پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 همین که سالمی خیلی خوشبختی
خوشبختم و با هیچ م میل سخن نیست!!!
درخواست حذف اطلاعات
خوشبختی گمانم آن مفهومی نبوده که توی همه ی این سالها من فکر می .بعد این همه سال پیروی از مکتب یا خالی و یا لبریز،امروز فکر میکنم خوشبختی نه پول زیادیست،نه عشق زیادی،نه زیبایی زیادی،نه محبوبیت زیادی و نه هیچ میزان مازادی از هرچیزی درین دنیا.امروز بعد از کنار گذاشتن و کنار گذاشته شدن از یک رابطه ی زیادی و بعد از حذف آدم های زیادی،احساسات زیادی و نگرانی های زیادی از همیشه ام خوشبخت ترم.خوشبختی به گمانم همین معمولی بودن است.همین به میزان دوست داشتن و دوست داشته شدن.همین برخاستن ها و نشستن های بی درد.همین دوستی های سالی ماهی یکبار.همین برای خوشبخت شدن منتظر ی نبودن.امروز که ی را دیوانه وار دوست ندارم و ی دیوانه ام نیست خوشبخت تر از دیروزم هستم.آنکه کنار من بود،آنی نبود که در کنار من بود.بین او که بود و او که من فکر می هست سیاره ها فاصله بود.او بود ولی به شیوه ی خودش و مطابق با منافع خودش!نه آنطور که من بودنش را تصور کرده بودم و نه آنطور که من داشتم بودن را معنا می .و آن دیوانگی ها آن زیاده خواهی در عشق،آن تمنای سایر بهانه های کوچک و معمولی خوشبختی را از من گرفته بودند.
زمان باید میگذشت،باید زخمی میشدم،باید بهای زیادی می پرداختم تا بفهمم برای خوشبخت بودن ا اما نباید بهای زیادی پرداخت.حالا میدانم که برای یک آن خوشبختی بزرگ نباید خوشبختی های کوچک را ج ی کرد.بسی رنج بردم تا یاد بگیرم که باید دلخوشی های کوچکم را پس انداز کنم برای آمدن خوشبختی موعود.


منبع: http://zendegiedgari. /

مشاهده متن کامل ...
تنها راه باقی مانده ی خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات
بروید به کوچه ی آ توی یک خیابان که اندازه ی دلتان بس بی رحمانه تنگ است و بی چاره و بی راه و روی یک تکه ی جداشده از همه ی زمینی که آنجاست بنشینید و فکر کنید به چیزهایی که از دست دادید و به احتمال قوی خیلی هایش یادتان می آید و آنوقت است که بزنید زیرگریه و بعدش ولی آسمان بالای سرتان را نگاه کنید که حتی توی همان کوچه ی تنگ و تاریک و باریک هم عظمتش را به رخ میکشد و بعدترش چشم هایتان را ببندید و بعدبعدبعدترش بمیرید تا بفهمید مرگ را از دست نداده اید و آنجاست که احساس خوشبختی میکنید مرگ چیز بزرگی است که خیلی ها از دست میدهند

این ادامه ی مطلبی است که رمز ندارد



منبع: http://sedayesokoot94. /

مشاهده متن کامل ...
حس خوب
درخواست حذف اطلاعات
بالا ه اون کاری که دوماه و یک سال دنبالش بودم و انجام دادم ، خیر سرمون میخواستیم گره از کار بنده خدا باز کنیم هههه

حالا باید تا ٣٠ مهرماه هم صبر کنیم و اگر خدا بخواد یک هفته بعدش خلاص میشیم و تازه اول بدبختی و

چند روز دیکه محرم و ما از یک ماه قبل ارو اروم اماده شدیم واسه نذر و دیگ شله زرد واش که روز عاشورا انجام میدیم .

