پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 پیشگو قلقلک میرزا
قلقلک کلمات جدید و خنده دار
درخواست حذف اطلاعات

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

خلوص : وس خانه ی ی که زبانش می گیرد

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

شباهت : کلاهی که در شب و در هنگام خواب بر سر گذارند

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

مناقصه : داستان زندگی مونا

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

اش : آش پشت پای الاغ را گویند

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو می شود

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل می نویسد

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

بیشتر : کاملا خیس

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

نصف النهار : شامی است که از نهار باقی مانده

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

کامران : بیا حالا بدو

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

adidas : داسِ معمولی

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

ده فرمان : پارک ماشین توسط رانندهای ناشی را گوین

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

سیمبین : سیم بین طلا رو نگاه کن زر را ببین

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

اندروید : در گویش محلی برای اشاره به در دیگر به کار می رود : آن در وِید – از اون در بیا – اون دره

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

جاوا : جا بازه

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

بلک بری : سیاه بری سپید باز گردی

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

ویندوز : دوزندۀ که در خیابان پیروزی مغازه دارد

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

بادا : باد بیا

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

سیمبین: این مال مِبین آقا است

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

اندروید : اندر پهنا

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

بلک بری : بربری سوخته

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

ios : آی اوسا…. اوسا کجایی؟

قلقلک کلمات جدید و خنده دار

سیمبین : سی عدد اکانت مبین نت

قلقلک کلمات جدید و خنده دار



مشاهده متن کامل ...
در ولایت قلقلکی:
درخواست حذف اطلاعات
در این ولایت اتفاقات روزمره جامعه با رویکرد طنز و بیشتر به شکل مکالمه بین خائن الممالک و گولیک بیک آورده می شود ،این دو شخصیت به اضافه قلقلک میرزا آدمهای خیالی این ولایتن که هدفشون به چالش کشیدنه، کدخدا هم قلقلک میرزاست!



مشاهده متن کامل ...
پیشگو قلقلک میرزا
درخواست حذف اطلاعات

پیشگوی بزرگی بنام قلقلک میرزا در ولایت قلقلکی زندگی می کرد، روزی خائن الممالک و گولیک بیک به جهت آگاهی از آینده پسراشون به نزد او میرن و از پیشگو میخوان بهترین مسیر پیشرفت پسراشونُ با توجه به اینکه آینده رو میتونه ببینه بهشون نشون بده!

پیشگو قلقلک میرزا هم با نگاه بر گوی معلقی به یک چیزای پی میبره و رو به خائن و گولیک میکنه، میگه دو راه وجود داره اولی اگه طی بشود دعای خیر و خیرو برکت و مالُ ملال برای پسراتون در پی دارد!

اما اگر راه دوم طی بشود دعای خیری در کار نخواهد بود و حتی دشنام در پی خواهد داشت ولی بسیار بیشتر از راه اول، مالُ ملال در پی خواهد داشت!

و سپس پیشگو از آن دو میپرسد کدام راه را برای پسرانتان انتخاب میکنید؟!

گولیک بیک کمی با خودش فکر میکنه و میگه راه اول کمتر مالُ ملال داره ولی دعای خیر به همراه داره من این راه رو انتخاب می کنم!

خائن الممالک هم فکر می کنه بعد میگه راه دوم درسته به همراه داره ولی مهم نیست چون چندین برابر مال و ملال در اون وجود داره این بهتره!

پیشگو اونا رو صدا میکنه میگه خائن تو با پسرت از مسیر سمت چپ برو و وردی میخونه و مسیر قرمز رنگی ظاهر میشه و خائنُ پسرش ازون مسیر میرن!

بعد پیشگو رو به گولیک بیک و پسرش میکنه میگه شما افتخار ولایتتون در آینده میشید و لبخندی میزنه و وردی میخونه راه سبز رنگی ظاهر میشه و میگه شما هم ازین مسیر برید و بدانید در این مسیر حسودان بسیاری خواهد بود!

و بشنوید از آینده پسر خائن الممالک و پسر گولیک بیک:

پسر خائن عضو تیم ملی شوتبال ولایت قلقلکی میشه و پسر گولیک بیکم عضو تیم ملی والیبال ولایت قلقلکی میشه و برای ولایت افتخار می آفرینه و به این شکل نام ولایت قلقلکی سر زبون جهانیان می اندازه!


ولایت نوشت:

این پست، یک پست درخواستی از دوست عزیزمون"کنتور نویس"بود؛ کمی حوصله نوشتن نداشتم به همین خاطر وقفه زیادی بین این پست و پست قبل افتاد!



مشاهده متن کامل ...
پیشگو قلقلک میرزا
درخواست حذف اطلاعات

پیشگوی بزرگی بنام قلقلک میرزا در ولایت قلقلکی زندگی می کرد، روزی خائن الممالک و گولیک بیک به جهت آگاهی از آینده پسراشون به نزد او میرن و از پیشگو میخوان بهترین مسیر پیشرفت پسراشونُ با توجه به اینکه آینده رو میتونه ببینه بهشون نشون بده!

پیشگو قلقلک میرزا هم با نگاه بر گوی معلقی به یک چیزای پی میبره و رو به خائن و گولیک میکنه، میگه دو راه وجود داره اولی اگه طی بشود دعای خیر و خیرو برکت و مالُ ملال برای پسراتون در پی دارد!

اما اگر راه دوم طی بشود دعای خیری در کار نخواهد بود و حتی دشنام در پی خواهد داشت ولی بسیار بیشتر از راه اول، مالُ ملال در پی خواهد داشت!

و سپس پیشگو از آن دو میپرسد کدام راه را برای پسرانتان انتخاب میکنید؟!

گولیک بیک کمی با خودش فکر میکنه و میگه راه اول کمتر مالُ ملال داره ولی دعای خیر به همراه داره من این راه رو انتخاب می کنم!

خائن الممالک هم فکر می کنه بعد میگه راه دوم درسته به همراه داره ولی مهم نیست چون چندین برابر مال و ملال در اون وجود داره این بهتره!

پیشگو اونا رو صدا میکنه میگه خائن تو با پسرت از مسیر سمت چپ برو و وردی میخونه و مسیر قرمز رنگی ظاهر میشه و خائنُ پسرش ازون مسیر میرن!

بعد پیشگو رو به گولیک بیک و پسرش میکنه میگه شما افتخار ولایتتون در آینده میشید و لبخندی میزنه و وردی میخونه راه سبز رنگی ظاهر میشه و میگه شما هم ازین مسیر برید و بدانید در این مسیر حسودان بسیاری خواهد بود!

و بشنوید از آینده پسر خائن الممالک و پسر گولیک بیک:

پسر خائن عضو تیم ملی شوتبال ولایت قلقلکی میشه و پسر گولیک بیکم عضو تیم ملی والیبال ولایت قلقلکی میشه و برای ولایت افتخار می آفرینه و به این شکل نام ولایت قلقلکی سر زبون جهانیان می اندازه!


ولایت نوشت:

این پست، یک پست درخواستی از دوست عزیزمون"کنتور نویس"بود؛ کمی حوصله نوشتن نداشتم به همین خاطر وقفه زیادی بین این پست و پست قبل افتاد!



مشاهده متن کامل ...
قلقلک میرزای بد یُمن ؟!
درخواست حذف اطلاعات
با این پست، یادو خاطره رو گرامی می داریم_قلقلک میرزا، در این پست نقش محمودُ بازی می کنه-بازنگری به سبک ولایت از پستی از آن وبم:

خائن الممالک و گولیک بیک، در یک منطقه بایر از ولایت قلقلکی شانه به شانه داشتن راه را می پیماییدن و از هر دری سخن می راندن!

خائن می گفت گولیک نمی دونم چرا مون جدیدا خوب شیر نمیده نکنه از چیزی ترسیده؟!!!گولیک میگه شایدم به خوب نرسیدید ،یونجه بهش خوب نخورانیدید ؟!مریض نشده؟!نکنه اسم قلقلک میرزا رو پیشش آوردی از شیر افتاده؟!خائن می گه نمیدونم حالا یه فکری به حالش می کنیم!

