پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 هرنگ دل
قهرمانی تیم هرنگ جوان بستک در لیگ دسته اول فوتبال
درخواست حذف اطلاعات
مسابقات لیگ دسته اول فوتبال باشگاه های استان با قهرمانی تیم هرنگ جوان بستک به پایان رسید.

مشاهده متن کامل ...
صعود تیم هرنگ بستک به مرحله نیمه نهایی لیگ برتر والیبال
درخواست حذف اطلاعات
تیم هرنگ بستک به مرحله نیمه نهایی مسابقات لیگ برتر والیبال باشگاه های استان صعود کرد.

مشاهده متن کامل ...
وقوع 2 ز له با قدرت بالای 4 ریشتر در هرمزگان
درخواست حذف اطلاعات
2 زمین لرزه به قدرت 4.9 و 4.3 ریشتر ای «بستک»،«کو د» و «هرنگ» را به لرزه درآورد. این ز له ها به فاصله 20 دقیقه از یکدیگر به وقوع پیوست.

مشاهده متن کامل ...
فراموشی
درخواست حذف اطلاعات
رادیو هرنگ..نجوای جان...,

تو نیز گرد فراموشی بر چهره ات نقش بسته است..آدمیزاد است,پیشه اش فراموشی ست..امروزش که بگذرد می شود دیروز,و دیروزش در صندوقچه ی قدیمی خاطرات خانه می کند و گرد و غبار نشسته بر ترمه ی کهنه و بی رنگ روی صندوقچه گواه فراموش شدن دیروز و نشان نبودن رغبت برای گشودن قفل خاطرات گذشته...



منبع: http://jalalradio. /


مشاهده متن کامل ...
روستای صالح آباد (بخش کو د)
درخواست حذف اطلاعات

روستای صالح آباد (بخش کو د)

روستای صالح آباد یکی از روستاهای توابع بخش کو د شهرستان بستک در غرب استانهرمزگان در جنوب ایران واقع شده است. فاصله روستا تا مرکز بخش دهستان کو د ۵ کیلومتر و تا شهرستان بستک ۵۰ کیلومتر می باشد و در مسیر جاده ارتباطی بندر لنگه - بستک واقع شده است.

روستاى صالح آباد(بخش کو د)

وجه تسمیت

وجه نامگذاری آن چنین است که گروهی به س رستی شخصی بنام شیخ صالح بن شیخ محمد رضا از لاور شیخ کوچ کرده به اینجا آمده اند، بدین جهت نام روستا (صالح آباد) گذاشته شده است.

محدوده صالح آباد

از طرف شمال کوه ناخ و تنب دُماله، از طرف جنوب خادون و تنب بردومه و رودخانه مهران و سپس کوه خآب (بل تیر)، از طرف مغرب گریند و کوردان، واز سمت مشرق به درواه ناخ و روستایآسو منتهی می شود.

جمعیت

جمعیت این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۸۰ نفر (۵۹ خانوار) بوده است.[۱]

که هم از لاور شیخ به این روستا مهاجرت نموده اند. آب وهوای آن همانند سایر مناطق گرم و خشک است.

تأسیس

روستای صالح آباد در سال ۱۳۶۶ خورشیدی تأسیس شده است، از ابتدای تأسیس پیشرفتهای چشم ری در زمینه ساختمان سازی، آب، برق و تلفن صورت گرفته است. سایر امکانات به همت نیکوکاران و با تلاش ریاست شورای ی روستا فراهم شده است. برای نمونه آب انبارهایی (برکه) با کمک نیکوکاران ساخته شده است که آب آشامیدنی مردم را تأمین می کند و برای مصرف روزانه مردم نیز از آب چاه استفاده می شود. همچنین نیکوکاران هزینه ساخت یک باب مدرسه پنج کلاسه ابتدائی را تأمین نموده اند که هم اکنون محل تحصیل فرزندان دختر و پسر می باشد. در سال ۱۳۷۲ با همیاری مردم سرانجام روستا به شبکه سراسری برق کشور متصل شد. اکنون (سال ۱۳۸۳/۲۰۰۵) که ۱۸ سال از تأسیس روستای صالح آباد می گذرد، طرح بهسازی و خیابان کشی روستا در دست اجراست و بخشی از هزینه آن فراهم شده است، شورای ی روستا در نظر دارد بر روی جاده اصلی، بلواری به موازات روستا احداث کند و کوچه های روستا نیز قرار است آسف شود. دارای یک باب مسجد است. این روستا دارای مساحتی بالغ بر ۸ تار است، پیشه اصلی مردم آن نانوائی و بنائی است.

ایران > هرمزگان > شهرستان بستک > بخش کو د: روستاهاکو د بستک

آسو | بار | بار ترک | بدمستان | بربار | پر احمد | پر درو | تخت گرو | پس دوچنگ |تشتو |تلخ اطهر | چارون | چاله | خلوص |دهستان کو د| دیخور | دهنو کو د | دهستان هرنگ|صالح آباد | عالی جان|فاریاب |کنارزرد | کو د | کوران | کوردان | کاشنو |کرون | گریند | گتاو| گوچی |لاور شیخ | لاوردین | لاور جمیل |مغدان |مزاجان | مِهران |هرنگ |یرد

مسجد روستاى صالح آباد(بخش کو د)

منابع

  • محمدیان، کو دی، محمد ، “ «به یاد کو د» “، ج1. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰2 میلادی.
  • الکو دی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران) الطبعة الثالثة، دبی: سنة 199۷ للمیلاد.
  • محمدیان، کو دی، محمد ، ( شهرستان بستک و بخش کو د ) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
«با تاریخ دیار کو د و منطقهٔ باستانی بخش کو د بیشتر آشنا شوید»
shereno.35.jpgmohmad.1.jpgbeyad.2.jpgshereno.37.jpg ketab kukherd sarzamin shaeran1.jpg

ketab kukherd sarzamin shaeran.jpgketab parandegan kukherd.jpgr.aru.15.jpgketab sarzamin shaeran.jpg

منبع:awayeseebah



منبع: http://awayeseebah. /


مشاهده متن کامل ...
روستای صالح آباد (بخش کو .. د)
درخواست حذف اطلاعات

روستای صالح آباد (بخش کو .. د)

روستای صالح آباد یکی از روستاهای توابع بخش کو .. د شهرستان بستک در غرب استانهرمزگان در جنوب ایران واقع شده است. فاصله روستا تا مرکز بخش دهستان کو .. د ۵ کیلومتر و تا شهرستان بستک ۵۰ کیلومتر می باشد و در مسیر جاده ارتباطی بندر لنگه - بستک واقع شده است.

روستاى صالح آباد(بخش کو .. د)

وجه تسمیت

وجه نامگذاری آن چنین است که گروهی به س .. رستی شخصی بنام شیخ صالح بن شیخ محمد رضا از لاور شیخ کوچ کرده به اینجا آمده اند، بدین جهت نام روستا (صالح آباد) گذاشته شده است.

محدوده صالح آباد

از طرف شمال کوه ناخ و تنب دُماله، از طرف جنوب خادون و تنب بردومه و رودخانه مهران و سپس کوه خآب (بل تیر)، از طرف مغرب گریند و کوردان، واز سمت مشرق به درواه ناخ و روستایآسو منتهی می شود.

جمعیت

جمعیت این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۸۰ نفر (۵۹ خانوار) بوده است.[۱]

که همگی از لاور شیخ به این روستا مهاجرت نموده اند. آب وهوای آن همانند سایر مناطق گرم و خشک است.

