پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 نه ات نه شا ار ات شا ار ات نه
معمّاهای سوره های قرآن مجید
درخواست حذف اطلاعات


1- چند سوره با الحمدلله شروع می‌شود؟ (1- حمد2- انعام3- کهف4- سباء5- فاطر)
2- کدام سوره به « مادر قرآن» معروف است؟ (سوره حمد)
3- کدام سوره قرآن تعداد کلماتش برابر با تعداد سوره‌های قرآن است؟ ( سوره تکویر)
4- نام چه تعداد از سوره‌های قرآن یک حرفی است؟ (سوره‌های" ق" و "ص")
5-  سوره‌ای که همنام یکی از«فروع دین» است چه نام دارد؟ (سوره حج)
6- چند سوره با « انّا » شروع می‌شود؟ (1-فتح2- نوح3- قدر4- کوثر)
7-کدام سوره به «سوره حسین(ع)» معروف است؟ (سوره فجر)
8- سوره‌ای که تعداد آیاتش برابر با تعداد «14 معصوم(ع)» می‌باشد چه نام دارد؟ (سوره صف)
9- کدام سوره همنام یکی از ای ایران است؟ (سوره نور)
10- سوره‌هایی که به«مستحبات» مشهور هستند کدامند؟ (1- حدید2- 3- صف4- 5- تغابن6- اعلی)
11- چه تعداد از سوره‌های قرآن مکّی و چه تعداد مدنی هستند؟ (86 سوره مکّی و28 سوره مدنی هستند)
12- کدام یک از سوره های قرآن همنام قبیله اکرم(ص) است؟ (سوره قریش)
13- کدام سوره به «قلب قرآن» معروف است؟ (سوره یس)
14- سوره‌ای که 5 بار کلمه" الله " در آن آمده است چه نام دارد؟ (سوره حج)
15- کدام سوره قرآن است به غیر از«،حرف میم بسم‌ا...،»حرف میم دیگری درآن به کار نرفته است؟ (سوره کوثر)
16- چه تعداد از سوره‌های قرآن با« اذا » شروع می‌شود؟ (1- واقعه2- منافقون3- تکویر4- انفطار5- انش
17- کدام سوره به« نسبت نامه خداوند» مشهور است؟ (سوره اخلاص)
18- سوره‌هایی که به عزایم مشهور هستند کدامند؟ (1- سجده2- فصّلت3- نجم4- علق)
19- کدام سوره همنام یکی از دانشمندان است؟ ( لقمان)
20- سوره‌ای که غیر از «بسم‌الله...» تنها یک ره در آن به کار برده شده است چه نام دارد؟ (سوره توحید)
21- کدام سوره تعداد آیاتش برابر با تعداد رکعات های یومیّه است؟ (سوره طارق)
22- چه تعداد از سوره‌های قرآن اوّل اسمشان حرف "الف" می‌باشد؟ (14 سوره:1- آل عمران2- احزاب3- اخلاص4- اعراف5- اعلی6- انفال7- انبیاء8- انعام9- انشقاق10- احقاف11-اسراءیل12- ابراهیم13- انشراح14- انفطار)
23- چند سوره با«یا ایّهاالنّبی» آغاز می‌شود؟ (1- احزاب2- طلاق3- تحریم )
24- سوره‌هایی راکه حضرت محمّد(ص) فرمودند آن سوره‌ها مرا پیر کرند کدامند؟ (1- هود2- واقعه3- مرسلات4- سباء)
25- کدام یک از سوره های قرآن همنام یکی از جنگ‌های اکرم( ص) است؟ (سوره احزاب)
26- در کدام سوره ماجرای« هلاکت فرعون و یارانش» بیان شده است؟ (درسوره یونس)
27- چه تعداد از سوره‌های قرآن همنام با یکی از ف ّات است؟ ( سور حدید به معنای آهن)
28- چه تعداد از سوره‌های قرآن سجده واجب دارد؟ (1- سجده2- فصّلت3- نجم4- علق)
29- کدام یک از سوره‌های قرآن همنام یکی از اصول دین است؟ (سوره توحید)
30-  تعداد کلمات کدام سوره برابر با چهارده معصوم(ع) می‌باشد؟ (سوره العصر)
31- نام چه تعداد از سوره‌های قرآن در اوْل اسمشان حرف «میم» وجود دارا؟ (15 سوره1- ماءده2- مدّثّر3- منافقون4- مومن5- مطفّفین6- مرسلات7- معارج8- مجادله9- مومنون10- ماعون11- مریم12- محمّد3- ملک14- ممتحنه15- مزّمّل)
32- کدام سوره‌ قرآن به زبان بندگان نازل شده است؟ (سوره حمد)
33- کدام سوره در آغاز آن به دو میوه سوگند خورده شده است؟ (سوره تین)
34- کدام سوره است که قرآن مجید در آن خلاصه شده است؟ ( سوره حمد)
35- کدام سوره قرآن بسم الله...ندارد؟ (سوره توبه)
36- کدام سوره به عروس قرآن معروف است؟ (سوره الرّحمن)
37- سوره‌هایی که به حامدات معروف هستند چه نام دارند؟ (1- حمد2- کهف3- انعام4- سباء5- فاطر)
38- کدام سوره است که معادل یک سوّم قرآن است؟ (سوره توحید)
39-چند یک از سوره‌های قرآن با قسم شروع میشوند؟ (1- العصر2- عادیات3- تین4- ضحی5- شمس6- بلد7- فجر8- طارق9- بروج10- نازعات11- مرسلات12- قیامت13- نجم 14- طور15- نازعات 16- صافّات17- ن)
40-نام چند یک از سوره‌ها نقطه ندارد؟ (:ص"و"ق")
41-کدام یک از سوره‌های بزرگ قرآن بطور کل یک‌جا نازل شده است؟ (سوره مرسلات)
42- کدام سوره به ناقه صالح معروف است؟ (سوره شمس)
43- سوره‌هایی که به حوامیم معروفند چه نام دارند؟ (1- ز ف2- حم3- مومن4- سجده5- حم‌عسق6- احقاف7- جاثیه8- دخان)
44- چه تعداد از سوره‌های قرآن آیاتشان برابر با تعداد معصومین(ع) است؟ ( سوره‌های طلاق و تحریم)
45-کدام یک از سوره‌های قرآن همنام یکی از روزهای هفته است؟ (سوره )
46- چه تعداد از سوره کوچک قرآن یک‌جا نازل شده است؟ (1- کوثر2- نصر3- لهب4- اخلاص)
47-چند سوره قرْآن با کلمه "قل" آغاز می شود؟ (1- جن2- کافرون3-ا خلاص4- فلق5- ناس)
48-کدام سوره قرآن دو بسم‌الله... دارد؟ (سوره نمل)
49-کدام سوره قرآن 10 نام دارد؟ ( سوره حمد)
51-چه تعداد از سوره‌های قران با حروف مقطّعه شروع می شوند؟ (29 سوره)
51- کدام سوره 2 بار بر اکرم(ص) نازل شده است؟ (سوره حمد، در مدینه و مکّه)
52-کدام سوره با قسم شروع می‌شود و با حمد تمام می‌شود؟ (سوره صافّات)
53- کدام سوره به نام موجود زنده‌ای است که به چشم دیده نمی‌شود؟ (سوره جن)
54-کدام سوره است که هم در آیه اوّلش و هم در آیه آ ش کلمه«الله »آمده است؟ (سوره زمر)
55-سوره‌ای را نام ببرید که نام یکی از میوه‌هاست؟ (سوره تین)
56-چه تعداد از سوره‌های قرآن تعداد آیاتش برابربا تعداد5 تن آل عبا است؟ (1- فلق2- لهب3- فیل4- قدر)
57- کدام‌یک از سوره‌ها با دعا ختم می‌شود؟ (سوره بقره)
58-کدام سوره است که یک‌دوازدهم قرآن است؟ ( سوره بقره)
59- کدام‌یک از سوره‌های قرآن همنام یکی از کشورها است؟ ( سوره روم)
60-در کدام سوره افراد عیب‌جو مورد انتقاد قرار گرفته‌اند؟ (سوره همزه)
61- کدام سوره قرآن است که در تمام آیاتش کلمه« الله» آمده است؟ ( سوره مجادله)
62-کدام سوره به ریحانه‌القرآن معروف است؟ (سوره یس)
63- کدام سوره قرآن است که حرف« فاء» در آن نیست؟ ( سوره حمد)
64-در کدام سوره کلمه «الله» چهل بار در آن آمده است؟ (سوره مجادله)
65-کدام سوره همنام با یکی از اعیاد ی است؟ ( سوره )
66-کدام سوره « دو و نیم جزء قرآن» را در خود جا داده است؟ (سوره بقره)
67- در سوره تکویر کلمه «اذا» چند بار تکرار شده است؟ (
68-کدام سوره قرآن اوّلش ستایش، وسطش اخلاص و آ ش نیایش است؟ (سوره حمد)
69-چند سوره با «الر» شروع می‌شود؟ (1- یونس2- یوسف3- ابراهیم4- حجر)
70- کدام سوره است که آن‌را«سوره حبیب نجّار » نیز می ‌نامند؟ (سوره یس)
71- سوره‌هایی که به بام« قیامت »هستند کدامند؟ (1- رعد2- قیامه3- نباء4- ز ال5- جاثیه6- تغابن7- )
72-سوره‌هایی که به نام «معوذ‌تین» معروفند چه نام دارند؟ (1- فلق2- ناس)
73-ر کدام سوره «دو سجده مستحبّی »وجود دارد؟ (سوره حج)
74-دو سوره در قرآن وجود دارد که اگر هر کدام آن دو را برع کنیم باز با همان نام خوانده می‌شوند کدامند؟ (1- لیل2- تبت)
75-کدام سوره قرآن به «المص ح» معروف است؟ (سوره فصّلت)
76-سوره‌ای که به «ملائکه »منسوب است، چه نام دارد؟ (سوره فاطر)
77- کدام سوره است که خداوند از تمام نعمت‌های بهشتی نام برده، امّا به احترام حضرت زهرا(س)حورالعین نام نبرده است؟ ( سوره انسان)
78-نام کدام سوره است که اگر حرف اوّل آن را بر داریم، نام اوّلین شیعیان می‌شود؟ (سوره اعلی)
79-نام کدام سوره است که اگر نامش را بر ع کنیم نام نوعی از سبزیجات است؟ (سوره ملک)
80- نام کدام سوره است که اگر حرف اوّلش را بر داریم نام یکی دیگر از سوره‌های قرآن می‌شود؟ (سوره محمّد)
81-سوره‌هایی که نام آن‌ها از اوّلین کلمه همان سوره گرفته شده است کدامند؟ (1- تبت2- لیل3- شمس4-عصر5- قارعه6- عبس)
82-نام چند سوره راببرید که از صفات خداوند متعال باشند؟ (1- فاطر2- نور3- رحمن4- اعلی)
83-نام کدام سوره قرآن است که اگر حرف اوّلش را برداریم نام یکی از ای عربستان می‌شود؟ (سوره سجده،که می‌شئد جدّه)
84-چند سوره باکلمه« الم »آغاز می‌شوند؟ (1- انشراح2- فیل)
85- کدام سوره به «السبع‌المثانی» نیز معروف است؟ (سوره حمد)
86-به کدام سوره «العقود » نیز گفته می‌شود؟ (سوره مائده)
87-به کدام سوره، سوره«موسی و هارون» هم می‌گویند؟ (سوره قصص)
88-کدام سوره به« فسطاط ‌القرآن» معروف است؟ (سوره بقره)
89-چند سوره با« تبارک‌الّذین» آغاز می‌شوند؟ (1- فرقان2- ملک)
90- سوره‌هایی که با « یا ایّهاالّذین آمنوا» آغاز می‌شوند را نام ببرید؟ (1- ممتحنه2-حجرات3- مائده)
91- یکی از نام‌های دیگر این سوره «المضاجع» می‌باشد ، این سوره چه نام دارد؟ ( سوره سجده)
92- سوره‌هایی که با این آیه «سبّح باسم ربّک‌العظیم» ختم می‌شوند کدامند؟ (1- حاقّه2- واقعه)
93- سوره‌های مدنی طی چند سال نازل شده‌اند؟ (طی10سال)
94-در کدام سوره قرآن داستان «فضیل‌بن عیاض» بیان شده است؟ (آیه 17 سوره حدید)
95-چند سوره با کلمه «هل» شروع می‌شوند؟ (1- دهر2- غاشیه)
96-- سوره‌هایی که به «طواسین» معروفند کدامند؟ (1- شعراء 2- نمل3- قصص)
97-سوره‌هایی که به«زهروان»معروفند چه نام دارند؟ (1- بقره2- آل عمران)
98- سوره‌های مکّی طی چند سال نازل شده‌اند؟ (13 سال)
99-سوره‌هایی که به «عتاق» معروفند کدامند؟ (1- اسری2- کهف3- مریم4- طه5- انبیاء)
100-چه تعداد از سوره‌های قرآن با کلمه «قد» شروع می‌شوند؟ (1- مجادله2- مومنون)
101-سوره‌ای که در باره روزگار است چه نام دارد؟ (سوره دهر)
102- کدام سوره منسوب به اوّلین پیشوای شیعیان « علی(ع)» است؟ (سوره عادیات)
103- سوره‌هایی را که به نام زمان‌هایی از شب و روز هستند کدامند؟ (1- فلق2- صبح3- لیل4- شب5- فجر6- سپیده‌دم)
104- کدام سوره به «بنی‌ » منسوب است؟ (سوره اسرا)
105-چه تعداد از سوره‌های قرآن در جزء «30» قرار دارند؟ (37 سوره قرآن در جزء 30 قرار دارند)
106-سوره هایی که توصیه می‌شود در خوانده شوند چه نام دارند؟ (1- منافقون2- )
107-سوره‌ای که تمام آیاتش به حرف «د » ختم می‌شوندکدام است؟ (سوره اخلاص)
108-نام دیگر کدام سوره قرآن «النّساء‌القصری» یعنی نساء کوتاه می‌باشد؟ (سوره طلاق)
109-کدام سوره در شآ‌ن «اهل بیت(ع)» نازل شده است؟ (سوره دهر)
110-کدام سوره قرآن است که تمام آیاتش با حرف« ر» ختم می‌شود؟ (سوره کوثر)
111- در کدام سوره قرآن راجع به «آفرینش انسان» سخن به میان آورده است؟ (آیه 26 سوره حجر)
112-در کدام سوره به « اوّلین قبله مسلمین بیت‌المقدس» اشاره شده است؟ (سوره اسرا)
113-نام کدام‌یک از سوره‌های قرآن است که اگر آن‌را بر ع کنیم یکی از واجبات می‌شود؟ (سوره تین)
114-در کدام سوره قرآن نام «5 نوع عذاب الهی» در یک خط آمده است؟ (سوره اعراف آیه133)
115-کدام سوره قرآن « سوره اخلاق و ادب » است ؟ (سوره حجرات)
116-در کدام سوره «حکم اسیران جنگی» بیان شده است؟ (در سوره نساء)
117- در کدام سوره خداوند به (ص)  دستور قرائت و تلاوت قرآن را می‌دهد؟ (در سوره علق)
118-چند سوره با « طسم » شروع می‌شوند؟ (1- قصص2- شعراء)
119- نام کدام سوره‌ها از«دو حرف» تشکیل شده‌اند؟ (1- حج2- طه3- یس4- صف5- جن6- عمّ)
120-الدّین) نام دیگر کدام‌یک ازسوره‌های قرآن است؟ (سوره ماعون)
121-  در کدام سوره به « قوانین مربوط به ازدواج » اشاره شده است؟ (در سوره نساء)
122-  نام کدام سوره است که اگر آن‌را بر ع کنیم « نام یک پرنده » می‌شود؟ (سوره روم)
123-  در کدام سوره قرآن به مطالعه « در اسرار آفرینش » سفارش شده است؟ ( سوره حجر)
124- چند سوره در قرآن با تسبیح آغاز می‌شود؟ (1- اسری2- اعلی3- 4- تغابن5- صف6- حدید7- )
125- داستان« گوساله پرستی بنی » در کدام سوره بیان شده است؟ (سوره طه)
126-قانون ارث » در کدام سوره قرآن بیان شده است؟ (در سوره نساء)
127-نام کدام سوره است که اگر حرف اوّلش را برداریم یکی از نام‌های پسران می‌شود؟ (سوره توحید)
128- در کدام سوره به « داستان شب تاریخی هجرت (ص) از مکّه به مدینه اشاره شده است؟ (سوره انفال)
129-  چند سوره باکلمه « ویل» شروع می‌شود؟ (1- مطفّفین2- همزه)
130-  در کدام سوره قرآن «بیست و هفت صفت از صفات الهی» ذکر شده است؟ (سوره حدید)
131-در کدام سوره « سرگذشت آدم(ع) و حوّا در بهشت و هبوط آنان» بیان شده؟ (سوره طه)
132-در کدام سوره به موضوع « اطاعت از ی» اشاره شده است؟ (سوره نساء)
133- الانسان و الابرار نام‌های کدام سوره هستند؟ ( 1- سوره دهر2-
134- سوره‌ای که تمام آیاتش با « حرف،سین » ختم شود کدام است؟ ( سوره ناس)
135- الغافر به کدام سوره گفته می‌شود؟ (سوره مومن)
136- کدام سوره‌ها  با حرف « الم » شروع می‌شوند؟ (1- بقره2- عنکبوت3- آل عمران4- روم 5- لقمان6- سجده)
137-به کدام سوره « تبارک » نیز گفته می‌شود؟ (سوره ملک)
138-در کدام سوره راجع به « داستان جنگ بدر» اشاره شده است؟ (سوره انفال)
139-نام کدام سوره است که اگر حرف اوّلش را بر داریم «نام یکی از ف ّات » می‌شود؟ (سوره شمس)
140-چه تعداد از سوره‌ها‍ی قرآن با کلمه « یا ایّهاالنّاس» شروع می‌شوند؟ (1- نساء2- حج)
141-القتال » به کدام سوره اطلاق می‌شود؟ (سوره محمّد)
142- در کدام سوره به «داستان قارون» اشاره شده است؟ (سوره قصص)
143- نام‌های دیگر« سوره توبه » کدامند؟ (1- العذاب2- الفاضحه3- البحوث4- الجافره5- برائه)
144- در کدام سوره قرآن خداوند متعال به (ص) دستور داد‌نداز شرّ وسوسه‌گران به خدا پناه ببرد؟ (سور ناس)
145- سوره « الشرعیّه » نام دیگر کدام سوره است؟ (سوره جاثیه)
146- نام کدام سوره است که اگر آن را بر ع بخوانیم به معنای«قدرت و توان» می‌شود؟ (سوره قمر)
147- سوره‌ای که تمام آیاتش با « ی » ختم می‌شود چه نام دارد؟ (سوره لیل)
148-در کدام سوره قران به موضوع « سجده فرشتگان به آدم(ع) » اشاره شده است ؟ (سوره ص)
149- اقترب‌السّاعه » نام دیگر کدام سوره است؟ (سوره قمر)
150- چه تعداد از سوره‌های قرآن با « حم » شروع می شوند؟ (1- مومن2- فصّلت3- ز ف4- دخان5- جاثیه6- احقاف)
151-نام کدام سوره است که اگر از آن طرف بخوانیم به معنای« راز » می‌شود؟ (سوره زمر)
152-الباسقات » نام دیگر کدام سوره است؟ (سوره ق)
153-چند سوره با کلمه « اقترب » شروع می‌شود؟ (1- قمر2- انبیاء)

 

منبع : اینجا

 



مشاهده متن کامل ...
اشعه کاتدی و نظریه اتمی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل اشعه کاتدی و نظریه اتمی با و پر سرعت .

اشعه کاتدی و نظریه اتمی


اشعه کاتدی و نظریه اتمی

مقالات  شیمی  با فرمت           doc           صفحات  8

اشعه ی کاتدی چیست؟ جریان از این قرار است که در ساختار بلور ف ّات، به ازای هر اتم یک یا چند الکترون آزاد وجود دارد که تقریباً در همه ی نمونه ی ف ّی که می بینیم می تواند آزادانه حرکت کند. میزان انرژی لازم برای این که بشود این الکترونها را از ف خارج کرد کم است و البتّه برای ف ّات مختلف متفاوت است. امّا به طور کلّی اگر شما یک قطعه ف را داغ کنید، میلیاردها الکترون به راحتی انرژی لازم برای فرار از ساختار بلوری ف را به دست می آورند و از سطح آن جدا می شوند. ف ّاتی که انرژی لازم برای جدا الکترون از آنها کمتر است، غالباً برای ساخت کاتد به کار می روند و جریانی که با گرم آنها (کاتد گرم) یا انرژی دادن به آنها به روشهای دیگر (کاتد سرد) به دست می آید، جریان یا اشعه ی کاتدی نام دارد. اگر الآن این نوشته ها را روی یک مانیتور crt می خوانید، در پشت صفحه ی مانیتور و دقیقاً روبه روی شما یک تفنگ الکترونی قرار دارد که الکترونها مورد نیازش را از طریق یک قطعه ف ّ کاتد فراهم می کند و بعد از جهت دهی آنها را به سمت صفحه می فرستد. 

اشعه کاتدی: ذرات الکترونی پر انرژی هستند که از کاتد حرارت دیده ساطع میشوند.

از اشعه های یون زا برای استریل وسائل و بسته های پلاستیکی مثل سرنگ ها و بوات های یکبار مصرف استفاده میشود.