یک نذر قدیمی که وقتی من نبودم این بوده :))). منم خیلی بهش احترام میزارم و اعتقاد دارم

یک هفته ای هست که حس خوشبختی زیادی میکنم و بخاطرش خدارو شکر میکنم

امیدوارم شماها هم در نهایت خوشبختی باشید



منبع: http://atre2. /

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
من هروقت حالم بده خیلی میخوابم خیلی، مثه همین که از ب تا امروز ١٤ ساعت خو دم، سعی میکنم بخوابم که هیچی نفهمم، که به هیچی فکر نکنم، که مغزم نترکه، طاقت بیدار موندن رو ندارم

پ.ن: یه ح فاجعه تر دارم اصلا خوابم نمیبره، کلا انگشت شمار پیش اومده برام، خود دیوونگیه اون



منبع: http://mylife-history. /

مشاهده متن کامل ...
خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات

پیرمرد هر بار که می خواست اجرت پسرک وا ی کر و لال را بدهد،

جمله ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می نوشت.

این بار هم همین کار را کرد.

پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند.

روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این

اسکناس نگاه کن.

پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند.

پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک، تو که هنوز پولدار نشدی!

پسرک خندید با صدای بلند؛ هرچند صدای خنده خود را نمی شنید...

"اگر می خواهی خوشبخت باشی، برای خوشبختی دیگران بکوش"



منبع: http://ali5712003. /

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
دوباره دم دمای غروب شد و

من

با قلبم که بازم دوباره

شروع کرده به گرفتن و درد و اذیت...

نمیدونم این بار کجا برم...

اما تو همه ی روزای زندگیم یه جایی پنهون از همه برام بوده و هست

دارم میخندم به خودم و به...

من شبا رو دوس دارم ،قدم زدن تو شبم دوس دارم ،ستاره و ماه رو هم بی اندازه دوس دارم ،پشت بوم خونه و سکوت شب رو دوس دارم

اما این روزا

راستش میترسم از طلوع خورشیدی که ممکنه برای من نباشه

میترسم خیلی زیاد

این روزا برام خیلی ترسناک شدن درست شبیه خوابهایی که همش میخای تموم شه اما تموم شدنی نیستن

گفتن یه وقتا جرات میخاد

اما یه وقتا جراتش رو داری اما رخصتش رو نه...

من همه ی سعیمو

و البته یه اتفاقایی جدی جدی انگار دست من نیست.....برا همین تو این مورد خاص و اینجا موفق بودم

فقط

میخاستم بگم که...

همین!



منبع: http://hamenhavale. /

مشاهده متن کامل ...
٠٠:١٧
درخواست حذف اطلاعات
تجربه بارها بهم ثابت کرده که هیچ وقت نباید رو اولین برخورد آدما شخصیتشون رو تجسم کنم، ولی نمیدونم چرا همیشه اون اولین برخورده خیلی روی من تاثیر داره. حتی امکان داره اصن برخوردم نباشه و فقط در حد این باشه که میدونم فلانی اسم و فامیلش چیه. همیشه اینجوری بوده که اگه اولین دفعه ای که یکی رو ببینم یه حس لَج با طرف بهم دست بده بعدا از اون طرف خیلی خوشم میاد! یادمه اولین باری که محسنو دیدم چقد لَجِ من درمیومد با هر حرفی که میزد! بنده خدا اصن چیز بدی هم نمیگفتا ولی خب من حسم اونجوری بود. ولی الان محسن صمیمی ترین دوست من شده. یا مثلا همین زینب، خداوندا من هنوز ندیده بودمش و ازش توی ذهنم یه غول ساخته بودم که تا چند روز اصلا توی اتاق حتی اجازه نمیدادم باهام حرف بزنه. مثلا سرور جزو انی بود که از لحظه ی اول به دل من نشست و الانم که خیلی صمیمی ایم. حتی سهیلم از اولین لحظه تو دل برو بود. ولی فرزام

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
من عوضش ن تو از زمانی که رفتی عوض شدی