تأسیس

روستای صالح آباد در سال ۱۳۶۶ خورشیدی تأسیس شده است، از ابتدای تأسیس پیشرفتهای چشمگیری در زمینه ساختمان سازی، آب، برق و تلفن صورت گرفته است. سایر امکانات به همت نیکوکاران و با تلاش ریاست شورای .. ی روستا فراهم شده است. برای نمونه آب انبارهایی (برکه) با کمک نیکوکاران ساخته شده است که آب آشامیدنی مردم را تأمین می کند و برای مصرف روزانه مردم نیز از آب چاه استفاده می شود. همچنین نیکوکاران هزینه ساخت یک باب مدرسه پنج کلاسه ابتدائی را تأمین نموده اند که هم اکنون محل تحصیل فرزندان دختر و پسر می باشد. در سال ۱۳۷۲ با همیاری مردم سرانجام روستا به شبکه سراسری برق کشور متصل شد. اکنون (سال ۱۳۸۳/۲۰۰۵) که ۱۸ سال از تأسیس روستای صالح آباد می گذرد، طرح بهسازی و خیابان کشی روستا در دست اجراست و بخشی از هزینه آن فراهم شده است، شورای .. ی روستا در نظر دارد بر روی جاده اصلی، بلواری به موازات روستا احداث کند و کوچه های روستا نیز قرار است آسف .. شود. دارای یک باب مسجد است. این روستا دارای مساحتی بالغ بر ۸ .. تار است، پیشه اصلی مردم آن نانوائی و بنائی است.

ایران > هرمزگان > شهرستان بستک > بخش کو .. د: روستاهاکو .. د بستک

آسو | بار | بار ترک | بدمستان | بربار | پر احمد | پر درو | تخت گرو | پس دوچنگ |تشتو |تلخ اطهر | چارون | چاله | خلوص |دهستان کو .. د| دیخور | دهنو کو .. د | دهستان هرنگ|صالح آباد | عالی جان|فاریاب |کنارزرد | کو .. د | کوران | کوردان | کاشنو |کرون | گریند | گتاو| گوچی |لاور شیخ | لاوردین | لاور جمیل |مغدان |مزاجان | مِهران |هرنگ |یرد

مسجد روستاى صالح آباد(بخش کو .. د)

منابع

  • محمدیان، کو .. دی، محمد ، “ «به یاد کو .. د» “، ج1. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰2 میلادی.
  • الکو .. دی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران) الطبعة الثالثة، دبی: سنة 199۷ للمیلاد.
  • محمدیان، کو .. دی، محمد ، ( شهرستان بستک و بخش کو .. د ) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
«با تاریخ دیار کو .. د و منطقهٔ باستانی بخش کو .. د بیشتر آشنا شوید»


منبع: http://awayeseebah. .. /


مشاهده متن کامل ...
احکام تجوید دررعایت حروف قران
درخواست حذف اطلاعات

ألحمدلله رب ألعلمین و ألصلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد سید ألـمرسلین وعلی آله الطاهرین وصحابته الـمکرمین، أما بعد
خیلی خوشحالم از اینکه خداوند،مرا موفق ساخت تا با کمک اهل خیر، سه چاپ از کتاب « تجوید آسان» را تقدیم علاقمندان و دوستان قرآن کریم کنم و اکنون که کتاب را برای چاپ چهارم، مورد تجدیدنظر قرار می دهم، کتاب «قواعد تجوید» از همین مؤلف که مکمّل مسایل این کتاب است، ترجمه و آماده چاپ شده و ان شاءالله با همکاری اهل خیر در دسترس علاقمندان قرار می گیرد.
در این تجدید نظر اسلوب کتاب محافظت شده و جز در مواردی نادر با چاپ های سابق فرقی ندارد و فقط به تمرین ها و پرسش ها افزوده شده است.
یادآور می شود که این پرسش ها چون از اضافات مترجم به کتاب است بین دو قلاّب [...] قرار داده شده است و همچنین، مواردی که بخاطر توضیح یابعضی حالات استدراک به متن کتاب افزود شده و با علامت مذکور مشخص شده تا با اصل کتاب آمیخته نگردد.
مؤلف کتاب «آقای ابوعاصم عبدالعزیز عبدالفتاح قاری» است که در حال حاضر، رئیس دانشکده قرآن کریم ی مدینه منوره و عضو مجلس علمی آن می باشد و تخصص ایشان در این علم و اسلوب ساده، سبب انتخاب این کتاب برای ترجمه شده و بحمدالله ترجمه کتاب به سبب اخلاص ایشان، علم تقریباً فراموش شده تجوید را در این مناطق احیا کرد. از خدای تبارک و تعالی خواهانم که این افاده و استفاده را مستمر گرداند و این عمل ناقابل را از این ناچیز بپذیرد و آن را خالصانه برای خود قرار دهد.
در خاتمه از دوستانی که مرا در انجام این کار یاری و تشویق کرده اند ـ بدون ذکر نام ـ تشکّر می کنم.
وصلی الله علی سیدنا محمد وآله ألطاهرین وصحابته أجمعین
«عبدالکریم محمدی»
هرنگ (بستک)
شعبان 1407 ه .ق
فروردین 1366 ه .ق
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه مؤلف
علم تجوید، از علومی است که هر فرد مسلمان باید به آن اهمیت دهد و یاد بگیرد، چون به قراءت قرآن مربوط می شود که عبادتی مطلوب نزد هر فرد مسلمان است.
قراءت قرآن، بر صفت معین و روش مخصوصی است که به بالاترین درجه روایت ـ یعنی شفاهاً ـ به ما رسیده است به این ترتیب، که هر قاری از خود می گیرد و بر همین منوال تا اینکه سلسله روایت به رسول الله r منتهی می شود و رسول الله r از جبریل u گرفته و جبریل u از خدای u. ابن جزری در اشاره به این موضوع می گوید:
لأنه به ألا له أنزلا

ذا منه الینا وصلا[1]
این صفت قراءت که آن را در اصطلاح «تجوید قرآن» می نامند از لغت عرب گرفته شده است،چون قرآن به این لغت نازل شده و در لفظ و معنی و لهجه، عربی است.
قبایل عرب به لهجه های مختلفی سخن می گفتند، لکن قرآن به فصیح ترین آن ها، یعنی، لغت و لهجه قریش و بر زبان فصیح ترین شان، یعنی، رسول اکرم r نازل شد و ما با «تجوید» قرآن را به بهترین لهجه می خوانیم، زیرا تابع لهجه و تلفظ رسول الله r هستیم و از آنچه ایشان به یارانی همچون: أبی بن کعب، عبدالله بن مسعود، زید بن ثابت و دیگر قاریان صحابه، آموخته اند، پیروی می کنیم.
دانشمندان ، اهمیت بسیاری به این علم داده اند، و کتاب های بی شماری تألیف و منظومه های فراوانی، ساخته اند، و ابوعمرو دانی و مکیّ بن طالب قیسی و ابوالقاسم بن فیرّه شاطبی و ابوالخیر محمد بن جزری شافعی در رأس آنان قرار دارند. ایشان بزرگان حفاظ و ان قراءت و ائمه اهل تجویدند وتا دنیا باقی است همه از کتاب های ایشان استفاده می کنند.
قراءت قرآن، بر روایت های مختلفی است و از آن جمله ده قراءت به ثبوت رسیده است.
به دلیل اینکه، روایت حفص از عاصم مورد قراءت اکثر اهل است، و بنابر رعایت مراتب حال خوانندگان، تمایل دارم در سه کتاب ذیل، در خدمت به این قراءت شرکت کنم:
1- «تجوید مُیَسّر: آسان» برای مبتدیان.
2- «قواعد تجوید» به روایت حَفْص از عاصم بن النجود برای متوسطان[2].
3- «مجموعه تجوید» دراین کتاب، بهترین منظومه های تألیف پیشینیان را در قراءت حفص که مورد اعتماداست، جمع آوری کرده ومورد تحقیق قرار داده و شرحی کافی بر آن نگاشته ام وبرای انی که قصد تحقیق و اتقان دارند و راغب اند تا این علم را کاملا فرا بگیرند، نافع و مهم است.
این کتاب «تجوید آسان» عبارت از خلاصه قواعد علم تجوید و قراءت است -بدون هیچ گونه اخلال و سهل انگاری- که هر مسلمان می تواند انجام دهد و بدون زحمت و مشقت یاد بگیرد و بدان عمل کند.
اما، درمورد ک ن مرحله ابت ،تجربه نشان داده است که بهتر است تجوید به طریقه تلقین آموخته شود؛تا اینکه بعضی از سوره های کوتاه قرآن را همراه با رعایت قواعد تجوید،مستقیماً از دهان آموزگار بشنوند، و با راهنمایی ایشان به بعضی احکام آسان تجوید، از قبیل: اظهار، ادغام، اخفا، قلب مد متّصل، و مد منفصل آشنا شوند تا اذهان شان به این فن عادت کند و با قواعد آن الفت گیرند. گرچه، دانشمندان پیشین، ک ن را در نظر گرفته، و کتاب هایی را مناسب سن و طراوت ذهنشان تألیف کرده اند، که مشهورترین آنها: «تحفة ألاطفال وألغلمان» شیخ سلیمان جَمْزُوری است، با ترکیبات و عباراتی آسان و منظوم.
خود ناظم، در کت به نام «فتح ألاقفال بشرح متن تحفة ألاطفال» و همچنین از پیشینیان: شیخ محمد میهی در کت به نام «فتح ألـملک ألـمتعال» و از متأخّرین: شیخ محمد ضبّاع، بر این منظومه شرح نوشته اند.
گاهی به نظر می رسد، که حتی این منظومه و مانند آن بالاتر از سطح ک ن زمان ما است، چون روش آموزش و پرورش تغییر کرده و ک ن به کارهایی مشغول هستند که امثالشان در گذشته مشغول نبوده اند.
***
اینجا بجا است به مسئله مهّمی اشاره کنم، و آن اینکه:
گرچه تنها مصدر تجوید، روایت است، لکن با تأمل می بینیم اعتماد زیادی بر ذوق و سلیقه دارد، و در تمام قواعد و تقسیمات آن دو مقصد از مقاصد لغت، یعنی، تسهیل و تزیین، ملاحظه می شود، زیرا طبیعت عربی زبانان فصیح، بر آن بوده که کلمات سنگین را ـ چه در لفظ چه در معنی ـ آسان سازند و الفاظ غیر مألوف و متنافر را به الفاظ نرم و لطیف تبدیل کنند. و از حضرت رسول الله r به ثبوت رسیده است که فرموده اند: «زیّنوا آلقرآن بأصواتکم»[3] «لیس منّا من لم یتغنّ بالقرآن»[4]:
و این چیزی است که ابن جزری در اشاره به آن گوید:
وهو أیضا حلیة لاوة ج

