پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 گفتمان راهور
کتاب تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف pdf
درخواست حذف اطلاعات

کتاب تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف pdf

به مدت سه روز رایگان - کیفیت فوق العاده


جهت دریافت فایل کلیک کنید






ta: کتابهای تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف. 2016-12-29. metaphor and discourse. 2016-12-29. metaphor and political discourse.
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف - رایگان

feb 12, 2017 - کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار) با پرداخت
فروشگاه تراب کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف

کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف. فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار). با پرداخت 4500 تومان فایل
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف | جستجو

کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته
کتاب تحلیل انتقادی گفتمان نوشته نورمن فرکلاف - رزبلاگ

jan 25, 2017 - 1 . کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف. فاطمه شایسته پیران (
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن - رایگان - ایمگ

feb 16, 2017 - کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار) با پرداخت
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف - فهرست

2 days ago - کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار) با پرداخت
تحلیل انتقادی گفتمان - ویستا

در این کتاب, مجموعه مقالاتی از نورمن فرکلاف ( 1941ـ) طی سه بخش فراهم شده است .بخش اول ناظر بر مطالب نظری درباره گفتمان و به ویژه تحلیل انتقادی گفتمان و بخش
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف

jan 1, 1970 - کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار) با پرداخت
آدینه بوک: تحلیل انتقادی گفتمان ~نورمن فرکلاف، فاطمه شایسته پیران

تحلیل انتقادی گفتمان ~نورمن فرکلاف، فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد مهران مهاجر (ویراستار) - 978-964-6757-65-3 - بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب در
کتاب درآمدی بر تحلیل انتقادی گفتمان روایی - فیدیبو

apr 3, 2016 - درآمدی بر تحلیل انتقادی گفتمان روایی اثر حسین صافی پیرلوجه را در فیدیبو کنید کتاب الکترونیک و مطالعه کتاب و مجله در موبایل
آلامتو فایل 2 - کتاب , تحلیل انتقادی گفتمان , نورمن فرکلاف

posts tagged with کتاب , تحلیل انتقادی گفتمان , نورمن فرکلاف , نظریه گفتمان , گفتمان انتقادی , روش تحلیل گفتمان ، آلامتو فایل
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف با موضوع

dec 18, 2015 - برای مستقیم فایل شماره 512472 اینجا کلیک کنید. فایل کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف که برای شما
کتاب قدرتِ گفتمان و نگاه فوکو به آن - کتابناک

apr 14, 2011 - برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید. ممنون لطفا کتاب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را هم در
[pdf]زبانشناسی انتقادی در قالب تحلیل گفتمان انتقادی - فصلنامه نقد کتاب

ﺘﺎب ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺮا و ﺻﻮرت ﺮا، ﺗﺤﻠﻞ ﻔﺘﻤﺎن و. ﺗﺤﻠﻞ ﻣﺘﻦ در زﺑﺎن ﺷﻨﺎﺳ ﻣ ﺮدازد و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺎﺳﺘ ﻫﺎی روﺮدﻫﺎی ﻣﺬﻮر در ﺗﺠﺰﻪ و. ﺗﺤﻠﻞ ﻣﺘﻦ، روﺮد ﺟﺪﺪ ﺗﺤﻠﻞ ﻔﺘﻤﺎن اﻧﺘﻘﺎدی را
زبان شناسی همگانی - تحلیل گفتمان انتقادی

زبان شناسی همگانی - تحلیل گفتمان انتقادی - کتاب های زبان و زبانشناسی · آزمون های سال های گذشته (ارشد و ی) تحلیل گفتمان - مقاله علمی پژوهشی. امروز مقاله ای را براتون آماده در مورد "تحلیل گفتمان". این مقاله را دوست عزیزم
تحلیل گفتمان چیست؟ - مترجم آنلاین - ترجمه، ادبیات، آموزش و یادگیری

jun 4, 2012 - توصیف ، تفسیر و تبیین در تحلیل گفتمان . این متفکران که تحلیل گفتمان را بیشتر در قالب تحلیل انتقادی گفتمان (critical . 2- بهرامپور، شعبانعلی "درآمدی بر تحلیل گفتمان " کتاب مجموعه مقالات گفتمان و تحلیل
کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف - فایل دانش
filedanesh.ir/ -کتاب-تحلیل-انتقادی-گفتمان-نو/

aug 3, 2016 - کتاب «تحلیل انتقادی گفتمان» نوشته نورمن فرکلاف فاطمه شایسته پیران (مترجم)، محمد نبوی (ویراستار)، مهران مهاجر (ویراستار) با پرداخت
آشنایی مقدماتی با گفتمان، تحلیل گفتمان و تحلیل انتقادی گفتمان

گفتمان گفتمان (discourse) ازجمله مفاهیم مهم و کلیدی است که در شکل دادن به تفکر آشنایی مقدماتی با گفتمان، تحلیل گفتمان و تحلیل انتقادی گفتمان .. بهرامپور، شعبانعلی( 1378 )؛" درآمدی بر تحلیل گفتمان " ، کتاب مجموعه مقالات گفتمان و
کتاب تاریخ تحلیلی انتقادی ایران - تاریخ فا

mar 24, 2015 - مجموعه کتاب های تاریخ نگارنده: حامد محمدپور درود بر کاربران گرامی سایت تاریخ فا، فهرست زیر مجموعه ای از کتاب های ارزشمند و کمیاب



مشاهده متن کامل ...
در باب گفتمان و رابطه اش با قدرت :: استوارت هال :: مترجم: خالد خسرو
درخواست حذف اطلاعات

گفتمان در معنای عام زبانی خود عبارت از مجموعه ای از گفتار و یا نوشتار، سخنرانی و یا موعظۀ منظم و معقول است. اما این اصطلاح کاربرد تخصصی دارد(مراجعه شود به لغتنامۀ جامعه شناسی پنگوین: دسکورس). از این منظر، گفتمان عبارت از دسته ای از بیاناتی است که زبان مناسب گفتار- و مثلاً نحوۀ خاص وانمودن- در باب نوع خاصی از دانش در مورد موضوع مشخصی را در اختیار گوینده قرار می دهد. زمانی که در باب موضوعی سخنی در چارچوب گفتمان خاصی بیان شد، این گفتمان امکان ساختن و شکل دادن مشخص به موضوع را تسهیل می نماید. همچنان موضوع در درون گفتمان امکان بازنمایی متفاوت را نیز از دست می دهد.

 

گفتمان متشکل از یک نوع گفتار نیست، بلکه چندین گفتار در هماهنگی با هم «صورت بندی گفتمانی»، به تعبییر میشل فوکو، نظریه پرداز اجتماعی فرانسوی(۱۹۲۶- ۱۹۸۴ میلادی)، را می سازند(مراجعه شود به فرهنگ جامعۀ شناسی پنگوین). این گفتارها با یک دیگر همخوانی دارند، چون یک گفتار منع کنندۀ روابط درونی با دیگر گفتارها نیز است: «آنان به موضوع مشابهی اشاره دارند، دارای سبک مشابهی اند و از یک استراتژی… و شیوه انحراف و نهادی مشابه حمایت می کند.»( کزن و حسین، ۱۹۸۴، صص ۸۴-۸۵)

نکتۀ مهم در باب گفتمان این است که مبتنی بر تمایز و دوگانگی میان شه و رفتار، زبان و عمل نیست. گفتمان عبارت از تولید دانش از طریق زبان است. اما خود گفتمان از طریق عمل زاده می شود: «عمل گفتمانی»- یا عمل تولید معنا. از آن جایی که تمام رفتارهای اجتماعی حامل معنا اند، پس تمام این رفتارها از یک بُعد گفتمانی برخوردار اند. به عنوان مثال، بر اساس استدلال فوکویی می توان گفت که گفتمان غرب در بارۀ دیگران دارای پیامد های معین عملی است که نمونه های آن را می توان در نحوۀ رفتار کشور های غربی با سایر ملل دید.

برای فهم کامل تیوری فوکویی گفتمان، باید نکات زیر را در نظر داشت:

۱- گفتمان می تواند که توسط بسیاری از افراد در نهاد های مختلف(مانند خانواده، زندان، شفاخانه، پناهگاه) تولید شود. نظم گفتمان منوط به یک جایگاه و یا یک فرد سخنور و یا «سوژه» نیست. با این حال، هر گفتمانی به ساخت بیاناتی کمک می کند که هر یک به تنهایی خود قابل فهم است. هر ی از گفتمانی بهره می برد، باید خود را نیز به عنوان سوژهٔ آن نیز بپذیرد. مثلاً، شاید ما اعتقادی به برتری ذاتی غرب نداشته باشیم اما اگر ما گفتمان {اروپا محور} «غرب و پیرامون» را بپذیریم به طور طبیعی بخشی از گفتمانی میشویم که به برتری ذاتی تمدن غربی باور دارد. به بیان فوکو، «توصیف گفتاری ا اماً شامل تحلیل روابط نویسنده و آنچه می گوید نیست، اما در تعیین موضعی که فرد در یک درون یک گفتمان می گیرد یا بایستی بگیرد، و یا اگر در واقع سوژهٔ آن باشد، {این تحلیل لازم است}.» (فوکو، ۱۹۷۲، صص ۹۵-۹۶)

۲- گفتمان ها عبارت از نظام های بستهٔ معنایی نیستند. میان گفتمان ها رابطه وجود دارد، و در یک شبکهٔ معنایی به یک دیگر متصل اند. از این رو، گفتمان «اروپا» به گفتمان باستانی «{غرب} ی» متکی است، عناصر معنایی خود را{در تناسب با گفتمان های پیشین} اصلاح و ترجمه می کند. نشانه های گفتمان های گذشته را می توان در گفتمان های متا در باب مفهوم «غرب» دید.

۳- گفتارها در درون صورت بندی گفتمانی بایستی دارای وجوه مشترک، با روابط منظم و نظامند، نه اتفاقی و پراگنده، باشند. فوکو به این «سیستم سیال»(system of dispersion) می گوید: «هنگامی که ی{رابطه میان} تعدادی از گفتارها را توصیف کند، مثلا به آن سیستم سیال بگوید… هنگامی که ی قاعده را تعریف کند، در آن صورت ما با صورت بندی گفتمانی مواجه هستیم.»(فوکو، ۱۹۷۲، ص ۳۸).

گفتمان و ایدیولوژی

گفتمان مشابه چیزی است که جامعه شناسان به آن ایدیولوژی می گویند: مجموعه ای از گفتارها و یا عقاید که دانشی را تولید می کند و در خدمت منافع یک گروه یا طبقهٔ خاصی است. پرسش این جاست که چرا به جای گفتمان از ایدیولوژی استفاده نمی کنیم؟

همان طوری که فوکو می گوید، یکی از دلایل آن این است که ایدیولوژی بر تمایز میان گفتار حقیقی در باب جهان( حقایق علمی) و گفتار باطل(حقایق ایدیولوژیک) تاکید دارد، و بر این اساس واقعیت های { علمی} ما را کمک می کند تا میان گفتارهای های حقیقی و باطل یکی را انتخاب کنیم. اما در مقابل فوکو استدلال می ورزد که گفتارها در باب جهان اجتماعی، و اخلاقی را به ندرت می شود به دو دستهٔ حقیقی و باطل تقسیم کرد. همچنان، «حقایق» به سختی می توانند که ما را در تشخیض حق و باطل کمک کنند. چون، قسماً چیزی به نام حقایق به شیوه های مختلف ساخته و پرداخته شده می تواند. ما از همان زبانی که برای توصیف واقعیت ها و حقایق بهره می گیریم، بالای نحوهٔ عملکرد ما تاثیر می گذارد و بر اساس آن تصمیم می گیریم که چه چیزی را واقعی و چه چیزی را خطا بنامیم.

مثلاً، فلسطینی ها برای بازپس گیری زمین های شان در کرانۀ باختری با نیروهای اسراییلی می جنگند که برخی آنها را «مبارزان راه » و برخی دیگر آنها را «تروریست» می خوانند. واقعیت این است که آنها می جنگند. اما معنای این جنگیدن چیست؟ واقعیت به خودی خود در اینجا نقش تعیین کننده ندارد. همین زبانی که استفاده می کنیم- مبارزان راه /تروریست ها- خود بخشی از مشکل اند. برعلاوه، حتا اگر گفتار و توصیفی به نظر ما غلط است، برخی دیگر آن را درست ساخته می توانند. چون با اعتقاد به راستی گفتار خود دست به عمل می زنند و رفتار شان دارای پیامد های مشخص است. اگر ی فلسطینی ها را تروریست بخواند و یا مبارزان راه ، بر اساس همین آگاهی و «دانش» رفتار می کند. اگر ما به تروریست بودن آنها اعتقاد داشته باشیم پس با آنها به عنوان تروریست برخورد کرده، و نحوۀ رفتار با آنها تابع این طرز آگاهی و دانش مان است. همان طوری که در اینجا می بینیم، زبان(گفتمان) در عمل تاثیرات واقعی دارد: «توصیف» وضعیت تبدیل به خود «واقعیت» می شود.

البته استفادۀ فوکو از «گفتمان» به معمای حل ناشدنی مرتبط به آن نمی پردازد: چگونه باید میان میان گفتمان های درست و علمی و گفتمان های نادرست و ایدیولوژیک تمایز قایل شد؟ بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی می پذیرند که وقتی ارزش های ما وارد دایرۀ توصیفات انسانی از جهان بیرون می گردد، بسیار از بیانات هرچند مستند- دارای بعد ایدیولوژیک می شوند. آنچه که فوکو می گوید این است که دانش و آگاهی از مشکل فلسطینیان زادۀ گفتمان های متضاد- گفتمان «مبارزان راه » و «تروریستان»- بوده و هر یک از این دسکورس ها با منازعه بر سر قدرت پیوند دارند. در واقع، نتیجۀ مبارزه بر سر قدرت «درستی باور» هر یک از طرفداران گفتمان های مذکور را تعیین می کند.

در اینجا می توان دید که با این که مفهوم «گفتمان» مشکل حقیقت/باطل در ایدیولوژی را به ی و می نهد، اما از پرداختن به موضوع قدرت طفره نمی رود. البته، گفتمان اهمیت زیادی به مسالۀ قدرت قایل است، چون این قدرت، و نه شواهد در باب واقعیت، است که «راستی و نادرستی» چیزها را تعیین می کند: «ما باید اذعان کنیم که قدرت دانش را تولید می کند… قدرت و دانش به صورت مسقیم به یک دیگر ارجاع می دهند؛ در اینجا هیچ رابطۀ قدرت بدون سرشت ملازمه و وابستۀ حوزۀ دانش، و هیچ دانشی هم بدون پیشفرض و تاسیس روابط قدرت وجود ندارد.»(فوکو، ۱۹۸۰، ص ۲۷)

آیا گفتمان «معصوم» بوده می تواند؟

آیا{مثلاً} گفتمان مسلط در غرب در مورد بقیه مردمان و فرهنگ ها می تواند بیرون از چارچوب قدرت عمل کند؟ از این منظر، آیا این گفتمان دارای بی غل و غشی علمی و صداقت ایدیولوژیک است؟ و یا این که تحت تاثیر منافع طبقه مشخصی قرار دارد؟

فوکو زیاد مایل نبود که گفتمان را بازتاب دهندۀ صرف گفتار و مواضع یک طبقۀ خاص قلمداد کند. زیرا، گفتمان مشابه می تواند از سوی گروه هایی با منافع متفاوت، و حتا متناقض، طبقاتی استفاده شود. اما این به هیچ صورت به معنای آن نیست که گفتمان از لحاظ ایدیولوژیک بیطرف و یا «معصوم» است. مثلاً، به برخورد غرب با جهان جدیدی که کشف کرده بود، توجه کنید. دلایل مختلفی وجود دارد که این مواجهه و کشف غیر جانبدار و معصوم نبود، از این رو گفتمانی که نیز در مواجهه و تعامل اروپاییان با دنیای اطراف شان خلق شد، هم معصوم وبیطرف نبود.

اول، قبل از هر چیزی اروپاییان{عصر استعمار} حامل طبقه بندی های فرهنگی، زبان، تصاویر و ایده های خاص در بارۀ فرهنگ ها و مردمان مناطق دیگر بودند، و بر اساس آن به توصیف دیگران می پرداختند. آنها می کوشیدند که جهان بیرون را در محدودۀ تصوری و مفهومی خود بگنجانند، بر مبنای ارزش های خود طبقه بندی کنند، و در سنت غربی بازنمایی جذب شان نمایند. البته، این کار زیاد تعجب برانگیزی نبود: ما اغلب برای توضیح و توصیف جهان بیرون به دانش و معلومات موجود خود تکیه می کنیم. نباید این گونه ساده فرض گرفت که غرب به جهان بیرون از خود فارغ از پیشفرض ها نظاره کرده و بر اساس مشاهدات مستقیم به توصیف پرداخته است.

دوم، اروپا در قسمت کشف و تسخیر جهان بیرون که آن را در آن زمان « دریای سبز و تاریک» می دانست، دارای اه ، خواسته ها، انگیزه ها و استراتژی های معین خود بود. این انگیزه ها و منافع در هم آمیخته بودند. مثلاً، اسپانیایی ها به دنبال موارد زیر بودند:

۱- به دست آوردن طلا و نقره؛

۲- تسخیر زمین ها به نام پادشاهان ی خود؛

۳- ی ساختن مردم بومی.

این اه اغلب در تضاد با یک دیگر قرار می گرفتند. اما نباید چنین تصور کنیم که آنچه اروپایی ها در مورد جهان جدید می گفتند، صرف نق برای مخفی ساختن منافع شان بود. زمانی که مانویل اول، شاه پرتگال، به فردیناند و ایزابل، شاه و ملکۀ اسپانیا، نگاشت که « انگیزۀ اصلی سفر واسکا دوگاما{دریانورد پرتگالی} به هند عبارت از خدمت به خداوند و تامین منافع ما{نقل شده در هله، ۱۹۶۶، ص ۳۸) بوده است»، او به صورت واضح و متقاعد کننده ای می خواست که هم خدا و هم ما را به دست آورد، و هیچ تضادی هم بین این دو هدف نمی دید. این حاکمان مذهبی پر اشتیاق ی به آنچه می گفتند، کاملا باور داشتند. در نزد آنها، خدمت خداوند و تامین «منافع دنیوی» ا اماً در تضاد با یک دیگر نبودند. آنها به این ایدیولوژی به صورت اعتقادی و عملی باور داشتند.

از این رو، با این که تقلیل گفته ها و مواضع آنها به منافع شخصی درست نیست، اما در عین حال این نیز روشن بود که گفتمان شان تحت تاثیر منافع و انگیزه های آنها که در سرتاسر نظام بیانی شان بازتاب یافته بود، شکل می گرفت. بدون شک، انگیزه ها و منافع هیچ گاهی به صورت مطلق آگاهانه و عقلانی نیست. امیالی قدرتمندی اروپاییان را به پیش می راند؛ اما قدرت شان همواره تابع محاسبات عقلانی نبود. سفرنامۀ مارکوپولو در بارۀ «ذخایر شرق» برای دادن انگیزه کافی بود. اما این قدرت اغواگر که برای چندین نسل از اروپاییان جذ ت داشت، آنها را بیشتر و بیشتر به سوی افسانه گرایی کشاند. همین طور، طلایی که کلمبوس به صورت پیوسته از بومیان تقاضا می کرد، تبدیل به کالای جادویی با اهمیت شبه مذهبی شد.

در نهایت، گفتمان «غرب و دیگران» از آن جای که اعتقاد به مواجهه میان انسان های برابر نداشت، نمی توانست بیطرف و معصوم بماند. اروپاییان به برتری نظامی، دریایی و خلاقیت نسبت به مردمانی دست یافتند که هیچ علاقه ای به «کشف شدن»، هیچ نیازی به «پیدا شدن» و هیچ میلی به «استثمار شدن» نداشتند. آنها در برابر غیر اروپاییان از موضع قدرت غالب ایستادند که این وضعیت بالای دیدگاه ها، نحوۀ نگاه و عملکرد شان تاثیر گذاشت.

نتیجه گیری میشل فوکو از استدلال های بالا این است که گفتمان نه تنها به قدرت ارجاع دارد، بلکه یکی از «سیستم» هایی است که قدرت در آن به گردش می پردازد. دانشی را که یک گفتمان تولید می کند، حامل قدرت است که بالای انی که برای حاملان گفتمان «آشنا» اند، اعمال می گردد.

زمانی که دانش به کار بسته می شود، افراد «آشنا» به طور ویژه ای به موضوع گفتمان تبدیل می شوند. همیشه رابطۀ قدرت وجود دارد(مراجعه شود به فوکو، ۱۹۸۰، ص ۲۰۱). انی که گفتمان را تولید می کنند، قدرت مبدل ساختن گفتمان به حقیقت- مثلا تحمیل اعتبار و بخشیدن مشروعیت علمی به گفتمان- را هم دارند.

این برداشت فوکو را در یک موقعیت شدیداً نسبیت گرایانه در ارتباط به مسالۀ حقیقت قرار داده است، چون تصور او از گفتمان تمایز میان گفتار درست و نادرست، علم و ایدیولوژی، را مخدوش می سازد. این مسایل معرفت شناختی(در مورد جایگاه علم، حقیقت و نسبیت گرایی) پیچیده تر از آن است که در اینجا به آن بپردازیم. با این حال، ایدۀ که اکنون باید به آن پرداخت، رابطۀ عمیق و است که فوکو میان گفتمان، دانش و قدرت برقرار کرد. بنا به گفتۀ فوکو، وقتی قدرت عمل می کند، و یک سلسله گفتارها و مواضع را به عنوان «حقیقت» اعتبار می بخشد، چنین صورتبندی گفتمانی «رژیم حقیقت» را نیز تاسیس می نماید.

در پایان به عنوان نتیجه گیری باید گفت که گفتمان ها به عنوان شیوه های گفتن، شیدن، و یا وانمودن یک سوژه و یا موضوع خاص اند. گفتمان ها دانش معنا بخش را در مورد سوژه خلق می کنند. این دانش بالای رفتار اجتماعی تاثیر گذاشته، و از این منظر دارای تاثیرات و پیامد های واقعی است. گفتمان ها را نمی توان به منافع طبقاتی تقلیل داد، اما همیشه در چارچوب روابط قدرت عمل کرده و بخشی از گردش قدرت اند. مسالۀ درستی و نادرستی گفتمان در مقایسه با تاثیرگذاری عملی آن، از اهمیت کمتری برخوردار است. اگر گفتمانی موثر بود، یعنی روابط قدرت را سازمان دهی و تنظیم کرد(مثلا در رابطه میان غرب و دیگران)- به آن «رژیم حقیقت» می گویند.

این نوشته بخشی از مقالۀ استوارت هال، جامعه شناس شهیر جاماییکایی، زیر عنوان «غرب و دیگران: گفتمان و قدرت» است که در کتاب «صورت بندی مدرنیته» به چاپ رسیده است. عنوان از سوی مترجم برای این مقاله انتخاب شده است. مشخصات مقاله و کتاب قرار زیر است:*

stuart hall, the west and the rest: discourse and power, in formations of modernity,

stuart hall, bram gieben, polity press in ociation with the open university, published by bridge, england, 1992.

منابع

۱- cousins, m. and hussain, a. (1984) michel foucault, london,

macmillan.

۲- foucault, m. (1972) the archeology of knowledge, london, tavistock.

۳- foucault, m. (1980) power/knowledge, brighton, england, harvester.

۴- hale, j.r. et al. (1966) age of exploration, the netherlands, time-life

international.

منبع: مجله زمین که به زبان افغانی منتشر می شود.



مشاهده متن کامل ...
چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد
درخواست حذف اطلاعات
گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است
دسته بندی علوم
فرمت فایل doc
حجم فایل 150 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 144
چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

مقدمه :

گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است.

اما مسئله که ذهن انسان را مشغول می کند چرای بد ، عمل نقد و انتقاد در جامعه ایران است و مشکلاتی که از این عملکردهای نابجا ، گریبان گیر جامعه ایران شده است.

برای پی بردن به این مسئله مهم اولین فرضیه که به ذهن آدمی می رسد این است که نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران نابجا استفاده می شود برای اینکه فرضیه قبول یا رد شود بعد از طرح مسئله ، تحدید موضوع شد و پس از تعریف مفاهیم و اصطلاحات ، سراغ مبانی نظری می رویم.

در فصل مبانی نظری ابتدا نقد و انتقاد را از قالبهای کلیشه خارج کردیم و بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی تعریف کردیم و سپس روابط اجتماعی بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی بر اساس اصل راهها و اه مرتنی تبیین ارزشی شد.و علاوه بر این نقد و انتقاد در قالب مفاهیم اجتماعی و تضاد اجتماعی نیز تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

در فصل چهارم تلاش شده انتقاد بعنوان یک عمل سازنده درون گروهی از نظر وایزنگر مورد بررسی قرار گیرد و در فصل پنجم تلاش شده است نقد به عنوان اصل رقابت معرفی شود که اگر این در بین گروه های اجتماعی تحقق پیدا کند.یعنی از نقد بعنوان اصل رقابت استفاده شود تحول عظیمی در جوامع رخ خواهد داد و در فصل ششم تلاش شده است فرضیه تحقیق بر اساس تفکر ، گفتمان و سلطه انتخاباتی چند رو مه در فضا ، زمان و مکان خاص مورد ارزی قرار گیرد.گفتن این نکات ضروریست پیشنهادات ، منابع و ماخذ ، فهرست منابع و چکیده انگلیسی در فصل هفتم آمده است.

در پایان باید متذکر شد با توجه به حساسیت و بودن موضوع پایان نامه روی مصداقها مانوری صورت نگرفته اما همانطوری که در متن مشاهده خواهیم کرد تلاش شده مفاهیم بکار رفته گویای وضعیت امروزی جامعه ایران باشد.

بیان مسئله

هرچند نقدوانتقاد در جامعه ایران تاریخ دیرینه دارد . ودر حوزه های مختلف علوم بویژه درادبیات، هنر، اقتصاد، سیاست، سینماو تلویزیون ، مذهب، فلسفه و... مورد استفاده قرار گرفته اما نقدو انتقاددرحوزه گفتمان واجتماعی ایران در گذشته و حال ازویژگی خاص برخوردار بوده به طوری که این پدیده نقدوانتقادبه حدی عمومیت پیداکرده افراد جامعه در فضاهای مختلف جامعه از جمله درحاکمیت، ،مکانهای مذهبی، نشریات ،تلویزیون ...حتی درمحافل عمومی عملا علیه همدیگر استفاده می کنند مسئله اینجاست اگر افراد جامعه با هر مسئولیتی ومقامی تبحروتخصص درنقد و انتقاد نداشته باشند چنین روش نقدوانتقاد هیچ دردی را ازجامعه حل نخواهدکرد بلکه مشکلات جامعه رانیز اضافه خواهند کرد. باید بپذیریم نمی توان با دیدگاه آرمانگرایی نقدو انتقاد عقلانی کرد. مگر می شود در آسمانها سیرودر زمین امر ونهی کرد . در جهان متمدن امروزی کشورهایی می توانند بین نهادهای اجتماعی خود ارتباط برقرارکنند که برنامه ریزی و سازماندهی عقلانی برای استفاده از نقد و انتقاد داشته باشند . گذشت آن زمانهایی که تصور شود انسانهایی هستند خارج از تخصص و توانایی خود صرفا قدرت یکی ازنهادهای اجتماعی رادردست دارندمی تواند بدون اینکه مورد نقدوانتقاد قرار گیرند دیگران را مورد مواخذه قرار دهند . چنین فرهنگ عام و گسترده ای که بر پایه سنتهای جامعه استوار بوده کاربردخودرادرجهان امروزی از دست داده است.

چنین فرهنگ عام وگسترده کاربردش عامل بازدارنده است وکورکننده استعداد دیگران همچنین فراری دهنده نخبگان جامعه و... امروزه آنچه مهم است به نقد و انتقاد با دید بادیدتخصصی توجه است.

نقدوانتقاد بایددرچارچوب اخلاق عقلانیت باشدنه تلفیقی ازقدرت وهوس بازی انسانهایی که خود را عقل کل می دانند غافل از اینکه از عقلانیت تجربی هیچ بهره ای نبرده اند. امروزه درحوزه گفتمان اجتماعی یک جامعه نقدوانتقادی مورد پذیرش است که دارای ارزش اخلاقی باشدکه بتواند مشکلی را درجامعه حل کند و یا به عبارتی باری را ازدوش جامعه بر دارد. و مهم آن است منتقدین چه خدمتی درجامعه انجام داده اند و چه حد قادرند کاری را انجام دهند.

سئله ای که درنظام اجتماعی ایران حائذ اهمیت است در حوزه گفتمان و اجتماعی اجتماعی نقدو انتقاد به عنوان یک عیب گویی ومچ گیری از همدیگر تبدیل شده است .چنانچه مسئولین ازهمدیگر،مسئولین از مردم،مردم از مسئولین،مردم از مردم و ... همدیگررا انتقاد می کنند غافل از اینکه مشکلات جامعه چیست ؟وچه باید کرد ؟ و به نظرمی رسد این عمل یک مرض فرا فکنی اجتماعی است به طوری که درحوزه گفتمان واجتماعی نظام اجتماعی ایران چالشهای شدید به وجود آورده است که این فرافکنی به عنوان یک مسئله اجتماعی قابل بررسی و پیگیری می باشد.

و زمانی نقدوانتقاد ازح مرض فرافکنی خودخارج خواهد شد که درجامعه نوع نگرش نسبت به نقد و انتقاد عوض شود . یعنی از ح سنتی (مکانیکی)به دیدگاه صنعتی

(ارگانیکی) تبدیل شود . و در چارچوب مشخص علمی قرارگیرد. وبا روش های علمی مورد ارزی قرار گیرد.اگر چنین نگرشی تحقق پیدا کند نقد و انتقاد ازح مرضی به ح تحول گرایی سوق پیدا می کند در نتیجه یکی ازساختارهای سنتی جامعه از بین خواهدرفت ومی شود باروش های علمی پاسخی برای تفاوت نقدوانتقادنیازهای اجتماعی که نقد و انتقاد پاسخ می دهند ، علل و شرایطی که نقد و انتقاد از آن ناشی می شود،

کارکردهای بیمارگونه نقد و انتقاد ، تاثیرات که نقد وانتقادبررشد ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران می گذارد و علل عیب گویی و مچ گیری در جامعه ایران از طریق نقد و انتقاد پیدا کرد.

تحدید موضوع

همانطورکه دربیان مسئله مطرح شدگفتمان نقدوانتقادمفاهیمی هستنددرتمامی حوزه های علوم به ویژه علوم انسانی مورد استفاده قرار می گیرد.واین مفاهیم درکلیت دامنه وسیعی دارند . جهت جلوگیری از پراکنش سخن در این تحقیق تلاش خواهد شد.

الف : جایگاه وشیوه گفتمان نقدوانتقادبین گروههای ،اجتماعی،حاکم وغیرحاکم (نخبگان حاکم و نخبگان غیر حاکم) نظام اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گیرد.

ب : از نظر زمانی فقط گروه های ،اجتماعی بعدازپیروزی انقلاب ی در سال 1357مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ج : با توجه به این که اوج گفتمان نقد و انتقاد بین گروه های ، اجتماعی نظام اجتماعی ایران دردوران انتخابات است.به این خاطر ازنظر فضای فقط گفتمان نقدو انتقاد دوران انتخابات مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ضرورت و اهمیت تحقیق

همانطورکه می دانیم گفتمان نقدوانتقاد زبان وبیان عملی نظارت اجتماعی بررفتارهای واجتماعی یک جامعه است .گفتمان نقد وانتقاد می تواند مانند نا خالصیهای رفتارهای اجتماعی را در نهاد یک نظام اجتماعی تسویه کند و به عبارت دیگر گفتمان نقدو انتقاد موتور حرکت یک جامعه از ساختارهای سنتی (مکانیکی) به جامعه صنعتی (ارگانیکی)است.

اما گفتمان نقد و انتقاد به صورت صحیح استفاده نشود موجب مشکلات و حتی ت یب ساختارها وکارکردهای روابط و اجتماعی نظام اجتماعی می شود.

ازآنجا که در بیان مسئله مطرح شده امروزه در جامعه ایران نقد و انتقاد به صورت مرض فرافکنی مورد استفاده قرار می گیرد.

وگاهی این نقدوانتقادچنان بی ربط ونا بجا مورداستفاده قرار می گیردکه خودانتقادکننده نا خود آگاه عملکرد و امتیازاتی که به دست آورده را زیر سوال می برد.

به عنوان مثال وقتی کشاورزی سابق ایران بعد از 16سال ازوزارت برکنار می شود به عملکرد وزارت کشاورزی انتقاد می کند جالب این که تمامی مسائلی که مطرح می کرد خودش مسبب اصلی آن مشکلات بود.

مثال دیگراینکه رئیس جمهورمحترم ایران در سفر استانی خود به مشهد مقدس در دیدار بانخبگان آن استان طی سخنرانی خود بحث توسعه اقتصادی فرهنگی و اجتماعی را توطئه قدرت های جهانی می دانست .غافل از اینکه خودش به مقام ریاست جمهوری رسیده حاصل توسعه واجتماعی ت قبلی(شکل گیری شوراهای شهروروستایی)

بوده علاوه بر این مسائل در بین توده مردم نیز وقتی از حل مشکل خود عاجز می مانند فورا" نقا دانه مشکلات خود را بر گردن ت و یا دیگران می اندازند .

ضرورت ایجاب می کندبرای حل مسئله اجتماعی به این مهمی یعنی نابجا استفاده ازنقدوانتقادکه موجب مرض فرافکنی واجتماعی درنظام اجتماعی شده به صورت علمی بانگرش های تازه وروشنگرانه جهت گشایش افقهای جدیدروابط اجتماعی درحال گذرایران مورد بررسی قرار گیرد.

سوال تحقیق

چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد؟

هدف تحقیق

ازسالهاپیش دقدقه خاطرداشتیم درزمینه نقدوانتقاد که درحوزه گفتمان ، اجتماعی ایران پس از انقلاب ی (1357)مطالعه ای داشته باشم. چون تا بحال تحقیق وبررسی علمی درخصوص نقدوانتقاد درحوزه گفتمان و اجتماعی ایران صورت نگرفته است . لذا ترغیب شدم این موضوع را با اه زیر به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب و مورد مطالغه قرار دهم.

1_ ارائه تقسیم بندی جدید ازگفتمان نقد و انتقاد و اجتماعی براساس اصل اول جامعه شناسی(اصل راههاواه )که ج زیرگویای این مطلب است و اما توضیحات بیشتر در بحث مبانی نظری خواهد آمد.

ج شماره یک(1)تبیین مرتنی از گفتمان نقدو انتقاد براساس اصل اول جامعه شناسی

(اصل راهها و اه )

نتیجه

نوع

گفتمان

نوع

روابط

اه

راهها

نیازها

اشکال سازگاری

گروههای اجتماعی

سازندگی

انتقادی

درونی

+

+

+

گروه ((ما)) (همنواگریان)

رقابت

نقد

موازی

+

-

+

گروههای ((شما)) (نوگرایان)

ت یبی

انتقادی

غیر

مستقیم

-

-

+

گروههای((آنها)) (واگرایان)

2_تلاش برای برون رفت از ساختارهای سنتی نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران براساس تحلیل مفاهیم اجتماعی.

3_بررسی شیوه گفتمان نقدوانتقاددرمان گروههای ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران

اه جزیی تحقیق

1_بررس آثار منفی نقد و انتقاد بر رشد ،اجتماعی ایران.

2_بررسی شیوه گفتمان نقد وانتقاد درون گروههای ،اجتماعی.

فرضیه های تحقیق

در این پژوهش سه فرضیه مطرح است.

1_به نظرمی رسد نقدوانتقاددرخوزه گفتمان ،اجتماعی ایران نا بجا استفاده میشود.

2_ به نظر می رسد نا بجا استفاده از نقد و انتقاد،یکی از شاخصهای اصلی سنتی بودن هر جامعه می باشد.

3_احتمالا می شودازنقدوانتقاد درحوزه گفتمان ،اجتماعی یک جامعه تقسیم بندی جدید ارائه داد.

پیشینه تحقیق

به کتابخانه های تهران ،دانشکده علوم اجتماعی تهران و دانشکده علوم اجتماعی و روانشناسی آزاد واحد تهران مرکز مراجعه و بعد از بررسی فهرست منابع ،کتابهای زیر را مورد مطالعه قرار دادم.

ردیف نام کتاب نویسنده مترجم کدکتابخانه ای اثر

1_نقد تکوینی گدمن لوسین محمد تقی غیاثی 3n6g81dn

2_نقد تئوری های انقلاب کارلوت پیتر 8 الف2ک/491jc

3_نقد چیست منتقد کیست مسعود فراستی 37f 1995 pn

4_ نقد دینداری و مدرنیسم محمد جواد لاریجانی 3 l4r 5/0 190bp

5_ نقد روشهای تجربی و کمی در جامعه شناسی معاصر 55 w 610 h

6_ نقد تحقیق در تاریخ معاصر ایران حسین ملکی 35m 299 ds

7_ انتقاد شخصی واینگر هندری مهدی الوانی 4w 74 c 637 bf

8_ انتقاد شخصی استوارت سیم 7465 c 637 bf

9_ النقد ضیف شوقی 3n3z507pj

10_ نقد کالر جاناتان 6 ن 62/81 pn

11_ نقد فرهنگ اصطلاحات ادبی گری مارتین 7g 5/44rpn

12_ نقددید گاهها¸زندگی و طنزها رهی معیری n5z285a6565pk

13_ نقد و حقیقت (نقد فرانسه) شیرین دخت 313 fab 99pn

14_ نقد ادبی ب ی کارترین عباس مخبر 4b810pn

15_ نقد ادبی عبدالحسین زرین کوب جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی درتاریخ نقد و انتقادات 3 z 1 pna

16_ نقد و انتقادات پوپر بر افلاطون و ارسطو علیرضا صدیقی 4ص94پ/1649b7

17_ نقد ایدئولوژی خسروی کمال 7 ن5 خ/3/823b

18_ نقد برنامه گوته مار . گارل 7k35m2760rshx

19_ نقد فلسفه هوی دیوید نز مراد فرهادپور 24h241bd

20_ نقد و نظریه مارلوزه هربرت رویا منسجم 6m2984m945b 21- 21-نقد و نظریه هولاب رابر بشریه 3h3g22hm

22_ نقد ادبی درشناخت ادبیات وجامعه مقاله نقد و بررسی بهروز تبریزی 3t81dn

23_ نقدو الرجال مصطفی بن حسین تفرشی 32t193028 rbp

24_نقدتاریخ وسیاست درروزگارایدئولوژی ریمون آرون نادرانتخ

5 e73a1018ct

25_ نقد تفسیری 20مقاله_بارت ، رولان b580pn

علاوه بر کتابهای ذکر شده ،پایان نامه ها را نیز موردبررسی قراردادم بجزکتاب قدرت انتقاد سازنده وایزنگرکه مختصری در مورد انتقاد درون گروهی که در قالب روانشناسی اجتماعی مطرح شده بود . مطالبی در مورد بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران وجودداشته باشدنیافتم. این مطلب بیانگربکر بودن موضوع تحقیق می باشد.

روش تحقیق :

تحلیل محتوی

تلاش شده نوع تفکر ، گفتمان و سلطه اجتماعی جریانات فکری ایران بر اساس محتوی تیتر و مقالات روز نامه های بعنوان یکی از نمایندگان نظام اجتماعی ایران وکیهان بعنوان یکی از نمایندگان اصولگرایان و روز نامه سلام یا یاس نو بعنوان یکی از نمایندگان اصلاح طلبان تحلیل توصیفی و علیتی شود.

ابتدابرای اینکاردرج شماره 5 شاخصهای که به گو یه های مختلف تقسیم می شوند راساختیم واین شاخصها از جوامع ساده به پیچیده کدگذاری شدندو سپس درج دیگر

گویه های موردنظررا به شاخصهای مشخص که شامل جوامعه سنتی ،سنتی_ نظم گراینه

،نظم گرایانه،تضاد،تضاد_ عقلانی و عقلانی تقسیم بندی کردیم تا فراوانی نسبی تیترها و مقالات رو مه های مورد نظر در آنها قرار گیرند.

در مرحله بعد شاخصهای مورد نظر به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده اند

الف_ قطب مثبت شامل شاخصهای که بیانگر تفکر،گفتمان و سلطه عقلانی ، عقلانی _ تضاد وتضاد تیتر ومقالات روز نامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را می پذیرند و به گفتمان انتقادی از رقیب را اعتقاد ندارند.

ب_ قطب منفی شامل شاخصهای که بیانگر تفکر، گفتمان و سلطه سنتی ، سنتی _ نظم گرایانه ونظم گرایانه،تیتر ومقالات رو مه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را نمی پذیرند و گفتمان انتقادی از رقیب را دردستورکار خودقرارداده اند برای اینکه مقایسه ج ی انجام دهیم هرکدام ازتیترها ومقالات رو مه های موردنظرراجداگانه باروش زوجهای مثبت ومنفی مقایسه می کنیم تا

الف_فرضه تحقیق را مورد سنجش قرار دهیم.

ب_ به تحلیل محتوی توصیفی داده های روز نامه مورد نظر دست پیدا کنیم .

ج_ در مورد تیتر مقالات روز نامه های مورد نظر تحلیل علی انجام دهیم.

فرمول z = dfi ±

z± عبارت است از شدت رقابتی یا انتقادی بودن تفکر،گفتمان و سلطه حاکم بر تیترها و مقالات روز نامه مورد نظر می باشد .

dfi عبارت است از قدر مطلق مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت که بین منفی و مثبت صد درجه متغیر می باشد.

n- تعداد سطر یا ستون مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت

درجه _100á±zá100

نکته آ اینکه ابتدا داده های ج ی بصورت مقیاس ترتیبی مرتب شده و سپس به مقیاس نسبی تبدیل شده است و تمام شاخصها از شدت ی انی بر خوردار هستند.

فصل دوم

مفاهیم و اصطلاحات تحقیق

مروری بر تعریف نقد و انتقاد در لغت نامه ها و دایره المعارف

در ادبیات عامه و شفاهی فارسی نقد و انتقاد به صورت مترادف هم مورد استفاده قرار می گیرد . اما از نظر ادبیات کتبی این مفهوم با همدیگر تفاوت اساسی دارند . در این مقوله ابتدا مفهوم انتقاد و سپس مفهوم نقد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

الف_مفهوم انتقاد

انتقاد یک واژه عربی است که در انگلیسی (( critical)) 1 یعنی انتقادی ، انتقاد آمیز، نکوهشگرانه و ده گیرانه آمده است . درلغت نامه های فارسی انتقاد مفاهیمی مختلف به خود می گیرد از جمله درفرهنگ معین (( انتقاد معادل سره ، نقد گرفتن پول ،

جدا خوب ازبدی ها ده گرفتن،به گزینی مطرح شده) 2 ودرفرهنگ لغت دهخدا انتقاد معادل (( نیست گردانیدن، نابودساختن ، تمامی چیزی را گرفتن ، به تمام چیزی را گرفتن ، استیفاء حق وشیر دوشیدن))3 معنی شده واضافه می شود در لغت نامه دهخدا

(( نهی از منکربه معنی باز داشتن¸منع ،انکارکننده،خلاف امر،مترادف کلمه(انتقاد) در ادبیات فارسی است. )) 4

همانطور که ملاحظه می شود انتقاد در تمامی معانی خود به صورت یک فعل امر منفی به کار رفته یعنی تلاش شده به عنوان یک فعل بازدارنده و بر اساس بایدونباید ها حدود و اندازه ها مشخص شود.

بر خوردهای کلامی انتقادی درحوزه روابط ،اجتماعی هر جامعه معانی خاص خود را دارد به طوری که شیوه انتقاد یکی از عوامل مرز بندی افکار و شه های افراد و گروههای اجتماعی در یک جامعه می شود. که در جای خود در این موارد بحث خواهد شد .

ب_تعریف نقد

نقد نیز همانند انتقاد یک واژه عربی است که در زبان انگلیسی criti.cism)) )) 5 به معنی نقد ، هنر سنجی ،علم و اصول هنر سنجی ،مقاله ها ،خطابه ای انتقادی ،نکوهش ،عیب جویی ، ده گیری و تنقید آمده است.

امادرلغت نامه های فارسی مفهوم نقدبرخلاف انتقاددرحوزه های وسیع تری بکار رفته از جمله نقدبه معناهای((جدا دینارودرهم،سره ا سره،بهای مال وغیره به هنگام ید آن داده شود ،سکه ف ی وپول رایج،زر و سیم سره رایج،نقد مالی را تبدیل به پول نقد و رایج ))6

یادرآنچه درحال داده شودخلاف نسیه ،مال حاضروپول حاضروآماده،خلاف نسیه وعده و حواله))7یا در کتب ادبی فارسی بارها از مفهوم نقد در زمینه های مختلف استفاده شده است به طور خلاصه به چند مورد از آنها اشاره می شود .

از او رسید به تو نقد صد هزار درهم

زبنده بودن او چون کشید شاد مال(عنصری)

گوید به نسیه نقد ندهد هر که نیک است اخترش

با زرق نفروشد تنش در دام خوش آرد سرش ( ناصر خسرو)

نسیه نده نقد اگر چند نیز

به ما بود وعده و نقد خار( ناصرخسرو)

چمن حکایت اردیبهشت می گوید

نه عاقل است که نسیه ید و نقد بهشت(حافظ)

چون رفت آن نقد سیمین باز در سنگ

زنقد سیم شود دست جهان تنگ(نظامی)

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

نه هوصومعه داران پی کاری گیرند (حافظ)

هم از آن دهش نقد که اودادت

نقد او باید بردنت به بازارش (ناصر خسرو)

امروز با غم فزونترم از دی

وامسال به نقد کمتر از پارم(مسعود سعد)

نقدی که قدر بخشد چه قلب و چه رایج

لفظی که قضا راند چه سلب و چه ایجاب (خاقانی)

شبانگه چو نقدش نیامد به دست

زدلتنگی آمد به کنجی نشست(سعدی)

نقد خود را به ی مسپار

که پشیمان شوی در آ کار(اوحدی)

اما می ترسیدم که از بر خاستن لذت

نقد را پشت پای زدن کاری دشوار است(کلیله ودمنه)

زآنکه صوفی در دم نقد است مست

ل از کفر و ایمان برترست(مولوی)

چو نقدی را دو باشد یدار

بهای نقد بیش آید پدیدار(نظامی)

هنگام مدح اودل مدحت کنان او

از بیم نقد اوبه هراسد ز شاعری(فرخی)

ما و شما را به نقد بی خودی در خور است

زآنکه نگنجد در او هستی ما و شما (نظامی)

دامن او به دست من روز قیامت افتد

عمر بنقد میرود در سر گفتگوی او (سعدی)

طبع که با عقل به دلالگی است

منتظر نقد چهل سالگی است (نظامی)

نقد حال خویش را گر پی بریم

هم زدنیا هم ز عقبی بر خوریم(مولوی)

دین سره نقدی است به مده

باده فغفور به سگبان مده (نظامی)

یک ذره غم تو خوشتر آید

از نقد حضور غمگساران(عطار)

دگر نقد شاهانه آنجا نیافت

ستوران رها کرد و آنجا شتافت(نظامی)

بزرگان که نقد صفا داشتند

چنین قه زیر قبا داشتند(سعدی)

نقد صوفی همه صافی بی غش باشد

ای بسا قه که موجب آتش

اضافه می شود در لغت نامه دهخدا ( معادل نقد را مفهوم امر به معروف را به کاربرد که اشاره به امر به نیکویی است یادرتع رمردم فرمان دادن وتوجیه مردم به نیکی است که سعدی می گوید.

مرا امر معرف دامن گرفت فضول آتشی گشت در من گرفت ) 8

ج_تفاوت نقد و انتقاد در لغت نامه های فارسی

نکاتی که ازاین تعاریف به دست می آید:

1_ نقددریک حوزه وسیع ازاقتصاد،سیاست،کلام،عرفان، نقدحال و... به کار رفته ولی از مفهوم انتقاد به صورت آشکار مستقیم کمتر استفاده شده

2_ نکته اینکه انتقاد بیشتربایک فعل بکار رفته درحالی که نقد ازیک گفتمان نرمتری و وسیع تربرخوردار بوده بیشتر به صورت تفسیری و یا امر به نیکویی بوده است.

3_ بر خلاف ادبیات شفاهی و محاوره ای ،امروزی تفاوت در ادبیات کتبی مفهام نقد و انتقادازنظرمکانی ،زمانی،فضا،دستوری و... به وضوح مشاهده می شود .

