پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 همدرد
پرستار
درخواست حذف اطلاعات
شب از پاییزی ست.
از آن همدرد و با من مهربان شک آور،
ملول و خسته دل، گریان و طولانی.
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین همدرد،
و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی.
و اینک (خیره در من مهربان) بینم
که دست سرد و خیس ش را
چو بالشتی سیه زیر سرم ـ بالین سوداها ـ گذارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب.

خموش و مهربان با من
به کردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش، دل برکنده از بیمار،
نشسته در کنارم، اشک بارد شب.
من این می گویم و دنباله دارد شب.



مشاهده متن کامل ...
همدرد.
درخواست حذف اطلاعات

((((((((((((دو بیگانه همدرد از دو خویش بی درد ، بهم نزدیک ترند.))))))))))))

خب قبول دارین؟؟؟؟؟؟

به قول اقا هادی که نوشته تو این دنیای پر زرق و برق که ی گوشش به حرف دلت بد ار نیست.

بهتره یه وبلاگ بزنی .حتی اگه ی نفر هم اونو نخونه!!!!

واقعا!

تو این دنیای واقعی که مردمش قار قار چهلمین کلاغ رو دوست دارند!!!

میشه حرف زد؟!

حرف زد و پشیمون نشد!!!



مشاهده متن کامل ...
همدرد
درخواست حذف اطلاعات

درد وجودم را فقط همدرد میفهمد
صبر دلم را غالبا یک مرد میفهمد

صادق نبود و در وفاداری کم آوردم
یاس هدایت را سگ ولگرد میفهمد

در پشت در درمانده و از درد می لرزم
سوز نفسها را هوای سرد میفهمد

در عین خ می گمان میکرد میمانم
آ نفهمید و گمان میکرد میفهمد

برباد رفتن را به رسم برگ بادا باد
فصلی که جانم را به لب آورد میفهمد

با آنکه گیجم از سخنها و پریشانم
گوشم , اگر گوید بیا برگرد, میفهمد

حسین آهنی



مشاهده متن کامل ...
صدام کن
درخواست حذف اطلاعات
بهت قول نمی دم که تت کنم منم پا به پات گریه می کنم صدام کن اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی صدام کن قول میدم ت بمونم صدام کن اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه صدام کن من همیشه همراه تو ام صدام کن اگه ……….. نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی فقط صدام کن صدام کن

مشاهده متن کامل ...
فریاد
درخواست حذف اطلاعات
باز نفس هایم در گلو حبس شده اند / باز بغزی دارم که مدارا چند سواحی با آن./ ولی امروز به دشت آمده ام / تا بگویم آن را با دل نرم و پر از عاطفه کفتار ها / چه نجیبند و چه آرام و صبور و به من مینگرند./ فریاد میزنم: / مرا با خودتان در رویاهایتان شریک کنید / من باشما آشتایم لب من با نفس چلچله ها میخواند./ دل من با دل آهوی ختن همدرد است / پنجه خایم به مدارای شما با شما هم رزم است./ باز میخوانم.... /

مشاهده متن کامل ...
جالبترین ات فرخی یزدی" از نطر من"
درخواست حذف اطلاعات

آ ای غم تو چه دیدی ز دلم کز همه جا رخت بستی و در این خانه اقامت کردی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر مرد دمندی تو را فرزانگی باید وگر همدرد مجنونی تو را دیوانگی باید

. . .



مشاهده متن کامل ...
جالبترین ات فرخی یزدی" از نطر من"
درخواست حذف اطلاعات

آ ای غم تو چه دیدی ز دلم کز همه جا رخت بستی و در این خانه اقامت کردی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر مرد دمندی تو را فرزانگی باید وگر همدرد مجنونی تو را دیوانگی باید

. . .



مشاهده متن کامل ...
تنهای من
درخواست حذف اطلاعات
سایه ها را بگذر .....

یکی پس از دیگری..

سایه های سیاه ، خا تری میشوند، وقتی زمان را طی کنند!!