با


اشعه کاتدی و نظریه اتمی


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

اشعه کاتدی و نظریه اتمی

اشعه ی کاتدی چیست؟ جریان از این قرار است که در ساختار بلور ف ّات، به ازای هر اتم یک یا چند الکترون آزاد وجود دارد که تقریباً در همه ی نمونه ی ف ّی که می بینیم می تواند آزادانه حرکت کند. میزان انرژی لازم برای این که بشود این الکترونها را از ف خارج کرد کم است و البتّه برای ف ّات مختلف متفاوت است. امّا به طور کلّی اگر شما یک قطعه ف را داغ کنید، میلیاردها الکترون به راحتی انرژی لازم برای فرار از ساختار بلوری ف را به دست می آورند و از سطح آن جدا می شوند. ف ّاتی که انرژی لازم برای جدا الکترون از آنها کمتر است، غالباً برای ساخت کاتد به کار می روند و جریانی که با گرم آنها (کاتد گرم) یا انرژی دادن به آنها به روشهای دیگر (کاتد سرد) به دست می آید، جریان یا اشعه ی کاتدی نام دارد. اگر الآن این نوشته ها را روی یک مانیتور crt می خوانید، در پشت صفحه ی مانیتور و دقیقاً روبه روی شما یک تفنگ الکترونی قرار دارد که الکترونها مورد نیازش را از طریق یک قطعه ف ّ کاتد فراهم می کند و بعد از جهت دهی آنها را به سمت صفحه می فرستد.

اشعه کاتدی: ذرات الکترونی پر انرژی هستند که از کاتد حرارت دیده ساطع میشوند.

از اشعه های یون زا برای استریل وسائل و بسته های پلاستیکی مثل سرنگ ها و بوات های یکبار مصرف استفاده میشود.

شناخت اشعه کاتدی

طی آزمایشاتی که بر روی الکترولیز توسط فاراده faraday انجام شد وی دو قانون معروف خود را به شرح زیر در سال ۱۸۳۰ میلادی منتشر نمود:

۱- در الکترولیز مقدار عنصر آزاد شده متناسب با مقدار جریان الکتریسته است.به عنوان مثال اگر ۱ فاراد یا ۹۶۵۰۰ کولن الکتریسته را ازمحلول نمک حاوی یون تک ظرفیتی جیوه عبور دهیم، ۱ مول اتم جیوه و اگر از محلول نمک حاوی یون دو ظرفیتی عبور دهیم ۰.۵ مول اتم جیوه ته نشین می شود. پس بسته هایی از الکتریسته وجود دارد که یک بسته از آن ها به سمت ف تک ظرفیتی و دو بسته به سمت ف دو ظرفیتی حرکت می کنند.

۲- هرگاه مقدار ی ان جریان الکتریسیته را از سه ظرف بگذرانیم که حاوی نمک ها با ظرفیت های متفاوت هستند، یعنی در ظرف اول نمک یک ظرفیتی، در ظرف دوم نمک دو ظرفیتی و در ظرف سوم نمک سه ظرفیتی داشته باشیم. رسوبهای ف حاصل از عبور جریان الکتریسیته از ظروف متناسب با جرم اتمی ف تقسیم بر ظرفیت عناصر آن می باشد.

نتیجه: هر اتم مقداری ثابت بار می گیرد. اتم یک ظرفیتی یک بسته، اتم دو ظرفیتی دو بسته و اتم سه ظرفیتی سه بسته بار می تواند حمل نماید.و هرگز جزء ری از بار الکتریکی مانند ۱.۲۳ را به خود نمی گیرند. این بسته برای تمام اتمها ی ان است، یعنی الکتریسته از بسته ها یا ذرات کوچکی تشکیل شده اند. که آنها را الکترون می گوییم.

بعد از آزمایش الکترولیز بر روی مایعات و جامدات نوبت به الکترولیز گازها رسید که در الکترولیز گازها نتایج زیر به دست آمد:

۱- ولتاژ معمولی از گازها عبور نمی کند.

۲- در ولتاژهای بالا چنانچه فاصله دو الکترود زیاد باشد جریان الکتریسیته عبور نمی کند.

۳- در فشار معمولی به ازای هر سانتیمتر فاصله الکترودها به ۳۰۰۰۰ ولت اختلاف پتانسیل نیازمندیم.

در جریان این آزمایش ها دانشمندان مجبور به ساختن لوله هایی از جنس شیشه شدند تا بتوانند فشار داخل آن را کاهش داده و به بررسی هایمختلف بپردازند. بعد از ساخت این لوله ها دانشمندان به نتایج زیر دست یافتند:

۱- در فشار 0.1 اتمسفر اگر ولتاژ ۱۰۰۰۰ ولت برقرار شود، گاز درون لوله ملتهب شده و به رنگ های گوناگون پرتو افشانی می نماید. به عنوان مثال نئون رنگ قرمز، هوا رنگ صورتی ملایم، بخار سدیم رنگ زرد و بخار جیوه رنگ آبی مایل به سبز را ایجاد می نماید.

 

۲- در فشار کمتر از 0.0001 اتمسفر و ولتاژ بالای ۱۰۰۰۰ ولت جداره شیشه ملتهب شده و نور سبز مغز پسته از خود منتشر می نماید.

 

۳- با کم فشار تا 0.000001 اتمسفر روشنایی از بین رفته و نوعی درخشندگی یا تابش مهت در دیواره لوله ایجاد می شود که در حضور صفحات فلوئور به طور کامل قابل مشاهده است.

 

این اشعه که توسط ویلیام کرو william crookes کشف گردید به اشعه کاتدی معروف شد. اشعه کاتدی نیز به نوبه خود مورد مطالعه قرارگرفته و ویژگی های یکی پس از دیگری کشف گردید. به آزمایش های زیر و نتایج به دست آمده از آنها توجه کنید:

۱- برای اینکه ماهیت این اشعه هرچه بیشتر برای ما روشن گردد یک مانع بین دو الکترود در لوله قرار می دهیم.


با


تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی


مشاهده متن کامل ...
تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

اشعه کاتدی و نظریه اتمی

اشعه ی کاتدی چیست؟ جریان از این قرار است که در ساختار بلور ف ّات، به ازای هر اتم یک یا چند الکترون آزاد وجود دارد که تقریباً در همه ی نمونه ی ف ّی که می بینیم می تواند آزادانه حرکت کند. میزان انرژی لازم برای این که بشود این الکترونها را از ف خارج کرد کم است و البتّه برای ف ّات مختلف متفاوت است. امّا به طور کلّی اگر شما یک قطعه ف را داغ کنید، میلیاردها الکترون به راحتی انرژی لازم برای فرار از ساختار بلوری ف را به دست می آورند و از سطح آن جدا می شوند. ف ّاتی که انرژی لازم برای جدا الکترون از آنها کمتر است، غالباً برای ساخت کاتد به کار می روند و جریانی که با گرم آنها (کاتد گرم) یا انرژی دادن به آنها به روشهای دیگر (کاتد سرد) به دست می آید، جریان یا اشعه ی کاتدی نام دارد. اگر الآن این نوشته ها را روی یک مانیتور crt می خوانید، در پشت صفحه ی مانیتور و دقیقاً روبه روی شما یک تفنگ الکترونی قرار دارد که الکترونها مورد نیازش را از طریق یک قطعه ف ّ کاتد فراهم می کند و بعد از جهت دهی آنها را به سمت صفحه می فرستد.

اشعه کاتدی: ذرات الکترونی پر انرژی هستند که از کاتد حرارت دیده ساطع میشوند.

از اشعه های یون زا برای استریل وسائل و بسته های پلاستیکی مثل سرنگ ها و بوات های یکبار مصرف استفاده میشود.

شناخت اشعه کاتدی

طی آزمایشاتی که بر روی الکترولیز توسط فاراده faraday انجام شد وی دو قانون معروف خود را به شرح زیر در سال ۱۸۳۰ میلادی منتشر نمود:

۱- در الکترولیز مقدار عنصر آزاد شده متناسب با مقدار جریان الکتریسته است.به عنوان مثال اگر ۱ فاراد یا ۹۶۵۰۰ کولن الکتریسته را ازمحلول نمک حاوی یون تک ظرفیتی جیوه عبور دهیم، ۱ مول اتم جیوه و اگر از محلول نمک حاوی یون دو ظرفیتی عبور دهیم ۰.۵ مول اتم جیوه ته نشین می شود. پس بسته هایی از الکتریسته وجود دارد که یک بسته از آن ها به سمت ف تک ظرفیتی و دو بسته به سمت ف دو ظرفیتی حرکت می کنند.

۲- هرگاه مقدار ی ان جریان الکتریسیته را از سه ظرف بگذرانیم که حاوی نمک ها با ظرفیت های متفاوت هستند، یعنی در ظرف اول نمک یک ظرفیتی، در ظرف دوم نمک دو ظرفیتی و در ظرف سوم نمک سه ظرفیتی داشته باشیم. رسوبهای ف حاصل از عبور جریان الکتریسیته از ظروف متناسب با جرم اتمی ف تقسیم بر ظرفیت عناصر آن می باشد.

نتیجه: هر اتم مقداری ثابت بار می گیرد. اتم یک ظرفیتی یک بسته، اتم دو ظرفیتی دو بسته و اتم سه ظرفیتی سه بسته بار می تواند حمل نماید.و هرگز جزء ری از بار الکتریکی مانند ۱.۲۳ را به خود نمی گیرند. این بسته برای تمام اتمها ی ان است، یعنی الکتریسته از بسته ها یا ذرات کوچکی تشکیل شده اند. که آنها را الکترون می گوییم.

بعد از آزمایش الکترولیز بر روی مایعات و جامدات نوبت به الکترولیز گازها رسید که در الکترولیز گازها نتایج زیر به دست آمد:

۱- ولتاژ معمولی از گازها عبور نمی کند.

۲- در ولتاژهای بالا چنانچه فاصله دو الکترود زیاد باشد جریان الکتریسیته عبور نمی کند.

۳- در فشار معمولی به ازای هر سانتیمتر فاصله الکترودها به ۳۰۰۰۰ ولت اختلاف پتانسیل نیازمندیم.

در جریان این آزمایش ها دانشمندان مجبور به ساختن لوله هایی از جنس شیشه شدند تا بتوانند فشار داخل آن را کاهش داده و به بررسی هایمختلف بپردازند. بعد از ساخت این لوله ها دانشمندان به نتایج زیر دست یافتند:

۱- در فشار 0.1 اتمسفر اگر ولتاژ ۱۰۰۰۰ ولت برقرار شود، گاز درون لوله ملتهب شده و به رنگ های گوناگون پرتو افشانی می نماید. به عنوان مثال نئون رنگ قرمز، هوا رنگ صورتی ملایم، بخار سدیم رنگ زرد و بخار جیوه رنگ آبی مایل به سبز را ایجاد می نماید.

 

۲- در فشار کمتر از 0.0001 اتمسفر و ولتاژ بالای ۱۰۰۰۰ ولت جداره شیشه ملتهب شده و نور سبز مغز پسته از خود منتشر می نماید.

 

۳- با کم فشار تا 0.000001 اتمسفر روشنایی از بین رفته و نوعی درخشندگی یا تابش مهت در دیواره لوله ایجاد می شود که در حضور صفحات فلوئور به طور کامل قابل مشاهده است.

 

این اشعه که توسط ویلیام کرو william crookes کشف گردید به اشعه کاتدی معروف شد. اشعه کاتدی نیز به


با


تحقیق درمورد اشعه کاتدی و نظریه اتمی


مشاهده متن کامل ...
اشعه کاتدی و نظریه اتمی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ اشعه کاتدی و نظریه اتمی با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

اشعه کاتدی و نظریه اتمی

اشعه ی کاتدی چیست؟ جریان از این قرار است که در ساختار بلور ف ّات، به ازای هر اتم یک یا چند الکترون آزاد وجود دارد که تقریباً در همه ی نمونه ی ف ّی که می بینیم می تواند آزادانه حرکت کند. میزان انرژی لازم برای این که بشود این الکترونها را از ف خارج کرد کم است و البتّه برای ف ّات مختلف متفاوت است. امّا به طور کلّی اگر شما یک قطعه ف را داغ کنید، میلیاردها الکترون به راحتی انرژی لازم برای فرار از ساختار بلوری ف را به دست می آورند و از سطح آن جدا می شوند. ف ّاتی که انرژی لازم برای جدا الکترون از آنها کمتر است، غالباً برای ساخت کاتد به کار می روند و جریانی که با گرم آنها (کاتد گرم) یا انرژی دادن به آنها به روشهای دیگر (کاتد سرد) به دست می آید، جریان یا اشعه ی کاتدی نام دارد. اگر الآن این نوشته ها را روی یک مانیتور crt می خوانید، در پشت صفحه ی مانیتور و دقیقاً روبه روی شما یک تفنگ الکترونی قرار دارد که الکترونها مورد نیازش را از طریق یک قطعه ف ّ کاتد فراهم می کند و بعد از جهت دهی آنها را به سمت صفحه می فرستد.

اشعه کاتدی: ذرات الکترونی پر انرژی هستند که از کاتد حرارت دیده ساطع میشوند.

از اشعه های یون زا برای استریل وسائل و بسته های پلاستیکی مثل سرنگ ها و بوات های یکبار مصرف استفاده میشود.

شناخت اشعه کاتدی

طی آزمایشاتی که بر روی الکترولیز توسط فاراده faraday انجام شد وی دو قانون معروف خود را به شرح زیر در سال ۱۸۳۰ میلادی منتشر نمود:

۱- در الکترولیز مقدار عنصر آزاد شده متناسب با مقدار جریان الکتریسته است.به عنوان مثال اگر ۱ فاراد یا ۹۶۵۰۰ کولن الکتریسته را ازمحلول نمک حاوی یون تک ظرفیتی جیوه عبور دهیم، ۱ مول اتم جیوه و اگر از محلول نمک حاوی یون دو ظرفیتی عبور دهیم ۰.۵ مول اتم جیوه ته نشین می شود. پس بسته هایی از الکتریسته وجود دارد که یک بسته از آن ها به سمت ف تک ظرفیتی و دو بسته به سمت ف دو ظرفیتی حرکت می کنند.

۲- هرگاه مقدار ی ان جریان الکتریسیته را از سه ظرف بگذرانیم که حاوی نمک ها با ظرفیت های متفاوت هستند، یعنی در ظرف اول نمک یک ظرفیتی، در ظرف دوم نمک دو ظرفیتی و در ظرف سوم نمک سه ظرفیتی داشته باشیم. رسوبهای ف حاصل از عبور جریان الکتریسیته از ظروف متناسب با جرم اتمی ف تقسیم بر ظرفیت عناصر آن می باشد.

نتیجه: هر اتم مقداری ثابت بار می گیرد. اتم یک ظرفیتی یک بسته، اتم دو ظرفیتی دو بسته و اتم سه ظرفیتی سه بسته بار می تواند حمل نماید.و هرگز جزء ری از بار الکتریکی مانند ۱.۲۳ را به خود نمی گیرند. این بسته برای تمام اتمها ی ان است، یعنی الکتریسته از بسته ها یا ذرات کوچکی تشکیل شده اند. که آنها را الکترون می گوییم.

بعد از آزمایش الکترولیز بر روی مایعات و جامدات نوبت به الکترولیز گازها رسید که در الکترولیز گازها نتایج زیر به دست آمد:

۱- ولتاژ معمولی از گازها عبور نمی کند.

۲- در ولتاژهای بالا چنانچه فاصله دو الکترود زیاد باشد جریان الکتریسیته عبور نمی کند.

۳- در فشار معمولی به ازای هر سانتیمتر فاصله الکترودها به ۳۰۰۰۰ ولت اختلاف پتانسیل نیازمندیم.

در جریان این آزمایش ها دانشمندان مجبور به ساختن لوله هایی از جنس شیشه شدند تا بتوانند فشار داخل آن را کاهش داده و به بررسی هایمختلف بپردازند. بعد از ساخت این لوله ها دانشمندان به نتایج زیر دست یافتند:

۱- در فشار 0.1 اتمسفر اگر ولتاژ ۱۰۰۰۰ ولت برقرار شود، گاز درون لوله ملتهب شده و به رنگ های گوناگون پرتو افشانی می نماید. به عنوان مثال نئون رنگ قرمز، هوا رنگ صورتی ملایم، بخار سدیم رنگ زرد و بخار جیوه رنگ آبی مایل به سبز را ایجاد می نماید.

 

۲- در فشار کمتر از 0.0001 اتمسفر و ولتاژ بالای ۱۰۰۰۰ ولت جداره شیشه ملتهب شده و نور سبز مغز پسته از خود منتشر می نماید.

 

۳- با کم فشار تا 0.000001 اتمسفر روشنایی از بین رفته و نوعی درخشندگی یا تابش مهت در دیواره لوله ایجاد می شود که در حضور صفحات فلوئور به طور کامل قابل مشاهده است.

 

این اشعه که توسط ویلیام کرو william crookes کشف گردید به اشعه کاتدی معروف شد. اشعه کاتدی نیز به نوبه خود مورد مطالعه قرارگرفته و ویژگی های یکی پس از دیگری کشف گردید. به آزمایش های زیر و نتایج به دست آمده از آنها توجه کنید:

۱- برای اینکه ماهیت این اشعه هرچه بیشتر برای ما روشن گردد یک مانع بین دو الکترود در لوله قرار می دهیم.


با


اشعه کاتدی و نظریه اتمی


مشاهده متن کامل ...
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ-حج73
درخواست حذف اطلاعات
یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِ بَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِن یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَّا یَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿٧٣ مَا قَدَرُ وا اللَّـهَ حَقَّ قَدْرِ هِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿٧٤ اللَّـهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُ سُلًا وَمِنَ النَّاسِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ﴿٧٥ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۗ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْ جَعُ الْأُمُورُ ﴿٧٦ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْ کَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَ بَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ۩ ﴿٧٧ وَجَاهِدُوا فِی اللَّـهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَ جٍ ۚ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَ اهِیمَ ۚ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَـٰذَا لِیَکُونَ الرَّ سُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا ا َّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّـهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ ۖ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِیرُ ﴿٧٨

سورة المؤمنون
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿٢ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِ ضُونَ ﴿٣ وَالَّذِینَ هُمْ لِ َّکَاةِ فَاعِلُونَ ﴿٤ وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُ وجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿٥ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ ﴿٦ فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَ اءَ ذَٰلِکَ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿٧ وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَ اعُونَ ﴿٨ وَالَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ ﴿٩ أُولَـٰئِکَ هُمُ الْوَارِ ثُونَ ﴿١٠ الَّذِینَ یَرِ ثُونَ الْفِرْ دَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿١١ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ ﴿١٢ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَ ارٍ مَّکِینٍ ﴿١٣ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَ کَ اللَّـهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿١٤ ثُمَّ إِنَّکُم بَعْدَ ذَٰلِکَ لَمَیِّتُونَ ﴿١٥ ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ ﴿١٦ وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرَ ائِقَ وَمَا کُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِینَ ﴿١٧

ای مردم (مشرک کافر) مثلی زده شده بدان گوش فرا دارید (تا حقیقت حال خود بدانید): آن بتهای جماد که به جای خدا (معبود خود) می خوانید هرگز بر خلقت مگسی هر چند همه اجتماع کنند قادر نیستند، و اگر مگس (ناتوان) چیزی از آنها بگیرد قدرت بر باز گرفتن آن ندارند، (بدانید که) طالب و مطلوب (یعنی بت و بت پرست یا عابد و معبود یا مگس و بتان) هر دو ناچیز و ناتوانند. (۷۳) (این مشرکان) مقام خدا را آن گونه که شایسته اوست نشناختند، (و گرنه جماد ناتوانی را خدا نمی خواندند) خدا ذاتی است بی نهایت توانا و بی همتای ش ت ناپذیر. (۷۴) خداست که از میان فرشتگان و آدمیان رسولانی برمی گزیند، که همانا خدا (به سخن عالمیان) شنوا و (به لیاقت آنان) بیناست. (۷۵) او به علم ازلی آنچه در نظر این مردم پیدا و آنچه ناپیداست همه را می داند و بازگشت کلیه امور به سوی خداست. (۷۶) ای اهل ایمان، در برابر خدا رکوع و سجود آرید و (با توجه و بی ریا و خالص) پروردگار خود را پرستید و کار نیکو کنید، باشد که رستگار شوید. (۷۷) و حق جهاد در راه او را (با دشمنان دین و با نفس امّاره) به جای آرید (و در طلب رضای او به قدر طاقت بکوشید) او شما را برگزیده (و به دین خود سرافراز کرده) و در مقام تکلیف بر شما مشقت و رنج ننهاده (و این آیین ) مانند آیین پدر شما ابراهیم (خلیل است)، او (خدا) شما امت را پیش از این (در صحف او) و در این قرآن مسلمان نامیده تا این رسول بر شما و شما بر سایر خلق گواه (خداپرستی) باشید، پس به پا دارید و زکات بدهید و به خدا (و کتاب او) متوسل شوید، که او مولی (و پادشاه و نگهبان و حافظ و ناصر) شماست و نیکو مولی و نیکو ناصری است. (۷۸)

سورة المؤمنون
بسم الله الرحمن الرحیم
همانا اهل ایمان به فیروزی و رستگاری رسیدند. (۱) آنان که در خود خاضع و خاشعند. (۲) و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز می کنند. (۳) و آنان که زکات (مال خود را به فقرا) می دهند. (۴) و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می دارند. (۵) مگر بر جفتهاشان (که ن عقدی آنها باشند) یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچ گونه ملامتی (در مبا این ن) بر آنها نیست. (۶) و ی که غیر این ( ن حلال) را به مبا طلبد البته چنین انی ستمکار و متعدی خواهند بود. (۷) و آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا می کنند. (۸) و آنان که بر هاشان (و همه اوقات و شرایط ظاهر و باطن ) محافظت دارند. (۹) چنین ان وارث (مقام عالی بهشت) اند. (۱۰) که بهشت فردوس ارث آن خوبان و منزلگاه ابدی آن پاکان است. (۱۱) و همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم. (۱۲) آن گاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار (صلب و رحم) قرار دادیم. (۱۳) آن گاه نطفه را علقه و علقه را گوشت و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است. (۱۴) باز شما آدمیان همه خواهید مرد. (۱۵) و آن گاه روز قیامت به یقین تمام مبعوث خواهید شد. (۱۶) و همانا مافوق شما (خاکیان) هفت آسمان (عالم پاک) را فراز یکدیگر آفریدیم و لحظه ای از توجه به خلق غافل نبوده و نخواهیم بود. (۱۷)