4_ با اینکه بین مفهام نقدوانتقاد تفاوت اساسی مشاهده می شود ولی این تفاوتها از نظر کارکردی ، ساختاری و حتی تضادها به صورت مکانیکی یا همان سنتی پرداخته شده.

5_نکته آ اینکه در این رساله تلاش خواهد شد نقد و انتقاد با تعریف و تقسیم بندی مشخص علمی که بتواند از نظرکارکرد ، ساختار ، تضاد ،نظم اجتماعی موردمطالعه قرار گیرد.




مشاهده متن کامل ...
معرفی و فایل کامل چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد
درخواست حذف اطلاعات
گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است
دسته بندی علوم
فرمت فایل doc
حجم فایل 150 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 144
چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

مقدمه :

گفتمان نقد و انتقاد زبان و بیان نظارت اجتماعی بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه است و به عبارت دیگر نقد و انتقاد موتور حرکتی هر جامعه از ساختارهای سنتی به صنعتی است.

اما مسئله که ذهن انسان را مشغول می کند چرای بد ، عمل نقد و انتقاد در جامعه ایران است و مشکلاتی که از این عملکردهای نابجا ، گریبان گیر جامعه ایران شده است.

برای پی بردن به این مسئله مهم اولین فرضیه که به ذهن آدمی می رسد این است که نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران نابجا استفاده می شود برای اینکه فرضیه قبول یا رد شود بعد از طرح مسئله ، تحدید موضوع شد و پس از تعریف مفاهیم و اصطلاحات ، سراغ مبانی نظری می رویم.

در فصل مبانی نظری ابتدا نقد و انتقاد را از قالبهای کلیشه خارج کردیم و بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی تعریف کردیم و سپس روابط اجتماعی بر مبنای ضمایر فاعلی ادبیات فارسی بر اساس اصل راهها و اه مرتنی تبیین ارزشی شد.و علاوه بر این نقد و انتقاد در قالب مفاهیم اجتماعی و تضاد اجتماعی نیز تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

در فصل چهارم تلاش شده انتقاد بعنوان یک عمل سازنده درون گروهی از نظر وایزنگر مورد بررسی قرار گیرد و در فصل پنجم تلاش شده است نقد به عنوان اصل رقابت معرفی شود که اگر این در بین گروه های اجتماعی تحقق پیدا کند.یعنی از نقد بعنوان اصل رقابت استفاده شود تحول عظیمی در جوامع رخ خواهد داد و در فصل ششم تلاش شده است فرضیه تحقیق بر اساس تفکر ، گفتمان و سلطه انتخاباتی چند رو مه در فضا ، زمان و مکان خاص مورد ارزی قرار گیرد.گفتن این نکات ضروریست پیشنهادات ، منابع و ماخذ ، فهرست منابع و چکیده انگلیسی در فصل هفتم آمده است.

در پایان باید متذکر شد با توجه به حساسیت و بودن موضوع پایان نامه روی مصداقها مانوری صورت نگرفته اما همانطوری که در متن مشاهده خواهیم کرد تلاش شده مفاهیم بکار رفته گویای وضعیت امروزی جامعه ایران باشد.

بیان مسئله

هرچند نقدوانتقاد در جامعه ایران تاریخ دیرینه دارد . ودر حوزه های مختلف علوم بویژه درادبیات، هنر، اقتصاد، سیاست، سینماو تلویزیون ، مذهب، فلسفه و... مورد استفاده قرار گرفته اما نقدو انتقاددرحوزه گفتمان واجتماعی ایران در گذشته و حال ازویژگی خاص برخوردار بوده به طوری که این پدیده نقدوانتقادبه حدی عمومیت پیداکرده افراد جامعه در فضاهای مختلف جامعه از جمله درحاکمیت، ،مکانهای مذهبی، نشریات ،تلویزیون ...حتی درمحافل عمومی عملا علیه همدیگر استفاده می کنند مسئله اینجاست اگر افراد جامعه با هر مسئولیتی ومقامی تبحروتخصص درنقد و انتقاد نداشته باشند چنین روش نقدوانتقاد هیچ دردی را ازجامعه حل نخواهدکرد بلکه مشکلات جامعه رانیز اضافه خواهند کرد. باید بپذیریم نمی توان با دیدگاه آرمانگرایی نقدو انتقاد عقلانی کرد. مگر می شود در آسمانها سیرودر زمین امر ونهی کرد . در جهان متمدن امروزی کشورهایی می توانند بین نهادهای اجتماعی خود ارتباط برقرارکنند که برنامه ریزی و سازماندهی عقلانی برای استفاده از نقد و انتقاد داشته باشند . گذشت آن زمانهایی که تصور شود انسانهایی هستند خارج از تخصص و توانایی خود صرفا قدرت یکی ازنهادهای اجتماعی رادردست دارندمی تواند بدون اینکه مورد نقدوانتقاد قرار گیرند دیگران را مورد مواخذه قرار دهند . چنین فرهنگ عام و گسترده ای که بر پایه سنتهای جامعه استوار بوده کاربردخودرادرجهان امروزی از دست داده است.

چنین فرهنگ عام وگسترده کاربردش عامل بازدارنده است وکورکننده استعداد دیگران همچنین فراری دهنده نخبگان جامعه و... امروزه آنچه مهم است به نقد و انتقاد با دید بادیدتخصصی توجه است.

نقدوانتقاد بایددرچارچوب اخلاق عقلانیت باشدنه تلفیقی ازقدرت وهوس بازی انسانهایی که خود را عقل کل می دانند غافل از اینکه از عقلانیت تجربی هیچ بهره ای نبرده اند. امروزه درحوزه گفتمان اجتماعی یک جامعه نقدوانتقادی مورد پذیرش است که دارای ارزش اخلاقی باشدکه بتواند مشکلی را درجامعه حل کند و یا به عبارتی باری را ازدوش جامعه بر دارد. و مهم آن است منتقدین چه خدمتی درجامعه انجام داده اند و چه حد قادرند کاری را انجام دهند.

سئله ای که درنظام اجتماعی ایران حائذ اهمیت است در حوزه گفتمان و اجتماعی اجتماعی نقدو انتقاد به عنوان یک عیب گویی ومچ گیری از همدیگر تبدیل شده است .چنانچه مسئولین ازهمدیگر،مسئولین از مردم،مردم از مسئولین،مردم از مردم و ... همدیگررا انتقاد می کنند غافل از اینکه مشکلات جامعه چیست ؟وچه باید کرد ؟ و به نظرمی رسد این عمل یک مرض فرا فکنی اجتماعی است به طوری که درحوزه گفتمان واجتماعی نظام اجتماعی ایران چالشهای شدید به وجود آورده است که این فرافکنی به عنوان یک مسئله اجتماعی قابل بررسی و پیگیری می باشد.

و زمانی نقدوانتقاد ازح مرض فرافکنی خودخارج خواهد شد که درجامعه نوع نگرش نسبت به نقد و انتقاد عوض شود . یعنی از ح سنتی (مکانیکی)به دیدگاه صنعتی

(ارگانیکی) تبدیل شود . و در چارچوب مشخص علمی قرارگیرد. وبا روش های علمی مورد ارزی قرار گیرد.اگر چنین نگرشی تحقق پیدا کند نقد و انتقاد ازح مرضی به ح تحول گرایی سوق پیدا می کند در نتیجه یکی ازساختارهای سنتی جامعه از بین خواهدرفت ومی شود باروش های علمی پاسخی برای تفاوت نقدوانتقادنیازهای اجتماعی که نقد و انتقاد پاسخ می دهند ، علل و شرایطی که نقد و انتقاد از آن ناشی می شود،

کارکردهای بیمارگونه نقد و انتقاد ، تاثیرات که نقد وانتقادبررشد ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران می گذارد و علل عیب گویی و مچ گیری در جامعه ایران از طریق نقد و انتقاد پیدا کرد.

تحدید موضوع

همانطورکه دربیان مسئله مطرح شدگفتمان نقدوانتقادمفاهیمی هستنددرتمامی حوزه های علوم به ویژه علوم انسانی مورد استفاده قرار می گیرد.واین مفاهیم درکلیت دامنه وسیعی دارند . جهت جلوگیری از پراکنش سخن در این تحقیق تلاش خواهد شد.

الف : جایگاه وشیوه گفتمان نقدوانتقادبین گروههای ،اجتماعی،حاکم وغیرحاکم (نخبگان حاکم و نخبگان غیر حاکم) نظام اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گیرد.

ب : از نظر زمانی فقط گروه های ،اجتماعی بعدازپیروزی انقلاب ی در سال 1357مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ج : با توجه به این که اوج گفتمان نقد و انتقاد بین گروه های ، اجتماعی نظام اجتماعی ایران دردوران انتخابات است.به این خاطر ازنظر فضای فقط گفتمان نقدو انتقاد دوران انتخابات مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ضرورت و اهمیت تحقیق

همانطورکه می دانیم گفتمان نقدوانتقاد زبان وبیان عملی نظارت اجتماعی بررفتارهای واجتماعی یک جامعه است .گفتمان نقد وانتقاد می تواند مانند نا خالصیهای رفتارهای اجتماعی را در نهاد یک نظام اجتماعی تسویه کند و به عبارت دیگر گفتمان نقدو انتقاد موتور حرکت یک جامعه از ساختارهای سنتی (مکانیکی) به جامعه صنعتی (ارگانیکی)است.

اما گفتمان نقد و انتقاد به صورت صحیح استفاده نشود موجب مشکلات و حتی ت یب ساختارها وکارکردهای روابط و اجتماعی نظام اجتماعی می شود.

ازآنجا که در بیان مسئله مطرح شده امروزه در جامعه ایران نقد و انتقاد به صورت مرض فرافکنی مورد استفاده قرار می گیرد.

وگاهی این نقدوانتقادچنان بی ربط ونا بجا مورداستفاده قرار می گیردکه خودانتقادکننده نا خود آگاه عملکرد و امتیازاتی که به دست آورده را زیر سوال می برد.

به عنوان مثال وقتی کشاورزی سابق ایران بعد از 16سال ازوزارت برکنار می شود به عملکرد وزارت کشاورزی انتقاد می کند جالب این که تمامی مسائلی که مطرح می کرد خودش مسبب اصلی آن مشکلات بود.

مثال دیگراینکه رئیس جمهورمحترم ایران در سفر استانی خود به مشهد مقدس در دیدار بانخبگان آن استان طی سخنرانی خود بحث توسعه اقتصادی فرهنگی و اجتماعی را توطئه قدرت های جهانی می دانست .غافل از اینکه خودش به مقام ریاست جمهوری رسیده حاصل توسعه واجتماعی ت قبلی(شکل گیری شوراهای شهروروستایی)

بوده علاوه بر این مسائل در بین توده مردم نیز وقتی از حل مشکل خود عاجز می مانند فورا" نقا دانه مشکلات خود را بر گردن ت و یا دیگران می اندازند .

ضرورت ایجاب می کندبرای حل مسئله اجتماعی به این مهمی یعنی نابجا استفاده ازنقدوانتقادکه موجب مرض فرافکنی واجتماعی درنظام اجتماعی شده به صورت علمی بانگرش های تازه وروشنگرانه جهت گشایش افقهای جدیدروابط اجتماعی درحال گذرایران مورد بررسی قرار گیرد.

سوال تحقیق

چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای و اجتماعی بوجود می آورد؟

هدف تحقیق

ازسالهاپیش دقدقه خاطرداشتیم درزمینه نقدوانتقاد که درحوزه گفتمان ، اجتماعی ایران پس از انقلاب ی (1357)مطالعه ای داشته باشم. چون تا بحال تحقیق وبررسی علمی درخصوص نقدوانتقاد درحوزه گفتمان و اجتماعی ایران صورت نگرفته است . لذا ترغیب شدم این موضوع را با اه زیر به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب و مورد مطالغه قرار دهم.

1_ ارائه تقسیم بندی جدید ازگفتمان نقد و انتقاد و اجتماعی براساس اصل اول جامعه شناسی(اصل راههاواه )که ج زیرگویای این مطلب است و اما توضیحات بیشتر در بحث مبانی نظری خواهد آمد.

ج شماره یک(1)تبیین مرتنی از گفتمان نقدو انتقاد براساس اصل اول جامعه شناسی

(اصل راهها و اه )

نتیجه

نوع

گفتمان

نوع

روابط

اه

راهها

نیازها

اشکال سازگاری

گروههای اجتماعی

سازندگی

انتقادی

درونی

+

+

+

گروه ((ما)) (همنواگریان)

رقابت

نقد

موازی

+

-

+

گروههای ((شما)) (نوگرایان)

ت یبی

انتقادی

غیر

مستقیم

-

-

+

گروههای((آنها)) (واگرایان)

2_تلاش برای برون رفت از ساختارهای سنتی نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران براساس تحلیل مفاهیم اجتماعی.

3_بررسی شیوه گفتمان نقدوانتقاددرمان گروههای ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران

اه جزیی تحقیق

1_بررس آثار منفی نقد و انتقاد بر رشد ،اجتماعی ایران.

2_بررسی شیوه گفتمان نقد وانتقاد درون گروههای ،اجتماعی.

فرضیه های تحقیق

در این پژوهش سه فرضیه مطرح است.

1_به نظرمی رسد نقدوانتقاددرخوزه گفتمان ،اجتماعی ایران نا بجا استفاده میشود.

2_ به نظر می رسد نا بجا استفاده از نقد و انتقاد،یکی از شاخصهای اصلی سنتی بودن هر جامعه می باشد.

3_احتمالا می شودازنقدوانتقاد درحوزه گفتمان ،اجتماعی یک جامعه تقسیم بندی جدید ارائه داد.

پیشینه تحقیق

به کتابخانه های تهران ،دانشکده علوم اجتماعی تهران و دانشکده علوم اجتماعی و روانشناسی آزاد واحد تهران مرکز مراجعه و بعد از بررسی فهرست منابع ،کتابهای زیر را مورد مطالعه قرار دادم.

ردیف نام کتاب نویسنده مترجم کدکتابخانه ای اثر

1_نقد تکوینی گدمن لوسین محمد تقی غیاثی 3n6g81dn

2_نقد تئوری های انقلاب کارلوت پیتر 8 الف2ک/491jc

3_نقد چیست منتقد کیست مسعود فراستی 37f 1995 pn

4_ نقد دینداری و مدرنیسم محمد جواد لاریجانی 3 l4r 5/0 190bp

5_ نقد روشهای تجربی و کمی در جامعه شناسی معاصر 55 w 610 h

6_ نقد تحقیق در تاریخ معاصر ایران حسین ملکی 35m 299 ds

7_ انتقاد شخصی واینگر هندری مهدی الوانی 4w 74 c 637 bf

8_ انتقاد شخصی استوارت سیم 7465 c 637 bf

9_ النقد ضیف شوقی 3n3z507pj

10_ نقد کالر جاناتان 6 ن 62/81 pn

11_ نقد فرهنگ اصطلاحات ادبی گری مارتین 7g 5/44rpn

12_ نقددید گاهها¸زندگی و طنزها رهی معیری n5z285a6565pk

13_ نقد و حقیقت (نقد فرانسه) شیرین دخت 313 fab 99pn

14_ نقد ادبی ب ی کارترین عباس مخبر 4b810pn

15_ نقد ادبی عبدالحسین زرین کوب جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی درتاریخ نقد و انتقادات 3 z 1 pna

16_ نقد و انتقادات پوپر بر افلاطون و ارسطو علیرضا صدیقی 4ص94پ/1649b7

17_ نقد ایدئولوژی خسروی کمال 7 ن5 خ/3/823b

18_ نقد برنامه گوته مار . گارل 7k35m2760rshx

19_ نقد فلسفه هوی دیوید نز مراد فرهادپور 24h241bd

20_ نقد و نظریه مارلوزه هربرت رویا منسجم 6m2984m945b 21- 21-نقد و نظریه هولاب رابر بشریه 3h3g22hm

22_ نقد ادبی درشناخت ادبیات وجامعه مقاله نقد و بررسی بهروز تبریزی 3t81dn

23_ نقدو الرجال مصطفی بن حسین تفرشی 32t193028 rbp

24_نقدتاریخ وسیاست درروزگارایدئولوژی ریمون آرون نادرانتخ

5 e73a1018ct

25_ نقد تفسیری 20مقاله_بارت ، رولان b580pn

علاوه بر کتابهای ذکر شده ،پایان نامه ها را نیز موردبررسی قراردادم بجزکتاب قدرت انتقاد سازنده وایزنگرکه مختصری در مورد انتقاد درون گروهی که در قالب روانشناسی اجتماعی مطرح شده بود . مطالبی در مورد بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران وجودداشته باشدنیافتم. این مطلب بیانگربکر بودن موضوع تحقیق می باشد.

روش تحقیق :

تحلیل محتوی

تلاش شده نوع تفکر ، گفتمان و سلطه اجتماعی جریانات فکری ایران بر اساس محتوی تیتر و مقالات روز نامه های بعنوان یکی از نمایندگان نظام اجتماعی ایران وکیهان بعنوان یکی از نمایندگان اصولگرایان و روز نامه سلام یا یاس نو بعنوان یکی از نمایندگان اصلاح طلبان تحلیل توصیفی و علیتی شود.

ابتدابرای اینکاردرج شماره 5 شاخصهای که به گو یه های مختلف تقسیم می شوند راساختیم واین شاخصها از جوامع ساده به پیچیده کدگذاری شدندو سپس درج دیگر

گویه های موردنظررا به شاخصهای مشخص که شامل جوامعه سنتی ،سنتی_ نظم گراینه

،نظم گرایانه،تضاد،تضاد_ عقلانی و عقلانی تقسیم بندی کردیم تا فراوانی نسبی تیترها و مقالات رو مه های مورد نظر در آنها قرار گیرند.

در مرحله بعد شاخصهای مورد نظر به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده اند

الف_ قطب مثبت شامل شاخصهای که بیانگر تفکر،گفتمان و سلطه عقلانی ، عقلانی _ تضاد وتضاد تیتر ومقالات روز نامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را می پذیرند و به گفتمان انتقادی از رقیب را اعتقاد ندارند.

ب_ قطب منفی شامل شاخصهای که بیانگر تفکر، گفتمان و سلطه سنتی ، سنتی _ نظم گرایانه ونظم گرایانه،تیتر ومقالات رو مه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را نمی پذیرند و گفتمان انتقادی از رقیب را دردستورکار خودقرارداده اند برای اینکه مقایسه ج ی انجام دهیم هرکدام ازتیترها ومقالات رو مه های موردنظرراجداگانه باروش زوجهای مثبت ومنفی مقایسه می کنیم تا

الف_فرضه تحقیق را مورد سنجش قرار دهیم.

ب_ به تحلیل محتوی توصیفی داده های روز نامه مورد نظر دست پیدا کنیم .

ج_ در مورد تیتر مقالات روز نامه های مورد نظر تحلیل علی انجام دهیم.

فرمول z = dfi ±

z± عبارت است از شدت رقابتی یا انتقادی بودن تفکر،گفتمان و سلطه حاکم بر تیترها و مقالات روز نامه مورد نظر می باشد .

dfi عبارت است از قدر مطلق مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت که بین منفی و مثبت صد درجه متغیر می باشد.

n- تعداد سطر یا ستون مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت

درجه _100á±zá100

نکته آ اینکه ابتدا داده های ج ی بصورت مقیاس ترتیبی مرتب شده و سپس به مقیاس نسبی تبدیل شده است و تمام شاخصها از شدت ی انی بر خوردار هستند.

فصل دوم

مفاهیم و اصطلاحات تحقیق

مروری بر تعریف نقد و انتقاد در لغت نامه ها و دایره المعارف

در ادبیات عامه و شفاهی فارسی نقد و انتقاد به صورت مترادف هم مورد استفاده قرار می گیرد . اما از نظر ادبیات کتبی این مفهوم با همدیگر تفاوت اساسی دارند . در این مقوله ابتدا مفهوم انتقاد و سپس مفهوم نقد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

الف_مفهوم انتقاد

انتقاد یک واژه عربی است که در انگلیسی (( critical)) 1 یعنی انتقادی ، انتقاد آمیز، نکوهشگرانه و ده گیرانه آمده است . درلغت نامه های فارسی انتقاد مفاهیمی مختلف به خود می گیرد از جمله درفرهنگ معین (( انتقاد معادل سره ، نقد گرفتن پول ،

جدا خوب ازبدی ها ده گرفتن،به گزینی مطرح شده) 2 ودرفرهنگ لغت دهخدا انتقاد معادل (( نیست گردانیدن، نابودساختن ، تمامی چیزی را گرفتن ، به تمام چیزی را گرفتن ، استیفاء حق وشیر دوشیدن))3 معنی شده واضافه می شود در لغت نامه دهخدا

(( نهی از منکربه معنی باز داشتن¸منع ،انکارکننده،خلاف امر،مترادف کلمه(انتقاد) در ادبیات فارسی است. )) 4

همانطور که ملاحظه می شود انتقاد در تمامی معانی خود به صورت یک فعل امر منفی به کار رفته یعنی تلاش شده به عنوان یک فعل بازدارنده و بر اساس بایدونباید ها حدود و اندازه ها مشخص شود.

بر خوردهای کلامی انتقادی درحوزه روابط ،اجتماعی هر جامعه معانی خاص خود را دارد به طوری که شیوه انتقاد یکی از عوامل مرز بندی افکار و شه های افراد و گروههای اجتماعی در یک جامعه می شود. که در جای خود در این موارد بحث خواهد شد .

ب_تعریف نقد

نقد نیز همانند انتقاد یک واژه عربی است که در زبان انگلیسی criti.cism)) )) 5 به معنی نقد ، هنر سنجی ،علم و اصول هنر سنجی ،مقاله ها ،خطابه ای انتقادی ،نکوهش ،عیب جویی ، ده گیری و تنقید آمده است.

امادرلغت نامه های فارسی مفهوم نقدبرخلاف انتقاددرحوزه های وسیع تری بکار رفته از جمله نقدبه معناهای((جدا دینارودرهم،سره ا سره،بهای مال وغیره به هنگام ید آن داده شود ،سکه ف ی وپول رایج،زر و سیم سره رایج،نقد مالی را تبدیل به پول نقد و رایج ))6

یادرآنچه درحال داده شودخلاف نسیه ،مال حاضروپول حاضروآماده،خلاف نسیه وعده و حواله))7یا در کتب ادبی فارسی بارها از مفهوم نقد در زمینه های مختلف استفاده شده است به طور خلاصه به چند مورد از آنها اشاره می شود .

از او رسید به تو نقد صد هزار درهم

زبنده بودن او چون کشید شاد مال(عنصری)

گوید به نسیه نقد ندهد هر که نیک است اخترش

با زرق نفروشد تنش در دام خوش آرد سرش ( ناصر خسرو)

نسیه نده نقد اگر چند نیز

به ما بود وعده و نقد خار( ناصرخسرو)

چمن حکایت اردیبهشت می گوید

نه عاقل است که نسیه ید و نقد بهشت(حافظ)

چون رفت آن نقد سیمین باز در سنگ

زنقد سیم شود دست جهان تنگ(نظامی)

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

نه هوصومعه داران پی کاری گیرند (حافظ)

هم از آن دهش نقد که اودادت

نقد او باید بردنت به بازارش (ناصر خسرو)

امروز با غم فزونترم از دی

وامسال به نقد کمتر از پارم(مسعود سعد)

نقدی که قدر بخشد چه قلب و چه رایج

لفظی که قضا راند چه سلب و چه ایجاب (خاقانی)

شبانگه چو نقدش نیامد به دست

زدلتنگی آمد به کنجی نشست(سعدی)

نقد خود را به ی مسپار

که پشیمان شوی در آ کار(اوحدی)

اما می ترسیدم که از بر خاستن لذت

نقد را پشت پای زدن کاری دشوار است(کلیله ودمنه)

زآنکه صوفی در دم نقد است مست

ل از کفر و ایمان برترست(مولوی)

چو نقدی را دو باشد یدار

بهای نقد بیش آید پدیدار(نظامی)

هنگام مدح اودل مدحت کنان او

از بیم نقد اوبه هراسد ز شاعری(فرخی)

ما و شما را به نقد بی خودی در خور است

زآنکه نگنجد در او هستی ما و شما (نظامی)

دامن او به دست من روز قیامت افتد

عمر بنقد میرود در سر گفتگوی او (سعدی)

طبع که با عقل به دلالگی است

منتظر نقد چهل سالگی است (نظامی)

نقد حال خویش را گر پی بریم

هم زدنیا هم ز عقبی بر خوریم(مولوی)

دین سره نقدی است به مده

باده فغفور به سگبان مده (نظامی)

یک ذره غم تو خوشتر آید

از نقد حضور غمگساران(عطار)

دگر نقد شاهانه آنجا نیافت

ستوران رها کرد و آنجا شتافت(نظامی)

بزرگان که نقد صفا داشتند

چنین قه زیر قبا داشتند(سعدی)

نقد صوفی همه صافی بی غش باشد

ای بسا قه که موجب آتش

اضافه می شود در لغت نامه دهخدا ( معادل نقد را مفهوم امر به معروف را به کاربرد که اشاره به امر به نیکویی است یادرتع رمردم فرمان دادن وتوجیه مردم به نیکی است که سعدی می گوید.

مرا امر معرف دامن گرفت فضول آتشی گشت در من گرفت ) 8

ج_تفاوت نقد و انتقاد در لغت نامه های فارسی

نکاتی که ازاین تعاریف به دست می آید:

1_ نقددریک حوزه وسیع ازاقتصاد،سیاست،کلام،عرفان، نقدحال و... به کار رفته ولی از مفهوم انتقاد به صورت آشکار مستقیم کمتر استفاده شده

2_ نکته اینکه انتقاد بیشتربایک فعل بکار رفته درحالی که نقد ازیک گفتمان نرمتری و وسیع تربرخوردار بوده بیشتر به صورت تفسیری و یا امر به نیکویی بوده است.

3_ بر خلاف ادبیات شفاهی و محاوره ای ،امروزی تفاوت در ادبیات کتبی مفهام نقد و انتقادازنظرمکانی ،زمانی،فضا،دستوری و... به وضوح مشاهده می شود .

4_ با اینکه بین مفهام نقدوانتقاد تفاوت اساسی مشاهده می شود ولی این تفاوتها از نظر کارکردی ، ساختاری و حتی تضادها به صورت مکانیکی یا همان سنتی پرداخته شده.

5_نکته آ اینکه در این رساله تلاش خواهد شد نقد و انتقاد با تعریف و تقسیم بندی مشخص علمی که بتواند از نظرکارکرد ، ساختار ، تضاد ،نظم اجتماعی موردمطالعه قرار گیرد.


اعتماد شما سرمایه ما

مشاهده متن کامل ...
چرا «اقتصاد مقاومتی» تبدیل به «گفتمان فراگیر» نشده است؟
درخواست حذف اطلاعات
«اقتصاد مقاومتی» هنوز به گفتمان فراگیر تبدیل نشده است؛ همین می‌تواند مهمترین دلیل برای نامگذاری مجدد یک سال دیگر به این عنوان از سوی انقلاب و از آن مهمتر، اصلی‌ترین دلیل برای عدم اجرای سیاست‌های این تز مهم اقتصاد توسط ت باشد.

 

 
چرا-اقتصاد-مقاومتی-تبدیل-به-گفتمان-فراگیر-نشده-است-.jpg

«اقتصاد مقاومتی» هنوز به گفتمان فراگیر و هژمون در جامعه ایران تبدیل نشده است؛ همین می‌تواند مهمترین دلیل برای نامگذاری مجدد یک سال دیگر به این عنوان از سوی معظم انقلاب و از آن مهمتر، اصلی‌ترین دلیل برای عدم اجرای سیاست‌های این تز مهم اقتصاد (political economy) توسط ت حجت‌ال باشد. در واقع ت یازدهم تاکنون فشار جدی از امر اجتماعی برای اقدام در راستای اقتصاد مقاومتی احساس نکرده و خیال خود را از این باب آسوده‌تر از آنی می‌داند که ما فکر می‌کنیم.

مقصود از نگارش این سطور، پاسخ به این مسئله است که چرا علی‌رغم گذشت چندین سال از پیگیری برای گفتمان‌سازی از «اقتصاد مقاومتی»، هنوز این امر آن‌طور که باید، محقق نشده و «راز بقا»ی نسبی «دگر» این گفتمان چیست؟

پیش از هر چیز باید معنای «گفتمان» واکاوی شود؛ بخش قابل توجهی از ون و افکار عمومی اشتباهاً گفتمان را با کلماتی همچون «گفت‌وگو» و مفهومی که صرفاً تکرار می‌شود، مترادف می‌دانند، اما حقیقت آن است که اساساً «گفتمان» چیزی غیر از این تصورات و بسیار فراتر از آنهاست.

«گفتمان» که در محیط‌های آکادمیک ایران بیشتر با کتاب و مقالات زوج «لاکلا» و «موف» شناخته می‌شود، یک نظام معنایی و مجموعه‌ای از نشانه‌ها ــ و هر نشانه متشکل از دال و مدلول ــ است، که واسطه ارتباط فرد با جهان خارج است و فرد از دریچه آن نظام معنایی، پدیده‌‌ها، حوادث و رخدادها را درک و معنا می‌‌کند.

برای تقریب بیشتر به ذهن، تصور کنید در شهری، سیل عظیمی جاری شده و خسارت‌های گرانباری به جا گذاشته است؛ مردم همان شهر یا سایر نقاط جهان که از این پدیده باخبر شده‌اند، می‌توانند معانی مختلفی به این سیل ببخشند؛ ح اول آن است که بخش عظیمی از مردم این سیل را "عذاب الهی" برای مردم آن شهر بخوانند، وضع دوم آنکه همین سیل و ‌هایش محصول بی‌کفایتی مدیران اجرایی شهر تصور شود و کیفیت سومی را هم می‌توان فرض کرد که اکثریت مردم آن را یک رخداد طبیعی بدانند. بدیهی است که به‌تبع فراگیر شدن هر یک از این معانی، واکنش‌های متفاوتی نیز در قبال آن پیگیری خواهد شد.

گفتمان همین‌جا ظهور می‌کند؛ تثبیت و فراگیر شدن یکی از چند ح و معنای ممکن برای یک پدیده یا نشانه در جامعه به‌معنای هژمون شدن آن گفتمان خواهد بود. در حقیقت گفتمان چیزی جز "تقلیل ح ‌ها یا معانی ممکن" برای یک پدیده نیست و این عمل از طریق «طرد» و رد تمامی معانی ممکنی که آن نشانه می‌توانست داشته باشد، امکان پذیر می‌شود.

در مثال فوق‌الذکر، برای مدلول سیل، با فراخوانی هر یک از سه دال اشاره شده (عذاب الهی، بی‌کفایتی مدیران اجرایی و رخداد طبیعی)، ایجاد یک رابطه دل بین آنها و فراگیر آن معنا، می‌توان گفتمان متفاوتی تشکیل داد.

با عبور از این مقدمات به مسئله کانونی این متن باز‌می‌گردیم؛ چرا «اقتصاد مقاومتی» به گفتمان فراگیر مبدّل نشده است:

1 ــ برای قرار گرفتن یک گفتمان در موقعیت «هژمون» و فراگیر شدن آن، وجود چند عامل ضروری است؛ نخستین آن «حاملان » است؛ بدان معنا که جمعیت قابل توجهی از نخبگان و گروه‌های مرجع و سیاست‌مداران در کشور آن گفتمان را حمایت و تبلیغ‌ کنند. از این لحاظ، هرچند دسته بزرگی از اقتصاددانان و نخبگان و جریانات در کشور بر حقانیت گفتمان اقتصاد مقاومتی اذعان کرده‌اند، اما بدون تعارف، ت مستقر و اکثر مشاورانش به این تز اعتقاد جدی ندارند.

2 ــ وجود «نشانه‌های در دسترس»، دومین عامل ضروری در هژمون‌سازی یک گفتمان است. ممکن است بخش اعظم جامعه، یک تز را در جایگاه «نظر» بپذیرند و آن را مستدل بدانند، اما اعتقاد به آن و تبدیل شدنش به یک گفتمان فراگیر نیازمند لمس و احساس واقعی کارآمدی آن توسط افراد است. ت احمدی‌نژاد تقریباً با رها اقتصاد به حال خود، به‌ویژه در دو سال پایانی، و اعلام تمایل‌های چندین‌باره رئیس ت به مذاکره با هیچ نشانه‌ای از اینکه می‌توان در شرایط تحریم نیز با اتکا به ظرفیت‌های درونی اقتصاد را روی پا نگاه داشت و در مسیر پیشرفت حرکت کرد به جامعه ارائه نداد. ت جناب حجت‌ال نیز آن‌چنان که گفته شد اساساً اعتقاد جدی به این تز ندارد و حتی با یک رویکرد شبه‌کمدی سعی دارد اقتصاد مقاومتی را هم با دال‌های خود معنی‌دار و پدیده‌هایی مانند را مصداق بارزی برای اقتصاد مقاومتی معرفی کند!

نشانه‌های مهم و معتبری از کارآمدی سیاست تکیه به ظرفیت‌های درونی کشور- به عنوان یکی از لوازم پروژه کلان‌تر مقاوم‌سازی اقتصاد- علی‌رغم تذکر مکرر آنها در بیانات انقلاب، به‌دلیل ضعف در پرداخت رسانه‌ای، در افکار عمومی تعمیق و تثبیت نشده است.پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه‌های دفاعی و موشکی از این دست مصادیق است.

3 ــ هر گفتمان، از جمله گفتمان توسعه برونزا که مانع در دسترس قرار گرفتن اقتصاد مقاومتی است، به‌طور طبیعی برخی دال‌ها را جذب و بعضی دیگر را طرد می‌کند. "توافق"، "ارتباط با غرب و " و مفاهیمی از این دست دال‌هایی است که با معانی خاصی در گفتمان مورد حمایت ت فراخوانی شده‌اند. هنر طرفداران گفتمان رقیب آن است که دال‌های طردشده و حاشیه‌ای «دگر» خود را از حاشیه به متن آورده و به‌وسیله آن گفتمان رقیب را  به وضعیت dislocation (از جاشدگی) نزدیک کنند. «عد » و «استقلال» به‌ویژه با معنای پیشرفته " در مقیاس یک ملت" مهمترین دال‌‌های طردشده توسط گفتمان توسعه برونزا و پاشنه آشیل این گفتمان است، به همین دلیل غالباً طرفداران این تز نسبت به طرح این مفاهیم و گفت‌وگو درباره آنها بی‌رغبت‌اند و برخی دیگر نیز سعی دارند مفهومی مانند استقلال را اساساً پوچ و بی‌معنی معرفی کنند.

علی‌رغم وجود چنین دال‌های طردشده و محمل‌های مناسب برای چالش کشاندن گفتمان توسعه برونزا، که هم از طریق مفهوم «عد » قادر است طبقات محروم را با خود همراه کند و نیز به‌سبب مفاهیم «استقلال» و « » استعداد همراه‌سازی طبقه متوسط و مرفه را نیز دارد، کار رسانه‌ای و تبلیغی جدی طی چند سال اخیر در این راستا صورت نگرفته است.

4 ــ یک سؤال مهم و شاید مهمترین سؤال آن است: ت محترم یازدهم نیز علی‌رغم امضای توافق هسته‌ای با غرب، نشانه قابل اتکایی برای توجیه کارآمدی گفتمان توسعه برونزا در دسترس جامعه قرار نداده است، با این وجود چرا تا کنون هیچ فشار قابل توجهی از سوی افکار عمومی برای تغییر ریل سیاست‌های اقتصادی، متوجه ت نشده است؟

علت آن است که اولاً ت محترم مستقر با لاپوشانی‌های عجیب و غریب و حتی فراتر از تصورات غربی‌ها، تلاش فراوانی به ج می‌دهد تا نقایص موجود به پای عقیم بودن توسعه برونزا نوشته نشود، مثلاً در شرایطی که علی‌رغم توافق با 1+5 و اجرای همه تعهدات توسط ت ایران، هنوز تحریم‌های مهمی همچون مبادلات بانکی و ... در واقعیت پابرجاست و مسئولان بانکی اروپا هم رسماً این موضوع را تأیید می‌‌کنند، ت ایران تمام تلاشش این است که بدعهدی طرف مقابل را از اساس انکار کند!

در وهله دوم، این مسئله ناشی از مهارت نسبی تیم عملیات روانی ت است. «تکنسین‌»های عملیات روانی ت طی نزدیک به 3 سال گذشته برای بیرون آوردن ت از مخمصه‌‌های بزرگ در افکار عمومی تلاش بسیاری کرده‌اند و هنگامی که می‌رود کارآمد نبودن توسعه برونزا به‌طور واقعی برای مردم ظهور کند، با طرح مسائل دیگر، آن موضوع را از دستور کار خارج می‌کنند، مثلا بعد از اعلام توافق هسته‌ای، آن‌گاه که باید بررسی این توافق از منظر حفظ عزت ملی و استقلال  کشور در کانون توجه قرار گیرد، موضوع کنسرت‌ها و فرهنگی به‌صورت گسترده توسط مسئولان اجرایی ت و رسانه‌های حامی‌اش در دستور کار تبلیغی قرار می‌گیرد. و یا بعد از اجرای تعهدات گسترده هسته‌ای ایران، هنگامی که باید نشانه‌هایی از گشایش اقتصادی در دسترس جامعه قرار گیرد، بلافاصله بحث‌های رادیکال درباره نظارت استصو و شورای نگهبان فراگیر می‌شود.

البته هرچند این‌گونه اقدامات در حوزه عملیات روانی در کوتاه‌مدت ممکن است باری از دوش حامیان گفتمان توسعه برونزا بردارد، با این حال این پیش‌فرض که با "رسانه‌ و تبلیغ هر کاری را به هر مدتی می‌توان انجام داد" تا حد زیادی ابلهانه و غیرواقعی است.

جامعه سرانجام با نقایص و عقیم بودن توسعه برونزا به‌صورت واقعی روبه‌رو خواهد شد، با این حال هنر رسانه‌ای و تبلیغی آن است که در مدت زمان کمتری و پیش از بروز خسارات و مضرات بیشتر، گفتمان اقتصاد مقاومتی به گفتمان فراگیر و هژمون در جامعه تبدیل شود.

 



مشاهده متن کامل ...
میشل فوکو
درخواست حذف اطلاعات

درباره‌ی میشل فوکو (1984-1926) به طنز گفته‌اند که او چندان شجاع بود، که انسان و علم را از گستره‌ی علوم انسانی بیرون کرد. فوکو شاید به واسطه‌ی سفرش درگرماگرم مبارزات انقلاب ی ایران، و جایگاه رفیعش در جهان شه‌ی غرب، شمندی با نامی شناخته شده در ایران است. شمندی که نه تنها آثارش عمدتا به زبان فارسی ترجمه شده، بلکه شرح و نقدها بر کارش نیز این امکان را یافته‌اند که ترجمه شوند. پس می‌توان اذعان داشت که شه‌ی فوکو، شه ای مهجور و ناشناخته در فضای علمی جامعه‌ی ما نیست. هدف از این نوشته نیز، نگاهی دیگر به تفکرات او، با تاکید بر کلید واژه های اصلی و کلی در منظومه‌ی فکری‌اش است. منظومه‌ی فکری‌ای که فوکو خود ترجیح می‌داد، عنوانی چون «دیرینه شناسی» و بعدها در یک رویکرد دیگر «تبار شناسی» را بر آن نهد. عنوانی که شاید گره خورده با نام آشنای «نیچه» است. اگر چه فوکو، برخلاف نیچه هرگز یک گزین گویه نویس نیست، و در پی افکندن منظومه‌ی فکری‌اش ارجاعاتی بی شمار به کل قلمرو علوم انسانی می‌دهد. برخی از متفکرین، برجسته‌ترین دستاورد فوکو را، مطرح نمودنِ روابطِ «قدرت و معرفت» می‌دانند. او در واقع یک جامعه شناس نبود، اما در آثارش به این حوزه ورود کرد، و تأثیر بسیاری بر گرایش‌های بعدی در آن نهاد. همانطور که اسمارت می‌گوید؛ در کار او چند نوع جامعه شناسی وجود دارد. ریتزر معتقد است؛ کارهای او نه تنها به نظریه‌ی جامعه شناختی ربط دارند، بلکه برای انواع د رشته های درون جامعه شناسی نیز مهمند. کار فوکو گذشته از گستردگی، پرمایه و پذیرای انواع تفسیرهاست. (ریتزر، 555: 1387) فوکو البته هیچ گاه در یک قالب باقی نماند، و خودش گفته است؛ «از من نپرسید کی هستم و از من نخواهید همان باقی بمانم.» این سخن به درستی از او نقل شده است، چرا که هرگز همان که بود باقی نماند، بررسی مفصل و دقیق کارهایش نشان می‌دهد که او در زندگی علمی خود، بارها به طرز اساسی تغییر موضع داده است. در هرصورت به زعم نویسندگانی چون سیدمن؛ اگر ژان پل سارتر برجسته‌ترین شخصیت فکری دهه‌ی 1940 و اوایل 1950 بوده باشد، کلود لوی-اشتراوس پس از او برای مدت کوتاهی به فرمانروایی رسید. میشل فوکو نیز جایگاه رفیع خود را در دهه‌ی 1970 به دست آورد. انتظار نمی‌رفت که فوکو وارث تخت و تاج پادشاه فیلسوف (یعنی سارتر) بشود. (سیدمن، 234: 1391)

زمینه‌ی فکری و شرایط اجتماعی موثر بر شه‌ی فوکو

میشل فوکو در 1926 در پواتیه فرانسه متولد شد، در سوربن فلسفه خواند، و در 1948 لیسانس گرفت. وی برای مدت کوتاهی عضو حزب کمونیست فرانسه بود ولی در سال 1951 از آن حزب کنار کشید. طی همان سال‌ها، فوکو درجه‌ی لیسانسی در روانشناسی و دیپلمی در رشته‌ی آسیب شناسی روانی گرفت. سپس به سوئد، لهستان و آلمان رفت و در دانشکده های زبان فرانسه در آن کشورها به تدریس پرداخت. سرانجام در هامبورگ با نوشتن رساله ای در باب جنون، به اخذ درجه‌ی ی نائل آمد، و در سال 1964 فلسفه‌ی کلرمون در فرانسه شد. پس از آن فوکو به عنوان «تاریخ نظامهای شه» در کلژدوفرانس برترین موسسه ی فرانسه، تدریس می‌کرد.
بشیریه می‌گوید؛ فوکو به سرعت در حوزه‌ی روشنفکری فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد. وی چشم اندازهای ی ره نوینی در فلسفه، تاریخ و جامعه شناسی گشود. در تعبیرهای گوناگون، وی را «فرزند ناخلف ساختگرایی»، دیرینه شناس فرهنگ غرب، پوچ انگار و ویرانگر علوم اجتماعی رایج خوانده‌اند. (دریفوس،13: 1389)
سیدمن معتقد است؛ فوکو عمدتا طی دهه‌ی 1960 متفکری غیر بود. سیدمن اما از اوایل دهه‌ی 1970 تا هنگام مرگش در 1984 حقیقتا به چهره ای بدل شد، به اقصی نقاط کشور و سرتاسر جهان مسافرت می‌کرد تا از مبارزه برای عد اجتماعی پشتیبانی کند. (سیدمن، 234-235: 1391)
جلائی پور در این باره توضیح می‌دهد که؛ فضای فکری و فرانسه در دوران پس از جنگ جهانی دوم که بر شه‌ی فوکو هم موثر بودند، به شرح زیر بود:
روشنفکران فرانسوی برای فهم رخدادهای مربوط به جنگ اغلب از نظریه های «سوژه محور» پدیدارشناسی وجودی استفاده می‌ د. برخی از روشنفکران هم به دلیل تمایلی که به مشارکت در امور داشتند، جذب حزب کمونیست شده بودند، که به دلیل برخی رخدادهای در اواسط دهه‌ی 50 سیر این روند به کلی وارونه شد، و باعث گسترش سرخوردگی و سیاست گریزی در میان روشنفکران شد. این حوادث همچنین سبب رویگردانی روشنفکران از ادبیات و علوم انسانی و گرایش آنان به سوی رشته های علمی نظیر معرفت شناسی، کردار شناسی، روانکاوی، زبان شناسی و علوم اجتماعی شد. در پی فضای پرآشوب سال 1968، علایق فوکو تغییر کرد. او به همراه سایر روشنفکران به عضویت کمیته‌هایی درآمد که بر ضد نژادپرستی و برای دفاع از حقوق بیماران و انجام اصلاحات در زمینه‌ی بهداشت تشکیل شده بودند. در این میان مهم‌ترین کمیته «کمیته‌ی خبر زندانیان» بود که هدفش ایجاد تریبونی برای زندانیان بود تا بتوانند در ایام ناآرامی زندان‌ها مسائل خود را بیان کنند. (جلائی پور، 190: 1387)

مرزهای فکری جهان شه‌ی فوکو

فوکو را مابعد ساختارگرا و مابعد نوگرا تلقی می‌کنند. جلائی پور نیز معتقد است؛ هرچندبرخی از محققان، فوکو را یک «نوساختارگرا» نامیده‌اند، اما او را اساسأ «پساساختارگرا» می‌دانند. (جلائی پور، 189: 1387) فوکو در آثار اولیه‌اش شدیدا تحت تأثیر ساختارگرایی بوده است، اما این تأثیر به تدریج رنگ باخت و درون دادهای دیگر، نظریه‌ی او را به مسیرهای گوناگون دیگری سوق دادند. (ریتزر، 90: 1390)
اما ر نو و دریفوس به خوبی توضیح می‌دهند که؛ فوکو هیچگاه به مفهوم دقیق کلمه، ساختگرا و یا پساساختگرا نبود و حتی بعدها از ادعاهای نیرومند خود در دیرینه شناسی دانش مبنی بر این که گفتمان، چنانکه نحله های گوناگون ساختگرایی در نظر داشتند، نظامی قاعده مند است و یا چنانکه پساساختگرایان در آن دوران مدعی بودند، خودمختار و خود مرجع است، عقب نشینی کرد. (دریفوس، 55: 1389)
یکی از دلایل پساساختارگرایی فوکو، تعدد دروندادهای نظری شه‌ی او بودند، که در این قسمت به آن اشاره می‌کنیم؛
بشیریه در مقدمه بر فراسوی ساختگرایی و هرمنیوتیک اشاره می‌کند؛ مرزهای اصلی جهان شه‌ی فوکو را پدیدارشناسی، هرمنیوتیک، ساختگرایی و مار یسم تشکیل می‌دهند. در دوران جوانیِ فوکو، دو گرایش فکری عمده در فرانسه رایج بود: یکی پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم و دیگری مار یسم. (دریفوس، 14: 1389) ر نو و دریفوس نیز معتقدند؛ به منظور روشن حرکتهای فکری فوکو از سه جهت، باید بر سه موضوع ساختگرایی، پدیدارشناسی، و هرمنیوتیک دقیقا احاطه پیدا کنیم. (دریفوس، 48: 1389) هرچند که آن دو معتقدند که وی همواره در پی آن بوده تا به فراسوی سه نگرشی که ذکر کردیم، برود. (دریفوس، 54: 1389)

ساختگرایی:

