پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 همدرد
نگرانی خان همدرد از رفتارهای غیرقابل پیش بینی حکمتیار
درخواست حذف اطلاعات
" خان همدرد"، از سران اتحاد شوراهای حزب ی در دیدار با جمعی از اعضاء حزب ی در کابل ضمن ابراز نگرانی درباره آینده این حزب اظهار داشته است: "نگرانی اصلی من برای حزب ی، رفتارهای افراطی و غیر قابل پیش بینی آقای حکمتیار است.


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
نگرانی خان همدرد از رفتارهای غیرقابل پیش بینی حکمتیار
درخواست حذف اطلاعات
" خان همدرد"، از سران اتحاد شوراهای حزب ی در دیدار با جمعی از اعضاء حزب ی در کابل ضمن ابراز نگرانی درباره آینده این حزب اظهار داشته است: "نگرانی اصلی من برای حزب ی، رفتارهای افراطی و غیر قابل پیش بینی آقای حکمتیار است.


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
دنباله دارد شب
درخواست حذف اطلاعات
شب از پاییزی ست

از آن همدرد و با من مهربان

شک آور

ملول و خسته دل

گریان و طولانی

شبی که در گمانم من

که آیا بر شبم گرید چنین همدم؟

و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی...

شب از پاییزی ست

از آن همدرد و با من مهربان

شک آور

شک آور

شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید چنین همدم

و یا بر بامدام گرید،

از من نیز پنهانی؛

شب از پاییزی ست

و اینک خیره در من مهربان بینم

که دست سرد و خیسش را چو بالشتی سیه زیر سرم

بالین سوداها گذارد شب

من این می گویم و

دنباله دارد شب

من این می گویم و دنباله دارد شب.

شب از پاییزی ست

خموش و مهربان با من

به کردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش دل برکنده از بیمار،

نشسته در کنارم اشک بارد شب،

من این می گویم و

دنباله دارد شب...

پ.ن: بشنوید.
00:31



منبع: http://dreams98. /


مشاهده متن کامل ...
همدردی «خانه سینما» با بازماندگان نفتکش سانچی
درخواست حذف اطلاعات
جامعه اصناف سینمای ایران با تمام وجود، خود را همدرد بازماندگان این سوگ ملی می داند و برای آنان طلب مغفرت می کند.

مشاهده متن کامل ...
روایتی از ۶۴۰۵ روز انتظار + ع
درخواست حذف اطلاعات
«روزهای بی آینه» با ماجرای آغاز زندگی مشترک با حسین لشکری آشنا می شود و به اوج دلدادگی میان این زوج پی می برد و سپس با بخش هایی از روایت اسارت روبه رو می شود و خود را همدرد با «منیژه لشکری» می بیند.

مشاهده متن کامل ...
اشک های محمد علیزاده در شب کنسرتش!
درخواست حذف اطلاعات


محمد علیزاده در حالی به روی سن آمد که تصاویری در رابطه با آتش نشانان پخش می شد و سپس آهنگ "همدرد…



مشاهده متن کامل ...
نغمهٕ همدرد
درخواست حذف اطلاعات

آینهٔ خورشید از آن اوج بلند
شب رسید از ره و آن آینهٔ د شده

شد پرکنده و در دامن افلاک نشست
تشنه ام امشب، اگر باز خیال لب تو

خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب

شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد
روح من در گرو ای شیرین است