مشاهده متن کامل ...
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ-نمل23
درخواست حذف اطلاعات
إِنِّی وَجَدتُّ امْرَ أَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْ شٌ عَظِیمٌ ﴿٢٣ وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّـهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ ﴿٢٤ أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّـهِ الَّذِی یُخْرِ جُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿٢٥ اللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ رَ بُّ الْعَرْ شِ الْعَظِیمِ ۩ ﴿٢٦ قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿٢٧ اذْهَب بِّکِتَابِی هَـٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا یَرْ جِعُونَ ﴿٢٨ قَالَتْ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتَابٌ کَرِ یمٌ ﴿٢٩ إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ ﴿٣٠ أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿٣١ قَالَتْ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِ ی مَا کُنتُ قَاطِعَةً أَمْرً ا حَتَّىٰ تَشْهَدُونِ ﴿٣٢ قَالُوا نَحْنُ أُولُو قُوَّةٍ وَأُولُو بَأْسٍ شَدِیدٍ وَالْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانظُرِ ی مَاذَا تَأْمُرِ ینَ ﴿٣٣ قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْ یَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً ۖ وَکَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ ﴿٣٤ وَإِنِّی مُرْ سِلَةٌ إِلَیْهِم بِهَدِیَّةٍ فَنَاظِرَ ةٌ بِمَ یَرْ جِعُ الْمُرْ سَلُونَ ﴿٣٥

فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّـهُ خَیْرٌ مِّمَّا آتَاکُم بَلْ أَنتُم بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَ حُونَ ﴿٣٦ ارْ جِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِ جَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُ ونَ ﴿٣٧ قَالَ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْ شِهَا قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ ﴿٣٨ قَالَ عِفْرِ یتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ ۖ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ ﴿٣٩ قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْ تَدَّ إِلَیْکَ طَرْ فُکَ ۚ فَلَمَّا رَ آهُ مُسْتَقِرًّ ا عِندَهُ قَالَ هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَ بِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ ۖ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَ بِّی غَنِیٌّ کَرِ یمٌ ﴿٤٠ قَالَ نَکِّرُ وا لَهَا عَرْ شَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِی أَمْ تَکُونُ مِنَ الَّذِینَ لَا یَهْتَدُونَ ﴿٤١ فَلَمَّا جَاءَتْ قِیلَ أَهَـٰکَذَا عَرْ شُکِ ۖ قَالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ ۚ وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَکُنَّا مُسْلِمِینَ ﴿٤٢ وَصَدَّهَا مَا کَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ إِنَّهَا کَانَتْ مِن قَوْمٍ کَافِرِ ینَ ﴿٤٣ قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْ حَ ۖ فَلَمَّا رَ أَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَکَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ صَرْ حٌ مُّمَرَّ دٌ مِّن قَوَارِ یرَ ۗ قَالَتْ رَ بِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّـهِ رَ بِّ الْعَالَمِینَ ﴿٤٤

من [آن جا] زنى را یافتم که بر آنها سلطنت مى کند و از هر نعمتى به او داده شده است و تختى بزرگ دارد (۲۳) او و قومش را چنین یافتم که به جاى خدا براى خورشید سجده مى کنند، و اع ان را براى آنها آراسته و آنها را از راه [راست ] بازداشته است، از این رو آنها هدایت نمى یابند (۲۴) [کار این بود] که آنها سجده نکنند براى خدایى که پنهانى ها را در آسمان ها و زمین بیرون مى آورد و آنچه را که نهان مى دارید یا عیان مى سازید مى داند (۲۵) خداوندى که هیچ خدایى جز او نیست، صاحب عرش بزرگ است (۲۶) [سلیمان ] گفت: خواهیم دید آیا راست گفته اى یا از دروغگویان بوده اى (۲۷) این نامه مرا ببر و به طرف آنها بیفکن، آن گاه از آنها دور شو و بنگر چه پاسخ مى دهند (۲۸) [ملکه سبا] گفت: اى سران کشور! نامه اى ارجمند به سوى من انداخته شده است (۲۹) که آن از طرف سلیمان و به نام خداوند هستى بخش مهربان است (۳۰) [و در آن آمده است ] که بر من برترى مجویید و مطیعانه به سوى من آیید (۳۱) گفت: اى سران قوم! نظر خود را در این امر به من بگویید که من [تاکنون ] بى حضور شما تصمیم قطعى نگرفته ام (۳۲) گفتند: ما صاحبان قدرت و سخت جن ریم و اختیار کار با توست، پس بنگر چه فرمان مى دهى (۳۳) [ملکه ] گفت: پادشاهان چون به شهرى در آیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار مى گردانند و این گونه عمل مى کنند (۳۴) و اینک من هدیه اى به سویشان مى فرستم و منتظر مى مانم که فرستادگان با چه [پاسخى ] باز مى گردند (۳۵)

و چون [فرستاده ] نزد سلیمان آمد، گفت: آیا مرا به مال مدد مى دهید؟ آنچه خدا به من عطا کرده بهتر است از آنچه به شما داده است. بلکه شما به هدیه تان دلخوشید (۳۶) [اکنون ] به سوى آنها بازگرد که قطعا یانى برسرشان مى آوریم که در برابر آنها تاب ایستادگى نداشته باشند و از آن دیار به خوارى و زبونى بیرونشان مى کنیم (۳۷) [سپس ] گفت: اى سرکردگان! کدام یک از شما تخت او را پیش از آن که به ح تسلیم نزد من آیند برایم مى آورد (۳۸) عفریتى از جنّ گفت: من آن را پیش از آن که از جایت برخیزى نزد تو حاضر مى کنم، و من بر این توانا و امینم (۳۹) ى که نزد او علمى از کتاب بود، گفت: من آن را پیش از آن که چشم خود را بر هم زنى نزد تو مى آورم. پس چون سلیمان آن تخت را نزد خود حاضر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس مى گزارم یا ناسپاسى مى کنم و هر که سپاس گزارد تنها (۴۰) گفت: تخت ملکه را برایش ناشناس سازید تا ببینیم آیا پى مى برد یا از آنهاست که پى نمى برند (۴۱) پس وقتى ملکه آمد بدو گفته شد: آیا تخت تو همین گونه است؟ گفت: گویا این خود آن است، و ما پیش از این هم [به قدرت سلیمان ] واقف شده بودیم و تسلیم بوده ایم (۴۲) و او را آنچه به جاى خدا مى پرستید [از ایمان به خدا] بازداشته بود، همانا او از گروه کافران بود (۴۳) به او گفته شد: وارد کاخ شو. پس چون آن را دید، پنداشت نهر آبى است، و جامه از دو ساق خویش بالا زد [تا از آب بگذرد] سلیمان گفت: این کاخى صیقلى شده از بلورهاست. [ملکه ] گفت: پروردگارا! من به خود ستم و اینک با سلیمان تسلیم خداوند، پروردگار جهانیان شد (۴۴)


مشاهده متن کامل ...
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ-نور37
درخواست حذف اطلاعات
رِ جَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَ ةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ ا َّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿٣٧ لِیَجْزِیَهُمُ اللَّـهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ ۗ وَاللَّـهُ یَرْ زُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿٣٨ وَالَّذِینَ کَفَرُ وا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَ ابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّـهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ ۗ وَاللَّـهُ سَرِ یعُ الْحِسَابِ ﴿٣٩ أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَ جَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَ اهَا ۗ وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّـهُ لَهُ نُورً ا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿٤٠ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ ۖ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ ۗ وَاللَّـهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ ﴿٤١ وَلِلَّـهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضِ ۖ وَإِلَى اللَّـهِ الْمَصِیرُ ﴿٤٢ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُ کَامًا فَتَرَ ى الْوَدْقَ یَخْرُ جُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَ دٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ وَیَصْرِ فُهُ عَن مَّن یَشَاءُ ۖ یَکَادُ سَنَا بَرْ قِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿٤٣

مردانی که نه تجارت و نه معامله ای آنان را از یاد خدا و ب اداشتن و ادای زکات غافل نمی کند؛ آنها از روزی می ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می شود. (۳۷) (آنها به سراغ این کارها می روند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالی که انجام داده اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ و خداوند به هر بخواهد بی حساب روزی می دهد (و از مواهب بی انتهای خویش بهره مند می سازد). (۳۸) انی که کافر شدند، اع ان همچون سر است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب می پندارد؛ امّا هنگامی که به سراغ آن می آید چیزی نمی یابد، و خدا را نزد آن می یابد که حساب او را بطور کامل می دهد؛ و خداوند سریع الحساب است! (۳۹) یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است؛ ظلمتهایی است یکی بر فراز دیگری، آن گونه که هر گاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و ی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست! (۴۰) آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یک از آنها و تسبیح خود را می داند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست! (۴۱) و از برای خداست حکومت و مالکیّت آسمانها و زمین؛ و بازگشت (تمامی موجودات) بسوی اوست! (۴۲) آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می راند، سپس میان آنها پیوند می دهد، و بعد آن را متراکم می سازد؟! در این حال، دانه های باران را می بینی که از لابه لای آن خارج می شود؛ و از آسمان -از کوه هایی که در آن است [=ابرهایی که همچون کوه ها انباشته شده اند]- دانه های تگرگ نازل می کند، و هر را بخواهد بوسیله آن زیان می رساند، و از هر بخواهد این زیان را برطرف می کند؛ نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (۴۳)



یُقَلِّبُ اللَّـهُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَعِبْرَ ةً لِّأُولِی الْأَبْصَارِ ﴿٤٤ وَاللَّـهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ ۖ فَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَىٰ رِ جْلَیْنِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَىٰ أَرْ بَعٍ ۚ یَخْلُقُ اللَّـهُ مَا یَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿٤٥ لَّقَدْ أَنزَلْنَا آیَاتٍ مُّبَیِّنَاتٍ ۚ وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَ اطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿٤٦ وَیَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَبِالرَّ سُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ یَتَوَلَّىٰ فَرِ یقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِکَ ۚ وَمَا أُولَـٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ ﴿٤٧ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَ سُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذَا فَرِ یقٌ مِّنْهُم مُّعْرِ ضُونَ ﴿٤٨ وَإِن یَکُن لَّهُمُ الْحَقُّ یَأْتُوا إِلَیْهِ مُذْعِنِینَ ﴿٤٩ أَفِی قُلُوبِهِم مَّرَ ضٌ أَمِ ارْ تَابُوا أَمْ یَخَافُونَ أَن یَحِیفَ اللَّـهُ عَلَیْهِمْ وَرَ سُولُهُ ۚ بَلْ أُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٥٠ إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَ سُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٥١ وَمَن یُطِعِ اللَّـهَ وَرَ سُولَهُ وَیَخْشَ اللَّـهَ وَیَتَّقْهِ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿٥٢ وَأَقْسَمُوا بِاللَّـهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْ تَهُمْ لَیَخْرُ جُنَّ ۖ قُل لَّا تُقْسِمُوا ۖ طَاعَةٌ مَّعْرُ وفَةٌ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿٥٣

خداوند شب و روز را دگرگون می سازد؛ در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت! (۴۴) و خداوند هر جنبنده ای را از آبی آفرید؛ گروهی از آنها بر شکم خود راه می روند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه می روند؛ خداوند هر چه را بخواهد می آفریند، زیرا خدا بر همه چیز تواناست! (۴۵) ما آیات روشنگری نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می کند! (۴۶) آنها می گویند: «به خدا و ایمان داریم و اطاعت می کنیم!» ولی بعد از این ادّعا، گروهی از آنان رویگردان می شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند! (۴۷) و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و ش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می شوند! (۴۸) ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می آیند! (۴۹) آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا می ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند! (۵۰) سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند. (۵۱) و هر خدا و ش را اطاعت کند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد، چنین انی همان پیروزمندان واقعی هستند! (۵۲) آنها با نهایت تأکید سوگند یاد د که اگر به آنان فرمان دهی، (از خانه و اموال خود) بیرون می روند (و جان را در طبق اخلاص گذارده تقدیم می کنند)؛ بگو: «سوگند یاد نکنید؛ شما طاعت خالصانه نشان دهید که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است!» (۵۳)


مشاهده متن کامل ...
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ -انبیا11
درخواست حذف اطلاعات
وَکَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْ یَةٍ کَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِ ینَ ﴿١١ فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا یَرْ کُضُونَ ﴿١٢ لَا تَرْ کُضُوا وَارْ جِعُوا إِلَىٰ مَا أُتْرِ فْتُمْ فِیهِ وَمَسَاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْأَلُونَ ﴿١٣ قَالُوا یَا وَیْلَنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ ﴿١٤ فَمَا زَالَت تِّلْکَ دَعْوَاهُمْ حَتَّىٰ جَعَلْنَاهُمْ حَصِیدًا خَامِدِینَ ﴿١٥ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْ ضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ ﴿١٦ لَوْ أَرَ دْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن کُنَّا فَاعِلِینَ ﴿١٧ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ﴿١٨ وَلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضِ ۚ وَمَنْ عِندَهُ لَا یَسْتَکْبِرُ ونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُ ونَ ﴿١٩ یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُ ونَ ﴿٢٠ أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْ ضِ هُمْ یُنشِرُ ونَ ﴿٢١ لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَ بِّ الْعَرْ شِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٢٢ لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْأَلُونَ ﴿٢٣ أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً ۖ قُلْ هَاتُوا بُرْ هَانَکُمْ ۖ هَـٰذَا ذِکْرُ مَن مَّعِیَ وَذِکْرُ مَن قَبْلِی ۗ بَلْ أَکْثَرُ هُمْ لَا یَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِ ضُونَ ﴿٢٤

وَمَا أَرْ سَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّ سُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥ وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّ حْمَـٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُّکْرَ مُونَ ﴿٢٦ لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِ هِ یَعْمَلُونَ ﴿٢٧ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْ تَضَىٰ وَهُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿٢٨ وَمَن یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلَـٰهٌ مِّن دُونِهِ فَذَٰلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ ۚ کَذَٰلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ ﴿٢٩ أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُ وا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضَ کَانَتَا رَ تْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ ۖ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ﴿٣٠ وَجَعَلْنَا فِی الْأَرْ ضِ رَ وَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَّعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ ﴿٣١ وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَّحْفُوظًا ۖ وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِ ضُونَ ﴿٣٢ وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿٣٣ وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِکَ الْخُلْدَ ۖ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ ﴿٣٤ کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً ۖ وَإِلَیْنَا تُرْ جَعُونَ ﴿٣٥



چه بسیار آبادیهای ستمگری را در هم ش تیم؛ و بعد از آنها، قوم دیگری روی کار آوردیم! (۱۱) هنگامی که عذاب ما را احساس د، ناگهان پا به فرار گذاشتند! (۱۲) (گفتیم:) فرار نکنید؛ و به زندگی پر ناز و نعمت، و به مسکنهای پر زرق و برقتان بازگردید! شاید (سائلان بیایند و) از شما تقاضا کنند (شما هم آنان را محروم بازگردانید)! (۱۳) گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمگر بودیم!» (۱۴) و همچنان این سخن را تکرار می د، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختیم! (۱۵) ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم! (۱۶) (بفرض محال) اگر می خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب می کردیم! (۱۷) بلکه ما حق را بر سر باطل می کوبیم تا آن را هلاک سازد؛ و این گونه، باطل محو و نابود می شود! امّا وای بر شما از توصیفی که (درباره خدا و هدف آفرینش) می کنید! (۱۸) از آن اوست آنان که در آسمانها و زمینند! و آنها که نزد اویند [= فرشتگان ] هیچ گاه از عبادتش استکبار نمی ورزند، و هرگز خسته نمی شوند. (۱۹) (تمام) شب و روز را تسبیح می گویند؛ و سست نمی گردند. (۲۰) آیا آنها خدایانی از زمین برگزیدند که (خلق می کنند و) منتشر می سازند؟! (۲۱) اگر در آسمان و زمین، جز «اللّه» خدایان دیگری بود، فاسد می شدند (و نظام جهان به هم می خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصیفی که آنها می کنند! (۲۲) هیچ نمی تواند بر کار او ده بگیرد؛ ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است! (۲۳) آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن انی است که با من هستند، و سخن انی [= انی ] است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی دانند؛ و به همین دلیل (از آن) روی گردانند. (۲۴)
ما پیش از تو هیچ ی را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.» (۲۵) آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها [= فرشتگان ] بندگان شایسته اویند. (۲۶) هرگز در سخن بر او پیشی نمی گیرند؛ و (پیوسته) به فرمان او عمل می کنند. (۲۷) او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را می داند؛ و آنها جز برای ی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی کنند؛ و از ترس او بیمناکند. (۲۸) و هر از آنها بگوید: «من جز خدا، معبودی دیگرم»، کیفر او را جهنم می دهیم! و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد. (۲۹) آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی آورند؟! (۳۰) و در زمین، کوه های ثابت و پابرجایی قرار دادیم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، درّه ها و راه هایی قرار دادیم تا هدایت شوند! (۳۱) و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم؛ ولی آنها از آیات آن روی گردانند. (۳۲) او ی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری در حرکتند! (۳۳) پیش از تو (نیز) برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم؛ (وانگهی آنها که انتظار مرگ تو را می کشند،) آیا اگر تو بمیری، آنان جاوید خواهند بود؟! (۳۴) هر انسانی طعم مرگ را می چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می کنیم؛ و سرانجام بسوی ما بازگردانده می شوید! (۳۵)



مشاهده متن کامل ...
بِسمِ اللَّـهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیمِ -مومنون75
درخواست حذف اطلاعات
وَلَوْ رَ حِمْنَاهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴿٧٥ وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَ بِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّ عُونَ ﴿٧٦ حَتَّىٰ إِذَا فَتَحْنَا عَلَیْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِیدٍ إِذَا هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٧ وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُ ونَ ﴿٧٨ وَهُوَ الَّذِی ذَرَ أَکُمْ فِی الْأَرْ ضِ وَإِلَیْهِ تُحْشَرُ ونَ ﴿٧٩ وَهُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٨٠ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿٨١ قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَ ابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿٨٣ قُل لِّمَنِ الْأَرْ ضُ وَمَن فِیهَا إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٤ سَیَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُ ونَ ﴿٨٥ قُلْ مَن رَّ بُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَ بُّ الْعَرْ شِ الْعَظِیمِ ﴿٨٦ سَیَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٨٧ قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٨ سَیَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ فَأَنَّىٰ تُسْحَرُ ونَ ﴿٨٩


و اگر به آنان رحم کنید و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی شوند، بلکه) در طغیانشان لجاجت می ورزند و (در این وادی) سرگردان می مانند! (۷۵) ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند)، امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع د، و نه به درگاهش تضرّع می کنند! (۷۶) (این وضع همچنان ادامه می یابد) تا زمانی که دری از عذاب شدید به روی آنان بگشاییم، (و چنان گرفتار می شوند که) ناگهان بکلّی مأیوس گردند. (۷۷) و او ی است که برای شما گوش و چشم و قلب [=عقل ] ایجاد کرد؛ امّا کمتر شکر او را بجا می آورید. (۷۸) و او ی است که شما را در زمین آفرید؛ و به سوی او محشور می شوید! (۷۹) و او ی است که زنده می کند و می میراند؛ و رفت و آمد شب و روز از آن اوست؛ آیا شه نمی کنید؟! (۸۰) (نه،) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند. (۸۱) آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (۸۲) این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه های پیشینیان است!» (۸۳) بگو: «زمین و انی که در آن هستند از آن کیست، اگر شما می دانید؟!» (۸۴) بزودی (در پاسخ تو) می گویند: «همه از آن خداست!» بگو: «آیا متذکّر نمی شوید؟!» (۸۵) بگو: «چه ی پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟» (۸۶) بزودی خواهند گفت: «همه اینها از آن خداست!» بگو: «آیا تقوا پیشه نمی کنید (و از خدا نمی ترسید و دست از شرک برنمی دارید)؟!» (۸۷) بگو: «اگر می دانید، چه ی حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بی پناهان پناه می دهد، و نیاز به پناه دادن ندارد؟!» (۸۸) خواهند گفت: «(همه اینها) از آن خداست» بگو: «با این حال چگونه می گویید سحر شده اید (و این سخنان سحر و افسون است)؟!» (۸۹)


بَلْ أَتَیْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿٩٠ مَا اتَّخَذَ اللَّـهُ مِن وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَـٰهٍ ۚ إِذًا لَّذَهَبَ کُلُّ إِلَـٰهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٩١ عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَىٰ عَمَّا یُشْرِ کُونَ ﴿٩٢ قُل رَّ بِّ إِمَّا تُرِ یَنِّی مَا یُوعَدُونَ ﴿٩٣ رَ بِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿٩٤ وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِ یَکَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُ ونَ ﴿٩٥ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ ۚ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ ﴿٩٦ وَقُل رَّ بِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ ﴿٩٧ وَأَعُوذُ بِکَ رَ بِّ أَن یَحْضُرُ ونِ ﴿٩٨ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَ بِّ ارْ جِعُونِ ﴿٩٩ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَ کْتُ ۚ کَلَّا ۚ إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِن وَرَ ائِهِم بَرْ زَخٌ إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿١٠٠ فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ ﴿١٠١ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٢ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَـٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُ وا أَنفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿١٠٣ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ ﴿١٠٤