تو.. ای همدرد غریب من ...

بی پروا پر گیر !

نشکن !!

راه رو به خورشید است .

تنهایی ... تنها !!

و در امتداد این تنهایی، او را خواهی یافت ..

خستگی شب را به دوش صبح بگذار !

عاشقانه دل به روز بسپار ...

به روز موعود !

شبزده ی تنهای من !

سحر پیش روست ...

ندا ، ندای امید است !

شکیبا باش.

سایه ها را طی کن...

آنها به سپیدی می گرایند و تو به نور !!!

ساعت 6:15 عصر چهارشنیه 15/1/1391



مشاهده متن کامل ...
الهه ناز
درخواست حذف اطلاعات
برای دیدنت ای دوست امیدی ندارم

دلم را در تابوتت جا می گذارم

بعدازتو ی جزاشک نیست بامن همدرد

بی تو پر از زخمم، پر از فریادم

بی توچون درختی خشکیده میمانم

که پاییزوبهارمی آیدهربار، ن همانم

برای یک نگاه تو من جان می سپارم

بر شانه های خاکت سر می گذارم

شرمنده ام،جزدلی ناقابل چیزی ندارم

آروز دارم یک لحظه تو باشی

تاباتمام داروندارم تقدیم تو باشم



مشاهده متن کامل ...
شهریار
درخواست حذف اطلاعات
افسران - « شعر آسمانی »

امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی
آ ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید، چه ها می بینی
چه دلی ماند و چه دینی؟ که نبردی از راه
ای سر زلف، ندانم به چه کفر و دینی
کی بر این کلبهٔ طوفان زده سر خواهی زد؟
ای پرستو، که پیام آورِ فروردینی
شهریارا! اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی



مشاهده متن کامل ...
شهریار
درخواست حذف اطلاعات
امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی
آ ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید، چه ها می بینی
چه دلی ماند و چه دینی؟ که نبردی از راه
ای سر زلف، ندانم به چه کفر و دینی
کی بر این کلبهٔ طوفان زده سر خواهی زد؟
ای پرستو، که پیام آورِ فروردینی
شهریارا! اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی



مشاهده متن کامل ...
شعر
درخواست حذف اطلاعات
سلامت می کنم ای مرد باهوش

تمنا می کنم عرضم گوش

مرا دردیست درمانش تو باشی

به عرضت می رساند بی حواشی

معلم رنجها دارد فراوان

برایم گفتنش گر نیست آسان

یکی از درد پا دارد شکایت

یکی دارد ز بی پولی حکایت

یکی طفش بود رنجور و بیمار

بود اورا مدام اندوه بسیار

به صبح زود زنیم بیرون ز خانه

به وقتی که وس خواند ترانه

زمستان یخ هوا طوفانی و سرد

معلم در پی ماشین کوه گرد

معلم بودی و همدرد مایی

بدان مارا نمانده تاب و ن

جوانمردا بیا تا مانده حالی

مرا خوشنود کن با انتقالی



مشاهده متن کامل ...
فکر نکن حالا که نیستی خوشم ... داغونم خداشاهده
درخواست حذف اطلاعات

مرد که گریه میکنه کوه که غصه میخوره
یعنی هنوزم عاشقه یعنی دلش خیلی پره
آدم که زخمه قلبو با نمک دوا نمیکنه
عشقشو تویه خلوتش شما صدا نمیکنه
وقتی تو غمگینی خیلی غم انگیزم
همدرد پاییزم همراه این برگا اشکامو میریزم
اشکامو میریزم
شبیه تو هر کی که زیر باروونه
شدم یه دیوونه که از تو میخونه دلم زمستونه
دلم زمستونه
بگو به هردوتایه ما یه فرصته دیگه برایه زندگی میدی
بگو که حالو روز این صدایه خسته ی گرفتمو تو فهمیدی
تورو خدا نگو دلت یه عالمه از اینکه عاشقه پشیمونه
بگو که زخم رو دلم کنار تو همیشه تا ابد نمیمونه
وقتی تو غمگینی خیلی غم انگیزم
همدرد پاییزم همراه این برگا اشکامو میریزم
اشکامو میریزم
شبیه تو هر کی که زیر باروونه
شدم یه دیوونه که از تو میخونه دلم زمستونه
دلم زمستونه