وزینة الاذاء وألقراءة[5]
خدایا: قرآن را شفای دل هایمان و زداینده غم ها و اندوه هایمان گردان و آنچه را از قرآن فراموش مان شده به یادمان آور. و هرچه را که از قرآن نمی دانیم به ما بیاموز و تلاوت قرآن را در ساعات روز و شب نصیب ما ساز.

مدینه منوِّره
یکم جمادی الاولی سال 1392 هجری قمری
عبدالعزیز بن عبدالفتاح قاری

قرآن
«قرآن کلام خدای می باشد که جبریل u بر حضرت رسول الله r فرود آورده است».
خداوند همه چیز را در قرآن کریم روشن ساخته و راه حق را از باطل تمیز داده است و ما را در آن، از هر بدی برحذر داشته و به خوبی ها فرمان داده است.
﴿إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ یَهۡدِی لِلَّتِی هِیَ أَقۡوَمُ وَیُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱلَّذِینَ یَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا کَبِیرٗا ٩ وَأَنَّ ٱلَّذِینَ لَا یُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِیمٗا ١٠﴾ [الإسراء: 9-10].
«همانا این قرآن به استوارترین راه هدایت می کند، و اهل ایمان را که نکوکاری می کنند به ثو بزرگ مژده می دهد. البته برای انی که به عالم دیگر ایمان نمی آورند عذ دردناک آماده ساخته ایم».
﴿کِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَیۡکَ لِتُخۡرِجَ ٱلنَّاسَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾ [ابراهیم: 1].
«کت بر تو فرستادیم، تا مردم را از تاریکی ها [ای کفر و نادانی] بیرون آوری و به جهان نور رسانی»
﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَیۡکَ ٱلۡکِتَٰبَ تِبۡیَٰنٗا لِّکُلِّ شَیۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِینَ﴾ [النحل: 89].
«قرآن را بر تو فرستادیم در حالی که بیانگر هر چیز و مسلمانان را هدایت و رحمت و مژده است».
تلاوت قرآن
خداوند تلاوت قرآن را از بزرگ ترین عبادات قرار داده و ما را به آن امر فرموده است:
﴿فَٱقۡرَءُواْ مَا تَیَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ﴾ [المزمل: 20].
«آن مقدار که برایتان آسان نمود، از قرآن بخوانید».
و حضرت رسول الله r فرموده اند:
«إقرؤوا ألقرآن»[6] [صحیح مسلم].
و همچنین حضرت از ثواب فراوانی که قراءت قرآن دارد به ما خبر می دهند و می فرمایند:
«من قرأ حرفاً من کتاب الله فله به حسنة وألحسنة بعشر أمثالها»[7].
قاری قرآن
انی که به قراءت قرآن و فهم معانی آن مشغول باشند و علوم قرآن را فراگیرند، از بهترین و برترین افرادند. رسول الله r فرمایند:
«خیرکم من تعلّم ألقرآن وعلّمته»[8]. [صحیح بخاری].
و هر قرآن را با تجوید بخواند و قراءت را خوب اَدَا کند و بر مقداری که از قرآن حفظ کرده مواظبت نماید و در همه موارد استوار و ماهر باشد، در درجه فرشتگان است. رسول الله r فرمایند:
«ألـماهر فی ألقرآن مع ألسفرة ألکرام ألبررة»[9] [صحیح بخاری و مسلم].
مقصود از «السفرة الکرام البررة»: فرشتگان است.
اولین ی که فرمان خدای را اطاعت کرده است رسول الله r بوده اند؛ که هر روز سهم روزانه خود را در ثلث آ شب می خواندند و از همه خوش صداتر و خوش تلاوت تر بودند.
حفظ قرآن
حفظ قرآن از بزرگ ترین عبادات است و حافظان قرآن دوستان خاص پروردگارند، چنانکه رسول الله r خبر داده اند:
«أهل ألقرآن أهل الله وخاصّته»[10]. [سنن نسائی و ابن ماجه].
مقصود از «اهل الله»: دوستان و یاران دین او هستند. در قیامت، قرآن حافظان را شفاعت کند.رسول الله r فرمایند:
«أقرؤوا ألقرآن فانّه یأتی یوم ألقیامة شفیعاً لأصحابه»[11]. [صحیح مسلم].
منظور از حفظ قرآن: مواظبت از حفظ و تکرار آن و با ادب و خاشع بودن هنگام تلاوت و عمل به احکام و حَذَر از مخالفت قرآن است؛ زیرا چنانکه رسول الله r خبر داده اند: انی که قرآن می خوانند و باکردارشان با قرآن مخالفت می کنند، اولین انی هستند که آتش دوزخ به آنان شعله ور می شود.
خداوند انی را که قرآن می خوانند و به دستورات آن عمل می کنند و را به پا می دارند و زکات را می دهند و واجبات دیگر را انجام می دهند و از امور حرام دوری می گزینند، وعده ثواب فراوان و فضل افزون، داده است، و می فرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یَتۡلُونَ کِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِیَةٗ یَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ ٢٩ لِیُوَفِّیَهُمۡ أُجُورَهُمۡ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَکُورٞ ٣٠﴾ [فاطر: 29-30].
«حقا، انیکه خدا را می خوانند و را به پا می دارند و از آنچه روزیشان کرده ایم پنهان و آشکار انفاق می کنند به تجارتی که هرگز نابود نشود، امیدوارند تا خدا پاداش های ایشان را تمام و کامل بدهد و از کرم خود افزونشان کند، زیرا او آمرزنده سپاسگزار است».