گولیک بگو دیروز کیو به عین دیدم؟! قلقلک میرزا رو دیدم داشت به اهالیِ ولایت، س س می داد از الان برای ک داتوریه انتخابات کدخدای آینده ولایت داره تبلیغ می کنه!

گولیک:خائن، خائن دیگه ادامه نده هر وقت اسم قلقلک میرزا اومده یک بلایی به سرم اومده نمی دونم حساسیت پیدا سری قبل تا یک هفته مریض رفتم!

خائن:گولیک مواظب باش از جونت سیر شدی بیا عقب اسبُ نمی بینی داره با سرعت از جلوت رد میشه؟!(در این هنگام خائن، گولیکُ هل میده به سمت عقب تا به اسب برخورد نکنه ولی تا هُل می ده عقب یِ که عقب اونا بود سفت یِ جفتک می زنه به ت خ م های گولیک و پرتش می کنه دو متر اونورتر، شانس گولیک گله ا می رسن و با سرعت هرچه تمام تر از روش رد می شن و بدنشو همچون کوتلت می کنن همه این اتفاقا زمانی میوفته که خائن بی خبر از اتفاقات رخ داده فکر می کنه جون گولیکُ نجات داده )خائن می گه گولیک بیک انگار قلقلک میرزا به واقع بدشانسی میاره حالا شانس آوردی من اینجا بودم اثر بدیمنیشُ خنثی و الا الان با عزرائیل داشتی یه قُل دو قُل بازی می کردی!

گولیک هم دیگر نمی توانست پاسخی بدهد، چرا که در حال یه قُل دو قُل بازی با عزرائیل بود!

به این شکل بود که خائن نا خواسته به دوستش خیانت می کنه!!!:دی


ولایت نوشت:

این پست به پاس آن روزهای پر از سوژه طنزی بود که به ما می داد و اینطوری با کمبود سوژه مواجهه نبودیم البته کدخدای فعلی داره یه سوژه های رهنمون شده به سوی جهنمی را، رو می کند، البته بعید است به پای سوژه های آن کدخدا برسد!!!:دی



مشاهده متن کامل ...
به را ستی تا حالا فکر کردید قلقلک چیست؟
درخواست حذف اطلاعات
قلقلک نیاز انسان به نوازش شدن را تأمین می کند، موجب ایجاد رضایت در فرد می شود و نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی دارد.
چار داروین برای نخستین بار فرضیه ارتباط میان قلقلک و روابط اجتماعی را بنیان نهاد. اگر غریبه ای کودکی را قلقلک دهد، باعث ایجاد ترس در او می شود، در نتیجه برای آشنایی بین دو طرف، ایجاد حس رضایت ضروری است.


همچنین داروین دریافت که برای مؤثر بودن قلقلک، فرد نباید نقطه دقیق تحریک شدن را بداند به همین دلیل فرد نمی تواند خود را قلقلک بدهد.


چار داروین معتقد بود که در هم پیچیدن ما و تکان خوردن مان هنگامی که قلقلک می شویم در واقع یک واکنش طبیعی است که به ما کمک می کند از شرایط نامساعد و ناراحت کننده ای که قلقلک به وجود می آورد، فرار کنیم و خود را نجات دهیم، اما هنگامی که خودمان را قلقلک می دهیم ح حمله یا تهاجم را احساس نمی کنیم بنابراین بدن مان واکنش نشان نمی دهد و قلقلک مان نمی آید.یک بررسی جدید روی تعدادی دانش آموز نشان داده است که تنها ۳۲ درصد از افراد از این موضوع لذت می برند.


همچنین در مطالعه مشابهی دریافتند افرادی که از قلقلک شدن لذت نمی برند، طی قلقلک، بیشتر از افرادی می خندند که از این موضوع لذت می برند.این امر نشان می دهد که ارتباط معمول بین خندیدن و رضایت در قلقلک ناخوشایند از بین می رود.


واکنش بچه ها مقابل قلقلک
قلقلک سبب پیشرفت توانایی های نبرد می شود.بچه ها معمولاً در طی قلقلک، حرکات دفاعی و نبردی مناسبی از خود نشان می دهند.با این حال، بیشتر افراد به طور عمومی، حرکاتی برای فرار انجام می دهند. اگر غریبه ای کودکی را قلقلک دهد، باعث ایجاد ترس در او می شود.


نکات جالب در مورد قلقلک:
-قلقلک سبب پیشرفت توانایی های نبرد می شود. بچه ها معمولاً در طی قلقلک، حرکات دفاعی و نبردی مناسبی از خود نشان می دهند. با این حال، بیشتر افراد به طور عمومی، حرکاتی برای فرار انجام می دهند.


-اگر غریبه ای کودک را قلقلک بدهد، باعث ایجاد ترس در کودک می شود، در نتیجه، برای آشنایی بین دو طرف، ایجاد حس رضایت ضروری است. همچنین داروین دریافت که برای مؤثر بودن قلقلک، فرد نباید نقطه دقیق تحریک شدن را بداند، به همین دلیل، فرد نمی تواند خود را قلقلک بدهد.


-زن و مرد به یک اندازه قلقلکی هستند، ولی تعداد کمی از مطالعات نشان داده که مردها ممکن است مقدار کمی قلقلکی تر باشند.

۸۵ درصد از بزرگسالان از قلقلک شدن، قلقلک دادن یا نگاه به ی که قلقلک می شود، لذت می برند.


-قلقلک به عنوان شکنجه در رم باستان به کار می رفته است.
-واکنش قلقلک در ماه چهارم زندگی به خوبی شکل می گیرد.
-واکنش طبیعی قلقلک ممکن است در افراد مبتلا به شیزوفرنی وجود نداشته باشد.



مشاهده متن کامل ...
علت سقوط هواپیما، در سانحه ای که خائنم مسافرش بود
درخواست حذف اطلاعات

روزی خائن الممالک، همرا با دوس دخترش می ره فرودگاه ولایت قلقلکی( ه لامصب تو ولایت، با دوس دخترش میره:دی) سوار بر هواپیما می شه تا با هم، برن نقطه ای دیگر از ولایت قلقلکی(شمال ولایت که سرسبزه) ولی از بد حادثه بال هواپیما کنده میشه با مخ میخورن زمین ولی تنها خائن الممالک و دوس دخترش زنده می مونن!

خبرنگار، در حالی که خائن و دوس دخترش بشدت سوخته بودن می پرسه چی شد شما زنده موندین؟!

خائن میگه ما از چکش تعبیه شده در هواپیما استفاده کردیم و یکی از شیشه ها رو بش ته و خارج شدیم جا داره از تعبیه کنندگان این چکش همینجا تشکر کنم!

خبرنگار میگه ممنون میره پیش مقام مسئول هوایی ولایت قلقلی قلقلک میرزا، می پرسه قبل از هرچیزی تسلیت میگم این حادثه جانگدازو (سپس جناب قلقلک میرزا مث ابر تابستان گریه می کنه)خبرنگار میپرسه علت چی بود؟!

ققلک میرزا میگه راننده، ببخشید خلبان میاد ترمز بگیره اشتباها پدال گازو میده و کنترل هواپیما رو از دست میده و سبب بروز سانحه میشه البته خوشبختانه سر راه چندین مسافرو پیاده کرده و این نشون میده ترمز مشکلی نداشته!

خبرنگار:پس میگید خلبان مقصره ؟!

قلقلک میرزا:من نمی گم مقصره من میگم انسانهو جایزالخطا، یه خبطی کرده حالا !

خبرنگار:ولی جناب قلقلک میرزا، ما شنیدیم اونطور که شما قبلا میگفتین هواپیما ساخت ولایت قلقلکی نبود و ولایت همسایه یعنی ولایت شوپولوف هواپیما رو ساخته که از شنیده ها بر میاد اون ولایت وقتی این هواپیما رو به شما انداخت جشن ولایتی(جشن ملی)اعلام کرده و این در حالیه که این ولایت، در ساخت هواپیما سابقه بدی داشته!

