که به ذهنم رسید، این بود که: آیا مکان فعلىِ میقات در همان مکانى است که در تاریخ به جُحفه شهرت دارد؟ اگر آرى است، دلیل آن چیست؟ و اگر نیست، فاصله میان آن دو مکان چقدر است؟

براى رسیدن به پاسخ، مسجدِ میقات جُحفه را به سوى شمال شرقى طى تا بر تلّى که در برقاء القطیعا قرار داشت رفته، به مشاهده بیابان هاى اطراف پردازم. وقتى بر فراز این تلّ نیمه سنگى رسیدم و به اطراف نگریستم، در شمال غربى، آثار بناى تاریخى عظیمى را دیدم که در میان رمل ها فرو رفته بود.

در آن لحظه، هم بنا را بقایاى قصرى دیدم و هم شبیه قلعه اى مرتفع که دقیقاً در آغاز وادى الحلق قرار دارد و هر بیننده اى را در شکوه خاموش خود مبهوت مى سازد.

موقعیت چنین بنایى را حدّ میان حرّه شرقى که آن را «ابوبره» مى گویند و حرّه جنوبى که به «الع ه» شهرت داشت، دیدم. دقیقاً در مسیرى که به ال ّار مى رود.

چون خواستم موقعیت جغرافیایى این حصن یا به گفته مردمِ آن حوالى، قصر عُلیا را مشخص کنم، به نزدیک ترین مقیاس ها در عرض جغرافیایى 44 . / 22 و طول 7 ./ 39 رسیدم. دقیقاً 16 کیلومترىِ شهر رابغ، در کنار بحر احمر و 9 کیلومترىِ شرق جاده ساحلىِ مدینه، جده و مکه.

با توجه به این که مسیر «وادى مر» و «وادى الخانق» به «وادى ال ار» و از آنجا به طرف «وادى الحلق» تغییر مسیر داده و به «وادى الغائضه» متصل مى شود، وجود چنین بناى برافراشته اى از قرون گذشته نشانگر مرکزیت کدام وادى در جحفه است؟ آیا غیر از این است که دقیقاً محلّ مردم جحفه را در تقاطع این وادى ها مشخص مى کند؟ اگر چنین است پس باید محل میقات دورتر از مرکز شهرک جحفه بوده باشد.

اجازه دهید با حوصله و رعایتِ امانتِ تمام در استناد و منابع، موضوع پژوهش را بکاویم تا بتوانیم درباره موقعیت محل غدیر خم ابهام هاى تاریخى را بشناسیم و پاسخ هاى تاریخى را بجوییم.

بقایاى بناى تاریخى با دیوارهایى به ارتفاع هشت متر و طول سى و سه متر، مجموعاً داراى 1089 متر مساحت است و در یک مجتمع کم سکنه اى مانند جُحفه در قرن 3 و 4 نمى تواند صرفاً یک دژ نظامى بوده باشد. باید قسمتى از یک حصارى به نظر آید که اهل جحفه درآن به سر مى بردند و در آن از مصریان و مغربیانِ راهیان حج و عمره پذیرایى مى شده تا تدارکات سفر آنان را از میقات جحفه تا مکه فراهم سازند.

چنین برداشتى از جغرافیاى تاریخى جُحفه، مطابق است با سخن حربى که در اوا قرن سوم مى زیسته و نوشته است: «جُحفة... عَلیها حِصْن و بابان، و المنازل فی السّوق داخل الحصن» .(1) از خود پرسیدم چرا محدوده چنین حصارى در فاصله 4/5 کیلومترى مسجد میقات جحفه ساخته شده است؟! به بررسى پرداختم تا به یک سند معتبر تاریخى و جغرافیایى رسیدم و آن گفته البکرى اندلسى است که نوشت: «و فی أوّل الجُحفة مسجدالنّبی(صلى الله علیه وسلم) به موضع یُقال لَهُ عَزوَر».

این چه مسجدى است که به نام ساخته شده و در مجاورت سمت شمال شرقىِ همین محدوده حصارهاى فعلىِ جحفه قرار داشته است؟

آنچه مسلّم است، دو موقعیت مهم تاریخى به جحفه اهمیت خاصى بخشید،یکى انتخاب محلّ به عنوان میقات و دوم واقعه اى که در جریان بازگشت از حجّة الوداع به وقوع پیوست.

درباره این واقعه معنوى، در سیره، از میان چند مأخذ اصیل، تنها به گفته یک تاریخ نگار بزرگ بسنده مى کنیم:

ابن واضح یعقوبى مى نویسد: ، « ج لیلاً منصرفاً الى المدینة، فصار الى موضع بالقرب من الجُحفة یقال له: غدیر خم، لثمانی عشرة لیلة خلت من ذی الحجّة، و قام خطیب، فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ...».

به اعتبار چنین واقعه تاریخى، از توقّف و ایراد خطبه، مسجدى بنا شد که در نظر تابعین و دیگر مسلمانانِ قرون نخستینِ ، از اهمیت ویژه اى برخوردار بود. وقتى البکرى اندلسى مى گوید: «... غدیر خمّ على ثلاثة أمیال من الجحفة ... و هی الغیضة الّتی تسمّى خمّ» معلوم مى گردد که محلّ غدیر دورتر از محلّ میقات (جحفه) بوده است. اسدى هم بنا به تصریح سمهودى در «وفاء الوفا» (صفحه 1204)، همان فاصله 3 میل را نوشته اند، نباید ما را به اشتباه اندازد; زیرا تعیین محدوده جنوبى جُحفه در هر قرنى تفاوت داشته است. بدین لحاظ ، اگر فاصله 3 میل را از کانون میقات جحفه محاسبه کنیم، حدوداً محلّ بناى تاریخى، در محدوده مسجد غدیر خم بوده است; زیرا وقتى فاصله میان مسجد میقات تا بقایاى بناى تاریخى را اندازه گرفتند، حدود 4000 ـ 5000 متر است، با توجه به این که هر میل عربى حدود 1700 متر است، با نشانى حربى، البکرى و زمخشرى و نووى تطبیق اصولى دارد.

پس از اطمینان از حصول این نتایج، پژوهشى بر نظریاتى که مغایر این دستاوردها بود تعمّق ، پس از جمع بندى با دو نظر در خور توجه روبرو شدم:

نخست بر نظریه عرام، مبنى بر یک میلى فاصله جحفه و غدیر، تأمّلى داشتم، یافتم که این نظریه بدان جهت که معلوم نکرده مبدأ اندازه گیرى از حصن جحفه بوده یا از محلّ میقات، نمى تواند یک نظریه مغایر با نظریه ما باشد، به خصوص آن که اگر فاصله یک میل را از مرکز حصن جحفه در نظر آوریم، همان نتیجه 3 میل بین محدوده میقات تا غدیر خم به دست مى آید.

نظر دیگر، احتمالى است که عاتق بن غیث بلادى، پژوهشگر مکّى دورانِ ما داده است. او مى نویسد: در اثناى بررسى موقعیت جغرافیایى جحفه، مردى را در بیابان دیده و از او محلّ غدیر خم را پرسیده است. آن بادیه نشین: «أشار الى نخلات مطلع الشمس فقال: هذیک الغُربة، و یقع شرق رابغ بما یقرب من 26 کیلا»

اولا: در هیچ مأخذى نیافتم که مورّخ یا سیّاح و جغرافى دان و ادیبى، غدیر خم را در غربه دانسته باشد. آن چه ما از مسیر کاروان ها میان مکه و مدینه دانسته ایم و بانقشه هاى تاریخى آن ها آشناییم، هیچ جا مسیر قوافل، شرق وادى مر نبوده است، آن چه که وجود دارد و مى توان به آن اطمینان داشت، مسیرجحفه رو به شمال از طریق العزرویه بوده است و نه از کنار حره ذویبان و در همین مسیر، بناى مسجد غدیر محلّ عبادت راهیان حج بوده است.

ثانیاً:اگرحصن جحفه را مرکز جحفه بدانیم، محل غدیر خم به زعم عاتق بلادى، در 8 کیلومترى; یعنى 17 میلى شمال شرقى جحفه است و این فاصله را در هیچ مدرک تاریخى نمى توانیم بی م، هر چه هست سخن از 1 تا 3 میل، یعنى حدّ اکثر 2 تا 5 کیلومتر است.

ثالثا: اگر محلّ میقات را مرکز جحفه بگیریم، فاصله غدیر خم تا میقات، 14 کیلومترمى شود و این در راه هاى کاروانى کاروان هاى حجاج راه کمى نیست که جغرافى دانان ومورّخان را به اشتباه اندازد تا بنگارند: «غدیر خم، عند جحفة...»

رابعا: چگونه مى توان به گفته فردى اعتماد کرد که نشانى غدیرخم را بعد از قرن ها به عنوان چاهى در نظر مى آورد که چند نخل در اطراف آن روییده شده است! حال آن که همه محقّقان از محل غدیر خم به عنوان بناى مسجدى به نام غدیر خم یاد کرده اند که لا اقل 5 قرن در معرض دید جغرافى دانان و محل عبادت راهیان مکه و مدینه بوده است.



مشاهده متن کامل ...
ضیافت الهی از زبان
درخواست حذف اطلاعات

از مراقبت های ماه مبارک رمضان..ماه میهمانی...

...نکته دیگر که قبلاً هم گفتم، این است که سعى ید چه در ماه مبارک و چه در غیر ماه مبارک، حدود ارکان را ضایع نکنید! حتى در همان دعاى اوَل ماه مبارک خوانده می ‏شود و آداب روزه دار را از خدا خواسته است ،بخشى مربوط به این است که: خدایا مرا موفق به آن میقاتهاى و در میقاتهاى مرا مراعات آن حدودى را که براى ارکان قرار داده‏ای آنها را من مراعات م.

وقت وقت میقات است. چطور حضرت موسى رفت به میقات و در آن میقات با خدا صحبت کرد و خدا با او صحبت کرد و آدابى داشت، میقاتى بود، یعنى یک وقت گذاشتنى بود که برود در محضر خدا و با خدا مناجات د.

میقات یعنى آن موعد و آن وقت معین که قرار گذاشته می ‏شود که در آن موقع دو موجود با هم برخورد ند و صحبتهایشان را ند.

وقت میقاتى است بین خدا و بنده. پنج وقت ، پنج میقات است. آن میقاتى که در قرآن می ‏فرماید حضرت موسى داشت و به میقات رفت و با خدا مناجات را شروع کرد، آن را به نظر بیاورید! هر وقت براى من و شما میقاتى است بین ما و خدا، یک وعده گاهى است که بین ما و خدا، وقت معینى است که وعده گذاشته شده است که ما در محضر خدا حاضر باشیم و به مناجات بپردازیم. میقات است، خوب توجه کنید!

فرض کنید ظهر می ‏شود فورى برود با عجله مثلاً یک وضو بگیرد، حواس و فکرش این در و آن در باشد و پراکنده و هیچ نداند چه کار می ‏کند؟! اینجور به میقات آمدن هیچ نمی ‏شود اسمى بر آن گذاشت! انسان هیچ نمی ‏داند چه کار می ‏کند!

وقتی که توجه دارد میقات است، وقتى که موقع وضو گرفتن می ‏شود، اوضاعش عوض می ‏شود، افکارش عوض می ‏شود

وقت که می ‏شود، وقت وضو که می ‏شود، خودتان را خوب جمع کنید که به میقات می روید. وعده گاه است، میقاتى است بین شما و خدا. خودتان را جمع ید و با حضور وضو را بگیرید، در وضو آن دعاها را بخوانید. بدانید کجا ایستاده ‏اید، میقات است.

از اوَل در خلقت این در نظر گرفته شده است که این ساعت قرار است شما با خدا صحبت ید. خدا منتظر این است که شما چه آوردید، میقات است، کلمه «میقات» را فراموش نکنید.

در این دعائى که سجاد علیه‏السلام در اوَل ماه مبارک می ‏خواند، یکى از چیزهایى که از خدا می ‏خواهد که بتواند آن آداب را رعایت کند، این است که، خدایا مرا به آدابى که در میقاتهاى است، در این ماه مبارک مرا به آن موفق حدودش را در آن میقات مراعات کنم، ارکانش را مراعات م. ارکانش که عبارتست از، نیت، قیام، رکوع و سجود و اینها را مراعات .

سعى کنید تان، باشد. رکوع واقعاً حقش ادا شود، سجده حقش ادا بشود، قیام حقش ادا شود، نیَت حقش ادا بشود، اینها که ارکان است. یعنى اینها اگر حقش ادا نشود، دیگر نیست.

مطلب را باز می ‏کنیم: در رکن گفته می ‏شود، ـ در رساله خوانده ‏ای ـ که ارکان را اگر انسان سهواً و عمداً فراموش د، ش باطل می ‏شود. این حرف را همه می ‏زنند به ارکان ظاهرى که هر حتى سهواً هم ارکان را فراموش کند ش باطل است! نه تنها در ظاهر این طور است بلکه اصلش ناظر به حقیقت رکوع است ـ که انسان در رکوع چه ح ى باید داشته باشد ـ اگر حق رکوع را که رکن است این رکن را در عبودیت اگر بجا نیاوردى ـ چه عمداً باشد چه سهواً باشد ـ باطل است! یعنى تو اگر تعظیم در برابر خدا را نداشتى یا عظمت خدا را در 24 ساعت در احوال خودت مراعات نکردى، خداى عظیم در نزد تو در وجود تو عظمتش حساب نداشت، آیا تو در رکوع هستى یا نیستى؟ رکوع را بجا آورده‏‏ای یا نیاورده اى؟ خضوع در برابر عظیم را بجا آورده ‏ای یا نیاورده ‏ای؟ نیاورده ‏‏ای! گرچه ظاهر رکوع را بجا آورده باشى، در ظاهر خم شده باشى! وقتى تو در خم شدن، ش ته شدن در برابر عظیم، در حضرت عظمت را نداشته باشى، عمدى باشد یا سهوى باشد، تو رکوع را جا گذاشته ‏‏ای! یعنى تو دیگر حقیقت نیست!

اینها را اگر شما انجام بدهید، همه آنچه که در دعا(دعای سجاد (ع)دراول ماه مبارک) آمده است انجام بدهید، روزه تان، روزه می ‏شود. روزه همان می ‏شود که انسان دقیقاً در ضیافت الهى است. در این شبهه نیست. یعنى اگر ى چشمِ بازى داشته باشد یک روزه دار اینجورى را ببیند، خوب می ‏بیند که چطور در ضیافت است. یعنى در این هیچ شبه‏ ای نیست که وقتى ما روزه می گیریم در یک ضیافت بسیار عجیبى هستیم که اگر از مقابل چشم مان کنار برود و انسان را ببیند، آنچه که روزه دار واقعى در آن هست چه می ‏کند! اصلاً نزدیک می ‏شود که عقل از سر ما بپرد که آن ضیافت، چه ضیافتى است... چه حسابها هست.....

فراز هایی از سخنان ارزشمند

حضرت ایت الله محمدشجاعی

(دامت ظله)



مشاهده متن کامل ...
اشعار ولادت رضا(ع)
درخواست حذف اطلاعات

الا یا علی بن موسی الرضا

رضا، یا علی بن موسی الرضا

به جان بنده ام هر نفس تا به

ترا، یا علی بن موسی الرضا

ز جان، این امیدم که گردد ترا

فدا، یا علی بن موسی الرضا

مگر از تو یابم منِ دردمند

شفا، علی بن موسی الرضا

ا که داند مقامت، مگر

خدا، یا علی بن موسی الرضا

زدی بر همه عاشقان از کرم

صلا، یا علی بن موسی الرضا

تو شاهی و نامت بلند است و ما

گدا، یا علی بن موسی الرضا

سخی! ای غریب شهید

سخا! یا علی بن موسی الرضا

مرا دم به دم چون نی از شوق تو

نوا: یا علی بن موسی الرضا

«فَمَن غیرُکُم نورهُ حجةٌ

لَنا»یا علی بن موسی الرضا؟

أأنت شفیعٌ لنا فی الحساب؟

- بلی، یا علی بن موسی الرضا

مگر درد ما با نگاهت شود

دوا، یا علی بن موسی الرضا

گرفته ست دین از شما خاندان

بقا، یا علی بن موسی الرضا

رَضی!- ای که راضی و مرضی تویی

رضا- یا علی بن موسی الرضا

قدر را تو حاکم، که در حکم توست

قضا، یا علی بن موسی الرضا

علی- ای که عرش معالی تویی

عُلی، یا علی بن موسی الرضا

رسد از ملائک به تقدیس تو

ندا: یا علی بن موسی الرضا

که حقِ ولایت نیاورده ایم

بجا، یا علی بن موسی الرضا

تویی جدّ «هادی» که از نور توست

هدی یا علی بن موسی الرضا

به دیدار دلهای اعمای ما

بیا، یا علی بن موسی الرضا

مگر از تو فرّ شهی یافته ست

هُما؟! یا علی بن موسی الرضا

ز نامت در افلاک پیچیده است

صدا: یا علی بن موسی الرضا

ولاک لنا فی مهّماتنا

کفی، یا علی بن موسی الرضا

ولی هستی و در دو عالم تراست

ولا، یا علی بن موسی الرضا

ولی هستی و در ولا دیده ای

بلا، یا علی بن موسی الرضا

عطا کن که خود بر تو زیبنده است

عطا، یا علی بن موسی الرضا

کرم کن که از جان کرم بنده است

تو را، یا علی بن موسی الرضا

خوش آن که تو می کنی حاجتش

روا، یا علی بن موسی الرضا

همه شب بسوز و به گریه بخوان

دلا! یا علی بن موسی الرضا

شاعر:محمد سعید میرزایی

یَرَه گَه کارِ مو و تو دِرَه بالا می گیرِه
ذره ذِره دِرَه عشقت تو دِلُم جا می گیرِه
روز اول به خودُم گُفتُم ایَم مثل بَقیِ
حالا کم کم می بینُم کار دِرَه بالا می گیرِه
چَن شَبه واز مثِ چهل سال پیش ازای مرغ دِلُم
تو زمستون بِهِنَه ی سِبزهُ و صِحرا می گیرِه
چَن شَبه واز می دوزُم چِشمامِه تا صُبحه به چُخت
یا بِیِک سَم بیخودی مات مِنَهُ، را می گیرِه
تا سحر جُل می زِنُم خواب به سُراغُم نمیاد
هی دِلُم مثل بِچَه بِهَنِه بی جا می گیرِه
موگومِش هرچی که مَرگِت چیه کوفتی! نِمِگَه
عَوَضِش نِق مِزِنَه ذِکر خدایا می گیرِه
پیری و معرکه گیری که مِگَن کار مویه
دِفتر عُمر داره صفحه پینجاه می گیرِه
اون که عاشق شده پِنهون مِکِنَه مثل اویَه
که سِوار شُتُرَ و پوشتِشِه ا می گیرِه
کُتا کِردَن دامِنارِ تا بیخِ رون، مَشتی عماد!
دیگه مِجنون توی خواب دامنِ لیلا می گیره

"عماد اسانی"



مشاهده متن کامل ...
تاریخچه ی مشهد
درخواست حذف اطلاعات

مشهد

تاریخچه ی مشهد

مشهد کلان شهری در شمال شرقی ایران و مرکز استان اسان رضوی است. این شهر در زمان افشاریان، پایتخت ایران بود. مشهد با ۳۲۸ کیلومتر مربع مساحت، دومین شهر پهناور ایران بعد از تهران است. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ این شهر با ۲٬۷۶۶٬۲۵۸ تن جمعیت، دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران است. این شهر به واسطهٔ وجود حرم علی بن موسی الرضا، هشتمین مذهب شیعه، سالانه پذیرای بیش از ۲۷ میلیون زائر از داخل و دو میلیون زائر از خارج از کشور است. شهر مشهد در حوزهٔ رودخانهٔ کشف رود و در دشت مشهد بین کوه های هزارمسجد و بینالود گسترده شده است. بیشینهٔ ارتفاع شهر مشهد ۱۱۵۰ متر و کمینهٔ آن ۹۵۰ متر است. شهر مشهد دارای آب و هوای متغیر، اما معتدل و متمایل به سرد و خشک است و از تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و مرطوب برخوردار است. بیشینهٔ درجه حرارت در تابستان ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان ها ۲۳ درجه زیر صفر است. مشهد دارای ۱۳ منطقهٔ شهرداری است و شهردار آن، توسط شورای شهر ۲۵ نفره انتخاب می شود. این شهر دارای یک فرودگاه بین المللی، یک ایستگاه راه آهن و سه پایانه است که ارتباط آن با ای دیگر را ممکن می سازد. حمل و نقل داخلی مشهد، توسط سامانهٔ تا ی رانی و اتوبوس رانی و قطار شهری انجام می شود. اقتصاد مشهد متکی به گردشگری مذهبی با تمرکز بر حرم رضا است. در کنار آن، وجود مراکز تجاری بزرگ و امکانات پزشکی قابل توجه، موجب رونق گردشگری تفریحی و گردشگری سلامت در این شهر نیز شده است. بیش از ۹۳٪ مردم مشهد فارسی زبان هستند. تراکم جمعیت در مشهد بیش از نه هزار تن در هر کیلومتر مربع است. این شهر در سال ۱۳۸۸ رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» انتخاب شد. هم چنین مشهد به عنوان «پایتخت فرهنگ ی» در سال ۲۰۱۷ برگزیده شده است. نام واژهٔ «مَشْهَد» (جمع: «مَشاهِد») به معنی محل شهود و محل شهادت است.[۴] به باور شیعیان، علی بن موسی الرضا پس از قتل به دست مأمون، خلیفهٔ عباسی، در سال ۲۰۳ هـ. ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک س شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «م لرضا» خوانده شد و کم کم بر پهنهٔ آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی، افزوده شد و مردم توس (طوس) به مشهد کوچ داده شدند؛ و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد.[۵] هم چنین به مشهد نام «قبلهٔ هفتم» را نیز اطلاق می کنند.[۴][یادداشت ۲] پیشینهٔ کاربرد نام مشهد نقشهٔ ایران در سال ۱۱۲۶ خورشیدی که توسط امانوئل بوئن، جغرافی دان و نقشه کش بریتانیایی، ترسیم شده است. این نقشه که وسعت و محدودهٔ پادشاهی دودمان افشاریه را نمایش می دهد، اسامی بسیاری از مناطق، ا، دریاچه ها و دریاهای آن زمانِ ایران را نیز دربرگرفته است. این نقشه از کشور ایران در سال ۱۷۴۷ (میلادی) میلادی، برابر با ۱۱۲۶ خورشیدی و ۱۱۶۰ قمری و در زمان سلسلهٔ افشاریان رسم شده است. نام مشهد در کنار نام توس در نقشه مشهود است. نوشتار اصلی: طوس پیش از قتل علی بن موسی الرضا در ۲۰۳ هـ. ق، و دفن او در کاخ حُمَید بن قَحطَبه در سناباد نوغان، خبری از مشهد نبود. حتی نام نوغان توس از سده های اولیهٔ ی به بعد در متون راه یافته و پیش از آن تقریباً هیچ خبری از نوغان نیست، بلکه تنها از ولایت توس یا شهر توس اخباری در اساطیر و آثار حماسیِ بعد به چشم می خورَد. در نتیجه، تاریخچهٔ مشهد از ابتدا تا پیدایش در تاریخ توس، و در دو سدهٔ ی در تاریخ نوغان مستتر است.[۶] اینکه توس هم یک شهر و هم یک منطقه است، همراه با این واقعیت که هر دو ناحیه همواره به عنوان ای اصلی منطقه در نظر گرفته می شوند، این باور نادرست را در میان جغرافی دانان متأ عربی رواج داده که توس، پایتخت شهری دوبخشی شامل تابران و نوغان بوده است. این باور در مورد دوبخشی بودن شهر توس به طور عام در ادبیات اروپایی راه یافته است. سِر پِرسی سای و به دنبال وی، ئی. دیز[یادداشت ۳] صراحتاً این تصور را به چالش کشیدند. جغرافی دانان قدیم تر عرب به درستی تابران و نوغان را به عنوان دو شهر کاملاً مجزا، از یکدیگر متمایز د. ویرانه های تابران، توس و مشهد در حدود ۱۹ کیلومتری یکدیگر قرار دارند.[۷] مشهد در نوشتار محدثان، مورخان و جغرافی دانان دورهٔ ی در سدهٔ سوم هجری، ابن بابویه قمی قمی در کتاب عیون اخبار الرضا فصلی را به مشهد اختصاص داده و در تمامی اخبار و مطالب، همه جا واژهٔ «مشهد» و «مشهد رضوی» را آورده است.[۸] ابن حوقل در سدهٔ چهارم هجری به سادگی این مکان را مشهد نامیده؛ یاقوت حَمَوی، در بیانی صریح تر، آن را «مشهد رضوی حرم رضا» نام نهاده است. مشهد به عنوان نام یک مکان، نخستین بار در احسن ّقاسیم فی معرفهِ الأقالیم محمد مقدّسی (مَقدِسی) و اوا دههٔ سوم قرن چهارم هجری پدیدار شده است. در حدود نیمهٔ قرن هشتم هجری، ابن بطوطه در سفرنامهٔ خود، از اصطلاح «شهر مشهد الرضا» استفاده کرده است. به نظر می رسد نام نوغان که هنوز هم بر سکه های نیمهٔ اول سدهٔ هشتم هجری تحت حاکمیت ایلخانیان دیده می شود، به تدریج جای خود را به «المشهد» یا «مشهد» داده باشد. در این دوره مشهد اغلب با صراحت بیشتری با عناوین «مشهد رضا»، «مشهد مقدس» و «مشهد توس» شناخته می شود. اغلب در ادبیات و به ویژه در شعر، تنها توس مد نظر قرار گرفته است؛ برای نمونه، «توس جدید» در مقابل «توس قدیمی» یا شهری مقتضیِ این نام.[۷] معین الدین محمد ا ّمجی الاسفزاری، مورخ قرن نهم هجری، در کتاب روضات الجَنّات فی أوصاف مدینهِ هرات از آن با عنوان «مشهد مقدس رضوی» نام برده است.[۹] و صدرالمتألهین لاهیجانی در کتاب تاریخ و جغرافیای شهر مشهد در سدهٔ چهاردهم هجری از واژهٔ «مشهد مقدس رضوی» استفاده کرده است.[۱۰] پیشینه نوشتار اصلی: پیشینه مشهد نوشتار(های) وابسته: علی بن موسی الرضا، ابومسلم اسانی، سیاه جامگان، مأمون، حمله مغول به ایران، افشاریان، نادر شاه، واقعه مسجد گوهرشاد و بمب گذاری در آرامگاه علی بن موسی حوضهٔ رودخانهٔ کشف رود که شهر مشهد در آن قرار دارد، به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از به عنوان یکی از بخش های موردتوجه برای س ت در اسان به حساب می آمده است. در شهر کنونی مشهد، شهری به نام توس وجود داشته است. اهمیت این شهر در دوران ی به استقرار یکی از مهمترین زیارتگاه های جهان که برای هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، ساخته شده است، بازمی گردد.[۷] بنابراین، آنچه سناباد نوغان را در سرتاسر جهان مشهور ساخت، نه آرامگاه هارون الرشید، خلیفهٔ عباسی، بلکه زیارتگاه شیعه بود و شهر بزرگی که با گذشت زمان در اطراف روستایی کوچک گسترش یافت، المشهد (مشهد) عنوان گرفته است که به معنای «حرم حزن انگیز» است (در درجهٔ اول، حرم شهیدی از خاندان ).[۷] مشهد در دورهٔ خلافت ی موقعیت اسان و توس (طوس) در نقشهٔ ایران در عصر خلفای عباسی، برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخیِ سرزمین های خلافت شرقی به گفتهٔ تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر یان مسلمان عرب گریخت، راهی توس شد تا از کُنارَنگِ توس، مرزبان خود در آن خطه، پناه بخواهد، اما کنارنگ یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. پس از آن، کنارنگیان به رغم فتح اسان توسط اعراب، همچنان نفوذ خود را در خطهٔ توس حفظ د و تا پایان عصر امویان، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش ان ابومسلم در سال ۱۲۹ هـ. ق بود که آن جا را رها ساختند.[۶][۱۱] تنها خبر شاهنامه که تاریخ هم آن را تأیید می کند پناهنده شدن یزدگرد سوم ساسانی به کنارنگ توس، پس از ش ت از تازیان در زمان خلافت عثمان است.[۶] مأمون، جانشین هارون، پس از گذشت چند سالی از خلافتش بر اثر طغیانی که علیه وی توسط علویان پدید آمد، به قصد آن که تمایل شیعیان را به خود جلب کند، علی بن موسی الرضا، هشتم شیعه، را به جانشینی نامزد کرد و به دارالخلافه اش در مرو فراخواند. مأمون به همراه علی بن موسی الرضا، پس از یک سال ماندن در مرو، رهسپار بغداد شد. در طی راه در روستای نوغان، علی بن موسی الرضا، به خانهٔ سناباد وارد و در آن جا به روایت شیعیان مسموم شد و در سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ هـ. ق پس از سه روز درگذشت و پیکرش در باغ حمید بن قحطبه در کنار مقبرهٔ هارون، در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد. از همان زمان، این نقطه، مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.[۱۲] مشهد در دوران حکومت های ایرانی تا عصر صفویه در ابتدای سده چهارم هجری، عصر شکوفایی فرهنگ ایرانی -که با روی کار آمدن نصر بن احمد سامانی (۳۰۰ ه. ق) رونقی یافته بود-، در سرزمین توس نیز به بار نشست.[۱۳] مشهد نیز همچون تمامی ای بزرگتر ایران بارها شاهد افزایش جنگ و وحشت درون دیوارهای خود بود. سبکتگین، مؤسس سلسله غزنویان، در زمان فتح توس آرامگاه را ویران کرد. اما، بعداً پسرش، سلطان محمود، بازسازیش نمود. در سال ۴۲۸ ه.ق. طی دوران حکومت سلطان مسعود غزنوی، حاکم بعدی اسان به منظور حفاظت از آرامگاه علی بن موسی الرضا استحکامات دفاعی را بنا کرد. در سال ۵۱۵ ه.ق. دیواری در اطراف شهر ساخته شد که گاهی اوقات امکان حفاظت در برابر حملات را فراهم می ساخت. اگرچه در سال ۵۵۶ ه.ق. ترکهای غز موفق به گرفتن منطقه شدند ولی آنان از تاراج و غارت ناحیهٔ مقدس چشم پوشی د.[۷] در زمان سلجوقیان، توس در عین حال که از رونق درونی برخوردار بود، با بی مهری سلاطین رو به رو شد؛ ولی در این ایام خواجه نظام الملک شهیر آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی در زمان وزارت ۳۰ ساله اش توجهی به توس داشت و حتی مسجدی هم در تابران ساخت.[۱۴] در ابتدای سده ششم هجری گویا تابران مدتی دچار قحطی و بلا بوده، این مطلب از نامه محمد غزالی به سلطان سنجر بر می آید؛[۱۵] اما تابران در رهگذر زمان همچنان یکی از ای مهم محسوب می شد. چنان که انوری شاعر معروف دربار سنجری در مدرسه منصوریه تابران تحصیل می کرد و باغ و مدرسه آن را ستایش کرده است.[۱۶] از جمله اماکنی که در عهد سلطان سنجر سلجوقی، به اصرار منابع شیعی متأ ، مانند مطلع الشمس و منتخب واریخ، مورد توجه وی قرار داشت، مشهد بود. زیرا توس به واسطه وجود حرم علی بن موسی الرضا، از قطب های تشیع در اسان به شمار می آمد و بنا به اعتراف منابع شیعی آن دوره، مرکزی دینی برای شیعیان و مورد علاقه ایشان بود و بنا به موقعیت جغرافیایی که بر سر راه های تجاری داشت، از مراکز اقتصادی، نیز محسوب می شد؛ و به این ترتیب، اهمیت نیز یافته بود.[۱۷] در سده ششم هجری نخستین گنبد حرم بر فراز قبهٔ موجود، به فرمان سلطان سنجر سلجوقی و به کوشش وی، شرف الدین قمی ضمن تعمیر حرم ساخته شد که جنس آن گنبد از کاشی بود. قبه (گنبد آغازین) همان است که امروزه از داخل حرم دیده می شود و سطح مقعر و مقرنسهای آینه کاری شدهٔ آن پیداست.[۱۸] در خلال سده های چهارم تا ششم هجری، در عصر شکوفایی فرهنگ ایرانی- ی، دانشمندان و رجال برجسته ای از آن برخاسته؛ و در دیگر نواحی، و به طور عمده در ایی که بیشتر کانون توجه بود، شکوفا شدند. خواجه نظام الملک (۴۰۸ تا ۴۸۵ ه. ق)، محمد غزالی (۴۵۰ تا ۵۰۵ ه. ق)، احمد غزالی (۴۵۴ تا ۵۲۰ ه. ق)، ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ تا ۴۱۱ ه. ق)، اسدی توسی (متوفی ۴۶۵ ه. ق) و شیخ توسی (۳۸۵ تا ۴۶۰ ه. ق) از آن دسته اند.[۱۴] توس در سال ۷۹۱ ه.ق. ضربهٔ مهلک را از جانب میرانشاه، پسر تیمور، دریافت کرد. زمانی که نجیب زادهٔ مغولی حاکم بر منطقه دست به شورش زده و تلاش کرد خود را مستقل سازد، تیمور پسر خود میرانشاه را برای مقابله با وی عازم منطقه کرد. توس پس از محاصره ای چندین ماهه مورد یورش قرار گرفت، به غارت و یغما برده شده و تلی از خاک از آن بر جای ماند؛ ده هزار نفر از نین توس در این یورش قتل عام شدند. انی که از این کشتار همگانی جان سالم به در بردند در پناهگاه حرم رضا سکنی گزیدند. از این پس توس متروکه شد و مشهد جایگاه این شهر به عنوان پایتخت را از آن خود ساخت.[۷] بعد از آن، علی رغم تلاشی که شاهرخ و شیبک خان ازبک در ۹۱۵ ه.ق. برای ساخت مجدد شهر انجام دادند،[۱۹] روی آبادانی به خود ندید و به تدریج روستاهای کوچکی جایگزین آن همه آوازه و رونق شد.[۷] از این زمان به بعد دیگر عصر حیات تابران به سر آمده بود و روی توجه تاریخ به سوی شهری قرار گرفت که قرن ها با نام نوغان و از این زمان به بعد با نام مشهد در کنار تابران قرار داشت و جای این شهر را گرفت.[۷] در دوران تیموری در سده نهم هجری، به دنبال کوشش های شاهرخ تیموری در آبادانی مشهد، به همت همسر وی گوهرشادآغا، نخستین مسجد جامع شهر مشهد (مسجد گوهرشاد) با نام وی در سمت قبلهٔ حرم رضوی که صحن جنوبی را تشکیل می دهد به اتمام رسید.[۲۰] مشهد، از صفویه تا دوران معاصر ع ی قدیمی از مسجد گوهرشاد و حرم رضا در دوردست با توجه تیموریان به مشهد و به ویژه بعد از آن در دورهٔ صفویه با استقرار رسمی مذهب تشیع در ایران و توجه خاص صفویان به مشهد، نیز انتقال آب چشمه گیلاس در دو مرحله (دورهٔ تیموری و دورهٔ صفوی) به مشهد، امید حیات دوباره تابران به کلی از میان رفت.[۲۱][۲۲] با پیشرفت خاندان صفوی عرصهٔ تازه ای از موفقیت برای مشهد آغاز شد. نخستین شاه این خاندان، شاه اسماعیل اول، شیعه را به عنوان مذهب رسمی بنیان نهاد و متعاقب این امر ای مقدس داخل مرزهای ایران به ویژه مشهد و قم، به یک شاخصهٔ اصلی در برنامهٔ وی بدل شدند، چنانچه در مورد جانشینانش نیز همین طور بود. زیارت این آرامگاه های مقدس رونق قابل توجهی را برای این ا به ارمغان آورد. در مشهد، بارگاه سلطنتی، فعالیت ساخت و ساز وسیعی را به نمایش گذاشت. در این رابطه به ویژه شاه تهماسب اول، جانشین شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول از چهره های شاخص به شمار می آیند.[۷] سلاطین صفوی که در اعتلای شعائر مذهب شیعه سعی وافر داشتند، اسان و بخصوص مشهد را مورد توجه خاص قرار دادند. بر همین اساس، هرات در عهد شاه اسماعیل اول از دارالملک اسان خارج شد و شهر مشهد جای آن را گرفت.[۲۳] در زمان شاه طهماسب اول، خوانین شیبانیان چند مرتبه به مشهد حمله و یک مرتبه در سال ۹۳۶ آن را تصرف کرد.[۲۴][۲۵] سال ۹۹۷ سال فاجعه انگیزی برای مشهد بود. عبدالمؤمن شیبانی پس از چهار ماه محاصره، شهر را مجبور به تسلیم کرد. خیابان های شهر مملو از خون شدند و غارت و تاراج سرتاسری در دروازه های منطقهٔ مقدس تمامی نداشت. شاه عباس اول که از سال ۹۹۳ تا صعود رسمی تاج و تختش به قزوین در سال ۹۹۵ در مشهد زندگی می کرد، تا سال ۱۰۰۶ قادر به بازپس گیری مشهد از ازبک ها نبود.[۷] در دوران پادشاهی شاه عباس اعتبار و رونق شهر مشهد رو به فزونی نهاد. شاهراهی میان اصفهان، مشهد و هرات احداث گردید و کاروانسراها و آب انبارهای بزرگ در مسیر آن ساخته شده، حرم رضوی نیز در این عهد توسعه یافت.[۲۳] همچنین خیابانی مستقیم از غرب به شرق شهر مشهد در دورهٔ شاه عباس احداث شد که از میان آن نهری جاری بود. از اقدامات دیگر وی در مشهد می توان به انتقال آب چشمه گیلاس به مشهد اشاره کرد.[۲۶] شاه عباس، مشهد را به طور رسمی «شهر مقدس ایران» قرار داد تا آن که مردم به زیارت هشتم شیعیان بروند و از رنج و مشقت های سفر حج و سخت گیری های حکام ولایات عثمانی دیگر خبری نباشد.[۲۷] در ایران عصر صفوی تنها سیزده شهر دارای بیگلربیگی عظیم الشأن بودند که یکی از آنها مشهد بود. بیگلربیگی مشهد حاکمان تابعی هم داشت که عبارت بودند از حکام سرخس، نیشابور، ترشیز، ورد، آزادوار، نسا، سبزوار، اسفراین، حورور وی وه، درون، تربت و بزاندوق.[۲۸] هم چنین ظاهراً مشهد یکی از معدود ای قلمرو صفویه بوده که در روزگار شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در آن سکه ضرب می شده است.[۲۹] در سال ۱۱۳۵ و با آغاز حکومت شاه تهماسب دوم، ایل افغانی ابدالی به اسان حمله کرد. مشهد سقوط کرد؛ ولی در سال ۱۱۳۸ ایرانی ها موفق شدند پس از یک محاصرهٔ دوماهه این شهر را باز پس گیرند.[۷] اسان در زمان نادر شامل بخشهایی از افغانستان و ماوراءالنهر بوده است که در سایهٔ توسعه طلبی های نظامی نادر تا مرز هند و تر تان گسترش یافت. نادر، پایتخت را از اصفهان که یادگار طرفداران صفوی بود به اسان انتقال داد. او با استفاده از موقعیت ژئوپولتیک اسان توانست بر اه خود دست یابد. مشهد مرکز ت وی و دژ کلات، حصاری طبیعی در مواقع بحرانی گشت. او متکی بر نیروی رزمی قومیت های گوناگون به ویژه عشایر اسان بود.[۳۰] مشهد در زمان سلطنت نادر به اوج خود رسید. نادر مشهد را به پایتختی برگزید زیرا با توجه به گسترش زیاد متصرفاتش در شرق، مشهد از اصفهان، پایتخت صفویان، دارای مرکزیت بهتری بود. او یکی از بانیان بزرگ حرم علی بن موسی الرضا به شمار می آید. نادر به شکرانهٔ پیروزی بر ملک محمود سیستانی، گلدستهٔ طلایی در جنوب صحن عتیق (انقلاب فعلی) و شمال غربی گنبد بنا کرد. در همان زمان گلدستهٔ شاه تهماسبی را -که در سمت دیگر صحن قرار داشت- برای این که با گلدستهٔ مذکور متناسب باشد اب کرد و تجدید بنا نمود. هنگامی که نادر با غنایم فراوان از هند بازگشت هدایای زیادی به حرم عرضه داشت و دستور داد ایوان علیشیر نوایی را از نو بنا کنند و با الواح زرین بپوشانند که اکنون به نام ایوان طلای نادری مشهور است. سقاخانه وسط صحن نیز به امر وی بنا گردید. همچنین چهارصد جلد کتاب به کتابخانه آستان قدس اهدا کرد که بدین ترتیب در شمار بزرگترین واقفین حرم درآمد. دوران شکوه و جلال مشهد دیری نپایید زیرا علی رغم توجهی که نادر به حرم و شهر داشت، سختگیری های پی د ی وی در سال های بعد برای مردم ن شهر دشوار و طاقت فرسا بود.[۳۱] پس از نادر و جانشینانش، آ ین پادشاه افشاری، شاهرخ، به مدت ۵۰ سال به طور ضعیف و تحت نفوذ امرا و فرماندهان ایلات اسانی و حمایت های احمدشاه درانی در بخش کوچکی از اسان غربی به مرکزیت مشهد فرمان راند.[۳۰] احمد شاه و جانشین وی تیمور شاه، شاهرخ را به عنوان اجگزار در متصرفات اسان گماردند و بدین ترتیب اسان به نوعی ت حائل بین آنان و ایران تبدیل شد. سلطنت شاهرخ ن نا با وقفه های کوتاه مدت و مکرر، بدون هیچ گونه واقعهٔ به ثبت رسیدهٔ خاصی سپری شد. پس از مرگ تیمور شاه (۱۲۰۷) آقا محمد خان پایه گذار سلسلهٔ قاجار موفق شد در سال ۱۲۱۰ قلمرو حکومتی شاهرخ را تصاحب کرده و وی را به مرگ محکوم کند و این پایان ج اسان از دیگر بخش های ایران بود.[۷] در سده نوزدهم مشهد شهری دارای یک حصار و قلعه نظامی جهت حفاظت از حملات بود. این شهر شش محله بزرگ و ده محله کوچک تر داشت. در میانه شهر خیابان اصلی قرار داشت که شهر را به دو نیمه تقسیم می کرد و در طول آن نهر آبی جاری بود که منبع اصلی آب شهر بود. منبع اصلی درآمد شهر ناشی از حرم رضوی و زائران آن بود.[۳۲] مشهد در دوران قاجاریه و پهلوی نمایی از خانه ها و مدرسه ای در مشهد، سال ۱۸۵۸ اعتراض مردم مشهد به حکومت آصف ال ه، حاکم اسان، اعتراض نسبت به واگذاری امتیاز تنباکو و همچنین خیزش مردمی در جریان انقلاب مشروطه، از مهم ترین وقایع دوران قاجاریه در مشهد به شمار می رود. مشهد در زمرهٔ نخستین ای کشور بود که مردم آن نسبت به انعقاد قرارداد تنباکو و ورود کارکنان شرکت رژی به این شهر، در روز ۱۳ مهر ۱۲۷۰ اعتراض د و دست به تظاهرات زدند. واکنش مأموران «فتحعلی خانِ» صاحب دیوان، حاکم وقت اسان، به این اعتراض، استفاده از زور و سرکوب معترضان بود. با ضرب و جرح راهپیمایان، تعداد زیادی از مردم مشهد در اعتراض به این رفتار در مسجد گوهرشاد متحصن شدند. ناصرالدین شاه ناچار شد اجرای قرارداد را در مشهد، شش ماه به تأخیر بیندازد و پس از آن نیز اجرای قرارداد در مشهد اجباری نبود.[۳۳] مشهد، مرکز ای اسان، نقشی بارز در مبارزات ضد استبدادی ایرانیان، که به انقلاب مشروطه منجر شد، ایفا کرده است و برخی کارشناسان، با اتکا به همین سابقهٔ مبارزاتی، برای این شهر نقشی پیشروانه و الهام بخش در روند پیروزی انقلاب مشروطه قائل شده اند. با پیروزی انقلاب مشروطه، و به رغم مبارزات خواهان، فضای مشهد اختناق آلود و پرتنش شد و مشروطه خواهان در رسیدن به آرمان های خویش توفیق چندانی نیافتند. بسیاری از خواهان مشهد دستگیر، زندانی، و تبعید شدند و مشروطه و مشروطه خواهی در این شهر منزوی و سرکوب شد. بر خلاف نظر رایج، که انزوای مشروطه در مشهد را به عدم اقبال مردم این شهر نسبت به مشروطه نسبت می دهد، مشکل اصلی این شهر، علاوه بر وجود نهادهای مشروعه خواه، حضور گستردهٔ نیروهای روسی و مداخلات و کارشکنی آن ها در راه پیشبرد مشروطه بوده است. مداخلات روس ها در مشهد سرانجام منجر به ماجرای به توپ بستن حرم علی بن موسی الرضا شد. روس ها این اقدام را به منظور ترساندن مشروطه خواهان مشهد و دادن هشدار به ت مشروطه و مشروطه خواهان دیگر ا انجام دادند. به این ترتیب مشروطه خواهان در مشهد به شدت منزوی و سرکوب شدند و ناامیدی و رخوت نه فقط مشهد بلکه سراسر نواحی شمالی و دیگر ایالات ایران را فراگرفت.[۳۴] در سال ۱۲۹۰ خورشیدی یوسف خان از خواص هرات با نام محمدعلی شاه در مشهد اعلام استقلال کرد. روس ها به این بهانه در ۹ فروردین ۱۲۹۱، مشهد را به توپ بستند و بسیاری از مردم، شهروندان و زائرین کشته شدند. پس از این واقعه یوسف خان توسط ایرانیان، زندانی و به مرگ محکوم شد.[۷][۳۵][۳۶] طرح جامع شهر مشهد در سال ۱۳۵۲ خورشیدی مهم ترین واقعهٔ تاریخ معاصر مشهد، واقعه مسجد گوهرشاد در زمان رضاشاه است. در ۲۱ تیر ۱۳۱۴ جمعیت زیادی در مسجد گوهرشاد د و علیه اقدامات ت در رابطه با قانون کشف حجاب در ایران اعتراض نمودند. مأمورین نظامی و انتظامی با مردم درگیر شدند و تعدادی از مردم درون مسجد کشته شدند. در این واقعه تعداد بسیاری کشته، مجروح و بازداشت شدند. کشتار مردم در این مسجد به اندازه ای بود که به نقل از شاهدان عینی چند کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج د.[۳۷] توسعه شهر در دهه ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ در جنوب غربی و غرب صورت گرفت. راه آهن و فرودگاه تأثیر زیادی بر چگونگی هدایت توسعه داشته اند. در دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵، جادهٔ جدید تهران باعث توسعهٔ شهر به سمت جنوب گردید. از سال ۱۳۴۵ به بعد توسعهٔ شهر منطبق با طرح جامع هدایت شده است. در سال ۱۳۵۵ محور اصلی جادهٔ سنتو، فردوسی و پارک ملت توسعهٔ شهر را به سمت غرب تشدید نمودند. این شهر قرار بود به دو قسمت مذهبی-سنتی (مشهد شرقی یا رضوی) و توریستی-مدرن (مشهد غربی یا پهلوی) تقسیم شود، که با انقلاب ی ناکام ماند.[۳۸] مشهد در دوران در دورهٔ شهرداری شهردار پژمان، توسعه طبق طرح جامع پیشین با ای تغییرات انجام گردید و شهرستان بینالود به عنوان بخش گردشگری مشهد معرفی گردید. اکنون، ساختار کالبدی شهر به صورت قطاعی است. مراکز تجاری و خدماتی در اطراف حرم و قطاع غربی تمرکز یافته اند و واحدهای مس ی در دو محور غرب و شرق قرار دارند.[۳۸] در سال های اخیر حرکت ساخت و سازهای مدرن در مشهد شتاب بیشتری گرفته است. بر اساس چشم انداز مشهد در سال ۱۴۰۰ این شهر به شهری مدرن با معماری ی-مدرن تبدیل خواهد شد. در این راستا ۴۸ پروژهٔ بزرگ معماری برای شهر در نظر گرفته شده است.[۳۹] با این حال، برخی از کارشناسان معتقدند که این پروژه ها جلوهٔ ی شهر را خدشه دار می کند.[۴۰][۴۱] هم چنین ساخت و سازهای جدید در اطراف حرم علی بن موسی الرضا باعث شده که خط آسمانی و منظر تاریخی و فرهنگی مجموعه حرم مورد تعرض قرار گیرد.[۴۲][۴۳] این مسئله باعث بروز واکنش هایی از سوی برخی چهره های مذهبی و شد؛[۴۴] و همین طور ثبت شدن این مجموعه در میراث جهانی یونسکو را با مشکل روبرو کرده است.[۴۵] جغرافیای طبیعی موقعیت جغرافیایی شهر مشهد مرکز استان اسان رضوی با ۳۲۸ کیلومتر مربع مساحت،[۲] در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضهٔ آبریز کشف رود، بین رشته کوه های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا حدود ۱۰۵۰ متر (حداکثر ۱۱۵۰ متر و حداقل ۹۵۰ متر) است.[۳] comp rose pale.svg سرخس کلات چناران comp rose pale.svg سرخس شمال نیشابور و چناران شرق مشهد غرب جنوب تربت جام فریمان نیشابور زمین شناسی دشت مشهد به صورت دره ای وسیع دارای ابعادی به طول بیش از ۱۰۰ کیلومتر و عرض متوسط حدود ۲۵ کیلومتر و وسعت حدود ۲۵۰۰ کیلومتر مربع است. دشت مشهد با مختصات طول جغرافیایی ´۲۱:°۵۸ تا ´۰۸:°۶۰ درجه شرقی و عرض جغرافیایی ´۴۰:°۳۵ تا ´۰۳:°۳۶ درجه شمالی در حوضهٔ آبریز رودخانهٔ کشف رود در اسان رضوی قرار دارد. از میان سازندهای موجود در این دشت، سازند مزدوران (سازند دوران دوم) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائز اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده، به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره های آب زیرزمینی را به وجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می توان به خود رودخانهٔ کشف رود اشاره کرد. این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده است؛ ولی در حال حاضر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن ز ش ها تنها در مواقع سیل شدید، مقداری آب از سرشاخه های آن وارد می شوند.[۴۶] اقلیم مشهد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص که در منطقهٔ مرزی بین شمال و جنوب اسان قرار دارد و هم چنین تداخل جبهه های مختلف آب و هوایی، دارای آب و هوا و خصوصیات ویژهٔ اقلیمی است و قسمت اعظم دشت مشهد-نیشابور، جزء اقلیم سرد و خشک و قسمتی از دشت مشهد-قوچان، نیمه خشک و سرد و بخش کوچکی از بلندترین ارتفاعات رشته کوه های بینالود و هزار مسجد جزء اقلیم مرطوب سرد است و در مجموع شهر مشهد دارای آب و هوای متغیر، اما معتدل و متمایل به سرد و خشک است و از تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و مرطوب برخوردار است.[۴۷] وزش بادها در شهر مشهد بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است. بیشینهٔ درجه حرارت در تابستان ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان ها ۲۳ درجه زیر صفر است.[۴۸] میانگین دما و بارش برای آب و هوای مشهد در سال ۲۰۱۴ میلادی ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر منبع: سرویس اطلاعاتی آب و هوای جهان[۴۹] زمین لرزه مقایسهٔ نسبی میزان خطر زمین لرزه در نقاط مختلف ایران؛ نقاط سرخ تر نقاطی هستند که شتاب حداکثر زمین در آن ها بیش تر است. منطقهٔ اسان در طول تاریخ همیشه یکی از فعال ترین مناطق زمین لرزه خیز کشور بوده است. آمار چهل سال گذشته نشان می دهد که بیش از نیمی از قربانیان زمین لرزه در ایران را قربانیان این منطقه تشکیل می دهند.[۵۰] ز له های زیادی در مشهد رخ داده که حدود ۱۴ واقعه متعلق به سال های ۱۰۰۸، ۱۰۵۲، ۱۰۵۳، ۱۰۵۹، ۱۰۷۷، ۱۰۸۴، ۱۰۸۷، ۱۱۱۸، ۱۱۱۹، ۱۲۱۴، ۱۲۳۲، ۱۲۳۶، ۱۲۵۴، ۱۲۷۴ ه.ق. در کتب تاریخ به ثبت رسیده است. در پانزدهم ربیع الثانی سال ۱۰۸۴ ه.ق. به هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوی زمین لرزهٔ ویرانگری در مشهد رخ داده که حدود دو سوم شهر مشهد از جمله گنبد حرم علی بن موسی الرضا، سقف گنبد مسجد گوهرشاد و مدارس پریزاد، دودر، مدرسه بالاسر، مدرسه پایین پا آسیب فراوان دیده و حدود چهارهزار نفر از مردم مشهد زیر آوار کشته شدند.[۵۱][۵۲] یکی از گسل های مشهد، گسل شمال مشهد است. این گسل ادامهٔ گسل توس است که در شمال شهر توس از گسل کشف رود منشعب شده و با امتداد شمال غرب-جنوب شرق از گوشهٔ شمالی مشهد عبور می کند. در گزارش شماره ۷۲ سازمان زمین شناسی این گسل تحت عنوان گسل توس نامیده شده است. در گزارش مزبور ادامهٔ گسل به سمت شمال شرق که توسط آبرفت پوشیده شده به صورت گسل احتمالی نشان داده شده است. هم چنین بربریان و همکاران، کانون سطحی ز لهٔ تاریخی ۱۵۹۸ مورخ ۳ ژوئیهٔ ۱۹۷۳ با بزرگی ۶/۶، اول آوریل ۱۶۷۸ و ۲۶ فوریه ۱۸۸۳ را در مجاورت گسل احتمالی توس مشخص نموده اند.[۵۳] جمعیت شناسی تغییرات جمعیت مشهد بین سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ هجری شمسی[۵۴] شهر مشهد، در سدهٔ اخیر از رشد جمعیت بالایی برخوردار بوده است. در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر، با ۲۴۱٬۹۸۹ نفر جمعیت پس از ای تهران، تبریز و اصفهان، چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵، این شهر پس از تهران و اصفهان، جایگاه سوم را در بین ای ایران داشت. در سرشماری سال ۱۳۵۵، مشهد، پس از تهران، دومین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آ ین سرشماری در سال ۱۳۹۰، همین جایگاه را داشته است.[۵۴] بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ خورشیدی، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲٬۷۶۶٬۲۵۸ تن بوده است.[۱] قومیت نظرسنجی سال ۱۳۸۹ طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و بر اساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان نان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظرسنجی نمونه گیری شد در مشهد به قرار زیر بود:[۵۶] اقوام کلانشهر مشهد قومیت درصد فارس ۹۳٫۵٪ ترک ۳٫۴٪ شمالی ۰٫۵٪ کرد ۱٫۵٪ عرب ۰٫۵٪ سایر ۰٫۵٪ در مشهد جمعیت قابل توجهی از مهاجران افغان س ت دارند. این مهاجران بیشتر پس از حملهٔ شوروی سابق به افغانستان و هم چنین ظهور و متعاقب آن حمله به افغانستان توسط و نیروهای ناتو، به ایران مهاجرت د. در خلال سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ جمعیتی قریب به ۵٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر به صورت گروهی به کشور و به تبع آن به استان اسان و شهر مشهد وارد شدند. پس از حملهٔ به افغانستان، حدود یک میلیون نفر مهاجر مجاز و ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ میلیون نفر مهاجر غیرمجاز به کشور وارد شدند. از طرف دیگر، هم زمان با آغاز جنگ ایران و عراق جمعیتی دیگر از آوارگان عراقی نیز در اثر بروز جنگ و ناآرامی مجبور به ترک عراق شده که بسیاری از آنها به دلیل باورهای دینی و اعتقادی و روابط اجتماعی و فرهنگی با شهروندان ایرانی، در استان اسان رضوی به ویژه شهر مشهد و سایر شهرستان های استان (مانند نیشابور) اسکان یافتند و بسیاری از آنها با ن ایرانی ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده اند. بر اساس طرح جامع سرشماری و شناسایی اتباع خارجی در سال ۱۳۷۹–۱۳۸۰ جمعیتی در حدود ۱۴۲٬۰۰۰ نفر تبعه افغانی، ۱۳٬۹۰۰ نفر تبعه عراقی و ۱۰۰ نفر سایر ملل در استان اسان رضوی شناسایی شدند. هم اکنون بر اساس آمارهای موجود قریب به ۶۰٬۰۰۰ نفر دانش آموز تبعه خارجی که ۹۰درصد آنها را اتباع افغانستان تشکیل می دهند در مدارس تی مشغول به تحصیل هستند. هم چنین قریب به ۲۷۰۰ نفر دانشجوی تبعه خارجی در مراکز آموزش عالی استان مشغول به تحصیل هستند.[۵۷] بر طبق آمار اداره کل امور اتباع و مهاجرین استانداری اسان رضوی، ۹۵درصد مهاجرین این استان در مشهد ن هستند.[۵۸] در سال های اخیر، مشهد شاهد مهاجرت اقوام بلوچ و کرد نیز بوده است. این موضوع سبب واکنش برخی از ون کشور نظیر مکارم شده است. بر طبق گفتهٔ آنان، این مهاجران، که عمدتاً اهل تسنن هستند، با ید ملک و زمین در مشهد و دیگر ای کشور مانند شیراز و ارومیه، درصدد تغییر بافت مذهبی این ا بوده و زمینه را برای نفوذ وه ت و نیروهای تکفیری فراهم می کنند.[۵۹][۶۰] در واکنش به این اظهارات، مولوی عبدالحمید، اهل سنت زاهدان، این سخنان را نگران کننده و ناشی از بالا رفتن سن و زودباوری آیت الله مکارم عنوان کرد.[۵۹] زبان نوشتار اصلی: لهجه مشهدی زبان مردم مشهد، زبان فارسی با گویش و لهجهٔ مشهدی است. این لهجه سرشار از واژه های کهن و ریشه دار زبان فارسی است. لهجهٔ مشهدی یکی از لهجه های مهم و تأثیرگذار فارسی به شمار می آید و به نوعی خاستگاه ادبیات اصیل شاعرانی همچون فردوسی، عطار و خیام است. این لهجه را شاخه ای از فارسی دری می دانند و بسیاری از واژگان گمشدهٔ این زبان را می توان در گفتار عامیانهٔ مشهدی ها جستجو کرد.[یادداشت ۴] به واسطه اختلاط و ارتباط نزدیک مشهدی ها با سایر اقوام، ردپایی از زبان ها و گویش های دیگر نظیر: عربی، ترکی، مغولی، افغانستانی (پشتون)، کردی، انگلیسی، هندی، روسی و فرانسوی را می توان در آن دید.[۶۱] تقی وحیدیان کامیار، فردوسی مشهد می گوید:[۶۲] نزدیک ترین گویش به فارسی معیار، گویش مشهدی است، به طوری که اصیل ترین و ریشه دارترین فارسی را می توان از مردم این شهر شنید. وی می افزاید: برخلاف تصور عامه که ریشه های زبان فارسی را از فارس و شیراز می دانند، فارسی دری اصیل از توس قدیم، نیشابور و مشهد کنونی انتشار یافته است. مهدی سیدی، پژوهشگر و کارشناس در زمینه لهجه و گویش مشهدی می گوید:[۶۲] لهجه و گویش مشهدی یا به عبارت علمی تر فارسی مشهدی یکی از موثرترین گویش ها در فارسی دری است، چرا که خاستگاه فارسی دری و همچنین ادبیات اصیل فارسی این گویش و زبان زیباست. امروزه کمتر ی در بین قشر جوان مشهد با این لهجه صحبت می کند. بیشتر جوانان مشهدی صحبت با این لهجه را نوعی سرش تگی می پندارند. با این همه، هنوز این لهجه و گویش در میان قدیمی ها رواج دارد. کارشناسان یکی از دلایل عدم اقبال مردم نسبت به لهجه مشهدی را عملکرد نه چندان مثبت صدا و سیما می دانند.[۶۳] مذهب بیشتر مردم شهر مشهد، مسلمان و شیعهٔ دوازده ی هستند. این موضوع به واسطهٔ وجود حرم علی بن موسی الرضا در این شهر نیز تشدید شده است. با این حال، اقلیت های دینی دیگری نیز در مشهد وجود داشته یا دارند. در مشهد محله ای به نام «محلهٔ جدید» وجود دارد که مجتمع مس ی یهودیان در مشهد بود. این محله منازل بزرگ و محکم با دیوارهای بلند داشت و خانه ها از داخل با یکدیگر مرتبط بود. اقلیت یهودی مشهد که بینش و هوشیاری اقتصادی داشتند با توسعهٔ عمرانی مشهد به خیابان های جنت و جم (پاسداران کنونی) نقل مکان د و عده ای هم به مهاجرت د.[۶۴] مهاجران ارمنی از اوا قرن نوزدهم میلادی و در زمان حکومت قاجار از مرز باجگیران و درگز وارد این استان شدند و سپس در ای مشهد، قوچان، نیشابور، شیروان، سبزوار، بجنورد و درگز اقامت گزیدند. بعدها تجار ارمنی از مناطق دیگر ایران مانند آذربایجان و اصفهان نیز به این استان نقل مکان د و به کارهای تجاری و صنعتی مشغول شدند. اکثر کارخانه های ارمنیان کارخانهٰهای تصفیهٔ پنبه، تولید الکل صنعتی و پزشکی، قیرسازی و نخ ریسی بودند. مطابق برخی منابع، در ۱۹۶۵، ۵۱ خانوار ارمنی در مشهد اقامت داشته اند و مطابق آمار ۱۹۶۶، ۳۲۰ ارمنی در مشهد و ۵۲۱ ارمنی در کل استان اسان ن بوده اند. در ۱۹۱۳، ارمنیان مشهد مدرسهٔ هایکازیان را، که در واقع شعبه ای از مدرسه هایکازیان تهران بود، تأسیس د. در ۱۹۴۱، کلیسای مسروپ مقدس، که نزد اهالی به «کلیسای حضرت مریم» نیز معروف است، احداث شد. اهالی ارمنی شهر مشهد دارای گورستان ویژهٔ خود بوده اند که سال تأسیس آن به ۱۹۴۴ بازمی گردد. در این گورستان خانه ای هم وجود داشت. غیر از سنگ قبرهای متعلق به ارمنیان، در قسمت خاصی از آن قطعه ای به ۳۲ سرباز لهستانی که در زمان جنگ جهانی دوم در محلی نزدیک قوچان کشته شده بودند اختصاص یافته بود. هم چنین انجمن فرهنگی ـ ورزشی آرارات از ۱۹۸۳ در این شهر شعبه ای ایجاد کرده است که تاکنون نیز به فعالیت های فرهنگی ورزشی خود ادامه می دهد.[۶۵] در مشهد اقلیتی از بهاییان نیز هستند، اما به دلیل فقدان آمار رسمی تعداد آنان مشخص نیست. در سال ۱۳۴۵، در اوایل صدارت عباس هویدا، ایران به ۲۴ «قسمت امری» تقسیم می شد.[یادداشت ۵] هر قسمت امری دارای مرکزی بود که محفل آن به «محفل مرکز قسمت امری» موسوم بود و اسان به مرکزیت مشهد یکی از آن قسمت های امری بود. در سال ۱۳۴۹ تعداد مراکز قسمت امری ایران به ۶۷ مرکز رسید و در «نقشهٔ پنج ساله»، که به اوا دوران سلطنت پهلوی تعلق دارد، باید تعداد محافل محلی ایران به ۱۱۰۰ محفل می رسید.[۶۶] جاذبه های گردشگری جاذبه های مذهبی مسجد حوض لقمان – مشهد در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۸ مصادف با سالروز تولد هشتم شیعیان، توسط محمود ، رئیس جمهور وقت و نمایندگان مجلس شورای ی، مشهد رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» انتخاب شد.[۶۷] مهم ترین مکان مذهبی شهر مشهد که مهم ترین مکان مذهبی ایران نیز هست، حرم علی بن موسی الرضا است که سالانه پذیرای بیش از ۲۷ میلیون زائر داخلی[۶۸] و دو میلیون زائر خارجی[۶۹] است. موزه های آستان قدس رضوی نیز – که خود شامل چندین موزه است – در مجموعهٔ حرم قرار دارد. حرم علی بن موسی الرضا و سایر اماکن متبرکه حرم علی بن موسی الرضا آرامگاه علی بن موسی الرضا در مشهد که با نام حرم رضا و حرم رضوی شناخته می شود، مجموعه ای است که دربرگیرنده آرامگاه علی بن موسی الرضا می باشد. این مجموعه از نظر مساحت بزرگترین و از لحاظ جمعیت دومین مسجد در جهان است. همچنین این مجموعه شامل مسجد گوهرشاد، یک موزه، دو کتابخانه، چهار مدرسه علوم دینی،[۷۰] یک گورستان، علوم ی رضوی، یک سالن غذاخوری برای زائران، رواق های وسیع برای گزاران و چندین ساختمان دیگر است. این مجموعه یکی از مراکز گردشگری در ایران است.[۷۱] حرم به تنهایی محوطه ای به مساحت ۲۶۷٬۰۷۹ متر مربع را پوشش می دهد و در صورتی که هفت صحن با مساحت ۳۳۱٬۵۷۸ به آن افزوده شود، مساحت نهایی مجموعه ۵۹۸٬۶۵۷ متر مربع می شود.[۷۲] هر سال مراسم غبارروبی در این مکان انجام می شود.[۷۳] دیگر مسجدها، حسینیه ها و زاده ها از جمله مکان های مذهبی هستند که دارای زیارت کنندگان فراوانی هستند. مسجد جامع گوهرشاد واقع در محدودهٔ حرم رضوی، مسجد هفتاد و دوتن، مصلی طرق، مسجد و حسینیه کرامت، آرامگاه پیر پالاندوز، آرامگاه شیخ نخودکی، گنبد خشتی، گنبد سبز و آرامگاه خواجه ربیع از جمله مکان های مذهبی مشهد هستند. هم چنین زاده ناصر و یاسر (در طرقبه) و آرامگاه زاده یحیی (در جاده سرخس)، آرامگاه خواجه اباصلت و آرامگاه خواجه مراد (در جاده فریمان) در مشهد قرار دارند.[۷۴] جاذبه های تاریخی از سناباد و توس قدیم آثار تاریخی زیادی بر جای نمانده است. (هم اکنون شهر توس در حال بازسازی است) چهار طاقی بازه هور از قدیمی ترین بناهای موجود در محدودهٔ شهر است که زمان ساخت آن را سدهٔ سوم میلادی تخمین می زنند.[۷۵] برخی از جاذبه های تاریخی مشهد عبارتند از: آرامگاه نادرشاه، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه فردوسی، ایستگاه راه آهن، گنبد خشتی، گنبد هارونیه و مدرسه عباسقلیخان.[۷۶] جاذبه های طبیعی کوهسنگی مشهد جاذبه های طبیعی که در شهر مشهد قرار دارند، شامل ییلاقات ش ز، طرقبه، زشک، روستای کنگ، نغندر، جاغرق، چالی دره، پارک جنگلی آباد، باغ وحش آباد، آبشار ارتکند، پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد، فریزی، سد ارداک، هفت حوض، چشمه گیلاس و چشمه گراب هستند.[۷۷][۷۸] پارک جنگلی طرق (انقلاب) در حاشیه جنوب شرق مشهد، در پلیس راه، یکی از بزرگ ترین اماکن در اسکان و ارائه خدمات گردشگری به شهروندان و زائران است. این پارک در سال ۱۳۴۰ احداث شده، و در سال ۱۳۷۹ بازپیرایی گردیده است. پارک جنگلی طرق دارای فضاهای تفریحی، فرهنگی، ورزشی و تجاری با ۲۱۰ تار فضای جنگلی و ۱۱۲ هزار متر مربع فضاهای عمرانی است. این پارک جنگلی دارای تیپ های درختی پهن برگ، مخلوط و سوزنی برگ بوده و اقاقیا و زبان گنجشک بیشترین نوع در سطح این محدوده است.[۷۹] فضای شهری برخی پارک ها و پارک های آبی مشهد عبارتند از: پارک کوهسنگی، پارک و شهربازی ملت، کوهستان پارک خورشید، باغ وحش و پارک جنگلی آباد، پارک پردیس قائم، پارک وحدت، پارک مینیاتوری، سرزمین موج های آبی، پارک آبی ایرانیان، پارک ساحلی آفتاب و سرزمین موج های وشان.[۸۰][۸۱] هم چنین برخی از مهم ترین مراکز ید شهر مشهد عبارتند از: بازار رضا، مجتمع تجاری پروما، بازار بین المللی، بازار خیام، مجتمع ون، مجتمع تجاری الماس شرق و مجتمع تجاری وصال.[۸۲] از جمله پارک های بزرگ شهر مشهد، می توان به پارک ملت، پارک بانوان (حجاب)، باغ ملی، پارک بزرگ وحدت، پارک بسیج (گلشهر)، پارک امت، پارک پردیس قائم، پارک میرزا کوچک خان، پارک مینیاتوری، باغ گل ها، کوهستان پارک خورشید و پارک کوهسنگی اشاره کرد.[۸۳] آرامگاه فردوسی در توس خانه حسین ملک در مشهد کلیسای مسروپ (ده دی) موزه توس در مشهد تقسیمات شهری مناطق شهری مشهد حدود ۳۲۸ کیلومتر مربع وسعت دارد.[۲] بر اساس آ ین ویرایش سال ۹۲ و سرشماری سال ۱۳۹۰، این شهر دارای ۱۳ منطقه شهری، ۴۰ ناحیه است، ۴ قطاع در محدودهٔ شهرداری ثامن و ۱۵۸ محله است.[۲][۸۴] هم چنین شهر مشهد دارای ۱۱ ناحیه و مرکز پستی است.[۸۵] سراسرنمای سه راه خیام مشهد محله های مشهد مشهد دارای محله ها و شهرک های متعددی است. به خاطر آبادی های سناباد و نوغان به محل دفن علی بن موسی الرضا و هم چنین جاذبهٔ خود مدفن، بیشتر محله های قدیمی مشهد در اطراف حرم علی بن موسی الرضا شکل گرفته است و کم کم بر وسعت آنها افزوده گشته و در خود مجموعهٔ شهر ادغام گشته اند. به عنوان نمونه، هم اکنون نوغان، از محله های اطراف حرم است و سناباد نیز وضعیت مشابهی دارد و اکنون به عنوان یکی از محله ها و خیابان های شهر مشهد شناخته می شود.[۸۴] شهرداری مشهد نوشتار اصلی: شهرداری مشهد نوشتار(های) وابسته: شورای ی شهر مشهد شهردار کنونی شهر مشهد صولت مرتضوی است. بودجهٔ شهرداری مشهد در سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۹۶۰۰ میلیارد تومان است.[۸۶] حوزهٔ شهردار حوزهٔ شهردار، حوزهٔ زیر نظر شخص شهردار مشهد و به منظور ایجاد هماهنگی و اعمال مدیریت در واحدهای حوزهٔ شهردار و نیز اعمال نظارت و کنترل مجموعهٔ واحدهای شهرداری به ویژه مدیران مناطق تشکیل شده است. میزان اختیارات و مسئولیت های این حوزه از سوی شهردار وقت، طی ابلاغ داخلی تعیین و مشخص می گردد.[۸۷] اقتصاد فروش زعفران در بازارهای مشهد اقتصاد مشهد بیشتر بر روی زعفران، زرشک، نبات، آجیل و خشکبار و هم چنین چرم صنعتی (به صورت زینتی) و صنعت فرش قرار دارد. هم چنین زائران حرم رضوی و توریست ها از منابع درآمدزایی این شهر هستند؛ به طوریکه صنعت هتلداری، یکی از صنایع پررونق در این شهر محسوب می شود و ۹۰ درصد گردشگران خارجی که به ایران سفر می کنند، از مشهد دیدن می کنند.[۸۸] از دیگر محصولات مهم کشاورزی مشهد غلات، چغندر قند و محصولات جالیزی است. از صنایع موجود در مشهد می توان به صنایع غذایی، پوشاک، چرم، تولید مصالح ساختمانی، صنایع ف ی و صنایع دستی نیز اشاره کرد که از این میان حدود ۴۰درصد صنایع مشهد متعلق به صنایع غذایی، صنایع ف ی و صنایع دستی است.[۸۹] مشهد تنها در فصل تابستان سال ۱۳۸۹ پذیرای بیش از ۱۳میلیون مسافر بوده است.[۹۰] وجود آرامگاه علی بن موسی الرضا در مشهد موجب شده است که هر سال تعداد زیادی از گردشگران و جهانگردان به مشهد سفر کنند. صنایع صنایع غذایی، نساجی، شیمیایی و کانی غیرف ی و صنایع قطعه سازی و فولاد کشاورزی از عمده ترین صنایع مشهد به شمار می آیند.[۹۱] مشهد یکی از قطب های اصلی تولید چرم در ایران به شمار می آید و کارخانه هایی نظیر چرم مشهد در این شهر قرار دارند. هم چنین در سال های اخیر سرمایه گذاری در بخش پروژه های کلان اداری–تجاری رونق یافته است. قالی مشهد قالی بافی در شهر مشهد حدود پنج قرن قدمت دارد. یکی از قدیمی ترین فرش های مشهد که موجود است، نوعی فرش (سجاده) است که توسط شاه تهماسب به سلیمان باشکوه در سال ۱۵۵۶ میلادی هدیه شده است.[۹۲][۹۳] شهرک های صنعتی شهرک گلبهار، بینالود، طوس، کاویان، کلات، ماشین سازی، با?