از مشخصات بارز این دوره پیدایش ساختارگرایی بود. ساختارگرایان در تلاش برای «مرکز ز » از سوژه برآن شدند از طریق کشف اصول بنیادین رفتار افراد و قواعد یا قوانین حاکم بر نحوه‌ی ترکیب این اصول، به مطالعه‌ی علمی رفتار بشری بپردازند. اما ساختارگرایی در دهه‌ی 1980 به تدریج جایگاهش را در فرانسه از دست داد و از دل آن و در واکنش به آن، پساساختارگرایی پدید آمد. پساساختارگرایان با اخذ مفاهیمی از نیچه و روانکاوی بر اهمیت زبان تأکید د. به طور کلی اینان نیز همانند ساختارگرایان می‌کوشند از سوژه مرکزز کنند و معتقدند سوژه‌ها مخلوق گفتمان‌ها هستند. (جلائی پور، 192-191: 1387)
آثار فوکو در پرتو این زمینه‌ی فکری موجود در فرانسه قرائت شده‌اند و به همین دلیل او هم ساختارگرا لقب گرفته و هم پساساختارگرا. اما همان طور که دریفوس و ر نو خاطرنشان می‌کنند، او دائما در تلاش بوده است از چارچوب شیوه های موجود مطالعه نوع بشر فراتر برود.
فوکو تحلیل ساختاری را به این دلیل که مسئله‌ی «معنا» را به کلی نادیده می‌گرفت، نمی‌پسندید؛ تحلیل پدیدارشناختی را که معتقد به سوژه‌ی مستقل و استعلایی به مثابه منبع معنا بود، رد می‌کرد و سرانجام از این پرهیز داشت که به شیوه ای هرمنوتیکی به کشف معانی عمیق، که کنشگران کم از آن‌ها آگاه بودند بپردازد. دریفوس و ر نو معتقدند او قصد داشت روش‌های مسلط موجود در عصر خود را هم «نقد کند» و هم «به کار گیرد». (جلائی پور، 192: 1387)
ر نو و دریفوس هچنین می‌گویند؛ ساختگرایان می‌کوشند فعالیت انسان را به شیوه ای علمی از طریق کشف عناصر اساسی آن فعالیت (مثل مفاهیم، کنش‌ها و مجموعه‌ی واژگان) و قواعد یا قوانین ترکیب آن‌ها توضیح دهند. (دریفوس، 49: 1389) فوکو از تحلیل ساختگرایانه که مفهوم معنا را به طور کلی حذف می‌کند و به جای آن چارچوب صوری رفتار انسان را به معنای تحولات قانونمند عناصر فاقد معنا قرار می‌دهد، اجتناب می‌کند. (دریفوس، 54: 1389)
جورج ریتزر نیز معتقد است؛ ساختارگرایی نفوذ نیرومندی بر کارهای اولیه‌ی فوکو داشت، اما در کارهای بعدی او نفوذش را کم و بیش از دست داد. فوکو را نه تنها غالبا یک مابعد ساختارگرا می‌انگارند، بلکه با عنوان «مابعد نوگرا» نیز از او یاد کرده‌اند. اگر نوگرایی را با اصطلاحهایی چون عقلانیت، هدفمندی، جامعیت گرایی، همنهاد و تعین پذیری بشناسیم، مابعد نوگرایی را نیز باید با مفاهیم متضادی چون ناب دانگی، بازی، ساخت ز ، برابر نهاد و تعین ناپذیری بازشناسیم. (ریتزر، 556: 1387)

پدیدار شناسی

فوکو تحت تأثیر پدیده شناسی نیز است، اما شه‌ی یک شناسای خودمختار و معنا بخش را رد می‌کند. (ریتزر، 556: 1387)

هرمنیوتیک

او از علم تأویل استفاده می‌کند تا پدیده های اجتماعی مورد علاقه‌اش را بهتر بشناسند. وانگهی، فوکو با حقیقت ژرف و غایی کاری ندارد؛ برای او تنها لایه‌هایی از واقعیت وجود دارند که باید پیوسته کنار زده شوند. (ریتزر، 556: 1387) وی از کوشش‌های تفسیرگرانه به منظور کشف معنای ضمنی کردارهای اجتماعی و همچنین از کوششهای هرمنیوتیکی به منظور است اج معنای متفاوت و عمیق‌تری که کارگزاران اجتماعی نسبت به آن تنها به صورت ابهام آمیزی آگاهی دارند، اجتناب می‌ورزد. (دریفوس، 54: 1389)
ریتزر معتقد است؛ کار فوکو دروندادهای نظری گوناگونی را نیز نشان می‌دهد (اسمارت، 1985). همین تنوع، کار فوکو را وسوسه کننده ولی درک آن را دشوار می‌سازد. در کار فوکو، شه‌ها صرفا از شمندان دیگر اقتباس نشده اند، بلکه ضمن ادغام درجهتگیری نظری غیر متعارف فوکو، تغییر شکل داده‌اند. برای مثال، نظریه‌ی عقلانیت وبر گرچه بی تأثیر بر ذهن فوکو نیست، اما او آن را تنها در «نقاط مرکزی» معین می‌یابد و به جای آن که مانند وبر عقلانیت را «قفس آهنین» بینگارد، همیشه در برابر آن مقاومتی را نیز تصور می‌کند. افکار مار یستی (اسمارت، 1983) نیز در کار فوکو پیدا می‌شوند، ولی او خودش را به اقتصاد محدود نمی‌کند، بلکه بر طیفی از نهادها تأکید می‌ورزد. سرانجام و شاید از همه مهم‌تر این که، فوکو علاقه‌ی نیچه به رابطه‌ی میان قدرت و دانش را می‌پذیرد، اما درباره‌ی این رابطه تحلیل بسیار جامعه شناختی‌تری به عمل می‌آورد. (ریتزر، 557-556: 1387)
بشیریه نیز در همین مورد معتقد است؛ بی شک وی تحت تأثیر شه های مار ، فروید و نیچه قرار داشته و لیکن آمیزه‌ی غریبی از آن‌ها پرورده و فرآورده‌ی تازه ای به دست داده است. مار بر روابط شه و قدرت تأکید می‌گذاشت؛ فروید به پیوند امیال و معرفت علاقمند بود نیچه ارتباط میان دانش و اراده‌ی معطوف به قدرت را بررسی می‌کرد. اما شه‌ی فوکو با همه این گرایشهای فکری عمیقا تفاوت داشته است. فوکو برخلاف پدیدارشناسی به فعالیت معنا بخش سوژه‌ی خودمختار و آزاد متوسل نمی‌شود؛ برخلاف هرمنیوتیک، قائل نیست که حقیقت غایی یا عمیقی برای کشف وجود دارد؛ برخلاف ساختگرایی، در پی ایجاد الگوی صوری قاعده مندی برای رفتار انسان نیست؛ و برخلاف مار یسم بر فرآیندهای عمومی تاریخ تأکید نمی‌گذارد بلکه خصلت منفرد و پراکنده‌ی رخدادهای تاریخی را در نظر دارد. (دریفوس، 14: 1389)
درباره‌ی عقلانیت وبر هم نظری مشابه وجود دارد؛ نظریه‌ی عقلانیت وبر گرچه در کار فوکو تأثیر داشته است، اما فقط در «جاهای کلیدی» معینی برای فوکو اهمیت می‌یابد و عقلانیت به نظر او نه یک «قفس آهنین» بلکه همواره با مقاومت روبرو بوده است. (ریتزر، 689: 1390)
عقلانیت صوری و وبری قوانین با شکل‌های قدرت «قضایی – گفتمانی» پیش مدرن مورد نظر فوکو متناظر است. فوکو معتقد است که این شکل از قانون عام و غیر شخصی و «سرکوبگر» به فردشان و کرامتی بیش از قانون مدرن اعطا می‌کند و قانون مدرن عمدتا مبتنی بر اصل درمانگری است. (لش، 1384 : 213 )
برای مار قدرت نه در سرمایه بلکه در ابزارهای تولید به مثابه‌ی سرمایه، به کارگر اعمال می‌شود، برای وسر، قدرت در همه‌ی ساختارها نهفته است و برای فوکو در گفتمان. (لش، 1384 : 366 )

دیرینه شناسی و تبارشناسی در شه‌ی فوکو

مشخصه های شه‌ی فوکو هم سرشتی نظری دارند و هم سرشتی روش شناختی. به لحاظ نظری، فوکو از طریق تحلیل تاریخی «گفتمان» های مختلفی نظیر جنون، پزشکی، زندان‌ها و س والیته به تبیین مسائل مربوط به قدرت می‌پردازد و به لحاظ روش شناختی، به طرزی خلاقانه از دو ابزار تحلیلی دیرینه شناسی و تبارشناسی استفاده می‌کند. (جلائی پور، 189: 1387) در ادامه به این دو روش می‌پردازیم؛

دیرینه شناسی

فوکو در کار اولیه‌اش درباره‌ی روش شناسی (1966) به گفته‌ی خودش، درصدد اعمال یک نوع «باستان شناسی دانش» بود. موضوع‌های بررسی او عبارت بودند از دانش، افکار و شیوه های مباحثه. (ریتزر، 556: 1387)
وی در دیرینه شناسی دانش بر آن است تا با کنار نهادن تحلیل نهادی به طور موقت، تحلیل گفتمانی خود را به صورتی ناب و خالص عرضه کند؛ و موکدا در پی اثبات این نکته است که علوم انسانی را می‌توان به عنوان (گفتمان‌های) واجد خود تنظیمی و خودمختاری درونی تحلیل کرد. (دریفوس، 54: 1389)
تحلیل اصلی فوکو درباره اشکال اساسی ساختمان افکار و شه‌ها مبتنی بر روابط قدرت و دانش است که از طریق آن‌ها انسانها به سوژه تبدیل شده‌اند. وی به بررسی روندهایی علاقه دارد که از طریق آن‌ها عقلانیت ساخته می‌شود و بر سوژه‌ی انسانی اعمال می‌گردد تا آن را به موضوع اشکال مختلف دانش تبدیل کند. از نگاه او علوم انسانی و اجتماعی خود جزئی از فرآیند اعمال قدرت و روابط اعمال سلطه بر انسان هستند. بنابراین پرسش اصلی او این است که چگونه اشکال مختلف گفتمان علمی به عنوان نظامی از روابط قدرت ایجاد می‌شوند. (دریفوس، 15: 1389)
دیرینه شناسی، تحلیل شرایط امکان تشکیل علوم اجتماعی است، و شیوه‌ی تحلیل قواعد نهفته و ناآگاهانه‌ی تشکیل گفتمان‌ها در علوم انسانی است. هدف آن توصیف آرشیوی از احکام است که در یک عصر و جامعه‌ی خاص رایج اند. آرشیو، خود موجد مجموعه‌ی قواعدی است که اشکال بیان، حفظ و احیای احکام را مشخص می‌کنند. (دریفوس، 20: 1389)
هرچند بسیاری از شارحین از آثار پیش از دهه‌ی 1970 (دوران دیرینه شناسی) و آثار پس از آن (دوران تبارشناسی) به عنوان دو دوره‌ی جداگانه در شه‌ی فوکو سخن می‌گویند. اما از نظر بشیریه آثار مختلف فوکو وحدت یکپارچه ای دارند. به هرحال او آثار پیشین خود را در پرتو علائق بعدی خود باز شی کرده است.15 بشیریه بسیاری از شارحین فوکو بر آنند که دیرینه شناسی در آثار بعدی فوکو به صورت روش مکمل تبارشناسی برای تحلیل «گفتمان‌های موردی» همچنان به کار گرفته شده بنابراین گسستی در کار نیست بلکه تنها می‌توان از تکمیل دیرینه شناسی به وسیله‌ی تبارشناسی و تأکید بیشتر بر روابط غیر گفتمانی سخن گفت. نگرش تاریخی فوکو به هر حال در هر دو روش ی ان است. در هر دو شیوه، به جای نقطه‌ی آغاز و منشأ، از تفرق، تفاوت و پراکندگی سخن به میان می‌آید. (دریفوس، 22: 1389)

تبارشناسی

روش دیرینه شناسی دانش، فوکو را از آن بازداشت تا مجموعه‌ی مسائل و علائقی را که الهام بخش شه‌ی او بودند، پیگیری کند. وی در مقابل این بن بست، مدتی به باز شی و تجدید نظر در ابزارهای فکری خود پرداخت و پس از نوشتن دیرینه شناسی دانش از کوشش برای پرورش نظریه ای درباره‌ی گفتمان کاملا منصرف شد و روش تبارشناسی نیچه را به عنوان نقطه‌ی عزیمت برای ایجاد روشی به کار برد که رابطه‌ی حقیقت، نظریه و ارزش‌ها را با نهادها و کردارهای اجتماعی به عنوان ظرف وقوع آن‌ها موضوع بررسی خود قرار می‌دهد.
با این حال روش دیرینه شناسی رد نمی‌شود. فوکو تنها کوشش برای ایجاد نظریه ای در باب نظامهای قاعده مند کردارهای گفتمانی را کنار می‌گذارد. دیرینه شناسی به صورت یک ابزار در خدمت تبارشناسی قرار می‌گیرد و به عنوان روش تشخیص ابژه های گفتمانی، در «دورنماسازی» و زدودن انس و آشنایی (رایج و کاذب ما) از گفتمان‌های جدی علوم انسانی مفید واقع می‌شود. (دریفوس، 56-55: 1389)
روش تبارشناسی به منظور کشف کثرت عوامل موثر بر رویدادها بر بی همتایی آن‌ها تأکید می‌گذارد یعنی از تحمیل ساختارهای فراتاریخی بر آن‌ها خودداری می‌کند. فوکو این نگرش را «حادثی سازی تاریخی» خوانده است. مسأله ی اصلی در تبارشناسی فوکو این است که چگونه انسانها به واسطه‌ی قرار گرفتن در درون شبکه ای از روابط قدرت و دانش، به عنوان سوژه و ابژه تشکیل می‌شوند. (دریفوس، 24-23: 1389)
فوکو برای تبارشناسی مقام علم قائل نیست بلکه آن را ضد علم می‌خواند. علوم خود موضوع تحلیل او هستند. تبارشناسی نهایتاَ، تحلیلی درباره‌ی پیدایش علوم انسانی است. وی به طور کلی رابطه‌ی علوم انسانی را با پیدایش تکنولوژیهای قدرت سوژه ساز و ابژه ساز بررسی کرده است. (دریفوس، 37: 1389)
ریتزر جهت گیری بعدی فوکو (1969) را با عبارت «شجره شناسی قدرت» به روشنی بیان می‌کند؛ در اینجا او از نیچه که به عنوان فیلسوف قدرت شناخته شده، بسیار استفاده می‌کند. فوکو می‌خواهد بداند که چگونه آدم‌ها از طریق تولید دانش بر خود و دیگران تسلط می‌یابند. او دانش را ایجاد کننده‌ی قدرت می‌داند، بدین ترتیب که نخست از انسان‌ها موجودات شناسایی می‌سازد و سپس بر همین شناساها تسلط پیدا می‌کند. فوکو از خصلت سلسله مراتبی دانش، انتقاد می‌کند. (ریتزر، 557: 1387)
فوکو چنین توضیح می‌دهد که یافتن تبار بنا نهادن یک بنیان نیست بلکه برع زدودن توهم ثابت بودن است، تکه تکه آن چه پیش از این واحد به نظر می‌رسید، ناهمگون بودن آن چیزی را نشان می‌دهد که همگن به شمار می‌آیند در واقع تبار شناس با آشکار وجود لایه های متعدد در تبار یک پدیده ادعای بی ثباتی را از درون تهدید می‌کند. (سیدمن، 207-206: 1391) به نظر فوکو تبار شناسی به ما می‌آموزد که هیچ ذهن شناسنده‌ی فردی یا جمعی وجود ندارد که تاریخ را به حرکت در آورد.
فوکو می‌خواهد بداند که چگونه آدم‌ها از طریق تولید دانش برخود و دیگران تسلط میابند، فوکو دانش را ایجاد کننده قدرت می‌داند. (ریتزر، 557: 1387) همانطور که قدرت مسلط دانش را تعریف می کند ی هم که دانش دارد قدرت بیشتری برای هویت بخشی به مفاهیم دارد فوکو به تبع نیچه که مسیر های تاریخ را متعدد و بدون خاستگاه مشخص می‌دانست قدرت را نیز «نیروی محرک» تاریخ به شمار می‌آورد و می‌نویسد شاید تحولات نوعی نقطه‌ی اوج به شمار می‌آیند اما در واقع صرفاً جنبه ای از انقیاد هستند. (سیدمن، 207: 1391)
هدف فوکو در تبار شناسی آشکار این است که ما چگونه با تولید حقیقت برخود و دیگران حکومت می‌کنیم. فوکو با علوم انسانی دست به تحلیل رابطه قدرت و حقیقت زده و به این نتیجه رسیده که نظام قدرت هم شرط تولید حقیقت درباره انسان و هم پیامد آن است. مطالعات او در رشته های مختلف رابطه دو جانبه میان قدرت و حقیقت را نشان می‌دهد. (حقیقی، 190: 1382)
تبار شناسی، پیدایش علوم انسانی و شرایط امکان آن‌ها را به نحو ج ناپذیری با تکنولوژی‌های قدرت مندرج در کردارهای اجتماعی پیوند می‌دهد. مسئله اصلی در تبار شناسی فوکو این است که چگونه انسانها به واسطه قرارگرفتن در درون شبکه ای از روابط قدرت ودانش به عنوان سوژه وابژه تشکیل می‌شوند. به طورخلاصه موضوع تبارشناسی فوکو تحلیل شرایط تاریخی پیدایش و وجود علوم انسانی، روابط آن‌ها با تکنولوژی‌های قدرت و آثار سوژه سازو ابژه ساز آن‌هاست فوکو بعنوان تبار شناس، به جای اصل‌ها معانی نهفته یا نیتمند یا آشکار روابط زور و اجباری را می‌یابد که خود را در رخدادهای خاص حرکتهای تاریخی و تاریخ ظاهر می‌سازد فوکو در واقع می‌گوید به حضور ثابت حقیقت یا خود حقیقیت توجه نکنید. (دریفوس، 24-22: 1389)

آثار فوکو

با رهیافت دیرینه شناسی
فوکو در دهه‌ی 1960، با کتابهای جنون و تمدن، تولد درمانگاه و نظم اشیاء، شروع به پیدا شخصیت فکری خود کرد. این آثار چندان از برنامه‌ی ساختارگرایان برای ترسیم قواعد درونی نظم سیستماتیک- به خصوص نظم دوتایی های زبانی- حاکم بر پدیدارهای اجتماعی، فاصله نگرفتند. طی دهه‌ی 1960 فوکو به زبان ساختارگرایی سخن می‌گفت، هرچند که آن را به سمت و سویی تاریخی و کشانده بود. (سیدمن، 234: 1391) آثار اولیه‌ی فوکو با روش دیرینه شناسی نوشته شدند. در قسمت اول آثار او به این کتاب‌ها می‌پردازیم؛

1. دیوانگی و تمدن؛ تاریخ جنون در عصر عقل
موضوع کتاب: دیرینه شناسی دانش در مورد روانپزشکی
نخستین اثر مهم او درباره‌ی جنون بود. او در جنون و تمدن به بررسی شرایط تاریخی حبس و طرد گروه های مختلف می‌پردازد: جذامیان در قرون وسطی، دیوانگان در عصر رنسانس، فقرا و دیوانگان و بی خانمان‌ها در عصر کلاسیک. این رویداد طرد مکانی، نوعی تکنولوژی قدرت برای دسته بندی اقشار مختلف مردم بود. فوکو با ارائه‌ی شرحی از تاریخ پیدایش تیمارستان در اوا قرن هجدهم به تبیین شرایط تاریخی شکل گیری علوم انسانی و پزشکی و روان پزشکی مدرن می‌پردازد و می‌کوشد با کندوکاو در اهمیت و اعتباری که عقل در عصر روشنگری پیدا کرد، از رابطه‌ی میان دانش و قدرت بردارد. (جلائی پور، 193: 1387)
فوکو به اصلی برای طرد یا کنار گذاری اشاره می‌کند، اصلی که به زعم او از زمره‌ی ممنوعیت نیست بلکه از مقوله‌ی تقسیم بندی ( partage ) و نخواهندگی ( rejet ) است و منظورش تضادی است که میان عقل و دیوانگی وجود دارد. «دیوانه ی است که گفتارش قبول عام گفتار دیگران را ندارد، پیش می‌آید که سخن دیوانه، سخنی بی ارزش تلقی می‌شود که نمی‌توان به آن استناد کرد، سخنی است که نمی‌توان به آن استناد کرد، سخنی است که نه حقیقتی در آن است، نه اهمیتی، نه اعتباری در مرجع عد دارد، نه سندیتی برای اثبات اص یک عمل یا یک قرارداد. اما در عوض این هم پیش می‌آید که برای سخن دیوانه، در مقابل هر نوع سخن‌های دیگر قدرت‌های عجیبی قائل شوند، مثلا قدرت بیان حقیقتی پنهان، قدرت بیان آینده، قدرت دید معصومانه‌ی آن چیزی که تمام مردمان دیگر قادر به دریافتن آن نیست». (فوکو، 15-6: 1380)
لذا فوکو نتیجه می‌گیرد که سخن دیوانه هرگز شنیده نشده است و در آن سوی عقل، تقسیم بندی و مرز بندی شده است و این در طول قرن‌ها در اروپا رواج داشته است. فوکو در دوره‌ی مدرن که یکی از سه اپیستمه ی (صورت بندی دانایی) مورد شناخت او است از تک گویی روانپزشکی درباره‌ی جنون سخن می‌گوید و سکوت جنون در قامت بیماری که باید گوش به فرمان این تک گویی بماند.

2. تولد درمانگاه؛ دیرینه شناسی ادراک پزشکی

موضوع کتاب: گفتمان پزشکی و ساختار مسلط برآن
در کتاب بعدی‌اش، تولد درمانگاه، به دیرینه شناسی دانش پزشکی و تفسیر دوباره‌ی تحلیل رایجی می‌پردازد که حرفه‌ی پزشکی از نحوه‌ی پیدایش خود ارائه می‌دهد، این که چگونه در قرن هجدهم از افات فاصله گرفت و به حقیقت عینی درباره‌ی بدن و بیماری روی آورد. (جلائی پور، 193: 1387)

3. نظم اشیاء؛ دیرینه شناسی علوم انسانی

موضوع کتاب: بررسی شرایط امکان پیدایش علوم انسانی (پیدایش انسان به عنوان موضوع دانش)
فوکو بعدأ دیرینه شناسی نهادها را کنار گذاشت و به دیرینه شناسی گفتمان‌ها روی آورد. او در اثرش، نظم چیزها می‌کوشد ساختار گفتمان‌های رشته های مختلفی را که موضوعشان جامعه، افراد و زبان است، تحلیل کند. (جلائی پور، 193: 1387)

4. دیرینه شناسی دانش

موضوع کتاب: تفسیر دیرینه شناسانه از تحولات در حوزه‌ی معرفت تاریخی
فوکو در اینجا می‌خواهد رویدادهای مباحثه ای و عبارتهای نوشتاری و گفتاری را مورد بررسی قرار دهد. او به ویژه به عبارت‌های اولیه در تاریخ یک رشته علاقمند است. او می‌خواهد آن شرایط اساسی که مباحثه را امکانپذیر می‌سازند، کشف کند. وحدت این عبارت‌ها، نحوه‌ی شکل گیری آنها به صورت یک علم یا یک رشته، از گویندگان این عبارت‌ها سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از قواعد و رویه های بنیادی مباحثه برمی خیزد. این رهیافت به شدت ساختاری در کارهای اولیه‌ی فوکو، بعدها رها شد زیرا در مورد قضیه‌ی قدرت و رابطه‌ی میان قدرت و دانش چندان گویا نبود. (ریتزر، 557: 1387)
نظریه‌ی گفتمان فوکو بخشی از دیرینه شناسی او بود. او در مطالعات «دیرینه شناسانه» خود به دنبال قواعدی بود که تعیین می‌ د کدام گزاره‌ها در یک دوره‌ی خاص تاریخی به منزله‌ی گزاره‌هایی معنادار و صادق پذیرفته شوند. اکثریت رویکردهای موجود به تحلیل گفتمان برداشت فوکو از گفتمان را سرمشق خود قرار داده‌اند و آن را مجموعه ای قاعده مند از گزاره‌هایی قلمداد می‌کنند که محدودیت‌هایی برای معنادار بودن گزاره‌ها وضع می‌کنند. ص (یورگنسن، 36: 1391)
گفتمان ( discourse ) معانی متفاوتی دارد، اما آن را می‌توان به عنوان نحوه‌ی استفاده از زبان که هر چند ناخودآگاه در بر دارنده‌ی مجموعه ای خاص (و به لحاظ فرهنگی و تاریخی مشخص) از باورها و دلمشغولی ها باشد تعریف کرد. گفتمان در معنای فوکویی آن «رژیم» یا قلمروی زبانی است که نمی‌توان آن را از «صورت بندی‌های» اجتماعی‌ای که آن را سازمان می‌دهند و از آن استفاده می‌کنند متمایز ساخت. آثار میشل فوکو به بررسی روابط پیچیده‌ی میان گفتمان‌ها، نهادها و اقدامات (مانند گفتمانهای جرم شناسی، نهادهای جزایی و اقدامات ایجاد نظم) می‌پردازند. اصطلاح «گفتمان مع » نیز از فوکو است و به معنای اقدام یک گروه تحت ستم برای تصاحب زبانی سرکوبگر برای خود است. پست مدرنیست ها مخصوصا به نحوه‌ی زندگی ما با گفتمان‌هایی که ما را تعریف می‌کنند (گفتمان‌های طبقه، نژاد، ملیت، ت و مانند این‌ها) و نحوه‌ی تعارض این گفتمان‌ها با یکدیگر علاقه دارند. (وارد، 8-237: 1384)

آثار تبارشناسانه

در دهه‌ی 1970، موضوع علاقه‌ی فوکو از گفتمان به مسئله‌ی قدرت و از دیرینه شناسی به تبارشناسی تغییر می‌یابد. او در آثار بعدی خود، مثل مراقبت وتنبیه و تاریخ س والیته، در پی تحلیل روابط قدرت، دانش و بدن در جامعه‌ی مدرن است. به طور کلی در نوشته های فوکو درباره‌ی قدرت این قضیه مطرح است که قدرت صرفا به نهادهای محدود نمی‌شود، بلکه در جهات گوناگون عمل می‌کند و هم از پایین و هم از بالا اعمال می‌شود. (جلائی پور، 194-193: 1387)
روش تبارشناسانه ی فوکو در دو اثر مهم آ ش، مراقبت و تنبیه، و تاریخ س والیته به کار گرفته شد؛

1. مراقبت و تیبیه

موضوع کتاب: بررسی اشکال مجازات در زندان و بررسی تمایز مردم عادی و مجریان (دل ‌های دوطرفه دانش و قدرت)
فوکو در کتاب مراقبت و تنیه به عنوان نخستین اثر عمده در تبار شناسی مساله‌ی حبس و تحول در اشکال مجازات و پیدایش زندان و تمایز میان مجرمان و مردم عادی را بررسی کرد. تا میانه سده 18 در اروپا شکنجه در ملاءعام امری بسیار رایج بود. دراین نمایش‌ها، شکلهای بسیار متنوع و درجه بندی شده ای از شکنجه و به درون آوردن جسم انسان محکوم به کار می‌رفت که در نهایت به مرگ او ختم می‌شد. 80 سال بعد نظام کیفری اروپا دگرگون شد و نظام انسانی جدید جانشین نظام شکنجه یاد شده گردید. دیگر جسم آدمی در معرض شکنجه های طاقت فرسا قرار نمی‌گیرد، هدف اصلی کیفر شناسی جدید درون آدمی است. پیدایش زندان‌ها در غرب پدیده ای جدید و یکی از جلوه های بارز فن آوری انضباطی به شمار می‌رود.
فوکو به این موضوع علاقمند بود که دانش چگونه تکنولوژی‌هایی را برای اعمال قدرت به بار می‌آورد. طرح «نظارت فراگیر» جرمی بنتام به معنای «نظام سراسر بین» ساز و کاری که طوری طراحی شده که همه چیز بدون وقفه و به طور دائم قابل رویت و درنتیجه قابل شناسایی و مراقبت بود.
به باور فوکو قدرت از اجتماع عوامل غیر شخصی، از جمله نهادها، هنجارها، مقررات و قوانین و گفتمان‌ها نشئت می‌گیرد و ساختاری دارد که با دانش پیوندی انکار ناپذیر دارد او مدعی بود تبارشناسی یکی از شکل‌های ممکنی است که مطالعات انسانی می‌تواند به منزله‌ی جزئی از سیاست ضد انضباطی به خود بگیرد.

2. تاریخ ت(س والیته)

تاریخ ت درآمدی است بر طرحی گسترده در مورد دودمان ت و ارتباط آن با حقیقت، دانایی، ذهنیت و قدرت در گسره تاریخ غرب بررسی می‌شود. هدف اصلی فوکو از نوشتن این اثر بحث درباره اراده معطوف به حقیقت و دانایی در حوزه امیال و کنش‌های است.
ت عبارت است از راهبردی در جهت اداره، تولید و نظارت بر اندام آدمیان و مناسبات اجتماعی آنها به عبارت دیگر در فرهنگ مدرن، ت به صورت اهرمی برای چیرگی وجود انسانها به کار می‌رود. (فوکو، 163-162: 1384)
از قرن 17 به بعد با رواج فرهنگ ویکتوریایی گفتگو درباره امیال واعمال در کلیه سطوح جامعه تحریم شد در این دوران برای مهار س نخست آن را در سطح زبان به انقیاد در آوردند و آن را در گفتار مهار د و نوعی سانسور همراه با حجب و حیای مدرن سکوت در رابطه با س را تحمیل کرد و تنها حوزه ای که رفتار و گفتار در آن مجاز اعلام شد کانون شویی بود. از قرن 18 به بعد گفتار موضوع سرکوب اجتماعی قرار گرفت. نوعی جنب و جوش گفتمانی که از سده‌ی 18 به بعد شتاب گرفت که با اهانت به حجب و حیای مدرن به صراحت از س نام می‌برند ازقرن 18 ت، موضوع اصلی پژوهش علمی قرار گرفت و از دیدگاه روان شناسان، اصلاح طلبان، حقوقدانان و پژوهندگان اجتماعی نشانه سلامت و به طور کلی هویت آدمیان شناخته شد. ازاین دوران اعتراف به منزله یادآوری و بازگویی گفتار وکردارگناه آلود نزد متولیان مذهبی و به عنوان گونه ای تمرین روحی و ابزار قدرت وسلطه درصومعه ها وکلیساها سخت رواج داشت. د ایان قرن 18 ازدواج محور قوانین، مقررات و هنجارهای حاکم براعمال و رفتار شد و روابط شویی درمعرض مراقبت ونظارت دقیق و مستمر قرارگرفت تکثیر گفتمان‌های در مورد س که در حوزه‌ی اعمال قدرت روی داد تحریک نهادینه به سخن گفتن در مورد س ، اصرار و سماجت نهادهای قدرت در شنیدن گفتارها در در مورد س واداشتن س به سخن گفتن به شیوه ای صریح از پیامدهای تحول قرن 18 در این رابطه بود. این تحریک به سخن گفتن از س نوعی تحریک ، اقتصادی، و تکنیکی بود و س به یک موضوع پلیسی تبدیل شد، ولی در سده 19 از س همچون چیزی سخن گفتند که صرفا نباید آنرا سرکوب و محکوم کرد بلکه باید آن را مدیریت کرد و در نظام‌های فایده مندی گنجاند، با در نظر گرفتن 3 سده‌ی اخیر به همراه دگرگونی‌ها دگرگونه های مدوامشان، مسائل کاملاً متفاوتی به نظر می‌رسند و ما شاهد انفجار تمام عیار گفتمانی حول س هستیم ابتدا یک پالایش در رابطه با س وجود داشت، نزاکت نوین کلمه‌ها را از صافی رد می‌کرد «پلیس کلمات» کنترل گفته‌ها به سختی تعریف می‌شد کجا و کی از چه کلماتی استفاده کنند با این حال در سطح گفتمان‌ها و حوزه‌هایشان پدیده ای تقریباً مع رخ داد.
با بررسی تاریخ ت می‌توان چند موضوع را در نظر گرفت: اول آنکه در می‌ی م روابط قدرت حتی برآنچه که ما آن را درونی‌ترین تجربه‌ی خود یعنی تمایلات پنهان خود، می‌دانیم تاثیر می‌گذارد. به بیان فوکو از قرن 17 بیان و اظهار مسایل تحت مراقبت و کنترل قرار گرفت و این امر ادب و نزاکت جدید تلقی می‌شد. دوم آنکه فوکو در پی آن است که منشا رویه های متعدد اعتراف را پیدا کند، رویه‌هایی که فرد به واسطه‌ی آن‌ها مجبور می‌شود که امیال و خواسته های خود را بیان کرد و در معرض تفسیر و تعبیر قرار دهد عمل اعتراف در صومعه های اولیه ی آغاز گردید و رفته رفته به حقوق روان پزشکی و پزشکی، آموزش و پرورش، روابط خانوادگی و نظایر آن تسری پیدا کرد. سوم آنکه فوکو به واسطه‌ی تاریخ خاص و مشخصی، شبکه ای از روابط را که به تجربه‌ی ما نظم داده و بدان جان تازه ای بخشیده توضیح می‌دهد (استونز، 389-388: 1383) گفتمان در باره س از 3 سده‌ی گذشته به این سو به جای کم شدن افزایش یافته و گرچه این گفتمان با خود نهی و ممنوعیت‌های را همراه آورده اما به گونه ای بنیادین‌تر، استحکام واشاعه ی گوناگونی را تضمین کرده است.
ایمان به قدرت روی زندگی و میل دو صورت به خود گرفت: اول نوعی سیاست کالبدی در مورد بدن انسان مطرح شده بود که هدف آن تحت انضباط در آوردن بدن انسان و (غریزه ) بود، دوم یک نوع (سیاست جمعیتی زیست شناختی) که هدف آن، اعمال نظارت و تنظیم رشد جمعیت، بهداشت و امید به زندگی نظایر آن بود.

نتیجه گیری

همانطور که جلائی پور می‌گوید؛ فوکو تا دهه‌ی 1970، یعنی زمانی که آثارش کم کم به زبان انگلیسی ترجمه شدند، چندان در دنیای انگلیسی زبان شناخته شده نبود. با این حال، هنگامی که در سال 1984 درگذشت، تأثیر او به قدری عظیم و گسترده بود که رو مه های سراسر جهان خبر مرگ او را منتشر د. کاسینز و حسین متذکر می‌شوند که تفاوت بین تاریخ نگاری معمولی و کارهای فوکو در استفاده‌ی او از «تاریخ موردی» نهفته است، روشی که بیش‌تر بر فهم پذیری مبتنی است تا بر جامع بودن تاریخ نگاری معمولی. کارهای فوکو باب شیوه ای جدید را در تحلیل تاریخ گشودند. یکی دیگر از تأثیرات فکری فوکو این بود که مطالعه‌ی بدن را به عنوان موضوع پژوهشی مهمی مطرح کرد. (جلائی پور، 194: 1387)
ر نو و دریفوس معتقدند؛ به عقیده‌ی ما آثار او مهم‌ترین کوشش فکری زمان ما هم برای پرورش روش مطالعه در انسان و هم به منظور بازشناسی وضع فعلی جامعه‌ی ماست. (دریفوس، 45: 1389)
ریتزر می‌گوید؛ فوکو در سراسر تاریخ، از توحش ابت گرفته تا انسانیت جدیدتری که مبتنی بر نظامهای معرفتی پیچیده تری است، هیچ پیشرفتی را نمی‌بیند. او تاریخ را چرخش متوالی از یک نظام سلطه‌ی (مبتنی بر دانش) به نظام دیگر، می‌انگارد. هرچند این تصویر او کلا تیره و تار است، اما فوکو در بعد مثبت شه‌اش بر این اعتقاد است که قدرت مبتنی بر دانش همیشه با معارضه روبرو است و پیوسته در برابر آن مقاومت دیده می‌شود. گرچه فوکو دانش را بی ارتباط با قدرت نمی‌داند، اما در این میان هیچ توطئه ای را از سوی اعضای نخبه‌ی جامعه تشخیص نمی‌دهد. یک چنین توطئه ای دل بر وجود کنشگران آگاه می‌کند، حال آنکه فوکو بیشتر درصدد آن است که روابط ساختاری به ویژه میان دانش و قدرت را بازشناسد. (ریتزر، 557: 1387)
از جمله انی که فوکو را نقد کرده‌اند بری اسمارت است. اسمارت می‌گوید: متداول‌ترین انتقاد از آثار فوکو این بوده است که آثار او منکر «هر گونه اساسی برای مداخله‌ی مترقی‌اند» و انتقاد دیگری، که در نهایت به همین نتیجه ختم می‌شود، این است که آثار فوکو تاثیری عقیم کننده و از خود تهی کننده داشته و «هیچ مجال ممکنی برای پا پیش گذاشتن» باقی نمی‌گذارند. خلاصه آنکه، آن چه آثار او فاقد آن دانسته می‌شوند توصیه یا جهت دهی برای عمل، یعنی نبود پاسخی برای پرسش «چه باید کرد؟» است. (اسمارت، 1380 : 237 )
کتابنامه
ریتزر، جورج، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه‌ی محسن ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ سیزدهم 1387
سیدمن، استیون. کشاکش آراء در جامعه شناسی، هادی جلیلی، نشر نی 1391
دریفوس، هیوبرت، پل ر نو، میشل فوکو فراسوی ساختگرایی و هرمنیوتیک، نشر نی، چاپ هفتم 1389
جلائی پور، حمیدرضا، جمال محمدی، نظریه های متأ جامعه شناسی، نشر نی، چاپ اول 1387
ریتزر، جورج، داگلاس جی. گودمن، نظریه جامعه شناسی مدرن، ترجمه‌ی خلیل میرزایی، عباس لطفی زاده، نظر جامعه شناسان، چاپ اول 1390
لش، اسکات، جامعه شناسی پست مدرنیسم. ترجمه‌ی حسن چاوشیان، نشر مرکز، چاپ دوم 1384
حقیقی، شاهرخ. گذار از مدرنیته، نشر آگه، 1382.
یورگنسن، ماریانه، لوئیز فیلیپس، نظریه و روش در تحلیل گفتمان، نشرنی، چاپ دوم 1391
وارد، گلن، پست مدرنیسم. ترجمه‌ی علی مرشدی زاد، نشر قصیده سرا 1384
ضیمران، محمد. «میشل فوکو: دانش و قدرت»، هرمس، 1384.
استونز، راب، متفکران بزرگ جامعه شناسی، مهرداد میر دامادی، نشر مرکز، 1383.
اسمارت، بری و ... : فوکو در بوته‌ی نقد. ترجمه‌ی پیام یزدانجو، نشر مرکز 1380


مشاهده متن کامل ...
معرفی کتاب در ایام الله (گفتمان انقلاب ی )
درخواست حذف اطلاعات

گفتمان هویت و انقلاب ی ایران

تدوین: علی اشرف نظری

تاریخ انتشار: داد 1387

تعداد صفحات: 296

شابک: 1-282-419-964-978

نوبت چاپ: اول، بهار 1387

قیمت: 25,000 ریال

شمارگان: 1500

معرفی کتاب:

انقلاب ی یکی از اعجاب انگیز ترین و مهم ترین پدیده های قرن بیستم می ّاشد که توجه اکثر علاقه مندان و پژوهشگران حوزه ی علوم را به خود نموده است. این انقلاب، انقل عظیم و مردمی است که با نفی هژمونی هویت های پیشین در قالب هایی نظیر غرب گرایی، ایرانشهری و باستان گرایی، شبه مدرنیزاسیون ، سوسیالیسم، کمونیسم و … و با ایجاد هویتی «معناساز» و «معنا بخش» در صدد بر آمد با بهره گیری از فرهنگ سیاس ی ـ شیعی به ترسیم زوایا و ابعاد «بودن در این جهاد» بپردازد. الگویی که با ارائه ی درکی نو اما ریشه دار از مذهب شیعه و با بهره گیری از نظام معنایی و شگی بدیع توانست بر بحران هویت پیش از انقلاب غلبه کند و طی یک فر آیند تاریخی به صورت الگوی غالب فعالیت جلوه نموده و هویتی نوین و متمایز را بر پایه ی بنیان های ارزشی و آموزه های دینی شکل دهد. حال مسئله ی اصلی این است که علیرغم وجود تنوعات هویتی موجود در جامعه ی پیشا انقل ایران و ورود جریان های فکری ایدئولوژیک بیگانه، چگونه شیعی توانست به عنوان« دال متعالی معنابخش» به مرجع یگانه ی وضع هویت غالب مبدل گردد و طی فرآیند هویت سازی، انسجام از دست رفته ی ناشی از بحران هویت را به جامعه بازگرداند. فهم این امر جز با توجه به دو بعد هویت یعنی هویت های درون گفتمانی گرایان و فهم هویت های دیگر امکان پذیر نیست. هویت در این معنا به مثابه چارچوب های مشخصی است که شباهت ها و تفاوت ها را آشکار می سازد و امکان برقراری ارتباطی معنادار و مستمر را میان افراد جامعه فراهم می سازد. به تعبیر بهتر، فهم هویت متضمن توجه به دو معنای اصلی آن است: اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق و معنای دوم آن به مفهوم تمایز است و آنچه هویت اشخاص و جوامع را می سازد، اغلب درک تفاوت ها و تمایزات میان «ما و دیگری» است. «آلن تورن» در این باره می نویسد: «فرآیند هویت ی متضمن کنش متقابل میان سه قطب به هم پیوسته است: متمامیت، هویت و مخالفت؛ هویت یک در گستره ی یک حوزه ی اجتماعی و کنش در مخالفت با یک دیگری شکل می گیرد». به طور کلی از منظر درونی، زمینه ی بروز هویت ی ـ شیعی به نوعی مبتنی بر رویکرد جمعی به مذهب است که بیانگر اعتماد عمیق به مبانی هویت ساز مذهب شیعه می باشد و همین خصلت است که به انقلاب ایران در میان سایر انقلاب های عصر ما جایگاهی ویژه و منحصر به فرد می بخشد. بهترین عنوان که بر کل این جریان می توان نهاد، «احیای » مذهب در نحله ی فکری تشیع است که بر اساس آن، دین در قالب «اراده ی جمعی» ، هویت مردم را به طریقی که بتواند دین را به عنوان یک نیروی انقل احیا نماید، تضمین نموده است. به تعبیر میشل فوکو، «مذهب به راستی واژگان، آئین و نمایشی بی زمان بوده است که می توان در درون آن نمایش تاریخی ملت را جای داد که هستی شان را در مقابل هستی پادشاهانشان قرار می دهند». از سوی دیگر و از منظر برون هویتی، توفیق تشیع به مثابه ایدئولوژی هویت ساز انقلاب می بایست با ملاحظه ی روند افول و تضعیف دیر ایدئولوژی ها و جریان های فکری رقیب نظیر ملی رایی، مار یسم سوسیالیسم غرب گرایی و تجدد و باستان گرایی مورد ارزی قرار گیرد. «حامد الگار» با نگاه به روند بسیج و شعارهای مردم، ضمن تبیین هویت انقلاب ی می نویسد: «ار شالوده ی های پیشین در ایران را ائتلافی از نیروها و چهره های شاخص گروه های غیرمذهبی و ملی گرا تشکیل می دادند که به نسبت های مختلف با یکدیگر ترکیب شده بودند، در مقابل انقلاب ی سال 1978-1979 میلادی جوهری کاملا داشت و مشارکت عناصر غیرمذهبی در آن کاملا حاشیه ای بود بر این مبنا شیعی پیامی بود آشنا که قرن ها در دل و جان مردم نفوذ داشت؛ پیامی با مایه های انقل تند و نافذ که وعده ی حکومت مستضعفان را می داد؛ پیامی که همه آن را می شناختند و آن را مظهر شخصیت و هویت از دست رفته ی خویش می دیدند». بنابراین مسئله ی اصلی پژوهش حاضر فهم گفتمان ی ـ شیعی و هویت های متکثر و رقیبی است که در تمایز با این گفتمان وجود داشته اند. اینکه عناصر و مؤلفه های گفتمان های هویتی کدامند و چگونه هویت ی ـ شیعی بر هویت های رقیب برتری یافته است؟ سوال اصلی این پژوهش را می توان چنین صورت بندی نمود: انقلاب ی تا چه میزان حاصل بحران هویت است و این انقلاب تا چه اندازه در هویت سازی موفق بوده است؟ آیا ظهور انقلاب ی به معنای نارسایی مؤلفه های هویت بخش پیشین و بحران هویت در گفتمان رسمی پهلوی بوده است؟ هویت ی ـ شیعی تا چه میزان موجب انسجام و همبستگی اجتماعی گردید و تحت تأثیر شرایط پس از انقلاب چه تحولاتی را از سر گذرانده است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها فرضیه ی اثر حاضر را می توان این گونه بیان کرد: «آنچه تفوق تشیع را به عنوان عاملی هویت ساز و استعلایی جهت معنابخش و تشخص، تضمین نموده است بهره مندی این ایدئولوژی از مقبولیت، مشروعیت ، قابلیت انطباق با ارزش های عمومی، ابتنا بر خواسته ها و اراده ی عمومی ناکار آمدی ایدئولوژی های رقیب است». در واقع، از منظری گفتمانی، گفتمان شیعی توانسته است با ایجاد شبکه ی از معنا، به تعریف، تبیین و مرکزیت ی هویت دینی در فرآیند انقلاب نائل شود و ضمن تحدیدها حصرهای گفتمانی، ایدئولوژی هویت ساز رقیب را به حاشیه براند. پژوهش حاضر در چهار بخش تنظیم شده است: در بخش اول مفهوم هویت بر اساس تحلیل گفتمان مورد تبیین قرار می گرد. در این گفتار مفاهیم هویت، بحران هویت، گفتمان ، هژمونی ، مرکزیت ی گفتمان های هویتی و ابعاد فردی و جمعی هویت مورد تأمل قرار می گیرد. در بخش دوم به گفتمان های هویتی جامعه ی ایران در سال های 1320-1357 پرداخته می شود. در این زمینه چهار گفتمان هویتی ناسیونال ـ سکولار (گفتمان رسمی ت پهلوی) ، گفتمان سوسیالیسم و مار یسم (گفتمان هویتی چپ) گفتمان هویتی لیبرال ـ ملی گرا و گفتمان هویتی گرایان مورد واکاوی قرار می گیرد. بخش سوم به بحث درباره ی چگونگی مرکزیت ی گفتمان ی ـ شیعی در انقلاب ی می پردازد. اینکه عناصر درون گفتمانی هویت ی ـ شیعی کدامند و متأثر از چه مؤلفه ها و عواملی در کانون گفتمان های هویتی قرار گرفته است؟ و بالا ه در واپسین گفتار این پژوهش فرآیند هویت سازی در دوران پس از انقلاب ی بررسی می شود و در این راستا گفتمان های هویتی لیبرال، گرا، سازندگی و اصلاح طلب مورد توجه قرار می گیرد. در این پژوهش تلاش شده است با اتخاذ رویکردی علمی، ابعاد هویت مندرج در گفتمان هویتی انقلاب ی مورد تأمل و توجه قرار گیرد. نویسندگان اثر تلاش کرده اند با بهره گیری از آثار و رشته های معتبر و علمی پژوهشگران و متخصصین داخلی و خارجی، تصویری کامل از هویت انقلاب ی و تحولات رخ داده و در متن آن ارائه شود

برای ب اطلاعات بیشتر به سایت مرکز اسناد انقلاب به آدرس : http://www.irdc.ir/fa/book/590/default.aspx مراجعه نمایید



مشاهده متن کامل ...
روحــانی جاده صاف کن احـمـدی نـژاد؟!
درخواست حذف اطلاعات

نزدیک به یک سوم ت گذشته است؛ تی که با شعار اعتدال روی کار آمد و به لحاظ نظری مختصاتی دارد که عمل خود را با توجه به آن توجیه می کند؛ اما از نگاه جامعه شناختی خطاهای ت بیش از آن که به تثبیت ت در اذهان کمک کند، در حال بازتولید گفتمان های رقیب ت است؛ اتفاقی که شاید ناآگاهانه دارد انجام می دهد.

ابتدای انقلاب چهارچوب کشور مبتنی بر چپ و راست، خط و غیر خط و غیره بوده اما به مرور این ادبیات کنار گنار گذاشته شده است. امروز تاریخ بخصوص بعد از جنگ سه گفتمان را به خود دیده است؛ اما امروز به دلیل تکثری که در اجتماع وجود دارد دیگر هژمون گفتمانی دیده نمی شود. از سوی دیگر این تکثر و رسوب ذهنیت های متکثر باعث کنارگذاشتن استدلال و منطق گشته و بیشتر از همه این سیاست ورزی است که می تواند جریان اجتماعی را مدیریت کند. بازتعریف این گفتمان ها و نحوه عمل ت می تواند تا حدودی به فهم از فضای امروز و آینده پژوهی آن کمک کند.

جامعه ایران طی سالهای پس از جنگ، سه گفتمان توسعه گرای اقتصادی، توسعه گرای و گفتمان عد را پشت سر گذاشته است. گفتمان توسعه گرای اقتصادی که ت یازدهم نیز ای از آن به حساب می آید دال مرکزی آن توسعه گرایی است و سایر مطالبات و خواسته ها به تناسبی که با مسئله توسعه متناسب باشد به کار گرفته می شود و در غیر اینصورت طرد خواهد شد. برای این گفتمان می توان چهار دال مرکزی را در نظر گرفت که عبارتند از : 1)توسعه گرایی برون زا 2) همگرایی با غرب 3) رشد اقتصادی 4) نخبه گرایی و مبتنی بر نظریه گفتمان ت دال های متباین را طرد می کند که در این مسئله به ترتیب درون زایی، استقلال، عد و توده گرایی طرد می شود.

نمایندگان گفتمان توسعه گرای اقتصادی؛ ارتباط با جهان خارج را تجویزی برای حل مسائل کشور می دانند و جهان خارج را کشورهای توسعه یافته غربی می دانند که نمونه اکمل و اتم آن است فلذا برون گرایی، غربگرایی و نخبه گرایی از دال های اصلی این گفتمان قرار می گیرد.