این همه مدت بهت گفتم ایمان منو زجر نده هر وقت احساست عوض شد رک و راست بهم بگو

الانم ممنون که راستشو بهم گفتی الان دلیل خیلی از چیزا برام روشن شد و راحت ترم

دیگه باید کم کم همدیگه رو فرامرش کنیم

برات ارزوی خوشبختی میکنم خداحافظ عشقه من



منبع: http://lonely 23. /

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
باورم نمیشه که اینقدر مهربونه که همه ی نوشته های منو نگه داشته

باورم نمیشه که یک سال ننوشتم

خدایا این روزها چرا اینقدر زود میگذره ؟ دختر یک ساله ی من الان دو ساله شده و چقدر از روزهای باحالی که دوست داشتم بنویسم و ننوشتم ناراحتم اشکال نداره همین روزها رو ثبت میکنم

الان یک ساله همون شرکتی که پارسال مشغول مصاحبه اش بودم هستم سال سختی بود ولی الان بعد یک سال حالم خیلی خوبه خوشحالم که اینجام

جان جانم این روزها خیلی دوست داره کامل حرف بانه ولی هنوز نمیتونه ....مثلا میگه من مامان خیلی دوست ! من بلدم ! من بزرگم !

میگه جیش دارم تا میخوام ببرمش میگه آکلی !

گشنه اش میشه میگه مامان غذا بده من گشنمه !

من تشنه أمه

همسر جان داشت تلفنی حرف میزد گفت مامان پ و ل ی ه ؟ گفتم نه ! گفتم فکر کنم مامان پ و ل ی ه !!!منظورش بود فکر

مشاهده متن کامل ...

خوشبختی ...
درخواست حذف اطلاعات
خوشبختی یعنی وقتی مادرم را درآغوش میگیرم

خوشبختی یعنی وقتی درموهای نرم و .. پدرم دست میکشم یا وقتی مرا ریحان صدامیکند

خوشبختی یعنی وقتی برادرم پشت گوشی میگوید مواظب خودت باش. یا وقتی قهرمیکنم ومیروم دراتاقم برایم استیکر خنده دار میفرستد

خوشبختی یعنی وقتی روی پاهای مادربزرگم میخوابم و او موهایم را ناز میکند

خوشبختی یعنی همان لحظه که دستم با آبجوش سوخت رفیقم گریه اش گرفت

خوشبختی یعنی همین که اگر جایی بنویسم تنهایم همه و همه برایم درجواب مینویسند چرا مینویسی

خوشبختی یعنی همین لحظه هایی که میگذرند وساده میگیریمشان

خدایا شکرت ...



منبع: http://golbahari2. .. /


مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
یه روزایی

بود خیلی امید و آرزو داشتم، اما همه چیز بهم ریخت، من خیلی تلاش ، اما بر وفق من پیش نرفت، با این بی گناه چه کنم؟! با این موجود زنده که در منه!! ای وااااااااااای بر من که بی هوا اینهمه تنها و بی شدم، من که اینقدر تنها و پر از حس غمم، چطوری میتونم پناه یکی دیگه باشم؟!!!!

درد دارم، خیلی درد میکنه روحم،



منبع: http://b-noghte. /

مشاهده متن کامل ...
همین دیگه....
درخواست حذف اطلاعات
از اون شب مز فا که تا صب بشن جون دادی

+حال خوبم ارزوست

++خدایا خیلی ببخشیدا ولی دقیقا داری لذت میبری از اینکه انقد داغونیم و زجر میکشیم؟جای سوال واقعا برام

+++حال و روزه مس ه ی خوب نشدنی



منبع: http://mimznevis. /

مشاهده متن کامل ...
(بدون عنوان)
درخواست حذف اطلاعات

خوشبختی تعریف زیاد داره،ولی حقیقتش فقط یدونست! 

هیچ ربطی به رفاه و ثروت و راحت زندگی و اینچیزا نداره!

همین دوست داشتن، همین دلتنگ هم شدن،همین رویا پردازیا...

همین سوختن از دوری...

اگه تو این حال و روز دنیا،نسبت به ی این حس رو داری خوشبختی. 

من که هستم،با همه سختیای زندگیم خوشبختم. 

اینم میدونم که این دنیا همه زندگی نیست! 