نه، (واقع این است که) ما حقّ را برای آنها آوردیم؛ و آنان دروغ می گویند! (۹۰) خدا هرگز فرزندی برای خود انتخاب نکرده؛ و معبود دیگری با او نیست؛ که اگر چنین می شد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می د و بعضی بر بعضی دیگر برتری می جستند (و جهان هستی به تباهی کشیده می شد)؛ منزّه است خدا از آنچه آنان توصیف می کنند! (۹۱) او دانای نهان و آشکار است؛ پس برتر است از آنچه برای او همتا قرار می دهند! (۹۲) بگو: «پروردگار من! اگر عذابهایی را که به آنان وعده داده می شود به من نشان دهی (و در زندگیم آن را ببینم)... (۹۳) پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!» (۹۴) و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می دهیم به تو نشان دهیم! (۹۵) بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)! ما به آنچه توصیف می کنند آگاهتریم! (۹۶) و بگو: «پروردگارا! از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم! (۹۷) و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه می برم!» (۹۸) (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! (۹۹) شاید در آنچه ترک (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او می گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند! (۱۰۰) هنگامی که در «صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از یکدیگر تقاضای کمک نمی کنند (چون کاری از ی ساخته نیست)! (۱۰۱) و انی که وزنه اع ان سنگین است، همان رستگارانند! (۱۰۲) و آنان که وزنه اع ان سبک باشد، انی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند! (۱۰۳) شعله های سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهایشان نواخته می شود؛ و در دوزخ چهره ای عبوس دارند. (۱۰۴)



مشاهده متن کامل ...
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ حْمَـٰنِ الرَّ حِیمِ -یوسف79
درخواست حذف اطلاعات
قَالَ مَعَاذَ اللَّـهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذًا لَّظَالِمُونَ ﴿٧٩ فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا ۖ قَالَ کَبِیرُ هُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبَاکُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَیْکُم مَّوْثِقًا مِّنَ اللَّـهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّ طتُمْ فِی یُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَ حَ الْأَرْ ضَ حَتَّىٰ یَأْذَنَ لِی أَبِی أَوْ یَحْکُمَ اللَّـهُ لِی ۖ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ ﴿٨٠ ارْ جِعُوا إِلَىٰ أَبِیکُمْ فَقُولُوا یَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَکَ سَرَ قَ وَمَا شَهِدْنَا إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا کُنَّا لِلْغَیْبِ حَافِظِینَ ﴿٨١ وَاسْأَلِ الْقَرْ یَةَ الَّتِی کُنَّا فِیهَا وَالْعِیرَ الَّتِی أَقْبَلْنَا فِیهَا ۖ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٨٢ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرً ا ۖ فَصَبْرٌ جَمِیلٌ ۖ عَسَى اللَّـهُ أَن یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ ﴿٨٣ وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ ﴿٨٤ قَالُوا تَاللَّـهِ تَفْتَأُ تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّىٰ تَکُونَ حَرَ ضًا أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ ﴿٨٥ قَالَ إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللَّـهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٨٦

گفت: «پناه بر خدا که ما غیر از آن که متاع خود را نزد او یافته ایم بگیریم؛ در آن صورت، از ظالمان خواهیم بود!» (۷۹) هنگامی که (برادران) از او مأیوس شدند، به کناری رفتند و با هم به نجوا پرداختند؛ (برادر) بزرگشان گفت: «آیا نمی دانید پدرتان از شما پیمان الهی گرفته؛ و پیش از این درباره یوسف کوتاهی کردید؟! من از این سرزمین حرکت نمی کنم، تا پدرم به من اجازه دهد؛ یا خدا درباره من داوری کند، که او بهترین حکم کنندگان است! (۸۰) شما به سوی پدرتان بازگردید و بگویید: پدر (جان)، پسرت ی کرد! و ما جز به آنچه می دانستیم گواهی ندادیم؛ و ما از غیب آگاه نبودیم! (۸۱) (و اگر اطمینان نداری،) از آن شهر که در آن بودیم سؤال کن، و نیز از آن قافله که با آن آمدیم (بپرس)! و ما (در گفتار خود) صادق هستیم!» (۸۲) (یعقوب) گفت: «(هوای) نفس شما، مسأله را چنین در نظرتان آراسته است! من صبر می کنم، صبری زیبا (و خالی از کفران)! امیدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند؛ چرا که او دانا و حکیم است! (۸۳) و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می برد (و هرگز کفران نمی کرد)! (۸۴) گفتند: «به خدا تو آنقدر یاد یوسف می کنی تا در آستانه مرگ قرار گیری، یا هلاک گردی!» (۸۵) گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا می گویم (و شکایت نزد او می برم)! و از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید! (۸۶)

یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّ وْحِ اللَّـهِ ۖ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّ وْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُ ونَ ﴿٨٧ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قَالُوا یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا ۖ إِنَّ اللَّـهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ﴿٨٨ قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ ﴿٨٩ قَالُوا أَإِنَّکَ لَأَنتَ یُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَـٰذَا أَخِی ۖ قَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَیْنَا ۖ إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ ﴿٩٠ قَالُوا تَاللَّـهِ لَقَدْ آثَرَ کَ اللَّـهُ عَلَیْنَا وَإِن کُنَّا لَخَاطِئِینَ ﴿٩١ قَالَ لَا تَثْرِ یبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ ۖ یَغْفِرُ اللَّـهُ لَکُمْ ۖ وَهُوَ أَرْ حَمُ الرَّ احِمِینَ ﴿٩٢ اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرً ا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٩٣ وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِیرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِ یحَ یُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَن تُفَنِّدُونِ ﴿٩٤ قَالُوا تَاللَّـهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلَالِکَ الْقَدِیمِ ﴿٩٥

پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند!» (۸۷) هنگامی که آنها بر او [= یوسف ] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی (برای ید موادّ غذایی) با خود آورده ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد!» (۸۸) گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!» (۸۹) گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: «(آری،) من یوسفم، و این برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد؛ هر تقوا پیشه کند، و شکیبایی و استقامت نماید، (سرانجام پیروز می شود؛) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند!» (۹۰) گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده؛ و ما خطاکار بودیم!» (۹۱) (یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می بخشد؛ و او مهربانترین مهربانان است! (۹۲) این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می شود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!» (۹۳) هنگامی که کاروان (از سرزمین مصر) جدا شد، پدرشان [= یعقوب ] گفت: «من بوی یوسف را احساس می کنم، اگر مرا به نادانی و کم عقلی نسبت ندهید!» (۹۴) گفتند: «به خدا تو در همان گمراهی سابقت هستی!» (۹۵)


مشاهده متن کامل ...
بازی با دین مردم؟
درخواست حذف اطلاعات
ابداع مجتهدانه و روشمند یک رای تازه فقهی آن هم به دست یک فقیه چرا وج از دایره دین و فقاهت شمرده شود؟
به نام خدا

آیت الله بیات زنجانی اخیرا فتوا داده اند که شخص روزه دار در تشنگی های تعب آور میتواند جرعه یی آب بنوشد و رفع موقت عطش کند و همچنان روزه دار بماند. در این صورت کفّاره و قضا هم بر ذمّه او نخواهد بود. ایشان موثّقه ای را هم به منزله مستند فتوای خود ذکر کرده اند.
آیت الله ناصرمکارم بر این فتوا ده گرفته اند و با طنزی ملایم گفته اند که مگر میشود هم روزه دار بود هم کوزه ای آب خورد؟ هم روزه دار هم کوزه دار؟! ایشان این فتوا را خلاف اجماع علمای و محتملا خلاف ضرورت دین شمرده اند و به صاحب آن فتوای نادر هشدار داده اند که با دین مردم بازی نکند.
مرا در شؤون فقهی این فتوا سخنی نیست که:نه مفتیم نه مدرّس نه محتسب نه فقیه
مرا چه کار که من منع آب خواره کنم؟ (۱)

حدیثی پشتوانه آن فتواست که به نظر آیت الله مکارم سنداً و دل ا مخدوش است و به نظر آیت الّله بیات چنین نیست. ل مقلّدان آن فقیه به آن عمل نمیکنند و مقلدان این فقیه بدان عمل میکنند، و مادام که هر دو در دایره اطاعتند بر هیچ کدام ده نمی توان گرفت. اما این که کدام فقیه افقه از دیگریست منوط به داوری مقلدان است. ل مقلدان هر یک از این دو فقیه، مرجع و مفتی خود را اعلم و افقه از دیگری می دانند.
تا اینجا هیچ ق عادت و خلاف جماعت و نقض شریعت رخ نداده است. پرسش و مشکل از آنجا پدید میاید که فقیهی فقیه دیگر را در ملأ عام و در حضور همگان به “بازی با دین مردم” متهم کند و به او هشدار دهد که از این پس در مقام افتأء محتاط تر و همراه تر با جمهور فقیهان باشد و ق اجماع نکند و مظلمه افتأء بغیر علم را به دوش نکشد.

سوال این است که مگر علم فقه مجموعه همین آرا و اجتهادات متوافق و متخالف فقیهان نیست پس ابداع مجتهدانه و روشمند یک رای تازه فقهی آن هم به دست یک فقیه چرا وج از دایره دین و فقاهت شمرده شود؟
مگر این خود عین ورود و تمکّن در تفقّه و اجتهاد نیست؟می گویید رای باطلیست. به فرض که چنین باشد مگر هر علمی مجموعه آرای صحیح و باطل نیست؟ مگر همه فتاوای فقیهان عین صواب و حقیقت است؟ شما کدام علم بشری را می شناسید که از خطا عاری باشد؟ میگویید فقه احکام بشری نیست، احکام الهی است. درست است. اما اینجا سخن از “علم فقه” است که علمیست بشری و ظنّی و تاریخ مند و متحول و پرورده دست فقیهان، نه “خود فقه” که حقیقت احکام در علم الاهیست. میگویید اما ثوابتی و آیات و احادیثی در فقه هست که الاهیست و ساخته فقیهان نیست. همینطور است ولی مگر تفسیر آنها بر عهده فقیهان نیست؟ و مگر این تفاسیر، اجتهاد پذیر و متفاوت و متضارب نیستند و تحول مستمر نیافته اند؟ میگویید ولی بعضی احکام اجماعی اند و تا کنون ی ان مانده اند و عوض نشده اند. درست است ولی جوجه ها را آ پائیز می شمرند و پائیز تاریخ فقه هنوز نرسیده است. میگویید بااین شیوه دیگر از علم فقه چیزی باقی نخواهد ماند. جواب این است که علم فقه عین همین جریان مستمرّ آمد و شد اجتهادات است و بس.
آیت الّله مکارم خود چند سال پیش فتوا به حرمت تدخین دادند که اگر بدان عمل میشد درآمد ت از دخانیات نقصان عظیم میپذیرفت. فتوایی فاتر بود که به فراموشی رفت. در همان اوقات از آیت الّله فاضل لنکرانی نقل شد که نه تنها سیگار و قلیان کشیدن حلا ل است بل به روزه داری هم لطمه نمی زند و آن را به روزه خواری بدل نمیکند. فتوای آیت الله لنکرانی البته بی سابقه نبود و چنان که مرحوم تنکابنی در قصص العلماء آورده است یکی از علمای عهد قاجار در ماه رمضان، در حال روزه، در مسجد، بر منبر قلیان کشید تا به همگان بنماید که حلّیت تدخین و صحت روزه روزه داران تضمین شده است.

فتوای آیت اله و رفع حرمت بازی شطرنج و اعتراض آیت الله غدیری و جواب آیت الّله به او از مواردمعاصر چنین اجتهادات نسبتا تازه است ( و از این نمونه ها در تاریخ فقه چندان فراوان است که حاجت به اشارت نیست) و نمی دانم که آیت الله مکارم اگر دلیری و بسط ید کنونی را داشتند با پیشوای انقلاب چه میگفتند و به او چه هشداری می دادند؟ آیا از او هم می خواستند که با دین مردم بازی نکند؟

چنین می نماید که دایره فقه و دین در نگاه آیت الله مکارم چون چشم ترکان لشکری تنگ است. هر چه مقبول و معتقد ایشان است دین است و هر چه از آن بیرون افتد یا با آن در افتد ل بازی با دیانت و ترک تازی بر شریعت است.
من در مقام امر به معروف و نهی از منکر نیستم که ایشان رابه سعه صدر اخلاقی در مقابل مخالفان دعوت کنم. انشاالله خود واجد آن اند. دعوت من به تصحیح رویکرد معرفت شناسانه است. از ایشان می خواهم که در علم فقه نه از دریچه آراء فقهی خویش بل همچون معرفت شناسان نظر کنند و فقه را دانشی بشری و تاریخی و نهاده بر دوش فقیهان و وام گیرنده و تغذیه کننده از بیرون خود و در سیلان مستمر ببینند و با نگاه درجه دوم از صدق و کذب در گذرند و از صأئب و خاطی (که موضوع نگاه درجه اولند) ارتفاع گیرند و به رودخانه جاری علم فقه بنگرند که چگونه با همین آرای متضارب، پر آب تر و پر شتاب تر و “فقه تر” شده و به دریای فراخ دانش های بشری میپیوندد.
آنگاه است که آرای فقیهان دیگر را (درست باشد یا غلط) نه بازی با دیانت و نه موجب فقر فقاهت خواهند دانست بل آنها را ارج خواهند نهاد و مغتنم خواهند شمرد. این سعه ذهن معرفتی البته و با الضروره سعه صدر اخلاقی را به دنبال خواهد داشت. اختلاف نظر فقهی ایشان با فقیهی دیگر از منظر درجه دوم عین علم فقه است نه بیرون از آن نه بازی با آن. لذا نکوشند که با تهمت “بازی با دین مردم” رقیب را از بازی حذف کنند و میدان فقاهت را از این رقابت محروم سازند. علم فقه همچون هر علم بشری دیگر بازی عالمان است با یکدیگر. و در این مسابقه علمی حقیقت جویانه، گرچه همه به قصد برد می آیند برخی هم میبازند لیکن بازندگان هم عضو تیم اند و به قدر برندگان به گردن آن حق دارند و در گرم و زنده نگاه داشتن بازی سهیمند (۲)
سخن دیگری هم با آیت الله مکارم و فقیهان دلسوز و درد مند دارم. بازی ن با دیانت مردم البته دغدغه یی مبارک است. اما مصداق اهمّش آب خوردن روزه داران عطش ناک نیست. مصداقش آن است که فقیهی چون آیت الله محمد مومن، عضو فقهای شورای نگهبان، صریحاً فتوا میدهد که جائز بل راجح است که به بد دینان و بدعت گذران تهمت و لواط بزنیم تا از میدان به در روند و از شرّشان آسوده شویم (۳)

آیت الله ابولقاسم خویی و آیت الله محمد رضا گلپایگانی نیز چنین فتوایی داده اند، آن هم به استناد و تمسّک به حدیثی که از علیه السلام آورده اند که: ”اذا رایتم اهل الریب والبدع من بعدی فا ظهرو البرائة منهم … و با هتوهم…” (۴) و آن را چنین ،معنا کرده اند که پس از من اگر اهل شبهه و بدعت را دیدید از آنان بیزاری بجویید و به آنان بهتان بزنید.

خوب است آقای مکارم به سراغ این حدیث بروند و به فقیهان روزگار ما آن هم در ملأ عا م ّنه در خفا گوشزد کنند که عمل به این روایت فقهی ضّد اخلاقی ، عین قربانی اخلاق در پای فقه و عین بازی با دین مردم و تیغ دادن در کف زنگی مست است. چرا غصه نمیخورند که بناهای استوار اخلاقی را با اینگونه روایات سست فقهی چنین بی باکانه می شکنند و فرو میریزیند؟ چرا دست کم دغدغه اخلاق را به اندازه دغدغه فقه ندارند؟
شگفت نیست اگر امروز تابعان فقاهت و عاملان به این روایت را در رسانه ها و نهاد های قضایی و امنیتی میبینیم که گستاخانه پنجه تصرف در جان و آبروی بیگناهان میبرند و “حجت شرعی” می آورند که بنا به تعلیم و تفسیر فقیهان، دستشان را در این گونه رذ ورزیها باز گذاشته است. آیا شما گمان می کنید که عامّه مردم روزه دار اگر از چنین فتاوایی آگاه شوند باز هم بر دیانت و فقاهت موجود باقی خواهند ماند؟ و باز هم به چنان ی حرمت خواهند نهاد؟

گر شوند آگه از شهٔ ما مغبچگان
بعد از این قه پشمین به گرو نستانند

سلّمنا.آب خوردن یک روزه دار تشنه لب آبروی شریعت را میبرد و دین را به بازی می گیرد و ساز شرع را بی قانون می کند. نسبت و لواط و سرقت و قتل به مخالف دادن و برایش پرونده ساختن و از او اعترافات مجعول گرفتن و جواز شرعی همه اینها را از روایتی از اصول کافی در آوردن چطور؟
دیگر چه ی از نشستن با اینگونه مفتیان و اذناب و اصحاب شان احساس امنیت می کند؟ فقیهی که جان و مال و آبروی مردم را در قبضه تصمیم خود می بیند که اگر چپ بروند یا کج بی شند حکم به کفرشان میدهد یا به فسقشان چه امنیتی و اهلیتی در او می توان سراغ کرد ؟ همهٔ فقاهت و شخصیتش تهدیدیست برای نام و نان و جان و آرامش و آسایش دیگران.
ی که دعوت به ایمان می کند و قرآنی که می گوید مومن بودن ایمن بودن است (ایّ الفریقین احقّ بالامن ، قرآن، سوره اعراف) چگونه با فقهی می سازد که امنیت ستان است؟ چگونه با فتوایی می سازد که اخلاق ستیز است؟
وظیفه دشوار فقیهان امروز پیراستن فقه از بی اخلاقی هاست. آنان دیگر نمیتوانند فقط به وجوب و حرمت فقهی افعال مکلفان بی شند، شه در وجوب و حرمت اخلاقی افعال از آن ضروری تر است. نه هر چه حرمت فقهی دارد حرمت اخلاقی هم دارد(چون خوردن ذبیحه کفار) و نه هر چه وجوب فقهی دارد وجوب وجواز اخلاقی هم دارد (چون وجوب قتل مرتد) و نه هر چه جواز فقهی دارد جواز اخلاقی هم دارد (چون طلاق ی ویه زن به دست مرد). به عبارت دیگر گناهان ونارواهای فقهی وماً نارواهای اخلاقی نیستند ولی رخصت های فقهی گاه جزو محرّمات اخلاقی اند و رفع تزاحم این دو وظیفه واجب اخلاقی فقیهان دردمند است. فقهی که رخصت به ش ن پیمان میدهد و بهتان های ی و جاسوسی به مخالفان را مشروع میشمارد قطعاً فقهی نامشروع است. پیراستن فقه از این آلودگی ها و بازگرداندن مشروعیت بدان، در گرو گشودن ابواب علم اخلاق به روی علم فقه است و این تازه یکی از هفتاد نقصان علم فقه امروزین است.در متون علم اصول ،به علوم مورد نیاز فقیه که میرسند میگویند دانستن ادبیات عرب ومنطق وعلم اصول از واجبات اصلی ست.هیچ جا نمیگویند دانستن علم اخلاق وفلسفه اخلاق هم ضروری ست وهمین است که فتاوای فقهی چنین بیگانه با اخلاق شده اند. به فقه آموزان باید گفت فقه وحکومتی را فرو گذارید و فقه اخلاقی را بردارید که ضروری تر وخدا پسندتر و انسان نوازتر است.

رمضان المبارک ۱۴۳۴
عبدالکریم سروش



مشاهده متن کامل ...
عید مبارک فطر از منظر احادیث ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین
درخواست حذف اطلاعات
قال الصادق (علیه السلام): ان من تمام الصوم اعطاء ا کاة یعنى الفطرة کما ان الصلوة على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة.

صادق (علیه السلام) فرمود: تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر (صلى الله علیه و آله) کمال است. وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5
کنزالعمّال: کانَ صلى الله علیه وآله یَ ُجُ فی العیدَینِ رافِعاً صَوتَهُ بِ َّهلیلِ و َّکبیرِ.

کنز العمّال: رسول خدا صلى الله علیه وآله در روزهاى عید فطر و قربان از خانه بیرون مى‏آمد و با صداى بلند «لا اله الا اللَّه» و «اللَّه اکبر» مى‏گفت. منتخب میزان الحکمه
رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله: زَیِّنوا أعیادَکُم ‏بِ َّکبیر.

خدا صلى الله علیه وآله: عیدهاى خود را با (گفتن) اللَّه اکبر، آذین بندید. منتخب میزان الحکمه
عنه صلى الله علیه وآله: زَیِّنوا العیدَینِ بِ َّهلیلِ و َّکبیرِ و َّحمیدِ و َّقدیسِ.

خدا صلى الله علیه وآله: عید فطر و قربان را با جملات «لا اله الا اللَّه» و «اللَّه اکبر» و «الحمد للَّه» و «سبحان اللَّه» ، آذین بخشید . منتخب میزان الحکمه
رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله: مَن أحیا لَیلةَ العِیدِ ولَیلةَ النِّصفِ مِن‏شَعبانَ ، لَم یَمُتْ قَلبُهُ یَومَ تَموتُ القُلوبُ.

