پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 کدام قله کدام اوج
k2 دومین قله بلند دنیا
درخواست حذف اطلاعات
مجموعه: مکانهای تفریحی جهان


k2 دومین قله بلند دنیا است که در منطقه قره قروم رشته کوه های هیمالیا بین مرز پا تان و چین قرار گرفته و دارای فنی ترین مسیر صعود در جهان است. ارتفاع این قله 8611 متر است و بهترین ماه های صعود به آن ژوئن، جولای، آگوست است. کی 2 در واقع سرسخت ترین قله 8000 متری است که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا، برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پا تان و در راس یخچال ب رو قرار دارد.

این قله به دلیل شرایط خیلی بد آب و هوا، شیب 45 درجه، فنی بودن آن، نوع ص ه ای بودن آن و این ویژگی که از ارتفاع 6000 متری آن به بعد، تنها برف دیده می شود، یکی از سخت ترین قله های جهان برای صعود است. کی 2 تا به حال جان خیلی از کوهنوردان را گرفته و نسبت صعود به مرگ آن 4 به 1 است. از این رو به آن قاتل سفید هم گفته می شود.

 

قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 

قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

 قله k2,بلندترین قله های دنیا, k2 دومین قله بلند دنیا

منبع:

irna.ir
soud.ir

tebyan.net

 




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشاهده متن کامل ...
قله های مرگبار
درخواست حذف اطلاعات
عاشقان رشته کوهنوردی، مرگبارترین قله های جهان را بشناسید.
 در سرتاسر جهان، علاقمندان به رشته کوه نوردی بسیار زیار است. شاید تا به حال برای شما یا دوستانتان پیش آمده باشد که بخواهید یروید به بلندترین مکان روی زمین، تا زمین را از زیر پایتان تماشا کنید؛ پس با ما همراه باشید با هغرفی 6 قله ی خطرناک جهان که ارتفاعشان به بیش از 8000 متر می رید.

1- قله آنا ا:
مجموعه ای از قله ها در رشته هیمالیا است. ارتفاع بلندترین آنها به ۸۰۹۱ متر می رسد. این قله که در مذهب هندو به "خدایگان حاصلخیزی و زراعت" منسوب است، بخشی از منطقه ی حفاظت شده با وسعت ۷۶۲۹ کیلومتر مربع در کشور نپال می باشد. با توجه به میزان تلفات کوهنوردان صعود کننده به این قله که حدود ۴۰ درصد می باشد، برخی این کوه را مرگبارترین کوهستان بر می شمارند.


مرگبارترین قله های جهان + تصاویر

مرگبارترین قله های جهان + تصاویر

2- قله کی2:
کِی۲ نام دومین قله بلند روی زمین پس از اورست است. این قله در منطقهٔ قره قروم رشته کوه های هیمالیا بین مرز پا تان و چین قرار گرفته است. این قله ۸٬۶۱۱ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. 

قله کی2، دارای فنی ترین مسیر صعود در جهان است. تعداد کوهنوردانی که در راه رسیدن به قله کشته شده اند، یک چهارم تعداد انی است که صعود موفق داشته اند.

در ۱۸۵۶ برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک نقشه بردار بود این کوه را از فاصله حدود ۲۰۰ کیلومتری مشاهده نمود. 
مرگبارترین قله های جهان + تصاویر

مرگبارترین قله های جهان + تصاویر

3- قله برود پیک:
برود پیک، دوازدهمین قله بلند در دنیا، با ارتفاع ۸۰۵۱ متر در رشته کوه قراقروم و در شمال شرقی پا تان واقع شده است. 

این قله در امتداد غربی یخچال ب ارو و در بین دو قله k۲ و گاشربروم iv قرار دارد. از روی ارتفاعات این قله نمای زیبایی از قله k۲ به آسانی قابل مشاهده است. 

برودپیک دارای سه قله مجزا می باشد قله اصلی ۸۰۵۱ متر، قله مرکزی ۸۰۱۶ متر و قله شمالی ۷۵۵۰ متر. فقط ۸ کیلومتر با قلهٔ مشهور k۲ فاصله دارد. 

این قله به عنوان یکی از قلل هشت هزار متری آسان شناخته شده است هر چند که از لحاظ فنی سخت نمی باشد اما به هر حال نمی توان آن را به راحتی پشت سر گذاشت چرا که مسیر آن، از میان قلمروی بهمن های دائمی می باشد.

مرگبارترین قله های جهان + تصاویر



4- قله شیشاپانگما:
شیشاپانگما با ۸۰۱۳ متر ارتفاع بعنوان چهاردهمین کوه ۸۰۰۰ متری و تنها ۸۰۰۰ متری مستقل در تبت شناخته می شود، که به طور کامل در داخل خاک کشور چین قرار دارد، اما به طرز عجیبی نزدیک ترین ۸۰۰۰ متری به کاتماندو، پایتخت نپال است و تنها ۸۰۰۰ متری است که از این شهر دیده می شود. 

در زبان تبتی به معنای "قله ای بر فراز دشتهای پوشیده از چمن" است. 

مرگبارترین قله های جهان + تصاویر


5- قله اورست:
کوه اورست با نام نپالی ساگارماتا به معنی سر آسمان و نام تبتی کومولانگما بلندترین کوه کره زمین است. 

ارتفاع این قله از سطح دریا معادل ۸٬۸۴۸ متر است. این کوه در رشته کوه های هیمالیا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت در کشور چین قرار گرفته است.

مرگبارترین قله های جهان + تصاویر


6- کانگچنجونگا:
کنچنجونگاسومین قله بلند جهان است و به همراه چهار قلهٔ دیگر مجاور خود، شامل ۵ قله می باشد که همگی آنها بالای ۸۴۵۰ متر هستند. این کوه کاملاً از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب با رشته کوههای عظیم احاطه شده است. 

ارتفاع این قله به ۸۵۸۶ متر می رسد. این کوه شرقی ترین ۸۰۰۰ متری جهان به شمار می رود.

از سال ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۹ باورها بر این بود که کانچن چونگا رفیعترین کوه جهان است، اما مساحی های اورست بر این فرضیه خط بطلان کشید.
مرگبارترین قله های جهان + تصاویر



مشاهده متن کامل ...
قله منار
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله منار (3530 متر) از روستای مورود

اطلاعات برنامه:

تاریخ اجرای برنامه: 95.10.03
موقعیت جغرافیایی: استان البرز، کرج، جاده چالوس
ارتفاع نقطه شروع: 2140 متر
روی یال اصلی: 2780 متر
قله فرعی: 3250 متر، 3.7 کیلومتر
قله منار: 3530 متر، 5.6 کیلومتر
مدت زمان صعود: 5.5 ساعت (7 صبح تا 12.30 ظهر)
(با احتساب نیم ساعت تایم صبحانه)
کل زمان برنامه: 9.5 ساعت (7 تا 16.30)
نفرات شرکت کننده (9 نفر):
گروه "نشاط زندگی": نیما اسماعیلی، ایمان حسینی و حسین شهبازی
گروه "دوستای خوب": آقایان نیما نظری، علی طاهر اصلانی، روح الله روهین تن (تن تن)
محمد عبدالهی - خانم ها: نظری و اصلانی

--------------------------------------------------------------

 

+ قله منار از آن قله هایی هست که چندین سال در لسیت انتظار ما برای صعود قرار داشت و بالا ه امسال موفق به صعود آن شدیم . بنظرم بهترین فصل برای صعود به قله منار فقط زمستان هست و این قله و مسیرش در سایر فصول جاذبه خاصی ندارد.

+ بنا بر توصیه یکی از دوستان، منطقه گرگ دارد و بهتر است این قله در زمستان به صورت گروهی صعود شود. ما هم در روز صعود بسیار جای پای گرگ و شغال و گراز و ... در مسیر دیدیم.

+ حدود 100 متر بعد از چشمه، ورودی روستا با زنجیر بسته شده و ظاهرا امکان ورود به روستا برای غریبه ها وجود ندارد.

آدرس روستای مورود:

کیلومتر 32 جاده کرج-چالوس، بعد از سد کرج، حدود 100 متر بعد از تابلوی پل خواب به فرعی روستای مورود در سمت راست جاده می رسید. یک جاده آسف ه پیچ در پیچ و نسبتا پرشیب پس از حدود 6 کیلومتر شما را به روستای مورود می رساند.

-------------------------------------------

گزارش برنامه:

ساعت 5 صبح از تهران میدان به سمت کرج به راه افتادیم و پس از حدود یک رب انتظار در پل کلاک برای پیوستن دوستان، مسیر جاده چالوس را در پیش گرفتیم. پس از طی 32 کیلومتر در جاده چالوس (از م کبیر) و جمعا 72 کیلومتر از تهران (میدان ازادی) به پل خواب رسیدیم. حدود 100 متر بعد از تابلو پل خواب، از سمت راست از روی پل گذشته و وارد فرعی مورود شدیم که تابلویی هم نداشت! جاده پیچ در پیچ با شیب نسبتا تند را طی کردیم تا حدود 5 کیلومتر بالاتر، ساعت 06.30 به نگهبانی متروکه روستای مورود رسیدیم که در سمت چپ جاده قرار دارد. اینجا محل پارک خودرو و نقطه شروع کوهپیمایی است. برای برداشتن آب حدود 300-400 متر در جاده جلوتر رفته و از چشمه پراب مورود که حدود 500 متر قبل از روستا و در ارتفاع 2100 متر قرار دارد آب برداشتیم و مجددا به محل نگهبانی برگشتیم (ارتفاع 2140 متر).

موقعیت قله منار بدن صورت است که وقتی رو به روستا (شرق) ایستاده باشید، سمت راستتان خط الراسی وجود دارد که در دورترین و بلندترین نقطه آن قله منار دیده می شود. قله فرعی (3250 متر) به صورت یک قله کله قندی در سمت راست قله اصلی قرار دارد که نباید آن را با قله اصلی اشتباه بگیرید. مسیر حرکت به سمت قله را می توان به راحتی تشخیص داده و تعیین کرد. در واقه باید از اولین و مناسب ترین یالی که به سمت خط الراس ارتفاع می گیرد خود را به روی خط الراس برسانید و باقی مسیر تا قله هم که مشخص است.

کنار جاده و روی دامنه های شمالی سفید پوش بوده و هوا حس سرد بود. در این روز ما 9 نفر بودیم. 3 نفر از گروه نشاط زندگی و 6 نفر هم دوست عزیزمان آقای نیما نظری و دوستانشان که در این برنامه با ما همراه بودند. ماشینها را کنار اتاقک نگهبانی پارک کرده و ساعت 7 صبح از سمت راست جاده (در جهت جنوب) کوهنوردی خود را آغاز نمودیم. همان ابتدا وارد یک زمین مسطح (شبیه زمین فوتبال) شدیم و پس از حدود 300 متر حرکت به سمت شرق (به سمت روستا)، سوار یکی از یال های جنوبی-شمالی شدیم که اواسط آن یال، چند سنگ بزرگ و ص ه به چشم می خورد. زمین زیر پایمان پوشیده از برف بود و بخاطر لغزنده بودن مسیر حرکت روی شیب تند یال کمی با دشواری همراه بود.  پس از حدود یک ساعت خود را به سنگ ها رس م و کاملا سوار یال شدیم. البته ما از مست چپ کم کم خود را به بالای رس م. شاید اگر از همان ابتدا سوار یال می شدیم بهتر می شد. با قرار گرفتن به روی یال، مسیر بهتر شده و حرکت با سرعت بیشتری صورت گرفت. یک گروه 10-12 نفره نیز در این روز پشت سرما در مسیر قله منار بودند که قبل از یال اصلی از ما سبقت گرفتند. ساعت 9 به روی یال اصلی (خط الراس) رسیدیم. در این لحظه، هوا آفت ، باد ملایم و دمای هوا نرمال بود. با گردش به سمت چپ و حرکت به سمت شرق مسیر خط الراس را به سمت قله منار در پیش گرفتیم. دقایقی بعد نیم ساعت برای صبحانه توقف کردیم و ساعت 10 مجددا به راه افتادیم. بعد از صبحانه دو گروه شدیم که گروه اول با سرعت بیشتری حرکت د. من تایم گروه اول را ذکر میکنم. ساعت 11 به قله فرعی در ارتفاع 3250 متر رسیدیم که سنگ چین بزرگی به ارتفاع حدود 2 متر روی قله وجود دارد.

جالب اینکه وقتی از روی جاده به بالا نگاه میکردیم قله فرعی و قله اصلی تقریبا هم ارتفاع نشان می دادند. اما روی خط الراس که قرار گرفتیم قله فرعی کاملا بلندتر از قله اصلی دیده می شد. با قرار گرفتن روی قله فرعی مشخصی می شود که قله بعدی به فاصله حدود 1.5 دورتر، بلندترین قله روی خط الراس است. با ادامه مسیر، کمی ارتفاع کم کرده و سپس شیب تند زیر قله را نیز پشت سر گذاشته و ساعت 12.30 ظهر به قله منار در ارتفاع 3530 متر رسیدیم. جی پی اس ما مسافت پیموده شده از پای جاده (نگهبانی) تا قله را 5.6 کیلومتر نشان می داد. روی قله یک سنگ چین مربعی شکل به ابعاد تقریبی 1x1x1 قرار دارد که بخش هایی از آن ریخته است.

ادامه خط الراس منار با کمی چرخش به سمت راست به قله سیاه سنگ (3560 متر) می رسد که به نظر می رسد حدود 1.5 ساعت فاصله بین این دو قله باشد و مسیر آن ظاهرا هموار بوده و مشکل خاصی برای پیمایش آن وجود ندارد. قله سیاه سنگ را ما زمستان سال 94 از سنگان و پاییز سال 92 از تالون صعود نموده بودیم.

فرود:

ساعت 13.30 مسیر فرود را در پیش گرفتیم. برای فرود کمی مسیرمان را عوض کرده و از نقطه دورتری رو خط الراس به سمت پایین حرکت کردیم. یعنی کمی بیشتر به سمت غرب حرکت کرده و سپس از یکی از یالها به سمت پایین سرازیر شدیم. حرکت در این بخش از مسیر به دلیل پرشیب و لغزنده بودن مسیر  کمی با کندی صورت گرفت. در نهایت ساعت 16.30 به محل پارک ماشین ها رسیدیم. ناهار و شام را یکجا پای ماشین و کمی با اعمال شاقه (بخاطر سرما) صرف کرده و ساعت 17.30 به سمت جاده چالوس و تهران به راه افتادیم.

------------------------------------------------------

+ در این روز ما متاسفانه یک اتفاق ناراحت کننده هم داشتیم که تاثیراتی در روند برنامه گذاشت که بنده برای اینکه گزارش از روند معمولی خارج نشده و برای خواننده از ح شسته و رفتگی خارج نشود در متن گزارش به آن اشاره ای ن : گم شدن سوییچ ماشین اقای نظری، خداحافظی و برگشت ایشان به همراه همسر محترم که با ماشین دوستانشان بروند تهران و سوییچ یدک بیاورند. تند رفتن دوستانشان و جدا شدن از ما بخاطر اینکه بتوانند با گروه جلویی به پایین برگشته و با مینی بوس آنها برگردند و ... که این شد که ما روی خط الراس از دوستان جدا شدیم و حسین آقا یک بار با دوستان قله رو صعود و یک بار با ما و ع روی قله ما سه نفره شد و ....

خلاصه در این روز شیرینی دیدار و آشنایی با دوستان جدید با اتفاق ناخوشایندِ گم شدن سوییچ، کمی به کاممان تلخ شد که ما از همراهی آقا و خانم نظری در باقی مسیر محروم شدیم. به هر حال تجربه ای بود که شاید خیری در آن بوده است.

-----------------------------------------------------------

+ gps قله منار

(ترک مسیر از پای چشمه زده شده است)

======================================

 

 

قبل از خط الراس:

 

روی خط الراس:

 

روی خط الراس، در مسیر قله فرعی:

 

قله منار از روی قله فرعی (سنگ چین):

(ع در مسیر برگشت گرفته شده است)

 

روی قله منار:

 

خط الراس منار به سیاه سنگ (دکل ها): :)

 

 

از چپ به راست: محمد عبداللهی، علی اصلانی، خانم اصلانی

 پایان



مشاهده متن کامل ...
قله سردگاه منجیل
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله سردگاه 2400 متر

پیمایش مسیر هرزویل منجیل به بیورزین لوشان

تاریخ اجرای برنامه: 1.5 روزه ، پنجشنبه و 11 و 12 داد 96
موقعیت جغرافیایی: استان گیلان، منجیل و لوشان
------------------------------------

ارتفاع قله: 2400 متر
ارتفاع نقطه شروع: 1000 متر، نیروگاه بادی، روستای هرزویل، منجیل
ارتفاع نقطه پایان: 1060 متر، روستای بیورزین، لوشان
طول مسیر تا قله: 12 کیلومتر
طول کل مسیر: 26 کیلومتر
مدت زمان صعود تا قله: 6 ساعت
کل زمان برنامه: بیش از 12 ساعت (7.15 صبح تا 7.30 عصر)
نفرات شرکت کننده: 4 نفر
نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، حمید محسنی، محسن کرمی

----------------------------------------------------

 

مسیر پیموده شده در گوگل ارث:

(برای مشاهده تصویر در سایز واقعی بر روی آن کلیک نمایید)

+ gps قله سردگاه منجیل (هرزویل به بیورزین)

----------------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

به نام خالق زیبایی ها

اول اینکه بگم چطور شد که به فکر این برنامه افتادیم. سال قبل تعریف قله های آسمانسرا و چرمکش رو شنیده و ع های زیباش رو دیده بودم و قله چرمکش رو توی ذهنم در لیست برنامه های سال 96 قرار دادم. از آنجایی که برای برنامه های دو روزه و شب مانی کمی محدودیت داریم تصمیم گرفتم که هر دوی این قله ها رو در یک روز صعود کنیم. در واقع خط الراس آسمانسرا به چرمکش. قبل از عزیمت کمی تحقیق کرده و راهنمایی از دوست بزرگوارم جناب آقای یزدان (که از کوهنوردان خوب منجیل هستند) گرفتم و متوجه شدم که بلندترین قله منطقه و این خط الراس، قله سردگاه به ارتفاع 2400 متر هست که برخی گروهها این قله را به نام آسمانسرا نیز معرفی کرده و جی پس اس زده اند. اما قله آسمانسرا اصلی و معروف به ارتفاع حدود 2 هزار متر در واقع قله دیگری است در شمال غربی قله سردگاه که در مسیر مورد نظر ما قرار ندارد. مبدا صعود به قله های سردگاه و آسمانسرا هر دو از هرزویل (خود روستا و یا نیروگاه بادی) هستند اما در بخش ابت مسیرشان از هم جدا می شود. از نیروگاه که حرکت می کنید پس از حدود نیم ساعت در جاده به یک دوراهی می رسید که سمت چپ مسیر صعود به آسمانسرا و سمت راست مسیر صعود به سردگاه است. صعود به قله سردگاه از نیروگاه بادی حدود 6 ساعت و قله آسمانسرا اگر اشتباه نکنم کمتر از 4 ساعت زمان می برد.

و اما شرح برنامه ما

ساعت 12.45 ظهر پنجشنبه، چهار نفری از تهران با دو ماشین به سمت اتوبان قزوین به راه افتادیم. در محدوده شهرک جهان نما تا گلشهر کمی ترافیک اما سنگین نبود. پس از طی 230 کیلومتر از تهران (ابتدای اتوبان) ساعت 16.30 به وجی روستای بیورزین در سمت راست اتوبان رسیدیم که با تابلوی: "جیرنده، داماش، ..." مشخص شده بود. 11 کیلومتر بعد به سه راهی زاده حنفیه در بیورزین رسیدیم. یکی از ماشین ها را کنار زاده پارک کرده و با ماشین دیگر به سمت منجیل و هرزویل به راه افتادیم. حدود 20-30 کیلومتر بعد به ابتدای منجیل رسیدیم. از سمت راست وارد جاده کمربندی شده و 100 متر بالاتر سه راهی بود که از سمت چپ راه اصلی را ادامه دادیم. این جاده حدود 5 کیلومتر بعد ما را به روستای هرزویل رساند. داخل هرزویل و قبل از بافت اصلی روستا، به یک دو راهی رسیدیم که یک سردر قوسی شکل در مسیر مستقیم وجود داشت و ما آدرس زاده سید پرنور را پرسیدیم که گفتند از سمت چپ. وارد خ سمت چپی شدیم که چند شیرآب در ابتدای خیابان قرار داشت که اهالی یا منجیلی ها از آن آب چشمه را برداشت می د. این خیابان را که پیچ در پیچ هم بود حدود 1 کیلومتر به سمت بالا ادامه دادیم تا در انتهای مسیر ماشین رو به زاده سید پرنور رسیدیم. از متولی مهمان نواز زاده (خانم چگینی) اجازه و راهنمایی برای شب مانی در محوطه زاده را گرفتیم و شب را در حیاط کوچک زاده داخل چادر گذر م که در کل بیش از 2 چادر جا ندارد. پس از مستقر شدن در زاده به هرزویل برگشته و نان بربری و کمی تنقلات از مغازه بقالی داخل هرزویل یدیم که اولین مغازه به سمت بافت اصلی روستا است. این مغازه خوشبختانه تا پاسی از شب باز است.

نکته مهمممم: تمام عصر تا شب و یک بند تا صبح باد شدیددددد می وزید که با اینکه چادرمان در کنج دیوار از باد در امان بود اما با این حال سر و صدای باد نگذاشت با خیال راحت بخو م و حتی نشد جوجه ای را که با خود برده و برای شام تدارک دیده بودیم درست کنیم و برای شام به نان و پنیر و هندوانه بسنده کردیم! یعنی اگر چادرمان در پناه دیوارهای بقعه زاده نبود که رسما بیچاره بودیم. جالب اینکه از هر در مورد این باد می پرسیدیم حرف هیچکدامشان با دیگری یکی نبود! یکی می گفت نگران نباشید شب بند می آید. دیگری می گفت اینجا همیشه همین است. یکی دیگه می گفت هفته ای دو روز باد به این شدت می وزد و ... خلاصه خواستم تاکید کنم که به هیچ وجه روی شب مانی در چادر در منجیل حساب باز نکنید. مثلا اگر جناب یزدانی و یا متولی محترم زاده در مورد وخامت احتمالی باد به ما هشدار می دادند ما شاید از خو دن در چادر صرفنظر کرده و به مکانی بر می گشتیم که اقای یزدانی عزیز در منجیل برای ما با دوستشان هماهنگ کرده بودند.

ساعت 5 صبح بیدار باش بود و پس از جمع چادر و وسایل، ساعت 6.15 با ماشین به قصد نیروگاه بادی به راه افتادیم. راهی را که آمده بودیم برگشتیم تا سه راهی جنب نانوایی بربری. در اینجا از سمت راست وارد جاده نیروگاه شدیم و خیلی زود وارد جاده خاکی شدیم. حدود 6-7 کیلومتر جاده خاکی را به سمت بالا طی کردیم تا ساعت 6.50 به محل توربین ها رسیدیم.

ماشین را در بالا و جنب توربین ها پارک کرده و ساعت 7.15 پیاده روی خود را به طرف جنگل از طریق پاکوب آغاز کردیم. چند دقیقه بعد وارد جاده خاکی اصلی آسمانسرا شده و به سمت چپ ادامه مسیر دادیم. دقایقی بعد جناب یزدانی به همراه دوستانشان که قصد قله آسمانسرا را داشتند با پاترول از پشت سر به ما رسیدند و سعادت دیدار با ایشان و اشنایی با دوستانشان نصیب ما شد. پس از چاق سلامتی و خداحافظی، مسیر جاده را ادامه دادیم. پس از 1.5 طی کیلومتر، حدود ساعت 7.30 به دوراهی مهمی رسیدیم که سمت چپ مسیر صعود به قله اسمانسرا و سمت راست مسیر قله سردگاه است. راه سمت راست را ادامه داده و هرچه پیش تر می رفتیم به زیبایی های جنگل افزوده می شد. با اینکه بالای سرمان آفتاب بود اما ابر و مه شدیدی قله آسمانسرا و کل خط الراس را فرا می گرفت که بر شدت آن افزوده می شد. هر چند که کمی نگرانمان می کرد اما با توجه به مطالعه و مشاهده مسیر در گوگل ارث و به همراه داشتن جی پی اس و ترک مسیر، نگرانی چندانی نداشتیم. ساعت 8.50 به اولین چشمه مسیر رسیدیم که در سمت راست جاده قرار دارد و برای رسیدن به آن باید کمی (حدود 50 متر) وارد راه فرعی شوید. صبحانه را صرف کرده و ساعت 9.40 مجددا مسیر جاده را ادامه دادیم.

ساعت 10.30 جاده تمام شده و در مسیر پاکوب ارتفاع گرفتیم و ساعت 11 به انتهای مسیر جنگل رسیدیم که بعد از آن دیگر فقط مرتع بود و چمنزار سبز. با ادامه مسیر پاکوب حدود یک ربع بعد جاده جدیدی را قطع کرده و بدون پاکوب به سمت قله پیش رو ارتفاع گرفتیم. باد فرح بخش بهاری که هر لحظه شدیدتر می شد ابر و مه را از سمت شمال به این سمت می آورد که در حهت شمال (دامنه های کوه درفک) کاملا ابری و مه آلود و در جهت جنوب (منجیل) هوا صاف و باز بود. ساعت 12 به بالای اولین قله فرعی مسیر در ارتفاع 1700 متر رسیدیم. از قله سرازیر شدیم و در مسیر یک جاده جدید دیگر به سمت چپ حرکت کردیم. ساعت 12.15 به اولین برکه مسیر و یک سه راهی رسیدیم. طبق جی پی اس مسیر سمت چپ را ادامه داده و کمی بالاتر از جاده خارج شده (برای میانبر) و ساعت 12.25 به برکه دوم رسیدیم. در اینجا با اعضای گروه محترم تیلار رشت برخورد کردیم که از قله سردگاه بر می گشتند و ضمن خوش و بش ع ی به یادگار گرفتیم. در ادامه مجددا وارد جاده شده و ساعت 13 به قله سردگاه در ارتفاع 2400 متر رسیدیم.

فرود:

روی قله نمای زیبایی از دریاچه سد منجیل در سمت غرب وهمچنین مناظر زیبایی از ارتفاعات و دامنه های پوشیده از مه و ابر در سمت شرق در معرض دیدمان قرار داشت که هراز گاهی مه کم می شد و می شد این مناظر را تماشا کرد. اگر مه و ابر نبود قطعا در سمت شرق قله درفک با دامنه های سرسبز و در دور دست احتمالا سماموس باشکوه باید دیده می شد.

پس از گرفتن ع یادگاری مسیر جاده آفرود را در جهت جنوب به سمت قله چرمکش و بزدره در پیش گرفتیم. روی خط الراس با شیب ملایم فراز و نشیب ها را طی می کردیم و در طول مسیر مناظر و پوشش گیاهی و نوع درختان بی نظیر و بسیار چشم نواز بودند. غالبا باد به شدت در حال وزیدن بود و ابر و مه را از سمت شمال (دامنه های درفک) به سمت ما می آورد. ترکیب چمن و گل و شقایق و درخت و مه و باد و هوای دل انگیز بهاری یکی از بهترین برنامه های چند سال اخیر را برایمان رقم می زد. پس از پست سر گذاشتن چند قله فرعی ساعت 16 به ا ین قله فرعی مسیر (قبل از گردنه چرمکش) در ارتفاع 2250 متر رسیدیم. جاده آفرود کمی قبل از آ ین قله تمام شده و الان یادم نیست که به چپ سرازیر می شد و یا راست. در هر حال ادامه راه تا بیورزین تمامن پاکوب و مالرو است. از قله سرازیر شدیم (در امتداد خط الراس) تا به بالای گردنه چرمکش رسیدیم که ادامه مسیر ص ه و پرتگاه بود. به دلیل وجود مه نه گردنه دیده می شد و نه قله چرمکش اما جی پی اس مشخص می کرد که کجا هستیم و در اینجا باید به سمت راست و به سمت دره بیورزین ارتفاع کم می کردیم.

مهم: در اینجا به دنبال راهی برای فرود بودیم که از مسیر جی پی اس خارج شده و از داخل پوشش جنگلی بدون پاکوب و با شیب زیاد و کمی با زحمت و چک مداوم مسیر با جی پی اس، بالا ه بعد از حدود یک ساعت به کف دره و رودخانه اصلی رسیدیم که پاکوب در سمت راست رودخانه قرار داشت. در اینجا مجددا در مسیر جی پی اس قرار گرفتیم. البته یک نکته ای هم وجود داشت و آن اینکه ترکی که در اختیار داشتیم برع مسیر ما بود. یعنی از بیورزین به هرزویل. در هر حال متوجه نشدم که این بخش از مسیر پاکوبی دارد یا خیر؟

دقایقی بعد ساعت حدود 5 عصر در کنار رودخانه برای ناهار حدود نیم ساعت توقف کردیم و مجددا به راه افتادیم. مسیر دره بیورزین در نوع خودش سرسبز و بسیار زیبا بود اما نه به زیبایی آنچه که ما آن بالا دیده بودیم. پس از حدود یک ساعت از دره خارج شده و با چرخش به چپ وارد راه باریکی شدیم که در امتداد نهر سیمانی آب ما را تا خود جاده بیورزین و سه راهی زاده حنفیه راهنمایی کرد. ساعت 19.30 به سه راهی زاده و جاده اصلی بیورزین رسیدیم و چند دقیقه ای تا زاده یعنی محل پارک ماشین مان پیاده روی کردیم.

سوار ماشین شده و به سمت منجیل و هرزویل براه افتادیم. پس از برداشتن ماشین مان در نیروگاه بادی هرزویل پارک بود، به پایین برگشته و شام را در کافه فانوس شب هرزویل صرف کرده و ساعت حدود 23 به سمت تهران حرکت کردیم. ساعت 3 صبح شنبه تهران بودیم.

 

نکات برنامه:

1-       به هیچ وجهههه بدون راهنما و یا همراه داشتن جی پی اس و ترک مسیر، این برنامه را اجرا نکنید. قبل از حرکت حتما جزئیات مسیر را در گوگل ارث به دقت بررسی نمایید.

2-       به دلیل باد های شدید منجیل به هیچ وجه روی شب مانی در چادر حساب باز نکنید.

-----------------------------------------------------------

تصاویر برنامه در ادامه مطلب

====================================

تصاویر برنامه:

روستای هرزویل منجیل:

 

چنار سه هزار ساله هرزویل:

 

زاده سید پرنور:

 

نیروگاه بادی هرزویل:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برکه قبل از قله سردگاه:

 

ع یادگاری با گروه تیلار رشت که در مسیر برگشت از قله بودند:

 

 

 

قله سردگاه:

 

نمایی از سنگ چین قله و آقا کرمی نازنین:

 

 

نمایی از دریاچه سد منجیل:

 

فرود:

مسیر فرود:

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از قله چرمکش در زیر ابر و مه. ع از روی آ ین قله فرعی:

 

دره بیورزین:

 

 

 

 

 

 

 

زاده محمد حنفیه، بیورزین:

 

پایان



مشاهده متن کامل ...
یادداشت 9 امرداد 1396 - خاطرات دومین صعود به قله علم کوه (قسمت ششم)
درخواست حذف اطلاعات

با اینکه ساعت بیدار باش 03:45 اعلام شده بود اما ساعتم رو برای 03:15 بامداد پنح شنبه تنظیم کرده بودم. خواب عمیقی داشتم و با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم. یه لباس اضافه تر تنم و برای برداشتن آب به بیرون از چادر اومدم. صحنه ای رو که در آسمون دیدم اونقدر جذاب بود که آرزو ای کاش امروز صعود نداشتیم و من تا طلوع آفتاب می نشستم و به این صحنه ی دلربا نگاه می .....


در سمت مشرق آسمون هلال باریک روز بیست و پنجم ماه ذیقعده در حالی به زیبایی هر چه تمامتر و با زمین ت بی نظیر در حال خودنمایی بود که در سمت چپ آن سیاره ناهید قرار داشت. وقتی عینکم رو به چشم زدم در کنار هلال ماه ستاره ی درخشان الدبران رو مشاهده . نزدیک بودن این دو به اندازه ای بود که حدس زدم احتمالا" پدیده ی همپوشانی روی داده (همپوشانی ، عبور ظاهری ماه و یا سیارات از روی ستاره های آسمان است که رصد دقیق این پدیده دستاورهای علمی زیادی رو بدست میده). چند دقیقه چشم به آسمون دوختم و باز تاسف خوردم که تنظیم دستی دوربینم ابه و نمیتونم از چنین صحنه ای رویایی ع بگیرم. هیچ لکه ی ابری در آسمون نبود و درخشش ستاره ها کم نظیر و مبهوت کننده....

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران توسط دوست ارجمندم جناب آقای مهدی رحیمی در ت آباد

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران و سیاره ناهید توسط دوست ارجمندم جناب آقای محمد سلطان الکت در اسپانیا

 

هوا بسیار عالی بود ؛ خیلی بهتر از اون چیزی که انتظارش رو داشتم. در اون ساعت از صبح بدلیل پایین بودن دما در ارتفاعات ، آب راهه ی نزدیک چادر ما ، فاقد آب بود چرا که در بالا دست بخاطر سرد شدن هوا ، برفی ذوب نمیشد. بنابراین باید فاصله ی بیشتری رو برای برداشتن آب طی می . با نور چراغ موبایل جلوی پام رو روشن می و پیش میرفتم. وقتی به آب جاری رسیدم ، بطریهای آب رو پر . دستم از سرمای زیاد کرخ شده بود. به سمت چادر برگشتم. تقریبا" تمام انی که در منطقه حضور داشتند خواب بودند. سکوت عجیبی همه جا رو احاطه کرده بود. چراغ بیشتر چادرها خاموش بود اما میشد دید که کوهنوردان دارن یکی بعد از دیگری از خواب بیدار میشن و مهیا برای صعود به قله.

 

همسرم رو بیدار . به اتفاق صبحانه ی مختصری خوردیم. حجم غذای کمی خوردیم اما انرژی این غذا بسیار زیاد بود. همون ترکیب سوخت موشک!! (ارده +شیره انگور + گردوی د شده+نان). قدری هم آب خوردیم. لباسهایی که برای صعود در نظر گرفته بودیم رو به تن کردیم. من تصمیم داشتم از همون لباسهایی استفاده کنم که در صعود سال 1390 به تن داشتم.


گرده آلمانها – 20 امرداد 1390

 

پایین مرجیکش – 29 تیر 1396

 

برای بالا تنه ، یه لباس استرج آستین بلند مشکی و چسبان رو به همراه یه تی آستین کوتاه ساده به تن . برای پایین تنه هم یه شوار استرج چسبان به همراه شوار وینداستاپر. توی کوله یه کاپشن ورزشی معمولی و یه بادگیر گذاشته بودم. دستکشهای پلار در دستم بود و کلاه پلار و دستمال گردنها رو توی کوله گذاشتم. همسرم هم لباسهای مورد نیازش رو پوشید و یه کوله ی حمله خیلی سبک هم به همراه آورد. توی کوله ی من مقداری موارد خوراکی و حدود 3.5 لیتر آب و دو نوشابه قرار داشت. هر دوی ما یخ شکنهای ژله ای رو احتیاطا" برداشته بودیم.

 

وسایل داخل چادر رو قدری جمع و جور کردیم و سر ساعت 04:30 بیرون چادر آماده ی حرکت شدیم. هوا اونقدر خوب بود که من نیازی به کلاه پلار نداشتم. یه چفیه روی سرم انداخته بودم و کلاه ایمنی کوهنوردی رو هم به سر داشتم. در این برنامه ، فکر میکنم در جمع حدود 700-600 کوهنوردی که در منطقه حضور داشتند فقط من و همسرم از کلاه ایمنی استفاده میکردیم. به دیگر کوهنوردان کاری ندارم اما به نظرم در گروه ما باید این مهم مد نظر قرار میگرفت و استفاده از کلاه ایمنی اجباری میشد. درسته که در مسیر صعود از حصارچال به قله ی علم کوه ، بالای سرمون آسمونه و از اونجا سنگی به روی ما نخواهد ریخت اما در طی مسیر هر زمان احتمال زمین خوردن و یا سر خوردن کوهنوردان در شیبهای تند وجود داره و اگه در چنین ح ی سر کوهنورد به سنگ برخورد کنه ، میتونه مشکل آفرین بشه.


آماده شدن اعضای گروه قدری با تاخیر انجام شد. وقتی همه جمع شدند ، قدری نرمش کششی انجام دادیم ، به خط شدیم و راه افتادیم. ساعت 05:05 بامداد بود. گروههایی از کوهنوردان قبل از ماه به راه افتاده بودند. نور هدلایت اونها که مثل قطاری به نظر میرسید ، در جای جای مسیر دیده میشد.مشابه این خطهای نورانی زیبا رو در صعود به قله ی دماوند دیده بود. اینها احتمالا" حدود یک ساعت قبل از ما به راه افتاده بودند. جنب و جوش زیادی در حصار چال به چشم میخورد و همه داشتند مهیای حرکت میشدند.

 

از زمین چمن و چند آبراهه ی بزرگ و کوچک عبور کردیم. سرمای هوای شامگاهی باعث لغزنده شدن برخی سنگها شده بود. باید با دقت زیاد و احتیاط از این سنگها عبور میکردیم. خیس شدن کفش و پا یه مدل مشکل ایجاد میکرد و لغزیدن روی سنگها مدلی دیگه (احتمال پیچ خوردن مچ پا زیاد بود). سیادت در این بخش قدری دچار مشکل شد و خدا رحم کرد که اتفاق بدی روی نداد.

 

اسم آقای رو بردم و لازم شد که یادآوری کنم وقتی میخواستم از چادر بیام بیرون ، جیب شلوارم رو پر از تخمه هندوانه !! از اون مدلی که همیشه توی صفه استفاده میکنند. دقایقی پس از آغاز حرکت ، توقف کردیم تا انی که میخوان ، لباسهای اضافه رو کم کنند. هوا لطیف و معتدل بود و اصلا" نباید در چنین هوایی خودمون رو زیاد بپوشونیم. تعریق بی جهت علاوه بر اینکه انرژی زیادی از ما میگیره ، آب و املاح مهم بدن رو هم کاهش میده و این در صعودهای طولانی مدت کوهنورد رو دچار مشکلات اساسی خواهد کرد.

 

حرکت در شیب آغاز شد. وقتی به گروهی میرسیدیم که قبل از ما به راه افتاده بود ، اگر مسیر پاکوب کم عرض بود باید سرعتمون رو کم میکردیم و پشت سر اونها حرکت میکردیم. یکی دو مورد هم پیش اومد که گروه جلویی خیلی آهسته حرکت میکرد و سرقدم ما در موقعیتهای مناسب ، به آرومی از اونها سبقت میگرفت. در بخش اول مسیر یکی دو بار از روی توده های برف رد شدیم. روز گذشته در مسیر حصارچال وقتی از روی برف رد شدیم ، برفها در حال آب شدن و نرم بودند و راحت میشد روی اونها حرکت کرد اما الان و در این ساعت صبح ، برفها ح یخ زده داشتند و برای همین باید خیلی با احتیاط از روی اونها عبور میکردیم.

 

با روشن شدن تدریجی هوا مناظر اطراف بهتر در دید ما قرار میگرفت و فرصت مغتنی برای عکاسی بدست میداد. پس از حدود 80 دقیقه حرکت و با رسیدن به پایین مرجیکش ، در جایی که آفتابگیر بود برای استراحت توقف کردیم. در هر توقف من و همسرم مقداری کشمش ، مغز گرود ، آب نبات خونگی ، اندکی نوشابه و آب میخوردیم. بلافاصله پس از توقف کاپشن ورزشی رو تنم می و با آماده شدن برای حرکت اون رو درمی آوردم. این روش باعث شد که در این صعود تعریق بدنم در حداقل ممکن باشه و صعود بسیار راحتی رو داشته باشم. در این استراحت با ز هم مقداری سوخت موشک خوردیم!!!

ممکنه بعضیها فکر کنند که کوهنوردی فقط به معنی ایستادن بر فراز قله ها است اما به نظر من مناظری که در حین صعود در معرض دید ما قرار میگره بعضا" از خود قله مهمتر و زیباتر هستند و برای همین هیچ فرصتی رو برای نظاره نباید از دست داد. در کوهنوردی باید هر از گاهی برگردی و به پشت سرت هم نگاه کنی. همه ی زیبائیها فقط در جهت بالا قرار نداره. وقتی ارتفاع گرفتی و بالاتر اومدی ، مناظر پشت سرت هم زیباتر و دیدنی تر خواهد بود ؛ مثل دیدن قله ی رفیع و زیبای دماوند که در حال صعود وقتی به پشت سرم نگاه اون رو دیدم و از راهی دور بهش سلام و ازش ع گرفتم.....