یه جایی هست خیلی قشنگ تر و بهتر و پاک تر از دنیا!



مشاهده متن کامل ...
چهل_نامه_کوتاه_به_همسرم
درخواست حذف اطلاعات
عزیز من!

خوشبختی نامه ای نیست که یک روز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد. خوشبختی،ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...
خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز ، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده از شناختنش شویم...
خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است.


نادر_ابراهیمی



مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
عزیز من !

خوشبختی ، نامه ای نیست که یک روز ، نامه رسانی ،زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد. خوشبختی ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر ... به همین سادگی ، به خدا به همین سادگی ؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر ...

خوشبختی را در چنان هاله هایی از رمز و راز ، لوازم و شرایط ، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم ...

خوشبختی ، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است ...



منبع: http://berangezendegi. /

مشاهده متن کامل ...
خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات
خوشبختی ینی داشتن ت...

ینی اینک...یکیو داشه باشی ت یاهاش خوش باشی...

ینی داشتن ی ک وقتی حتی ازش ناراحتی...

باهاش قهری...

همین الان از حرفاش گریه کردی...

ولی تا یاد قیافش میفتی...ع اش میبینی لبخند بیاد رو لبت...

خوشبختی ینی دل داری دادن هم....وقتی یکی صبر نداره...

خوشبختی ینی تف ب ای بی پولی...

خوشبختی ینی دلم برات تنگ شده...

خوشبختی ینی هرچیزی ک مربوط ب تو میشه...حتی اگ بدبختی باشه...

من.خوشبخترینم...بی شک و با جرات میگویم...من خوشبخترینم...

چون تورا دارم....ولی تو خود را نداریییی...

عاشقانه میخاهمت...بزای همیشه



منبع: http://reza17mahdiye10. /

مشاهده متن کامل ...
آرزوی همیشگی
درخواست حذف اطلاعات

خوشبختی تو آرزوی همیشگی من بوده و هست

امیدوارم تو زندگیت به هر چی دوست داری برسی

خوشبخت بشی

خوشبختی تو منو آروم میکنه

و یه بار خیلی سنگین از رو دوش من برمیداره


از اعماق قلبم برات آرزوی خوشبختی دارم



مشاهده متن کامل ...
سین مثل
درخواست حذف اطلاعات
وقتی یه بار مچاله شی، خیلی سخته خیییییییللللییییی

بار دومش شاید فقط اشک بریزی همین.

اروم اروم اشکات از گونه هات بریزه پایین. بنویسی و بعد بتو رو میکشی روت یکم گریه میکنی.

صبح از خواب پامیشی و اصلا یادت نمیاد ب چی شده. چون بدبختیای بزرگتری داری.



منبع: http://besanemah1. /

مشاهده متن کامل ...
417_
درخواست حذف اطلاعات

هیچوقت بلند بلند احساس خوشبختی نکنید!

همین یک هفته پیش بود که داشتم عمیقا احساس خوشبختی می ...چند ساعت بعدش دنیا داشت رو سرم آوار میشد.


بدبختی چشم دیدن احساس خوشبختی ما را ندارد.بدبختی مثلِ یک زنِ حسود میماند.میدانیم که زنهای حسود گاهی چقدر میتواند ترسناک باشند...

وقتی احساس خوشبختی ام را می صدایم به گوش بدبختی رسید.با تندی فراوان به سمتم دوید و یقه ی خوشبختی ام را چسبید و نیمه جانش کرد... بعد خندید.همین که آدم احساس بدبختی کند خنده ی بدبختی ست.

ته ته دلم خوشبختی رخنه کرده بود.اما بدبختی قوی تر ازین هاست.از ته ته دلت هم میکشدش بیرون و یقه اش را میچسبد و جرش میدهد! نیمه جانش میکند و بعدبه سمت ما زبان در می آورد و  ما را با احساسهای بد ترک میکند...ترک که نه.یک گوشه کمین میکند،همینکه بلند بلند احساس خوشبختی کردیم باز برمیگردد...