مشاهده متن کامل ...
ی که در آهنگهایش زنده است...
درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا

ادعایی ندارم که تمام آهنگهای مرتضی پاشایی رو گوش یا اینکه تمام کنسرت هاش رو رفتم... نه! هیچکدوم نبود.
همین کافی بود که آهنگ "نگران منی" رو گوش می و باهاش گریه می ... مثل همین الان...
همین کافیه که یه انسان مُرد... یکی که شاید آهنگاش شریک غم و همدرد خیلی ها بوده... شریک تنهایی ها و ...
من فقط همین یه آهنگ رو از مرتضی پاشایی گوش و همین بس بود برام...

خدا رحمتش کنه...



f.kz



مشاهده متن کامل ...
با همه غرورم داد میزنم
درخواست حذف اطلاعات

با همه ی غرورم... داد میزنم نـــــــــــــامرد ... دلم برات تنـــــگــــــــــ شـــــــــــــــده کجایی بی معرفت کجایی هم دردم کجایی عشق اولم کجایی امید زندگیم ولــــــــــــی نه ... میترسم... میترسم از روزی ک زنگ بزنم و صدایم را نشناســــــد ... خدایا... او هم ب فکر من است یا ... خدایا هنوز هم دوستم دارد؟ خدایـــــــــــــــا دلم باران میخواهد... دلم همدرد میخواهد... خدایــــــــــــــــا غمگینم از دوری چ کنم این دل ک نمیفهمدد فقط هوایش را کرده همین خدایا ای کاش اینجا بودی



مشاهده متن کامل ...
خاتون
درخواست حذف اطلاعات

دیدی خاتون دیدی دنیا قشنگ نیست
تو این دنیا،دیدی خاتون ی همدرد ما نیست
دیدی چشمها چقد آسون می باره؟
دیدی دل میشه آسون ؟
دیدی خاتون دیدی دنیا عجیبه؟
دیدی کاراش چقد واست غریبه؟
دیدی گفتم قشنگی توش نداره؟
ی دیگه ی رو دوس نداره
دیدی گفتم تو دنیا جای ما نیست؟
دیدی گفتم ی همدرد ما نیست؟
شده دنیا پر از درد و پر از غم
همه تو فکرهرچی غیر همدم
ببین خاتون ببین این روزگاره
ی هرگز نفهمید درد ما رو
بیا خاتون بیا رد شیم از اینجا
بیا خاتون بیا دل مثه دریا

خدیجه خزلی



مشاهده متن کامل ...
شهادت عسکری تسلیت باد
درخواست حذف اطلاعات

یا مظلوم ...

پر پرواز گشودی و مهیا شده ای

زهر افتاد به جانت که چنین تا شده ای؟

زندگانی تو ترکیب هزاران داغ است

آنچه اجداد تو گشتند تو یکجا شده ای

کمرت خم شده و تاب و توانت رفته

با همین دست به دیوار چو زهرا شده ای

سالها مثل علی خانه نشینت د

خوب همدرد غم و غربت مولا شده ای...