این گفتمان اما اگر یک شخصیت محوری داشته باشد آن شخص اکبر هاشمی رفسنجانی است و ت یازدهم هم نمونه ای از رفتار های هاشمی می شود.

اما نمونه دوم گفتمانی که رویکرد اصلی آن حوزه فرهنگی است و به تبع آن دال مرکزی آن نیز شده است؛ گفتمان توسعه گرایی است. شکننده گی آرای و تبدیل شدن ت به سهامی عام باعث شده بخشی از ت نیز به این نوع از گفتمان اختصاص یابد اما نوع عمل ت از بی توجهی و بی اهمیتی این گفتمان حکایت دارد.

این مسئله را می توان بصورت بارز در مسئله معرفی علوم تماشا کرد. ت در این مسئله با معرفی وزرایی که هر کدام از دیگری آرای کمتری می آورد؛ این پالس را به جامعه القا می کرد که در گفتمان توسعه گرایی اقتصادی مسئله فرهنگ اهمیتی ندارد.

و اما سومین گفتمان که مردم تجربه آن را طی سالهای 84 تا 90 داشته اند؛ گفتمان عد است که دال مرکزی آن استقلال، توده گرایی و مردم گرایی است. جامعه بعد از گذشت 24 سال و مشاهده تجربه مدیریتی عینی و عملی این گفتمان ها عمل خود را بسیار ساده تر از گذشته می گیرد چرا که نتایج هر کدام از این تجربه ها را به عینه مشاهده کرده است.

با توجه به وضعیت موجود عمل ت می تواند به تفوق یا ش ت ت منجر شود و آنچه در صحنه عمل مشاهده می شود بیشتر ش ت ت است تا علائمی از پیروزی! زمانی که در انتخابات حضور پیدا کرد دوران هشت ساله را تماما سیاه به تصویر کشید و آینده ای سفید را برای جامعه تصویر کرد. مردم جامعه نیز همه عمل را مبتنی بر آنچه که عمل کرده در مقابل آنچه که گفته می گذارند و تصمیم گیری می کنند.

با توجه به هر آنچه که گفته شد مبتنی بر نظم گفتمانی شکل گرفته می توان در مورد ت نتیجه گیری کرد:

در شرایطی که جامعه به جمع بندی پیشرفت درونزا رسیده است و بیش از ده میلیون از جامعه به دلیل سطح تحصیلات بالا می توانند در این پیشرفت درون زا موثر باشند؛ سرمایه گذاری روی همه نیروهای خارجی و گرایش به وزارت امور خارجه بیش از گرایش به وزارت علوم باعث سرخوردگی نخبگانی می شود که ت بیش از همه بر روی آنها تمرکز کرده است. نکته دیگر اینکه با این رفتار در صورت ش ت ت در مذارکات هسته ای همه آنچه ت از گشایش ها ترسیم کرده بود از بین خواهد رفت، حال آنکه آنچه تاکنون مطرح کرده نیز تغییری در وضعیت جامعه حاصل نکرده است.

اما مسئله دومی که ت با بروز آن بیش از آنکه به تثبیت خود کمک کرده باشد به بحران آفرینی برای خود تبدیل کرده است مسئله «همگرایی با غرب» است؛ دالی که بروز چالش «استقلال» را زیاد می کند و عمده نیروهای فعال جامعه را در تقابل با ت قرار می دهد.

سفر ظریف به پاریس همزمان با توهین فرانسوی ها به ، قدم زدن با کری به عنوان نماد استکبارستیزی و تضعیف روحیه مقاومت در منطقه همه و همه باعث شده تا ت خود را در جایگاه تی تضعیف کننده «استقلال » کشور قرار دهد و از سویی عدم فعالیت جدی برای اقتصاد مقاومتی و طرح را ارهای اقتصادی که همه مشروط به نتیجه رسیدن مذاکرات با است و در تجربه ی ال و نیم اخیر ش ت آنها مسلم است «استقلال اقتصادی» را نیز با چالش مواجه می کند که در خوشبینانه ترین ح ایران به مقصد مناسبی برای واردات کالا های مختلف تبدیل خواهد شد.

در این میان شعارهای نیز رنگ باخته است که شاید یکی از این شعارها بازگرداندن اعتبار به پاسپورت ایرانی بود که امروز بعد از گذشت ی ال حتی برای رسمی ایران در سازمان ملل هم روادید صادر نشده است-چه رسد برای هر ایرانی-!

مسئله سوم رشد اقتصادی است؛ تی که سرمایه گذاری اش بر روی قشر نخبه جامعه است چندان توجهی به نتایج عمل اش بر روی توده جامعه ندارد؛ حال آنکه قشر تاثیرگذار در صحنه انتخاب، جماعت توده هستند نه اقشار نخبه؛ بدین خاطر است که آنچه توده امروز از ت یازدهم درک می کند «افزایش 30 درصدی قیمت نان» است نه چیز دیگری! حال آنکه شعار ت سیاست های وج از رکود غیر تورمی است و نتیجه با شعار ت در تناقض بوده است؛ اینها در پس زمینه ذهنی جامعه تنها یک مسئله را زنده می کند و آن بازگشت یا بعبارتی بازگشت دوران ی است!

همچنان که در بالا گفته شد؛ بازی ت با وزارت علوم و بی اهمیتی نسبت به آن اقشار نخبه را نیز از ت زده می کند چنانچه مهمترین محل ظهور و بروز نخبگان جامعه وزارت علوم است و وقتی این قسمت مورد توجه قرار نگیرد به طریق اولی زیر مجموعه های آن نیز مورد توجه نخواهد بود.

با عمل خود نظم گفتمانی را شکل داده که در آن هر لحظه ظهور و بروز درون زایی، ، عد خواهی و توده گرایی بیشتر می شود و تجربه تاریخی جامعه از سه گفتمان پشت سر گذاشته شده اقبال نسبت به دوران اصولگرایی و گفتمان عد و همچنین به صحنه آوردن است.

نکته ای که نباید فراموش کرد این است که یک سال قبل از انتخابات سال 92 در یک سخنرانی معروف با اشاره به سو مدیریت اعلام کرد «مملکت مدیر می خواهد، نه نوکر!» و امروز به عنوان بزرگترین بدیل برای مدیریت مطرح است و شنیده ها نیز حاکی از آن است که برنامه دقیق و جامعی برای ورود دوباره به عرصه مدیریت کشور دارد و اگر ببنید شرایط –که مهم ترین آن تایید صلاحیت وی است- مهیا باشد، می تواند را در یک منگنه قرار دهد.



مشاهده متن کامل ...
تحجر و تکفیر از منظر گفتمان
درخواست حذف اطلاعات

تحجر و تکفیر از منظر گفتمان • نیا بلاگ

 

 

  • تحجر و تکفیر از منظر گفتمان • نیا بلاگ
    تحجر و تکفیر از منظر گفتمان

    یکی از سلسله نشست های همایش بین المللی گفتمان (س) با عنوان «تحجر و تکفیر از منظر گفتمان (س)» با س انی غلامعلی رجایی و حجت ال و المسلمین داود مهدوی زادگان در جهاد ی تهران برگزار شد.

    به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی خبری جماران، غلامعلی رجایی در این نشست با تأکید بر اهمیت تحجر، ضمن بیان خاطره ای از مرحوم حجت ال و المسلمین سید احمد گفت: مرحوم حاج احمد آقا در یکی از سخنرانی های خود تأکید داشت که اگر از من به عنوان فرزند بپرسید که خطر عمده را در چه چیزی می بیند، خواهم گفت که آن خطر عمده نیست، بلکه تحجر است.

    مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام زندگی (س) را دارای دو برش دانست و تصریح کرد: یک برش از زندگی نگرانی های ایشان نسبت به گذشته است. ایشان منکر آسیب هایی که ممکن بود به انقلاب ی برسد نبود. حتی در مورد شخصیت ها نگران بود و تأکید می کرد که باید شما با هم باشید.

    وی تأکید کرد: مسأله تحجر چون مرتبط با ت است مسأله بسیار مهمی است. یعنی این امر باید به شکل مینیاتوری مورد بررسی قرار گیرد. از دیدگاه این پرونده که ریشه در صدر دارد هنوز باز است. البته باید توجه کنیم که صحبت ما در تحجر راجع به آدم های بی دین نیست ، بلکه در مورد انی است که به نام دین عمل می کنند.

    رجایی ادامه داد: خلاف آنچه که گفته می شود بحث تحجر، داخلی است؛ از منظر (س) ممکن است این افراد دقیقا به عنوان ایادی بیگانه عمل کنند. لذا به تحجر به عنوان یک نوع نفوذ نگاه می کند.

    وی با تأکید بر اینکه در تحجر عقل تعطیل است، اظهار داشت: یکی ازمشکلات مرحوم آیت الله بروجردی این بود که از بلندگو استفاده کنند یا نه. مرحوم فلسفی می گوید که وقتی در حضور آیت الله بروجردی منبر رفتم و از بلندگو استفاده خیالم راحت شد که ایشان مخالفتی با آن ندارند. متحجرین آن زمان معتقد بودند که دوش، ، رادیو و سایر موارد چون در زمان (ص) نبوده حرام است.

    مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با طرح این سؤال که چطور می شود در یک مکتب دو تفکر متضاد ایجاد شود که یکی بگوید باید مبارزه کرد و یکی به مرگ آباد تحجر پناه ببرد؟ گفت: اگر جریان تحجر وابسته نباشد چرا حتی یک کلمه علیه شاه، و صحبت نمی کند و همه کلام آنها راجع به علمای مبارز است؟ این نشان می دهد که یک امر وارداتی است.

    وی در مورد علت به وجود آورن متحجرین توسط استعمار خاطرنشان کرد: اگر استعمار بتواند را به کنج عزلت ببرد به هدف خود رسیده است. در غیر این صورت نفوذ می کند و حرف های خود را از این طریق می زند. یعنی آدم های خودش را در قالب متدینین می کارد تا اه آنها را دنبال کنند.

    رجایی استراتژی نفوذ را بسیار پیچیده و خطرناک خواند و افزود: اساسا استعمار از طریق آنها حرف می زند. برای مثال وقتی (س) می خواست مبارزه کند می گفتند که شاه شیعه است و با حاکم شیعه نباید مبارزه کرد. مشکل   علی (ع) هم این بود. یکی از شاخصه های سیره (س) ادب است. اما ادبیات نسبت به متحجرین تندترین ادبیات است.

    وی با ابراز این عقیده که اساسا اهل صرف نظر از نظراتشان نبودند ولی در دو موقعیت این کار را انجام دادند، چون می دیدند شاید عده ای کفن پوش به خیابان بیایند، یادآور شد: یکی از این دو موقعیت تعطیل تفسیر سوره حمد بود و یک بار دیگر هم رئیس وقت صدا و سیما (محمد هاشمی) تعریف می کرد که صدا و سیما ۶۰ جلسه تفسیر مثنوی مولانا ازعبدالکریم سروش ضبط کرده بود وقتی که شش یا هفت جلسه از آن پخش شد فریاد وا اسفا بلند شد که در نهایت به رئیس وقت صدا و سیما گفت که این برنامه را تعطیل کند.

    مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنان خود در مورد رفتار (س) در قبال متحجرین نیز گفت: معتقد بود دسته ای از این افراد به علت ظاهرگرایی و بدون خبث ذاتی این اعتقادات را دارند که باید آنها را روشن کرد. اما اگر روشن نشد آدم اجیر است و این حرف ها به او دیکته شده است.

    وی تأکید کرد: از خدمات (س) این بود که دین را از تحجر نجات داد. یعنی اگر نبود دین درمقابل تحجر ش ت خورده بود. متأسفانه در سیره کژ ت هایی شده که به نظر من غرض ورزانه است. ما باید در سیره تحقیق کنیم. خیانت این است که ما تاریخی و تاریخی داشته باشیم. اصلا کپی تاریخی غلط است و راه مبارزه با متحجرین این است که ما عقل را تعطیل نکنیم.

    به گزارش جماران، حجت ال و المسلمین هادی مهدوی زادگان نیز در این نشست با بیان اینکه تحجر و به دنبال آن تکفیر با گفتمان (س) معنا می شود، تصریح کرد: به کارکردهای تحجر در زمان بیشتر توجه می شود. از این لحاظ اگر ی بخواهد در مورد تحجر صحبت کند و اشاره ای به گفتمان نکند راه به جایی نخواهد برد.

    عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: وقتی می خواهیم گفتمان را در زمان ایشان نگه داریم و اجازه ندهیم که این گفتمان به امروز بیاید، این همان گذشته گرایی است. از این جهت باید توجه داشته باشیم که تحجر اشکال مختلف دارد و نمی توانیم در مفاهیم کلیشه ای باقی مانده و دنیای امروز را عاری از تحجر و تحجرگرایی بدانیم.

    وی تأکید کرد: باید منطق درک گفتمان (س) در زمان حاضر را به دست بیاوریم. اگر آن منطق را نداشته باشیم قطعا به تحجرگرایی دچار می شویم. آن منطقی است که به اصول و چهارچوب ها و کانون گفتمان توجه کنیم و از آن دور نشویم. ما ممکن است ذهنیاتی از داشته باشیم که صوری و قطع نظر از اصول فکری باشد. ما نمی توانیم این ذهنیات را برای امروزاستفاده کنیم.

    مهدوی زادگان با پیشنهاد اینکه همواره باید گفتمان را تحلیل کنیم، گفت: تا گفتمان را ندانیم نمی توانیم در مورد تحجر در این گفتمان صحبت کنیم. به نظر من بهترین ی که گفتمان (س) را توضیح داده ی است. از نظر ایشان یکی از اصول دفاع از ناب در برابر یی است.

    وی تصریح کرد: ناب عینیت سیاست و دیانت است. بر این اساس تفکر مدعی ج دین از سیاست مقابل این گفتمان قرار می گیرد. هر جریانی که مدعی ج دین از سیاست باشد مقابل تفکر است. با این اصل کانونی در مورد تحجر و تحجرگرایی فراوان صحبت د و نشانه های زیادی دادند.

    عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه با توجه به بیانات تحجرگرایی به دو دسته سنتی و مدرن تقسیم می شود، ادامه داد: خیلی از افراد معتقدند که تحجرگرایی در گروهی از آدم های سنتی وجود دارد و در آدم های مدرن نمی تواند وجود داشته باشد. امروز گفتمان می تواند چراغ راه ما باشد. (س) معتقد بود که هر قائل به ج دین از سیاست باشد متحجر است.

    وی با تأکید بر اینکه در زمان حاضر تحجرگرایی مدرن فعال تر از تحجرگرایی سنتی است، گفت: هر چه فضا نو تر شود جا برای مقدس نماها کمتر می شود. اصلا مقدس نماها کمتر به سمت ابزارهای نوین می روند. ی که قاشق و چنگال را حرام می داند به سمت کامپیوتر و اینترنت نمی رود. اما متحجرین مدرن قدرت دارند و شدت فعالیت می کنند. کانون حرف آنها ج دین از سیاست و رفتن دین به محراب است.

    مهدوی زادگان در مورد تقابل تحجر و تکفیر نیز اظهار داشت: ما در چیزی به نام تکفیر نداریم. این نوع تفکر کاملا یک تفکر وارداتی است که از دنیای امروز به تزریق می شود. ما نمی توانیم این جریانات را به نسبت دهیم. تفکر تکفیری یک تفکر ی نیست.



مشاهده متن کامل ...
گفتمان یعنى باورعمومى
درخواست حذف اطلاعات

اقتصاد مقاومتی یک موضوع بسیار مهم و استراتژیک است که دارای اه بلند مدت و روحیه در بطن سیاست داخلی و خارجی کشورهای بزرگ و مهم دنیا می باشد.

با توجه به شکننده بودن و نفوذپذیر بودن اقتصاد ملی کشور، بی شک می¬بایست راه حل¬های مناسب و درعین حال مقاوم که امکان عبور از موانع و چالش¬ها را داشته باشد ایجاد می شد که در جهت تبیین آن گفتمان و ایجاد فضای اقناعی منطقی وارد عمل شود و طیف¬های مختلف مردم و نخبگان را مورد توجه قرار دهد که ل بدون گفتمان سازی میسر نخواهد بود و در این راستا گفتمان سازی یک امر بسیار مهم و تعیین کننده خواهد بود.

اقتصاد مقاومتی که از تد ر و رهنمودهای ی است برای تبدیل شدن به یک باور عمومی و درک مشترک ملی به گفتمان سازی نیازمند است تا امکان عبور از فشارها، سختی ها، تحریم ها و جنگ اقتصادی دشمن را به خوبی فراهم سازد. همچنین در بند 21 سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی از سوی مقام عظمای ولایت، معظم له صراحتا خواستار تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن و تبدیل به گفتمان فراگیر و رایج ملی شده اند.

در دنیای کنونی، بار اصلی اجرای سیاست های اقتصادی و را رسانه¬ها و ابزارهای گفتمان¬ساز برعهده دارند.به عبارتی بدون مشارکت مردم جامعه، تغییر سیاست های اقتصادی امری سخت و طاقت فرسا و همراه با هزینه¬های گزاف خواهد بود و مشارکت بدنه اجتماعی نیازمند گفتمان سازی در آن حوزه است.

هنگامی که از گفتمان سازی در انجام فعالیت ها و برنامه¬های کلان اقتصادی و صحبت می شود، منظور شیوه های تبدیل برنامه به ادبیات حاکم بر زندگی تک تک نخبگان و مردم جامعه است. بر این اساس باید گفت یک موضوع وقتی به گفتمان تبدیل می¬شود که فضای عمومی جامعه را تسخیر کرده باشد و این فضا، فضایی اقناعی است که لازمه توفیق در آن، داشتن علم و آگاهی کافی و استفاده از روش های متناسب و منطقی است.

گفتمان یعنى: باورعمومى؛ یعنى آن چیزى که به صورت یک سخنِ مورد قبول عموم تلقى شود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل می شود؛ با تبیینِ لازم - تبیین منطقى، تبیین عالمانه و دور از زیاده روى هاى گوناگون - حاصل می شود؛ با زبان صحیح، با زبان علمى و منطقى و با زبان خوش، بایستى این مطالب را منتقل کرد.

لذا اقتصاد مقاومتی زمانی تحقق خواهد یافت که فضا، بستر و گفتمان لازم برای ارزش نهادن به کار و تلاش، احترام به سرمایه گذار، استفاده از ظرفیت های تولیدی داخل کشور، اصلاح الگوی مصرف، تقدم منافع ملی و جمعی بر منافع فردی در جامعه شکل گرفته و نهادینه شود.

اگر بپذیریم که اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد خودکفا، مولد و مستقل است که در برابر همه فشارها مقاومت می کند و ستون های جامعه را با استواری محافظت می نماید؛ بنابراین خود باوری و اعتماد جامعه را باید از مهمترین مولفه ها و شاخصه های اقتصاد مقاومتی دانست. از آنجا که فرهنگ، اصل است و اقتصاد مقاومتی ذیل فرهنگ قرار می گیرد پس روابط عمومی ها باید با گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی به روش های ترویجی و فرهنگ سازی در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی حرکت کنند. همانطور که نقش روابط عمومی ها تعامل با جامعه و تنویر افکار عمومی و نیز جلب مشارکت های مردمی به کمک رسانه ها است، در این خصوص نیز باید واژگان را به فرهنگ و گفتمان فراگیر و عمومی در جامعه تبدیل کنند.

رعایت انصاف، ایجاد فرصتهای برابر برای همه، وجدان کاری، مسئولیت پذیری، مصرف بهینه در حوزه انرژی و منابع در اختیار، پاسخگویی و شفاف و به موقع یکی از وظایف و مسئولیت¬های مهم روابط عمومی در امر اقتصاد مقاومتی است و می بایست این مفاهیم در قالب های گوناگون در سطح جامعه برای مردم توسط روابط عمومی ها اطلاع رسانی و تبیین شود.

پس در این برهه از زمان با توجه به فرمایشات ی (مدظله¬العالی) تاکید می شود برای دفاع همه جانبه در برابر تهاجم اقتصادی دشمن، فهم صحیح از مسئله، شناخت کافی از راه های مشارکت و نیز منافع مشارکت در اقتصاد مقاومتی شاخص-های مختلفی وجود دارد، اما «جهاد ارتباطی و اطلاع رسانی فرهنگ اقتصاد مقاومتی» کلیدی ترین شاخص در این فرآیند به شمار می رود که روابط عمومی باید با مدیریت جهادی در حوزه تخصصی خود نقش آفرینی موثری داشته باشد.

اقتصادمقاومتی کم مصرف نیست، کم هزینه نیست بلکه درست مصرف و درست هزینه است بنابراین رسانه ها به علاوه روابط عمومی نقش محوری در این بخش دارند و باید مردم را آگاه و مطلع سازند و دو بازوی قدرتمند برای آموزش مردم خواهند بود، لذا در رابطه با وم اجرای اقتصاد مقاومتی باید فرهنگ سازی شود و می توانند مقاومت را به یک گفتمان تبدیل کنند و با اطلاع رسانی درست و ترویج این گفتمان، تلاش نمایند تا در جای جای جامعه واقعیت پیدا کند.



مشاهده متن کامل ...
پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از نیک فایل پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران با و پر سرعت .

پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران


پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران

پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان   اجتماعی ایران بافرمت ورد وقابل ویرایش در28صفحه

بیان مسئله

هرچند نقدوانتقاد در جامعه ایران تاریخ دیرینه دارد . ودر حوزه های مختلف علوم بویژه درادبیات، هنر، اقتصاد، سیاست، سینماو تلویزیون ، مذهب، فلسفه و... مورد استفاده قرار گرفته اما نقدو انتقاددرحوزه گفتمان واجتماعی ایران در گذشته و حال ازویژگی خاص برخوردار بوده به طوری که این پدیده نقدوانتقادبه حدی عمومیت پیداکرده افراد جامعه در فضاهای مختلف جامعه از جمله درحاکمیت، ،مکانهای مذهبی، نشریات ،تلویزیون  ...حتی درمحافل عمومی عملا علیه همدیگر استفاده می کنند مسئله اینجاست اگر افراد جامعه با هر مسئولیتی ومقامی تبحروتخصص درنقد و انتقاد نداشته باشند چنین روش نقدوانتقاد هیچ دردی را ازجامعه حل نخواهدکرد بلکه مشکلات جامعه رانیز اضافه خواهند کرد. باید بپذیریم نمی توان با دیدگاه آرمانگرایی نقدو انتقاد عقلانی کرد. مگر می شود در آسمانها سیرودر زمین امر ونهی کرد . در جهان متمدن  امروزی کشورهایی می توانند  بین نهادهای  اجتماعی خود ارتباط برقرارکنند که برنامه ریزی و سازماندهی عقلانی  برای  استفاده از نقد و انتقاد داشته  باشند . گذشت آن  زمانهایی که تصور شود انسانهایی هستند خارج از تخصص و توانایی خود صرفا  قدرت یکی ازنهادهای اجتماعی رادردست دارندمی تواند بدون اینکه مورد نقدوانتقاد قرار گیرند دیگران را مورد مواخذه قرار دهند . چنین  فرهنگ  عام  و گسترده ای که بر پایه  سنتهای  جامعه  استوار بوده کاربردخودرادرجهان امروزی از دست داده است.

چنین فرهنگ عام وگسترده کاربردش عامل بازدارنده است وکورکننده استعداد دیگران همچنین  فراری  دهنده  نخبگان  جامعه  و...  امروزه آنچه  مهم  است  به نقد و انتقاد با دید بادیدتخصصی توجه است.

نقدوانتقاد بایددرچارچوب اخلاق عقلانیت باشدنه تلفیقی ازقدرت وهوس بازی انسانهایی  که خود را عقل کل می دانند غافل از اینکه از عقلانیت تجربی هیچ بهره ای نبرده اند. امروزه درحوزه گفتمان   اجتماعی یک جامعه نقدوانتقادی مورد پذیرش است که دارای  ارزش اخلاقی  باشدکه بتواند مشکلی را درجامعه حل کند و یا به عبارتی باری را ازدوش جامعه بر دارد. و مهم آن است منتقدین چه خدمتی درجامعه  انجام داده اند و چه حد قادرند کاری را انجام دهند.

سئله ای که درنظام  اجتماعی  ایران حائذ اهمیت  است  در حوزه گفتمان  و  اجتماعی اجتماعی نقدو انتقاد به عنوان  یک عیب گویی ومچ گیری از  همدیگر  تبدیل  شده  است .چنانچه مسئولین ازهمدیگر،مسئولین از مردم،مردم از مسئولین،مردم از مردم و ...  همدیگررا انتقاد می کنند غافل از اینکه مشکلات جامعه چیست ؟وچه باید کرد ؟ و به نظرمی رسد این عمل یک مرض  فرا فکنی  اجتماعی  است  به طوری که درحوزه گفتمان واجتماعی نظام  اجتماعی  ایران  چالشهای  شدید به  وجود آورده  است که این فرافکنی به عنوان یک مسئله اجتماعی قابل بررسی و پیگیری می باشد.

و زمانی نقدوانتقاد ازح مرض فرافکنی خودخارج خواهد شد که درجامعه نوع نگرش نسبت به  نقد و انتقاد  عوض  شود . یعنی  از ح   سنتی (مکانیکی)به دیدگاه صنعتی

(ارگانیکی) تبدیل شود . و در چارچوب  مشخص علمی قرارگیرد. وبا روش های علمی مورد ارزی قرار گیرد.اگر چنین نگرشی تحقق پیدا کند نقد و انتقاد ازح مرضی به ح   تحول گرایی سوق  پیدا  می کند در نتیجه یکی ازساختارهای سنتی جامعه از بین خواهدرفت ومی شود باروش های علمی پاسخی برای تفاوت نقدوانتقادنیازهای اجتماعی که  نقد و انتقاد پاسخ می دهند ،  علل و شرایطی که  نقد و انتقاد  از آن ناشی می شود،

کارکردهای بیمارگونه نقد و انتقاد ، تاثیرات که نقد وانتقادبررشد ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران می گذارد و علل عیب گویی و مچ گیری در جامعه ایران از طریق نقد و انتقاد پیدا کرد.

اهمیت و ضرورت تحقیق

 

 همانطورکه می دانیم گفتمان نقدوانتقاد زبان وبیان  عملی  نظارت  اجتماعی بررفتارهای واجتماعی یک جامعه است .گفتمان نقد وانتقاد می تواند مانند نا خالصیهای رفتارهای اجتماعی را در نهاد   یک نظام  اجتماعی تسویه کند و به عبارت دیگر گفتمان نقدو انتقاد موتور  حرکت یک جامعه از ساختارهای سنتی (مکانیکی) به جامعه صنعتی (ارگانیکی)است.

اما گفتمان نقد و انتقاد به صورت صحیح استفاده نشود موجب مشکلات و حتی ت یب  ساختارها وکارکردهای روابط و اجتماعی نظام اجتماعی می شود.

ازآنجا که در بیان مسئله مطرح شده امروزه در جامعه ایران نقد و انتقاد به صورت مرض فرافکنی مورد استفاده قرار می گیرد.

وگاهی این نقدوانتقادچنان بی ربط ونا بجا مورداستفاده قرار می گیردکه خودانتقادکننده نا خود آگاه عملکرد و امتیازاتی که به دست آورده را زیر سوال می برد.

به عنوان مثال وقتی کشاورزی سابق ایران بعد از 16سال ازوزارت برکنار می شود به عملکرد وزارت کشاورزی انتقاد می کند جالب این که تمامی مسائلی که مطرح می کرد خودش مسبب اصلی آن مشکلات بود.

مثال دیگراینکه رئیس جمهورمحترم ایران در سفر استانی خود به مشهد مقدس در دیدار بانخبگان آن استان طی سخنرانی خود بحث توسعه  اقتصادی فرهنگی و اجتماعی را توطئه  قدرت های جهانی می دانست .غافل از اینکه خودش به مقام ریاست جمهوری رسیده حاصل توسعه واجتماعی ت قبلی(شکل گیری شوراهای شهروروستایی)

 بوده علاوه بر این مسائل در بین توده مردم نیز وقتی از حل مشکل خود عاجز می مانند فورا" نقا دانه مشکلات خود را بر گردن ت و یا دیگران می اندازند .

ضرورت ایجاب می کندبرای حل مسئله اجتماعی به این مهمی یعنی نابجا استفاده ازنقدوانتقادکه موجب مرض فرافکنی واجتماعی درنظام اجتماعی شده به صورت  علمی بانگرش های تازه وروشنگرانه جهت گشایش افقهای جدیدروابط اجتماعی درحال گذرایران مورد بررسی قرار گیرد.

 


با


پروپوزال رشته جامعه شناسی بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان اجتماعی ایران


مشاهده متن کامل ...
نزاع بر سر خلق معنا یا بر سر تضاد طبقاتی؟
درخواست حذف اطلاعات

شانتال موفه و ارنستو لکلائو با تلفیق دو سنت نظری مار یسم و ساختارگرایی  «نظریه‌ی گفتمان» را در قالب یک نظریه‌ی پساساختارگرایانه پدید آوردند، پساساختارگرایانه از آن رو که در این جا نیز، نشانه‌ها معنا‌شان را در تفاوت با یکدیگر می‌یابند و معنا امری ثابت و مداوم نیست؛ در کاربرد روزمره‌ی زبان نشانه‌ها به شکل‌های مختلف کنار هم قرار می‌گیرند و معنایی تازه می‌توانند یافت. در این دیدگاه کل حوزه‌ی اجتماعی شبکه‌ای از فرایندهاست که معنا درون آن خلق، تثبیت و گاه به چالش کشیده می‌شود. مفصل‌بندی با مداخله‌ی تصادفی میان مولفه‌ها رابطه‌ برقرار می‌کند و با تثبیت موقت و نسبی معنا به آن‌ها هویتی تازه می‌بخشد؛ کلیت ساختاریافته‌ی ناشی از مفصل‌بندی «گفتمان» است: ساختاری ناتمام، تثبیت موقت معنا درون قلمروی خاص که با طرد تمامی معناهای ممکن دیگر میسر می‌شود؛ تقلیل ح ‌های ممکن برای خلق یک نظام واحد معنایی‌ که بر اساس رابطه‌اش با دیگر معناهایِ مطرود «میدان گفتمان» ساخته می‌شود. ماهی لغزان و متکثر معنا به تمامی به هیچ روش تثبیت و گفتمانی دست نمی‌دهد، همواره معناهای بالقوه‌ی دیگری وجود دارند، همواره معناهای ممکن مطرود، مترصد مفصل‌بندی تازه و به چالش کشیدن گفتمان رقیبند. فرایندهای گفتمانی محدود به زبان نیستند و سرتاسر حوزه‌ی اجتماع را در بر می‌گیرند، امر اجتماعی در نظریه‌ی گفتمان موفه و لکلائو بر قرائتی انتقادی از مار یسم بنا شده است. آن جا که روبنا، ایده‌ئولوژی و آگاهی طبقه‌ی کارگر، تابع زیربنا و شرایط مادی و در چنگال سرمایه است، ماتریالیسم تاریخی برای پرسش چه‌گونگی امکان دست‌ی طبقه‌ی کارگر به آگاهی بی پاسخ می‌ماند. آنتونیو گرامشی با مفهوم هژمونی گره از کار جبرگرایی اقتصادی گشود. فرایندهای هژمونیک در روبنا واقع می‌شوند و در حوزه‌ی سیاستند و آگاهی تابع فرایندهای هژمونیک در روبناست. پیوند میان هژمونی و نظریه‌ی گفتمان، نظریه‌ای درباره‌ی خلق معناست؛ «تولید معنا» برای تثبیت مناسبات قدرت ابزاری کلیدی است. با تولید معنا می‌توان مناسبات قدرت را طبیعی و در زمره‌ی عقل سلیم جا زد، چنان که نتوان آن را به پرسش گرفت و به نقد کشید. در ماتریالیسم تاریخی طبقات گروه‌هایی عینی‌اند، نظریه‌ی گفتمان پلاس عینی‌گرایی و ذات‌گرایی را برچید و گروه‌ها را محصول فرایندهای و گفتمان دانست. جامعه و هویت، سیال و تغیی ذیرند و هرگز به طور کامل تثبیت نمی‌شوند. هدف از تحلیل گفتمان دست یافتن به حقیقت غایی پنهان نیست بلکه هدف کندوکاو در چه گونه ساخته شدن حقیقتی است که چنین عینی و طبیعی می‌نماید. موفه و لکلائو سنت مار یستی را از سه بعد متحول د.  آنان تفکیک زیربنا و روبنا را کنار نهادند و فرماسیون اجتماعی را محصول فرایند گفتمانی دانستند. جامعه را که نزد ماتریالیسم تاریخی کلیتی عینی و متشکل از طبقات بود چیزی ناروشن و ناآشکار نامیدند: جامعه تلاشی است برای الصاق معنا به جامعه. همچنین هویت را نه عینی و نه محصول طبقه که برآمده از فرایندهای تصادفی و کشمکش‌های گفتمانی برشمردند. آنان نقش تعین‌بخش اقتصاد را نیز به سیاست بخشیدند. همواره میان گفتمان‌های مختلف بر سر خلق معنا کشمکش است. هر گفتمان دستورالعمل‌هایی متفاوت برای کنش اجتماعی تعیین می‌کند. در کشاکش گفتمان‌ها مداخلات هژمونیک می‌تواند از طریق مفصل‌بندی مجدد، گفتمان حاکم را قادر به تضعیف و یا نابودی گفتمان‌های دیگر کند. از این رهگذر آن تغییر بزرگ که بنا بود با آگاهی طبقاتی و تع ت سرمایه‌داری پا بگیرد، می‌تواند در سطوح دتر در نوسازی گفتمان‌ها و با واسازی ساختارهایی که بدیهی می‌انگاریم آغاز شود.   

 

منابع:

یورگنسن، ماریا و لوییس فلیپ. (۱۳۹۰). نظریه و روش تحلیل گفتمان، ترجمه‌ی هادی جلیلی. تهران: نی.  

 

 



مشاهده متن کامل ...
جریان سوم چگونه شکل می گیرد؟
درخواست حذف اطلاعات
پیروزی ت در انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر تثبیت گفتمان اعتدال در جامعه و حاشیه نشین فرهنگ افراط، دستاورد بزرگ دیگری هم داشت که به تدریج خود را در فضای ایران نشان خواهد داد. اگرچه جناح بندی های مرسوم در کشور هنوز تغییر اساسی نکرده و ترکیب اصلی آن را همچنان دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب تشکیل می دهند، با این حال روی کار آمدن ت تدبیر و امید تا حد زیادی موجب تغییر نگاه جریان های و اجتماعی به نقش و کارکرد شبکه های اجتماعی در کشور شده است. هر چند با رشد کمی و کیفی مطبوعات، تا حدی رویکردهای اجتماعی مردم نسبت به رخدادها و تحولات اساسی کشور تغییر کرده، با این حال به دلیل مشکلات و نارسایی های موجود در فرهنگ مکتوب و تحمل ناپذیری بخش هایی از حاکمیت از بیان واقعیت ها، اقشار مختلف مردم به ویژه قشر متوسط و جوان جامعه به تدریج در حال جدا شدن از مطبوعات و حرکت به سمت استفاده از شبکه های اجتماعی هستند تا هم ن یتی خود را از شفاف نبودن عرصه اطلاع رسانی در حوزه مطبوعات اعلام کنند و هم با فراگیر شدن سیستم ها و افزایش دایره خبررسانی در وسایل ارتباط جمعی مانند رایانه و تلفن همراه، خود را در حیطه به روز رسانی اخبار و تحولات کشور س ا نگه دارند. تعطیلی گاه و بی گاه مطبوعات به دلیل بیان برخی حقایق که به ذائقه برخی جریان ها خوش نمی آید، جوانان، تحصیلکرده ها، دانشجویان و اقشار متوسط جامعه را به سوی استفاده بهینه تر از شبکه های اجتماعی در فضای مجازی سوق می دهد که در حال حاضر بیشتر اه آنها تقویت گفتمان اعتدال و تثبیت های و اجتماعی است. بسیاری از صاحب نظران و اساتید معتقدند که تغییر نگاه مردم به استفاده بیشتر از فضای مجازی همان بروز و ظهور گفتمان یا ی است که در آینده ای نه چندان دور به یکی از قطب های اصلی و تاثیرگذار در کشور تبدیل خواهد شد. به عبارت دیگر در کنار دو جناح اصلی کشور، گفتمان در حال بروز و ظهور است که از همه جریان های جامعه که به نوعی مخالف حرکات افراطی و نسنجیده هستند، فصل مشترک داشته و دنبال اه و مطالبات و اجتماعی هستند که تا کنون موفق به تحقق آن نشده اند. برخی صاحب نظران بر این گفتمان جدید نام "دموکراسی خواهی" گذاشته و اعتقاد دارند این تفکر جدید در افق ایران در آینده حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت. بزرگ ترین مطالبه این تفکر، زنده فرهنگ واقعی دموکراسی در کشور، پاسخگو ت و مسئولان، ترویج فرهنگ شایسته سالاری در عزل و نصب ها و حاشیه نشین عناصری است که نان خود را در دعوا و نزاع های بی حاصل جستجو می کنند. شاید یکی از دلایلی که باعث تقویت و رشد این گفتمان شده بروز تحولات اساسی در کشورهای منطقه از جمله عراق، ترکیه، مصر و باشد که مساله دموکراسی خواهی در این کشورها در حال تبدیل به یک ضرورت می باشد. همسو با این تحولات در جامعه زنده و پویای ایران نیز مرتب گفتمان ها و تفکرات جدید شکل می گیرند تا هر کدام یک قشر خاص از مردم جامعه باشند و اینک در جدیدترین گفتمان موجود که در حال تبدیل به یک نیز هست، شبکه های اجتماعی در حال عرض اندام هستند تا در نبود مطبوعات نقاد و سازنده ایفاگر مطالبات مردمی باشند که سرخورده از مطالبات بی پاسخ، دنبال راه حلی منطقی و اجتماعی برای نیازهای موجود می گردند. واقعیت های موجود نشان می دهد که انقلاب و نظام ما دوران "ترمیدور" خود را سال هاست پشت سر گذاشته و همواره در برخورد بین تفکرات مختلف بدون بحران آفرینی نقش آفرینی کرده است. اکنون نیز روی کار آمدن ت اعتدال بهانه مناسبی برای بازتولید گفتمانی است که برآورده نیازهای و اجتماعی مردم را وظیفه و رس اساسی خود می داند. این گفتمان البته تا حد ضعیفی در ت خاتمی نیز مهلت بروز یافت، اما به دلیل ناتوانی در اداره اجتماعی نقش آن بیشتر بر قانون گرایی و بروز عقاید مخالف متمرکز شد. یکی از اساتید درباره این گفتمان جدید می گوید: "برای اینکه به این اعتقاد برسید که جریان دموکراسی خواهی در کشور شکل گرفته، باید شبکه های اجتماعی را رصد کنید. با توجه به اینکه در کشور ما هنوز با مطبوعات و رسانه ها روبرو هستیم، با این حال آنها نمی توانند خیلی منع کننده آنچه در جامعه می گذرد باشند." صادق زیباکلام در گفتگو با یک خبرگزاری ادامه می دهد: "مطبوعات تی و حکومتی طبیعی است که نمی توانند این جریانات را رصد کنند، مطبوعات مستقل و اصلاح طلب هم مجبورند دست به عصا راه بروند و خیلی چیزها را نگویند، اما در فضای مجازی این طور نیست و مقوله دموکراسی خواهی و خواهی جدی و پر رنگ است" البته این تفکر که به تدریج در حال رسوخ به لایه های مختلف اجتماعی است، فاقد انسجام و تشکیلات ی است، زیرا خودجوش بوده و بر این نکته همواره تاکید دارد که نباید هیچ به خاطر عقاید و شه هایش متحمل زیان و خسارت شود. هر چند در ظاهر خاستگاه این گفتمان اصلاح طلبان، دانشجویان، عناصر ملی-مذهبی و اقشار متوسط جامعه هستند؛ با این حال با توجه به فضای جامعه برخی از اصول گرایان معتدل که زاویه فاحشی با عناصر افراطی این جناح دارند، می توانند حامل این گفتمان در جامعه باشند. زیباکلام در ادامه اضافه می کند: "من صحبت از یک حزب یا یک جریان نمی کنم، بلکه از اجتماعی می گویم که در حال شکل گیری و هدفش دموکراسی است. دموکراسی هم که می گویم اصلا وارد بحث های معرفتی و فلسفی نمی شوم. دموکراسی یعنی اینکه عزل و نصب های مسئولان توسط مردم باشد. ت و حکومت پاسخگو باشد. دموکراسی یعنی این که دارد شکل می گیرد". با توجه به نکات ذکر شده و اینکه ت کنونی نقش به سزایی در بروز و شکل گیری این گفتمان دارد، می توان به این واقعیت رسید که در آینده ای نه چندان دور، به جای ساختارهای سنتی و شخصیت های مطرح اجتماعی گفتمان و دموکراسی خواهی تعیین کننده معادلات قدرت در کشور خواهد بود. هنوز در جامعه کنونی ایران بسیاری از مردم، به ویژه نسل های اول و دوم انقلاب، اعتقاد و اطمینان راسخی به سیاست مداران ریش سفید و مسن خود همچون ناطق نوری، هاشمی و خاتمی دارند و نظرات آنها را در تعیین سرنوشت خود بسیار مهم تلقی می کنند. با این حال نسل امروز و آینده جامعه دیگر از این ساختارهای سنتی پیروی نخواهند کرد و به سمتی می روند که خود تشخیص می دهند صحیح است. در هر حال گفتمان مورد اشاره این ظرفیت را دارد که حتی در انتخابات مجلس آینده به یک جریان قوی تبدیل شود. مهم ترین مطالبات و و درخواست های نسل امروز دموکراسی و دموکراسی خواهی است گفتمانی که درآینده مهم ترین چالش موجود در کشور را رقم می زند. ماهنامه گزارش - شهراد اثنی عشری

مشاهده متن کامل ...
مصاحبه ی حسین پاینده با رو مه ی «اعتماد»
درخواست حذف اطلاعات

رو مه ی اعتماد، بخش ادبیات ــ حسین پاینده عضو هیأت علمی علامه طباطبایی، چهره ی شاخص و شناخته شده ی ادبیات ایران به ویژه در حوزه ی نقد ادبی و تحقیقات بینارشته ای هستند. در این گپ وگفت سعی داریم از چند وچون نگارش یکی از مهم ترین تألیفات ایشان که جایگاه بایسته ای در تاریخ نقد و نظریه ادبی ایران دارد باخبر شویم. در ادامه نگاهی به مبحث فرهنگ و گفتمان فرهنگی در جامعه خواهیم داشت.

مجموعه ی سه جلدی داستان کوتاه در ایران یکی از معدود منابعی پژوهشی ـ کاربردی در شناخت داستان کوتاه ایرانی و نقد آن هاست که با روشی پویش شناسانه و میان رشته ای با توجه به سه جریان مهم رئالیسم، مدرنیسم و پسامدرنیسم در تاریخ داستان کوتاه ایرانی نوشته شده است. در این مجموعه نخست ذیل عنوان ملاحظات اولیه، ملاحظاتی به عنوان پیش زمینه مطرح شده تا هر خواننده ای بتواند مباحث هر فصل را درک و دریافت کند. سپس نقد عملی داستان های نمونه برای تبیین نظریه ی مورد بحث در هر فصل ارائه شده است.

..............................

  • نگارش مجموعه ی سه جلدی داستان کوتاه در ایران که مجموعاً پنجاه داستان کوتاه قابل توجه ایرانی را در آن بررسی و نقد کرده اید، چه مدت طول کشید؟ با چه مشقت یا مشکلاتی همراه بود و آیا استقبال مخاطبان و حمایت مسئولان در قبال این مهم رضایتبخش بوده است؟

پاینده: نگارش این کتاب حدود پنج سال از وقت من را به خود اختصاص داد. البته بخشی از این پنج سال در واقع صَرف تحقیق راجع به پیدایش ژانر داستان کوتاه در ادبیات ایران شد. من نیاز داشتم این موضوع را بررسی کنم که داستان کوتاه، نه به معنای عامِ «روایت کوتاه» بلکه معنای دقیق کلمه به منزله ی یک ژانر، از چه زمانی در ادبیات ما ظهور کرد، چگونه وارد پیکره ی ادبیات ما شد و چگونه توانست ریشه بدواند و جایگاه خود را تثبیت کند. این کار مست م مطالعه ای بود که بیشتر ماهیتی تاریخ مبنا داشت. اما هدف من در این کتاب، نوشتن تاریخ داستان کوتاه در ایران نبود. من متوجه این ضعف در مطالعات ادبی در کشور خودمان شدم که تحقیقات در حوزه ی ادبیات عمدتاً سمت وسویی تاریخ نگارانه دارد. به بیان دیگر، محققان ما مطالعات ادبی را مترادف بازگویی تاریخ ادبیات می دانند. مثلاً وقتی می خواهند کت در زمینه ی شعر نو فارسی تألیف کنند، تاریخ ایران بعد از مشروطه را می نویسند و بخش عمده ای از کتاب شان را به زندگی نیما یوشیج و شاعران نوپردازِ بعد از او اختصاص می دهند. در این کتاب ها نوعاً به فهرست آثار شاعران یا گاهشمار زندگی آنان برمی خوریم. در واقع، این قبیل تحقیقات، چرایی پیدایش شعر نو را بحث نمی کنند و توضیح نمی دهند که کدام پویش های درونیِ ادبی منجر به شکل گیری شعر نو شد. پژوهشگران ما وقتی می خواهند پیدایش شعر نو یا رمان و داستان کوتاه در ادبیات ایران را توضیح بدهند، علاوه بر تاریخ ایران و زندگینامه ی نویسندگان و شعرا و فهرست آثار آنان، همچنین بخش زیادی از کتاب شان را به آنچه خودشان «زمینه های اجتماعی» می نامند اختصاص می دهند. در این جا هم باز از خودِ ادبیات، تحولات درونیِ آن، یا سازوکارهای جریان سازانه ی آن خبری نیست و مؤلف بیشتر تاریخ اجتماعی ایران را بازمی گوید. مقصود من اصلاً این نیست که ادبیات را باید در خلاء و بدون ارجاع به زمینه های مادی تبیین کرد. پیداست که دگرگونی های اجتماعی در شکل گیری ذهنیت های جدید تأثیر می گذارد و به طریق اولی می تواند باعث عطف توجه شاعران و نویسندگان به مضامین جدید شود، مضامینی که از سبک های جدید زندگی آحاد جامعه برمی آیند. به عبارت دیگر، من کاملاً واقفم که وقتی گفتمان های جدید پا می گیرند، به فراخور آن ها ادبیات هم با تکنیک هایی جدید و با تمرکز بر مضامینی نو تولید می شود. اما فرقی هست بین صِرفِ بازگویی تاریخ اجتماعی و تبیین تحولات اجتماعی، یا تبیین علت سر بر آوردن گفتمان های ملازم با آن تحولات. رویکرد گفتمانی به تحولات اجتماعی (و ایضاً تحولات ادبی) مست م تبیین مناسبات قدرت است. در این رویکرد، پژوهشگر ادبیات باید معلوم کند که کدام سازوکارهای معناسازانه در تولید متون ادبی در رابطه ی دیالکتیکی با کدام اوضاع عینی در جامعه نضج گرفته اند. صِرفِ بازگفتنِ این که در فلان تاریخ فلان رویداد در کشور ما رخ داد، کمکی به فهم سازوکارهای درونی ادبیات نمی کند. در بسیاری از کتاب ها، شکل گیری شعر نو و ژانرهایی مانند داستان کوتاه یا رمان به سادگی به این معادله ی ساده فروکاهیده می شود که «فلان شرایط تاریخی باعث پیدایش فلان گونه از شعر یا داستان شد». نمونه ی چنین ادراک تقلیل گرایانه ای را می توانید در کت با عنوان گونه های نوآوری در شعر معاصر ایران ببینید که نویسنده اش در مقدمه (صفحه ی ۱۱) اعلام می کند: «جامعه ی گذشته ی ایران، با شرایط ویژه ی خود، زیبایی شناسی خاص خود را داشت و ادبیات ویژه ی خود را می طلبید. اما آن ساختارها، بافتارها و رفتارهای اجتماعی پیشین، امروزه دگرگون شده و در پی آن، شرایط تازه ای پدید آمده است. این شرایط تازه، که بسیاری از نمودهای آن در بخش های گوناگون جامعه پدیدار شده، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ خاص خود را نیز به همراه آورده است». نویسنده ی کتاب یادشده به پیروی از همین الگوی ساده انگارانه (تناظر یک به یک بین «شرایط اجتماعی» و ادبیات)، در ادامه (صفحه ی ۲۲ از کتابش) به این موضوع می پردازد که «از حدود دو قرن پیش کم کم دستاوردهای تازه ی صنعتی به ایران راه یافت و شرایط زندگی ایرانیان را آرام آرام تغییر داد؛ خطوط راه آهن، خطوط تلگراف، تأسیس چاپخانه، ایجاد کارخانه و … .» وی سپس به تکرار مطالبی می پردازد که بارها در این قبیل کتاب ها ذکر شده اند، از جمله نقش عباس میرزا در «ایجاد فضای تازه در جامعه ی ایرانی»، انتشار مطبوعات فارسی در ایران و خارج از ایران، تأسیس دارالفنون، ترجمه ی ادبیات اروپا به زبان فارسی، و غیره. این قبیل مطالب تاریخ نگارانه (historiog hic) را مقایسه کنید با آنچه کریمی حکاک در اولین پاراگراف مقدمه ی کتابش با عنوان طلیعه ی تجدد در شعر فارسی (ترجمه ی مسعود جعفری) نوشته است تا تفاوت این دو رویکرد (یکی تاریخ نگارانه و دیگری پویش شناسانه) بر شما بیشتر معلوم شود: «در سال های اخیر فرایند تحول ادبی ــ افول هنجارها، قواعد، سنت ها و نظام های کهن و تثبیت شده ی بیان هنری، از میان رفتن سرمشق های غالب و فراگیر، ظهور نظام های تازه ی رمزگان ادبی و رواج شیوه های نوین معناآفرینی و دل ــ در پرتو نظریه ی مابعدساختارگرایی از نو مورد بازنگری قرار گرفته است.» کریمی حکاک به پیروی از همین الگوی پویش شناسانه در ادامه ی کتابش شعر نو را نه برحسب کلیشه ی «تقابل سنت با نوآوری»، بلکه بر اساس نوعی مطالعه ی درون ذاتی تبیین می کند، تبیینی که مطالب تکراری درباره ی عباس میرزا و انتشار مطبوعات و نهضت ترجمه و تأسیس دارالفنون و غیره در آن تعیین کننده نیستند. مقصودم از اشاره به این دو کتاب در حوزه ی شعر نو فارسی این بود که تأکید کنم در کتاب داستان کوتاه در ایران از روش شناسی ای پیروی کرده ام که معطوف به معلوم سازوکارهای درونی و گفتمانی داستان کوتاه است، نه بازگفتن تاریخ آن. البته بخشی از پنج سالی که صَرفِ نوشتن این کتاب شد همچنین به بازخوانی و انتخاب مناسب ترین (خصیصه نماترین) داستان های کوتاه فارسی اختصاص داشت. هدف من این نبود که کلیشه ی انتخاب مجموعه ای از داستان ها و بازنشر آن ها با مقدمه ای درباره ی زندگی و آثار نویسندگان شان را تکرار کنم. این قبیل کتاب ها قبلاً به تعداد کافی نوشته و منتشر شده بودند. من به این نتیجه رسیدم که آنچه جایش خالی است، کت است که داستان کوتاه ایران را با استفاده از نظریه های نقد ادبی معرفی کند.