 

ای دیو سپید پای در بند ، ای قله ی گیتی ؛ ای دماوند.....

 

 

 

 

 

 

در توقف اول ، منظره ی قلل سان و جانپناهی که بین قله ی علم کوه و قله ی سان قرار داره بسیار دیدنی بود. دیدن این همه قلل بالای 4000 متر که همگی با ابهت و هراسناک هستند آدم رو هیجان زده میکرد. پس از استراحت و صرف صبحانه ای بسیار مختصر آماده ی طی شیب تند مرجیکش شدیم. برخی دوستان میگفتند چطوری از این شیب تند بریم بالا؟ گفتم به راحتی آب خوردن!! باید در مسیر پاکوب زیگزاک آهسته و آروم به پیش بریم. حرکت سرقدم گروه خیلی خوب بود. من اونقدر راحت طی مسیر می که توی این شیب تند هوس تخمه خوردن . بند باتومها توی دستم بود. باتومها رو به حال آویزون رها و دستم رو پر تخمه و شروع به ش تن تخمه و در عین حال صعود از این شیب تند! وای که خیلی با حال بود و کلی انرژی میگرفتم. عجیبه که در هر دو صعودم به علم کوه ، راحت راحت صعود و بسیار سرحال بودم. اونقدر حواسم به تخمه ش تن بود که نفهمدیم کی به انتهای این شیب تند رسیدیم. حالا بالای مرجیکش بودیم و به واقع تمام اعضای گروه به خوبی و راحتی در حال حرکت بودند و آمادگی جسمانی بالایی داشتند.

 

 

 

 

 

 

وقتی به بالای مرجیکش رسیدیم حال یکی از همراهان بهم خورد. وقتی ایشون رو دیدم متوجه قدری تغییر رنگ در لبهای ایشون شدم که نشون از ارتفاع زدگی داشت. شنیدم که روز گذشته و در حصارچال هم ایشون ح تهوع داشتند. راستش اگه من مسئول برنامه بودم اجازه صعود به ایشون نمیدادم چرا که به نظرم در اینگونه موارد نباید ریسک کرد. تصمیم گرفته شد گروه حرکت کنه به طرف قله و این همنورد در همین بالای مرجیکش باقی بمونند. به نظرم این هم کار درستی نبود. وقتی یه نفر از اعضای گروه حال مساعدی نداره نباید تنهاش گذاشت حتی اگه خودش بگه مشکلی خاصی نداره. مشکلات میتونه خیلی ناگهانی و پیش بینی نشده بروز کنه. این همنوردمون گفتند آروم آروم میرند پایین مرجیکش (جایی که صبحانه خوردیم). من نگران اینکار بودم. اگه در زمان فرود از اون شیب تند حال ایشون دوباره بد میشد ممکنه بود اتفاق بدی روی بده.

به هر حال ، برای داشتن ارتباط با ایشون ، یه بی سیم در اخیتارشون قرار دادند (این ابتکار خیلی خوبی بود که تا اندازه ای میتونست آرامش فکری برامون ایجاد کنه). سرقدم با این بی سیم مرتب با این همنورد در ارتباط بود. بعدا" متوجه شدم ایشو آروم آروم به پایین مرجیکش رفتند و بعد هم خودشون رو به چادرها روسوندند. خدا رو شکر که همه چیز بخیر گذشت.

 

 

 

بعد از عبور از مرجیکش به جایی رسیدیم که اصطلاحا" بده بستون داشت یعنی بعضی جاها مختصری ارتفاع کم میکردیم ، سپس حرکت تراورسی داشتیم (بدون کاهش و یا افزایش ارتفاع) و بعد ارتفاع اضافه میکردیم. حساسیت این بخش از مسیر به این دلیل بود که عرض معبر کم بود و تعداد زیادی کوهنورد در حال رفتن به طرف قله و یا برگشت بودند و در برخی جاها این ترافیک باعث میشد که صبر کنیم تا افراد مقابل بیان رد بشن تا مسیر برای ما باز بشه. سمت راست معبر دیواره بود اما در سمت چپ ، شیبهای بسیار تند با سنگهای گرانیتی ش ته ی فراوان. افتادن در این شیبها بطور قطع و یقین باعث آسیب جدی میشد و برای همین باید بسیار با احتیاط و آرامش عبور میکردیم. اصل حمایت رو در اینجا بطور دقیق و کامل رعایت می . من باید از همسرم حمایت می . در مواقعی که ارتفاع زیاد میکردیم پشت سر ایشون بودم و وقتی به شیب میرسیدیم جلوتر حرکت می . هر جا هم که مسیر عادی میشد و مشکل خاصی نبود ، تخمه میش تم ؛ اساسی!!!

 

در بخشهای مختلف مسیر بعضی وقتا حس می برخی از اعضای گروه خسته شده اند. این رو از روی نحوه ی گام برداری اونها خیلی خوب متوجه میشدم. در این زمانها با گفتن کلمات و جملات مختلف هم به اونها روحیه میدادم و هم تلاش می راهنمائیهای مختصری در مورد آهسته گام برداشتن ، نفس کشیدن عمیق و کم لباس به اونها بدم تا راحتتر بتونند حرکت کنند. اصل تشویق هم که همیشه کاربرد داره و باعث توقویت روحیه ی افراد میشه ؛ بویژه اینکه واقعا" در این برنامه برخی از اعضای گروه (بویژه خانمهای محترم حاضر در برنامه) خیلی فراتر از انتظار ظاهر شدند و مسیر رو با قدرت و همت مثال زدنی طی می د.

 

 

 

 

 

 

به آ ین شیبها رسیده بودیم و قله در جلوی چشممون بود. از تمام شیبهای اصلی عبور کرده بودیم و فاصله ی تا قله داشتیم. به راحتی میتونستیم ببینیم که روی قله غوغا است و جای سوزن انداختن نیست. قله ی علم کوه به واقع به قله ی نقطه ای است و شما میتونید نوک یه سنگ رو نشون بدین و بگین این نقطه (که ابعادی در حد سانتی متر داره) بالاترین نقطه ی علم کوه است. در اون فضای کوچیک بالاترین بخش قله به زحمت 6-5 نفر جا میشن اما الان میدیدم که به قول معروف مثل مور و ملخ همه از سه طرف دارن از سر و کول قله بالا میرن (سمت چهارمش دیواره ی بلند علم کوه است و عمرا" اگه ی بتونه توی همیچین صعود پر ازدحامی بره اونجا بشینه!!!

 

ساعت حدود 10:40 بود که با عبور از آ ین شیب به پای قله رسیدیم. در طی مسیر گفته بودم پرچم یا اباالفضل علیه السلام رو که به همراه دارم به همسرم خواهم داد و بخاطر صعود تحسین برانگیز همسر محترم جناب آقای در این برنامه ، پرچم ملی ایران رو هم در اختیار ایشون میذارم که با این دو پرچم بریم روی قله بایستیم. اما ازدحام جمعیت در کنار قله اونقدر زیاد بود که آقای و همسرشون از ما فاصله گرفتند و ندیدمشون. پرچمها رو آماده کرده ؛ یکی در اختیار همسرم و دیگری در اختیار دوست و همنورد گرامیم جناب آقای حمید کاظمی. در حالی که میگرفتم و نوای مدح آقا اباالفضل العباس علیه السلام رو از گوشی موبایلم پخش می ، آ ین مترها رو طی کردیم و از لابلای جمعیت کوهنوردان بر اوج بلندای علم کوه ایستادیم ؛ اینجا قله ی علم کوه است با ارتفاع 4850 متر..... الله اکبر ، یا مولانا یا اباالفضل العباس




در اون حال خوش قرار داشتن در اوج ، نوای گرم حاج محمود کریمی رو میشنیدم و با خودم می :

ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی اباالفضل

ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی اباالفضل

ذره منم مور منم ، وصله ی ناجور منم

دور منم کور منم ، شمس جهانتاب تویی اباالفضل

حی تویی و حیا تویی ، دم تویی و شفا تویی

مرده منم درد منم ، طیب اطیاب تویی اباالفضل

کوه تویی کاه منم ، سائل درگاه منم

مانده ی در راه منم ، دلیل و مهتاب تویی اباالفضل....

 

 قله علم کوه - 20 امرداد 1390


قله علم کوه - 29 تیر 1396 


حس قرار گرفتن بر روی قله رو فقط انی میتونند درک کنند که در یک زمینه به قله ای و نقطه ی اوجی رسیده باشند. در زندگی همه ی ما قله های متعددی در معنویات و مادیات وجود داره که همه مون با اختیار و یا حتی بدون اختیار داریم به سمت این قله ها حرکت میکنیم. یکی میخواد به قله ی دانش برسه ، یکی به قله ی معرفت ، دیگری به قله ی ثروت ، یکی دیگه به قله ی انسانیت و....... هر ی اگه برای رسیدن به قله ی مورد نظرش برنامه داشته باشه ، مسیر رو بدونه ، طاقت سختی کشیدن و تحمل رنج و درد رو داشته باشه ، برای مواجهه با بحرانها تدبیر بلد باشه ، زاد و توشه ی مورد نیاز برای چنین حرکتی رو فراهم کرده باشه ، و در راهنمایی و هدایت مرشدی راه بلد بهره مند باشه ، قطع و یقین به قله خواهد رسید و شیرینی چنین رسیدنی رو درک خواهد کرد.....

 

رسیدن به قله ی کوهها تمثیلی از این واقعیته که هر گاه چنین آمادگی رو در زمینه های دنیایی و معنوی داشته باشیم ، در اوج بودن و بر فراز قرار گرفتن رو به چشم خواهیم دید..... اوج قله ها محلی است برای افکار ناب....

 

(ادامه دارد)



مشاهده متن کامل ...
یادداشت 9 امرداد 1396 - خاطرات دومین صعود به قله علم کوه (قسمت ششم)
درخواست حذف اطلاعات

با اینکه ساعت بیدار باش 03:45 اعلام شده بود اما ساعتم رو برای 03:15 بامداد پنح شنبه تنظیم کرده بودم. خواب عمیقی داشتم و با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم. یه لباس اضافه تر تنم و برای برداشتن آب به بیرون از چادر اومدم. صحنه ای رو که در آسمون دیدم اونقدر جذاب بود که آرزو ای کاش امروز صعود نداشتیم و من تا طلوع آفتاب می نشستم و به این صحنه ی دلربا نگاه می .....


در سمت مشرق آسمون هلال باریک روز بیست و پنجم ماه ذیقعده در حالی به زیبایی هر چه تمامتر و با زمین ت بی نظیر در حال خودنمایی بود که در سمت چپ آن سیاره ناهید قرار داشت. وقتی عینکم رو به چشم زدم در کنار هلال ماه ستاره ی درخشان الدبران رو مشاهده . نزدیک بودن این دو به اندازه ای بود که حدس زدم احتمالا" پدیده ی همپوشانی روی داده (همپوشانی ، عبور ظاهری ماه و یا سیارات از روی ستاره های آسمان است که رصد دقیق این پدیده دستاورهای علمی زیادی رو بدست میده). چند دقیقه چشم به آسمون دوختم و باز تاسف خوردم که تنظیم دستی دوربینم ابه و نمیتونم از چنین صحنه ای رویایی ع بگیرم. هیچ لکه ی ابری در آسمون نبود و درخشش ستاره ها کم نظیر و مبهوت کننده....

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران توسط دوست ارجمندم جناب آقای مهدی رحیمی در ت آباد

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران و سیاره ناهید توسط دوست ارجمندم جناب آقای محمد سلطان الکت در اسپانیا

 

هوا بسیار عالی بود ؛ خیلی بهتر از اون چیزی که انتظارش رو داشتم. در اون ساعت از صبح بدلیل پایین بودن دما در ارتفاعات ، آب راهه ی نزدیک چادر ما ، فاقد آب بود چرا که در بالا دست بخاطر سرد شدن هوا ، برفی ذوب نمیشد. بنابراین باید فاصله ی بیشتری رو برای برداشتن آب طی می . با نور چراغ موبایل جلوی پام رو روشن می و پیش میرفتم. وقتی به آب جاری رسیدم ، بطریهای آب رو پر . دستم از سرمای زیاد کرخ شده بود. به سمت چادر برگشتم. تقریبا" تمام انی که در منطقه حضور داشتند خواب بودند. سکوت عجیبی همه جا رو احاطه کرده بود. چراغ بیشتر چادرها خاموش بود اما میشد دید که کوهنوردان دارن یکی بعد از دیگری از خواب بیدار میشن و مهیا برای صعود به قله.

 

همسرم رو بیدار . به اتفاق صبحانه ی مختصری خوردیم. حجم غذای کمی خوردیم اما انرژی این غذا بسیار زیاد بود. همون ترکیب سوخت موشک!! (ارده +شیره انگور + گردوی د شده+نان). قدری هم آب خوردیم. لباسهایی که برای صعود در نظر گرفته بودیم رو به تن کردیم. من تصمیم داشتم از همون لباسهایی استفاده کنم که در صعود سال 1390 به تن داشتم.


گرده آلمانها – 20 امرداد 1390

 

پایین مرجیکش – 29 تیر 1396

 

برای بالا تنه ، یه لباس استرج آستین بلند مشکی و چسبان رو به همراه یه تی آستین کوتاه ساده به تن . برای پایین تنه هم یه شوار استرج چسبان به همراه شوار وینداستاپر. توی کوله یه کاپشن ورزشی معمولی و یه بادگیر گذاشته بودم. دستکشهای پلار در دستم بود و کلاه پلار و دستمال گردنها رو توی کوله گذاشتم. همسرم هم لباسهای مورد نیازش رو پوشید و یه کوله ی حمله خیلی سبک هم به همراه آورد. توی کوله ی من مقداری موارد خوراکی و حدود 3.5 لیتر آب و دو نوشابه قرار داشت. هر دوی ما یخ شکنهای ژله ای رو احتیاطا" برداشته بودیم.

 

وسایل داخل چادر رو قدری جمع و جور کردیم و سر ساعت 04:30 بیرون چادر آماده ی حرکت شدیم. هوا اونقدر خوب بود که من نیازی به کلاه پلار نداشتم. یه چفیه روی سرم انداخته بودم و کلاه ایمنی کوهنوردی رو هم به سر داشتم. در این برنامه ، فکر میکنم در جمع حدود 700-600 کوهنوردی که در منطقه حضور داشتند فقط من و همسرم از کلاه ایمنی استفاده میکردیم. به دیگر کوهنوردان کاری ندارم اما به نظرم در گروه ما باید این مهم مد نظر قرار میگرفت و استفاده از کلاه ایمنی اجباری میشد. درسته که در مسیر صعود از حصارچال به قله ی علم کوه ، بالای سرمون آسمونه و از اونجا سنگی به روی ما نخواهد ریخت اما در طی مسیر هر زمان احتمال زمین خوردن و یا سر خوردن کوهنوردان در شیبهای تند وجود داره و اگه در چنین ح ی سر کوهنورد به سنگ برخورد کنه ، میتونه مشکل آفرین بشه.


آماده شدن اعضای گروه قدری با تاخیر انجام شد. وقتی همه جمع شدند ، قدری نرمش کششی انجام دادیم ، به خط شدیم و راه افتادیم. ساعت 05:05 بامداد بود. گروههایی از کوهنوردان قبل از ماه به راه افتاده بودند. نور هدلایت اونها که مثل قطاری به نظر میرسید ، در جای جای مسیر دیده میشد.مشابه این خطهای نورانی زیبا رو در صعود به قله ی دماوند دیده بود. اینها احتمالا" حدود یک ساعت قبل از ما به راه افتاده بودند. جنب و جوش زیادی در حصار چال به چشم میخورد و همه داشتند مهیای حرکت میشدند.

 

از زمین چمن و چند آبراهه ی بزرگ و کوچک عبور کردیم. سرمای هوای شامگاهی باعث لغزنده شدن برخی سنگها شده بود. باید با دقت زیاد و احتیاط از این سنگها عبور میکردیم. خیس شدن کفش و پا یه مدل مشکل ایجاد میکرد و لغزیدن روی سنگها مدلی دیگه (احتمال پیچ خوردن مچ پا زیاد بود). سیادت در این بخش قدری دچار مشکل شد و خدا رحم کرد که اتفاق بدی روی نداد.

 

اسم آقای رو بردم و لازم شد که یادآوری کنم وقتی میخواستم از چادر بیام بیرون ، جیب شلوارم رو پر از تخمه هندوانه !! از اون مدلی که همیشه توی صفه استفاده میکنند. دقایقی پس از آغاز حرکت ، توقف کردیم تا انی که میخوان ، لباسهای اضافه رو کم کنند. هوا لطیف و معتدل بود و اصلا" نباید در چنین هوایی خودمون رو زیاد بپوشونیم. تعریق بی جهت علاوه بر اینکه انرژی زیادی از ما میگیره ، آب و املاح مهم بدن رو هم کاهش میده و این در صعودهای طولانی مدت کوهنورد رو دچار مشکلات اساسی خواهد کرد.

 

حرکت در شیب آغاز شد. وقتی به گروهی میرسیدیم که قبل از ما به راه افتاده بود ، اگر مسیر پاکوب کم عرض بود باید سرعتمون رو کم میکردیم و پشت سر اونها حرکت میکردیم. یکی دو مورد هم پیش اومد که گروه جلویی خیلی آهسته حرکت میکرد و سرقدم ما در موقعیتهای مناسب ، به آرومی از اونها سبقت میگرفت. در بخش اول مسیر یکی دو بار از روی توده های برف رد شدیم. روز گذشته در مسیر حصارچال وقتی از روی برف رد شدیم ، برفها در حال آب شدن و نرم بودند و راحت میشد روی اونها حرکت کرد اما الان و در این ساعت صبح ، برفها ح یخ زده داشتند و برای همین باید خیلی با احتیاط از روی اونها عبور میکردیم.

 

با روشن شدن تدریجی هوا مناظر اطراف بهتر در دید ما قرار میگرفت و فرصت مغتنی برای عکاسی بدست میداد. پس از حدود 80 دقیقه حرکت و با رسیدن به پایین مرجیکش ، در جایی که آفتابگیر بود برای استراحت توقف کردیم. در هر توقف من و همسرم مقداری کشمش ، مغز گرود ، آب نبات خونگی ، اندکی نوشابه و آب میخوردیم. بلافاصله پس از توقف کاپشن ورزشی رو تنم می و با آماده شدن برای حرکت اون رو درمی آوردم. این روش باعث شد که در این صعود تعریق بدنم در حداقل ممکن باشه و صعود بسیار راحتی رو داشته باشم. در این استراحت با ز هم مقداری سوخت موشک خوردیم!!!

ممکنه بعضیها فکر کنند که کوهنوردی فقط به معنی ایستادن بر فراز قله ها است اما به نظر من مناظری که در حین صعود در معرض دید ما قرار میگره بعضا" از خود قله مهمتر و زیباتر هستند و برای همین هیچ فرصتی رو برای نظاره نباید از دست داد. در کوهنوردی باید هر از گاهی برگردی و به پشت سرت هم نگاه کنی. همه ی زیبائیها فقط در جهت بالا قرار نداره. وقتی ارتفاع گرفتی و بالاتر اومدی ، مناظر پشت سرت هم زیباتر و دیدنی تر خواهد بود ؛ مثل دیدن قله ی رفیع و زیبای دماوند که در حال صعود وقتی به پشت سرم نگاه اون رو دیدم و از راهی دور بهش سلام و ازش ع گرفتم.....

 

ای دیو سپید پای در بند ، ای قله ی گیتی ؛ ای دماوند.....

 

 

 

 

 

 

در توقف اول ، منظره ی قلل سان و جانپناهی که بین قله ی علم کوه و قله ی سان قرار داره بسیار دیدنی بود. دیدن این همه قلل بالای 4000 متر که همگی با ابهت و هراسناک هستند آدم رو هیجان زده میکرد. پس از استراحت و صرف صبحانه ای بسیار مختصر آماده ی طی شیب تند مرجیکش شدیم. برخی دوستان میگفتند چطوری از این شیب تند بریم بالا؟ گفتم به راحتی آب خوردن!! باید در مسیر پاکوب زیگزاک آهسته و آروم به پیش بریم. حرکت سرقدم گروه خیلی خوب بود. من اونقدر راحت طی مسیر می که توی این شیب تند هوس تخمه خوردن . بند باتومها توی دستم بود. باتومها رو به حال آویزون رها و دستم رو پر تخمه و شروع به ش تن تخمه و در عین حال صعود از این شیب تند! وای که خیلی با حال بود و کلی انرژی میگرفتم. عجیبه که در هر دو صعودم به علم کوه ، راحت راحت صعود و بسیار سرحال بودم. اونقدر حواسم به تخمه ش تن بود که نفهمدیم کی به انتهای این شیب تند رسیدیم. حالا بالای مرجیکش بودیم و به واقع تمام اعضای گروه به خوبی و راحتی در حال حرکت بودند و آمادگی جسمانی بالایی داشتند.

 

 

 

 

 

 

وقتی به بالای مرجیکش رسیدیم حال یکی از همراهان بهم خورد. وقتی ایشون رو دیدم متوجه قدری تغییر رنگ در لبهای ایشون شدم که نشون از ارتفاع زدگی داشت. شنیدم که روز گذشته و در حصارچال هم ایشون ح تهوع داشتند. راستش اگه من مسئول برنامه بودم اجازه صعود به ایشون نمیدادم چرا که به نظرم در اینگونه موارد نباید ریسک کرد. تصمیم گرفته شد گروه حرکت کنه به طرف قله و این همنورد در همین بالای مرجیکش باقی بمونند. به نظرم این هم کار درستی نبود. وقتی یه نفر از اعضای گروه حال مساعدی نداره نباید تنهاش گذاشت حتی اگه خودش بگه مشکلی خاصی نداره. مشکلات میتونه خیلی ناگهانی و پیش بینی نشده بروز کنه. این همنوردمون گفتند آروم آروم میرند پایین مرجیکش (جایی که صبحانه خوردیم). من نگران اینکار بودم. اگه در زمان فرود از اون شیب تند حال ایشون دوباره بد میشد ممکنه بود اتفاق بدی روی بده.

به هر حال ، برای داشتن ارتباط با ایشون ، یه بی سیم در اخیتارشون قرار دادند (این ابتکار خیلی خوبی بود که تا اندازه ای میتونست آرامش فکری برامون ایجاد کنه). سرقدم با این بی سیم مرتب با این همنورد در ارتباط بود. بعدا" متوجه شدم ایشو آروم آروم به پایین مرجیکش رفتند و بعد هم خودشون رو به چادرها روسوندند. خدا رو شکر که همه چیز بخیر گذشت.

 

 

 

بعد از عبور از مرجیکش به جایی رسیدیم که اصطلاحا" بده بستون داشت یعنی بعضی جاها مختصری ارتفاع کم میکردیم ، سپس حرکت تراورسی داشتیم (بدون کاهش و یا افزایش ارتفاع) و بعد ارتفاع اضافه میکردیم. حساسیت این بخش از مسیر به این دلیل بود که عرض معبر کم بود و تعداد زیادی کوهنورد در حال رفتن به طرف قله و یا برگشت بودند و در برخی جاها این ترافیک باعث میشد که صبر کنیم تا افراد مقابل بیان رد بشن تا مسیر برای ما باز بشه. سمت راست معبر دیواره بود اما در سمت چپ ، شیبهای بسیار تند با سنگهای گرانیتی ش ته ی فراوان. افتادن در این شیبها بطور قطع و یقین باعث آسیب جدی میشد و برای همین باید بسیار با احتیاط و آرامش عبور میکردیم. اصل حمایت رو در اینجا بطور دقیق و کامل رعایت می . من باید از همسرم حمایت می . در مواقعی که ارتفاع زیاد میکردیم پشت سر ایشون بودم و وقتی به شیب میرسیدیم جلوتر حرکت می . هر جا هم که مسیر عادی میشد و مشکل خاصی نبود ، تخمه میش تم ؛ اساسی!!!

 

در بخشهای مختلف مسیر بعضی وقتا حس می برخی از اعضای گروه خسته شده اند. این رو از روی نحوه ی گام برداری اونها خیلی خوب متوجه میشدم. در این زمانها با گفتن کلمات و جملات مختلف هم به اونها روحیه میدادم و هم تلاش می راهنمائیهای مختصری در مورد آهسته گام برداشتن ، نفس کشیدن عمیق و کم لباس به اونها بدم تا راحتتر بتونند حرکت کنند. اصل تشویق هم که همیشه کاربرد داره و باعث توقویت روحیه ی افراد میشه ؛ بویژه اینکه واقعا" در این برنامه برخی از اعضای گروه (بویژه خانمهای محترم حاضر در برنامه) خیلی فراتر از انتظار ظاهر شدند و مسیر رو با قدرت و همت مثال زدنی طی می د.

 

 

 

 

 

 

به آ ین شیبها رسیده بودیم و قله در جلوی چشممون بود. از تمام شیبهای اصلی عبور کرده بودیم و فاصله ی تا قله داشتیم. به راحتی میتونستیم ببینیم که روی قله غوغا است و جای سوزن انداختن نیست. قله ی علم کوه به واقع به قله ی نقطه ای است و شما میتونید نوک یه سنگ رو نشون بدین و بگین این نقطه (که ابعادی در حد سانتی متر داره) بالاترین نقطه ی علم کوه است. در اون فضای کوچیک بالاترین بخش قله به زحمت 6-5 نفر جا میشن اما الان میدیدم که به قول معروف مثل مور و ملخ همه از سه طرف دارن از سر و کول قله بالا میرن (سمت چهارمش دیواره ی بلند علم کوه است و عمرا" اگه ی بتونه توی همیچین صعود پر ازدحامی بره اونجا بشینه!!!

 

ساعت حدود 10:40 بود که با عبور از آ ین شیب به پای قله رسیدیم. در طی مسیر گفته بودم پرچم یا اباالفضل علیه السلام رو که به همراه دارم به همسرم خواهم داد و بخاطر صعود تحسین برانگیز همسر محترم جناب آقای در این برنامه ، پرچم ملی ایران رو هم در اختیار ایشون میذارم که با این دو پرچم بریم روی قله بایستیم. اما ازدحام جمعیت در کنار قله اونقدر زیاد بود که آقای و همسرشون از ما فاصله گرفتند و ندیدمشون. پرچمها رو آماده کرده ؛ یکی در اختیار همسرم و دیگری در اختیار دوست و همنورد گرامیم جناب آقای حمید کاظمی. در حالی که میگرفتم و نوای مدح آقا اباالفضل العباس علیه السلام رو از گوشی موبایلم پخش می ، آ ین مترها رو طی کردیم و از لابلای جمعیت کوهنوردان بر اوج بلندای علم کوه ایستادیم ؛ اینجا قله ی علم کوه است با ارتفاع 4850 متر..... الله اکبر ، یا مولانا یا اباالفضل العباس




در اون حال خوش قرار داشتن در اوج ، نوای گرم حاج محمود کریمی رو میشنیدم و با خودم می :

ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی اباالفضل

ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی اباالفضل

ذره منم مور منم ، وصله ی ناجور منم

دور منم کور منم ، شمس جهانتاب تویی اباالفضل

حی تویی و حیا تویی ، دم تویی و شفا تویی

مرده منم درد منم ، طیب اطیاب تویی اباالفضل

کوه تویی کاه منم ، سائل درگاه منم

مانده ی در راه منم ، دلیل و مهتاب تویی اباالفضل....

 

 قله علم کوه - 20 امرداد 1390


قله علم کوه - 29 تیر 1396 


حس قرار گرفتن بر روی قله رو فقط انی میتونند درک کنند که در یک زمینه به قله ای و نقطه ی اوجی رسیده باشند. در زندگی همه ی ما قله های متعددی در معنویات و مادیات وجود داره که همه مون با اختیار و یا حتی بدون اختیار داریم به سمت این قله ها حرکت میکنیم. یکی میخواد به قله ی دانش برسه ، یکی به قله ی معرفت ، دیگری به قله ی ثروت ، یکی دیگه به قله ی انسانیت و....... هر ی اگه برای رسیدن به قله ی مورد نظرش برنامه داشته باشه ، مسیر رو بدونه ، طاقت سختی کشیدن و تحمل رنج و درد رو داشته باشه ، برای مواجهه با بحرانها تدبیر بلد باشه ، زاد و توشه ی مورد نیاز برای چنین حرکتی رو فراهم کرده باشه ، و در راهنمایی و هدایت از مرشدی راه بلد بهره مند باشه ،بطور  قطع و یقین به قله ی مورد نظرش خواهد رسید و شیرینی چنین حرکتی بطرف کمال و تعالی رو درک خواهد کرد.....

 

رسیدن به قله ی کوهها تمثیلی از این واقعیته که هر گاه چنین آمادگی رو در زمینه های دنیایی و معنوی داشته باشیم ، در اوج بودن و بر فراز قرار گرفتن رو به چشم خواهیم دید..... اوج قله ها محلی است برای افکار ناب....

 

(ادامه دارد)



مشاهده متن کامل ...
یادداشت 9 امرداد 1396 - خاطرات دومین صعود به قله علم کوه (قسمت ششم)
درخواست حذف اطلاعات

با اینکه ساعت بیدار باش 03:45 اعلام شده بود اما ساعتم رو برای 03:15 بامداد پنح شنبه تنظیم کرده بودم. خواب عمیقی داشتم و با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم. یه لباس اضافه تر تنم و برای برداشتن آب به بیرون از چادر اومدم. صحنه ای رو که در آسمون دیدم اونقدر جذاب بود که آرزو ای کاش امروز صعود نداشتیم و من تا طلوع آفتاب می نشستم و به این صحنه ی دلربا نگاه می .....


در سمت مشرق آسمون هلال باریک روز بیست و پنجم ماه ذیقعده در حالی به زیبایی هر چه تمامتر و با زمین ت بی نظیر در حال خودنمایی بود که در سمت چپ آن سیاره ناهید قرار داشت. وقتی عینکم رو به چشم زدم در کنار هلال ماه ستاره ی درخشان الدبران رو مشاهده . نزدیک بودن این دو به اندازه ای بود که حدس زدم احتمالا" پدیده ی همپوشانی روی داده (همپوشانی ، عبور ظاهری ماه و یا سیارات از روی ستاره های آسمان است که رصد دقیق این پدیده دستاورهای علمی زیادی رو بدست میده). چند دقیقه چشم به آسمون دوختم و باز تاسف خوردم که تنظیم دستی دوربینم ابه و نمیتونم از چنین صحنه ای رویایی ع بگیرم. هیچ لکه ی ابری در آسمون نبود و درخشش ستاره ها کم نظیر و مبهوت کننده....

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران توسط دوست ارجمندم جناب آقای مهدی رحیمی در ت آباد

 

ع گرفته شده از هلال صبحگاهی بیست و پنج ماه ذیقده در کنار ستاره الدبران و سیاره ناهید توسط دوست ارجمندم جناب آقای محمد سلطان الکت در اسپانیا

 

هوا بسیار عالی بود ؛ خیلی بهتر از اون چیزی که انتظارش رو داشتم. در اون ساعت از صبح بدلیل پایین بودن دما در ارتفاعات ، آب راهه ی نزدیک چادر ما ، فاقد آب بود چرا که در بالا دست بخاطر سرد شدن هوا ، برفی ذوب نمیشد. بنابراین باید فاصله ی بیشتری رو برای برداشتن آب طی می . با نور چراغ موبایل جلوی پام رو روشن می و پیش میرفتم. وقتی به آب جاری رسیدم ، بطریهای آب رو پر . دستم از سرمای زیاد کرخ شده بود. به سمت چادر برگشتم. تقریبا" تمام انی که در منطقه حضور داشتند خواب بودند. سکوت عجیبی همه جا رو احاطه کرده بود. چراغ بیشتر چادرها خاموش بود اما میشد دید که کوهنوردان دارن یکی بعد از دیگری از خواب بیدار میشن و مهیا برای صعود به قله.

 

همسرم رو بیدار . به اتفاق صبحانه ی مختصری خوردیم. حجم غذای کمی خوردیم اما انرژی این غذا بسیار زیاد بود. همون ترکیب سوخت موشک!! (ارده +شیره انگور + گردوی د شده+نان). قدری هم آب خوردیم. لباسهایی که برای صعود در نظر گرفته بودیم رو به تن کردیم. من تصمیم داشتم از همون لباسهایی استفاده کنم که در صعود سال 1390 به تن داشتم.


گرده آلمانها – 20 امرداد 1390

 

پایین مرجیکش – 29 تیر 1396

 

برای بالا تنه ، یه لباس استرج آستین بلند مشکی و چسبان رو به همراه یه تی آستین کوتاه ساده به تن . برای پایین تنه هم یه شوار استرج چسبان به همراه شوار وینداستاپر. توی کوله یه کاپشن ورزشی معمولی و یه بادگیر گذاشته بودم. دستکشهای پلار در دستم بود و کلاه پلار و دستمال گردنها رو توی کوله گذاشتم. همسرم هم لباسهای مورد نیازش رو پوشید و یه کوله ی حمله خیلی سبک هم به همراه آورد. توی کوله ی من مقداری موارد خوراکی و حدود 3.5 لیتر آب و دو نوشابه قرار داشت. هر دوی ما یخ شکنهای ژله ای رو احتیاطا" برداشته بودیم.

 

وسایل داخل چادر رو قدری جمع و جور کردیم و سر ساعت 04:30 بیرون چادر آماده ی حرکت شدیم. هوا اونقدر خوب بود که من نیازی به کلاه پلار نداشتم. یه چفیه روی سرم انداخته بودم و کلاه ایمنی کوهنوردی رو هم به سر داشتم. در این برنامه ، فکر میکنم در جمع حدود 700-600 کوهنوردی که در منطقه حضور داشتند فقط من و همسرم از کلاه ایمنی استفاده میکردیم. به دیگر کوهنوردان کاری ندارم اما به نظرم در گروه ما باید این مهم مد نظر قرار میگرفت و استفاده از کلاه ایمنی اجباری میشد. درسته که در مسیر صعود از حصارچال به قله ی علم کوه ، بالای سرمون آسمونه و از اونجا سنگی به روی ما نخواهد ریخت اما در طی مسیر هر زمان احتمال زمین خوردن و یا سر خوردن کوهنوردان در شیبهای تند وجود داره و اگه در چنین ح ی سر کوهنورد به سنگ برخورد کنه ، میتونه مشکل آفرین بشه.


آماده شدن اعضای گروه قدری با تاخیر انجام شد. وقتی همه جمع شدند ، قدری نرمش کششی انجام دادیم ، به خط شدیم و راه افتادیم. ساعت 05:05 بامداد بود. گروههایی از کوهنوردان قبل از ما به راه افتاده بودند. نور هدلایت اونها که مثل قطاری به نظر میرسید ، در جای جای مسیر دیده میشد.مشابه این خطهای نورانی زیبا رو در صعود به قله ی دماوند دیده بودl. اینها احتمالا" حدود یک ساعت قبل از ما به راه افتاده بودند. جنب و جوش زیادی در حصار چال به چشم میخورد و همه داشتند مهیای حرکت میشدند.

 

از زمین چمن و چند آبراهه ی بزرگ و کوچک عبور کردیم. سرمای هوای شامگاهی باعث لغزنده شدن برخی سنگها شده بود. باید با دقت زیاد و احتیاط از این سنگها عبور میکردیم. خیس شدن کفش و پا یه مدل مشکل ایجاد میکرد و لغزیدن روی سنگها مدلی دیگه (احتمال پیچ خوردن مچ پا زیاد بود). سیادت در این بخش قدری دچار مشکل شد و خدا رحم کرد که اتفاق بدی روی نداد.

 

اسم آقای رو بردم و لازم شد که یادآوری کنم وقتی میخواستم از چادر بیام بیرون ، جیب شلوارم رو پر از تخمه هندوانه !! از اون مدلی که همیشه توی صفه استفاده میکنند. دقایقی پس از آغاز حرکت ، توقف کردیم تا انی که میخوان ، لباسهای اضافه رو کم کنند. هوا لطیف و معتدل بود و اصلا" نباید در چنین هوایی خودمون رو زیاد بپوشونیم. تعریق بی جهت علاوه بر اینکه انرژی زیادی از ما میگیره ، آب و املاح مهم بدن رو هم کاهش میده و این در صعودهای طولانی مدت کوهنورد رو دچار مشکلات اساسی خواهد کرد.

 

حرکت در شیب آغاز شد. وقتی به گروهی میرسیدیم که قبل از ما به راه افتاده بود ، اگر مسیر پاکوب کم عرض بود باید سرعتمون رو کم میکردیم و پشت سر اونها حرکت میکردیم. یکی دو مورد هم پیش اومد که گروه جلویی خیلی آهسته حرکت میکرد و سرقدم ما در موقعیتهای مناسب ، به آرومی از اونها سبقت میگرفت. در بخش اول مسیر یکی دو بار از روی توده های برف رد شدیم. روز گذشته در مسیر حصارچال وقتی از روی برف رد شدیم ، برفها در حال آب شدن و نرم بودند و راحت میشد روی اونها حرکت کرد اما الان و در این ساعت صبح ، برفها ح یخ زده داشتند و برای همین باید خیلی با احتیاط از روی اونها عبور میکردیم.

 

با روشن شدن تدریجی هوا مناظر اطراف بهتر در دید ما قرار میگرفت و فرصت مغتنمی برای عکاسی بدست میداد. پس از حدود 80 دقیقه حرکت و با رسیدن به پایین مرجیکش ، در جایی که آفتابگیر بود برای استراحت توقف کردیم. در هر توقف من و همسرم مقداری کشمش ، مغز گرود ، آب نبات خونگی ، اندکی نوشابه و آب میخوردیم. بلافاصله پس از توقف کاپشن ورزشی رو تنم می و با آماده شدن برای حرکت اون رو درمی آوردم. این روش باعث شد که در این صعود تعریق بدنم در حداقل ممکن باشه و صعود بسیار راحتی رو داشته باشم. در این استراحت باز هم مقداری سوخت موشک خوردیم!!!

ممکنه بعضیها فکر کنند که کوهنوردی فقط به معنی ایستادن بر فراز قله ها است اما به نظر من مناظری که در حین صعود در معرض دید ما قرار میگره بعضا" از خود قله مهمتر و زیباتر هستند و برای همین هیچ فرصتی رو برای نظاره نباید از دست داد. در کوهنوردی باید هر از گاهی برگردی و به پشت سرت هم نگاه کنی. همه ی زیبائیها فقط در جهت بالا قرار نداره. وقتی ارتفاع گرفتی و بالاتر اومدی ، مناظر پشت سرت هم زیباتر و دیدنی تر خواهد بود ؛ مثل دیدن قله ی رفیع و زیبای دماوند که در حال صعود وقتی به پشت سرم نگاه اون رو دیدم و از راهی دور بهش سلام و ازش ع گرفتم.....

 

ای دیو سپید پای در بند ، ای قله ی گیتی ؛ ای دماوند.....

 

 

 

 

 

 

در توقف اول ، منظره ی قلل سان و جانپناهی که بین قله ی علم کوه و قله ی سان قرار داره بسیار دیدنی بود. دیدن این همه قلل بالای 4000 متر که همگی با ابهت و هراسناک هستند آدم رو هیجان زده میکرد. پس از استراحت و صرف صبحانه ای بسیار مختصر آماده ی طی شیب تند مرجیکش شدیم. برخی دوستان میگفتند چطوری از این شیب تند بریم بالا؟ گفتم به راحتی آب خوردن!! باید در مسیر پاکوب زیگزاک آهسته و آروم به پیش بریم. حرکت سرقدم گروه خیلی خوب بود. من اونقدر راحت طی مسیر می که توی این شیب تند هوس تخمه خوردن . بند باتومها توی دستم بود. باتومها رو به حال آویزون رها و دستم رو پر تخمه و شروع به ش تن تخمه و در عین حال صعود از این شیب تند! وای که خیلی با حال بود و کلی انرژی میگرفتم. عجیبه که در هر دو صعودم به علم کوه ، راحت راحت صعود و بسیار سرحال بودم. اونقدر حواسم به تخمه ش تن بود که نفهمدم کی به انتهای این شیب تند رسیدیم. حالا بالای مرجیکش بودیم و به واقع تمام اعضای گروه به خوبی و راحتی در حال حرکت بودند و آمادگی جسمانی بالایی داشتند.