جگرت مثل حسن سوخته صد شده

آه با آتش این زهر مداوا شده ای

چه شده با تو که دائم بخودت می پیچی

لحظه آ خود مثل معما شده ای

هی زمین خوردی و کل بدنت خاکی شد

مثل از اسب زمین خوردن آقا شده ای

هرچه آمد به سرت تیر به قلبت که نخورد

سنگ باران وسط هلهله آیا شده ای؟

راستی پیرهنت را ز تنت یدند

راستی از اثر تیغ مجزا شده ای؟

بی هوا نیزه فرو بین دهانت د؟

زیر و رو در ته گودال تو با پا شده ای؟

زخم شلاق نشسته به تن دختر تو؟

چقدر خون جگر از زخم زبان ها شده ای؟

راستی در وسط طشت سرت را بردند؟

به سوی خواهر خود گرم تماشا شده ای؟



مشاهده متن کامل ...
276. greys anatomy
درخواست حذف اطلاعات

http://s5.picofile.com/file/8166916826/greys_anatomy.jpg

چند روز پیش که داشتم می اتفاقی اسم سریال greys anatomy رو دیدم.. یکی از رفرنس های آناتومی درسیمون دقیقا هم نامه این سریاله.. کمی درموردش خوندم و موضوعش خیلی جذاب بود برام.. البته هیچ ربطی به اون کتاب نداره و فقط یه مشابهت اسمیه.. سریال زندگی چند تا دانشجوی پزشکیو به تصویر میکشه که تازه روز اول پذیرفته شدنشون توی تخصص جراحیه.. سریال یه گروه ازین اینترن های جراحیو دنبال میکنه.. زندگی شخصیشون.. مشکلاتشون توی بیمارستان.. انتظارات بیمارها.. رفتارها و سوء استفاده ها و سخت گیری های اساتید و ...

این شده همدرد من.. همدرد خستگی هام.. چیزی که نشون میده به واقعیت زندگی یه دانشجو و زندگی ی که حرفه پزشکی رو به عنوان شغل انتخاب کرده خیلی نزدیکه.. خیلی حرف ها داشتم ولی نمیتونم بنویسم.. 42 ساعته فقط یک ساعت و نیم خو دم.. خلاصه اینکه اگه به جراحی علاقه دارید.. یا اینکه با زندگی یه پزشک یا مخصوصا یه دانشجوی پزشکی خواستین آشنا بشین گزینه خوبیه..

پزشکی حرفه ایه که اگه بخوای درست، با مسئولیت و البته به عنوان یه شخص به درد بخور فعالیتی توش انجام بدی زندگیتو ازت میگیره حداقل توی زمان دانشجویی اینطوریه و توی دوره رزیدنتی به خصوص.. البته تخصص ها تفاوت دارن و باید اینم در نظر گرفت.. پزشکی این پتانسیلو داره که بشه همه چیزت و اون بین گاهی هم بتونی زندگی شخصی داشته باشی.. پتانسیل اینکه تو و تموم وقت و همه چیزتو به خودش اختصاص بده..



مشاهده متن کامل ...
خواننده های این وبلاگ...
درخواست حذف اطلاعات
خیلی ناامیدم از اینکه یه روزی رو ببینم که وبلاگم روزی کلی مخاطب داشته باشه و کلی دوست و خواننده ی همدرد یا فقط مخاطبایی که بهم روحیه میدن و دوستم دارن پیدا کنم!

اما مینویسم...

انقدر مینویسم تا یه بارم که شده حداقل به خودم ثابت کنم که من میتونم....

شاید زندگی من خسته کننده تر از چیزی باشه که یه نفر حوصله ی مرور یا خوندنشو داشته باشه...

اما کور سوی امیدی هم دارم که میگه توام یه روز دوستای خوی اینجا پیدا میکنی...

تا الان جز خودم بیننده ی دیگه ای نداشته این وبلاگ...

خیلی دوست دارم اولیشو ببینم...

به امید آن روز......



مشاهده متن کامل ...
گل ناز
درخواست حذف اطلاعات
ناز پ ر من ، آ ین همسفر من

جای لب های قشنگت ، مونده روی دفتر من

ای که شعر تلخ اشکات ، قصه ی غربت من بود

عینهو نفس کشیدن ، دیدنت عادت من بود

تو یه حرف تازه بودی واسه من ، قصه ی دو نیمه و یکی شدن

تو به عشق یه معنی تازه دادی ، طپش یه قلب و گرمای دو تن

میون دفتر شعرام ، به تن سفید هر برگ

با همون خط قشنگت ، تو نوشتی "یا تو یا مرگ"

ای رفیق نیمه راهم ، می دونم که تو نمردی

ولی وقتی رفتی انگار ، پیش چشمام جون سپردی

گل ناز پ رم ، ای همدرد . . . . به نبودنت باید عادت کرد !