خدا صلى الله علیه وآله: هرکه شب عید (فطر و قربان) و شب نیمه شعبان را احیا کند، در آن روزى که دلها مى‏میرند، دل او نمیرد. منتخب میزان الحکمه
الإمامُ الرِّضا علیه السلام: کانَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام لایَنامُ ثلاثَ لیالٍ : لَیلةَ ثلاثٍ وعِشرِینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ ، ولَیلةَ الفِطرِ ، ولَیلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ ، وفیها تُقسَمُ الأرزاقُ والآجالُ وما یَ ُ فی السَّنَةِ.

رضا علیه السلام: المؤمنین علیه السلام سه شب را نمى‏خو د: شب بیست و سوم ماه رمضان، شب عید فطر و شب نیمه ماه شعبان؛ در این شبها، روزیها تقسیم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد، تعیین مى‏شود. منتخب میزان الحکمه
الإمامُ علیٌّ علیه السلام: مَن أدّى‏ زکاةَ الفِطرَةِ تَمَّمَ اللَّهُ لَهُ بها ما نَقَصَ مِن زکاةِ مالِهِ.

على علیه السلام: هر که زکات فطره را بدهد، خداوند به سبب آن زکاتى را که از کم شده است جبران کند. منتخب میزان الحکمه

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: إنّ مِن تَمامِ الصَّومِ إعطاءَ ا َّکاةِ - یعنی الفِطرَةَ - کما أنَّ الصَّلاةَ على النبِیّ صلى الله علیه وآله مِن تَمامِ الصّلاةِ ، لأ نّه مَن صامَ ولَم یُؤَدِّ ا َّکاةَ فلا صَومَ لَهُ إذا تَرَکَها مُتَعَمِّداً.

صادق علیه السلام: از شرایط درستىِ روزه، دادن زکات - یعنى فطریه - است؛ همچنان که تمامیت به صلوات فرستادن بر صلى الله علیه وآله مى‏باشد؛ چه، اگر ى روزه بگیرد و عمداً فطریه ندهد روزه‏اش بى‏فایده است. منتخب میزان الحکمه
الإمامُ علیٌّ علیه السلام: لا کلامَ والإمامُ یَخطُبُ ولا ِفاتَ إلّا کما یَحِلُّ فی الصَّلاةِ.

امام على علیه السلام: وقتى خطبه مى‏خواند، نه صحبت جایز است نه رویگرداندن از قبله، مگر در همان حدّى که در جایز است. منتخب میزان الحکمه
الإمامُ علیٌّ علیه السلام - قالَ فی بَعضِ الأعیادِ - : إنَّما هُوَ عیدٌ لِمَن قَبِلَ اللَّهُ صِیامَهُ وشَکَرَ قِیامَهُ ، وکُلُّ یَومٍ لا یُعصَى اللَّهُ فیهِ فهُوَ عیدٌ.

على علیه السلام - در یکى از عیدها - : همانا این عید براى ى عید است، که خداوند روزه و ش را پذیرفته باشد و هر روزى که در آن نافرمانى خدا نشود، آن روز عید است.
منتخب میزان الحکمه


مشاهده متن کامل ...
گریزان
درخواست حذف اطلاعات

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, ع جدا کننده متن

زِ هّم نّه گریزان زِ درندگان هستیم !!
فراریِ فراریِ ِز جانیان هستیم!!

تو از سلاله نوری تو از سپیدی عشق
شدم رهرو تو و زِ راهیان هستیم!!

کدر نمودند اب پاک چشمه ولی
من وتو ای نگار زدریا دلان هستیم

بیا و دست بدست هم رویم بمیخانه
کنون که گفته شده زمیخوارگان هستیم

نخورده می و ش ته باده و جام
ِز جام باده ّلعلِ لب است که سّر مّستیِم

هر جا که تو باشی گلستان و صفاست
انچنان می فشرد هجر قلبم که جفاست

شعر با نام تو رایحه و سنبل دارد
چه بگویم که دلم بی تو چقدر سر به هواست

بی تو یگ لحظه نخواهم که غزیز سر م
روز و شب را دمی بی تو من سر م
ماه رخشنده من که اسمان مسکن توست
سر بهوا گشته دلم بر رخ ماه نظر کنم



مشاهده متن کامل ...
حق متقابل :
درخواست حذف اطلاعات

حق متقابل :

فرزندان بر والدین حقوقی دارند که والدین باید رعایت کنند. (1) در مورد والدین به ترغیب و تشویق در رعایت حقوق فرزندان نیاز نیست‌، زیرا ا نجام آن ‌ها طبق سرشت و طبع والدین است‌. فرزندان پارة تن والدین هستند و والدین حتی در مواردی تا پای جان از فرزندان نگه ‌داری و محا فظت می‌کنند.
برخی ا ز حقوق فرزندان بر وا لدین عبارت است ا ز:
1. تابعیت خانوادگی‌; (2)
سجاد می فرماید: حق فرزندت بر تو ا ین است که بدانی از تو به وجود آمده و در نیک و بد زندگی وابسته به تو است‌.(3)
2. انتخاب نام شایسته‌ ;
ا مام کاظم ‌می ‌فرما ید: نخستین احسان و نیکی که پدر در حق فرزندش روا می‌دا رد، ا نتخاب نام زیبا برای ا وست‌، پس لازم است هر یک ا ز شما نام نیکو برای فرزند خود انتخاب کند.(4)
3. دو سال نوزاد را شیر دادن‌:
قرآن کریم در این باره می فرماید "وَالْوَ َلِدَ َت‌ُ یُرْضِعْن‌َ أَوْلَـَدَهُن‌َّ حَوْلَیْن‌ِ کَامِلَیْن‌...;(5) مادران‌، فرزندان خود را تا دوسال تمام شیر بدهند..."
4. تربیت و آموزش‌:
حضرت ا میرا لمؤمنین‌ می‌فرماید: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر فرزند نهد، ا و را خوب تربیت کند و به ا و قرآن بیاموزد.(6)
5. محبت و مهرورزی نسبت به ک ن ;
می فرماید: ک ن را دوست بدا رید و آنان را مورد لطف و رحمت قرار دهید.(7)
6. انتخاب همسر برای فرزند:
"وَ أَنکِحُواْ الاَْیَـَمَی‌َ مِنکُم‌ْ وَ الصَّـَـلِحِین‌َ مِن‌ْ عِبَادِکُم‌ْ وَ إِمَآئکُم‌...;(8) بی‌همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید..."(9)
7. وجوب حفظ جان فرزند و حرمت کشتن او به علت فقر:
قرآن کریم می فرماید : " وَلاَ تَقْتُلُوا أَوْلَـَدَکُم‌ْ خَشْیَة‌َ إِمْلَـَق‌ٍ نَّحْن‌ُ نَرْزُقُهُم‌ْ وَإِیَّاکُم‌ْ إِن‌َّ قَتْلَهُم‌ْ کَان‌َ خِطْاً کَبِیراً; (10) از بیم تنگ‌دستی فرزند خود را نکشید. ماییم که به آنها و شما روزی می‌بخشیم‌. آری کشتن آنها خطا و گناهی بزرگ است‌." مبادا فرزند به خاطر این که دختر است یا از جهت فقر ا قتصادی کشت‌. همان گونه که ا عراب جاهلی چنین می‌ د.
8. تلاش برای نجات فرزندان از خطرهای جانبی و اخلاقی‌:
قرآن کریم می فرماید : " وَنَادَی‌َ نوح‌ٌ ابْنَه‌ُ وَکَان‌َ فِی مَعْزِل‌ٍ یـَبُنَی‌َّ ارْکَب‌ْ مَعَنَا وَلاَ تُکُن مَع‌َ الْکَـَفِرِین‌َ; (11) کشتی ایشان را در میان موجی کوه‌آسا می‌برد و نوح پسرش را که در کناری بود بانگ زد: ای‌! پسرک من !با من سوا ر شو و با کافران مباش‌." در حا لی که سیل همه جا را فرا گرفته ،حضرت نوح‌ درکشتی نجات بود، یک لحظه از وضعیت فرزندش غا فل نشد و برای نجات جسم او از غرق شدن و جان ا و ا ز کفر ،خطاب به ا و آیه ذکر شده را بیان فرمود.
9. مرا قبت بر خوا ندن فرزندان‌:
" وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَة‌ِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا; (12) خانواده ( زن و فرزندان‌ ) خود را به فرمان بده و خود برآن شکیبا باش‌."
" یَـَبُنَی‌َّ أَقِم‌ِ الصَّلَوَة‌َ; ( 13) حضرت لقمان به فرزندش گفت‌: پسرم را به پادار."
10. ا صلاح و رشد گرایش ‌های ا عتقادی فرزند با پند و اندرز:
حضرت لقمان برای انجام دادن وظایف ا عتقادی خود در برابر فرزندش نکات مهمی دربارة توحید ا لهی و معاد برای او بیان می‌کند ، از جمله می‌فرماید:
" وَ إِذْ قَال‌َ لُقْمَـَن‌ُ لاِ بْنِه‌ِی وَ هُوَ یَعِظُه‌ُو یَـَبُنَی‌َّ لاَ تُشْرِکْ بِا للَّه‌ِ; (14) هنگامی‌که لقمان به پسر خویش در حالی که او را اندرز می‌داد گفت‌ : ای‌پسرک من‌، به خدا شرک میاور که به را ستی شرک ستمی بزرگ است‌." همچنین آیه 16 همین سوره دربارة معاد و بازگشت انسان‌ها و اع ان به سوی خداست‌.
11. آموزش احکام شرعی‌:
"یَـَبُنَی‌َّ أَقِم‌ِ ا لصَّلَوَة‌َ وَ أْمُرْ بِا لْمَعْرُوف‌ِ وَا نْه‌َ عَن‌ِ ا لْمُنکَرِ وَا صْبِرْ عَلَی‌َ مَآ أَصَابَکَ; (15) ای پسرک من‌، را به پای‌دار و به کار پسندیده امر کن و ا ز کار ناپسند و حرام نهی نما و بر آسیبی که بر تو وارد می‌شود صبر کن‌." در این آیه‌، حضرت لقمان فرزندش را با وظایف و احکام فردی و اجتماعی آشنا می‌نماید.
12. آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی‌:
حضرت لقمان در آیات 18 و 19 سورة لقمان چند نکته اخلاقی مهم را به فرزندش گوشزد می‌کند و ضرورت مراقبت پدر را نسبت به رفتارها و روحیات اخلاقی فرزندش آشکار می‌سازد:
ـ نسبت به مردم بی‌ا عتنا نباش و روی از آنان مگردان‌: "لاتصعِّر خدّکَ للناس‌"
ـ مغرورانه روی زمین راه مرو: "و لا تمش فی الارض مرحا"
ـ در راه رفتن اعتدال را رعایت کن‌: " و اقصد فی مشیک"
ـ در سخن گفتن نیز اعتدال را رعایت کن و با صدای بلند حرف مزن‌: " و اغضض من صوتک"
13. م با فرزندان و توجه به دیدگاه‌های آنان‌:
پس ا ز آن ‌که حضرت موسی‌ از مجا زات فرعون می‌گریزد و به قریه حضرت شعیب‌ می‌رسد، به دختران حضرت در بالا کشیدن آب از چاه کمک می‌کند. آن‌گاه یکی از دخترا ن حضرت شعیب‌ ، داستان را برای پدر تعریف می‌کند. بدین سبب حضرت ‌، موسی را به خانه دعوت می‌کند و سپس با دختران جوان خود م می‌کند که با این جوان چه رفتاری کنیم‌؟
قرآن سخن یکی از دختران را چنین نقل می‌کند:
« قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمینُ » یکى از آن دو دختر (فرزند شعیب) گفت: اى پدر! او را استخدام کن زیرا بهترین ى که استخدام مى‏کنى. آن ى است که نیرومند و امین باشد [و او داراى این صفات است.] (16)
حضرت شعیب‌‌، پیشنهاد دخترش را می‌پذیرد. این داستان‌ قرآنی نشان می‌دهد که چگونه حضرت شعیب با آن ‌که بود و می‌توا نست بهترین تصمیم را بگیرد، به دختران خود شخصیت داد و با م آنان‌، درباره حضرت موسی‌تصمیم گرفت‌.
14. پرهیز از ا فراط در محبت‌:
" یَـََّأَیُّهَا الَّذِین‌َ ءَا مَنُواْ لاَ تُلْهِکُم‌ْ أَ مْوَ َلُکُم‌ْ وَ لاَ َّ أَوْلَـَدُکُم‌ْ عَن ذِکْرِ ا للَّه‌ِ وَ مَن یَفْعَل‌ْ ذَ َلِکَ فَأُوْلَئکَ هُم‌ُ الْخَـَسِرُون‌َ; (17) ای انی که ایمان آورده‌اید! مبادا ا موال و فرزندا نتان‌، شما را از یاد خدا غافل گرداند . هر ی چنین کند از زیان کاران است‌."
این آیه‌، مسلمانان را از محبت و علاقه زیاد به مال و فرزند که از یاد خدا غافل شوند، برحذر می‌دارد.
15. توجه به آینده فرزندان و امنیت آنها:
"وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَ َهِیم‌ُ رَب‌ِّ اجْعَل‌ْ هَـَذَا الْبَلَدَ ءَامِنًا وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِی‌َّ أَن نَّعْبُدَ الاَصْنَام‌َ; (18) یاد کن هنگامی را که ابراهیم گفت‌: پروردگارا این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور دار."
این آیه نگرا نی حضرت ابراهیم‌را از آینده فرزندا نش بیان می‌کند. وی از خداوند برای فرزندا نش امنیت‌، سلامت جسمی و اخلاقی را درخواست می‌کند.
16. برخورد دوستانه پدر و مادر با فرزند به گونه ‌ای ‌که او اسرار خود را به آنها بگوید:
آیه چهارم سوره یوسف از روابط بسیار نزدیک و صمیمانه حضرت یوسف با پدرش‌حکایت می‌کند، به گونه‌ای که حضرت یوسف خواب عجیب و پر رمز و راز خود را تنها برای پدرش نقل می‌کند. "إِذْ قَال‌َ یُوسُف‌ُ لاَبِیه‌ِ یَـََّأَبَت‌ِ إِنِّی رَأَیْت‌ُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْس‌َ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُم‌ْ لِی سَـَجِدِین‌َ"
17. فراهم آوردن زمینه مناسب برای بازی و گردش فرزندان‌:
هنگامی‌که بردران حضرت یوسف از پدرشان درخواست می‌کنند که حضرت را به بازی و گردش (یرتع و یلعب‌) ببرند ،پدر، آنان را از این کار منع نمی‌کند; تنها نگرانی خودش را از وجود حوادث احتمالی اظهار می‌نماید. این جملات نشان می‌دهد که حضرت یعقوب به عنوان یک پدر نسبت به این حق فرزندش آگاهی داشته و از آن استقبال کرده ‌. آیه مورد نظر چنین است‌: "أَرْسِلْه‌ُ مَعَنَا غَدَاً یَرْتَع‌ْ وَیَلْعَب‌ْ وَإِنَّا لَه‌ُ لَحَـَفِظُون‌َ." ا مام صادق ‌می فرماید: بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد.(19)
18. سرزنش فرزندان در برا بر سهل ا نگاری ‌ها:
در آیات 18 و 83 سوره یوسف‌، جمله ی انی از حضرت یعقوب‌خطاب به فرزندانش نقل می‌شود. ایشان در برابر کوتاهی فرزندان در مراقبت از حضرت یوسف (آیه 18) و برادرش بنیامین (آیه 83) خطاب به آنها می‌گوید: "بَل‌ْ سَوَّلَت‌ْ لَکُم‌ْ أَنفُسُکُم‌ْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیل‌ٌ"; چنین نیست که می‌گویید، بلکه نفس شما امری را به اشتباه برای شما آراسته است‌."
گرچه داستانی که آنان برای کشته شدن حضرت یوسف ساخته بودند ،دروغ بود و جریانی را که درباره بنیامین و سرقت جام به دست وی نقل می‌ د ،حقیقت داشت (حداقل به خیال خودشان‌) امّا در هر دو مورد دچار شتابزدگی و اشتباه در تصمیم‌گیری شده بودند . امری را که نادرست بود، درست پنداشته بودند. در چنین شرایطی است که حضرت یعقوب تذکر لازم رابه آنها داده‌، با سرزنش آنان و مذمت کار نادرستشان وظیفه پدری خود را در برابرشان انجام می‌دهد.
19. پذیرش قول و تعهد فرزندان (حتی در مواردی که قبلاً تخلف کرده باشند):
آیات 14 و 66 سوره یوسف از پیمان‌ سپاری فرزندان حضرت یعقوب به ایشان خبر می‌دهد. آیه 14 دربارة تعهد آنان به مواظبت از یعقوب در برابر گرگ‌ها و آیه 66 درباره پیمان آنها برای محافظت از جان بنیامین سخن می‌گوید. در هر دو مورد، حضرت یعقوب‌با قرار دادن شرایطی قول و تعهد فرزندان را می‌پذیرد; با این که در مرحله دوم‌، سابقه بدقولی و پیمان شکنی نیز داشته‌اند; امّا باز هم حضرت یعقوب قسم و پیمان آنها را می‌پذیرد.
قرآن کریم با نقل این ماجرا، وظیفه پدران و مادران را در اعتماد به تعهدها و پیمان‌های فرزندان گوشزد می‌کند و بر تأثیر تربیتی این عمل در رشد و فضایل اخلاقی و اعتماد به نفس آنها صحه می‌گذارد.
20. امیدوار فرزندان به حل مشکلات‌:
هنگامی‌که برادران حضرت یوسف نا ا میدانه از یافتن حضرت و نجات بنیامین سخن می‌گفتند و همه چیز را از دست رفته می‌دیدند، حضرت یعقوب‌دوباره آن‌ها را به مصر روانه کرد. از آنان خواست که از رحمت خدا نا امید نشوند . نا امیدی از رحمت بیکران الهی نشانه کفر و ناسپاسی است‌: "وَ لاَ تَاْیَْسُواْ مِن رَّوْح‌ِ ا للَّه‌ِ إِنَّه ‌ُو لاَ یَاْیَْس‌ُ مِن رَّوْح‌ِ ا للَّه‌ِ إِلآ ا لْقَوْم‌ُ ا لْکَـَفِرُون‌َ" (20)
این رفتار پسندیده حضرت یعقوب از وظیفه دایمی پدران در برابر فرزندان خود خبر می‌دهد. وظیفه‌ای که طی آن والدین و به خصوص پدر باید با القای روح امید و کوچک نمایی مشکلات‌، فرزندان خود را در پیمودن راه پ یچ و خم زندگی یاری رساند.
21. طلب بخشش گناهان (استغفار) برای فرزندان‌:
دعای پدر و مادر بیش از هر دیگر در حق فرزندان مستجاب می‌شود. بنابر روایات متعدد، خداوند با دعای پدر و مادر، گناهان بسیاری را از فرزندان می‌بخشد; از این رو والدین موظفند که در صورت مشاهده آثار پشیمانی و توبه در رفتار و گفتار فرزندان برای آنان استغفار کرده‌، بخشش گناهان آنان را از خداوند بخواهند. آیات 97 و 98 سوره یوسف درباره تقاضای برادران یوسف از پدر برای استغفار و پذیرش آن از سوی حضرت یعقوب حکایت می‌کند.
فرزندان نیز وظیفه دارند احترام وا لدین را رعایت کنند، حتی اگر آنان حقوق فرزندان را رعایت نکنند. قرآن کریم می‌فرماید: "وَ قَضَی‌َ رَبُّکَ أَلآ تَعْبُدُوَّاْ إِلآ َّ إِیَّاه‌ُ وَبِالْوَ َلِدَیْن‌ِ إِحْسَـَنًا إِمَّا یَبْلُغَن‌َّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوْ کِلاَ هُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُف‌ٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا;(21) و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید. اگر یکی از آنان یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، با آنان حتی "اوف‌" مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنان سخنی شایسته بگوی‌."
صادق‌در تفسیر این آیه می‌فرماید: اگر تو را به تنگ آوردند ،به آنان اف مگو . اگر تو را زدند ،با آنان درشتی مکن و به آنان بگو: خدا شما را بیامرزد. این سخن کریمانه و محترمانه است‌.(22).
مورد فرزندان به ترغیب و تشویق در رعایت حقوق وا لدین نیاز است‌. نگه‌داری پدر و مادر پیری که پر توقع شده‌، اخلاقش تند گشته و... بر طبق طبع و میل فرزند نیست‌.باید فرزندان را به رعایت حقوق والدین ترغیب و تشویق نمود. از این رو، در هشت آیه قرآن احسان و نیکی به والدین تکرار و تأکید شده است (بقره‌، 83;نسأ،36;انعام ،151;اسرأ،23; لقمان ،14; مریم ،14; عنکبوت ،8; احقاف ،15)

پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه‌، حکمت 399
2. کنزالعمال‌، متقی هندی‌، ج 16، ص 473، حدیث 45512، مؤسسة الرسالة‌، بیروت‌.
3. تحف العقول‌، ابن شعبه حرانی‌، ص 263، دفتر انتشارات ی‌.
4. کافی‌، ثقة ال کلینی‌، ج 6، ص 18، دارالکتب ال یة‌.
5. بقره‌،233
6. نهج البلاغه‌، ترجمة محمّد دشتی‌، حکمت 399
7. کافی‌، ج 6، ص 49.
8. نور،32.
9. جهت آگاهی بیشتر ر.ک‌: بهرام محمدیان‌، نگاهی دیگر به حقوق فرزندان از دیدگاه ‌، انتشارات انجمن اولیا و مربیان‌.
10. اسرأ، 31.
11. هود، 42.
12. طه‌، 132.
13. لقمان‌، 17.
14. لقمان‌، 13.
15. لقمان‌، 17.
16. اسرا ء 26.
17. منافقون‌، 9.
18.ابراهیم‌، 35.
19.وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 15، ص 194، دارالکتب ال یة‌.
20. یوسف‌،87.
21. اسراء،23.
22. کافی‌، ج 2، ص 157.