 

 

 

 

 

 

وقتی به بالای مرجیکش رسیدیم حال یکی از همراهان بهم خورد. وقتی ایشون رو دیدم متوجه قدری تغییر رنگ در لبهای ایشون شدم که نشون از ارتفاع زدگی داشت. شنیدم که روز گذشته و در حصارچال هم ایشون ح تهوع داشتند. راستش اگه من مسئول برنامه بودم اجازه صعود به ایشون نمیدادم چرا که به نظرم در اینگونه موارد نباید ریسک کرد. تصمیم گرفته شد گروه حرکت کنه به طرف قله و این همنورد در همین بالای مرجیکش باقی بمونند. به نظرم این هم کار درستی نبود. وقتی یه نفر از اعضای گروه حال مساعدی نداره نباید تنهاش گذاشت حتی اگه خودش بگه مشکل خاصی نداره. مشکلات میتونه خیلی ناگهانی و پیش بینی نشده بروز کنه. این همنوردمون گفتند آروم آروم میرند پایین مرجیکش (جایی که صبحانه خوردیم). من نگران اینکار بودم. اگه در زمان فرود از اون شیب تند حال ایشون دوباره بد میشد ممکنه بود اتفاق بدی روی بده.

به هر حال ، برای داشتن ارتباط با ایشون ، یه بی سیم در اخیتارشون قرار دادند (این ابتکار خیلی خوبی بود که تا اندازه ای میتونست آرامش فکری برامون ایجاد کنه). سرقدم با این بی سیم مرتب با این همنورد در ارتباط بود. بعدا" متوجه شدم ایشو آروم آروم به پایین مرجیکش رفتند و بعد هم خودشون رو به چادرها روسوندند. خدا رو شکر که همه چیز بخیر گذشت.

 

 

 

بعد از عبور از مرجیکش به جایی رسیدیم که اصطلاحا" بده بستون داشت یعنی بعضی جاها مختصری ارتفاع کم میکردیم ، سپس حرکت تراورسی داشتیم (بدون کاهش و یا افزایش ارتفاع) و بعد ارتفاع اضافه میکردیم. حساسیت این بخش از مسیر به این دلیل بود که عرض معبر کم بود و تعداد زیادی کوهنورد در حال رفتن به طرف قله و یا برگشت بودند و در برخی جاها این ترافیک باعث میشد که صبر کنیم تا افراد مقابل بیان رد بشن تا مسیر برای ما باز بشه. سمت راست معبر دیواره بود اما در سمت چپ ، شیبهای بسیار تند با سنگهای گرانیتی ش ته ی فراوان. افتادن در این شیبها بطور قطع و یقین باعث آسیب جدی میشد و برای همین باید بسیار با احتیاط و آرامش عبور میکردیم. اصل حمایت رو در اینجا بطور دقیق و کامل رعایت می . من باید از همسرم حمایت می . در مواقعی که ارتفاع زیاد میکردیم پشت سر ایشون بودم و وقتی به شیب میرسیدیم جلوتر حرکت می . هر جا هم که مسیر عادی میشد و مشکل خاصی نبود ، تخمه میش تم ؛ اساسی!!!

 

در بخشهای مختلف مسیر بعضی وقتا حس می برخی از اعضای گروه خسته شده اند. این رو از روی نحوه ی گام برداری اونها خیلی خوب متوجه میشدم. در این زمانها با گفتن کلمات و جملات مختلف هم به اونها روحیه میدادم و هم تلاش می راهنمائیهای مختصری در مورد آهسته گام برداشتن ، نفس کشیدن عمیق و کم لباس به اونها بدم تا راحتتر بتونند حرکت کنند. اصل تشویق هم که همیشه کاربرد داره و باعث توقویت روحیه ی افراد میشه ؛ بویژه اینکه واقعا" در این برنامه برخی از اعضای گروه (بویژه خانمهای محترم حاضر در برنامه) خیلی فراتر از انتظار ظاهر شدند و مسیر رو با قدرت و همت مثال زدنی طی می د.

 

 

 

 

 

 

به آ ین شیبها رسیده بودیم و قله در جلوی چشممون بود. از تمام شیبهای اصلی عبور کرده بودیم و فاصله ی تا قله داشتیم. به راحتی میتونستیم ببینیم که روی قله غوغا است و جای سوزن انداختن نیست. قله ی علم کوه به واقع به قله ی نقطه ای است و شما میتونید نوک یه سنگ رو نشون بدین و بگین این نقطه (که ابعادی در حد سانتی متر داره) بالاترین نقطه ی علم کوه است. در اون فضای کوچیک بالاترین بخش قله به زحمت 6-5 نفر جا میشن اما الان میدیدم که به قول معروف مثل مور و ملخ همه از سه طرف دارن از سر و کول قله بالا میرن (سمت چهارمش دیواره ی بلند علم کوه است و عمرا" اگه ی بتونه توی همیچین صعود پر ازدحامی بره اونجا بشینه!!!)

 

ساعت حدود 10:40 بود که با عبور از آ ین شیب به پای قله رسیدیم. در طی مسیر گفته بودم پرچم یا اباالفضل علیه السلام رو که به همراه دارم به همسرم خواهم داد و بخاطر صعود تحسین برانگیز همسر محترم جناب آقای در این برنامه ، پرچم ملی ایران رو هم در اختیار ایشون میذارم که با این دو پرچم بریم روی قله بایستیم. اما ازدحام جمعیت در کنار قله اونقدر زیاد بود که آقای و همسرشون از ما فاصله گرفتند و ندیدمشون. پرچمها رو آماده کرده ؛ یکی در اختیار همسرم و دیگری در اختیار دوست و همنورد گرامیم جناب آقای حمید کاظمی. در حالی که میگرفتم و نوای مدح آقا اباالفضل العباس علیه السلام رو از گوشی موبایلم پخش می ، آ ین مترها رو طی کردیم و از لابلای جمعیت کوهنوردان بر اوج بلندای علم کوه ایستادیم ؛ اینجا قله ی علم کوه است با ارتفاع 4850 متر..... الله اکبر ، یا مولانا یا اباالفضل العباس




در اون حال خوش قرار داشتن در اوج ، نوای گرم حاج محمود کریمی رو میشنیدم و با خودم می :

ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی اباالفضل

ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی اباالفضل

ذره منم مور منم ، وصله ی ناجور منم

دور منم کور منم ، شمس جهانتاب تویی اباالفضل

حی تویی و حیا تویی ، دم تویی و شفا تویی

مرده منم درد منم ، طیب اطیاب تویی اباالفضل

کوه تویی کاه منم ، سائل درگاه منم

مانده ی در راه منم ، دلیل و مهتاب تویی اباالفضل....

 

 قله علم کوه - 20 امرداد 1390


قله علم کوه - 29 تیر 1396 


حس قرار گرفتن بر روی قله رو فقط انی میتونند درک کنند که در یک زمینه به قله ای و نقطه ی اوجی رسیده باشند. در زندگی همه ی ما قله های متعددی در معنویات و مادیات وجود داره که همه مون با اختیار و یا حتی بدون اختیار داریم به سمت این قله ها حرکت میکنیم. یکی میخواد به قله ی دانش برسه ، یکی به قله ی معرفت ، دیگری به قله ی ثروت ، یکی دیگه به قله ی انسانیت و....... هر ی اگه برای رسیدن به قله ی مورد نظرش برنامه داشته باشه ، مسیر رو بدونه ، طاقت سختی کشیدن و تحمل رنج و درد رو داشته باشه ، برای مواجهه با بحرانها تدبیر بلد باشه ، زاد و توشه ی مورد نیاز برای چنین حرکتی رو فراهم کرده باشه ، و در راهنمایی و هدایت از مرشدی راه بلد بهره مند باشه ،بطور  قطع و یقین به قله ی مورد نظرش خواهد رسید و شیرینی چنین حرکتی بطرف کمال و تعالی رو درک خواهد کرد.....

 

رسیدن به قله ی کوهها تمثیلی از این واقعیته که هر گاه چنین آمادگی رو در زمینه های دنیایی و معنوی داشته باشیم ، در اوج بودن و بر فراز قرار گرفتن رو به چشم خواهیم دید..... اوج قله ها محلی است برای افکار ناب.....

 

(ادامه دارد)



مشاهده متن کامل ...
نخستین صعود های دماوند ...
درخواست حذف اطلاعات
تاریخ کوه نوردی ایران زمین - 40

نخستین صعود ها به دماوند :

پیشگامان اولین و فاتحان نخستین ، از جمله مشهورترین و جسورترین مردمانی بوده اند که دست به اینگونه اقدامات در تاریخ بشری زده اند. اگر قدری به گذشته های دور باز گردیم و آن را با زمان حال مقایسه کنیم هر چه بیشتر و ملموس تر بر تلاش فاتحان و اقدامات کاوشگرانه آنان آفرین خواهیم گفت. تلاشگرانی که بدون دسترسی به تجهیزات و وسایل کنونی ، فقط با عزمی راسخ و پایدار گام در راههایی نهادند که از آنها می توان به عنوان درخشان ترین صفحات تاریخ نام برد. پیشگامان نخستین تلاش های کوهنوردی چه در کشورمان ایران و چه در کشورهای دیگر رنجها و مصاعب بسیار زیادی رادر این راه متحمل شدند و با هوشیاری و ژرف نگری خاصی به آنچه می خواستند ، دست یافتند. شاید خود نیز به درستی باور نداشتند که به چه کار بزرگی دست یافتند که از آن جمله می باید از مقوله نخستین صعود تابستانی و زمستانی بر بام ایران دماوند نام برد.

تاریخ کوهنوردی ایران به خصوص به صورت متمرکز بر روی دماوند ، در فصول مختلف سال شاهد پیروزی های تلخ و شیرین بسیاری بوده است. از جمله ویژگی های مهم نگارش تاریخچه صعودهای تابستانی و زمستانی بر یک ارتفاع ، می تواند موارد مختلف و متفاوتی باشد که در این مورد می باید از چگونگی سفر گذشتگان ، چگونگی روند رو به رشد شناخت جغرافیایی منطبق بر اضلاع یک کوه به مرور زمان ، انجام برنامه های جدیدتر زمستانی و تابستانی بر روی مسیرها و یالهایی که برای نخستین بار اقدام به صعود آن می کنیم ، نام برد.

فکر صعود به قله دماوند بدون امکانات و تجهیزات زمستانی هم اکنون امری خارج از محدوده فکری کوهنوردان است و انجام آن خطرناک ، غیرممکن ، دشوار و فوق دشوار تلقی می گردد. اگر چه با نیم نگاهی به جهان خارج و دیدن ع های 1920پویندگان راه اورست و مقایسه آن با وسایل و تجهیزات آن زمان نسبت به پوشاک و تجهیزات زمستانی در 80 سال پیش ایران غیر قابل تصور می نماید. لیکن کوشاترین افراد تنها با عزمی راسخ و عشق به دماوند گام در این راه دشوار نهادند و سختی ها را پشت سر گذاشته و پیروزی را در آغوش کشیدند . بنابراین در برداشت های اولیه مبحث فوق که در این مقاله به شرح آن پرداخته ام و آن را به صورتی فهرست وار ارائه نموده ام ، کماکان می بایست انتظار داشته باشیم که برنامه هایی چند از قلم افتاده یا به صورت ناقص آورده شده باشد.

تاریخچه صعودهای زمستانی و تابستانی بر قله دماوند به دو بخش تقسیم می گردند که عبارتند از:

الف) برنامه های صعود قبل از سال 1300 کوهنوردی و دست ی به ارتفاعات به صورت اتفاقی

ب) برنامه های صعود بعد ازسال 1300 و دوره معاصر کوهنوردی سازمان یافته ایران.

با مراجعه به تاریخ و کتب معتبری که در این مقوله وجود دارد می توان از اشارات و محدود مقالاتی در این خصوص استفاده کرد که از جمله می باید از خلاصه سفرنامه ابودلف خزرجی در سال341ه.ق. که گویا صعودی نیمه تمام بر قله دماوند داشته یاد کرد.

از جمله دیگر فعالیتهای کاوشگرانه بر قله دماوند باید به موارد زیر اشاره کرد:

در سال 1836 میلادی برابر با 1215 ش (مستر تامسون) به قله دماوند صعود نمود ، تامسون اولین شب مانی بر فراز قله دماوند را نیز به نام خود ثبت نموده است.

در سال 1857م برابر با 1236 خورشیدی در دوازدهمین سال سلطنت ناصر الدین شاه و در ایام جشن تولدش ، نخستین صعود مستند ایرانی به قله دماوند توسط محمد صادق خان قاجار(سرهنگ توپخانه) ، مصطفی قلی خان(یاور توپخانه) و میرزا فتح اله پسر نصیر الملک ( اوقاف) و عسگر خان (برادر صاحب جمع) انجام شد که ضمن صعود به قله ، ارتفاع آن را 6613 ذرع تعیین و ثبت نموده اند و به شرح مشاهدات خود روی قله و دهانه آتشفشانی آن پرداخته و از وجود کرم های یخ اطلاع داده اند .

روز چهارم مرداد ماه 1239 خورشیدی برابر با 26 ژوئن سال 1860 میلادی هنریش بروگشن برلین ، شرق شناس و معاون حوزه موزه مصر همره با بارون مینوتولی سفیر ت پروس طی یک برنامه چهار روزه از طریق دره لار به قله دماوند صعود نمود.

در تابستان سال 1868 میلادی برابر با 1247 خورشیدی قدیمی ترین و اولین راهنمای شناخته شده در تاریخ کوهنوردی ایران به نام قربان از اهالی رینه به عنوان راهنما دو کوهنورد آلمانی به نام های مورلا و فرش فیلد را تا قله دماوند هدایت کرده است.

22 ماه ربیع الثانی سال 1288 ه.ق برابر با 1250 ه.ش چهار کوهنورد ایرانی عبارت از مشهدی علی محمد آفتاب گرمانچی ، کربلایی اسد اله ، سید عزیز اله و حسین بالون ساز به عنوان دومین گروه ایرانی به قله دماوند صعود د.

شاخصه مهم کار این کاروان ، اولین شب مانی ایرانیان برفراز قله دماوند است که با چنین قدمت ، از اهمیتی خاص برخوردار می باشد. پس از شب مانی مستر تامسون در 1836 میلادی این دومین شب مانی تاریخی است و این صعود نخستین بار از قسمت شمال انجام شده است.

روز سوم دسامبر سال 1889 برابر با 12/9/1268 در هوای توفانی و در دمای 26 درجه زیر صفر ژاک، ژان ماری دمرگان اولین صعود زمستانی به قله دماوند را به نام خود ثبت نمود.

در تاریخ 27/9/1304 برابر با 18 دسامبر سال 1925 میلادی ، اولین پرواز با هواپیما بر فراز قله دماوند به وسیله هواپیمای فرانسوی توسط کاپیتان ژیدیه انجام شد ، در این پرواز جنگ ایران نیز شرکت داشت.

خانمی اهل انگلیس به نام جی پی سامرا سکیل به عنوان اولین بانو به قله دماوند صعود کرد.

در سال 1322 پرویزی موفق به نخستین صعود تابستانی به قله دماوند می گردد.

اولین صعود گروهی به دماوند در سال 1323 از مسیر جنوبی و به س رستی منوچهر مهران انجام گرفت.

ملوک تیموری اولین بانوی ایرانی که قله دماوند را از مسیر رینه در تاریخ بیست و چهارم مرداد 1325 به همراه 10 نفر از کوهنوردان باشگاه نفت صعود نمود.

تابستان 1325 یک گروه از کوهنوردان به س رستی محمد کاظم گیلانپور به همراهی پرویزی، فیض کتیبه ای، نوایی، شفیعی ها و افشار موفق به نخستین صعود تابستانی از یال شمال شرقی دماوند می گردند.

در تابستان 1326 برای نخستین بار محمد پرویزی با لوازم اسکی خود به قله دماوند صعود کرد و با اسکی از قله سرازیر شد، وی از اولین انی است که ازطریق مسیر شرقی به قله صعود نمود.

تابستان 1326 صعود از جبهه شمالی توسط محمد کاظم گیلانپور، معتمدی و عوض خانی، همچنین نخستین صعود بانوان از راه جنوبی به س رستی گیلانپور انجام گرفت. بانوان کوهنورد عبارت بودند از: فروغ ارشدی، بدری تاج بخش، عصمت قاضی، فرخ کو ن و سوزان شریکر.

نخستین صعود بانوان کوهنورد، در سال 1328 از تیغه شمال شرقی به قله دماوند به س رستی جلیل کتیبه ای صورت گرفت.

تابستان 1331 از جبهه شرقی دماوند تا ارتفاع 4900 متر و لب دره یخار توسط کوهنوردان سازمان کوهنوردی و اسکی دماوند صعود شد.(اولین سابقه صعود در دره یخار)

گغام میناسیان، منوچهر جهانگیر، سرمدی، بالکانی و گالوستیان فقید در تابستان 1331 از راه سنگ نو به دره شمالی دماوند و از پایین کوه، صعود از یال شمالی را آغاز و شب را در قله به سر برده و روز بعد برفراز آن قرار گرفتند.

زمستان 1335 خلیل میلانی و غلامرضا اکینچه از سازمان کوهنوردی جاوید و محمد باقر زیادتی از سازمان کوهنوردی و اسکی دماوند برای نخستین بار به قله سفید پوش دماوند از مسیر جنوبی صعود د. این آغاز گشایش سرفصل های جدید برای صعودهای سنگین زمستانی گردید و سنت شکنی شد که از اهمیتی ویژه برخوردار بود.

از روز نهم تا 11 مهر 1343 مهری زرافشان از سازمان کوهنوردی و اسکی دماوند، نلی بقاییان از باشگاه آرارات، ناصر رستمی از باشگاه تاج و عباس علی زاده از کوهنوردان آزاد به عنوان بزرگترین برنامه کوهنوردی سال به قله دماوند صعود د و پس از یک شب مانی برفراز قله بازگشت نمودند.

شب 11 مهرماه دو بانوی قدرتمند کوهنوردی ایران، مهری زرافشان و نلی بقاییان، اولین شب مانی بانوان ایران را بر فراز قله دماوند به نام خود ثبت د.

روز 5 تیر 1342 کوهنوردان سازمان بیستون، اکبر سلام تبریزی حسین دانشمند، سیروس زرگری، رضا دانش و ناصر حید ور از کانون کوهنوردان تهران به س رستی اکبر بشر دوست، برای اولین بار طی یک برنامه 24 ساعته از جبهه جنوبی به قله دماوند صعود کرده و از جبهه غربی بازگشت نمودند.

28 تیر 1343 طی یک برنامه جسورانه به منظور اجرای دومین شب مانی بانوان در تاریخ کوهنوردی کشور بر بام ایران، سرور مینویی، روح انگیز و مهرانگیز حکیمی و زهره کامیاب از سازمان کوهنوردی بیستون، همراه سه زن انگلیسی به نام های آلیس شاپ، اسکوفیسک و گوتیک به س رستی نرگس حکیمی بانوی اول مربی کوهنوردی به قله دماوند صعود نمودند که 4 نفر از بانوان ایرانی 24 ساعت در قله به سر بردند. در این برنامه کوهنوردان دیگر اکبر سلام تبریزی، سیروس زرگر، هدایت اله آراسته، کاظم تبریزی و شهباز سروری نیز از سازمان بیستون شرکت داشتند.

در سال 1344 اولین گروه ایرانی از سازمان دماوند بهمن ناصحی و جهانگیر ی از طریق زبانه فرعی دره یخار به بالای تخت فریدون راه یافته و به قله می رسند.

در بهمن ماه 1344 نخستین صعود زمستانی یال مُلاخوران توسط عباس علیزاده، ناصر گارسچی،جمشید عبدالهی و حمزه بایه به انجام مرسد.

در سال 1353 پس از سه سال تلاش تابستانی و زمستانی بر روی طولانی ترین یال دماوند (یال شمال شرقی) تیمی به س رستی علی محمد پور به همراه یک گروه 11 نفره موفق شدند اولین صعود زمستانی یال شمال شرقی دماوند را در تاریخ 8 بهمن ماه به انجام برسانند.

تابستان سال 1358 اولین صعود مستقیم دره یخار، دهلیز مرکزی(بام برفی) توسط خانه کوهنوردان تهران با کوشش جلال رابوکی، حسین عزیزی و رضا کفاش با موفقیت انجام شد.

تیم دیگری از خانه کوهنوردان در سال 1359 پس از تلاش روی دیواره یخی، از انتهای دیواره صعود کرده پس از عبور از شکاف یخی بزرگ، خود را به قله رساندند و مسیری نو پیدا د، اعضای این گروه را حسین عزیزی، ناصر مصطفوی به س رستی جلال رابوکی تشکیل می دادند.

از روز 17 شهریور ماه 1360 ابراهیم بابایی، غلامرضا دانشور، عباس محمدی، داریوش بابا زاده(گروه آرش) همراه جلال فروزانی (رابوکی) محسن نوری، وحید عسگری از تهران و ناصر خوشه چین از اراک و مهرداد گرانپایه از همدان دست به اجرای برنامه ای در دره یخار دماوند زدند و حدود 35 کیلو بار طی دو روز به چادر گاهی که در کناره سمت راست دره، رو به روی(دیواره یخی) در نظر گرفته شده بود حمل شد.

ابراهیم بابایی بخش عمودی دیواره یخی را صعود و ثابت گذاری کرد، روز بعد بابایی و رابوکی در یک طناب و دانشور و خوشه چین در طناب دیگر بخش عمودی را صعود د و پا بر یخچال بالای آن گذاشتند و تا حدود 10 شب خود را به قله و پس از آن به پناهگاه تخت فریدون رساندند، به این ترتیب نخستین صعود دیواره یخی یخار به انجام رسید.

در زمستان سال 1360 برای نخستین بار، پس از بررسی های لازم از سوی کلوپ کوهنوردی دماوند

مسیر یال جناقی شکل یال دوم جناح غربی دماوند با حضور علی اسکندانی، فتح اله کیایی ها و حسن جواه ور از تاسیسات سد لار با موفقیت صعود شد.

سپس در زمستان سال 1362 اعضای گروه کوهنوردی کاوه آزاد و کلوپ دماوند در یک اقدام مشترک بر روی جبهه جنوب غربی دماوند موفق می گردند یال سروزان را که اصلی ترین یال جنوب غربی دماوند است را صعود کرده و بدین ترتیب 2 قسمت از یالهای جبهه جنوب غربی را تکمیل نمودند.

بدین ترتیب کوشش کوهنوردان در راه صعود از یال های اصلی دماوند به تدریج رو به سوی مواردی نهاد که کمتر مورد توجه بوده است از جمله یکی از مهمترین مسیرهای صعود به قله دماوند و در ضمن دورترین آنها می باید از یال سر داغ در شمال غربی آن نام برد که پس از تلاش های مکرر و نافرجام، سرانجام پس از شناسایی و ساخت پناهگاه سیمرغ به روی یال غربی دماوند و گسترش مسیرهای صعود از طریق این جناح به قله، بهمن ماه سال 1374 حمیدرضا قیدی و همراه او موفق به اولین صعود زمستانی یال غربی دماوند از پناهگاه سیمرغ می گردند.

بهمن ماه 1375 فرشاد خلیلی و مجید مصلحی از باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند پس از بررسی ها و شناسایی های مکرر بر روی یال و زمین چال و برج های یخار موفق به اولین صعود زمستانی این مسیر میانی و تراورس برجهای یخار میگردند.

علی اصغر پاشازانوسی از کوهنوردان شمیران در تابستان 1376 موفق گردید از مسیر جنوبی با استفاده از دوچرخه کوهستان به قله 5671 متری دماوند صعود و از همین مسیر مراجعت نماید.

در تابستان 1376 پس از استقرار یک اکیپ بزرگ 30 نفره به همراهی علی مقیم به منظور شناسایی و صعود یال شمال غربی دماوند مورد بررسی قرار می گیرد. از این اکیپ محمد سعادتی، حمید صفایی و لیلا بهرامی نیز موفق به اولین صعود گرده یال لش بوم به طور مستقیم تا قله گردیدند.

اصغر پرکان کوهنورد جانباز 70 درصد همدانی و محروم از بینایی هر دو چشم به همراهی تعدادی دیگر از جانبازان طی مدت 3 روز در تابستان 76 از مسیر جنوبی موفق به صعود به قله دماوند شدند.

این بود تاریخچه ای از صعودهای موفقیت آمیز به این بام سپید پوش ایران زمین، چه بسا که صعودهای ناموفق زیادی به این قله صورت گرفته و به جهت عدم تجربه، رعایت ن ایمنی و مسایل بسیار مهم در صعود از یالهای مختلف این کوه مخصوصاً در فصول سرد و برفگیر سال تنی چند از عزیزان ما جان خود را در این راه از دست داده اند امیدواریم بعد از این شاهد اتفاقاتی این چنین نباشیم.




مشاهده متن کامل ...
قله کی تو کوهستان وحشی(پادشاه سفید)
درخواست حذف اطلاعات

قله کی 2 ( k2 ) دومین کوه مرتفع دنیا ، در قسمت شمالی کشور پا تان و هم مرز با کشور چین و در منطقه قراقروم در هیمالیا به ارتفاع قله ی آن 8611 متر واقع شده است.

با نام مستعارش یعنی "کوهستان وحشی" مشهور است. شهرت آن به این خاطر است که از هر 4 نفری که قصد صعود به این قله را داشته اند، 1 نفر جان باخته است. پس از قله آنا ا، کی 2 دومین کوه مرگبار جهان است، اورستخواهر بزرگ کی 2 خوانده می شود و تاکنون در زمستان صعود نشده است.

کوه k2 این هرم بزرگ بی شک سرسختترین قله ۸۰۰۰ متری است که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. قله کی 2 این هرم غول آسا، برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پا تان و در راس یخچال ب رو قرار دارد. این قله در مرز پا تان و چین در منطقه کاراکورام قرار دارد. ارتفاع بلند این کوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی ۳۵ درجه موجب شده تا کی۲ دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد، از این رو قله ای از سنگ پوشیده از یخ و برف با ۶ یال مخوف است.


k2
یا چوگوری (خدای کوهستانها به زبان محلی) یکی از مرگ آور ترین قله های جهان به علت عظمت آن و تلاشهای ناموفق بسیار در صعود به این قله به قاتل نیز معروف است.این کوهستان تا ارتفاع حدود 6000 متری کوهستانی ص ه ای است و بعد از آن به اقیانوسی از برف تبدیل می شود.

تاریخچه صعود به قله k2

  • در ۱۸۵۶ برای نخستین بار توماس مونت گومری که یک کاوشگر بود. مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم ۱ تا ۷ نامگذاری کرد، و نام کی۱ تا کی ۷ را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی ۲ به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مونت گومری آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله بلند جهان باقی ماند و سایر قله ها کی۱، کی۳ ، کی۴ و کی۵ نام گذاری شدند. اما در نهایت به نام های گاشربروم و برود پیک و گاشربروم ۲ و گاشربروم ۱ تغییر نام دادند.
  • اولین تلاش جدی در سال 1902 یک گروه شش نفره از کوهنوردان اروپایی به ی اسکار اکنستین (oscar eckenstein) و آلیستر کروالی (aleister crowley ) برای فتح k2 رهسپار شدند. با رسیدن به پایین قله، تلاش خود برای صعود مستقیم از جنوب به سمت یال جنوب شرقی را آغاز د، اما به این نتیجه رسیدند که صعود از یال شمال شرقی آسان تر خواهد بود. چندین بار تلاش بدون موفقیت انجام شد و آنان توانستند، سرانجام تنها تا ارتفاع 6525 متری صعود کنند.
  • هیت ایتالیایی به س رستی لوئیجی آمودئو راه قابل صعود یعنی مسیر جنوب شرقی در سال 1909 به k2 پیدا کرد. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع ۶۲۵۰ متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، ع ی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین ع کی۲ به شمار می رود که همچنان موجود است.
  • در سال 1938 تیمی یی به س رستی چار هوستون فیزیکدان و کوهنورد یی روانه k2 شدند. هوستون دو سال پیش از آن صعودی موفقیت آمیز به ناندادوی داشت. آنان توانستند تا ارتفاع ۷۹۲۵ متری کوه بالا رود.
  • در سال 1939 تیم دیگری از به ی فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی ثبت کرد. آنها تا ۸۳۸۲ متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع ۸۵۷۰ متری جبهه شمالی اورست در سال ۱۹۲۴ بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.
    دودلی وولف، پاشانگ کیلولی، پاشانگ کیتار و پینتسو برای همیشه در k2 باقی ماندند؛ آنان نخستین قربانیان خدای کوهستان دومین قله بلند جهان بودند. تلاش دوم یی ها برای صعود به k2 با یک تراژدی پایان یافت. گروه تحت انتقادات شدیدی از انگلیس و قرار گرفت و ویسنر به سختی از خود دفاع کرد. پاشانگ کیکولی، یکی از بهترین ش اهایی بود که می توان او را با یکی از بهترین ش اهای جهان؛ یعنی تنرینگ نور مقایسه کرد.
  • در 1953 تیمی 7 نفره به س رستی چار هوستون توانست تا ارتفاع ۷۵۰۰متری کوه بالا رود. اما هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، ۵ عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط د، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ ب ا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی۲ گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.
  • سومین تلاش یی ها نیز نزدیک به موفقیت بود؛ اما باز هم بدست نیامد.
  • درسال 1954 قله کی 2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاچیدلی دو کوهنوردی ایتالیایی بودند که در ۳۱ جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به س رستی "آردتیو دسیو" پروفسور ایتالیایی بودند. تیمی با بیش از ۵۰۰ باربر محلی، ۱۱ کوهنورد و ۶ دانشمند که مسیر یال ابروزی این قله را صعود د. آنها برای صعود قله ۹ کمپ ب ا کرد. "ماریا پوچوز" راهنمای 36 ساله کوهستان در اثر ذات الریه در کمپ دو در 20 جولای درگذشت. دو نفری که به قله رسیدند، چه انی بودند؟ این امر تا زمانی که گروه به ایتالیا رسید، فاش نشد. «دسیو» می خواست تا این افتخار بین همه افراد گروه تقسیم شود. همه آنان جزیی از موفقیت تیم بودند. در ایتالیا اعلام شد که «لینو لاچه دلی» و «آشیل کومپانیونی» دو انسانی هستند که برای نخستین بار پا بر فراز قله«k2» گذاشتند. هر دوی آنان پس از بازگشت به ایتالیا، چند انگشتشان را در اثر سرمازدگی از دست دادند.
  • پس از صعود ایتالیائیها، قله کی 2 تا سال 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از ۵۲ کوهنورد و ۱۵۰۰ باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پا تانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.
  • در سال 1978 بعد تیمی از توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع ۷۷۰۰ متری به طرف یال ابروزی تراورس د. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه ی نخستین صعود بدون ا یژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول ا یژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون ا یژن صعود کرد، اما نه بدلیل بی سیستم ا یژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.
  • رینهولد مسنر در سال 1979 با صعود از جبهه جنوب غربی به قله «مسیر جادویی» این جبهه صعود کرد. او بدون استفاده از ا یژن از مسیری سخت به قله صعود کرد و در بازگشت به وطن، گفت کی 2 را "کوه ِ کوه ها" کرده است.
  • ترئو موستورا در سال ۱۹۸۱ تلاش موفقی را از یال جنوب غربی ی کرد. در ۷ آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پا تانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.
  • نخستین صعود جبهه شمالی در سال ۱۹۸۲ توسط تیمی ژاپنی به ی ایسائو شینکای صورت گرفت. ۷ عضو این تیم همگی بدون کپسول ا یژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به ی یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع ۸۲۰۰ متری شدند.
  • در ۱۹۸۶ نخستین صعود ن بر روی کی۲ را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول ا یژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی۲ آرام گرفتند.
  • در سال ۱۹۸۶ بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی۲ را در مدت زمان ۲۲ ساعت و ۳۰ دقیقه از کمپ پیشرفته abc صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود ۱۶ ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم i و ii ، کی۲ را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت ۲۱ روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.
  • در این سال همچنین جرزی کاکوشکاو پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوشکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی۲ آرام گرفت. رینهولد مسنراین مسیر را مسیر خودکشی نام برده و هیچ تا کنون نتوانسته صعود از این مسیر را تکرار کند. "
  • در مجموع در سال ۱۹۸۶ با مرگ ۱۳ کوهنورد بر روی کی۲ فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.
  • در سال ۱۹۹۰ تیمی از ژاپن به ی تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع ۸۰۰۰ متری با یال شمالی مشترک بود.
  • در ۱۹۹۱ پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت ۴۸ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول ا یژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی۲ باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.
  • در تابستان ۱۳۸۳ «داود خادم اصل» از اعضای تیم های ملی کوهنوردی ایران و فاتح قلل چوآیو، شیشاپانگما، ماکالو و لهوتسه، بر روی کی۲ هنگام بازگشت از کمپ۴ در طوفان گرفتار شده و جان سپرد. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی اولین کوهنورد ایرانی کاظم فریدیان موفق به صعود به کی ۲ شد. عظیم قیچی ساز نیز در امرداد ماه سال 1391 موفق به صعود این قله شد.

گفتی است که تاکنون تلاشهای زیادی برای صعود زمستانه این قله صورت گرفته است ولی متاسفانه ی تاکنون موفق به صعود آن در زمستان نشده است. آ ین تلاش در سال 2012 توسط یک گروه روسی انجام گرفت که با ش ت روبرو شد.

یال شمالی k2 که در جبهه چین واقع شده و خطرناکترین مسیر صعود می باشد که در سال 2011 فتح شد. ع از نشنال جئوگرافیک

جبهه جنوبی در سمت پا تان واقع شده که دارای ۶ مسیر صعود است. مسیر a یال غربی صعود در سال 1981 ؛ مسیر b جبهه غربی ، مسیر c پیلار جنوب غربی یا معروف به مسیر جادویی که بسیار فنی و دشوار است ؛ مسیر d) خطرناکترین مسیر در جبهه پا تان) معروف به مسیر لهستانی ها که جرزی کوکوشکا به همراه همنورد خود پیوترووسکی آن راصعود د، که پیوترووسکی در هنگام فرود کشته شد. مسنر این مسیر را "مسیر خود کشی" نامیده. بعد از تلاش آنان دیگرهیچ تلاشی بر روی این مسیر صورت نگرفت. مسیر e جنوب - آبروزی abruzzi ؛ مسیر f به مسیر ابروزی abruzzi معروف بوده که بیشترین صعود ها از این مسیر می باشد.

زمان صعود

ماه ژوئن، جولای، آگوست ( داد، تیر، امرداد) بهترین زمان صعود این قله است ولی بدلیل شرایط آب و هوای ویژه و طوفانی این قله حتی در بعضی سالهای هیچ صعود نداشته است. زمان لازم برای صعود عادی حدود 3 هفته می باشد.

نکته پایانی

صعود به کی ۲ یک هدف ارزشمند و بزرگ در کوهنوردی است، یکی از فنی ترین قله های 8000 متری که بیشتر مسیر شیب ۴۵ درجه و در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری کرده. نیاز به ۲۵۰۰ متر طناب در جبهه جنوبی و ۵۰۰۰ متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبکبار به کوه بیایند و از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه موجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده مسیر شوند و این امر بر خطرات صعود افزوده است، 200 متر پایانی قله دشوارترین قسمت صعود باشد آنهم در ارتفاع 8000 متری و کمبود ا یژن.

اورست در برابر «k2» تنها یک تفریح است. "رینهولد مسنر"

منابع: دانشنامه آزاد ویکی پدیا انگلیسی , summitpost.org , sunlandtour.com



مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله سرخاب
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله سرخاب

موقعیت جغرافیائی:

قله سرخاب(3900 متر) – قله ای سرسخت وص ه ای- بر روی خط الراس شرقی-غربی در البرز مرکزی و در استان مازندران- شهرستان نور- بخش بلده- دهستان اوزرود واقع شده است. درشمال غرب این قله روستای دونا ودرجنوب غرب آن، روستای وارنگه رود ودرغرب، قله دونا ودرشرق ،قله کرسی پزا واقع است. در دامنه های این کوه انواع گیاهان خودرو و دارویی و گل های فراوان از جمله آلاله زرد،والک ،پونه کوهی،گلپر وتره کوهی (سیرک) را می توان یافت. این خط الراس ازپل زنگوله شروع می شود و شامل قله های اویر – دونا- سرخاب – کرسی پزا- سوتک کوچک- سوتک بزرگ – کمان کوه- سر ماهو- یخچال – کوه نو- الارگ نو می شود.البته بعد از گردنه الارگ نواین خط الراس به قله های نرگس غربی – نرگس- نرگس شمالی – رستم چال – اسب رو- سنگ نو و در نهایت به آبادی بوردون ختم می شود.

مسیرهای اصلی صعود به قله :

1) مسیر شمالی : روستای دونای بالا – گردنه غربی سرخاب( بین قله غربی و اصلی)- دهلیز غربی -قله سرخاب

2) مسیر شرقی: روستای وارنگه رود – دره شیر کمر – دشت سوتک- قله فرعی سرخاب- قله شرقی سرخاب –قله سرخاب

3) مسیر غربی:روستای وارنگه رود –گردنه دونا- قله غربی سرخاب – گردنه غربی سرخاب – دهلیز غربی- قله سرخاب

شرح برنامه:

روز 16-03-93 ساعت 5:00 برای صعود به قله "سرخاب"(3900 متر) ازتهران راهی جاده چالوس شدم. از جاده مخصوص وارد کرج و سپس جاده چالوس شدم ازابتدای جاده بعد از60 کیلومتر به گچسر رسیدم.سپس وارد جاده ای شد م که به سمت پیست دیزین میرود.بعد از 3 کیلومتر از کنار محیط بانی وارنگه رود به سمت روستای وارنگه رود تغییر مسیر دادم وساعت 6:40 به روستای وارنگه رود رسیدم.در انتهای جاده خاکی ،محل مناسبی برای پارک ماشین وجود دارد.بعد از آماده کوله پشتی ساعت 6:50به راه افتادم با گذشتن از پل ف ی به طرف دیگر رودخانه وارنگه رود رفتم از مسیر پاکوب -رو به شرق- به سمت دره شیر کمر(سوتک) راهی شدم بعد از حدود یک ساعت - ساعت 8:00- به ابتدای دره رسیدم .این دره در سمت چپ (شمال) رودخانه وارنگه رود قرار دارد.علامت آن وجود چند درخت بید در ابتدای دره می باشد.در کنار درختان بید چشمه گوارایی موجود است. وارد دره شده و رو به شمال شرق در مسیر پا کوب که در سمت راست رود قرار دارد ،ادامه مسیر دادم.در این دره چندین چشمه و گلهای بسیار زیبایی وجود دارد.طبیعت بصورت غیر قابل وصفی ،زیباست.ساعت 9:10 به دشت سوتک- دشتی بسیارسرسبز- رسیدم در کناراطاقک ف ی محیط بانی قدری استراحت . صدای آب و پرندگان سمفونی گوش نواز ی را به اجرا گذاشته بودند.ساعت 9:30 دوباره –رو به شمال – به راه افتادم. از یال شرقی سرخاب آرام آرام ارتفاع گرفتم. درزیر قله فرعی سرخاب حیواناتی که شبیه آهو بودند را دیدم.با دیدن من فورا نا پدید شدند.ساعت 11:00 به قله فرعی سرخاب (3790 متر) رسیدم.ازاینجا به بعد به صورت خط الراس نمی شود ادامه داد چون بین قله فرعی و قله شرقی ابتدا یک دره عمیق وسپس دیواره ای به ارتفاع 150 متر وجود دارد.بنابراین حدود 300-400 متر ارتفاع کم پس ازتراورس به سمت غرب از شیب بسیار تندی بالا رفتم .وارد یک دهلیزشدم وحدود 100 متر-ارتفاعی- دست به سنگ تا قله شرقی سرخاب بالا رفتم.ساعت 13:20به قله سرخاب شرقی (3860 متر)رسیدم وبا ادامه مسیرروی خط الراس درساعت 13:35بر فراز قله اصلی سرخاب(3900 متر) ایستادم.با گرفتن چند ع و خوردن غذا ساعت 14:00 فرود را آغاز نمودم.رو به غرب ادامه مسیر دادم ازدهلیز بین قله اصلی و قله غربی دست به سنگ پایین رفتم.به گردنه بین دو قله رسیدم ارتفاع گردنه 3810 متر می باشد.از این گردنه میتوان قله غربی سرخاب را صعود کرد.ازدره بین دو قله مستقیم از شن اسکی پایین رفتم.در وسط دره-به فاصله 10 متری- به یکباره س سیاه رنگ بسیار بزرگی را دیدم و س خوشبختانه به سرعت رو به پایین رفت. س در لانه خود آرامیده بود.این کوه به دلیل اینکه بسیار بکر بوده ومحل عبور مرور نمی باشد ،تبدیل به محل زندگی حیوانات وحشی شده است.با کم ارتفاع به دره شیر کمر رسیده وبا پیمودن بقیه مسیردر ساعت 18:00 وارد روستای وارنگه رود شدم.این چنین برنامه ای بهاری در منطقه ای بکر و زیبا به پایان رسید.