در خصوص استقبال مخاطبان باید بگویم کمی بعد از انتشار دو جلد اولِ این کتاب و همچنین وقتی که جلد سوم آن منتشر شد، اشخاص زیادی تماس گرفتند و نظرات شان را درباره ی این کتاب با من در میان گذاشتند. اکثر آنان تشکر می د که این کتاب روش هایی برای نقد داستان کوتاه را به آنان شناسانده است. عده ی زیاد دیگری هم نویسندگان داستان کوتاه بودند که ابراز می د نقدهای نوشته شده در این کتاب، توجه آنان را به اهمیت نگارش صناعتمندانه جلب کرده است. برای این دسته ی اخیر از خوانندگان، کتاب داستان کوتاه در ایران نکات فراوانی درباره ی شیوه ی نوشتن داستان داشته است. این کتاب همچنین نامزد مرحله ی نهایی چهارمین دوره ی جایزه ی ادبی جلال آل احمد (سال ۱۳۹۰) در بخش نقد ادبی شد. همه ی این نشانه ها حکایت از این دارد که کتاب داستان کوتاه در ایران سخنی نو درباره ی موضوع خود گفته است. اما در خصوص آنچه شما «حمایت مسئولان» نامیدید باید بگویم این کتاب حاصل یک پژوهش شخصی بود و هیچ گونه قرارداد پژوهشی با هیچ نهادی (اعم از تی و غیر تی) برای حمایت از آن بسته نشده بود و ناشری از بخش خصوصی انتشار آن را عهده دار شد.

  • کشور ما به ویژه در ژانر داستان کوتاه، نویسنده زیاد دارد. من به شخصه معتقدم هر داستان نویسی لازم است این تألیفات را به دقت مطالعه کند و معرفی آن ها به دیگران را رس خود بداند. با این حساب انتظار من بر این است که این مجموعه به چاپ های پی د ی و متعدد برسد و مخاطبان نقش خود را در این مشارکت ایفا کنند.

پاینده: انتشارات نیلوفر هفته ی پیش به من خبر داد که این کتاب به چاپ سوم رسیده است و چاپ جدیدش به زودی توزیع خواهد شد. همان طور که در پاسخ به سؤال قبلی تان اشاره ، عده ی زیادی از خوانندگان این کتاب را نویسندگان داستان کوتاه تشکیل می دهند. به اعتقاد من، داستان نویس خودآگاه و نوجوی زمانه ی ما نباید به خواندن آثار ادبی بسنده کند، بلکه همچنین باید خواننده ی قهارِ پژوهش های ادبی باشد و با منابع نظری ای که شیوه ها و صناعات به کاررفته در آثار ادبی را تبیین می کنند آشنا شود. امیدوارم این کتاب همچنان بتواند یکی از منابع این قبیل نویسندگان پیشگام باشد. در عین حال، لازم به تأکید می بینم که کتاب من «حرف نهایی» درباره ی داستان کوتاه در ایران نیست. بزرگ ترین خدمت این کتاب به مطالعات نقادانه ی ادبی در کشور ما این خواهد بود که پژوهشگرانِ بعدی را به استمرار این نوع پژوهش و بررسی داستان های نسل بعدی نویسندگان ما ترغیب کند.

  • تا همین چند سال پیش شکایت می کردیم که کتاب ها و منابع مهم نظری معاصر در حوزه های مختلف ترجمه نشده اند، یا اگر هم اندکی از آن ها در دسترس باشد از سطح کیفیتِ ترجمه ی مطلوب برخوردار نیستند. حالا دیگر چنین منابعی با ترجمه های مطلوب و نیز کتاب های تألیفی متعدد از جمله کتاب های شما در دسترس مخاطبان از هر طیفی قرار گرفته است. چنین نقصانی تا چه حد برطرف شده است؟

پاینده: من فکر می کنم که ما هیچ گاه از منابعی که از زبان های دیگر ترجمه می شوند بی نیاز نخواهیم بود. دانش مرز جغرافیایی ندارد و منحصر به هیچ ملتی و هیچ زبان یگانه ای نیست. مترجمان واسطه ی انتقال دانش اند و نباید کارشان را کم اهمیت تلقی کرد. در سال های اخیر خوشبختانه تعداد ترجمه های مطلوب به نسبت گذشته بیشتر شده است، اما این را هم باید افزود که ترجمه ی دقیق، روان و قابل فهم از متون نظری در حوزه ی نقد ادبی همچنان کم یافت می شوند. یک علت این وضعیت این است که هنوز به درستی متوجه نشده ایم که مترجم باید خود با موضوع متنی که ترجمه می کند آشنا باشد. بی تردید یک علت دیگر این است که رشته ی مترجمی در های ما نتوانسته است خدمتی به امر ترجمه در کشورمان د. از این حیث نباید تعجب کرد. وقتی ترجمه با این بهانه ی واهی که «من فقط تئوری ترجمه درس می دهم» خودش ترجمه ای نداشته باشد یا ی او را به عنوان مترجم طراز اول نشناسد، وضع بهتر از این نمی شود. با این همه، به آینده ی مطالعات ادبی در ایران باید خوشبین بود. امروزه وفور منابع دیجیتال در فضای مجازی، ب دانش را به مراتب از گذشته آسان تر کرده است و این خود زمینه ای برای دسترسی به منابع خوب در زبان فارسی فراهم می کند.

http://s3.picofile.com/file/8228399742/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87_%d8%a8%d8%a7_%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c_%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af.jpg

  • آیا سطح نگارش داستان ها و همچین نقدهایی که از آنها ارائه می شود به درجه ای از پیشرفت رسیده است که در قیاس با دهه های پیشین قابل ملاحظه باشد؟ به طوری که علاقمندان بتوانند شیوه ی عملی نقد این داستان ها را فرا بگیرند و در بررسی دیگر آثار به کار ببرند؟

پاینده: در حال حاضر، گذاری سخت و دردناک را در مطالعات نقادانه ی ادبی از سر می گذرانیم، اما چون خودمان در بحبوحه ی آن قرار داریم شاید چندان وقوف آگاهانه ای به آن نداشته باشیم. پنجاه سال دیگر، وقتی محققان آینده به این برهه از مطالعات ادبی در کشور ما نگاه می کنند، بهتر متوجه می شوند که چه تغییر و تحولی در جریان بوده است. مقصودم از این گذار، کنار گذاشتن پارادایم های تناظری و ساده انگارانه (مانند فهم اثر بر مبنای نیّت یا زندگینامه ی فرضی نویسنده) و روی آوردن به نظریه های نقادانه ی بینارشته ای است. نسل جدید دانشجویان جدی و دانش آموختگان جوانی که به زودی باید جایگزین نسل فعلی ان ادبیات در آکادمی شوند، کم ش به ضرورت نظام مند بودن نقد ادبی پی برده اند. شیوه ای از تدریس ادبیات که بر مبنای آن، زندگینامه ی فرضی شاعر یا نویسنده را بازمی گوید و از مخاطبانش می خواهد که آن زندگینامه ی مفروض را قطعی و شالوده ای برای فهم معانی ازپیش مقررشده ی متون ادبی بدانند، آرام آرام جای خود را به کاربرد نظریه های جدید می دهد، نظریه هایی که از منتقد می طلبند برای اثبات دیدگاهش درباره ی معانی تلویحیِ متن بحثی متقن و مقنع درباره ی جزئیات متن ارائه دهد و البته در انجام دادن این کار از مفاهیم و روش شناسی های برآمده نظریه هایی استفاده کند که در زمانه ی ما حوزه های مختلف علوم انسانی را به یکدیگر پیوند داده اند.

  • فکر می کنید داستان هایی که اکنون با توجه به جریان پسامدرنیسم نگارش می شوند، به سطح قابل قبولی از محتوا و همخوانی با فرم رسیده اند یا اکثر آن ها به جنبه های بیرونی فرم توجه دارند؟ در واقع این نویسندگان به درک عمیقی از مباحث مطرح معاصر دست یافته اند یا صرفاً به تقلید از دیگران، صرفاً فرم داستان را پسامدرن می کنند؟

پاینده: نوشتن داستان پسامدرن هم در گرو آگاهی از تکنیک های پسامدرن است و هم، مهم تر، در گرو رصد فرهنگ جامعه ی معاصر و کاویدن لایه های پنهان آن. به نظر می رسد بسیاری از داستان نویسان جوان تر شرط اول را اجابت می کنند، بی آن که به شرط دوم توجه یا حتی وقوف داشته باشند. این پیش فرض غلط که «داستان های پسامدرن شکلی برتر در داستان نویسی را به نمایش می گذرانند» باعث شده است که ایشان داستان نویسی به سبک پسامدرن را نوعی تلاش برای روزآمد شدن یا عقب نماندن از قافله ی داستان نویسی بپندارند. این قبیل پنداشت های نادرست به داستان نویسی معاصر ما صدمه می زند و آن را ابتر می کند. داستان ابتر به داستانی می گوییم که هیچ دخلی به واقعیات پیرامون ما ندارد و تلاشی برای به دست دادن شناخت عمیق از فرهنگ نمی کند. داستان نویسی، در همه ی شکل ها و سبک های متنوعش، نوعی ژرف شی درباره ی حال و روز آدم هاست که می توان گفت حتی صبغه ای فلسفی دارد. وقتی داستانی از این خصیصه ی فلسفی عاری باشد و فقط تکنیک های جدید را به نمایش بگذارد، هنوز متنی درخور توجه نیست و در حافظه ی ادبی جامعه بقا پیدا نمی کند.

  • پیدا داستان هایی که برای تدوین مجموعه ی داستان کوتاه در ایران به ویژه برای جلد سوم انتخاب کردید کار طاقت فرسایی بوده است. بنابراین شما مسلماً اکثر داستان هایی را که از سوی نویسندگان مختلف منتشر شده اند، زیر نظر دارید و طبیعتاً وقت بسیار زیادی را صرف این کار می کنید. آیا نباید همه ی منتقدان ادبی ما این رویه را در دستور کار خود قرار دهند؟ چرا بیشتر وقت خود را صرف ترجمه ی کتب نظری یا مقالات ی می کنند؟

پاینده: مقالات ی در کشور ما خدمتی به پیشبرد مطالعات ادبی نمی کنند. اکثر این مقالات دستبرد به پایان نامه های دانشجویانی است که خود برای گردآوری مطالب پایان نامه های شان از مقالات و کتاب های دیگران انتحال کرده اند. تا آن جا که من دیده ام، عمده ترین کارکرد نشریات ی انتشار مقالات دو امضایی است که فقط برای ارتقاء اعضای هیأت علمی کاربرد دارد، البته آن دسته از اعضای هیأت علمی که خود صاحب شه نیستند یا دیدگاه قابل طرحی ندارند. ترجمه ی کتاب های نظری درباره ی نقد را البته کار مفید و شرافتمندانه ای می دانم، مشروط به این که متن ترجمه بتواند با خواننده ارتباط بگیرد و راه و روش جدیدی را به روشنی بشناساند. اما در خصوص انتخاب داستان های مناسب برای کتاب داستان کوتاه در ایران، بخصوص جلد سوم آن، باید بگویم حقیقتاً کار دشواری بود. قصد من این نبود که نویسندگان خاصی را در کتابم مطرح کنم، بلکه می خواستم جریان های مهم و تأثیرگذار در داستان نویسی ایران را معرفی و تحلیل کنم. این کار می طلبید که حجم بسیار زیادی از داستان های کوتاه را بخوانم. برای جلد سوم به طور خاص با این مشکل مواجه بودم که تعداد زیادی داستان با ادعای پسامدرنیسم نوشته شده اند اما متن شان نشان می داد که نویسنده تلقی علمی و درستی از نظریه های پسامدرنیسم و ویژگی های داستان کوتاه پسامدرن ندارد. به هر حال، داستان های منتخب برای جلد سوم را از میان انبوهی از داستان های منتشر شده در پانزده سال اخیر انتخاب . این کار بسیار وقت گیر بود.

  • داستان نویسان ایرانی چگونه می توانند داستان هایی را خلق کنند که قابل قیاس با نمونه های خارجی باشند و به مقبولیت جهانی دست یابند؟

پاینده: وضع داستان کوتاه ایران، در مقایسه با وضع رمان ایرانی، نسبتاً خوب است و البته برای بهتر شدن آن، داستان نویسان ما باید آگاهی خود از نظریه های جدید در حوزه ی ادبیات داستانی را بیشتر کنند. داستان نویس ی است که در بسیاری از زمینه های عمومی مطالعه می کند، از تاریخ علم بگیرید تا مکتب های ادبی، متون روانشناسی درباره ی تیپ شناسی شخصیت و مقالات نوشته شده از منظر مطالعات فرهنگی درباره ی فضای مجازی. داستان بازنمایی گفتمان ها و ا امات آن گفتمان هاست. پس هرچه قدر داستان نویس وقوف بیشتری به چندوچونِ گفتمان های زمانه ی خود داشته باشد، به همان میزان در جایگاه مناسب تری برای کاویدن جنبه های ناپیدای فرهنگ قرار دارد. به نظر من کار دیگری که هر داستان نویسی باید به طور مستمر انجام دهد خواندن آثار نوشته شده در ادبیات سایر ملل است. بارها به داستان نویسانی برخورده ام که نمونه ی کارهای شان را برای خواندن و اظهارنظر به من می دهند و هنگامی که آن ها را به آثار فلان نویسنده ی مشهور ابتدای قرن بیستم ارجاع می دهم و می خواهم که به نحوه ی شخصیت پردازی یا فضاسازی در آثار او توجه کنند، از ایشان می شنوم که وقت این کار را ندارند! این جداً مایه ی حیرت است که چطور ی می خواهد داستان درخور توجه بنویسد بی آن که با پیشینه ی ادبیات داستانی در جهان آشنا باشد.

  • حال با توجه به تحقیقات و مطالعاتی که در فرهنگ عامّه و نقش گفتمان فرهنگی داشته اید، خالی از لطف نیست بفرمایید برای دستی به فهم و شناخت عمومی و عمیقی از فرهنگ و تاثیر گفتمان های فرهنگی، چه شیوه ای تأثیرگذارتر است؟ به عبارت دیگر چه جنبه ای از فرهنگ و تأثیرات آن را بایستی در آغازِ شناخت آن، مورد توجه قرار داد؟ و این که ساختارهای ایدیولوژیک، اجتماعی و تاریخی چه تأثیری بر فرهنگ و هویت در جامعه ی مصرف گرای ما داشته و دارند؟

پاینده: فرهنگ مجموعه ی باورها، عادات و رفتارهایی است که انسان ها در تعامل های بینافردی از خود بروز می دهند. هر داستان نویسی که بخواهد با فرهنگ جامعه ی خود و گفتمان های آن، اعم از گفتمان مسلط و رسمی یا گفتمان های نامسلط و غیررسمی، آشنا شود باید در گام اول توانایی خود در مشاهده گری تیزبینانه را افزایش دهد. مردم عادی به سهولت از کنار آنچه در زندگی روزمره می بینند عبور می کنند بی آن که در خصوص اتفاقات پیرامون شان تأملی ند. نویسنده ی است که این اتفاقات را زمینه ای برای شیدن به مسائل کلان در روابط انسان ها می داند. داستان نویس رصدکننده ی فرهنگ جامعه ی خود است. تحولات اجتماعی را می بیند و جریان های فرهنگی را با استفاده از استعاره و مجاز و تمثیل و نماد و غیره در قالب داستان بازنمایی می کند. این بازنمایی ها میسّر نمی شوند مگر این که داستان نویس خود در عرصه های حیات اجتماعی حضور داشته باشد. گاهی به نویسندگانی برمی خورم که انزوا پیشه کرده اند و از آنچه در جامعه شان می گذرد درک درستی ندارند. بهانه ی این اشخاص این است که فرهنگ عمومی بسیار و روح آزار شده، اما نکته این جاست که اگر آنان خود را از جامعه جدا کنند و با فرهنگ عامّه آشنا نشوند، هرگز قادر نخواهند بود داستان هایی بنویسند که جلوه های همین فرهنگ را (مثلاً مصرف گرایی که شما نام بردید) می کاود. دو نمونه از داستان های پسامدرنی را که به موضوع ولع ید یا مصرف گرایی می پردازند، در «آن جا که پنچرگیری ها تمام می شوند» از حامد حبیبی و «تبلیغات کره» از وریا مظهر می توانید بخوانید که هر دو در جلد سوم کتاب داستان کوتاه در ایران آورده شده و مفصلاً نقد شده اند.

  • با توجه به نظریات بودریار در باب واقعیت، وانموده ها، مفهوم فوق واقعیت و به طور کلی فرهنگ عامّه، وضعیت رویکرد رسانه های موجود در ایران را چگونه می بینید؟ برای مثال رسانه ها علاوه بر خبر رسانی، مسئولیت های دیگری را نیز بر دوش خود احساس می کنند؟ آیا این موضوع می تواند دستمایه ی نوشتن داستان های خلاقانه در کشور ما باشد؟

پاینده: اگر از منظر نظریه ی بودریار به کارکرد رسانه ها توجه کنیم، کار هیچ رسانه ای به اطلاع رسانی یا نشر اخبار محدود نیست. هر خبری که پخش می شود، خواه در رسانه های فعال در کشور ما و خواه در رسانه های هر جای دیگر، با گفتمان همراه است و اصولاً خبررسانی بدون گفتمان معنایی ندارد. نحوه ی انتشار خبر انفجار بمب در افغانستان و عراق در رسانه های ما یقیناً با نحوه ی انتشار همان خبر در رسانه های سایر کشورها فرق دارد، زیرا گفتمان مسلط در جامعه ی ما با گفتمان های مسلط در جوامع دیگر تفاوت دارد. واقعیت امری عینی و برای همه ی ان نیست که رسانه ها بتوانند آن را «منع » یا «تحریف» کنند. واقعیت عبارت است از تفسیری که ذهن سوژه به اُبژه الصاق می کند و این تفسیر نمی تواند از دل های گفتمانی بری باشد. اتفاقاً برای آن دسته از داستان نویسان معاصری که به سبک پسامدرن علاقه مندند و می خواهند به این سبک وسیاق داستان بنویسند، همین موضوع باید محل تأمل باشد. نویسنده ی خلاق پسامدرن ی نیست که تکنیک های داستان نویسیِ پسامدرن را از نمونه های خارجی تقلید می کند، بلکه آن داستان نویسی واقعاً خلاقیت به ج می دهد که ضمن آشنایی با نظریه های انی مانند بودریار، وایت، لیوتار، هاچن، مک هِیل و دیگران، از جمله به کارکرد رسانه ها در جامعه ی خودمان می شد. برای نمونه ای از این دست داستان های خلاقانه، نگاهی کنید به داستان «دیگر نمی خواهم رو مه بخوانم» از محسن حکیم معانی. در مجموع، باید بگویم آشنایی با آراء و شه های نظریه پرداز بزرگی همچون بودریار به آن دسته از نویسندگان نوجوی ما که می خواهند کارکرد رسانه ها را به موضوع داستان نویسی شان تبدیل کنند، بسیار یاری می رساند.

--------------------
گفت وگو از باسط زندی



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره اصول و محورهای فرماندهی و مدیریت در دفاع مقدس
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از ژیکو مقاله کامل درباره اصول و محورهای فرماندهی و مدیریت در دفاع مقدس با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

اصول و محورهای فرماندهی و مدیریت در دفاع مقدس

نگاهی به گفتمان، استراتژی و ی (ره) در دفاع مقدس

این مقاله به بررسی ی در دفاع مقدس از دو زاویه ی استراتژی (ره) و ی ایشان دردفاع مقدس می پردازد و مبتنی بر گفتمان نو پدید حضرت (ره) و بکارگیری عناصر و مفاهیم آن، استراتژی (ره) در جنگ را تبیین و ترسیم می کند و پس از مشخص نمودن استراتژی ایشان به عنوان بستر تحقق اهدف جنگ تحمیلی به ترسیم ابعاد ی ایشان برای نیل به این استراتژی می پردازد. زوایای دو گانه این مقاله از گفتمان شباهت محور (به فرهنگ صدر و ائمه اطهار علیهم السلام) به ترسیم الگوی استراتژی رسیده و مبتنی بر چهره های سه گانه ی (ایدئولوگ، فرمانده، بنیان گذار) درصدد چگونگی ی (ره) برای نیل به این استراتژی در جنگ تحمیلی می پردازد و ضمن اشاره به اه و ابزارهای استراتژی ، به ی به عنوان معنوی، و نظامی برای نیل به اه استراتژی ایشان می پردازد.

* مقدمه و چارچوب نظری

(ره) به عنوان ایدئولوژیک انقلاب ، اصول و زمینه عقیدتی پیدایش انقلاب را در قالب نظامی از شه و تفکر به عنوان پیشوانه فکری و نظری انقلاب در مکتب فکری جدیدی ارائه کرد. این مکتب فکری که براساس آن تعریف جدیدی از انسان، جامعه، جهان و جایگاه انسان در نظام هستی ارائه می شود،جایگاه همه مسایل را در منظومه فکری آن مشخص کرده و راه حل مشکلات جامعه و راه رسیدن به نظام مطلوب را پیشنهاد می دهد و به عنوان کتاب راهنمایی است که چگونگی ترمیم و بازسازی یک جامعه را ارایه می دهد. منوچهر محمدی معتقد است: ایدئولوگ یا راهگشای فکری انقلاب، نه انتخ است و نه انتص ، بلکه بر پایه مقبولیت نظریات اوست {که یک مکتب فکری با ی یک ایدئولوگ قابلیت تبدیل شدن به گفتمان حاکم بر جامعه را دارد}. در نتیجه بر پایه مقبولیت نظرات یک ایدئولوگ مردم به او معتقد می شوند و دعوتش را به خاطر اص پیام و حقیقت شه اش می پذیرند (منوچهر محمدی، ، 1381، ص 48(

بسته به این که مکتب فکری ارایه شده از سوی تا چه حد اص و حقانیت داشته باشد و حاوی چه میزان از ارزش های علمی، اخلاقی و علمی باشد که بتواند ایمان و اعتماد مردم را جلب کند، می تواند موجبات پای بندی، تعهد همگانی و فداکاری مردم را در تحقق آن فراهم نماید. گفتمان نیز با بکارگیری "ایدئولوژی مبتنی بر همین مکتب فکری به وجود می آید و در پی دست ی به نتایج علمی و برانگیختن احساسات مردم است " (بشیریه ، 1372، ص 82) با ارائه چهره های مختلف یک نقش ها و کار ویژه های خاصی را ،در قالب ی ، معنوی و نظامی در فرایند جنگ نشان داده که صاحب نظران مبتنی بر نظریات ی، سه چهره ی متفاوت از آن ارائه داده اند. (محمدی، 1381ن ص 57-33 و 99-67(

1- ان فکری یا ایدئولوژی پرداز: با ایفای نقش ایدئولوگ یا بنیان گذار مکتب فکری انقلاب و طرح ایدئولوژی انقلاب

2-. ان بسیج گر یا کاریزمائی: که با ایفای نقش قهرمان یا فرمانده کل عملیات انقلاب نقش بسیج گری فعالی در این مرحله دارد و به دلیل خصوصیات کاریزمائی، دارای مهارت فراوانی در تحریک مردم به عمل (و نظامی) است، سلاح او زبان و نطق و بیان اوست که به وسیله آن مکتب فکری انقلاب را ساده و عامه فهم می کند ( بشیریه، حسین، 1372، ص 92)

یک فرمانده، معمولاً دارای پایگاه اجتماعی وسیع، نبوغ، استعداد و خلاقیت ویژه ای می باشد که با ب مقبولیت کافی از میان گروه های انقل نقش غیر قابل انکاری را در سمت و سوی تحولات انقل ایفا می کند، ی این فرمانده از سویی متکی بر ایدئولوژی و از سوی دیگر معطوف به مدیریت است و تداوم پیوند بین گذشته و آینده انقلاب را تضمین می کند. بنابراین " او کتاب ناطق انقلاب است و استراتژی و تاکتیک مبارزه، بسیج نیروها، جبهه گیری ها و شعارهای عملی را تعیین می کند و به ارزی نیروها و امکانات می پردازد و انقلاب را از بن بست ها، مهلکه ها و پرتگاه ها نجات می دهد " (محمدی، 1381، ص 49) این بحث که در ی و نظامی متجلی می شود در بحث ی و نظامی نشان خواهد داد که چگونه ی به عنوان فرمانده، جنگ را اداره کرد وادامه داد.

3. ان سیاست گذار و مدیر: که با ایفای نقش زمامدار حکومت انقل یا سیاست مدار و معمار جامعه پس از انقلاب، مبانی قدرت انقل را تحکیم و خود انقلاب را نهادینه می کنند و هم در عرصه نظری و هم در عرصه عملی به تثبیت و استقرار نظام جدید کمک می کند. بنابراین در این شرایط وجود انی که درهر سه نقش حضور داشته اند بسیار مغتنم است ( شفعیی فر، 1384، ص 18 و 17)بر همین اساس، برخی معتقدند که علی رغم تفاوت ها و تمایزات سه چهره ی ی و گاه تع ت آن ها، ایده آل ترین و موفق ترین نوع ی انقلاب، آن است که هر سه چهره ی در شخص واحدی جمع باشد ( محمدی، 1381، ص 50 و بشیریه، 1372، ص 92(

بنابراین بسیاری از اعمال، فعالیت ها و اقدامات پس از انقلاب فقط به صرف نظر وخواست چنین ی مشروعیت پیدا می کند و قانونی می شود: این امر بدان سبب است که ان انقل به خصوص اگر کاریزمائی و دارای هر سه چهره ی باشند، دارای نوعی قدرت موسس ومشروعیت بخش هستند و تا زمانی که نظام جدید و نهادها و ساختارهای آن استقرار نیافته اند - و حتی پس از آن - این ان فوق همه نهادها و قوانین قرار می گیرند و مردم و نهادها نیز ایفای این نقش را پذیرا می شوند. ( شفیعی فر، 1384، ص 19(

حضرت (ره) نیز با ایجاد یک گفتمان در قالب ایدئولوژی و مکتب فکری و هدایت جامعه و ساختار های قدرت در خصوص اولویت بخشی به جنگ به عنوان فرمانده، و ایجاد پلی بین ایدئولوژی و مدیریت با استفاده از ی معنوی خود، همچنین با ایفای نقش بنیان گذار به نهادسازی و مشروعیت بخشی به آن در عرصه جنگ پرداخته و با تاسیس بسیج، نهادمند ، شورای عالی پشتیبانی جنگ و... به این نهادها مشروعیت و وجاهت قانونی دادند که در بخش ی (ره)در جنگ به بخشی از آن اشاره خواهد شد.

بنابراین این مقاله بررسی دو گانه ای است که از یک سو به تبارشناسی پیدایش و ظهور گفتمان جنگ تحمیلی به منزله ی یکی از حوزه ها و منظومه های نمادین ی در طراحی استراتژی جنگ تحمیلی و از سوی دیگر مبتنی بر گفتمان (ره) در جنگ به استراتژی و نقش ایشان در ی معنوی، و نظامی جنگ می پردازد.

* 1- گفتمان جنگ تحمیلی

الف) ضرورت پرداختن به گفتمان جنگ تحمیلی

همانا کاربرد زبان، نشانه ها، نمادها و استعاره ها برای بیان وضعیت سوژه های گفتمان جنگ در برابر تهاجم عراق و همچنین بازتاب دنیای ناخودآگاهانه ی مردم ایران در مقابله با دشمن را می توان در میزان مقبولیت و رضایتمندی افراد جامعه از استراتژی برخاسته از گفتمان حاکم دانست. (چرا که نشانه ها، نمادها و استعاره ها در روانکاوی، کلید ورود به ناخودآگاه فردی و جمعی به شمار می رود)

در همین راستا منظومه دال های گفتمان جنگ تحمیلی و نظام معنایی، دل ی و نمادین آن را می -توان بخشی از ادبیات نوپدید حضرت (ره) دانست که از طریق نشانه شناسی و روان کاوی عناصر زبانی (نشانه ها و نظام دل ی، نمادها و استعاره ها) تحلیل شده و عناصر بیگانه ستیزی آن برجسته و آشکار می گردد. این اثر به دنبال نادیده گرفتن چند علیتی بودن جنگ تحمیلی و گفتمان آن نیست. بلکه به دنبال راهی است که ی در جنگ تحمیلی را از زاویه ای متفاوت (تبارشناسانه، نشانه شناسانه و روان کاوانه) کالبد شکافی نماید و در ضمن به جنبه های "پنهان " در درون گفتمان نوپدید در جنگ تحمیلی و "عناصر بیگانه ستیزی " در آن به گونه ای مستند بپردازد.


با


مقاله کامل درباره اصول و محورهای فرماندهی و مدیریت در دفاع مقدس


مشاهده متن کامل ...
رئیس جمهوری در قاب اعتدال و تدبیر و امید /بخش دوم
درخواست حذف اطلاعات

ب :نگاهی به اینده یا باید و نبایدهای اعتدال :اما محور هایی که بنظر می اید ت اعتدال می بایستی در ادامه راه اینده خود به ان توجه نمایدبا عنوان بخش دوم این نوشتار عبارتند از :

1 – تعریف و تحدید بندی مفهوم "اعتدال " بمنظور جلوگیری از تسلط و مالخود جریان اعتدال توسط عناصر رادیکال و بوجود اوردن مسائلی که در دوران اصلاحات و علیرغم تعاریفی که سران ان بیان می د شاهد و ناظر ان بودیم

2- حرکت در جبهه حق و دفاع از حقیقت و عد در سرتاسر جهان و مستضعفین .

3- بیان شجاعانه و دفاع قدرتمندانه و مدبرانه از اصول و ارزشهای انقلاب ی در تمامی میادین ملی و منطقه ای و جهانی .

4 – دفاع از منافع و امنیت ملی در تمامی سیاست ها با لحاظ نمودن اصل مدیریت تعارض و تعامل با کشورهای دوست و دشمن .

5- تلاش در جهت استقرار شاخصه های عقلانیت ، معنویت ،و عد (ره ) و ی در برنامه های چشم انداز های توسعه و اقتصادی و اجتماعی کشور .

6- حرکت گفتمان اعتدال در چارچوب عد و دروی از افراط و تفریط با لحاظ نمودن مطالب بند های فوق الذکر .

7- تدوین یک برنامه زمانی و مکانی مشخص برای انجام امور جاری کشور بدون در نظر گرقتن مصالح شخص و جناحی و گروهی .

8- عدم توجه به تملق ها و چاپلوسی های اطرافیان و مواظبت در جلوگیری از ورود این قبیل اشخاص به ساختار اجرایی کشور زیرا بقول حضرت علی (ع) اینان انسان را از مسیر عد و اعتدال خارج و به افراط و تفریط رهنمون می سازند .

9- دوستی و با افراد بقول معصوم (ع) باید تحدید بندی شده و بگونه ای نباشد که افراد که بنا به شخصیت حقیقی و حقوقی ریاست جمهور و ک نه به انان نزدیک شده اند به تمامی رموز و اسرار کاری و شخصی انان اگاه نشوند تا بعدها بتوانند از این اسرار در جهت امیال خود بعنوان اهرم فشاری استفاده نمایند .

10- ایجاد و استحکام یک سازمان نهاد خبرگیری مستقل بیطرف و معتقد به ارزشها ی انقلاب ی و اه ت تدبیر و امید جهت خبرگیری از مبادی و مجاری مختلف کشور با هدف اگاهی بخشی به ریاست محترم جمهوری و اعضای ک نه که بقول علی (ع) جه و اگاه نبودن و عدم اشراف کامل اطلاعاتی به موضوعات و کارها باعث بروز افراط و تفریط در کارها شده و عناصر رادیکال و بیحال و خموده را به سازمان اجرایی کشور وارد می سازد .

11- انی را در راس امور قرار دهند که نه تنها به بدیها نباشند بلکه ضمن انجام کارهای خیر از بدیها نیز دوری نمایند همان گروه که تندروها به سوی انان برگردند و کندروها نیز خود را به انان برسانند .

12- انی در راس امور قرار گیرند که با ولی فقیه همراه بوده و بقول رضا (ع) نه جلوتر حرکت کنند و نه عقب بیفتند .

13- در ساختار زندگی و اجتماعی تمردان و مردم طوری عمل و برنامه ریزی نمایند تا اعتدال و میانه روی بعنوان یک فرهنگ نهادینه شده و هر لحظه بتوان این اعتدال را در هنگام دارابودن و یا قدرتمند بودن در روحیات و رفتار و زندگی فردی و جمعی همه دید که در این صورت هدف نهایی ت اعتدال و تدبیر وامید جامه عمل بخود خواهد گرفت .

14- تلاش در جهت نهادینه سازی و عملیاتی سازی بیشتر ، بهنگام و به روز و هدفمند اصول اثباتی و نفیی که در کلام ی به ان اشاره گردیده است . ی در تاریخ 24/9/1387 ضمن بررسی مسائل روز جامعه به تبیین تحلیل پایه پرداخته اند. ایشان در این سخنرانی 17 بار از اصطلاح شاخص استفاده نموده اند:

.....مسئله این است که جمهورى ى یک «نفى» با خود دارد، یک «اثبات». 12

نفى استثمار، نفى سلطه پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله ى قدرتهاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخ قدرتهاى مسلط دنیا در کشور، نفى سکولاریسم اخلاقى؛ اباحیگرى؛ اینها را جمهورى ى قاطع نفى میکند.

یک چیزهائى را هم اثبات میکند: اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزشهاى ى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پیدا بر قله هاى دانش؛ نه فقط دنباله روى در مسئله ى دانش، و فتح قله هاى دانش؛ اینها جزو چیزهائى است که جمهورى ى بر آنها پافشارى میکند.

این نفى و این اثبات؛ اینها دلیل دشمنى و دشمنى شبکه ى صهیونیستى دنیاست. اگر نفوذ را قبول کنیم، دشمنى ها کم خواهد شد؛ اگر راضى شویم که ملت ما به وسیله ى بیگانگان به طرق مختلف تحقیر شود، دفاع از هویت ملى یا دفاع از ارزشهاى ى را کنار بگذاریم، مطمئناً دشمنى ها به همین نسبت کم خواهد شد. اینکه میگویند جمهورى ى رفتار خود را عوض کند، یعنى این. شنفته اید گاهى مسئولین سیاسى کشورهاى مستکبر از قبیل ، درباره ى ایران که صحبت میکنند، میگویند: ما نمیگوئیم جمهورى ى از بین برود، میگوئیم جمهورى ى رفتارش را عوض کند. رفتارش را عوض کند، یعنى این؛ یعنى از این نفى و از این اثبات دست بردارد. این را میخواهند.

15- بستر سازی توسط نهادهای فرهنگی جامعه که متوالی فرهنگ سازی سازنده و مثبت و بر پایه اصول و ارزشهای انقلاب ی است در زمیته ارائه الگوهای ی و انسانی از یک انسان کامل و ملموس برای اقشار مختلف در تمامی ابعاد ان که بتواند ان انسان کامل را که همان انسان متعادل و معتدل است را در منظر نگاه مردم و در جامعه قابلیت پیاده شدن را داشته باشد .

16- پاسخ دهی مناسب و شایسته به تبلیغات هراسی و ابران هراسی دشمنان از طریق تبلیغ مبادی دینی و عملکرد های اعتدال گرایانه با حفظ چارچوب های انقلاب ی که شه های مرتبط با شعارهای ت که در ان یکی از اصول قابل توجه در عرصه های گوناگون و در ساخت ی توسعه متعالی و فقه جامع علمی و فرهنگی برای امت ی می باشد لحاظ شده باشد .

17- با توجه به اینکه ت تدبیر و امید بعد از تی تشکیل می شود که در ویژگی پرکاری درتاریخ ایران بی نظیر است لذا پرکاری کیفی این ت که از ویژگیهای مثبت و مورد تاکید ی در ادامه روندهای خصوصیات مثبت ت های نهم و دهم بوده است می بایستی کاملا مشهود و نهادینه و در منظر نگاه و ارزی مردم قرار گیرد و با کوچکترین اهمالی در این زمینه بازی مقایسه در بین مردم و نخبگان رخ خواهد داد که در این صورت هرگونه امتیاز منفی که به ت یازدهم داده شود قطعا در سرنوشت اینده و ادامه یت های جاری ان مشکلاتی بروز خواهد کرد و می تواند .

18- عدم اتکاء به نظریات اقتصادی و که امتحان خود را در دوران سازندگی و اصلاحات پس داده اند .البته نظریات مطرح در دوران ت های نهم و دهم نیز جای نقد و بررسی دارد لیکن در دو دوره یاد شده که هر دو هم عرض یکدیگر تلقی و دوره اصلاحات را ادامه دوران سازندگی معرفی می نمودند متاسفانه با درک وتوجه به سیاستهای تعدیل اقتصادی و شرایط تحمیلی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی ت سازندگی خواهیم دید که در دو محور اصلی که می بایستی در صعود و قوت فرهنگ بومی کشور بصورت توامان ایفای نقش نمایند یکی فدای دیگری می شود یعنی دو عامل رشد و عد .در دوران سازندگی عامل رشد و عد مخالف یکدیگر تلقی شده و عد به نفع رشد کشور به گوشه عزلت خزید و بدنبال ان دوباره اقشار بسیار مرفه مجددا در صحنه اجتماعی کشور پا به عرصه حیات گذاردند و ما شاهد مانور تجمل و اخلاق اشرافی گری در خیابان های تهران و شیوع فرهنگ طبقات بالا نشین در روابط اجتماعی مردم حتی در طبقات پایین دست جامعه بودیم لذا استفاده از نسخه های ان دوران انهم بعد از نزدیک به دو دهه و نیم که از ان دوران می گذرد مطلقا به درمان این بیمار نه تنها نمی انجامد که مرگ زود رسی را ببار خواهد اورد ( اگر بپذیریم که تها میراث ت های قبل از خود را به ارث می برند پربیراه نخواهد بود که بگوییم بسیاری از مواردی که امروز در فرهنگ و اجتماع ما و در میان تمام اقشار با شدت و ضعف کم و زیاد ی رواج دارد محصول همان دوران است وتمام تقصیرها را به گردن ت های نهم و دهم انداختن و با عناوینی چون رادیکالیسم زحمات ایشان را زیر سوال ببریم دور از انصاف رسانه ای و اخلاقی خواهد بود ) ثانیا :بازگشت به نظریات اقتصادی و و اجتماعی ان دوران که می تواند یک ارتجاع گقتمانی تلقی گردد حکایت از عدم توانایی مراکز علمی و نخبگان جامعه در امر نظریه پردازی بر پایه نیازهای روز جامعه خواهد داشت و این توهین اشکاری است به زحمات اقشار فرهیخته علمی و اجتماعی و جامعه که در طول دوران ت های نهم و دهم انهمه خدمات را از خود به منصه ظهور رسانیدند ثالثا : نظریات ان دوران بدلیل عدم تناسب با فرهنگ و ارزش های بومی جامعه و اثرات و نتایج بدی که در مطالب بالا به ان اشاره شد موجبات بوجود اوردن بحران های اجتماعی در سطح طبقات متوسط و پایین و در مناطق پایین شهر و برخی از شهرستان ها را فراهم کرد که همه در جریان ان هستیم و نیازی به تکرار ان نیست .

19 _ در این قسمت به یک واژه که هم معنی با عدل و اعتدال است توجه می کنیم و خواهیم دید که اصولا اعتدال بدون این واژه و انهم در تعریفی منطبق با ایات قرانی و احادیث معصومین (ع) کلمه ای بد معنی و بی محتوا خواهد بود و ان واژه ، واژه " قسط " است . این کلمه از آن جهت که در بردارنده مفهوم «اعتدال و حفظ از انحراف و افراط و تفریط» است با عدل هم معنی می باشد اما یکی از تفاوت هایش با عدل آن است که «قسط» جنبه تطبیق مفهوم عد و اجراء آن در مصادیق و مواردش را داراست و وقتی «عدل» بخواهد تحقق و بروز داشته باشد از آن به «قسط» تعبیر می گردد. شاهد این تفاوت، آیه 9 از سوره 49 قرآن است که 2 واژه عدل و قسط کنار هم آمده و طبیعتا باید این دو، متفاوت باشند.

2- تفاوت های مفهومی و مصداقی عدل و قسط:

الف: قسط، اجراء و تحقق عدل است و پیامدش نیز تطبیق عدل بر موارد و جایگاه های خارجی اش می باشد. 13

ب: قسط، عدلی است که ظهور یافته و محسوس گشته و از همین روست که ترازو اشیاء را قسط می گویند چون عدل و تعادل را به صورت آشکارا نمایش می دهد (معجم الفروق اللغویه، هلال عسکری، ص

به عبارت دیگر اعتدال با اجرای عد است که مفهوم ومصداق پیدا می کند لذا وقتی به مقوله رشد توجه میکنیم و اعتدال را با ان همراه و قرین تلقی می کنیم یعنی اینکه باوری به اینکه بین این دو مفهوم تضادی وجود دارد و حیات و ممات یکی از این دو با حیات و ممات دیگری نیجهای ع دارد و بود یکی نبود دیگری است و بالع نداریم و این معنایی ندارد جز اینکه اعتقادی به روش ها و نظریات اقتصادی دوران سازندگی و اصلاحات هم نداریم که امی است بتوانیم در عمل نیز این همراهی و همکاری را در ت تدبیر و امید رویت کنیم .البته باید توجه داشت که خود اقتصاددانان و جامعه شناسان غربی هم علم اقتصاد را روابط اقتصادی مردم در جوامع غربی تعریف می کنند (شومپیتر) که با فرهنگ و اداب و رسوم ان مردم همراه و تدوین شده است و بدون در نظر گرفتن اه استعما ری که در اشاعه این افکار در جوامع ناهماهنگ با انان وجود دارد نتایج بسیار وخیمی را در جوامع هدف ببار خواهد اورد امری که در ت سازندگی و به تبع ان در دوران اصلاحات شاهد ان بودیم.و امروزه اگر یک رشد هماهنگ را در توزیع منابع و امکانات و چشم اندازهای حاصل از ان از بزرگترین ا تا کوچکترین نقاط کشاورزی و روستایی در جوامع غربی را شاهد هستیم بدلیل همین مطلب است که علم اقتصاد و نطریات اقتصادی موجبات این امر را فراهم اورده است لیکن در جوامع اسیایی و غیر غریی چون بکارگیری علوم اقتصادی غربی بدون در نظر گرفتن شرایط و خصوصیات فرهنگی و ارزشی انان بوده است لذا چشم انداز جوامع انسانی از جایی به جای دبگر و از نقطه ای به نقطه دیگر شدیدا تضاد در تمامی خصوصیات انان به چشم می خورد و در دوران یاد شده در کشورمان در ان دوران بود که این تفاوت ها حتی بین نقاط مختلف یک شهر مانند تهران نیز رخ داد چه رسد به استانهای دیگر که این تفاوت ها بسیار فاحش بود بطوری که با اقدام ت نهم و دهم که تلاش برای کم این فاصله ها شروع شد بعنوان یکی از امتیازات مثبت ایشان مطرح گردید و در تحلیل های تحلیلگران بیشترین جحم بدنه اجتماعی طرفداران ت در استا ها و شهر ستان ها ارزی می شد زیرا فاصله چشم اندازهای رفاهی و خدماتی و اقتصادی مردم در این مناطق با شهر های بزرگ کم شد و بسیاری از امکانات ای بزرگ امروز در نقاط دور افتاده نیز دیده می شود .

20- اعتدال برای باقی ماندن در سپهر ایران می بایستی ضمن رعایت نکات یاد شده نسبت به به یک امر حیاتی برای اینده خویش توجه کافی نماید زیرا اتکاء بیش از حد به امر تیلیغی و روابط نخبگانی که امکان بروز هرگونه غیر مفید بودن و اختلافات درونی و قشری را هر لحظه در پی دارد می تواند استمرار ت اعتدال در اینده را در هاله ای از ابهام فرو برد امری که در جریان دوره اصلاحات و ت های نهم و دهم بروز کرد و نتایجی غیر از امارها و پیش بینی های انجام شده را ببار اورد و ان امر حیاتی ایجاد یک " سازمان رای" منسجم و مستمر در همین ابتدای اغاز ت یازدهم برای سازماندهی نیروهای متمایل به اعتدال و اعتدال گرایی در تمامی سازمانها و استانها و از میان معتمدان محلی می باشد . در اینجا شاید خالی از لطف نباشد که به تاریخچه ای از سازمان رای توجه نماییم :

تجربه انتخابات ترکیه و پیروزی گرایان گروه های اصلاح طلب و اصولگرا را با شیوه جدیدی از رای گیری به نام «سازمان رای » آشنا نمود. حزب عد و توسعه در ترکیه اقدام به ایجاد سازمان رای قوی نموده بود و به همین دلیل ابتدا در انتخابات شوراها و سپس در انتخابات پارلمان پیروز شد. از سال گذشته نیز ایجاد یک سازمان رای برای اصلاح طلبان و اصولگرایان به صورت جدی مطرح شد. بحث سازمان رای در حزب مشارکت نام سازمان مشارکت های اجتماعی گرفت تا فعالیت های فراتر از انتخابات هم انجام دهد، و سازمان مجاهدین انقلاب هم در کنگره خود تصویب کرد که سازمان رای تشکیل دهد. شناسایی نیروهای تاثیرگذار محلی و فعال ستادهایی که با عنوان «مردمی» به تبلیغات ک دای خود می پردازند از جمله اقداماتی است که برای ساماندهی سازمان رای در دستور کار قرار می گیرد. در این سازمان، نمایندگانی از میان گروه های و مذهبی که دارای گرایش های م ع ک دا هستند برای ساماندهی جمعیت های مشخص در ا و روستاها شناسایی و فعال می شوند. و در گام بعد روسای گروه های پیگیر و سازماندهندگان محلی در اغلب نقاط شهری و وروستایی کشور مشخص می گردند اگرچه این مدل از کار تبلیغاتی دارای مزایا و معایبی است اما گویا هم اصلاح طلبان و به خصوص اصولگرایان طرفدار ت از مدتها پیش مقدمات چنین عملی را فراهم نموده اند. دادن پست های مهم به نمایندگان سابق مجلس در وزارتخانه ها و شرکت های معتبر تی از جمله اقداماتی است که حامیان ت برای تشکیل سازمان رای راه اندازی نموده اند. اصلاح طلبان نیز با راه اندازی ستاده های 88 سعی نمودند نفوذ سازمان رای خود را در محیط های متنوع ایجاد کنند به خصوص در این دوره بی رسانه ای ، قدم از اصلاح طلبان جلو است . این را مسافرین نوروزی به اقصا نقاط کشور به خصوص در روستاها به خوبی مشاهده نموده اند. نمایندگان سابق مجلس که اکنون پست های تی را با ولع شدید تصاحب نموده اند وبا ناکارآمدی سازمان ها و شرکت های زیر مجموعه خود را اداره می کنند این روزها در جمع هواداران سابق خود در ا و روستاها حاضر می شوند و به تشویق مردم برای رای دادن به ت کنونی می پردازند. اما تاثیرمکالمات رو در رو در ایران به پای سازمان رای نمی رسد وجود سازمان رای به صاحبان اصلاح طلب و اصولگرا و تی آن باورانده، که دیگر نیازی به مکالمه رودررو ندارند. همین بی نیازی باعث عدم شناخت کافی از جامعه خواهد شد. مجموعه ای که نتواند واکنش اطرافیان را در قبال نظرات ب نماید، نمی تواند با زبان مردم سخن بگوید و مردمی که ی با آن ها سخن نگوید در آ ین لحظات حتی با وجود افزایش حقوق و ... نظرشان به راحتی بر می گردد.