مشاهده متن کامل ...
نکاتی درباره شیوه ارزشی
درخواست حذف اطلاعات

نکاتی در مورد پرسش های کلاسی از دانش آموزان،

لطفا" نگویید : هیچ حق پرسش حین تدریس را ندارد!

دفاتر کمتر از 100 برگ  ، صفر خواهند گرفت!!

 

10 اصل برای معلمان در کلاس

1-احاطهء کامل معلم به موضوع درس خود – مهم ترین عامل موفقیت معلم این که به تمامی جوانب موضوع مورد تدریس خود بطور کامل مسلط ودر درس خود صاحب نظر باشد .در صورتی که معلم این شرط اساسی را دارا باشد  میتوان امیدواربود که تمامی نقا ئص  دیگررا برطرف نماید و یک معلم نمونه گردد . اما در صورت فقدان یا نقصان این شرط اساسی به هیچ وجه نمی توان کار تعلیم را به سطح مطلوبی رسانید.لازم به تذکر است که مطالعه کتابها  ومجلات ومطالب مختلف مربوط به درس وکمک گرفتن از معلمین با تجربه ای که همان درس را قبلاتدریس کرده اند می تواند در این زمینه بسیار موثر باشد.

2.طرح درس – یک طرح درس خوب و کامل میتواند موجب تفهیم کامل اساسی مطالب هرموضوع درسی باشد .نکاتی که بایستی در طرح درس مورد توجه قرار گیرند عبارتند از : بیان ساده وروان و قابل فهم بودن برای همه دانش اموزان  اجرای خوب معلم ( از نظر تن صدا و شوخیهای میان درس) روشن بودن مطالب مهمتر معین بودن مطالبی که باید حفظ شوند استفاده از مثالهای ساده و دارای وجه شبه قوی با موضوع درس . طرح درس باید طوری طراحی و اجراء شود که کلیه شاگردان مطالب اساسی را فرا گیرند و بتوانند انها را بازگو کنند.

3.ایجاد تمرکز حواس در کلاس ­  چنانچه دانش اموزان در سر کلاس تمرکز حواس نداشته باشند نتیجه مورد نظر از درس گرفته نخواهد شد و مطالب بطور گسیخته در ذهن انان جای می گیرد .راههای ایجاد تمرکز حواس بطورخلاصه عبارتند از:

·          جلوگیری از شلوغی کلاس وبه هم ریختگی کیف ها و کتابها

·          راه رفتن معلم در کلاس وگاهی وقت نشستن بین بچه ها

·          پرسیدن سئوالات کوتاه از شاگردان در وسط درس

·          ترغیب دانش اموزان به یادداشت برداشتن

·         تقسیم نگاه بین کلیه دانش اموزان

·         ناتمام گذاشتن افعال بعضی از جملات و تکمیل انها توسط دانش اموزان.

4.اقناع همه جانبه دانش اموزان ­­­__ شاگردان باید عملا بفهمندکه در روش علمی اثبات هر موضوع احتیاج به دلیل و رد ان محتاج مثال نقض می باشد و معلم را اسوه کامل در بر خورد منطقی با نظرات وپرسشهای علمی مختلف بیابند.علاوه بر آن معلم باید بتواند به پرسشهای دانش اموزان پاشخهای قانع کننده بدهد.

مثال :برای انکه حکم به راستی یا نادرستی گزاره(( تمام اعداد اول فردند)) کنیم با یک مثال نقض نادرستی ان اشکار می شود و مثال نقض منحصر به فرد در این مورد آنست که عدد 2 عدد اول است ولی فرد نیست و برای اثبات درستی یک حکم باید اثبات کرد که ان حکم همواره در کلیه موارد صادق است مثلا :(در تمام مثلثهای قائم ا اویه مجموع مربعات اضلاع برابر مربع وتر میباشد واین مطلب در مورد تمام مثلثهایی که یک زاویه قائمه دارند با حجت و استدلال قابل اثبات است .در مجموع نتیجه انکه اگر حکمی در مواردی چند صادق بود نمی توان نتیجه به درستی ان در تمام موارد گرفت .لذا اگر چه برای رد مطلبی تنها یک مثال نقض کافی است ولی برای اثبات درستی مطلب اوردن هزاران مثال نیز کافی نیست و اثبات درستی محتاج برهان منطقی می باشد .

5. ایجاد تحرک وشورواشتیاق بین دانش اموزان و جلب علاقه شدید انها به درس __ www.zibaweb.com

این کار ابتدا با یک طرح درس عالی واجرای موفق ان شروع میشود و انگاه با مطرح نمودن کاربردهای درس عجایب مربوط به درس ( بعضی از درسها دارای مطالب قابل توجه وعجیبی هستند که بیان انها میتواند موجب بر انگیخته شدن حس کنجکاوی و شگفت زدگی و جلب علاقه دانش اموزان به درس بشود )مطرح نمودن پرسشهای قابل توجه ودر ا با دادن تحقیقات در موضوعات مختلف وارائه کنفرانسها و مقالاتی توسط دانش اموزان

ادامه می یابد .(البته باید توجه داشت که در کلاس وقت زیادی به کنفرانس وسئوال وجواب و غیره نگذرد باید از اتلاف وقت به هر صورتی جدا جلوگیری نمود ضمنا تکثیر بعضی از مقالات خوب برای تمامی دانش اموزان (با درج نام تهیه کننده ان ) کار بسیار مفیدی است.

6.وادار دانش اموزا ن به تفکر __ گاهی اوقات پاسخ ندادن به بعضی از سئوالات و بیان پاسخ به نحوی بسیار دقیق می تواند موجب افزایش دقت دانش اموزان و ترغیب انان به تفکر و مداقه بیشتر در درس گردد و بدین ترتیب قوه ابتکار را در انان تقویت نماید .

7.کنترل تکالیف ___ در اثر کنترل دقیق تکالیف معلم از میزان علاقه مندی به درس دقت وسلیقه در انجام کارها و حتی روحیات دانش اموز شناخت بسیار خوبی پیدا میکند .  علاوه بر ان کنترل تکالیف موجب قوام یافتن کار تدریس و فهمیدن این مطلب می شود که ایا مطالب درس برای دانش اموزان خوب جا افتاده است یا نهْ  همچنین موجب میشد دانش اموزان تکالیف را با دقت بیشتری انجام دهند . کلا کنترل تکالیف به سه طریق انجام میگیرد:

...الف) کنترل اینکه همه دانش اموزان در کلاس دفترشان را اورده باشند __این کار در تمامی جلسات درس باید انجام شود و البته چون در حین قدم زدن معلم در کلاس وانجام شدن کارهای عادی کلاس (مانند دادن درس ویا حل تمرین ویا پرسش از دانش اموزان )انجام میشود لذا وقت خاصی صرف ان نمی شود .

...ب) کنترل دقیق تکلیف جلسه گذشته __این کار هر چند جلسه یک بار و بیشتر در مواقعی که تکالیف مهمتری به شاگردان میدهیم انجام می پذیرد .در این روش معلم تکالیف جلسه گذشته تمامی دانش اموزان را در سر کلاس ملاحظه میکند .البته معلم معمولا فقط یکی از سئوالات ویا تمرین ها را که از بقیه مهمتر است بعنوان شاخص در نظر میگیرد و جواب انرا کنترل می نماید .انگاه بدون اینکه شاگردان بدانند که او فقط همان یک سئوال را خوانده است نظر خود را راجع به کل تکلیف بیان میکند .یک نکته مهم ودر ظاهر بی اهمیت در هنگام دیدن تکالیف  به این روش جلوگیری از شلوغ شدن کلاس است .راه علاج این موضوع این است که ابتدا برای این زما ن بیکاری شاگردان کاری را در نظر بگیریم مثلا چند تمرین متناسب با زمان دیدن تکلیف روی تخته بنویسیم وشاگردان شروع به حل ان بنمایند یا چند صفحه از متن درس را مشخص کنیم که انرا بخوانند و همیشه این احتمال وجود داشته باشد که بعد از دیدن تکالیف از ان چند صفحه پرسش کلاسی به عمل اید .یا کارهای دیگری که هر معلم ممکن است در نظر بگیرد .

...ج) کنترل کلی دفتر هر یک از دانش اموزا ن از نظر نظم زیبایی و صحیح بودن پاسخها ---- هر چند وقت یکبار باید دفتر های عده ای از شاگردان را جمع اوری کرد و در خارج از کلاس انهارا ملاحظه نمود .هدف اصلی در این نوع کنترل این است که معلم ببیند ایا پاسخهای پرسشها و تمرینات مهم که در کلاس قبلا تصحیح شده اند در دفترهای شاگردان نیز تصحیح و تکمیل شده اند یا نه   واین کار بسیار مهم است  چرا که دانش اموزان برای درس خواندن احتیاج به یک منبع مطالعه کامل و صحیح دارند واین منبع چیزی جز دفتر انها نیست .معلم باید در ابتدای سال بر روی این مطلب بسیار مهم یعنی تصحیح و تکمیل دفتر در کلاس بسیار تا کید کند .پس از کنترل دفتر بی مناسبت نیست که با نوشتن یکی دو جمله در دفتر هر دانش اموز وضعیت کلی دفتر را برای او تشریح کنیم .این جملات بدیل این که به طور کتبی در دفتر نوشته می شوند لازمست که هرگز توهین امیز و...نباشند و چنانچه تذکر شدید اللحنی لازمست میتوان به صورت شفاهی دانش اموز را خواست وبا او صحبت نمود .

پس از کنترل دفاتر (به هر کدام از طریق که ذکر شد)باید بع نوعی ارزشی همراه با تشویق ویا مواخذه انجام شود تا کنترل ((نمود ))پیدا کند .البته روشهای هر معلمی در این موارد اختصاص به خودش دارد امایکیاز روشهای تجربه شده در مورد دانش اموزانی که دفتر همراه ندارند یا تکلیف خود راننوشته اند ویا به هر نحوه دیگری در کارشان نقضی مشاهده میشود شیوه سئوالات جبرانی است بدین ترتیب که معلم از دانش اموز می خواهد که تعداد معینی سئوالات ویا تمرینات ازیک قسمت مشخص درس طرح کند وانگاه پاسخ انها را بنویسد وبه معلم بدهد .از مزایایاین روش این است که از معلم وقت زیادی نمی گیرد ودر عین حال برای دانش اموزان بسیار مفید است در ضمن جنبه بیکاری ندارد و شخصیت انها را هم د نمی کند . برای اینکه سطح سئوالات جبرانی پایین نباشد معلم می تواند پس از مطالعه سئوالات تعیین کند که مثلا سه تای انها خوبست ویکی دو تایش خوب نیست وباید دو سئوال دیگر طرح کنی وبیاوری .یک نکته قابل ذکر این است که حتما باید اسامی شاگردانی را که باید سئوال جبرانی بدهند وتعداد سئوالات تعیین شده انها را در لیست یاد داشت نمود که بعدا فراموش نشود!

8__ وضع ن مقررات دست وپاگیر تا جایی که به اساس تدریس و تفهیم درس لطمه نمیزند ______ مانند سئوال ن در میان درس (یعنی اینکه به شاگردان تکلیف کنیم که هیچ حق پرسش میان درس را ندارد ) چگونه تکلیف نوشتن ، چگونه تزیین نمودن دفتر ، چگونه یادداشت برداشتن در سر کلاس  ، چند برگ بودن دفتر واز همه مهمتر تحمیل نمودن جملات راه حلها و مثالهای کلیشه ای واز پیش تعین شده به دانش اموزان که هر نوع اوری وابتکار را از بین میبرد .(البته مقررات ذکر شده در فوق کلی نیست ودر هر درس نظر خود معلمین نافذ میباشد )

 

9—پرسشهای کلاسی --- پرسشهای عمومی کلاسی که از مطالب درسی جلسه قبل ویا حداکثر دو جلسه قبل گرفته میشوند در اموزش درس به شاگردان واشنا نمودن انها با نوع سئوالات امتحانی بسیار موثر است واضطراب انها از امتحان را نیز کاهش میدهد .

در اینجا فقط به ذکر چند نکته در مورد پرسشهای کلاسی بسنده میکنیم :

الف ) بهتر است زمان پرسش کوتاه باشد .

ب) شاگردان از قبل خبر داشته باشند که پرسش کلاسی دارند  

ج) یا اسان باشد یا متوسط (هر گز سخت نباشد )

د) بیشتر پرسشها از مطالبی باشد که مرتبط باکتاب است .

ة ) حجم درسی که پرسش از ان به عمل می اید کم باشد

و) تعداد سئوالات هر پرسش کم وتعداد کلی پرسشهای کلاسی زیاد باشد .

ز) پرسش حتما در ابتدای ساعت درس بعمل اید (تا اضطراب ناشی از ان تمام شود. 

ح) اگر ممکن است پاسخ های غلطتوسط خود دانش اموزان تصحیح(منظور پاسخ درست دادهشود تا حواس همه جمع شود)

ط) حتما به نحوی درنمرات اصلی تا ثیر داده شود (لاز م است که از این مطلب دانش اموزان مطلع باشند )

10___امتحانات رسمی ___امتحان برای تعیین میزان کوشش دانش اموزان و همچنین برای تعیین میزا ن موفقیت معلم در تفهیم مطالب درسی برگزارمی  شود .یک امتحان خوب میتواند مقدار بسیار زیادی از بار اموزش را نیز به دوش بکشد .

در نظر گرفتن نکات زیر در امتحانات بسیار موثر خواهد بود :

الف) مدت زمانی را که معلم میخواهد برای رفع اشکال پس از امتحان اختصاص دهد بهتر است صرف طراحی یک امتحان دقیق وبی اشکال کند

ب) سئو الات روشن و واضح باش دوابهامی نداشته باشد  یعنی دانش اموز دقیقا بداند که از او چه خواسته ایم تا دچار سر درگمی و اضطراب در جلسه امتحان نشود .

ج) توزیع سئوالات بین تمامی قسمتهای درس متعادل باشد واز قسمتهای مهم سئوالات بیشتری بیاید . در ضمن حجم درسی که از ان امتحان میگیریم کاملا برای شاگردان روشن باشد .

 د) از سئوالات خود دانش اموزان نیز در امتحان با ذکر نام انها استفاده شود(از سئو الات جبرانی ویا سئوالات جالبی که سر کلاس مطرح می شوند )

ح) تعدادسئوالات امتحان کم وبارم هر یک زیاد نباشد .

و) سئوالات به ترتیب از ساده به سخت نوشته شوند تا شاگردان روحیه خود را نبازند .

ز) تعداد سئوالات متناسب با وقت باشد .امتحان نه کوتاه برگزار شود و نه خیلی طولانی .

 خ) حضور معلم در سر جلسه امتحان موجب دلگرمی دانش اموزان و گاهی اوقات موجب جلوگیری از اشتباه در فهم بعضی از سئوالات ویا اشکالات احتمالی ورقه می شود .

ط) تصحیح دقیق وسریع ورقه ها در نتیجه کار معلم بسیار موثر است وباید ورقه ها طوری تصحیح شوند که شاگردان حق اشکال گرفتن به ورقه را نداشته باشند چون این کار مضرات زیادی دارد .ضمنا بهتر است که معلم ورقه ها را شخصا تصحیح نماید چون در این صورت شناخت بسیار خوبی از سطح علمی دانش اموزا ن و نوانا ییهای فردی انها به دست خواهد اورد .مثلا میزان دقت  توانایی در جمله سازی و رساندن مطالب  میزان هوش واستعداد وابتکار و کلا نقاط ضعف وقوت تک تک دانش اموزان برای معلم روشن خواهد شد .

ی) باید امتحانات متوالی طوری طراحی شوند که شاگردان همیشه بین ح خوف ورجائ باقی بمانند .این کار با گرفتن امتحانهای بسیار ساده و مشکل ومتناوب امکان پذیر است .البته پرسشهای کلاسی هم میتوانند در این زمینه کمک شایانی بنمایند .

ک) بعضی از عوارض طرح بد سئوالات ویا بد تصحیح شدن اوراق امتحانی به طور خلا صه از این قرار است :  شلوغی بعدی کلاسها  اعتراض وتجری شاگردان اتلاف وقت برای پاسخگویی  به اشکالات سلب اعتماد شاگردان از معلم وبد بینی انها نسبت به او بدبینی و احساس تنفر نسبت به درس احساس حق به جانب بودن وتضییع حق و از همه متر امتحان که عمومی شد حرمت نمره کم از بین میرود . بعد از امتحان و تصحیح اوراق بایستی بررسی دقیق انجام شود وثمره کار مشخص گردد .مثلا چنانچه در قسمتهایی از درس بیشتر دانش اموزان ضعیف هستند ان قسمت دوباره تکرار شود . در ضمن باید توجه داشت که نمه های امتحانی همان طور که نمایش دهنده چگونگی کاردانش اموزان است نشان دهنده کیفیت کار معلمین نیز می باشد .http://www.orvah.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:32  توسط حکیمی  |  نظر بدهید


 



مشاهده متن کامل ...
کودکی ها
درخواست حذف اطلاعات

آن روزها من فقط یک کودک بودم که تو را به خاطر همبازی شدن با کبوترهای بقعه‏ هایت و آب خوردن از سقاخانه‏اتْ با کاسه‏ های طلایی‏اش، دوست می‏داشتم. آن‏چه از تو در خاطر ک نه‏ ام مانده بود، نوازش پرهای رنگی خادمانت بر روی صورتم بود و عطر گل که وقت زیارت، لباسم را خوشبو می‏کرد. پدر مرا بر روی شانه‏ هایش سوار می‏ کرد تا در میان خیل جمعیتی که گرداگرد ضریح نورانی‏ ات می ‏چرخیدند، دستم به پنجره‏های ضریحت برسد و بتوانم آن را ببوسم. بعد، پدر گوشه‏ ای می‏نشست و زیارتنامه می‏خواند و من بر روی سنگ‏های مرمر صحن آیینه‏ ات، بازی می‏ . یک‏بار ضمن بازگشت از زیارت، در حالی که پدر کفش‏هایم را از کفشداری می‏گرفت، دستم از میان دست پدر رها شد و جمعیت مرا با خودش برد. هر چه چشم چرخاندم، پدر را ندیدم. پای در حیاط شروع به دویدن ؛ آن‏قدر سراسیمه که کبوترها و یا کریم‏هایت را که روی زمین مشغول گندم خوردن بودند، ترساندم و یک دفعه یک دسته کبوتر به هوا پرید! چند بار پدر را صدا زدم، اما وقتی جو نشنیدم، کم کم فریادهایم به بغض تبدیل شد و گریه‏ ام گرفت. ازا ین که گم شده بودم، خیلی ترسیدم؛ با خودم گفتم شاید چون بچه بدی شده‏ ام پدر مرا از یاد برده است. از خیال این‏که مرا رها کرده باشند و به حال خود گذاشته باشند گریه ‏ام بیشتر شد. یک دفعه یاد بی‏بی افتادم که همیشه می‏گفت: هشتم (ع) ، غریب نواز است و دعای در راه ماندگان را اجابت می‏کند. یاد قصه صیاد و آهو افتادم که بارها بی‏بی برایم تعریف کردده بود و پدر ع آن را در اتاق زده بود. همان جا که ایستاده بودم، رویم را به طرف حرمت چرخاندم و مثل اوقاتی که مادر با تو حرف می‏زد و دعا می‏خواند چشم‏هایم را بستم و از دلم گذشت: یا رضا! اگر کمکم کنی، قول می‏دهم که دیگر بچه خوبی شوم! هنوز شیرینی خلوت با تو در دلم بود که جمعیت از هم شکافت و سایه پدرم بر سرم افتاد... حالا دیگر همه می‏گویند که من برای خودم ی شده‏ ام و به قول معروف سری تو سرها درآورده‏ ام؛ اما هنوز هر وقت کاسه‏ های طلایی سقاخانه ‏ات را می‏بینم و صدای نقاره‏ خانه ‏ات هنگام اذان در گوشم می‏پیچید، به یاد آن قولی می‏افتم که به تو دادم و از خودم خج می‏کشم. چون این روزها صفا و صمیمیت ک نه ‏ام را از دست داده‏ ام و از صداقت و معصومیت بچگی‏ هایم دور شده ‏ام و دیگر نمی‏توانم با آن خلوص و سادگی با تو حرف بزنم. احساس می‏کنم مدت‏هاست که زیر قولم زدم و بچه بدی شده‏ام شاید بهتر باشد یک بار دیگر در حرمت گم شوم...




مشاهده متن کامل ...
دلم هوای گریه دارد
درخواست حذف اطلاعات

آن روزها من فقط یک بودم که تو را به خاطر همبازی شدن با کبوترهای بقعه‏هایت و آب خوردن از سقاخانه‏اتْ با کاسه‏های طلایی‏اش، دوست می‏داشتم.

آن‏چه از تو در خاطر ک نه‏ام مانده بود، نوازش پرهای رنگی خادمانت بر روی صورتم بود و عطر گل که وقت زیارت، لباسم را خوشبو می‏کرد.

پدر مرا بر روی شانه‏هایش سوار می‏کرد تا در میان خیل جمعیتی که گرداگرد ضریح نورانی‏ات می‏چرخیدند، دستم به پنجره‏های ضریحت برسد و بتوانم آن را ببوسم. بعد، پدر گوشه‏ای می‏نشست و زیارتنامه می‏خواند و من بر روی سنگ‏های مرمر صحن آیینه‏ات، لی‏لی‏کنان بازی می‏ .