نکات برنامه:

- با توجه به بکر بودن منطقه ووجود حیوانات وحشی- خصوصا س- صعود قله سرخاب می بایست به صورت گروهی انجام شود.

- با توجه به فنی بودن مسیر- بویژه مسیر شرقی- نیاز به توان جسمانی بالا و آشنایی خوب با سنگنوردی می باشد.

- ارتفاعات با gps اندازه گیری شده اند.

- با توجه به شرایط آب وهوایی منطقه داشتن پوشاک مناسب ضروری است.

- استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.

مسیر سبز رنگ طی شد

درختان بید در ابتدای دره سوتک(شیر کمر)

ع از قله سرخاب : قله آزاد کوه در چپ - قله کمان کوه در راست

ع از قله دونا-از راست به چپ: قله سرخاب غربی-سرخاب اصلی-سرخاب شرقی

در سمت چپ ع قله آزاد کوه دیده می شود

بر فراز قله اصلی سرخاب(3900 متر)

لانه سی که در کوه دیدم( فضولات س به رنگ سیاه دیده می شود)

زباله هایی که از مسیر کوه جمع آوری ( پا ازی دایمی کوهستان)

دشت سوتک و اطاقک محیط بانی



مشاهده متن کامل ...
فتح قله ها با اراده ای قوی
درخواست حذف اطلاعات

چه خوب است انسان قله های موفقیت را یکی پس از دیگری به نام و با یاد خداوند فتح کند در زندگی قله های زیادی داریم که باید توسط ما فتح شوند و اگر در مسیر درست قرار بگیریم این کار میسر است

من در اوج جوانی به مدت چهل روز همه قله های مورد نظر را فتح و مورد تائید پیرو جوان و زن و مرد قرار گرفتم تنها یک قله برایم بسیار سخت بود که نه تنها برای من برای همه انبیاء و اولیاء خدا هم سخت بوده است قله ارائه خدمات راحت و آسان چون بستگی به حمایت و همکاری دیگران دارد

من با زحمت فراوان با تحمل سختیهای زیادی به قله رفیع فداکاری رسیدم و در قالب قرض الحسنه و خیریه پرچمی بنام صخا برافراشتم و اما حمایت و عنایت و همکاری می خواست تا بتوانم قله ارائه خدمات آسان را هم فتح کنم

اما موانع برسر این راه وجود دارد موانع زیادی که باید در قالب قرض الحسنه دانشمندان و ثروتمندان حمایت و همکاری کنند

هرچه حمایت و همکاری بیشتر باشد این قله زودتر و بهتر فتح می گردد در این مسیر گرگهای زیادی وجود دارند که اجازه نفوذ و فتح را به انسان به تنهائی نمی دهند و باید حمایت و همکاری باشد موانعی از قبیل ضدهمکاری معوقات و عدم حمایت و همکاری همه اینها باید مورد مطالعه دانشمندان و ثروتمندان قرار بگیرد و انسانهای باسواد و بافرهنگ و بانفوذ با قدرت باید حامی و پشتیبان چنین انسانی باشند و همه باید بدانند که فداکاران همکاری می خواهند تا به قله ارائه خدمات آسان برسند

کاش این قله هم بدون حمایت و همکاری امکان پذیر بود تا خودم به تنهائی فتح می و روستایم را گلستان و قلبهای سالخوردگان مظلوم و ک ن معصوم را شاد و سند می

اما حیف که باید حمایت و عنایت و همکاری باشد این خواست خداست و دست ما نیست

فتح قله ارائه خدمات آسان برای یوسف هم دشوار شدتا اینکه خداوند عزیز مصر را از غیب رساند(تائب)

در مسیر فتح قله فداکاری به انسانهای باسواد و بافرهنگ و با نفوذ و پرقدرت زیادی برخورد و پیام خودم را در شکلی زیبا و در قالب قرض الحسنه و خیریه بنام صخا به گوش آن عزیزان رساندم این وظیفه من بود که خودم را نشان بدهم اکنون نوبت شماست که با حمایت و عنایت خداپسندانه خود مرا در راه رسیدن به قله ارائه خدمات آسان حمایت کنید تا از آن بالا شاهد گلستان شدن همه روستاهای جهان باشم (تائب)

من از هیچ به اینجا رسیده ام پس می توانم قله های عزت و عظمت را فتح کنم چون یک کوهنورد با تجربه ام (تائب)

قله صداقت و ایمان و فداکاری را با همت و کوشش در راه علم و عرفان و با اشعار شاعران و سخنان بزرگان و آیات پروردگار فتح و نامش را صخا گذاشتم تا در قالب قرض الحسنه و خیریه به مردمان خدمت کنم (تائب)

در راه فتح قله صداقت و ایمان و فداکاری با دلهای سیاه و چشمهای شور برخورد که بسیار سخت و جان شکار بود (تائب)

حمایت و عنایت و همکاری راه را برای فتح قله های موفقیت آسان و هموار می گرداند (تائب)

کوه انسان را آرام و باشکوه و متواضع می نماید (تائب)

برای همه دردهای جسمی و روحی کوهنوردی را تجویز می نمایم (تائب)

همه کوهنوردان معروف و مشهور جهان را به همکاری با صخا دعوت می کنم تا با کمک آن عزیزان قله ارائه خدمات آسان را فتح کنم (تائب)

مطالعه در احوال کوهنوردان بسیار لذت بخش است و روحیه انسان را در همه کارها بالا می برد (تائب)

کوهنوردان انسانهای بسیار مهربان و قابل ستایشی هستند (تائب)

هیچ کوهنوردی نامهربان نیست (تائب)

چراغ صخا را با کوهنوردی سالها روشن نگه داشتم تا روزی حمایت و همکاری دانشمندان و ثروتمندان محبوب جهان را شاهد باشم که قله ارائه خدمات آسان را فتح کنم و همه را سربلند و سرافراز گردانم (تائب)

تنها ی هستم که قله فداکاری را بدون ا یژن فتح تا همه معجزات علم و عرفان را مشاهده کنند (تائب)

اگر شعارت فقط خدا باشد هرغیرممکنی ممکن می شود و هرانسانی با این شعار زیبا موفق و پیروز است (تائب)

فتح قله های صداقت و ایمان و فداکاری هزینه های زیادی دارد که امیدوارم ستاره های مشهور دنیا حامی و پشتیبانم باشند (تائب)

در راه فتح همه این قله ها سی سال شبی دو سه ساعت بیشتر نخو دم (تائب)

حداقل حمایت و همکاری که یک کوهنورد می خواهد دعای خیر است امیدوارم دریغ نورزید(تائب)

فتح قله صداقت و ایمان و فداکاری باید مورد تحسین همه قراربگیرد(تائب)

چنانچه یک نفر در راه فتح قله فداکاری همت و کوشش می کند شما هم در راه فتح قله همکاری حامی و پشتیبانش باشیدتا همه با هم به قله رفیع ارائه خدمات راحت و آسان برسیم و لذت ببریم (تائب)

انی که در راه فتح قله های صلح و دوستی سدراه انسان می گردند و ضدهمکاری می کنند بزودی بی اعتبار و بی آبرومی شوند (تائب)

دستهای غیب حامی و پشتیبان انیست که قصد دارند قله های موفقیت را فتح کنند (تائب)

تو به فتح قله های موفقیت ادامه بده خداوند وعده حمایت و پشتیبانی داده است (تائب)

از همه کوهنوردان عزیز و گرامی ماس دعا دارم تا بتوانم با صخا قله ارائه خدمات آسان را بزودی فتح کنم (تائب)

می خواهم قله ارائه خدمات آسان را با صخا فتح کنم پیام مرا به همه کوهنوردان جهان برسانید (تائب)

سلام مرا به همه کوهنوردان جهان برسانید(تائب)

رسیدن به قله صداقت و ایمان و فداکاری چندان هم آسان نیست اما باعث افتخار است (تائب)

در همه سختی ها و ضدهمکاری ها کوه بهترین رفیق من بود(تائب)

درددلم را به کوه گفتم برای همین فریادم به گوش همه در سراسر جهان رسید(تائب)

کوه بهترین سنگ صبور و کوهنوردان بهترین فریادرس می باشند (تائب)

صخا از معجزات علم و عرفان صخا لطف و عنایتهای یزدان

صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کردشما هم همکاری کنید

image result for ‫حکیم اردبزرگ‬‎

image result for ‫صخا‬‎

image result for ‫فتح قله ها‬‎

image result for ‫فتح قله ها‬‎

related image

image result for ‫فتح قله ها‬‎

related image

related image

image result for ‫فتح قله ها‬‎

image result for ‫صخا‬‎



مشاهده متن کامل ...
فتح قله ها با اراده ای قوی
درخواست حذف اطلاعات

چه خوب است انسان قله های موفقیت را یکی پس از دیگری به نام و با یاد خداوند فتح کند در زندگی قله های زیادی داریم که باید توسط ما فتح شوند و اگر در مسیر درست قرار بگیریم این کار میسر است

من در اوج جوانی به مدت چهل روز همه قله های مورد نظر را فتح و مورد تائید پیرو جوان و زن و مرد قرار گرفتم تنها یک قله برایم بسیار سخت بود که نه تنها برای من برای همه انبیاء و اولیاء خدا هم سخت بوده است قله ارائه خدمات راحت و آسان چون بستگی به حمایت و همکاری دیگران دارد

من با زحمت فراوان با تحمل سختیهای زیادی به قله رفیع فداکاری رسیدم و در قالب قرض الحسنه و خیریه پرچمی بنام صخا برافراشتم و اما حمایت و عنایت و همکاری می خواست تا بتوانم قله ارائه خدمات آسان را هم فتح کنم

اما موانع برسر این راه وجود دارد موانع زیادی که باید در قالب قرض الحسنه دانشمندان و ثروتمندان حمایت و همکاری کنند

هرچه حمایت و همکاری بیشتر باشد این قله زودتر و بهتر فتح می گردد در این مسیر گرگهای زیادی وجود دارند که اجازه نفوذ و فتح را به انسان به تنهائی نمی دهند و باید حمایت و همکاری باشد موانعی از قبیل ضدهمکاری معوقات و عدم حمایت و همکاری همه اینها باید مورد مطالعه دانشمندان و ثروتمندان قرار بگیرد و انسانهای باسواد و بافرهنگ و بانفوذ با قدرت باید حامی و پشتیبان چنین انسانی باشند و همه باید بدانند که فداکاران همکاری می خواهند تا به قله ارائه خدمات آسان برسند

کاش این قله هم بدون حمایت و همکاری امکان پذیر بود تا خودم به تنهائی فتح می و روستایم را گلستان و قلبهای سالخوردگان مظلوم و ک ن معصوم را شاد و سند می

اما حیف که باید حمایت و عنایت و همکاری باشد این خواست خداست و دست ما نیست

فتح قله ارائه خدمات آسان برای یوسف هم دشوار شدتا اینکه خداوند عزیز مصر را از غیب رساند(تائب)

در مسیر فتح قله فداکاری به انسانهای باسواد و بافرهنگ و با نفوذ و پرقدرت زیادی برخورد و پیام خودم را در شکلی زیبا و در قالب قرض الحسنه و خیریه بنام صخا به گوش آن عزیزان رساندم این وظیفه من بود که خودم را نشان بدهم اکنون نوبت شماست که با حمایت و عنایت خداپسندانه خود مرا در راه رسیدن به قله ارائه خدمات آسان حمایت کنید تا از آن بالا شاهد گلستان شدن همه روستاهای جهان باشم (تائب)

من از هیچ به اینجا رسیده ام پس می توانم قله های عزت و عظمت را فتح کنم چون یک کوهنورد با تجربه ام (تائب)

قله صداقت و ایمان و فداکاری را با همت و کوشش در راه علم و عرفان و با اشعار شاعران و سخنان بزرگان و آیات پروردگار فتح و نامش را صخا گذاشتم تا در قالب قرض الحسنه و خیریه به مردمان خدمت کنم (تائب)

در راه فتح قله صداقت و ایمان و فداکاری با دلهای سیاه و چشمهای شور برخورد که بسیار سخت و جان شکار بود (تائب)

حمایت و عنایت و همکاری راه را برای فتح قله های موفقیت آسان و هموار می گرداند (تائب)

کوه انسان را آرام و باشکوه و متواضع می نماید (تائب)

برای همه دردهای جسمی و روحی کوهنوردی را تجویز می نمایم (تائب)

همه کوهنوردان معروف و مشهور جهان را به همکاری با صخا دعوت می کنم تا با کمک آن عزیزان قله ارائه خدمات آسان را فتح کنم (تائب)

مطالعه در احوال کوهنوردان بسیار لذت بخش است و روحیه انسان را در همه کارها بالا می برد (تائب)

کوهنوردان انسانهای بسیار مهربان و قابل ستایشی هستند (تائب)

هیچ کوهنوردی نامهربان نیست (تائب)

چراغ صخا را با کوهنوردی سالها روشن نگه داشتم تا روزی حمایت و همکاری دانشمندان و ثروتمندان محبوب جهان را شاهد باشم که قله ارائه خدمات آسان را فتح کنم و همه را سربلند و سرافراز گردانم (تائب)

تنها ی هستم که قله فداکاری را بدون ا یژن فتح تا همه معجزات علم و عرفان را مشاهده کنند (تائب)

اگر شعارت فقط خدا باشد هرغیرممکنی ممکن می شود و هرانسانی با این شعار زیبا موفق و پیروز است (تائب)

فتح قله های صداقت و ایمان و فداکاری هزینه های زیادی دارد که امیدوارم ستاره های مشهور دنیا حامی و پشتیبانم باشند (تائب)

در راه فتح همه این قله ها سی سال شبی دو سه ساعت بیشتر نخو دم (تائب)

حداقل حمایت و همکاری که یک کوهنورد می خواهد دعای خیر است امیدوارم دریغ نورزید(تائب)

فتح قله صداقت و ایمان و فداکاری باید مورد تحسین همه قراربگیرد(تائب)

چنانچه یک نفر در راه فتح قله فداکاری همت و کوشش می کند شما هم در راه فتح قله همکاری حامی و پشتیبانش باشیدتا همه با هم به قله رفیع ارائه خدمات راحت و آسان برسیم و لذت ببریم (تائب)

انی که در راه فتح قله های صلح و دوستی سدراه انسان می گردند و ضدهمکاری می کنند بزودی بی اعتبار و بی آبرومی شوند (تائب)

دستهای غیب حامی و پشتیبان انیست که قصد دارند قله های موفقیت را فتح کنند (تائب)

تو به فتح قله های موفقیت ادامه بده خداوند وعده حمایت و پشتیبانی داده است (تائب)

از همه کوهنوردان عزیز و گرامی ماس دعا دارم تا بتوانم با صخا قله ارائه خدمات آسان را بزودی فتح کنم (تائب)

می خواهم قله ارائه خدمات آسان را با صخا فتح کنم پیام مرا به همه کوهنوردان جهان برسانید (تائب)

سلام مرا به همه کوهنوردان جهان برسانید(تائب)

رسیدن به قله صداقت و ایمان و فداکاری چندان هم آسان نیست اما باعث افتخار است (تائب)

در همه سختی ها و ضدهمکاری ها کوه بهترین رفیق من بود(تائب)

درددلم را به کوه گفتم برای همین فریادم به گوش همه در سراسر جهان رسید(تائب)

کوه بهترین سنگ صبور و کوهنوردان بهترین فریادرس می باشند (تائب)

صخا از معجزات علم و عرفان صخا لطف و عنایتهای یزدان

صخا خدمتی همراه با صداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کردشما هم همکاری کنید

related image

image result for ‫حکیم اردبزرگ‬‎

image result for ‫صخا‬‎

image result for ‫فتح قله ها‬‎

image result for ‫فتح قله ها‬‎

related image

image result for ‫فتح قله ها‬‎

related image

related image

image result for ‫فتح قله ها‬‎

image result for ‫صخا‬‎



مشاهده متن کامل ...
یادداشت 20 امرداد 1396 - قو علی خدمتک جوارحی ؛ خاطرات دومین صعود به قله 5671 متر
درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

قو علی خدمتک جوارحی


شکل خاص و م وطی کوه دماوند ، فرد و جدا بودنش از کوههای بلند همجوارش ، آتشفشانی بودن این کوه (که وش ، تندی و ناآرومی رو در کنار زیبایی ، آرامش و وقار داره) و نیز ارتفاع بلند این کوه همگی باعث شده که کوه و قله ی دماوند همیشه برام با ابهت باشه و با احترام زیاد اون رو ببینم و ازش یاد کنم. دماوند یه کوه مرده نیست (هر چند که هیچ بی جانی رو در عالم خلقت نداریم و حضرت مولانا از زبان جمادات میفرماید: ما سمیعیم و بصیریم و هشیم – با شما نامحرمان ما خامشیم). آثار زنده بودن دماوند رو در جوش و وش و فوران گاز در مناطق نزدیک قله میشه به چشم دید و همچنین در دامنه های این کوه افسانه ای ، دل پر حرارت دماوند اثر خودش رو بصورت چشمه های متعدد و بی شمار آب گرم نمایان میکنه.


هر زمان گذرم به جاده ی پر خاطره ی هراز می افته ، وقتی از کنار مرقد زاده هاشم علیه السلام عبور میکنم و با سرازیر شدن توی جاده وارد استان مازندران میشم ، چشم و دلم منتظر دیدار دوباره ی دماوند میشه و دقایقی بعد با نزدیک شدن به شهر پلور منظره ی رویایی این کوه با صلابت و این قله ی بلند که با آسمانیان نجوا میکنه در معرض دیدگانم قرار میگیره. معمولا" با دیدن این صحنه کنار جاده توقف میکنم ، دقایقی با عشقی توام با احترام و تواضع به دماوند خیره میشم و ع هایی به یادگار میگیرم.


تا قبل از اینکه کوهنوردی رو آغاز کنم هرگز حتی از ذهنم هم عبور نمیکرد که شاید روزی برسه که بر فراز قله ی دماوند بتونم راز دل به این کوه بگم و دلم رو اونقدر وسعت بدم که بتونم قله ی این کوه رو در آغوش دلم بگیرم و بر رخش بوسه بزنم. حتی وقتی که کوهنوردی رو شروع ، باز هم فکر چنین صعودی رو نمی و یه جورایی با حسرت و دل ش تگی خاطرات دوستان و همنوردان رو از صعود به دماوند میشنیدم. همیشه به خودم میگفتم صعود تو به قله ی دماوند با پای معمولی ممکن نخواهد بود و فقط میتونی با پای دل در این مسیر گام برداری و خودت رو بر بلندای دماوند فرض کنی ؛ و من به همین سفر و صعود خیالی هم راضی بودم و بسیار خشنود.


تا قبل از شهریور ماه سال 1389 تنها قله ای رو که صعود کرده بودم ، قله ی کوه صفه در اصفهان بود. کوهنوردی رو از اوایل سال 1387 شروع کرده بودم و در امرداد ماه همون سال برای اولین بار رفتم قله ی صفه. یادمه همون بار اول که رفتم با خودم گفتم دیگه محال است دوباره برم قله ی صفه. اما این تصمیم جای خودش رو به عشق و علاقه ای داد که باعث شد شش روز از هفته رو به صفه برم و هر بار بالای قله آنچنان آرامش و رضایت درونی داشته باشم که گویا این اولین باری است که چنین توفیقی به من داده شده.


دوستانی که در کوهپیمایی صفه با اونها همقدم میشدم یکی دو بار در مورد صعود به قله ی کر و خاطراتشون صحبت می د. من فقط این صحبتها رو گوش می اما حس خاصی در موردش نداشتم و با خودم میگفتم برو خدا شکر کن که میتونی به قله ی صفه بری. فکر جای دیگری نباش که نمیتونی چرا که سن و سالی از تو گذشته و توان جسمی دوران جوانی رو نداری. یکی دو باری هم دوست گرامیم علیرضا تیموری (مرکز نجوم ادیب) در مورد صعود به قله ی کر برام صحبت د. میپرسیدم من میتونم به قله ی کر صعود کنم؟ و در پاسخ میشنیدم که میگفتند بله ؛ مسیر پاکوب و مشخصی داره که میتونید در یه برنامه ی 1.5 روزه به قله صعود کنید.... 1.5 روز؟؟!! من سنگین ترین برنامه ام در صفه فقط 3-2 ساعت طول میکشید و برای همین وقتی 1.5 روز رو میشنیدم واقعش حس ناامیدی درونم ایجاد میشد و میگفتم: دیدی گفتم نمیتونی!


اما در روز 4 شهریور سال 1389 و در نیمه ی ماه مبارک رمضان همراه با جناب امانی و تنی چند از دوستان دیگه در حالی که روزه بودم برای صعود به قله کر عزیمت و پس از صرف افطار در پناهگاه ، در ساعت 22:40 قدم بر چکاد کر گذاشتم. دو هفته پس از این صعود ، وقتی در پرواز هوایی اختصاصی جهت رویت هلال ماه شوال در صندلی پشت سر خلبان نشسته بودم ، عبور از فراز قله ی دماوند رو تجربه . با دیدن این صحنه ی بی نظیر و صحبتهایی که در روزهای قبل از این پرواز از دوستان در باره صعود به دماوند شنیده بودم ، آتش اشتیاق برای صعود به دماوند در دلم زبانه کشید ؛ آتشی که هر روز شعله ی اون بیشتر و بیشتر میشد و ترکیبی از حس امید و تمنا رو در وجوم ایجاد میکرد.


تمرینات زیادی رو برای ب آمادگی جسمانی و روحی انجام دادم. برنامه های تمرینی سنگین در کوه صفه ، صعود زمستانه در سال 1389 به کر (که بدلیل شدت بوران ناتمام موند) و دو صعود در بهار و اوایل تابستان سال 1390 به کر (که دومی همراه با شب مانی بر روی قله بود) از جمله ی این تمرینات بود. بلا ه انتظار به سر رسید و وعده ی دیدار نزدیک شد.


پس از حضور در سمیناری با موضوع رویت هلال در تهران در شامگاه 29 تیر به رینه رفتیم ، 30 تیر رو در پناهگاه بارگاه سوم بسر بردیم و پیش از ظهر 31 تیر 1390 به آرزوی دیرینه رسیدم و قدم بر چکاد کوه دماوند گذاشتم. خاطراتم از این صعود رو میتونید وبلاگ قبلی بنده (که امیدوارم مشکل فنی سایت میزبانش حل بشه و بتونم دوباره اونجا هم بنویسم) به نشانی http://amehrani.persianblog.ir و در قسمت امرداد سال 90 بخونید.


اون اولین صعود به دماوند برام به واقع رویایی و بی نظیر شد اما در عین حال اولا" فشار بسیار زیادی رو متحمل شدم (بهشت را به بها دهند ، به بهانه ندهند. این طبیعت و ذات حرکت به سمت کمال است و مانند آهن ، اگر بخواهیم از آهن خام تبدیل به شمشیر آب دیده بشیم ، باید توی کوره بسوزیم و حرارت ببینیم و پتک بخوریم. سیر در مسیر تعالی برای رسیدن به مقصد نهایی و وصال ، بدون سختی کشیدن و تحمل رنج و بلاهای گوناگون غیر ممکن است اما اگه تونستیم از این وادی عبور کنیم ، دستاوردی خواهیم داشت که قابل وصف نیست) و ثانیا" بدلیل اینکه بالاتر از آبشار یخی کوه دماوند ، تغییر ناگهانی وضعیت جوی باعث شد که همه جا رو مه فرا بگیره ، چشمام منظره ای جز چند متر جلوتر رو نمیدید و هنگام حضور در قله نمیتونستم مناظر زیبای اطراف و بخصوص کاسه ی قله رو ببینم. دماوند یه کوه آتشفشانی است و همانند دیگر کوههای مشابه ، در رأس اون کاسه ی آتشفشان قرار داره که در روزگاری دور مواد مذاب و گدازه های آتشفشانی از این کاسه به بیرون پرتاب میشده است.


به هر حال ، با اینکه 6 سال از اون صعود به یاد موندی گذشته بود اما دیگه هیچوقت علاقه و اشتیاق ویژه ای برای صعود دوباره به دماوند نداشتم. امسال در تقویم ورزشی گروه کوهنوردی شهرداری اصفهان دو صعود مهم برای تیر و امرداد ماه پیش بینی شده بود ؛ صعود به قله ی علم کوه در اوا تیر ماه و صعود به قله ی دماوند در دهه دوم امرداد 1396


در طی یکی دو سال گذشته مشکلات جسمی حادی برام پیش اومد. در بهار سال 95 سکته ی قلبی خفیفی داشتم (برخی علائم در آزمایشهای پزشکی نشون میداد که سکته ای داشتم اما این علائم کامل نبود و نتیجه ای که گرفته شد این بود که یک فشار روحی و عصبی شدید اداری که برام پیش اومده بود من رو تا مرزهای یه سکته ی کامل پیش برده اما فقط قدری از خط قرمز سکته رد شدم و بدنم دوباره برگشت). کوچک شدن حجم ریه ی سمت چپم پزشکان رو حساس کرده بود و طوری صحبت می د که حس می شاید دچار سرطان ریه شدم!! این مشکلات خودش رو در صعودی که در 22 بهمن سال 1395 به کر داشتم خودش رو نشون داد. با اینکه در تابستان سال 95 با سرعتی خوب دو قله ی شاهین و کر رو به تنهایی صعود کرده بودم اما درصعود زمستانی همین سال هنوز به پناهگاه نرسیده بودم که بدنم خالی کرد!! حتی استراحت در پناهگاه هم حالم رو خوب نکرد و وقتی برای تداوم صعود به دو راهی مسیر زمستانه و تابستانه رسیدم دیگه نتونستم ادامه بدم و برگشتم پایین. اینها رو برای این گفتم که بگم دیگه حس می بدنم برای تحمل فشار صعودهای سنگین جواب نمیده و ممکنه کم بیارم. خودم رو راضی کرده بودم که صعودهای مهم رو در سالهای قبل انجام دادم و دیگه دلیلی برای قبول فشار صعودهای سنگین نیست. 


اما هنوز دلیلی بود که من رو تشویق میکرد یه بار دیگه صعودهای سنگین رو انجام بدم. یه دلیل که از برخی جهات مهمتر از دلایل شخصی خودم برای گام گذاشتن بر اوج قله ها بود.. یه دلیل خیلی خیلی مهم و با ارزش فراوان و بی انتها ؛ همسرم....


صعودهای اولیه ام به کر و دماوند و علم کوه رو بدون حضور همسرم انجام داده بودم. اولین صعود مشترک ما در شهریور سال 1390 در صعود به قله ی سبلان رقم خورد. پس از این صعود به اتفاق صعودهای متعدد به قلل کر ، شاهین ، دالان کوه ، دومیر ، الوند ، کلاغ لانه ، توچال و مورگل (تا نزدیک قله) داشتیم. از سال 1390 به بعد فقط در صعودهای زمستانه ، صعود به قله شیرکوه و دو صعود سرعتی که به قله ی شاهین داشتم همسرم همراهم نبودم. همیشه ترجیح دادیم در کنار هم باشیم و همقدم هم ؛ مثل این سالهای طولانی که در لحظه لحظه ی زندگی مشترکمون با هم بودیم و انشاءالله تا پایان عمری که خدا برامون مقدر کرده اینگونه باقی خواهیم موند.


بلندترین قله ای که همسرم به اون صعود کرده بودند در همون اولین صعودشون انجام شد. ایشون در اولین صعود به قله ها همراه با بنده و فرزند کوچکمون محمدرضا قدم بر چکاد کوه سبلان با ارتفاع 4811 متر گذاشته بودند. سبلان سومین قله ی بلند ایران زمین است و البته به نظر بنده زیباترین اونها. با اینکه همسرم قله های متعددی رو صعود د اما قله ی های بالای 4000 متر واقعا" چیز دیگری است. وقتی اطلاعیه ی برنامه ی صعود به علم کوه صادر شد اشتیاق برای حضور در این برنامه رو در چهره ی همسرم میدیدم. خودم هم مایل بودم تجربه ی صعود دوباره به علم کوه از مسیر حصارچال رو داشته باشم بنابراین در این برنامه شرکت کردیم و همسرم با صعود به علم کوه تونستند به چکاد دومین کوه بلند ایران زمین با ارتفاع 4850 متر هم گام بگذارند.


یک حکم صعود مهم به کارنامه ی احکام صعودهای همسرم اضافه شده بود. حدود یک هفته بعد از این صعود اطلاعیه ی صعود به دماوند هم در گروه منتشر شد. خودم به واقع اشتیاق خاصی برای حضور در این برنامه داشتم. اما همسرم رویکرد دیگری داشتند. چیزی نمیگفتند اما میتونستم حس کنم میخوان صعود به قله ی دماوند رو به انجام برسونند. یه بار که صحبتش در خونه به میون اومد گفتم امسال در صعود به علم کوه خیلی خوب کار کردید اما دماوند ماجرای دیگری داره و انشاءالله اگه عمری بود سال 97 برای این صعود اقدام خواهیم کرد. پذیرفتند اما میتونستم اشتیاق ایجاد شده در وجودشون رو حس کنم. حدود 10 روز مونده به آغاز برنامه ، تصمیم خودم رو گرفتم. در برنامه ی صعود به دماوند شرکت خواهیم کرد اما نه بخاطر خودم بلکه فقط بخاطر همسرم....


چون چند هفته قبل در ارتفاع 4850 متری علم کوه بودیم هنوز هم هوایی مورد نیاز برای قرار گرفتن در ارتفاع بالا در بدنمون بود و اگه میخواستیم به دماوند صعود کنیم همین زمان بهترین موقعیت برامون محسوب میشد. تدارک سفر و وسایل مورد نیاز رو آغاز کردیم. حالا دیگه برای فرا رسیدن روز آغاز برنامه که شامگاه 17 امرداد تعیین شده بود لحظه شماری میکردیم. همسرم از اینکه چنین فرصتی براشون پیش اومده خوشحال بودند و من از دیدن خوشحالی ایشون ، خوشح ر.


همه چیز داشت بخوبی پیش میرفت تا اینکه در صبح 13 امرداد اتفاقی پیش بینی نشده روی داد....

 

(ادامه دارد)



مشاهده متن کامل ...
نوردنامه-تهران-از:پ. جمشیدیه تا: قله کولکچال تا:قله توچال به:پ. جمشیدیه (27 ک.م)
درخواست حذف اطلاعات

hezar masjed cross country running (21 july 2017):

-city: tehran

-from: jamshidiye park (0 km)

-to(1): kulakchal peak (9.0 km)

-to(2): tochal peak (14.5 km)

-ended: jamshidiye park( 27 km)

-altitude: almost 2200 m( from 1770 m to 3960 m)

-time: 05:00 to 20:00 - (13:00 action time + 04:00 rest time)

-runners/hikers(3 people): mr. abbas asadi, mr. m.asadi,  mr. a.asadi

----------------------------

comment:

...

----------------------------

  - تهران- چشم اندازگذرگاه به قله توچال (30 تیرماه  1396)

 - پهنه‌ شهرنوردی هزارمسجد: - از: پارک جمشیدیه  تا(1): قله کولکچال تا(2): قله توچال به: پارک جمشیدیه(27 ک.م)

-----------------------------

 -پهنه شهر نوردی هزار مسجد  (30 تیرماه  1396)

 -شهر: تهران

 -از: پارک جمشیدیه(0 کیلومتر)

 -تا(1): قله کولکچال(9.0 کیلومتر)

 -تا(2): قله توچال (14.5 کیلومتر)

 -به: پارک جمشیدیه (27 کیلو متر)

 -گذرگاه رفت: از: پارک جمشیدیه و: پناهگاه کولکچال و: قله کولکچال و: قله پیازچال تا: قله توچال

 -گذرگاه برگشت: باژگون گذرگاه رفت است.

 -پیمایش : (27 کیلومتر)

 -پیمایش ارتفاع: نزدیک به 2200 متر(از 1770 متر تا 3960 متر)

 -زمان : از 05:00 تا 20:00 (13:00 پیمایش + 04:00 استراحت)

 -پهنه شهر نوردها(3 نفر): آقای عباس اسدی، آقای محمد اسدی، آقای احمد اسدی

-----------------------------

آشنایی با کوهنوردها:

1) ...

2) ...

3) ...

-----------------------------

چند نکته:

- از کنار آرامگاه سربازان گمنام دین و وطن-نورال - گذشتیم. درود و سلامی برای شادی روحشان فرستادیم.

- صبحانه را نورال (پناهگاه کولکچال) خوردیم. دمنوش آویشن و چای صلواتی نورال از بهترین ها است.

- چشمه پیازچال استراحت کوتاه داشتیم، آبی خوردیم و بطری های آب مان را پر کردیم.

- با همنورد احمد تا قله کولکچال صعود کردیم(ساعت 10:33 به قله رسیدیم)

-احمد برای اولین بار بود که به قله ای با ارتفاع کولکچال صعود می کرد.

- او دلی دلی کنان راه بازگشت را در پیش گرفت و ما هم راه قله توچال را.

- با احمد قرار گذاشتیم که او در گردنه کولکچال منتظر ما بماند. تا با هم بازگردیم.

- احمد بالای قله کولکچال و در بازگشت در گردنه کولکچال حس خو ده بود و در چشمه پیازچال استراحت کرده بود.

- با محمد که بدنی آماده و نفسی چاق داشت تا قله توچال صعود کردیم(12:30 به قله رسیدیم)

- محمد می گفت که سربالایی منتهی به قله توچال امانش را بریده بوده است و با جان کندن خودش را به قله رسانیده است

- محمد برای اولین بار بود که به قله ای با ارتفاع توچال صعود می کرد.

- یک ساعتی در قله توچال استراحت کردیم، نهار خوردیم و خو دیم.

- همان گذرگاه رفت را بازگشتیم. در گردنه کولکچال احمد را دیدیم و همراه او فرود کردیم.

- به پناهگاه کولکچال که رسیدیم استراحت خوبی کردیم و همه خوراکی ها و دمنوش هایمان را خوردیم و نوشیدیم –محمد خیلی مردانه می خورد و می نوشید. او حس گرسنه شده بود.

- محمد و احمد از آن کوهپیماها و طبیعت نوردهای بردبار و اهل گفتگو هستند، دوست دارم باز هم با آنها طبیعت نوردی و پهنه شهر نوردی کنم.

 

-tehran-view of pathway to tochal peak (21 july 2017) -hezar masjed cross country running -from: jamshidiye park to(1):kulakchal peak to(2):tochal peak ended: jamshidiye park( 27 km)

 

-tehran-view of pathway to tochal peak (21 july 2017) -hezar masjed cross country running -from: jamshidiye park to(1):kulakchal peak to(2):tochal peak ended: jamshidiye park( 27 km)

-tehran-view of pathway to tochal peak (21 july 2017) -hezar masjed cross country running -from: jamshidiye park to(1):kulakchal peak to(2):tochal peak ended: jamshidiye park( 27 km)

 

-tehran-view of pathway to tochal peak (21 july 2017) -hezar masjed cross country running -from: jamshidiye park to(1):kulakchal peak to(2):tochal peak ended: jamshidiye park( 27 km)

 

-tehran-view of pathway to tochal peak (21 july 2017) -hezar masjed cross country running -from: jamshidiye park to(1):kulakchal peak to(2):tochal peak ended: jamshidiye park( 27 km)



مشاهده متن کامل ...
گفتگوی نعمت اخضری با عظیم قیچی ساز
درخواست حذف اطلاعات
برگرفته از وبلاگ تاریخ کوه نوردی همدان

کاتماندو 22 افروردین 1394 قبل از عزیمت برای صعود قله لوتسه

در هنگام بازگشت از ترکینگ دور آنا ا در شهر کاتماندو متوجه شدیم که آقای عظیم قیچی ساز و بهپور که عازم صعود قله اورست و لوتسه بودند در شهر کاتماندور هستند و موفق به دیدن آنها شدیم و در دو روز هنگام صرف نهار گفتگوی صمیمانه و خوبی با آقای قیچی ساز بصورت مصاحبه بعمل آورده و در ابتدا سوالاتی از طرف اینجانب تنظیم و عظیم خیلی با حوصله به یکایک آنها بشرح زیر پاسخ دادند.

1-در خصوص صعود قله لوتسه اظهار داشتند ، صعود قله لوتسه آ ین قله باقیمانده از قله های چهارده گانه هیمالیا بوده و علت اینکه قله آ می باشد براساس شرایطی بوده که بوجود آمده این قله نسبت به دیگر قله ها سخت نیست ولی در بعضی از زمانها شرایط برای صعود قله های دیگر مانند نانگا پاربارت، کی تو، شیشاپایما و . . . زودتر فراهم شده است و من سال گذشته تصمیم داشتیم این قله ها را صعود کنم که به علت ریزش بهمن در اورست و کشته شدن 17 نفر ش ا که منجر به اعتصاب بقیه ش اها گردیدو کلا صعود اورست و لوتسه در طول سال گذشته متوقف شد.

قله لوتسه هیمالیاآ ین قله 8000متری که عظیم باید صعود د

درخصوص صعود قله اورست در صعود اولی که من داشتم می توانستم آن را بدون ا یژن صعود م ولی بنابه دستور س رست از کپسول ا یژن استفاده و . . . دوازده قله بعدی هیمالیا را بدون استفاده از کپسول ا یژن صعود و برای اینکه 14 قله بدون استفاده از کپسول ا یژن در جهان ثبت شود در این برنامه انشاءاله قله اورست را بدون کپسول ا یژن صعود خواهم کرد و رکوردی جهانی باقی خواهد ماند.(البته در هیمالیا نمی توان موفقیت در صعود را حتماً پیش بینی کرد)

در خصوص روش صعود در قله های هیمالیا بدون کپسول ا یژن و بدون شریا ایشان توضیح دادند.

گرفتن ش ا هزینه ای برابر 3 تا 5 هزار دلار دارد و عمده کار ش ا حمل کپسول ا یژن می شود و من آمادگی دارم بدون کپسول ا یژن صعود م و مجبور نشوم کپسول سنگین را حمل م و بجای آن سبکبار معمولاً از کمپ 2 حرکت کرده و بصورت تقریباً سرعتی و در زمان کمی خودم عازم قله می شوو و قله را صعود می کنم.

در رابطه با مصرف مواد غذایی در ارتفاعات بالای پیس کمپ ، غذای معمولی کوه را می خورم و چون زیاد در ارتفاع معطل نمی شوم تحمل دو روز سختی و کم غذایی تحمل صرف انرژی و کمبود مواقع غذایی را دارم ضمناً آب و مایعات (بصورت شربت و سوپ) را باید داشته باشم و شب قبل از صعود حتماً در حد دو لیتر مایعات را مصرف می کنیم.

لوازمی را که من برای صعود حمل می کنم بعد از بس کمپ از یک چادر یک نفره، پوشاک لازم و گرامبون و یک عدد تبریج یک عدد باتوم استفاده میکنیم و سریع خودم را به قله می رسانم و چون در این بخش بدون ش ا و تنها میروم وقت را هدر نداده و شانس صعود قله برای من بیشتر می شود. ضمناًٌ کوله پشتی هم به قله نمیبرم و لوازم و خوراکی لازم ( از جمله شکلات) را در جیبم قرار می دهم.واستفاده میکنم.

هزینه های صعود قله های هیمالیا بسیار بالا بوده و اسپانسر این برنامه من شهرداری تبریز می باشد.

درموردکوهنوردان جوان هیمالیانورد آنهابایدشرایط لازم راداشته باشند تا بتوانند به هیمالیا بروند.

تمرینات مداوم وتوانایی تامین شرایط عزیمت به هیمالیا و...

در رابطه با گذراندن دوره های آموزشی و داشتن مدارک اظهار داشتند من هیچ مدارک گذرانیدن دوره های آموزشی و مربی گیری را ندارم من در طی اجرای برنامه ها و در اردوها تجارب لازم را ب کرده ام .

در اردوهای برگزار شده توسط فدراسیون از تجربیات آقایان جلال چشمه قصابانی – رضا زارعی – حسن نجاریان و حمید اولنج استفاده و بهره برده ام.

در رابطه با کوهنوردی و کوههای ایران کشور ما دارای مناطق کوهنوردی بسیار خوبی است که باید به آن توجه زیادی شود و کوهنوردان جوان و قهرمان مادر دامن این کوهها پرورش پیدا کرده و می کنند.

کوهنوردی در ایران آینده خوبی دارد و کوهنوردان جوان پرورش لازم را پیدا میکنند و در سطح ایران و هیمالیا مطرح هستند و در آینده کوهنوردان زیادی در هیمالیا فعال خواهند شد و امید دارم که کوهنوردانی برای صعود چهارده قله اقدام خواهند کرد و موفق خواهند شد.

از بهترین خاطرات من موفقیت در صعود به قله های هیمالیا بوده.