قلقلک میرزا:ولایت شوپولوف؟!یه لحظه ببخشید من یه تلفن واجب دارم، ای داده بیداد اینجام آنتن نمیده برم اونور!!


ولایت نویس:

این پست تلفیقی از واقعیت و خیال بود و گفتنیها درش آورده شد، تنها کاری که می شه برای جانباختگان حادثه هوایی اخیر کرد، این است که بگیم:خدایشان بیامورزاد!!



مشاهده متن کامل ...
علت سقوط هواپیما، در سانحه ای که خائنم مسافرش بود
درخواست حذف اطلاعات

روزی خائن الممالک، همرا با دوس دخترش می ره فرودگاه ولایت قلقلکی( ه لامصب تو ولایت، با دوس دخترش میره:دی) سوار بر هواپیما می شه تا با هم، برن نقطه ای دیگر از ولایت قلقلکی(شمال ولایت که سرسبزه) ولی از بد حادثه بال هواپیما کنده میشه با مخ میخورن زمین ولی تنها خائن الممالک و دوس دخترش زنده می مونن!

خبرنگار، در حالی که خائن و دوس دخترش بشدت سوخته بودن می پرسه چی شد شما زنده موندین؟!

خائن میگه ما از چکش تعبیه شده در هواپیما استفاده کردیم و یکی از شیشه ها رو بش ته و خارج شدیم جا داره از تعبیه کنندگان این چکش همینجا تشکر کنم!

خبرنگار میگه ممنون میره پیش مقام مسئول هوایی ولایت قلقلی، قلقلک میرزا، می پرسه قبل از هرچیزی تسلیت میگم این حادثه جانگدازو (سپس جناب قلقلک میرزا مث ابر تابستان گریه می کنه)خبرنگار میپرسه علت چی بود؟!

ققلک میرزا میگه راننده، ببخشید خلبان میاد ترمز بگیره اشتباها پدال گازو فشار میده و کنترل هواپیما رو از دست میده و سبب بروز سانحه میشه البته خوشبختانه سر راه چندین مسافرو پیاده کرده و این نشون میده ترمز مشکلی نداشته!

خبرنگار:پس میگید خلبان مقصره ؟!

قلقلک میرزا:من نمی گم مقصره من میگم انسانهو جایزالخطا، یه خبطی کرده حالا !

خبرنگار:ولی جناب قلقلک میرزا، ما شنیدیم اونطور که شما قبلا میگفتین هواپیما ساخت ولایت قلقلکی نبود و ولایت همسایه یعنی ولایت شوپولوف هواپیما رو ساخته که از شنیده ها بر میاد اون ولایت وقتی این هواپیما رو به شما انداخت جشن ولایتی(جشن ملی)اعلام کرده و این در حالیه که این ولایت، در ساخت هواپیما سابقه بدی داشته!

قلقلک میرزا:ولایت شوپولوف؟!یه لحظه ببخشید من یه تلفن واجب دارم، ای داده بیداد اینجام آنتن نمیده برم اونور!!


ولایت نویس:

این پست تلفیقی از واقعیت و خیال بود و گفتنیها درش آورده شد، تنها کاری که می شه برای جانباختگان حادثه هوایی اخیر کرد، این است که بگیم:خدایشان بیامورزاد!!



مشاهده متن کامل ...
قلقلک میرزای بد یُمن ؟!
درخواست حذف اطلاعات

با این پست، یادو خاطره رو گرامی می داریم_قلقلک میرزا، در این پست نقش محمودُ بازی می کنه-بازنگری به سبک ولایت از پستی از آن وبم:

خائن الممالک و گولیک بیک، در یک منطقه بایر از ولایت قلقلکی شانه به شانه داشتن راه را می پیماییدن و از هر دری سخن می راندن!

خائن می گفت گولیک نمی دونم چرا مون جدیدا خوب شیر نمیده نکنه از چیزی ترسیده؟!!!گولیک میگه شایدم به خوب نرسیدید ،یونجه بهش خوب نخورانیدید ؟!مریض نشده؟!نکنه اسم قلقلک میرزا رو پیشش آوردی از شیر افتاده؟!خائن می گه نمیدونم حالا یه فکری به حالش می کنیم!

گولیک بگو دیروز کیو به عین دیدم؟! قلقلک میرزا رو دیدم داشت به اهالیِ ولایت، س س می داد از الان برای ک داتوریه انتخابات کدخدای آینده ولایت داره تبلیغ می کنه!

گولیک:خائن، خائن دیگه ادامه نده هر وقت اسم قلقلک میرزا اومده یک بلایی به سرم اومده نمی دونم حساسیت پیدا سری قبل تا یک هفته مریض رفتم!

خائن:گولیک مواظب باش از جونت سیر شدی بیا عقب اسبُ نمی بینی داره با سرعت از جلوت رد میشه؟!(در این هنگام خائن، گولیکُ هل میده به سمت عقب تا به اسب برخورد نکنه ولی تا هُل می ده عقب یِ که عقب اونا بود سفت یِ جفتک می زنه به ت خ م های گولیک و پرتش می کنه دو متر اونورتر، شانس گولیک گله ا می رسن و با سرعت هرچه تمام تر از روش رد می شن و بدنشو همچون کوتلت می کنن همه این اتفاقا زمانی میوفته که خائن بی خبر از اتفاقات رخ داده فکر می کنه جون گولیکُ نجات داده )خائن می گه گولیک بیک انگار قلقلک میرزا به واقع بدشانسی میاره حالا شانس آوردی من اینجا بودم اثر بدیمنیشُ خنثی و الا الان با عزرائیل داشتی یه قُل دو قُل بازی می کردی!

گولیک هم دیگر نمی توانست پاسخی بدهد، چرا که در حال یه قُل دو قُل بازی با عزرائیل بود!

به این شکل بود که خائن نا خواسته به دوستش خیانت می کنه!!!:دی


ولایت نوشت:

این پست به پاس آن روزهای پر از سوژه طنزی بود که به ما می داد و اینطوری با کمبود سوژه مواجهه نبودیم البته کدخدای فعلی داره یه سوژه های رهنمون شده به سوی جهنمی را، رو می کند، البته بعید است به پای سوژه های آن کدخدا برسد!!!:دی



مشاهده متن کامل ...
شماچه نسبتی دارین با هم ؟ من دوسش دارم
درخواست حذف اطلاعات

پست درخواستی از آرشیو داد 92، از یه وب قدیمی البته با ویرایش به سبک ولایت قلقلکی و اضافات گسترده:

چِرآ دوستــ دآشتَنــ


نِسبَتــ بِهــ حِسآبــ نِمیآد ؟ ؟


مَثَلاً بِپٌرسَن :

شٌمآ چِهــ نِسبَتیــ دآرینــ ؟ ؟

مَنَمــ جَوآبــ بِدَمــ

دوسِشونــ دآرَمــ



آجانای امنیت اخلاقی، یه عده زیاد از دختر پسرای ولایتو میگیرن !

قلقلک میرزا که رییس آجاناست میاد جلو از یکی از دختر پسرا می پرسه ، خب شما دو نفر چه نسبتی باهم دارین؟!

پسره می گه این دختر خانم، خواهرمه شناسنامشونم نشون میدن بااین حال قلقلک میرزا میگه شما دوتا برین تو ون!

بعد نوبت به یه دختر پسر دیگه میرسه از ایناهم میپرسه نسبتتون چیه؟!

اونا میگن ما زن و شوهریم مدارک ازدواجشونم نشون میدن ولی بازم قلقلک میرزا میگه جرمه بفرمایید تو ون تا بعدا محاکمه بشید!

در آ از گولیک بیک و ش می پرسه شما چی؟! چه نسبتی باهم دارین؟!