مشاهده متن کامل ...

میلاد رضا علیه السلام مبارکباد
درخواست حذف اطلاعات

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد

خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد

رضا علیه السلام می فرمایند :

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة؛

هر اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید،
خداوند در روز قیامت، انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

(اصول کافى، ج 3، ص 268)

تحلیلی از زندگانی رضا علیه السلام

مطالعه کتاب

تحلیلی از زندگانی رضا علیه السلام

پژوهشی دقیق در زندگانی
علی بن موسی الرضا
طب الرضا و طب الصادق علیهما السلام
طب الرضا
عیون أخبار الرضا علیه السلام
مسند الإمام الرضا علیه السلام
مدایح رضوی (ع) درشعر فارسی
الحیاة ال ة للإمام الرضا علیه السلام

رضا علیه السلام

ولادت رضا علیه السلام

القاب رضا علیه

کنیه های رضا علیه السلام

همسر و فرزندان رضا علیه السلام

مسیر حرکت رضا علیه السلام از مدینه به مرو

حدیث سلسله الذهب

ولایتعهدى رضا علیه السلام

حرم رضا علیه السلام

اصحاب رضا علیه السلام

کتابخانه رضا علیه السلام

کتابشناسى رضا علیه السلام



مشاهده متن کامل ...
درباره پیشینه مشهد
درخواست حذف اطلاعات

مشهد کلان شهری در شمال شرقی ایران و مرکز استان اسان رضوی است. این شهر در زمان افشاریان، پایتخت ایران بود. مشهد با ۳۲۸ کیلومتر مربع مساحت، دومین شهر پهناور ایران بعد از تهران است. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ این شهر با ۲٬۷۶۶٬۲۵۸ تن جمعیت، دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران است. این شهر به واسطهٔ وجود حرم علی بن موسی الرضا، هشتمین مذهب شیعه، سالانه پذیرای بیش از ۲۷ میلیون زائر از داخل و دو میلیون زائر از خارج از کشور است.

شهر مشهد در حوزهٔ رودخانهٔ کشف رود و در دشت مشهد بین کوه های هزارمسجد و بینالود گسترده شده است. بیشینهٔ ارتفاع شهر مشهد ۱۱۵۰ متر و کمینهٔ آن ۹۵۰ متر است. شهر مشهد دارای آب و هوای متغیر، اما معتدل و متمایل به سرد و خشک است و از تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و مرطوب برخوردار است. بیشینهٔ درجه حرارت در تابستان ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان ها ۲۳ درجه زیر صفر است.

مشهد دارای ۱۳ منطقهٔ شهرداری است و شهردار آن، توسط شورای شهر ۲۵ نفره انتخاب می شود. این شهر دارای یک فرودگاه بین المللی، یک ایستگاه راه آهن و سه پایانه است که ارتباط آن با ای دیگر را ممکن می سازد. حمل و نقل داخلی مشهد، توسط سامانهٔ تا ی رانی و اتوبوس رانی و قطار شهری انجام می شود. اقتصاد مشهد متکی به گردشگری مذهبی با تمرکز بر حرم رضا است. در کنار آن، وجود مراکز تجاری بزرگ و امکانات پزشکی قابل توجه، موجب رونق گردشگری تفریحی و گردشگری سلامت در این شهر نیز شده است.

بیش از ۹۳٪ مردم مشهد فارسی زبان هستند. تراکم جمعیت در مشهد بیش از نه هزار تن در هر کیلومتر مربع است. این شهر در سال ۱۳۸۸ رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» انتخاب شد. هم چنین مشهد به عنوان «پایتخت فرهنگ ی» در سال ۲۰۱۷ برگزیده شده است.

محتویات

۱ نام
۱.۱ پیشینهٔ کاربرد نام مشهد
۱.۲ مشهد در نوشتار محدثان، مورخان و جغرافی دانان دورهٔ ی
۲ پیشینه
۲.۱ مشهد در دورهٔ خلافت ی
۲.۲ مشهد در دوران حکومت های ایرانی تا عصر صفویه
۲.۳ مشهد، از صفویه تا دوران معاصر
۲.۴ مشهد در دوران قاجاریه و پهلوی
۲.۵ مشهد در دوران
۳ جغرافیای طبیعی
۳.۱ موقعیت جغرافیایی
۳.۲ زمین شناسی
۳.۳ اقلیم
۳.۴ زمین لرزه
۴ جمعیت شناسی
۴.۱ قومیت
۴.۲ زبان
۴.۳ مذهب
۵ جاذبه های گردشگری
۵.۱ جاذبه های مذهبی
۵.۱.۱ حرم علی بن موسی الرضا و سایر اماکن متبرکه
۵.۲ جاذبه های تاریخی
۵.۳ جاذبه های طبیعی
۵.۴ فضای شهری
۶ تقسیمات شهری
۷ شهرداری مشهد
۷.۱ حوزهٔ شهردار
۸ اقتصاد
۸.۱ صنایع
۸.۲ مراکز تجاری
۹ آموزش
۹.۱ ها
۹.۲ مدرسه ها
۹.۳ مدرسه های علوم دینی
۱۰ پژوهش و فناوری
۱۰.۱ مراکز تحقیقاتی
۱۰.۲ تجاری سازی فناوری
۱۰.۳ مراکز رشد
۱۰.۴ جشنواره ها و المپیادها
۱۱ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
۱۲ فرهنگ و هنر
۱۲.۱ سینما، تئاتر و نگارخانه ها
۱۲.۲ فرهنگسراها
۱۲.۳ کتابخانه ها
۱۲.۴ موزه ها
۱۳ گردشگری
۱۳.۱ هتل ها و مراکز اقامتی
۱۳.۲ ره آوردها
۱۳.۳ غذاها و خوراک های محلی
۱۴ رسانه
۱۴.۱ صدا
۱۴.۲ سیما
۱۴.۳ نشریات
۱۵ ورزش
۱۶ حمل ونقل
۱۶.۱ جابجایی های درون شهری
۱۶.۱.۱ قطار شهری مشهد
۱۶.۱.۲ بزرگراه ها
۱۶.۱.۳ اتوبوس رانی
۱۶.۱.۴ تا ی رانی
۱۶.۲ جابجایی های برون شهری
۱۶.۲.۱ فرودگاه
۱۶.۲.۲ راه آهن
۱۶.۲.۳ اتوبوس و تا ی بین شهری
۱۶.۲.۴ فاصلهٔ مشهد با ای بزرگ
۱۷ معضلات شهری
۱۷.۱ آلودگی های محیط زیستی
۱۷.۲ حاشیه نشینی
۱۷.۳ معضلات اجتماعی
۱۸ ارتباط های بین المللی
۱۸.۱ کنسولگری ها
۱۸.۲ ای هم پیوند و خواهرخوانده
۱۹ مشاهیر و نام آوران

نام

واژهٔ «مَشْهَد» (جمع: «مَشاهِد») به معنی محل شهود و محل شهادت است.[۴] به باور شیعیان، علی بن موسی الرضا پس از قتل به دست مأمون، خلیفهٔ عباسی، در سال ۲۰۳ هـ. ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک س شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «م لرضا» خوانده شد و کم کم بر پهنهٔ آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی، افزوده شد و مردم توس (طوس) به مشهد کوچ داده شدند؛ و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد.[۵]

هم چنین به مشهد نام «قبلهٔ هفتم» را نیز اطلاق می کنند.[۴][یادداشت ۲]
پیشینهٔ کاربرد نام مشهد
نقشهٔ ایران در سال ۱۱۲۶ خورشیدی که توسط امانوئل بوئن، جغرافی دان و نقشه کش بریتانیایی، ترسیم شده است. این نقشه که وسعت و محدودهٔ پادشاهی دودمان افشاریه را نمایش می دهد، اسامی بسیاری از مناطق، ا، دریاچه ها و دریاهای آن زمانِ ایران را نیز دربرگرفته است. این نقشه از کشور ایران در سال ۱۷۴۷ (میلادی) میلادی، برابر با ۱۱۲۶ خورشیدی و ۱۱۶۰ قمری و در زمان سلسلهٔ افشاریان رسم شده است. نام مشهد در کنار نام توس در نقشه مشهود است.
نوشتار اصلی: طوس

پیش از قتل علی بن موسی الرضا در ۲۰۳ هـ. ق، و دفن او در کاخ حُمَید بن قَحطَبه در سناباد نوغان، خبری از مشهد نبود. حتی نام نوغان توس از سده های اولیهٔ ی به بعد در متون راه یافته و پیش از آن تقریباً هیچ خبری از نوغان نیست، بلکه تنها از ولایت توس یا شهر توس اخباری در اساطیر و آثار حماسیِ بعد به چشم می خورَد. در نتیجه، تاریخچهٔ مشهد از ابتدا تا پیدایش در تاریخ توس، و در دو سدهٔ ی در تاریخ نوغان مستتر است.[۶] اینکه توس هم یک شهر و هم یک منطقه است، همراه با این واقعیت که هر دو ناحیه همواره به عنوان ای اصلی منطقه در نظر گرفته می شوند، این باور نادرست را در میان جغرافی دانان متأ عربی رواج داده که توس، پایتخت شهری دوبخشی شامل تابران و نوغان بوده است. این باور در مورد دوبخشی بودن شهر توس به طور عام در ادبیات اروپایی راه یافته است. سِر پِرسی سای و به دنبال وی، ئی. دیز[یادداشت ۳] صراحتاً این تصور را به چالش کشیدند. جغرافی دانان قدیم تر عرب به درستی تابران و نوغان را به عنوان دو شهر کاملاً مجزا، از یکدیگر متمایز د. ویرانه های تابران، توس و مشهد در حدود ۱۹ کیلومتری یکدیگر قرار دارند.[۷]
مشهد در نوشتار محدثان، مورخان و جغرافی دانان دورهٔ ی

در سدهٔ سوم هجری، ابن بابویه قمی قمی در کتاب عیون اخبار الرضا فصلی را به مشهد اختصاص داده و در تمامی اخبار و مطالب، همه جا واژهٔ «مشهد» و «مشهد رضوی» را آورده است.[۸] ابن حوقل در سدهٔ چهارم هجری به سادگی این مکان را مشهد نامیده؛ یاقوت حَمَوی، در بیانی صریح تر، آن را «مشهد رضوی حرم رضا» نام نهاده است. مشهد به عنوان نام یک مکان، نخستین بار در احسن ّقاسیم فی معرفهِ الأقالیم محمد مقدّسی (مَقدِسی) و اوا دههٔ سوم قرن چهارم هجری پدیدار شده است. در حدود نیمهٔ قرن هشتم هجری، ابن بطوطه در سفرنامهٔ خود، از اصطلاح «شهر مشهد الرضا» استفاده کرده است. به نظر می رسد نام نوغان که هنوز هم بر سکه های نیمهٔ اول سدهٔ هشتم هجری تحت حاکمیت ایلخانیان دیده می شود، به تدریج جای خود را به «المشهد» یا «مشهد» داده باشد. در این دوره مشهد اغلب با صراحت بیشتری با عناوین «مشهد رضا»، «مشهد مقدس» و «مشهد توس» شناخته می شود. اغلب در ادبیات و به ویژه در شعر، تنها توس مد نظر قرار گرفته است؛ برای نمونه، «توس جدید» در مقابل «توس قدیمی» یا شهری مقتضیِ این نام.[۷] معین الدین محمد ا ّمجی الاسفزاری، مورخ قرن نهم هجری، در کتاب روضات الجَنّات فی أوصاف مدینهِ هرات از آن با عنوان «مشهد مقدس رضوی» نام برده است.[۹] و صدرالمتألهین لاهیجانی در کتاب تاریخ و جغرافیای شهر مشهد در سدهٔ چهاردهم هجری از واژهٔ «مشهد مقدس رضوی» استفاده کرده است.[۱۰]
پیشینه
نوشتار اصلی: پیشینه مشهد
نوشتار(های) وابسته: علی بن موسی الرضا، ابومسلم اسانی، سیاه جامگان، مأمون، حمله مغول به ایران، افشاریان، نادر شاه، واقعه مسجد گوهرشاد و بمب گذاری در آرامگاه علی بن موسی

حوضهٔ رودخانهٔ کشف رود که شهر مشهد در آن قرار دارد، به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از به عنوان یکی از بخش های موردتوجه برای س ت در اسان به حساب می آمده است. در شهر کنونی مشهد، شهری به نام توس وجود داشته است. اهمیت این شهر در دوران ی به استقرار یکی از مهمترین زیارتگاه های جهان که برای هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، ساخته شده است، بازمی گردد.[۷] بنابراین، آنچه سناباد نوغان را در سرتاسر جهان مشهور ساخت، نه آرامگاه هارون الرشید، خلیفهٔ عباسی، بلکه زیارتگاه شیعه بود و شهر بزرگی که با گذشت زمان در اطراف روستایی کوچک گسترش یافت، المشهد (مشهد) عنوان گرفته است که به معنای «حرم حزن انگیز» است (در درجهٔ اول، حرم شهیدی از خاندان ).[۷]
مشهد در دورهٔ خلافت ی
موقعیت اسان و توس (طوس) در نقشهٔ ایران در عصر خلفای عباسی، برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخیِ سرزمین های خلافت شرقی

به گفتهٔ تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر یان مسلمان عرب گریخت، راهی توس شد تا از کُنارَنگِ توس، مرزبان خود در آن خطه، پناه بخواهد، اما کنارنگ یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. پس از آن، کنارنگیان به رغم فتح اسان توسط اعراب، همچنان نفوذ خود را در خطهٔ توس حفظ د و تا پایان عصر امویان، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش ان ابومسلم در سال ۱۲۹ هـ. ق بود که آن جا را رها ساختند.[۶][۱۱] تنها خبر شاهنامه که تاریخ هم آن را تأیید می کند پناهنده شدن یزدگرد سوم ساسانی به کنارنگ توس، پس از ش ت از تازیان در زمان خلافت عثمان است.[۶]

مأمون، جانشین هارون، پس از گذشت چند سالی از خلافتش بر اثر طغیانی که علیه وی توسط علویان پدید آمد، به قصد آن که تمایل شیعیان را به خود جلب کند، علی بن موسی الرضا، هشتم شیعه، را به جانشینی نامزد کرد و به دارالخلافه اش در مرو فراخواند. مأمون به همراه علی بن موسی الرضا، پس از یک سال ماندن در مرو، رهسپار بغداد شد. در طی راه در روستای نوغان، علی بن موسی الرضا، به خانهٔ سناباد وارد و در آن جا به روایت شیعیان مسموم شد و در سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ هـ. ق پس از سه روز درگذشت و پیکرش در باغ حمید بن قحطبه در کنار مقبرهٔ هارون، در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد. از همان زمان، این نقطه، مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.[۱۲]
مشهد در دوران حکومت های ایرانی تا عصر صفویه

در ابتدای سده چهارم هجری، عصر شکوفایی فرهنگ ایرانی -که با روی کار آمدن نصر بن احمد سامانی (۳۰۰ ه. ق) رونقی یافته بود-، در سرزمین توس نیز به بار نشست.[۱۳]

مشهد نیز همچون تمامی ای بزرگتر ایران بارها شاهد افزایش جنگ و وحشت درون دیوارهای خود بود. سبکتگین، مؤسس سلسله غزنویان، در زمان فتح توس آرامگاه را ویران کرد. اما، بعداً پسرش، سلطان محمود، بازسازیش نمود. در سال ۴۲۸ ه.ق. طی دوران حکومت سلطان مسعود غزنوی، حاکم بعدی اسان به منظور حفاظت از آرامگاه علی بن موسی الرضا استحکامات دفاعی را بنا کرد. در سال ۵۱۵ ه.ق. دیواری در اطراف شهر ساخته شد که گاهی اوقات امکان حفاظت در برابر حملات را فراهم می ساخت. اگرچه در سال ۵۵۶ ه.ق. ترکهای غز موفق به گرفتن منطقه شدند ولی آنان از تاراج و غارت ناحیهٔ مقدس چشم پوشی د.[۷]

در زمان سلجوقیان، توس در عین حال که از رونق درونی برخوردار بود، با بی مهری سلاطین رو به رو شد؛ ولی در این ایام خواجه نظام الملک شهیر آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی در زمان وزارت ۳۰ ساله اش توجهی به توس داشت و حتی مسجدی هم در تابران ساخت.[۱۴] در ابتدای سده ششم هجری گویا تابران مدتی دچار قحطی و بلا بوده، این مطلب از نامه محمد غزالی به سلطان سنجر بر می آید؛[۱۵] اما تابران در رهگذر زمان همچنان یکی از ای مهم محسوب می شد. چنان که انوری شاعر معروف دربار سنجری در مدرسه منصوریه تابران تحصیل می کرد و باغ و مدرسه آن را ستایش کرده است.[۱۶]

از جمله اماکنی که در عهد سلطان سنجر سلجوقی، به اصرار منابع شیعی متأ ، مانند مطلع الشمس و منتخب واریخ، مورد توجه وی قرار داشت، مشهد بود. زیرا توس به واسطه وجود حرم علی بن موسی الرضا، از قطب های تشیع در اسان به شمار می آمد و بنا به اعتراف منابع شیعی آن دوره، مرکزی دینی برای شیعیان و مورد علاقه ایشان بود و بنا به موقعیت جغرافیایی که بر سر راه های تجاری داشت، از مراکز اقتصادی، نیز محسوب می شد؛ و به این ترتیب، اهمیت نیز یافته بود.[۱۷] در سده ششم هجری نخستین گنبد حرم بر فراز قبهٔ موجود، به فرمان سلطان سنجر سلجوقی و به کوشش وی، شرف الدین قمی ضمن تعمیر حرم ساخته شد که جنس آن گنبد از کاشی بود. قبه (گنبد آغازین) همان است که امروزه از داخل حرم دیده می شود و سطح مقعر و مقرنسهای آینه کاری شدهٔ آن پیداست.[۱۸]

در خلال سده های چهارم تا ششم هجری، در عصر شکوفایی فرهنگ ایرانی- ی، دانشمندان و رجال برجسته ای از آن برخاسته؛ و در دیگر نواحی، و به طور عمده در ایی که بیشتر کانون توجه بود، شکوفا شدند. خواجه نظام الملک (۴۰۸ تا ۴۸۵ ه. ق)، محمد غزالی (۴۵۰ تا ۵۰۵ ه. ق)، احمد غزالی (۴۵۴ تا ۵۲۰ ه. ق)، ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ تا ۴۱۱ ه. ق)، اسدی توسی (متوفی ۴۶۵ ه. ق) و شیخ توسی (۳۸۵ تا ۴۶۰ ه. ق) از آن دسته اند.[۱۴]

توس در سال ۷۹۱ ه.ق. ضربهٔ مهلک را از جانب میرانشاه، پسر تیمور، دریافت کرد. زمانی که نجیب زادهٔ مغولی حاکم بر منطقه دست به شورش زده و تلاش کرد خود را مستقل سازد، تیمور پسر خود میرانشاه را برای مقابله با وی عازم منطقه کرد. توس پس از محاصره ای چندین ماهه مورد یورش قرار گرفت، به غارت و یغما برده شده و تلی از خاک از آن بر جای ماند؛ ده هزار نفر از نین توس در این یورش قتل عام شدند. انی که از این کشتار همگانی جان سالم به در بردند در پناهگاه حرم رضا سکنی گزیدند. از این پس توس متروکه شد و مشهد جایگاه این شهر به عنوان پایتخت را از آن خود ساخت.[۷] بعد از آن، علی رغم تلاشی که شاهرخ و شیبک خان ازبک در ۹۱۵ ه.ق. برای ساخت مجدد شهر انجام دادند،[۱۹] روی آبادانی به خود ندید و به تدریج روستاهای کوچکی جایگزین آن همه آوازه و رونق شد.[۷]

از این زمان به بعد دیگر عصر حیات تابران به سر آمده بود و روی توجه تاریخ به سوی شهری قرار گرفت که قرن ها با نام نوغان و از این زمان به بعد با نام مشهد در کنار تابران قرار داشت و جای این شهر را گرفت.[۷] در دوران تیموری در سده نهم هجری، به دنبال کوشش های شاهرخ تیموری در آبادانی مشهد، به همت همسر وی گوهرشادآغا، نخستین مسجد جامع شهر مشهد (مسجد گوهرشاد) با نام وی در سمت قبلهٔ حرم رضوی که صحن جنوبی را تشکیل می دهد به اتمام رسید.[۲۰]
مشهد، از صفویه تا دوران معاصر