تجوید قرآن
مقصود، خواندن به روش صحیحی است که حضرت رسول الله r و یارانشان ـ رضوان الله علیهم ـ می خواندند، یعنی، بر احکام قراءت محافظت کنیم، ادغام و اظهار و قلب و اخفا و مدّ و غنّه را بجا آوریم و با روشن تلفظ هر حرف از م ج مخصوص خود، آنها را با یکدیگر آمیخته نسازیم و با صبر و تأمل، روشن و بی شتاب بخوانیم و دیگر اینکه، دقت کنیم هرچه خوش صداتر باشیم از تکلّف و کشیدن بی جا دوری گزینیم و صدای خود را همچون لحن فاسقان، نگردانیم.
خداوند ما را به تجوید قرآن فرمان می دهد:
﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِیلًا﴾ [المزمل: 4].
«و قرآن را با توجه و زیبا بخوان».
و همچنین رسول الله r می فرمایند:
«لیس منّا من لم یتغنّ بالقرآن»[12].

درس اول مخارج حروف
«مخارج» جمع م ج است و مقصود از آن جایی است که حرف، تلفظ می شود و در حلق و زبان و لب قرار دارد وجوف م ج، حروف مدّ است. اگر خواستی م ج حرفی را بی ، قبل از آن حرف همزه ای بیاور و حرف را ن گردان، هرجا صدا تمام شد، م ج آن حرف است.
مثلاً: اگر خواستی م ج «با» را بشناسی، بگو: أب. می بینی صدا میان دو لب ـ در حالی که به هم چسبیده اند ـ به آ می رسد. بنابراین، م ج «با» بین دو لب به هم چسبیده است.
و برای یافتن م ج «جیم» بگو: أج. می بینی صدا بین وسط زبان و سقف دهان به آ می رسد، لذا م ج «جیم» وسط زبان با نزدیک شدن به میانه سقف دهان است.
و همچنین «غین». مثلاً: برای بدست آوردن م ج آن می گوییم: أغ. می بینیم صدا در اول حلق از طرف زبان تمام می شود پس م ج آن اول حلق است. و نظایر این ...
اکنون به تلفظ حروف از مخارج مربوط، به کیفیتی که یاد شد؛ توجه کنید:
1- جَوْف
جوف، م ج محدودی نیست بلکه همان فضای خالی و طولانی است که از شروع می شود و تا بیرون دهان ادامه دارد و از حلق و دهان می گذرد. [به شکل شماره(1) نگاه کنید].
این، م ج حروف مدّ سه گانه است، لذا نمی توان این حروف را به تنهایی تلفظ کرد، بلکه باید قبل از آنها حرفی قرار بگیرد که دارای م ج محدوداست تا صدا از آنجا آزاد شود. [و در حرف مدّ ادامه پیدا کند].
حروف مدّ عبارت است از:
- الف: جَا، شَا.
- یای نی که ما قبل آن ره (ـِ) باشد: جِی، سِی.
- واو نی که ماقبل آن ضمه (ـُ) باشد: قُو، سُو.
مقدار کشیدن این حرف برحسب سبب مد، همزه (ء) یا س (ـْ) [که بعد از آن واقع شود] تعیین می گردد.
2- حلق
از حلق، شش حرف به ترتیب زیر تلفظ می شود:
- از تَهِ حلق، یعنی، قسمتی که به طرف است همزه و ها تلفظ می شود: (أَءْ، أَءْ)؛ (أَه ْ، أَهْ ).
- از وسط حلق، عین و حا تلفظ می شود: (أَعْ، أَعْ)، (أَحْ، أَحْ).
از اول حلق، یعنی، قسمت نزدیک به دهان، غین و خا تلفظ می شود: (أَغْ، أَغْ)، (أَخْ، أَخْ).


3- زبان
از زبان هیجده حرف طبق تقسیم زیر، تلفظ می شود:
- از ته زبان نزدیک به حلق، قاف تلفظ می شود: (أَقْ، أقْ).
- از ته زبان ولی کمی بیرون تر از م ج قاف، کاف تلفظ می شود: (أَکْ، أَکْ).
- از وسط زبان با نزدیک شدن به سقف دهان؛ جیم و شین و یا تلفظ می شود: (أَجْ، أَجْ)، (أَشْ، أَشْ)، (أَیْ، أَیْ).
- از پشت زبان (یا پشت آ زبان) با چسبیدن به بُن (ته) دندان های پیشین بالا، طا و دال و تا تلفظ می شود: (أَطْ، أَطْ)، (أَدْ، أَدْ)، (أَتْ، أَتْ).
- باز از پشت (آ ) زبان با چسبیدن به نوک دندان های پیشین بالا، ظا و ذال و ثا تلفظ می شود:
- (أَظْ، أَظْ)، (أَذْ، أَذْ)، (أَثْ، أَثْ).
توجـــه: هنگام تلفظ این سه حرف باید قسمت جلوی زبان که شامل آ و نوک زبان است، از دندان های پیشین بگذرد و ظاهر شود.
- از آ زبان با چسبیدن به بُنِ دندان های پیشین بالا، نون تلفظ می شود: (أَنْ، أَنْ).
- از آ زبان با نزدیک شدن به بُنِ دندان های پیشین بالا، بدون چسبیدن، «را» تلفظ می شود: (أَرْ، أَرْ).
از نوک زبان با نزدیک شدن به دندان های[13] پیشین بالا، بدون چسبیدن، صاد و زا و سین تلفظ می شود:
(أَصْ، أَصْ) (أَزْ، أَزْ) (أَسْ، أَسْ).
- از کنار (پهلوی) زبان با چسبیدن به دندان های آسیاب بالا که در موازات آن قرار دارد، ضاد تلفظ می شود.
[این حرف را می توان به سه شکل ادا کرد:
1- کنار راست زبان با دندان های آسیاب بالای سمت راست.
2- کنار چپ زبان با دندان های آسیاب بالای سمت چپ.
3- هر دو کنار زبان با دندان های آسیاب بالا از دو طرف.
و برای ضبط این م ج، باید وسط زبان را پایین آوردتا هنگام چسباندن یک یا دو کنار زبان به دندان های آسیاب بالا با سقف دهان منطبق نشود: (أَضْ، أَضْ)].
- از کنار زبان به طرف جلو، پس از م ج ضاد، لام تلفظ می شود؛ به شرط چسبیدن آن به دندان های موازی بالا، یعنی، دو دندان پیش و دندان بعد از آن و دندان نیش و دندان بعد ازآن): (أَلْ، أَلْ).
4- لَب
از مجموع دو لب چهار حرف به ترتیب زیر تلفظ می شود:
- از بین دو لب در صورت انطباق (به هم رسیدن) دو حرف با و میم، تلفظ می شود: (أَبْ، أَبْ)؛ (أَمْ، أَمْ).
و بدون انطباق آنها، واو تلفظ می شود: (أَوْ، أَوْ).
- از لب پایینی با چسبیدن به نوک دندان های پیش بالا «فا» تلفظ می شود: (أَفْ، أَفْ)[14].
تصویر


تمرین (1)
[1- پس از مطالعه درس به پرسش های زیر پاسخ دهی:
أ- م ج همزه، قاف، الف، لام، میم، نون، را، کجا است؟
ب- از م ج های زیر چه حروفی تلفظ می شود؟
وسط حلق، کنار زبان با دندان های آسیاب، بین دو لب، ته حلق.
ج- آیا دقیقا ً ضاد را از م ج صحیح تلفظ می کنید؟
د- فرق بین تلفظ «واو» در عربی و تلفظ «آن» در فارسی چیست؟]
2- اکنون به تلاوت این دو سوره که مشتمل بر همه حروف اند، گوش کنید و بادقّت به متن،به مخارج حروف و چگونگی تلفظ آنها نیز توجّه کنید:

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ ١
﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ ٢ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ ٣ مَٰلِکِ یَوۡمِ ٱلدِّینِ ٤ إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ ٥ ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ ٦ صِرَٰطَ ٱلَّذِینَ أَنۡعَمۡتَ عَلَیۡهِمۡ غَیۡرِ ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَیۡهِمۡ وَلَا ٱلضَّآلِّینَ ٧﴾

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿ وَٱلَّیۡلِ إِذَا یَغۡشَىٰ ١ وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ ٢ وَمَا خَلَقَ ٱلذَّکَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ ٣ إِنَّ سَعۡیَکُمۡ لَشَتَّىٰ ٤ فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ ٥ وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ ٦ فَسَنُیَسِّرُهُۥ لِلۡیُسۡرَىٰ ٧ وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ وَٱسۡتَغۡنَىٰ ٨ وَکَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ ٩ فَسَنُیَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ ١٠ وَمَا یُغۡنِی عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ ١١ إِنَّ عَلَیۡنَا لَلۡهُدَىٰ ١٢ وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ ١٣ فَأَنذَرۡتُکُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ ١٤ لَا یَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ١٥ ٱلَّذِی کَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ١٦ وَسَیُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ١٧ ٱلَّذِی یُؤۡتِی مَالَهُۥ یَتَزَکَّىٰ ١٨ وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ ١٩ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ ٢٠ وَلَسَوۡفَ یَرۡضَىٰ ٢١﴾ [اللیل: 1-21].