ه گولیک درحالی که بغضی تمام وجودشو احاطه کرده بود سرشو به طرف پایین و مخالف کج میکنه و به پسره که در جهت موافق هست با دست اشاره میکنه میگه من نسبتم بااین پسر اینه که دوسش دارم ، قلقلک میرزا تو فکر فرو می ره، بعد میگه بفرمایید شما نسبت باهم دارین بفرمایید هرجا که می خواید برید شما مث پرنده می مونید بریید باهم خاطره بسازید از هیچی هم نترسید !

قلقلک به آجانا میگه اینا رو رها کنید بذارین برن اینا محرمترین آدمای روی زمینن!

گولیک و دوس دخترش که به فاصله پنج متری از هم بودن در حالی که چشماشون از خوشحالی می درخشه و لبخندی بر لباشونه به هم نزدیک میشن و دست همو میگیرن و میرنو میرنو میرن تا اینکه خیلی دور میشن!


*دلیل دستگیری زن و شوهر و خواهرو برادر این بوده که اونا نگفتن ما همو دوس داریم آجاناهم به جرم دوس نداشتن دستگیرشون !!!:دی



مشاهده متن کامل ...
علت سقوط هواپیما، در سانحه ای که خائنم مسافرش بود
درخواست حذف اطلاعات

روزی خائن الممالک، همرا با دوس دخترش می ره فرودگاه ولایت قلقلکی( ه لامصب تو ولایت، با دوس دخترش میره:دی) سوار بر هواپیما می شه تا با هم، برن نقطه ای دیگر از ولایت قلقلکی(شمال ولایت که سرسبزه) ولی از بد حادثه بال هواپیما کنده میشه با مخ میخورن زمین ولی تنها خائن الممالک و دوس دخترش زنده می مونن!

خبرنگار، در حالی که خائن و دوس دخترش بشدت سوخته بودن می پرسه چی شد شما زنده موندین؟!

خائن میگه ما از چکش تعبیه شده در هواپیما استفاده کردیم و یکی از شیشه ها رو بش ته و خارج شدیم جا داره از تعبیه کنندگان این چکش همینجا تشکر کنم!

خبرنگار میگه ممنون میره پیش مقام مسئول هوایی ولایت قلقلی قلقلک میرزا، می پرسه قبل از هرچیزی تسلیت میگم این حادثه جانگدازو (سپس جناب قلقلک میرزا مث ابر تابستان گریه می کنه)خبرنگار میپرسه علت چی بود؟!

ققلک میرزا میگه راننده، ببخشید خلبان میاد ترمز بگیره اشتباها پدال گازو میده و کنترل هواپیما رو از دست میده و سبب بروز سانحه میشه البته خوشبختانه سر راه چندین مسافرو پیاده کرده و این نشون میده ترمز مشکلی نداشته!

خبرنگار:پس میگید خلبان مقصره ؟!

قلقلک میرزا:من نمی گم مقصره من میگم انسانهو جایزالخطا، یه خبطی کرده حالا !

خبرنگار:ولی جناب قلقلک میرزا، ما شنیدیم اونطور که شما قبلا میگفتین هواپیما ساخت ولایت قلقلکی نبود و ولایت همسایه یعنی ولایت شوپولوف هواپیما رو ساخته که از شنیده ها بر میاد اون ولایت وقتی این هواپیما رو به شما انداخت جشن ولایتی(جشن ملی)اعلام کرده و این در حالیه که این ولایت، در ساخت هواپیما سابقه بدی داشته!

قلقلک میرزا:ولایت شوپولوف؟!یه لحظه ببخشید من یه تلفن واجب دارم، ای داده بیداد اینجام آنتن نمیده برم اونور!!


ولایت نویس:

این پست تلفیقی از واقعیت و خیال بود و گفتنیها درش آورده شد، تنها کاری که می شه برای جانباختگان حادثه هوایی اخیر کرد، این است که بگیم:خدایشان بیامورزاد!!



مشاهده متن کامل ...
شماچه نسبتی دارین با هم ؟ من دوسش دارم
درخواست حذف اطلاعات

پست درخواستی از آرشیو داد 92، از یه وب قدیمی البته با ویرایش به سبک ولایت قلقلکی و اضافات گسترده:

چِرآ دوستــ دآشتَنــ


نِسبَتــ بِهــ حِسآبــ نِمیآد ؟ ؟


مَثَلاً بِپٌرسَن :

شٌمآ چِهــ نِسبَتیــ دآرینــ ؟ ؟

مَنَمــ جَوآبــ بِدَمــ

دوسِشونــ دآرَمــ



آجانای امنیت اخلاقی، یه عده زیاد از دختر پسرای ولایتو میگیرن !

قلقلک میرزا که رییس آجاناست میاد جلو از یکی از دختر پسرا می پرسه ، خب شما دو نفر چه نسبتی باهم دارین؟!

پسره می گه این دختر خانم، خواهرمه شناسنامشونم نشون میدن بااین حال قلقلک میرزا میگه شما دوتا برین تو ون!

بعد نوبت به یه دختر پسر دیگه میرسه از ایناهم میپرسه نسبتتون چیه؟!

اونا میگن ما زن و شوهریم مدارک ازدواجشونم نشون میدن ولی بازم قلقلک میرزا میگه جرمه بفرمایید تو ون تا بعدا محاکمه بشید!

در آ از گولیک بیک و ش می پرسه شما چی؟! چه نسبتی باهم دارین؟!

ه گولیک درحالی که بغضی تمام وجودشو احاطه کرده بود سرشو به طرف پایین و مخالف کج میکنه و به پسره که در جهت موافق هست با دست اشاره میکنه میگه من نسبتم بااین پسر اینه که دوسش دارم ، قلقلک میرزا تو فکر فرو می ره، بعد میگه بفرمایید شما نسبت باهم دارین بفرمایید هرجا که می خواید برید شما مث پرنده می مونید بریید باهم خاطره بسازید از هیچی هم نترسید !

قلقلک به آجانا میگه اینا رو رها کنید بذارین برن اینا محرمترین آدمای روی زمینن!

گولیک و دوس دخترش که به فاصله پنج متری از هم بودن در حالی که چشماشون از خوشحالی می درخشه و لبخندی بر لباشونه به هم نزدیک میشن و دست همو میگیرن و میرنو میرنو میرن تا اینکه خیلی دور میشن!


*دلیل دستگیری زن و شوهر و خواهرو برادر این بوده که اونا نگفتن ما همو دوس داریم آجاناهم به جرم دوس نداشتن اونا رو دستگیر کرد!



مشاهده متن کامل ...
علت سقوط هواپیما، در سانحه ای که خائنم مسافرش بود
درخواست حذف اطلاعات

روزی خائن الممالک، همرا با دوس دخترش می ره فرودگاه ولایت قلقلکی( ه لامصب تو ولایت، با دوس دخترش میره:دی) سوار بر هواپیما می شه تا با هم، برن نقطه ای دیگر از ولایت قلقلکی(شمال ولایت که سرسبزه) ولی از بد حادثه بال هواپیما کنده میشه با مخ میخورن زمین ولی تنها خائن الممالک و دوس دخترش زنده می مونن!

خبرنگار، در حالی که خائن و دوس دخترش بشدت سوخته بودن می پرسه چی شد شما زنده موندین؟!

خائن میگه ما از چکش تعبیه شده در هواپیما استفاده کردیم و یکی از شیشه ها رو بش ته و خارج شدیم جا داره از تعبیه کنندگان این چکش همینجا تشکر کنم!

خبرنگار میگه ممنون میره پیش مقام مسئول هوایی ولایت قلقلی قلقلک میرزا، می پرسه قبل از هرچیزی تسلیت میگم این حادثه جانگدازو (سپس جناب قلقلک میرزا مث ابر تابستان گریه می کنه)خبرنگار میپرسه علت چی بود؟!

ققلک میرزا میگه راننده، ببخشید خلبان میاد ترمز بگیره اشتباها پدال گازو میده و کنترل هواپیما رو از دست میده و سبب بروز سانحه میشه البته خوشبختانه سر راه چندین مسافرو پیاده کرده و این نشون میده ترمز مشکلی نداشته!

خبرنگار:پس میگید خلبان مقصره ؟!