یک‏بار ضمن بازگشت از زیارت، در حالی که پدر کفش‏هایم را از کفشداری می‏گرفت، دستم از میان دست پدر رها شد و جمعیت مرا با خودش برد. هر چه چشم چرخاندم، پدر را ندیدم.

پای در حیاط شروع به دویدن ؛ آن‏قدر سراسیمه که کبوترها و یا کریم‏هایت را که روی زمین مشغول گندم خوردن بودند، ترساندم و یک دفعه یک دسته کبوتر به هوا پرید! چند بار پدر را صدا زدم، اما وقتی جو نشنیدم، کم کم فریادهایم به بغض تبدیل شد و گریه‏ام گرفت.

ازا ین که گم شده بودم، خیلی ترسیدم؛ با خودم گفتم شاید چون دختر بدی شده‏ام پدر مرا از یاد برده است.

از خیال این‏که مرا رها کرده باشند و به حال خود گذاشته باشند گریه‏ام بیشتتر شد.

یک دفعه یاد بی‏بی افتادم که همیشه می‏گفت: هشتم علیه‏السلام ، غریب نواز است و دعای در راه ماندگان را اجابت می‏کند.

یاد قصه صیاد و آهو افتادم که بارها بی‏بی برایم تعریف کردده بود و پدر ع آن را در اتاق زده بود.

همان جا که ایستاده بودم، رویم را به طرف حرمت چرخاندم و مثل اوقاتی که مادر با تو حرف می‏زد و دعا می‏خوان چشم‏هایم را بستم و از دلم گذشت: یا رضا علیه‏السلام ! اگر کمکم کنی، قول می‏دهم که دیگر دختر خوبی شوم!

هنوز شیرین خلوت با تو در دلم بود که جمعیت از هم شکافت و سایه پدرم بر سرم افتاد...

حالا دیگر همه می‏گویند که من برای خودم خانمی شده‏ام و به قول معروف سری تو سرها درآورده‏ام؛ اما هنوز هر وقت کاسه‏های طلایی سقاخانه‏ات را می‏بینم و صدای نقاره‏خانه‏ات هنگام اذان در گوشم می‏پیچید، به یاد آن قولی می‏افتم که به تو دادم و از خودم خج می‏کشم.

چون این روزها صفا و صمیمیت ک نه‏ام را از دست داده‏ام و از صداقت و معصومیت بچگی‏هایم دور شده‏ام و دیگر نمی‏توانم با آن خلوص و سادگی با تو حرف بزنم.

احساس می‏کنم مدت‏هاست که زیر قولم زدم و دختر بدی شده‏ام

شاید بهتر باشد یک بار دیگر در حرمت گم شوم.

دلم برای گریستن تنگ است!



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از یارا فایل مقاله کامل درباره کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک با و پر سرعت .

 مقاله کامل درباره کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک


 مقاله کامل درباره کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و *پایین مطلب*

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :29

 

بخشی از متن مقاله

کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک

مقدمه:

تفاوت میان خواص مواد در مقیاس نانو و توده­ای در حوزه­های مختلف علوم و ی مورد مطالعه محققان قرار گرفته است. در این فصل پس از معرفی مختصر ضرورتهای فنّاوری نانو، برخی از این ویژگیهای متفاوت که دانستن آنها در درک مطالب بعدی این پایان­نامه ضروری است، معرفی می­شوند. موضوع دیگر این فصل ارائۀ یک دسته­بندی کامل از روشهای گوناگون تولید نانوذرّات است. همچنین برای فراهم آوردن امکان مقایسه بین روشهای شیمیائی تولید نانوذرّات cds، چند روش گزارش شده از آنها معرفی می­گردد. در این فصل کلیّاتی از روش شیمیائی مهار که در این پایان­نامه از آن برای تولید نانوذرّات cds و cds:ni استفاده می­شود نیز معرفی خواهد شد.

نانو فنّاوری

در حال حاضر علوم بدون کمک گرفتن از فنّاوری نانو، قدرت جوابگوئی به نیازهای روز افزون بشر را ندارند. علی رغم رشد قابل ستایشِ شاخه­های مختلف علوم، دانشمندان با چالشهای اساسی نیز روبرو هستند. برای مثال رایانه­ها با وجود نزدیک شدن به سرعتهای بحرانی پردازش، با توقعات بشر همخوانی ندارند. در داروسازی، داروها عوارض جانبی شدید به همراه داشته و برخی نیز به دلیل نامحلول و یا کم­محلول بودن در خون از چرخۀ مصرف کنار گذاشته می­شوند. از این گونه مشکلات، در بخشهای دیگر علوم نیز به وفور مشاهده می­شود. فنّاوری نانو برای غلبه بر این چالشها، قابلیتهای فراوانی را به بشر عرضه نموده است.

در پزشکی به کمک این فنّاوری، نانوذرّاتی ابداع شده که به توزیع آسان دارو در قسمتهای مختلف بدن کمک می کند. در پوشش زخمهای خاص نظیر زخمهای سوختگی، از برخی نانوذرّات به عنوان عامل ضدمیکروب، ضد هاب و یام بخش استفاده می شود. غذاهای غنی شده نیز بوسیله این فنّاوری تولید شده­اند[5-1] و ....

در حوزۀ نانو مواد، به دلیل اینکه مواد حجیمی که از ترکیبات نانوساختار تشکیل شده­اند از نظر مقاومت در برابر خوردگی، کشسانی و ایمنی در برابر آتش سوزی، مزیّتهای قابل ملاحظه­ای نسبت به مواد دیگر دارند، دانشمندان به دنبال چنین نانوساختارهای سبک و مقاوم در برابر حرارت هستند که برای هواپیماها، راکتها، ایستگاه های فضایی و .... مورد نیاز می­باشند. برای مثال، ساخت موادی که یک ششم چگالی فولاد را دارند ولی مقاومت آنها 50 الی 100 برابر فولاد است، یکی از موفقیّتهای پژوهشگران در این زمینه می­باشد[5].

در صنایع الکترونیک، تولید کامپیوتر های سریع موسوم به کامپیوترهای کوانتومی، تراشه های حافظه با اندازه نانو که هزاران برابر تراشه­های فعلی قدرت ذخیره سازی دارند و... مدنظر هستند. شرکت سامسونگ، توسعه نیمی از محصولات ساخته شده توسط این شرکت را به دلیل نوآوریهای ناشی از نانوذرّات نقره می­داند[3]. به جرأت می­توان گفت: فنّاوری نانو[2] (nt) به همراه فنّاوری اطلاعات[3] (it) و پروژه ژنوم انسانی[4] (bt) همزمان شکل دهنده سوّمین انقلاب صنعتی جهان هستند[6-1].

نانو ذرّات

باورها بر این است که سهم زیادی از توفیق نانوتکنولوژی در بهبود آینده بشر، به حوزه نانوذرّات تعلق خواهد داشت. نانوذرّات(حبس حاملهای بار در سه بعد) که به صورتهای گوناگون دسته بندی می­شوند( ف ّی، نیم­رسانا، پوسته- هسته[6] و ...)، به همراه سیمهای کوانتومی[7](حبس حاملهای بار در دو بعد) و لایه­های نازک یا چاه­های کوانتومی[8](حبس حاملهای بار در یک بعد) تشکیل ­دهندۀ نانومواد هستند[7].

نانوذرّات که از آنها به عنوان نانوبلورها[9] ، نانوخوشه­ها[10] و نقاط کوانتومی[11] هم یاد می­شود، در مقایسه با مادّۀ حجیم خودشان، خواص متفاوتی بروز می­دهند. این خواص منحصر به فرد، قابلیتهای فراوانی را برای بهره­برداری از آنها در اختیار دانشمندان قرار داده است. در ادامه، برخی از این ویژگیها و منشأهای آنها معرفی می­گردد.

1-3   خواص تابع اندازه نانو ذرّات

مطالعه و تحقیق در مورد نانوذرّات به این دلیل که فرصتی برای درک خواص فیزیکی مواد با ابعاد کاهش یافته و همچنین مطالعه خواص سطوح به شمار می­آید از موضوعات جالب و مورد علاقۀ محققان از دو دهۀ پیش تاکنون بوده است[12-9]. مهمترین ویژگی نانوذرّات، تابع اندازه بودن خواص[12] آنها است. هنگامی که اندازه ذرّات به یک مقدار بحرانی برسد، خواصی نظیر خواص ترمودینامیکی، مغناطیسی، مکانیکی، ساختاری، نوری و الکتریکی آنها دچار تغییر و تابع اندازه می­شوند. برای مثال، نقطه ذوب ذرّاتcds  و طلا با کوچک شدن اندازه­شان کاهش می­یابد(شکل1-2 "الف" و "ب"). می­توان وضعیّت ظرفیت گرمائی هلیوم مایع و هلیوم هنگامی که در خوشه­های 64 اتمی است را در شکل1-2 "ج" مشاهده نمود. برخی دیگر از کمیتهای ترمودینامیکی نظیر انرژی چسبندگی، ظرفیت گرمایی، طول و قدرت پیوند و... نیز تابع اندازه هستند[13].

خواص الاستیکی و پلاستیکی نانوذرّات نیز به دلیل نسبت سطح به حجم بسیار زیاد، در مقایسه با ح حجیم بهبود می­یابد و همچنین سختی­شان افزایش پیدا می­کند.  به عنوان مثال، نانوذرّات مس با قطر تقریبیnm  6 تا پنج برابر از ذرّات با قطر nm50 سخت­ترند و یا در مورد pb، ذرّات با اندازه 7 نانو­متر از ذرّات صد نانومتری تا صد بار استحکام بیشتری دارند[17].

خواص مغناطیسی نانوذرّات نیز تابع اندازه می­باشد. بر اساس گزارش نیل[13] اگر یک ماده تک حوزه، به اندازه کافی کوچک باشد، نوسانات گرمایی می­توانند باعث شوند که جهت مغناطش آن نوعی چرخش براونی را متحمل شود. بنابراین (مقدار میدان مورد نیاز برای برگرداندن سیستم از ح مغناطیده با مغناطش m به ح عادی) برای ذرّات کوچک صفر می­شود زیرا نوسانات گرمایی مانع وجود یک مغناطش ثابت می­شوند. این ح را پارامغناطیس می­نامند زیرا چنین  موادی همانند یک ماده پارامغناطیس با m بزرگتر رفتار می­کنند. مثلاً نانوذرّات ا ید آهن با اندازهnm  1.7 در یک پوشش پلیمری از خود خواص پارامغناطیس نشان می­دهند[18].

وابستگی خواص نوری نانوذرّات نیم­رسانا[14] به اندازه­شان، موضوع تحقیقات گسترده محققان از دو دهۀ پیش تاکنون بوده است. ذرّات نیم­رسانائی که شعاع آنها از یک مقدار بحرانی کمتر باشد، خواص نوری متفاوت با ح حجیم و تابع اندازه از خود بروز می­دهند. آزمایشهای فراوان ثابت کرده است که طول موج شولدر طیف جذبی نانوذرّات نیم­رسانا، با کاهش اندازه،­ به طرف طول موجهای کوچکتر جابجا می­شود[19]. به عبارت دیگر، با کاهش اندازه نانوذرّات نیم­رسانا، گاف انرژی­شان افزایش پیدا می­کند. خواص نوری غیر خطی نانوذرّات نیز با مواد توده­ای تفاوت دارد[20]. همچنین طول موج بیشینه طیف گسیلی نانوذرّات نیز تابع اندازه می­باشد[21].

 این حقیقت(وابستگی خواص نوری به اندازه)، نانوذرّات نیم­رسانا را ک دای کاربرد در فوتوکاتالیستها، حسگرها، نمایشگرهای تخت، قطعات اپتوالکترونیک، کامپیوترهای کوانتومی، سلولهای خورشیدی و ... کرده است[26-22]. بهره­گیری از این خواص منحصر به فردِ نانوذرّات در دیودهای نوری و برچسب گذاریهای بیولوژیکی، از جمله موفقیّتهای اخیر پژوهشگران است[28-27].

1-٣-1   آلائیدن نانوذرّات

یکی از کارهائی که به طور معمول در مورد نیم­رساناها انجام می­گیرد، آلائیدن[15] آنها با عناصر دیگر به قصد بهبود خواصشان است. برای مثال هنگامی که  ge و si را با عنصر پنج و یا سه ظرفیتی به مقدار کم آلایش ­دهند، رسانندگی آنها افزایش پیدا کرده و اصطلاحاً نیم­رساناهای نوع n و p تشکیل می­گردد. این نوع آلائیدن، نیم­رساناها را برای تراشه­ها و قطعات الکترونیکی مناسب می­کند. دلیل اینکه در این قسمت به موضوع آلائیدن نیم­رساناها اشاره شد، بیان این مزیّتِ نانوذرّات نیم­رسانا است که علاوه بر مؤلفه اندازه، از مؤلفه آلایش نیز می­توان به خوبی برای بهبود خواص آنها بهره برد. آلائیدن نانوذرّات نیم­رسانائی که معمولاً کاربردهای نوری دارند(مانند نیم­رساناهای گروه ii-vi) به بهینه شدن خواص نورت ­شان می­انجامد[29]. این کار باعث شده تا نانوذرّات نیم­رسانا به عنوان دسته جدیدی از مواد نورتاب مطرح شوند. برای مثال، آلائیدن نانوذرّات نیم­رسانای cds با برخی از ف ّات واسطه، خواص نورت آن را تحت تأثیر قرار می­دهد. چندین گزارش مبنی بر آلائیدن نانوذرّات cds با عناصر واسطه مانند mn وجود دارد که افزایش شدّت بیشینه طیف گسیلی را به همراه داشته است[30]. آلائیدن نانوذرّات اگر از  مقدار خاصی بیشتر شود، به افت شدّت بیشینه طیف گسیل می­انجامد[31] که در فصل آینده با عنوان قفل سیستم به آن اشاره می­شود.

*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***


با


مقاله کامل درباره کاربرد نانوفناوری در صنایع الکترونیک


مشاهده متن کامل ...
ب ا دفتر کار خانگی
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دکوراسیون و چیدمان


طراحی دفتر کار , دفتر کار خانگی

ب ا دفتر کار خانگی کار نسبتاً ساده‎ای است. فقط باید در مورد تقسیم‎بندی محیط دارای نظراتی باشید. البتّه اگر قرار است تمام روز را در آن دفتر باشید (اگر در خانه کار می‏کنید) حتماً تمام اولّویت برای شما راحتی خواهد بود. حتّی این قضیه هم کار را دشوار نمی‎کند.

گام اوّل

یک میز انتخاب کنید. اگر قصد دارید تمام روز را در خانه کار کنید باید یک میز خوب انتخاب کنید. اگر توانایی ید یک میز نو را ندارید می‎توانید یک میز ارزان امّا با کیفیّت را از فروشگاه‎های مبلمان اداری تهیه کنید. بعضی از فروشگاه‏های تخفیفات خوبی دارند و محصولات بسیار خوبی هم عرضه می‏کنند.

گام دوّم

از تکنولوژی استفاده کنید. باز هم به این بین ید که در دفتر کار خانگی‎تان به چه چیزهایی نیاز دارید. امّا اگر قرار است در آن کار کنید پیشنهاد می‎کنم یک دستگاه چندکاره برای پرینت و ف ب ید، اگر دستگاه‏های مجزّا ندارید. نکته اصلی یک کامپیوتر خوب است البتّه بسته به نوع کارتان نیازی نیست که یکی از سریع‎ترین‎ها را یداری کنید.

گام سوّم

روشنایی کافی داشته باشید. نور مناسب با بهره‏وری رابطه مستقیم دارد. چه تمام روز در دفترتان باشید یا نه، نور کافی اتاق و نورهای مکمّل انتخ می‎توانند به آسایش بیشتر دفترتان کمک کنند.

گام چهارم

مهمترین وسیلة شما گران‎ترین نخواهد بود. یک صندلی خوب اجباری است. حتّی اگر فقط شب‎ها سری به اینترنت می‎زنید. از صندلی آشپزخانه استفاده نکنید. برای ید یک صندلی اداری مناسب که سلامت جسمی‎تان را حفظ می‏کند، هزینه کنید. مراقب باشید. اگرچه ممکن است صندلی‎های بسیار گران‏قیمتی وجود داشته باشند، امّا شما با کمی جستجو می‎توانید

قیمت‎های مناسبتری بی د.

گام پنجم

مواظب سرک کشیدن‎های دیگران باشید. آیا دفتر کارتان یک دفتر خانوادگی است؟ اگر هست، برای هر فردی که از آن استفاده می‏کند باید محلّی برای قرار دادن مدارک تهیّه کنید. کشوهای فایل یا سبدهای کوچک کمک می‎کنند که یک محل دارای چند کارمند تمیز و مرتّب باقی بماند. اگر دفتر فقط برای کار شماست، باید برای مرتّب باقی ماندن آن تد ری بی شید به خصوص که اگر در بیرون از منزل هم فعالیّت کاری دیگری ندارید.

چگونه مبلمان اداری خانگی ب یم؟

امروزه تعداد زیادی از مردم بخشی از منزل خود را به عنوان دفتر کار خود اختصاص می‎دهند و به این ترتیب مبلمان اداری یداری می‎کنند. چه شما یک میز و صندلی ساده ب ید یا یک ست اداری کامل، اینکه بدانید به دنبال چه چیزی هستید تعیین می‎کند که یک ست راحت داشته باشید که غالباً از آن استفاده کنید یا اینکه یک چیدمان غیرمناسب که به ندرت از آن استفاده می‎کنید.

1- محلّی را که می‎خواهید وسایل ادارة خانگی خود را در آن قرار دهید اندازه‎گیری کنید. دانستن اندازة محلّی که با آن سروکار دارید کار شما را در یدن مبلمان با سایز مناسب راحت‎تر خواهد کرد.

2- به دنبال مدل‏های راحت‏تر و کارآمدتر بگردید. داشتن وسایل راحت بسیار مهمتر از داشتن میزی است که برای کار شما بسیار بزرگ است یا میزی که به دلیل بلندی زیاد دسترسی شما به وسایل‏تان را دشوار می‏کند.

3- به موّادی که میز از آن ساخته شده است توجّه کنید. بعضی مواد مانند ف ّات عمر بیشتری دارند و در مقایسه با مادّه‏ای مثل چوب دیرتر آسیب می‏بینند. به خصوص اگر در منزل فرزندانی دارید که ممکن است از میز استفاده کنند، به این نکته بیشتر توجّه کنید. در این صورت باید چیزی ب ید که راحت‏تر تمیز شود.

4- متوجّه بودجه خود باشید و بیش از آن ید نکنید. قبل از اینکه راهی فروشگاه شوید بودجه خود را تعیین کنید و طبق آن عمل کنید. تعیین بودجه مانع یدهای گزاف و دیون مالی آتی می‎شود.

5- صندلی انتخاب کنید که راحت بوده و قابل تنظیم باشد و قابلیّت حرکت روی تمامی انواع کف‏پوش‎ها از جمله فرش را داشته باشد.

منبع : bazarekar

دکوراسیون ایده آل خود را بسازید

  • یک دفتر کار مدرن در پاریس
  • دفتر کار خانگی
  • طراحی یک دفتر کار زیبا در منزل!
  • دفتر کاری که همه را جذب می کند
  • دکوراسیون اتاق کارتان را تغییر دهید
  • اصول طراحی دکوراسیون یک فضای کار زیبا




مشاهده متن کامل ...
بررسی سرب در دندان¬ها به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست در استان زنجان
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از ژیکو بررسی سرب در دندان¬ها به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست در استان زنجان با و پر سرعت .

چکیده

سرب از جمله ی ف ّات سنگین است که هیچ کارکرد فیزیولوژیکی نداشته و حتّی در غلظت های پایین نیز سمّی است. استان زنجان دارای معادن فراوان سرب می باشد به این جهت اهالی این استان ممکن است در طول زندگی خود در معرض سرب قرار گیرند. سرب جانشین کلسیم موجود در هیدروآپاتیت مینای دندان شده و مدت طولانی در آن باقی می ماند. از این رو دندان ها می توانند به عنوان شاخص های پایش آلودگی محیط زیست به سرب مورد استفاده قرار گیرند. هدف از این مطالعه برآورد میزان سرب در دندان­ها جهت ارزی و تعیین ریسک آلودگی به سرب است. 44 نمونه دندان شیری و 51 نمونه دندان دایمی غیر پرشده و عاری از پوسیدگی زیاد، از شهر زنجان به عنوان گروه مطالعه 1، روستاهای واقع در جنوب این شهر به عنوان گروه مطالعه 2 و روستاهای واقع در غرب زنجان به عنوان گروه شاهد به طور تصادفی جمع آوری شدند. مقادیر سرب نمونه­ها پس از آماده سازی اولیه و هضم اسیدی، با استفاده از دستگاه icp-oes تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از بسته های نرم افزاری excel (2010) و spss (نسخه 19) انجام گردید...


با


بررسی سرب در دندان¬ها به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست در استان زنجان


مشاهده متن کامل ...
ب ا دفتر کار خانگی
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: دکوراسیون و چیدمان


طراحی دفتر کار , دفتر کار خانگی

ب ا دفتر کار خانگی کار نسبتاً ساده‎ای است. فقط باید در مورد تقسیم‎بندی محیط دارای نظراتی باشید. البتّه اگر قرار است تمام روز را در آن دفتر باشید (اگر در خانه کار می‏کنید) حتماً تمام اولّویت برای شما راحتی خواهد بود. حتّی این قضیه هم کار را دشوار نمی‎کند.