21- متاسفانه در ت های نهم و دهم و خصوصا ت دهم با توجه به حمایت های بی دریغ ی معظم انقلاب ی و مردم ایران که با وقایع سال 1388 یکی از محورهای حمایت نیروهای ارزشی حضور بود لیکن به مرور با توجه به اینکه نظام نظامی مبتنی بر پایه های ایدئولوژیک می باشد تمردان دچار نوعی توهم شدند که ایشان علاوه بر اینکه مفسران و متولیان جامعه هستند خود را مفسران ایدئولوژی هم هستند و خود را از جایگاه قدرت – ثروت به جایگاه قدرت – منزلت افزایش رتبه دادند که همگی در جریان نتایج این نوع توهم در جامعه قرار داریم لذا ت یازدهم می بایستی بگونه ای عمل نمایند تا به سرنوشت محتوم این نوع از برداشت در چارچوب قدرت دچار نشوند که انشقاق – فرهنگی رخ داده و وحدت و انسجام ملی لطمه های شدیدی خواهد دید .

22- توجه و اتکاء بیش از حد به فن سالاران اقتصاد محور در ت سازندگی و ون جزب گرا و جناحی در ت اصلاحات باعث شد تا بدنه اجتماعی دو گفتمان یاد شده محدود به اقشار خاصی شده و اولین قربانیان این مسیر مردم کوچه و خیابان بودند که بعدها و علیرغم تلاش و تبلیغات گسترده جریانات یاد شده برای استمرار حضورشان در سریر قدرت و اجتماعی کشور ، همان مردم که با عناوین پر طمطراق و توخالی پوپولیسم به حساب نمی امدند سنگرهای نظام کشور را یکی پس از دیگری از انان باز ستانده و به ان دیگری سپردند که در مرام فکری و شعارهایشان ت یب ان بنای ممنوع الورود مردمی را سر لوحه کارهایشان اعلام می د بود که اگر نبود برخی رفتارها و سوء مدیریت های اقتصادی و ایشان قطعا امروزشاهد حضور گفتمانی دیگر در ساختار کشور بودیم و توجه به امارهای انتخاباتی این دوره و فاصله اراء ک دای پیروز با دیگر رقبا و همچنین مقایسه ان با امارهای انتخاباتی سال 1388 و غیبت حدود 7 میلیون رای سئوال برانگیز خواهد بود لذا ت می بایستی نه

14

تنها از انتساب به الق چون : پوپولیسم و دیگر عناوین نسبت به خود واهمه ای داشته باشد بلکه بدنه اجتماعی خویش را در قالب های مختلفی چون : سازمان رای و دیگر سازمان های مردم نهاد هر چه بیشتر تقویت و به مراکزی چون : حوزه های علمیه و ون معظم و مساجد و تکایا و هیات مذهبی که از فرهنگ سازان اصیل و پر قدرت در جامعه مذهبی ایران بحساب می اید غافل نگردد و تجربه نشان داده است که تاثیر گذارترین اقشار تنها در این مراکز تمرکز یاقته اند و اثر گذاری ایشان که در قالب شبکه ای از مساجد و تکایا و هیات مذ هبی عمومی و خصوصی در سرتاسر کشور گسترده شده اند انچنان قوی و توانمند است که هیچیک از دیگر نهادها برد و تاثیری ندارند والبته باید توجه نمود که در کشور ما احزاب و گروه های جایگاه مناسبی در میان مردم بعنوان رابطان بین حکومت و مردم ندارند و تا وقتی که احزاب به نقش اصلی خود در جامعه نرسند همچنان تاثیر حرکات مقطعی زمانی و مکانی مانند : زمان های انتخابات و در شهر ها و روستاها حرف اول را در پیروزی این جریانات خواهند زد لذا مردم سالاری دینی با نقش بی بدیل ون در اقصی نقاط کشور حرف اول را خواهد زد به همین دلیل نگه داشتن بدنه اجتماعی اعتدال گرایی اگر بخواهد در ادامه راه خود همچنان پیروز میادین انتخاباتی و حضور در صحنه های اجتماعی باشد توجه به موارد یاد شده ضروری خواهد بود .

23- عملیاتی اصل مدیریت تعامل و تعارض در سیاست خارجی با رعایت سه شاخصه عقلانیت ، معنویت ،و عد (ره ) و ی که در مقاله جداگانه ای به این اصل و بررسی زوایای ان خواهیم پرداخت .

24- توجه به دیپلماسی وحدت ی ی : دیپلماسی وحدت ی به دنبال چیست؟ آیا نوع جدیدی از دیپلماسی است و چه ا اماتی دارد؟
اگر بخواهیم به «دیپلماسی وحدت ی» از لحاظ معنایی توجه کنیم، معنی و مفهوم دقیق این مقوله چه می تواند باشد؟
برای تبیین دیپلماسی وحدت قاعدتاً لازم است به تعریف و معنی عام خود دیپلماسی اشاره کنیم. تعاریف متعددی از دیپلماسی وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم:
الف :بعضی در تعریف دیپلماسی گفته اند: فن اداره و مدیریت سیاست خارجی و تنظیم روابط بین الملل به صورت مسالمت آمیز و از طریق گفت وگو.

ب : برخی دیگر بر این باورند که دیپلماسی هنر و فن حل و فصل اختلافات بین کشورها و مسائل بین المللی از طریق مذاکره است که این هم جزء تعاریف سنتی است.

ج : عده ای هم در تعریف دیپلماسی تصریح کرده اند که هنر کارگردانی منافع متضاد در سطح بین المللی است. یعنی آن گونه که شما می توانید امور بین المللی مبتنی بر منافع متضاد و متعارض بین کشورها را مدیریت کنید و منافع خود را تأمین نمایید.
چ : در تعریف جدید تر، دیپلماسی عبارت است از مدیریت امور متحول جهانی؛ یعنی این که چگونه بتوانیم در روابط بین الملل سیال و متحول روابط خارجی خودمان و امور بین المللی را مدیریت کنیم.
خ : یک تعریف دیگر که بحث ما بیشتر بر آن مبنا خواهد بود، این است که دیپلماسی فن و هنر به کارگیری مسالمت آمیز قدرت برای تأمین منافع ملی و اه مطلوب می باشد. نمی توان گفت این تعریف جامع است، ولی به بحث ما نزدیک تر است. در واقع مقصود این است که چگونه می توان در روابط بین الملل از قدرت ملی به صورت مسالمت آمیز استفاده کرد تا منافع ملی و اه مطلوب تأمین گردد؟
اگر این تعریف را بپذیریم، چگونه می توانیم به تعریف «دیپلماسی وحدت ی» برسیم؟
قبل از هر چیز باید اشاره کنم که من این تعبیر را جایی ندیده ام و این اولین بار است که معظم انقلاب آن را ارائه داده اند. اگرچه توضیح خواهم داد که دیپلماسی وحدت ی نسبت هایی با انواع دیگر دیپلماسی دارد، ولی جایی ندیده ام که این تعبیر را قبلاً استفاده کرده باشند. در تعریف دیپلماسی وحدت ی

الف : باید تصریح کنم که این مفهوم سه جزء دارد: دیپلماسی، وحدت و قدرت و منافع.
ب : در دیپلماسی وحدت، منافع و مصالحی فراتر از منافع ملی صرف مطرح است و منافع و مصالح و جهان را نیز در بر می گیرد. وحدت ی ناظر به منافع جهان است و نه یک کشور؛ اگر چه در چهارچوب تأمین مصالح جهان منافع ملی کشورهای مسلمان نیز تأمین می شود. نکته مهم این است که منظور از منافع که در تعریف دیپلماسی نهفته است، منافع و مصالح ی است که متضمن منافع ملی نیز هست. مقصود از قدرت نیز وحدت ی است که به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های قدرت جهان ظهور پیدا می کند. بر این اساس، دیپلماسی وحدت را می توان این گونه تعریف کرد: «فن و هنر به کارگیری وحدت ی برای تأمین مصالح و منافع جهان و کشورهای ی»، یعنی چگونه وحدت ی را به عنوان عنصر قدرت جهان و مسلمانان در روابط بین الملل به کار بگیریم تا مصالح ی و جهان تأمین گردد؟
ما در روابط بین الملل شاهد به کارگیری انواع مختلفی از دیپلماسی هستیم. چه شباهت و نسبتی بین دیپلماسی وحدت ی با انواع دیگر دیپلماسی وجود دارد؟
دیپلماسی وحدت از آن نظر که یک نوع دیپلماسی است، با انواع دیپلماسی شباهت هایی دارد. برای نمونه دیپلماسی وحدت شباهت هایی با دیپلماسی عمومی دارد، ولی این دو ی ان نیستند، زیرا مثلاً دیپلماسی عمومی یک ت برای تأثیر گذاری بر افکار عمومی کشور و ملت دیگر اعمال می شود. پس دست کم بخشی از آن ماهیت تی دارد، چون اعمال کننده ی آن ت است. در دیپلماسی وحدت ی اما عامل و عنصر غیر تی غلبه دارد، چون کارگزاران اصلی غیر تی و مخاطبان هم مردم هستند؛ هرچند که ت ها هم مؤثرند. همچنین دیپلماسی وحدت با دیپلماسی چندجانبه شباهت هایی دارد، چون در دیپلماسی چندجانبه چند کشور در چهارچوب ائتلاف و اتحاد در جهت منافع جمعی خود با هم همکاری می کنند. در دپیلماسی چندجانبه کارگزاران همه تی هستند، ولی دیپلماسی وحدت ی در چهارچوب مجمع تقریب مذاهب پیگیری می شود که یک بازیگر غیر تی است.
دیپلماسی وحدت همچنین یک نسبتی با قدرت نرم دارد. در واقع دیپلماسی وحدت یکی از عناصر قدرت نرم جهان است. انسجام و وحدت ملی نیز یکی از عناصر قدرت ملی محسوب می شود. در این جا اما بحث ما فراتر از یک ملت است و جهان مد نظر است. دیپلماسی وحدت ی یکی از عناصر قدرت نرم جهان در مقابل سایر بلوک های قدرت در نظام بین الملل محسوب می شود. با همه ی این تفاسیر به نظرم دیپلماسی وحدت ی با تعریفی که ما داشتیم، بیشتر به دیپلماسی خط دو شبیه است. دیپلماسی خط دو یعنی گفت وگو؛ یعنی تعامالات و ارتباطات نخبگان و بازیگران غیر تی بین دو یا چند کشور. بنابراین دیپلماسی وحدت خیلی به این مفهوم نزدیک می شود و قرابت پیدا می کند. با تأکیدی هم که ی در پیامشان بر همگرایی نخبگان حوزوی و ی در این عرصه ی دیپلماسی داشتند، مشخصاً در ادبیات روابط بین الملل با دیپلماسی خط دو نسبت پیدا می کند. پس می توانیم بگوییم دیپلماسی وحدت به نوعی قرابت با انواع دیپلماسی دارد؛ هرچند کاملاً با آن ها نیست.
این وحدت که در این دیپلماسی به آن اشاره کردید، دقیقاً چه مؤلفه هایی دارد؟
همان طور که می دانیم، وحدت یکی از دغدغه های علمای اعم از شیعه و سنی در طول تاریخ بوده است. همان قدر که عده ای در پی تفرقه میان فرق ی بوده اند، عده زیادی هم در پی وحدت فرق ی بودند، هرچند باید توجه داشت که عنصر وحدت ی پس از پیروزی انقلاب ی ایران بسیار اهمیت پیدا کرده است. به طوری

15

که حضرت (رضوان الله علیه) و معظم انقلاب بر وحدت جهان به عنوان یک راهبرد تأکید و توصیه داشته اند و در انقلاب ی تجلی یافته است. شاید اگر تحلیل محتوا کنیم، یکی از پرکاربردترین واژه ها در کلام و ی وحدت است؛ چه در حوزه ی داخل و چه در عرصه ی جهان .
ج :وحدت ی دارای دو دوسته از مؤلفه های فراتاریخی و ثابت و مؤلفه ها و متغیرهای تاریخی به مقتضای شرایط مسلمانان و جهان است. عناصر ثابت عبارت است از قرآن، نبوت و سنت و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که همه ی مسلمانان در مورد آنها اتفاق نظر دارند و در طول تاریخ استمرار دارد. در شرایط متحول طبیعتاً عناصر ثابت هم وجود دارد که تداوم دارد، اما در شرایط خاص عوامل مشخص و مؤلفه های تاریخی هم می تواند محور وحدت مسلمانان و جهان قرار گیرد. مثلاً در طول تاریخ گاهی دفاع از خود عامل وحدت مسلمانان بوده است. مثلاً در جریان جنگ های صلیبی یک عامل وحدت دفاع از کیان در مقابل هجوم صلیبیان بوده است. استعمارز و مقابله با استعمار هم عامل وحدت مسلمانان بوده است. همچنین در طول تاریخ در برخی مقاطع گفتمان واحدی با تأکید بر گفتمان عامل وحدت مسلمانان شده است.
در شرایط فعلی علاوه بر آن عوامل ثابت، باید دید چه عناصر متحول و متغیری موجب وحدت جهان و مسلمانان شده و می شود؟ در شرایط حاضر وحدت گفتمانی عامل وحدت بخش به معنی گفتمان واحد و انقل است؛ عاملی که امروزه به صورت وحدت گفتمانی در قالب بیداری ی تجلی پیدا کرده و یک عنصر مهم قدرت جهان است. الان بیداری ی یا گفتمان بیداری ی و انقل در مقابل قرائت هایی که برخی دیگر از دارند، می تواند یک عامل وحدت در جهان باشد. از این رو بعضی با سیاست ها و راهبردهای مقابله جویانه سعی می کنند که این عامل وحدت را خنثی کنند. به نظر من این گفتمان فراگیر است و می تواند همه ی فرقه های ی را به وحدت برساند.
شما نگاه کنید در تونس، مصر، لبنان و ایران مذاهب ی ی ان وجود ندارد، ولی آن چه موجب وحدت شده است، همین گفتمان و انقل است. چ : این گفتمان از مؤلفه های مهمی تشکیل شده است؛ از جمله مردم سالاری ی، مقاومت در مقابل نظام سلطه و صهیونیسم -که در چهارچوب گفتمان مقاومت تجلی کرده است- و استقلال خواهی و عزت خواهی جهان . در پیام ی هم تصریحاً آمده که بیداری ی به عنوان یک عامل وحدت است.
در مقابله و تعارض با این وحدت و جریان بیداری ی طبیعتاً گفتمان های معارض یا رقیب از سوی بعضی بازیگران مثل ، و مرتجعین عرب به وجود آمده است. مهم ترین سازوکارها و ابزار این گفتمان ها در مقابله با گفتمان وحدت عبارتند از:
1. تحریف از طریق تعریف و تفسیر نادرست از وحدت ی: یعنی برخی در صدد هستند عامل وحدت را چیزی تعریف کنند که در مقابل وحدت ی صحیح قرار بگیرد؛ مثل تأکید بر ملی گرایی و پان عربیسم به عنوان عامل وحدت در کشورهای ی.
2. به کارگیری دیپلماسی تفرقه و فرقه گرایی در جهان : اگر دیپلماسی وحدت را به عنوان یک مفهوم به کار بگیریم، مفهوم مخالفش دیپلماسی تفرقه است. دیپلماسی تفرقه تاریخچه طولانی دارد. به طوری که این دیپلماسی راهبرد اصلی انگلستان در جهان بوده است. عبارت معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» بنا بر دیپلماسی تفرقه شکل گرفته و پیشینه تاریخی طولانی دارد. طبیعتاً هم اکنون نیز قدرت های استعماری آن را به کار می گیرند. یکی از مهم ترین نمادها و نمودهای آن ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی است.
بنابراین باید توجه داشت که وحدت ی به صورت ایج و سلبی در شرایط فعلی اهمیت استراتژیک دارد. وحدت ی به صورت ایج به عنوان یک عنصر قدرت جهان ضرورت و اهمیت دارد. از این رو وحدت ی در شرایط فعلی و در هنگامه ی بیداری ی، یک عنصر قدرت است که باید کاملاً از آن مراقبت کرد. وحدت ی به صورت سلبی نیز اهمیت دارد. سلبی هم نه با این معنی که بار منفی داشته باشد، بلکه برای مقابله با دیپلماسی تفرقه ی دشمن، که وجه بازدارنده پیدا می کند.
ا امات دیپلماسی وحدت از نظر شما کدامند؟
برای توضیح ا امات دیپلماسی وحدت باید تعریفمان از دیپلماسی را یادآوری کنیم. بر اساس تعریفی که ارائه دادیم، دیپلماسی در کانون اطلاعات و ارتباطات قرار دارد و دیپلماسی بدون اطلاعات و ارتباطات معنی نخواهد داشت. یعنی از یک سو لازم است از خودمان و از طرف مقابل و از شرایطی که می خواهیم دیپلماسی را اعمال کنیم، اطلاعات کافی داشته باشیم. لذا باید ضمن آگاهی از منافع و مصالح جهان ، از منظور انی که با این اه مخالفند نیز آگاه باشیم. از سوی دیگر، دیپلماسی مست م ارتباط است که در دیپلماسی وحدت به معنی ارتباطات بین جوامع ی و نخبگان جهان است.
بر این اساس،

* اولین ا ام آن است که مجمع تقریب و نهادهای مرتبط، باید یک سند راهبردی وحدت جهان را تدوین و تعریف کنند. این بسیار مهم است.

* ا ام دوم شناسایی عناصر و مؤلفه های متغیر و ثابت وحدت ی در شرایط موجود منطقه و جهان است. ما بدون شناحت این عناصر ثابت و متغیر نمی توانیم در جهت تأمین مصالح حرکت کنیم.

* ا ام سوم اولویت بندی رتبه ای و زمانی این عناصر در شرایط فعلی است؛ این که کدام یک از عناصر در شرایط فعلی اولویت بیشتری دارد، چه به لحاظ مرتبه و مکانت و چه به لحاظ زمانی. این که در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت چه عناصری را باید در دستور کار قرار دهیم.
*اما ا ام چهارم، تعریف و تبیین سازوکارها و ابزارهای مقتضی برای تأمین وحدت در شرایط کنونی است. وحدت از طریق ابزارها و سازوکارهای مختلفی قابل تأمین است که در شرایط مختلف ممکن است متفاوت باشد. شرایط امروز جهان با پنجاه سال پیش تفاوت کرده و همین یکی از ا امات بسیار مهم و قابل توجه است. اگر ابزارهای مناسب را در شرایط زمانی و مکانی خاص خود به کار نگیریم، چه بسا به جای تأمین وحدت منجر به تفرقه شود.

* ا ام پنجم شناخت شرایط منطقه و بین المللی است، چرا که می خواهیم دیپلماسی وحدت را در شرایط منطقه و بین المللی اعمال کنیم و برای همین باید نسبت به آن شناخت داشته باشیم. مثلاً ما باید ببینیم که دیپلماسی معارض دیپلماسی وحدت چه ویژگی ها و چه عناصر و اه ی دارد تا در جهت خنثی سازی آن حرکت کنیم.

*ا ام ششم برجسته سازی گفتمان وحدت در فضای گفتمانی جهان از طریق تببین ماهیت، اهمیت و ضرورت آن است. این برجسته سازی نیز از طریق نخبگان جهان باید صورت گیرد.
*هفتمین ا امی که به نظرم بسیار اهمیت دارد، زیرا به واسطه ی آن نقش و جایگاه نخبگان جهان در دیپلماسی وحدت مشخص می شود، آن است که یک «گفت گوی نخبگانی» در جهان صورت بگیرد. تحقق ا امات این گفت وگو مست م آن است که نخبگان جهان بنشینند و سند راهبردی وحدت را تدوین و شرایط موجود را تجزیه و تحلیل کنند. از این رو نقش نخبگان حوزوی و ی در تدوین و تنفیذ دیپلماسی وحدت، محوری و کانونی است، چون در چهارچوب گفت وگو است که دیپلماسی معنادار می

16

شود. پس اگر یکی از عناصر مهم دیپلماسی را ارتباطات بدانیم، ارتباط بین نخبگان جهان یکی از مهم ترین ا امات دیپلماسی وحدت است؛ به گونه ای که بدون گفت وگوی نخبگانی جهان ، وحدت ی ناقص و ابتر خواهد بود.

25- توجه به شرایط حساس جهانی و منطقه ای یا بقول ی قرار گرفتن در پیچ تحولات تاریخی : عصر روز یکشنبه 22مرداد1391، معظم انقلاب در دیدار نخبگان و اساتید ها با ایشان، نشانه های مستندی ارائه فرمودند که از تغییر هندسه ، اقتصادی و اجتماعی جهان حکایت می کرد. حضرت آقا، پیش از این نیز با اشاره به شواهد و نمونه های روشنی، از نزدیک شدن تاریخ به یک «پیچ بزرگ» خبر داده و بر آن تاکید داشته اند. وجیزه پیش روی نگاهی است گذرا به ای از آنچه این روزها در جای جای جهان و مخصوصا در جهان جریان دارد و به زبانی دیگر از همین تغییر بنیادین در هندسه و ساختار جهان و نزدیک بودن «پیچ بزرگ تاریخ» حکایت می کند.
1- توضیح آن که ما و نظام سلطه بین الملل- بخوانید و متحدانش- در این نقطه اشتراک نظر داریم که پیچ بزرگ تاریخ نزدیک است و در این پیچ، هندسه و ساختار ، اجتماعی و اقتصادی جهان به گونه ای بنیادین زیر و رو شده و تغییر می کند. اما نکته درخور توجه این که هم ما و هم نظام سلطه بین الملل در این زمینه یک نقطه اشتراک دیگر نیز داریم و آن، این که هر دو طرف بر این باوریم و می دانیم که تاریخ به نفع و به سمت و سوی با آموزه ها و قرائت ناب محمدی(ص) که ایران ی پرچمدار آن است در حال چرخش است و به همین علت، هندسه و اجتماعی جهان نیز در این راستا شکل می گیرد.
یادداشت پیش روی اشاره ای گذرا به مستندات و شواهد و قرائنی دارد که از حرکت یاد شده حکایت می کند. بخوانید؛
2- جیمز موریس، جامعه شناس یی می گوید؛ «در قرآن، کتاب مسلمان ها به آیه ای برخوردم که ضرورت رسیدگی به یتیمان را یادآوری می کرد. در این آیه از انی تجلیل شده است که با میل و علاقه و فقط برای خشنودی خدا، از یتیمان و اسیران و فقرا دست گیری می کنند - منظور ایشان آیه 8 از سوره مبارکه «انسان» است- یتیم به ی می گویند که پدر از دست داده است ولی به نظر من، منظور قرآن از یتیم، ی است که بی پشت وپناه است. باید بگویم امروزه ما مردم غرب از همه یتیم تر هستیم زیرا پشت و پناهی نداریم. رنسانس ما را از خدا جدا کرد. من به مردم ایران غبطه می خورم که با انقلاب 1979- انقلاب ی- از اومانیسم جدا شدند و به خدا روی آوردند. من را دوست دارم.»
این سخن نمی دانم از کیست، اما حکیمانه است. چندین سال قبل از ی شنیده و یا در جایی خوانده ام؛ با این مضمون که؛ اومانیسم - اص تمایلات مادی بشر در قانونگذاری و ی جامعه- میوه درخت ممنوعه «رنسانس» بود که فرزندان آدم به فریب و با توهم ماندگاری! به آن نزدیک شده و از آن خوردند. در پی این فریب اگرچه از حاکمیت ظالمانه کلیسا و کشیشان در قرون وسطی نجات یافتند، اما در این جابه جایی از خدامحوری در قانونگذاری و ساختار جامعه(تئیسم) نیز جدا افتاده و در برهوت به سوی ناکجاآبادی رفتند که ظاهرش آباد بود! فرزندان آدم هم مثل پدر و مادرشان آدم و حوا علیهاالسلام فریب را خورده بودند... انقلاب ی در ایران، توبه فرزندان آدم و آغاز بازگشت آنها به سوی خدا بود.
3- روز 26 می2011/5 داد 1390، بنیامین نتانیاهو میهمان کنگره ست. او که به گزارش آسوشیتدپرس، عصبانی و برافروخته به نظر می رسید، پشت تریبون می رود و می گوید؛
«6ماه قبل که پشت این تریبون ایستاده بودم درباره ایران هسته ای و خطر آن برای صلح جهانی(!) هشدار دادم. اما، اکنون، زمان دیگری است و ممکن است «لولا» و محور تاریخ به زودی چرخش پیدا کند. امروز از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش، تحول و دگرگونی عظیمی در حال وقوع است. این ارتعاشی که به ز له شبیه است، کشورها را متلاطم و ت ها را متلاشی کرده است و همه ما شاهد ادامه این نوسانات هستیم. صحنه های استثنایی در تونس و قاهره، خاطرات برلن و پراگ 1989 را زنده نمی کند- منظورش تحولات بعد از فروپاشی شوروی سابق در بلوک های کمونیستی اروپاست- که اگر چنین بود، خوشایند بود. اما، آن روزها دیگر نیست و امروز شاهد تحولاتی نظیر تحولات ایران 1979- سال پیروزی انقلاب ی- هستیم. باید قبول کنیم، نیروی قدرتمندی وجود دارد که با الگوی مورد نظر ما مخالف است. در رأس این قطب قدرتمند، ایران قرار دارد. انی که ایران و خطر آن را نادیده می گیرند، سر خود را در شن فرو کرده اند.»
4- اوایل سال گذشته- فروردین 1390/ آوریل 2011- ک نه رژیم صهیونیستی، «عاموس یادلین» رئیس سابق موساد را برکنار کرد. رسانه های درباره علت برکناری «یادلین» به تلویح- و نه تصریح- نوشتند؛ ناتوانی و ضعف آقای عاموس یادلین در پیش بینی تحولات منطقه، یکی از علل برکناری او بوده است و رو مه صهیونیستی هاآرتص توضیح داد؛ یادلین، معتقد بود تحولات خاورمیانه عربی از یک موج «دموکراسی خواهی» ریشه می گیرد و در نهایت به اصلاح دموکراتیک حکومت های منطقه و یا روی کار آمدن نظام های دموکراتیک منجر خواهد شد. یادلین می گفت؛ از آنجا که نظام های دموکراتیک اهل جنگ نیستند، تحولات کنونی خاورمیانه به نفع است! هاآرتص می نویسد؛ آقای یادلین باید می دانست که امروزه تحولات در خاورمیانه و آفریقای ی، به روی کار آمدن نظام های سکولار و دموکراتیک ختم نمی شود، بلکه ملت های مسلمان منطقه الگوی را پیش روی دارند و به آن سوی می روند. در همان روزهاست که آقای کارتر، رئیس جمهور وقت -به هنگام پیروزی انقلاب ی- در مصاحبه ای می گوید؛ «آهنگی که امروزه در خاورمیانه می شنوم، به گوشم آشناست. این همان آهنگ و همان شعارهایی است که سال 1979 در جریان شکل گیری انقلاب ی در ایران شنیده بودم» و نتانیاهو، نخست رژیم صهیونیستی پرسش خبرنگار واشنگتن پست را که مورد نظر ملت های مسلمان منطقه را به دلیل سنی بودن آنها با حاکم در ایران متفاوت دانسته بود، می گوید؛ ی که مسلمانان خاورمیانه در پی آنند، یا ترکیه نیست. آنها ایران را می خواهند و هنری کیسینجر، سیاستمدار یهودی و کهنه کار یی می گوید؛ آنچه من می بینم آن است که مردم خاورمیانه، دموکراسی غربی نمی خواهند. آنها، ایران را می خواهند و گرایی، آینده محتوم خاورمیانه است.
5- روز 22 آذرماه 1390/ 13 دسامبر 2011- است. شورای راهبردی «آتلانتیک»- کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس- به روال همه ساله در واشنگتن ب ا شده است. به گزارش «دویچه وله»، در این اجلاس، برژینسکی، اسکوکرافت، جیمز جونز مشاوران امنیت ملی در ت های کارتر، فورد، بوش پدر و اوباما، همراه با دیوید پترائوس، رئیس سازمان سیا، ت پاردو، رئیس وقت موساد و جان ساورز رئیس mi6 انگلیس حضور دارند. دویچه وله در گزارش خود آورده است؛ در این شورا، هر سه مشاور پیشین کاخ سفید هم عقیده بودند که جهان در یک نقطه عطف تاریخی- توجه کنید باز هم سخن از پیچ تاریخ است- قرار دارد که تحولات خاورمیانه و وال استریت از نشانه های آن است. برژینسکی در نطق پایانی این نشست می گوید؛ کدام دیوانه ای ی ابرقدرت را از بلندای سال 2000 به دره کنونی سال 2011 آورده است؟ دموکرات های احمق، جمهوریخواهان کم عقل؟ یا ایران؟! ما در شرایط بسیار عجیب و ناشناخته ای به سر می بریم».
6- آقای جرج ف ن، مسئول مرکز استراتژیک «استراتفور» در ست. این مرکز به باشگاه کهنه کاران «سیا» شهرت دارد. ف ن می گوید؛ چالش با ایران فقط ظاهر هسته ای دارد. مشکل اصلی ما، آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون رابطه و ب حمایت ، بلکه در حال درگیری بی وقفه با هم می توان بزرگترین

17

قدرت نظامی و علمی منطقه بود. تحولات خاورمیانه را در این نقطه و در نسخه برداری از این الگو جستجو کنید.
7- بعد از وج نیروهای نظامی از عراق، هفته نامه یی فوربز خطاب به بوش و اوباما- و با تاکید بیشتر به بوش- نوشت؛ 9 سال در عراق از سربازان خود بیگاری کشیدیم. هزاران میلیارد دلار هزینه کردیم، چند هزار تن از نظامیان خود را کشته یا مجروح از عراق به آوردیم حالا پرزیدنت بوش و پرزیدنت اوباما می توانند به این سؤال پاسخ بدهند که در این لشکرکشی و حضور 9 ساله در عراق، غیر از آن که عراق را به دست دشمنان خود و دوستان ایران سپردیم چه دستاوردی داشته ایم؟!
8- نشریه یی هافینگتون در یادداشتی با عنوان «برنده کیست؟»- who is the winner?- می نویسد؛ در میدان جنگ نرم هم بازی را به ایران باخته ایم و می پرسد؛ اگر ما پیروز جنگ نرم هستیم، چرا امروزه در خاورمیانه و شمال آفریقا که ده ها سال هم پیمان ما بوده اند، مردم از خشمناک و به ایران علاقمند هستند؟!
این رشته سر دراز دارد و به همین اندازه بسنده می کنیم.
9- و اما، به گفته حضرت آقا در بیانات مستدل و حکیمانه ایشان خطاب به اساتید ها، امروزه در شرایط بسیار حساسی قرار داریم و با پشت سر گذاشتن عقبه ها به پیچ بزرگ تاریخ نزدیک می شویم. پیچ بزرگی که به اعتراف «رابرت گیتس»، تابلوهای راهنمای آن را و نصب کرده اند.
آلوین تافلر در موج سوم- اواسط دهه 60- می نویسد؛ انقلاب ی ایران نه فقط جهان را برانگیخته است بلکه به زودی دنیای دین باوران را نیز به حرکت می آورد...
امروز ملت ها در جهان و دنیای دین باوران چشم به پرچمی دارند که راحل ما(ره) برافراشته و خلف حاضر او به دوش می کشد. در این حال و هوا، به قول حضرت آقا «آیا ها و حوزه های علمیه در قبال این حوادث بسیار مهم، مسئولیتی ندارند؟»

با توجه به موارد یاد شده می بینیم که حضرت اقا مدت مدیدی است که تمردان و ون را به امر خطیر قرار گرفتن در مسیر یک تحول تاریخی که تمامی شئون زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و نقش ایران بعنوان ام القری ی را متذکر می شوند

26- ارتباط نزدیک با ت اصیل شیعه که در همیشه تاریخ بعنوان پرچمداران و حافظان حریم و ولایت و ت در صف اول مبارزه با عوامل وعناصر انحراف ایستادگی کرده اند . 27 – تلاش برای گسترش ،تقویت و راه اندازی ک

مشاهده متن کامل ...

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
درخواست حذف اطلاعات
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 0
فرمت فایل docx
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 2
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس

فروشنده فایل

کد کاربری 4674
کاربر

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس


مشخصات « پرسشنامه ریاضی در کلاس درس »

روایی و پایایی: دارد

ده مقیاس ها: دارد

تعداد سوال: 23 سوالی

نوع فایل: word

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس پیوست با عرض سلام ، همکار گرامی با تشکر از همکاری شما پرسشنامه حاضر بخشی از یک طرح پژوهشی رشته آموزش ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد می باشد خواهشمند است آنچه در کلاس شما عملا انجام می شود را انتخاب کنید. ردیف رشته تحصیلی: مدرک تحصیلی: سابقه تدریس: ت: مرد⧠ زن⧠ کاملامخالف مممخالف مخالف بی نظر موافق کاملا موافق 1 در حل مسئله ریاضی فرایند حل مسئله بیشترین ارزش را دارد. 2 کلاس درس ریاضی فرصتی برای حدسیه سازی ، رد یا اثبات آن می باشد.




مشاهده متن کامل ...
گفتمان ترجمه عربی چیست؟
درخواست حذف اطلاعات
گفتمان ترجمه چه ترجمه عربی حرفه ای باشد یا ترجمه انگلیسی یا هر زبان دیگری از واژه ی (discours) در زبان فرانسوی مشتق شده و آن هم مشتق از واژه ی (discursus) در زبان لاتینی است که به مفهوم «گذر یا حرکت از این جا و آن جا» می باشد. دیسکورس، تداعی کننده ی دی یک، عقل و یا سیستم نیز، هست.

از گفتمان تعاریف زیادی به عمل آمده که مهم ترین و ساده ترین آن ها از قرار زیر است:

۱) فعالیّتی عقلی بر یک اساس منطقی سازمان دهی شده؛

۲) فرایند متشکل از مجموعه ای از فعالیّت های عقلی جزئی؛

۳) مجموعه ای از «گفتارها» که حول یک محور مشخص دور می زند؛

۴) گفتمان به معنای «نظام سخن» است؛

۵) گفتمان به معنای «صورت بندی دانایی و نظمی که براساس آن می شیم» است؛

۶) پیکربندی سخن خاص در فرهنگ و دورانی خاص؛

۷) گفتمان به معنی شیوه ی بیان و نظام ارائه ی بحث نیز، هست؛

اگر فردی و گروهی در فاصله ی زمانی مشخص، به طور پراکنده مجموعه گفتارها و یا سخنانی را ابراز دارد و فی المجموع بتوان از همه ی آن ها برداشت خاصی کرد و آن شخص یا گروه را با توجه به این گفتارها دست نشان و مشخّص نمود، می گویند «گفتمان» خاصی بر آنان حاکم است. شاید بتوان گفتمان را در قالبی بسیار خلاصه و ساده، چنین تعریف کرد: «زبان خاصی که هر ی با آن صحبت می کند و به وسیله ی آن در برابر دیگران موضع گیری می نماید.»

از نظر «فوکو»، «گفتمان» نقطه ای تلاقی و محل گردهمایی «قدرت» و «دانش» است؛ یعنی: «قواعد» و «قوانین علمی» و همچنین، «محدودیت های ایجاد شده از طرف حاکمیت» معیّن می کنند درباره ی چه چیزهایی نمی توان وارد بحث شد. به نظر او، سخن یا «گفتمان» است که در دوره موضوع خود را معین می کند و تعیین می نماید که مؤلف چگونه بنویسد و سخن گو امکان می یابد به گونه ای خاص درباره ی چه چیزهایی حرف بزند، اگرچه ممکن است این، به معنای بیان نظرات خود او هم نباشد.

گاهی یک «گفتمان» یا «سخن» آن قدر قوی و مسلط است که مانع شنیدنِ «گفتار» و یا درک معنای «زبان» می شود و حتی هر گفتار و بیانی را هم در قالب آن می ریزند و در صورت عدم هم خوانی با آن، به دور می افکنند و در نتیجه به گوش هیچ ی نخواهد رسید.

گفته می شود که: «واحدِ اصلی گفتمان، گفتار است» اگرچه عینِ هم نیستند؛ ولی یکی از تعاریف «گفتمان»، «مجموعه ای از گفتارها» بود. در این جا، دو نکته باید مَدّنظر قرار گیرد:

۱) بر اثر مجموعه ای از گفتارها (البته در چهارچوب «قدرت» و «دانش») گفتمانی خاص شکل می گیرد و مسلط می شود و هر گفتاری هم باید در قالب آن ریخته شود تا فهم و درک گردد.

۲) هیچ «گفتمانی» تا همیشه، مسلط و فراگیر نخواهد ماند، بلکه هر کدام، مربوط به فرهنگ و دورانی خاص هستند.



مشاهده متن کامل ...
تحقیق درباره بررسی مقایسه ای دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از نیک فایل تحقیق درباره بررسی مقایسه ای دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی با و پر سرعت .

تحقیق درباره بررسی مقایسه ای دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی


تحقیق درباره بررسی مقایسه ای دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی

فرمت فایل :word (لینک پایین صفحه) تعداد صفحات 33  صفحه

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

جریان نو شی دینی یکی از نافذترین حلقه های فکری از عهود ماضیه تاکنون بوده است و همین امر اهمیت شناخت و واکاوی نظرات مبدعان و سرحلقه های این نحله فکری را دو چندان می کند. علی شریعتی به عنوان سرحلقه گفتمان ایدئولوژیک نو شی دینی ،تفسیری دنیایی، غایت گرایانه و ایدئولوژیک از دین را در معرض مخاطبان خویش قرار می دهد و مجتهد شبستری که سر سلسله گفتمان هرمنوتیکی نو شی دینی است علیرغم دلبستگی و تعلق خاطر به دلمشغولی های شریعتی مبنی بر رنسانس دینی و تجدید حیات دین، راهی جدای از سلف خویش در پیش می گیرد و بر خلاف شریعتی، قرائتی حداقلی و پلورالیستی از دین اراده می کند و دین را از عرصه اجتماع و سیاست به ساحت خصوصی انسان ها می راند و بر خلاف شریعتی و وامداران گفتمان ایدئولوژیک منتسب به او، ایدئولوژی را به محاق و مسلخ می برد و راه را برای واسازی ازنصوص  دینی فراهم می کند. در این جستار سعی بر آن است با معرفی آراء دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی و بررسی مقایسه ای این دو، نقاط اشتراک و افتراق این دو گفتمان به بوته نقد و بررسی گذاشته شود.


با


تحقیق درباره بررسی مقایسه ای دو گفتمان ایدئولوژیک و هرمنوتیک نو شی دینی


مشاهده متن کامل ...
منطق گفتمان و گفتمان منطقی
درخواست حذف اطلاعات
سیدعبدالبصیر مصباح

ما در شرایط دموکراتیک زندگی می کنیم. دموکراسی، اگر بد هم است، در میان دیگر نظام های پذیرفتنی تر است. در کشورهایی جهان اول، شهروندان در سایه دموکراسی، خوبتر توانسته اند به حقوق شان برسند، هر چند هنوزهم اختلاف هایی در برخی موردها وجود دارد.
گفتمان منطقی جهت حل موضوع ها، یکی از مولفه های دموکراسی است. به بیان بهتر، یکی از خوبی های دموکراسی، گفتمان گرایی آن است. منطق دیالوگ میان نخبه گان و شهروندان، باعث شده است که مردم به دموکراسی ارزش بهتر بدهند.
گذشته از آن، انی که هوشیار تر اند به این نتیجه رسیدند که مذاکره منطقی، به مراتب بهتر از جنگ و جدل های مستقیم یا غیر مستقیم است. آنها به دیالوگ ارج بیشتر قایل اند.
اما گفتمان، چانه زنی و بحث بر سر مسایل هم منطق و روش هایی دارد. یعنی، در شرایط حاضر، به خصوص در جاهایی که منطق تفنگ، متوقف می شود، از دیالوگ منطقی و مستدل، جهت حل مسایل استفاده می کنند.
بنابراین،
اول: خوب است که به عنوان یک انسان، به گفتمان، ارزش قایل باشیم. گفتمان ها را بهترین راه جهت حل بحران ها بدانیم.
دوم: به گفتمان منطقی و مستدل پابند باشیم. به قول خواجه شیراز:
بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گوی ای مر دانا یا خموش
سوم: با منطق گفتمان آشنا باشیم. یعنی نمی شود در وقت گفت و گو، بر دیگران به صورت مستقیم اعمال نفوذ کنیم و یا روی حرف های بی اساس مان پافشاری نماییم. از سواد گفتمان باید برخودار باشیم و به اندازه ی که به خود حق سخن می دهیم، به دیگران نیز حق بدهیم.
چهارم: صبور باشیم. گفتمان و مذاکره، با روحیه متحجرانه نتیجه ی مثبت ندارد.
دیالوگ ها و مفاهمه، هم اصول دارد. اگر در یک مذاکره و بحث، هدف ما خیر باشد با صبوری تمام سخن طرف مقابل را میشنویم. و به ایراد سخن می پردازیم.
خلاصه بحث منطقی، گرفتن از گلوی آدم ها نیست. با دیگران با روحیه برادری صحبت است. خود را نشان دادن و به نمایش گذاشتن هم نیست.
در غیر آن گفتمان غیر منطقی، بد تر از میله ی تفنگ است.



مشاهده متن کامل ...
پایان نامه کارشناسی ارشد بهرام مرادی-فلسفه تعلیم و تربیت : تدریس در شرایط پست مد
درخواست حذف اطلاعات

پست مدرنیسم و دل های تربیتی آن در زمینه تدریس


مشخصات پایان نامه:

مرادی، بهرام (1385). پست مدرنیسم و دل های تربیتی آن در زمینه تدریس . پایان نامه کارشناسی ارشد؛ شاهد تهران

قسمتی از پایان نامه درج شده است.

جواب سوال اصلی

دل های تربیتی شرایط پست مدرن در زمینه تدریس

-فرصت سازی برای خود شکوفایی

الف- ک ن فعالیت را ستایش کنند و درصدد بروز خود باشند.

ب- ایمان به قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را در خود پیدا کنند و معیاری را برای این مسئله داشته باشند.

پ- اصل گم نشدن در مسائل و در متن نماندن را توجه نمایند.

ت- فرصت برای حرکت و بیزاری از ایستایی ایجاد گردد.

سوال های فرعی

1- تعامل شاگرد معلم در شرایط پست مدرن در تدریس چگونه می باشد؟

وجود تعاملات باعث انگیزش دانش آموزان می شود. در جهان پست مدرن خیلی از روش ها و سنت ها که در گذشته نقش اساسی داشتند تغییر کرده اند این تغییرات سریع در مقوله های مختلف زندگی تعجب دانش اموزان را بر انگیخته است و لذا بر معلمان و والدین و دیگران است که آن ها را مورد حمایت قرار دهند و با آنها همدلی کنند و انگیزه لازم را برای پاسخ به سوالات انها فراهم آورند

برای بررسی چگونگی تعامل معلم و شاگرد در شرایط پست مدرن لازم است عواملی که بر طرفین تعامل اثر می گذارند بررسی شوند. لذا عواملی که بر معلم و شاگرد اثر می گذارند مورد بررسی قرار می گیرند که کیفیت تعامل را مشخص می نمایند در زیر اشاره می گردد.

عواملی که بر تعامل شاگرد- معلم تاثیر می گذارد متاثر از شرایط موجود پست مدرن است که در زیر مورد بررسی قرار می گیرد( آهنچیان ، 1382).

الف-قدرت به عنوان عامل موثر تعیین کننده کنترل روابط بین شاگرد و معلم می باشد ( دلشموت و برونر[1] ، 1996) عواملی که در کاهش قدرت معلم و افزایش قدرت شاگرد تاثیر دارند در زیر ذکر می گردد.

الف1- قدرت معلم به خاطر گستردگی دانش و همه گیری آن و از ح انحصاری خارج شدن آن ،کاهش یافته است(فراهانی ،1383).

الف2- خانواده از ترس این که شاگرد یا فرد آزرده از خانه نباشد قادر به تنبیه بدنی او نیستند لذا او نمی ترسد و احساس قدرت می کند

الف3- معلم از ترس این که او از مدرسه فرار نکند او را تنبیه نمی کند لذا او احساس قدرت می نماید.

الف4- شاگرد در شرایط پست مدرن از نمره نمی ترسد لذا احساس قدرت می نماید.

الف5- بیشتر روان شناسان و صاحب نظران معتقدند کودک را نباید تنبیه کرد( مایر ، 1374 به نقل از ویلیام جیمز ) و آزرده خاطر نمود لذا ممنوعیت علمی تنبیه باعث و احساس قدرت شاگرد می گردد.

الف6- روابط شاگرد و گستردگی ارتباطات موجب تصمیمات مستقل او شده لذا هر لحظه کودک ممکن است هر تصمیم دل به خواه خود را بگیرد لذا قدرت او بیشتر شده است.

الف7- شرایط پست مدرن موضوع محوری را قبول ندارد و از رد هر گونه فرا روایت دفاع می کند( آپیگاتری ، 1380؛ کلاو ، 1988) لذا معلم به عنوان انتقال دهنده دانش نشده و خلق دانش مطرح است که خود کودک باید این کار را د بنابر این قدرت تا حدودی از معلم کاسته شده و مسئله مشارکت معلم و شاگرد مطرح می گردد که در این ارتباط شاگرد باید اقدام به خلق دانش کند که قدرت او به قدری می گردد که معلم نمی تواند در مورد تعامل شخصا اقدام کند بلکه او باید خودش اقدام به خلق نماید.

ب- دیگر نظرات مربوط با تعامل شاگرد معلم در دیگر جوانب.

ب1- با توجه به ویژگی های کودک و دانش آموز او ممکن است پیش معلم باشد ولی فکرش جای دیگر باشد (دبس 1382 ج 11).

ب2- پاینار به مذاکره ای و تعاملی بودن ارتباطات اشاره دارد.

ب3- مایر ( 1374) به همه زمانی بودن تربیت اشاره دارد.

نتیجه و جواب : شاگرد شروع کننده فعالیت از درون به طور عملی می باشد این در حالی است که فرصت سازی این فعالیت را معلم می تواند آغاز گر باشد.

ب2- روش های مناسب برای تدریس در شرایط پست مدرن کدامند ؟

شرایط فکری حاکم بر پست مدرن از طریق زیر بنا های فکری زیر بر تدریس تاثیر خواهن گذاشت .

1-حمایت از خود شی هم در مورد معلمان هم در مورد دانش آموزان

2-عدم تاکید بر تجارب گروه های مسلط

3-کنار گذاشتن داوری و قضاوت بر مبنای تست های استاندارد شده

4- تاکید بر فهم و شناخت به جای تاکید بر حفظ و تکرار

یکی از مفاهیم اصلی نظریه پست مدرن ساختار ز است ساختار ز واسطه ای است تا متن به دقت و با توجه به تفاوت ها مورد بازبینی و بازرسی قرار گیرد ، ارزش ها واژگون گردد و خوب و بد به هم بخورد تا سازمان جدیدی بوجود آید. خواستار رد روایت های کلان و تلقین بوده و پویایی را می ستایند.