قلقلک میرزا:من نمی گم مقصره من میگم انسانهو جایزالخطا، یه خبطی کرده حالا !

خبرنگار:ولی جناب قلقلک میرزا، ما شنیدیم اونطور که شما قبلا میگفتین هواپیما ساخت ولایت قلقلکی نبود و ولایت همسایه یعنی ولایت شوپولوف هواپیما رو ساخته که از شنیده ها بر میاد اون ولایت وقتی این هواپیما رو به شما انداخت جشن ولایتی(جشن ملی)اعلام کرده و این در حالیه که این ولایت، در ساخت هواپیما سابقه بدی داشته!

قلقلک میرزا:ولایت شوپولوف؟!یه لحظه ببخشید من یه تلفن واجب دارم، ای داده بیداد اینجام آنتن نمیده برم اونور!!


ولایت نویس:

این پست تلفیقی از واقعیت و خیال بود و گفتنیها درش آورده شد، تنها کاری که می شه برای جانباختگان حادثه هوایی اخیر کرد، این است که بگیم:خدایشان بیامورزاد!!



مشاهده متن کامل ...
شماچه نسبتی دارین با هم ؟ من دوسش دارم
درخواست حذف اطلاعات

پست درخواستی از آرشیو داد 92، از یه وب قدیمی البته با ویرایش به سبک ولایت قلقلکی و اضافات گسترده:

چِرآ دوستــ دآشتَنــ


نِسبَتــ بِهــ حِسآبــ نِمیآد ؟ ؟


مَثَلاً بِپٌرسَن :

شٌمآ چِهــ نِسبَتیــ دآرینــ ؟ ؟

مَنَمــ جَوآبــ بِدَمــ

دوسِشونــ دآرَمــ



آجانای امنیت اخلاقی، یه عده زیاد از دختر پسرای ولایتو میگیرن !

قلقلک میرزا که رییس آجاناست میاد جلو از یکی از دختر پسرا می پرسه ، خب شما دو نفر چه نسبتی باهم دارین؟!

پسره می گه این دختر خانم، خواهرمه شناسنامشونم نشون میدن بااین حال قلقلک میرزا میگه شما دوتا برین تو ون!

بعد نوبت به یه دختر پسر دیگه میرسه از ایناهم میپرسه نسبتتون چیه؟!

اونا میگن ما زن و شوهریم مدارک ازدواجشونم نشون میدن ولی بازم قلقلک میرزا میگه جرمه بفرمایید تو ون تا بعدا محاکمه بشید!

در آ از گولیک بیک و ش می پرسه شما چی؟! چه نسبتی باهم دارین؟!

ه گولیک درحالی که بغضی تمام وجودشو احاطه کرده بود سرشو به طرف پایین و مخالف کج میکنه و به پسره که در جهت موافق هست با دست اشاره میکنه میگه من نسبتم بااین پسر اینه که دوسش دارم ، قلقلک میرزا تو فکر فرو می ره، بعد میگه بفرمایید شما نسبت باهم دارین بفرمایید هرجا که می خواید برید شما مث پرنده می مونید بریید باهم خاطره بسازید از هیچی هم نترسید !

قلقلک به آجانا میگه اینا رو رها کنید بذارین برن اینا محرمترین آدمای روی زمینن!

گولیک و دوس دخترش که به فاصله پنج متری از هم بودن در حالی که چشماشون از خوشحالی می درخشه و لبخندی بر لباشونه به هم نزدیک میشن و دست همو میگیرن و میرنو میرنو میرن تا اینکه خیلی دور میشن!


*دلیل دستگیری زن و شوهر و خواهرو برادر این بوده که اونا نگفتن ما همو دوس داریم آجاناهم به جرم دوس نداشتن دستگیرشون !!!:دی



مشاهده متن کامل ...
شماچه نسبتی دارین با هم ؟ من دوسش دارم
درخواست حذف اطلاعات

پست درخواستی از آرشیو داد 92، از یه وب قدیمی البته با ویرایش به سبک ولایت قلقلکی و اضافات گسترده:

چِرآ دوستــ دآشتَنــ


نِسبَتــ بِهــ حِسآبــ نِمیآد ؟ ؟


مَثَلاً بِپٌرسَن :

شٌمآ چِهــ نِسبَتیــ دآرینــ ؟ ؟

مَنَمــ جَوآبــ بِدَمــ

دوسِشونــ دآرَمــ



آجانای امنیت اخلاقی، یه عده زیاد از دختر پسرای ولایتو میگیرن !

قلقلک میرزا که رییس آجاناست میاد جلو از یکی از دختر پسرا می پرسه ، خب شما دو نفر چه نسبتی باهم دارین؟!

پسره می گه این دختر خانم، خواهرمه شناسنامشونم نشون میدن بااین حال قلقلک میرزا میگه شما دوتا برین تو ون!

بعد نوبت به یه دختر پسر دیگه میرسه از ایناهم میپرسه نسبتتون چیه؟!

اونا میگن ما زن و شوهریم مدارک ازدواجشونم نشون میدن ولی بازم قلقلک میرزا میگه جرمه بفرمایید تو ون تا بعدا محاکمه بشید!

در آ از گولیک بیک و ش می پرسه شما چی؟! چه نسبتی باهم دارین؟!

ه گولیک درحالی که بغضی تمام وجودشو احاطه کرده بود سرشو به طرف پایین و مخالف کج میکنه و به پسره که در جهت موافق هست با دست اشاره میکنه میگه من نسبتم بااین پسر اینه که دوسش دارم ، قلقلک میرزا تو فکر فرو می ره، بعد میگه بفرمایید شما نسبت باهم دارین بفرمایید هرجا که می خواید برید شما مث پرنده می مونید بریید باهم خاطره بسازید از هیچی هم نترسید !

قلقلک به آجانا میگه اینا رو رها کنید بذارین برن اینا محرمترین آدمای روی زمینن!

گولیک و دوس دخترش که به فاصله پنج متری از هم بودن در حالی که چشماشون از خوشحالی می درخشه و لبخندی بر لباشونه به هم نزدیک میشن و دست همو میگیرن و میرنو میرنو میرن تا اینکه خیلی دور میشن!


*دلیل دستگیری زن و شوهر و خواهرو برادر این بوده که اونا نگفتن ما همو دوس داریم آجاناهم به جرم دوس نداشتن دستگیرشون !!!:دی



مشاهده متن کامل ...
بیماری ناشناخته کدخدا قلقلک میرزا
درخواست حذف اطلاعات

خائن الممالک و گولیک بیک در ولایت قلقلکی در حال بازی مورد علاقه اهالی این ولایت یعنی اُردنگی بازی بودن که بانو از راه می رسه میگه خائن، گولیک یک خبر مهم دارم !

آن دو میگویند چی شده بانو چی شده چرا رنگت پریده؟!!!

بانو میگه، ک کدخدا کدخدا قلقلک میرزا1 بعلت بیماری ای ناشناخته2 در شفاخانه ولایت قلقلکی بستری شده، طبیبان علت بیماری رو نتونستن تشخیص بدن !

در این لحظه گولیک3 با زانو بر زمین می آید و دستی بر پیشانی میگذارد میگه ج ان م ف دای قلقلک، قلقلک میرزا در فراغت چه بگویم و سپس خاکی از زمین مشت میکند و بر سر می ریزد میگوید خاک بر سرم!

در این لحظه خائن4، میگه مگه کدخدا کی هست؟اون یک بوق و بیق بــِــیقی بیشتر نیست در خیلی از مواقع هم بیب بیــــــب5 هست چرا ازش طرافداری میکنی؟!

گولیک میگه همه اَهای فدای یک تار مووش، اون نباشد دنیا نباشد، و سپس یخه خائنُ میگیره میگه تو خائنی خائنِ به ولایت قلقلکی، و رو به بانو میکنه میگه تو چرا بانو ؟!

بانو6 میگه، خبر مهم این نبود، من سردر نمیارم از این حرفاتون!

گولیک و خائن سپس دست از دعوا برمیدارن و در حالی که هاجُ واج بودن0-o، میگن پس چی؟!