و از بدترین خاطرات من حوادث در کوه و کشته شدن کوهنوردان بوده از جمله حادثه مانسلو که 17 نفر در زیر بهمن دفن شدند و من در چند قدمی آنها بودم.وخیلی شانس آوردم. من تا حدود سه ماه پس از آن حادثه حال خوبی نداشتم.

خطر در هیمالیا زیاد است و در رابطه با احتیاط و ریسک باید بگویم که ریسک را تایید نمی کنم و بایدخیلی با احتیاط و دقت و توجه به همه جوانب و محیط کار عمل کرد .

بعضی اتفاقات وحوادث خارج از اراده کوهنورد میباشد بخصوص در منطقه هیمالیا از جمله ریزش بهمن مانند ریزش بهمن در مانسلو در حالیکه همه کوهنوردان در داخل چادر درخواب بودند.بهمن 17کوهنورد ورزیده راکشت.

بعضی ازحوادث هم قابل پیش بینی است وحتما باید باهوشیاری وآگاهانه واحتیاط تصمیم گیری عمل نمود.ممکن است یک اشتباه آ ین اشتباه اوباشد .

من در هنگام اجرای یک برنامه درهیمالیا کتاب برای مطالعه برده بودم ولی در بیس کمپ که اجبارا بیکار ومنتظر هوای خوب وسپری شدن هوای نامساعدبودم نمی توانستم کتاب بخوانم چون دربیس کمپ باید مراقب تمام جنب وجوشها وخبرها وتصمیمات تمام اکیپ ها قرار میگرفتم وبموقع عمل می وفرصت های خوب را از دست نمیدادم .

در یکی از برنامه ها در هوای بد در بیس کمپ منتظر هوای خوب بودم و ش اها می گفتند تا چند روز دیگر هوای خوب نمیشود یک دفعه نگاه و دیدم در کمپ 2 یک گروه عازم قله هستند و به شریان ها هم گفتم و آنها گفتند شرایط مناسب نیست من تشخیص دادم که آن گروه هوای خوب را پیش بینی کرده و حرکت کرده اند و همان روز خودم را به کمپ 2 رسانیده و روز بعد قله را صعود .

(آن گروه بالا خوبی هوا را بهتر اطلاع داشتند و گروه پایین در پیس کمپ تشخیص نمی دادند) من در یک فرصت دو روزه سریع توانستم قله را صعود م. و همین عامل موقعیت بیشتر می باشد.

در تمام صعودهای هیمالیا باید تمام جوانب را در نظر می گرفتیم و فرصت ها را از دست ندهم.

توصیه من به کوهنوردان جوان اینست که به کوهنوردی محض فکر نکنند ضمن توجه به کوهنوردی در فکر ادامه تحصیل و زندگی و کاروتامین منابع مالی مورد نیاز خود باشند و . . .

من گزارش تمام برنامه های خود را دارم و عکاسی هم جزء کار من می باشد و در آینده کت را تهیه و ارائه خواهم داد.

در رابطه با پدر و مادر من دست های آن ها را می بوسم و از اینکه آنها را نگران میکنم عذر می خواهم.

در خصوص انتظارات و توقعاتی که ازوزارت ورزش و فدراسیون کوهنوردی دارم سئوال و گفتند هیچگونه توقعی از آنها ندارد.

بهپور وعظیم قیچی ساز. بهپور هم عازم صعود قله اورست میباشند

در رابطه با آقای جلال چشمه قصابانی هیمالیا نورد بزرگ ایران گفتند

آقا جلال حرف ندارند ، او از کوهنوردان بزرگ جهان دست کم ندارد.

باید از تجربیات او استفاده تجربیات او از نوع خودی است و بدرد ما خورد و اگر استفاده نکنیم در حق کوهنوردی ظلم کرده ایم.

او علاوه بر شخصیت کوهنوردی در نظر اجتماعی و انسانی شخصیت خوبی را دارا می باشد.

او از مربیان خوب من بوده

باید قدر او را بدانیم و از او استفاده

آقا جلال کوهنوردی زحمت کش در کوه و در کار شهری و اجتماعی می باشد.

بهپور.عظیم قیچی ساز وایرج معانی

بهپور پزشک هیمالیانورد که قبلا قله لوتسه را صعود وچندین تلاش روی قله های هیمالیا را داشته واکنون عزم به صعود قله اورست را داشته که تا قسمتی از برنامه همراه عظیم میباشد

برای بهپور آرزوی موفقیت وسلامنی میکنیم

ایرج معانی (هیمالیا نورد) نعمت اخضری.عظیم قیچی ساز. بهپور وبهنام جلال زاده


این مصاحبه غیر حرفه ای وبصورت گفتگوی دو کوهنورد صورت گرفته واز مصاحبه گرفته شده که متاسفانه کیفیت خوبی ندارد.ومتن مصاحبه دقیقا براساس نبوده ولیکن کل مطلب که کمتر از اصل مطلب میباشد وممکن است بعضی کلمات سهوا تغییراتی داشته باشد که از جناب قیچی ساز پوزش میخواهم..

دراین گفتگو نکات جالب وارزنده ای از روش کار این هیمالی نورد بزرگ وجود دارد که برای خود من هم بسیار جالب وآموزنده است وامیدوارم که کوهنوردان جوان وتوانمند که توانایی واستعداد خوبی برای کار درهیمالیا دارند استفاده نمایند.

عظیم قیچی ساز کوهنوردی بزرگ وتوانمند وبی تکبر وساده وخودمانی وخیلی دوست داشتنی وافتخار بزرگ کوهنوردی نوین کشورمان میباشد . اوبواقع جهان پهلوان ورزش ایران وبخصوص کوهنوردی میباشد مسئولین ورزشی در قبال او خیلی وظیفه دارند .

برای عظیم قیچب ساز آرزئی موفقیت وسلامتی مینمایم.

از شهرداری تبریز که اسپانسر وحامی او ودیگر انی که اورا مورد حمایت قرارداده اند تشکر مینمایم.

بامید موفقیت های بیشتر وسربلنی کشور عزیزمان ایران

نعمت اخضری اول اردیبهشت 1394

عظیم قیچی ساز ونعمت اخضری

بهنام جلا اده عضو تیم ترکینگ دور آنا ا وعظیم قیچی ساز

قله لوتسه هیمالیاآ ین قله 8000متری که عظیم باید صعود د



مشاهده متن کامل ...
پ. ش.ن اسان.ر- از:چناران- شش تا:کلات-قله هزار مسجد(44 ک.م)
درخواست حذف اطلاعات

   نَوَرد نامه چناران-ر. شِش- تا کلات نادر-قله هزار مسجد( 30 + 14=44 ک.م)
-----------------------------------------------------------------
   «با احترام و افتخار،
   این پَهنه شَهر نَوَردی را تقدیم علی مقامی و علیرضا کشوری می کنم. همکارهای خوبی که:
-    از وجودشان انرژی می تَراود
-    و هنگامی که به دونده ای بارک الله و خداقوت می گویند، زور و قوت او خیلی زیاد می شود.
-----------------------------------------------------------------
   نام گروه پَهنه شَهر نَوردی: پَ. شَ. ن هزار مسجد
   پَهنه شَهر نَورد ها: عباس اسدی، حامد اسدی، یاسین اسدی، م.عباسی، س.اسدی
   جای پَهنه شَهر نَوردی: استان اسان رضوی- از چناران-ر. شِش- تا کلات نادر-قله هزار مسجد
   تاریخ: چهار شنبه 1394/04/31 تا پنج شنبه 1394/05/01
   آغاز نَوَرد: ش. چناران- ر. شش
   آماج نَوَرد: ش. کلات نادر-قله هزار مسجد
   پایان نَوَرد: دامنه قله هزار مسجد-اولنگ شاهی سه راهی اولنگ شاهی-سد کارده
   گذرگاه رفت- از آغاز نَوَرد: ش.چناران- ر. شش و: راه شوسه قله هزار مسجد
   و: رودخانه(7 ک.م) و: آغاز گردنه های پر پیچ و خم(19 ک.م)
   و: پایان گردنه های پر پیچ و خم با امکان دیدن قله هزار مسجد(21.6 ک.م)
   و: چشمه مراد «زیر دکل مخابرات فراز قله» (25.3 ک.م)
   تا: آماج نورد-قله هزار مسجد«پناهگاه» (30.3 ک.م)
   مسافت رفت تا آماج و زمان - از آغاز نورد: (30.3 ک. م. ) و ( 12:00 )
   گذرگاه برگشت- قله هزار مسجد-پناهگاه و مسجد و: اولنگ شاهی
   و: سه راهی دلوچه-راه پاکوب جنگلی به سوی ر.خا تر
   و: اول راه پاکوب جنگلی ر.خا تر تا : پایان نورد-سه راهی اولنگ شاهی-سدکارده
   مسافت بازگشت تا پایان و زمان- از آماج: (14 ک. م. ) و ( 3:00 )
   مسافت کل تا پایان و زمان کل- از آغاز: ( 44 ک. م. ) و (15:00 )
---------------------------------------------------------------------------
1. پهنه شهر نوردی در جبهه جنوبی قله هزار مسجد زیبایی های دلچَسب خودش را دارد
2. پهنه شهر نوردی در جبهه شمالی قله هزار مسجد هم طراوت، آب و آبشار، تازگی و سرسبزی ویژه خودش را دارد.
3. شب چهارشنبه در چناران خو دیم و صبح زود پنجشنبه با تا ی محمد آقا که از دوستان قاسم پوراحمدی کوهنورد چنارانی و خویشاوند عزیزمان بود تا نرسیده به روستای شش و آغاز راه شوسه چناران قله هزار مسجد رفتیم.
4. به نام خدا گفتیم، راه شوسه را در پیش گرفته و گام زدیم و گام زدیم. کوه ها قشنگ، دره ها متمایز، و آسمان آبی بود.
5. همنورد ها عالی، پر انرژی، جوان، و همراه بودند.
6. صبحانه و نهار را ساعت 9:00 و 12:00 در دره ها خوردیم.
7. هر نفر 2 بطری 1.5 لیتری آب با خود بردیم. در راه از رودخانه ای کوچک گذر کردیم و بطری های آبمان را سر پُر کردیم.
8. به اولین عشایر و گله های شان، چشمه ها و آبشخورهایشان رسیدیم.
9. باز هم رفتیم و رفتیم تا به گردنه های پر پیچ و خم رسیدیم.«خودروهای نیسان بر راه شوسه حکمرانی می د و گاه گاهی هم خودرو های سواری مانند پیکان یا پراید هم از گردنه بالا می رفتند- راه گردنه خشک بود. در شرایط گل آلود و برفی صعود یا فرود خودرو های سواری به سختی یا حتی نا ممکن می نُمود. »
10. به بالای گردنه که رسیدیم، تازه توانستیم که قله هزار مسجد را ببینیم.  به زیبایی و آرامی لَمیده بود و تک و توک نیسان های آبی، رمه های ان، عشایر، و ابرهای بالای سر و پیرامونش را نگاه می کرد.
11. بالای گردنه، کمی استراحت کردیم،  کمی خوراکی خوردیم و با شیبی ملایم، رو به پایین به سوی قله رها شدیم.
12. به چشمه مراد در پایین دکل مخابرات که بر فراز قله نشسته است، رسیدیم، سبزه زاری سرسبز و کوچک با چشمه آبی و چند سیاه چادر و خانه گلی عشایری.
13. را همین جادر خانه گلی و سیاه چادر عشایر خو م. کمی در سیاه چادر استراحت کردیم و گپی و گفتی با عشایر مهربان داشتیم.
14. از چشمه مراد همه بطری ها را پر آب کردیم و به سوی قله خیز برداشتیم. هوا خنک تر و خنک ترمی شد
15. در کنار راه چهار خانواده از روستای گرو چناران به گلگشت آمده بودند، چایی تعارفمان د، استقبال کردیم و به مهمانی چایشان رفتیم. چای خوردیم گرم شدیم، گفتگو کردیم و مردِ میانسال همراهشان کوله هایمان را بلند و سبک و سنگین می کرد. در آ هم آفرینِمان گفت. خداحافظی کرده و با آرزوی تندرستی برای هم، به هم گفتیم: «به امید دیدار دوباره»
16. برای رفتن به بالای قله نیم دور پیرامون آن چرخیدیم و وقتی که به جبهه شمال شرقی و جبهه شمالی کوه رسیدیم، هزار مسجد با تبختر و ابهت پرتگاه ها و دامنه های پرشیب و شِکن شمالی اش را به رخمان کشید. دامنه هایی که همانند دامن های بلند،پر چین، و سبز رنگ ن کرمانج(کردهای اسان را کُرمانج گویند) زیبا و فا بود.
17. نزدیک های قله هوای خنک رو به سردی گذاشت و در بالای قله-در اول مرداد ماه- سرمای دلچسبی پوستمان را دانه دانه کرد.
18. به قله که می رسیدیم خورشید غروب کرده بود و هوا در حال تاریک شدن کامل بود
19. ماه و ستاره های هزار مسجد- این قله مهربان و در آغوش گیرنده- به مهمان هایش خوش آمد می گفتند. آن ها یکدانه یکدانه و با محبتی شایسته دور و نزدیک می شدند.
20. در بالای قله با یک گروه چهار نفری از کوهنوردها آقایان قبولی، هادی یوسفی و یک پدر و پسر که از دوستان قاسم پوراحمدی-همان کوهنورد چنارانی را می گویم-  بودند گپ و گفتی داشتم و به مهمانی چای آن ها رفتم.
21. آقایان قبولی و هادی برای رفتن از قله به روستای لایین کهنه و شهر لایین نو و شهر کلات من را راهنمایی د و صبح زود هم مسیر آن را از فراز قله به ما نشان دادند.
22. پدر به  پسر گفته بود:«می خواهد به قله هزار مسجد برود و یک شب را آنجا بخوابد». پسر هم دو کوهنورد با مرام چنارانی را همراه کرده بود و با نیسان آبی گازوئیلی اش به کوه آمده بود تا با پدر 85 ساله اش یک شب را خوش باشند و خوب بگذراند. دَمش گرم.
23. در بالای قله سه جانپناه مستقل و یک خانه وجود دارد. ما در سالن خانه چادرهایمان را ب ا کردیم شام خوردیم، چای نوشیدیم کمی در بالای قله گشتیم و سپس  به درون کیسه خوابهایمان خزیدیم و خو دیم.
24. شب قله خیلی قشنگ، خیلی سرد و خیلی تاریک بود و از دور روشنایی های شهر های مشهد، لایین نو، کلات، و درگز به زیبایی دیده می شد
25. پنج شنبه صبح، نزدیک به طلوع آفتاب از خواب برخاستیم و به اتفاق همنورد عباسی پیرامون قله را گشتیم و و از بالا به چشمه مراد، اولنگ شاهی و بند آب در جبهه جنوبی کوه نگاهی انداختیم تا خورشید طلوع کرد.
26. در هوای صاف و پاکیزه صبح، قله بینالود با قامتی برافراشته تر از همه کوه های اسان رضوی به پیرامون می نگریست. و با دیدنش مشتاق شدیم که با همین گروه به دیدارش برویم. از دور که خیلی خوش قد و قامت و زیبا می نمود
27. چه خوب می شود که دوست داران هزار مسجدِ مهربان از او قدردانی کنند و به پاس آغوش گشاده و پر از مهرش، آنجا را پاکیزه و تمیز بخواهند،  پلیدی ها، آلودگی ها و کثیفی های پیرامون را-که خودشان آورده اند- با خود ببرند  و بر جای نگذارند.
28. بالای قله زباله های بد مانند نایلون، پلاستیک، لاستیک، بطری ها،  و ... در اطراف پراکنده  شده بودند. و گونه های قله را پلید کرده بودند. نمی دانم چرا این انسانهای خودرونشین به هر جایی که غان غان کرده و می رانند آنجا پر از زباله های بد می شود. نمی دانم چرا ولی به دلیلی جاده تا خود قله کوه کشیده شده است و خودرو سواران می توانند تا آن بالا بیایند.
29. 19. خودرونشین ها می توانند با خودرو هایشان زباله های بد بیشتری را از پیرامون خود در طبیعت جمع کرده و در سطل زباله مناسب بیاندازند به امید اینکه سامانه دفع زباله شهرداری، یا دهداری مربوطه آن ها را به درستی از بین ببرد و دوباره وارد طبیعت نشوند.
30. بعد از خوردن صبحانه، در بالای قله، روی به اولنگ شاهی پر گشودیم و یک پیاده روی 14 کیلومتری در آن کردیم.
31. نزدیک به سه راهی سد کارده-اولنگ شاهی یک نیسان آبی از عشایر کرایه کردیم و از راه روستای احمد آباد و روستای مارشک و سد کادره تا خود مشهد رفتیم.

یادآوری مهم: عشایر حدود 70 روز بعد از نوروز-دهم داد ماه- به چراگاه های جبهه جنوبی و شرقی هزار مسجد می آیند و پنجم یا حداکثر دهم مرداد ماه آن جا را ترک می کنند. از هنگام کوچشان در جبهه شمالی و غربی اطلاعی ندارم.

 

 

 

 

 

 

 



مشاهده متن کامل ...
قله ناظر بزرگ
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله ناظر بزرگ، 4265 متر، از روستای نمار

تاریخ اجرای برنامه: پنجشنبه و 18 و 19 تیر 1394

موقعیت جغرافیایی: استان مازندران، شهر لاریجان، روستای نمار
ارتفاع قله: 4265 متر
ارتفاع مبدا صعود: حسینیه روستای نمار، 2130 متر
مسافت پیموده شده تا قله: 14.5 کیلومتر
مدت زمان صعود: 3.5+4.5=8 ساعت (مجموع دو روز)
کل زمان برنامه: 28 ساعت (از ساعت 16 روز پنجشنبه تا 20 روز )
نفرات شرکت کننده: 4 نفر
نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، مجتبی داشخانه و علی رضایی

 

مسیر صعود به قله ناظر بزرگ در گوگل ارث:

(برای مشاهده تصویر در سایز بزرگ بر روی آن کلیک نمایید)

 

مسیر صعود به قله ناظر بزرگ در گوگل ارث: (با 90 درجه چرخش به راست)

(برای مشاهده تصویر در سایز بزرگ بر روی آن کلیک نمایید)

+ فایل جی پی اس قله ناظر بزرگ (wikiloc)

--------------------------------------------------------------

نکته: هفت موردی که در ذیل آورده شده، طوری با دقت و وسواس نوشته شده که یقین دارم اگر به دقت خوانده و پرینت گرفته و در روز برنامه همراه خود داشته باشید، حتی بدون جی پی اس هم بتوانید با موفقیت قله را صعود کنید. مشاهده مسیر صعود در گوگل ارث و همراه داشتن تصویر آن نیز اکیدا توصیه می شود.

 راهنمای صعود به قله ناظر بزرگ:

1-       پیاده روی خود را می توانید از حسینیه روستا یا از پارکینگ دشت دریوک شروع کنید. از روستا تا نزدیک دشت دریوک 2.5 کیلومتر جاده خاکی است که با خودروی سواری می شود آنرا طی کرد. از پارکینگ تا دشت حدود 20 دقیقه پیاده روی دارد.

2-       مسیر قله ناظر از دره سمت راست دشت دریوک (2350 متر) است. وارد دشت که شدید باید تا نیمه های دشت رفته و از رودخانه عبور کنید تا وارد مسیر دره سمت راست شوید (به سمت دره پنیری). اگر تا وسط دشت رفته و از رودخانه عبور کنید؛ وارد پاکوبی می شوید که این پاکوب شما را مستقیم تا دشت پنیری می برد.

نکته مهم: از داخل دشت دریوک به مسیر دشت پنیری که نگاه می کنید، دو قله مرتفع در دوردست دیده می شود که یک هفت بین آندو تشکیل شده است. قله ناظر در واقع سمت چپ این دو قله و به فاصله خیلی دورتر قرار گرفته که دیده نمی شود. با دانستن محدوده نقریبی قله قطعا بهتر می توانید مسیر قله ناظر را در پیش بگیرید.

3-       با ادامه مسیر پاکوب با شیب ملایم، حدود 1.5 ساعت بعد وارد دشت بزرگی می شوید که به آن دشت گجنا (gagena) می گویند. یک بار اواسط دشت و بار دیگر در انتهای دشت یک بار دیگر از عرض رودخانه عبور می کنید. پس از عبور از رودخانه شیب پاکوب زیاد می شود. چند دقیقه بعد یک دره و رودخانه کوچک در سمت چپتان می بینید. اگر وارد مسیر دره سمت چپی شوید حدود نیم ساعت بعد به چشمه خیلی خوبی در ارتفاع 2800 متر می رسید که در واقع قبل از دشت انبار سنگ است. (محل شب مانی ما) اما اگر وارد این دره نشده و پاکوب اصلی را ادامه دهید، حدود نیم ساعت بعد به بلند ترین نقطه پاکوب می رسید. در اینجا دشت انبار سنگ (3000 متر) در سمت چپتان و دشت پنیری (2900 متر) در ادمه پاکوب و حدود 10-15 دقیقه پایین تر قرار دارد.

4-       برای صعود به قله ناظر بزرگ نیازی به کم ارتفاع و ورود به دشت پنیری نیست. از پاکوب جدا شده و از سمت چپ وارد دشت انبار سنگ شوید. در منتهی الیه شمال دشت انبار سنگ یک رودخانه فرعی جاری است که به سمت دشت پنیری سرازیر شده و به رودخانه اصلی می پیوندد. از اواسط انبار سنگ ارتفاع کم کرده و از عرض رودخانه عبور کنید. (رودخانه خیلی عمیق و عریض نیست) آنسوی رودخانه دو یال و دو ص ه سنگی نسبتا بزرگ دیده می شود. بهتر است از روی یال سمت راستی ارتفاع گرفته و از سمت راست سنگها عبور کنید. هر چند که از وسط دو ص ه نیز می شود صعود کرد (مسیر ما). از انبار سنگ تا قله چند یال پر شیب و نفس گیرررر را پیش رو دارید.

5-       با قرار گرفتن روی این یال و ادامه یال های بعدی که مایل به سمت چپ هستند خود به خود در مسیر قله ناظر قرار می گیرید. و البته پاکوب مشخصی هم در مسیر وجود ندارد. فقط باید با استفاده از جی پی اس و یا ذهنی، موقعیت تقریبی قله را دانسته و مسیر بعدی را پیش بینی کنید. روی یال های بعدی به چند ص ه سنگی می رسید که باید از سمت چپ همه آنها عبور کنید.

6-       حدود 1.5 ساعت مانده به قله، به بالای دره ای می رسید (حدود 3800 متر) که تا این فصل از سال (اواسط تیر ماه) هنوز بالای آن کمی برف داشت. در اینجا برای اولین بار قله ناظر بزرگ در امتداد مسیر حرکت شما در معرض دید قرار می گیرد و پس از آن کمی که ارتفاع می گیرید قله ناظر کوچک (4180 متر) نیز در سمت راست قله اصلی رخ می نماید.

7-       از اینجا تا روی قله کمتر از 1.5 ساعت دیگر راه پیش رو دارید. صعود به قله ناظر بزرگ گوارای وجودتان باد.

-------------------------------------------------------

نکته مهم:

خطری که ار بیخ گوشمان گذشت:

برای این برنامه دو فایل جی پی اس از گوگل ارث کرده بودم. یکی از آقای حسین جابرانصاری و دیگری فایلی که آقای بهرام نصیری در گوگل ارث (ویکی لاک) آپلود کرده اند. چون مسیر اقای جابرانصاری از روی یال بوده و مطمئن تر بود بنابراین ما هم در مسیر همین فایل حرکت کرده و بدون مشکل خاصی قله را صعود نمودیم. البته در دشت دریوک از یکی از راهنمایان محلی (آقای علی کوهی) هم راهنمایی های لازم را گرفته بودیم که منطبق با همین فایل جی پی اس بود.

برای فرود اما گفتیم که از مسیر آقای نصیری استفاده کنیم که سریع تر هم به آب برسیم. مسیر ایشان از روی یال سمت چپ قله بود. ما هم از همان مسیر به سمت پایین سرازیر شدیم. در مسیر فرود با دو سه مشکل و خطر مواجه شدیم که خدا را شکر به خیر گذشت و ما در عجب بودیم که اینها چطور این مسیر را صعود کرده اند!! گزینه ای که به ذهنمان رسید این بود که شاید فایل مشکل (خطا) دارد.

پس از عزیمت به تهران و بررسی مجدد مسیر در گوگل ارث با توجه به اینکه دیگر به مسیر آشنایی داشتم، مطمئن شدم که این فایل مشکل دارد و اصلا مسیر را در برخی نقاط از جایی نشان می دهد که محال است راه بدهد! برای ما به خیر گذشت اما به همین سادگی ممکن بود حادثه ای رخ بدهد که جبران ناپذیر باشد!

من برای آقای نصیری در ویکی لاک پیام گذاشتم. امیدوارم که پیام را خوانده و فایل را حذف کنند تا دیگر کوهنوردان با این فایل دچار مشکل نشوند. به نظر می رسد که جی پی اس ایشان در مسیر مورد نظر خطا داشته و با خطای زیاد مسیر را ثبت نموده است!

البته این دوست ما هم مقصر نیستند چرا که وقتی شما فایل را در ویکی لاک آپلود می کنید، چک صحت مسیر در ویکی لاک به آسانی میسر نیست. می شود کلیات را دید اما برای جزئیات حتما باید به گوگل ارث مراجعه کرد. چاره کار این است که قبل از آپلود در ویکی لاک، ابتدا فایل را در گوگل ارث انداخته و مسیر را به دقت بررسی کنید که مبادا مشکلی یا خطایی داشته باشد.

من خودم برای هر فایل جی پی اس همین کار را انجام می دهم. از دوستان و کوهنوردان عزیز هم که زحمت آپلود فایل در ویکی لاک را می شکند تقاضا دارم که حتما پیس از آپلود فایل در ویکی لاک، آنرا را در گوگل ارث انداخته و از صحت فایل اطمینان حاصل نمایند.

در هر حال این مشکل تاکیدی شد بر اینکه برای هر برنامه حتما بیش از یک فایل جی پی اس تهیه کرده و از قبل نیز مسیر را در گوگل ارث بررسی نماییم تا شاید مشکلات احتمالی را خودمان قبل از مواجه شدن با آن متوجه شویم.

با تشکر از دوستان خوبم آقای جابرانصاری و اقای نصیری گرانقدر که زحمت آپلود این فایل ها را در ویکی لاک کشیده اند.

صفحه مربوط به فایل اقای نصیری در ویکی لاک (فایل مشکل دار)

صفحه مربوط به فایل اقای جابرانصاری در ویکی لاک (فایل صحیح)

توضح: برای آن دسته از دوستان که با ویکی لاک و گوگل ارث آشنایی چندانی ندارند عرض کنم که ویکی لاک (wikilock.com) با نرم افزار گوگل ارث از طریق سرور گوگل لینک هستند. شما هر فایلی را که در ویکی لاک آپلود می کنید پس از یک بازه زمانی بصورت اتوماتیک در گوگل ارث نمایش داده می شود. یعنی مثلا شما برای جی پی اس قله ناظر کافی است که به گوگل ارث رفته و در محدوده قله ناظر زوم کنید. فایل هایی که در ویکی لاک آپلود شده اند ای شان در اینجا مشاهده شده و قابل هستند. که البته نیاز به عضویت در ویکی لاک دارد.

-----------------------------------------------------------

چشمه های مسیر:

1- شیر آب جنب حسینیه روستای نمار
2- چشمه بزرگ انتهای دشت گجنا، پس از حدود 3 ساعت پیاده روی از روستا
3- چشمه قبل از انبار سنگ در مسیر دره فرعی (نام این چشمه شاید سه تخته باشد)
پس از حدود 3.5 ساعت پیاده روی

نکته مهم: به دلیل وجود سراهای متعدد در ارتفاعات بالای انبار سنگ، رودخانه جاری در پایین انبار سنگ که به دشت پنیری می رسد، قابل اطمینان برای شرب نمی باشد.

-----------------------------------------

نکات برنامه:

1- آنتن همراه اول در جاده منتهی به منار هر جا که چک کردیم قطع بود. در خود روستا آنتن داشت اما قطع و وصل می شد و در طول مسیر تا قله هم چند جا که چک کردیم آنتن نداشت.

2- از آنجاییکه برنامه کمی سنگین است، برای روز اول حتما چند ساعت از مسیر را طی کنید تا در روز دوم فشار وارد نشود.

3- برای شب مانی، انتهای دشت گجنا (حدود 2600 متر) پیشنهاد می شود که چشمه پر نیز از بالادست به دشت می ریزد. گزینه بهتر اما چشمه قبل از انبار سنگ در ارتفاع 2800 متر است که هم دسترسی به آب آن بهتر است و هم به قله نزدیکتر. دشت گجنا اما فضای بیشتری برای ب ایی چند چادر دارد.

------------------------------------------------------

دسترسی:

ورودی روستای نمار (منطقه نمارستاق) در جاده هراز به فاصله حدود 110 کیلومتر از تهران (انتهای اتوبان بابایی) و 50 کیلومتر مانده به شهرستان آمل قرار دارد. با ورود به این جاده فرعی پس از طی 25 کیلومتر جاده پیچ در پیچ کوهستانی در نهایت به روستای نمار می رسید. در کل از تهران، حدود 2.5 ساعت تا ورودی و یک ساعت هم تا روستای نمار، بدون ترافیک و توقف، راه در پیش دارید.

نشانی ورودی روستای نمار: در جاده هراز، بعد از شهر لاریجان، حدود 10-15 کیلومتر بعد از تونل شماره 7، به یک فرعی نسبتا عریض در سمت چپتان می رسید که تابلوی بزرگی از ی بخش نمارستاق در ورودی آن نصب شده است. حدود 50 متر بعد از ورودی نیز یک پل قرار دارد که تابلوی زاده عبدالمناف در گوشه آن نصب شده است. ورودی عریض تر از همه ورودی ها بوده و مشخص است اما متاسفانه تابلو تابلو ندارد بجز تابلوی که زیرش نوشته شده: "منطقه نمارستاق لاریجان" که آنهم رو به سمت آمل است و از این سمت دیده نمی شود.

در گوگل مپ هم این ورودی را با نام "پنجاب" که نزدیک ترین محل به ورودی است می توانید پیدا کنید.

-------------------------------------------------------

(تصاویر بیشتر در ادامه مطلب)

=============================

دشت دریوک:

 

مسیر صعود بعد از دشت دریوک:

(برای مشاهده تصویر در سایز بزرگ بر روی آن کلیک نمایید)

 

دوست عزیزم آقای "رضا رحیم خانلی" که پس از دو یا سه سال آشنایی دورادور و مجازی، به صورت خیلی اتفاقی و جالب در مسیر قله ناظر به هم رسیدیم.

آقای رحیم خانلی نیز به همراه سه تن از دوستانشان در همین روز در مسیر قله ناظر بوده و چادرهایشان را در انتهای دشت گجنا ب ا کرده بودند. گروه چهار نفره ایشان، صبح روز فردا حدود دو ساعت بعد از ما به قله رسیدند.

 

محل شب مانی، چشمه پایین دشت انبار سنگ:

 

قله ناظر بزرگ:

 

--------------------------------------------------------

مسیر فرود:

دشت گجنا به سمت دشت دریوک:


دشت دریوک:

 

دشت دریوک:

 

آقای علی رضایی، مهمان عزیز ما در این برنامه:



مشاهده متن کامل ...
خط الراس مناره به علم کوه
درخواست حذف اطلاعات

اواسط هفته گذشته با آقای حبیبی صحبت و ایشان گفتند برای آ هفته به حصار چال می روند.فرصت خوبی بود و تصمیم گرفتیم با دوستان همراه شویم. صبح زود از خواب بیدار شدم و کوله ام را جمع و سریع تا اداره رفتم و برگشتم.روشن و پدر خانمم هم ساعت 7 جلو خانه ما بودند.پریسا هم درس را به کوه ترجیح داد و با ما نیامد.خلاصه ساعت 7:10 حرکت کردیم.طبق معمول روشن پرواز کنان ما را تا رودبارک رساند.عزیز حبیبی و فرشید داودی و بهرام پور علی بابا هم به ما ملحق شدند و به سمت قرارگاه رودبارک رفتیم.با رسیدن به قرارگاه رودبارک ماشینها را در حیاط قرارگاه پارک کردیم و بعد از جمع و جور وسایل با یک خودرو پاترول به سمت تنگه گلو حرکت کردیم.با رسیدن به تنگ گلو و صرف نهار به سمت حصار چال حرکت کردیم.تعداد زیادی چادر در منطقه ب ا شده بود و کوهنوردان زیادی در منطقه بودند.چادر ها را ب ا کردیم.پدر خانمم قصد داشت به سمت دریاچه لشکرک برود.اما من حوصله رفتن نداشتم و گفتم شما بروید من هم بعداًمی آیم.اما واقعیت قضیه این بود که از رفتن تفره می رفتم.بعد از یک ساعت عذاب وجدان گرفتم و تصمیم گرفتم کم کم به سمت دریاچه بروم (با این امید که پدر خانمم تا آن زمان به دریاچه رفته و دارد بر می گردد).خلاصه با همین خیال خام به دریاچه رسیدم.خبری نبود.گفتم شاید به سمت یخچال بالای دریاچه رفته باشد.به زیر یخچال رفتم. ی آنجا نبود.به یال منتهی به قله نگاه .ایشان را دیدم که به سمت قله می رفتند.تصمیم گرفتم من هم به قله بروم تا با هم برگردیم.مسیر یخچال بالای دریاچه را مستقیم در پیش گرفتم تا به خط الراس برسم.سریع به خط الراس رسیدم و و به قله لشکرک رفتم.همزمان با هم به قله لشکرک رسیدیم.بنده خدا از دیدن ناگهانی من روی قله حس جا خورده بود.پس از کمی عکاسی به سمت چادر ها رفتیم و بقیه زمانمان تا شب صرف آشپزی و صرف شام شد.

دوستانم درحصار چال

حصار چال

دریاچه لشکرک( سانها و علم کوه در انتهای تصویر)

قله لشکرک(4050متر)

قرار بود بهرام و فرشید و آقای حبیبی و پدر خانمم به علم کوه بروند.مدتها بود اجرای برنامه خط الراس سانها در ذهنم بود(عبور از سان جنوبی و ویرانه کوه و سان میانی و سان شمالی)

قبلا سان جنوبی و سان شمالی را صعود کرده بودم.اما ویرانه کوه برایم مبهم بود.کلی از خطرات این خط الراس متز ل شنیده بودم و حالا بهترین فرصت بود که سری به آن بزنم.برای احتیاط 25 متر طناب 7 میل و 4 فرند و 4 کیل و هارنس و کلاه کاسک را هم همراه داشتیم.

خلاصه شنبه 28/4/93 ساعت 6:10صبح از چادر خارج شدیم و به سمت دریاچه لشکرک رفتیم.با رسیدن به دریاچه لشکرک از طریق یالی که سمت قله مناره می رفت به سمت خط الراس رسیدیم.این یال کمی بعد از قله گردونکوه بزرگ به خط الراس می رسد.با رسیدن به خط الراس کوهنورد تنهایی را دیدیم و با هم سلام و احوالپرسی کردیم.نامش محمد کریمی و اهل اصفهان و دانشجوی تهران بود.چند روزی بود در منطقه بود و به تنهایی قلل شانه کوه و تخت سلیمان و سیاه سنک و شاخک و علم کوه و سان شمالی و لشکرک و گردون کوهها را صعود کرده بود و حالا داشت به سمت مناره و سان جنوبی و هفت خوان می رفت.با هم همراه شدیم.بر خلاف ما بسیار مودب بود.به سمت قله مناره حرکت کردیم.مسیر صعود به قله مناره از روی خط الراس عبورنمی کندبلکه با دور زدن سنگهای قله به روی یال سنگی منتهی به قله می رسد ( در این قسمت سیم ب لی هم از سالها قبل نصب شده) مسیر صعود به قله درست از بالای این سیم ب ل به سمت قله ادامه می یابد.قله مناره را صعود کردیم.

مسیر منتهی به قله مناره

قله مناره(خط الراس سانها در امتداد تصویر)

ادامه صعود به سمت قله 4400 متری ستاره از روی خط الراس امکان پذیر نیست و به فرودی بلند می رسد .برای گذر از ص ه های مناره و رسیدن به یال منتهی به ستاره تنها یک راه وجود دارد که با کمی کاهش ارتفاع و عبور از دو معبر سنگی امکان پذیر است.با احتیاط از این دو معبر عبور کردیم و به یال منتهی به قله ستاره و قله ستاره رسیدیم. سان جنوبی روبرویمان بود.به آرامی به سمت سان جنوبی صعود کردیم.مسیر دارای پاکوبی مشخص و در برخی نقاط سنگی بود.ساعت 10:15به قله سان جنوبی (4665متر) رسیدیم و تا ساعت 11 روی قله سان جنوبی م م.محمد به سمت هفت خوان رفت و ما هم آماده شدیم و به سمت ویرانه کوه حرکت کردیم.از همان ابتدا مسیر به شدت ریزشی بود.برای فرود از سان جنوبی باید کمی متمایل به سمت چپ(متمایل به سمت دره هفت خوان) فرود رفت زیرا مسیر سمت راست به دیواره های صعب العبوری می رسد.برای برداشتن هر گام باید حساب شده عمل می کردیم.کوچکترین اشتباهی باعث حرکت سنگها می شد.با احتیاط فراوان سان جنوبی را فرود آمدیم و در ابتدای ویرانه کوه قرار گرفتیم.ویرانه کوه شامل چند برج سنگی ریزشی است و صعود از راس آنها امکان پذیر نیست.مسیر را از سمت راست ویرانه کوه(رخ رو به حصار چال)و چسبیده به ریشه سنگها ادامه دادیم و به دهلیزی ریزشی با شیب تند رسیدیم.به آراهی از ریشه سنگها (همراه با گیره گرفتن )پایین رفتیم.پله پله حرکت می کردیم و منتظر می م م تا نفر جلویی به جای امنی برسد. پس از عبور از چند قسمت ریزشی به زیر سان میانی رسیدیم. سان میانی یکی از بد ترین قسمتهای مسیر بود.این قله از چند قله کاذب تشکیل شده و با رسیدن به بالای هر یک از آنها قله دیگری روبه روی ما ظاهر می شد.در یکی از قسمتها روشن کمی پایین تر از من ایستاده بود"گفتم روشن جا به جا شو هر لحظه ممکن است سنگی سقوط کند".روشن گفت "اگر سنگ آمد فرار می کنم".احساسم به من می گفت به زودی اتفاقی می افتد.گفتم روشن "معطل نکن جابه جا شوسریع جابه جا ش پای من وایسادی".به محض جا به جا شدن روشن سنگی بزرگی که روی آن قرار داشتم حرکت کرد و درست در محلی که روشن چند لحظه قبل قرار داشت برخورد کرد و سر راه تعداد زیادی سنگ را هم با خود برد .صدای ترسناک ریزشها در فضا پیچید و خاک حاصل از این ریزش به هوا بلند شد.به قسمت دیگری رسیدیم که مسیر از رخ رو به دره هفت خوان صعود می شد.قبل از قله اصلی سان میانی بودیم.لبه باریکی وجود داشت که باید روی آن می نشستیم.طوری که یک پا در یک سمت و پای دیگر در سمت دیگر بود(اصطلاحاً به صورت سواری).از هر دو طرف فضایی عمودی و مملو از سنگهای ریزشی زیر پایمان قرار داشت.خود تیغه هم به شدت ریزشی بود.اینبار نوبت روشن بود و سنگی از زیر پایش در رفت و سر راه هر چه سنگ بود جارو کرد و به قعر دره برد.به راستی نمی دانم تکلیف این سواری در زمستان با کوله 20 کیلویی و کفش سنگین و دستکش چیست؟؟؟؟

به سان میانی رسیدیم واز آن پایین آمدیم .حالا دیواره مخوف سان شمالی رو به رویمان بود.دیواره ای ریزشی ...

شنیده بودم از سمت راست این دیواره دهلیزی به سمت قله می رود.اما این دهلیز کجا بود؟از سمت راست فضایی عمودی و به شدت ریزشی به سمت پایین می رفت.از سمت چپ هم مسیری ریزشی به کف دره هفت خوان می رسید که با فرود آن باید قید صعود قله را می زدیم. دوربین چشمی کوچکی داشتم .با آن مشغول تماشای دیواره شدم.از دهلیز خبری نبود.1 ساعت زمان صرف این جستجو شد.

واقعا نمی دانم این دهلیز کجای کار بود که به راحتی از آن بالا و پایین می روند.در نهایت تصمیم به صعودمستقیم دیواره گرفتیم.فقط یک مشکل وجود داشت آن هم اینکه ما 25 متر طناب 7 میل داشتیم که برای روز مبادا بود و فکر نمی کردیم بخواهیم با آن دیواره صعود کنیم.