درس دوم بعضی از صفات مهم حروف
هر حرف حداقل دارای پنج صفت است که با کمک آنها فرق بین هر حرف از دیگری حاصل می شود و مهم ترین آنها عبارت است از:
شدِّت و رَخَاوَت
شِدّت: به معنی حبس صدا است [که بر اثر برخورد م ج، صدا به قوّت آزاد می شود] این ح را هنگام تلفظ این حروف آشکارا حس می کنیم:
(أَجْ) (أَدْ) (أَقْ) (أَطْ) (أَبْ) (أَکْ) (أَتْ)
حروف شدت را در این مجموعه جمع کرده اند:
(أَجِدْ قَطْ بَکَتْ)
رَخاوت: بر ع شدّت به معنی جریان صدا است؛ همچون: (أَسْ) (أَلْ) (أَمْ) (أَثْ) (أَظْ) و همچنین بقیه حروف (غیر از حروف شدت).
اِسْتِعْلا و اِسْتِفَال
اِسْتِعْلا:یعنی،پر ساختن حرف هنگام تلفظ. استفال [برع آن]؛ یعنی، باریک ساختن حرف؛ لذا هنگام گفتن: (أَخْ) (أَصْ) (أَضْ) (أَعْ) (أَطْ)؛ باید حرف را چنان پر تلفظ کرد که زبان بالا رود و هنگام تلفظ (أَحْ) (أَدْ) (أَسْ) (أَلْ) (أَکْ) و بقیه حروف استفال؛ باید حرف باریک شود تا زبان پایین آید.
حروف استعلا در این مجموعه دیده می شود: (خُصَّ ضَغْظٍ قِظْ) و در بقیه حروف الفبا صفت استفال هست.
تَفَشّی
تفشّی، صفتی مخصوص شین است و مقصود از آن انتشار هوا در م ج می باشد. هنگامی که بگوییم: (أَشْ) می بینیم هوا در م ج شین پخش می شود و در نتیجه زبان به سقف دهان نمی چسبد.
تَکْراَر
تکرار، یعنی، به حرکت آوردن آ زبان و فقط در «را» وجود دارد و مقدار آن نباید از یکبار حرکت کند. این تکرار سبب حصول فرق بین «را» و حروف دیگر است: (أَرْ) (أَرْ)
صَفیر
هنگام تلفظ(أَصْ) (أَسْ) (أَزْ) ص از صاد و سین و زا، شنیده می شود که شبیه سوت است. [این صدا را صفیر می نامند] و مخصوص این سه حرف است. با صفیر یک نوع جریان هوا همراه است که آن را «هَمْس» گویند.
قَلْقَله
مقصود از قلقله: اضطراب و به هم آمدن حرف هنگام تلفظ است. هنگام تلفظ (أَقْ) (أَطْ) (أَبْ) (أَجْ) (أَدْ) و یا تلفظ (یَقْتُلُونَ) (مُحیطْ) (مَآبْ) (ألْخُرُوجْ) (شَدِیْد)؛ باید صدا پس از فشار (روی م ج) حرکت سبکی از خود نشان دهد به شرط اینکه به حرکت کامل تبدیل نشود تا سبب از بین رفتن س حرف، نگردد. حروف قلقله را در این مجموعه می بینیم: (قُطْبُ جَد).
غُنّه
غُنّه: ص است ـ به مقدار دو حرکت ـ که از میم و نون شنیده می شود.
م ج غنّه خیشوم است؛ مثال: (أَنَ) (أَمَّا).
موارد وجود غنه پنج است:
1- هنگام ادغام نون ن و تنوین[15] در «یا» و «نون» و «میم» و «واو».
2- هنگام اخفا نون ن و تنوین د انزده حرف (چنانکه خواهد آمد، ص: 50-51).
3- هنگام اخفا میم ن در «با».
4- هنگام ادغام میم ن در میم.
5- هنگام تشدید (ـّ) داشتن نون و میم[16].

فرق بین بعضی حروف شبیه به هم
فرق «ذ» و «ز»
ذال، از پشت زبان با چسبیدن به نوک دندانٍ- های پیشین بالا تلفظ می شود، اما م ج زا، نوک زبان با نزدیک شدن به دندان های مذکور می باشد، لذا هنگام تلفظ ذال باید آ زبان بیرون آید، اما در زا، نَهْ. می گوییم:
(أَذْ) (أَزْ) (یَذْرَؤُکُمْ) (تَزْرَعُونَهُ) (أَلَّذِینَ) (زَعَمْتُمْ).
و زا، دارای صفت صفیر است (چنانکه گذشت، ص 33) و صدای آن را می شنویم اگر بگوییم: (أَزْ)
فرق «ث» و «س»
«ثا» و «سین» با یکدیگر همان فرقی را دارند که ذال و زا، با یکدیگر داشتند، زیرا سین از م ج زا، تلفظ می شود و صفت صفیر دارد: (أَسْ) (وَأسْأَلْ) (سَأَلَ)؛ در حالی که ثا از م ج ذال تلفظ می شود و صفت هَمْس[17] و رخاوت در آن واضح است: (أثَّاقَلْتُمْ).
فرق «ش» و «ج»
شین و جیم هر دو از وسط زبان تلفظ می شوند و تفاوت بین آنها در صفت همس در شین و صفت جَهْر[18] در جیم است.
و همچنین صفت تفشی از خصوصیات شین است، یعنی، هنگام تلفظ آن، هوا در وسط زبان پخش می شود؛ لذا وسط زبان به سقف دهان نمی چسبد، بلکه اجازه می دهد هوا بگذرد و منتشر شود: (أَشْیَاء) (أَشْیَاء). در جیم، صفت شدت وجود دارد، یعنی، هنگام تلفظ آن هوا حبس می شود و این ح ، در جیم واضح است، وقتی می گوییم: (أَجْ) (أَجْرَمُوا).
فرق «ض» و «ظ»
ظا، از پشت آ زبان با چسبیدن به نوک دندان های پیشین بالا، تلفظ می شود و در این ح ، آ زبان بیرون می آید، اما م ج ضاد، کنار زبان با چسبیدن به دندان های آسیاب بالا موازی است، لذا م ج ظا از م ج ضاد دور است:
(أَظْ) (أَلَّظلِمّینَ) (أَظْلَمُ) (ظَهِیر) (ظَلَمَکَ).
(أَضْ) (وَلَاألضَّآلِّینَ) (یُضِلُّ) أَضَلُّ) (یَضْرِبُونَ).
و همچنین صاد، دارای صفت استط است برخلاف ظا. استط ـ که مخصوص ضاد است ـ عبارت از امتداد فشار روی صدا در تمام م ج است؛ یعنی، هنگام تلفظ ضاد، صدا، تمام کنار زبان را فرا می گیرد.