بانو میگه یکی از اهالی برای عیادت کدخدا اومده بود به قدمت همه تاریخ بشیریت7، او در حالی به عیادت اومده بود که بسیار سالم و تندرست بود و بسیار تعجب طبیبان را برانگیخته بود!


1-از ترس همان کدخدا

2-پُروسـ تاتــ

3- موافقان

4- مخالفان

5-بوق و بیق بــِــیقی بیب بیــــــب نماد سانسورین رایج

6- ممتنعان

7-از بهشتیان"جنــ تی"



مشاهده متن کامل ...
قلقلک میرزا و اظهاراتش درباره مرد خَسوس اسید پاش
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا در بیاناتی که محل برگزاری آن میدان اصلی ولایت قلقلکی بود، فرمود مرد خسوس یا مردان خَسوس1 چهره ولایت قلقلکی را موحش جلوه دادند، اصلا مرد خسوس و قربانی مهم نیستند ولایت قلقلکی مهم است پس ولایت باید حق خود را از آن ها بگیرد و آن ها را مجازات کنند.

امر به معروف و نهی از منکر باید با برخورد نرم و مهربانانه انجام گیرد. مثلا فُکول بانویی که بیرون است فوک را نوازش داده نهی از منکر شود و با بیان هر معروف یک شکلات "ریتر اسپُرت" هم بدو بدهند.

مرتکب منکر بیمار است و اغلب موارد در شفا خانه ولایت قلقلکی یافت می شود به ملاقاتشان بروید و یادتان نرود کمپوت هم با خود ببرید.

قلقلک میرزا همچنین با بیان اینکه اسیدپاشی ولایت خسوس2 نمی تواند کار یک انسان باشد، گفت مرد خسوس را در واقع می توان در طویله ها پیدا نمود که پیدا ش دست بانو ملقب به ما ل را می بوسد. البته یک راهنمایی اینکه خودم به گولیک بیک ظنینم.

وی در ادامه اظهار کرد:

آنجا که برای امر به معروف به اقدام عملی نیاز است باید این اقدام با حکم قاضی القضات خائن الممالک انجام گیرد. یک قامپت زدن(همان تلنگر) به مرتکبان منکر بدون اجازه وی جایز نبوده چرا که دردش می آید.


1-اسید پاش و جمع اسید پاش 2-اصفهان

ولایت نوشت:

کاچی به از هیچی>من خودم شرکت و ع دوران بچگیمو فرستادم. شما هم می توانید شرکت کنید! کلیک



مشاهده متن کامل ...
قلقلک میرزا و اظهاراتش درباره مرد خَسوس اسید پاش
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا در بیاناتی که محل برگزاری آن میدان اصلی ولایت قلقلکی بود، فرمود مرد خسوس یا مردان خَسوس1 چهره ولایت قلقلکی را موحش جلوه دادند، اصلا مرد خسوس و قربانی مهم نیستند ولایت قلقلکی مهم است پس ولایت باید حق خود را از آن ها بگیرد و آن ها را مجازات کنند.

امر به معروف و نهی از منکر باید با برخورد نرم و مهربانانه انجام گیرد. مثلا فُکول بانویی که بیرون است فوک را نوازش داده نهی از منکر شود و با بیان هر معروف یک شکلات "ریتر اسپُرت" هم بدو بدهند.

مرتکب منکر بیمار است و اغلب موارد در شفا خانه ولایت قلقلکی یافت می شود به ملاقاتشان بروید و یادتان نرود کمپوت هم با خود ببرید.

قلقلک میرزا همچنین با بیان اینکه اسیدپاشی ولایت خسوس2 نمی تواند کار یک انسان باشد، گفت مرد خسوس را در واقع می توان در طویله ها پیدا نمود که پیدا ش دست بانو ملقب به ما ل را می بوسد. البته یک راهنمایی اینکه خودم به گولیک بیک ظنینم.

وی در ادامه اظهار کرد:

آنجا که برای امر به معروف به اقدام عملی نیاز است باید این اقدام با حکم قاضی القضات خائن الممالک انجام گیرد. یک قامپت زدن(همان تلنگر) به مرتکبان منکر بدون اجازه وی جایز نبوده چرا که دردش می آید.


1-اسید پاش و جمع اسید پاش 2-اصفهان

ولایت نوشت:

کاچی به از هیچی>من خودم شرکت و ع دوران بچگیمو فرستادم. شما هم می توانید شرکت کنید! کلیک



مشاهده متن کامل ...
قلقلک میرزا و اظهاراتش درباره مرد خَسوس اسید پاش
درخواست حذف اطلاعات

کدخدا قلقلک میرزا در بیاناتی که محل برگزاری آن میدان اصلی ولایت قلقلکی بود، فرمود مرد خسوس یا مردان خَسوس1 چهره ولایت قلقلکی را موحش جلوه دادند، اصلا مرد خسوس و قربانی مهم نیستند ولایت قلقلکی مهم است پس ولایت باید حق خود را از آن ها بگیرد و آن ها را مجازات کنند.

امر به معروف و نهی از منکر باید با برخورد نرم و مهربانانه انجام گیرد. مثلا فُکول بانویی که بیرون است فوک را نوازش داده نهی از منکر شود و با بیان هر معروف یک شکلات "ریتر اسپُرت" هم بدو بدهند.

مرتکب منکر بیمار است و اغلب موارد در شفا خانه ولایت قلقلکی یافت می شود به ملاقاتشان بروید و یادتان نرود کمپوت هم با خود ببرید.

قلقلک میرزا همچنین با بیان اینکه اسیدپاشی ولایت خسوس2 نمی تواند کار یک انسان باشد، گفت مرد خسوس را در واقع می توان در طویله ها پیدا نمود که پیدا ش دست بانو ملقب به ما ل را می بوسد. البته یک راهنمایی اینکه خودم به گولیک بیک ظنینم.

وی در ادامه اظهار کرد:

آنجا که برای امر به معروف به اقدام عملی نیاز است باید این اقدام با حکم قاضی القضات خائن الممالک انجام گیرد. یک قامپت زدن(همان تلنگر) به مرتکبان منکر بدون اجازه وی جایز نبوده چرا که دردش می آید.


1-اسید پاش و جمع اسید پاش 2-اصفهان

ولایت نوشت:

کاچی به از هیچی>من خودم شرکت و ع دوران بچگیمو فرستادم. شما هم می توانید شرکت کنید! کلیک



مشاهده متن کامل ...
کاهش خدمت سربازی در ولایت قلقلکی با سیاست افزایش جمعیتی
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا چون ببیند جمعیت ولایت قلقلکی رو به کاهش است برای تشویق اهالی تصمیم بگیرد تا که هر ازدواج کند 3 ماه ری سربازی به او دهد و چون بچه بیاورد به ازای هر عدد 3 ماه دیگر.

خائن الممالک که خیلی اهل حساب کتاب بود با خود حساب کت کرده پس از 7 سال نزد کدخدا رفته طلب کارت پایان خدمت کند. چون قلقلک میرزا او را ببیند نظمیه چی ها را خبر کند و بگوید او به ولایت خدمت نکرد او را به محبس خانه انداخته و سپس سه ماه اضافه خدمت پشت دفترچه ای به او زده به سربازی جهت خدمت به ولایت عزیزمون بفرستید!

در این لحظه خائن بگفت کدخدا لحظه ای فرصت بده، من ازدواج کرده بچه دار شدم.

پس کدخدا به نظمیه چی بگفت حساب کتاب کنید بعد او را به محبس خانه بیفکنید.

نظمیه چی چرتکه بدست:خب چند تا ازدواج داشتی؟!

خائن:یک عدد بانو نامیست نیکو .

نظمیه چی: خب این سه ماه، چند تا بچه داشتی؟!

خائن :7 تا

نظمیه چی: هفت سه تا 21 بیچاره بانویت. چه؟!کلا می شود 24 ماه!!!

رو به کدخدا:کدخدا، خائن سه ماه هم از ما طلبکار بشد چه کنیم؟!