با توجه تیموریان به مشهد و به ویژه بعد از آن در دورهٔ صفویه با استقرار رسمی مذهب تشیع در ایران و توجه خاص صفویان به مشهد، نیز انتقال آب چشمه گیلاس در دو مرحله (دورهٔ تیموری و دورهٔ صفوی) به مشهد، امید حیات دوباره تابران به کلی از میان رفت.[۲۱][۲۲] با پیشرفت خاندان صفوی عرصهٔ تازه ای از موفقیت برای مشهد آغاز شد. نخستین شاه این خاندان، شاه اسماعیل اول، شیعه را به عنوان مذهب رسمی بنیان نهاد و متعاقب این امر ای مقدس داخل مرزهای ایران به ویژه مشهد و قم، به یک شاخصهٔ اصلی در برنامهٔ وی بدل شدند، چنانچه در مورد جانشینانش نیز همین طور بود. زیارت این آرامگاه های مقدس رونق قابل توجهی را برای این ا به ارمغان آورد. در مشهد، بارگاه سلطنتی، فعالیت ساخت و ساز وسیعی را به نمایش گذاشت. در این رابطه به ویژه شاه تهماسب اول، جانشین شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول از چهره های شاخص به شمار می آیند.[۷] سلاطین صفوی که در اعتلای شعائر مذهب شیعه سعی وافر داشتند، اسان و بخصوص مشهد را مورد توجه خاص قرار دادند. بر همین اساس، هرات در عهد شاه اسماعیل اول از دارالملک اسان خارج شد و شهر مشهد جای آن را گرفت.[۲۳]

در زمان شاه طهماسب اول، خوانین شیبانیان چند مرتبه به مشهد حمله و یک مرتبه در سال ۹۳۶ آن را تصرف کرد.[۲۴][۲۵] سال ۹۹۷ سال فاجعه انگیزی برای مشهد بود. عبدالمؤمن شیبانی پس از چهار ماه محاصره، شهر را مجبور به تسلیم کرد. خیابان های شهر مملو از خون شدند و غارت و تاراج سرتاسری در دروازه های منطقهٔ مقدس تمامی نداشت. شاه عباس اول که از سال ۹۹۳ تا صعود رسمی تاج و تختش به قزوین در سال ۹۹۵ در مشهد زندگی می کرد، تا سال ۱۰۰۶ قادر به بازپس گیری مشهد از ازبک ها نبود.[۷]

در دوران پادشاهی شاه عباس اعتبار و رونق شهر مشهد رو به فزونی نهاد. شاهراهی میان اصفهان، مشهد و هرات احداث گردید و کاروانسراها و آب انبارهای بزرگ در مسیر آن ساخته شده، حرم رضوی نیز در این عهد توسعه یافت.[۲۳] همچنین خیابانی مستقیم از غرب به شرق شهر مشهد در دورهٔ شاه عباس احداث شد که از میان آن نهری جاری بود. از اقدامات دیگر وی در مشهد می توان به انتقال آب چشمه گیلاس به مشهد اشاره کرد.[۲۶] شاه عباس، مشهد را به طور رسمی «شهر مقدس ایران» قرار داد تا آن که مردم به زیارت هشتم شیعیان بروند و از رنج و مشقت های سفر حج و سخت گیری های حکام ولایات عثمانی دیگر خبری نباشد.[۲۷]

در ایران عصر صفوی تنها سیزده شهر دارای بیگلربیگی عظیم الشأن بودند که یکی از آنها مشهد بود. بیگلربیگی مشهد حاکمان تابعی هم داشت که عبارت بودند از حکام سرخس، نیشابور، ترشیز، ورد، آزادوار، نسا، سبزوار، اسفراین، حورور وی وه، درون، تربت و بزاندوق.[۲۸] هم چنین ظاهراً مشهد یکی از معدود ای قلمرو صفویه بوده که در روزگار شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در آن سکه ضرب می شده است.[۲۹]

در سال ۱۱۳۵ و با آغاز حکومت شاه تهماسب دوم، ایل افغانی ابدالی به اسان حمله کرد. مشهد سقوط کرد؛ ولی در سال ۱۱۳۸ ایرانی ها موفق شدند پس از یک محاصرهٔ دوماهه این شهر را باز پس گیرند.[۷]

اسان در زمان نادر شامل بخشهایی از افغانستان و ماوراءالنهر بوده است که در سایهٔ توسعه طلبی های نظامی نادر تا مرز هند و تر تان گسترش یافت. نادر، پایتخت را از اصفهان که یادگار طرفداران صفوی بود به اسان انتقال داد. او با استفاده از موقعیت ژئوپولتیک اسان توانست بر اه خود دست یابد. مشهد مرکز ت وی و دژ کلات، حصاری طبیعی در مواقع بحرانی گشت. او متکی بر نیروی رزمی قومیت های گوناگون به ویژه عشایر اسان بود.[۳۰]

مشهد در زمان سلطنت نادر به اوج خود رسید. نادر مشهد را به پایتختی برگزید زیرا با توجه به گسترش زیاد متصرفاتش در شرق، مشهد از اصفهان، پایتخت صفویان، دارای مرکزیت بهتری بود. او یکی از بانیان بزرگ حرم علی بن موسی الرضا به شمار می آید. نادر به شکرانهٔ پیروزی بر ملک محمود سیستانی، گلدستهٔ طلایی در جنوب صحن عتیق (انقلاب فعلی) و شمال غربی گنبد بنا کرد. در همان زمان گلدستهٔ شاه تهماسبی را -که در سمت دیگر صحن قرار داشت- برای این که با گلدستهٔ مذکور متناسب باشد اب کرد و تجدید بنا نمود. هنگامی که نادر با غنایم فراوان از هند بازگشت هدایای زیادی به حرم عرضه داشت و دستور داد ایوان علیشیر نوایی را از نو بنا کنند و با الواح زرین بپوشانند که اکنون به نام ایوان طلای نادری مشهور است. سقاخانه وسط صحن نیز به امر وی بنا گردید. همچنین چهارصد جلد کتاب به کتابخانه آستان قدس اهدا کرد که بدین ترتیب در شمار بزرگترین واقفین حرم درآمد. دوران شکوه و جلال مشهد دیری نپایید زیرا علی رغم توجهی که نادر به حرم و شهر داشت، سختگیری های پی د ی وی در سال های بعد برای مردم ن شهر دشوار و طاقت فرسا بود.[۳۱]

پس از نادر و جانشینانش، آ ین پادشاه افشاری، شاهرخ، به مدت ۵۰ سال به طور ضعیف و تحت نفوذ امرا و فرماندهان ایلات اسانی و حمایت های احمدشاه درانی در بخش کوچکی از اسان غربی به مرکزیت مشهد فرمان راند.[۳۰] احمد شاه و جانشین وی تیمور شاه، شاهرخ را به عنوان اجگزار در متصرفات اسان گماردند و بدین ترتیب اسان به نوعی ت حائل بین آنان و ایران تبدیل شد. سلطنت شاهرخ ن نا با وقفه های کوتاه مدت و مکرر، بدون هیچ گونه واقعهٔ به ثبت رسیدهٔ خاصی سپری شد. پس از مرگ تیمور شاه (۱۲۰۷) آقا محمد خان پایه گذار سلسلهٔ قاجار موفق شد در سال ۱۲۱۰ قلمرو حکومتی شاهرخ را تصاحب کرده و وی را به مرگ محکوم کند و این پایان ج اسان از دیگر بخش های ایران بود.[۷]

در سده نوزدهم مشهد شهری دارای یک حصار و قلعه نظامی جهت حفاظت از حملات بود. این شهر شش محله بزرگ و ده محله کوچک تر داشت. در میانه شهر خیابان اصلی قرار داشت که شهر را به دو نیمه تقسیم می کرد و در طول آن نهر آبی جاری بود که منبع اصلی آب شهر بود. منبع اصلی درآمد شهر ناشی از حرم رضوی و زائران آن بود.[۳۲]
مشهد در دوران قاجاریه و پهلوی
نمایی از خانه ها و مدرسه ای در مشهد، سال ۱۸۵۸

اعتراض مردم مشهد به حکومت آصف ال ه، حاکم اسان، اعتراض نسبت به واگذاری امتیاز تنباکو و همچنین خیزش مردمی در جریان انقلاب مشروطه، از مهم ترین وقایع دوران قاجاریه در مشهد به شمار می رود. مشهد در زمرهٔ نخستین ای کشور بود که مردم آن نسبت به انعقاد قرارداد تنباکو و ورود کارکنان شرکت رژی به این شهر، در روز ۱۳ مهر ۱۲۷۰ اعتراض د و دست به تظاهرات زدند. واکنش مأموران «فتحعلی خانِ» صاحب دیوان، حاکم وقت اسان، به این اعتراض، استفاده از زور و سرکوب معترضان بود. با ضرب و جرح راهپیمایان، تعداد زیادی از مردم مشهد در اعتراض به این رفتار در مسجد گوهرشاد متحصن شدند. ناصرالدین شاه ناچار شد اجرای قرارداد را در مشهد، شش ماه به تأخیر بیندازد و پس از آن نیز اجرای قرارداد در مشهد اجباری نبود.[۳۳]

مشهد، مرکز ای اسان، نقشی بارز در مبارزات ضد استبدادی ایرانیان، که به انقلاب مشروطه منجر شد، ایفا کرده است و برخی کارشناسان، با اتکا به همین سابقهٔ مبارزاتی، برای این شهر نقشی پیشروانه و الهام بخش در روند پیروزی انقلاب مشروطه قائل شده اند. با پیروزی انقلاب مشروطه، و به رغم مبارزات خواهان، فضای مشهد اختناق آلود و پرتنش شد و مشروطه خواهان در رسیدن به آرمان های خویش توفیق چندانی نیافتند. بسیاری از خواهان مشهد دستگیر، زندانی، و تبعید شدند و مشروطه و مشروطه خواهی در این شهر منزوی و سرکوب شد. بر خلاف نظر رایج، که انزوای مشروطه در مشهد را به عدم اقبال مردم این شهر نسبت به مشروطه نسبت می دهد، مشکل اصلی این شهر، علاوه بر وجود نهادهای مشروعه خواه، حضور گستردهٔ نیروهای روسی و مداخلات و کارشکنی آن ها در راه پیشبرد مشروطه بوده است. مداخلات روس ها در مشهد سرانجام منجر به ماجرای به توپ بستن حرم علی بن موسی الرضا شد. روس ها این اقدام را به منظور ترساندن مشروطه خواهان مشهد و دادن هشدار به ت مشروطه و مشروطه خواهان دیگر ا انجام دادند. به این ترتیب مشروطه خواهان در مشهد به شدت منزوی و سرکوب شدند و ناامیدی و رخوت نه فقط مشهد بلکه سراسر نواحی شمالی و دیگر ایالات ایران را فراگرفت.[۳۴]

در سال ۱۲۹۰ خورشیدی یوسف خان از خواص هرات با نام محمدعلی شاه در مشهد اعلام استقلال کرد. روس ها به این بهانه در ۹ فروردین ۱۲۹۱، مشهد را به توپ بستند و بسیاری از مردم، شهروندان و زائرین کشته شدند. پس از این واقعه یوسف خان توسط ایرانیان، زندانی و به مرگ محکوم شد.[۷][۳۵][۳۶]
طرح جامع شهر مشهد در سال ۱۳۵۲ خورشیدی

مهم ترین واقعهٔ تاریخ معاصر مشهد، واقعه مسجد گوهرشاد در زمان رضاشاه است. در ۲۱ تیر ۱۳۱۴ جمعیت زیادی در مسجد گوهرشاد د و علیه اقدامات ت در رابطه با قانون کشف حجاب در ایران اعتراض نمودند. مأمورین نظامی و انتظامی با مردم درگیر شدند و تعدادی از مردم درون مسجد کشته شدند. در این واقعه تعداد بسیاری کشته، مجروح و بازداشت شدند. کشتار مردم در این مسجد به اندازه ای بود که به نقل از شاهدان عینی چند کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج د.[۳۷]

توسعه شهر در دهه ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ در جنوب غربی و غرب صورت گرفت. راه آهن و فرودگاه تأثیر زیادی بر چگونگی هدایت توسعه داشته اند. در دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵، جادهٔ جدید تهران باعث توسعهٔ شهر به سمت جنوب گردید. از سال ۱۳۴۵ به بعد توسعهٔ شهر منطبق با طرح جامع هدایت شده است. در سال ۱۳۵۵ محور اصلی جادهٔ سنتو، فردوسی و پارک ملت توسعهٔ شهر را به سمت غرب تشدید نمودند. این شهر قرار بود به دو قسمت مذهبی-سنتی (مشهد شرقی یا رضوی) و توریستی-مدرن (مشهد غربی یا پهلوی) تقسیم شود، که با انقلاب ی ناکام ماند.[۳۸]
مشهد در دوران

در دورهٔ شهرداری شهردار پژمان، توسعه طبق طرح جامع پیشین با ای تغییرات انجام گردید و شهرستان بینالود به عنوان بخش گردشگری مشهد معرفی گردید. اکنون، ساختار کالبدی شهر به صورت قطاعی است. مراکز تجاری و خدماتی در اطراف حرم و قطاع غربی تمرکز یافته اند و واحدهای مس ی در دو محور غرب و شرق قرار دارند.[۳۸]

در سال های اخیر حرکت ساخت و سازهای مدرن در مشهد شتاب بیشتری گرفته است. بر اساس چشم انداز مشهد در سال ۱۴۰۰ این شهر به شهری مدرن با معماری ی-مدرن تبدیل خواهد شد. در این راستا ۴۸ پروژهٔ بزرگ معماری برای شهر در نظر گرفته شده است.[۳۹] با این حال، برخی از کارشناسان معتقدند که این پروژه ها جلوهٔ ی شهر را خدشه دار می کند.[۴۰][۴۱] هم چنین ساخت و سازهای جدید در اطراف حرم علی بن موسی الرضا باعث شده که خط آسمانی و منظر تاریخی و فرهنگی مجموعه حرم مورد تعرض قرار گیرد.[۴۲][۴۳] این مسئله باعث بروز واکنش هایی از سوی برخی چهره های مذهبی و شد؛[۴۴] و همین طور ثبت شدن این مجموعه در میراث جهانی یونسکو را با مشکل روبرو کرده است.[۴۵]
جغرافیای طبیعی
موقعیت جغرافیایی

شهر مشهد مرکز استان اسان رضوی با ۳۲۸ کیلومتر مربع مساحت،[۲] در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضهٔ آبریز کشف رود، بین رشته کوه های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا حدود ۱۰۵۰ متر (حداکثر ۱۱۵۰ متر و حداقل ۹۵۰ متر) است.[۳]
comp rose pale.svg سرخس کلات چناران comp rose pale.svg
سرخس شمال نیشابور و چناران
شرق مشهد غرب
جنوب
تربت جام فریمان نیشابور
زمین شناسی
نقشه اقلیمی ایران. شهر مشهد در منطقه مدیترانه ای با باران بهاره قرار گرفته است.

██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه ای با باران بهاره

██ مدیترانه ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه بیابانی سرد

██ نیمه بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

دشت مشهد به صورت دره ای وسیع دارای ابعادی به طول بیش از ۱۰۰ کیلومتر و عرض متوسط حدود ۲۵ کیلومتر و وسعت حدود ۲۵۰۰ کیلومتر مربع است. دشت مشهد با مختصات طول جغرافیایی ´۲۱:°۵۸ تا ´۰۸:°۶۰ درجه شرقی و عرض جغرافیایی ´۴۰:°۳۵ تا ´۰۳:°۳۶ درجه شمالی در حوضهٔ آبریز رودخانهٔ کشف رود در اسان رضوی قرار دارد. از میان سازندهای موجود در این دشت، سازند مزدوران (سازند دوران دوم) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائز اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده، به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره های آب زیرزمینی را به وجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می توان به خود رودخانهٔ کشف رود اشاره کرد. این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده است؛ ولی در حال حاضر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن ز ش ها تنها در مواقع سیل شدید، مقداری آب از سرشاخه های آن وارد می شوند.[۴۶]
اقلیم

مشهد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص که در منطقهٔ مرزی بین شمال و جنوب اسان قرار دارد و هم چنین تداخل جبهه های مختلف آب و هوایی، دارای آب و هوا و خصوصیات ویژهٔ اقلیمی است و قسمت اعظم دشت مشهد-نیشابور، جزء اقلیم سرد و خشک و قسمتی از دشت مشهد-قوچان، نیمه خشک و سرد و بخش کوچکی از بلندترین ارتفاعات رشته کوه های بینالود و هزار مسجد جزء اقلیم مرطوب سرد است و در مجموع شهر مشهد دارای آب و هوای متغیر، اما معتدل و متمایل به سرد و خشک است و از تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و مرطوب برخوردار است.[۴۷] وزش بادها در شهر مشهد بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است. بیشینهٔ درجه حرارت در تابستان ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان ها ۲۳ درجه زیر صفر است.[۴۸]
میانگین دما و بارش برای آب و هوای مشهد در سال ۲۰۱۴ میلادی
ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر
دمای بیشینه (°c) ۶٫۲ ۸٫۶ ۱۴٫۱ ۲۰٫۸ ۲۶٫۸ ۳۲٫۴ ۳۴٫۴ ۳۲٫۸ ۲۸٫۸ ۲۲ ۱۵٫۸ ۹٫۶ ø ۲۱
دمای کمینه (°c) -۵٫۱ -۲٫۹ ۲٫۳ ۷٫۹ ۱۱٫۹ ۱۵٫۶ ۱۷٫۹ ۱۵٫۳ ۱۰٫۴ ۵٫۴ ۱٫۳ -۲٫۷ ø ۶٫۴
بارش (mm) ۳۳٫۱ ۳۶٫۴ ۵۲ ۴۸٫۸ ۲۵٫۵ ۳ ۰٫۹ ۰٫۷ ۱٫۵ ۱۱٫۲ ۱۵٫۷ ۲۶٫۹ σ ۲۵۵٫۷
روزهای بارانی ۵٫۸ ۶٫۳ ۸٫۳ ۷٫۴ ۴٫۴ ۰٫۸ ۰٫۳ ۰٫۲ ۰٫۵ ۲ ۲٫۷ ۴٫۵ σ ۴۳٫۲
دما
۶٫۲
-۵٫۱

۸٫۶
-۲٫۹

۱۴٫۱
۲٫۳

۲۰٫۸
۷٫۹

۲۶٫۸
۱۱٫۹

۳۲٫۴
۱۵٫۶

۳۴٫۴
۱۷٫۹

۳۲٫۸
۱۵٫۳

۲۸٫۸
۱۰٫۴

۲۲
۵٫۴

۱۵٫۸
۱٫۳

۹٫۶
-۲٫۷
ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر
بارش ۳۳٫۱
۳۶٫۴
۵۲
۴۸٫۸
۲۵٫۵
۳
۰٫۹
۰٫۷
۱٫۵
۱۱٫۲
۱۵٫۷
۲۶٫۹
ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر
منبع: سرویس اطلاعاتی آب و هوای جهان[۴۹]
زمین لرزه
مقایسهٔ نسبی میزان خطر زمین لرزه در نقاط مختلف ایران؛ نقاط سرخ تر نقاطی هستند که شتاب حداکثر زمین در آن ها بیش تر است.

منطقهٔ اسان در طول تاریخ همیشه یکی از فعال ترین مناطق زمین لرزه خیز کشور بوده است. آمار چهل سال گذشته نشان می دهد که بیش از نیمی از قربانیان زمین لرزه در ایران را قربانیان این منطقه تشکیل می دهند.[۵۰] ز له های زیادی در مشهد رخ داده که حدود ۱۴ واقعه متعلق به سال های ۱۰۰۸، ۱۰۵۲، ۱۰۵۳، ۱۰۵۹، ۱۰۷۷، ۱۰۸۴، ۱۰۸۷، ۱۱۱۸، ۱۱۱۹، ۱۲۱۴، ۱۲۳۲، ۱۲۳۶، ۱۲۵۴، ۱۲۷۴ ه.ق. در کتب تاریخ به ثبت رسیده است. در پانزدهم ربیع الثانی سال ۱۰۸۴ ه.ق. به هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوی زمین لرزهٔ ویرانگری در مشهد رخ داده که حدود دو سوم شهر مشهد از جمله گنبد حرم علی بن موسی الرضا، سقف گنبد مسجد گوهرشاد و مدارس پریزاد، دودر، مدرسه بالاسر، مدرسه پایین پا آسیب فراوان دیده و حدود چهارهزار نفر از مردم مشهد زیر آوار کشته شدند.[۵۱][۵۲]

یکی از گسل های مشهد، گسل شمال مشهد است. این گسل ادامهٔ گسل توس است که در شمال شهر توس از گسل کشف رود منشعب شده و با امتداد شمال غرب-جنوب شرق از گوشهٔ شمالی مشهد عبور می کند. در گزارش شماره ۷۲ سازمان زمین شناسی این گسل تحت عنوان گسل توس نامیده شده است. در گزارش مزبور ادامهٔ گسل به سمت شمال شرق که توسط آبرفت پوشیده شده به صورت گسل احتمالی نشان داده شده است. هم چنین بربریان و همکاران، کانون سطحی ز لهٔ تاریخی ۱۵۹۸ مورخ ۳ ژوئیهٔ ۱۹۷۳ با بزرگی ۶/۶، اول آوریل ۱۶۷۸ و ۲۶ فوریه ۱۸۸۳ را در مجاورت گسل احتمالی توس مشخص نموده اند.[۵۳]
جمعیت شناسی
تغییرات جمعیت مشهد بین سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ هجری شمسی[۵۴]

شهر مشهد، در سدهٔ اخیر از رشد جمعیت بالایی برخوردار بوده است. در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر، با ۲۴۱٬۹۸۹ نفر جمعیت پس از ای تهران، تبریز و اصفهان، چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵، این شهر پس از تهران و اصفهان، جایگاه سوم را در بین ای ایران داشت. در سرشماری سال ۱۳۵۵، مشهد، پس از تهران، دومین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آ ین سرشماری در سال ۱۳۹۰، همین جایگاه را داشته است.[۵۴] بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ خورشیدی، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲٬۷۶۶٬۲۵۸ تن بوده است.[۱]
هرم جمعیتی شهر مشهد در سال ۱۳۹۰[۵۵] مردان سن ن
۶۹٬۸۲۱ ۶۵+ ۷۱٬۳۶۲
۲۹٬۶۷۴ ۶۰–۶۴ ۳۲٬۴۷۶
۴۹٬۵۲۱ ۵۵–۵۹ ۴۸٬۶۰۳
۶۷٬۲۰۶ ۵۰–۵۴ ۶۶٬۸۱۱
۷۶٬۲۱۹ ۴۵–۴۹ ۷۵٬۷۸۴
۸۹٬۷۱۰ ۴۰–۴۴ ۹۰٬۵۳۰
۱۰۳٬۵۰۳ ۳۵–۳۹ ۹۹٬۴۶۱
۱۳۲٬۲۷۸ ۳۰–۳۴ ۱۳۲٬۱۹۶
۱۶۹٬۰۲۸ ۲۵–۲۹ ۱۶۸٬۱۸۲
۱۵۱٬۶۰۱ ۲۰–۲۴ ۱۶۰٬۴۷۰
۱۱۱٬۸۰۰ ۱۵–۱۹ ۱۱۴٬۷۰۴
۱۰۷٬۷۱۷ ۱۰–۱۴ ۱۰۵٬۱۲۴
۱۰۹٬۴۱۳ ۵–۹ ۱۰۴٬۳۲۸
۱۲۰٬۰۹۳ ۰–۴ ۱۱۴٬۶۷۲
قومیت

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و بر اساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان نان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظرسنجی نمونه گیری شد در مشهد به قرار زیر بود:[۵۶]
اقوام کلانشهر مشهد
قومیت درصد
فارس

۹۳٫۵٪
ترک

۳٫۴٪
شمالی

۰٫۵٪
کرد

۱٫۵٪
عرب

۰٫۵٪
سایر

۰٫۵٪

در مشهد جمعیت قابل توجهی از مهاجران افغان س ت دارند. این مهاجران بیشتر پس از حملهٔ شوروی سابق به افغانستان و هم چنین ظهور و متعاقب آن حمله به افغانستان توسط و نیروهای ناتو، به ایران مهاجرت د. در خلال سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ جمعیتی قریب به ۵٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر به صورت گروهی به کشور و به تبع آن به استان اسان و شهر مشهد وارد شدند. پس از حملهٔ به افغانستان، حدود یک میلیون نفر مهاجر مجاز و ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ میلیون نفر مهاجر غیرمجاز به کشور وارد شدند. از طرف دیگر، هم زمان با آغاز جنگ ایران و عراق جمعیتی دیگر از آوارگان عراقی نیز در اثر بروز جنگ و ناآرامی مجبور به ترک عراق شده که بسیاری از آنها به دلیل باورهای دینی و اعتقادی و روابط اجتماعی و فرهنگی با شهروندان ایرانی، در استان اسان رضوی به ویژه شهر مشهد و سایر شهرستان های استان (مانند نیشابور) اسکان یافتند و بسیاری از آنها با ن ایرانی ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده اند. بر اساس طرح جامع سرشماری و شناسایی اتباع خارجی در سال ۱۳۷۹–۱۳۸۰ جمعیتی در حدود ۱۴۲٬۰۰۰ نفر تبعه افغانی، ۱۳٬۹۰۰ نفر تبعه عراقی و ۱۰۰ نفر سایر ملل در استان اسان رضوی شناسایی شدند. هم اکنون بر اساس آمارهای موجود قریب به ۶۰٬۰۰۰ نفر دانش آموز تبعه خارجی که ۹۰درصد آنها را اتباع افغانستان تشکیل می دهند در مدارس تی مشغول به تحصیل هستند. هم چنین قریب به ۲۷۰۰ نفر دانشجوی تبعه خارجی در مراکز آموزش عالی استان مشغول به تحصیل هستند.[۵۷] بر طبق آمار اداره کل امور اتباع و مهاجرین استانداری اسان رضوی، ۹۵درصد مهاجرین این استان در مشهد ن هستند.[۵۸]

در سال های اخیر، مشهد شاهد مهاجرت اقوام بلوچ و کرد نیز بوده است. این موضوع سبب واکنش برخی از ون کشور نظیر مکارم شده است. بر طبق گفتهٔ آنان، این مهاجران، که عمدتاً اهل تسنن هستند، با ید ملک و زمین در مشهد و دیگر ای کشور مانند شیراز و ارومیه، درصدد تغییر بافت مذهبی این ا بوده و زمینه را برای نفوذ وه ت و نیروهای تکفیری فراهم می کنند.[۵۹][۶۰] در واکنش به این اظهارات، مولوی عبدالحمید، اهل سنت زاهدان، این سخنان را نگران کننده و ناشی از بالا رفتن سن و زودباوری آیت الله مکارم عنوان کرد.[۵۹]
زبان
نوشتار اصلی: لهجه مشهدی

زبان مردم مشهد، زبان فارسی با گویش و لهجهٔ مشهدی است. این لهجه سرشار از واژه های کهن و ریشه دار زبان فارسی است. لهجهٔ مشهدی یکی از لهجه های مهم و تأثیرگذار فارسی به شمار می آید و به نوعی خاستگاه ادبیات اصیل شاعرانی همچون فردوسی، عطار و خیام است. این لهجه را شاخه ای از فارسی دری می دانند و بسیاری از واژگان گمشدهٔ این زبان را می توان در گفتار عامیانهٔ مشهدی ها جستجو کرد.[یادداشت ۴] به واسطه اختلاط و ارتباط نزدیک مشهدی ها با سایر اقوام، ردپایی از زبان ها و گویش های دیگر نظیر: عربی، ترکی، مغولی، افغانستانی (پشتون)، کردی، انگلیسی، هندی، روسی و فرانسوی را می توان در آن دید.[۶۱]

تقی وحیدیان کامیار، فردوسی مشهد می گوید:[۶۲]

نزدیک ترین گویش به فارسی معیار، گویش مشهدی است، به طوری که اصیل ترین و ریشه دارترین فارسی را می توان از مردم این شهر شنید.

وی می افزاید:

برخلاف تصور عامه که ریشه های زبان فارسی را از فارس و شیراز می دانند، فارسی دری اصیل از توس قدیم، نیشابور و مشهد کنونی انتشار یافته است.

مهدی سیدی، پژوهشگر و کارشناس در زمینه لهجه و گویش مشهدی می گوید:[۶۲]

لهجه و گویش مشهدی یا به عبارت علمی تر فارسی مشهدی یکی از موثرترین گویش ها در فارسی دری است، چرا که خاستگاه فارسی دری و همچنین ادبیات اصیل فارسی این گویش و زبان زیباست.

امروزه کمتر ی در بین قشر جوان مشهد با این لهجه صحبت می کند. بیشتر جوانان مشهدی صحبت با این لهجه را نوعی سرش تگی می پندارند. با این همه، هنوز این لهجه و گویش در میان قدیمی ها رواج دارد. کارشناسان یکی از دلایل عدم اقبال مردم نسبت به لهجه مشهدی را عملکرد نه چندان مثبت صدا و سیما می دانند.[۶۳]
مذهب

بیشتر مردم شهر مشهد، مسلمان و شیعهٔ دوازده ی هستند. این موضوع به واسطهٔ وجود حرم علی بن موسی الرضا در این شهر نیز تشدید شده است. با این حال، اقلیت های دینی دیگری نیز در مشهد وجود داشته یا دارند.

در مشهد محله ای به نام «محلهٔ جدید» وجود دارد که مجتمع مس ی یهودیان در مشهد بود. این محله منازل بزرگ و محکم با دیوارهای بلند داشت و خانه ها از داخل با یکدیگر مرتبط بود. اقلیت یهودی مشهد که بینش و هوشیاری اقتصادی داشتند با توسعهٔ عمرانی مشهد به خیابان های جنت و جم (پاسداران کنونی) نقل مکان د و عده ای هم به مهاجرت د.[۶۴]

مهاجران ارمنی از اوا قرن نوزدهم میلادی و در زمان حکومت قاجار از مرز باجگیران و درگز وارد این استان شدند و سپس در ای مشهد، قوچان، نیشابور، شیروان، سبزوار، بجنورد و درگز اقامت گزیدند. بعدها تجار ارمنی از مناطق دیگر ایران مانند آذربایجان و اصفهان نیز به این استان نقل مکان د و به کارهای تجاری و صنعتی مشغول شدند. اکثر کارخانه های ارمنیان کارخانهٰهای تصفیهٔ پنبه، تولید الکل صنعتی و پزشکی، قیرسازی و نخ ریسی بودند. مطابق برخی منابع، در ۱۹۶۵، ۵۱ خانوار ارمنی در مشهد اقامت داشته اند و مطابق آمار ۱۹۶۶، ۳۲۰ ارمنی در مشهد و ۵۲۱ ارمنی در کل استان اسان ن بوده اند. در ۱۹۱۳، ارمنیان مشهد مدرسهٔ هایکازیان را، که در واقع شعبه ای از مدرسه هایکازیان تهران بود، تأسیس د. در ۱۹۴۱، کلیسای مسروپ مقدس، که نزد اهالی به «کلیسای حضرت مریم» نیز معروف است، احداث شد. اهالی ارمنی شهر مشهد دارای گورستان ویژهٔ خود بوده اند که سال تأسیس آن به ۱۹۴۴ بازمی گردد. در این گورستان خانه ای هم وجود داشت. غیر از سنگ قبرهای متعلق به ارمنیان، در قسمت خاصی از آن قطعه ای به ۳۲ سرباز لهستانی که در زمان جنگ جهانی دوم در محلی نزدیک قوچان کشته شده بودند اختصاص یافته بود. هم چنین انجمن فرهنگی ـ ورزشی آرارات از ۱۹۸۳ در این شهر شعبه ای ایجاد کرده است که تاکنون نیز به فعالیت های فرهنگی ورزشی خود ادامه می دهد.[۶۵]

در مشهد اقلیتی از بهاییان نیز هستند، اما به دلیل فقدان آمار رسمی تعداد آنان مشخص نیست. در سال ۱۳۴۵، در اوایل صدارت عباس هویدا، ایران به ۲۴ «قسمت امری» تقسیم می شد.[یادداشت ۵] هر قسمت امری دارای مرکزی بود که محفل آن به «محفل مرکز قسمت امری» موسوم بود و اسان به مرکزیت مشهد یکی از آن قسمت های امری بود. در سال ۱۳۴۹ تعداد مراکز قسمت امری ایران به ۶۷ مرکز رسید و در «نقشهٔ پنج ساله»، که به اوا دوران سلطنت پهلوی تعلق دارد، باید تعداد محافل محلی ایران به ۱۱۰۰ محفل می رسید.[۶۶]
جاذبه های گردشگری
جاذبه های مذهبی
مسجد حوض لقمان – مشهد

در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۸ مصادف با سالروز تولد هشتم شیعیان، توسط محمود ، رئیس جمهور وقت و نمایندگان مجلس شورای ی، مشهد رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» انتخاب شد.[۶۷] مهم ترین مکان مذهبی شهر مشهد که مهم ترین مکان مذهبی ایران نیز هست، حرم علی بن موسی الرضا است که سالانه پذیرای بیش از ۲۷ میلیون زائر داخلی[۶۸] و دو میلیون زائر خارجی[۶۹] است. موزه های آستان قدس رضوی نیز – که خود شامل چندین موزه است – در مجموعهٔ حرم قرار دارد.
حرم علی بن موسی الرضا و سایر اماکن متبرکه
ع ی از حرم علی بن موسی الرضا

آرامگاه علی بن موسی الرضا در مشهد که با نام حرم رضا و حرم رضوی شناخته می شود، مجموعه ای است که دربرگیرنده آرامگاه علی بن موسی الرضا می باشد. این مجموعه از نظر مساحت بزرگترین و از لحاظ جمعیت دومین مسجد در جهان است. همچنین این مجموعه شامل مسجد گوهرشاد، یک موزه، دو کتابخانه، چهار مدرسه علوم دینی،[۷۰] یک گورستان، علوم ی رضوی، یک سالن غذاخوری برای زائران، رواق های وسیع برای گزاران و چندین ساختمان دیگر است. این مجموعه یکی از مراکز گردشگری در ایران است.[۷۱] حرم به تنهایی محوطه ای به مساحت ۲۶۷٬۰۷۹ متر مربع را پوشش می دهد و در صورتی که هفت صحن با مساحت ۳۳۱٬۵۷۸ به آن افزوده شود، مساحت نهایی مجموعه ۵۹۸٬۶۵۷ متر مربع می شود.[۷۲] هر سال مراسم غبارروبی در این مکان انجام می شود.[۷۳]

دیگر مسجدها، حسینیه ها و زاده ها از جمله مکان های مذهبی هستند که دارای زیارت کنندگان فراوانی هستند. مسجد جامع گوهرشاد واقع در محدودهٔ حرم رضوی، مسجد هفتاد و دوتن، مصلی طرق، مسجد و حسینیه کرامت، آرامگاه پیر پالاندوز، آرامگاه شیخ نخودکی، گنبد خشتی، گنبد سبز و آرامگاه خواجه ربیع از جمله مکان های مذهبی مشهد هستند. هم چنین زاده ناصر و یاسر (در طرقبه) و آرامگاه زاده یحیی (در جاده سرخس)، آرامگاه خواجه اباصلت و آرامگاه خواجه مراد (در جاده فریمان) در مشهد قرار دارند.[۷۴]
جاذبه های تاریخی

از سناباد و توس قدیم آثار تاریخی زیادی بر جای نمانده است. (هم اکنون شهر توس در حال بازسازی است) چهار طاقی بازه هور از قدیمی ترین بناهای موجود در محدودهٔ شهر است که زمان ساخت آن را سدهٔ سوم میلادی تخمین می زنند.[۷۵]

برخی از جاذبه های تاریخی مشهد عبارتند از: آرامگاه نادرشاه، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه فردوسی، ایستگاه راه آهن، گنبد خشتی، گنبد هارونیه و مدرسه عباسقلیخان.[۷۶]
جاذبه های طبیعی
کوهسنگی مشهد

جاذبه های طبیعی که در شهر مشهد قرار دارند، شامل ییلاقات ش ز، طرقبه، زشک، روستای کنگ، نغندر، جاغرق، چالی دره، پارک جنگلی آباد، باغ وحش آباد، آبشار ارتکند، پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد، فریزی، سد ارداک، هفت حوض، چشمه گیلاس و چشمه گراب هستند.[۷۷][۷۸]

پارک جنگلی طرق (انقلاب) در حاشیه جنوب شرق مشهد، در پلیس راه، یکی از بزرگ ترین اماکن در اسکان و ارائه خدمات گردشگری به شهروندان و زائران است. این پارک در سال ۱۳۴۰ احداث شده، و در سال ۱۳۷۹ بازپیرایی گردیده است. پارک جنگلی طرق دارای فضاهای تفریحی، فرهنگی، ورزشی و تجاری با ۲۱۰ تار فضای جنگلی و ۱۱۲ هزار متر مربع فضاهای عمرانی است. این پارک جنگلی دارای تیپ های درختی پهن برگ، مخلوط و سوزنی برگ بوده و اقاقیا و زبان گنجشک بیشترین نوع در سطح این محدوده است.[۷۹]

فضای شهری

برخی پارک ها و پارک های آبی مشهد عبارت?

مشاهده متن کامل ...

شعر مولودی رضا
درخواست حذف اطلاعات

شعر مولودی رضا**شعر میلاد هشتم**شعر مولودی ** رضا**جشنواره شعر رضوی**

قطعه و مفرد


نگاه
از آن زمان به گوشه نگاهت شدم دمی مهمان
هنوز درون نگاهت شناورم مولا

مرکز
امشب که چنین مرکز هستی شده ایران
بر آل محمد صلواتی بفرستید

شکوفه
شکوفه بریزید بر همنام مرتضا
مژده بدید آمد مولانا موسی الرضا

رباعی و دوبیتی


پناه
حق معرفتی به هر نگاهم داده
در حلقه ی عشق خویش راهم داده
این ها همه علتش فقط یک چیز است
ایرانی ام و رضا پناهم داده

غنچه
لحظه های شادی دلهای ما آغاز شد
باز ذکرِ حمد حقِ با ها دمساز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا
غنچه ای از گلشن آل محمد باز شد

اشعار عروضی


ذاکر
یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
در شبِ میلادِ تو دلْ تشنه ی درمان منم
دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است
پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم
در بیابان خطا گم کرده ام راهِ نجات
ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم
هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا
ده پناهم بی پناهم در جهان، حیران منم
عهد تا نگیرم حاجتم را ای رئوف
تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم
دست بر هم می زنم همچون تمامِ عاشقان
تا کنم جلب نظر جانا، که دست افشان منم
نوش باده ی مهرِ تو را از کودکی
تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم

ستارگان
جمله ستارگان همه سپر نموده اند
پشت به شمس و زهره و قرص قمر نموده اند
بر سر بام منزلِ دلبر ما چو اختران
خیره به حجره گشته اند چشم به در نموده اند
گفت به گوش اختری اختر غرق نور، خود
از چه تمام اختران شور و شرر نموده اند
گفت جواب، دم مزن هلهله را ببین که چون
نفخه ی عشق در خور کافر کر نموده اند
یک نظری نما تو بر سر درِ خانه ی بهار
خانه و حجره گوئیا طلا به بر نموده اند
حجره ی کیست اخترا این همه گوئی اش ثنا
شرم ز او ستارگان به سر نموده اند
حجره ی دلبر خداست حجره ی شاه دلرباست
آنکه فرشتگان ز او سرمه بصر نموده اند
حجره ی غرق نور ما حجره ی کوثر و علیست
نقش رضاست بین او با گل و پر نموده اند
نور فقط نقاب اوست نجمه به پیچ و تاب اوست
کاظم و نجمه بهر حق هدیه پسر نموده اند
خنده ی او چه می کند با دل اهل معرفت
جمله زمین و آسمان تای کمر نموده اند
فاطمه و نبی ببین دست به دست حیدرند
نذر وجود حضرتش درّ و گهر نموده اند

اشعار نو


در حال آماده سازی ...

ذکر و سرود


آهو
بازم یه آهو اومده تو حرمت نشسته
چشمای خیس و خسته اش و به کرمِ تو بسته
نذار که این آهو بره با این دلِ غمینش
صیاد بی رحمِ گناه نشسته تو کمینش
آهوی خسته منم ـ رضا ـ رضا
یه دل ش ته منم ـ رضا ـ رضا
یا علی موسی الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)
تو شب میلاد رئوف دست من و عنایت
باز اومده آهوی تو واسه کمی ضمانت
می خوام که مثلِ قدیما رامِ تو با صفا شم
ردّم نکن بذار بازم قربونیِ رضا شم
آهوی خسته منم ـ رضا ـ رضا
یه دل ش ته منم ـ رضا ـ رضا
یا علی موسی الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)
یادم می آد وقتی منو داشتی جدا می کردی
از میونِ غصه و غم منو رها می کردی
یه حس و حالی هی می گفت یه وقت نشی غریبه
آقا رو داشته باش که هم و هم حبیبه
آهوی خسته منم ـ رضا ـ رضا
یه دل ش ته منم ـ رضا ـ رضا
یا علی موسی الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)

گره گشا
وقتی قدم تو حرم رضا گذاشتم
پای ضریح با صفاش دلم رو جا گذاشتم
دلم غلامش شده
آهوی رامش شده
یا علی موسی الرضا
همش کلامش شده
یا علی موسی الرضا - یا علی موسی الرضا (2)
**********
میون ایوون طلاش یه آرزویی
منم مث کبوتراش دورِ سرش بگردم
تا به ابد یارشم
همیشه بیمارشم
به گردنم حق داره
چونکه نمک خوارشم
یا علی موسی الرضا - یا علی موسی الرضا (2)
کنار اون سقا خونه اش اشکای دونه دونه
کی مثل تو رضا درد منو می دونه
حال و هوایم تویی
نغمه و نایم تویی
آقا تو این بی ی
گره گشایم تویی
یا علی موسی الرضا - یا علی موسی الرضا (2)

رونما
مژده که ماه هشتمین
دشمن ظلم و جور و کین
ضامن خسته آهوان
آمده مقتدای دین
یا علی ـ یا موسی الرضا (3)
شام سیه سحر شده
موسم غم به سر شده
کاظم آل مصطفی
صاحب گلْ پسر شده
یا علی ـ یا موسی الرضا (3)
زندگیم فدای تو
عرش و سما گدای تو
اهل فلک به صف شده
در صفِ رونمای تو
یا علی ـ یا موسی الرضا (3)
جلوه ی ذات کبریا
حال مرا نظر نما
می شنوم ز عرش حق
نغمه ی یا رضا رضا
یا علی ـ یا موسی الرضا (3)

نگاه حرم
پر می زنه مرغِ دلم سوی تو
تا که بشه دیوونه ی کوی تو
گفتی می آی لحظه ی جون
من می میرم تا ببینم روی تو
آقام رضا ـ یا علی موسی الرضا (3)
مرکز این بود جای تو
دیده فدای رخِ زیبای تو
سر به قدومت بگذارم رضا
تا بشوم شاهدِ رؤیای تو
آقام رضا ـ یا علی موسی الرضا (3)
عاشقم و عاشقِ سیمای تو
از کوچیکی دل شده شیدای تو
اینقده دل اومده پای ضریح
تا که بشه نذرِ تماشای تو
آقام رضا ـ یا علی موسی الرضا (3)
جان به فدای حرم و نام تو
می بده ظرفِ دلِ من جام تو
مثلِ کبوتر می زنم بال و پر
لوله ی من هر گوشه ی بام تو
آقام رضا ـ یا علی موسی الرضا (3)
وقتی تو اون صحن و سرا می روم
با صد هزار شور و نوا می روم
وقتی می شم محوِ نگاهِ حرم
انگار دارم کربلا می روم
آقام رضا ـ یا علی موسی الرضا (3)

پیمانه
ساقی بده پیمانه ای که دل و دلبر آمد
علی ابن موسی الرضا گلِ حیدر خوش آمد
رضا مولانا ـ رضا مولانا ـ رضا مولانا (2)
ز میِ سقاخانه ات قدحی ده بنوشم
مادر از نامِ پاک تو زده حلقه به گوشم
دلِ من مانده در بزمِ صدفِ عشقِ ساقی
گل عشقِ تو را مولا کجا هرگز فروشم
رضا مولانا ـ رضا مولانا ـ رضا مولانا (2)
دلم امشب دیوانه ی گلِ رویت رضا جان
شده امشب مستانه ی سر کویت رضا جان
چشم به راه عنایت شد، سر به زیرِ خج
تو بخوان تا دمی آید او به سویت رضا جان
رضا مولانا ـ رضا مولانا ـ رضا مولانا (2)
چه بگویم از نورِ آن حرم و بارگاهت
بده تسکین دردِ مرا با درمانِ نگاهت
ماهی میان ام به نامِ تو کشیدم
مرکزِ پرگار دل و دل شده گِردِ ماهت
رضا مولانا ـ رضا مولانا ـ رضا مولانا (2)

شور و بحر طویل


رضاجان رضا جان
ای ضامن آهو (رضا جان رضا جان) ـ ای دلبرِ خوشرو ـ مجنون تو هستم ـ دردانه ی مهر رو * ای شاه اسان ـ ای عقل و دلِ و جان ـ امشب شده ام من ـ بر خوانِ تو مهمان * ای سوز و گدازم ـ ای راز و نیازم ـ امشب بزن از لطف ـ مهری به جوازم * ای حاصلِ کوثر ـ از آلِ پیمبر ـ تو فاتح عالم ـ ای زاده ی حیدر * ای شاهِ ولایت ـ من گشته گدایت ـ لب می زنم امشب ـ بر جامِ ثنایت

رضا(ع)
گل حیدر (رضا) ـ عشقِ پیمبر ـ غنچه ی کوثر ـ شافع م * ز تو مستم ـ بده به دستم ـ می الستم ـ عاشقت هستم * گلِ زیبا ـ ای همه غوغا ـ دل شده شیدا ـ بهرِ تو مولا * تویی یارم ـ تویی نگارم ـ چاره ی کارم ـ دار و ندارم * تو امیدم ـ همه نویدم ـ عشق تو دیدم ـ جز تو ندیدم * تو صفایی ـ مردِ وفایی ـ می گن تو عالم ـ گره گشایی * من غلامت ـ مرغکِ بامت ـ شفای دردم ـ گفتن نامت * تو نظر کن ـ به دل گذر کن ـ نخل دلم را ـ تو پرثمر کن

یا علی موسی الرضا (4)
شمع و گل و پروونه به دستش
جام و می و میخونه به دستش
عالم همه محوِ رخِ زیباش
صدها دلِ دیوونه به دستش
* * *
ع مه و خورشید تو نگاهاش
می لرزونه دل رو با صداهاش
هر چی ک شونِ جیره خوارش
یک دنیا ستاره زیرِ پاهاش
* * *
عاشقی با اون داره صفایی
عشقش به جهان داده جلایی
این آقا به گوشه ی نگاهش

می کنه دلا رو کرب و بلایی
* * *
اون که انتهای سرنوشته
با محبتش رو دل نوشته
آی زمین و آسمون بدونید
عاشقِ رضا جاش تو بهشته
* * *

آقام آقام آقام رضا(3)
کی بوده سر به راهم کرده
کی بوده یه نگاهم کرده
همه عالم خبر دارند که
منو آقام صدایم کرده
زیارت دل اگه می شه نصیبم
دوستم داره اونه تنها حبیبم
* * *
اگه از من نظر برداره
همه ی زندگیم بیماره
اگه مولا نباشه یارم
کار قلبم نگو که زاره
اگه تو دنیا من غمی ندارم
واسه همینه این آقا رو دارم



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره میقات جحفه 10 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو مقاله کامل درباره میقات جحفه 10 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

میقات جحفه

[*] این نوشتار، از مقاله عبدالهادی الفضلی اقتباس و با ملاحظاتی برگردان شده است. مقاله مذکور با عنوان «من معالم الحج وا یارة الجحفه» و در شماره شانزدهم مجله الموسم در هلند چاپ شده است.