من دگر نیستم، ای خواب برو، حلقه مزن
این سکوتی که تو را می طلبد نیست عمیق

وه که غافل شده ای از دل غوغایی من
می رسد نغمه ای از دور به گوشم، ای خواب

مکن، این نغمهٔ جادو را خاموش مکن
زلف چون دوش، رها تا به سر دوش مکن

ای مه امروز پریشان ترم از دوش مکن
در هیاهوی شب غمزده با اخترکان

سیل از راه دراز آمده را همهمه ای ست
برو ای خواب، برو عیش مرا تیره مکن

خاطرم دستخوش زیر و بم ای ست
چشم بر دامن البرز سیه دوخته ام

روح من منتظر آمدن مرغ شب است
عشق در پنجهٔ غم قلب مرا می فشرد

با تو ای خواب، نبرد من و دل زین سبب است
مرغ شب آمد و در لانهٔ تاریک خزید

نغمه اش را به دلم هدیه کند بال نسیم
آه ... بگذار که داغ دل من تازه شود

روح را نغمهٔ همدرد فتوحی ست عظیم



منبع: http://akhavanthaleth. /


مشاهده متن کامل ...
روز به روز 7 مرداد
درخواست حذف اطلاعات

7 مرداد ما برای ادامه دادن به زندگیمان از کمک یکدیگر بهره می گیریم. یکی از عواملی که موجب می شود تا از دیگران کمک بگیریم اطمینان متقابل به همدیگر است. این روش در برنامه وفاداری هر یک از ما به اصول برنامه، نقطه عطف و اطمینان است، که ما را به یکدیگر وصل می کند مانند: همدردی، همدلی و همزبانی سه اصل عشق در وجود افراد در قالب خدمتگزاری متجلی می شود. آیا به خاطر آشنایی با برنامه و دوستان بهبودی از خداوند تشکر می کنم؟ آیا می دانم که ارتباط من و دوستان بهبودی یک رابطه ی دوجانبه است؟ یعنی در مقابل انتظاراتم که برآورده می شود من هم متقابلاً عشق و انرژیم را به آنها تقدیم می کنم؟ بهترین هدیه آن است که بدون چشم داشت تقدیم شود و در اختیار انی قرار گیرد که به آن نیاز دارند. آیا برای وفاداری به گروه و اصول برنامه ی خودیاری از خداوند تقاضای کمک می کنم؟ من برای رهایی از وابستگی ها و پاک زیستن نیاز به خدمتگزاری به تازه واردان دارم و برای این کار نیاز به انگیزه دارم. چه انگیزه ای بهتر از کمک به احساس درونم که به یک همدرد کمک کنم؟ ما با هدیه دادن گرفته هایمان زندگیمان را بیمه می کنیم. کمک به همدرد کلید موفقیت است!



مشاهده متن کامل ...
پیام تسلیت غم انگیز دختران شین آبادی به آتش نشانان قهرمان
درخواست حذف اطلاعات
جمعی از دانش آموزان شین آبادی، با انتشار پیامی شهادت آتش نشانان در فاجعه پلاسکو را تسلیت گفتند و خطاب به خانواده های آنها گفتند: «ما همدرد شماییم» .

مشاهده متن کامل ...
تسلیت غم انگیز دختران شین آبادی: «اشک می ریزیم تا آتش پلاسکو خاموش شود»
درخواست حذف اطلاعات
جمعی از دانش آموزان شین آبادی، با انتشار پیامی شهادت آتش نشانان در فاجعه پلاسکو را تسلیت گفتند و خطاب به خانواده های آنها گفتند: «ما همدرد شماییم» .

مشاهده متن کامل ...
جای خالی هنر در تصمیمات شهری /مشارکت اهالی فرهنگ و هنر تنش های اجتماعی را کاهش م
درخواست حذف اطلاعات
محقق و پژوهشگر صاحب نام ایرانی گفت: من هنرمند نیستم ولی همدرد هنرمندان هستم، خودم را تریبون هنرمندان می دانم و برای تامین مطالباتشان تلاش خواهم کرد، اما اصل کار توسط خود اهالی فکر و فرهنگ و استعدادهای این شهر انجام می شود.