کدخدا:چه؟!!

نظمیه چی:یک ازدواج داشته 7 بچه، چه کنیم؟!

کدخدا:کارت پایان خدمت را به او داده، سه ماه اضافه را به حساب فرزند بزرگ پسر او واریز کرده، لوح تقدیر به او داده، هورا برایش بکشید!


ولایت نوشت:

و اینکه حقوق انی که ازدواج کرده بچه بیاورند را به اندازه نصف حقوق کادر(همان کارکنان استخدامی نظام)افزایش دهید. این مورد همان مصداق شتر در خواب بیند پنبه دانه می توان دانست!!!:دی



مشاهده متن کامل ...
کاهش خدمت سربازی در ولایت قلقلکی با سیاست افزایش جمعیتی
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا چون ببیند جمعیت ولایت قلقلکی رو به کاهش است برای تشویق اهالی تصمیم بگیرد تا که هر ازدواج کند 3 ماه ری سربازی به او دهد و چون بچه بیاورد به ازای هر عدد 3 ماه دیگر.

خائن الممالک که خیلی اهل حساب کتاب بود با خود حساب کت کرده پس از 7 سال نزد کدخدا رفته طلب کارت پایان خدمت کند. چون قلقلک میرزا او را ببیند نظمیه چی ها را خبر کند و بگوید او به ولایت خدمت نکرد او را به محبس خانه انداخته و سپس سه ماه اضافه خدمت پشت دفترچه ای به او زده به سربازی جهت خدمت به ولایت عزیزمون بفرستید!

در این لحظه خائن بگفت کدخدا لحظه ای فرصت بده، من ازدواج کرده بچه دار شدم.

پس کدخدا به نظمیه چی بگفت حساب کتاب کنید بعد او را به محبس خانه بیفکنید.

نظمیه چی چرتکه بدست:خب چند تا ازدواج داشتی؟!

خائن:یک عدد بانو نامیست نیکو .

نظمیه چی: خب این سه ماه، چند تا بچه داشتی؟!

خائن :7 تا

نظمیه چی: هفت سه تا 21 بیچاره بانویت. چه؟!کلا می شود 24 ماه!!!

رو به کدخدا:کدخدا، خائن سه ماه هم از ما طلبکار بشد چه کنیم؟!

کدخدا:چه؟!!

نظمیه چی:یک ازدواج داشته 7 بچه، چه کنیم؟!

کدخدا:کارت پایان خدمت را به او داده، سه ماه اضافه را به حساب فرزند بزرگ پسر او واریز کرده، لوح تقدیر به او داده، هورا برایش بکشید!


ولایت نوشت:

و اینکه حقوق انی که ازدواج کرده بچه بیاورند را به اندازه نصف حقوق کادر(همان کارکنان استخدامی نظام)افزایش دهید. این مورد همان مصداق شتر در خواب بیند پنبه دانه می توان دانست!!!:دی



مشاهده متن کامل ...
داستان ترسناک و شوک آور وین ی!
درخواست حذف اطلاعات
http://bloom1.persiangig.com/image/%d9%88%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b3/3d/%d8%a7%d9%86%da%86%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9%d8%b3/1/enchantix%20%289%29.pngبچه ها یه داستان وین ی براتون آوردم:

یک روز بلوم و اسکای داشتن توی یک پارک قدم می زدند.یهو بلوم گفت:اسکای،اونجارو!یه پیشگو!بریم آیندمون رو پیش بینی کنه!

اسکای گفت:باشه عزیزم بریم!

و با هم راه افتادند که بروند.وقتی رسیدند،بلوم سریع به پیشگو گفت:پیشگو اول آینده ی منو پیش بینی کن!پیشگو گفت باشه دخترجان!توی این گوی نگاه کن و بگو چی می بینی؟بلوم توی گوی نگاه کرد.یهو یه جیغ خیلی بلند کشید!اسکای گفت:بلوم چی شده؟!بلوم گفت:اگه بهت بگم قول می دی عملش نکنی؟اسکای گفت:آره قول می دم.بلوم ماجرا را تعریف کرد...

بقیش و اون چیزی که بلوم توی گوی دیدتوی ادامس...



مشاهده متن کامل ...
کاهش خدمت سربازی در ولایت قلقلکی با سیاست افزایش جمعیتی
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا چون ببیند جمعیت ولایت قلقلکی رو به کاهش است برای تشویق اهالی تصمیم بگیرد تا که هر ازدواج کند 3 ماه ری سربازی به او دهد و چون بچه بیاورد به ازای هر عدد 3 ماه دیگر.

خائن الممالک که خیلی اهل حساب کتاب بود با خود حساب کت کرده پس از 7 سال نزد کدخدا رفته طلب کارت پایان خدمت کند. چون قلقلک میرزا او را ببیند نظمیه چی ها را خبر کند و بگوید او به ولایت خدمت نکرد او را به محبس خانه انداخته و سپس سه ماه اضافه خدمت پشت دفترچه ای به او زده به سربازی جهت خدمت به ولایت عزیزمون بفرستید!

در این لحظه خائن بگفت کدخدا لحظه ای فرصت بده، من ازدواج کرده بچه دار شدم.

پس کدخدا به نظمیه چی بگفت حساب کتاب کنید بعد او را به محبس خانه بیفکنید.

نظمیه چی چرتکه بدست:خب چند تا ازدواج داشتی؟!

خائن:یک عدد بانو نامیست نیکو .

نظمیه چی: خب این سه ماه، چند تا بچه داشتی؟!

خائن :7 تا

نظمیه چی: هفت سه تا 21 بیچاره بانویت. چه؟!کلا می شود 24 ماه!!!

رو به کدخدا:کدخدا، خائن سه ماه هم از ما طلبکار بشد چه کنیم؟!

کدخدا:چه؟!!

نظمیه چی:یک ازدواج داشته 7 بچه، چه کنیم؟!

کدخدا:کارت پایان خدمت را به او داده، سه ماه اضافه را به حساب فرزند بزرگ پسر او واریز کرده، لوح تقدیر به او داده، هورا برایش بکشید!


ولایت نوشت:

و اینکه حقوق انی که ازدواج کرده بچه بیاورند را به اندازه نصف حقوق کادر(همان کارکنان استخدامی نظام)افزایش دهید. این مورد همان مصداق شتر در خواب بیند پنبه دانه می توان دانست!!!:دی

بعد نوشت:

وصیت نامه مرتضی پاشایی رحمت خدا بر او باد در خبرنامه سرزمین گمشده کلیک!




مشاهده متن کامل ...
کاهش خدمت سربازی در ولایت قلقلکی با سیاست افزایش جمعیتی
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا چون ببیند جمعیت ولایت قلقلکی رو به کاهش است برای تشویق اهالی تصمیم بگیرد تا که هر ازدواج کند 3 ماه ری سربازی به او دهد و چون بچه بیاورد به ازای هر عدد 3 ماه دیگر.

خائن الممالک که خیلی اهل حساب کتاب بود با خود حساب کت کرده پس از 7 سال نزد کدخدا رفته طلب کارت پایان خدمت کند. چون قلقلک میرزا او را ببیند نظمیه چی ها را خبر کند و بگوید او به ولایت خدمت نکرد او را به محبس خانه انداخته و سپس سه ماه اضافه خدمت پشت دفترچه ای به او زده به سربازی جهت خدمت به ولایت عزیزمون بفرستید!

در این لحظه خائن بگفت کدخدا لحظه ای فرصت بده، من ازدواج کرده بچه دار شدم.

پس کدخدا به نظمیه چی بگفت حساب کتاب کنید بعد او را به محبس خانه بیفکنید.

نظمیه چی چرتکه بدست:خب چند تا ازدواج داشتی؟!

خائن:یک عدد بانو نامیست نیکو .

نظمیه چی: خب این سه ماه، چند تا بچه داشتی؟!

خائن :7 تا

نظمیه چی: هفت سه تا 21 بیچاره بانویت. چه؟!کلا می شود 24 ماه!!!