تمرین (2)
[1- پس از مطالعه درس (2) پرسش های زیر را پاسخ دهید:
أ- صفت ها چه کارهایی را انجام می دهند؟
ب- حروفی را که از صفت رخاوت برخوردارند، نام ببرید.
ج- با کمک درس، صفت های حروف زیر را تعیین کنید: ت، ح، خ، ص، ط، غ، ق، ر، ن.
د- با استفاده از درس های (1) و (2) تفاوت حروف زیر رادر گروه خود، بگویید: «ز» و «س»، «ط» و «ت»، «ء» و «ع»، «ق» و «غ»].
2- به تلاوت این سوره ها توجه کنید، چون همه صفت هایی که حروف را از یکدیگر تمیز می دهند در آن ها موجود است و بادقّت درمتن، به حروف توجّه کنید:
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ ١ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ ٢ وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ ٣ قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ ٤ ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ ٥ إِذۡ هُمۡ عَلَیۡهَا قُعُودٞ ٦ وَهُمۡ عَلَىٰ مَا یَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِینَ شُهُودٞ ٧ وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن یُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِیزِ ٱلۡحَمِیدِ ٨ ٱلَّذِی لَهُۥ مُلۡکُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ شَهِیدٌ ٩ إِنَّ ٱلَّذِینَ فَتَنُواْ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ یَتُوبُواْ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِیقِ ١٠ إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ ذَٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡکَبِیرُ ١١ إِنَّ بَطۡشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ ١٢ إِنَّهُۥ هُوَ یُبۡدِئُ وَیُعِیدُ ١٣ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلۡوَدُودُ ١٤ ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِیدُ ١٥ فَعَّالٞ لِّمَا یُرِیدُ ١٦ هَلۡ أَتَىٰکَ حَدِیثُ ٱلۡجُنُودِ ١٧ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ ١٨ بَلِ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ فِی تَکۡذِیبٖ ١٩ وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِیطُۢ ٢٠ بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِیدٞ ٢١ فِی لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ ٢٢﴾ [البروج: 1-22].
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ ١ وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا ٱلطَّارِقُ ٢ ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ ٣ إِن کُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَیۡهَا حَافِظٞ ٤ فَلۡیَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ ٥ خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ ٦ یَخۡرُجُ مِنۢ بَیۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ ٧ إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ ٨ یَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ ٩ فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ ١٠ وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ ١١ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ ١٢ إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ ١٣ وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ ١٤ إِنَّهُمۡ یَکِیدُونَ کَیۡدٗا ١٥ وَأَکِیدُ کَیۡدٗا ١٦ فَمَهِّلِ ٱلۡکَٰفِرِینَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَیۡدَۢا ١٧﴾ [الطارق: 1-17].

درس سوم احکام بعضی از حروف
الف: نون ن و تنوین:








نون ن، ممکن است در حرف آید: (مِنْ، إِنْ، لَنْ) و در اسم: (عِنْدَ، ألأَْنْبَاءُ، ألأَْنْبِیَاءُ) و در فعل: (کُنْتُمْ، یَنْأَوْنَ، أنْتَظِرُوا).
و تنوین، نون ن زایدی است که تلفظ می شود اما نوشته نمی شود و فقط در اسم می آید: (عَزِیزٌ، غَفُورٌ، أَحَدُ، أَزْوَاجَا، غَاسِقٍ ...).
نون ن و تنوین چهار حکم دارند:
1- اِظْهَار 2- اِدْغَام 3- قَلْب 4- اِخْفا.
اولاً: اظهار
مقصود از اظهار، روشن تلفظ نون است؛ بدون آنکه غنّه داده شود.
این ح ، درشش حرف به وقوع می پیوندد:
همزه، ها، عین، حا، غین، خا.
مثال های اظهار:
أ- مثال های نون ن:














ب- مثال های تنوین










ثانیاً: ادغام
مقصود از ادغام، فرو بردن نون ن و تنوین در حرف بعدی است به شکلی که نون، اصلاً تلفظ نشود؛ بلکه حرف بعدی با تشدید (ـّ) گفته شود.
وقوع این ح ، زمانی است که بعد از آن ها یکی از حروف ششگانه (یَرْمُلُونَ) باشد؛ یعنی: یا، را، میم، لام، واو، نون.
این ادغام بر دو نوع است:
- ادغام با غنّه؛ در چهار حرف: یا، واو، میم، نون.
- ادغام بدون غنّه؛ در دو حرف: لام، را.
مثلاّ:
(مَنْ یَعْمَلْ) را در صورت ادغام می گوییم: (مَیَّعْمَلْ).
(مَنْ وَلَدٍ) را در صورت ادغام می گوییم: (مَوَّلَدٍ).
(وَأَنْ لَوْ) را در صورت ادغام می گوییم: (وَأَلَّوْ).
(خَیْراًیَرَهُ) را در صورت ادغام می گوییم: (خَیْرَیَّرَهُ).
(قَوْلٌ مَعْرُوفٌ) را در صورت ادغام می گوییم: (قَوْلُـمَّعْرُوفٌ).
اکنون به مثال های ادغام توجه کنید:
أ- مثال های نون ن








ب- مثال های تنوین









قاعده شناسایی دو حرف همانند و و نزدیک به هم
هر دو حرف از حروف عربی که با هم جمع شوند، یکی از چهار ح زیر را نسبت به یکدیگر دارند:
- هر دو متماثـل (مثل همند).
- : : متجانس (با یکدیگر همجسند).
- : : متقارب (به هم نزدیکند).
- : : متباعد(از هم دورند).
هرگاه دو حرف در م ج و صفت متفق باشند، متماثل (همانند) خواهند بود؛ همچون: با و با، میم و میم، لام و لام. مثال:
(أَذْهَبْ بِکِتَابِی) (قُلْ لأَأَسْأَلَکُمْ) (وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ)
و هرگاه در م ج، متفق و در صفت، مختلف باشند؛ متجانس ( ) خواهند بود؛ همچون: تا و طا، قاف و کاف، ثا و ذال. مثال:
(فَاَمَنَتْ طَآئِفَةٌ) (نَخْلُقْکُمْ) (یَلْهَثْ ذَلِکَ).
حکم دو نوع متماثل و متجانس ادغام است.
و هرگاه در م ج به هم نزدیک و در صفت مختلف باشند، متقارب (نزدیک به هم) خواهند بود.
اصل در حفص، در این نوع، عدم ادغام است، مگر در بعضی موارد. مثل ادغام نون ن در میم و واو، ادغام لام در را. مثل حروف متقارب:
(قَدْ سَمِعَ اللهُ) (وَ لَقَدْ جَآءَ هُمْ) (إِذْ تَأْتِیهِمْ)
شرط ادغام در حفص ن بودن حرف اولی است، اما در صورت حرکت داشتن آن، ادغام نمی شود؛ اگرچه، دیگران ادغام می کنند و آن را ادغام کبیر می گویند؛ مثل:
(سَلَکَکُمْ) (أَلرَّحِیمِ مَلِکِ) (یُعَذِّبُ مَنْ یَشَآءُ).
[و هرگاه م ج دو حرف از یکدیگر دور باشد؛ متباعد (از هم دور) خواهند بود. مثلاّ: با و لام، نون و ها، عین و فا.مثال: (قُلْ بَلَی) (أَلأَنْهَرُ) (تَعْفُوا).]