خوشبختی هایمان را آرامتر احساس کنیم.آنقدر آرام و آهسته که به گوش بدبختیِ حسود نرسد... .



مشاهده متن کامل ...
خوشبختی یعنی.....
درخواست حذف اطلاعات
سلااااااام

شبتون بخیر

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

خوشیییییییین؟؟؟؟؟

سرحالین؟؟؟؟؟؟

خداروشکر

خوب شروع کنییییییم؟

خوشبختی یعنی همین دور هم بودنای ساده و صمیمی

خوشبختی یعنی یه لبخند ساده به عزیزترین ادمهای زند ت

خوشبختی یعنی بازی با کوچیکترین عضو خانواده

خوشبختی یعنی بتونی هر چند کوچیک ولی باری از رو دوش عزیزات برداری و خوشحالی رو در چهرشون ببینی

قرار نیست کار فوق العاده خاصی انجام بدین

حتی در حد یه شام درست می تونی خوشحال کنی اونا رو

خوشبختی یعنی با لذت کارهای تکراری و روزمره زند ت رو انجام دادن؟؟؟؟

خوشبختی یعنی داشتن لبخند روی لبت

یا ایجاد احساس شادی در درون خودت

امیدوارم همیشه خوشبخت باشین و سلامت



منبع: http://harien. /


مشاهده متن کامل ...
خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات

وقتی همه مشکلاتمو پشت سرم میزارم و ازشون فرار میکنم احساس خوشبختی میکنم. ولی خوب میدونم که دائمی نیست و موقته!

خونه بودن و کنار خانواده بودن بهم حس خوشبختی میده، میشینم روی تختم و لب تابمو میزارم روی پام و خیلی آروم به کارام میرسم، نه ، کاش میشد هیچ وقت برنگردم و هیچ وقت باهاشون مواجهه نشم...



مشاهده متن کامل ...
خوشبختی من
درخواست حذف اطلاعات

این آینه را هر چه بیشتر پاک می کنم
چشمهایم غمگین تر می شود
نارنجی ، خوشبختی من همین آینه بود
که تو در آن لبهایت را سرخ می کردی
مژه هایت را تاب می دادی
و از گوشه ی چشم لبخند می زدی
خوشبختی من
چیزهای کوچکی بود
که همه را در دست های تو جا گذاشتم
خنده هایم و همه ی موهای سیاهم
حالا این آینه
فقط بی ت ام را نشان می دهد

عباس معروفی



مشاهده متن کامل ...
خوشبختی یعنی.....
درخواست حذف اطلاعات
سلااااااام

شبتون بخیر

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

خوشیییییییین؟؟؟؟؟

سرحالین؟؟؟؟؟؟

خداروشکر

خوب شروع کنییییییم؟

خوشبختی یعنی همین دور هم بودنای ساده و صمیمی

خوشبختی یعنی یه لبخند ساده به عزیزترین ادمهای زندگیت

خوشبختی یعنی بازی با کوچیکترین عضو خانواده

خوشبختی یعنی بتونی هر چند کوچیک ولی باری از رو دوش عزیزات برداری و خوشحالی رو در چهرشون ببینی

قرار نیست کار فوق العاده خاصی انجام بدین

حتی در حد یه شام درست می تونی خوشحال کنی اونا رو

خوشبختی یعنی با لذت کارهای تکراری و روزمره زندگیت رو انجام دادن؟؟؟؟

خوشبختی یعنی داشتن لبخند روی لبت

یا ایجاد احساس شادی در درون خودت

امیدوارم همیشه خوشبخت باشین و سلامت



منبع: http://harien. /

مشاهده متن کامل ...
عشق وایمان ...
درخواست حذف اطلاعات
عزیز من!

خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز،

نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند

و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد...

خوشبختی ، ساختن عروسک کوچکی ست

 از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...

به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛

 اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید

 از عشق و ایمان باشد نه از هیچ چیز دیگر...


خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز،

 لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر

 فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...


خوشبختی، همین عطر محو و مختصر

 تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...