گفتمان از آن جهت مورد تاکید پست مدرن هاست که وسیله ای برای تقویت وگسترش تعاملهای اجتماعی است و به این ترتیب فرصت مناسبی برای مناظره پدید می اورد مناظره رودررو دقیقا همان چیزی است که فرایند یادگیری را امکان پذیر می سازد پس گفتمان محور شناخت وحتی وسیله ای برای تولید دانش است

باید گفت که نظریه پست مدرن بر پایه گونه ای گفتمان استوار است رونالد کارتر چهار مورد استفاده اصلی این اصطلاح را شامل موارد زیر می داند.

1- گفتمان به معنای ابزاری برای تشخیص کلام از نوشتار است

2- گفتمان در برداشتی کلی تر چون استنباط همیشگی وطبیعی زبانی هست چه به صورت شفاهی باشد چه کتبی

3-گفتمان به معنی سخنی جدی یا قطعه ای نگارش یافته با هدف تدریس یا تشریح چیزی است

از گفتمان تعاریف و تع ر متعددی به عمل آمده است. در بیان کلی مورد اجما ع اکثر نظریه پردازان گفتمان به تمامی آن چه که گفتگو و نوشته می شود اطلاق می گردد اعم از مقولات موضوعات و مطالب گفتاری و نوشتاری و هر ان چه به گفتگو تبادل آرای و مذاکره فرا خوانده می شود

"از نظر فوکو شکل بندی دانایی (اپیستیمه ) وقتی تبلور زبان پیدا می کند و با قدرت عجین می شود. گفتمان نام دارد. تاکید او بر گفتمان بر زبان نیست بلکه به شکل گیری نظام دانایی در چارچوب قدرت است "( فانی ،1383، ص 282 ).

روش های آموزش از دیدگاه فوکو

اصل روش شناختی فوکو( نصرت پناه ، 1381) بر اساس اصل واژگونی ( برگرداندن معنا ) می توان نتیجه گرفت که فوکو تعمیم را قبول ندارد از اصل ناپیوستگی ( گسست ) او می توان استنباط کرد که است اج کلی رانمی پذیرد و بر اساس اصل خود ویژگی می توان نتیجه گرفت که خود می تواند معیار اساسی برای قضاوت باشد و بر اساس اصل برونیت[2] او می توان نتیجه گرفت که نهفتگی رانمی پذیرد( فانی ،1383). اصل نا پیوستگی در دیرینه شناسی و تبارشناسی او قابل ملاحظه است.

الف- واژگونی یعنی این که متن از طریق شاگرد زیر سوال رود.

ب- کودک باید این سوال را باید از خود بپرسد که آیا واقعا چنین است.

ج- او باید بنا را بر منفی بگذارد و متن را بادی خلاف آن چه که نویسنده می گوید بررسی نماید.

د- خواننده باید قطع نظر از گوینده به متن بپردازد.

لاکلاو می گوید دانش آموزان باید گذشته را به صورتی خلاقانه، هم چون بخشی از یک گفت و شنود پویا مد نظر قرار دهند و ضمن تأیید تکثر روایت ها به داوری در باره آنها بپردازند. ایشان به امکان خلق عملکردهای تعلیم و تربیت اشاره دارد که از طریق مبادله آزاد عقاید و تکثر گفت و شنودها مشخص می شود ( لاکلاو، 1988).

فانی (1383) در مطالعه خود به این نتیجه رسیده است که گرایش های محلی باید مد نظر برنامه ریزان قرار گیرد و او پیشنهاد می دهد روش های تدریس هنرمندانه و ساختار زدا استفاده گردد(فانی، 1383 ).

رو ش های تدریسی که مناسب شرایط پست مدرن است روش هایی می باشند که در آن ها کودک فعال است و در ساختن دانش به او کمک می کند از جمله این روش ها:

1-متن خوانی حرفه ای انتقادی می باشد (مهر محمدی،1383 به نقل از اسکال[3]).

روش تدریس در پست مدرن : اسکال از سه گونه مواجهه سخن می گوید. (1987)به نظر وی، وقتی ما دانش آموز را با متن رو به رو می کنیم، در واقع سه نوع فعالیت را می توانیم متمایز و از هر سه باید استقبال کرد. خواندن از درون[4]خواندن از فراز[5]خواندن از موضع مخالف[6] خسرو باقری، عضو هیأت علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی تهران ؛ تعلیم و تربیت در منظر پست مدرنیسم (مهر محمدی، 1383)

فعالیت اول " خواندن از درون " که خواندن متن به معنی قرار گرفتن در متن است. یعنی ما وارد مکتن می شویم و آن را می خوانیم و اتطلاعات ار به دست می آوریم و از درون متن مطلع می شویم و می تواتنیم آن را باز گویی کنیم زیسا تلخیص نماییم و در این جا ما در خود متن سیر می کگنیم

دوم " خواندن از فراز " طی آن فرد به ورای متن می رود این امر متضمن تفسیری است که ما باید از متن داشته باشیم چنین تفسیری چگونه حاصل می شود از طریق ارتباط برقرارری این متنبا متون دیگر دانش اموزان باید این کار را ند سوم " خواندن از موضع مخالف " خواندن به صورت نقادنه و مورد سوال قرار دادن مفروضاتی که در فعالیت دوم یافته شده است

ب3- رویکرد های مناسب شرایط پست مدرن کدامند ؟

ظهور دیدگاه های متنوع یادگیری، تدریس های متنوع را به دنبال داشت. تدریس هایی که در آن معلم کنترل همه جانبه تمام جوانب تدریس را دارد رویکرد بسته و اگر معلم و شاگرد با کمک هم جوانب تدریس کنترل ند، رویکرد باز گویند(بلند همتان، 1383 ). رویکرد های تدریس بر اساس اه و شرایط انتخاب می گردد لذا رویکردی که در شرایط پست مدرن باید مشخص گردد در زیر مشخص می گردد.

با نگاهی به نظریات صاحب نظران و نظریه های تدریس یادگیری در صدد انتخاب رویکرد های تدریس بر می آییم.

دال به عنوان یکی از صاحب نظران برجسته در تدریس پست مدرن معتقد است برنامه درسی مثل گذشته قابلیت کنترل ندارد و باید از یک برنامه ریزی بی چهارچوب و باز استفاده نمود( دال، 1993 ).

یادگیری واقعی زمانی رخ می دهد که :

الف دانش آموزان جهت یادگیری با موقعیتها و واقعیت های عینی مواجه شوند.

ب یادگیری مبتنی بر مشکل گشایی باشد.

ج رویکردهای تدریس باید یادگیرنده محور باشد(شیخی فینی، 1381 ).

بلند همتان(1383)در مطالعه خود به این نتیجه رسیده است که رویکرد های تدریس باز برای دیدگاه های نسبی گرایی رویکرد مناسبی است.

از دید مربیان پست مدرن، امکان برنامه ریزی فراگیر و نظام یافته برای تربیت انسانها وجود ندارد ؛ لذا نمی توان هدف یا اه خاص و ثابتی را برای تعلیم و تربیت تصور کرد.( نورمبر[7]، 2000)

با توجه با استناد های فوق و مطالعات انجام گرفته لش( 2001 )وکاستل،( 2003) می توان چنین استنباط نمود که رویکرد مناسب شرایط پست مدرن در تدریس رویکرد باز می باشد که خود کودک فعال باشد و به ساختن و خلق دانش بپردازد و رویکرد های باز در شرایط پست مدرن هم رویکرد هایی می باشند که در آن از فن آوری اطلاعات استفاده می گردد و نتایجی مثبت در یادگیری دارد (لش،2001؛ کاستل،2003 ) .

رویکرد باز و رویکرد هایی که کودک محورند مورد تایید شرایط پست مدن هستند

دیگر نظریات حامی رویکرد باز در تدریس

با توجه به این که اقتصاد فرد محور در شرایط پست مدرن مطرح است رویکرد های تدریس باز در شرایط پست مدرن کمک می کند مهارتهای تفکر اقتصادی دانش آموزان گسترده شود ( جرجن، 1994).از آنجایی که رویکرد باز در تدریس فرد محور و کودک محور است لذا عوامل موثر در یادگیری بیشتر مد نظر قرار گرفته و کیفیت و کمیت یادگیری بالا می رود.

در آموزش و پرورش دیروز تکیه بر کتاب و برنامه بود. امروز شاگردان بیشتر مورد توجه هستند لذا روش های یادگیری و انگیزش او برای یادگیری از همه مهمتر ، آمادگی او برای در یافت و کشف نظریه های تازه در زمینه دانش و خلاقیت دین انقلاب بزرگی است که در کار آموزش صورت گرفته است.(ویزی). لذا الگو های شاگرد محور باید مد نظر معلمان قرار گیرد که به صورت خلاقانه و مناسب شرایط طراحی می گردد.

آمادگی و تحربیات قبلی شاگرد

فعالیت و عطش شاگرد به یادگیری

هدف یادگیرنده از یادگیری

روابط جزء و کل در موضوع یادگیری

تدریس عبارت است از تعامل معلم و شاگردان بر اساس طراحی منظم و هدفدار از طرف معلم. در هر تدریس دو ویژگی مشخص را می توان جستجو کرد :

محرکهای ناخوشایند ، جالب نبودن پیام ، انتقال منفی ، رویایی شدن یا در خود فرو رفتن

عدم درک ، نا مناسب بودن عوامل فیزیکی

76- گفت و گو های موجود در پست مدرن فقط بر اساس عقل نمی باشد،بلکه بر احساس هم اهمیت می دهند.

87- نظریه های شرطی، بر یادگیری هایی تأکید دارند که از طریق عادت و شرطی شدن حاصل می شوند. در حالی که نظریه های شناختی به شناخت و یادگیری از راه بصیرت تأکید می ورزند.

107- ظهور دیدگاه های متنوع یادگیری، تدریس های متنوع را به دنبال داشت.

108- تدریس هایی که در آن معلم کنترل همه جانبه تمام جوانب تدریس را دارد رویکرد بسته و اگر معلم و شاگرد با کمک هم جوانب تدریس کنترل ند، رویکرد باز گویند.

109- رویکردهای تدریس باید یادگیرنده محور باشند.

110- معرفت شناسی مطلق گرا رویکرد مستقیم (بسته)در تدریس لازم است و عقلانیت را تقویت می کند و معرفت شناسی نسبی گرا رویکرد غیر مستقیم(باز)را می طلبد و مهارت حل مسئله را تقویت می کند.

111- رویکرد های باز و یادگیرنده محور نتایج مثبت در یادگیری دارند.

105- محیط عاطفی مثبت تاثیر مثبت در یادگیری دارد که هدف تدریس است.

بحث و نتیجه گیری

پایان نامه حاضر با موضوع پست مدرن و تربیت می باشد اما با توجه به این که تربیت جنبه های وسیعی دارد با توجه به علاقه و تخصص دانشجو که معلم نیز می باشد تدریس در شرایط پست مدرن با عنوان دقیق "دل های تربیتی شرایط پست مدرن در زمینه تدریس" مورد بررسی قرار گرفت. سعی بر آن شده تا بر یک سوال اصلی و سه سوال فرعی پاسخ داده شود.

مهم ترین و اساسی ترین سوال مطرح شده این بودکه :

دل های تربیتی شرایط پست مدرن در زمینه تدریس کدامند ؟

دل های تربیتی شرایط پست مدرن در زمینه تدریس از دل های تربیتی شرایط پست مدرن در زمینه تربیت بر می خیزد مهم ترین دلیل تربیت در شرایط پست مدرن در تربیت "فرصت سازی برای خود شکوفایی" می باشد لذا می توان استنباط نمود :

دل های تربیتی شرایط پست مدرن درزمینه تدریس بدین گونه می باشد.

· - کمک به ک ن جهت سازگاری مثبت با تغییرات با حفظ هویت شان

· - کمک به رشد هویت خود و توسعه آن در شرایطی که نسبیت مطرح است.

· - حرکت شخصیتی کودک از ح ی که هست به طرف ح ی که باید باشد.

سوالات فرعی دیگر مطرح شده در این پایان نامه موارد زیر می باشد.

1 تعامل شاگرد معلم در شرایط پست مدرن در تدریس چگونه می باشد ؟

2 روش های مناسب برای تدریس در شرایط پست مدرن کدامند ؟

3 کدا مین رویکردها برای تدریس در شرایط پست مدرن مناسب می باشد؟

پس از طی مراحل تحقیق نتایج زیر به دست آمد.

جواب سوال فرعی 1 :

1- تعامل شاگرد- معلم در تدریس ، برخلاف گذشته باید شاگرد محور باشد. عواملی که محوریت شاگرد را لازم می گرداند بدین گونه است .

1- در قبل از پست مدرن اطلاعات در دست معلم بود و معلم بود که از اطلاعات و علم موجود که وجود داشت اندوخته ای را جمع می کرد و سپس به کودک انتقال می داد در این فرایند لازم بود کودک فعال باشد اما با توجه به اینکه عوامل موثر در یادگیری در او رعایت نمی شد کودک به عنوان موجود غیر فعال عمل می کرد و این عمل فرایند تربیت را دچار مشکل می نمود .

2- ارتباطات همه جانبه سطح اطلاعاتی شاگرد را بالا برده است و هر گونه تحمیل از طرف معلم او را رنجور می کند واز طرفی اطلاعات ارائه شده از طرف معلم باید با اطلاعات فراگیر جور در بیاید لذا بهتر این است که شاگرد محور فعالیت های تربیتی قرارگیرد .

3- با توجه به این که قدرت معلم و خانواده به دلیل شاگرد( که حاصل کنترل جمعیت و بالا بودن رفاه خانواده و جامعه می باشد )کم شده است و کودک با فرار خود از مدرسه و ترس از لاابالی شدن او در بیرون از مدرسه معلم و خانواده را تحدید می کند این نیز به عنوان یکی از عواملی می باشد که کودک محوری را ایجاب می نماید که در مدرن به این اندازه مورد تاکید قرار نمی گرفت.

4- مسئله نسبیت علم و حقیقت و واقعیت از دیدگاه پست مدرن ها نیاز می نماید تا اینکه علم و واقعیت محضی به کودک الغا نگردد لذا جهت رعایت این اصل کودک از دیدگاه بسیاری از پست مدرن ها باید در محور تربیت قرار گیرد.

5- در شرایط پست مدرن با توجه به اینکه اطلاعات و ارتباطات بیشتر گردیده است لذا فرصتی فراهم شده است که کودک خود شروع کننده حرکت یادگیری باشد و معلم راهنما و کمک او در فرایند یادگیری و تربیت.

با توجه به موارد اشاره شده بالا می توان نتیجه گرفت که کودک باید شروع کننده باشد و یک جو حامی نیز از طرف معلم باید ایجاد گردد.

2 روش های مناسب برای تدریس در شرایط پست مدرن کدامند ؟

روش های مناسب در شرایط پست مدرن با توجه به دلایل اشاره شده در جواب سوال یک و کودک محوری بودن تربیت در شرایط پست مدرن روش های کودک محور و باز مطرح می گردد که در آن کودک فعال است و معلم راهنما و کمک .

با توجه به اینکه هر مکتب تربیتی روش تدریس خاص خود را دارد به عنوان مثال : مکتب تربیتی افلاطون (ایده آلیسم) روش تدریس تذکر را قبول دارد و پراگماتیسم جان دیویی روش تدریس حل مسئله و پروژه را پیش نهاد می دهد مطمئناً پست مدرنیسم هم روش تدریس خاص خود را خواهد داشت .

افلاطون (ایده آلیسم) معتقد بود که انسان معرفت را دارد ولی فراموش کرده است بنابراین روش تذکر را قبول داشت.

جان دیویی (پرانگماتیسم) به ب معرفت از طریق تجربه معتقد بود و روش تدریس حل مسأله و پروژه را پیش نهاد می داد .

پست مدرنیسم روش تدریس خاص خود را دارد و معتقد به ساختن معرفت و دانش است لذا روش های تدریس پیشنهادی این دیدگاه روش هایی مثل گفتمان انتقادگری ، ساخت شکنی ، قرائت دوگانه و شبیه سازی می باشد که کمک به ساختن دانش از طرف شاگرد تاکید می نماید.

دانش محضی وجود ندارد انتقادگری او را کمک می کند هر دیدگاهی را به سرعت و بدون تفکر نپذیرد بلکه مورد کنکاش قرار دهد از جهات مختلف و سپس به صورت موقتی بپذیرد .

ساخت شکنی به او کمک می کند تا که ساختار موجود را به هم ریزد سپس منافع و مضار را بررسی نموده و به انتخاب بپردازد و ساخت جدیدی را بنا نهد .

قرائت دوگانه فرصتی را فراهم می کند که فرد خود را با متن یکبار یکی کند و بار دیگر با متون دیگر بررسی نماید در این فرایند تمرکز او برای درک دیگران بالا می رود و دیگر اینکه متون دیگر را نیز هدفمند خوانده و ساختار جدیدی می سازد او مفهوم سازی می کند و دانش می سازد .

شبیه سازی ، آفرینش و خلاقیت فرد را بالا می برد و فرصتی را فراهم می سازد تا اینکه کودک همه جانبه فکر نماید و قبول کند همه چیز مزایا و معایبی دارد .

تدریس ایجاد فرصت یادگیری می کند و یادگیری را تسهیل می نماید اه یادگیری هم بر اساس اه تربیتی می باشد و اه تربیتی هم از دل های تربیت بر می خیزند که در زیر آورده می شود.

روش های تدریسی مثل گفتمان (درک نظرات دیگران و ارائه نظرات خود و شنیدن چند نظر متفاوت )، ساخت شکنی (هر سیستمی فکری + و دارد) ، قرائت دوگانه (مقایسه و نتیجه گیری )، انتقادی (به صورت فعالانه به مسائل نگاه کند) کمک می کند که فرد به اه بالا دست یابد. تدریسی که این گونه اه را پی بگیرد تعامل شاگرد معلم با شاگرد است و از لحاظ اقتصادی هم به صرفه و کم هزینه است.

روش های تدریسی مثل روش حل مسئله ، پروژه ، خواندن متون از درون ، برون ، فراز و روش عبادت را نیز می توان از روش هایی دانست که در شرایط پست مدرن می توان استفاده نمود.لازم به توضیح است که روش های تدریس در شرایط پست مدرن فراگیر محور می باشد و خود فراگیر حرکت کننده است و روش برای اوست . معلم تنها در این فرایند به عنوان کمک او و راهنمای اوست.

3-رویکرد های تدریس مناسب شرایط پست مدرن کدامند ؟

عواملی که در انتخاب رویکرد های تدریس دخ دارد عبارت اند از الف- سیاست و اه تربیتی ب- روان شناسی شرایط موجود و فلسفه تربیتی موجود .

با توجه به این که

1- سیاست موجود و اه تربیتی موجود بر خلاقیت و آف تاکید دارند .

2- روان شناسی موجود ( پست مدرن ) به فرد اهمیت می دهد .

3- فلسفه تربیت نیز فردی می باشد به عنوان مثال حفظ هویت فرد و در دیگر مراتب حفظ هویت خانواده و ... .

در انتخاب رویکرد های تدریس آل حسینی( 1384) دانش آموز محوری را بخاطر عوامل زیر ترجیح می دهد دانش آموز محوری باعث می شود1- ما از کاهش گرایی زمانی از اطلاعات رها شویم 2- دانش آموز به صورت فعالانه با اطلاعات درگیر شود و سوم این که یک ح جامع نگری در دانش داشته باشد و از قطعه قطعه دانش جلوگیری به عمل آید.

لذا می توان نتیجه گرفت که رویکرد باز مورد حمایت پست مدرن ها می باشد که فرصتی فراهم نماید تا فرد هویت باطنی خود را بیابد حفظ کند و رشد و و توسعه دهد. رویکرد های تدریس باز مطرح است.



[1] - delashmutt and bruner

[2] - برونگرایی

[3] - scheles

[4] - reading within

[5] - reading upon

[6] - reading against

[7] - norember , p



مشاهده متن کامل ...
ان مطلب برای صالحین است وبرای ان است
درخواست حذف اطلاعات
پس از سالها و بلکه قرنها که تعاریف دنیا در دست بخشی ازحکمرانان جهان که دارای سه عنصر اصلی زر و زور و تزویر بودند مطرح و تبیین میشد، و مردم جهان هیچ گفتمان دومی نمیشنیدند و قطار پر سر و صدای غربیها بعنوان جهان سلطه اجازه ی شنیده شدن هیچ صدای دیگری را نمی داد واساسا صدای مخالفی مطرح نبود، هر که غربزده تر مشهور تر و مهمتر ، و غرب پرستی و نه تنها غرب دوستی ، افتخار و ارزشی والا.

این گفتمان عجیب با همه اشکالات فاحش و عجایب اعتقادی ضد انسانی ، با کمک رسانه های مختلف که ابزار تزویر بودند خود را به عنوان یک حقیقت ضروری و بی معارض معرفی کرده بود تا اینکه ن مخالف باگفتمانی کاملا مغایر بطور جدی و مقاوم برخاست . گفتمان انقلاب ی اینبار بامختصاتی کاملا متفاوت در مهمترین موضوعات از انسان شناسی تا استقلال حکومتی، از جهان بینی فردی تا اقتصاد حکومتی ، غرب برای خاموش این صدا همه تلاش خود را کرد و از همه تعاریف ابرقدرتی خود و از همه ابزار سه گانه ی فوق بهره گرفت اما ویژگی های این شه به گونه ای بود که در مخالفتها اتفاقا بیشتر رشد کرده و ترویج یافت.

به جهت پرهیز از طولانی شدن مقدمه ، از اقدامات غرب و مبارزات این گفتمان عبور کرده و در این مختصر گزارشی از آ ین وضعیت این دو جریان ارائه میشود.

معمول این است که پس از جنگ سخت دوره ی جنگ سرد و نرم آغاز شده و غالبا با مذاکره و گفتگو با مختصات تهدید و تطمیع ، آرامش ظاهری حاصل میشود. لیکن این قاعده نیز در برابر گفتمان انقلاب رنگ باخت و مشخص شد که این مراحل بازی حکام سلطه بوده که هر طرف موفق میشد گفتمان و پارادایم ثابت بود، اما در برخورد و مواجهه جهان غرب یا به عبارت بهتر با مغزی به نام صهیونیست با گفتمان انقلاب ، همه گزینه ها نه روی میز که در صحنه ی جنگ و مواجهه فعال است ، جنگ وترور ، تحریم و توهین ، جاسوسی و تفرقه افکنی ، مذاکره و تهاجم فرهنگی ، همه و همه بعنوان دستان قدرتمند سلطه پنجه در پنچه ی شیعی با مختصات ایمان و عقلانیت، شجاعت و حماسه آفرینی ، عد و مردم سالاری دینی ، و انتظار انداخته و صحنه به صحنه با همه حکومتهای همراه خود در حال مبارزه است .

آنچه که در پارادایم جدید یعنی مواجهه ی این دو گفتمان که بنظر میرسدآ ین نبرد انسانیت و استعمارگریست مشاهده میشود ( برای اولین بار ) ش ت های پی در پی گفتمان سلطه است .

در موضوعاتی مانند تروریست بودن و النصره ، و پس از مقاومت بسیار رای کنگره ی به تروریست بودن آنها و پس از آن الحاق فرانسه و... به مبارزه علیه تن دادن جهان سلطه به ادبیات انقلاب ی و زمین خوردن او در این مبارزه است .

همچنین موفقیت حزب الله در جنگهایش با مغز متفکر و محور اصلی جهان غرب ، پیروزی ، فلسطین در نوار غزه و تنظیم معادلات بسیاری از کشورها با نظر ایران و در راس آن ی از دیگر مصادیق پیروزی گفتمان شیعی است . پذیرش سیاستها و اقدامات و خواستگاههای ایران ی در بین مردم دنیا نیز اتفاق بی سابقه ی این پارادایم است که غرب را متحیر کرده است، بیرون تیم بسکتبال از زمین بازی توسط مردم ترکیه که سالها تلاش شده که مردمی لائیک باشند نیز از این دست موضوعات است . به هر طریق در این فضا دو وضعیت پیش بینی میشود که یکی یا هردوی آنها را غرب مجبور است انجام دهد ، یکی شروع دیوانه وار جنگی که به یقین فرسایشی و پایان کار غرب خواهد بود، وضعیت دوم ورود به عرصه ی مذاکره که سقف کوتاه آمدن غرب تقسیم دوباره ی کشورها مانند دوران تقسیم کشورها بین سوسیالیسم و لیبرالیسم است ، و البته به جهت آموزه های خاص شیعی، مذاکرات بی نتیجه خواهد بود و غرب به اجبار به خواسته ی این طرف دعوا یا تن دهد یاهمان گزینه جنگ دیوانه وار است که یقینا نتیجه ی آن نیز به نفع غرب نخواهد بود و تنها به جهت راه ناچاری به آن دست خواهد زد بنابراین همانگونه که برخی از استراتژیستهای غربی قبلا پیش بینی کرده اند در مواجهه ی گفتمان غرب با شیعی غرب و گفتمان سلطه حتماش ت سنگینی را تجربه خواهد کرد. ناگفته نماند این پیروزی برای انقلاب ی نیز با شرایط و ا اماتی همراه خواهد بود که در جای خود بررسی و تبیین آن ضروریست.



مشاهده متن کامل ...
تحزب و حزب اراده ملت ایران (حاما) شاخه زنجان(15)
درخواست حذف اطلاعات

گفتمان حزبی
در شماره پیشین مطلب ودر یک نتیجه گیری جدی اگر بیان داشتم که گفتمان حزبی متکی بر این موضوع که اعتقاد بر ثنویت مانع از توسعه درایران می شود نمی تواند فرایند گفتمانی مناسبی برای زمان حال باشد قصدم این بود که بگویم یکی از جدیدترین دلایل عقب ماندگی ایران از کاروان تمدن و یکی از دلایل انسداد در فعالیت های حزبی کشور محور قرار دادن مبارزه با این ثنویت در گفتمان حزبی می باشد واین نه ازآن جهت است که با ثنویت که مبنای دیکاتوری می باشد و راه را بر هر نقد و انتقادی می بندد نمی شود مبارزه کرد و یا برای حذف آن از ساختار ساسی امیدی به موفقیت نیست بلکه اعتقادم به این است که این ثنویت ناشی از توهم برآمده از عدم بکار گیری روش های علمی در درون گفتمان است زیرا در گفتمان مبتنی بر ساختار سنتی وبی توجه به نیازهای به روز و مختصات طبیعی و ذاتی شرایط قابلیت برای مانور بسیار محدود می شود و عملا خود گفتمان به منازعاتی دامن می زند که از درون حزب را ودر بیرون نهادها و علاقه مندی به حزب را تحت الشعاع قرار می دهد زیرا که در امروز ایران این استبداد نیست که باعث انسداد شده است بلکه انسداد در فراهم آمدن امکان توسعه و چرخه آزاد و سریع اطلاعات دقیقا ریشه در دو مشخصه ذاتی جامعه ایرانی دارد که عبارتند از
1- رو به نقصان گذاردن لایه روشنفکری و فرهیختگی وفربه وچاق شدن قاعده هرم اجتماعی که خود مانع اصلی در بابر هر اصلاحی می باشد
2- عدم تولید گفتمان مبتنی بر اصول و قواعد علمی که با وقوع آن عملا راه پیدایش گفتمان مستمر و اصلاحی بسته می گردد
حال اگر به این دو مشخصه مراجعه فرمایید و با تعمیم گستره آنها به سال های بخواهید وزانت هریک از آنها را مورد بررسی قرار دهید ملاحظه خواهید نمود که در سال های این استبداد شاهنشاهی نبود که موجب پیدایش بارقه های اولیه انقلاب و یا حتی شکل گیری جریان های روشنفکری شد بلکه واقعیت امر ریشه دراین موضوع داشت که پس از سالهای بیست و سرعت گیری تمایل به شهر نشینی پیچیدگی هایی را در نظام بوجود آورد تا بتواند با دادن قدرت مانور و انعطاف بیشتر به حاکمیت دامنه و سرعت تغییرات حاصل از پیدایش شهر نشینی را تحت کنترل بگیرد و یا حداقل تحت مدیریت درآورد و همین امر منتهی به انعطاف هایی در نوع تعامل با خیزش طبقاتی را بر حاکمیت تحمیل نمود که از درون این تعامل کم کم افزونی قابل وصفی در لایه روشنفکری و حتی فعالیت های مربوط به آن بوجود آمد
بدنبال افزونی در لایه روشنفکری و فرهیختگی در میان لایه های موجود در میان مردم ایران مسلم بود که میل به کنده شدن از فعالیت های فردی و تمایل به انجام فعالیت های سازمان یافته و جمعی که عنوان حزب، سازمان و انجمن می یافت وبه نوعی برون داد تعامل حاکمیت با مردم برای برون رفت از تحجر و دست ی به توسعه و تمدن مورد نظر تلقی می گردید افزایش یافت که همین موضوع عاملی شد تا تنوع وپیچیدگی در انتظارات وخواست ها بوجود بیاید خواست ها و انتظاراتی که با ش تن حصار های تشکیلاتی به مردم انتقال می یافت و جوششی را در آنها برای بررسی دقیق شرایط خود و مقایسه وارزی آن با آنچه که باید باشد ایجاد می نمود ودر بازگشت به میان روشنفکران به خواسته های صنفی و بدل می گشت که حاکمیت برخی از آنها را بر می تافت و با برخی از آنها عناد می ورزید که همین امر در آنجا که برتافته می شد فضا برای تعامل جهت تغییر در گفتمان حکومت و احزاب رقیب را ایجاد می کرد و باعث تعالی درآن می شد و آنجا که حکومت عناد می ورزید و مقاومت می کرد باعث می شد تا احزاب و انجمن ها راه های دیگری را برای پایداری و اصرار بر خواست های خود جستجو نمایند که این خود منجر به تولید علم می شد که نتیجه آن ارتقاع موقعیت دانایی و تغییر در مناسبات می بودد و در نهایت مقوله ای تحت عنوان مشارکت عمومی را سر وشکل می داد که در نتیجه به همجوشی مردم و به خیابان ریختن آنها جهت انجام تغییرات بنیادیتر منتهی می گردید
پس دوستانی که فکر می کنند که در گفتمان حزبی تنها اتکا و تنها محل و هم اراده شدن اعضاء وهوادران حزب در نگاه و یافتن راه مبارزه با استبداد است بگمان من راه به اشتباه می روند ودریافت به خطا دارند زیرا که با این طرز تلقی نمی توان خیزیشی حزبی و اصلاح طلبانه را ایجاد و ی نمود زیرا که دراین نحله گفتمانی با تمرکز بر روی ساختاری که خود برآمده از یک خیزش عمومی و مورد موافقت بخش بزرگی از احاد ملت است ودر عین حال با گستردگی فراوانی با مردم در حال ارتباط می باشد ومی تواند قاعده هرم اجتماعی را ارتزاق نماید نمی توان به سادگی هماوردی نمود بلکه باید با اقدام به تغییراتی در نگاه به اعمال رویکردهایی در گفتمان اقدام نمود که در اثر آن لایه روشنفکر مواخذه گر و روشنگری بوجود بیاید که بتواند میان مردم و نخبه های حکومتی قرار گیرد تا بتواند با شکل علمی وفراگیر دادن به خواست های مردم انعطاف لازم را در حاکمیت برای شنیدن و به گوش گرفتن ایجاد نماید
برای این کار پیشنهاد می شود که در گفتمان حزبی که در حال تدوین در حزب اراده ملت ایران است موارد و مسائلی چون
1- ضعف ساختاری فرهنگ ایران
2- ضعف در ساختار شهر گرایی ومغفول ماندن توجه به ساختار شهری
3- فقر ریشه ای سواد و کار بنیادین در این عرصه
4- فقدان شبکه گسترده ووسیع ارتباطی با آشنایی به اخلاق حرفه ای
5- ضعف ساختاری در نگاه ت به فعالیت و حمایت جدی ازآن
مورد توجه و واکاوی قرار گیرد و برای هریک از تاثیراتی که این موارد در انسداد در ایران دارند توضیحات عمیق و گسترده ای داده شود واینگونه نباشد که همه گناه ها به گردن استبداد و انسداد ناشی از بی میلی مستبد در پیدایش ودوام تغییر گذارده شود
من باور دارم که آن چیزی که در ایران امروز و تحت عنوان استبداد شناسایی ومورد تفسیر قرار می گیرد نمی تواند دقیقا با تعریفی باشد که از استبداد داده می شود زیرا که در کلیت ساختار حکومتی موجود در ایران نه تنها میل و مبارزه برای بستن تمام راه های تعامل وجود ندارد ویا حکومت سعی نمی کند که مانع از شکل گیری مطالبات علمی گردد بلکه خود حکومت بدلیل تراز ذاتی خود با انقلاب و ایدئولوژی خاصی که به باهم بودن و انجام کارهای جمعی ارزش و بها می دهد تلاش می کند که به نوعی در مسیر اصلاح قدم بردارد اما اگر گفتمانی را نیاز است که این خواست عملیاتی شود و عمومی گردد ناشی ازآن است که راه ارتباط بین روشنفکران و فرهیختگان که به نوعی محلل برای تمردان می باشند بسته شده است و همین انسداد باعث گردیده تا روز بروز از ضخامت لایه متوسل به علم و فکر برای تغییر کاسته شود وراه تعامل بین حکومت و مردم محدود و نازکتر گردد
ادامه دارد



مشاهده متن کامل ...
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
درخواست حذف اطلاعات
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 2
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس

فروشنده فایل

کد کاربری 4674

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس


مشخصات « پرسشنامه ریاضی در کلاس درس »

روایی و پایایی: دارد

ده مقیاس ها: دارد

تعداد سوال: 23 سوالی

نوع فایل: word

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس پیوست با عرض سلام ، همکار گرامی با تشکر از همکاری شما پرسشنامه حاضر بخشی از یک طرح پژوهشی رشته آموزش ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد می باشد خواهشمند است آنچه در کلاس شما عملا انجام می شود را انتخاب کنید. ردیف رشته تحصیلی: مدرک تحصیلی: سابقه تدریس: ت: مرد⧠ زن⧠ کاملامخالف مممخالف مخالف بی نظر موافق کاملا موافق 1 در حل مسئله ریاضی فرایند حل مسئله بیشترین ارزش را دارد. 2 کلاس درس ریاضی فرصتی برای حدسیه سازی ، رد یا اثبات آن می باشد.


** توجه: شما دوستان میتوانید از اینجا وارد فروشگاه بزرگ الماس شده و دیگر محصولات و پروژه های مشابه را جست جو نمایید... هدف ما رضایت شماست

مشاهده متن کامل ...
دیدار آیت الله خاتمی با طلاب مدرسه علمیه هراتی تربت حیدریه
درخواست حذف اطلاعات

آیت الله سید احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان ی صبح امروز در جمع طلاب و ون تربت حیدریه در مدرسه علمیه هراتی اظهار کرد: حضرت زهرا(س) بعد از رحلت رسول مکرم (ص) گفتمان ولایت را مطرح کرد که این گفتمان ابعاد مختلفی دارد که مهمترین آن حمایت از ولی است.

وی تصریح کرد: ایستادگی حضرت فاطمه(س) تا شهادت در کنار المومنین(ع)بعنوان حمایت از ولی مطرح می باشد که نقطه مقابل آن گفتمان ولایت ستیزی است و از زمان رسول خدا(ص) شروع و این انحراف تا روز عاشورا و نیز امروز همچنان ادامه دارد.

موقت تهران دومین اصل گفتمان ولایت را، تبیین ذکر کرد و گفت: تبیین گفتمان نقش اساسی برای جلوگیری از انحراف دارد و علمای در هرجا که بدعت و انحرافی را می بینند باید به میدان آمده و اصل گفتمان را برای جامعه تبیین کنند.

آیت الله خاتمی اظهار کرد: اگر گفتمان انقلاب ی از مسیر خارج می شود و جای استکبار ستیزی را استکبار دوستی تغییر می دهد و اینکه عده ای در کشور با هر شیوه ای قصد تغییر گفتمان انقلاب را دارند و گفتمان ذلت و مذاکره با را د ورزی می دانند، لازم است همه نخبگان، علما و فرهیختگان در تبیین دستاورد مهم انقلاب یعنی استکباری ستیزی در میدان حاضر شوند.

وی تاکید کرد: صیانت از انقلاب ی مست م تبیین است و بهترین آن تبیین فرمایشات ی است که باید همگان عمق این بیانات را بدست آورند.

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان ی از خستگی ناپذیری و ایثار بعنوان دو مبنای دیگر گفتمان ولایت یاد کرد و افزود: مقاومت و ایثار در برابر مشکلات و دشمنان نظام ی باعث عزتمندی ملت ایران شده، اما گفتمان مقابل یعنی ولایت ستیزی در صدد است تا این روحیه را از مردم بگیرد که به لطف خدا ناکام خواهد ماند.

وی پاسخ قاطع معظم انقلاب ی در برابر رئیس جمهور را مبتنی بر اصل گفتمان ولایت دانست و بیان داشت: در برابر اراجیف رئیس جمهورتازه به دوران رسیده تنها معظم انقلاب ی پاسخی قاطع دادند که این بیانگر روحیه استوار ولایتمداری و استکبار ستیزی معظم له است.

قبل از سخنان آیت الله خاتمی تربت حیدریه به بیان گزارشی از حوزه های علمیه تربت حیدریه پرداخت

حجت ال محمدرضا عصمتی گفت: در سه حوزه علمیه برادر و خواهر این شهرستان حدود 400 طلبه و مشغول تحصیل هستند که اکنون بعنوان قطب حوزه های علمیه شرق اسان مطرح است.

در پایان به تعدادی از طلاب ممتاز ثلث اول مدرسه هراتی و فولاد کارت هدیه اهداء گردید.



مشاهده متن کامل ...
معرفی و فایل کامل پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
درخواست حذف اطلاعات
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل docx
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 2
پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس

فروشنده فایل

کد کاربری 4674

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس


مشخصات « پرسشنامه ریاضی در کلاس درس »

روایی و پایایی: دارد

ده مقیاس ها: دارد

تعداد سوال: 23 سوالی

نوع فایل: word

پرسشنامه مقاله گفتمان ریاضی در کلاس درس پیوست با عرض سلام ، همکار گرامی با تشکر از همکاری شما پرسشنامه حاضر بخشی از یک طرح پژوهشی رشته آموزش ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد می باشد خواهشمند است آنچه در کلاس شما عملا انجام می شود را انتخاب کنید. ردیف رشته تحصیلی: مدرک تحصیلی: سابقه تدریس: ت: مرد⧠ زن⧠ کاملامخالف مممخالف مخالف بی نظر موافق کاملا موافق 1 در حل مسئله ریاضی فرایند حل مسئله بیشترین ارزش را دارد. 2 کلاس درس ریاضی فرصتی برای حدسیه سازی ، رد یا اثبات آن می باشد.


اعتماد شما سرمایه ما

مشاهده متن کامل ...
تاریخ نگار به منزله ی مترجم
درخواست حذف اطلاعات

گروه «تاریخ و همکاری های میان رشته ای» پژوهشکده ی تاریخ در روز هفتم آذرماه ۹۴ نشستی علمی برای بررسی شه های هِیدن وایت، نظریه پرداز پسامدرن تاریخ، برگزار کرد. سخنرانان این نشست عبارت بودند از هاشم آغاجری، حسینعلی نوذری و حسین پاینده که هر یک از منظری به معرفی آراء هِیدن وایت پرداختند: آغاجری با تأکید بر نظریه های تاریخ، نو ذری با تأکید بر نظریه های و پاینده با تأکید بر نظریه های نقد ادبی. متعاقباً گزارش مفصلی از این نشست در صفحه ی شه ی رو مه ی شرق (۹۴/۱۰/۱۲) منتشر شد. آنچه در پی می آید متن سخنان حسین پاینده در این نشست است که با عنوان «تاریخ نگار به منزله ی مترجم: تأملی در نظریه ی فراتاریخ هِیدن وایت» ارائه شد.

http://s7.picofile.com/file/8232934750/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%e2%80%8c%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1_%d8%a8%d9%87_%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%84%d9%87%e2%80%8c%db%8c_%d9%85%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85.jpg

*************************************************************

تأملی در نظریه ی «فراتاریخ» هِیدن وایت

هِیدن وایت نظریه پردازی است که آثارش نه فقط به حوزه ی مطالعات تاریخ، بلکه همچنین به حوزه ی مطالعات ادبی و مطالعات فرهنگی مربوط می شود. دیدگاه های او درباره ی متن بودگیِ تاریخ و این که کتاب های نوشته شده به قلم تاریخ نگاران را می توان نوعی روایت داستانیِ رمان مانند محسوب کرد، باعث شده است که آراء و شه های او فراتر از رشته ی تاریخ، در نظریه های پسامدرنیستی درباره ی ادبیات نیز کاربرد وسیعی داشته باشد، چندان که می توان نظریه ی «فراتاریخ» او را مصداق بارزی از رویکردهای میان رشته ای (بین ن تاریخ و نقد ادبی) دانست. وایت تفکری قاطی دارد و آبشخورهای فکری او را باید در شه های طیف متنوعی از متفکران همچون ویکو، هگل، فوکو و دریدا جست. دیدگاه او در خصوص گفتمان تاریخی، هم نسبتی با شیوه ی رمان نویسی نویسندگان مدرنیست (همچون جویس و ولف) و نظریه پردازیِ منتقدان ادبی (همچون آورباخ، رولان بارت و نورتروپ فرای) دارد و هم نسبتی با آراء متفکران اگزیستانسیالیست (همچون سارتر و کامو) و شه های روانکاوان (همچون فروید و لکان). دستاورد اصلی هِیدن وایت عبارت است از درآمیختن تاریخ نگاری با نظریه ی ادبی به منظور فراهم آوردن زمینه ی جامعی برای ادراک رواییِ جنبه های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی جهان پیرامون مان.

اگر بخواهیم طرحی کلی از آراء وایت در باب تاریخ و تاریخ نگاری به دست دهیم، می بایست به سه رکن اساسی شه ی او اشاره کنیم که بدین قرارند:

۱. واقعیت را می توان نوعی متن محسوب کرد. از این رو، همان راهبردهایی که برای تفسیر متون (اعم از نوشتاری و جز آن) به کار می بریم، همچنین در فهم واقعیت کاربردپذیرند. خواننده ی آشنا با نظریه های جدید در حوزه ی نقد ادبی به این نکته توجه دارد که وایت اصطلاح «متن» را به معنایی گسترده و تعمیم یافته به هر گونه نظام نشانگانی اطلاق می کند که واجد رمزگانی فرهنگی است. از این منظر نو، متن می تواند نوشتاری نباشد.

۲. واقعیت همواره ماهیتی برساخته دارد. این اصل موضوعه، شاید در حوزه ی تاریخ و تاریخ نگاری تعجب مورّخان پوزیتیویست را برانگیزد، اما برای انی که با تفکر فوکو و بویژه با تعریف او از گفتمان آشنا هستند، مایه ی تعجب نیست. اگر گفتمان را چهارچوبی برای فهم و تفسیر جهان پیرامون بدانیم (چهارچوبی البته زبانی)، آن گاه باید گفت هر آنچه واقعیت پنداشته می شود صرفاً تفسیری گفتمانی است که ذهن سوژه به اُبژه الصاق می کند. برحسب این دیدگاه، واقعیت امری پیشینی نیست که سوژه آن را به سادگی «درک کند»؛ دقیق تر آن است که بگوییم سوژه با تفسیر یا معنای ضمنی ای که به واقعیت می دهد، آن واقعیت را برمی سازد.

۳. معرفت تاریخی وماً ماهیتی گفتمانی دارد. اگر معرفت از ذهن سوژه حاصل می آید و اگر هیچ ذهنی عاری از شالوده های گفتمانی نیست، پس هر معرفتی به تاریخ ماضی حتماً واجد سویه های گفتمانی است. تاریخ گذشته، نه در خلاء بلکه در چهارچوب های ذهنی تاریخ نگاران نوشته می شود و به همین سبب معرفتی که تاریخ نگاران از گذشته به دست می دهند، با گفتمانی که آگاهانه یا اغلب ناخودآگاهانه تحت سلطه اش هستند درمی آمیزد. از این جا می توان نتیجه گرفت که هیچ مورّخی نمی تواند «بیطرفانه» تاریخ بنویسد.

یکی از آبشخورهای فکری هِیدن وایت، تفکر واسازانه ای ژاک دریداست. او به تأسی از بحث دریدا در خصوص متافیزیک حضور، استدلال می کند که تاریخ نگاری سنتی بر اساس تقابل دوجزئی «زمینه ی تاریخی/واقعه» صورت می گیرد. مطابق با این پارادایم، برای فهم هر رویداد تاریخی می بایست ابتدا «زمینه ی تاریخی» آن را رویداد را بشناسیم، همچنان که در شیوه های قدیمی و منسوخ شده ی تدریس ادبیات هم تأکید می شد هیچ اثر ادبی ای را نمی توان فهمید مگر این که ابتدا با زمینه ی تاریخی و اجتماعی نوشته شدن آن آشنا شویم. تاریخ نگاری همانا عبارت است از قرار دادن «واقعه» در «زمینه». به همین سبب، در کتاب های تاریخ نگاران، اغلب توصیف های بسیاری مشروحی از «اوضاع» یا «شرایط تاریخی» گنجانده می شود و بعد شرحی از «واقعه». مطابق با شه ی دری ، جزء اولِ تقابل های دوجزئی همواره بر جزء دوم برتری و رجحان داده شده است. مصداق های این وضعیت را در تقابل هایی همچون «مذکر/مؤنث»، «غرب/شرق»، «سفید/سیاه» می توان دید. به طریق اولی، تاریخ نگاری همواره «زمینه ی تاریخی» را مهم تر از «واقعه» فرض می کند. در واقع، پیش فرض تاریخ نگاری این است که بدون جزء اول نمی توان جزء دوم را فهمید. وایت در مشهورترین کتابش با عنوان «فراتاریخ»، همین دوبودگی و تقابل دوجزئی را واسازی می کند. به اعتقاد وایت، تاریخ نگاران تلویحاً این برنهاد را ترویج می کنند که حقیقت با عینیت گرایی متناظر است و تلاش خود برای معلوم «زمینه ی تاریخی» را بخشی از این عینیت گرایی می دانند، غافل از این که عینیت همواره تابعی از ذهنیت است. چنان که پیشتر متذکر شدیم، سوژه است که اُبژه را بر پایه ی شالوده ی گفتمانیِ ذهنیتِ خودش معنا می کند. بنابر این، هیچ شرحی از زمینه ی تاریخی رویدادهای گذشته نمی تواند عینی باشد. از همین جا، وایت نتیجه می گیرد که معرفت تاریخی نباید نسبتی با ارزش گذاری داشته باشد. هر گاه عنصر ارزش گذاری در ملاحظات تاریخ پژوهان ملحوظ شود، بلافاصله و ناگزیر معرفتی که آنان از گذشته ی تاریخی به دست می دهند، نسبی و اعتباری می شود.