کارگاه اول شامل یک بلوک بود و تا 15 متر بالاتر از آن شکاف ابزار خوری نبود.در کل در این طول فقط یک فرندبه عنوان میانی کار گذاشته شد.کارگاه دوم کارگاهی شامل 2 کیل و یک فرند بود و در نهایت به قسمتی بسیار خطرناک و ریزشی رسیدیم که به هیچ جا نمی شد دست زد و از زمین وزمان سنگ می ریخت و جایی برای کارگاه زدن نبود و روی سکوی کوچک آن حمایت بر روی بدن انجام شد. کمی بعد بر بلندای قله زیبای سان شمالی(4660متر) بودیم.به یاد گزارش آیدین بزرگی افتادم که نوشته بود اگر ی از این خط الراس در زمستان عبور کند باید خیلی خوش شانس باشد که زنده بماند.

شاید به همین دلیل است که این قسمت در زمستان همچنان دست نخورده باقی مانده.هر چند عده ای مدعی صعود زمستانی آنند اما هنگامی که پای مستندات به میان می آید راه کوچه علی چپ را بهتر از هر ی می شناسند و طوری وانمود می کنند که انگار اصلاًاسم دوربین و ع و اثبات صعود را نشنیده اند.این هم یکی از ویژگی های منحصر به فرد کوهنوردی ماست.

از سان شمالی با دقت زیادی پایین آمدیم.مسیر فرود از سان شمالی درست مثل مسیر صعود آن از راس یال است.

با رسیدن به پناهگاه سان شمالی به سمت قله علم کوه رفتیم و پس از کمی استراحت و عکاسی به سمت پایین حرکت کردیم.با رسیدن به حصار چال چادر را جمع کردیم و به سمت تنگه گلو حرکت کردیم.

مسیر خط الراس سان جنوبی به شمالی( ویرانه کوه، سان میانی) دشواری فنی وارزش صعود ندارد و قله خاصی هم سر راه آن نیست و صعود آن نیازی به تکنیک و ابزار و ... ندارد.تنها چیزی که برای عبور از این خط الراس لازم است شانس است.بهتر است به صعود سان شمالی و جنوبی قانع باشیم.

سان جنوبی(ویرانه کوه و سان میانی و شمالی و علم کوه در امتداد تصویر)

سوزن سر(هفت خوان)

فرود از سان جنوبی

ابتدای ویرانه کوه

ویرانه کوه

ویرانه کوه و سان جنوبی

سان میانی

سنگهای ریزشی و متز ل

دیواره سان شمالی و مسیر صعود ما

قله سان شمالی( سان جنوبی در انتها)

بازگشت از سان

قله علم کوه

نفرات برنامه:عزیز حبیبی-محمد شهبازان-فرشید داودی-بهرام پور علی بابا-روشن قوامیان-نیما اسکندری



مشاهده متن کامل ...
قله یونزا
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله یونزا 3400 متر از گرمابدر

تاریخ اجرای برنامه: 95.10.24
موقعیت جغرافیایی: استان تهران، فشم، گرمابدر

--------------------------------

اطلاعات برنامه:
ارتفاع قله: 3400 متر
ارتفاع مبدا صعود: 2520 متر (گرمابدر، ابتدای جاده دشت لار)
طول مسسر صعود: 6.3 کیلومتر
مدت زمان صعود: 7 ساعت 45 دقیقه (7.00 تا 14.45)
کل زمان برنامه: 11.5 ساعت (7.00 تا 18.30)
نفرات شرکت کننده: 6 نفر
نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، مسعود کریمخانی، ایمان حسینی، یدا... طهوری و یاور معروفی

 

 

گزارش برنامه:

به نام خالق زیبایی ها

این هفته قصد صعود به قله کاسونک را داشتیم. قرار ما ساعت 5.30 صبح گردنه قوچک بود. پس از جمع شدن همه دوستان و پارک ماشین های اضافه به راه افتادیم و ساعت 6.30 به محیط بانی گرمابدر و ابتدای جاده دشت لار رسیدیم. پس از بستن کفش و کوله و گتر، ساعت 7 صبح مسیر جاده دشت لار را در پیش گرفتیم. جاده پوشیده از برف و هوا بسیار سرد بود. پس از طی 3.5 کیلومتر (1 ساعت و 10 دقیقه) به میله راه بند، پای خاتون بارگاه رسیدیم. تا اینجای کار مسیر از قبل برفکوبی شده و مشکل خاصی نداشتیم. صبحانه را کمی جلوتر روی برف ها با اعمال شاقه صرف کردیم در حالی که یخ زدگی پاها و دستها آزار دهنده بود و اصلا نفهمیدیم چه خوردیم! باید صبحانه را در منزل لقمه می گرفتیم که چنین نکرده بودیم (بجز آقا یاور).

ضمنا دوست عزیزمان آقای یاور معروفی اولین حضورشان در گروه نشاط زندگی بود که از این بابت بسیار سند بودیم. آشنایی ما با ایشان بر میگشت به زمستان سال قبل در برنامه قله سیاه سنگ از مسیر سنگان که من و آقای حبیبی، آقا یاور و دوستشان اقای را در مسیر زیارت کرده و باب آشنایی باز شد.

یادم رفت بگویم که از همان ابتدای مسیر یک سگ با وفا، با چند تکه نان که مهمانش کردیم، همراه ما بود.

پس از صرف صبحانه، با سرقدمی آقا مسعود مجددا به راه افتادیم. برف زیادی در مسیر بوده و برفکوبی به نوبت انجام می شد که انرژی زیادی برده و حرکت به کندی صورت می گرفت. هر از گاهی از مسیر جاده خارج شده و میانبر می زدیم. خیلی زود فهمیدیم که با این حجم برف ما امروز به قله کاسونک نمی رسیم و شاید گردنه یونزا در ارتفاع 3100 متر می توانست پایان مسیر کوهنوردی ما باشد.

هوا عالی و آفت و باد ملایمی در حال وزیدن بود. ساعت حدود 11.30 صبح حدود 2 ساعت دیگر با گردنه فاصله داشتیم. با یقین به اینکه به قله کاسونک نمی رسیم، به پیشنهاد آقا یاور تصمیم گرفتیم که بجای کاسونک، قله یونزا را صعود کنیم که دقیقا در نقطه مقابل کاسونک و در شمال گردنه یونزا واقع است. من این قله را صعود نکرده و آقا یاور هم چند سال پیش صعود کرده بودند اما مسیر به سمت قله مشخص بوده و قله سنگی و ص ه ای یونزا در سمت چپ گردنه در معرض دید بود. حجم برف خیلی زیاد بود و تا زمانی که به پای یونزا برسیم حس برفکوبی کردیم. با قرار گرفتن در دامنه یونزا حجم برف خیلی کم شده و حرکت با سرعت بیشتری صورت گرفت. با تراورس روی دامنهبه سمت راست، ساعت 14 به پای یک سنگ نسبتا بزرگ در ارتفاع حدود 3200 متر رسیدیم. (روی یالی که گردنه یونزا را به قله یونزا متصل می سازد).

نمای زیبایی از قله دماوند در جهت شرق در معرض دید قرار گرفت و یال کاسونک نیز به خوبی دیده می شد. بنظر می رسید که حدود یک ساعت تا قله یونزا راه مانده باشد. که البته به دلیل سنگی و ص ه ای و برفی بودن مسیر، مشخص نبود که ایا بشود از این مسیر صعود کرد یا نه! در اینجا اقا یاور و آقای طهوری با ما خداحافظی د و برگشتند و قرار شد که پای ماشین منتظر ما باشند. 4 نفری مسیر قله را در پیش گرفتیم. مسیر صعود به قله را از سه جهت می شد متصور شد: راست، چپ و وسط. که ما مسیر وسط را که آسان ترین مسیر می نمود انتخاب کردیم. نیمی از راه را طی کردیم که آقا ایمان از ادمه مسیر منصرف شده و با آقا مسعود مسیر برگشت به سمت سنگ پایین را در پیش گرفتند. به اتفاق آقای حبیبی مسیر قله را ادامه دادیم. حدود یک ربع مانده به قله به دهلیز باریکی رسیدیم که شیب تندی داشت. من که جلوتر بودم ابتدا وارد دهلیز شده و با احتیاط اقدام به صعود نمودم. هر از گاهی سنگ از زیر پایم رد می شد که برای اقای حبیبی خطر آفرین بود. بنابراین با فاصله کمی از هم حرکت کرده و دهلیز را پشت سر گذاشتیم. قله دقیقا بالای دهلیز قرار داشت. ساعت 14.45 به قله یونزا رسیدیم. جی پی اس ارتفاع 3400 متر را برای قله نشان می داد.

قله یونزا قله ای بود که با برفکوبی و دست به سنگ و تلاش مضاعف موفق به صعود به آن شده بودیم و این صعود زمستانی -نه چندان آسان- بسیار برای ما سرور آفرین و شادی بخش بود. قله، ص ه نوک تیزی بود که ایستادن بر فراز آن حس خوبی به آدم می داد.

سمت چپمان، به فاصله نزدیک، به نظر می رسید که بلندترین نقطه قله یونزا باشد که حدود 20 متر بلندتر نشان می داد. فکر کنم صعود به بلندترین نقطه حدود 5 دقیقه زمان می برد. به دلیل ضیق وقت از صعود به آن صرفنظر کردیم.  

جالب اینکه اقا سگه تا پای دهلیز با ما آمده و از ادامه مسیر باز مانده بود. آنچنان ناله و شیونی سر می داد که عجیب بود!!

از روی قله در جهت شمال قله اشتر (3630) دیده می شد که با یک گردنه (حدود 3300 متر) به یونزا می رسید. قله اشتر با یک خط الراس از شرق به غرب به ترتیب به قله های دره پلک (3650)، خاتون بارگاه (3810)، گیزنو (3850)، سنگ جنوبی (3900)، جانستون (3900) و ... می رسد. دقیقا در جهت جنوب، قله کاسونک (3690) دیده می شود که با گردنه یونزا 3100 متر، به قله یونزا متصل می شود.

 فرود:

ساعت 15 مسیر فرود را از مسیر شن اسکی غرب قله در پیش گرفتیم. پس از چند دقیقه با گردش به چپ خود را به پایین دهلیز رسانیدم. پس از ملحق شدن به اقا مسعود و آقا ایمان، مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. حدود نیم ساعت آ مسیر را در جاده با نور هدلامپ طی کردیم و ساعت 18.30 به ماشین ها رسیدیم.

 -------------------------------------------------------

+ فایل gps قله یونزا



مشاهده متن کامل ...
معما های قرآنی
درخواست حذف اطلاعات

معماهای قرآنی

معماهای قرآنی

معماهای قرآنی

1- قرآن دارای چند سوره است ؟ 114 سوره

2- قرآن چند آیه دارد ؟ 6236 آیه

3- قرآن چند بسم الله الرحمن الرحیم دارد ؟ 114 عدد

4- قرآن چند بسم الله دارد ؟ 114 بسم الله دارد

5- قرآن دارای چند حزب است ؟ 120 حزب

6- قرآن دارای چند جزء است ؟ 30 جزء

7- قرآن با چند بسم الله الرحمن الرحیم آغاز میشود ؟ با یک عدد

8- نام قرآن چند بار در قرآن آمده ؟ هفتاد بار

.......................................................................................

1- بزرگترین سوره قرآن چیست ؟ بقره

2- بهترین نوشیدنی در قرآن چیست ؟ شیر

3- کوچکترین سوره قرآن چیست ؟ کوثر

4- مهم ترین آیه قرآن چیست ؟ ایة الکرسی

5- بزرگترین آیه قرآن در کدام سوره است ؟ سوره بقره آیه 282

6- عظیم ترین آیات قرآن کدام است ؟ بسم الله الرحمن الرحیم

7- کوچکترین کلمه قرآن چیست و در کدام سوره است ؟ باء در بسم الله

8- بهترین خوردنی در قرآن چیست ؟ عسل

9- ترس آور ترین ایه قرآن کدام است ؟ ز له آیه 7 و 8

10- منفورترین امر حلال نزد خداوند در قرآن چیست ؟ طلاق

11- کوچکترین آیه قرآن چیست ؟ مدها متان- در سوره رحمان

12- بزرگترین عدد در قرآن چیست و در کدام سوره است ؟ صد هزار – سوره صافات آیه 147

13- بزرگترین کلمه قرآن چیست و در کدام سوره است ؟ فاسقیناکموه در آیه 22 سوره حجر

14- بیشترین و کمترین حرفی که در قرآن آمده چیست ؟ بیشترین الف کمترین ظاء

15- بهترین شب در قرآن چیست ؟ قدر

16- بهترین ماه در قرآن چیست ؟ رمضان

17- بزرگترین حیوان در قرآن چیست ؟ فیل

18- کوچکترین حیوان در قرآن چیست ؟ پشه

19- بزرگترین کلمه قرآن چند حرف دارد ؟ 11 حرف – فاسقیناکموه

20- کوچکترین کلمه قرآن چند حرف دارد ؟ یک حرف - باء

21- بهترین سوره قرآن چه نام دارد ؟ یس

22- بیشترین سوره های مکی در کدام جزء است ؟ جزء 30

.........................................................................................................................

1- کدام سوره به مادر قرآن معروف است ؟ سوره حمد

2- چند سوره با الحمدالله شروع میشود ؟ 5 سوره - حمد . انعام . کهف . سبا . فاطر

3- نام چه تعداد از سوره های قرآن یک حرفی است ؟ ق- ص - ن .

4- سوره ای که همنام با یکی از فروع دین است چیست ؟ سوره حج

5- چند سوره با انا شروع میشود ؟ فتح – نوح – قدر – کوثر .

6- کدام سوره به سوره حسین (ع) معروف است ؟ سوره فجر

7- کدام سوره همنام یکی از ای ایران است ؟ سوره نور

8- سوره هایی که به مسبحات معروف هستند کدام است ؟ اسراء – حدید - - صف – –تغابن – اعلی .

9- چه تعداد سوره های قرآن مدنی و چه تعداد مکی است ؟ (86 مکی ) - (28 مدنی )

10- کدام سوره همنام با قبیله (ص) است ؟ سوره قریش

11- کدام سوره به قلب قرآن معروف است ؟ یس

12- کدام سوره به نسب نامه خداوند مشهور است ؟توحید

13- سوره هایی که به عزائم مشهور هستند کدام است ؟ سجده – فصلت – نجم – علق .

14- کدام سوره همنام یکی از دانشمندان است ؟ لقمان

15- سوره هایی که حضرت محمد (ص) گفت مرا پیر د چیست ؟ هود – واقعه – مرسلات – نبا .

16- کدام سوره همنام یکی از جنگهای (ص) است ؟ سوره احزاب

17- کدام سوره قرآن همنام یکی از ف ات است ؟ سوره حدید

18- در کدام سوره ماجرای هلاکت بار فرعون و یارانش بیان شده ؟ یونس

19- کدام سوره های قرآن سجده واجب دارد ؟ سجده – فصلت – نجم – علق .

20- کدامیک از سوره های قرآن همنام یکی از اصول دین است ؟ توحید

21- کدام سوره به زبان بندگان نازل شده است ؟ سوره حمد

22- کدام سوره است که در اول آن به دو میوه سوگند خورده شده است ؟ سوره تین

23- کدام سوره کل قرآن کریم در آن خلاصه شده است ؟ سوره حمد

24- کدام سوره بسم الله الرحمن الرحیم ندارد ؟ سوره توبه

25- کدام سوره به عروس قرآن معروف است ؟ الرحمان

26- سوره هایی که به حامدات معروفند چه نام دارند ؟ انعام – حمد – کهف – سبا – فاطر .

27- کدام سوره معادل یک سوم قرآن است ؟ سوره توحید

28- چه سوره هایی با قسم شروع میشود ؟ عصر-عادیات-تین-ضحی-شمس-بلد-فجر-طارق-بروج-نازعات-مرسلات-قیامت-نجم – طور-ذاریات – صافات –ن – ص- ق – لیل .

29- کدام سوره بزرگ قرآن به طور کامل یکجا نازل شده است ؟ مرسلات

30- کدام سوره به ناقه صالح معروف است ؟شمس

31- کدام سوره ها به حوامیم معروف هستند ؟ ز ف-حم –المومن- سجده –حمعسق –احقاف جاثیه –دخان

32- کدام سوره همنام با یکی از ایام هفته است ؟

33- چه تعداد از سوره های کوچک یکجا نازل شده است ؟ کوثر – نصر – لهب – توحید .

34- چند سوره قرآن با قل شروع میشود ؟توحید – کافرون – ناس – فلق – جن .

35- کدام سوره قرآن دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد ؟ سوره نمل

36- کدام سوره قرآن ده نام دارد ؟ سوره حمد

37- چه تعداد از سوره ها با حروف مقطعه شروع میشود ؟ 29 سوره

38- کدام سوره دو مرتبه بر (ص) نازل شده ؟ حمد

39- کدام سوره به نام موجود زنده ای است که به چشم دیده نمیشود ؟ سوره جن

40- کدام سوره هم در آیه اولش هم در ایه آ ش الله آمده است ؟سوره زمر

41- کدام سوره نام یکی از میوه هاست ؟ سوره تین

42- کدام سوره با دعا ختم میشود ؟ سوره بقره

43- کدام سوره همنام یکی از کشورهاست ؟ سوره روم

44- کدام سوره به ریحانة القرآن معروف است ؟ سوره یس

45- کدام سوره همنام یکی از اعیاد ی است ؟ سوره

46- در سوره تکویر کلمه اذا چند بار تکرار شده است ؟12 بار

47- کدام سوره قرآن اولش ستایش و وسطش اخلاص آ ش نیایش است ؟ سوره حمد

48- چند سوره با الر شروع میشود ؟ یونس – هود – یوسف – ابراهیم – حجر .

49- کدام سوره است که آن را حبیب نجار نامیده میشود؟ سوره یس

50- سوره هایی که به نام قیامت هستند کدامند ؟ رعد – قیامه – واقعه – قارعه – نبا – ز ال – جاثیه – تغابن – .

51- سوره هایی که به معوذتین معروفند چیست ؟ فلق و ناس

52- در کدام سوره دو سجده مستحبی وجود دارد ؟ سوره حج

53- نام دو سوره که اگر برع بخوانیم به همان صورت خوانده میشود چیست ؟ سوره لیل و تبت

54- کدام سوره به المص ح معروف است ؟ فصلت

55- سوره ای که به ملائکه منسوب است چیست؟ فاطر

56- کدام سوره است که خداوند از تمام نعمتهای بهشتی نام برده اما به احترام حضرت زهرا (س) از حورالعین نام نبرده شده ؟ سوره انسان

57- کدام سوره به سبع المثانی معروف است ؟ سوره حمد

58- به کدام سوره العقود هم گفته میشود ؟ سوره مائده

59- به کدام سوره موسی و فرعون هم گفته میشود ؟ سوره قصص

60- کدام سوره به فسطاط القرآن معروف است ؟ سوره بقره

61- نام کدام سوره المضاجع هم میباشد ؟ سوره سجده

62- سوره های مدنی طی چند سال نازل شدند ؟ 10 سال

63- در کدام سوره داستان فضیل و عیاض بیان شده است ؟ سوره حدید آیه 17

64- سوره هایی که به طواسین معروفند چیست ؟ شعرا – نمل - قصص

65- سوره هایی که به زهروان معروفند کدامند ؟سوره های بقره و آل عمران

66- سوره های مکی طی چند سال نازل شدند ؟ 13 سال

67- سوره هایی که به عتاق معروفند کدامند ؟ اسراء – کهف – مریم – طه – انبیاء .

68- سوره ای که درباره روزگار است چه نام دارد ؟ سوره دهر

69- کدام سوره به اولین پیشوای شیعیان علی (ع) منسوب است ؟ عادیات

70- سوره هایی را که به نام زمانهایی از شب و روز هستند کدامند ؟ فلق= صبح –لیل= شب- فجر = سپیده دم .

71- کدام سوره به بنی اسراعیل منسوب است ؟ اسراء

72- نام کدام سوره به النساء القصری یعنی نساء کوتاه منسوب است ؟ سوره طلاق

73- کدام سوره در شان اهل بیت نازل شده است ؟ سوره دهر

74- کدام سوره سورة اخلاق و ادب است ؟ حجرات

75- الدین نام کدام یک دیگر از سوره ها است ؟ ماعون

76- در کدام سوره به قوانین ازدواج اشاره شده است ؟ سوره نساء

77- کدام سوره اگر برع کنیم نام یک پرنده میشود ؟ سوره روم

78- چند سوره با تسبیح آغاز میشود ؟ اسراء – اعلی – – تغابن – صف – حدید – .

79- داستان گوساله پرستی در کدام سوره بیان شده است ؟سوره طه

80- قانون ارث در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره نساء

81- در کدام سوره بیست و هفت صفت از صفات خدا ذکر شده است ؟سوره حدید

82- در کدام سوره سرگذشت آدم (ع) وحوا(س) در بهشت و هبوط آنان بین شده است ؟ سوره طه

83- الانسان و الابرار نام کدام سوره ها است ؟ سوره دهر

84- الغافر به کدام سوره گفته میشود ؟ مومن

85- به کدام سوره تبارک گفته میشود ؟ سوره ملک

86- در کدام سوره راجع به جنگ بدر بیان شده است ؟ سوره انفال

87- القتال به کدام سوره اطلاق میشود ؟ سوره محمد

88- در کدام سوره به داستان قارون اشاره شده است ؟ سوره قصص

89- نامهای دیگر سوره توبه چیست ؟ العذاب – الفاضحه – البحوت – الحافره – البراعه و ..... .

90- الشریعه نام دیگر کدام سوره است ؟ سوره جاثیه

91- در کدام سوره خداوند به سجده فرشتگان به آدم (ع) اشاره کرده است ؟ سوره ص

92- اقترب الساعة نام دیگر کدام سوره است ؟ سوره قمر

93- الباسقات نام دیگر کدام سوره است ؟ سوره ق

94- چند سوره با کلمه اقترب شروع میشود ؟ سوره قمر و انبیاء

............................................................................................................................

1- آیة الکرسی در کدام سوره قرار دارد ؟ بقره

2- در آیة الکرسی چند بار الله تکرار شده است ؟چهار مرتبه

3- آیه انا لله و انا الیه راجعون در کدام سوره است ؟ سوره بقره آیه 156

4- در کدام آیه مدت روز قیامت بیان شده است ؟ سوره معراج آیه 4

5- قرآن دارای چند آیه سجده دار است ؟پانزده آیه سجده دار

6- در کدام یک از آیات نام پنج تن از ان اولوالعزم بیان شده است ؟سوره احزاب آیه 7

7- در کدام آیه هشت صفت از صفات خداوند بیان شده است ؟ سوره آیه 23

8- آیه ای که در سر بریده حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند چیست ؟ سوره کهف آیه 9

9- آیه مشهور نور در کدام سوره قرار دارد ؟ سوره نور آیه 35

10- آیه حجاب در کدام سوره است ؟ سوره نور آیه 31

11- آیه شهادت در کدام سوره است ؟ سوره آل عمران آیه 18

12- آیه جاء الحق و زهق الباطل در کدام سوره است ؟ 229

13- آیه قصاص در کدام سوره است ؟ سوره بقره آیه 178

14- آیه ای که به ولایت مشهور است در کدام سوره است ؟ سوره مائده آیه 55

15- کدام آیه معروف به قنوت است ؟سوره بقره آیه 201

16- آیه نصر من الله و فتح قریب در کدام سوره است ؟سوره صف آیه 13

17- کدام آیه به شق القمر معروف است ؟ سوره قمر آیه یک

18- آیه ای که پنج وقت های یومیه آمده در کدام سوره است ؟ سوره اسراء آیه 78

19- در کدام آیه مراحل وضو ذکر شده است ؟ سوره مائده آیه 6

20- آیه صلوات بر پیغمبر (ص) در کدام سوره است ؟ سوره احزاب آیه 56

21- آیه مباهله در کدام سوره است ؟ سوره آل عمران آیه 61

22- آیه استرجاع کدام است ؟ آ یه انا لله و انا الیه راجعون

23- آیه استعاذه در کدام سوره است ؟سوره نحل آیه 98

24- نزول کدام آیه باعث تغییر قبله شد ؟ سوره بقره آیه 144

25- در کدام آیه راجع به توبه نصوح توضیح داده شده است ؟سوره تحریم آیه 8

26- در کدام آیه نام پنج خوردنی آورده شده است ؟سوره بقره آیه 61 – تره – پیاز – خیار – عدس – سیر .

27- دستور ت یب مسجد ضرار در کدام آیه سوره توبه آمده است ؟ سوره توبه آیه 107

28- آیه ملک در کدام سوره است ؟ سوره آل عمران آیات 26 و 27

29- آیه نور علی نور در کدام سوره است ؟ سوره نور آیه 35

30- آیه الدین کدام است ؟ سوره بقره آیات 255 و 256 و 257

31- نزول کدام آیه باعث تغییر ذکر سجود شد ؟سوره اعلی – سبح اسم ربک الاعلی

32- کدام آیه به وام دادن معروف است ؟سوره بقره آیه 282

33- آیه سلام و تحیت در کدام سوره آمده است ؟ سوره نساء آیه 86

......................................................................................................................................

1- داستان معراج (ص) در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره اسراء

2- نام کدام در قرآن بیشتر از دیگر ان ذکر شده است ؟ حضرت موسی – 136 مرتبه

3- کدام به بتشکن معروف بود بعد به آتش انداخته شد ولی سالم بیرون آمد ؟ حضرت ابراهیم

4- ماجرای ولادت حضرت عیسی (ع) در کدام سوره ها بیان شده است ؟سوره مریم

5- صفت کدام ذبیح الله است ؟ حضرت اسمائیل

6- کدام مردگان را زنده و ن نایان را شفا میداد ؟ حضرت عیسی

7- کدام مدتی در شکم ماهی زندگی میکرد ؟ حضرت یونس

8- چه تعداد از سوره ها به نام ان است ؟ سوره های محمد – ابراهیم – نوح – هود – یوسف – یونس .

9- ی که قومش به لجاجت و بهانه گیری شهرت داشتند چه بود ؟ حضرت موسی

10- کدام به سفر آسمانی رفتند ؟حضرت محمد (ص)

11- فرزندان کدام به بنی اسراعیل معروفند ؟ فرزندان حضرت یعقوب

12- کدام نجار بود و کشتی ساخت ؟ حضرت نوح

13- داستان حضرت سلیمان و بلقیس در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره سبا

14- کدام یک از ان هنوز زنده است ؟حضرت عیسی

15- کدام یک از ان لقب دوست خدا را داشت ؟ حضرت ابراهیم

16- کدام به خاطر عفت و حجاب به شهادت رسید ؟ حضرت یحیی

17- چه تعداد از ان نامشان در قرآن آمده است ؟ آدم – ادریس – نوح – هود – صالح – لوط – ابراهیم – موسی – اسمائیل - یعقوب - اسحاق – یوسف – ایوب – یونس – شعیب – هارون – داوود – سلیمان – الیاس – الیسع – ذوالکفل – عزیر –زکریا – یحیی – عیسی – محمد(ص) – علی نبینا و آله و علیهم السلام اجمعین

18- کدام بدون پدر و مادر بدنیا آمد ؟حضرت آدم

19- در قرآن از چند به عنوان اسوه حسنه نام برده شده است ؟حضرت ابراهیم – حضرت محمد (ص)

20- چه تعداد از ان اولوالعزم نامشان در قرآن ذکر شده است ؟ پنج تن

21- کدام اولین شخصی بود که به آسمان صعود کرد ؟ حضرت عیسی

22- نام رسول گرامی (ص) چند بار در قرآن آمده است ؟پنج بار – 4 بار با نام محمد – یک بار با نام احمد

23- کدام در سن پیری صاحب فرزند شد ؟حضرت زکریا

24- کدام عمویش کافر بود ؟ حضرت ابراهیم

25- کدام آمدن یکی دیگر از ان را بشارت داد ؟ حضرت عیسی

26- نام کدام در قرآن کمتر ذکر شده است ؟ حضرت یونس 2 بار

27- کدام مدتی شغلش چوپانی بود ؟ حضرت موسی

28- قرآن کریم از داستان کدام به عنوان احسن القصص یاد کرده است ؟ حضرت یوسف

29- نام چند تا از جنگهای اکرم (ص) در قرآن ذکر شده است ؟ احد . بدر . بنی النحلة . تبوک . حمراء الاسد . الخندق .فتح مکه . احزاب . بنی القریظه . بنی النظیر . الحدیبیه . بیعة الرضوان . حنین . ذات السلاسل .

30- کدام بدون پدر بدنیا آمد ؟ حضرت عیسی

31- دو در قرآن که تا آ عمر ازدواج نکرده اند کدامند؟حضرت یحیی – حضرت عیسی

32- کدام با حیوانات سخن میگفت و سخن آنها را میشنید ؟ حضرت سلیمان

33- کدام را در کودکی برادرانش او را در چاه انداختند ؟ حضرت یوسف

34- کدام بود که پسرش از فرمان او س یچی کرد و غرق شد ؟ حضرت نوح

35- کدام برای عمویش استغفار کرد ؟حضرت ابراهیم

36- کدام یکی از مردمان سرزمین خود را کشت ؟ حضرت موسی

37- کدام به هم سخن با خدا ملقب بود ؟حضرت موسی

38- سوره هایی که به اکرم (ص) منسوبند چیست ؟ سوره های طه – یس – مزمل – مدثر .

39- کدام به شیخ الانبیا معروف است ؟ حضرت نوح

40- کدام زره میبافت ؟ حضرت داوود

41- در زمان کدام طبابت و علوم پزشکی رواج داشت ؟ حضرت عیسی

42- کدام به ذوالنون معروف است ؟ حضرت یونس

43- حضرت هود بر کدام قوم مبعوث شده است ؟ قوم عاد

44- کدام با هم نسبت برادری داشتند ؟ اسحاق . اسمائیل – موسی . هارون .

45- لقب کدام حبیب الله است ؟حضرت محمد (ص)

46- کدام به روح الله معروف است ؟ حضرت عیسی

47- انی که با هم نسبت پدری داشتند را نام ببرید ؟ زکریا . یحیی – داوود . سلیمان – ابراهیم . اسحاق – یعقوب . یوسف – ابراهیم . اسمائیل -

48- کدام به صفوة الله مشهور است ؟حضرت آدم

49- داستان خواب صد ساله حضرت عزیر در کدام سوره قرآن بیان شده است ؟ سوره بقره آیه 259

50- در زمان کدام سحر و جادو رایج بود ؟ حضرت موسی

51- کدام از گل پرنده ساخت ؟ حضرت عیسی

52- نام ان اولوالعزم هر کدام چند بار در قرآن آمده است ؟ حضرت نوح 3 بار – حضرت ابراهیم 68 بار- حضرت موسی 136 بار –حضرت عیسی 33 بار –حضرت محمد (ص) 5 بار

53- داستان برخورد حضرت موسی با دختر حضرت شعیب در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره قصص آیه 25

54- کدام در خواب دید که یازده ستاره و خورشید و ماه او را سجده میکنند ؟ حضرت یوسف

55- کدام نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم را نوشت ؟ حضرت سلیمان

56- کدام دوازده پسر داشت ؟ حضرت یعقوب

57- چند را نام ببرید که همعصر بودند ؟ ابراهیم . لوط - یوسف . یعقوب - موسی . خضر .

58- کدام تبردار بود ؟ حضرت ابراهیم

59- کدام اولوالعزم داماد حضرت شعیب بود ؟حضرت موسی

60- کدام ان که نامشان در قرآن آمده و با هم پسر بودند ؟ حضرت عیسی و حضرت یحیی

61- اکرم (ص) هنگام هجرت از مکه به مدینه در کدام غار پنهان شدند ؟ غار سبع

62- لقب حضرت یونس در قرآن چیست ؟ ذوالنون

63- قوم سبا که بود ؟ حضرت داوود

64- کدام بر قوم ثمود مبعوث شد ؟ حضرت صالح

65- کدام نمونه صبر و شکیبایی است ؟ حضرت ایوب

66- داستان کدام بیشتر از داستان دیگر ان در قرآن بیان شده است ؟ حضرت موسی و فرعون

67- داستان ش تن بتها توسط حضرت ابراهیم در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره انبیا آیه 57

68- کتاب حضرت عیسی چه نام دارد ؟ انجیل

69- تورات کتاب کدام است ؟ حضرت موسی

70- کتاب حضرت ابراهیم چه بود ؟ صحف

71- معجزات حضرت عیسی چه بود ؟ ساختن پرنده با گل . زنده مرده ها . سخن گفتن در گهواره . شفا دادن بیماریهای لاعلاج .

72- زبور کتاب کدام است ؟ حضرت داوود

73- انی که بیش از یک زن داشتند را نام ببرید ؟ ابراهیم- محمد-نوح

74- کدام اولوالعزم بود که زن نداشت ؟ حضرت عیسی

75- عمر کدام بیشتر از همه ان است ؟ حضرت عیسی

76- کدام به خلیل الله معروف است ؟ حضرت ابراهیم

77- معجزه حضرت موسی چه بود ؟ ید بیضاء – اژدها شدن عصای موسی – شکافتن دریا توسط عصا -

78- نخستین اولوالعزم چه نام داشت ؟حضرت نوح

79- اولین ی که بر بنی مبعوث شد چه نام داشت ؟ حضرت موسی

80- معجزه حضرت محمد (ص) چه نام داشت ؟ قرآن

81- خداوند متعال به کدام علم نجوم و حساب و هیات آموخت ؟ حضرت ادریس

82- کدام جد اول رسول اکرم (ص) بود ؟ حضرت ابراهیم

83- کدام نخستین ی بود که خط نوشت و لباس دوخت ؟ حضرت ادریس

84- بشارت آمدن (ص) توسط حضرت عیسی در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره صف

85- سرگذشت حضرت نوح در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره نوح

86- نام اصلی کدام عبدالغفار است ؟ حضرت نوح

87- اول المومنین صفت کدام است ؟ حضرت محمد (ص)

88- حضرت موسی در کدام کوه مناجات میکرد ؟ کوه طور سینا

89- نام کتاب حضرت عیسی انجیل چند بار در قرآن نام برده شده است ؟ 12 مرتبه

90- کدام کف حضرت مریم را به عهده داشت ؟ حضرت زکریا

91- دو تن از انی که به ساختن کعبه همت گماردند چه نام دارند ؟ حضرت ابراهیم و حضرت اسمائیل .

...................................................................................................................................

1- اولین آیه ای که نازل شد کدام بود ؟ آیه اول سوره علق

2- اولین آیه ای که در حرمت نازل شد در کدام سوره بود ؟ سوره بقره آیه 129

3- اولین آیه ای که حضرت مهدی (عج) هنگام ظهورش تلاوت میفرمایند چیست ؟ سوره هود آیه 86

4- اولین سوره ای که نازل شد کدام است ؟ سوره علق

5- اولین آیه سجده دار در کدام سوره آمده است ؟ سوره اعراف آیه آ

6- اولین سوره قرآن چه نام دارد ؟ سوره حمد

7- اولین کلمه ای که نازل شده چیست و در کدام سوره است ؟اقرا – سوره علق

8- اولین سوره ای که نازل شد مکی است یا مدنی است ؟ مکی

9- اولین سوره ای که سجده مستحبی دارد چه نام دارد ؟سوره اعراف

10- اولین سوره قرآن که سجده واجب دارد چه نام دارد ؟ سوره سجده

11- اولین سوره ای که ترجمه شد چه نام دارد ؟ سوره حمد

12- اولین سوره ای که با نام یکی از ان الهی است چه نام دارد ؟ حضرت یونس

13- اولین سوره ای که (ص) آن را در مکه اعلان نمود چه بود ؟ سوره سجده

14- اولین فرشته ای که نامش در قرآن آمده است چیست ؟ جبرئیل – سوره بقره آیه 97

15- اولین سوره ای که به نام یکی از ان اولوالعزم آمده چه نام دارد ؟ سوره ابراهیم

16- اولین سوره قرآن کریم چند نام دارد ؟ سوره حمد ده نام دارد

17- اولین سوره ای که در مدینه نازل شده است چه نام دارد ؟ سوره مطففین

...........................................................................................................................................

1- آ ین آیه ای که بر (ص) نازل شد کدام است ؟سوره مائده آیه 3 درباره خلافت وجانشینی حضرت علی (ع)

2- آ ین سوره در قرآن چه نام دارد ؟ سوره ناس

3- آ ین آیه ای که سجده واجب دارد در چه سوره ای است ؟ سوره علق

4- آ ین آیات قرآن در کجا بر (ص) نازل شد ؟ در منطقه ای به نام غدیر خم

5- آ ین سوره ای که نازل شد چه نام دارد ؟سوره نصر

6- آ ین سوره چند کلمه . حرف . آیه دارد ؟ 79حرف – 200 کلمه – 6 آیه .

7- آ ین سوره ای که در مدینه بر (ص) نازل شد چه نام دارد ؟سوره نصر

8- آ ین سوره ای که سجده مستحبی دارد چه نام دارد ؟ سوره انشقاق آیه 21

9- آ ین سوره ای که یکجا نازل شده است چه نام دارد ؟ سوره روم

10- آ ین سوره قرآن مکی است یا مدنی است ؟ مکی

........................................................................................................................................

1- لفظ جلاله الله چند بار در قرآن آمده است ؟ 2707 مرتبه

2- کدام سوره در شأن حضرت فاطمه زهرا (س) نازل شده است ؟سوره کوثر

3- کدام زن بود که قصد فریب دادن یکی از ان را داشت ؟ زلیخا

4- کدام سوره به معنای زنها است ؟ سوره نساء

5- دختر کدام به عفت و حیا مشهور است ؟ دختر حضرت شعیب

6- دو زن نمونه در قرآن کدام است ؟ آسیه زن فرعون – ممریم مادر عیسی

7- کدام زن هیزم کش آتش جهنم است؟ زن ابولهب

8- دختر کدام همسر یکی از ان است ؟ دختر حضرت شعیب

9- نام کدام زن همراه با نام فرزندش در قرآن آمده است ؟ حضرت مریم وحضرت عیسی

10- سوره ای که به معنای زن امتحان شده است را نام ببرید ؟ سوره ممتحنه

11- زنی که حاکم قومی بود و در زمان حضرت سلیمان میزیست که بود؟ بلقیس

12- کدام زن بدون شوهر فرزند بدنیا آورد ؟حضرت مریم

13- فرزند کدام زن در کودکی ودر گهواره سخن گفت ؟ حضرت مریم

14- دو زن که به زشتی از آنها در قرآن نام برده شده را نام ببرید ؟ زن لوط و زن نوح

15- کدام زن بود که فرزند خود را در آب توی صندوق به دستور خداوند رها کرد ؟ مادر حضرت موسی

16- نام کدام زن در قرآن 34مرتبه ذکر شده است ؟ حضرت مریم

17- کدام سوره قرآن سفارش شده زنها آن را بیشتر بخوانند ؟ سوره نور

18- کدام سوره قرآن به نام یک زن میباشد ؟ سوره مریم

19- کدام سوره درباره یک زن نمونه است و آن زن کیست ؟ سوره کوثر درباره حضرت زهرا (س)

20- کدام زن بدون پدر و مادر بدنیا آمد ؟ حضرت حوا

21- تنها زنی که نامش در قرآن آمده است چه نام دارد ؟ حضرت مریم

22- برای کدام دختر هنگامی که در محراب عبادت بود از جانب خداوند غذا آورده شد ؟ حضرت مریم

23- به مادر کدام وحی شد ؟ مادر حضرت موسی

24- کدام زن در سن پیری صاحب فرزند شد ؟ ساره همسر حضرت ابراهیم

25- به کدام زن لقب طیبه داده شده است ؟ حضرت مریم

......................................................................................................................................

1- لقمان حکیم چند بار نامش در قرآن آمده است ؟ دو بار آمد ه

2- بت هایی که نامشان در قرآن آمده نام ببرید ؟ البعل – سواع – العجل –العزی – لات – منات – ود – یعوق – انصاب – یغوث .

3- ستمگرانی که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید ؟ جالوت .هامان .سامری .نمرود . فرعون . قارون . ابولهب .

4- چه تعداد از سوره های قرآن به نام حیوانات است ؟5 سوره بقره . نحل . نمل . عنکبوت . فیل .