مشاهده متن کامل ...
خدا چه طور بگم خستم
درخواست حذف اطلاعات
خوب میدانم ا یک روز خفه میشوم

از بس دردهایم

رانجویده غورت میدهم

از بس بغض هایم را

بی صدا در گلویم

ناقص میکشم

از بس دردم روجای همدرد

به کودک دورنم میگم

هر چند موهایش رو سفید

ا ش یک روز نقاب خندان صورتم میافتد

اما تا میتوانم تنها میمان

تا همه پیش خودشان فکر کنند

چقدر محکمم



منبع: http://elham2015. /


مشاهده متن کامل ...
راز هم ی
درخواست حذف اطلاعات

♡ مرد می خواهد تنها باشد و مشکلش را خودش حل کند.
♥ زن همدرد می خواهد و نمی خواهد تنها باشد.
♡ مرد می خواهد از نظر همسرش قهرمان باشد.
♥ زن می خواهد شوهرش بداند که به او تکیه کرده است.
♡ مرد از وقت گذراندن بیش از حد همسرش با فرزندان حسودی می کند.
♥ زن از وقت گذرانی همسرش با بچه ها لذت میبرد



مشاهده متن کامل ...

دلنوشته های غربت
درخواست حذف اطلاعات
چقد سخت تو غربت تو اوج تنهایی دل گرفته دنبال جایی باشی واس ی قطره اشک ریختن.خیلی سخته ک حتی تنهایتو ازت ب رن ،حتی اشک ریختن و سبک شدنتو.

خستم از غربت از لحظه های دلتن ،از بی همدرد بودن واس دردو دل .

خستم از غربت از بوی غریبی از اسم غریبه،خستم خسته.کاش ی ی میومد و میگفت غریبه خسته نباشی .....کاش.



منبع: http://leylabanoo. /


مشاهده متن کامل ...
این تابستان
درخواست حذف اطلاعات

این تابستان،تابستان خلوت و سوت و کور و بی حالی بود.این تابستان رابطه ام با خیلی از آدمها به پایان رسید.آدمهایی که سالها با هم همدرد بودیم.مثلا همین شین که من برایش مثل خواهرهایش بودم.نمی دانم شاید خودش هم به این نتیجه رسیده که بهتر است تمام شود.اما به هرحال برای من پاک برخی آدمهای گنده و پوک،شبیه به خالی فایل های هر مه گوشی و لب تاپ لذت بخش است!



مشاهده متن کامل ...
بیا که بی تابم
درخواست حذف اطلاعات

دلم تنگ است ، سخت میگذرد این لحظه های تنهایی
بیا روشن کن شبهای تیره و تارم را ، بیا امیدوار کن این دل زخمی ام را
بیا بنگر ، ببین که بی تابم ، ببین که از دوری ات سخت بیزارم
بیا ای همسفر با من ، بیا که در به در کوچه و خیابانم
دلم تنگ است ، آرامم کن ، بیا و مرا درگیر با آغوشت کن
میترسم از کابوس نبودنت ، از قصه تنهایی و لحظه رفتنت
بیا که به یادت هر شب خیره به آسمانم ،
وقتی نیستی, همدرد با تاریکی و سکوت تلخ این اتاقم
بیا که خیلی بی تابم ، بیا ای عزیزتر از جانم....




مشاهده متن کامل ...
دلنوشته های غربت
درخواست حذف اطلاعات
چقد سخت تو غربت تو اوج تنهایی دل گرفته دنبال جایی باشی واس ی قطره اشک ریختن.خیلی سخته ک حتی تنهایتو ازت بگیرن ،حتی اشک ریختن و سبک شدنتو.

خستم از غربت از لحظه های دلتنگی ،از بی همدرد بودن واس دردو دل .

خستم از غربت از بوی غریبی از اسم غریبه،خستم خسته.کاش ی ی میومد و میگفت غریبه خسته نباشی .....کاش.



منبع: http://leylabanoo. /

مشاهده متن کامل ...
دلنوشته های غربت
درخواست حذف اطلاعات
چقد سخت تو غربت تو اوج تنهایی دل گرفته دنبال جایی باشی واس ی قطره اشک ریختن.خیلی سخته ک حتی تنهایتو ازت بگیرن ،حتی اشک ریختن و سبک شدنتو.

خستم از غربت از لحظه های دلتنگی ،از بی همدرد بودن واس دردو دل .