" نادر ابراهیمی "( نامه ای خطاب به همسرش )



*** خدا رو شکر حالم یک مقدار بهتر شد...بالا ه این دلتنگی ، همیشه بوده و هست...همین که به وبشون سر میزنم دلم آرومتر میشه...از خدا ممنونم که با همین دلخوشی های کم بازم دلم آرومه...



مشاهده متن کامل ...
این زندگی من است
درخواست حذف اطلاعات

از نوشتن دست می کشم، سرم را می اندازم پایین و به ناخن های قرمزم نگاه می کنم. او کم مانده دیوانه بشود. عجب شیر تو شیری است. دیروز به او هم گفتم. گفتم گویا همه دارند ترتیب هم را می دهند. نفهمید چی گفتم. انگار با زبان دیگری با او حرف می زنم و او شیفته ی همین نفهمیدن شده. گفت این کتاب ها همه مال توست؟ شبیه شیری پیر با پشت خمیده و لنگ های دراز بود. واقعاً نمی توانم فکرش را م. یک لحظه در من هست که خیلی خوب می شناسمش. لحظه ای که دیگر همه چیز تمام می َشود. حتا اگر اندک اکی از آن چیز، آن احساس در من باشد یا تازه پا گرفته باشد یا کهنه باشد، فرقی ندارد، ناگهان بوم، ناپدید می شود و همه چیز نه که برگردد به روز اولش، که برمی گردد به لحظه ی پیش از بیگ بنگ. یعنی ح میان من و آن آدم حتا عادی هم نمی شود یا طبیعی، مثلا بشود شکل رابطه ام قبل از پیش روی، بلکه می روم یک نقطه ی خیلی دور و مثل زن حامله حتا از دیدن سایه ی طرف هم تهوع می گیرم. نه که متنفر بشوم از آن آدم، منتها تمام جذ ت هایش ناگهان، واقعا ناگهان در ثانیه ای غیب می شود از نظرم. و آن آدم تبدیل می شود به هیچی. البته که مال یک لحظه نیست. پیوندها و گسست ها شبیه نمی که دیوار به خودش می گیرد و ذره ذره نفود می کند و بعد آن لحظه ی فرو ریختن است که یک دم و آن است. در من هم همین طور می شکند و بسته به عمق رابطه لحظه ی گسست آهسته تر و با کشمکش بیش تری است. حالا که چی؟ انگار من که باشم که این طور تحلیل احساساتم مهم باشد. حالا، این لحظه حتا برای خودم هم مهم نیستم. کمی مایوسم و می بینم تنها ناجی ام نه آدمی، مردی یا عشق و احساسی، که تنها و تنها نوشتن است، مثل همیشه و بیش از همیشه. آن قدر که فکر می کنم نوشتن حتا زورش به مرگ هم بچربد و من را جاودانه و ن ا کند. نوشتن و خواندن و یاد گرفتن و یاد دادن. گویا این چهار کار را بیش از هر چیزی در زندگی ام دوست داشته باشم. دیر فهمیدم و برای همین دوست دارم بیش تر زنده بمانم تا بیش تر لذت ببرم، حتا اگر جاهای دیگر زندگی دردناک باشد.



منبع: http://gheiby. /

مشاهده متن کامل ...
پایان روز هفتم
درخواست حذف اطلاعات
خب ب ی چی کوچولو نوشتم چون وقت خوابم بود اما اینگار همونم ثبت نشده

گفته بودم روز ٧ هم یه سری تعهداته که خوبه و باید حفظشون کنم ولی اگه کار جدید نخوام و نکنم ،احساس بدی بهم دست میده و همینا هم ممکنه از منترلم در بیاد

پس کنترل روی خودم مهمه

امروز ک ی خواسگار هم زنگ زده بود از فامیل و یادمه رتبش ٨٠ شده بود ریاضی،ولی من از این خیلی بهتر میشم که نگند دیگه این تیکه ها پیدا نمیشه و این فرصتا طلاییه!!!!فک د چه خبره،یه آدم مذهبی تعصبی خون دنیا ندیده و میخوان به من قالب کنند که تمام لذتامو ازم بگیرند،من که نمیذارم و واسه این تلاش میکنم

قضیه باب هم معلوم نشد ا چی شد،فقط گفتم لطفا ی مدت صبر کن همین و همین

خودمم دیگه نباید درگیرش بشم،من خودمو هم کنم باز این مشکل به دلیل بعد مسافت پیش میاد پس فقط باید فک این باشی که این بعد و برداری

ی گزارش کلی از این مدت و نتیجه گیری مینویسم .