5- قبایلی که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید؟ ثمود . یاجوج وماجوج . عاد . قریش .مدین . اصحاب الایکه . اصحاب الرس

6- نام جبرئیل چند بار در قرآن آمده است ؟ سه بار

7- فرعون در کجا به هلاکت رسید ؟ در دریا غرق شدند

8- کدام حیوان نمرود را به هلاکت رساند ؟پشه

9- نام ابلیس چند بار در قرآن آمده است ؟ 11 بار

10- پرندگانی که لشکریان ابرهه را به هلاکت رساندند چه نام داشتند ؟ اب ل

11- فرشتگانی که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید ؟ جبرئیل . ماروت و هاروت .میکال . مالک

12- کدام قسمت از زمین بود که فقط یکبار نور خورشید بر آن ت د ؟کف دریا بود که شکافته شد و فرعون غرق شد

13- پرنده ای که در دربار حضرت سلیمان خدمت میکرد چه بود ؟هدهد

14- قارون که گنج معروفی داشت شوهر خواهر کدام بود ؟حضرت موسی

15- اصحاب کهف چند سال در غار خواب بودند ؟ 309 سال

16- لشکریان ابرهه سوار بر کدام حیوان شدند و به جنگ خانه خدا آمدند ؟فیل

17- کافرانی که نامشان در قرآن آمده را نام ببرید ؟قارون . جالوت . آذر .

18- کدام حیوان همراه اصحاب کهف به غار رفت ؟ سگ

19- کدام قوم بیشترین نافرمانی نسبت به انشان د ؟ قوم یهود

20- نام چه تعداد از چشمه های بهشتی در قرآن ذکر شده است ؟کافوریه . زنجبلیه . سلسبیل . کوثر . تسنیم .

21- رود هایی که در قرآن از آنها ذکر شده را نام ببرید ؟ رود نیل . فرات .

22- به کدام حیوان وحی شد ؟ زنبور سوره نحل آیه 68

23- نام هشت قوم در دو سطر قرآن بیان شده این دو سطر در کدام سوره است ؟سوره ق آیات 12 الی 14

24- ماجرای اولین قتل در روی زمین در کدام سوره بیان شده است ؟ سوره مائده آیه 30

25- فرزند کافر حضرت نوح چه نام داشت ؟ کنعان

26- لقب کدام است ؟حضرت یعقوب

......................................................................................................................................

1- قرآن کریم طی مدت چند سال بر (ص) نازل شده است ؟ 23 سال

2- نخستین ی که قرآن را اعراب گذاری کرد که بود ؟ اوالاسود دوئلی

3- چاپ قرآن برای نخستین بار در ایران در چه سالی انجام شد ؟1246 هجری قمری در دوره قاجاریه

4- قبل از خواندن قرآن از شر چه ی باید به خدا پناه برد ؟

5- زینت قرآن چیست ؟ صورت زیباست

6- اولین گرد آورنده قرآن چه ی است ؟حضرت علی (ع)

7- کدام کتاب به اخ القرآن معروف است ؟نهج البلاغه

8- افضل ترین چیزها بعد از خداوند چیست ؟ قرآن

9- کدام یک از معصومین (ع) بود که خوشترین صدا در قرائت قرآن را داشت ؟ سجاد (ع)

10- اولین کتاب تفسیر قرآن تألیف چه ی بود ؟سعید بن جبیر

11- آن چیست که جاده قرآن است ؟ دهان

12- نخستین ی که علم تجوید قرآن را به رشته تحریر درآورد که بود ؟ابو عبید قاسم بن سلام

13- بهار قرآن چیست ؟ماه مبارک رمضان

14- کدام کتاب به اخت القرآن معروف است ؟ صحیفه سجادیه

15- اولین و آ ین علمها در چیست ؟ قرآن

16- نخستین مفسر قرآن چه ی بود ؟حضرت علی (ع)

17- آن چیست که نگاه به آن عبادت است ؟ قرآن

18- اولین ی که قرآن را نقطه گذاری کرد که بود ؟ابوالاسود دوئلی

19- آن چیست که سرمایه دین است ؟ قرآن کریم

20- چند تن از شاعران ایرانی که حافظ قرآن بودند را نام ببرید ؟رودکی . حافظ .ناصر خسرو .

21- اولین شخصی که در مکه علنی قرآن خواند که بود ؟ عبدالله بن مسعود

22- آن چیست که بهترین ذکرهاست ؟قرآن مجید

23- خداوند متعال توصیه فرمودند قرآن را بیشتر به چه سبک وصورت بخوانید ؟ترتیل

24- کدام کتابها ی آسمانی در ماه مبارک رمضان نازل شد ؟انجیل . تورات .زبور .صحف .قرآن کریم .
مشاهده متن کامل ...

اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید
درخواست حذف اطلاعات
 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

هیجان در زندگی لازمه ادامه لذت بردن در زندگی میباشد ولی برخی هیجان زیادی را می طلبند و دست به کارهایی میزنند که برای برخی فکرش هم غیر ممکن است.

صبر کنید تصاویر بارگذاری شوند

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

منبع : نیولیز بلاگ


مشاهده متن کامل ...
اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید
درخواست حذف اطلاعات
 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

هیجان در زندگی لازمه ادامه لذت بردن در زندگی میباشد ولی برخی هیجان زیادی را می طلبند و دست به کارهایی میزنند که برای برخی فکرش هم غیر ممکن است.

صبر کنید تصاویر بارگذاری شوند

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

منبع : نیولیز بلاگ


مشاهده متن کامل ...
اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید
درخواست حذف اطلاعات
 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

هیجان در زندگی لازمه ادامه لذت بردن در زندگی میباشد ولی برخی هیجان زیادی را می طلبند و دست به کارهایی میزنند که برای برخی فکرش هم غیر ممکن است.

صبر کنید تصاویر بارگذاری شوند

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

 اوج هیجان واقعی را در این ع ها ببینید

منبع : نیولیز بلاگ


مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله آزاد کوه در تاریخ 1393/04/6،5
درخواست حذف اطلاعات

به نام یگانه هستی بخش

گزارش صعود به قله آزاد کوه در تاریخ 1393/04/6،5

موقعیت منطقه ای :

قله آزادکوه در بخش شمال غرب رشته کوه البرز مرکزی و در شمال روستاهای کوهستانی کلاک و نسن از توابع شهرستان بلده واقع شده است . (جاده چالوس-بعد از تونل کندوان-پل زنگوله- راه آسف ه شهرستان بلده- بعد از گردنه -روستای کلاک)

قله آزادکوه به ارتفاع 4385 متر دومین قله بلند البرز مرکزی است که فقط از طریق یال جنوبی به گردنه جنوبی آن و از طریق کوههای کم ارتفاع چله کوه و چورن به قله یخچال و دیگر قلل البرز مرکزی متصل می شود و در سایر جبهه ها مستقل و آزاد است . قله از جبهه غربی تا کنار رودخانه دره نسن ، سراسر دیواره می باشد . جبهه شمالی آزادکوه نیز گستره ای دیواره ای داشته که از غرب به دیواره اصلی قله و در شرق که تا تنگه کلاک امتداد دارد متصل است . یال جنوبی تنها یال خاکی و مسیر نرمال صعود آزادکوه می باشد . این قله سرچشمه اصلی رودخانه هراز است. قله آزادکوه از همان ابتدای مسیر دیده میشود و هر این قله را از دور ببیند علت نامگذاری آن را متوجه می شود چون برخلاف اکثر دیگر قله های البرز که توسط یالهای مرتفع به قله های اطراف خود زنجیر می شوند آزادکوه قله ای آزاد و مغرور است که برفراز دره های عمیق اطراف قد علم میکند و به صورت م وطی بوده و با ارتفاعات اطراف ارتباط ندارد و توسط دیواره های مرتفعی که در سمت شمال و غرب و شرق آن را در برگرفته اند بر پاشده و فقط یال جنوبی آن به سایر ارتفاعات البرز و قللی مثل یخچال و کمانکوه متصل می شود.

این برنامه در صبح روز پنجشنبه 5 تیرماه به وسیله تماس تلفنی با نفرات هماهنگ شد و دوستان شرکت کننده در این صعود : آقایان مهران کیان ، مهر علی پیشرویان ، پاشا ی ،نادر بنفشه ، حسین بیگی ،حسین زنبق وعلی عباسعلی نژاد وخانمها : هاجر کیانی ، ناهید بکائیان ، زینب جاوید ، آیسان حاج حسینی و هستی خلج . به سرقدمی : آقای بنفشه میانداری :آقای بیگی و عقبداری آقای عباسعلی نژآد و س رستی: آقای مهر علی پیشرویان وبه مدیر فنی وعکاس:آقای مهران کیان

مسیر صعود قله آزادکوه در جهت شمال به جنوب و در مجاورت رودخانه امتداد می یابد که بعد از طی مسافتی از کوچه باغها ، دره به دو شاخه تقسیم می شود که مسیر صعود در امتداد جنوبی با زاویه به غرب و رو به تنگ کلاک ادامه می یابد . بعد از عبور از تنگه کلاک و دور زدن گرده شرقی ، مسیر پاکوب در جهت غربی در یک تراورس روی تپه های زیر قله چله کوه رو به گردنه جنوبی آزاد کوه امتداد دارد . بعد از رسیدن به گردنه جنوبی ، یال اصلی جنوبی با پاکوب های مشخص به قله می رسد .

همینطور در طول مسیر صعود بعد از پل زنگوله در جاده چالوس دیگر تلفن همراه آنتن نمی دهد و امکان تماس وجود ندارد .

مکانهای مناسب جهت شب مانی در مسیر صعود کلاک یکی در حاشیه باغات و زمینهای زراعی روستا و دیگری بعد از دو راهی دره کلاک و در تنها سرای دره در تنگه کلاک می باشد . گردنه جنوبی آزادکوه یکی از بهترین مکانها برای شب مانی صعودهای زمستانی می باشد که البته همواره در معرض وزش بادهای غربی است .

حرکت از میدان آزادگان بود تمام هنوردان ساعت 12ظهر سوار خوردو شدند و به سمت جاده چالوس حرکت کردیم ، پس از پشت سر گذاشتن تونل کندوان درجاده فرعی انتهای پل زنگوله مسیر را ادامه می دهیم، جاده واقعا رویایی و زیباست پس از رد شدن از گردنه اول به گردنه دوم(کمر بن) می رسیم و با عبور از جاده ای دیدنی ساعت 16:30 دقیقه به روستای کلاک بالا رسیدیم . بعداز دقایقی برای آماده شدن برای حرکت ساعت 16:45 دقیقه آماده حرکت به سمت قله شدیم . بعد از 20دقیقه به نقطه ای زیبا زیر درخت بیدی توقفی برای صرف ناهار داشتیم ، ناهار را که خوردیم باز به حرکتمان ادامه دادیم ،از مسیر حرکت رود خانه و مثل اغلب مسیر های کوه نوردی بر خلاف جریان آب و با شیبی ملایم از دره کلاک به حرکت خود ادامه دادیم در مسیر یکی از همنوردانمان به علت نامساعد بودن شرایط جسمیشان کندتر از گروه به راه خود ادامه دادند به همین علت آ قای کیان همراه ایشان شدند ، در بعضی اوقات نیز مسیر پا کوب به سمت بالای تپه های اطراف دره می رود مسیر دره کلاک را ادامه داده و در ابتدای ورودی تنگ کلاک بالا می رویم .همچنین منظره های بدیع و گونه های مختلف فراوان گیاهی و کم نظیر در این فصل زیباو رنگهای متنوع ودلنشین آنها ذهن انسان را بسوی زیبائیهای بهار پرواز میدهد ومسیر زیبا که طولانی بودن راه را تا حدد زیادی از یاد می برد . بعد از چند ساعت کوهنوردی تصمیم س رست برنامه ومدیر برنامه بر این شد که ( آقای ی وآقای بیگی ) برای سرعت بخشیدن شب مانی از گروه جدا شوند برای نصب چادرها به مناسبی برسند تا گروه نیز به آنها به پیوندد. مسیر شیب چندانی نداشت ولی طولانی بود والبته بسیار زیبا تقریباً در تمام طول مسیردر کنار روخانه حرکت میکردیم و بارها از عرض رود گذشتیم که به لطف مسیر اضافه میکرد، و پاکتر از صدای آرام آب که خلوت درختان استوار کوه را بهم می ریزد چیزی نخواهی یافت. هیچ جانپناه یا پناهگاهی مسیر وجود ندارد ولی در مسیر تا ارتفاع 3650 متری قله آب وجود دارد. پس از حدود 5 ساعت کوهپیمایی در مسیر دره به گردنه چورن رسیدیم در طول مسیر گروه های زیاد کوهنوردی دیده می شد و هوا نیز خنک بودوتاریک و تاریکتر می شد ، در طول مسیر با انرژی و کمک های بی دریغ وتوصیه های آقای پیشرویان برای بهتر شدن روند حرکتمان توانستیم به حرکتمان ادامه دهیم در بین راه آقای ی را نیز دیدیم که بعداز نصب چادر بازگشته بودند برای همراهی و کمک به همنوردان به راه ادامه دادیم ، ساعت 10به گردنه زین اسبی چورن رسیدیم چادرهای باقیمانده رانصب کردیم، تلفنی از آقای کیان داشتیم که خانم حسینی حالشان بهبود نیافته و از ادامه را بازمانده ومجبور به کم نمودن ارتفاع نمودند به همین دلیل آقای عباسعلی نژاد به پیشنهاد س رست کار امدادورساندن چادر به همنوردان را پذیرفت وبه آقای کیان ودیگر همنوردمان ملحق شدند.شبی را در چادر هایمان گذر م پس از استراحت شبانه صبح زود ساعت 5 بیدار شدیم با یک صبحانه سبک و نرمش صبحگاهی توسط آقای بنفشه کوله های حمله را برداشته ودر نهایت ساعت ۵:۳۰ صبح روز به سمت قله حرکت کردیم ، البته گروهای زیادی دیگر نیز پشت سرما بودند برای صعود زیبای این قله ، از گردنه تا قله شیب نسبتاً بیشتر از بقیه مسیر است و از این محل تا قله ۲ ساعت حرکت روی شیب زیاد هست که نفس گیر ولی پر هیجان است سرعت نیز آرامتر و نهایتاً افراد تیم صعود کننده ساعت 7:15 دقیقه بر روی قله آزاد کوه ایستادند. آزاد کوه ، چه زیبا و برازنده و چه با صلابت و استوار ، سرود" ای ایران " را برفرازش خو م همه بهم تبریک گفتند واشکی که سپاس از خداوند بود از گونهایشان جاری می شد . ازهمنوردانی که در صعود با ما همراه نبودند بسیار یاد کردیم ،از اینجا منطقه علم کوه در سمت شمال غربی ، ناز وکهار در سمت غرب ، دماوند و توچال چشم نوازی می کنند . نام دیگر این کوه شاهزاده گردن کج است که اشاره به انهنای انتهای قله دارد و البته که در شاهزاده بودن آن شکی نیست!

پس از توقفی کوتاه و گرفتن ع یادگاری ساعت 7:45 با قله خداحافظی کرده و از همان مسیر صعود به سمت پایین حرکت کردیم البته از قله تا گردنه مسیر شن اسکی نیز وجود دارد و در صورت تشخیص و استفاده مسیر را کوتاهتر میکند. که در طول مسیر آقای کیان را دیدیم که به سمت قله حرکت می د ایشان نیز موفق به صعود قله شدند وتا باز گشت ایشان ماهم فرصتی پیدا کردیم برای جمع آوری چادرهایمان ، نظم گروه در باز گشت همانند صعود بسیار زیبا بود ،آقای کیان نیز به ما پیوستن ودر طول مسیر آموزش داروهای گیاهی می دادند ساعت 1:15 دقیقه در روستا کنار رودخانه بساط ناهار را پهن کردیم و میهمان چای همنوردان عزیزمان شدیم و خانم حسینی وآقای عباسعلی نژاد نیز منتظر ما بودند ،پس از استراحت کوتاهی راه را ادامه دادیم وحدود ساعت 14 به روستای کلاک بالا (ابتدای صعود ) رسیدیم و حلقه ای زدیم باز جملات و آرزوهای زیبا از همنوردان شنیده می شدکه به ما انرژی خوبی می دادند و ازتمامی افراد گروه که مارا در صعود یاری د تشکر وقدردانی شدو" آقای علی عباسعلی نژاد" به عنوان فرد نمونه گروه در برنامه اعلام گردید . با تآخیر خودرو فرصتی پیدا کردیم تا با همنوردان لحظات زیبا ومفرحی بسازیم ، پس از جمع آوری و مرتب کوله ها و وسایل به سمت کرج حرکت کرده که در پل زنگوله میهمان بستنی آقای حسین بیگی شدیم ، ساعت 19:30 در میدان کرج از تمام همنوردان عزیزمان خداحافظی کردیم .

در پایان سپاس از پروردگار مهربانم، سپس از س رست ومدیر فنی وتمام همنوردانی که در این صعود مارا یاری د . به امید روزها وصعود های زیباتر.

«استقامت رودخانه دل ص ه را می شکافد نه به خاطر قدرتش بلکه بخاطر پایداریش »

تهیه گزارش :هستی خلج



مشاهده متن کامل ...
صعود به قله سالوک بجنورد 93/2/12
درخواست حذف اطلاعات
سلام

در تاریخ 93/2/12 با بچه های گروه چلیشاه صعودی به قله ی سالوک بجنورد داشتیم س رست برنامه اقای محمد رضا جدی بود و بقیه اعضای تیم آقایان : رضایی . نظری . زارعی . صفیری . سخی . خوشروی . و خانم رمضانی.

بجز س رست همگی ما برای اولین بار بود که به این قله صعود میکردیم تنها اشکال برنامه هم عدم برنامه ریزی دقیق س رست بود

برنامه با تاخیری یک ساعته از چناران شروع شد که مسببین ان هم در ا برنامه جریمه شدند ساعت 5 بعداز ظهر از چناران راه افتادیم دم غروب به بجنورد رسیدیدیم و علی رغم میل باطنی من شب را در بش قارداش خو دیم و آن هم تنها به خاطر یک نفر که نظم گروه را بهم ریخته بود

شب را با تمام سر وصداهایش شامل تا به صبح خواندن بلبل های بالای سرمان و دستی کشیدنهای جوانهای بجنوردی پشت سر گذاشتیم و صبح هم با سرو صدای بلند گوهای خانوادگی فرهنگیان بجنورد به مناسبت هفته معلم بچه ها بیدار شدند البته من از ساعت چهار صبح بیدار بودم هر چه من و مجید به بلبل های گفتیم کیش کیش و لنگ کفش زدیم نرفتند که نرفتند ظاهرا یک جورایی حق با انها بود ما وارد حریم انها شده بودیم..

ساعت شش و نیم براه افتادیم قبل از عبور از پل رود خانه ی بش قاداش بطرف اسفراین درست کنار پل سمت راست جاده ای است که به سنخواست میرود بعداز بیست کیلو متر به روستای حصار حسینی و از جا با مسافتی سه کیلو متری به روستای رختیان میرسیم که اهالی ان همه ترک زبان هستند

ماشینها را در روستا پارک و پس برداشتن کوله ها بطرف قله حرکت میکنیم شروع حرکت ساعت 8 صبح است و دقیقا ساعت 12/15 ما بر روی قله رسیدیم در مسیر قله با همنوردان بجنوردی اقایان مودت و مجیدی اشنا شدیم تیم انها مشغول گشایش مسیر در دیوارهای قله فرعی بودند اطلاعاتی از انها از منطقه گرفتیم من نمی دانستم که منطقه سالوک دارای دیواره ص ه نوردی و مسیر های گشایش شده و همچنین دارای غاراست .

قله فرعی سالوک مرا یاد قله زیبای ازاد کوه تقریبا با همان تیپ و قیافه ولی با ارتفاع پایین تر تقریبا 2600 می اندازد در پای ان جان پناهی است که ما در ان استراحتی کردیم و بعد بطرف قله اصلی به ارتفاع 3000 حرکت کردیم.

به قله که رسیدیم رعد و برق شروع شد و باران بهاری بصورت رگباری با گرفت من و قاسم جدا از بچه ها به قله رسیدیم چون قاسم زودتر از بچه ها حرکت کرده ومقداری از مسیر منحرف شده و من به دنبال او رفتم و دو نفری از شیب زیر قله بصورت میان بر به قله صعود و به آنتن ها رسیدیم .

مسیر برگشت از یال سمت چپ قله بطرف چشمه قرمزی بود باران بصورت پراکنده میبارید و ما در مواردی که شدت پیدا میکرد از پانچو استفاده میکردیم قاسم بی خبر از همان مسیر امده برگشت و من بعداز طی مسافتی دیدم پشت سرم نیست خلاصه تیم را نگه داشته و از مجید خواستم بطرف قله برگردد تا مطمئن شویم اتفاقی برای او نیوفتاده باشد چون در ان منطقه موبایل انتن نداشت تا با او تماس بگیریم

مجید روی قله موفق به تماس با او شده و بطرف تیم برگشت و ما به حرکت خود ادامه دادیم و بعداز رفع تشنگی در چشمه و برداشتن اب بطرف جان پناه حرکت کردیم ساعت نزدیک 2 به انجا رسیدیم و بعداز صرف نهار 20دقیقه به 3 بطرف روستا حرکت کردیم

ساعت 5 به روستا رسیدیم و بعداز تعویض لباس من بطرف خانه عمو مختار رفته و امانتی که اقای مجیدی به خانمش داده بود را گرفتم. عمو مختار در روستا مورد اعتماد کوهنوردان است و با انها همکاری نزدیک دارد و مورد مراجعه کوهنوردان است و کوهنوردان اشیا پیدا شده در مسیر قله را به ایشان میدهند. من هم در مسیر حرکت بطرف قله دوربینم افتاده و متوجه نشدم با اقای مجیدی که برخورد به ایشان سفارش که اگر پیدا د با من تماس بگیرد که ایشان خانه عمو مختار را به ما معرفی کردو اینجا جا دارد بابت دوربین از ایشان تشکر کنم اگر ع ی از روی قله نمی بینید به خاطر گم شدن دوربین است

و این هم پایان خوش برنامه و حضور در کافی شاپ قاسم سخی و پذیرایی با قهوه اسپرسو همراه با کیک بعنوان جریمه اودر این برنامه


این هم قاسم سخی در حال پذیرایی

ع های بیشتر در ادامه مطلب



مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله اشکدر
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله اشکدر

معرفی:

قله اشکدر(3370 متر) در استان البرز- شهرستان ساوجبلاغ –بخش چندار- دهستان برغان واقع است. در جنوب این قله روستا ی سنج ، در جنوب شرق آن روستای دوروان ودر جنوب غرب روستای سیواندره قرار دارند. پوشش گیاهی منطقه شامل درختان گردو- بید نقره ای - کاکوتی- گلپر- پونه– بومادران و... می باشد.

مسیرهای اصلی صعود به قله :

1) مسیر جنوبی: روستای سنج – از کنار رودخانه- دشت توکین- قله اشکدر

2) مسیر جنوب شرقی :روستای دوروان قله اشکدر

شرح برنامه:

صبح 23- 08-93 ساعت 5:00 برای صعود به قله "اشکدر"(3370 متر) از تهران راهی ساوجبلاغ شدم.بعد از گذشتن از کرج- به سمت قزوین رهسپار شدم بعد از 20 کیلومتر به دو راهی کردان و به سمت راست پیچیدم .وارد جاده کردان شدم وبه سمت آبادی برغان رهسپار شدم .نرسیده به برغان به سمت چپ پیچیدم –تابلوی روستای سنج مشخص بود.ابتدای مسیرشیب بسیار تندی دارد. از آنجا به سمت روستای سرهه وبالا ه درساعت 6:20 درانتهای مسیر به روستای سنج رسیدم.خوشبختانه تمام طول مسیر جاده آسف ه می باشد.بعد از آماده کوله در ساعت 6:20 ازکنار رودخانه رو به شمال حرکت . برای صعود به قله "اشکدر"، مسیر نرمال –در فصول بهار وتابستان- پیمودن دره وعبور از کنار سه آبشار(آبشارجیرین اوراز- آبشار بالاین اوراز- آبشارولرده) ورسیدن به آ ین سرا می باشد.اما من به دودلیل قصد صعود خط الراسی داشتم.اولا: امکان داشت به دلیل بارش برف پیمایش دره امکان پذیر نباشد.دوما: با صعود خط الراسی قله های دیگری را نیز صعود می .بنابراین بعد از15 دقیقه - رو به شرق- سواربریالی شدم که به قله "فراخ گردوس" ختم می شود .این یال از شیب خیلی تندی برخودار بود.ساعت 8:20 بر فراز قله "فراخ گردوس"(2830 متر) بودم. روی قله20 دقیقه برای صبحانه توقف .سپس به سمت قله "لاشکا "- رو به شمال شرق- حرکت وساعت 9:20 به قله لاشکا(3035متر) رسیدم.با ادامه مسیر- رو به شمال- در ساعت 9:45 بر فراز قله "سوته"(3050 متر) بودم.برف قابل توجه ای روی مسیر نشسته بود و نیاز به برفکوبی داشت.با توجه به این که تنها بودم برفکوبی حس خسته ام کرد . به سمت قله "بوچال"(3000 متر) راهی شدم .ساعت 10:05 به آنجا رسیدم.با ادامه مسیر-رو به شمال-ساعت 10:25 به قله " گوش نو"(3090متر) رسیدم.ساعت 11:25 برفراز قله "زرچای بندسر"(3227 متر) بودم.و در نهایت با فراز وفرودهای بسیار ساعت 13:00 به قله" اشکدر"(3370 متر) رسیدم. ازاینجا با ادامه مسیربه قله های "چالی شیور"، "فراخ نو" و درنهایت به قله "وارکش" می رسیم که روی خط الراس شرق –غربی قرار دارد.درشرق قله وارکش ، قله های "مهد نو"- "ناز"- "کهار"و .... در غرب آن ، قله های "کورج"- "هفت ناوه ها"و.... قرار دارند.دره سمت چپ (غرب) را بررسی نمودم و متوجه شدم که این دره قابل پیمایش است و برف خیلی زیادی موجود نیست.وگرنه بهترین مسیربرگشت همان مسیر خط الراسی است. به سمت گردنه بین دو قله (اشکدر –چالی شیور) فرود آمدم وازآنجا به سمت دره ، روانه شدم. ساعت 14:00 با رسیدن به کنار رودخانه برای ناهار نیم ساعت توقف . این رودخانه هر چهار فصل آب دارد.با ادامه مسیروبرفکوبی ازکنار رودخانه به حرکت خود ادامه دادم.در طول مسیررد پای حیوانات وحشی دیده می شد.ازکنار آبشارهای : آبشارولرده-آبشار بالاین اوراز- آبشارجیرین اورازگذشته ونظاره گر طبیعتی بکر وزیبا ی منطقه شدم.این همه زیبایی ،خستگی برنامه ای سنگین را از جانم زدود.و در نهایت ساعت 17:30 به روستای سنج رسیدم.این چنین برنامه ای دلچسب به پایان رسید.

نکات برنامه:

با توجه به بکر بودن منطقه و غیر توریستی بودن محل ،اهالی سنج با غریبه ها میانه چندان خوبی ندارند.با احترام گذاشتن به فرهنگ آنها و رعایت سکوت از کنار رودخانه عبور کنید.

زمان لازم از تهران تا روستای سنج (ساوجبلاغ) 1:40 ساعت

ارتفاع مبداء صعود=2230 متر

ارتفاع قله:3370 متر

زمان طی شده برای صعود 6:30 ساعت (با احتساب نیم ساعت برای صرف صبحانه)

زمان طی شده برای فرود 5 ساعت (با احتساب نیم ساعت برای صرف ناهار)

مسیر سبز صعود و مسیر بنفش فرود را نشان می دهد

روستای سنج

بر فراز قله گوش نو

در سمت راست قله ناز- وسط قله ورکش و فراخ نو دیده می شوند

پرنده ای زیبا-نام؟

پرنده ای زیبا-نام:دیوار خزک-wallcreeper

پرنده ای زیبا-نام:زیرآبروک -white-throated dipper

باغات روستای سنج



مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله اشکدر
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله اشکدر

معرفی:

قله اشکدر(3370 متر) در استان البرز- شهرستان ساوجبلاغ –بخش چندار- دهستان برغان واقع است. در جنوب این قله روستا ی سنج ، در جنوب شرق آن روستای دوروان ودر جنوب غرب روستای سیواندره قرار دارند. پوشش گیاهی منطقه شامل درختان گردو- بید نقره ای - کاکوتی- گلپر- پونه– بومادران و... می باشد.

مسیرهای اصلی صعود به قله :

1) مسیر جنوبی: روستای سنج – از کنار رودخانه- دشت توکین- قله اشکدر

2) مسیر جنوب شرقی :روستای دوروان قله اشکدر

شرح برنامه:

صبح 23- 08-93 ساعت 5:00 برای صعود به قله "اشکدر"(3370 متر) از تهران راهی ساوجبلاغ شدم.بعد از گذشتن از کرج- به سمت قزوین رهسپار شدم بعد از 20 کیلومتر به دو راهی کردان و به سمت راست پیچیدم .وارد جاده کردان شدم وبه سمت آبادی برغان رهسپار شدم .نرسیده به برغان به سمت چپ پیچیدم –تابلوی روستای سنج مشخص بود.ابتدای مسیرشیب بسیار تندی دارد. از آنجا به سمت روستای سرهه وبالا ه درساعت 6:20 درانتهای مسیر به روستای سنج رسیدم.خوشبختانه تمام طول مسیر جاده آسف ه می باشد.بعد از آماده کوله در ساعت 6:20 ازکنار رودخانه رو به شمال حرکت . برای صعود به قله "اشکدر"، مسیر نرمال –در فصول بهار وتابستان- پیمودن دره وعبور از کنار سه آبشار(آبشارجیرین اوراز- آبشار بالاین اوراز- آبشارولرده) ورسیدن به آ ین سرا می باشد.اما من به دودلیل قصد صعود خط الراسی داشتم.اولا: امکان داشت به دلیل بارش برف پیمایش دره امکان پذیر نباشد.دوما: با صعود خط الراسی قله های دیگری را نیز صعود می .بنابراین بعد از15 دقیقه - رو به شرق- سواربریالی شدم که به قله "فراخ گردوس" ختم می شود .این یال از شیب خیلی تندی برخودار بود.ساعت 8:20 بر فراز قله "فراخ گردوس"(2830 متر) بودم. روی قله20 دقیقه برای صبحانه توقف .سپس به سمت قله "لاشکا "- رو به شمال شرق- حرکت وساعت 9:20 به قله لاشکا(3035متر) رسیدم.با ادامه مسیر- رو به شمال- در ساعت 9:45 بر فراز قله "سوته"(3050 متر) بودم.برف قابل توجه ای روی مسیر نشسته بود و نیاز به برفکوبی داشت.با توجه به این که تنها بودم برفکوبی حس خسته ام کرد . به سمت قله "بوچال"(3000 متر) راهی شدم .ساعت 10:05 به آنجا رسیدم.با ادامه مسیر-رو به شمال-ساعت 10:25 به قله " گوش نو"(3090متر) رسیدم.ساعت 11:25 برفراز قله "زرچای بندسر"(3227 متر) بودم.و در نهایت با فراز وفرودهای بسیار ساعت 13:00 به قله" اشکدر"(3370 متر) رسیدم. ازاینجا با ادامه مسیربه قله های "چالی شیور"، "فراخ نو" و درنهایت به قله "وارکش" می رسیم که روی خط الراس شرق –غربی قرار دارد.درشرق قله وارکش ، قله های "مهد نو"- "ناز"- "کهار"و .... در غرب آن ، قله های "کورج"- "هفت ناوه ها"و.... قرار دارند.دره سمت چپ (غرب) را بررسی نمودم و متوجه شدم که این دره قابل پیمایش است و برف خیلی زیادی موجود نیست.وگرنه بهترین مسیربرگشت همان مسیر خط الراسی است. به سمت گردنه بین دو قله (اشکدر –چالی شیور) فرود آمدم وازآنجا به سمت دره ، روانه شدم. ساعت 14:00 با رسیدن به کنار رودخانه برای ناهار نیم ساعت توقف . این رودخانه هر چهار فصل آب دارد.با ادامه مسیروبرفکوبی ازکنار رودخانه به حرکت خود ادامه دادم.در طول مسیررد پای حیوانات وحشی دیده می شد.ازکنار آبشارهای : آبشارولرده-آبشار بالاین اوراز- آبشارجیرین اورازگذشته ونظاره گر طبیعتی بکر وزیبا ی منطقه شدم.این همه زیبایی ،خستگی برنامه ای سنگین را از جانم زدود.و در نهایت ساعت 17:30 به روستای سنج رسیدم.این چنین برنامه ای دلچسب به پایان رسید.

نکات برنامه:

با توجه به بکر بودن منطقه و غیر توریستی بودن محل ،اهالی سنج با غریبه ها میانه چندان خوبی ندارند.با احترام گذاشتن به فرهنگ آنها و رعایت سکوت از کنار رودخانه عبور کنید.

زمان لازم از تهران تا روستای سنج (ساوجبلاغ) 1:40 ساعت

ارتفاع مبداء صعود=2230 متر

ارتفاع قله:3370 متر

زمان طی شده برای صعود 6:30 ساعت (با احتساب نیم ساعت برای صرف صبحانه)

زمان طی شده برای فرود 5 ساعت (با احتساب نیم ساعت برای صرف ناهار)

مسیر سبز صعود و مسیر بنفش فرود را نشان می دهد

روستای سنج

بر فراز قله گوش نو

در سمت راست قله ناز- وسط قله ورکش و فراخ نو دیده می شوند

پرنده ای زیبا-نام: چکاوک شاخ دار- horned lark یا shore lark

پرنده ای زیبا-نام:دیوار خزک-wallcreeper

پرنده ای زیبا-نام:زیرآبروک -white-throated dipper

باغات روستای سنج



مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله شاهان کوه
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله شاهان کوه

معرفی:

قله شاهان کوه(4038 متر) در استان اصفهان- شهرستان فریدونشهر – بخش مرکزی- دهستان پیشکوه موگویی واقع است. این قله بلندترین قله استان اصفهان است.در جنوب این قله روستا ی "کمران" ودر شمال آن روستاهای "دادرجان" و "واربید" و درشرق آن روستاهای "سرداب بالا" و "سرداب پایین" و در غرب آن روستاهای" شاهان" و"زمستانه" قرار دارند.

مسیرهای اصلی صعود به قله :

1) مسیر شرقی: روستای سرداب بالا- تنگه عرب – دهلیز جنوبی- قله شاهان کوه

2) مسیر غربی: روستای شاهان- دهلیز غربی- قله شاهان کوه

3) مسیر شمال شرقی: روستای سرداب بالا دره شمال شرقی- قله شاهان کوه

مسیر شرقی مسیرتابستانه می باشد وبیشترازاین مسیرصعود می شود.

شرح برنامه:

روز پنجشنبه 27- 09-93 ساعت 16:30 برای صعود به قله "شاهان کوه"(4038 متر) از تهران راهی شهرفریدونشهر دراستان اصفهان شدیم.بعد از گذشتن از قم- سلفجگان- دلیجان- محلات- خمین- خوانسار-گلپایگان درنهایت ساعت 22:45 به شهرفریدونشهررسیدیم.ازآنجا بطرف آبادی "سیبک" وبعد" سرداب پایین" روانه شدیم ودر نهایت ساعت 23:30 نرسیده به "سرداب بالا" به محل شب مانی(گارگاه ساخت سد خاکی) رسیدم.ارتفاع محل 2520 متربود.هوا به شدت سرد بود.سریع چادر را ب ا کردیم وبا خوردن شام در ساعت 00:30 بامداد به داخل کیسه خواب ها رفتیم.شب سردی را سپری نمودیم.نکته قابل توجه این که با اینکه کیسه خواب منفی 33 میلت به همراه داشتیم به علت ضعیف بودن زیر اندازعملا این کیسه خواب کارایی خود را از دست داده بود.زیر انداز خوب به اندازه کیسه خواب خوب مهم می باشد.همچنین به همراه داشتن جوراب پر و دستکش پردر شب مانی های زمستانی لازم است.صبح ساعت 6:30 بیدارشدیم و با خوردن صبحانه وجمع چادروآماده کوله ها در ساعت 7:40 برنامه صعود آغاز شد.سگی که ب به اوغذاداده بودیم با ما به راه افتاد.ابتدا رو به جنوب غرب، وارد جاده خاکی شدیم که به "تنگه عرب" منتهی می شود.بعد از 20 دقیقه در این جاده خاکی به دره ای در سمت راست(غرب) رسیدیم. طراحی مسیری که برای صعود زمستانه انجام داده بودم ازروی یال سمت چپ این دره شروع می شد.با کمی پیش روی در این دره آرام آرام سوار بر یال سمت چپ دره شدیم.ادامه مسیرطراحی شده به قله فرعی ختم می شد و از آن قله فرعی پس از عبور از چند قله فرعی دیگر بصورت خط الراسی به قله اصلی می رسید.با سوار شدن به یال متوجه شدیم که اگر مسیرطراحی شده را طی کنیم از آن قله فرعی تا قله اصلی نیازبه ابزار های فنی داریم وبین قله های فرعی ،فراز و فرود هایی وجود دارد که با ابزار موجود ما امکان صعود وجود ندارد.این خط الراس مرا به یاد قلل سرخاب انداخت.بنابراین مسیررااصلاح کردیم وبا گذشتن از دهلیز های یخی و تراورس به چپ آرام آرام مسیر را تغییر دادیم .برای عبور از این دهلیز ها ،توجه به ریزش بهمن احتمالی واستفاده ازگرامپون واستفاده از حمایت، ا امی بود. عبور از آنها وقت و انرژی زیادی را از ما گرفت.سگ با وفای همراه ما، چند بار در این دهلیز ها پا پس کشید و عقب گرد کرد و رفت اما دوباره بعد از دقایقی سرو کله اش پیدا می شد.و با مشقت تمام پشت ما می آمد.واین فقط برای مقداری غذا بود که به این سگ داده بودیم.سگی چنین وفا دار ندیده بودم.درنهایت به گرده ای رسیدیم که با صعود آن به قله شمالی شاهان کوه (3950 متر) می رسیدیم.در ساعت 14:40 به قله شمالی شاهان کوه رسیدیم.سگ با وفایی که ازابتدای مسیرهمراه ما بود نیز به قله رسید دستهایش در حال یخ زدن بود اما با وفاداری مثال زدنی با لا ه به قله رسید.ازآنجا با بررسی قله اصلی متوجه شدیم با ادامه مسیربرای صعود قله اصلی- با توجه به یخزدگی ودیواره ای بودن مسیر-نیاز به ابزار فنی می باشد.پس ریسک نکردیم و از آنجا تصمیم به فرود گرفتیم.همزمان بوران شدیدی شروع شد و برای لحظاتی زمین گیر شدیم.خوشبختانه از شدت بوران کاسته شد و ما با سرعت بیشتری پایین رفتیم.در نهایت در ساعت 18:00 با رسیدن به محل کمپ برنامه ای بسیار مهیج وسخت به پایان رسید.

با نگارش گزارش برنامه هایم علاوه بر ثبت خاطرات و بیان نکات مثبت آنها قصد دارم که کاستی ها ونقاط ضعف آنها را نیزبیان کنم تا برای خودم و دیگران آموزنده باشد و از بروز مشکلات و خطرات احتمالی آینده جلوگیری شود:

- در برنامه هایی که بصورت ا پد یشن اجرا می شود همراه داشتن وسایل کامل فنی ضروری است.

- در برنامه های زمستانه ی ا پ ن همراه داشتن کرامپون- کلنگ یا تبر یخ- پیچ یخ- طناب انفرادی-دستکش اضافه- یک کیسه بیواک- کت پر سبک ا امی است.

- شب قبل از برنامه می بایست کرامپون برای کفشی که در برنامه استفاده می شود تنظیم شود.چون در حین برنامه این امر میسرنخواهد بود.این مشکل برای یکی از نفرات پیش آمد و درس بزرگی برای برنامه های آتی ما شد.

- همچنین یکی از نفرات کلنگ یا تبر یخ به همراه نداشت واین امر ریسکی بزرگ بود اگر در دهلیز ها سر می خورد وسیله ای برای توقف نداشت.(البته با طناب در حمایت نفر دوم بود و این امر ریسک را به حداقل رسانده بود)

- یکی ازما کرامپون به همراه نداشت وبجای آن از یخ شکن استفاده کرد بنابراین در دهلیزهای یخی دچار مشکل شد.

افراد شرکت کننده:

مهران حیدرخانی- کلهر

نکات برنامه:

زمان لازم از تهران تا روستای سرداب (فریدونشهر): 7 ساعت

ارتفاع مبداء صعود :2520 متر

ارتفاع قله :4038 متر

زمان طی شده برای صعود 7:00 ساعت

زمان طی شده برای فرود 3 ساعت

مسافت پیموده شده(رفت و برگشت)=16 کیلومتر

مسیر سبز رنگ طی شد.مسیر آبی رنگ مسیر تابستانه می باشد.

ابتدای مسیر صعود

سگی که تا قله همراه ما بود.شجاعت و وفاداری این سگ آموزنده بود.