خستم از غربت از بوی غریبی از اسم غریبه،خستم خسته.کاش ی ی میومد و میگفت غریبه خسته نباشی .....کاش.



منبع: http://leylabanoo. /

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
هرچقدر هم که رفیق داشته باشی

هرچقدر هم که همدرد و هم زبون داشته باشی

.

.

.

ساعت 3 شب هیچ کدومشون بیدار نیستن که باهاشون صحبت کنی

همینه دیگه...

خاصیت این رفاقتای دنیایی همینه ... تا چیزی ازت نگیرن ، چیزی بهت نمیدن!

پ ن: میترسم از روزی که همه تنهام بذارن...من بمونم و اعمالم



منبع: http://13-rajab. /

مشاهده متن کامل ...
تا رها بشیم میمیریم....
درخواست حذف اطلاعات

ن در جستجوی خانهُ ن....

سردرگمِ کوچه های مه آلود

ن پرسه های بی نشان...بی هدف .

دیگر هیچ ....هیچ..

بر صفحه خا تریِ لحظاتِ ملتهب

پنچره میکشم

الفبایی جدید با قامتی استوار

واژهایی تازه برای سرودن

برای عبور از سالی غریب

باید برای شقایقهای داغدار

برای تاریخ

برای قصه های رایج

همدرد.....اسطوره.....ماندنی شد

باید بفکرِ دانه های پشتِ پنجره بود

باید برای کبوترانِ خیال بر بامِ حقیقت

قفس ساخت

ک رها در آسمان نمیرند

چقدر ساده بودم ...

ک فکر می

جاذبه زمین

افتادنِ سیب از درخت

بخاطرِ من بود ....برای من بود



مشاهده متن کامل ...
در کنارم باش
درخواست حذف اطلاعات
غروب آمده ، بیا و همدرد من باش، دلم گرفته ، بیا و در کنار من باش...
جز تو ی را ندارم، دستهایم را بگیر ، من که جز تو همدردی ندارم...
باش در کنارم تا احساس تنهایی نکنم ،تا با این قلب بهانه گیر مدارا کنم
دلم گرفته ، نمیدانم چرا ، تنها تو میتوانی درد دلم را بفهمی
تو میتوانی مرا از خستگی های زندگی رها کنی
تنها تو میتوانی حالم را خوب کنی ، مرا درگیر آن محبتهایت کنی
نگیر از من لحظه ای محبتهایت را ، نوازشت هایت را
همین است قلب من دیگر ، تو نباشی میگیرد ، از غصه میمیرد
بودنت دلم را آرام میکند ، خیره شدن به چشمهایت حال مرا بهتر میکند
تویی دوای دلم ، که با بودنت رنگ غروب هم برایم زیباست



مشاهده متن کامل ...
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
درخواست حذف اطلاعات

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آ ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

...




مشاهده متن کامل ...
۲۰۵
درخواست حذف اطلاعات

کرمانشاه،  دوستت دارم... 

معرفتت،  محرومیتت،  مردمت، مردانت،  مردان مردت 

پ. ن.  دوست داشتم می شد که برم و محبت کردها رو جبران کنم. 

بعد نوشت : چقدر متن های شبکه های اجتماعی زیباست،  چقدر همه خوبیم و همدرد،  چقدر ت مقصر است،... باشه 

اما کاش کمی به فکر هم وطنان باشیم،  در دنیایی که هیییچ به فکر ما مردم عادی نیست،  به جای شعار به حادثه دیدگان کمک کنیم و به سایر مناطق محروم برای جلوگیری از تکرار حوادث.  

الان هیچ زیرآوار مانده ای پروفایل سیاه شده تلگرام من رو چک نمیکنه،  هیچ گرسنه و سرما زده ای متن قشنگ به دردش نمیخوره

بعدتر نوشت : چرا لهجه کردی اشک آدم رو درمیاره



مشاهده متن کامل ...
همدرد...بانو
درخواست حذف اطلاعات

دوستش داشتم ..دوستم نداشت ...