تمرین (3)
[1- پس از مطالعه درس، پرسش های زیر را پاسخ دهید:
أ- فرق تنوین و نون ن چیست؟
ب- برای اظهار نون ن و تنوین هر کدام دو مثال بزنید.
ج- اظهار و ادغام را تعریف کنید.
د- ادغام بدون غنّه در چه حرف هایی است؟ مثال بزنید.
ه - دو حرف متماثل و متجانس به چه شرطی ادغام می شوند؟
و- مثال های زیر برای اظهار و ادغام است، هر کدام را تعیین کنید:
کَانَتْ تَأْتیِهِمْ، عَذَابٌ أَلِیم، أَنْ لَنْ، عَدُوٌّالَکَمْ، أَزْوَاجًا خَیْرًا، وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ، إِذْظَلَمُوا، حَقٌّ مَعْلُومٌ، أَنْ یَدْخَلَ، مِنْ عَذَابِ.]
2- اکنون، با گوش به تلاوت این سوره متوجه مکان هایی باشید که زیر آنها خط کشیده شده است:

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِۖ لَهُ ٱلۡمُلۡکُ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٌ ١ هُوَ ٱلَّذِی خَلَقَکُمۡ فَمِنکُمۡ کَافِرٞ وَمِنکُم مُّؤۡمِنٞۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِیرٌ ٢ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَصَوَّرَکُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَکُمۡۖ وَإِلَیۡهِ ٱلۡمَصِیرُ ٣ یَعۡلَمُ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَیَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَۚ وَٱللَّهُ عَلِیمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٤ أَلَمۡ یَأۡتِکُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبۡلُ فَذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمٞ ٥ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُۥ کَانَت تَّأۡتِیهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَیِّنَٰتِ فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٞ یَهۡدُونَنَا فَکَفَرُواْ وَتَوَلَّواْۖ وَّٱسۡتَغۡنَى ٱللَّهُۚ وَٱللَّهُ غَنِیٌّ حَمِیدٞ ٦ زَعَمَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَن لَّن یُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّی لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٞ ٧ فَ َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِیٓ أَنزَلۡنَاۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرٞ ٨ یَوۡمَ یَجۡمَعُکُمۡ لِیَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِکَ یَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن یُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَیَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا یُکَفِّرۡ عَنۡهُ سَیِّ َٔاتِهِۦ وَیُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ ٩ وَٱلَّذِینَ کَفَرُواْ وَکَذَّبُواْ بِ َٔایَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِکَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِینَ فِیهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِیرُ ١٠ مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن یُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ یَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ وَٱللَّهُ بِکُلِّ شَیۡءٍ عَلِیمٞ ١١ وَأَطِیعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِیعُواْ ٱلرَّسُولَۚ فَإِن تَوَلَّیۡتُمۡ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِینُ ١٢ ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡیَتَوَکَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ١٣ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجِکُمۡ وَأَوۡلَٰدِکُمۡ عَدُوّٗا لَّکُمۡ فَٱحۡذَرُوهُمۡۚ وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِیمٌ ١٤ إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُکُمۡ وَأَوۡلَٰدُکُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِیمٞ ١٥ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ وَٱسۡمَعُواْ وَأَطِیعُواْ وَأَنفِقُواْ خَیۡرٗا لِّأَنفُسِکُمۡۗ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٦ إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا یُضَٰعِفۡهُ لَکُمۡ وَیَغۡفِرۡ لَکُمۡۚ وَٱللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ١٧ عَٰلِمُ ٱلۡغَیۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡحَکِیمُ ١٨ ﴾ [ غابن: 1 ].

درس چهارم احکام بعضی از حروف
بقیه احکام نون ن و تنوین: قلب و اخفا
ثالثاً: قلب
مقصود از قلب، تبدیل نون ن به میم است و این میم در حرف بعدی همراه با غنّه اخفا می شود.
این ح فقط نزد «با » صورت می پذیرد؛مثلاً:
(مَنْ بَخِلَ) را می گوییم: (مَمْبَخِلَ).
(سَمَیعٌ بَصِیرٌ را می گوییم: (سَمِیعُمْبَصِیرٌ).
(مُنْفَطِرٌبِهِ) را می گوییم: (مُنْفَطِرُمْبِهِ).
(زَوْجٍ بَهِیجٍ) را می گوییم: (زَوْجِمْبَهِیجٍ).
(مَشٌآءٍبِنَمِیمٍ) را می گوییم: (مَشَّآئِمْبِنَمِیمٍ).
(أَنْبَأَکَ) را می گوییم: (أَمْبَأَکَ).
رابعاً: اِخْفَا
مقصود از اِخْفا، پنهان ساختن نون ن و تنوین در حرف بعدی است به شکلی که در درجه ای بین اظهار و ادغام باشد، به شرط محافظت بر غُنَّه.
این ح ، زمانی است که بعد از نون ن و تنوین، یکی از بقیه حروف الفبا، قرار بگیرد که این حروف، پانزده حرف می باشند و آنها را در اول کلمات این بیت می بینیم:
صِفْ ذَاثَنَا کَمْ جَادَ شَخْصٌ قَدْسَمَا

دُمْ طَیِّبًا زِدْ فِی تُقًی ضَعْ ظَالِـمًا[19]
اکنون به مثال های اخفا توجه کنید:
أ- مثال های نون ن:




















ب- مثال های تنوین

تمرین (4)
[1- به پرسش های زیر پاسخ دهید:
أ- قلب را تعریف کنید و بگویید در چه ح ی صورت می پذیرد؟
ب- در ح قلب، چند عمل انجام می گیرد؟
ج- اخفا چیست؟ در چند حرف است؟ نام ببرید.
د- بیت « صِفْ ذَاثَنَا ... الخ» را به خاطر بسپارید.]
2- اکنون، به تلاوت این سوره گوش کنید و متوجه مکان هایی باشید که قلب و اخفا صورت گرفته، زیر آنها، خط کشیده شده است.

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَکَۖ تَبۡتَغِی مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِکَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِیمٞ ١ قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَکُمۡ تَحِلَّةَ أَیۡمَٰنِکُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰکُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِیمُ ٱلۡحَکِیمُ ٢ وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِیُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِیثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَکَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ ٱلۡعَلِیمُ ٱلۡخَبِیرُ ٣ إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُکُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَیۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِیلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِینَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِکَةُ بَعۡدَ ذَٰلِکَ ظَهِیرٌ ٤ عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَیۡرٗا مِّنکُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَیِّبَٰتٖ وَأَبۡکَارٗا ٥ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ وَأَهۡلِیکُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَیۡهَا مَلَٰٓئِکَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا یَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَیَفۡعَلُونَ مَا یُؤۡمَرُونَ ٦ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ لَا تَعۡتَذِرُواْ ٱلۡیَوۡمَۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٧ یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمۡ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمۡ سَیِّ َٔاتِکُمۡ وَیُدۡخِلَکُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ یَوۡمَ لَا یُخۡزِی ٱللَّهُ ٱلنَّبِیَّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ یَسۡعَىٰ بَیۡنَ أَیۡدِیهِمۡ وَبِأَیۡمَٰنِهِمۡ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ ٨ یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ جَٰهِدِ ٱلۡکُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِینَ وَٱغۡلُظۡ عَلَیۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِیرُ ٩ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ کَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَیۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَیۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ یُغۡنِیَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَیۡ ٔٗا وَقِیلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِینَ ١٠ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِی عِندَکَ بَیۡتٗا فِی ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِی مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِینَ ١١ وَمَرۡیَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِیٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِکَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِۦ وَکَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِینَ ١٢﴾ [ حریم: 1-12].


درس پنجم
احکام بعضی از حروف
ب: میم ن





با توجّه به کلمات بالا، ملاحظه می کنیم که میم ن، گاهی در حرف می آید؛ مثل (أَمْ) و گاهی در اسم؛ مثل (أَمْرًا) (أَمْنًا) (هُمْ) و گاهی در فعل؛ مثل (یَمْشُونَ)(أَمْلِی) (یَمْحَقُ) (یَمْحُ أللهُ).
ممکن است در وسط کلمه باشد؛ مثل (یَمْشُونَ) (أَمْرًا) یا در آ کلمه؛ مثل (هُمْ) (أَنْتُمْ).