قله شاهان کوه

کوه های زرد کوه بختیاری

عبور از دهلیز های یخ زده با شیب 70 درجه که مجبور به استفاده از کرامپون و حمایت شدیم.

مهران حیدر خانی بر فراز قله

کلهر بر فراز قله



مشاهده متن کامل ...
گزارش صعود به قله شاهان کوه
درخواست حذف اطلاعات

گزارش صعود به قله شاهان کوه

معرفی:

قله شاهان کوه(4038 متر) در استان اصفهان- شهرستان فریدونشهر – بخش مرکزی- دهستان پیشکوه موگویی واقع است. این قله بلندترین قله استان اصفهان است.در جنوب این قله روستا ی "کمران" ودر شمال آن روستاهای "دادرجان" و "واربید" و درشرق آن روستاهای "سرداب بالا" و "سرداب پایین" و در غرب آن روستاهای" شاهان" و"زمستانه" قرار دارند.

مسیرهای اصلی صعود به قله :

1) مسیر شرقی: روستای سرداب بالا- تنگه عرب – دهلیز جنوبی- قله شاهان کوه

2) مسیر غربی: روستای شاهان- دهلیز غربی- قله شاهان کوه

3) مسیر شمال شرقی: روستای سرداب بالا دره شمال شرقی- قله شاهان کوه

مسیر شرقی مسیرتابستانه می باشد وبیشترازاین مسیرصعود می شود.

شرح برنامه:

روز پنجشنبه 27- 09-93 ساعت 16:30 برای صعود به قله "شاهان کوه"(4038 متر) از تهران راهی شهرفریدونشهر دراستان اصفهان شدیم.بعد از گذشتن از قم- سلفجگان- دلیجان- محلات- خمین- خوانسار-گلپایگان درنهایت ساعت 22:45 به شهرفریدونشهررسیدیم.ازآنجا بطرف آبادی "سیبک" وبعد" سرداب پایین" روانه شدیم ودر نهایت ساعت 23:30 نرسیده به "سرداب بالا" به محل شب مانی(گارگاه ساخت سد خاکی) رسیدیم.ارتفاع محل 2520 متربود.هوا به شدت سرد بود.سریع چادر را ب ا کردیم وبا خوردن شام در ساعت 00:30 بامداد به داخل کیسه خواب ها رفتیم.شب سردی را سپری نمودیم.نکته قابل توجه این که با اینکه کیسه خواب منفی 33 میلت به همراه داشتیم به علت ضعیف بودن زیر اندازعملا این کیسه خواب کارایی خود را از دست داده بود.زیر انداز خوب به اندازه کیسه خواب خوب مهم می باشد.همچنین به همراه داشتن جوراب پر و دستکش پردر شب مانی های زمستانی لازم است.صبح ساعت 6:30 بیدارشدیم و با خوردن صبحانه وجمع چادروآماده کوله ها در ساعت 7:40 برنامه صعود آغاز شد.سگی که ب به اوغذاداده بودیم با ما به راه افتاد.ابتدا رو به جنوب غرب، وارد جاده خاکی شدیم که به "تنگه عرب" منتهی می شود.بعد از 20 دقیقه در این جاده خاکی به دره ای در سمت راست(غرب) رسیدیم. طراحی مسیری که برای صعود زمستانه انجام داده بودم ازروی یال سمت چپ این دره شروع می شد.با کمی پیش روی در این دره آرام آرام سوار بر یال سمت چپ دره شدیم.ادامه مسیرطراحی شده به قله فرعی ختم می شد و از آن قله فرعی پس از عبور از چند قله فرعی دیگر بصورت خط الراسی به قله اصلی می رسید.با سوار شدن به یال متوجه شدیم که اگر مسیرطراحی شده را طی کنیم از آن قله فرعی تا قله اصلی نیازبه ابزار های فنی داریم وبین قله های فرعی ،فراز و فرود هایی وجود دارد که با ابزار موجود ما امکان صعود وجود ندارد.این خط الراس مرا به یاد قلل سرخاب انداخت.بنابراین مسیررااصلاح کردیم وبا گذشتن از دهلیز های یخی و تراورس به چپ آرام آرام مسیر را تغییر دادیم .برای عبور از این دهلیز ها ،توجه به ریزش بهمن احتمالی واستفاده ازگرامپون واستفاده از حمایت، ا امی بود. عبور از آنها وقت و انرژی زیادی را از ما گرفت.سگ با وفای همراه ما، چند بار در این دهلیز ها پا پس کشید و عقب گرد کرد و رفت اما دوباره بعد از دقایقی سرو کله اش پیدا می شد.و با مشقت تمام پشت ما می آمد.واین فقط برای مقداری غذا بود که به این سگ داده بودیم.سگی چنین وفا دار ندیده بودم.درنهایت به گرده ای رسیدیم که با صعود آن به قله شمالی شاهان کوه (3950 متر) می رسیدیم.در ساعت 14:40 به قله شمالی شاهان کوه رسیدیم.سگ با وفایی که ازابتدای مسیرهمراه ما بود نیز به قله رسید دستهایش در حال یخ زدن بود اما با وفاداری مثال زدنی با لا ه به قله رسید.ازآنجا با بررسی قله اصلی متوجه شدیم با ادامه مسیربرای صعود قله اصلی- با توجه به یخزدگی ودیواره ای بودن مسیر-نیاز به ابزار فنی می باشد.پس ریسک نکردیم و از آنجا تصمیم به فرود گرفتیم.همزمان بوران شدیدی شروع شد و برای لحظاتی زمین گیر شدیم.خوشبختانه از شدت بوران کاسته شد و ما با سرعت بیشتری پایین رفتیم.در نهایت در ساعت 18:00 با رسیدن به محل کمپ برنامه ای بسیار مهیج وسخت به پایان رسید.

با نگارش گزارش برنامه هایم علاوه بر ثبت خاطرات و بیان نکات مثبت آنها قصد دارم که کاستی ها ونقاط ضعف آنها را نیزبیان کنم تا برای خودم و دیگران آموزنده باشد و از بروز مشکلات و خطرات احتمالی آینده جلوگیری شود:

- در برنامه هایی که بصورت ا پد یشن اجرا می شود همراه داشتن وسایل کامل فنی ضروری است.

- در برنامه های زمستانه ی ا پ ن همراه داشتن کرامپون- کلنگ یا تبر یخ- پیچ یخ- طناب انفرادی-دستکش اضافه- یک کیسه بیواک- کت پر سبک ا امی است.

- شب قبل از برنامه می بایست کرامپون برای کفشی که در برنامه استفاده می شود تنظیم شود.چون در حین برنامه این امر میسرنخواهد بود.این مشکل برای یکی از نفرات پیش آمد و درس بزرگی برای برنامه های آتی ما شد.

- همچنین یکی از نفرات کلنگ یا تبر یخ به همراه نداشت واین امر ریسکی بزرگ بود اگر در دهلیز ها سر می خورد وسیله ای برای توقف نداشت.(البته با طناب در حمایت نفر دوم بود و این امر ریسک را به حداقل رسانده بود)

- یکی ازما کرامپون به همراه نداشت وبجای آن از یخ شکن استفاده کرد بنابراین در دهلیزهای یخی دچار مشکل شد.

افراد شرکت کننده:

مهران حیدرخانی- کلهر

نکات برنامه:

زمان لازم از تهران تا روستای سرداب (فریدونشهر): 7 ساعت

ارتفاع مبداء صعود :2520 متر

ارتفاع قله :4038 متر

زمان طی شده برای صعود 7:00 ساعت

زمان طی شده برای فرود 3 ساعت

مسافت پیموده شده(رفت و برگشت)=16 کیلومتر

مسیر سبز رنگ طی شد.مسیر آبی رنگ مسیر تابستانه می باشد.

ابتدای مسیر صعود

سگی که تا قله همراه ما بود.شجاعت و وفاداری این سگ آموزنده بود.

قله شاهان کوه

کوه های زرد کوه بختیاری

عبور از دهلیز های یخ زده با شیب 70 درجه که مجبور به استفاده از کرامپون و حمایت شدیم.

مهران حیدر خانی بر فراز قله

کلهر بر فراز قله



مشاهده متن کامل ...
۱۰ واقعیت درباره قله «اورست»
درخواست حذف اطلاعات

۱۰ واقعیت درباره قله «اورست» که احتمالاً از آنها خبر ندارید!

«قله اورست بلند ترین قله جهان است» ... خب همه این را می دانیم! ... اما آیا همه چیز درباره ی این قله به همین یک جمله ختم می شود؟! ... حتماً چیزهایی هست که درباره این قله نمی دانیم ... پس بخوانید از ۱۰ واقعیت درباره قله «اورست»:

۱ . عنکبوت های پرشی اورست!

everest01حتی در کوهستان که به قصد کشیدن یک نفس راحت «ا یژن خالص» رفته ایم، از شر ات در امان نیستیم. «اوفریس اومنی ستس»، معروف به عنکبوت پرشی هیمالیا، که در گوشه سنگ ها و درز ص ه های اورست زندگی می کند، یکی از معدود مخلوقاتی است که در این حد از ارتفاعات زندگی می کند.این عنکبوت قادر به خوردن همه اتی که قادر به پرواز در آن مناطق هستند می باشد. کوهنوردان اوفریس را در ارتفاع ۶۷۰۰ متری اورست پیدا کرده اند و به همین دلیل می توان گفت که غیر از چند مورد ویژه از پرندگان، اوفریس تنها موجود زنده ای است که در این ارتفاع از سطح زمین زندگی می کند. البته در سال ۱۹۲۴، یک گروه کوهنوردی بریتانیایی نوعی ملخ در اورست کشف د که در حال حاضر نمونه آن در موزه تاریخ طبیعی بریتانیا نگهداری می شود.

۲ . بیست ویک بار فتح اورست

everest02«اپا ش ا»، کوهنورد نپالی، تاکنون ۲۱ بار بام جهان را فتح کرده است. وی اولین بار در ماه می ۱۹۹۰ پس از سه صعود ناموفق برای اولین بار قله اورست را فتح کرد. وی که برای کشف رازهای پنهان اورست، پس از اولین صعود، هرسال صعود را تکرار کرده و تا سال ۲۰۱۱ تعداد صعود خود را به ۲۱ بار رسانده، با مشاهده وضعیت قله و تغییر آن طی این سال ها، به شدت از عواقب گرم شدن زمین ابراز نگرانی کرده است. اپا آب شدن برف های روی قله را باعث سخت تر شدن صعود دانسته و اظهار می کند که با همین آب شدن ها، محل زندگی افراد ن در دامنه قله، که خود نیز جزو آنها است، غرق در سیل خواهد شد. ۴ صعود آ اپا ش ا همراه با تعدادی آزمایش بر روی قله اورست بود.

۳ . مرتفع ترین نزاع تاریخ

everest03فتح اورست آنطور که به نظر می آید رمانتیک نیست. بر اساس آمار ارائه شده از صنعت گرشگری در هیمالیا، تعداد صعود کنندگان هرسال روبه افزایش است. در سال ۱۹۸۳ تعداد انی که قله اورست را تا آن زمان فتح کرده بودند به ۸ نفر می رسید، اما در سال ۲۰۱۲، تنها در یک روز ۲۳۴ نفر به این قله صعود د. پس خیلی دور از ذهن نیست که در چنین وضعیتی بین صعود کنندگان مشاجره و یا حتی نزاع صورت گیرد. در سال ۲۰۱۳ ، کوهنوردانی با نام های یولی استک، سیمون مورو و جاناتان گریفیث قصد صعود به اورست را داشتند که در میانه راه، بومیان هیمالیایی که جزو راهنمایان صعود کنندگان هستند، به دلیل خطرات احتمالی از صعود بیشتر آنها ممانعت به عمل می آورند. این سه کوهنورد با راهنمایان صعود درگیر می شوند که البته نهایتاً به دلیل همکاری سایر اعضای صعود کننده با بومیان هیمالیایی، به کمپ اصلی بازمی گردند. اما جالب اینجاست که در کمپ اصلی با نیروهای نظامی نپالی مواجه می شوند و به همین دلیل مجبور به دادن تعهد به عدم تکرار کار خود می دهند.

۴ . قدمت ۴۵۰ میلیون ساله

everest04اگرچه رشته کوه هیمالیا ۶۰ میلیون سال پیش شکل گرفته است، اما تاریخ آن قدمتی بیش از این دارد. ۴۵۰ میلیون سال قبل و زمانی که سنگ آ ، قسمتی از لایه های رسوبی بوده است، اورست در زیر آب قرار داشته است. به مرور زمان، سنگ ها به هم نزدیک شده و رشدی معادل سالیانه ۱۱ سانتیمتر را تجربه می کنند. امروز، شما می توانید فسیل هایی مربوط به موجودات دریایی را در قله اورست پیدا کنید. در سال ۱۹۲۴، نوئل اودل با کشف نخستین فسیل های موجودات دریایی در اورست، این مسئله را کشف کرد. اولین نمونه سنگ های بام دنیا را نیز برای اولین بار یک گروه سوییسی در سال ۱۹۵۶ با خود به همراه آوردند.

۵ . بالا ه ارتفاع اورست چند متر است؟

everest05ارتفاع دقیق قله اورست چند متر است؟ این بستگی دارد که شما در چه کشوری زندگی می کنید. چین ارتفاع اورست را ۸۸۴۴ متر عنوان می کند، درحالی که نپال مدعی است که ارتفاع اورست ۸۸۴۸ متر است. دلیل ارتفاع کمتر در منابع چین این است که معیار آنها برای ارتفاع قله، تنها سنگ بوده و مقدار یخ روی قله را جزو ارتفاع محاسبه نمی کنند. با این حال مجامع بین المللی، برف روی قله را نیز جزو ارتفاع آن محاسبه می کنند. در سال ۲۰۱۰ نیز، چین و نپال به این توافق رسیدند که ارتفاع اورست را همان ۸۸۴۸ متر در نظر بگیرند.

۶ . «اورست»: «زندگی الهه مادر» !

everest06مرتفع ترین قله دنیا در دنیا اورست خوانده می شود ، اما تبتی ها به این قله «قومولانگما» می گویند. این نام به معنی «زندگی الهه مادر» می باشد. اما اورست فقط این دو نام را ندارد. به طور مثال، در نپال «ساگارماتا» به معنی «پیشانی آسمان» نام دارد که این نام پارک ملی نپال است که اورست در آن واقع شده. اما «اورست» نام خود را از اولین کاشف خود که مردی بریتانیایی به نام «جرج اورست» بود گرفته است.

۷ . دربست اورست!

everest07صعود به اورست چیزی حدود چندهزار دلار آب می خورد، اما هر روز به تعداد انی که قصد فتح اورست را دارند افزوده می شود. در سال ۲۰۱۲، رالف دایموویتس، کوهنورد آلمانی، ع ی را منتشر کرد که در آن صف افراد درحال صعود به اورست را نشان می داد. البته این صف عریض و الطویلی که رالف آن را به تصویر کشیده بود، به دلیل اوضاع نامساعد جوی از فتح قله بازماند. ۱۹ می ۲۰۱۲ روزی بود که افراد صعود کننده به قله باید در صفی ۲ ساعته به انتظار می نشستند. در این روز بیش از ۲۳۴ نفر خواهان صعود به قله بودند. البته ناگفته نماند که از این افراد صعود کننده، ۴ نفر به دلیل عدم احتیاط در گذرگاه های صعب العبور، جان خود را از دست دادند.

۸ . اورست کوهی از زباله ها!

everest08حتماً ع های فراوانی از اورست دیده اید که زیبایی و شکوه آن را از زوایای مختلف به نمایش گذاشته اند. اما روی دیگر این زیبایی و شکوه جایی است که کوهنوردان زباله های خود را در کوه رها کرده اند. بر اساس یک آمار تقریبی، حدود ۵۰ تن زباله رها شده در اورست وجود دارد که هر روز و با صعودهای جدید بر حجم آن افزوده می شود. در دامنه اورست حجم عظیمی از کپسول های ا یژن و تجهیزات کوهنوردی وجود دارد که صعود کنندگان آنها را در کوه رها کرده اند. از سوی دیگر، اورست مملو از جنازه صعودکنندگان ناکام است که به دلیل صعب العبور بودن آن مناطق، امکان انتقال این اجساد وجود ندارد. حتی در میان این اجساد، جنازه افرادی که به عنوان راهنمای گروه بوده اند نیز مشاهده می شود.
البته از سال ۲۰۱۴ ت نپال قوانینی درباره صعود به اورست وضع کرده که طی آن افراد صعود کننده، هنگام بازگشت باید حداقل ۸ کیلوگرم زباله را با خود به پایین قله بیاورند.

۹ . اورست هنوز رشد می کند!

everest09ممکن است اندازه گیری صورت گرفته توسط نپال و چین معیار درستی برای ارتفاع اورست نباشد. در سال ۱۹۹۴ محققان دریافتند که اورست به طور متوسط سالیانه ۴ میلیمتر رشد می کند. همانطور که صفحه های زمین همچنان درحال حرکت هستند، اورست نیز به رشد خود ادامه می دهد. در سال ۱۹۹۹ محققان یی تجهیزاتی را بر روی اورست نصب د که امکان مشاهده این تغییرات را می داد. آنها در حال گسترش تحقیقات خود هستند تا ثابت کنند که ارتفاع قله اورست درحال حاضر ۸۸۵۰ متر است.

۱۰ . اورست بلندترین قله دنیا نیست!!

everest10«مائونا کیا» قله آتشفشان غیرفعال هاوایی، ۴۲۰۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. اما باید بدانید که ۶۰۰۰ متر از این کوه در زیر آب قرار دارد. اگر معیار اندازه گیری را کف اقیانوس قراردهیم، ارتفاع این قله حدود ۱۰۲۰۳ متر خواهد بود که حدود ۱۷۰۰ متر از اورست بلندتر است.
بد نیست بدانید که اورست، بلندترین نقطه کره زمین هم نیست. آتشفشان خاموش «چیمبورازو» در اکوادور ۶۲۶۷ متر از سطح دریا ارتفاع دارد، اما این معیار ربطی به بلندترین نقطه جهان ندارد. کره زمین در برخی از مناطق خود دارای پوسته ضخیم تری است و به همین دلیل اکوادور نسبت به نپال، فاصله بیشتری با مرکز زمین دارد. اگر از این نقطه نظر به مرتفع ترین نقطه زمین نگاه کنیم، اورست بلندترین نقطه زمین نخواهد بود.

منبع: کوه نوشت



مشاهده متن کامل ...
قله بند عیش از حصارک
درخواست حذف اطلاعات

موقعیت قله و مبدأ صعود: شمال تهران، حصارک (1700 متر)

ارتفاع قله: 2770 متر

تعدا نفرات: 3 نفر

مدت زمان صعود: 4 ساعت (با احتساب نیم ساعت تایم صبحانه)

کل زمان برنامه: 7 صبح تا 3.5 عصر

دسترسی: خ ی حصارک، خ ، انتهای خ آبرسانی

مسرهای صعود به قله بند عیش:

قله بند عیش را از جهبه های مختلف می توان صعود کرد:

از شمال و شمال شرق (از سمت زاده داود)، از غرب: ده سولقان

و از جبهه جنوبی که در واقع مسیر اصلی صعود به این قله است.

جبهه جنوبی:

1- دره حصارک (از دو مسیر*)

2- دره دوچناران (بالای شهران، پارک کوهسار)

* از محله حصارک دو مسیر برای صعود به قله بند عیش وجود دارد:

مسیر اول: مسیر بالای دره. این مسیر، مسیر اصلی صعود به قله بند عیش است. از انتهای خیابان آبرسانی شروع شده و با گذر از کنار مجتمع های ورزشی، از بالای دره حصارک (از سمت راست دره) گذر کرده تا در نهایت پس از حدود یک ساعت به کف دره حصارک می رسد. (در گوگل مپ این مسیر با عنوان "شیر خشتی" مشخص شده است).

دسترسی: بلوار سیمون بولیوار، خ ی حصارک، خ ، خ آبرسانی

مسیر دوم: مسیر داخل دره. این مسیر در واقع بسیار زیبا اما کمی طولانی تر است، به این صورت که از همان ابتدا باید با گذر از کنار کافه ها (خ صحرا) وارد دره حصارک شده و از داخل دره و کنار رودخانه مسیر دره را ادامه دهید.

دسترسی: بلوار سیمون بولیوار، بعد از میدان ، فرعی دوم به داخل حصارک، خ کشاورز، خ صحرا

هر دوی این مسیر ها پس از حدود یک تا یک و نیم ساعت به هم می رسند و در امتداد دره حصارک (دره "حال کنگر" در نقشه ها) به سمت قله ادامه می یابند.

(به نقشه ضمیمه گزارش رجوع کنید)

+ مسیر برنامه ما در واقع همان مسیر اول یعنی از بالای دره بود.

--------------------------------------------------------------------

راهنمای مسیر:

فکر کنم تنها نکته مبهم مسیر قله بند عیش، یکی نحوه دسترسی و ورود به مسیر باشد و دیگری، جایی که باید از کف دره جدا شده و به روی یال (گردنه) تراورس کرد. پس مختصر و مفید میگم تا این دو نکته مبهم برای دوستانی که اولین بار قصد صعود به این قله را دارند مفید باشد.

اول، دسترسی به خ آبرسانی: دسترسی به خ آبرسانی و محل پارک خودرو فکر کنم با دقت در نقشه ضمیمه به خوبی قابل فهم باشد.

دوم، جایی که باید از دره جدا شده و به سمت گردنه ارتفاع بگیرید: پس از حدود 1.5 تا 2 ساعت در دره حصارک، به نقطه تقریبا بازی می رسید که چند درخت کهنسال (بعضا افتاده و خمیده) نشانه آن است. چشمه آبی نیز در سمت چپ رودخانه قرار دارد. اینجا مکان مناسبی برای اتراق و کمپینگ است. (تصویر ضمیمه) چند دقیقه بالاتر از این مکان، شما دو مسیر مهم و اصلی برای صعود به قله پیش رو خواهید داشت:

مسیر اول که مسیر اصلی و مناسب ترین مسیر صعود است: باید به سمت چپ کشیده با تراورس از کنار یال خود را رفته رفته به بالای یال و گردنه و سپس مستقیم (با یک شیب تند) به قله برسانید. در این مسیر، قبل از قله بخشی از مسیر سنگی است که مشکل خاصی برای عبور از آن نیست. تمام مسیر از داخل سنگها تقریبا مشخص و سنگ چین شده است.

مسیر دوم: باید از یال مقابل (سمت راست دره) مسیر پاکوب را ادامه داده و مستقیم خود را به بالای خط الراس برسانید. سپس با گردش به چپ به سمت قله حرکت کنید.

+ قبل از اینکه از یکی از این دو مسیر به سمت قله حرکت کنید، قله و مسیر منتهی به آن به خوبی مشخص است. قله در واقع بلند ترین نقطه بر روی گرده سنگی است که در سمت مقابل-چپ خود می بینید.

+ برای مسیر فرود پیشنهاد می شود که از روی قله حدود 15-20 دقیقه (خط الراسی) به سمت شرق حرکت کرده و سپس به سمت دره سرازیر شوید. این مسیر برای فرود هم آسانتر خواهد بود و هم جذ ت بیشتری دارد.

 

چشمه های مسیر:

1- چشمه جنب آبشار. این چشمه امسال خشکیده و اثری از آن نبود!!

2- چشمه محل کمپینگ (توضیح بالا). این چشمه در تمام فصول آب داشته و مهمترین چشمه این مسیر است.

3- کمی بالاتر از محل کمپینگ، در سمت راست، چند چشمه فصلی قرار داشت که آب خوبی هم از آنها می جوشید. این چشمه ها قطعا فصلی هستند. چون سالهای قبل داد ماه که اینجا بودم از این چشمه ها خبری نبود.

 

آنتن دهی مسیر:

تا جایی که از صعودهایم به این منطقه به خاطر دارم، کمی بعد از مجموعه های ورزشی که در مسیر دره حرکت میکنیم، آنتن موبایل رفته و باقی مسیر بی آنتن است.

 

بهترین فصلها برای صعود به قله بند عیش:

بهار و زمستان قطعا بهترین زمان برای صعود به قله بند عیش هست. تابستان و پاییز اصلا فصل مناسبی برای بازدید از دره حصارک و صعود به قله بند عیش نیست. چون رودخانه حصارک از اواسط داد ماه تقریبا خشک و یا بسیار کم آب است!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام به همه دوستان،،،،،،،،،اول بگم جای همتون خالی،،،،یه روزفوق العاده زیبا با هوای بهاری تو دل زمستون،،،،،،برنامه راس ساعت ۶ روبروی فرهنگسرا جا موندن آقا جعفر به دلیل خواب موندن  آغاز شد ،قرار بود این هفته بریم داراباد که با توجه به آلودگی هوا تصمیم بر این شد به سمت غرب تهران بریم …….با  وارد شدن به منطقه شهران معلوم شد قله بند عیش انتظارمونو میکشه،،،،ساعت ….از ماشین پیاده شدیمو با آماده شدن بچه ها در ابتدا پارک جنگلی کوهسار  برنامه آغاز شد ،.  خدارو شکر این جا هوا کمی خوب بود با گذشتن از مخازن نفتی بزرگ کم کم شروع به قدم گذاشتن تو سر بالایی کردیم ..امروز مسیر بیشتر از همیشه شلوغ بود فکر کنم به خاطر آلودگی هوا همه پناه آوردن به مسیر های غرب،،،،،، گروه های زیادی  تو طول مسیر بودن که حاجی هم ماشالا با هر کدوم گرم میگرفت و بعضا موقع ها هم ساز وآواز دسته جمعی…..مسیر زیبایی بود .سمت راست ما قله شاه نشین و سمت چپ ما کله قندی وقله واریش وپهن حصار هم در دور دست دیده میشد ،،وقتی حاجی میگه هیزم جمع کنیم خیلی حس خوبی داره …یعنی آماده بشین برای استراحت …بالا ه ساعت…  در پناه دیواره ای برای صرف صبحانه توقف کردیم،،،،،بعد از نیم ساعت دوباره آماده شدیم برای بخش  اصلی برنامه…مسیر رو دوباره آغاز کردیم قله زیبای  بند عیش در مقابل و دهستان کن سولقان و کشار در پایین دست دیده میشد ،،،،،کم کم شیب تند مسیر آغاز شد وهمه رو به نفس نفس زدن انداخته بود جز حاجی لیدر ما که خدا ی یه دو نست……. با پشت سر گذاشتن این شیب  ،شروع به تراورس کردیم تا از مسر مناسب قسمت ص ه ای بالای قله رو  طی کنیم و بالا ه ساعت بالای قله ایسادیم و واقعا حس زیباییست  وقتی قله ای فتح میشه،،،،گروه دماشوند هم بالای قله بودن که حس   بازار احوال پرسی داغ بود..به دلیل وزش باد چند دقیقه ای بیشتر توقف نکردیم ،،،،،این دفعه مسیر رو در امتداد یال شرقی   بند عیش ادامه دادیم ،،،،،این دفعه مسیر برفی بود  ،،،خدا روشکر اینجا میتونیم یه ذره برف ببینیم ….قرار بود به سمت فرحزاد بریم که با تشخیص حاجی به سمت دره حصارک فرود اومدیم ،،،،،چند دقیقه شن اسکی کردیم تا به پناهگاهی که برای چوپان ها ست رسیدیم و در کنار چشمه ای و در یک هوای فوق العاده  بساط ناهار  پهن شد  ..جمعیت زیادی اینجا نشسته بودند که هر از چند گاهی یکیشون حاجی رو میشناخت و احوالپرسی و این جور داستانا…..، یه توصیه مهم در اینجا لازمه که گفته بشه ..آقا با خودت چایی بیار آخه چند بار بگم .……تقریبا یه ساعتی به استراحت پرداختیم  و این دفعه وارد دره حصارک شدیم ،،،،،،دره ای زیبا که هر کی بره عاشقش میشه …از کنار باغ های گردو عبور کردیم  ،،از کنار چشمه هعای زیبا  عبور کردیم ،،،،از کنار ص ه های زیبا عبور کردیم.از کنار آبشار های زیبا عبور کردیم ولی نمیشه از این آفرینش زیبای خداوند به همین سادگی گذشت،،،،،به قول حاجی این جور جاها قسمت هر ی نمیشه ،،،،،خدارو شکر که مارو تو طبیعتش راه داده و  لذت بهترین فرش دنیا رو به ماچشونده ،،،،،،،،،،خلاصه تو این مسیر زیبا بازار ع یادگاری داغ داغ بودو حاجی هم که  هر از چند گاهی نکاتی رو در مورد طبیعت یادآوری میکرد که غبار  غفلت رو  که دل وذهن ما نقش بسته حس   ت میداد،،،،در بین راه حاجی پاش در رفت که ماشالا همونجا خودش جا انداخت ،،اینجاست که تجربه میتونه جون آدم رو نجات بده ،،حالا اینجا ما همه بودیم ومحیط  دارای جوی خوب بود اما تو شرایط بد همیشه این اطلاعات پزشکی میتونه  واقعا جون ادم رو نجات بده.در ضمن شماره امداد کوهستان ۱۱۲ هستش که همیشه یادتون باشه،،،،،،یه تجربه دیگه از زبون حاجی ،،،هر وقت جایی گم شدی مسیر رودخونه رو به سمت پایین برین ،حتما یه آبادی اونجا هست.کم کم نشونه های زندگی شهری رخ نمایی میکرد ،،،،در آ مسیر پر بود از باغ رستوران ……با یه تغییر مسیر کوچیک در انتهای مسیر دوباره به سمت درب اصلی کوهسار  رفتیم ،،،،پیست پاراگلایدر سوارها   روبروی مخازن نفت دیده میشد و مردمیکه با ماشین اومده بودن تا هوایی عوض کنن و از این منطقه لذت ببرن غافل از اینکه نمیدونن برای لذت بردن از طبیعت اینجا باید از خواب شیرین زد وعزم  بند عیش کنن تا ببینن چه عیشی داره این  بند عیش.جواد سرخوشr.s  



مشاهده متن کامل ...
خط الراس دارآباد به توچال
درخواست حذف اطلاعات

(باز نشر شده)

گزارش پیمایش خط الراس دارآباد به توچال (و کلکچال)

تاریخ اجرا: 94.07.24
منطقه جغرافیایی: تهران
تعداد نفرات: 7 نفر
نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، علیرضا یاوری، سعید نیری، علی محمد مهدیون، یدالله طهوری و احمد محمدی (مهمان)
---------------------------------------------------------------

زمان بندی مسیر (بدون تایم صبحانه و ناهار):

گروه اول:
دارآباد تا قله دارآباد: 3 ساعت و 15 دقیقه
قله دارآباد تا پای قله ون: 4 ساعت
ون تا قله توچال: 1 ساعت و 15 دقیقه
جمع: 8 ساعت و 30 دقیقه

گروه دوم:
دارآباد تا قله دارآباد: 3 ساعت و 15 دقیقه
قله دارآباد تا پای قله ون: 4 ساعت
ون تا چشمه پیازچال: 30 دقیقه
پیازچال تا پناهگاه کلکچال: 1 ساعت
پناهگاه تا پارک جمشیدیه: 1 ساعت و 15 دقیقه
جمع: 10 ساعت
کل زمان برنامه: 13 ساعت (5:15 صبح تا 6 عصر)

گام گروه: متوسط رو به تند
--------------------------------------------------------------

طول مسیر:
از دارآباد تا قله دارآباد: 6 کیلومتر
از قله تا پای قله ون: 5.5 کیلومتر
از ون تا قله توچال: 4 کیلومتر
جمع (از دارآباد تا قله توچال): 15.5 کیلومتر
-------
از دارآباد تا پارک جمشیدیه: 19.5 کیلومتر
------------------------------------------------------------------

ارتفاع سنجی مسیر (دارآباد به کلکچال):
استارت: دارآباد 1730 متر
قله دارآباد: 3180 متر
قله سیابند: 3320 متر
گردنه لوپهنه: 3000 متر
پای قله ون (پیازچال): 3500 متر
چشمه پیازچال: 3180 متر
پناهگاه کلکچال: 2600 متر
پارک جمشیدیه: 1860 متر

------------------------------------------------------------

 

+ فایل جی پی اس مسیر (دارآباد به کلکچال) (wikiiloc)

--------------------------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

قرار بر این بود که 5 صبح از دارآباد شروع کنیم. بنابراین صبح یک ماشین را جلوی پارک جمشیدیه گزاشتیم که موقع برگشت بتوانیم با این ماشین به دارآباد برویم. ما نان را از منزل برداشته بودیم اما جالب اینکه نانوایی بربری در خیابان باهنر (حدفاصل جمشیدیه تا دارآباد) ساعت 4:45 صبح باز بوده و پخت میکرد. ساعت 5:15 دقیقه از دارآباد استارت برنامه را زدیم در حالی که هوا هنوز تاریک بود. ساعت 08:30 به جانپناه قله دارآباد رسیدیم. با تاکیدهای آقای مهدیون (که برای رسیدن به تله ایستگاه هفت عجله داشتند که تا 3.5 – 4 عصر معولا بیشتر کار نمی کند) صبحانه را سریعتر صرف کرده و ساعت 09:00 مسیر خط الراس را در پیش گرفتیم. در دو برنامه قبلی که من این خط الراس را رفته بودم، کمتر سنگ چین دیده می شد و بیشتر باید خودت مسیر را پیدا میکردی اما امسال بخش های زیادی از مسیر سنگ چین شده بود و کمک زیادی می کرد. این را هم بگویم که این سومین صعود بنده، دومین صعود آقای حبیبی و اولین صعود سایر دوستان بر روی خط الراس دارآباد بود. تا قبل از قله سیابند یک دست به سنگ کمی جدی داشتیم. ما در این نقطه از روی خط الراس حرکت کردیم اما می شد از سمت چپ سنگ ها تراورس کرد و راحت تر این بخش از مسیر را پیمود که تا حدودی پاکوب هم دارد. بعد از پیمودن این بخش و مشاهده پاکوب یادم آمد که در صعودهای قبلی ما از پایین سنگ ها حرکت کرده بودیم. در کل این دست به سنگ شدن ها خالی از لطف نیست اما کمی از زمان ما را کشت که خصوصا برای دوستانی که قصد صعود به قله توچال را داشتند مهم بود. ساعت 11:00 بر روی قله سیابند به ارتفاع 3320 متر بودیم که در واقع بلندترین قله خط الراس در حد فاصل دارآباد تا ون است. از اینجا به بعد ارتفاع کم کردیم تا به پایین ترین نقطه خط الراس یعنی گردنه لوپهنه به ارتفاع 3000 متر رسیدیم.

پس از گردنه با شیب ملایم و در یک مسیر هموار به سمت سوزنی های لارکرور حرکت کردیم که به همان سوزنی های دارآباد معروف است. هوا در این روز آفت و نیمه ابری همراه با باد ملایم و در کل عالی بود. به همین دلیل آب زیادی هم مصرف نمی کردیم. توصیه میکنم که در این فصل آب زیادی برندارید. 1.5 لیتر آب برای رسیدن به توچال و یا چشمه پیازچال کافی است به شرطی که چای و میوه هم همراه داشته باشید.

نکته مهم: شما باید طبق مسیر پاکوب و سنگ چین هایی که شده سوزنی ها را از سمت چپ صعود کرده و به نیمه های سوزنی ها که رسیدید با توجه به سنگ چین ها در یک نقطه خاصی از سمت راست کم کم ارتفاع گرفته و خود را به بالای سوزنی ها و روی خط الراس برسانید. پیدا مسیر درست و توجه به سنگ چین ها بسیار مهم است. با اینکه بنده دو بار قبل از این این مسیر را رفته بودم اما در همین بخش حساس با توجه به اینکه در جلوی گروه نبودم، نفهمیدیم که کی و کجا این نقطه حساس را رد کرده و به بن بست خوردیم که دره و پرتگاه بود! کمی به عقب برگشته و از یه نقطه ای که بنظر می رسید راه بدهد دست به سنگ شده و در هر حال به کمی تلاش و قبول ریسک خود را به روی خط الراس و پاکوب اصلی رسانیدم. این اشتباه حداقل نیم ساعت زمان ما را تلف کرد. (در زمان بندی مسیر این نیم ساعت لحاظ نشده.)

ساعت 13:15 پای قله ون بودیم در ارتفاع حدود 3500 متر. یعنی حدود 50 یا 70 متر مانده به بلندترین نقطه قله ون (پیازچال). در اینجا اگر مقصد شما پناهگاه کلکچال باشد باید از سمت چپ تراورس کرده، ارتفاع کم کرده و خود را با چشمه پیازچال برسانید و اگر قصد قله توچال را دارید باید پاکوب را از سمت راست قله ون ادامه دهید.

ما در اینجا به دو گروه تقسیم شدیم. ساعت 13:30 با دوستانمان (آقایان: نیری، مهدیون و طهوری) خداحافظی کرده و ایشان به سمت قله توچال ادامه مسیر دادند و گروه چهار نفره ما، به سمت چشمه پیازچال و کلکچال سرازیر شدیم. از روی ون به مسیر توچال که نگاه می کردیم حداقل 2.5 ساعت راه نشان می داد. ما کمی نگران بودیم که نکند دوستان به تله نرسند اما جالب اینکه دوستان، 1 ساعت و 15 دقیقه بعد یعنی ساعت 14:45 به قله توچال رسیدند و ساعت 15:15 ایستگاه هفت بوده و سوار تله شدند. تله، به گفته مسولین تا 15:45 و شاید نهایتا تا ساعت 16 کار می کرد. با توجه به ساعت های پایانی کار تله، دوستان در ایستگاه پنج حدود یک ساعت در صف ماندند!

و اما گروه دوم یعنی من و آقای حبیبی، علیرضا و محمدی که به سمت پناهگاه کلکچال حرکت کردیم. ناهارمان را در چشمه پیازچال صرف کردیم که یک ساعت زمان برد. ساعت 16:15 پناهگاه کلکچال بودیم و پس از استراحت نیم ساعته در فضای دلنیشن پناهگاه، به سمت پارک جمشیدیه حرکت کردیم. در این غروب پاییزی، سکوت دلنشینی فضا را پر کرده بود در حالی که طبعیت رنگ پاییز به خود گرفته و برگ های زرد و طلایی و قرمزِ درختان جلوه زیبایی به مسیر کلکچال بخشیده بود. فکر کنم یکی از جذ ت های قشنگی که خاصِ مسیر کلکچال هست و بعضی ها را هر هفته به این مسیر می کشاند همین درختانی هستند که چتر خود را بر روی مسیر گسترانیده اند و جلوه زیبایی را در فصول مختلف سال از جمله بهار و پاییز به این مسیر می بخشند.

ساعت 18 به پارک جمشیدیه رسیدیم در حالی که هوا کاملا تاریک شده بود و پایان برنامه.

 

نکات برنامه:

1-       اگر 5 صبح از دارآباد استارت بزنید، به شرطی که گام حرکتتان کند نباشد، صبحانه را سریع تر صرف کنید و مسیر را بدون اشتباه  طی کنید، می توانید بدون نگرانی تا قبل از ساعت 16 که پایان کار تله است به تله برسید.

2-       در مورد خط الراس دارآباد و سختی آن غلو زیاد می کنند! اینکه فنی هست، دست به سنگ آنچنانی دارد، طناب و حمایت نیاز دارد و ... . شاید دوستانی که این نظر و عقیده را دارند از مسیر نرمال صعود نکرده باشند وگرنه اگر از مسیر درست و نرمال صعود کنید هیچ مشکل خاصی ندارد.

3-       توصیه می شود که برای صعود اول یک فرد که قبلا این مسیر را رفته همراه شما باشد اما در غیر این صورت هم اگر کمی هشیار باشید و یک فرد با تجربه در گروه باشد می توانید مسیر را طی کیند. منتها ممکن است که در برخی نقاط بخاطرعدم تشخیص مسیر درست، کمی با مشکل مواجه شده و به زحمت بیفتید. جی پی اس هم با توجه به سنگی بودن مسیر کمک چندانی نمی کند ولی در هر حال بود آن بهتر از نبودش هست چرا که می شود یک جاهایی از آن کمک گرفت خصوصا اگر مسیری را اشتباه رفته باشید.

--------------------------------------------------------------------

گزارش های مرتبط در همین وبلاگ:

خط الراس دارآباد به کلکچال (پارک جمشیدیه)، مردادماه 1391

--------------------------------------------------------------------

(تصاویر بیشتر در ادامه مطلب)

=================================

 

علیرضا و مهمان عزیزمان آقای احمدی محمدی. قله دارآباد.

در پشت سر خط الراسی که باید طی شود دیده می شود:

 

 

 

 

 

قله سیابند:

 

 

 

 

 

 

گروه اول بر روی قله توچال:

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

ادامه تصاویر (گروه دوم به سمت کلکچال):

 

 

 

 

 

 

پایان



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.