دوستش داشت ...دوستش نداشت ...



 انگار همدردهای خوبی بودیم.....


.

...................................................................................

........................................................................................




مشاهده متن کامل ...
شبهای تلخ
درخواست حذف اطلاعات
یه شبایى تو زندگى هست که :

وقتى دفتر خاطرات زند تو ورق میزنى به چیزایى میرسى که

نمیدونى تقدیرت بوده یا تقصیرت...

به ادمایى میرسى که

نمیدونى دردن یا همدرد...

به لحظه هایى میرسى که

هضمش واسه دل کوچیکت سخته

و به دردایى میرسى که براى سن و س بزرگه...

به ارزوهایى که توهم شد...

رویاهایى که گذشت....

به چیزایى که حقت بود اما شد توقع...

و زخمهایى که با نمک روزگار اغشته شد.....

و احساسى که دیگران اشتباه مى نامند...

و دست آ دنیایى که بهت پشت کرده......

وبازهم انتهاى دفتر خودت میمانى....

و زخمهایى که روزگار پشت هم میزند...

و سکوت هم دواى دردش نیست..

کاش دنیا مهربان

تر بودى.......!



منبع: http://behroozshams. /


مشاهده متن کامل ...
تـو مـنـی مـاهـانی بَــر و بَـرورد تو مـنـی زنـــد ءِ مُـجّـتـی همدرد
درخواست حذف اطلاعات

похожее изображение


تـو مـنـی مـاهـانی بَــر و بَـرورد
تو مـنـی زنـــد ءِ مُـجّـتـی همدرد

هــر کدیں کائـے پُـل گُـلیں یاتاں
بود ت ساه تودل ءِ رهگرد

سَمّواں تو دات رنگ بهاراں چو
سرمچاراں تو کرتگ انت بامرد

مهر ءِ آساں گوں ما بلینتگ دل
واهگاں تئیگنت مئے دلانی ورد

شات بات ئے تو چو سمین آجـو
کد مبات تئی نز،تهل-بژن روزرد


کریم بلوچ - تهل
31.03.2017


مشاهده متن کامل ...
نغمه هم درد
درخواست حذف اطلاعات
آینه ی خورشید از آن اوج بلند
شب رسید از ره و آن آینه ی د شده
شد پراکنده و در دامن افلاک نشست
تشنه ام امشب ، اگر باز خیال لب تو
خواب تفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد
روح من در گرو ای شیرین است
من دگر نیستم ، ای خواب برو ، حلقه مزن
این سکوتی که تو را می طلبد نیست عمیق
وه که غافل شده ای از دل غوغایی من
می رسد نغمه ای از دور به گوشم ، ای خواب
مکن ، این ن ی جادو را خاموش مکن
زلف چون دوش ، رها تا به سر دوش مکن
ای مه امروز پریشان ترم از دوش مکن
در هیاهوی شب غمزده با اخترکان
سیل از راه دراز آمده را همهمه ای ست
برو ای خواب ، برو عیش مرا تیره مکن
خاطرم دستخوش زیر و بم ای ست
چشم بر دامن البرز سیه دوخته ام
روح من منتظر آمدن مرغ شب است
عشق در پنجه ی غم قلب مرا می فشرد
با تو ای خواب، نبرد من و دل زینت سبب است
مرغ شب آمد و در لانه ی تاریک خزید
نغمه اش را به دلم هدیه کند بال نسیم
آه ... بگذار که داغ دل من تازه شود
روح را نغمه ی همدرد فتوحی ست عظیم