میم ن سه حکم دارد:
1- ادغام 2- اخفا 3- اظهار
اولاً: ادغام
میم ن، فقط در میم ادغام می شود؛ مثل (أَمْ مَنْ) (وَمِنْهُمْ مَنْ) (کَمْ مِنْ) (لَهُمْ مَغْفِرَةٌ).
ثانیاً: اخفا
میم ن فقط در «با» اخفا می شود؛ مثال:
(هُمْ بَارِزُونَ) (کَلْبُهُمْ بَاسِطٌ) (إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ).
ثالثاً: اظهار
میم ن در بقیه حروف الفبا که بیست و شش حرف هستند؛ اظهار می شود و مثال های آن به ترتیب زیر است:










ج: میم و نون تشدیددار








با توجه به کلمات بالا، مشاهده می کنیم که میم و نون مشدّد (تشدیددار)، گاهی در حرف می آیند؛ مثل (إِنَّ) (ثُمَّ) و گاهی در اسم؛ مثل (مَنًّا) (أَلنَّاسِ) (هَمَّازٍ) و گاهی در فعل؛ مثل (تَظُنُّونَ) (دَمَّرْنَاهُمْ).
- گاه در وسط کلمه دیده می شوند؛ مثال:
(تَظُنُّونَ) (أَلنَّاسِ) (أَلْجَنَّةَ) (هَمَّازٍ) (دَمَّرْنَاهُمْ).
- یا در آ کلمه؛ مثال:
(إِنَّ) (لأُقَطَّعَنَّ) (هَمَّ) (ثُمَّ).
نون و میم مشدّد ـ در هر جا واقع شوند ـ به مقدار دو حرکت، غنّه داده می شوند.

تمرین (5)
[1- معلومات خود را آزمایش کنید:
أ- میم ن، چند حکم دارد؟ برای هر کدام دو مثال بزنید.
ب- هر کدام از مثال های زیر را تعیین کنید که برای چه موردی است؟
وَهُمْ عَلَی، لَمْ یَتُوبُوا، رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَتِ، وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ، إِنَّمَا، فَأَمَّا مَنْ أَعْطَی، طَلَّقَکُنَّ، هُمْ مِنْ، فَأَنْذِرْ، لَمَّا سَمِعُوا أَلذِّکْرَ.
ج- مقدار غنّه،چقدر است؟
د- آیا ممکن است نون و میم مشدّد در اول کلمه باشند؟ چرا؟.]
2- اکنون، به تلاوت این سوره گوش کنید و با توجه به جاهایی که زیر آنها خط کشیده شده است، میم ن و میم و نون تشدیددار را نشان دهید:

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٖ وَاقِعٖ ١ لِّلۡکَٰفِرِینَ لَیۡسَ لَهُۥ دَافِعٞ ٢ مِّنَ ٱللَّهِ ذِی ٱلۡمَعَارِجِ ٣ تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِکَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَیۡهِ فِی یَوۡمٖ کَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِینَ أَلۡفَ سَنَةٖ ٤ فَٱصۡبِرۡ صَبۡرٗا جَمِیلًا ٥ إِنَّهُمۡ یَرَوۡنَهُۥ بَعِیدٗا ٦ وَنَرَىٰهُ قَرِیبٗا ٧ یَوۡمَ تَکُونُ ٱلسَّمَآءُ کَٱلۡمُهۡلِ ٨ وَتَکُونُ ٱلۡجِبَالُ کَٱلۡعِهۡنِ ٩ وَلَا یَسۡ َٔلُ حَمِیمٌ حَمِیمٗا ١٠ یُبَصَّرُونَهُمۡۚ یَوَدُّ ٱلۡمُجۡرِمُ لَوۡ یَفۡتَدِی مِنۡ عَذَابِ یَوۡمِئِذِۢ بِبَنِیهِ ١١ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِیهِ ١٢ وَفَصِیلَتِهِ ٱلَّتِی تُ ٔۡوِیهِ ١٣ وَمَن فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعٗا ثُمَّ یُنجِیهِ ١٤ کَلَّآۖ إِنَّهَا لَظَىٰ ١٥ نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ ١٦ تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ ١٧ وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ ١٨ ۞إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا ١٩ إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعٗا ٢٠ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلۡخَیۡرُ مَنُوعًا ٢١ إِلَّا ٱلۡمُصَلِّینَ ٢٢ ٱلَّذِینَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ دَآئِمُونَ ٢٣ وَٱلَّذِینَ فِیٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ مَّعۡلُومٞ ٢٤ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ ٢٥ وَٱلَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوۡمِ ٱلدِّینِ ٢٦ وَٱلَّذِینَ هُم مِّنۡ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ ٢٧ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمۡ غَیۡرُ مَأۡمُونٖ ٢٨ وَٱلَّذِینَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ ٢٩ إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَکَتۡ أَیۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَیۡرُ مَلُومِینَ ٣٠ فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِکَ فَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ ٣١ وَٱلَّذِینَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ ٣٢ وَٱلَّذِینَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمۡ قَآئِمُونَ ٣٣ وَٱلَّذِینَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ یُحَافِظُونَ ٣٤ أُوْلَٰٓئِکَ فِی جَنَّٰتٖ مُّکۡرَمُونَ ٣٥ فَمَالِ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ قِبَلَکَ مُهۡطِعِینَ ٣٦ عَنِ ٱلۡیَمِینِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِینَ ٣٧ أَیَطۡمَعُ کُلُّ ٱمۡرِیٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن یُدۡخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٖ ٣٨ کَلَّآۖ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّمَّا یَعۡلَمُونَ ٣٩ فَلَآ أُقۡسِمُ بِرَبِّ ٱلۡمَشَٰرِقِ وَٱلۡمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ ٤٠ عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَیۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِینَ ٤١ فَذَرۡهُمۡ یَخُوضُواْ وَیَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ یُلَٰقُواْ یَوۡمَهُمُ ٱلَّذِی یُوعَدُونَ ٤٢ یَوۡمَ یَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ سِرَاعٗا کَأَنَّهُمۡ إِلَىٰ نُصُبٖ یُوفِضُونَ ٤٣ خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۚ ذَٰلِکَ ٱلۡیَوۡمُ ٱلَّذِی کَانُواْ یُوعَدُونَ ٤٤﴾ [المعارج: 1-44].

درس ششم
احکام بعضی از حروف
د: «را»
«را» دو ح دارد:
1- ممکن است متحرک به ضمه (رُ) یا به فتحه (رَ) یا به ره (رِ) باشد.
2- ممکن است ن پس از ضمه (...ُرْ) یا پس از فتحه (...َرْ) یا پس از ره (...ِرْ) باشد.
در همه این ح ها، ممکن است در اول[20] کلمه یا وسط یا آ آن، قرار داشته باشد.
در صورتی که، مفتوح یا مضموم یا ن بعد از فتحه یا بعد از ضمه باشند، تفخیم[21] می شود. چه اولِ کلمه چه وسط و چه آ آن، قرار بگیرد.







در صورتی که، «را» م ور باشد، چه در اول، چه وسط و چه آ کلمه، ترقیق می شود.
و هرگاه ن بعد از ره اصلی[22] یا بعد از «یا»ی ن باشد نیز، ترقیق

مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
شعر پزشکی و روان شناسی حدیث آشپزی رایا 40 اصطلاح رایج سئو شرمندگی ام از اینکه جوانی بیکار با دست خالی به خانه می رود کمتر از خود او نیست خبرگزاری تسنیم آغاز تولید نفت در پارس جنوبی توسط ایران از عصر امروز پاسخ به نظرهای خصوصی تو دروغ گفتی و من بلد شدم با اولین مسواک تمام خ ر دنیا دندان هایتان را در ۱۰ ثانیه مسواک کنید میرسلیم برای برگزاری اولین مناظره در صدا و سیما حضور یافت خودم بجا م بجا می خوای بزا خیلی شاید یادت پیام دوستت ازدواج یادت بوده دوستت داره روش تبدیل پاو وینت به یک فایل خود اجرا یا exe سلب اختیار از نظام پزشکی بزرگترین معضل سیاست تعرفه گذاری باشگاه مهر سرخ فامنین حداکثر قیمت مصرف کننده کره در هر بسته 50 و 100 گرمی قول هایی که هنوز عملی نشده بازی با بزرگان رسم غلط مدیران کریمی با نفت نسوزد فاقد ساختمان اختصاصی بیوگرافی کامل و ع های خانوادگی لی مین هو سال 96 و حمایت از واحدهای تولیدی استان اردبیل افزایش می یابد یک طنز از ایتالو کالوینو چهاردهمین جلسه بازنگری مدیریت در مرکز محلات
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.