جحفه به دلیل سابقه مهمّ تاریخی اش، و به جهت موقعیّتش که در راه حرمین و مسیر هجرت اکرم ـ ص ـ قرار گرفته و بالا ه بدان جهت که میقات حاجیان است از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

جحفه در روزگاران قدیم، مَهْیَعَه1 خوانده می شد. خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» و ذیل ماده «هَیَعَ»، مَهْیَع را مسیر فراخ و سرزمین وسیع می داند و آن منطقه را بدان علت که از آغاز غدیر خم تا ساحل دریای سرخ وسیع است مهیعه خوانده اند. سپس جحفه نامیده شد; چون سیل جحاف آن وادی را از بین برد.

زبیدی در تاج العروس می نویسد:2 عمالیق،3 بنوعبیل4 را از مدینه بیرون راندند، آنان به مهیعه آمدند و سیل نابودشان کرد.

عایشه در روایتی از ـ ص ـ نام قدیم و جدید منطقه را بدین شرح نقل می کند که: هنگامی به مدینه درآمد که وبا در آنجا رواج داشت. رسول خدا ـ ص ـ دعا کرد: «اللّهمّ انقل وباء المدینة الی مهیعة».

و در روایتی دیگر که در صحیح بخاری آمده، فرمود: «الّلهمّ حبّب الینا المدینة کحبّنا مکة او أشدّ و صحّحها و انقل حماها الی الجحفة».5

همینطور ابو ایوب خزاز از صادق ـ ع ـ روایت کرده: «و وَقّت لأهل المغرب الجحفة، و هی عندنا مکتوبة مهیعة».6

جحفه در کتب جغرافیدانان مسلمان

همدانی می نویسد: از جحفه تا ابواء بیست و سه میل است.7 بکری موقعیت جحفه را سه میلی غدیر خم می داند.8 ادریسی جغرافیدان مغربی، جحفه را در اقلیم روم9 و در ساحل شرقی دریا و در بیست و شش میلی ابواء دانسته است.10

اصط ی می نویسد: «ودّان» بریک منزلی جحفه باشد و از آنجا تا ابواء کی بر غربی راه حج باشد شش میل بود».11

مقدسی که جحفه را در پنج مرحله ای مکه و شش مرحله ای مدینه نام برده12 آورده است: «جحفه، شهری است آباد که فرزندان جعفر در آن هستند و دژی با دو در دارد و چند چاه در آن است و در دو میلی آن یک چشمه و برکه بزرگِ آب هست».13

ابن دادبه، جحفه را از ناحیه تهامه، دارای چاه های آب و در بیست و هفت میلی ابواء می داند.14 یا قوت حموی فاصله منطقه جحفه تا غدیر خم را دو میل ثبت کرده است.15 امروز فاصله مکه تا جحفه 189 کیلومتر است. یعنی از مکه تا فرودگاه رابغ 180 کیلومتر و از آنجا تا جحفه 9 کیلومتر و مسیر آن بدین صورت است.

جحفه ـــــ رابغ ـــــصعبر ـــــ سه راهی (جده، مدینه، مکه) ـــــ خلیص ـــــ جموم ـــــ مکه

مسافت مذکور در نقشه وزارت راه سعودی ثبت شده است و این در حالی است که برخی مراجع16فاصله جحفه تا مکه را 220 کیلومتر دانسته اند.

نویسنده فقه السنه چنین نوشته است: «و وقّت لأهل الشام الجحفه: موضع فی الشمال الغربی من مکة، بینه و بینها 187 کیلومتر».17

با مراجعه به منابع قدیم، فاصله جحفه از مکه سه، چهار و پنج مرحله ثبت شده است. و این اختلاف چهارگانه به علت معنای مرحله و مسیر مورد اشاره می باشد. آنان که سه مرحله را ضبط کرده اند، راه هجرت را به شرح ذیل نوشته اند:

مکه ـــــ عُسفان ـــــ خیمه ام معبد ـــــ جحفه

مسیر نویسندگان چهار مرحله به این صورت است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عسفان ـــــ دف ـــــ جحفه

مراد از پنج مرحله این است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عُسفان ـــــ دف ـــــ طارف ـــــ جحفه

و گروهی نیز مسافت میان مدینه منوره و جحفه را شش مرحله و مسیر ذیل را نوشته اند:

مدینه ـــــ فریش ـــــ مسیجید ـــــ سقیا ـــــ بئرمبیریک ـــــ ابواء ـــــ جحفه

سرانجام باید گفت: جحفه در شرق شهر رابغ قرار دارد و فاصله آن از مرکز شهر 22 کیلومتر و از فرودگاه 9 کیلومتر می باشد.

جحفه در گذشته و حال

جحفه بعد از سیل جحاف تا قرن پنجم هجری آباد بوده است. بکری می نویسد: «وقی قریة جامعة، بها منبر». 18 و از نوشته یاقوت حموی برمی آید که جحفه در سده ششم و هفتم ویران بوده است. او می نویسد: «کانت قریة کبیرة ذات منبر... و هی الآن اب». 19

ابوالفداء که تدوین اثر جغرافیایی خود را در 721 هـ . ق. به پایان برده، جحفه میقات مصریان را مکان خالی از سکنه نوشته است.20

ابوالحسن علی بن محمد قلصادی اندلسی از حاجیان غرناطه در اوا قرن نهم در سفرنامه اش به ویرانی جحفه اشاره دارد و می گوید خود از منطقه رابغ محرم شده است.21

در ابتدای جحفه از سمت مدینه منوره، مسجدی واقع است به نام «مسجدالنبی» و در آن سوی جحفه، مسجدالأئمه. میقات فعلی که مسجد جدیدی است و توسط حکومت سعودی بنا شده، در کنار آثار مسجدالائمه و در فاصله کمی از روستای قدیم جحفه بنا شده و فاصله آن تا جاده مکه ـ مدینه 9 کیلومتر می باشد. آن سوی مسجد، آثاری از قصر علیا که ظاهراً از آثار دوره عبّاسی است به نظر می رسد.

نان امروز جحفه را قبائلی زبید که با عوف آمیخته اند، تشکیل می دهند.22

جحفه به روایت شـرع


با


مقاله کامل درباره میقات جحفه 10 ص


مشاهده متن کامل ...
میقات جحفه 10 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از یارا فایل میقات جحفه 10 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

میقات جحفه

[*] این نوشتار، از مقاله عبدالهادی الفضلی اقتباس و با ملاحظاتی برگردان شده است. مقاله مذکور با عنوان «من معالم الحج وا یارة الجحفه» و در شماره شانزدهم مجله الموسم در هلند چاپ شده است.

جحفه به دلیل سابقه مهمّ تاریخی اش، و به جهت موقعیّتش که در راه حرمین و مسیر هجرت اکرم ـ ص ـ قرار گرفته و بالا ه بدان جهت که میقات حاجیان است از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

جحفه در روزگاران قدیم، مَهْیَعَه1 خوانده می شد. خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» و ذیل ماده «هَیَعَ»، مَهْیَع را مسیر فراخ و سرزمین وسیع می داند و آن منطقه را بدان علت که از آغاز غدیر خم تا ساحل دریای سرخ وسیع است مهیعه خوانده اند. سپس جحفه نامیده شد; چون سیل جحاف آن وادی را از بین برد.

زبیدی در تاج العروس می نویسد:2 عمالیق،3 بنوعبیل4 را از مدینه بیرون راندند، آنان به مهیعه آمدند و سیل نابودشان کرد.

عایشه در روایتی از ـ ص ـ نام قدیم و جدید منطقه را بدین شرح نقل می کند که: هنگامی به مدینه درآمد که وبا در آنجا رواج داشت. رسول خدا ـ ص ـ دعا کرد: «اللّهمّ انقل وباء المدینة الی مهیعة».

و در روایتی دیگر که در صحیح بخاری آمده، فرمود: «الّلهمّ حبّب الینا المدینة کحبّنا مکة او أشدّ و صحّحها و انقل حماها الی الجحفة».5

همینطور ابو ایوب خزاز از صادق ـ ع ـ روایت کرده: «و وَقّت لأهل المغرب الجحفة، و هی عندنا مکتوبة مهیعة».6

جحفه در کتب جغرافیدانان مسلمان

همدانی می نویسد: از جحفه تا ابواء بیست و سه میل است.7 بکری موقعیت جحفه را سه میلی غدیر خم می داند.8 ادریسی جغرافیدان مغربی، جحفه را در اقلیم روم9 و در ساحل شرقی دریا و در بیست و شش میلی ابواء دانسته است.10

اصط ی می نویسد: «ودّان» بریک منزلی جحفه باشد و از آنجا تا ابواء کی بر غربی راه حج باشد شش میل بود».11

مقدسی که جحفه را در پنج مرحله ای مکه و شش مرحله ای مدینه نام برده12 آورده است: «جحفه، شهری است آباد که فرزندان جعفر در آن هستند و دژی با دو در دارد و چند چاه در آن است و در دو میلی آن یک چشمه و برکه بزرگِ آب هست».13

ابن دادبه، جحفه را از ناحیه تهامه، دارای چاه های آب و در بیست و هفت میلی ابواء می داند.14 یا قوت حموی فاصله منطقه جحفه تا غدیر خم را دو میل ثبت کرده است.15 امروز فاصله مکه تا جحفه 189 کیلومتر است. یعنی از مکه تا فرودگاه رابغ 180 کیلومتر و از آنجا تا جحفه 9 کیلومتر و مسیر آن بدین صورت است.

جحفه ـــــ رابغ ـــــصعبر ـــــ سه راهی (جده، مدینه، مکه) ـــــ خلیص ـــــ جموم ـــــ مکه

مسافت مذکور در نقشه وزارت راه سعودی ثبت شده است و این در حالی است که برخی مراجع16فاصله جحفه تا مکه را 220 کیلومتر دانسته اند.

نویسنده فقه السنه چنین نوشته است: «و وقّت لأهل الشام الجحفه: موضع فی الشمال الغربی من مکة، بینه و بینها 187 کیلومتر».17

با مراجعه به منابع قدیم، فاصله جحفه از مکه سه، چهار و پنج مرحله ثبت شده است. و این اختلاف چهارگانه به علت معنای مرحله و مسیر مورد اشاره می باشد. آنان که سه مرحله را ضبط کرده اند، راه هجرت را به شرح ذیل نوشته اند:

مکه ـــــ عُسفان ـــــ خیمه ام معبد ـــــ جحفه

مسیر نویسندگان چهار مرحله به این صورت است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عسفان ـــــ دف ـــــ جحفه

مراد از پنج مرحله این است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عُسفان ـــــ دف ـــــ طارف ـــــ جحفه

و گروهی نیز مسافت میان مدینه منوره و جحفه را شش مرحله و مسیر ذیل را نوشته اند:

مدینه ـــــ فریش ـــــ مسیجید ـــــ سقیا ـــــ بئرمبیریک ـــــ ابواء ـــــ جحفه

سرانجام باید گفت: جحفه در شرق شهر رابغ قرار دارد و فاصله آن از مرکز شهر 22 کیلومتر و از فرودگاه 9 کیلومتر می باشد.

جحفه در گذشته و حال

جحفه بعد از سیل جحاف تا قرن پنجم هجری آباد بوده است. بکری می نویسد: «وقی قریة جامعة، بها منبر». 18 و از نوشته یاقوت حموی برمی آید که جحفه در سده ششم و هفتم ویران بوده است. او می نویسد: «کانت قریة کبیرة ذات منبر... و هی الآن اب». 19

ابوالفداء که تدوین اثر جغرافیایی خود را در 721 هـ . ق. به پایان برده، جحفه میقات مصریان را مکان خالی از سکنه نوشته است.20

ابوالحسن علی بن محمد قلصادی اندلسی از حاجیان غرناطه در اوا قرن نهم در سفرنامه اش به ویرانی جحفه اشاره دارد و می گوید خود از منطقه رابغ محرم شده است.21

در ابتدای جحفه از سمت مدینه منوره، مسجدی واقع است به نام «مسجدالنبی» و در آن سوی جحفه، مسجدالأئمه. میقات فعلی که مسجد جدیدی است و توسط حکومت سعودی بنا شده، در کنار آثار مسجدالائمه و در فاصله کمی از روستای قدیم جحفه بنا شده و فاصله آن تا جاده مکه ـ مدینه 9 کیلومتر می باشد. آن سوی مسجد، آثاری از قصر علیا که ظاهراً از آثار دوره عبّاسی است به نظر می رسد.

نان امروز جحفه را قبائلی زبید که با عوف آمیخته اند، تشکیل می دهند.22

جحفه به روایت شـرع


با


میقات جحفه 10 ص


مشاهده متن کامل ...
میقات جحفه 10 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از اینو دیدی میقات جحفه 10 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

میقات جحفه

[*] این نوشتار، از مقاله عبدالهادی الفضلی اقتباس و با ملاحظاتی برگردان شده است. مقاله مذکور با عنوان «من معالم الحج وا یارة الجحفه» و در شماره شانزدهم مجله الموسم در هلند چاپ شده است.

جحفه به دلیل سابقه مهمّ تاریخی اش، و به جهت موقعیّتش که در راه حرمین و مسیر هجرت اکرم ـ ص ـ قرار گرفته و بالا ه بدان جهت که میقات حاجیان است از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

جحفه در روزگاران قدیم، مَهْیَعَه1 خوانده می شد. خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» و ذیل ماده «هَیَعَ»، مَهْیَع را مسیر فراخ و سرزمین وسیع می داند و آن منطقه را بدان علت که از آغاز غدیر خم تا ساحل دریای سرخ وسیع است مهیعه خوانده اند. سپس جحفه نامیده شد; چون سیل جحاف آن وادی را از بین برد.

زبیدی در تاج العروس می نویسد:2 عمالیق،3 بنوعبیل4 را از مدینه بیرون راندند، آنان به مهیعه آمدند و سیل نابودشان کرد.

عایشه در روایتی از ـ ص ـ نام قدیم و جدید منطقه را بدین شرح نقل می کند که: هنگامی به مدینه درآمد که وبا در آنجا رواج داشت. رسول خدا ـ ص ـ دعا کرد: «اللّهمّ انقل وباء المدینة الی مهیعة».

و در روایتی دیگر که در صحیح بخاری آمده، فرمود: «الّلهمّ حبّب الینا المدینة کحبّنا مکة او أشدّ و صحّحها و انقل حماها الی الجحفة».5

همینطور ابو ایوب خزاز از صادق ـ ع ـ روایت کرده: «و وَقّت لأهل المغرب الجحفة، و هی عندنا مکتوبة مهیعة».6

جحفه در کتب جغرافیدانان مسلمان

همدانی می نویسد: از جحفه تا ابواء بیست و سه میل است.7 بکری موقعیت جحفه را سه میلی غدیر خم می داند.8 ادریسی جغرافیدان مغربی، جحفه را در اقلیم روم9 و در ساحل شرقی دریا و در بیست و شش میلی ابواء دانسته است.10

اصط ی می نویسد: «ودّان» بریک منزلی جحفه باشد و از آنجا تا ابواء کی بر غربی راه حج باشد شش میل بود».11

مقدسی که جحفه را در پنج مرحله ای مکه و شش مرحله ای مدینه نام برده12 آورده است: «جحفه، شهری است آباد که فرزندان جعفر در آن هستند و دژی با دو در دارد و چند چاه در آن است و در دو میلی آن یک چشمه و برکه بزرگِ آب هست».13

ابن دادبه، جحفه را از ناحیه تهامه، دارای چاه های آب و در بیست و هفت میلی ابواء می داند.14 یا قوت حموی فاصله منطقه جحفه تا غدیر خم را دو میل ثبت کرده است.15 امروز فاصله مکه تا جحفه 189 کیلومتر است. یعنی از مکه تا فرودگاه رابغ 180 کیلومتر و از آنجا تا جحفه 9 کیلومتر و مسیر آن بدین صورت است.

جحفه ـــــ رابغ ـــــصعبر ـــــ سه راهی (جده، مدینه، مکه) ـــــ خلیص ـــــ جموم ـــــ مکه

مسافت مذکور در نقشه وزارت راه سعودی ثبت شده است و این در حالی است که برخی مراجع16فاصله جحفه تا مکه را 220 کیلومتر دانسته اند.

نویسنده فقه السنه چنین نوشته است: «و وقّت لأهل الشام الجحفه: موضع فی الشمال الغربی من مکة، بینه و بینها 187 کیلومتر».17

با مراجعه به منابع قدیم، فاصله جحفه از مکه سه، چهار و پنج مرحله ثبت شده است. و این اختلاف چهارگانه به علت معنای مرحله و مسیر مورد اشاره می باشد. آنان که سه مرحله را ضبط کرده اند، راه هجرت را به شرح ذیل نوشته اند:

مکه ـــــ عُسفان ـــــ خیمه ام معبد ـــــ جحفه

مسیر نویسندگان چهار مرحله به این صورت است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عسفان ـــــ دف ـــــ جحفه

مراد از پنج مرحله این است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عُسفان ـــــ دف ـــــ طارف ـــــ جحفه

و گروهی نیز مسافت میان مدینه منوره و جحفه را شش مرحله و مسیر ذیل را نوشته اند:

مدینه ـــــ فریش ـــــ مسیجید ـــــ سقیا ـــــ بئرمبیریک ـــــ ابواء ـــــ جحفه

سرانجام باید گفت: جحفه در شرق شهر رابغ قرار دارد و فاصله آن از مرکز شهر 22 کیلومتر و از فرودگاه 9 کیلومتر می باشد.

جحفه در گذشته و حال

جحفه بعد از سیل جحاف تا قرن پنجم هجری آباد بوده است. بکری می نویسد: «وقی قریة جامعة، بها منبر». 18 و از نوشته یاقوت حموی برمی آید که جحفه در سده ششم و هفتم ویران بوده است. او می نویسد: «کانت قریة کبیرة ذات منبر... و هی الآن اب». 19

ابوالفداء که تدوین اثر جغرافیایی خود را در 721 هـ . ق. به پایان برده، جحفه میقات مصریان را مکان خالی از سکنه نوشته است.20

ابوالحسن علی بن محمد قلصادی اندلسی از حاجیان غرناطه در اوا قرن نهم در سفرنامه اش به ویرانی جحفه اشاره دارد و می گوید خود از منطقه رابغ محرم شده است.21

در ابتدای جحفه از سمت مدینه منوره، مسجدی واقع است به نام «مسجدالنبی» و در آن سوی جحفه، مسجدالأئمه. میقات فعلی که مسجد جدیدی است و توسط حکومت سعودی بنا شده، در کنار آثار مسجدالائمه و در فاصله کمی از روستای قدیم جحفه بنا شده و فاصله آن تا جاده مکه ـ مدینه 9 کیلومتر می باشد. آن سوی مسجد، آثاری از قصر علیا که ظاهراً از آثار دوره عبّاسی است به نظر می رسد.

نان امروز جحفه را قبائلی زبید که با عوف آمیخته اند، تشکیل می دهند.22

جحفه به روایت شـرع


با


میقات جحفه 10 ص


مشاهده متن کامل ...
میقات جحفه
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو میقات جحفه با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

میقات جحفه

[*] این نوشتار، از مقاله عبدالهادی الفضلی اقتباس و با ملاحظاتی برگردان شده است. مقاله مذکور با عنوان «من معالم الحج وا یارة الجحفه» و در شماره شانزدهم مجله الموسم در هلند چاپ شده است.

جحفه به دلیل سابقه مهمّ تاریخی اش، و به جهت موقعیّتش که در راه حرمین و مسیر هجرت اکرم ـ ص ـ قرار گرفته و بالا ه بدان جهت که میقات حاجیان است از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

جحفه در روزگاران قدیم، مَهْیَعَه1 خوانده می شد. خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب «العین» و ذیل ماده «هَیَعَ»، مَهْیَع را مسیر فراخ و سرزمین وسیع می داند و آن منطقه را بدان علت که از آغاز غدیر خم تا ساحل دریای سرخ وسیع است مهیعه خوانده اند. سپس جحفه نامیده شد; چون سیل جحاف آن وادی را از بین برد.

زبیدی در تاج العروس می نویسد:2 عمالیق،3 بنوعبیل4 را از مدینه بیرون راندند، آنان به مهیعه آمدند و سیل نابودشان کرد.

عایشه در روایتی از ـ ص ـ نام قدیم و جدید منطقه را بدین شرح نقل می کند که: هنگامی به مدینه درآمد که وبا در آنجا رواج داشت. رسول خدا ـ ص ـ دعا کرد: «اللّهمّ انقل وباء المدینة الی مهیعة».

و در روایتی دیگر که در صحیح بخاری آمده، فرمود: «الّلهمّ حبّب الینا المدینة کحبّنا مکة او أشدّ و صحّحها و انقل حماها الی الجحفة».5

همینطور ابو ایوب خزاز از صادق ـ ع ـ روایت کرده: «و وَقّت لأهل المغرب الجحفة، و هی عندنا مکتوبة مهیعة».6

جحفه در کتب جغرافیدانان مسلمان

همدانی می نویسد: از جحفه تا ابواء بیست و سه میل است.7 بکری موقعیت جحفه را سه میلی غدیر خم می داند.8 ادریسی جغرافیدان مغربی، جحفه را در اقلیم روم9 و در ساحل شرقی دریا و در بیست و شش میلی ابواء دانسته است.10

اصط ی می نویسد: «ودّان» بریک منزلی جحفه باشد و از آنجا تا ابواء کی بر غربی راه حج باشد شش میل بود».11

مقدسی که جحفه را در پنج مرحله ای مکه و شش مرحله ای مدینه نام برده12 آورده است: «جحفه، شهری است آباد که فرزندان جعفر در آن هستند و دژی با دو در دارد و چند چاه در آن است و در دو میلی آن یک چشمه و برکه بزرگِ آب هست».13

ابن دادبه، جحفه را از ناحیه تهامه، دارای چاه های آب و در بیست و هفت میلی ابواء می داند.14 یا قوت حموی فاصله منطقه جحفه تا غدیر خم را دو میل ثبت کرده است.15 امروز فاصله مکه تا جحفه 189 کیلومتر است. یعنی از مکه تا فرودگاه رابغ 180 کیلومتر و از آنجا تا جحفه 9 کیلومتر و مسیر آن بدین صورت است.

جحفه ـــــ رابغ ـــــصعبر ـــــ سه راهی (جده، مدینه، مکه) ـــــ خلیص ـــــ جموم ـــــ مکه

مسافت مذکور در نقشه وزارت راه سعودی ثبت شده است و این در حالی است که برخی مراجع16فاصله جحفه تا مکه را 220 کیلومتر دانسته اند.

نویسنده فقه السنه چنین نوشته است: «و وقّت لأهل الشام الجحفه: موضع فی الشمال الغربی من مکة، بینه و بینها 187 کیلومتر».17

با مراجعه به منابع قدیم، فاصله جحفه از مکه سه، چهار و پنج مرحله ثبت شده است. و این اختلاف چهارگانه به علت معنای مرحله و مسیر مورد اشاره می باشد. آنان که سه مرحله را ضبط کرده اند، راه هجرت را به شرح ذیل نوشته اند:

مکه ـــــ عُسفان ـــــ خیمه ام معبد ـــــ جحفه

مسیر نویسندگان چهار مرحله به این صورت است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عسفان ـــــ دف ـــــ جحفه

مراد از پنج مرحله این است:

مکه ـــــ جموم ـــــ عُسفان ـــــ دف ـــــ طارف ـــــ جحفه

و گروهی نیز مسافت میان مدینه منوره و جحفه را شش مرحله و مسیر ذیل را نوشته اند:

مدینه ـــــ فریش ـــــ مسیجید ـــــ سقیا ـــــ بئرمبیریک ـــــ ابواء ـــــ جحفه

سرانجام باید گفت: جحفه در شرق شهر رابغ قرار دارد و فاصله آن از مرکز شهر 22 کیلومتر و از فرودگاه 9 کیلومتر می باشد.

جحفه در گذشته و حال

جحفه بعد از سیل جحاف تا قرن پنجم هجری آباد بوده است. بکری می نویسد: «وقی قریة جامعة، بها منبر». 18 و از نوشته یاقوت حموی برمی آید که جحفه در سده ششم و هفتم ویران بوده است. او می نویسد: «کانت قریة کبیرة ذات منبر... و هی الآن اب». 19

ابوالفداء که تدوین اثر جغرافیایی خود را در 721 هـ . ق. به پایان برده، جحفه میقات مصریان را مکان خالی از سکنه نوشته است.20

ابوالحسن علی بن محمد قلصادی اندلسی از حاجیان غرناطه در اوا قرن نهم در سفرنامه اش به ویرانی جحفه اشاره دارد و می گوید خود از منطقه رابغ محرم شده است.21

در ابتدای جحفه از سمت مدینه منوره، مسجدی واقع است به نام «مسجدالنبی» و در آن سوی جحفه، مسجدالأئمه. میقات فعلی که مسجد جدیدی است و توسط حکومت سعودی بنا شده، در کنار آثار مسجدالائمه و در فاصله کمی از روستای قدیم جحفه بنا شده و فاصله آن تا جاده مکه ـ مدینه 9 کیلومتر می باشد. آن سوی مسجد، آثاری از قصر علیا که ظاهراً از آثار دوره عبّاسی است به نظر می رسد.

نان امروز جحفه را قبائلی زبید که با عوف آمیخته اند، تشکیل می دهند.22

جحفه به روایت شـرع


با


میقات جحفه


مشاهده متن کامل ...
زمان (عج) در کلام رضا (ع)
درخواست حذف اطلاعات

 

زمان (عج) در کلام رضا (ع)

description: فرستادن به ایمیلdescription: چاپ

دهها بلکه صدها روایت در شأن و جایگاه حضرت مهدی علیه السلام از معصومین علیهم السلام – از رسول اعظم صلی الله علیه و علی آله وسلم تا حسن عسکری علیه السلام- وارد شده است این روایات در باره ی مقام ، صفات حضرت ، علائم ظهور و شرایط زمانی آن و شیوه ی و سیاست حضرت در برابر دشمنان و بازگشتگان است.

زمان (عج) در کلام رضا (ع)

description: فرستادن به ایمیلdescription: چاپ

دهها بلکه صدها روایت در شأن و جایگاه حضرت مهدی علیه السلام از معصومین علیهم السلام – از رسول اعظم صلی الله علیه و علی آله وسلم تا حسن عسکری علیه السلام- وارد شده است این روایات در باره ی مقام ، صفات حضرت ، علائم ظهور و شرایط زمانی آن و شیوه ی و سیاست حضرت در برابر دشمنان و بازگشتگان است.

علاوه بر این بیش از چهار صد آیه در شأن مهدی علیه السلام تفسیر و کتب روائی شیعه و اهل سنت از این روایات شریف پر است. در این خصوص کافی است به کتاب ما بنام «معجم احادیث مهدی علیه السلام» -که با تعدادی از عالمان محقق بتوفیق خدا به اتمام برسانیم- رجوع شود زیرا مشتمل بر بیشترین آیات کریمه و احادیث شریفه در این خصوص است. ولی با توجه به شرایط و اینکه کنگره در باره ی رضا علیه السلام است برادرانم در مرکز تخصصی مهدویت پیشنهاد د که عهده دار بخشی از میراث روائی و گرانبهای رضا علیه السلام شده و به عرضه و بررسی آن دسته از روایات رضا علیه السلام که مربوط به زمان علیه السلام است بپردازم ؛ علیرغم اشتغالات بسیارم با کمال میل و افتخار این پیشنهاد بزرگوارانه را پذیرفتم و آن منت و تحفه ای از طرف خدا می دانم که در ماه مبارک رمضان به من ارزانی داشته است.

تعداد روایات :

بیش از سی و پنج تا چهل روایت از رضا علیه السلام در این خصوص وارد شده است که از قرن سوم تا کنون عالمان حدیث مانند فضل بن شاذان ، ثقۀ ال کلینی در کتاب شریف کافی ، صدوق در کتابهای کمال الدین ، عیون أخبار الرضا ، علل الشرایع و امالی ؛ کشی در رجال خود بنا بر آنچه در کتاب اختیار معرفۀ الرجال ، نعمانی در کتاب الغیبۀ ، بحرانی در تحف العقول ، محمد بن جریر طبری شیعه در دلائل ال ۀ و در طبقه های بعدی إربلی در کشف الغمۀ فی معرفۀ الائمه علیهم السلام ، طبرسی در إعلام الوری بأعلام الهدی و قطب الدین راوندی در ال ائج و الجرائح آنها را نقل کرده اند و تألیفات یه تا زمان ما در مورد مهدی علیه السلام پر از این انوار درخشنده و کلمات نورانی که از عالم آل محمد علیهم السلام وارد شده است.  


موضوعات روایات

:
در این روایات موضوعات متعددی در باره ی مهدی علیه السلام بیان شده است :
اسم و نسب ؛ نیروی جسمانی ؛ برخی از صفات ؛ مخفی بودن ولادت ؛ روشن بودن نسب و اینکه آن حضرت منتسب به رسول خدا صلی الله علیه و علی آله هستند ؛ غیبت ؛ نهی از بیان نام حضرت در عصر غیبت یا در تمام دوران ؛ فضیلت انتظار و منتظرین ؛ فرج مومنین بوسیله آن جمال رشید و ظهور نورانی ؛ وضعیت شیعه و شرایط سختی که در عصر غیبت بسر می برند ؛ قربانگاه شیعیان و کشتن و خونریزی های قبل از ظهور ؛ شباهت ها بین مهدی علیه السلام و بین انبیاء علیهم السلام ؛ خوراک و لباس علیه السلام ؛ وج سفیانی ، یمانی و پرچم های مصر ؛ نقش حضرت خضر علیه السلام در دوران غیبت و اینکه ایشان مونس تنهایی مهدی علیه السلام است ؛ مهدی علیه السلام و یارانش از ملائکۀ ؛ سختی های زندگانی در ایام ظهورش ؛ اقتدای عیسی روح الله علیه السلام در گزاردن به آن حضرت ؛ رجعت و تکالیف مومنین در برابر مهدی علیه السلام که از جمله مهم ترین آنها دعا و کثرت دعا برای آن حضرت و توسل به ایشان در سختی ها است. بخواست خدا در این فرصت به برخی از این عناوین مطرح شده در بین سخنان رضا علیه السلام اشاره خواهیم کرد.
ضرورت وجود در هر عصری :
عن سلیمان الجعفری قال: س الرضا علیه السلام قلت: تخلو الارض من حجة لله؟ قال: لو خلت الارض طرفة عین من حجة لساخت باهلها.
سلیمان جعفرى: از هشتم پرسیدم و عرض آیا زمین خالى از حجت خدا  مى‏شود؟ فرمود:«اگر زمین به اندازه یک چشم بهم زدن از حجت خدا خالى شود اهلش را فرو خواهد برد.»
نام و نسب مهدی علیه السلام :
عن الرضا علیه السلام قال:« الخلف الصالح من ولد محمد الحسن بن علی.  و هو صاحب ا مان وهو المهدی.  » ؛ رضا علیه السلام :«خلف صالح از نسل محمد حسن بن علی  همان صاحب ا مان ، مهدی است.»
رضا علیه السلام در این روایت به ولادت سومین از فرزندانش حسن عسکری و اینکه خلف صالح، صاحب ا مان و مهدی علیه السلام از فرزندان حسن عسکری اشاره کرده و تاکید می کند که مهدی علیه السلام پسر حسن عسکری علیه السلام است. آنچه داود رقی روایت کرده که قائم علیه السلام هفتمین از فرزندان باقر علیه السلام است نیز بر مهدی علیه السلام پسر حسن عسکری تطبیق می شود :
داود رقى: بحضرت رضا علیه السّلام عرض : فدایت شوم بخدا قسم در دلم هیچ شکى در باره ت شما نیست جز حدیثى که ذریح از حضرت باقر نقل کرده فرمود: چه حدیث. گفتم: شنیدم از او که میفرمود: هفتمى ما قائم ما است ان شاء اللَّه.
حضرت رضا فرمود: «صدقت و صدق ابوجعفر فازددت و الله شکاً ثم قال: یا داود اما والله لولا أن موسی قال للعالم: ستجدنی ان شاء‌الله صابرا ما سأله عن شیء و کذلک ابوجعفر لولا أن قال: ان شاء الله لکان کما قال، قال: فقطعت علیه. »
«راست میگوئى ذریح و حضرت باقر نیز راست گفته‏اند. شکّ من زیادتر شد آنگاه فرمود: داود! اگر موسى بخضر نمیگفت: سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً اگر خدا خواست مرا شکیبا خواهى یافت. از خضر راجع بچیزى سؤال نمیکرد همین طور حضرت باقر که اگر نمیفرمود ان شاء اللَّه همان بود که گفته بود در این موقع قطع ب ت آن جناب پیدا .»
پس این روایت به پیدایش زمینه انحرافی که بعد از وفات کاظم علیه السلام بوجود آمد که همان توقف بر ت کاظم است ، اشاره می کند که برخی پنداشتند ایشان همان مهدی غایب است و ت رضا علیه السلام را انکار د احتمالا داود رقی نیز متأثر از همین فضای ناسالم بوده که بعد از این بیان و توضیح از انحرافش باز گشته و یقین به ت رضا علیه السلام پیدا کرد.
صفات و ملاحم حضرت :
أ- نیروی جسمانی :
ریان بن صلت : ب رضا علیه السلام عرض شما صاحب الامر هستید؟ فرمود :
أنا صاحب هذاالامر ولکنی لست بالذی أملؤها عدلاً کما مُلئت جورا. و کیف أ ذلک علی ما تری من ضعف بدنی، و إنَّ القائم هو الذی اذا ج کان فی سنّ الشیوخ و منظر الشبّان. قویاً فی بدنه حتی لومدّ یده الی اعظم شجرة علی وجه الارض لقعلها ولو صاح بین الجبال لتدکدت صخورها ی معه عصاموسی و خاتم سلیمان ذاک الرابع من ولدی یغیّبه الله فی ستره ما شاء ثم یظهره فیملؤ (به) الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما.
« من هم صاحب الامرم ولى آن صاحب الامر نیستم که زمین را پر از عد کند چنانچه پر از ستم شده است و چگونه او باشم با اینکه مى‏بینى بدنم لاغر است ولى قائم آنست که چون ظهور کند در سن پیرانست و سیماى جوانان را دارد نیرومند باشد تا بجائى که اگر دست ببزرگترین درخت زمین اندازد آن را از جا د و اگر میان کوهها نعره کشد سنگهاى آنها از هم بپاشد با او است عصاى موسى و خاتم سلیمان علیه السلام او چهارمین فرزند منست خدا او را زیر خود دارد تا بخواهد سپس او را ظاهر کند تا زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است .»
در روایت طبرسی عبارت زیر در آ روایت آمده است :«... گوئیا که ایشان مایوسند آنچه باشند که ندا کرده شوند ندا ى که شنونده شوند از دور همچنان که شنیده میشوند از نزدیک، او رحمت مؤمنان باشد و عذاب کافران .»
ب- مخفی بودن ولادت :
ایوب بن نوح گوید بحضرت رضا علیه السلام عرض : من امیدوارم که شما صاحب الامر باشید، و خدا امر ت را بدون شمشیر و خونریزى بشما رساند، زیرا براى شما (بولایت عهدى مأمون) بیعت گرفته شده و بنام شما سکه زده‏اند، حضرت فرمود: مامنا احدُ اختلف الیه الکتب و اشیر الیه بالأصابع وسئل عن المسائل وحملت الیه الاموال الا اغتیل او مات علی فراشه، حتی یبعث الله لهذا الامر غلاماً منا خفیَّ الولادة و المنشا، غیر خفی فی نسبه.
«هیچ از ما خاندان نیست که مکاتبات داشته باشد و با انگشت بسویش اشاره کنند و از او مسأله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینکه یا ترور شود و یا در بستر خود بمیرد (یا با شمشیر کشته شود و یا با زهر) تا زمانى که خدا براى این امر ( ت) کودکى را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهانست ولى نسبت و دودمانش نهان نیست .»
ابو صلت هروى: بحضرت رضا علیه السلام عرض نشانه‏هاى قائم شما علیه السلام چیست وقتى ظهور کند؟ فرمود: علامته ان ی شیخ السن. شاب المنظر حتی أن الناظر الیه لیحسبه ابن اربعین سنة او دونها و ان من علاماته أن لایهرم بمرور الأیام و اللیالی حتی یأتیه اجله.
«نشانه‏اش اینست که در سن پیری است و جوان مینماید تا آنکه هر او را ببیند گمان برد که چهل سال یا کمتر دارد و نشانش اینست که به گذشت روزگار پیر نشود تا مرگش رسد .» غیبت مهدی علیه السلام :
حسن بن قیاما صیرفی: سال 193 به حج مشرف شدم از ابو الحسن رضا علیه السلام سوال کرده ، عرض فدایت شوم پدرت چه شد؟ فرمود:« مضی کما مضی آباؤه» قلت فکیف أصنع بحدیث حدّثنی به یعقوب بن شعیب عن بصیر أنَّ اباعبدالله علیه السلام قال إن جائکم من أخبرکم أن ابنی هذا مات و کفّن و قُبّر و نفضوا ایدیهم. من تراب قبره فلا تصدّقوا به؟ فقال «کَذَب ابوبصیر لیس ذا حدّثه إنما قال ان جائکم عن صاحب هذا الامر.»
همانند پدرانش در گذشت. عرض پس با روایت یعقوب بن شعیب از ابو بصیر نقل شده چه کنم که می گوید صادق علیه السلام فرمود: اگر ی به شما خبر داد این پسرم مرده و کفن شد و در قبر گذاشته شده و دستشان را از خاک قبرش تکان می دهد او را تصدیق نکنید. گفت: فرمود:«ابو بصیر دروغ گفته صادق به او چنین نگفته است او گفته اگر ی از صاحب این امر چنین خبری آورد .»
تکذیب ابو بصیر در این روایت بخاطر مصلحتی است که بر افراد ساده مخفی مانده و برای تثبیت عقیده واقفیه است.
ب-
علی بن جعفر... عن الرضا علیه السلام «قال رسول الله صلی الله علیه و آله بأبی ابن خیرة الاماء ابن النوبیة الطیبة الفم، المنتجبة الرحم ویْلهم لعن الله الاعیبس وذریته صاحب الفتنه و یقتلهم سنین وشهوراً و ایاماً یسومهم خسفاً و یسقیهم کأساً مصبرة و هو الطرید الشرید الموتور بأبیه وجّده صاحب الغیبة، یقال مات او هلک‌ایّ وادٍ سلک ثم قال الرضا علیه السلام افی هذا یا عم اِلامنّی؟ فقلت: صدقت جعلت فداک.»
حضرت رضا علیه السلام:« رسول خدا صلّى اللَّه علیه وآله و سلم فرمود: پدرم فداى پسر بهترین کنیزان، پسر کنیز نوبیه (نوبه بلاد بزرگیست در سودان که بلال حبشى هم از آنجا بوده است) که دهانش خوشبو و زهدانش نجیب زاى است، واى بر آنها و خدا لعنت کند اعیبس و نژادش را (یعنى بنى عباس را) همان که فتنه انگیز است و آنها را چند سال و چند ماه و چند روز میکشد و بآنها ذلت میرساند و از جام تلخ و ناگوار بآنها مى‏آشاماند، و اوست در بدر و دور افتاده، پدر و جد کشته شده و صاحب غیبت، مردم در باره او گویند: معلوم نیست مرده یا هلاک شده و بکدام دره رفته، سپس رضا علیه السلام فرمود: اى عمو! چنین پسرى جز از نسل من تواند بود؟ عرض : راست گوئى، قربانت گردم... .»
تفسیر روایت: مقصود از یابن خیر الاماء جواد علیه السلام است و در احادیث وارد شده که آن حضرت سبزه بوده و مقصود از طرید همان صاحب غیبت است و غایب از فرزندان رضا علیه السلام است.
ج. عن محمدبن یعقوب البلخی قال: سمعت اباالحسن الرضا علیه السلام یقول: انکم ستبتلون بما هوأ شدّ و اکبر تبتلون بالجنین فی بطن أُمّه و الرضیع حتی یقال: غاب ومات و یقولون: لاإمام و قد غاب رسول الله صلی الله علیه و آله و غاب وغاب و‌ها أ نا اموت حتف انفی.
محمّد بن ابى یعقوب بلخىّ : شنیدم ابا الحسن رضا علیه السّلام می فرمود:«شما بزودى گرفتار خواهید شد بچیزى که سختر و بزرگتر است، به بچّه‏اى که هنوز در شکم مادر باشد و به بچّه‏اى شیر خوار گرفتار خواهید شد تا آنجا که گفته شود، غایب شد و مرد و میگویند: دیگر ى وجود ندارد، در صورتى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله غایب شد و غایب شد و غایب شد و این هم من که بمرگ خودم از دنیا خواهم رفت .»
حکم به زبان آوردن نام حضرت در عصر غیبت :
عن الریان بن الصلت قال سمعت ابا الحسن الرضا علیه السلام یقول وسئل عن القائم فقال: لا یری جسمه و لا یسمی اسمه.
ریان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام شنیدم که چون راجع به قائم سؤال شد، فرمود:«شخصش دیده نشود و نامش برده نشود .»
عن الریان بن الصلت قال: سمعت الرضا علیه السلام یقول القائم المهدی علیه السلام بن الحسن لایری جسمه و لا یسمی (سَمّیُه) بأسمه أحد بعد غیبته حتی یراه و یعلن بأسمه و یسمعه کل الخلق فقلنا له یا سیدنا و إن قلنا: صاحب الغیبة وصاحب ا مان و المهدی؟
قال هو کله جایز مطلق و إنما نهیتکم عن صریح باسمه لیخفی اسمه عن اعدائنا فلا یعرفوه.
ریان بن صلت : شنیدم رضا علیه السلام می فرمود :«قائم مهدی پسر حسن است که شخصش دیده نشود و بعد از غیبتش ی نامش را نبرد تا همه او را ببینند و نامش اعلان شود و همه آن را بشنوند پس به ایشان عرض کردیم ای آقای ما اگر چه بگوییم صاحب غیبت و صاحب زمان و مهدی؟ فرمود این قبیل نامها جایز است و من شما را از تصریح به نامش نهی تا بر دشمنان ما مخفی بماند و او را نشناسند .»
دیدگاه علماء در حکم بردن نام یعنی ( م ح م د ) و اینکه آیا این نهی مخصوص زمان غیبت یا مطلق یا مختص به زمان غیبت صغری است ، متفاوت است و ما بحث کاملی در دروس تخصصی خود بیان کردیم و آن را در فصلی از فصل های کتاب «تا ظهور» منتشر کرده ایم و گفته ایم که دیدگاه ما با استفاده از دهها روایت ؛حرمت بردن نام حضرت در زمان غیبت کبری است. به این کتاب رجوع کنید.
و در باره ی اعتبار کتاب «الهدایۀ الکبری» و مولف آن کلام و نزاع مفصلی است. ما این مطلب را در دروس خارج خود بحث «حسنی» که با نام «تاملی نو در نشانه های ظهور» مستقلا به چاپ رسیده متذکر شده ایم. به این کتاب رجوع شود.
انتظار فرج و فضیلت منتظران :
عن الحسن بن الجهم قال: س اباالحسن علیه السلام عن شیء من الفَرَج. فقال: او لست تعلم ان انتظار الفَرَج من الفَرَج؟ قلت: لا ادری إلا ان تعلمنی فقال: نعمْ انتظار الفَرَج من الفَرَج.
حسن بن جهم : از الحسن علیه السلام در باره ی چیزی از فرج سوال پس حضرت فرمود:«آیا نمی دانی که انتظار فرج از فرج است؟ عرض : جز آنچه بمن آموخته ای چیزی نمی دانم پس فرمود: بله انتظار فرج از فرج است .»
محمدبن عبدالله علیه السلام قال: قلت للرضا علیه السلام جعلت فداک إن حدّثنی عن آبائک انه قیل لبعضهم ان فی بلادنا موضع رباط یقال له قزوین و عُدوّاً یقال له: الدیلم. فهل من جهاد او هل من رباط؟ فقال: علیکم بهذا البیت فحّجوه ثم قال: فأعاد علیه الحدیث ثلاث مرات کل ذلک یقول: علیکم بهذا البیت فحجّوه ثم قال فی الثالثة: اما یرضی احدکم ان ی فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر امرنا فان ادرکه کان کمن شهد مع رسول الله صلی الله علیه و آله بدراً و ان لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطا طه ذا و ذا و جمع بین سبابتیه فقال ابوالحسن علیه السلام صدق هو علی ما ذکر.
محمد بن عبد الله: به ابو الحسن الرضا علیه السلام عرض قربانت شوم. پدر من از جدّ من روایت مى‏کرد که با جدّ شما تماس گرفته و گفته است: در جوار ما شهرى است به نام قزوین که پایگاه مرزى است و جنگجویان در حال آماده‏باش دفاعى به سر مى‏برند. در برابر آنان دشمنى است به نام دیلم که گهگاه از داخل جنگل سرازیر مى‏شوند و بر سر مسلمین مى‏تازند. آیا رخصت مى‏دهید که در جهاد با کفّار و یا آماده‏باش دفاعى شرکت کنیم؟ و جدّ شما گفته است: «بر شما باد که راه مکه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت کنید». جدّ من تا سه نوبت وضعیت مرزى را تشریح کرده و رخصت دفاع خواسته و جد شما در هر سه نوبت همین پاسخ را تکرار کرده است که «بر شما باد که راه مکه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت کنید» و در آ ین نوبت افزوده است که: «آیا شیعه ما رضایت نمى‏دهد که در خانه خود بنشیند و دارائى خود را براى اهل و عیال خود ج کند و منتظر فرمان ما بماند؟ اگر شیعه ما زنده بماند و حکومت ما را درک کند، همطراز انى است که در رکاب رسول خدا به جنگ بدر رفته‏اند. و اگر در حال انتظار بمیرد، همطراز انى است که با قائم آل محمد قیام مى‏کنند و در سرا او مانند این دو انگشت شهادت در کنار هم مى‏نشینند». آیا این حدیثى که جدّ من از جدّ شما روایت کرده، صحیح است؟ ابو الحسن الرضا گفت: آرى صحیح است و سخن حقّ همان است که بازگو کرده است .»
این روایت اشاره ای به دیدگاه ان علیهم السلام نسبت به جنگ خلفا و فتوحاتشان دارد که راضی به مشارکت شیعیان در این جنگ ها نبودند و ما این مطلب را در مباحث اعتقادی خود متعرض شده ایم و بیان کرده ایم که تمام ان علیهم السلام با مشارکت شیعیان در این جنگ ها موافق نبودند و این جنگ ها را در دوران غیبت از رنجها و از بین رفتن آنان به حساب می آوردند.
معانات الشیعة و الاضطهاد ایام الغیبة
عن علی بن الفضال: عن الحسن الرضا علیه السلام انه قال کأنی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی کالنعم یطلبون المرعی فلا یجدونه قلت له و لم ذلک یابن رسول الله قال: لإن اِمامهم یغیب عنهم  فقلت: ولم؟ قال: لئلا ی لأحد فی عنقه بیعة اذا قام بالسیف.
على بن فضال: على بن موسى الرضا علیه السلام فرمود:«گویا شیعه را مى‏بینم که وقتى سومین فرزند مرا از دست بدهند مانند چها ایان چراگاه می جویند و نمى‏یابند باو عرض یا ابن رسول اللَّه براى چه؟ فرمود براى آنکه شان از آنها پنهان است، عرض براى چه؟ فرمود براى آنکه چون با شمشیر قیام کند بیعت ى در گردنش نباشد .»
این روایت اشاره به سرگردانی شیعه و نابودی تعداد بسیاری از نظر اعتقادی بخاطر غیبت دارد همچنانکه به علت غیبت اشاره کرده است. ما در بحثی که در باره ی علت غیبت متعرض شده ایم گفته ایم که این علت و علت های دیگری از این قبیل چیزی جز بیان حکمت هایی در این خصوص نیست و ان علیهم السلام در بیان سبب واقعی غیبت تا قبل از ظهور ماذون نیستند.
عن احمد بن محمدبن نصر قال س ابا الحسن الرضا علیه السلام و قال قدام هذا الامر بیوح قلت: و ما البیوح؟ قال: قتل دائم لایفتر.
احمد بن محمد بن نصر: از الحسن رضا علیه السلام سوال . فرمود پیش از این امر کشتن شدن بیوح خواهد بود پرسیدم : بیوح چیست؟ فرمود:«کشته شدن مستمر و بدون وقفه است .»
آنچه از این روایت استفاده می شود این است که کشت و کشتار و درگیریها عمومی بوده و شامل غیر شیعه نیز می شود.
شباهت های بین انبیاء و مهدی علیهم السلام :
عن الحسن بن قیاما الصیرفی قال: سألت ابا الحسن الرضا علیه السلام فقلت جعلت فداک. ما فعل ابوک؟ قال: مضی کما مضی آباؤه علیهم السلام. قلت فکیف: أصنع بحدیثٍ حدّثنی به زرعة بن محمد الحضرمی عن سماعة بن مهران أنَّ اباعبد الله علیه السلام قال إنَّ ابنی هذا فیه شبه من خمسة أنبیاء: یحسد کما حُسد یوسف ویغیب کماغاب یونس و ذکر ثلاثة اُ قال: کذب زرعة لیس ذا حدیث سماعة إنما قال صاحب الامر یعنی القائم فیه شبه من خمسة أنبیاء و لم یقل : ابنی. حسن بن قیاما صیرفی: از ابا الحسن رضا علیه السلام سوال کرده عرض   فدایت شوم پدرتان چه شد؟ فرمود: همانند پدرانش علیهم السلام درگذشت عرض پس با حدیثی که زرعۀ بن محمد حضرمی از سماعۀ بن مهران نقل کرده چه کنم که صادق علیه السلام فرموده در این پسرم شباهت به پنج تن از انبیاء علیهم السلام است همانطور که یوسف علیه السلام مورد حسد واقع شد آن حضرت نیز مورد حسد واقع خواهد شد و همانطور که یونس غایب شد آن حضرت نیز غایب خواهد شد و سه شباهت دیگر را ذکر کرد فرمود:«زرعۀ دروغ گفته حدیث سماعۀ این چنین نیست بلکه گفته صاحب این امر یعنی در قائم شباهت به پنج تن از انبیاء است و نگفته: پسرم .»
این مسئله را قبلا متعرض شدیم و حدیث در مقام رد واقفیه است.
مهدی علیه السلام و رویارویی با دشمنان :
عن معمّر بن خلاد قال: ذکر القائم عند الحسن الرضا علیه السلام فقال: انتم الیوم ارخی بالاً منکم یومئذ قالوا: و کیف؟ قال: لو ج قائمنا علیه السلام لم یکن اِلا اَلعَلق و العَرَق و النوم علی السروج و مالباس القائم الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب.
معمّر بن خلّاد گوید:«نزد ابى الحسن الرّضا علیه السّلام از قائم یاد شد پس فرمود: شما امروز آسوده‏تر از آن روز هستید، عرض د: چگونه؟ فرمود: اگر قائم ما علیه السّلام وج کند جز خون بسته شده و عرق و بر روى زین‏هاى اسبان ن چیزى در کار نخواهد بود و لباس قائم علیه السّلام جز جامه خشن و خوراک او جز غذاى ناگوار و نامطبوع نخواهد بود .»
علائم ظهور :
سفیانی و یمانی :
أ- عن البزنطی عن الحسن الرضا علیه السلام قبل هذا الامر السفیانی و الیمانی و المروانی و شعیب بن صالح یقول هذا، هذا.
احمد بن محمّد بن أبی نصر از رضا علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:«پیش از این امر، سفیانىّ و یمانىّ و مروانىّ و شعیب بن صالح باید ظاهر شوند پس چگونه این شخص (یعنى محمّد بن ابراهیم بن اسماعیل که معروف به ابن طباطبا است) چنین ادّعا مى‏کند ؟» یعنى ادّعاى مهدویّت مى‏کند و خود را قائم آل محمّد مى‏داند
ب- عن الحسن بن الجهم قال: للرضا علیه السلام اصلحک الله أنهم یتحدثون أن السفیانی یقوم و قد ذهب سلطان بنی العباس. فقال کذبوا انه لیقوم و ان سلطانهم لقائم.
حسن بن جهم: به رضا علیه السّلام عرض : خداوند حال شما را بصلاح گرداند آنان بازگو میکنند که سفیانى در حالى قیام میکند که بساط سلطنت بنى عبّاس برچیده شده باشد فرمود: دروغ میگویند او قیام میکند و بساط سلطنت آنان هنوز ب ا است .»
ظاهر برخی روایات این است که وج سفیانی با حکومت بنی عباس مقارن خواهد بود و بعضی این روایات را به ب ایی دوباره حکومت عباسیان قبل از قیام مهدی علیه السلام حمل کرده اند و در این روایت نیز احتمال ب ایی حکومت عباسیان قبل از سفیانی قابل استفاده است.
ج- عن معمربن خالد عن الحسن علیه السلام قال کأنی برایات من مصر مقبلات خضر مُصبغات حتی تأتی الشامات فتهدی الی ابن صاحب الوصیات.
معمر بن خلاد از حضرت رضا علیه السلام روایت کند که فرمود:«گویا پرچمهاى سبز رنگ را که از مصر رو آورده مى‏بینم که بشامات آید و به فرزند صاحب وصیتها راهنمائى کند .»
شاید این روایت اشاره به سی نفر مومن مصری باشد که در روایات از آنان به نجباء تعبیر شده است .
همدم و مونس مهدی علیه السلام در دوران غیبتش :
الحسن بن فضال قال: سمعت ابا الحسن الرضا علیه السلام یقول: ان الخضر شرب من ماء الحیاة فهو حی لایموت حتی ینفخ فی الصور و انه لیأتینا فیسلّم فنسمع صوته ولاتری شخصه و انه لیحضر ما ذکر فمن ذکره منکم فلیسلّم علیه و انه لیحضر الموسم کل سنة فیقضی جمیع المناسک و یقف بعرفة فیوّمن علی دعاء المومنین و سیؤ نِس الله به وحشة قائمنا فی غیبته و یَصِلُ به وحدته.
حسن بن فضّال: شنیدم حضرت رضا علیه السّلام می فرمود:«چون خضر آب زندگانى نوشید تا نفخ صور زنده است. او نزد ما مى‏آید و بما سلام میکند ما صداى او را میشنویم ولى خود او را نمى‏بینیم. هر جا از وى نام برند حاضر مى‏شود هر ى از شما نام او را میبرد بوى سلام کند. خضر هر سال در موسم حج حاضر مى‏شود و تمام اعمال حج را انجام میدهد، و در عرفه میایستد و براى استجابت دعاى مؤمنین آمین میگوید. بزودى خداوند وحشت قائم ما را در طول غیبتش، بوسیله مأنوس گشتن با او برطرف میکند و تنهائى او را با رفاقت با وى مبدل میسازد .»
و یاران حضرت و رجعت :
1- فرشتگان : الریان بن شبیب قال: دخلت علی الرضا علیه السلام فی اول یوم من المحرم فقال علیه السلام:... و لقد نزل الی الارض من الملائکة ار بعة آلاف لنصره فلم یؤذن فهم عند قبره شعثُ عُبر إلی أن یقوم القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فی ون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین.
ریان بن شبیب: بر حضرت رضا علیه السلام وارد شدم در روز اول ماه محرم پس آن جناب فرمود:«... و چهار هزار ملک از فلک بجهت یارى آن جناب بزمین نزول د آن بزرگوار ایشان را اذن جهاد نداد پس ایشان در نزد قبر آن مظلوم مدام مو پریشان و غبار آلوده‏اند تا روزى که قائم آل محمد علیهم السلام ظهور کند و از یاران او باشند و شعار و علامت ایشان در آن روز اینست که فریاد کنند یا لثارات الحسین... .»‏
2- عیسی نبی علیه السلام : عن الحسن بن الجهم قال: حضرتُ مجلس المامون یوما و عنده علی بن موسی الرضا علیه السلام و قد اجتمع الفقهاء و اهل الکلام من الفرق المختلفه... فقال المامون: یا ابا الحسن فما تقول فی الرجعة؟ فقال الرضا علیه السلام انها لحقّ قد کانت فی الأُمم السالفة و نطق بها القرآن و قد قال رسول الله صلی الله علیه و آله ی فی هذه الامة کل ما کان فی الامم السالفة حذو النعل باالنعل و القذة بالقذه قال علیه السلام. اذا ج المهدی من ولدی نزل عیسی بن مریم علیه السلام فصلی خلفه و قال علیه السلام إن ال بدأ غریبا و سیعود قریبا فطوبی للغربا قیل یا رسول الله ثم ی ما ذا؟ قال: ثم یرجع الحق الی اهله.
حسن بن جهم : روزى بمجلس مأمون وارد شدم و حضرت رضا علیه السّلام در آنجا بود، و علماى علم کلام و فقهاء از هر فرقه و طائفه‏اى در آن مجلس بودند، ... پس مأمون پرسید که شما در باره رجعت چه میفرمایید؟ علیه السّلام فرمود: آن بجا و حقّ است، و در امتهاى پیشین هم بوده است، و قرآن مجید هم بدان ناطق است، و رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله هم فرموده: هر چه در امّتهاى سابق اتّفاق افتاده در این امّت نیز اتّفاق خواهد افتاد بى‏کم و کاست طابق النّعل بالنّعل و بدون تفاوت، و فرمود: هر گاه مهدىّ امّت از اولاد من وج کند عیسى بن مریم علیهما السّلام نازل شود، و پشت سر او با او گزارد و فرمود: با غریبى شروع شد و بزودى که بغربت باز گردد، پس خوشا بحال غربا، پرسیدند: یا رسول اللَّه سپس چه خواهد شد؟
فرمود: سپس حقّ بصاحبش باز خواهد گشت... .»
3- عن صفوان بن یحیی عن الحسن الرضا علیه السلام قال: سمعته یقول فی الرجعة: من مات من المومنین قُتل و من قُتل منهم مات.
صفوان بن یحیی: شنیدم ابو الحسن رضا علیه السلام در مورد رجعت می فرمود:« انی که از مومنین مرده باشند کشته می شوند و انی که کشته شده باشند می میرند .»
رجعت از جمله اعتقادات ضروری ثابت شده در نزد ما یه است و در روایات است که برخی از مومنین و برخی از کافران و انی که دارای ایمان محض یا کفر محض اند رجعت خواهند داشت ولی تفصیل برخی امور در رجعت مانند اینکه مومنی که قبلا مرده در رجعت کشته و شهید خواهد شد و بع در صورتی که مستند معتبری داشته باشد به آن استناد خواهد شد.
توسل به مهدی در سختی ها :
سید بن طاووس : و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما حضرت رضا علیه السلام که یافتیم آن را در کتاب اصل که از مصنّفات یونس بن ب است.
یونس گفته که از مولاى خود حضرت رضا علیه السلام سؤال نمودم آنکه به من دعائى را تعلیم نماید که آن را در سختیها بخوانم. پس آن حضرت به من فرمودند: تحفظ ما اکتبه لک و ادع به فی کل شدّةٍ تجاب و تعطی ما تتمنّاه «که محافظت کن آنچه را که آن را براى تو مى‏نویسم و آن را در هر سختى بخوان که حاجت تو برآورده مى‏شود و آنچه را که آن را آرزو نمائى، عطا کرده مى‏شوى. پس براى من این دعا را نوشتند و دعا این است:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم ان ذنوبی و کثرتها قد اخلقت و جهی عندک... اللهم و قد اصبحت یومی هذا لاثقة لی ولارجاء و لا ملجأ و لا مفزع ولا منجی غیر من توسلت بهم متقربا الی رسولک محمد صلی الله علیه و آله ثم علی المومنین و ا هراء سیده نساءالعالمین و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی وعلی و محمد و علی و الحسن و من بعدهم یقیم الحجة الی الحجة المستورة من ولده المرجو للامة من بعد، فاجعلهم فی هذا الیوم و ما بعده حصنی من المکاره. و معقلی من المخاوف و نجّنی بهم من کل عَدُوٍّ و طاغ و باغٍ و فاسق و من شر ما اعرف و ما انکر و ما استتر عنی و ما ابصر و من شر کل دابّةٍ ربی آخد بنا صیتها انک علی صراط المستقیم اللهم بتوسلی بهم الیک و تقربی بمحب