مشاهده متن کامل ...
بسم الله الرحمن الرحیم
درخواست حذف اطلاعات

امروز تو حرم نشسته بودم یه مرد حدود شصت ساله رو دیدم که یکی از دستاش فلج بود و لاغر و انگار مادرزاد اینطوری بود بعد یه مهر رو برداشت و رفت یه گوشه خواندن منم رفتم تو فکر که ما کجاییم اونا کجان ما به چه چیزا فکر میکنیم اونا به چی یعنی خدا بخاد ببره بهشت یکی از مادوتا رو یقینا اورو میبره که یه عمری با چه سختی ای زندگی کرده و شاکر خدا هم هست حالا ما طلبکار و دنبال خوشی بیشتر دنیوی و ناسپاس و دنیا چشمم رو پر کرده طلبکار هم هستم ولی دنیای اون مرد درسته سختره ولی خ و با آرامش و رستگارانه با آبرو و آدم از خودش بدش میاد حتی تا زمانیکه خودش رو بیشتر نمیتونه ببینه و کور شده و احساس نمیکنه و همدرد با دردمندان نیست وضع رو بدتر میکنه!



مشاهده متن کامل ...
تشنه ام امشب , اگر باز خیال لب تو
درخواست حذف اطلاعات

تشنه ام امشب , اگر باز خیال لب تو
خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف ترا نوشم و خوابم نبرد

روح من در گرو ای شیرینست
من دگر نیستم , ای خواب برو , حلقه مزن
این سکوتی که تو را می طلبد نیست عمیق
وه که غافل شده ای از دل غوغائی من

می رسد نغمه ای از دور بگوشم , ای خواب
مکن این نغمه جادو را خاموش , مکن
زلف , چون دوش رها تا بسر دوش مکن
ای مه امروز پریشانترم از دوش مکن

در هیاهوی شب غمزده با اخترکان
سیل از راه دراز آمده را همهمه ایست
برو ای خواب , برو عیش مرا تیره مکن
خاطرم دستخوش زیر و بم ایست

چشم بر دامن البرز سیه دوخته ام
روح من منتظر آمدن مرغ شب ست
عشق در پنجه غم قلب مرا می فشرد
با تو ای خواب , نبرد من و دل زین سبب ست

مرغ شب آمد و در لانه تاریک خزید
نغمه اش را بدلم هدیه کند بال نسیم
آه ، بگذار که داغ دل من تازه شود
روح را نغمه همدرد فتوحی ست عظیم

مهدی اخوان ثالث



مشاهده متن کامل ...
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
درخواست حذف اطلاعات

حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم

دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

چگونه طواف کنم در فضای عالم قدس

که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

اگر ز خون دلم بوی شوق می آید

عجب مدار که همدرد نافه ختنم

طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درون پیرهنم

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار

که با وجود تو نشنود ز من که منم

...



مشاهده متن کامل ...
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن___ چشم ها ، بیشتر از حنجره ها می فهمند
درخواست حذف اطلاعات

بهش گفتم زیاد نمیرم..بیشتر تو اینستا هستم.گفت اینستا رو دوست  ندارم. همه چی خیلی عالی  و بی نقصه.. همه  خوشحالن. میگم خب آره..بیشتر مردم شادی هاشون  رو با بقیه  شریک  میشن..بقیه هم  لایک میکنن. گفت    صمیمی تره.. همه  همه چی میگن. گفتم آره.. اینکه چیزی بنویسی و همدرد پیدا  کنی تو  بیشتره. ولی هنر اینه که  درد دوستت رو غمش رو غصه ش رو تو  لابلای خطوط پیدا  کنی و بفهمی....هرچند با  تموم  زرنگی که  داره  مطمئنم حرفم  رو  خوب می فهمه.

همه میتونن بفهمن. اما کمتر ی پیدا  میشه  که ح  رو از نگاهت، از حروف لابلای خطوط ت  بفهمه