گام اوّل

یک میز انتخاب کنید. اگر قصد دارید تمام روز را در خانه کار کنید باید یک میز خوب انتخاب کنید. اگر توانایی ید یک میز نو را ندارید می‎توانید یک میز ارزان امّا با کیفیّت را از فروشگاه‎های مبلمان اداری تهیه کنید. بعضی از فروشگاه‏های تخفیفات خوبی دارند و محصولات بسیار خوبی هم عرضه می‏کنند.

گام دوّم

از تکنولوژی استفاده کنید. باز هم به این بین ید که در دفتر کار خانگی‎تان به چه چیزهایی نیاز دارید. امّا اگر قرار است در آن کار کنید پیشنهاد می‎کنم یک دستگاه چندکاره برای پرینت و ف ب ید، اگر دستگاه‏های مجزّا ندارید. نکته اصلی یک کامپیوتر خوب است البتّه بسته به نوع کارتان نیازی نیست که یکی از سریع‎ترین‎ها را یداری کنید.

گام سوّم

روشنایی کافی داشته باشید. نور مناسب با بهره‏وری رابطه مستقیم دارد. چه تمام روز در دفترتان باشید یا نه، نور کافی اتاق و نورهای مکمّل انتخ می‎توانند به آسایش بیشتر دفترتان کمک کنند.

گام چهارم

مهمترین وسیلة شما گران‎ترین نخواهد بود. یک صندلی خوب اجباری است. حتّی اگر فقط شب‎ها سری به اینترنت می‎زنید. از صندلی آشپزخانه استفاده نکنید. برای ید یک صندلی اداری مناسب که سلامت جسمی‎تان را حفظ می‏کند، هزینه کنید. مراقب باشید. اگرچه ممکن است صندلی‎های بسیار گران‏قیمتی وجود داشته باشند، امّا شما با کمی جستجو می‎توانید

قیمت‎های مناسبتری بی د.

گام پنجم

مواظب سرک کشیدن‎های دیگران باشید. آیا دفتر کارتان یک دفتر خانوادگی است؟ اگر هست، برای هر فردی که از آن استفاده می‏کند باید محلّی برای قرار دادن مدارک تهیّه کنید. کشوهای فایل یا سبدهای کوچک کمک می‎کنند که یک محل دارای چند کارمند تمیز و مرتّب باقی بماند. اگر دفتر فقط برای کار شماست، باید برای مرتّب باقی ماندن آن تد ری بی شید به خصوص که اگر در بیرون از منزل هم فعالیّت کاری دیگری ندارید.

چگونه مبلمان اداری خانگی ب یم؟

امروزه تعداد زیادی از مردم بخشی از منزل خود را به عنوان دفتر کار خود اختصاص می‎دهند و به این ترتیب مبلمان اداری یداری می‎کنند. چه شما یک میز و صندلی ساده ب ید یا یک ست اداری کامل، اینکه بدانید به دنبال چه چیزی هستید تعیین می‎کند که یک ست راحت داشته باشید که غالباً از آن استفاده کنید یا اینکه یک چیدمان غیرمناسب که به ندرت از آن استفاده می‎کنید.

1- محلّی را که می‎خواهید وسایل ادارة خانگی خود را در آن قرار دهید اندازه‎گیری کنید. دانستن اندازة محلّی که با آن سروکار دارید کار شما را در یدن مبلمان با سایز مناسب راحت‎تر خواهد کرد.

2- به دنبال مدل‏های راحت‏تر و کارآمدتر بگردید. داشتن وسایل راحت بسیار مهمتر از داشتن میزی است که برای کار شما بسیار بزرگ است یا میزی که به دلیل بلندی زیاد دسترسی شما به وسایل‏تان را دشوار می‏کند.

3- به موّادی که میز از آن ساخته شده است توجّه کنید. بعضی مواد مانند ف ّات عمر بیشتری دارند و در مقایسه با مادّه‏ای مثل چوب دیرتر آسیب می‏بینند. به خصوص اگر در منزل فرزندانی دارید که ممکن است از میز استفاده کنند، به این نکته بیشتر توجّه کنید. در این صورت باید چیزی ب ید که راحت‏تر تمیز شود.

4- متوجّه بودجه خود باشید و بیش از آن ید نکنید. قبل از اینکه راهی فروشگاه شوید بودجه خود را تعیین کنید و طبق آن عمل کنید. تعیین بودجه مانع یدهای گزاف و دیون مالی آتی می‎شود.

5- صندلی انتخاب کنید که راحت بوده و قابل تنظیم باشد و قابلیّت حرکت روی تمامی انواع کف‏پوش‎ها از جمله فرش را داشته باشد.

منبع : bazarekar

دکوراسیون ایده آل خود را بسازید

  • یک دفتر کار مدرن در پاریس
  • دفتر کار خانگی
  • طراحی یک دفتر کار زیبا در منزل!
  • دفتر کاری که همه را جذب می کند
  • دکوراسیون اتاق کارتان را تغییر دهید
  • اصول طراحی دکوراسیون یک فضای کار زیبا



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
4 نمونه سؤال عربی دوم دبیرستان (نوبت اول)
درخواست حذف اطلاعات

نمونه 1

  1 . للترجمة :                                                                                                                   بارم

 الف ) أصـل العالـم سـر غامـض و الآیـة تـخـبـر العـالـمـیـن عـن حـقـیـقـة هـذا الأمر .                                    1

 

 ب ) فـتـشـت عـن آثار ظـبـی ذی قـرون جمیـلة یـسـکـن فـی هـذه المـنـطـقـة .                                              1

 

 ج ) " لا تـصـحـبـوا أهـل الـبـدع و لا تـجالـسـوهـم . " و قـد أصبـحـت هـذه العـبارة مثـلاً سائـراً بین الناس .           1

 

 د ) لـیـس مـن یـقـطـع طـرقاً بـطـلاً                         إنـما مـن یـتـقـی الله البـطـل                                      1

 بقیه سوالات در ادامه ی مطلبهورا

اپلیکیشن های اندرویدی در زمینه های آموزشی، کاری از (گروه آموزشی قاصدک) را از کافه بازار کنید.
https://cafebazaar.ir/developer/mahdi110

 

2 . اکتب للکلمات :                                                                                                               1

     واجَهََ ( بالفارسیة ) : .....................                                بال ( بالعربیة ) : ......................

     ا ف ( المرادف ) : ....................                             الظاهر( المتضاد ) : ...................

 3 . شکل العبارة الیة :                                                                                                       5/1

                                 رعایـة الأصـول الأخـلاقـیـة مـهـمـة حـتی فی الانـتـقـام . حـزن موسی .

4 . للتعریب :                 تو علم را می جویی و تنبلی نمی کنی . ( للمذکر)                                             1    

 

 5 . صحح الأخطاء مع بیان السبب :                                                                                           1

                                آثار أیـدی الذئـب مـشـهـودة فی السـرقـة النـعـاج .

 

 

 

6. عَـیِّـن المعارف و أنواعها :                                                                                                   1   

                القـرآن دسـتـور لـحـیـاتـنـا الـیـومـیـة .

7 . عَـیِّـن علامات الإعراب الفرعیة :                                                                                           2

            یـذهـب کـثـیـر من المـسـلـمـیـن فی ذی الحـجـة إلی مـکة الـمـکـرمة و یعـمـل  بعـضـهـم الحـسـنات .

 

     

 

« الصفحة الثانیة »

8 . عین الموصوف و الصفة و المضاف و المضاف إلیه :                                                                   2

              أسافـر إلی المـناطـق المـخـتـلـفـة لصـیـد الحیـوانات النـادرة بـیـن الأشـجار .

 

_____________________________________________________________________

 9 . اقرأ النص الی ثم أجب عن الأسئلة :

    أنا صیـاد . أسافـر إلی المـناطـق المـخـتـلـفـة لصید الحیوانات النادرة . فی إحـدی هـذه الـرحـلات أمـضـیـت

 أسـبـوعاً کامـلاً فی إحـدی الـجـزر الإسـتـوائـیـة . فـتـشـت عـن آثار ظبـی ذی قـرون جمیـلـة یـسـکن فی هـذه المنطقة .

الف) لماذا کان یسافر الصیاد إلی المناطق المختلفة ؟                                                                           1

 ب) أین أمضی أسبوعاً کاملاً ؟                                                                                                   1

 ج) کیف کانت قرون الظبی ؟                                                                                                    1

 د) اکتب من النص إعراباً تقدیریاً و اذکر علامته .                                                                             1

 

**هـ ) عین جملة وصفیة من النص و اذکر إعرابها .                                                                          1

_____________________________________________________________________

10. الف ) للإعراب :                                                                                                            5/1

                         الناس لا یـحـبـون الراضـیَ عـن نـفـسـه .

 

 

  

        ب ) للتحلیل الصرفی :                                                                                                    1

                           یحبون :

                           راضی :

                           نفس :

                           ـــه : 

نمونه 2

  1 . للترجمة :                                                                                                                   بارم

 الف )  القـرآن دستور لحیاتـنـا الیـومیـة و لـیـس کتابـاً یـتـحـدث عـن العـلوم  با لـتـفـصـیـل .                              1

 

 ب ) فی إحـدی هـذه الرحـلات أمـضـیت أسـبـوعاً کامـلاً فی إحـدی الـجـزر الإسـتـوائـیـة .                                1

 

 ج ) " المـرء علی دین خـلـیـلـه و قـریـنـه ." فالـذی صادق الأخـیـار فـهـو مـنـهـم .                                        1

 

 د ) فی ازدیا د  العـلم إرغام العـدی                  و جمال العـلم إصـلاح الـعـمـل                                         1

 

 

2 . اکتب للکلمات :                                                                                                               1

     اتـبـع ( بالفارسیة ) : .....................                             گران بها ( بالعربیة ) : ...................

     ا اهر ( المرادف ) : ....................                             الأولیاء ( المتضاد ) : .....................

 3 . شکل الجملة الیة :                                                                                                       5/1

                                 هـرب الذئب نـحو المزرعة فاشـتـعـلـت المـحاصـیـل .

4 . للتعریب :                 آیا آرزوهای خود را در زندگی کم کرده ای ؟ ( للمذکر)                                     1    

 

 5 . صحح الأخطاء مع بیان السبب :                                                                                           1

                                 السلام علی فاطمة ا هراء َ .    //        إن اللهَ لا یحبّ المعـتـدی .

 

 

 

6. عَـیِّـن المعارف و أنواعها :                                                                                                75/0

              إنـما مـن یـتـقـی الله الـبـطـل .

7 . عَـیِّـن علامات الإعراب الفرعیة :                                                                                           2

     الف) أیـها ا اهـد ! إلی مـتی تعـبـد فی مـساجـد فی هـذه الدنـیـا و تـتـرﻚ لـذاتـها ؟

 

     ب ) لـقـد کان فی یوسـف و إخـوتـه آیات للسـائـلـیـن .

 

« الصفحة الثانیة »

8 . عین الموصوف و الصفة و المضاف و المضاف إلیه :                                                                   2

              حـیـنـئـذ رأیـت ظبـیـاً جـمـیـلاً یـمـشـی بـهـدوء عـلی الرمـل طـول النـهـار .

 

_____________________________________________________________________

 9 . اقرأ النص الی ثم أجب عن الأسئلة :

   کان السکاکی شخصاً أمـیـاً . لما شاهـد المکانـة الرفـیـعة للعـلماء فی محافـل عـدیـدة عـزم علی الذهـاب إلی مدارس

فی خوارزم ، فی بدایة الأمر ما شاهـد تـقـدماً فی درسـه . فحزن و تـرﻚ الدرس و المدرسة .

 الف) متی عزم السکاکی علی الذهاب إلی خوارزم ؟                                                                         5/0

 ب) هل شاهد فی بدایة الأمر تقدماً ؟                                                                                            5/0

 ج) ماذا فعل عندما حزن ؟                                                                                                      5/0

 د) أعرب ما أشیر إلیه بخط :                                                                                                   5/1

      المکانة :                                     عدیدة :                                     مدارس :

     فی بدایة :                                      الأمر:                                      المدرسة :

 

 10 . عین الصحیح :     الف ) اسم المضاف إلی یاء المتکلم فی کل الحالات إعرابه تقدیری .                           1

                               ب ) الفعل المضارع مرفوع بحذف نون الإعراب .

11. الف ) للإعراب :                                                                                                          75/1

                         هو الذی أرسل رسوله بالهدی .

 

 

  

        ب ) للتحلیل الصرفی :                                                                                                    1

                           الذی :

                           أرسل :

                            ــه :

                           هدی : 

نمونه 3

  1 . للترجمة :                                                                                                                   بارم

 الف )  و الإسلام مـنـذ ظهـوره شـجـع المسلمین علی الـتـفـکر و عـلـم ، لـذلــﻚ ألـفـوا رسائـل و کتـباً عـدیـدة .        1

 

 ب ) لما غـربت الشـمـس جلـسـنا تـحـت شـجـرة مـشـرفـة عـلی تـلِّ ٍ  رمـلیّ .                                              1

 

 ج ) انـظـر ! کـیـف أحـدثـت قـطـرات الماء ثـقـبـاً فی الصـخـرة ! هـل أنا أصـلـب مـنـها ؟                                1

 

 د ) اطـلـب العـلم و لا تـ ـل ، فـما                    أبعـد الخیـر علی أهـل الکـسـل !                                    1

 

 

2 . اکتب للکلمات :                                                                                                               1

     اعـتـزل ( بالفارسیة ) : .....................                          چراغ ( بالعربیة ) : ...................

     القاصم ( المرادف ) : ....................                             الأول ( المتضاد ) : .....................

 3 . شکل الجملة الیة :                                                                                                        1

                                              الغـرب لا یـریـد لکـم غـیـر ضـیـاعـکـم .

4 . للتعریب :                    چرا آرزوهایت را در زندگی کم نمی کنی ؟ ( للمذکر)                                     1    

 

 5 . صحح الأخطاء مع بیان السبب :                                                                                           2

                               الداعـیُ إلی الخـیـرٍ کفـاعـلـه .     //        ساعـد أخـوﻚ عـنـد الشـدائـدَ .

 

 

 

6. عَـیِّـن المعارف و أنواعها :                                                                                                  1

            هـذا سـلام عـلی عـبـاد الله الصـالـحـیـن .

7 . عین الموصوف و الصفة و المضاف و المضاف إلیه :                                                                   2

              ظـهـرت أشـعـة الـقـمـر الفـضـیـة و أصـبـح المـنـظـر جمـیـلاً رائـعاً فـی ضـوء القـمـر .

 

 

« الصفحة الثانیة »

8 . عَـیِّـن علامات الإعراب الفرعیة :                                                                                           2

     الف) ألـیـس الله بأعـلـم بالـشـاکـریـن ؟

 

     ب ) لا تصـحـبـوا أهـل الـبـدع .

 

     ج) عـلـّمـتُ ـلـمـیـذات .

 

_____________________________________________________________________

 9 . اقرأ النص الی ثم أجب عن الأسئلة :

   رأی ذئـب جائـع حـماریـن مـسـکـیـنـیـن یأکـلان العـشـب . فأقـبـل نـحـو واحـد منهـما . لما شاهـده الحـمار المسکین

تظاهـر بالعـرج . فسـألـه الذئـب عـن السـبـب . فأجاب الحـمـار : دخلـت فی رجـلی شـوکة کـبـیـرة و أحـس بألـم شدید .

 الف) من رأی حمارین ؟                                                                                                          1

 ب) ماذا فعل الحمار عندما شاهده الذئب ؟                                                                                       1

 ج) لماذا کان یـحـس الحمار بألـم شـدیـد؟                                                                                        1

 د) اکتب من النص إعراباً تقدیریاً و اذکر علامته .                                                                            5/0

 

**هـ) عین جملة وصفیة و اذکر إعرابها .                                                                                       1

 

10. الف ) للإعراب :                                                                                                            5/1

                          لا تـبـطـلـوا صـدقاتـکـم بالـمـن و الأذی .

 

 

  

        ب ) للتحلیل الصرفی :                                                                                                    1

                           تبطلوا :

                           صدقات :

                            کم :

                           أذی : 

نمونه 4

1 . للترجمة :                                                                                                                   بارم        

 الف) رَبِّ اشـْرَحْ لی صَـدری وَ یَـسِّـرْ لی أمری .                                                                           5/0

 

 ب) القرآنُ لـیـسَ کتابـاً یـَتـَحَـدَّثُ عن العُـلوم بالـتـفـصیل .                                                                   5/0

 

 ج) بعضُ الناس یَـنظرونَ إلی الدنـیـا بـِتـشـاؤم ٍ و قـَلـَق ٍ .                                                                   5/0

 

 د) لـَعَـلَّ ذاحاجة ٍ یَطلبُ مُساعدة ً ، إنـّی  أ ُحِبُّ اکتسابَ الثـوابِ .                                                           5/0

 

 هـ) لمّا غـَرُبـَتِ الشمسُ جَلـسْـنا تحتَ شجرة ٍ مُشرفة ٍ عَلـَی تـَلٍّ رَمْلیٍّ .                                                    5/0

 

 و) لیسَ مَن یَقطعُ طـُرْقاً بَطلاً              إنـّما مَن یَـتـّقی اللهَ البَطـَل                                                        5/0

 

 2. اکتب للکلمات :                                                                                                              1

 اِتــَّبـَعَ ( بالفارسیة ) : .....................                                     آهو ( بالعربیة ) : ........................

 السّراج ( المرادف ) : ....................                                    المَحزون ( المتضاد) : ....................

 3 . عَـیّن رجمة الصحیحة :                                                                                                5/1

 الف) قال ا اهدُ :  ألـَسْـتَ بـِأزْهَـدَ مِـنـّی ؟

        پارسا گفت : آیا زاهد تر از منی ؟                                 زاهد گفت : آیا تو پارسا تر از من نیستی؟

 

 ب) أفضلُ الناس ِ مَن یُـساعِـدُ الناسَ .

        برترین مردم ی است که به مردم کمک کند .                 مردم برتر به مردم  دیگر کمک می کنند .

 

 ج) فاحْـذ َرْ مِـن أذ َی هـذا الحیوان .

        از اذیت این حیوان پرهیز کرد .                                   از آزار رساندن به این حیوان بر حذر باش .

 

« صفحه ی دوم »

4. صحح الأخطاء فی رجمة :                                                                                               5/1

    الف ) فی یوم من الأیام  قال البلبلُ للصّـقـْرِ : أنا أتعجَّبُ مِـن حالی و حالـِـﻚَ .

           در روزی بلبلی به شاهین گفت : من از حال خویش و حال تو تعجب .

 

 

    ب ) هَـرَبَ الذئبُ نحوَ المزرعة ِ فاشـتـَعَـلـت المَحاصیل ُ .

         گرگ به سمت مزرعه رفت و محصولات را آتش زد .

 

 

 5 . أکمل رجمة :                                                                                                             5/0   

           لکنّ النبیَّ (ص) حینَ شاهَـدَهُ ُ رَحَّـبَ به .

           اما (ص) ................. او را دید ، به او ....................

 6 . للتعریب :                                                                                                                   5/0

         من علم را می جویم ، تو چه کار می کنی ؟

 

 7 . صحح الأخطاء فی هاتین الجملتین :                                                                                      1

  الف) أخانا مَن یُـساعِدُنا فی شـَدائـد ِ .

 

   ب) یُـ ِـعُ مُـسـلـمـون َ العالـَم ِ عَـن الحُـرّیـّة َ .

 

 8 . عین الکلمات ی لها علامات فرعیة و اذکر إعرابها :                                                                2

     کثیرٌ مِـن المسلمین َ یـَذهـبونَ فی ذی الحجةِ إلی مکـّة المُـکـَرَّمـَة ِ .

 

 

 

 9 . عین الکلمات ی لها إعراب تقدیری و محلی و اذکر نوع إعرابهما :                                               1

              اللهم فـَرِّحْ قـَـلـْـبـی .

 

 

 

 

« صفحه ی سوم »

 10 .  شکـِّـل ما أشیر إلیه بخط :                                                                                              1

 الف) إلی مَتی تـَعْـبـُدُ فی مَساجد فی هَـذه الدنیا و تـَتـرُﻚُ  لـَذ ّاتها ؟

  ب) الناس لا یُـحِـبـّونَ الراضی عَـن نـَفـسه .

 11 . الف) عَیّن المعارف و أنواعها :  &

مشاهده متن کامل ...

جستجو شده ها
گروه خیریه حضرت محسن علیه السلام حریف نهایی مرحله منصوریان جهانی مسابقات مسابقات جهانی نیمه نهایی مرحله نیمه چهارم نهایی کیلوی مسابقات قرعه استراحت مواجه کیلوی مساب ب ایی نمایشگاه ع حماسه آفرینان دوران دفاع مقدس در ملکان حادثه تروریستی در سوئد انشاءعربی با ترجمه ی فارسی موضوع انشاءتابستان معروف ترین بهترین اهنگ ابلیس به لیمو پاکان بذر اصفهان تحقیق درباره برق a c کد 26 پارچه مبلی مازاراتی مشاوره و ع ستاد پرورش شهرستان مدیریت آموزش چگونگی از بین بردن اضطراب دانش آموزان رایگان گزارش کارآموزی حسابداری در بیمه ت باید با نیت خدمت وارد صحنه شود انتقاد از بی توجهی ت به پدیده ریزگردها تولد بهترین زن عالم هستی گل ی اس ۸ و اس ۸ پلاس در ایران قیمت خورد حقایقی در مورد ژن پت ها چهی از وایرلس شما استفاده می کند گویی کارگاه جشنواره مربیان گزارش استانی کانون استان فرهن هنری شرکت کننده جشنواره استانی تخصصی شناخت کارگاه تخصصی شناخت جوین در گروهای لاین جامعه انقلاب رژیم رفراندوم انجام اقتصادی انقلاب سفید چنین اصلاحاتی مرحله اجرا رواج فرهنگ مرتجعین سیاه
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.