مشاهده متن کامل ...

هتل مدینه الرضا مشهد
درخواست حذف اطلاعات


هتل مدینه الرضا مشهد

 
توضیحات

هتل مدینه الرضا مشهد

هتل مدینه الرضا مشهد در قسمت ورودی حرم مطهر رضوی واقع شده و جزء هتل های  5 ستاره مشهد می باشد. این هتل تنها در فاصله 150 متری حرم مطهر رضوی قرار گرفته است. هتل مدینه الرضا در تور مشهد مجموعا 400 اتاق و سوئیت دارد. هتل در فاصله 10 دقیقه ای از مرکز شهر واقع شده است. فرودگاه بین المللی هاشمی نژاد مشهد نیز 25 دقیقه با این هتل فاصله دارد.

امکانات هتل شامل:

رستوران، پذیرش 24 ساعته، کافی شاپ، رستوران گردان، انبار بار و چمدان، خدمات نگه داری از اطفال، چهار طبقه پارکینگ است س وشیده و روباز، سونا، جکوزی، اتاق تنیس، میز بیلیارد، باشگاه ورزشی، خدمات خانه داری، خدمات تعمیر لباس، کپی و ف ، خدمات شستشوی لباس ویژه مسافران تور مشهد فروردین 96، صرافی، ترانسفر فرودگاهی، صندوق امانات، مجهز به سیستم تهویه، اینترنت وایرلس رایگان برای مسافران تور مشهد ، سالن همایش و آمفی تئاتر، آسانسور، کافی نت، خانه، لاندری، کلید الکترونیکی، باند هلی کوپتر، آرایشگاه، دستگاه خودپرداز، کتابخانه، مرکز ید و... می باشد.

 

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر رستوران هتل مدینه الرضا مشهد



مشاهده متن کامل ...
فقه دو نمونه سوالات (1)
درخواست حذف اطلاعات

بسمه تعالی


فقه 2(صوم) نمونه سوال


1 - کدام گزینه صحیح است.(1)


الف)اگر مریض بعد از طلوع فجر سالم شود روزه آن روز بر او واجب نیست.


ب) اگر کافر قبل از ظهر مسلمان شود روزه آن روز بر او واجب است.


ج) اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش وارد شود وحائض بین فجر و زوال پاک شود روزه آن روزشان باطل است.


د) تمام موارد صحیح است.


2 – کدام گزینه در مورد خلو از حیض ونفاس صحیح است؟(1)


الف) از شرایط صحت ووجوب  صوم است.     ب) فقط از شرایط صحت است.


ج) فقط از شرایط وجوب است.                    د) به شرط غسل بعد از آن از شرایط وجوب است.


***** والحکم فی الستّه السابقه قطعی و فی السابع مشهوری، ودخل فی المتعمد الجاهل بتحریمها وافسادها و فی وجوب الکفاره علیه خلاف، و ج الناسی فلا قضاء علیه ولا کفاره والمکره علیه ولو ب خویف فباشر بنفسه علی الاقوی.(2)


الف– جهل به تحریم و افساد اشاره به چه نکته ای دارد؟


ب– اکراه به دو نحوه امکان دارد، آن دو را ذکر فرمائید؟


*** ویتحمل عن ا وجه المکرهه علی الجماع، الکفاره و عزیر ولاتحمل فی غیر ذلک کاکراه الامه و الاجنبیه و الاجنبی لهما وا وجه له والاکراه علی غیر الجماع ولو ل وجه، وقوفا مع النص. و الحکم فی الاجنبیه ا لا یفید اولویه حمل لان الکفاره مخففه للذنب فقد لا یثبت فی الاقوی کتکرار الصید عمدا.(2)


الف) چرا حکم مذکور در مورد اجنبیه با وجود ا یت، ثابت نیست؟توضیح دهید.


ب) مراد از وقوفا مع النص و فی الاقوی را بیان کنید؟


6 – هفت موردی که در کلام مرحوم مصنف، موجب قضا و کفاره است را با شرط آن نام ببرید؟(4)


7 – چهار مورد ازمواردی که روزه فقط قضا دارد را نام ببرید؟(2)


8 – در چهار مورد روزه مسافر صحیح است فقط نام ببرید؟(2)


9 – اول ماه رمضان چگونه اثبات می شود ؟ چهار مورد ذکر فرمایید.(2)


10 – به جز صبی، مجنون و مغمی علیه ، قضای ماه رمضان بر چند نفر دیگر با اینکه تارک عمدی روزه هستند، واجب نیست. نام ببرید؟(چهار مورد) (2)


11 – ی که قضای رمضان گرفته تا چه زمانی اجازه افطار دارد؟ و اگر بعد از آن زمان افطار کرد حکمش چیست؟کامل توضیح دهید(2)


بسم الله الرحمن الرحیم


 1 – صحت یا بطلان گزاره های ذیل را مشخص کنید(4)


الف) اگر پدر می توانست روزه اش راقضا کند و از دنیا رفت، قضای آن بر پسر بزرگتر واجب است.


ب) اگر فردی تنها یک پسر داشته باشد قضا بر او واجب نیست زیرا پسر بزرگ محسوب نمی شود.


ج) اگر مرض تا سال بعد طول بکشد قضا ندارد، ولی برای هر روز باید فدیه بدهد.


د) زنی که وضع حمل اونزدیک است ونیز مرضعه قلیله اللبن روزه شان را افطار می کنند وفدیه می دهند وروزه شان قضا ندارد.


ه) روزه مستحب را اگر شروع کرد اجازه ندارد آن را باطل کند.


و) اگر هلالذی الحجه روئیت نشودروزه عرفه مکروه است.


ز) مسافری که می داند قبل از ظهر به وطنش می رسد، می تواند قبل از رسیدن به حد ترخص روزه اش را باطل کند.


ح) حج مستحبی فرزند منوط به اجازه ابوین است حتی اگر خطر نداشته باشد.


2 – چهار موردی که پشت سر هم بودن روزه ها شرط نیست را نام ببرید.(2)


***** کل من اخل بالمتابعه حیث تجب لعذر بنی عند زواله الا ان ی الصوم ثلاثه ایام فیجب استئنافها مطلقا ولا له یستانف الا فی ثلاثه مواضع..


3 - عبارت فوق را کامل توضیح داده(2)


4 - دو مثال برای صوم ثلاثه ذکر نمایید و دو موضع از ثلاثه مواضع را نام ببرید.(2)


5 - چهار مورد از مواردی که بر روزه دار مکروه است را نام ببرید.(2)


6 – چهار مورد از روزهایی را که روزه آن مستحب است، نام ببرید.(2)


7 – روزه ی چه روزهایی حرام است؟ (چهار مورد)(2)


8 – علامات بلوغ را در پسر و دختر کامل بنویسید؟(2)


9 – در چه مواردی معتکف اجازه وج از محل اعتکاف دارد؟چهار مورد (2)


بسم الله الرحمن الرحیم


1 – دوفرق عمره مفرده و عمره تمتع را بنویسید ص309


2 – افعال مطلق عمره را ذکر کرده بنویسید کدام یک از آنها رکن هستند؟


3 – مستحبات احرام را بنویسید؟


4 – انواع حج را ذکر کرده ، بنویسید که هر یک فرض چه انی است؟


5 – مواقیت شش گانه را نام ببرید؟


6 – واجبات احرام را بنویسید؟


7 – احرام حج قران به چند چیز محقق می شود نام برید؟


8 – ی که عمره مفرده انجام می دهد، درچند مورد می تواند قبل از میقات محرم شود؟ نام ببرید؟


9 – چه انی اجازه دارند از میقات بدون احرام عبور کنند؟


10 – ی که بدون احرام ولی با عذر داخل در مکه در صورت ی که عذرش بر طرف شود چه حکمی دارد؟


11 – کدام گزینه صحیح است


الف) هدی فقط بر متمتع واجب است و بر قارن ومفرد مطلقا واجب نمی شود.


ب) هدی فقط بر غیر متمتع واجب است.


ج) قربانی بر متمتع واجب است ولی بر قارن ابتداءا واجب نیست.


د) قربانی مطلقا در تمام اقسام حج واجب است.


12 – گزینه نادرست کدام است؟


الف) میقات اهل آفاق مواقیت است.


ب) میقات در حج تمتع شهرمکه است.


ج) میقات اهل حرم (کمتراز 48 میل) منزل آنهاست.


د)میقات در حج افراد شهرمکه است.


13 – تفاوت حج قران وافراد در چیست؟297


14 – مراد از کلمات زیر را بنویسد.


صروره:


تقصیر:


حلق:


سعی :


مناسک منی:


وقوف به عرفه:


اشتراط رجوع به کفایت:279


حجه ال :


اشعار:


تقلید:300


میقات:305


ادنی الحل:306


مستجار :


یوم رویه:


وادی محسر:


اضحیه:


هدی:


15-  صحیح وغلط را در گزاره های زیر معین کنید.


-         ی که محرم شود و داخل حرم شود وازدنیا برود، همین کفایت می کند و نیازی نیست ازطرف او نایب گرفته شود.281


-         حج پیاده افضل از سواره است.مگردر صورت ضعف از عبادت.280


-         مستطیع اگر بدون زاد وراحله به حج برود کفایت از حجه ال نمی کند.280


-         اگرسنی شیعه شودباید حجی که در سابق بر او واجب شده بود وانجام داده بود ر ا اعاده کند.283


16 - شرایط نائب در حج را بنویسید.286


17 – چرا نیابت فاسق در حج واجب پذیرفته نیست؟


6 – مستحبات احرام را بنویسید؟(2)


9 - هشت مورد محرمات احرام را بنویسید؟(2)


10 - چهار مورد از مکروهات احرام را بنویسید؟(2)


11 – شرایط طواف را بنویسید؟


12 – واجبات طواف رانام ببرید؟


13 – و تواصل اربعه اشواط فلو قطعها لدونها بطل و ان کان لضروره  وبعد الاربعه یباح القطع لضروره


متن فوق را کامل توضیح دهید؟ و دو مثال برای ضرورت بنویسید؟


14 – مستحبات طواف را نام ببرید؟


15 – حکم شک در تعداد دو ها را در طواف واجب ومستحب بنویسید؟


16 – مقدمات مستحبی سعی را نام ببرید؟


17 – واجبات سعیرا نام ببرید؟


18 – افعال حج را نامببرید؟کدامیک رکن اند؟


19 – محل احرام حج و زمان آن را بنویسید؟


20 اگر ی قبل از غروب عامدا از عرفه خارج شود حکم آن چیست؟


21 - ثواب ی که برادردینی اش را دعا کند چیست؟


22 – واجبات ومستحبات رمی را بنویسید؟و


23 – شرایط قربانی حج را بنویسید؟


24 –قربانی حج در چه راهی مصرف می شود؟


24 – ولا یجزی الواحد الا عن واحد ولو عند الضروره وقیل یجزی عن سبعه وسبعین اولی خوان واحد وقیل مطلقا




منظور از اولی خوان واحد و مطلقا را ، ضمن توضیح کامل عبارت فوق ذکر کنید؟



مشاهده متن کامل ...
تاریخچه ی ساخت حرم رضا
درخواست حذف اطلاعات

حرم

حرمِ رضا در مرکز شهر مشهد، استان اسان رضوی، ایران؛ مدفن علی الرضاست که نزد مسلمانان شیعه به عنوان «حرم» گرامی داشته می شود و مقدس است. از بناهای پیوستهٔ برجستهٔ آن مسجد بالاسر (مدفن رضا) ( ۴۲۵ق/۱۰۳۳ م) و مسجد جامع گوهرشاد (ساختهٔ ۸۲۱ ق/ ۱۴۱۸م) است. حرم رضا مجموعه ای است با کانونِ آرامگاهِ هشتمین شیعیان، علی الرضا که دیگر مسجدها، آرامگاه ها، رواق ها، صحن ها، کتابخانه و موزه ها را دربرمی گیرد. بزرگترین مسجد جهان در اندازه (۲۵۰هزار مترمربع) و دومین مسجد بزرگ جهان در گنجایش (۵۰۰ هزار نفر) شمرده می شود.
کهن ترین بخش های آن، دیرینگی دهه ۶۱۰ قمری/ دهه ۱۲۳۰م دارد. از دورهٔ تیموریان که بسیاری از بناهای کهن اسان در طوس، هرات و نیشابور نوسازی گشت، به این مکان نیز روی آورده شد. بسیاری از سازه های این حرم شیعه، از صفویان به ویژه شاه طهماسب صفوی به جا مانده است.

علی بن موسی الرضا در ۱۱ ذیقعده سال ۱۴۸ قمری در مدینه متولد شد و در سن ۵۵ سالگی به دست مأمون عباسی کشته شد. در ادب فارسی روضه به معنی باغ و گلستان و گ ار است و محل مضجع و در برگیرنده پیکر علی بن موسی الرضا را روضه منوره می خوانند. این مکان شامل فضایی مربع شکل که مساحت آن ۱۸۹٫۰۳ متر مربع بوده که از این فضا ۱۷٫۱۵ متر مربع آن مساحت ضریح می باشد. روضه منوره از طریق چهار صفه بزرگ در چهار جانب به داخل و خارج حرم مرتبط می شود.[۱]

شرح درگذشت

در مورد تاریخ درگذشت علی بن موسی (رضا) اختلاف نظر وجود دارد. او در روز یا دوشنبه آ صفر یا ۱۷ یا ۲۱ ماه مبارک رمضان یا ۱۸ جمادی الاولی یا ۲۳ ذیقعده یا آ همین ماه در سال ۲۰۳ یا ۲۰۶ یا ۲۰۲ قمری درگذشته است. شیخ صدوق در عیون اخبارالرضا تاریخ صحیح را ۲۱ ماه رمضان، روز سال ۲۰۳ هجری می داند.[۲][۳] وفات او در طوس و در یکی از روستاهای نوقان به نام سناباد یا سناآباد اتفاق افتاد. او به دست مأمون کشته شد و بدن او را بالای سر هارون الرشید دفن د. (پای علی بن موسی بالای سر هارون است)

بعد از این اتفاق آن محل به نام مشهد الرضا (محل شهادت رضا) نامیده شد. شیعیان شروع به زیارت و بازدید از مدفن او د.[۴]

دعبل خزاعی مجاورت قبرهای علی بن موسی (رضا) و هارون الرشید را در یکی از شعرهای خود توصیف کرده است. دو بیت از آن شعر بر روی کاشیکاری دیوار در قسمت بالای سر ضریح نوشته شده که متن آن چنین است:
شعری از دعبل خزاعی در حرم

قبران فی طوس خیر الناس کلهم و قبر شرهم هذا مِنَ العِبَرِ
ما ینفع الرجس من قرب ا کی و لا علی ا کی بقرب الرجس من ضرر

ترجمه:
در طوس دو قبر قراردارد، یکی بهترین مردم و قبر بدترین آنان؛ این است از عبرتهای روزگار
نه ناپاک از به فرد پاک سودی می برد و نه شخص پاک از نزیکی به شخص ناپاک ضرری
پیشینه بنا

مامون پس از درگذشت هارون وی را در بقعهٔ هارونی در باغی که بعدها به باغ حُمید بن قحبطه معروف شد، دفن کرد و برفراز بقعه (مزار)، قبه ای (گنبد نیم کره ای شکل) بنا نهاد که حدود ۱۰ سال بعد علی بن موسی الرضا را در بالای سر هارون در آن بنا دفن د. به عقیدهٔ بعضی از تاریخ نگاران در حوادث اسان مانند حمله سبکتکین در اوا قرن چهارم، آسیب شدیدی دید و ت یب شد و در سال ۴۰۰ قمری سلطان محمود غزنوی قبه را بازسازی کرد ولی دیگر مورخان معتقدند که فعالیت های عمرانی سلطان محمود غزنوی شامل بازسازی قبه نمی شده است چون در اثر یورش ها بنا ت یب نشده بود.[۵]

قبه مذکور از زمان ساخت (یا بازسازی) تاکنون موجود است و در دوران های متفاوت تعمیر جزئی یا تزئین شده است.[۵]
سامانیان

به روایت بیهقی، فائق الخاصه مشهد، م لرضا، را آبادان کرد.[۵]
دیالمه

در زمان عضدال ه دیلمی بقعه به سبک آن زمان تعمیر و به ای از تزئینات آراسته شد و اطراف کاخ حُمید بن قحطبه خانه های مس ی افزوده شد و توسعه یافت و دژ مستحکمی آن را را محافظت می کرد.[۵]
غزنویان

طبق بعضی روایات محمود غزنوی عمارت بقعه (عمارتی که مرقد علی بن موسی الرضا و هارون در آن است) را پس از ت یبی که توسط پدرش سبکتکین غزنوی از نو ساخت و بنایی زیبا بنا کرد.[۵][۶]

تاریخ بیهقی بیان می کند: سوری در آن (بقعه) زیادتهای بسیاری فرمود و مناره ای کرد و دیهی ید فا و بر آن وقف کرد.[۵]

ابوالحسن عراقی معروف به دبیر که از رجال و دبیران دربار غزنوی بود در سال ۴۲۵ قمری ضمن مرمت بقعه، اولین بنا را به آن افزود که این بنا به مسجد بالاسر معروف است.
دوره سلجوقی
پهن فرش در صحن آرامگاه پیش از جماعت

در سده ششم خورشیدی نخستین گنبد حرم بر فراز قبهٔ موجود،[۵] به فرمان سلطان سنجر سلجوقی و به کوشش وی، شرف الدین قمی ضمن تعمیر حرم ساخته شد و به گفته برخی از مورخان گنبد به دستور محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است.[۵] جنس آن گنبد از کاشی بود. قبه (گنبد آغازین) همان است که امروزه از داخل حرم دیده می شود و سطح مقعّر و مقرنسهای آینه کاری شدهٔ آن پیداست.

همچنین به نقل از زادالمسافرین، عمادال ه در سال ۵۱۵ قمری حرم را مرمت نمود و ترکان زمرد دختر خواهرزاده سلطان سنجر، در اوایل سده ششم قمری ازارهٔ حرم را بهترین کاشی که کاشی سنجری معروف است، مزین کرد که تا کنون این کاشی ها در حرم موجودند.[۵]
دوره خوارزمشاهیان

در اوایل سده هفتم قمری در دوران محمد خوارزمشاه بار دیگر ازاره های حرم با کاشی های ممتاز معروف به کاشی سنجر تزئین شد که این کاشی ها با تاریخ ۶۱۲ قمری در حرم موجودند و علاوه بر آن دو محراب به حرم افزوده شد که الان این محراب ها در موزهٔ حرم موجودند.[۵]
حمله مغول

به گزارش ابن الحدید در شرح نهج البلاغه، در سال ۶۱۸ قمری مغول ها به طوس حمله د و این شهر را غارت کرده و مردم را به قتل رساندند. سپس وارد م لرضا شدند و آنجا را هم اب د. مؤلف تاریخ آستان قدس رضوی از قول ابن الحدید می نویسد با وجودی که مغول ها مردم مشهد را به قتل رسانیدند، بارگاه رضوی را حداقل ت یب ن د و احتمالاً به غارت اموال و اثاثیه آن اکتفا د. هرچند بعضی منابع از بارگاه رضوی به دست مغول ها سخن گفته اند.

همچنین عطاملک جوینی مؤلف جهانگشا از حرم به دست مغول ها چیزی نگفته است. منظومه فضل بن روزبهان خنجی در مهمان نامه بخارا که حمله مغول ها را به طوس و مشهد نگاشته، بیان می کند که این حرم را اب نکرده اند، زیرا کتیبه های سال ۶۱۲ قمری که قبل از این حمله بوده هنوز برجاست.

در دوره حکومت ایلخانیان فرسودگی ها و احیاناً ها و خسارات وارد شده به حرم بازسازی شد.[۷]
دوره تیموریان
ع ی قدیمی از مسجد گوهرشاد و حرم رضا در دوردست

در دوران تیموری به دنبال کوشش های شاهرخ تیموری در آبادانی مشهد در سده نهم هجری، به همت همسر وی گوهرشادآغا نخستین مسجد جامع شهر مشهد (مسجد گوهرشاد) با نام وی در سمت قبلهٔ حرم که صحن جنوبی را تشکیل می دهد به اتمام رسید. بعدها صحن تیموری (عتیق) و اساس ایوانی که امروزه طلایی است توسط علیشیر نوایی سلطان حسین بایقرا به وجود آمد.[۷]

علاوه بر مسجد گوهرشاد دو رواق دارالحفاظ و دارالسیاده به مجموعه افزوده شد و مدرسه پریزاد، مدرسه دودر و مدرسه بالاسر سابق که در ضلع غربی دارالسیاده بود (و الان جزئی از رواق دارالولایه است) در دوران شاهرخ تیموری ساخته شدند.[۵]
دوره صفوی

در دوره صفوی بر عظمت و شکوه حرم افزودند و مناره نزدیک گنبد که در دوره غزنویان به دستور ابن معتز حاکم نیشابور ب ا شده بود به امر شاه تهماسب بازسازی و طلاکاری شد و در سال ۹۳۲ قمری خشت های نفیس کاشی روی گنبد را به خشت های طلا تبدیل د.

در سال ۹۹۷ قمری یعنی دومین سال سلطنت شاه عباس اول شهر مشهد در محاصره عبدالله خان ازبک قرار گرفت، چون به سوی او تیری شلیک شد غضب کرد و دستور به قتل عام مردم مشهد داد به طوری که در صحن حرم خون جاری شد.

سال بعد عبدالمؤمن خان ازبک با لشکرش به مشهد حمله کرد. جمعی از مردم مشهد و به ویژه سادات، علما، خدام و مدرسان آستان قدس رضوی به حرم پناهنده شدند. در حالی که ایشان به دعا مشغول بودند، عبدالمؤمن خان و دین محمد سلطان به اتفاق عده ای از جنگجویان خود وارد صحن شده و پناهندگان را قتل عام د. چنان خشمگین بودند که شعله خشم و غضب آن ها جز به ریختن خون سادات، صلحا و علما خاموش نمی شد. آنان زایران را از داخل حرم بیرون می کشیدند و با کمال قساوت می کشتند. چنان که میر محمد حسین مشهور به «میربالای سر» که از سادات متقی مشهد بود و پیوسته در بالای سر علی بن موسی الرضا به تلاوت قرآن مشغول بود را دو نفر از ازبکان در کنار ضریح با شمشیر د. ن و ک ن در مسجد گوهرشاد جمع شده بودند و در آنجا ناظر قتل عام وحشیانه نزدیکان و خویشان خود بودند. سرانجام عبدالمؤمن دستور داد، قندیل های مرصع طلا و نقره و شمعدان ها و همچنین میل طلای بالای گنبد و بسیاری از ظرف ها و فرش ها و کتاب های کتابخانه را به غارت برده و ن و ک ن را به اسیری به ماوراءالنهر بفرستند. بعدها عبدالمؤمن خان به سخت ترین شکل به دست افراد خود کشته شد.

در دوران شاه تهماسب صفوی، پس از جمع آوری خشت های کاشی، گنبدی با روکش طلا بر فراز گنبد پیشین بنا شد. این همان گنبدی است که امروزه در نمای بیرونی وجود دارد.

در سال ۱۰۰۹ قمری که شاه عباس صفوی از پایتخت آن روز، اصفهان، پیاده به مشهد رفت، مدتی در مشهد ماند و دستور داد که گنبد حرم، بار دیگر با خشت هایی از مس و روکش طلایی پوشیده شود و این کار به دست کمال الدین محمود یزدی انجام شد. بر پایه آنچه در کتیبه گنبد دیده می شود، این کار در سال ۱۰۱۰ قمری آغاز شده و در سال ۱۱۱۶ قمری به پایان رسیده است. متن کتیبه گنبد که اثر خوشنویس ایرانی علیرضا عباسی است، و با حروف طلایی بر زمینه فیروزه ای به خط ثلث نوشته شده، چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم من عظائم توفیقات الله سبحانه ان وفق السلطان الاعظم مولی ملوک العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوی و الحسب الباهر العلوی تراب اقدام خدام هذه الروضه المنوره الملکوتیه مروّج آثار اجداده المعصومین السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه عباس ال الصفوی بهادرخان. فاستسعد بالمجیء ماشیاّ علی قدمیه من دارالسلطنه اصفهان الی زیاره هذا الحرم الاشرف و قد تشرّف بزینه هذه القبه من خلّص ماله فی سنه الف و عشر و تمّ فی سنه الف و ستهعشر.

همچنین به فرمان شاه عباس اقدامات و تحولات دیگری نیز در قلمرو حرم صورت گرفت ازجمله توسعه صحن عتیق، احداث ایوان شمالی و اتاق ها، غرفه ها، سردرها، و ایوانهای شرقی و غربی آن ایجاد رواق توحیدخانه و نیز گنبد الله وردیخان. از آنجایی که شاه عباس به آستانه رضا توجه ویژه داشت، دستور داد تا هر به زیارت آن جا رفته باشد می تواند عنوان «مشهدی» را مانند حاجی و کربلایی بر نام خود بیفزاید و این لقب از آن زمان رواج یافت.[۷]

در سال ۱۰۸۴ قمری و در زمان شاه سلیمان صفوی، در پی زمین لرزه ای، گنبد حرم هم آسیب دید و شماری از خشت های طلایی آن از جا کنده شد. وی دستور داد تا گنبد بازسازی شود و کتیبه ای بر آن افزوده گردد که این رخداد را حکایت نماید. این کتیبه اکنون به صورت چهار ترنج در اطراف گنبد دیده می شود.

من میامن منن الله سبحانه الذی زین السماء بزینه الکواکب و رصع هذه القباب العلی بدرر الدراری الثواقب ان استسعد السلطان الاعدل الاعظم و الخاقان الاکرم الافخم اشرف ملوک الارض حسبا و نسباً و اکرمهم خلقاً و ادبا مروج مذهب اجداده الائمه المعصومین و محیی مراسم آبائه الطیبین الطاهرین السلطان بن السلطان شاه سلیمان الصفوی ال بهادرخان بتذهیب هذه القبه العرشیه الملکوتیه و تزیینها و تشرّف بتجدیدها و تح ا اذا تطرق الیه الان ار و سقطت لبناتها الذهبیه ی کانت تشرق کالشمس فی رابعه النهار بسبب حدوث ا له العظیمه فی هذه البلده الکریمه فی سنه اربع و ثمانین و الف و کان هذه جدید الجدید فی سنه ثمانین و الف. کتبه محمدرضا ی.

دوره نادری

ایوان صحن تیموری که در دوره سلطان حسین بایقرا ساخته و توسط شاه عباس اول توسعه یافته بود به فرمان نادرشاه طلاکاری گردید.[۷] و دیوار حرم نقاشی هایش تجدید شد و گلدستهٔ شمالی صحن انقلاب بر فراز ایوان عباسی که توسط شاه عباس اول توسعه یافته بود، ساخته و طلاکاری شد و ایوان جنوبی صحن عباسی نیز طلاکاری شد.[۵]
دوره قاجاریه
حرم در دهه ۱۲۳۰ خورشیدی

در عهد فتحعلی شاه قاجار رواق دارالضیافه و سومین ضریح احداث شدند.[۵] بنای صحن (صحن نو) در سال ۱۲۳۳ به فرمان ناصرالدین شاه ساخته شد و ایوان غربی آن طلاکاری شد.[۵]

احداث رواق دارالسعاده در محوطه بین صحن و رواق کنبد حاتم خانی در سال ۱۲۵۱ قمری و بنای مدرسه علی نقی میرزا (که بعداً به رواق دارالذکر تبدیل شد)، در این دوره انجام شد.[۵]
دوره پهلوی
شهبانو فرح، در حرم رضا؛ ۳ مه ۱۹۷۷/ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶

در زمان محمدرضا پهلوی طرح توسعه حرم با نظارت عبدالعظیم ولیان استاندار استان اسان (بزرگ) و نایب ولیه آستان قدس رضوی به انجام رسید. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی خشت های طلایی گنبد که شفافیّت خود را از دست داده بود، برداشتند و آن را پس از رنگ آمیزی مجدّد با آب طلا، در جای خود قرار دادند.

در این دوره بناهای موجود در اطراف مجموعه که مربوط به سده های اخیر بودند کاربریشان تغییر یافت و اکثراً تغییرات اساسی ای یافتند و به صحن های حرم تبدیل شدند مانند: بنای مسجد نه، مسجد ریاض، گنبد اپک میرزا، رواق پس پشت، راهرو سقاخانه، محل چهلچراغ سابق، محل کشیک خانه خدام و بعضاً محل هایی مانند مدرسه ها تیمچه ها یا فضاهای خالی به صورت رواق های دارالفیض، دارالشکر، دارلرشرف، دارالسلام، دارالذکر، دارلعزه و دارلعباده درآمدند و صحن موزه (رواق کنونی ) و تعویض صندوق عباسی به صندوق سنگی حاج حسین حجارباشی و نصب ضریح چهارم و نوسازی نقاره خانه نیز مربوط به این دوران است.[۵]
دوره
دارالحفاظ، از نزدیک ترین بخش ها به مدفن رضا

در دوره پس از پیروزی انقلاب ی در ایران طرح توسعه این حرم با جدیت دنبال شد و این مجموعه شاهد گسترش فوق العاده ای بود و در سال ۱۳۵۹ فضای داخلی بنای حرم توسعه و ایستایی گنبد افزایش یافت و درب های ورودی به بنای حرم در سمت پیش روی و پایین پای مزار، گشایش یافت.[۵]

صحن ، جامع رضوی، هدایت، کوثر و رواق در این دوره ساخته شده است و مجموع مساحت مجموعه از ۱۲ تار که در دوره های گذشته ساخته شده بودند (تا سال ۱۳۹۲) به ۷۰ تار رسید.[۵] این توسعه ها توسط مهدی عزیزیان مدیریت و اجرا شده است.[۸]
حوادث
این ع از ضلع جنوب شرقی در سال ۱۲۹۰ برداشته شده و روز بعد از واقعه توپ بستن گنبد به وسیله روس های تزاری را نشان می دهد. آثار ت یب در جای جای گنبد طلا به چشم می خورد.

حرم علی بن موسی الرضا طی چنده سده اخیر در اثر ۴ حادثه دچار ت یبهای جزئی و کلی ای گردید.

در اثر یورش عبدالمومن خان ازبک در سال ۹۷۷ طلا کوبی ها و زیورآلات گنبد و گلدسته های حرم به تاراج رفت که توسط شاه عباس صفوی در بین سال های ۱۰۱۰–۱۰۱۶ قمری ترمیم شدند.
در سال ۱۰۸۴ قمری ز له شدیدی در مشهد رخ داد که سطح خارجی گنبد ترک برداشت و تعدادی از خشت های زراندود ریخت که شاه سلیمان صفوی گنبد را تعمیر و تجدید طلا کرد که جریان این طلاکاری توسط محمد رضا ی خوشنویس در چهار ترنج دور گنبد نوشته شده است.
در سال ۱۳۳۰ خورشیدی روس ها گنبد را به توپ بستند و نقاطی را در بدنه گنبد به اندازه کله قند سوراخ د که هنوز جای تعمیرها از درون گنبد قابل مشاهده است و در سال ۱۳۳۱ خورشیدی نیرال ه والی اسان دستور تعمیر آن را داد.
در عاشورای ۱۳۷۳ خورشیدی در یک حمله تروریستی در اثر انفجار بمب در حرم ۲۶ نفر کشته و ۳۰۰ نفر زخمی شدند. های حاصله بر بنا کم بود و فقط بخشی از کاشی کاری ها و آینه کاری های قدیمی آسیب دیدند[۹] که بعداً تعمیر شدند و پس از آن تاکنون در قسمت ورودی های مجموعه خادم هایی برای بازرسی بدنی و وسایل زائرین، خدمت می کنند.[۵](برای اطلاعات بیشتر مقالهٔ بمب گذاری در آرامگاه علی بن موسی را مطالعه کنید)

بنای حرم

بنای حرم قدیمی ترین و اولین بنای مجموعه آستان قدس رضوی است که مزار علی بن موسی الرضا در زیر آن قرار دارد.
مزار
ع ی از حرم در سال ۱۳۰۰ قمری که موقعیت ضریح سوم را نسبت به بنا مشخص می کند و همان طور که در ع مشاهده می کنید ضریح در مرکز بنا واقع نشده است و سمت چپ تصویر تنگنایی به وجود آمده است که در سال ۱۳۴۴ این تنگنا با تراشیدن دیوارهای اطراف بهبود وسیع تر گردید.

مزار (بقعه) علی بن موسی الرضا در بالای سر مزار هارون در زیر گنبد بخش مرکزی و اصلی مجموعه آستان قدس درواقع شده است.

ابن بطوطه در سفرنامهٔ خود (روضات الجنات) صندوقی هایی که بر روی مزار هارون و علی بن موسی الرضا بوده است را شرح داده است و تا اوایل سده ۸ قمری صورت قبر (سنگ قبر) هارون موجود بوده و پس از تسخیر شهر طوس و سناباد توسط سربداران صورت قبر هارون به کلی محو شده است.