اما  اون  می فهمه

خوشحالم



مشاهده متن کامل ...
همدرد زینب سلام الله علیها
درخواست حذف اطلاعات

در ظهر حادثه همه عالم به خون نشست
دنیا برای عالم و آدم به خون نشست


لب تشنه سر بریده شد از پیکر حسین(ع)
چشم فرات و چشمه ی زمزم به خون نشست


دخت رسول (س) دست عزا چون که زد به سر
شادی به غم نشسته و ماتم به خون نشست


از آن سه شعبه ای که گلو را نشان گرفت
یک باره هر چه ماه محرم به خون نشست


وقتی که دست های علمدار شد جدا
هر جا که بود بیرق و پرچم به خون نشست


چون شد نگون به روی زمین پیکر حسین(ع)
هفت آسمان نگون شد و کم کم به خون نشست


اول به خون نشست زمین بعد آسمان
یعنی که کائنات منظم به خون نشست


نام حسین(ع) بردم و شد غرق غم
آتش گرفت ولی غم به خون نشست


از بار غم که قامت زینب (س) خمیده شد
آدم گریست، حضرت خاتم به خون نشست


شد مشک و آب روان ریخت بر زمین
شد مشک پر زغصه و نم نم به خون نشست


شب بود و اشک دیده ی اطفال می چکید
ای وای من که که اشک چو شبنم به خون نشست


عالم سرای غصه شد از بعد حادثه
هر جا که بود تازه و م به خون نشست


دردی که هیچ چاره ندارد همین غم است
زیرا ز غصه چاره و مرهم به خون نشست  


مقتل نویس حادثه را چون که شرح داد
از اشک دیده، ابن مقرم به خون نشست


یارب سپاس ما همه همدرد زینبیم
یارب سپاس دیده ی ما هم به خون نشست



مشاهده متن کامل ...
شرح دوری!
درخواست حذف اطلاعات
بیست و چهار ساعتت تمام شده و تو نیستی هنوز بر نگشته ای ظاهرا این ضرب العجل تمدید خواهد شد ،پسرت بهانه می گیرد و باگوشی موبایل باج می دهم تا آرام گیرد و دائم گوشی دستش گرفته برگردیم باید چشمانش را برای معاینه ببرم ضعیف نشده باشد شا ار است!

سگ های باغ کمتر پارس می کننداحتمالا فهمیده اند نیستی مراعات حال مرا می کنند و من کمی بی حوصله ام خلاصه که ملالی نیست جز دوری شما برگرد تا حال من بهتر شود.

...

حرف بسیار است اما هیچ همدرد نیست

جای خالی تورا مهتاب می فهمد فقط

حرف ها قبول ، آرام میگیرم ولی

حرف یک بیمار را بیمار میفهمد فقط

تنشه ی یک لحظه دیدار تو ام...حال مرا

روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط

از : مهدی نور قربانی



منبع: http://asemanehasti. /

مشاهده متن کامل ...
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
درخواست حذف اطلاعات

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آ ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

شاعر: شهریار


مشاهده متن کامل ...
فاسد ..مغزه لاشی
درخواست حذف اطلاعات


بهشت برای تو ؛ دوزخ برای من 

من در دوزخ شاد خواهم بود، در دوزخی که بچه یتیمی دست به ی زده بود 

در دوزخی که زنی تنش را برای لقمه نانی به حراج گذاشت

در دوزخی که مردی نتوانست نان تهیه کند، از شرم  شکم گرسنه ی زن و فرزندش رگش را زد !

آری ؛ این دوزخش همدرد درد های بسیاری است

بهشت برای تو که زن های بسیاری را میکنی 

بهشت برای تو  که بنده ای محتاج به نان را دیدی خانه ی سقف را دیدی  و رفتی و ج زیارت خانه ی خدا کردی 

بهشت برای تو که میخوانی تا لبه عرش ادعایت میشود و دست های دراز شده ی دخترک یتیم فال فروش را پس میزنی!

بهشت برای تو با جوی پر از شیر و عسل و  حوریان  زیبایش 

دوزخ برای من که میبینم و کاری از من بر نمی آید و درد را یک تنه فریاد زدم 

بهشت برای تو با چپاول اموال چند صد میلیاردی ملت !

فریادی  خسته از اعماق این حلقوم عفونت کرده خواهم سر داد تا صدای سکوت آبررفتگان را به گوش کثیف ترین موجودات دوپا برسانم

دوزخ برای من ،بهشت برای تو!..



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.