منبع: http://arameshe-esbat. /

مشاهده متن کامل ...
برف نو
درخواست حذف اطلاعات

صفحه ی چهارم این را هم بگویم که میم جزییات را می بیند، یک جوری می بیند انگار با چشم بسته. از پشت پلک های نازک شفافش همه چیز را می بیند، من خیال می کنم نمی داند، نمی خواند، اما او می بیند و هیچ عجله ای ندارد و هیچ تلاش و اراده ای ندارد تا به من بگوید می بیند و در خاطرش می ماند. خیلی می گذرد تا یک دفعه بگوید، حرفی بزند. مثل امروز که گفت یک طوری می آیم که طرف را از وقتی که گذاشته و آشپزی کرده و غذایی پخته پشیمان نکنم. خیال نمی آن پشیمانی را در زن دیده باشد و فهمیده باشد. یا آن روزی که گوشه ای از خیابان را نشان داد و گفت این جا تلفنت زنگ زد و به مادرت گفتی سلام... با چشم بسته همه چیزی را می بیند. برای همین می گویم شفاف است. پلک هایش نازک است. نور از پلکش می گذرد و تصاویر مدام وارد جانش می َشوند، شاید برای همین جانش خسته است، فسرده است.



منبع: http://gheiby. /

مشاهده متن کامل ...
بدون عنوان ...
درخواست حذف اطلاعات
اسم تو وسط باشد
حال من دگر باشد
من از شه ات حتى
مى شوم خوشحال و بس شاداب
کمانى روى لب هایم
و نورى عمق چشمانم
و هر شب با صدایت من
به آرامى روم در خواب
تو مانند ى نیستى
تفاوت از زمین تا ماه
منم در بند این قصه
همین قصه بس کوتاه
کجا مى برى من را تو؟
نمى دانم ولى خوب است
همین همراهىِ در راه
همین معا هاى
کم و اندک و گاه بى گاه
بگویم بى مهابا من،
از این مهمان ناخوانده
از این احساس،خشنودم
گمانم در همه عمرم

تمام سال هایم را
به این اندازه درگیرِ
ى چون تو نبودم


سوگند راسخ
٢٤ مهر ١٣٩٥



منبع: http://lost-i. /

مشاهده متن کامل ...
خوشحالی و خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات

به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید . خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید . خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید .



مشاهده متن کامل ...
مهم دله که گیرکنه که گره بخوره...
درخواست حذف اطلاعات

خوشبختی داشتن همه دنیا نیست.

خوشبختی اینه که با دلخوشیات ذوق کنی ...

خوشحال باشی ...

حس خوبی داشته باشی ...

سا رویاهاته...

تلاش واسه هدفته...

خوشبختی اینه مهربونی و نفساتو با آدمایی که محبتو با همه وجودشون میفهمن شریک بشی...

خوشبختی اینه آرامش وجودت آرامش بخش باشه...

خوشبختی اینه خدا رو تو عمق وجودت حس کنی و باور داشته باشی وقتی دست بنده خدارو میگیری خدا اون یکی دستتو محکم گرفته...