موقعیت مزار

در سال ۱۹۳ قمری هارون درگذشت و وی را دقیقاً در زیر قبه در مرکز بنا دفن د و پس از ۱۰ سال علی بن موسی الرضا را در بخش غربی در بالای سر هارون دفن د که مزار وی به صفهٔ غربی نزدیک بود. پس از نصب جعبه و ضریح تنگنایی به عرض ۸۵ سانتی متر در بخش غربی بنا به وجود آمد و حرکت زائرین را محدود ساخت. در سال ۱۳۴۴ دیوارهٔ غربی بنا که وزن گنبد بر روی آن قرار داشت و ضخامت حدودی ۳ متر داشت را با نهایت مهارت تراشیدند و ۲ متر از آن را عرصهٔ درونی حرم افزودند که در نهایت تنگنای ذکر که در بالای سر مزار قرار داشت به ۳٫۵ متر رسید و افزون بر آن یک دهانهٔ بزرگ به عرض ۴ متر در دو طرف آن دو گذرگاه کوچک هر یک به عرض ۱٫۷ متر بین بنای حرم و مسجد بالاسر احداث گردید.[۵]
سنگ مزار

نخستین سنگ مزار مربوط به سده ششم قمری است این سنگ به طول ۴۰ سانتی متر و عرض سی سانتی متر به قطر ۶ سانتی متر از جنس مرمر است.
دومین سنگ مزار که هم اکنون بر روی مزار موجود در سرداب قرار دارد، از جنس مرمر آ ی سفید رنگ به ابعاد شصت در چهل سانتی متر است.
سومین سنگ مزار سنگی است از معدن توران پشت یزد به رنگ سبز چمنی به ابعاد ۲٫۲۰ در ۱٫۱۰ به ضخامت یک متر با وزن ۳۶۰۰ کیلوگرم است که بر طبقه همکف موجود است که همزمان با نصب ضریح پنجم در سال ۱۳۷۹ در طبقه همکف در حرم قرار داده شد.[۵]

صندوق
محمد ولیخان اسدی نایب ولیه به همراه تعدادی از رجال و نظامی مشهد در تاریخ ۱۳۱۱ در حال تعویض جعبه چوبی مرقد علی بن موسی الرضا

صندوق جسمی چوبی بود که جدای از ضریح و سنگ مزار بود و که صندوق ها از سده ۶ قمری تا سال ۱۳۷۹ بر روی مزارها قرار داده می شدند.

نخستین صندوق در سده ششم قمری از جنس چوب توسط انوشیروان زرتشتی از اهالی اصفهان پس از ب شفا به حرم اهدا شد و بر روی سنگ مزار قرار داده شد و ابن بطوطه در سفرنامه خود (تحفه النظّار) این صندوق را با روکش نقره در سال ۷۳۴ قمری مشاهده کرده است.
شاه عباس صفوی در سال ۱۰۲۲ دومین صندوق از جنس چوب فوفل را به حرم هدیه کرد که به صندوق عباسی معروف بود که سال ها در سرداب بر روی مزار بود و در سال ۱۳۱۱ خورشیدی آن را برداشتند و طلاهای روی آن را جلا دادند و زیر نظر عالمان وقت صرف ید املاکی برای آستان قدس گردید.
در سال ۱۳۱۱ خورشیدی صندوقی سنگی از جنس مرمر لیمویی از معدن ش ز به هزینه حاج حسین حجار باشی زنجانی به جای صندوق دوم قرار داده شد.
در سال ۱۳۷۹ به کلی صندوق سوم برداشته شد و به جای آن سنگ مزار یک متری سبز رنگی قرار داده شد.[۵]

ضریح
دومین ضریح حضرت، ضریح فولادی مرصع است که در سال ۱۱۶۰ قمری ساخته شد و واقف آن شاهرخ میرزا (فرزند رضا قلی میرزا) نوه نادرشاه افشار می باشد. این ضریح تا سال ۱۳۷۹ خورشیدی در طبقه فوقانی و بر فراز سنگ مزار قرار داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۹ خورشیدی همزمان با نصب ضریح پنجم به طبقه تحتانی (داخل سرداب) انتقال یافت.
ضریح فولادی ساده ای به ابعاد ۳*۴ متر و ارتفاع حدود ۲ متر است. این ضریح مربوط به عهد قاجاریه است و در عصر سلطنت فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۳۸ قمری روی ضریح نگین نشان در حرم جای گرفت. این ضریح مزین به طوق و گوی طلای جواهر نشان است و در طرف پایین پا، در مرصع تقدیمی فتحعلی شاه قاجار نصب شده بود اما پس از مدتی به علت پوسیدگی پایه ها و تز لی که در ارکان آن به عمل آمده بود، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی برچیده شد و به موزه انتقال یافت و به جای آن ضریح چهارم روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب شد.

در دوره های مختلف ضریح های متفاوتی بر روی سنگ مزار علی بن موسی الرضا قرار داده شد.

اولین ضریح:اولین ضریح مربوط به سده دهم قمری از جنس چوب و طلا و نقره بوده است که در زمان شاه طهماسب صفوی در سال ۹۵۷ قمری بر روی مزار قرار داده اند که در کتیهٔ دور آن سوره هل اتی به خط ثلث نوشته شده بود.
دومین ضریح:پس از فرسوده شدن ضریح نخستین، دومین ضریح از جنس فولاد مرصع معروف به نگین نشان در سال ۱۱۶۰ قمری توسط شاهرخ میرزا نوهٔ نادرشاه افشار به حرم هدیه گردید که مزین به یاقوت و زمرد بود و هم اکنون در زیر ضریح چهارم در سرداب بر روی مزار قرار دارد.
سومین ضریح:در سال ۱۲۳۸ قمری در زمان فتحعلی شاه ضریح فولادی ساده ای به ابعاد ۳ در ۴ متر به ارتفاع دو متر بر روی ضریح دوم نصب شد که این ضریح دارای ورقه های طلاکوب و طوق های طلای جواهر نشان می باشد و بر روی آن سوره هل اتی و یس به خط ثلث نوشته شده است که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به علت پوسیدگی پایه هایش به موزه آستان قدس رضوی انتقال داده شد.
چهارمین ضریح:چهارمین ضریح به نام ضریح طلا و نقره معروف به شیر و شکر در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به ابعاد ۴ در ۳٫۶ و ارتفاع ۳٫۶ بر روی مزار جایگزین ضریح سوم به نحوی که ضریح دوم را دربر می گیرد بر روی مزار قرار داده شد و هم اکنون در سرداب بر روی سنگ مزار قرار دارد.
پنجمین ضریح:پس از برگزاری مسابقهٔ هنری طرح محمود فرشچیان هنرمند و مینیاتوریست معروف ایرانی، برنده شد و در بین سال های ۱۳۷۲–۱۳۷۹ ضریح به وزن ۱۲ تن و ابعاد ۴٫۷۸ در ۳٫۷۳ به ارتفاع ۳٫۹۶ از فولاد و چوب گردو ساخته شد و به مدت ۵۵ روز از ۱۳۷۹/۱۰/۲۱ تا ۱۳۷۹/۱۲/۱۶ عملیات نصب سنگ سبز رنگ و ضریح پنجم در طبقه همکف حرم قرار به طول انجامید. بر روی این ضریح سوره هل اتی و یس با خط ثلث طلا و نقره نوشته شده است و در چهار جهت ضریح ۱۴ محراب به نشان چهارده معصوم که همگی به یک محراب بزرگ تر که آن نیز به کلمه الله ختم می شود، قرار دارد.[۵]

سرداب

در گذشته کف حرم نسبت به سطح زمین اطراف حدود دو متر گودتر بوده است و با توجه به بالاتر آمدن کف حرم در طول دوران های مختلف این اختلاف شدیدتر شده و باعث شد سرد به شکل زیرزمین شکل گیرد.[۵]

مزار (قبر) علی بن موسی الرضا حدود سه متر در زیر ضریح اصلی که در طبقه همکف حرم موجود است، در سرداب واقع شده است که سقف سرداب همان کف طبقه همکف حرم است. زمان دقیق به وجود آمدن سرداب مشخص نیست؛ ولی بر اساس شواهد سرداب پس از محو شدن سنگ قبر هارون در سده هشتم قمری به وجود آمده است.

نویسندهٔ کتاب بدر فروزان ذکر می کند:

اصل مرقد شریف در سرداب قرار گرفته است ک سقف ان سطح زمین حرم یعنی زیر ضریح را تشکیل می دهد… و تردیدی نیست که سرداب در سده های پنجم و ششم قمری نبوده است.

در زمان نصب ضریح پنجم ضریح فولادی مرصع فولادی معروف به نگین نشان را -که در ضریح چهارم قرار داشت- به سرداب انتقال دادند؛ به نحوی که اتصالش با ضریح درون حرم برقرار شد.

در گذشته داخل ضریح دریچه ای در سمت پایین پا در کف رو به سرداب وجود داشت.[۵]

رواق زیر زمینی دارالاجابه

در سال ۱۳۷۹ در دوره رواق دارالاجابه به مساحت ۱۹۶۵ مطابق با پلان طبقه همکف حرم در زیر زمین ساخته شد که ورود به سرداب را از طریق هشتی واقع در سمت ضلع شرقی مقدور ساخت و دریچه ذکر شده که در کف حرم بود، بسته شد.

این رواق ۱٫۶۰ پائین تر از سطح مزار واقع شده است.[۵]
سقف

سقف حرم در بخش گنبد دو پوسته ای است که پوسته زیرین (قبه) که از درون حرم دیده می شود قدیمی ترین سقف است که به روایتی پیش از خا پاری علی بن موسی الرضا موجود بوده و در اوا سده نهم بر روی آن پوست بالایی که گنبد طلایی کنونی است را ساختند.

ارتفاع سقف حرم تا زیر نقطهٔ مرکزی حدود ۱۹ متر و تا بالای طوق گنبد ۳۱ متر است.[۵]

گنبد طلا

گنبد دارای دو پوشش است که در بالای ضریح قرار دارند: پوشش اول گنبد، سقف حرم است که مقعّر و مقرنس بوده و به آن قبّه می گویند و پوشش دوم بر فراز آن است که به آن گنبد گفته می شود. ارتفاع قبه از کف ۸۰/۱۸متراست. پوشش دوم گنبد طلا که لایه بیرونی را تشکیل می دهد و ارتفاع گنبد از کف تا انتهای بلندترین نقطه اوج محدب (راس گنبد) ۲/۳۱ متراست. فضای خالی بین قبه و گنبد ۱۳ متر و دور خارجی گنبد ۱۰/۴۲ متر می باشد. ارتفاع گنبد از طوق طلا کاری شده تا نوک گنبد، ۴۰/۱۶ متر و ارتفاع سر طوق گنبد، ۵۰/۳ متر است. بلندی ساقه تا ابتدای آجرهای زراندود، ۷۹/۴ متر است.[۱] در اطراف گنبد دو کتیبه وجود دارد. اوّلی در کمربند دور گنبد و در ارتفاع ۷۴/۶ متری در دو سطر به عرض ۹/۱ متر با حروف طلایی بر روی زمینه لاجوردی به خط ثلث جلی علیرضا عباسی است. در این کتیبه پیاده آمدن شاه عباس صفوی از اصفهان به مشهد و توفیق وی در تزئین گنبد منور و طلا کاری مجدد در سال های ۱۰۱۰ه ش تا ۱۰۱۶ ه ش به شرح زیر درج گردیده: «به نام خداوند بخشنده و مهربان از توفیقات بزرگ خدای سبحان این بود که موفق داشت پادشاه بزرگ و آقای پادشاهان عرب و عجم، دارای نسب پاک نبوی و حسب تابناک و روشن علوی، خاک قدم های خادمین زائرین این روضه تابان ملکوتی و ترویج دهنده آثار اجداد معصومین، سلطان، زاده سلطان صاحب ظفر، شاه عباس حسینی صفوی بهادرخان که سعادت و نیکبختی نصیب او شده و با پای پیاده از پایتخت اصفهان به زیارت شریف ترین حرم تشرف یافته و نیز برای تزئین و آراستن این گنبد مطهر از دارائی خالص خود شرف اندوزی نمود، در سال هزار و ده شروع و در سال هزار و شانزده به اتمام رسانید» در قسمت وسط این کتیبه به سمت شمال گنبد، مقابل ایوان عباسی در صحن انقلاب ی بر لوحی با زمینه سبز، تاریخ تجدید طلاکاری گنبد پس از پیروزی انقلاب ی نوشته شده است. متن کتیبه بدین شرح است: «درآغاز پانزدهمین قرن بعثت نبوی و در آستانه سالروز پیروزی انقلاب عظیم ی ایران به ی قائد اعظم تجدید طلاکاری و تعمیرات گنبد مطهر انجام پذیرفت. صفرالمظفر ۱۴۰۰ قمری» کتیبه دیگر در قسمت زیرین کتیبه کمربندی با ۴ ترنج به خط محمدرضا ی دیده می شود. این کتیبه در سال ۱۰۸۶ هـ.ق. در زمان شاه سلیمان صفوی نوشته شده و در این ترنج ها به تعمیر، تزیین و طلاکاری مجدد گنبد اشاره شده. یکی از ترنج ها به چگونگی تعمیر گنبد، پس از ز له سال ۱۰۸۶ اختصاص یافته و در سه ترنج دیگر آیاتی از قرآن مجید نوشته شده. مهمترین اتفاقی که برای گنبد روی داده واقعه به توپ بستن گنبد در سال ۱۳۳۰ ه- ق (۱۲۹۱ ش) به وسیله روسها می باشد.[۱]
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ حرم رضا موجود است.
صحن ها و رواق ها

در حال حاضر، ۹ صحن و ۲۶ رواق در حرم رضا وجود دارد.
صحن ها

هر صحن، شامل یک فضای باز و محصور است که رواق ها و ایوان هایی در پیرامون آن وجود دارد. مساحت مجموع صحن های حرم، ۲۲۵٬۲۲۳ متر مربع است.[۱۰] بزرگ ترین صحن، صحن جامع رضوی به مساحت ۶۰٬۱۸۸ متر مربع است که در جنوب حرم قرار دارد.[۱۱] سایر صحن ها به شرح زیر هستند:

صحن انقلاب
صحن
صحن
صحن قدس
صحن مسجد گوهرشاد
صحن غدیر
صحن کوثر
صحن هدایت

رواق ها

فضاهای مسقف و محصور در پیرامون حرم، رواق نامیده می شوند. اکنون بزرگ ترین رواق حرم، رواق به مساحت ۶٬۳۰۰ متر مربع است که قبلاً صحن بوده و عملیات مسقف سازی آن از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ انجام شده است.[۱۲] هم چنین رواق های دارالولایه، دارالحجه و دارالاجابه از رواق های بزرگ حرم رضا هستند.[۱۳]
افراد صاحب نام که در این حرم به خاک س شده اند
گذشته

هارون الرشید (خلیفه عباسی)
شیخ طبرسی (از فقهای شیعه قرن ۶ هجری)
الله وردی خان (سپهسالار امپراتوری صفوی، حاکم ای فارس امپراتوری صفوی، بانی ۳۳ پل اصفهان و مدرسه خان شیراز)
شیخ بهایی (دانشمند عصر صفوی)
حر عاملی (از فقهای شیعه قرن ۱۱ هجری)
شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی از علمای سده ۱۳ قمری شیعه)
عباس میرزا نایب السطنه (پسر بزرگ و ولیعهد فتحعلی شاه قاجار متوفی ۱۰ جمادی الثانی ۱۲۴۹ قمری)



مشاهده متن کامل ...
درباره حرم رضا(ع)
درخواست حذف اطلاعات

حرمِ رضا در مرکز شهر مشهد، استان اسان رضوی، ایران؛ مدفن علی الرضاست که نزد مسلمانان شیعه به عنوان «حرم» گرامی داشته می شود و مقدس است. از بناهای پیوستهٔ برجستهٔ آن مسجد بالاسر (مدفن رضا) ( ۴۲۵ق/۱۰۳۳ م) و مسجد جامع گوهرشاد (ساختهٔ ۸۲۱ ق/ ۱۴۱۸م) است. حرم رضا مجموعه ای است با کانونِ آرامگاهِ هشتمین شیعیان، علی الرضا که دیگر مسجدها، آرامگاه ها، رواق ها، صحن ها، کتابخانه و موزه ها را دربرمی گیرد. بزرگترین مسجد جهان در اندازه (۲۵۰هزار مترمربع) و دومین مسجد بزرگ جهان در گنجایش (۵۰۰ هزار نفر) شمرده می شود.
کهن ترین بخش های آن، دیرینگی دهه ۶۱۰ قمری/ دهه ۱۲۳۰م دارد. از دورهٔ تیموریان که بسیاری از بناهای کهن اسان در طوس، هرات و نیشابور نوسازی گشت، به این مکان نیز روی آورده شد. بسیاری از سازه های این حرم شیعه، از صفویان به ویژه شاه طهماسب صفوی به جا مانده است.

علی بن موسی الرضا در ۱۱ ذیقعده سال ۱۴۸ قمری در مدینه متولد شد و در سن ۵۵ سالگی به دست مأمون عباسی کشته شد. در ادب فارسی روضه به معنی باغ و گلستان و گ ار است و محل مضجع و در برگیرنده پیکر علی بن موسی الرضا را روضه منوره می خوانند. این مکان شامل فضایی مربع شکل که مساحت آن ۱۸۹٫۰۳ متر مربع بوده که از این فضا ۱۷٫۱۵ متر مربع آن مساحت ضریح می باشد. روضه منوره از طریق چهار صفه بزرگ در چهار جانب به داخل و خارج حرم مرتبط می شود.[۱]

محتویات

۱ شرح درگذشت
۲ پیشینه بنا
۲.۱ سامانیان
۲.۲ دیالمه
۲.۳ غزنویان
۲.۴ دوره سلجوقی
۲.۵ دوره خوارزمشاهیان
۲.۶ حمله مغول
۲.۷ دوره تیموریان
۲.۸ دوره صفوی
۲.۹ دوره نادری
۲.۱۰ دوره قاجاریه
۲.۱۱ دوره پهلوی
۲.۱۲ دوره
۳ حوادث
۴ بنای حرم
۴.۱ مزار
۴.۲ سنگ مزار
۴.۳ صندوق
۴.۴ ضریح
۴.۵ سرداب
۴.۶ سقف
۵ صحن ها و رواق ها
۵.۱ صحن ها
۵.۲ رواق ها
۶ افراد صاحب نام که در این حرم به خاک س شده اند
۶.۱ گذشته
۶.۲ معاصر
۷ مجموعه حرم از نگاه شهری
۸ نگارخانه
۹ جستارهای وابسته
۱۰ پانویس
۱۱ منابع
۱۲ پیوند به بیرون

در مورد تاریخ درگذشت علی بن موسی (رضا) اختلاف نظر وجود دارد. او در روز یا دوشنبه آ صفر یا ۱۷ یا ۲۱ ماه مبارک رمضان یا ۱۸ جمادی الاولی یا ۲۳ ذیقعده یا آ همین ماه در سال ۲۰۳ یا ۲۰۶ یا ۲۰۲ قمری درگذشته است. شیخ صدوق در عیون اخبارالرضا تاریخ صحیح را ۲۱ ماه رمضان، روز سال ۲۰۳ هجری می داند.[۲][۳] وفات او در طوس و در یکی از روستاهای نوقان به نام سناباد یا سناآباد اتفاق افتاد. او به دست مأمون کشته شد و بدن او را بالای سر هارون الرشید دفن د. (پای علی بن موسی بالای سر هارون است)

بعد از این اتفاق آن محل به نام مشهد الرضا (محل شهادت رضا) نامیده شد. شیعیان شروع به زیارت و بازدید از مدفن او د.[۴]

دعبل خزاعی مجاورت قبرهای علی بن موسی (رضا) و هارون الرشید را در یکی از شعرهای خود توصیف کرده است. دو بیت از آن شعر بر روی کاشیکاری دیوار در قسمت بالای سر ضریح نوشته شده که متن آن چنین است:
شعری از دعبل خزاعی در حرم

قبران فی طوس خیر الناس کلهم و قبر شرهم هذا مِنَ العِبَرِ
ما ینفع الرجس من قرب ا کی و لا علی ا کی بقرب الرجس من ضرر

ترجمه:
در طوس دو قبر قراردارد، یکی بهترین مردم و قبر بدترین آنان؛ این است از عبرتهای روزگار
نه ناپاک از به فرد پاک سودی می برد و نه شخص پاک از نزیکی به شخص ناپاک ضرری

پیشینه بنا

مامون پس از درگذشت هارون وی را در بقعهٔ هارونی در باغی که بعدها به باغ حُمید بن قحبطه معروف شد، دفن کرد و برفراز بقعه (مزار)، قبه ای (گنبد نیم کره ای شکل) بنا نهاد که حدود ۱۰ سال بعد علی بن موسی الرضا را در بالای سر هارون در آن بنا دفن د. به عقیدهٔ بعضی از تاریخ نگاران در حوادث اسان مانند حمله سبکتکین در اوا قرن چهارم، آسیب شدیدی دید و ت یب شد و در سال ۴۰۰ قمری سلطان محمود غزنوی قبه را بازسازی کرد ولی دیگر مورخان معتقدند که فعالیت های عمرانی سلطان محمود غزنوی شامل بازسازی قبه نمی شده است چون در اثر یورش ها بنا ت یب نشده بود.[۵]

قبه مذکور از زمان ساخت (یا بازسازی) تاکنون موجود است و در دوران های متفاوت تعمیر جزئی یا تزئین شده است.[۵]
سامانیان

به روایت بیهقی، فائق الخاصه مشهد، م لرضا، را آبادان کرد.[۵]
دیالمه

در زمان عضدال ه دیلمی بقعه به سبک آن زمان تعمیر و به ای از تزئینات آراسته شد و اطراف کاخ حُمید بن قحطبه خانه های مس ی افزوده شد و توسعه یافت و دژ مستحکمی آن را را محافظت می کرد.[۵]
غزنویان

طبق بعضی روایات محمود غزنوی عمارت بقعه (عمارتی که مرقد علی بن موسی الرضا و هارون در آن است) را پس از ت یبی که توسط پدرش سبکتکین غزنوی از نو ساخت و بنایی زیبا بنا کرد.[۵][۶]

تاریخ بیهقی بیان می کند: سوری در آن (بقعه) زیادتهای بسیاری فرمود و مناره ای کرد و دیهی ید فا و بر آن وقف کرد.[۵]

ابوالحسن عراقی معروف به دبیر که از رجال و دبیران دربار غزنوی بود در سال ۴۲۵ قمری ضمن مرمت بقعه، اولین بنا را به آن افزود که این بنا به مسجد بالاسر معروف است.
دوره سلجوقی
پهن فرش در صحن آرامگاه پیش از جماعت

در سده ششم خورشیدی نخستین گنبد حرم بر فراز قبهٔ موجود،[۵] به فرمان سلطان سنجر سلجوقی و به کوشش وی، شرف الدین قمی ضمن تعمیر حرم ساخته شد و به گفته برخی از مورخان گنبد به دستور محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است.[۵] جنس آن گنبد از کاشی بود. قبه (گنبد آغازین) همان است که امروزه از داخل حرم دیده می شود و سطح مقعّر و مقرنسهای آینه کاری شدهٔ آن پیداست.

همچنین به نقل از زادالمسافرین، عمادال ه در سال ۵۱۵ قمری حرم را مرمت نمود و ترکان زمرد دختر خواهرزاده سلطان سنجر، در اوایل سده ششم قمری ازارهٔ حرم را بهترین کاشی که کاشی سنجری معروف است، مزین کرد که تا کنون این کاشی ها در حرم موجودند.[۵]
دوره خوارزمشاهیان

در اوایل سده هفتم قمری در دوران محمد خوارزمشاه بار دیگر ازاره های حرم با کاشی های ممتاز معروف به کاشی سنجر تزئین شد که این کاشی ها با تاریخ ۶۱۲ قمری در حرم موجودند و علاوه بر آن دو محراب به حرم افزوده شد که الان این محراب ها در موزهٔ حرم موجودند.[۵]
حمله مغول

به گزارش ابن الحدید در شرح نهج البلاغه، در سال ۶۱۸ قمری مغول ها به طوس حمله د و این شهر را غارت کرده و مردم را به قتل رساندند. سپس وارد م لرضا شدند و آنجا را هم اب د. مؤلف تاریخ آستان قدس رضوی از قول ابن الحدید می نویسد با وجودی که مغول ها مردم مشهد را به قتل رسانیدند، بارگاه رضوی را حداقل ت یب ن د و احتمالاً به غارت اموال و اثاثیه آن اکتفا د. هرچند بعضی منابع از بارگاه رضوی به دست مغول ها سخن گفته اند.

همچنین عطاملک جوینی مؤلف جهانگشا از حرم به دست مغول ها چیزی نگفته است. منظومه فضل بن روزبهان خنجی در مهمان نامه بخارا که حمله مغول ها را به طوس و مشهد نگاشته، بیان می کند که این حرم را اب نکرده اند، زیرا کتیبه های سال ۶۱۲ قمری که قبل از این حمله بوده هنوز برجاست.

در دوره حکومت ایلخانیان فرسودگی ها و احیاناً ها و خسارات وارد شده به حرم بازسازی شد.[۷]
دوره تیموریان
ع ی قدیمی از مسجد گوهرشاد و حرم رضا در دوردست

در دوران تیموری به دنبال کوشش های شاهرخ تیموری در آبادانی مشهد در سده نهم هجری، به همت همسر وی گوهرشادآغا نخستین مسجد جامع شهر مشهد (مسجد گوهرشاد) با نام وی در سمت قبلهٔ حرم که صحن جنوبی را تشکیل می دهد به اتمام رسید. بعدها صحن تیموری (عتیق) و اساس ایوانی که امروزه طلایی است توسط علیشیر نوایی سلطان حسین بایقرا به وجود آمد.[۷]

علاوه بر مسجد گوهرشاد دو رواق دارالحفاظ و دارالسیاده به مجموعه افزوده شد و مدرسه پریزاد، مدرسه دودر و مدرسه بالاسر سابق که در ضلع غربی دارالسیاده بود (و الان جزئی از رواق دارالولایه است) در دوران شاهرخ تیموری ساخته شدند.[۵]
دوره صفوی

در دوره صفوی بر عظمت و شکوه حرم افزودند و مناره نزدیک گنبد که در دوره غزنویان به دستور ابن معتز حاکم نیشابور ب ا شده بود به امر شاه تهماسب بازسازی و طلاکاری شد و در سال ۹۳۲ قمری خشت های نفیس کاشی روی گنبد را به خشت های طلا تبدیل د.

در سال ۹۹۷ قمری یعنی دومین سال سلطنت شاه عباس اول شهر مشهد در محاصره عبدالله خان ازبک قرار گرفت، چون به سوی او تیری شلیک شد غضب کرد و دستور به قتل عام مردم مشهد داد به طوری که در صحن حرم خون جاری شد.

سال بعد عبدالمؤمن خان ازبک با لشکرش به مشهد حمله کرد. جمعی از مردم مشهد و به ویژه سادات، علما، خدام و مدرسان آستان قدس رضوی به حرم پناهنده شدند. در حالی که ایشان به دعا مشغول بودند، عبدالمؤمن خان و دین محمد سلطان به اتفاق عده ای از جنگجویان خود وارد صحن شده و پناهندگان را قتل عام د. چنان خشمگین بودند که شعله خشم و غضب آن ها جز به ریختن خون سادات، صلحا و علما خاموش نمی شد. آنان زایران را از داخل حرم بیرون می کشیدند و با کمال قساوت می کشتند. چنان که میر محمد حسین مشهور به «میربالای سر» که از سادات متقی مشهد بود و پیوسته در بالای سر علی بن موسی الرضا به تلاوت قرآن مشغول بود را دو نفر از ازبکان در کنار ضریح با شمشیر د. ن و ک ن در مسجد گوهرشاد جمع شده بودند و در آنجا ناظر قتل عام وحشیانه نزدیکان و خویشان خود بودند. سرانجام عبدالمؤمن دستور داد، قندیل های مرصع طلا و نقره و شمعدان ها و همچنین میل طلای بالای گنبد و بسیاری از ظرف ها و فرش ها و کتاب های کتابخانه را به غارت برده و ن و ک ن را به اسیری به ماوراءالنهر بفرستند. بعدها عبدالمؤمن خان به سخت ترین شکل به دست افراد خود کشته شد.

در دوران شاه تهماسب صفوی، پس از جمع آوری خشت های کاشی، گنبدی با روکش طلا بر فراز گنبد پیشین بنا شد. این همان گنبدی است که امروزه در نمای بیرونی وجود دارد.

در سال ۱۰۰۹ قمری که شاه عباس صفوی از پایتخت آن روز، اصفهان، پیاده به مشهد رفت، مدتی در مشهد ماند و دستور داد که گنبد حرم، بار دیگر با خشت هایی از مس و روکش طلایی پوشیده شود و این کار به دست کمال الدین محمود یزدی انجام شد. بر پایه آنچه در کتیبه گنبد دیده می شود، این کار در سال ۱۰۱۰ قمری آغاز شده و در سال ۱۱۱۶ قمری به پایان رسیده است. متن کتیبه گنبد که اثر خوشنویس ایرانی علیرضا عباسی است، و با حروف طلایی بر زمینه فیروزه ای به خط ثلث نوشته شده، چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم من عظائم توفیقات الله سبحانه ان وفق السلطان الاعظم مولی ملوک العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوی و الحسب الباهر العلوی تراب اقدام خدام هذه الروضه المنوره الملکوتیه مروّج آثار اجداده المعصومین السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه عباس ال الصفوی بهادرخان. فاستسعد بالمجیء ماشیاّ علی قدمیه من دارالسلطنه اصفهان الی زیاره هذا الحرم الاشرف و قد تشرّف بزینه هذه القبه من خلّص ماله فی سنه الف و عشر و تمّ فی سنه الف و ستهعشر.

همچنین به فرمان شاه عباس اقدامات و تحولات دیگری نیز در قلمرو حرم صورت گرفت ازجمله توسعه صحن عتیق، احداث ایوان شمالی و اتاق ها، غرفه ها، سردرها، و ایوانهای شرقی و غربی آن ایجاد رواق توحیدخانه و نیز گنبد الله وردیخان. از آنجایی که شاه عباس به آستانه رضا توجه ویژه داشت، دستور داد تا هر به زیارت آن جا رفته باشد می تواند عنوان «مشهدی» را مانند حاجی و کربلایی بر نام خود بیفزاید و این لقب از آن زمان رواج یافت.[۷]

در سال ۱۰۸۴ قمری و در زمان شاه سلیمان صفوی، در پی زمین لرزه ای، گنبد حرم هم آسیب دید و شماری از خشت های طلایی آن از جا کنده شد. وی دستور داد تا گنبد بازسازی شود و کتیبه ای بر آن افزوده گردد که این رخداد را حکایت نماید. این کتیبه اکنون به صورت چهار ترنج در اطراف گنبد دیده می شود.

من میامن منن الله سبحانه الذی زین السماء بزینه الکواکب و رصع هذه القباب العلی بدرر الدراری الثواقب ان استسعد السلطان الاعدل الاعظم و الخاقان الاکرم الافخم اشرف ملوک الارض حسبا و نسباً و اکرمهم خلقاً و ادبا مروج مذهب اجداده الائمه المعصومین و محیی مراسم آبائه الطیبین الطاهرین السلطان بن السلطان شاه سلیمان الصفوی ال بهادرخان بتذهیب هذه القبه العرشیه الملکوتیه و تزیینها و تشرّف بتجدیدها و تح ا اذا تطرق الیه الان ار و سقطت لبناتها الذهبیه ی کانت تشرق کالشمس فی رابعه النهار بسبب حدوث ا له العظیمه فی هذه البلده الکریمه فی سنه اربع و ثمانین و الف و کان هذه جدید الجدید فی سنه ثمانین و الف. کتبه محمدرضا ی.

دوره نادری

ایوان صحن تیموری که در دوره سلطان حسین بایقرا ساخته و توسط شاه عباس اول توسعه یافته بود به فرمان نادرشاه طلاکاری گردید.[۷] و دیوار حرم نقاشی هایش تجدید شد و گلدستهٔ شمالی صحن انقلاب بر فراز ایوان عباسی که توسط شاه عباس اول توسعه یافته بود، ساخته و طلاکاری شد و ایوان جنوبی صحن عباسی نیز طلاکاری شد.[۵]
دوره قاجاریه
حرم در دهه ۱۲۳۰ خورشیدی

در عهد فتحعلی شاه قاجار رواق دارالضیافه و سومین ضریح احداث شدند.[۵] بنای صحن (صحن نو) در سال ۱۲۳۳ به فرمان ناصرالدین شاه ساخته شد و ایوان غربی آن طلاکاری شد.[۵]

احداث رواق دارالسعاده در محوطه بین صحن و رواق کنبد حاتم خانی در سال ۱۲۵۱ قمری و بنای مدرسه علی نقی میرزا (که بعداً به رواق دارالذکر تبدیل شد)، در این دوره انجام شد.[۵]
دوره پهلوی
شهبانو فرح، در حرم رضا؛ ۳ مه ۱۹۷۷/ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶

در زمان محمدرضا پهلوی طرح توسعه حرم با نظارت عبدالعظیم ولیان استاندار استان اسان (بزرگ) و نایب ولیه آستان قدس رضوی به انجام رسید. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی خشت های طلایی گنبد که شفافیّت خود را از دست داده بود، برداشتند و آن را پس از رنگ آمیزی مجدّد با آب طلا، در جای خود قرار دادند.

در این دوره بناهای موجود در اطراف مجموعه که مربوط به سده های اخیر بودند کاربریشان تغییر یافت و اکثراً تغییرات اساسی ای یافتند و به صحن های حرم تبدیل شدند مانند: بنای مسجد نه، مسجد ریاض، گنبد اپک میرزا، رواق پس پشت، راهرو سقاخانه، محل چهلچراغ سابق، محل کشیک خانه خدام و بعضاً محل هایی مانند مدرسه ها تیمچه ها یا فضاهای خالی به صورت رواق های دارالفیض، دارالشکر، دارلرشرف، دارالسلام، دارالذکر، دارلعزه و دارلعباده درآمدند و صحن موزه (رواق کنونی ) و تعویض صندوق عباسی به صندوق سنگی حاج حسین حجارباشی و نصب ضریح چهارم و نوسازی نقاره خانه نیز مربوط به این دوران است.[۵]
دوره
دارالحفاظ، از نزدیک ترین بخش ها به مدفن رضا

در دوره پس از پیروزی انقلاب ی در ایران طرح توسعه این حرم با جدیت دنبال شد و این مجموعه شاهد گسترش فوق العاده ای بود و در سال ۱۳۵۹ فضای داخلی بنای حرم توسعه و ایستایی گنبد افزایش یافت و درب های ورودی به بنای حرم در سمت پیش روی و پایین پای مزار، گشایش یافت.[۵]

صحن ، جامع رضوی، هدایت، کوثر و رواق در این دوره ساخته شده است و مجموع مساحت مجموعه از ۱۲ تار که در دوره های گذشته ساخته شده بودند (تا سال ۱۳۹۲) به ۷۰ تار رسید.[۵] این توسعه ها توسط مهدی عزیزیان مدیریت و اجرا شده است.[۸]
حوادث
این ع از ضلع جنوب شرقی در سال ۱۲۹۰ برداشته شده و روز بعد از واقعه توپ بستن گنبد به وسیله روس های تزاری را نشان می دهد. آثار ت یب در جای جای گنبد طلا به چشم می خورد.

حرم علی بن موسی الرضا طی چنده سده اخیر در اثر ۴ حادثه دچار ت یبهای جزئی و کلی ای گردید.

در اثر یورش عبدالمومن خان ازبک در سال ۹۷۷ طلا کوبی ها و زیورآلات گنبد و گلدسته های حرم به تاراج رفت که توسط شاه عباس صفوی در بین سال های ۱۰۱۰–۱۰۱۶ قمری ترمیم شدند.
در سال ۱۰۸۴ قمری ز له شدیدی در مشهد رخ داد که سطح خارجی گنبد ترک برداشت و تعدادی از خشت های زراندود ریخت که شاه سلیمان صفوی گنبد را تعمیر و تجدید طلا کرد که جریان این طلاکاری توسط محمد رضا ی خوشنویس در چهار ترنج دور گنبد نوشته شده است.
در سال ۱۳۳۰ خورشیدی روس ها گنبد را به توپ بستند و نقاطی را در بدنه گنبد به اندازه کله قند سوراخ د که هنوز جای تعمیرها از درون گنبد قابل مشاهده است و در سال ۱۳۳۱ خورشیدی نیرال ه والی اسان دستور تعمیر آن را داد.
در عاشورای ۱۳۷۳ خورشیدی در یک حمله تروریستی در اثر انفجار بمب در حرم ۲۶ نفر کشته و ۳۰۰ نفر زخمی شدند. های حاصله بر بنا کم بود و فقط بخشی از کاشی کاری ها و آینه کاری های قدیمی آسیب دیدند[۹] که بعداً تعمیر شدند و پس از آن تاکنون در قسمت ورودی های مجموعه خادم هایی برای بازرسی بدنی و وسایل زائرین، خدمت می کنند.[۵](برای اطلاعات بیشتر مقالهٔ بمب گذاری در آرامگاه علی بن موسی را مطالعه کنید)

بنای حرم

بنای حرم قدیمی ترین و اولین بنای مجموعه آستان قدس رضوی است که مزار علی بن موسی الرضا در زیر آن قرار دارد.
مزار
ع ی از حرم در سال ۱۳۰۰ قمری که موقعیت ضریح سوم را نسبت به بنا مشخص می کند و همان طور که در ع مشاهده می کنید ضریح در مرکز بنا واقع نشده است و سمت چپ تصویر تنگنایی به وجود آمده است که در سال ۱۳۴۴ این تنگنا با تراشیدن دیوارهای اطراف بهبود وسیع تر گردید.

مزار (بقعه) علی بن موسی الرضا در بالای سر مزار هارون در زیر گنبد بخش مرکزی و اصلی مجموعه آستان قدس درواقع شده است.

ابن بطوطه در سفرنامهٔ خود (روضات الجنات) صندوقی هایی که بر روی مزار هارون و علی بن موسی الرضا بوده است را شرح داده است و تا اوایل سده ۸ قمری صورت قبر (سنگ قبر) هارون موجود بوده و پس از تسخیر شهر طوس و سناباد توسط سربداران صورت قبر هارون به کلی محو شده است.

موقعیت مزار

در سال ۱۹۳ قمری هارون درگذشت و وی را دقیقاً در زیر قبه در مرکز بنا دفن د و پس از ۱۰ سال علی بن موسی الرضا را در بخش غربی در بالای سر هارون دفن د که مزار وی به صفهٔ غربی نزدیک بود. پس از نصب جعبه و ضریح تنگنایی به عرض ۸۵ سانتی متر در بخش غربی بنا به وجود آمد و حرکت زائرین را محدود ساخت. در سال ۱۳۴۴ دیوارهٔ غربی بنا که وزن گنبد بر روی آن قرار داشت و ضخامت حدودی ۳ متر داشت را با نهایت مهارت تراشیدند و ۲ متر از آن را عرصهٔ درونی حرم افزودند که در نهایت تنگنای ذکر که در بالای سر مزار قرار داشت به ۳٫۵ متر رسید و افزون بر آن یک دهانهٔ بزرگ به عرض ۴ متر در دو طرف آن دو گذرگاه کوچک هر یک به عرض ۱٫۷ متر بین بنای حرم و مسجد بالاسر احداث گردید.[۵]
سنگ مزار

نخستین سنگ مزار مربوط به سده ششم قمری است این سنگ به طول ۴۰ سانتی متر و عرض سی سانتی متر به قطر ۶ سانتی متر از جنس مرمر است.
دومین سنگ مزار که هم اکنون بر روی مزار موجود در سرداب قرار دارد، از جنس مرمر آ ی سفید رنگ به ابعاد شصت در چهل سانتی متر است.
سومین سنگ مزار سنگی است از معدن توران پشت یزد به رنگ سبز چمنی به ابعاد ۲٫۲۰ در ۱٫۱۰ به ضخامت یک متر با وزن ۳۶۰۰ کیلوگرم است که بر طبقه همکف موجود است که همزمان با نصب ضریح پنجم در سال ۱۳۷۹ در طبقه همکف در حرم قرار داده شد.[۵]

صندوق
محمد ولیخان اسدی نایب ولیه به همراه تعدادی از رجال و نظامی مشهد در تاریخ ۱۳۱۱ در حال تعویض جعبه چوبی مرقد علی بن موسی الرضا

صندوق جسمی چوبی بود که جدای از ضریح و سنگ مزار بود و که صندوق ها از سده ۶ قمری تا سال ۱۳۷۹ بر روی مزارها قرار داده می شدند.

نخستین صندوق در سده ششم قمری از جنس چوب توسط انوشیروان زرتشتی از اهالی اصفهان پس از ب شفا به حرم اهدا شد و بر روی سنگ مزار قرار داده شد و ابن بطوطه در سفرنامه خود (تحفه النظّار) این صندوق را با روکش نقره در سال ۷۳۴ قمری مشاهده کرده است.
شاه عباس صفوی در سال ۱۰۲۲ دومین صندوق از جنس چوب فوفل را به حرم هدیه کرد که به صندوق عباسی معروف بود که سال ها در سرداب بر روی مزار بود و در سال ۱۳۱۱ خورشیدی آن را برداشتند و طلاهای روی آن را جلا دادند و زیر نظر عالمان وقت صرف ید املاکی برای آستان قدس گردید.
در سال ۱۳۱۱ خورشیدی صندوقی سنگی از جنس مرمر لیمویی از معدن ش ز به هزینه حاج حسین حجار باشی زنجانی به جای صندوق دوم قرار داده شد.
در سال ۱۳۷۹ به کلی صندوق سوم برداشته شد و به جای آن سنگ مزار یک متری سبز رنگی قرار داده شد.[۵]

ضریح
دومین ضریح حضرت، ضریح فولادی مرصع است که در سال ۱۱۶۰ قمری ساخته شد و واقف آن شاهرخ میرزا (فرزند رضا قلی میرزا) نوه نادرشاه افشار می باشد. این ضریح تا سال ۱۳۷۹ خورشیدی در طبقه فوقانی و بر فراز سنگ مزار قرار داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۹ خورشیدی همزمان با نصب ضریح پنجم به طبقه تحتانی (داخل سرداب) انتقال یافت.
ضریح فولادی ساده ای به ابعاد ۳*۴ متر و ارتفاع حدود ۲ متر است. این ضریح مربوط به عهد قاجاریه است و در عصر سلطنت فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۳۸ قمری روی ضریح نگین نشان در حرم جای گرفت. این ضریح مزین به طوق و گوی طلای جواهر نشان است و در طرف پایین پا، در مرصع تقدیمی فتحعلی شاه قاجار نصب شده بود اما پس از مدتی به علت پوسیدگی پایه ها و تز لی که در ارکان آن به عمل آمده بود، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی برچیده شد و به موزه انتقال یافت و به جای آن ضریح چهارم روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب شد.

در دوره های مختلف ضریح های متفاوتی بر روی سنگ مزار علی بن موسی الرضا قرار داده شد.

اولین ضریح:اولین ضریح مربوط به سده دهم قمری از جنس چوب و طلا و نقره بوده است که در زمان شاه طهماسب صفوی در سال ۹۵۷ قمری بر روی مزار قرار داده اند که در کتیهٔ دور آن سوره هل اتی به خط ثلث نوشته شده بود.
دومین ضریح:پس از فرسوده شدن ضریح نخستین، دومین ضریح از جنس فولاد مرصع معروف به نگین نشان در سال ۱۱۶۰ قمری توسط شاهرخ میرزا نوهٔ نادرشاه افشار به حرم هدیه گردید که مزین به یاقوت و زمرد بود و هم اکنون در زیر ضریح چهارم در سرداب بر روی مزار قرار دارد.
سومین ضریح:در سال ۱۲۳۸ قمری در زمان فتحعلی شاه ضریح فولادی ساده ای به ابعاد ۳ در ۴ متر به ارتفاع دو متر بر روی ضریح دوم نصب شد که این ضریح دارای ورقه های طلاکوب و طوق های طلای جواهر نشان می باشد و بر روی آن سوره هل اتی و یس به خط ثلث نوشته شده است که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به علت پوسیدگی پایه هایش به موزه آستان قدس رضوی انتقال داده شد.
چهارمین ضریح:چهارمین ضریح به نام ضریح طلا و نقره معروف به شیر و شکر در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به ابعاد ۴ در ۳٫۶ و ارتفاع ۳٫۶ بر روی مزار جایگزین ضریح سوم به نحوی که ضریح دوم را دربر می گیرد بر روی مزار قرار داده شد و هم اکنون در سرداب بر روی سنگ مزار قرار دارد.
پنجمین ضریح:پس از برگزاری مسابقهٔ هنری طرح محمود فرشچیان هنرمند و مینیاتوریست معروف ایرانی، برنده شد و در بین سال های ۱۳۷۲–۱۳۷۹ ضریح به وزن ۱۲ تن و ابعاد ۴٫۷۸ در ۳٫۷۳ به ارتفاع ۳٫۹۶ از فولاد و چوب گردو ساخته شد و به مدت ۵۵ روز از ۱۳۷۹/۱۰/۲۱ تا ۱۳۷۹/۱۲/۱۶ عملیات نصب سنگ سبز رنگ و ضریح پنجم در طبقه همکف حرم قرار به طول انجامید. بر روی این ضریح سوره هل اتی و یس با خط ثلث طلا و نقره نوشته شده است و در چهار جهت ضریح ۱۴ محراب به نشان چهارده معصوم که همگی به یک محراب بزرگ تر که آن نیز به کلمه الله ختم می شود، قرار دارد.[۵]

سرداب

در گذشته کف حرم نسبت به سطح زمین اطراف حدود دو متر گودتر بوده است و با توجه به بالاتر آمدن کف حرم در طول دوران های مختلف این اختلاف شدیدتر شده و باعث شد سرد به شکل زیرزمین شکل گیرد.[۵]

مزار (قبر) علی بن موسی الرضا حدود سه متر در زیر ضریح اصلی که در طبقه همکف حرم موجود است، در سرداب واقع شده است که سقف سرداب همان کف طبقه همکف حرم است. زمان دقیق به وجود آمدن سرداب مشخص نیست؛ ولی بر اساس شواهد سرداب پس از محو شدن سنگ قبر هارون در سده هشتم قمری به وجود آمده است.

نویسندهٔ کتاب بدر فروزان ذکر می کند:

اصل مرقد شریف در سرداب قرار گرفته است ک سقف ان سطح زمین حرم یعنی زیر ضریح را تشکیل می دهد… و تردیدی نیست که سرداب در سده های پنجم و ششم قمری نبوده است.

در زمان نصب ضریح پنجم ضریح فولادی مرصع فولادی معروف به نگین نشان را -که در ضریح چهارم قرار داشت- به سرداب انتقال دادند؛ به نحوی که اتصالش با ضریح درون حرم برقرار شد.

در گذشته داخل ضریح دریچه ای در سمت پایین پا در کف رو به سرداب وجود داشت.[۵]

رواق زیر زمینی دارالاجابه

در سال ۱۳۷۹ در دوره رواق دارالاجابه به مساحت ۱۹۶۵ مطابق با پلان طبقه همکف حرم در زیر زمین ساخته شد که ورود به سرداب را از طریق هشتی واقع در سمت ضلع شرقی مقدور ساخت و دریچه ذکر شده که در کف حرم بود، بسته شد.

این رواق ۱٫۶۰ پائین تر از سطح مزار واقع شده است.[۵]
سقف

سقف حرم در بخش گنبد دو پوسته ای است که پوسته زیرین (قبه) که از درون حرم دیده می شود قدیمی ترین سقف است که به روایتی پیش از خا پاری علی بن موسی الرضا موجود بوده و در اوا سده نهم بر روی آن پوست بالایی که گنبد طلایی کنونی است را ساختند.