رو به کدخدا:کدخدا، خائن سه ماه هم از ما طلبکار بشد چه کنیم؟!

کدخدا:چه؟!!

نظمیه چی:یک ازدواج داشته 7 بچه، چه کنیم؟!

کدخدا:کارت پایان خدمت را به او داده، سه ماه اضافه را به حساب فرزند بزرگ پسر او واریز کرده، لوح تقدیر به او داده، هورا برایش بکشید!


ولایت نوشت:

و اینکه حقوق انی که ازدواج کرده بچه بیاورند را به اندازه نصف حقوق کادر(همان کارکنان استخدامی نظام)افزایش دهید. این مورد همان مصداق شتر در خواب بیند پنبه دانه می توان دانست!!!:دی

بعد نوشت:

وصیت نامه مرتضی پاشایی رحمت خدا بر او باد در خبرنامه سرزمین گمشده کلیک!



مشاهده متن کامل ...
کاهش خدمت سربازی در ولایت قلقلکی با سیاست افزایش جمعیتی
درخواست حذف اطلاعات
کدخدا قلقلک میرزا چون ببیند جمعیت ولایت قلقلکی رو به کاهش است برای تشویق اهالی تصمیم بگیرد تا که هر ازدواج کند 3 ماه ری سربازی به او دهد و چون بچه بیاورد به ازای هر عدد 3 ماه دیگر.

خائن الممالک که خیلی اهل حساب کتاب بود با خود حساب کت کرده پس از 7 سال نزد کدخدا رفته طلب کارت پایان خدمت کند. چون قلقلک میرزا او را ببیند نظمیه چی ها را خبر کند و بگوید او به ولایت خدمت نکرد او را به محبس خانه انداخته و سپس سه ماه اضافه خدمت پشت دفترچه ای به او زده به سربازی جهت خدمت به ولایت عزیزمون بفرستید!

در این لحظه خائن بگفت کدخدا لحظه ای فرصت بده، من ازدواج کرده بچه دار شدم.

پس کدخدا به نظمیه چی بگفت حساب کتاب کنید بعد او را به محبس خانه بیفکنید.

نظمیه چی چرتکه بدست:خب چند تا ازدواج داشتی؟!

خائن:یک عدد بانو نامیست نیکو .

نظمیه چی: خب این سه ماه، چند تا بچه داشتی؟!

خائن :7 تا

نظمیه چی: هفت سه تا 21 بیچاره بانویت. چه؟!کلا می شود 24 ماه!!!

رو به کدخدا:کدخدا، خائن سه ماه هم از ما طلبکار بشد چه کنیم؟!

کدخدا:چه؟!!

نظمیه چی:یک ازدواج داشته 7 بچه، چه کنیم؟!

کدخدا:کارت پایان خدمت را به او داده، سه ماه اضافه را به حساب فرزند بزرگ پسر او واریز کرده، لوح تقدیر به او داده، هورا برایش بکشید!


ولایت نوشت:

و اینکه حقوق انی که ازدواج کرده بچه بیاورند را به اندازه نصف حقوق کادر(همان کارکنان استخدامی نظام)افزایش دهید. این مورد همان مصداق شتر در خواب بیند پنبه دانه می توان دانست!!!:دی

بعد نوشت:

وصیت نامه مرتضی پاشایی رحمت خدا بر او باد در خبرنامه سرزمین گمشده کلیک!



مشاهده متن کامل ...
کتاب خنده بدون قلقلک
درخواست حذف اطلاعات
کتاب خنده بدون قلقلک اثر محمد باقر کیانی شهمیرزادی توسط انتشارات ا یر قلم منتشر شد .

با پیشرفت علم و تکنولوژی لطیفه ­ها و فکاهی ­ها نیز رنگ و بوی تکنولوژی به خود گرفته و مدرن شده ­اند و از وسایل الکترونیکی چون تلفن همراه و کامپیوتر نیز برای بیان لطیفه ­ها استفاده می گردد. این مجموعه سعی دارد لطیفه ­های مدرن و امروزی رواج یافته در میان مردم کوچه و بازار را برای خوانندگان عزیز بیان کند تا از این طریق لحظات شاد و مفرحی را برایتان خلق کند و خنده را حتی برای لحظه­ای کوتاه به لبانتان هدیه دهد.

برای تهیه ی این کتاب به صورت حضوری و از طریق ارسال پستی در خدمت مخاطبان عزیز هستیم .



مشاهده متن کامل ...
میرزا طاهر تنکابنی وتیمورتاش....
درخواست حذف اطلاعات
مرحوم میرزا طاهر تنکابنی ازافراد موحد وخوشنام تهران بود.

روزی درسرچشمه تهران جلو یک مغازه نشسته بود .تیمورتاش معروف هم با گروهی از همرامانش از آنجا عبور

می کرد .درجلو میرزا طاهر توقفی کرد وبعد از احوال پرسی رو به میرزا طاهر گفت :

میرزا طا هر ! من با هزار ویک دلیل ثا بت می کنم که خداوجود ندارد (استغفرالله)...

میرزا طاهر خیلی خونسرد وآرام درجواب او گفت:

به خودت زحمت نده. من خودم با یک دلیل ثابت می کنم خ وجودندارد ؟!
تیمورتاش گفت : آن دلیل چیست ؟؟میرزا گفت :

وجود آدم خبیثی مثل تو ! زیرا اگر خ وجود داشت ،تو ناپاک درروی زمین نبودی!

(مرحوم بازرگان سال 1357)

منبع :وبلاگ 24



مشاهده متن کامل ...
کتاب خنده بدون قلقلک
درخواست حذف اطلاعات
کتاب خنده بدون قلقلک اثر محمد باقر کیانی شهمیرزادی توسط انتشارات ا یر قلم منتشر شد .

با پیشرفت علم و تکنولوژی لطیفه ­ها و فکاهی ­ها نیز رنگ و بوی تکنولوژی به خود گرفته و مدرن شده ­اند و از وسایل الکترونیکی چون تلفن همراه و کامپیوتر نیز برای بیان لطیفه ­ها استفاده می گردد. این مجموعه سعی دارد لطیفه ­های مدرن و امروزی رواج یافته در میان مردم کوچه و بازار را برای خوانندگان عزیز بیان کند تا از این طریق لحظات شاد و مفرحی را برایتان خلق کند و خنده را حتی برای لحظه­ای کوتاه به لبانتان هدیه دهد.

برای تهیه ی این کتاب به صورت حضوری و از طریق ارسال پستی در خدمت مخاطبان عزیز هستیم .

+ ید این کتاب در سایت ادینه بوک



مشاهده متن کامل ...
قلقلک منظورت چیه ؟ و کیه؟
درخواست حذف اطلاعات

تو احمقی نه ...

از فال فروش پرسیدم چه می کنی؟

گفت: از حماقت انسانها تکه نانی در می آورم.

اینها از منی که در امروز خودم مانده ام،فردایشان را می خواهند.

قلقلک:

برداشت1- تکه نانی به او دادم و و همه فالهایش را یدم و به او گفتم آنها احمق نیستند،تو احمقی که هنوز نفهمیده ای مردم برای ترحم فالهایت را می ند.هم وضع فعلیت را می دانند و هم برای آینده به افق بالا چشم دوخته اند!!

برداشت 2- هنوز بعضیا نفهمیدند اون شماره حساب و اون ده هزار تومان ها تکه نانی بود از روی ترحم!!آفرین به غیرت و مردانگی آزادمردان



مشاهده متن کامل ...
the sense has run out …
درخواست حذف اطلاعات
روزه نمی گیرم. مدت هاست فقط رنج روزه رو درک می کنم و دیگه هیچ حس برام نداره. مثل همین الان، دم افطار که این نواهای مذهبی رادیو تلویزیون هیچی رو تو وجودم قلقلک نمیده. البته خب، کلن نوستالژیک نیستم.

ب اینه که حتی اگه روزه نگیری از فلج شدن اجباری زندگی تو رمضون بی نصیب نمی مونی.



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.