خوشبختی از نظر شما چی میتونه باشه؟

:)




مشاهده متن کامل ...
ایا مگر نه این است ک آذر زیباترین ماه سال است؟
درخواست حذف اطلاعات
هفته گذشته که کلا ب بخور و بخواب گذشت. سرمای نازنین مدارس رو تعطیل کرد و منم خوشحال و شاد و خندون خونه بودم.البته ب جز کلاس های دلبرم، زبان جان. که نمیشه اونا رو نرفت. مخصوصا که این ترم مدرس خیلی خیلی خوبی داریم. اینقد هفته ی خوبی بود از این جهت ک سرد بود

مشاهده متن کامل ...
خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات

چرا خوشبختی دختر ها را در همسرشدن و مادر شدنشان میبینند!؟؟؟
خوشبختی هر یک چیزیست دروجودش
این وجود خودفرد است ک باید حس خوشبختی داشته باشد
بنظرم هیچ دختری باازدواج و بچه دارشدن خوشبخت نشده
خوشبختی پیشرفت
ساختن رویاها
به دست اوردن ارزوها
امیدواربودن
بهترشدن از دیروز
ارامش
انسانیت
و زندگی است
ک قطعا بدون شوهر و فرزند هم شدنی خواهد بود
البته خوشبختی ازنظرهر تعریف مستقلی دارد
و من تنها نظرشخصی خودم را مینگارم
و اجباری در صحیح پنداشتن وپذیرفتن آن نیست
نیت فقط ب اشتراک گذاشتن است!



مشاهده متن کامل ...
تولد
درخواست حذف اطلاعات

ب با مامان ، بابا ، امید ، زنداداش ، آقامهدی و پریام رفتیم تولد رومیسا دختر محمود و رومنا دختر ام...

خیلی خوش گذشت.

کلی با آقا مهدی یدیم. خیلی خوب بود... کل فامیلام بهمون تبریک گفتند و گفتند که ما به هم خیلی می یاییم...

اولین بار بود بعد از ج از حمید . توی جمع فامیلهام احساس خوشبختی می .

حس اینکه مردی کنارمه که عاشقانه دوستم داره و وقتی کنارشم احساس امنیت و خوشبختی دارم...

آ این ماه عقد می کنیم انشاالله...

روز تولدش...

چقدر خوبه که حس می کنم دوباره عاشق مردی شدم و احساس خوشبختی دارم.

با این تفاوت که مردی که کنارمه. ناراحت که هستم. نگرانم میشه و مواظبمه...

ازش حس های خوب می گیرم. و بهش حس های خوب می دم... 

خدایا ازت ممنونم. شکرت



مشاهده متن کامل ...
بعد از ١٣ ماه!!!!
درخواست حذف اطلاعات
امروز بعداز ١٣ ماه با کلی استرس و خونوادگی رفتیم آتلیع برای گرفتن ع ای عقدمون!!!از اردیبهشت ماه که پای قرارداد دیدم ٢٠٪‏ سود روی قرارداد میاد خیلی از شبهام با استرسش گذشت

که ب تصمیم گرفتم برم بگیرم دیگه و به این ترسم غلبه کنم...خدود ٢٠ تا عمس انتخاب بااینکه قراردادمون ١٠ تا ع بود و حناب جی جی فرمودن بفکر پولش نباش بگیر..خلاصه مه ع امون عالی شدن عالییی بعضیاشون هنرین خیلی دوسشون دارمممم

و ع ای عقدمون کلن برامون نزدیکه ٤٥٠ دراومد!!!ولی عیبی نداره بقول آبجیم همین ع امونه که برامون موند....از طرفی شکو دودلیم بیشتر شد برای انتخاب آتلیه ای که قبلا مد نظرم بود و دلم آتلیه با ژستای real و هنری خواست!

ببینیم خدا چی میخواد

دبم میگه فردا خبر خوبی قراره بشنومممم

راستی کتاب طهور آتلانتیس تموم شد...به تموم افرادیکه کنجکاو به این عجایبن توصیه میکنم بخونن و کتاب شفای زندگی استارت خورد.



منبع: http://pariomasoot. /

مشاهده متن کامل ...
تعریف خوشبختی
درخواست حذف اطلاعات

زندگی بدون صاحبان کفشهای ۴۲ و بالاتر، ردپای خوشبختی را کم دارد :)


تعریف شما از خوشبختی چیه؟



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.