ارتفاع سقف حرم تا زیر نقطهٔ مرکزی حدود ۱۹ متر و تا بالای طوق گنبد ۳۱ متر است.[۵]

گنبد طلا

گنبد دارای دو پوشش است که در بالای ضریح قرار دارند: پوشش اول گنبد، سقف حرم است که مقعّر و مقرنس بوده و به آن قبّه می گویند و پوشش دوم بر فراز آن است که به آن گنبد گفته می شود. ارتفاع قبه از کف ۸۰/۱۸متراست. پوشش دوم گنبد طلا که لایه بیرونی را تشکیل می دهد و ارتفاع گنبد از کف تا انتهای بلندترین نقطه اوج محدب (راس گنبد) ۲/۳۱ متراست. فضای خالی بین قبه و گنبد ۱۳ متر و دور خارجی گنبد ۱۰/۴۲ متر می باشد. ارتفاع گنبد از طوق طلا کاری شده تا نوک گنبد، ۴۰/۱۶ متر و ارتفاع سر طوق گنبد، ۵۰/۳ متر است. بلندی ساقه تا ابتدای آجرهای زراندود، ۷۹/۴ متر است.[۱] در اطراف گنبد دو کتیبه وجود دارد. اوّلی در کمربند دور گنبد و در ارتفاع ۷۴/۶ متری در دو سطر به عرض ۹/۱ متر با حروف طلایی بر روی زمینه لاجوردی به خط ثلث جلی علیرضا عباسی است. در این کتیبه پیاده آمدن شاه عباس صفوی از اصفهان به مشهد و توفیق وی در تزئین گنبد منور و طلا کاری مجدد در سال های ۱۰۱۰ه ش تا ۱۰۱۶ ه ش به شرح زیر درج گردیده: «به نام خداوند بخشنده و مهربان از توفیقات بزرگ خدای سبحان این بود که موفق داشت پادشاه بزرگ و آقای پادشاهان عرب و عجم، دارای نسب پاک نبوی و حسب تابناک و روشن علوی، خاک قدم های خادمین زائرین این روضه تابان ملکوتی و ترویج دهنده آثار اجداد معصومین، سلطان، زاده سلطان صاحب ظفر، شاه عباس حسینی صفوی بهادرخان که سعادت و نیکبختی نصیب او شده و با پای پیاده از پایتخت اصفهان به زیارت شریف ترین حرم تشرف یافته و نیز برای تزئین و آراستن این گنبد مطهر از دارائی خالص خود شرف اندوزی نمود، در سال هزار و ده شروع و در سال هزار و شانزده به اتمام رسانید» در قسمت وسط این کتیبه به سمت شمال گنبد، مقابل ایوان عباسی در صحن انقلاب ی بر لوحی با زمینه سبز، تاریخ تجدید طلاکاری گنبد پس از پیروزی انقلاب ی نوشته شده است. متن کتیبه بدین شرح است: «درآغاز پانزدهمین قرن بعثت نبوی و در آستانه سالروز پیروزی انقلاب عظیم ی ایران به ی قائد اعظم تجدید طلاکاری و تعمیرات گنبد مطهر انجام پذیرفت. صفرالمظفر ۱۴۰۰ قمری» کتیبه دیگر در قسمت زیرین کتیبه کمربندی با ۴ ترنج به خط محمدرضا ی دیده می شود. این کتیبه در سال ۱۰۸۶ هـ.ق. در زمان شاه سلیمان صفوی نوشته شده و در این ترنج ها به تعمیر، تزیین و طلاکاری مجدد گنبد اشاره شده. یکی از ترنج ها به چگونگی تعمیر گنبد، پس از ز له سال ۱۰۸۶ اختصاص یافته و در سه ترنج دیگر آیاتی از قرآن مجید نوشته شده. مهمترین اتفاقی که برای گنبد روی داده واقعه به توپ بستن گنبد در سال ۱۳۳۰ ه- ق (۱۲۹۱ ش) به وسیله روسها می باشد.[۱]
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ حرم رضا موجود است.
صحن ها و رواق ها

در حال حاضر، ۹ صحن و ۲۶ رواق در حرم رضا وجود دارد.
صحن ها

هر صحن، شامل یک فضای باز و محصور است که رواق ها و ایوان هایی در پیرامون آن وجود دارد. مساحت مجموع صحن های حرم، ۲۲۵٬۲۲۳ متر مربع است.[۱۰] بزرگ ترین صحن، صحن جامع رضوی به مساحت ۶۰٬۱۸۸ متر مربع است که در جنوب حرم قرار دارد.[۱۱] سایر صحن ها به شرح زیر هستند:

صحن انقلاب
صحن
صحن
صحن قدس
صحن مسجد گوهرشاد
صحن غدیر
صحن کوثر
صحن هدایت

رواق ها

فضاهای مسقف و محصور در پیرامون حرم، رواق نامیده می شوند. اکنون بزرگ ترین رواق حرم، رواق به مساحت ۶٬۳۰۰ متر مربع است که قبلاً صحن بوده و عملیات مسقف سازی آن از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ انجام شده است.[۱۲] هم چنین رواق های دارالولایه، دارالحجه و دارالاجابه از رواق های بزرگ حرم رضا هستند.[۱۳]
افراد صاحب نام که در این حرم به خاک س شده اند
گذشته

هارون الرشید (خلیفه عباسی)
شیخ طبرسی (از فقهای شیعه قرن ۶ هجری)
الله وردی خان (سپهسالار امپراتوری صفوی، حاکم ای فارس امپراتوری صفوی، بانی ۳۳ پل اصفهان و مدرسه خان شیراز)
شیخ بهایی (دانشمند عصر صفوی)
حر عاملی (از فقهای شیعه قرن ۱۱ هجری)
شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی از علمای سده ۱۳ قمری شیعه)
عباس میرزا نایب السطنه (پسر بزرگ و ولیعهد فتحعلی شاه قاجار متوفی ۱۰ جمادی الثانی ۱۲۴۹ قمری)

معاصر

اسدالله علم (نخست و دربار و از رجال با نفود دورهٔ پهلوی)
حاج غلام حسین تبریزی(عبدخ ) (از عالمان شیعه و جماعت مسجد گوهرشاد)
علامه محمد تقی جعفری
سید عبدالله (مرجع تقلید)
غلامرضا طبسی (خطیب شیعه)
ادیب نیشابوری (شاعر)
غلامرضا قدسی (شاعر)
محمدتقی ادیب نیشابوری (شاعر)
سید عبدالکریم هاشمی نژاد (مجتهد و مبارز انقلاب ی ایران)
سید عزالدین حسینی زنجانی (مرجع تقلید شیعیان)
سید محمدهادی میلانی (مرجع تقلید شیعیان)
محمدتقی آملی (فقیه شیعه)
سید احمد خسروشاهی (فقیه شیعه)
شیخ جعفر مجتهدی (عارف شیعه)
مجتبی قزوینی اسانی (مجتهد شیعه)
هاشم قزوینی (مدرس و عالم شیعه)
سید رضا کامیاب ( مجلس مشهد)
علی اکبر نهاوندی (نویسنده و عالم شیعه)
علی فلسفی (فقیه و مجتهد شیعه)
محمدتقی شریعتی (فعال –مذهبی و پدر علی شریعتی)
عباس واعظ طبسی (تولیت آستان قدس رضوی از سال ۱۳۵۹ خورشیدی تا ۱۳۹۴)

مجموعه حرم از نگاه شهری



مشاهده متن کامل ...
هتل مدینه الرضا مشهد
درخواست حذف اطلاعات


 

هتل مدینه الرضا مشهد

 

 

 

توضیحات 

 

 

 

هتل مدینه الرضا مشهد

هتل مدینه الرضا مشهد جزء هتل های 5 ستاره مشهد است که در قسمت ورودی حرم مطهر رضا (ع) قرار گرفته است .  400 سوئیت و اتاق دارد . هتل مدینه الرضا مشهد در فاصله ی 10 دقیقه ای از مرکز شهر قرار گرفته است. تور مشهد شهریور 96

امکانات هتل شامل:

از جمله امکانات این هتل برای زائران تور مشهد شامل ترانسفر فرودگاهی، تور مشهد مرداد 96 رستوران گردان، کلید الکترونیکی، پذیرش 24 ساعته، کافی شاپ، رستوران، سالن همایش و آمفی تئاتر، آسانسور، کتابخانه، است س وشیده و روباز، خدمات نگه داری از اطفال، چهار طبقه پارکینگ، سونا، لاندری، جکوزی، اتاق تنیس، دستگاه خودپرداز، خدمات خانه داری، خدمات تعمیر لباس، صرافی، صندوق امانات، مجهز به سیستم تهویه، میز بیلیارد، باشگاه ورزشی، اینترنت وایرلس رایگان، کافی نت، خانه، آرایشگاه، مرکز ید و... می باشد. تور مشهد تابستان 96

 

 هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

هتل مدینه الرضا مشهد

تصویر هتل مدینه الرضا مشهد

 



مشاهده متن کامل ...
فایل لایه باز تصاویر با کیفیت از حرم رضا (ع)
درخواست حذف اطلاعات

فایل لایه باز تصاویر با کیفیت از حرم رضا (ع)


هوالمحبوب

سلام علیکم

به مناسبت فرارسیدن روز زیارتی مخصوص رضا (علیه السلام) سه تصویر دیگر طراحی که خدمت شما گرامیان تقدیم می کنم.

برای این تصاویر از ع های نسبتا با کیفیت ضریح و گنبد حرم رضا (علیه السلام) استفاده شده و تصاویر به عبارت زیبای السلام علیک یا علی موسی الرضا المرتضی مزین شده اند.

ضمنا فایل لایه باز تصاویر رو هم برای استفاده شما عزیزان قرار دادم که امیدوارم از آنها بهترین بهره رو ببرید. ان شاء الله تعالی…

برای دریافت تصاویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.
برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر بالا اینجا کلیک کنید.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید.
برای دریافت فایل لایه باز (psd) دو تصویر بالا اینجا کلیک کنید.
هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ ی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

یا علی مدد



مشاهده متن کامل ...
عدد چهل
درخواست حذف اطلاعات

عدد چهل یا اربعین، از موضوعاتی است که در قرآن و روایات از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تاکنون کتاب های فراوانی درباره آن نوشته شده است. در قرآن کریم این واژه در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود:
1- در آیه 15 سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این که خداوند به همه انسان ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است؛ اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می دهند؛ آن گاه در چهل سالگی دعا می کنند و از خداوند توفیق می طلبند تا در برابر نعمت هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده اند، شکرگزار او باشند:(1)«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک ی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین».
2- در آیه 26 مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسراییل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آن ها در قطعه ای از زمین خبر داده است:«قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین». این ممنوعیت پس از آن بود که موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسراییل به این دلیل که در آنجا مردمی جبارند، ازاطاعت موسی سر باز زدند وگفتند: تا آنان از آن جا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسراییل ذکر شده است.
3- آیه 51 بقره نیز از میقات چهل شبه موسی خبر می دهد:«و اذ واعدنا موسی اربعین لیله » که در آیه 142 اعراف به این صورت تفصیل داده شده است:«و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله ». مفسران برآنند که آن چهل شب در سی شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان که در روایاتی از صادق (ع) نیز بر این تعیین دل دارد؛ (2) اما آلوسی بدون استناد به دلیلی، این احتمال را که میقات در سی روز ذی الحجه و دهه اول محرم بوده نیز نقل کرده است. (3) میقات چهل روز و چهل شبه موسی در تورات آمده است.(رو مه کیهان شماره18757) در باب این عدد، روایات بسیاری نیز آمده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم. 1- حضرت مهدی(عج) در سن انسان چهل ساله ظهور می نماید و چهل روز قبل از قیامت از دنیا خواهد رفت. 2- هر چهل صبح دعای عهد را بخواند از یاران حضرت ولی عصر(ع) قرار می گیرد. 3- بسیاری از صالحان، چهل شب از مسجد کوفه به مسجد سهله رفته یا چهل شب چهار شنبه در مسجد سهله بیتوته کرده و تضرع و عبادت می د تا به فیض دیدار حضرت نائل شوند. 4- بسیاری نیز برای ملاقات با حضرت نذر می کنند تا چهل شب به مسجد جمکران بروند. 5- گرامی در چهل سالگی مبعوث شدند. 6- حضرت موسی(ع) چهل شب با خدا خلوت د. 7- معمولا عرفا برای خودسازی، چلّه می گرفتند. 8- برخی علما چهل حدیث نوشته اند.(کتاب موعودنامه)



مشاهده متن کامل ...
اى محمد، اى تقى، اى جعفرى - خطاب به علامه محمدتقى جعفرى
درخواست حذف اطلاعات

اى محمد، اى تقى، اى جعفرى

خود یکى امّت چو ابن آزرى

اى رفیق خوش مرام و خوش کلام

همچو ابراهیم باشى در مقام

من چو حج آغاز پیش ازین

مانده در میقات بودم ره نشین

تا سلوک خویش را کامل کنم

حج خود را جامع و شامل کنم

جامه در میقات افکندم، ولى

در کجا جویم رفیق کاملى؟

تا از وجویم ره و رسم مقام

تا نباشد کار حجم خام خام

دو شب اندر موقف میقات خویش

ماندم اندر فکر و تمهیدات خویش

چون لیال عشر شاید در مثال

ذکرى از آن آورم اندر ممقال

گفته بودم پیش ازین در شعر خویش

که مرو بى پیر در راه اى پریش

«راهرو را راهبر باید همى

پیرى از اهل نظر باید همى»

لیک پیر ما در ین سیر و سفر

خود که خواهد بود؟ اَیَنَ الْمُستَقَر؟

من ندانم چون بجویم پیر را

جز مگر آید اشارت از خدا

«پس همى خواندم فراوان این دعا

«رَبَّنا هَیِّئى لَنا مِنْ اَمْرِنا»

رَبَّنا هَیِّئى لَنا مِنْ اَمِرنا

رَشَدا، یا عالِمُ الغَیب وَ خفى

یا اِلهَ الَحقَّ و عَلّامَ الْغُیُوب

اِهدِنا وَ اکشِفْ لَنا هذ الکروپ

کرب آرى کرب و کرب اندر بلا

آ ین میقات ما شد بر ملا

حج همى خواهم چو شاه عاشقان

با کمال انقطاع از این و آن

از منا تا کربلا پویان شوم

منهم از خلیل بلاجویان شوم

شاهد ار جویم ز شعر «مثنوى»

«وقت آن آمد که من شوم»

در سلوک حجّ اکبر در منا

«جسم بگذارم، سراپا جان شوم»

همچو اسماعیل کامد زیر تیغ

«در مناى عشق حق، قربان شوم»

پس اذان خویش را خود سر دهم

خود خلیل خویش را جویان شوم

خود بریز تیغ آیم چون ذبیح

وارد میدان حق جویان شوم

من بشر بودم، بمیرم از بشر

تا که از زمره ملک خویان شوم

از ملک هم پس بمیرم در جهاد

«آنچه اندر و هم ناید آن شوم»

چونکه اِنّا للّهم باشد یقین

در حضورش طفل ابجد خوان شوم

با دم «اِنّا الَیهِ راجعون»

در حضورش طفل ابجد خوان شوم

مستى ما را مى صافى خوش است

باده نوش از ساقى مستان شوم

زال را جویم سوى البرز کوه

از دمش، چون رستم دستان شوم

پیر ما، پروردگار آرزوست

پس چه بهتر، نزد او مهمان شوم

بازى عشق و جنون را اختیار

چون نباشد، گوى آن چوگان شوم

من ز خود فانى شوم در بزم عشق

آنچه خواهد پیر عاشق، آن شوم

در طواف کوى عشق، ار حاجیم

قطره اى از بحر پر طوفان شوم

خویشتن ببینى مرا بیچاره کرد

بیخود از خود، در فنا چون جان شوم

کفر من، آگاهى از بود من است

من نباشم در میان، سلمان شوم

آیه اِلاّ بِسلطان شان کیست

گوى بر چوگان آن سلطان شوم

تا ز قرآن، عَلَّم القرآن رسد

میهمان بر خوان الرّحمن شوم

بس بُوَد، با پیر عاشق دم مزن

پس چه بهترچشموگوش و جان شوم

سایه هاى و هم وظن و هم خیال

واگذارم، در یقین حیران شوم

قصّه ى موسى و خضر اندر سفر

گوش دارم، راهى تهران شوم

28 شهریور 1374 ـ اهواز



مشاهده متن کامل ...
زندگینامۀ آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار
درخواست حذف اطلاعات

پست 5062: «...آیة الله سید مهدی ابن الرضا مژسس حوزۀ علمیۀ خوانسار... علاوه بر تدریس دروس حوزوی برای انی که درخواست می‌نمودند به تاسیس کارهای عام‌المنفعه از جمله تاسیس درمانگاه و زایشگاه فاطمیه و تجدید بنای مسجد مرحوم آیت‌الله ابن الرضا و عمومی پرداخت ولی چون شهر مذهبی خوانسار از نظر علمی و حوزوی رو به ضعف می‌رفت به حدی که فقط چند نفری از آن شهر به تحصیل اشتغال داشتند درحالی که در سالهای قبل نسبت به دروس حوزوی مرکزیت داشت؛ به فکر تاسیس حوزه علمیه افتاد و برای این که ت وقت نخواهد آن را محدود یا تعطیل نماید درصدد به ثبت رساندن آن در آمد و در سال 1352 هجری شمسی رسما حوزه علمیه را در ثبت شرکتهای غیر انتفاعی به ثبت رسانید. کاملِ متن در ادامه

آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار     آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار

آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار

به مناسبت رحلت آیت‌الله سید مهدی ابن الرضا موسس حوزه علمیه خوانسار

حضرت آیت‌الله حاج سید مهدی ابن الرضا در سال 1314 شمسی در شهرستان مذهبی خوانسار دیده به جهان گشود. خانواده او از ریشه دار‌ترین خانواده‌های منطقه محسوب می‌گردد، والد معظم وی حضرت آیت‌الله سید محمد علی ابن الرضا، خود از علمای به نام و شخصیت‌های عصر اخیر بود و در سال 1389 هجری شمسی به دیار باقی شتافت. والده مکرمه ایشان مرحومه حاجیه خانم شفیعی بود که در عفت و نجابت و دیانت بین طایفه بانوان به عنوان الگو و اسوه مطرح بود.

آقا سید مهدی وقتی دوران صباوت را پشت سر گذاشت تحصیلات ابت را در همان مدارس خوانسار شروع نمود که از ادیب اریب مرحوم حاج شیخ محمد حسن رفیعی خوانساری می‌توان به عنوان اساتید ایشان در آن دوره نام برد؛ بعد از سن 12 سالگی به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. مقدمات ادبیات عرب و قسمتی از سطوح را تا حد شرح لمعه و قوانین در خوانسار و نزد والد ماجد خود و عالم ادیب و فاضل اریب مرحوم فاضل سمیعی و نیز مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین علوی رحمت‌الله علیهم به پایان رسانید.

در سال 1331 هجری شمسی که مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری رحلت نموده بود به اتفاق والد خود مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد علی ابن الرضا رحمه‌الله‌علیه جهت شرکت در مراسم تشییع و تدفین آن مرجع عظیم الشان به قم آمده بود، پس از اتمام مراسم در قم می‌ماند و به تحصیل علوم رایج می‌پردازد. پس از اینکه دروس سطح و سطح عالی را در نزد اساتیدی چون مرحوم آیت‌الله مجاهدی و آیت‌الله سلطانی طباطبایی فراگرفت؛ برای تحصیل دروس خارج فقه و اصول به درس مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی" ره "راه یافت و به مدت دو سال از درس فقه ایشان بهرمندگشت.

پنج سال در درس خارج فقه و اصول مرحوم "ره" شرکت جست که موفق گشت یک دوره اصول ایشان را علاوه بر دروس خارج فقه شرکت نماید و پس از اینکه مرحوم رحمه‌الله علیه به ترکیه تبعید گشت یعنی در سال 1342 تا سال 1354 به مدت 12 سال از دروس خارج فقه آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله معظم حاج شیخ مرتضی حائری "ره" بهره‌مند گشت. و در خلال همین سالها موفق شد تا یک دوره درس خارج اصول مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی ره را درک نماید و نیز از درس تفسیر مرحوم علامه طباطبایی استفاده نماید؛ البته در تعطیلات تقویمی و حوزوی و فرصت‌هایی که پیش می‌آمد به خوانسار می‌رفت

علاوه بر تدریس دروس حوزوی برای انی که درخواست می‌نمودند به تاسیس کارهای عام‌المنفعه از جمله تاسیس درمانگاه و زایشگاه فاطمیه و تجدید بنای مسجد مرحوم آیت‌الله ابن الرضا و عمومی پرداخت ولی چون شهر مذهبی خوانسار از نظر علمی و حوزوی رو به ضعف می‌رفت به حدی که فقط چند نفری از آن شهر به تحصیل اشتغال داشتند درحالی که در سالهای قبل نسبت به دروس حوزوی مرکزیت داشت؛ به فکر تاسیس حوزه علمیه افتاد و برای این که ت وقت نخواهد آن را محدود یا تعطیل نماید درصدد به ثبت رساندن آن در آمد و در سال 1352 هجری شمسی رسما حوزه علمیه را در ثبت شرکتهای غیر انتفاعی به ثبت رسانید؛ ولی آنچه در این مقطع حساس مهم است این است که او والد خویش آیت‌الله سید محمدعلی را نیز با خود همراه نمود که معلوم است از این رهگذر توفیقات بیشتری را به دست آورد؛ و ثانیاً به اتفاق ایشان از مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری درخواست نمودند که معظم له به عنوان موسس مطرح گردند.

مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری از این پیشنهاد استقبال فرمودند و در سال 1352 شمسی رسما حوزه علمیه حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف خوانسار به ثبت رسید. در همان سال جهت بناء حوزه زمینی را تهیه نمود که بنای عظیم حوزه علمیه در آنجا ساخته شده است در سال 1352 صندوق ذخیره حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف خوانسار را جهت ارائه خدمات به متقاضیان قرض الحسنه بدون اخذ هیچگونه کارمزدی و یا سودی تاسیس نمود و در سال 1385 نیز صندوق قرض الحسنه را در تهران به همین منظور تاسیس فرمودند.

موسسه خیریه حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف که علاوه بر آن دو صندوق از موسسات وابسته به حوزه علمیه محسوب می‌گردد در سال 1375جهت ارائه خدمات به ایتام و مستمندان تاسیس گردید که همه این موسسات خدمات شایان توجهی را در خلال این سال‌ها داشته اند؛ علاوه بر تاسیس حوزه علمیه و کتابخانه‌های خطی و چاپی و مرکز محققین که رسما در سال 1357 با پذیرش طلاب مستعد آغاز به کار نمود و از آن مرکز علمی تاکنون فارغ حصیلان و یجین در نقاط مختلف دنیا به اروپا و و آفریقا و آسیا و در سراسر ایران خدمات ارزنده‌ای در قالب عالم دینی و مدرس علوم ی و یا محقق و کارشناس و قاضی یا و عالم مستقر به خدمات ارزنده اشتغال دارند به تاسیس و تجدید بنای مساجد و تکایا و حسینیه‌ها‌ی شهر پرداخت.

تاسیس بیمارستان فاطمیه و مرکز بهزیستی و انتقال خون، راه‌اندازی مخابرات و ساختن راه بین خوانسار و ف و توسعه مخابرات خوانسار و اتصال شهر خوانسار به گاز کشور و خدمات اجتماعی دیگر همه نمونه‌ای از کارهای عام المنفعه او محسوب می‌گردد.

تواضع و ساده زیستی اخلاص در عمل و بی‌توقعی تلاش و جدیت همراه با توکل عمیق به حضرت حق عز اسمه از صفات بارز زندگی سراسر برکت او محسوب می‌گردد که می‌توان نمونه‌هایی را در این جملات ارائه نمود.

اعتقاد به توحید و ایمان به ت، احسان به والدین که 455 روز از پدرش چشم بر نداشت و جهت رضایت مادر به خوانسار هجرت نمود. اعتقاد به استقلال حوزه‌ها در زمان غیبت و و شدت اهتمام در عدم وابستگی مراکز علمی به نهادها و ارگان‌های تی و مراکز قدرت و سیاست، احتیاط در تغذیه خود و خانواده و انی که با او در ارتباط بودند چراکه معتقد بود واقعاً عمل طیب و صالح در گرو تغذیه طیب و صالح به دست می‌آید و کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا را کاملاً مورد توجه و عمل قرار می‌داد.

زهد و ساده زیستی و دوری جستن از تشریفات و تجملات در عین پاکیزگی و طراوت و زیباسازی و عمران مراکز عمومی و رعایت کامل بهداشت و پاک نگاه داشتن هوا و محیط‌زیست از آلودگی همه از اموری است که ایشان به آن اهتمام می‌ورزید و عجیب این است که در عین صلابت و سختگیری که نسبت به اجرای قوانین و آیین نامه‌ها داشت و معتقد بود که اگر نظمی نباشد موفقیتی حاصل نمیگردد، اما بسیار با عاطفه و با محبت و دلسوز و مهربان بود به طوری که اگر می‌شنید طلبه‌ای یا شخصی مریض شده است و به کمک نیاز دارد با تمام وجود و شخصا اقدام می‌نمود و تا بهبودی کامل نیافته بود او را رها نمی‌کرد؛ قضای حوائج مومنین و رفع گرفتاری گرفتاران و حل اختلافات از دیگر اموری بود که عملاً وقت ایشان را می‌گرفت و البته نوع آن در همه آنچه که گفته شد موفق هم بودند.» (منبع: اینجا) ع های بیشتر در اینجا



مشاهده متن کامل ...
زندگینامۀ آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار
درخواست حذف اطلاعات

پست 5062: «...آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسس حوزۀ علمیۀ خوانسار... علاوه بر تدریس دروس حوزوی برای انی که درخواست می‌نمودند به تاسیس کارهای عام‌المنفعه از جمله تاسیس درمانگاه و زایشگاه فاطمیه و تجدید بنای مسجد مرحوم آیت‌الله ابن الرضا و عمومی پرداخت ولی چون شهر مذهبی خوانسار از نظر علمی و حوزوی رو به ضعف می‌رفت به حدی که فقط چند نفری از آن شهر به تحصیل اشتغال داشتند درحالی که در سالهای قبل نسبت به دروس حوزوی مرکزیت داشت؛ به فکر تاسیس حوزه علمیه افتاد و برای این که ت وقت نخواهد آن را محدود یا تعطیل نماید درصدد به ثبت رساندن آن در آمد و در سال 1352 هجری شمسی رسما حوزه علمیه را در ثبت شرکتهای غیر انتفاعی به ثبت رسانید. کاملِ متن در ادامه

آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار     آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار

آیة الله سید مهدی ابن الرضا مؤسّس حوزۀ علمیۀ خوانسار

به مناسبت رحلت آیت‌الله سید مهدی ابن الرضا موسس حوزه علمیه خوانسار

حضرت آیت‌الله حاج سید مهدی ابن الرضا در سال 1314 شمسی در شهرستان مذهبی خوانسار دیده به جهان گشود. خانواده او از ریشه دار‌ترین خانواده‌های منطقه محسوب می‌گردد، والد معظم وی حضرت آیت‌الله سید محمد علی ابن الرضا، خود از علمای به نام و شخصیت‌های عصر اخیر بود و در سال 1389 هجری شمسی به دیار باقی شتافت. والده مکرمه ایشان مرحومه حاجیه خانم شفیعی بود که در عفت و نجابت و دیانت بین طایفه بانوان به عنوان الگو و اسوه مطرح بود.

آقا سید مهدی وقتی دوران صباوت را پشت سر گذاشت تحصیلات ابت را در همان مدارس خوانسار شروع نمود که از ادیب اریب مرحوم حاج شیخ محمد حسن رفیعی خوانساری می‌توان به عنوان اساتید ایشان در آن دوره نام برد؛ بعد از سن 12 سالگی به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. مقدمات ادبیات عرب و قسمتی از سطوح را تا حد شرح لمعه و قوانین در خوانسار و نزد والد ماجد خود و عالم ادیب و فاضل اریب مرحوم فاضل سمیعی و نیز مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین علوی رحمت‌الله علیهم به پایان رسانید.

در سال 1331 هجری شمسی که مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری رحلت نموده بود به اتفاق والد خود مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد علی ابن الرضا رحمه‌الله‌علیه جهت شرکت در مراسم تشییع و تدفین آن مرجع عظیم الشان به قم آمده بود، پس از اتمام مراسم در قم می‌ماند و به تحصیل علوم رایج می‌پردازد. پس از اینکه دروس سطح و سطح عالی را در نزد اساتیدی چون مرحوم آیت‌الله مجاهدی و آیت‌الله سلطانی طباطبایی فراگرفت؛ برای تحصیل دروس خارج فقه و اصول به درس مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی" ره "راه یافت و به مدت دو سال از درس فقه ایشان بهرمندگشت.

پنج سال در درس خارج فقه و اصول مرحوم "ره" شرکت جست که موفق گشت یک دوره اصول ایشان را علاوه بر دروس خارج فقه شرکت نماید و پس از اینکه مرحوم رحمه‌الله علیه به ترکیه تبعید گشت یعنی در سال 1342 تا سال 1354 به مدت 12 سال از دروس خارج فقه آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله معظم حاج شیخ مرتضی حائری "ره" بهره‌مند گشت. و در خلال همین سالها موفق شد تا یک دوره درس خارج اصول مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمد علی اراکی ره را درک نماید و نیز از درس تفسیر مرحوم علامه طباطبایی استفاده نماید؛ البته در تعطیلات تقویمی و حوزوی و فرصت‌هایی که پیش می‌آمد به خوانسار می‌رفت

علاوه بر تدریس دروس حوزوی برای انی که درخواست می‌نمودند به تاسیس کارهای عام‌المنفعه از جمله تاسیس درمانگاه و زایشگاه فاطمیه و تجدید بنای مسجد مرحوم آیت‌الله ابن الرضا و عمومی پرداخت ولی چون شهر مذهبی خوانسار از نظر علمی و حوزوی رو به ضعف می‌رفت به حدی که فقط چند نفری از آن شهر به تحصیل اشتغال داشتند درحالی که در سالهای قبل نسبت به دروس حوزوی مرکزیت داشت؛ به فکر تاسیس حوزه علمیه افتاد و برای این که ت وقت نخواهد آن را محدود یا تعطیل نماید درصدد به ثبت رساندن آن در آمد و در سال 1352 هجری شمسی رسما حوزه علمیه را در ثبت شرکتهای غیر انتفاعی به ثبت رسانید؛ ولی آنچه در این مقطع حساس مهم است این است که او والد خویش آیت‌الله سید محمدعلی را نیز با خود همراه نمود که معلوم است از این رهگذر توفیقات بیشتری را به دست آورد؛ و ثانیاً به اتفاق ایشان از مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری درخواست نمودند که معظم له به عنوان موسس مطرح گردند.

مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری از این پیشنهاد استقبال فرمودند و در سال 1352 شمسی رسما حوزه علمیه حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف خوانسار به ثبت رسید. در همان سال جهت بناء حوزه زمینی را تهیه نمود که بنای عظیم حوزه علمیه در آنجا ساخته شده است در سال 1352 صندوق ذخیره حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف خوانسار را جهت ارائه خدمات به متقاضیان قرض الحسنه بدون اخذ هیچگونه کارمزدی و یا سودی تاسیس نمود و در سال 1385 نیز صندوق قرض الحسنه را در تهران به همین منظور تاسیس فرمودند.

موسسه خیریه حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف که علاوه بر آن دو صندوق از موسسات وابسته به حوزه علمیه محسوب می‌گردد در سال 1375جهت ارائه خدمات به ایتام و مستمندان تاسیس گردید که همه این موسسات خدمات شایان توجهی را در خلال این سال‌ها داشته اند؛ علاوه بر تاسیس حوزه علمیه و کتابخانه‌های خطی و چاپی و مرکز محققین که رسما در سال 1357 با پذیرش طلاب مستعد آغاز به کار نمود و از آن مرکز علمی تاکنون فارغ حصیلان و یجین در نقاط مختلف دنیا به اروپا و و آفریقا و آسیا و در سراسر ایران خدمات ارزنده‌ای در قالب عالم دینی و مدرس علوم ی و یا محقق و کارشناس و قاضی یا و عالم مستقر به خدمات ارزنده اشتغال دارند به تاسیس و تجدید بنای مساجد و تکایا و حسینیه‌ها‌ی شهر پرداخت.

تاسیس بیمارستان فاطمیه و مرکز بهزیستی و انتقال خون، راه‌اندازی مخابرات و ساختن راه بین خوانسار و ف و توسعه مخابرات خوانسار و اتصال شهر خوانسار به گاز کشور و خدمات اجتماعی دیگر همه نمونه‌ای از کارهای عام المنفعه او محسوب می‌گردد.

تواضع و ساده زیستی اخلاص در عمل و بی‌توقعی تلاش و جدیت همراه با توکل عمیق به حضرت حق عز اسمه از صفات بارز زندگی سراسر برکت او محسوب می‌گردد که می‌توان نمونه‌هایی را در این جملات ارائه نمود.

اعتقاد به توحید و ایمان به ت، احسان به والدین که 455 روز از پدرش چشم بر نداشت و جهت رضایت مادر به خوانسار هجرت نمود. اعتقاد به استقلال حوزه‌ها در زمان غیبت و و شدت اهتمام در عدم وابستگی مراکز علمی به نهادها و ارگان‌های تی و مراکز قدرت و سیاست، احتیاط در تغذیه خود و خانواده و انی که با او در ارتباط بودند چراکه معتقد بود واقعاً عمل طیب و صالح در گرو تغذیه طیب و صالح به دست می‌آید و کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا را کاملاً مورد توجه و عمل قرار می‌داد.

زهد و ساده زیستی و دوری جستن از تشریفات و تجملات در عین پاکیزگی و طراوت و زیباسازی و عمران مراکز عمومی و رعایت کامل بهداشت و پاک نگاه داشتن هوا و محیط‌زیست از آلودگی همه از اموری است که ایشان به آن اهتمام می‌ورزید و عجیب این است که در عین صلابت و سختگیری که نسبت به اجرای قوانین و آیین نامه‌ها داشت و معتقد بود که اگر نظمی نباشد موفقیتی حاصل نمیگردد، اما بسیار با عاطفه و با محبت و دلسوز و مهربان بود به طوری که اگر می‌شنید طلبه‌ای یا شخصی مریض شده است و به کمک نیاز دارد با تمام وجود و شخصا اقدام می‌نمود و تا بهبودی کامل نیافته بود او را رها نمی‌کرد؛ قضای حوائج مومنین و رفع گرفتاری گرفتاران و حل اختلافات از دیگر اموری بود که عملاً وقت ایشان را می‌گرفت و البته نوع آن در همه آنچه که گفته شد موفق هم بودند.» (منبع: اینجا) ع های بیشتر در خبرگزاری اهل بیت (ع)، ابنا: اینجا



مشاهده متن کامل ...
شه ملک ارتضی سن ماه اسپهر ولاسن
درخواست حذف اطلاعات

شه ملک ارتضی سن ماه اسپهر ولاسن

آفتاب مشرقی سن ضامن آهو رضا سن

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



نور عین مرتضی سن افتخار مصطفی سن

یادگار مجتبی سن مف خیرالنسا سن

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



تو غریب آشنا یی حکمران قلبهایی

جلوه نور خ معدن جود و سخایی

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



شافع روز جزایی قلب مصطفایی

شمس دین کبریایی ضامن آهو رضایی

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



آستانون با صفا دی بارگاهون دلربادی

درگهون باب رجادی شیعه یه آدون دوادی

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



آستانبوسون ملک لر اوردا سلطان لار گدادی

خیل عشاقون دیه للر درگهون چون کربلا دی

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



قبله اهل یقین سن ملتجای مومنین سن

سن امید متقین سن آفتاب هشتمین سن

باوفا گل باغ ولا علی موسی الرضا علی موسی الرضا



مشاهده متن کامل ...
تکرار مباهله
درخواست حذف اطلاعات

 

تکرار مباهله
تکرار مباهله

 

 

آفتاب سوزان، با سنگدلی تمام بر چهره رنجور شهر می‌تابد. هوای دلگیر و غیرقابل تحمّلی، فضای دم کرده شهر را پر کرده است. مردم، مدّتهاست صدای چک چک باران را نشنیده‌اند. همه جا خشک و آفتاب خورده است. رودخانه خشک شهر با، ش را در امتداد شهر گسترانیده است. انبوه درختچه‌ها، علف‌زارها و نیزارهای اطرافش، پژمرده و بی‌طراوت و از نفس افتاده به نظر می‌رسند.
از و ان مردم که نپرس، لاغر و رنجور؛ در اسارت لشکر عطشند. همین طور حیوانات صحرا و مرغان هوا که همه تشنه و افسرده‌اند. زمین و زمان در چنگ آفتاب است. هیولای مرگ، در آسمان شهر به پرواز آمده است.
انسان‌ها نیز در وضعیت بدتری به سر می‌برند. آنها برای رهایی از عفریت مرگ و نجات از کابوس خش الی، دست به هر کاری زده‌اند؛ در فرجام تکاپوهای بی‌حاصل، ناگزیر، روانه دربار می‌شوند و مشکل خود را با خلیفه در میان می‌گذارند. خلیفه، بزرگان شهر را فرا می‌خواند و با آنها به م می‌پردازد. بعد از ساعت‌ها شور و م ، بهترین راه نجات را، «خواندن باران» می‌یابند...
زن و مرد، پیر و جوان، کوچک و بزرگ، در حالی که روزه‌دار هستند، به سوی خارج شهر رهسپار می‌شوند. عشق و امید، در چهره‌های رنجور و آفتاب‌زده‌شان نهفته است. ورد زبانشان ذکر و دعا است. جز نزول باران، خواسته دیگری ندارند. خیلی زود، صف‌ها بسته می‌شود. از صفهای طولانی و پشت سرهم گزاران، صحنه‌های جالب و به یادماندنی به وجود می‌آید. همهمه ماس‌آمیز، فضای بیابان را پرکرده است. طولی نمی‌کشد که به پایان می‌رسد. چشم‌های امیدوار به آسمان دوخته می‌شوند. آفتاب همچنان می‌تابد و گرمای نفس‌گیرش زمین و زمان را آتشگون ساخته است. کم‌کم یأس و ناامیدی بر دلها سایه می‌افکند. بر اضطراب و افسردگی‌ گزاران افزوده می‌شود؛ هریک بی‌صبرانه، بیابان را ترک می‌کنند. روز دوم و سوم نیز مراسم ، با همان کیفیت و شکوه بیشتر ادامه می‌یابد؛ ولی ابرهای باران‌زا، همچنان نایاب و رؤیایی، و تنها در عالم ذهن آنان باقی می‌ماند و حسرت چند قطره اشکِ آسمان، دل‌هایشان را به درد می‌آورد!
«جاثلیق»، بزرگ اسقفان ی، رو به راهبان ی می‌کند و با لحن غرورآمیزی می‌گوید:
ـ سه روز است که مسلمانان به صحرا رفته‌اند و با ادای ، از خدا خواسته‌اند تا باران رحمتش را نازل سازد؛ اما هنوز باران نیامده است. اگر آنان بر حق بودند، حتماً تا حالا باران آمده بود؛ امروز نوبت ماست تا حقّانیت خود را به آنان نشان دهیم.
سخنانش که تمام می‌شود، راه می‌افتد. راهبان و سایر یان نیز از دنبالش گام بر می‌دارند و لحظاتی بعد، ناقوس عبادت به طنین در می‌آید و آنان طبق شیوه خویش به و عبادت می‌پردازند و از خداوند، طلب باران می‌کنند. طولی نمی‌کشد که ابرهای تیره و باران‌آور، کران تا کران آسمان را فرامی‌گیرند و قطره‌های بارانِ درشت و پُرآب، از دل آسمان گرم و دم کرده « سامرّا» فرو می‌ریزند.
صحنه عجیبی است! مثل اینکه معجزه بزرگی رخ داده است. به همین جهت، یان را شادی و شاد فرامی‌گیرد. و به پاس این موفّقیت بزرگ، به یکدیگر دست می‌دهند و حقّانیت خویش را به رخ مسلمانان می‌کشند. مسلمانان نیز با دیدن آن همه باران، به تحسین آنان می‌پردازند و به دین و آیین آنها متمایل می‌شوند. راهبان ی برای جلب توجّه بیشتر مسلمانان و تسخیر قلب‌های آنان، روز بعد نیز مراسم ویژه عبادی خود را در دامن صحرا انجام می‌دهند. این‌بار نیز از دل آسمان، شکافی گشوده می‌شود و سرانجام جویبارهای سرمستی از دامن دشت‌ها و کوهساران جاری شده و از به‌هم پیوستن آنها، سیلاب‌های خشمگین و موّاج ایجاد می‌شود و رودخانه تفتیده شهر را پرآب می‌سازند.
یان با آب و تاب، از ایجاد یک معجزه بزرگ سخن می‌گویند. کرامت آنان، زبان به زبان به گوش خلیفه می‌رسد. لحظه به لحظه بر عزّت و آبرومندی آنان افزوده می‌شود. تمایل مسلمانان به یت، خلیفه را به وحشت می‌اندازد. احساس شرم، از قیافه پریشانش به خوبی قابل تشخیص است. به فکر فرو می‌رود. طولی نمی‌کشد که در ذهنش جرقّه‌ای جان می‌گیرد. او بعد از چند لحظه تفکّر، «صالح بن وصیف» را فرامی‌خواند و خطاب به او می‌گوید:
ـ کلید این معمّا در دست «ابن‌الرّضا»1 است؛ هرچه زودتر او را حاضر کن.
ابن‌الرّضا را از زندان می‌آورند. خلیفه با دیدن چهره مصمّم و با صفای او، به سخن می‌آید:
ـ ابامحمّد!2 امّت جدّت را دریاب که گمراه شدند!
علیه‌السلام آرام و خون‌سرد، خطاب به وی می‌فرماید:
ـ از جاثلیق و دیگر راهبان ی بخواهید تا فردا نیز به صحرا بروند!
ـ به صحرا بروند؟! برای چه؟
ـ برای ادای باران.
ـ در این چند روز به اندازه لازم باران آمده است؛ مردم دیگر احتیاجی به باران ندارند!
ـ می‌خواهم به کمک خدای متعال، شکّ و شبهه‌ها را برطرف سازم.
ـ در این صورت، مردم را نیز باید فرابخوانیم.
آنگاه به صالح بن وصیف، که در کنارش ایستاده است، چشم می‌دوزد و با لحن آمرانه‌ای می‌گوید:
ـ به بزرگ اسقفان و راهبان ی اطلاع بده تا فردا به صحرا بیایند؛ به جارچیان هم بگو مردم را خبر کنند تا شاهد کشف «حقیقت» باشند.
ساعتی نمی‌گذرد که جمعیّت زیادی در صحرا جمع می‌شوند. گویا م ی ب ا شده است. در یک سو، جاثلیق و راهبان ی ایستاده‌اند؛ لباس‌های بلند و مخصوصی به تن دارند. گردن‌بندهای صلیبی که روی ‌هایشان آویخته شده است، در مقابل نور خورشید می‌درخشند. جاثلیق مغرور و گردن برافراشته، قدم می‌زند. گاهی بعضی از راهبان با خنده و شادمانی، خودشان را به او نزدیک می‌کنند و درگوشی با او سخن می‌گویند. جاثلیق نیز با لبخندهای پی د ی و جنباندن سر، سخنان آنان را تأیید می‌کند.
طرف دیگر بیابان، محلّ استقرار مسلمانان است. آنان نیز دسته دسته دورهم حلقه زده‌اند و در انتظار آمدن خلیفه و درباریان، لحظه شماری می‌کنند. برخی از آنان که شیفته جاه و جلال یان شده‌اند، سخنان مأیوس کننده‌ای بر زبان می‌آورند. یکی می‌پرسد:
ـ چرا اینجا جمع شده‌ایم؛ مگر روزهای قبل، آنها را نیازمودیم؟
دیگری پاسخ می‌دهد:
ـ چرا، آزموده‌ایم؛ این‌بار می‌خواهیم رسماً ی شویم.
صدای خنده در فضای گسترده صحرا می‌پیچد. مرد مؤمنی که تاب شنیدن چنین حرفهایی را ندارد؛ بی‌صبرانه رو به جمعیّت کرده، می‌گوید:
ـ اگر صبر کنید، همه چیز روشن می‌شود؛ این بار «ابن‌الرّضا» در بین ماست. او از بهترین بازماندگان خاندان رسول خداست. مگر اجداد او در جریان «مباهله»،3 باعث سر افکندگی یان نجران نشدند؟!
یکی دیگر از مسلمانان که تا حال سکوت اختیار کرده است، با بی‌حوصلگی می‌گوید:
ـ چرا، این را شنیده‌ایم؛ ولی رسول خدا، کجا و ابن الرّضا کجا؟ از دست یک فرد زندانی چه کاری ساخته است؟
صدای خشمگینانه‌ای در فضای بی‌حدّ و حصر صحرا به طنین می‌آید. چشم‌ها به وی دوخته می‌شود. او پیرمردی است با محاسن سفید، قامت کشیده و چهره جذّاب و دوست‌داشتنی. با اینکه لحنش دلسوزانه است؛ اما در صدایش نوعی غضب نهفته است. او که از شنیدن سخنان هم‌کیشانش دلتنگ شده است، می‌گوید:
ـ ای مردم! رسول خدا، ما و ابن‌الرّضا، جانشین اوست. تمام فضل و کمال ، در او تجلّی یافته است. برای اینکه سخنانم را باور کنید، ناگزیرم کرامتی عجیب از آن حضرت برایتان تعریف کنم؛ به خدا سوگند! از «ابوهاشم‌جعفری»4 شنیدم که می‌گفت:
ـ «روزی خدمت ابن‌الرّضا بودم، حضرت سوار بر اسب، به جانب صحرا می‌رفت. من نیز او را همراهی می‌ . در مسیر راه به فکر فرو رفتم. در عالم ذهن، به یادم آمد که:
ـ زمان ادای بدهی‌ام فرا رسیده است و اکنون برای پرداخت آن چیزی در بساط ندارم!
هنوز در عالم ذهن سیر می‌ که حضرت رو به من کرد و فرمود:
ـ غصّه نخور! خداوند آن را ادا می‌کند.
آنگاه از فراز اسبش به سوی زمین خم شد و با تازیانه‌ای که در دست داشت، خطّی کوچک بر زمین کشید و فرمود:
ـ ای ابوهاشم! پیاده شو و آن را بردار و مخفی کن.
پیاده شدم و دیدم قطعه طلایی است که بر زمین افتاده است. آن را برداشتم و مخفی .
همچنان به مسیر ادامه دادیم. در حال پیمودن راه بودیم که بار دیگر در ذهنم خطور کرد:
ـ امیدوارم به اندازه طلبم باشد؛ به هر صورت، طلبکارم را با این مقدار راضی می‌کنم و بعد از آن، برای رفع نیازهای زمستان خانواده‌ام...
صدای دلربای ابن‌الرّضا، رشته افکارم را کرد. نگاه ؛ در حالی که به طرف زمین مایل شده بود، با تازیانه‌اش خطّی دیگر کشید و فرمود:
ـ پیاده شو و آن را نیز بردار و مخفی کن.
پیاده شدم. چشمم به قطعه نقره‌ای افتاد، آن را نیز برداشتم و مخفی .
طولی نکشید که از آن حضرت جدا شدم، قطعه طلا را فروختم. پول آن، درست معادل قرضی بود که به عهده داشتم. آن را به مرد طلبکار دادم. سپس قطعه نقره را فروختم و با قیمت آن، مخارج زمستان خانواده‌ام را بدون کم و کاست، تهیّه .»5
پیرمرد بعد از نقل این کرامت، به سخنش چنین ادامه داد:
حال، از آنهایی که نسبت به فضایل خاندان رسول خدا شکّ و شبهه دارند، می‌پرسم:
ـ چه ی چنین قدرتی دارد؟
ص از آن سوی جمعیّت بلند می‌شود:
ـ هرچه در فضائل و کمالات خاندان پیغمبر بگویی، کم گفته‌ای؛ من هم خاطره‌ای شنیدنی از ابن‌الرّضا دارم که....
ـ چه خاطره‌ای؟ اسماعیل بن محمد6! پس چرا آن را تعریف نمی‌کنی؟
ـ «یک روز در مسیر حرکت ابن‌الرّضا به انتظار نشستم. هنگامی که از مقابلم عبور می‌کرد، از فقر و بدبختی‌ام شکایت و گفتم:
ـ به خدا سوگند! بیش از یک درهم ندارم...
حضرت رو به من نمود و فرمود:
ـ چرا سوگند دروغ می‌خوری؛ در حالی که دویست دینار زیر خاک دفن کرده‌ای؟...
آنگاه رو به غلامش کرد و فرمود:
ـ هرچه پول به همراه داری، به او بده.
بعد از آنکه غلام «صد دینار» به من داد، حضرت فرمود:
ـ هنگام نیاز، از دینارهایی که مخفی کرده‌ای، محروم خواهی شد.
کلامش که تمام شد، به مسیرش ادامه داد و رفت. طولی نکشید که آن صد دیناری که از حضرت گرفته بودم، مصرف شد. چند روز بعد، نیاز شدیدی پیدا . به ناچار دنبال دینارهایی که مخفی کرده بودم، رفتم. هرچه آن محل را گشتم، آنها را نیافتم. بعدها فهمیدم که پسر عمویم (پسرم) آنها را برداشته و گریخته است.»7
سخن از کرامات ابن‌الرّضا و فضل و کمالات خاندان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم همچنان ادامه دارد که خبر ورود خلیفه و اطرافیانش در بین جمعیت می‌پیچد.
خلیفه و درباریانش قدم به صحرا می‌نهند. ابن‌الرّضا نیز در بین آنها جلوه می‌نماید. فروغ نگاه‌های مردم به جمال زیبا و سیمای نورانی می‌افتد. خلیفه، فرمان می‌دهد تا جاثلیق و راهبان ی برای طلب باران دست به آسمان بلند کنند و از خداوند بخواهند تا بار دیگر، باران رحمتش را بر آنان نازل کند. طولی نمی‌کشد که دست‌های آنان رو به آسمان برافراشته می‌شوند. هماندم در آسمان پُر حرارت و آفت ، انبوه ابرهای باران‌زا ظاهر شده و قطره‌های درشت باران، مرواریدگونه فرومی‌ریزند. همه نگاه‌ها به ابن‌الرّضا دوخته شده است. او راهبی را نشان داده، فرمان جست و جوی لابه لای انگشتان او را صادر می‌کند. خلیفه بیش از دیگران شگفت‌زده به نظر می‌رسد. او از خودش می‌پرسد:
ـ آیا ممکن است چیزی در میان انگشتان آن راهب وجود داشته باشد که به وسیله آن باران ببارد؟!
غلام حضرت به تندی دور آن راهب را می‌گیرد و در مقابل چشمان مردم، به جست و جوی دستش می‌پردازد. شی‌ء کوچک و سیاه فامی را از میان انگشتانش بیرون می‌آورد و به ابن‌الرّضا تحویل می‌دهد. گویا آن حضرت، شی‌ء مورد نظر را به خوبی می‌شناسد. به همین جهت، آن را با احترام خاص در پارچه‌ای می‌پیچد و سپس خطاب به آن راهب ی می‌فرماید:
ـ اینک، طلب باران کن.
راهب باردیگر دست‌هایش را به سوی آسمان بلند می‌کند. این بار نیز چشم‌ها به آسمان دوخته می‌شوند. ابرها در حال جا به جایی است و خورشید از پشت تراکم ابرهای سرگردان، نمایان می‌شود.
رنگ از صورت جاثلیق و راهبان ی پریده است. آنها بیش از این، تحمّل نگاه‌های ملامتگر و نیشخندهای مردم را ندارند؛ با سرافکندگی به سوی خانه‌های خود باز می‌گردند. مردم که حس شگفت‌زده شده‌اند، به ابن‌الرّضا چشم می‌دوزند. خلیفه در حالی که به آن شی‌ء خیره شده است، می‌پرسد:
ـ ای پسر رسول خدا! آ



مشاهده متن کامل ...
پایان تاریخ از دیدگاه فلسفۀ ی - از: امید شمس آذر
درخواست حذف اطلاعات
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم

همچو موسی "أرنی"گوی به میقات بریم

(حافظ)

میقات پابرهنگان

از عارف بزرگ و بنیانگذار عرفان نظری ی محی الدین ابن عربی(ره)سخنی نقل شده با این مضمون که: «هرگاه دیدید مردمان جهان دسته دسته به سوی نوعی روزه روی آوردند،سلام مرا به سید هاشمی(عج) برسانید».تاکنون اقوال بسیاری درتفسیر این سخن از سوی بزرگان عرفان و کلام ی عنوان شده است، امّا هیچکدام شان به طور کامل مورد تأیید صاحبانشان قرار نگرفته اند.