مشاهده متن کامل ...
گل ناز
درخواست حذف اطلاعات
ناز پ ر من ، آ ین همسفر من

جای لب های قشنگت ، مونده روی دفتر من

ای که شعر تلخ اشکات ، قصه ی غربت من بود

عینهو نفس کشیدن ، دیدنت عادت من بود

تو یه حرف تازه بودی واسه من ، قصه ی دو نیمه و یکی شدن

تو به عشق یه معنی تازه دادی ، طپش یه قلب و گرمای دو تن

میون دفتر شعرام ، به تن سفید هر برگ

با همون خط قشنگت ، تو نوشتی "یا تو یا مرگ"

ای رفیق نیمه راهم ، می دونم که تو نمردی

ولی وقتی رفتی انگار ، پیش چشمام جون سپردی

گل ناز پ رم ، ای همدرد . . . . به نبودنت باید عادت کرد !



مشاهده متن کامل ...
آه ه ه ه ه ه ه ه .....................
درخواست حذف اطلاعات
ثانیه ها در گذر و می روم........سوی غروبی که غروب من است
در صف شادی شما گم شدم.......شیشه ی عمر منم آسان ش ت

رهگذر قافیه هایت شدم........حال ابم شده آرایه ها
حال مرا درک نکردی و من........ پشت نق پر از این واژه ها

هیچ نمیفهمی تو درد مرا......... درد غم انگیزی و همدرد نیست
روزوشبم درقفسی روی تخت........چاره ی این درد به جز مرگ چیست

آرزوی کودکی ام نیست شد........ کودکی ام می گذرد در قفس
میگذرد زندگیم این چنین ....... تا که به پایان برسد این نفس

بر سر سجاده دعایی ......... خسته ام و در پی ثانیه ها
یا که از این درد رهایی شوم........یا که مرا زود بگیرد خدا



مشاهده متن کامل ...
به زودی ...!!!
درخواست حذف اطلاعات
دختر است دیگر
.
.
.
.
.
گاهی هوس میکند ازدواج کند اما لامصب خواستگارنیست!!!

سخنان یک دختر در دستشوی با خودش :

اونقدری که من میرم دستشویی به درو دیوار نگاه میکنم

تا سوسک نباشه
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه ب عشقم توجه کرده بودم الان عروسیمون بود:)

دختر که باشی ...

عزیز پدر میشی ... مرحم مادر میشی ...

همدرد برادر میشی ...محرم شوهر میشی ...
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی حیف میشی و به باد میری!!!!



مشاهده متن کامل ...
رگبارکنایه
درخواست حذف اطلاعات
رگبارکنایه

وقتی که دردمیشه همدرد وقتی دردات توروله کرد

خالی ازاحساس قدرت پامیذاری روبه غربت

وقتی رگباره کنایه میشه تبدیل به گلایه

حس پروازت میمیره دلت ازهمه میگیره

سیب باغتو..................

ترانه.صف شکار



مشاهده متن کامل ...
عشقبازی
درخواست حذف اطلاعات
نگاه کن

روزی خواهی دید

زمانه عشق وعشقبازی میرسد

آن زمان مرا یاد میکنی

تو همدرد من نیستی و هیچوقت هم نخواهی بود

تو دردم را از دریچه بی وجودت میخوانی

ولی من وجود دارم با همه ء رنگها

و روزی اوج میگیرم

وعشقبازی میکنم

با ی که تو آرزو داری نظری به تو کند

وهمه زنده باد میگویند

ونام مرا میبرند

و تو در حسرت این صدا میمیری

ومن جاودان میشوم

با ی که با عشقبازی مینوشم.



مشاهده متن کامل ...
ببخش
درخواست حذف اطلاعات

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط
جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط
زندگی بعد از تو را آن بی گناهی که تنش
نیمه جان ماندست روی دار می فهمد فقط
سعی بهترین باشم... نشد، درد مرا
غنچه ای پژمرده در گ ار می فهمد فقط
غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد ی
آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط
ای گلم هر که محوت شد مرا تحقیر کرد
حس عاشق بودنم را خار می فهمد فقط
حرف بسیار است اما هیچ همدرد نیست
جای خالی تورا آهنگ می فهمد فقط
حرف ها قبول آرام میگیرم ولی
حرف یک بیمار را بیمار می فهمد فقط
تنشه ی یک لحظه دیدار تو ام...حال مرا
روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط



مشاهده متن کامل ...
تقدیم به حضرت صاحب ا مان (عج)
درخواست حذف اطلاعات

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط


جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط


زندگی بعداز تورا آن بی گناهی که تنش


نیمه جان ماندست روی دار میفهمد فقط


سعی بهترین باشم... نشد، درد مرا


غنچه ای پژمرده در گ ار می فهمد فقط


غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد ی


آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط


ای گلم هر که محوت شد مرا تحقیر کرد


حس عاشق بودنم را خار می فهمد فقط


حرف بسیار اما هیچ همدرد نیست


جای خالی تورا سیگار می فهمد فقط


حرف ها قبول آرام میگیرم ولی


حرف یک بیمار را بیمار میفهمد فقط


تنشه ی یک لحظه دیدار تو ام...حال مرا


روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط


"مهدی نور قربانی"



مشاهده متن کامل ...
دست از دلم بکش
درخواست حذف اطلاعات

رد میشی از دلم افتاده و صبور

از پیش چشم من میری یه جای دور

می بینمت ولی دور از نگاه تو

من آب می شم و تر میشه راه تو

من آب می شم و تر میشه زندگیم

هی بی قرار و تلخ تر میشه زندگیم

رد میشی و دلم دنبال راه تو

دنبال تو ولی دور از نگاه تو

دور از نگاه تو چشمام راحتن

چشمای مغرور و دلتنگ و خیس من

دست از دلم بکش مال خودم بشم

از تو مگه چیزی کم میشه کم بشم؟

دست از دلم بکش راحت بشی یکم

دست از دلم بکش راحت بشم منم

این بیقراریا .. سهمه منه فقط

دلتنگیات رو.. قلب منه فقط

دردامو با تو هم فرصت نشد بگم

دست از دلم بکش.. راحت بشم یکم

فردا فراموشی .. رهات می کنه

خوشبختی از فردا.. صدات می کنه

فردا من و عشقم تو قلب تو مردیم

من کیش و قلبم مات.. ما هردومون بردیم

فردا من و ع ات .. همدرد هم میشیم

فردا من و عشق از دنیات کم می شیم



مشاهده متن کامل ...
دست از دلم بکش
درخواست حذف اطلاعات

رد میشی از دلم افتاده و صبور

از پیش چشم من میری یه جای دور

می بینمت ولی دور از نگاه تو

من آب می شم و تر میشه راه تو

من آب می شم و تر میشه زندگیم

هی بی قرار و تلخ تر میشه زندگیم

رد میشی و دلم دنبال راه تو

دنبال تو ولی دور از نگاه تو

دور از نگاه تو چشمام راحتن

چشمای مغرور و دلتنگ و خیس من

دست از دلم بکش مال خودم بشم

از تو مگه چیزی کم میشه کم بشم؟

دست از دلم بکش راحت بشی یکم

دست از دلم بکش راحت بشم منم

این بیقراریا .. سهمه منه فقط

دلتنگیات رو.. قلب منه فقط

دردامو با تو هم فرصت نشد بگم

دست از دلم بکش.. راحت بشم یکم

فردا فراموشی .. رهات می کنه

خوشبختی از فردا.. صدات می کنه

فردا من و عشقم تو قلب تو مردیم

من کیش و قلبم مات.. ما هردومون بردیم

فردا من و ع ات .. همدرد هم میشیم

فردا من و عشق از دنیات کم می شیم



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.