عمدۀ بحث در تفسیر این کلام،در منظور از روزه است که چه می تواند باشد.

نگارنده که ابتدا طی مباحث حضرت حجة ال و المسلمین فاطمی نیا با این مقال آشنا شدم،هیچ گونه ادّعایی در زمینۀ کلام و حکمت ندارم و -خدای ناکرده- تکیه بر جای بزرگان به گزاف نمی زنم؛ امّا تنها در حدّ یک اظهارنظر با اجازۀ آنان و در صورت تأییدشان، مطالبی در تأویل این سخن عنوان می نمایم. ابتدا لازم به یادآوری می دانم که در روایات دینی آمده است که "الکاذبون الوقّاتون (تعیین کنندگان وقت برای ظهور دروغگویند)"، ولی در عین حال، با مشاهدۀ یک سری علایم و شواهد، می توان نزدیک بودن زمان ظهور را حدس زد؛ و روایات دینی این را تأیید می کنند. در اینجا نیز ابن عربی، جمیع علایم ظهور و دلایل نزدیک بودن آن را در مهم ترین آنها خلاصه کرده است.

آنچه که از قرآن کریم و احادیث بزرگان دین می توان به عنوان فلسفه وحکمت روزه است اج کرد،عمدتاً شامل مواردی از این قبیل است:

1)در درجۀ اول همدردی با مستضعفان و محرومان که تمام سال را با گرسنگی و خوراک اندک،روزگار می گذرانند.

2)یادآوری گرسنگی و تشنگی روز قیامت.

3)قدر دانستن نعمت های خداوندی با عادت دادن نفس به قناعت و ساده زیستی.

4)پرهیز از کاهلی و شکم بارگی برای آمادگی رویارویی با دشمنان و نیز مخاطرات طبیعی.

5)تمرین مجاهدت با نفس،از طریق بازداری خویش از یک سری لذت ها.

6)ذخیرۀ سرمایۀ یک ماهۀ مسلمین در بیت المال.

7)صحت بدن؛و بسیاری فواید مادی و معنوی دیگر.

در کلام ابن عربی(ره)،منظور از روی آوردن دسته جمعی مردمان جهان به سوی نوعی روزه،در حقیقت رواج یافتن شه ای عمومی در سطح جهان است که اساس آن را همین اصولی تشکیل می دهند که فلسفۀ روزه شمرده می شوند و روزه داری ماه رمضان نیز به خاطر گسترش و سرلوحۀ عمل قرار گرفتن همین اصول، بر مسلمین واجب گردیده است. این اقبال دسته جمعی، واقعیّتی گری پذیر است و فلسفۀ تاریخ، آن را ثابت می کند؛ یعنی سیر طبیعی تاریخ بشر در قالب فلسفۀ خلقت و با واسطه گری عامل زمان -که هدف نهایی آن بازگشت همۀ مخلوقات به سوی خالق خودشان است- در مرحله ای خاص از سرنوشت او که با نام آ ا مان شناخته می شود -و در اینجا اوا آن مورد نظر است- انسان ها را به سمت فراگیر شدن چنین شه ای در میانشان، سوق می دهد.

خلاصۀ این سیر تاریخی،بر اساس آنچه از روایات دینی و شاخصه های فلسفۀ ی به دست می آید،از این قرار است:

خدا بود و جز خدا هیچ نبود.«خالق عالم برای اینکه تنها نباشد،قدرت و عظمت خویش را بر خود متجلی می نماید.لذا نوری از خود به جهان نیستی پرتاب می نماید و از روح خودش در آن می دمد و زمان را [در ظاهر] بر وی مسلط ساخته و در طی مدتی کوتاه،تمام افلاک و ک شان ها و منظومه ها وسیارات و ثوابت از آن یک ذره نور به جهان هستی گسترده می شود».نوری که یونانیان باستان "هیولی" نامش داده اند و احادیث ی نامش را "علی[ع]" گفته اند.چون خدا به زمان فرمان توقف دهد،نظم موجود بین تمام ذرات عالم از بین رفته و همگی فوراً به مبدأ اولیۀ خود برمی گردند. و هستی از عالم رخت بر می بندد.«یعنی دنیای مادی بلاقاصله از بین رفته و دنیای معنوی شروع می شود برای برای انسانهایی که قبلاً بوده اند؛ولیکن دنیای مادی دیگری به فرمان خالق عالم دوباره خلق می شود که مثل همین ک شان ها و کرات به وجود می آیند روز از نو، روزی از نو.... .این تسلسل در عالم ازاول بوده و هنوز هم ادامه دارد و هرگز هم پایان ندارد.تا خدای عالم خ می کند،این تسلسل هم وجود دارد».(منبع:فلسفۀ خلقت،پرویز خوش وقت،تهران،1380)

در این میان،هدف غایی آفرینش خلایق،سیر الی الله و اقامۀ حق است؛و از این بین،انسان که اشرف مخلوقات است،آرمانش- که با تکلیفش مطابق است- سنگین تر،پیچیده تر و در عین حال،تعریف شده تر است.به دلیل اینکه انسان موجودی اجتماعی آفریده شده،سیر این مسیر نیز برای او،روند تحقق اجتماعی دارد.این سیر جمعی که به وسیلۀ بارور شدن وتکامل عقل صورت می پذیرد،بدین طریق است که:

وقتی عقل انسان ها به حد کافی تکامل یافته و آماذگی پذیرش تعالیم الهی را پیدا کرد، ان بر بشر مبعوث می شوند؛ ان که حجت زمان خود بودند،اولین شان حضرت آدم صفی الله(ع) و آ ین شان اعظم(ص) می باشند.در روایات دینی تأکید شده است که از زمان آدم،زمین هیچ گاه خالی از حجت خدا نبوده است.«تمام کتب آسمانی از یک مرجع بر تمام انبیاء نازل شده است.تمام انبیاء قبل از حضرت محمد(ص) مسلمان بودند و پیروان آنها نیز مسلمان بودند؛منتها احکام الهی ابتدا از آسان ترین شروع شده و به بشر ابلاغ شده که کم کم انسان ها به ان عمل کرده و عادت کنند».تا اینکه آ ین صورتش در دین آ ین پیانبر الهی و کتاب آسمانی قرآن کریم،بروز یافته است.بعد از اتمام رس خاتم(ص) –که خود اشرف انسان ها بود- دیگر دین جدیدی نیانده و ی بر بشر مبعوث نشد؛زیرا انسان ها از این به بعد به مرحله ای از بلوغ و کمال عقلی رسیده اند که با تکیه بر عقل خویش "با سرلوحه قرار دادن فرامین ابلاغ شدۀ خدا" ،می توانند حق را از باطل تشخیص داده و به تکلیف خود عمل نمایند.اگر هم احیاناً گمراه شوند،فقط از روی کم کاری و هوا پرستی است و بهانه شان پذیرفته نیست؛چرا که آنچه گفتنی بود از طرف خدا گفته شد و برهان الهی بر همگان کامل گردید.(اصولاً برهان الهی در همۀ زمانها به نسبت کشش اهل آن زمان کامل بوده و همۀ ادیان الهی صورتی تکمیل نشده از دین واحد الهی یعنی بودند).ولی به دلیل عدم تکمیل ظرفیت،تجلی کامل حقیقت تا ظهور آ ین دین الهی به تأخیر افتاد.و در این میان نخستین گروندگان به حجت زمان خود که "خواص" آن زمان محسوب وی شوند،آنانی اند که بیشتر از ظرفیت مورد انتظار و جلوتر از مناسبات زمان خود،در طریق رسیدن به خدا گام برمی دارند و عمده تلاش شان،بالغ عقول هم نوعان زمان خودشان است.

گفتنی است قطع وحی و اینکه بعد از نزول آ ین دین الهی دیگری مبعوث نشود،از یک طرف نوعی خسارت است،ولی از طرف دیگر نشان از کمال عقلی و معرفتی بشر دارد.همین طور بعد از اتمام فروغ خورشید آ ین الهی(ص)،ستارگان خاندان عصمت و طهارت بر آسمان ت و ولایت ظاهر می شوند،ولی ایشان نیز یکی پس از دیگری به شهادت می رسند و ای باعث می شود در ایام حیات ظاهری هم،تحت فشار سردمداران تقیه پیش بگیرند؛این امر نیز از طرفی خسارت و از طرفی حاکی از کمال معرفتی امت است.همچنین زندانی شدن و تحت نظر قرار گرفتن ان معصوم(علیهم السلام) تا زمان یازدهم به اوج می رسد تا آنکه دوازدهم(عج) رسماَ از شیعیان خود غایب می گردند و ارتباط با آن حضرت به وسیلۀ نواب خاص میسر می شود.این امر نیز دارای همان دو جنبۀ خسارت و کمال است.بعد از به پایان رسیدن دورۀ غیبت صغری،نواب خاصکه در حکم کوه هایی محکم،ضامن بقا و استواری جامعۀ بشری اند،جای خود را به نواب عام وا می گذارند و شیعیان به ظاهر بسان ماده شتران آبستنی که بی ساربان بمانند،به حال خود رها می شوند و می روند تا با حوادث سهمگین دوران طولانی مدت غیبت کبرای زمانشان دست و پنجه نرم کنند و بتوانند در هجوم دشمنان،روی پای خود بایستند.این امر نیز باز مانند موارد قبلی است.

ملاحظه می کنید که سنت الهی در همۀ این دوره های تاریخ بشری،کمال عقلی و "خود اتکایی" انسان را ولو به قیمت محرومیت از ارتباط مستقیم با محضر حجج خداوندی تمام شود،در اولویت قرار داده است.معلوم است که انسان ها و از نیان آنها مسلمانان و از میان آنها شیعیان،در مراحل ابت هرگز دارای این ظرفیت نبودند که برای چنین دوران سهمگینی(غیبت کبری) آمادگی داشته باشند.(برگرفته از مباحث حجة ال علی ثقفی، محقق و مدرس )

در تمامی این دوران ها از اولین (ع) تاکنون، "خواص" پیش گفته با الگو قرارگرفتن برای تودۀ اهل زمانۀ خود،مرحله ای از طریق را سیر کرده و زمینه را برای رسیدن عوام فراهم می سازند.وقتی اکثریت اهل زمانه به آن مرحله از راه رسیدند،باز گروهی که از میان آنان خواص به شمارمی آیند،مرحلۀ دیگری را پیموده و بقیه را به دنبال خود می کشانند.این روند اجتماعی هرچه تکرار می شود،فاصلۀ عوام با خواص نیز کمتر می شود؛به طوری که عوام مراحل آ ،هم سطح خواص مراحل اول می گردند و آن قدر این سیر ادامه می یابد تا آنکه در آستانۀ آ ین مراحل، دیگر موضوعی به نام عوام و خواص باقی نماند و خواص رو به خاساری و گمنامی و ساده زیستی آورند و توده های مردم جهان،دسته دسته در تکاپوی عبور از یک راه "سهل الوصول" و در عین حال "اصیل" به منظور رسیدن به صلاحیت قابل قبول برای هم رک حضرت عصر(عج) باشند.در اصل،شیعیان آنگاه که به کمال معرفتی و رشد فکری و رسیدند،قبل از ظهور (عج)، از تکلیف آنچه را که می دانند به کار می بندند و با فراهم زمینه های "عملی" ظهور،آمادگی خود را اعلام می کنند و ظهور حضرت(عج) حکم "ضربۀ نهایی" را دارد که بر پیکرۀ موانع انسانیت وارد می آید و بعد از آن،عالمیان به سعادت غایی می رسند.در این میان،تمام آزادگان و مستضغفان جهان که در دل خود به دنبال نور حقیقت اند،حتی اگر مسلمان هم نباشند(اهل سنت که جای خود دارد)،می توانند شیعه را همراهی کنند.

آمادگی عمومی اوضاع جهانی که از آن تعبیر به "انتظار"می شود،در جامع ترین تعریف،به وسیلۀ روی آوردن مسلمانان و سایر مردمان جهان به سوی همان شه هایی قابل تحقق است که به صورت نمادین فلسفۀ فریضۀ روزه به شمار می روند؛ نیز معلوم است که این اقبال دسته جمعی انسان ها می باید قالبی رسمی و سازمان یافته داشته باشد که از سوی منادیان حق یا همان خواص آ ا مان برای آزادگان جهان ابلاغ می شود؛در واقع جهانیان روی می آورند به سوی نهادی عمومی و مردمی که در آ ا مان توسط خواص شیعه تأسیس می شود و ارکان آن را در شه و عمل،اصولی همچون "همدردی با مستضعفان و محرومان، قناعت و ساده زیستی، آمادگی همیشگی در برابر تهدیدات، تهذیب نفس و تعالی روح، تلاش در جهت توسعۀ عد محور و همه جانبۀ جامعه،آگاهی و بیداری ، مقاومت، ایثار و...." تشکیل می دهند؛و چنانکه ملاحظه گردید، استقبال و روی آوری گستردۀ اقشار مردمان به چنین نهاد و چنین شه هایی، تقدیر گریز ناپذیر الهی است.

و به راستی، آن کدام نهاد و کدام شه است -با این توضیحات- جز همان که اینک با نام "بسیج و تفکر " می شناسیم؟ آری بسج، "مدرسۀ عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی که پیروانش بر گلدسته های آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند" ، "لشکر مخلص خدا که دفتر آن را همۀ مجاهدان،از اول تا آ امضاء نموده اند" و "میقات پابرهنگان و معراج شۀ پاک ی که تربیت یافتگان آن،نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند". نهاد مقدسی که در آغازین ماه های پیروزی انقلاب ی ایران، نهالش به فرمان بنیانگذار نهضت، کبیر(ره) نشانده شد و با خون ء آبیاری شد و تبدیل گشت به "شجرۀ طیبه و درخت تناور و پر ثمری که شکوفه های آن،بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد".

درختی که چندی است سایه سارش را بر اقصی نقاط عالم، از خاور میانه و قارۀ ی لاتین تا اروپا و آفریقا گسترده و ملت ها و ت های خواه و استقلال طلب جهان -اعم از مسلمان و غیر مسلمان- را به الگو گیری از خود، واداشته است.معنای نهایی قول محی الدین:

«هر گاه دیدید تفکر بر سراسر جهان حاکم شد،پیشاپیش سلام مرا به مهدی فاطمه(ع) برسانید و خود را برای روز میعاد آماده کنید».

و پایان سخن آنکه:

«بسیج میقات پابرهنگان است و سرانجام،زمین میقات پابرهنگان خواهد شد».



مشاهده متن کامل ...
اعزامهای عتبات عالیات شهریور تا آبانماه 95
درخواست حذف اطلاعات
اطلاعیه حج وزیارت استان درموردثبت نام اعزامهای عتبات عالیات

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ 23 مرداد 1395 00:00 ( گروه: عتبات عالیات )

اطلاعیه حج وزیارت استان درموردثبت نام اعزامهای عتبات عالیات

مدیریت حج وزیارت استان کرمانشاه به اطلاع متقاضیان ثبت نام به منظور اعزام به عتبات عالیات عراق(گروههای اعزامی از تاریخ: 95/06/13 لغایت 95/08/15) می رساند جهت ثبت نام درکاروانها همه روزه ازساعت 8 صبح الی 17 بعدازظهربه دفاترزیارتی مجازتحت پوشش سازمان حج وزیارت درسطح استان مراجعه نمایند.وازعزیمت بصورت انفرادی بدلیل مشکلات امنیتی اکیداًخودداری نمایند.

تاریخ اعزام نام کارگزار کد کارگزار ردیف
1395/06/13 نسیم یاس 55008 1
1395/06/14 باب النبی 55010 2
1395/06/14 باب النبی 55010 3
1395/06/15 میقات نور غرب 55006 4
1395/06/16 راهیان مهدی (عج) 55011 5
1395/06/17 جولان گشت غرب 55003 6
1395/06/18 ندای ثقلین 55012 7
1395/06/18 شجره ارعلی(ع) 55004 8
1395/06/19 انصار نور کرمانشاه 55015 9
1395/06/20 ندای عرفه 55009 10
1395/06/22 پرواز ملکوت 55013 11
1395/06/23 راهیان عرفات 55016 12
1395/06/24 انوار البقیع 55017 13
1395/06/25 تبوک 55002 14
1395/06/25 میقات نور غرب 55006 15
1395/06/26 نور قبا 55014 16
1395/06/27 جولان گشت غرب 55003 17
1395/06/29 محبان اهل بیت(ع) 55007 18
1395/06/30 ندای عرفه 55009 19
1395/06/31 ندای ثقلین 55012 20
1395/07/01 انصار نور کرمانشاه 55015 21
1395/07/01 شجره ارعلی(ع) 55004 22
1395/07/02 باب النبی 55010 23
1395/07/03 جولان گشت غرب 55003 24
1395/07/05 نسیم یاس 55008 25
1395/07/06 تبوک 55002 26
1395/07/07 میقات نور غرب 55006 27
1395/07/08 محبان اهل بیت(ع) 55007 28
1395/07/08 جولان گشت غرب 55003 29
1395/07/09 ندای عرفه 55009 30
1395/07/10 ندای ثقلین 55012 31
1395/07/12 راهیان مهدی (عج) 55011 32
1395/07/13 شجره ارعلی(ع) 55004 33
1395/07/14 انصار نور کرمانشاه 55015 34
1395/07/15 راهیان عرفات 55016 35
1395/07/15 بیت عتیق 55005 36
1395/07/16 انوار البقیع 55017 37
1395/07/17 پرواز ملکوت 55013 38
1395/07/19 نور قبا 55014 39
1395/07/20 محبان اهل بیت(ع) 55007 40
1395/07/21 تبوک 55002 41
1395/07/22 راهیان مهدی (عج) 55011 42
1395/07/22 ندای عرفه 55009 43
1395/07/23 میقات نور غرب 55006 44
1395/07/24 ندای ثقلین 55012 45
1395/07/26 بیت عتیق 55005 46
1395/07/27 پرواز ملکوت 55013 47
1395/07/28 محبان اهل بیت(ع) 55007 48
1395/07/29 انوار البقیع 55017 49
1395/07/29 جولان گشت غرب 55003 50
1395/07/30 نور قبا 55014 51
1395/08/01 تبوک 55002 52
1395/08/03 انصار نور کرمانشاه 55015 53
1395/08/04 نسیم یاس 55008 54
1395/08/05 شجره ارعلی(ع) 55004 55
1395/08/06 بیت عتیق 55005 56
1395/08/06 ندای عرفه 55009 57
1395/08/07 میقات نور غرب 55006 58
1395/08/08 محبان اهل بیت(ع) 55007 59
1395/08/10 پرواز ملکوت 55013 60
1395/08/11 راهیان مهدی (عج) 55011 61
1395/08/12 نور قبا 55014 62
1395/08/13 ندای ثقلین 55012 63
1395/08/13 تبوک 55002 64
1395/08/14 راهیان عرفات 55016 65
1395/08/15 بیت عتیق 55005 66


مشاهده متن کامل ...
اورازان
درخواست حذف اطلاعات

aks ketab orazan

روستایی زیبا  در دل کوههای البرز مرکزی - 90 کیلومتری کرج - 12کیلومتری مرکز طالقان(شهرک)

جلال آل احمد نویسنده صاحب سبک و کتابهای:

خسی در میقات-نون والقلم-مدیر مدرسه- زن زیادی-سرگذشت کندو ها- از رنجی که میبریم-7مقاله 3مقاله-سنگی بر گوری-3تار-بچه مردم-لاک صورتی-ارزی شتابزده-غربزدگی-اورازان-تات نشینان بلوک زهرا- سفر روس _ فرنگ_ - ولایت عزرائیل...

  کتاب اورازان

پس از باز شدن صفحه ( رد تبلیغ) را بزنید.

 

 




description: تصویر




زندگی نامه جلال آل احمد


جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدرش در وت ت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.

جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس تی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:

« دبستان را که تمام ، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »

پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.

در «کارنامه سه ساله» ماجرای رفتن به عراق را این گونه شرح می دهد:

«تابستان 1322 بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بیگانه و رفت و آمد وحشت انگیز u.k.c.c و قرقی که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگی از مشهر به استالینگراد برسد. به قصد تحصیل به بیروت می رفتم که آ ین حد نوک دماغ ذهن جوانی ام بود. و از راه مشهر به بصره و نجف می رفتم که سپس به بغداد والخ .... اما در نجف ماندگار شدم. میهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چیزی در حدود گریزی، از راه خانقین و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر

پس از بازگشت از سفر، آثار شک و تردید و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده می شود که بازتابهای منفی خانواده را به دنبال داشت.

«شخص من که نویسنده این کلمات است، در خانواده خود همان وقت لامذهب اعلام شد ه دیگر مهر زی یشانی نمی گذاشت. در نظر خود من که چنین می ، بر مهر گلی خواندن نوعی بت پرستی بود که هر نوعش را نهی کرده، ولی در نظر پدرم آغاز لا مذهبی بود. و تصدیق می کنید که وقتی لا مذهبی به این آسانی به چنگ آمد، به خاطر آزمایش هم شده، آدمیزاد به خود حق می دهد که تا به آ براندش

آل احمد در سال 1323 به حزب توده ایران پیوست و عملاً از تفکرات مذهبی دست شست. دوران پر حرارت بلوغ که شک و تردید لازمه آن دوره از زندگی بود، اوج گیری حرکت های چپ گرایانه حزب توده ایران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهای تند وانقل آن حزب و درگیری جنگ جهانی دوم عواملی بودند که باعث تغییر مسیر فکری آن احد شدند.

همه این عوامل دست به دست هم داد تا جوانکی با انگشتری عقیق با دست و سر تراشیده، تبدیل شد به جوانی مرتب و منظم با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار یی شود.

در سال 1324 با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند
داستان کوتاه دیگر در مجموعه "دید و بازدید" به چاپ رسید. آل احمد در نوروز سال 1324 برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد:

«در آبادان اطراق . پانزده روزی. سال 1324 بود، ایام نوروز و من به مأموریتی برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته اش به آن ولایت می رفتم و اولین میتینگ در اهواز از بالای بال ی کنار خیابان".

آل احمد که از دانشسرای عالی در رشته ادبیات فارسی فارغ حصیل شده بود، او تحصیل را در دوره ای ادبیات فارسی نیز ادامه داد، اما در اوا تحصیل از ادامه آن دوری جست و به قول خودش «از آن بیماری ( شدن) شفا یافت».

به علت فعالیت مداومش در حزب توده، مسؤولیتهای چندی را پذیرفت. خود در این باره می گوید:

«در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره.... و از اوایل 25 مأمور شدم زیر نظر طبری «ماهنامه مردم» را راه بیندازم که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآوردم حتی شش ماهی مدیر چاپخانه حزب بودم

در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به ی خلیل ملکی و 10 تن دیگر از حزب توده جدا شد. آنها از ی حزب و مشی آن انتقاد می د و نمی توانستند بپذیرند که یک حزب ایرانی، دست کشور بیگانه باشد. در این سال با همراهی گروهی از همفکرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند.

آل احمد با نثر عصیانگرش اینگونه می گوید:

«روزگاری بود و حزب توده ای بود و حرف و سخنی داشت و انقل می نمود و ضد استعمار حرف می زد و م ع کارگران و دهقانان بود و چه دعویهای دیگر و چه شوری که انگیخته بود و ما جوان بودیم و عضو آن حزب بودیم و نمی دانستیم سر نخ دست کیست و جوانی مان را می فرسودیم و تجربه می آموختیم. برای خود من «اما» روزی شروع شد که مأمور انتظامات یکی از تظاهرات حزبی بودیم (سال 23 یا 24؟) از در حزب خیابان فردوسی تا چهارراه مخبرال ه با بازوبند انتظامات چه ف ها که به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به کامیون های روسی پر از سرباز که ناظر و حامی تظاهرات ما کنار خیابان صف کشیده بودند که یک مرتبه جا خوردم و چنان خج کشیدم که تپیدم توی کوچه سید هاشم و ....."

در سال 1326 کتاب «از رنجی که می بریم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسید. پس از این سالها آل احمد به ترجمه روی آورد. در این دوره، به ترجمه آثار «ژید» و«کامو»، «سارتر» و «داستایوسکی» پرداخت و در همین دوره با سیمین دانشور ازدواج کرد.

«زن زیادی» نیز به این سال تعلق دارد.

در طی سالهای 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده های زمینی را منتشر کرد و در سال 1337 «مدیر مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزیره خارک- در یتیم خلیج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله دیگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگی» «سفر روس»، «سنگی بر گوری» را نوشت و در سال 45 «خسی در میقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمایشنامه ای از اوژان یونسکورا. «در خدمت و خیانت روشنفکران» و «نفرین زمین» و ترجمه «عبور از خط» از آ ین آثار اوست.

آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در این مجلات و رو مه ها فعالیت می کرد.

نکته ای که در زندگی آل احمد جالب توجه است، زندگی مستمر ادبی او است. اگر حیات ادبی این نویسنده با دیگر نویسندگان همعصرش مقایسه شود این موضوع به خوبی مشخص می شود.

جلال در سالهای فرجامین زندگی، با روحی خسته و د ده از تفکرات مادی و به تعمق در خویشتن خویش پرداخت تا آنجا که در نهایت، پلی و معنوی بین وی و خدایش ارتباط برقرار می کرد.

او در کتاب "خسی در میقات" که سفرنامه حج اوست به این تحول روحی اشاره می کند و می گوید: "دیدم که ی نیستم که به میعاد آمده باشد که خسی در میقات آمده است. . ."

این نویسنده پر توان که همواره به حقیقت می شید و از مصلحت شی می گریخت، در اوا عمر پر بارش، به کلبه ای در میان جنگلهای اسالم کوچ کرد.

جلال آل احمد، نویسنده توانا و هنرمند دلیر به ناگاه در غروب روز هفدهم شهریور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگی زندگی را بدرود گفت.

description: تصویر




آثار جلال آل احمد


آثار جلال آل احمد را به طور کلی می توان در پنج مقوله یا موضوع طبقه بندی کرد:

الف- قصه و داستان. ب- مشاهدات و سفرنامه. ج- مقالات. د- ترجمه. هـ- خاطرات و نامه ها.

الف- قصه و داستان

1- دید و بازدید 1324:
نخست شامل ده
داستان کوتاه بود، در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را در بردارد. جلال جوان در این مجموعه با دیدی سطحی و نثری طنز آلود اما خام که آن هم سطحی است، زبان به انتقاد از مسایل اجتماعی و باورهای قومی می گشاید.

2- از رنجی که می بریم 1326:
مجموعه هفت
داستان کوتاه است که در این دو سال زبان و نثر داستانهای جلال به انسجام و پختگی می گراید. در این مجموعه تشبیهات تازه، زبان آل احمد را تصویری کرده است.

3- سه تار 1327:
مجموعه سیزده
داستان کوتاه است. فضای داستانهای سه تار لبریز از ش ت و ناکامی قشرهای فرو دست جامعه است.

4- زن زیادی 1331:
حاوی یک مقدمه و نه داستان کوتاه است. قبل از جلال، صادق چوبک و
بزرگ علوی به تصویر شخصیت ن در داستانهای خود پرداخته اند.
ن مجموعه زن زیادی را قشرهای مختلف و متضاد مرفه، سنت زده و تباه شده تشکیل می دهند.

5- سرگذشت کندوها 1337:
نخستین داستان نسبتاً بلند جلال است با شروعی به سبک قصه های سنتی ایرانی، "یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ نبود" این داستان به بیان ش ت مبارزات سالهای 29 تا 31 حزبی پرداخته است.

6- مدیر مدرسه 1337:
این داستان نسبتاً بلند به نوعی میان خاطرات فرهنگی آل احمد است. خود او در این مورد گفته است:

"حاصل شه های خصوصی و برداشت های سریع عاطفی از حوزه بسیار کوچک اما بسیار موثر فرهنگ و مدرسه"

مدیر مدرسه، گزارش گونه ای است از روابط افراد یک مدرسه با هم و روابط مدرسه با جامعه.

" آل احمد در مدیر مدرسه به نثر خود اعتماد کامل دارد.

قلم دیگر در دستش نمی لرزد و چنین می نماید که شه هایش نیز، در چارچوبی خاص، شکل نهایی خود را یافته است.

به رغم این تکوین شه، جلال ش ت را باور کرده است، لذا به دنبال گوشه ای خلوت می گردد.

7- نون والقلم 1340:
یک داستان بلند تاریخی که حوادث آن مربوط به اویل حکومت صفویان است. زبان نون والقلم به اقتضای زمان آن نسبتاً کهنه است.

8- نفرین زمین 1346:
رمانی روستایی است که بازت از جریانهای مربوط به "اصلاحات ارضی" در آن بیان شده است.

9- پنج داستان 1350:
دو سال پس از مرگ آل احمد چاپ شده است.

10- چهل طوطی اصل (با سیمین دانشور) 1351:
مجموعه شش قصه کوتاه قدیمی از "طوطی نامه" که با تحریری نو نگاشته شده است.

آل احمد در نامه ای خطاب به حبیب یغمایی، مدیر مجله ادبی یغما می نویسد: " و من که جلال باشم وقتی خیال شدن و ادبیات را در سر داشتم به اینها دسترسی یافتم. قرار بود درباره "هزار و یک شب" و ریشه های هندی و ایرانی قصه هایش چیزی درست کنم به رسم رساله، که نشد. . ."

11- سنگی بر گوری 1360:
رمانی است کوتاه و آ ین اثر داستانی آل احمد محسوب می شود. موضوع آن درد بی فرزندی است.

description: تصویر



ب- مشاهدات و سفرنامه ها

اورازان 1333، تات نشینهای بلوک زهرا 1337، جزیره خارک، درٌ یتیم خلیج فارس 1339، خسی در میقات 1345، سفر به ولایت عزرائیل چاپ 1363، سفر روس 1369 ، سفر و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده اند.

ج- مقالات و کتابهای تحقیقی

گزارشها 1325، حزب توده سر دو راه 1326، هفت مقاله 1333، سه مقاله دیگر 1341، غرب زدگی به صورت کتاب 1341، کارنامه سه ساله 1341، ارزی شتابزده 1342، یک چاه و دو چاله 1356، در خدمت و خیانت روشنفکران 1356، گفتگوها 1346.

د- ترجمه

عزاداریهای نامشروع 1322 از عربی، محمد آ ا مان نوشته بل کازانوا نویسنده فرانسوی 1326، باز 1327 از داستایوسکی، بیگانه 1328 اثر آلبرکامو (با علی اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم 1329 از آلبرکامو، دستهای آلوده 1331 از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروی 1333 از آندره ژید، مائده های زمینی 1334 اثر ژید (با پرویز داریوش)، کرگدن 1345 از اوژن یونسکو، عبور از خط 1346 از یونگر (با محمود هومن)، تشنگی و گشنگی 1351 نمایشنامه ای از اوژن یونسکو؛ در حدود پنجاه صفحه این کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پایان ببرد؛ پس از آل احمد منوچهر هزارخانی بقیه کتاب را ترجمه کرد.

هـ- خاطرات و نامه ها

نامه های جلال آل احمد (جلد اول 1364) به کوشش علی دهباشی، چاپ شده است که حاوی نامه های او به دوستان دور و نزدیک است.


خصوصیات نثر جلال آل احمد


به طور کلی جلال نثری آل احمد نثری است شتابزده، کوتاه، برا و نافذ و در نهایت ایجاز.

آل احمد در ش تن برخی از سنن ادبی و قواعد دستور زبان فارسی شجاعتی کم نظیر داشت و این ویژگی در نامه های او به اوج می رسد.

اغلب نوشته هایش به گونه ای است که خواننده می تواند بپندارد نویسنده هم اکنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بیان می کند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات آغاز و انجام آنها را دریابد، سر در گم خواهد شد.
از این رو ناآشنایان با سبک آل احمد گاهی ناگریز می شوند عباراتی را بیش از یک بار و دوبار بخوانند.

 

دیگر در مجموعه br / dir=rtl lang=br /

دیگر در مجموعه br / dir=rtl lang=br /

table cl =margin-bottom: 0.0001pt; line-height: normal; dir=br /



مشاهده متن کامل ...
✅ذکر برای رفع غم ها✅
درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

✅ذکر برای رفع غم ها✅

به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅ذکر برای رفع غم ها✅ از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری: اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجاتبه نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅ذکر برای رفع غم ها✅ از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری: اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجات به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅ذکر برای رفع غم ها✅ به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅ذکر برای رفع غم ها✅ از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری: اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجاتبه نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅ذکر برای رفع غم ها✅ از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری: اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجات از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری: اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجات

از علی بن موسی الرضا(ع)نقل شده است که فرمود:پدرم را در خواب دیدم که فرمود :فرزندم هر گاه به تو همّ و غمّی روی اورد .این ذکر را زیاد بگو :((یارَئوفُ یا رَحیم )).بعد فرمود:انچه ما در خواب میبینیم مثل ان است که در بیداری میبینم

منبع:کتاب درمان و کلید مشکلات با ذکر عباس عزیزی


عارف واصل مرحوم ایت الله کشمیری:

اگر پاکی و طهارت و عفت،در چشم و گوش و زبان و قلب میخواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی حضرت زهرا (س) پناهنده شویم

به نام خدا دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات ✅جهت براورده شدن حاجت ها و رفع دشواری ها ✅ در کتاب الخواص از مولایمان حضرت صادق روایت گردیده است که هر را کاری دشوار پیش اید سوره ی مبارکه ی هود را سیزده مرتبه بخواند مهم او کفایت میشود انشاءالله همچنین بعضی علماءنقل نموده اند که هر در سجده 21 بار بگوید :((یا ذالجلال و الاکرام ))و حاجت بخواهد روا میشود انشاءالله و از مولایمان حضرت علی بن موسی الرضا منقول است که به جهت اسان شدن هر دشواری باید اسم مبارک ((حکیم))را زیاد بگوید و از ان حضرت روایت است که هر در وقت دعا 70بار بگوید ((البدیع))ان دعا مستجاب میگردد انشاءالله ایضا جامع الادعیه اورده که هر بعد از صبح پیش از انکه سخن گوید این ایه شریفه را هفت مرتبه بخواند خدای تعالی در ان روز همه ی مهمات او را کفایت میفرماید و اگر ان را ورد خود سازد و بعد از هر واجب بخواند محتاج نشود و مرادات او حاصل میگردد ایه این است : ((فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)){بقره-137} [جهت براورده شدن حاجات و رفع و اسان شدن دشواری ها ] منبع: کتاب کلیّات مفاتیح الحاجات



مشاهده متن کامل ...
تبریک میلاد
درخواست حذف اطلاعات

آیینه ی حُسن خدا خوش آمدی خوش آمدی

گل پسر ِ رضا،خوش آمدی خوش آمدی

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

از برکت ِ ای مولود ِ خجسته از لطف و احسان

حضرت زهرا می دهد عیدی به کُلّ عاشقان

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

آمده بر شمس الشّموس قرص قمر نور بصر

بحر نبوّت را گوهر،نخل ت را ثمر

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

بر لوح ِ جان و دل ما باشد نشانه ی شما

ما سائلیم و آمدیم بر درِ خانه ی شما

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

تو ِ کاظمینی،ما گدای کاظمینیم

در آرزوی مرقد ِ دلربای کاظمینیم

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

ان شاءالله به حرمت آییم و با شورِ ولا

همه با پای پیاده رَویم به سوی کربلا

مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا...

میلاد مبارک و مسعود حضرت جواد الائمه را به همه شیعیان جهان ، خاصه همه دهشالی های عزیز تبریک عرض می نمایم.

مدیر پایگاه

برای شنیدن شعر میلاد کلیک کنید



مشاهده متن کامل ...
سخنرانی های رائفی پور "اربعین 95"
درخواست حذف اطلاعات
 سخنرانی های رائفی پور "اربعین 95" shia muslim
سخنرانی های رائفی پور در مسیر پیاده روی اربعین و کربلا معلی- سال 1395
صوت ها
سخنرانی رائفی پور" موکب علی بن موسی الرضا علیه السلام" - کیفیت 80kb - حجم 29 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل
سخنرانی رائفی پور" موکب علی بن موسی الرضا علیه السلام" - کیفیت 24kb - حجم 8 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل
سخنرانی رائفی پور" موکب احباب الرضا علیه السلام" - کیفیت 80kb - حجم 30 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل
سخنرانی رائفی پور" موکب احباب الرضا علیه السلام" - کیفیت 24kb - حجم 9 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل
سخنرانی رائفی پور" روز اربعین 95- کربلای معلی" - کیفیت 80kb - حجم 17 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل
سخنرانی رائفی پور" روز اربعین 95- کربلای معلی" - کیفیت 80kb - حجم 5 مگابایت متاسفانه مرورگر شما قدیمی است و قابلیت پخش آنلاین را ندارد فایل

ویدئو ها

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" موکب علی بن موسی الرضا علیه السلام" - کیفیت hd - حجم 257 مگابایت

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" موکب علی بن موسی الرضا علیه السلام" - کیفیت 360p - حجم 123 مگابایت

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" موکب احباب الرضا علیه السلام" - کیفیت hd - حجم 263 مگابایت

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" موکب احباب الرضا علیه السلام" - کیفیت 360p - حجم 126 مگابایت

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" روز اربعین 95- کربلای معلی" - کیفیت hd - حجم 207 مگابایت

فایل

تصویری سخنرانی رائفی پور" روز اربعین 95- کربلای معلی" - کیفیت 360p - حجم 113 مگابایت




مشاهده متن کامل ...
آثار
درخواست حذف اطلاعات

رساله ذهبیه

رساله ذهبیه یا طب الرضا رساله ای در طب و حفظ سلامتی است که به دستور مامون و به قلم علی بن موسی الرضا نوشته شده است.این کتاب که رساله ذهبیه(رساله طلایی) نام گرفته در مورد علم پزشکی است و از آنجا که به دستور مامون آن را با آب طلا نوشته اند، یکی از گرانبهاترین رساله های پزشکی می باشد. در این رساله توضیح داده شده است که زندگی انسان وقتی به خطر می افتد که صفرای زرد، صفرای سیاه و بلغم نامتوازن شوند. تغذیه درست و داروهای سنتی می توانند در درمان این ناموزونی مناسب باشند. از سخنان آن است که می گوید: "گمان می کنید جثه ی کوچکی هستید؟ در حالی که جهان عظیم خودش را در شما پنهان کرده است."

صحیفة الرضا

صحیفة الرضا مجموعه ای از احادیث منتسب به علی بن موسی الرضا است که بوسیله عبدلله بن احمد بن عامر که او آنها را از پدرش احمد و پدرش از علی بن موسی الرضا در سال ۱۹۴ هجری در مدینه شنیده است، روایت شده است. این مجموعه شامل احادیث مختلف در موضوعاتی از قبیل نیایش به درگاه خداوند، اهمیت پنج وعده و میّت، فضایل اهل بیت پیغمبر، همچنین درباره ی هر یک از اهل بیت پیغمبر، تقویت روابط خویشاوندی، خطر تقلب، غیبت و یاوه گویی و غیره به نگارش در آمده است.

عیون الاخبار الرضا

عیون اخبار الرضا کت است که نویسنده آن، ابن بابویه، معروف به شیخ صدوق، که در گورستان ابن بابویه در ری مدفون است، هر چیزی را که درباره آن روایت شده را کنار هم گرد آورده است. مناظرات دینی و احادیثی که از رضا نقل شده ، چرایی انتخاب نام ، همچنین روایات مربوط به مرگ و معجزاتی که در حرمش واقع شده از موضوعات این کتاب می باشد.

فقه الرضا

فقه الرضا یا فقه رضوی کتاب دیگری است که منتسب به رضا می باشد. این کتاب تا قرن دهم وقتی که محمدباقر مجلسی آنرا معتبر اعلام کرد، ناشناخته بود. با این حال بیشتر علمای شیعه در اعتبار این کتاب تردید دارند.

نوشته های زیر نیز منتسب به آن است:

  • آنچه به محمد بن سنان در پاسخ پرسش های وی درخصوص علل احکام شرعی نوشته است.
  • عللی که فضل بن شاذان گوید آنها را از علی بن موسی رضا، یکی پس از دیگری، شنیده و جمع آوری کرده است و به علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری اجازه روایت آن ها را از وی از  علی بن موسی رضا داده است.
  • سه رساله که برای مأمون عباسی درباره و دستورهای دینی نوشته است. این سه رساله را صدوق در عیون اخبار الرضا با اسناد متصل ذکر کرده است.


مشاهده متن کامل ...
فرق میان مجذوب سالک و سالک مجذوب
درخواست حذف اطلاعات

«مجذوب سالک»  ی است که جذبه الهی او را به سلوک کشیده است؛‌در حالی که «سالک مجذوب»  ی است که سلوک او را به جذبه رسانده و از جذبه الهی بهره شده باشد. مجذوب سالک تحت تاثیر جذبه الهی از همان آغاز زندگی است و جذبات الهی او را به سیر و سلوکی می کشاند که همان راه و سبک درست زندگی است . پس خداوند او را مدیریت می کند و شخص تدبیر امورش را به خدا واگذار و تفویض می کند.



«مجذوب سالک» همانند ان هستند که خداوند از کودکی صنعت ایشان را به دست دارد و ایشان را می سازد؛ چنان که به حضرت موسی(ع) می فرماید: وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی؛ تو را برای خودم ساختم. (طه، آیه 41)



این گونه است که از همان کودکی عبدالله هستند و خداوند به ایشان عنایت ویژه دارد و راه و رسم زندگی را نشان می دهد؛ چنان که به حضرت عیسی(ع) و یحیی(ع) نشان داد.(مریم، آیات 12 و 31)



البته مجذوب سالک با هم از نظر درجات و مراتب متفاوت هستند؛ مثلا حضرت موسی(ع) برای ملاقات با پای خودش به میقات رفت: وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ ؛ و زمانی که موسی به میقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت(اعراف، آیه 143)؛ اما خدا حضرت (ص) را به میقات خویش برد: سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا ؛ پاک و منزه خدای است که بنده اش را شبانه به سیر معراجی برد.(اسراء، آیه 1)



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.