وایت استدلال می کند تاریخ نگاران به حقایق تاریخی دسترسی ندارند و هیچ مقدار پژوهش تاریخ نگارانه نمی تواند چنین دسترسی ای را به طور مستقیم یا کامل امکان پذیر کند، بلکه این حقایق توسط آنان برساخته می شود. به اعتقاد او، حقیقت تاریخی عبارت است از واقعه ای که تاریخ نگار به شکلی روایی توصیف می کند و لذا همیشه ماهیتی کاملاً زبانی دارد. تاریخ نگاری با این پیش فرض مغلطه آمیز انجام می شود که «واقعه ی تاریخی» و «حقیقت تاریخی» عین یکدیگرند. با خواندن کتاب تاریخ می توان به رویدادی تاریخی وقوف پیدا کرد یا «حقیقتِ» آن را دریافت. اما در این پیش فرض مغالطه ای صورت گرفته است که معمولاً مغفول می مانَد: «واقعه» (که به ساحت واقعیت تعلق دارد) با «حقیقت» (که در قلمرو گفتمان است) خلط می شود. تاریخ نگاران مدعی اند که رخدادهای واقعاً حادث شده را بررسی می کنند و حاصل کارشان برملا شدن «حقایق مسجل تاریخی» است، حال آن که هر رویداد تاریخی جایگاهی وجودشناختی در جهان بیرونی داشته است که اکنون با گذشت زمان دیگر ندارد و لذا نمی توان چندوچونش را سنجید. در غیاب این وجه وجودشناختی، آنچه تاریخ نگاران «حقیقت مسلم» می نامند صرفاً برساخته های زبانیِ خودشان از رویدادهاست. وایت از جایگاه نظریه پرداز پسامدرنیست استدلال می کند که نوشته های مورّخان همگی ماهیتی زبانی دارد. می دانیم که در تفکر نظریه پردازان ساختارگرا و پساساختارگرا، بر این اصل مهم در زبان شناسیِ سوسوری صحّه گذاشته می شود که هیچ دالی رابطه ای طبیعی و ذاتی با مدلول ندارد، بلکه از منطقی کاملاً من عندی (قراردادی یا عرفی) پیروی می کند. اگر روایت های تاریخی نوعی متن هستند و سازوکارهای معناسازانه ی زبان در آن ها مصداق پیدا می کنند، می توان گفت که برساخته های روایی و ل زبانیِ تاریخ نگاران از گذشته جنبه ی وجودشناختی ندارد، بلکه ی ره گفتمانی است. تاریخ نگاران در واقع رخدادهای گذشته را تفسیر می کنند و تفسیرِ ناگزیر گفتمانی شان را عین «حقیقت مسجل تاریخی» می پندارند. عبارت آشنای «حقایق مسلم تاریخی» که بارهاوبارها در کتاب های تاریخی به چشم می خورَد، گفتمان مستتر در بازگوییِ تاریخ را پنهان می کند تا بدین ترتیب گزاره های تاریخ نگاران درباره ی گذشته ی سپری شده عینیت مبنا جلوه کند. کار تاریخ نگاران عبارت است متنی گذشته. گذشته بدون بازنمایی های متنی شده اش وجود ندارد. به عبارت دیگر، فرقی است بین «گذشته» و «تاریخ». گذشته به اعتبار سپری شدنش هرگز نمی تواند سنجیده شود. اگر شرحی از تاریخ برای مان «درست» جلوه می کند، در واقع روایت خاصی به قلم یک روایتگر (تاریخ نگار) از بقیه ی روایت ها درباره ی همان برهه ی تاریخی برای مان قانع کننده تر بوده است، نه این که ما به حقیقتی مسجل درباره ی آن مقطع از تاریخ پی برده باشیم که صحّتش سنجیده و تأیید شده باشد. آنچه «تاریخ» می پنداریم در واقع گذشته ای است که روایت می شود و از حدوث شدگی به متنی شدگی گذار می کند. کتاب های تاریخ نوعی نوشتار ادبی اند که این گذار را با استفاده از فنون و صناعات ادبی امکان پذیر می کنند. از این رو، به زعم هِیدن وایت مهم ترین هدف نظریه ی تاریخ عبارت است از مطالعه درباره ی قواعد و عرف هایی که تاریخ را روایتمند می کنند. چنین مطالعه ای باید معلوم کند که کدام راهبردهای بلاغی در روایت های مورّخان از گذشته ی سپری شده به کار گرفته می شود. از نظر او، روایتمند تاریخ مست م به کارگیری چهار صنعت ادبی است که عبارت اند از: استعاره، مَجاز مرسل به علاقه ی لازم وم وم، مَجاز مرسل به علاقه ی جزءوکل، و آیرونی. وایت به ویژه بر کارکرد آیرونی در کتاب های تاریخ تأکید می کند زیرا برخلاف سه صنعت دیگر که همگی امکان پذیر بودنِ فهم امور از طریق زبان را مفروض تلقی می کنند، آیرونی معضله ی زبان و مناقشه پذیر بودن هر گونه شناخت زبانی را به نمایش می گذارد.

روایت های تاریخ نویسان از گذشته ای که به سبب سپری شدنش دیگر به طور بلافصل در دسترس نیست و نمی تواند بررسی شود، حکم برساخته هایی داستان مانند را دارد که به ادبیات داستانی (خصوصاً رمان) شبیه اند. به راستی آیا تفاوتی است بین کاری که رمان نویس و تاریخ نگار انجام می دهند؟ رمان نویس موضوعی معیّن را برمی گزیند و شخصیت ها و رویدادهای معیّنی را در کانون توجه خواننده قرار می دهد. هر گزینشی مست م حذف است. به بیان دیگر، انتخاب موضوعی خاص، یا شخصیت ها یا رویدادهایی خاص، یعنی حذف موضوعات و شخصیت ها و رویدادهایی دیگر. تاریخ نگار هم موضوعی معیّن در گذشته را برمی گزیند و رفتار شخصیت ها همچنین وقایعی خاص را روایت می کند. او هم در روایتش دست به حذف برخی شخصیت ها و رویدادها می زند. شیوه ی بیان هر دو، روایتگری است، هرچند که یکی (رمان نویس) آشکار می گوید که روایتش از تخیل برآمده است و گزارش تاریخی نیست، اما دیگری اصرار دارد که روایتش نه حاصل تخیل بلکه آینه ای است که وقایع گذشته به روشنی در آن بازتابانده شده اند. هر دو پیرنگ سازی می کنند (طرحی داستانی به روایت شان می بخشند) و روایت هر دو واجد درونمایه است. در رمان، درونمایه جنبه ای ناپیدا از فرهنگ یا حیات روانی انسان را برملا می کند و در کتاب تاریخ، درونمایه همان دیدگاهی است که مورّخ درباره ی رویدادی در گذشته یا عملکرد اشخاص در برهه ای از تاریخ یا در جریان واقعه ای معیّن القا می کند. در یک کلام، کتاب تاریخ همان قدر مصداق روایت است که رمان. هر رمان به روایتی از گذشته شباهت دارد و هر کتاب تاریخ مانند رمان است. تاریخ نویس عناصر داستان را به عاریت می گیرد تا گذشته را به شکل متنی داستانی برای مخاطب روایت کند و ابزاری که رمان نویس برای خلق داستان به کار می برد دقیقاً همان عناصری هستند که تاریخ نویس برای بازگوییِ رویدادهای گذشته استفاده می کند. از این بحث ضمناً معلوم می شود که اگر شرح تاریخی حکم نوعی داستان نویسی را دارد، پس نقد ادبی ابزاری است که همچنین می تواند برای بررسی تاریخ به کار گرفته شود.

وقایع تاریخی برحسب این که تاریخ نگار به چه گفتمانی تعلق داشته باشد، به شکل های مختلف در کتاب های تاریخی روایت می شوند. به همین دلیل، هیچ رویدادی در گذشته را نمی توان نشان دهنده ی معنایی یکتا یا دائمی دانست. به طریق اولی، هیچ تاریخی را نمی توان قطعاً و یقیناً «مشروع» محسوب کرد. مشروعیت تاریخی همواره می تواند محل منازعه و مجادله و مناقشه باشد و با هیچ ملاکی به طور نهایی تعیین شدنی نیست. همچنان که وایت در کت با عنوان مدارگانِ گفتمان: مقالاتی در نقد فرهنگی اشاره می کند، «دیگر نباید ساده پندارانه توقع داشته باشیم که گفته های تاریخ دانان درباره ی دوره ای مفروض در تاریخ یا مجموعه ای از رویدادها در گذشته، با مجموعه ی پیشاپیش موجودی از ”حقایق محض“ [کاملاً] ”تطبیق“ کند، زیرا باید دری م که آن حقایق در ذات خودْ همان مسئله ای هستند که تاریخ نویس … کوشیده است تا حلش کند» (وایت ۱۹۷۸: ۴۷). بازنمایی گذشته در کتاب های تاریخی شکل های گوناگونی به خود می گیرد و دل ها یا معانی متفاوتی به آن نسبت داده می شود. هر شکلی از بازنمایی گذشته با منافع خاصی ارتباط دارد. تاریخ حکم نوعی تفسیر گفتمانی از رویدادی حادث شده را دارد و منافع انی را بازمی تاباند که از آن گفتمان خاص ب قدرت می کنند. بازسازی تاریخ غالباً با هدف مشروعیت بخشیدن به (یا مخالفت با) منافع انی صورت گرفته است که قدرت اجتماعی و را در اختیار داشته اند. تاریخ نویسی یعنی صحّه گذاشتن بر قدرت یا مردود شمردن آن. در تاریخ هایی که تاریخ نگاران وابسته به حکومت ها می نویسند، تلاش می شود به گفتمان رسمی مشروعیت داده شود. هنر این قبیل تاریخ نگاران عبارت است از تولید تاریخ استعلایی. در آثار آنان، تاریخ در خدمت تثبیت حاکمیت و استمرار قدرت آن است. در تخالف با چنین تاریخ نگارانی که همواره در تلاش برای جهانشمول یا یکتا جلوه دادن روایت های شان از تاریخ اند، وایت متقابلاً می کوشد تا به معرفتی متکثر از تاریخ برسد. اعتقاد به تکثر تاریخی هیچ سنخیتی با گزاره های ایج یا سلبی از این قبیل ندارد که «این تاریخ مطابق با واقعیت است» و «آن تاریخ تحریف شده است». روایت های مورّخان از تاریخ، محل منازعه ی گفتمان های متفاوت و منافع قدرتمدارانِ مختلف است. تاریخ پژوهی عرصه ی رویارویی و جدال گفتمان هاست.

نقطه ی تلاقی نظریه ی وایت با دیدگاه فوکو همین جاست. از نظر هِیدن وایت، هر شرحی درباره ی رویدادهای گذشته تلویحاً بر اساس ملاک های و ایدئولوژیک و، در یک کلام، گفتمانی از قبیل «حق» و «باطل»، یا «بهنجار» و «نابهنجار» صورت می گیرد. معیارهای سنجش این قبیل مفاهیمْ در دوره های مختلف متغیر و بسیاری مواقع حتی متباین بوده است. گفتمان مشخص می کند چه کاری بهنجار است و چه کاری نابهنجار، چه چیز واقعیت دارد و چه چیز جعلی است، اصلاً چه موضوعی مربوط است و چه موضوعی نامربوط، حقیقت کدام است و دروغ کدام. وایت به تأسی از فوکو بر این اعتقاد است که هر دانشی در حوزه ی علوم انسانی و کلاً هر معرفتی واجد دل های است. تاریخ نگاری هرگز نمی تواند خود را از اتهام گری تبرئه کند، حتی وقتی که تاریخ نگارانه مصرانه اعلام می دارد که نیست و با نگاهی «بیطرفانه» فقط تاریخ را «ثبت» کرده است.

تاریخ ایستا و جامد نیست، بلکه سیال و شکل پذیر است. مقصود از «جامد بودنِ تاریخ» این است که گویا هر رویداد تاریخی پس از رخ دادن به اتمام می رسد و از آن پس صرفاً به یک صورت می توان ثبتش کرد و همگان صرفاً برداشتی واحد از آن دارند. اهمیت نظریه ی فراتاریخ هِیدن وایت را از جمله و بویژه باید در این دید که تاریخ را از مقوله ای جامد (عینی و ثابت) به مقوله ای انعطاف پذیر (ذهنی و متغیر) تبدیل کرد. دیدگاه وایت درباره ی متن بودگی تاریخ را همچنین می توان بسط داد و افزود که تاریخ نگار مترجمی است که «گذشته» را به «تاریخ» ترجمه می کند. در این قیاس، گذشته حکم متن مبدأ (متن به زبان اصلی) را دارد و تاریخ حکم متن مقصد (متن به زبانی که ترجمه می شود، یا حاصل ترجمه). تبدیل «گذشته» به «تاریخ» شکلی از ترجمه است. همچنان که یک متن واحد در ترجمه ی مترجمان مختلف به شکل های متفاوتی ترجمه می شود، گذشته نیز ترجمه ی واحدی ندارد. گذشته می تواند به شکل هایی متکثر تبدیل به تاریخ شود.



مشاهده متن کامل ...
..>روایت > >شغل >ارسطو /ارسطالیس..>در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی>کره زمین>چی>
درخواست حذف اطلاعات
..>روایت > >شغل >ارسطو /ارسطالیس..>در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی>کره زمین>چی>است/هست؟..>

..>باب>1.2>عرض>شود >که>در>گفتمان/دستگاه دل ی> رسانه/قدرت> بستگی /مرجوع >است/هست >که>مرغ / چنجه/هلو> زیر/داخل >دهن>کی باشه!..>

>باب>2.1>در>گفتمان /دستگاه دل ی/سیستم تولید > رسانه -ها/قدرت -های>کره زمین/بین المللی>گفتمان>ارسطو/منطق/ابن سینا >مانند /به مثابه >کارتون/نقاشی متحرک>باربا پا پا>است/هست>هر>موقع /زمانی >که> بخواهند /مصلحت باشد >دستگاه دل ی>ارسطو/منطق>تبدیل /واگشته >به >مرکز/کانون/نقطه >پرگار>کره زمین/موضوع/سوزه/ابژه >می شود/می گردد..>و >هر>گاه/موقعی>که>روایت/دستور کار>ایجاب/منتفع > د >جناب /روایت کبیر>ارسطو >تبدیل /واگشته >به >دلقک /انتر>سیرک/معرکه >می شود /می گردد..>

>باب>3.1>نمونه / مثال >داغ/تر >و>تازه >روز/به روز>گفتمان /دستگاه دل ی/نحوه >برخورد / روش تولید >گفتمان >رسانه /مدیای>بین المللی/کره زمین/اروپایی> سرنگون /ساقط>شدن/گشتن>هواپیما/طیاره >مسافربری>کشور /سرزمین >ایران >در>خلیج/پیش آبه> فارس> با >ارجاع /مقایسه > با >همین>فکت/امر واقع/پدیدار>در>کشور/سرزمین >اوکراین >است/هست..>

>باب/روایت>4.1>فعالیت /کوشش/موضوعیت/اصول موضوعه >گفتمان >دانش /دایره المعارف>گفتمان >کاوی/پژوهی>نوشتاری>نه!>برای/جهت >رس /کشف >حقیقت /واقعیت >نهایی/محض/اساسی..>بلکه > برای/جهت>مشخص/معلوم /روشن >شدن /گشتن>گفتمان/دستگاه دل ی/شغل> جناب > >ارسطو /ابن سینا> است/هست>

>روایت>5.1>آیا/پرسش می شود >در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی/1394/2014>کره زمین/بین الملل..>آقای> ارسطو >در>سیرک/دلقک/سیاه /خیمه شب >بازی >کار >می کند >یا >در> آکادمی/ ؟..>

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/328478

یژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی ی که در ابتدای درس خارج معظم له مطرح می شود را برای مخاطبین منتشر می کند.

حدیث:

فى الکافی، عن الصِادق (علیه السلام) : للدّابة علی صاحبهِا ستةُّ حقوِق لایحَمِّلَها فوقَ طاقَتهَا و لایتَخَّذُ ظَهرَها مجلساً یتَحدَّثُ علیها و یبَدَاُ بعَلَفِها اذا نزَل و لایسَمُها و لایضَربِهُا فی وجههِا و یعَرضَ علیها الماء إذا مَرَّ به.[1]

شرح:

حقوقی که حیوان بر انسان دارداین ادّعای گزافه ای که غربی ها در مورد حقوق حیوانات می کنند، اگر مقایسه بشود با آنچه در هست، معلوم خواهد شد که چقدر تفاوت وجود دارد. و این از آن زوایایی است که ما کمتر هم به آن پرداختیم ،کمتر گفتیم، کمتر فهمیدند، کمتر در دنیا منتشر شده است. خوب است که این حقایقِ معرفتیِ اسِلام و دستورات در همۀ این زمینه ها روشن بشود. می فرمایند: مرکب سواری شش حق بر صاحبش دارد:



مشاهده متن کامل ...
..>روایت > >شغل >ارسطو /ارسطالیس..>در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی>کره زمین>چی>
درخواست حذف اطلاعات
..>روایت > >شغل >ارسطو /ارسطالیس..>در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی>کره زمین>چی>است/هست؟..>

..>باب>1.2>عرض>شود >که>در>گفتمان/دستگاه دل ی> رسانه/قدرت> بستگی /مرجوع >است/هست >که>مرغ / چنجه/هلو> زیر/داخل >دهن>کی باشه!..>

>باب>2.1>در>گفتمان /دستگاه دل ی/سیستم تولید > رسانه -ها/قدرت -های>کره زمین/بین المللی>گفتمان>ارسطو/منطق/ابن سینا >مانند /به مثابه >کارتون/نقاشی متحرک>باربا پا پا>است/هست>هر>موقع /زمانی >که> بخواهند /مصلحت باشد >دستگاه دل ی>ارسطو/منطق>تبدیل /واگشته >به >مرکز/کانون/نقطه >پرگار>کره زمین/موضوع/سوزه/ابژه >می شود/می گردد..>و >هر>گاه/موقعی>که>روایت/دستور کار>ایجاب/منتفع > د >جناب /روایت کبیر>ارسطو >تبدیل /واگشته >به >دلقک /انتر>سیرک/معرکه >می شود /می گردد..>

>باب>3.1>نمونه / مثال >داغ/تر >و>تازه >روز/به روز>گفتمان /دستگاه دل ی/نحوه >برخورد / روش تولید >گفتمان >رسانه /مدیای>بین المللی/کره زمین/اروپایی> سرنگون /ساقط>شدن/گشتن>هواپیما/طیاره >مسافربری>کشور /سرزمین >ایران >در>خلیج/پیش آبه> فارس> با >ارجاع /مقایسه > با >همین>فکت/امر واقع/پدیدار>در>کشور/سرزمین >اوکراین >است/هست..>

>باب/روایت>4.1>فعالیت /کوشش/موضوعیت/اصول موضوعه >گفتمان >دانش /دایره المعارف>گفتمان >کاوی/پژوهی>نوشتاری>نه!>برای/جهت >رس /کشف >حقیقت /واقعیت >نهایی/محض/اساسی..>بلکه > برای/جهت>مشخص/معلوم /روشن >شدن /گشتن>گفتمان/دستگاه دل ی/شغل> جناب > >ارسطو /ابن سینا> است/هست>

>روایت>5.1>آیا/پرسش می شود >در>گفتمان/دستگاه دل ی>کنونی/فعلی/1394/2014>کره زمین/بین الملل..>آقای> ارسطو >در>سیرک/دلقک/سیاه /خیمه شب >بازی >کار >می کند >یا >در> آکادمی/ ؟..>

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/328478

یژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی ی که در ابتدای درس خارج معظم له مطرح می شود را برای مخاطبین منتشر می کند.

حدیث:

فى الکافی، عن الصِادق (علیه السلام) : للدّابة علی صاحبهِا ستةُّ حقوِق لایحَمِّلَها فوقَ طاقَتهَا و لایتَخَّذُ ظَهرَها مجلساً یتَحدَّثُ علیها و یبَدَاُ بعَلَفِها اذا نزَل و لایسَمُها و لایضَربِهُا فی وجههِا و یعَرضَ علیها الماء إذا مَرَّ به.[1]

شرح:

حقوقی که حیوان بر انسان دارداین ادّعای گزافه ای که غربی ها در مورد حقوق حیوانات می کنند، اگر مقایسه بشود با آنچه در هست، معلوم خواهد شد که چقدر تفاوت وجود دارد. و این از آن زوایایی است که ما کمتر هم به آن پرداختیم ،کمتر گفتیم، کمتر فهمیدند، کمتر در دنیا منتشر شده است. خوب است که این حقایقِ معرفتیِ اسِلام و دستورات در همۀ این زمینه ها روشن بشود. می فرمایند: مرکب سواری شش حق بر صاحبش دارد:



مشاهده متن کامل ...
فرهنگ گفتمان بصیرتی باید در جامعه نهادینه شود
درخواست حذف اطلاعات
بصیرت
مبلغ بین اللملی حوزه قم گفت: بصیرت برای سن و فرد خاصی نیست برای همه افراد در هر سطح از جامعه است و هر زمانی لازم باشد پشت صحنه ها را ببینند و برای خود و دیگران نور افکنی کنند و راه را نشان دهند.

به نقل از خبرگزاری شبستان قم، حجت ال یحیی جهانگیری سهروردی با اشاره به دهه بصیرت گفت: نه دی و آغاز دهه بصیرت یکی از روزهای بسیار مهمی بود که مردم حماسی ترین حضور را در این روز داشتند بدون اینکه هیچ فراخوان تی صادر شده باشد مردم به صحنه آمدند.

وی افزود: مردم در این روز نشان دادند برخی مسایل برایشان خط قرمز است مثل عاشورا، اهل بیت(ع) و ی که اگر هر ی به این محدودیتها وارد شود با مردم مواجه است و بدانند که مردم منتظر نمی مانند.

مبلغ بین اللملی حوزه قم ادامه داد:حضور به هنگام مردم در صحنه مهمترین امری است که باعث می شود ما بصیرت و ی را به یکدیگر پیوند بزنیم چرا که با صبر و حضور به هنگام می توان به بصیرت دست پیدا کرد.

حجت ال سهروردی با اشاره به گفتمان ی بین کرد: مهمترین وظیفه ما این است که بدانیم رس ی چیست ، چرا که یکی از نکات برجسته ی گفتمان سازی است که متفکران را به تفکر وا می دارد از جمله تولید علم، نهضت نرم افزاری.

وی اظهار داشت: یکی از گفتمان های بزرگ که ون دیدگاههای خود را ارائه می دهند و جامعه گفتمان را احساس می کند گفتمان بصیرت است.

وی یاد آور شد: بصیرت برای سن و فرد خاصی نیست برای همه افراد در هر سطح از جامعه است و هر زمانی لازم باشد پشت صحنه ها را ببینند و برای خود و دیگران نور افکنی کنند و راه را نشان دهند.

مبلغ بین المللی حوزه اذعان کرد: بصیرت هرگز برای آن سالها نبوده وما در این انتخابات خبرگان و مجلس به بصیرت نیاز داریم و افراد رس دارند پرتو افکنی و بصیرت افزایی داشته باشند.

حوزه و افزود: هر چند مردم به بصیرت افزایی هستند باید ببینیم که چگونه می شود بصیرت افزایی کنیم تا مردم حقایق را ببینند و این امر نیاز دارد به گفتمان بصیرت که ی نسبت به آن تاکید ویژه دارند.

حجت ال سهروردی تصریح کرد: شاخص 9 دی این است که مردم قم در تاسیس، ثبوت و حدوث انقلاب نقش مهمی داشته اند که 19 دی تثبیت کننده نقش مهم مردم قم بود که انقلاب را رها ن د و برای حفظ و بقای انقلاب تلاش کرده اند.

مبلغ بین المللی حوزه عنوان کرد: مردم قم 9 دی تا 19 دی نقش مهم و اساسی در تاسیس و تثبیت انقلاب داشته و دارند، باید بدانیم این موفقیتها درحفظ انقلاب میسر نمی شود مگر به داشتن بصیرت و آگاهی نسبت به مسائل روز جامعه و ما قبل از اینکه قم را یک جغرافیا بدانیم یک فرهنگ بدانیم که اگر با این دید به حوادث و مناسبات نگاه کنیم می توانیم به بصیرت و عزت دست پیدا کنیم.

وی خاطرنشان کرد: جامعه ما باید نسبت به رشد گفتمان سازی اهمیت ویژه بدهند و این امر چیزی بود که در 9 دی رخ داد و ی یک گفتمان دیگر را به ادبیات ، اجتماعی ایران به نام گفتمان بصیرت افزودند که بایداین تحول را همیشه در سایه پیروی از مضامین ی زنده نگه داریم.

http://birjandrasa.ir/news/43037/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b5%db%8c%d8%b1%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%af



مشاهده متن کامل ...
صعود به قله صلح یا سقوط به دره جنگ؟
درخواست حذف اطلاعات
خاورمیانه و آینده مبهمی که پیش رو دارد:
صعود به قله صلح یا سقوط به دره جنگ؟
...
امواج خطرآفرین افراطی ترین گروه تروریستی جهان، در سالی که گذشت نشان داد برای «همه» خطرناک است. و عربستان و عراق و و ترکیه هریک سهم قابل توجهی از این خطرآفرینی داشتند که در لابه لای توفان برآمده از هجوم خشمگین و خون آلود این گروه تندرو شکل می گرفت و روزبه روز بر شدت آن افزوده می شد.
، ناگهانی شکل نگرفت، اما به یکباره جامعه بین المللی را دچار شوک رفتارهای خشونت بار خود کرد و بر قدرت افسارگسیخته اش افزود. سال گذشته میلادی را به راحتی می توان سال اوج گیری ی ها دانست؛ سالی پر از کشتن ها و سرب ها و حملات و سالی لبریز از موفقیت های رادیکالیستی برای این گروه تا جایی که عنوان خود را از « ت ی عراق و شام» به « ت ی» تغییر داد، اقدامی که می تواند نشانگر افزایش توقعات ژئوپلیتیستی آنها و تمایل بر حکومتی گسترده تر باشد. اعلام خلافت سرکرده گروه، تدوین نقشه راه و تعیین مرزهای زیر سلطه، تعیین اساسنامه ها و برنامه های مطلوب، اعلام جهانی این پیام که همگان باید زیر چتر انتظارات « ت ی» قرار گیرند، همگی نشان دهنده رضایت حاصل از پیشروی های صورت گرفته در سال پیشین بود اما با پایان ٢٠١٤ اقدامات پایان نگرفت و ایام آغازین سال جدید نیز با خبر های جدید به دست آنها همراه شد تا جایی که چشم انداز سال جدید نمایانگر بحرانی جدی است که پیش روی کشورهای خاورمیانه و همچنین ت های فرامنطقه ای قرار دارد؛ یک افق مبهم که برقراری صلح در این منطقه را شاید واقعیتی دور از دسترس می پندارد و در خوشبینانه ترین ح ممکن آن را مست م پرداخت هزینه های گزاف تر از سال پیشین و صرف مدت زمانی طولانی می داند. اما اقدامات تا اندازه ای زیانبار است که حتی پرداخت سنگین ترین هزینه ها نیز یک اجبار جهانی به حساب می آید. پس در اساسی ترین قدم ها باید بررسی کرد به منظور بازداشتن این گروه تروریستی که خوفناک ترین بحران های خاورمیانه را در سال پرحادثه گذشته باعث شد، چه موانعی در میان است؟ بررسی اینکه چگونه شکل گرفت و چگونه در ادامه راه قدرت ی کرد، می تواند به دریافتن راه های مقابله با آن کمک کند. چون وجود ابزارهای یاری رسان به این تشکل را نمی توان در ادامه فعالیت و تاثیرگذاری روی آن نادیده گرفت.
؛ زنگ خطر گوش اش برای جامعه جهانی
اینکه نخستین فعالیت های نظامی کجا و چگونه پیدا شد و شکل گرفت، نشان دهنده خلق نخستین اقدامات ویرانگر آنهاست؛ گروهی که در سال گذشته اعلام موجودیت و با آغاز حملات خود جامعه جهانی را با تصویری آتش افروزانه روبه رو کرد. تهدیدی با محوریت تروریسم در حال گسترش بود که تمام ویژگی های یک پدیده غیرقابل مهار را داشت. آینده چنین پدیده ای از هر زاویه ای که بررسی شود، نگران کننده است. چون عناصر مشترکی که برای ایجاد تروریسم منطقه ای لازم است، همزمان در فعالیت های دیده می شود: مانند خشونت باربودن رفتارها، دست زدن به اقداماتی که جامعه غیرنظامی را دچار وحشت اجتماعی می کند، تشکیل جمعیت گسترده که «قربانی» نامیده و مغلوب شوک حاصل از خشونت ها می شود و همچنین سازمان یافتگی گروه مورد نظر. گرچه در عراق شکل گرفته بود و بخش جداشده از القاعده به حساب می رفت، اما پس از مدتی نشان داد قصد جدی در پیشی گرفتن از تمام گروه های تکفیری منطقه را در سر دارد. پس از آغاز فعالیت های افراطی خود در و تصرف الرقه، همزمان در عراق نیز به پیشروی های نظامی مشغول بود و الانبار، موصل، کوبانی و سنجار را نیز تحت کنترل خود درآورد. به این ترتیب بخش هایی از و عراق در اندک زمانی به تصرف گروهی درآمد که قصدش برای تشکیل یک ت ی جدی بود و با چاپ اسکناس به نام «دینار » و صدور گذرنامه و تشکیل جمعیت پلیسی، به خود رسمیت می داد. در عین حال سخن از گروهی «نظامی» بود که «غیرنظامیان» را در ابعاد گسترده ای هدف قرار می داد و این مصداق بارز یک تروریسم آشکار بود. اینگونه بود که خیزش این گروه تندرو بحران زا در منطقه ای که خود در شرایط عادی آبستن رویداد های منازعه محور است، تبدیل به زنگ خطر گوش اشی برای همه بازیگران درگیر شد.
به واسطه اقداماتی که در سال گذشته داشت، این بازیگران درگیر، از تعدد بالایی برخوردار می شوند چراکه هم پرچمدار یک ایدئولوژی مذهبی و هم طالب نفت باارزش منطقه بود؛
هم ضدیت با بعضی اقوام داشت و هم موازنه امنیتی خاورمیانه را برهم می زد؛ همه اینها در حالی صورت می گرفت که خودنمایی های نخستین در میان هابات حاصل از بحران ظهور پیدا کرد. پس برای دفع این پدیده خطرساز بازیگران متفاوتی که هرکدام در پی مقصود و اه ملی- بین المللی خود بودند، به میدان آمدند. با بررسی ویژگی های هرکدام از این بازیگران و ماهیت فضای بین المللی حاکم بر جامعه جهانی، می توان درصد کاهش یا افزایش قدرت و دستی به صلح منطقه ای را تخمین زد. به عبارتی دیگر با توجه به اوضاع موجود و عوامل پدیدآورنده ، می توان نتیجه گیری کرد که آیا پدیده ت ی با همین وضعیت ماندنی است یا می توان به کاهش قدرت آن امیدوار بود؟
نقش گفتمان های بین المللی در آینده
برای دستی به منطقه ای که از بیم یکه تازی های و امثال آن در امان باشد، سازوکارهایی لازم است. باید بعضی فرآیندها متوقف و برخی پدیده ها جایگزین رخدادهای دیگر شوند.
از مهم ترین راه های پیش بینی آینده ، واکاوی فضایی است که در آن متولد شد. از دیرباز تاکنون چندگفتمان کلی به نوبت بر جامعه جهانی مسلط بوده اند. از پیش از جنگ های جهانی در هر دوره، نظریه ای خاص آموزه های خود را به محیط بین المللی القا می کند. این نظریات هریک در خود مجموعه ای از بایدونباید ها را دارد. اما برای تفسیر پدیده هایی همچون می توان از گفتمان هایی که ارتباط مستقیم تری با آن دارند، سخن به میان آورد.

به گفته گروهی که اصطلاحا به واقع گرایان (realism) معروفند، واقعیت روابط میان ت ها براساس ایجاد قدرت، حفظ قدرت و افزایش آن بنا شده است. در راستای رسیدن به این هدف، یکی از کارآمدترین سازوکارها جنگیدن است، یعنی از نگاه واقع گرایان، منازعه و خشونت میان ت ها امری «طبیعی» به حساب می آید که برای رساندن بازیگران بین المللی به اه شان که همان ب قدرت است، اجتناب ناپذیر است. واقع گرایان در راستای نظریاتشان جامعه جهانی را برخلاف آرمانگرایان (idealism)، سرشار از صلح و دور از جنگ نمی دانند و سیاست های اجرایی خود را بر مبنای «قدرت محوری» پایه ریزی می کنند. دیدگاه واقع گرایان به سادگی تبیین کننده دلایل وقوع جنگ های جهانی یا ساده انگاری منازعات میان ت هاست چراکه برهم خوردن موازنه قدرت در یک محیط (اعم از منطقه ای یا بین المللی) بی تردید موجب پیدایش خشونت و تنش می شود.
به گفته واقع گرایان واقعیت جامعه بین المللی براساس موازنه قدرت بنا شده و این گفتمان واقع گرایی است که بر فضای بین المللی حاکمیت می کند و نه آرمانگرایی یا دیگر گفتمان ها، چون واقع گرایانه ترین نظرات را بیان می دارد. شاید بعضی از تحلیلگران مخالف این نظر باشند، اما کنکاش در احوالات جنجال های نظامی و غیرنظامی جامعه جهانی در تاریخ تا حدود زیادی تایید کننده آرای واقع گرایان و تسلط آن بر ساختار جهانی است.

اما جدال میان صاحبنظران به همین جا ختم نمی شود. در میان نظریات کلان، در سال های اخیر گفتمان دیگری نیز برای مسیری بازیگران جهانی به میان آمد که بازگو کننده ارزش ها، هویت سازی ها و معنادهی به رفتارها بود. این نظریه که به ساختار جامعه بین المللی اهمیت زیادی می دهد، بیانگر این آموزه است که تولید معانی مشترک میان یک قوم، یک گروه یا جمعیت موجب ایجاد هویت مشترک و مطلوبی می شود که برای طرفداران پذیرفته شده است.
به زبان ساده تر در این نظریه تاکید بسیار زیادی بر نقش هویت ها و ارزش ها می شود. هر گروه یا ت یا کشوری (به عنوان بازیگری که ایفا کننده نقش است) می توانند به هویت ها معنای دوباره ای دهند معنایی که با ارزش های دلخواه همخوانی داشته باشد، یک هنجار جدید تولید کند و سازگار با محیطی باشد که در آن شکل گرفته است. از نظر این عده که (سازه انگاران خوانده می شوند) هیچ واقعیتی از پیش تعیین نشده و معنای هر واقعیت یا هنجار یا رفتار، آن معنایی است که بازیگر یا ت یا نظام به آن می دهد.

چنین گفتمانی از آغاز شکل گیری تا به امروز بسیار مورد تایید نظام های ایدئولوژیک، فرهنگ گرا و ارزش محور قرار گرفت. چون براساس آن، هیچ نظامی نمی توانست بر دیگری ده ای بگیرد یا اتهامی وارد کند. برای مثال براساس این گفتمان هر رفتاری که در حوزه سیاست داخلی یا خارجی کشوری دیده می شود، باید براساس فرهنگ درونی آن جامعه و باورهای آن قضاوت شود، نه براساس قواعد جهانی و تی که توان درک آن نظام هنجاری را ندارد، امکان تغییر رفتار یا اعتراض به آن را نیز ندارد. البته در جامعه جهانی گفتمان های دیگری نیز یافت می شود، اما با توجه به کلان ترین آنها که نظریات مذکور بود، می توان پدیده ای مانند را بررسی کرد. از طرفی در محیطی که گفتمان واقع گرایی حاکم است، متولد شد و رشد کرد.
در چنین فضایی بی تردید تشکلی که به دنبال قدرت است در برابر بازیگرانی قرار می گیرد که معتقدند برای حفظ قدرت و امنیت خود دست زدن به خشونت امر بعیدی نیست و حتی می تواند یک را ار به حساب آید. بنابراین گروه جدید که سابقه ای خشونت بار نیز از مادر خود یعنی القاعده به ارث برده، برای ادامه حیات ناچار به انتخاب همین رفتار است. از سوی دیگر بازیگران بین المللی به این طریق موجودیت خود را حفظ کرده اند؛ پس این رهیافت می تواند الگوی مناسبی باشد، یعنی گروهی که زمینه تروریستی دارد، دریافته برای زنده ماندن و ب قدرت در برابر انی که آنها هم به دنبال افزایش قدرتند، باید «منازعه» را انتخاب کرد و از این طریق به سمت اه پیش رفت.

و بازتولید یک هویت ارزشی جدید
از سوی دیگر ماهیت هویتی گروه یک ماهیت کاملا ایدئولوژیک است. استفاده ابزاری ای که این جمعیت افراطی از نظام هنجاری دین می کند، دقیقا براساس گفتمان فرهنگ گرایی است که از آن سخن به میان آمد. در این گفتمان، «ایدئولوژی» از مصداق ها، ارزش ها و هنجارهای یک محیط به حساب می آید. اکثر گروه های تروریستی چندین ساله اخیر جامعه جهانی، از اقلیت های مذهبی یا قومی یا زبانی خاص هستند و برای مشروعیت بخشی به آموزه های خود از ایدئولوژی خاصی پیروی می کنند و قصد القای آن به پیروان و جذب هواداران از این طریق دارند. از سوی دیگر انی هم که جذب چنین گروه هایی می شوند، از نگاه گفتمان فرهنگ گرایی قابل بررسی هستند.

ان داعیه دار ضدیت با شیعه و بخشی از سنی ها و بقیه ادیان هستند؛ با تدوین نقشه جغرافیایی ای که بر آن حکومت خواهند کرد، خواهان سرزمین مشخص و مطالبات ژئوپلیتیک هستند. همچنین با تولید معانی مشترک میان انی که در ظاهر امر اشتراکی ندارند، قصد تبدیل هویت فردی به هویت جمعی را دارند. از آغاز فعالیت در کنار اعضای عراقی و سوری و دیگر عرب زبانان، شاهد جذب نیروهایی به این گروه بودیم که از کشورهایی همچون کانادا، انگلیس، آلمان و فرانسه آمده بودند و بعضا مشاغلی همچون وک ، خوانندگی و پزشکی نیز در بین آنان به چشم می خورد!
این اتفاق محصول تبعیت این گروه رادیکال از آموزه های ارزشی بود، یعنی با تولید یک هویت کلی و جمعی (مانند مذهب) طی یک فرآیند تعاملی، فرد هویت شخصی خود را وارد هویت جمعی می کند. پس ملیت، تحصیلات یا عقاید پیشین آنان دیگر دارای اهمیت نیست و آنچه مهم است، هویت جدید و ارزش های نوینی است که در یک گروه زنده شده است. پس الگوی ارزش محور به خوبی پاسخگوی مطالبات هویتی بوده است و بی شک ادامه خواهد یافت.

اقبال در ناسازگاری بازیگران منطقه ای
موازنه امنیتی منطقه از دیگر ا امات موردنظر بازیگران بین المللی در خاورمیانه است که ربط مستقیم به اقدامات پیدا می کند. از آنجا که جهت فعالیت های ت یبی و خشونت بار به طور مستقیم به سمت مخالفان ایدئولوژی تکفیری است، نوعی مقابله جویی دوطرفه میان این گروه و ت ها و ملت های مختلف در منطقه شکل می گیرد. این رویکرد موجب ایجاد ناامنی در کشورها شده که به دنبال آن ت های مربوطه مجبور به صرف انرژی، هزینه های اقتصادی و نیروی انسانی هستند. همین امر موجب می شود تا از قدرت گیری بعضی بازیگران جلوگیری شود.
به زبان ساده تر درگیری های فرقه ای، قومی یا مذهبی، به دلیل ایجاد مانع بر سر یکپارچه سازی یک جمعیت مشخص، از وحدت میان دو یا چند ت جلوگیری به عمل می آورد. این امر نکته مثبتی هم برای و هم قدرت های منطقه ای به حساب می آید؛ قدرت هایی که وحدت بازیگران منطقه ای در خاورمیانه می تواند به عدم حضور آنها در منطقه منجر شود، یعنی اگر این پیش فرض را بپذیریم که همه ت ها به تنهایی قادر به برقراری و حفظ امنیت در منطقه هستند، دیگر چه نیازی به حضور و ظهور قدرت های فرامنطقه ای و یاری رسانی آنان است؟

در این میان، شاهد قدرتمندی بر این ادعاست که بخش اعظمی از ت ها توان مقابله با پدیده تروریسم را به تنهایی در خود نمی بینند و همکاری با بازیگران بیرون منطقه، در چنین شرایطی ضروری به نظر می رسد. همچنین عدم همگرایی همه اعضای منطقه را نیز باید به تصویری که از آینده ترسیم می کنیم، ربط داد. اینکه تمامی ت ها در منطقه همکاری متقابل و سازنده ای را در حوزه های ، اقتصادی و ایدئولوژیک با هم ندارند، امری ناخوشایند، اما واقعیتی آشکار است که می تواند بر قدرت افزایی بیفزاید. برای نمونه رقابت های تنش زایی که بر سر نفت و اتفاقات درون اوپک میان کشورهای عضو وجود دارد، یا منازعات ژئواستراتژیکی ای که کشورهای منطقه سال هاست بر سر آن جدل های سرزمینی داشته اند، مانع کنار هم قرارگرفتن مسالمت جویانه این کشورها خواهد شد. چراکه خطر برای همه کشورها وجود دارد و تنها یک ملت یا ت برابر تهاجمات این گروه افراطی قرار ندارد.
حتی اگر بپذیریم ماری بود که در آستین عربستان زاده و پرورانده شد، اما ساده انگاری است اگر تصور کنیم سعودی ها در شرایط کنونی ترسی از این گروه در دل ندارند. نگاه واقع بینانه به ماجرای از ابتدا تاکنون نشان دهنده این امر مسلم است که امروز مبدل به یک دشمن خطرناک برای عربستان نیز شده؛ پس اگر پیدایش و حمایت های مالی آغازین عربستان سعودی از تمامی گروه های تکفیری امر پذیرفته شده ای باشد، در کنارش باید به جنبه تهدید آمیزبودن برای این سرزمین پهناور که داعیه پرچمداری دارد را نیز در نظر گرفت.

فردای منطقه؛ آرامش یا ؟

با عنایت به همه این نکات اگر در سال پیش رو منطقه را محکوم به پذیرفتن قدرت ویرانگری همچون بدانیم، باید در انتظار ایام خشونت بارتری نسبت به سال گذشته باشیم. اما با وجود همه لوازم موجود که به ادامه حیات کمک می کند، می توان نگاه امیدوارانه ای هم به موضوع داشت و این فرضیه را در نظر گرفت که امکان اتخاذ رویکردهایی در جهت تضعیف این گروه نیز وجود دارد. یکی از تاثیرگذارترین این رویکردها همگرایی همه قدرت های منطقه در رویارویی با خشونت ی است. همان طور که عنوان شد، بیشترین شکافی که از آن استفاده می کند، شکاف های میان اقوام و مذاهب کشورهای همسایه است. به عبارتی چندپارگی که میان کردها، سنی ها و شیعیان وجود دارد، مسیر را برای ادامه حیات آنها فراهم می کند. از طرفی جلوگیری از افزایش درآمد حاصل از فروش نفت و اتخاذ تصمیمات سختگیرانه برای یداران نفت از ، می تواند این گروه را با بحران های اقتصادی روبه رو کند. به طورکلی درنظرگرفتن منافع امنیتی هریک از ت ها، به جای یارکشی های ، می تواند رویکرد تنش زدای نوینی را جایگزین رویکرد تنش زای تروریستی کند.

نباید فراموش کرد چالش های میان ت های اروپایی که در سده های پیشین روابط آنها را دچار بحران می کرد، شباهت هایی به چالش های امروز بازیگران خاورمیانه دارد. اما همه آن جنجال های فرهنگی، تاریخی و تعصبات ژئوپلیتیکی پس از تحمل آسیب های فراوان، به تدریج جای خود را به تفاهمات - اقتصادی داد. شاید حافظه های تاریخی توان فراموشی مطلق آنچه که میان ت ها رخ داده را نداشته باشد، اما رهایی از افراط گرایی و رسیدن به آرامشی پایدار در پناه صلح منطقه ای، قطعا می تواند انگیزه قدرتمندی برای ایجاد یک اعتماد نسبی و بیرون راندن گروه های رادیکالیستی همچون ، به گوشه هایی پر از عزلت و انزوا باشد.
منبع:
http://www.sharghdaily.ir/news/55245/%d8%b5%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%87-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%db%8c%d8%a7-%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%da%af-


مشاهده متن کامل ...
صعود به قله صلح یا سقوط به دره جنگ؟
درخواست حذف اطلاعات
خاورمیانه و آینده مبهمی که پیش رو دارد:
صعود به قله صلح یا سقوط به دره جنگ؟
...
امواج خطرآفرین افراطی ترین گروه تروریستی جهان، در سالی که گذشت نشان داد برای «همه» خطرناک است. و عربستان و عراق و و ترکیه هریک سهم قابل توجهی از این خطرآفرینی داشتند که در لابه لای توفان برآمده از هجوم خشمگین و خون آلود این گروه تندرو شکل می گرفت و روزبه روز بر شدت آن افزوده می شد.
، ناگهانی شکل نگرفت، اما به یکباره جامعه بین المللی را دچار شوک رفتارهای خشونت بار خود کرد و بر قدرت افسارگسیخته اش افزود. سال گذشته میلادی را به راحتی می توان سال اوج گیری ی ها دانست؛ سالی پر از کشتن ها و سرب ها و حملات و سالی لبریز از موفقیت های رادیکالیستی برای این گروه تا جایی که عنوان خود را از « ت ی عراق و شام» به « ت ی» تغییر داد، اقدامی که می تواند نشانگر افزایش توقعات ژئوپلیتیستی آنها و تمایل بر حکومتی گسترده تر باشد.
اعلام خلافت سرکرده گروه، تدوین نقشه راه و تعیین مرزهای زیر سلطه، تعیین اساسنامه ها و برنامه های مطلوب، اعلام جهانی این پیام که همگان باید زیر چتر انتظارات « ت ی» قرار گیرند، همگی نشان دهنده رضایت حاصل از پیشروی های صورت گرفته در سال پیشین بود اما با پایان ٢٠١٤ اقدامات پایان نگرفت و ایام آغازین سال جدید نیز با خبر های جدید به دست آنها همراه شد تا جایی که چشم انداز سال جدید نمایانگر بحرانی جدی است که پیش روی کشورهای خاورمیانه و همچنین ت های فرامنطقه ای قرار دارد؛ یک افق مبهم که برقراری صلح در این منطقه را شاید واقعیتی دور از دسترس می پندارد و در خوشبینانه ترین ح ممکن آن را مست م پرداخت هزینه های گزاف تر از سال پیشین و صرف مدت زمانی طولانی می داند. اما اقدامات تا اندازه ای زیانبار است که حتی پرداخت سنگین ترین هزینه ها نیز یک اجبار جهانی به حساب می آید.
پس در اساسی ترین قدم ها باید بررسی کرد به منظور بازداشتن این گروه تروریستی که خوفناک ترین بحران های خاورمیانه را در سال پرحادثه گذشته باعث شد، چه موانعی در میان است؟ بررسی اینکه چگونه شکل گرفت و چگونه در ادامه راه قدرت ی کرد، می تواند به دریافتن راه های مقابله با آن کمک کند. چون وجود ابزارهای یاری رسان به این تشکل را نمی توان در ادامه فعالیت و تاثیرگذاری روی آن نادیده گرفت.

؛ زنگ خطر گوش اش برای جامعه جهانی

اینکه نخستین فعالیت های نظامی کجا و چگونه پیدا شد و شکل گرفت، نشان دهنده خلق نخستین اقدامات ویرانگر آنهاست؛ گروهی که در سال گذشته اعلام موجودیت و با آغاز حملات خود جامعه جهانی را با تصویری آتش افروزانه روبه رو کرد. تهدیدی با محوریت تروریسم در حال گسترش بود که تمام ویژگی های یک پدیده غیرقابل مهار را داشت. آینده چنین پدیده ای از هر زاویه ای که بررسی شود، نگران کننده است. چون عناصر مشترکی که برای ایجاد تروریسم منطقه ای لازم است، همزمان در فعالیت های دیده می شود: مانند خشونت باربودن رفتارها، دست زدن به اقداماتی که جامعه غیرنظامی را دچار وحشت اجتماعی می کند، تشکیل جمعیت گسترده که «قربانی» نامیده و مغلوب شوک حاصل از خشونت ها می شود و همچنین سازمان یافتگی گروه مورد نظر. گرچه در عراق شکل گرفته بود و بخش جداشده از القاعده به حساب می رفت، اما پس از مدتی نشان داد قصد جدی در پیشی گرفتن از تمام گروه های تکفیری منطقه را در سر دارد.
پس از آغاز فعالیت های افراطی خود در و تصرف الرقه، همزمان در عراق نیز به پیشروی های نظامی مشغول بود و الانبار، موصل، کوبانی و سنجار را نیز تحت کنترل خود درآورد. به این ترتیب بخش هایی از و عراق در اندک زمانی به تصرف گروهی درآمد که قصدش برای تشکیل یک ت ی جدی بود و با چاپ اسکناس به نام «دینار » و صدور گذرنامه و تشکیل جمعیت پلیسی، به خود رسمیت می داد. در عین حال سخن از گروهی «نظامی» بود که «غیرنظامیان» را در ابعاد گسترده ای هدف قرار می داد و این مصداق بارز یک تروریسم آشکار بود. اینگونه بود که خیزش این گروه تندرو بحران زا در منطقه ای که خود در شرایط عادی آبستن رویداد های منازعه محور است، تبدیل به زنگ خطر گوش اشی برای همه بازیگران درگیر شد.

به واسطه اقداماتی که در سال گذشته داشت، این بازیگران درگیر، از تعدد بالایی برخوردار می شوند چراکه هم پرچمدار یک ایدئولوژی مذهبی و هم طالب نفت باارزش منطقه بود؛
هم ضدیت با بعضی اقوام داشت و هم موازنه امنیتی خاورمیانه را برهم می زد؛ همه اینها در حالی صورت می گرفت که خودنمایی های نخستین در میان هابات حاصل از بحران ظهور پیدا کرد. پس برای دفع این پدیده خطرساز بازیگران متفاوتی که هرکدام در پی مقصود و اه ملی- بین المللی خود بودند، به میدان آمدند. با بررسی ویژگی های هرکدام از این بازیگران و ماهیت فضای بین المللی حاکم بر جامعه جهانی، می توان درصد کاهش یا افزایش قدرت و دستی به صلح منطقه ای را تخمین زد. به عبارتی دیگر با توجه به اوضاع موجود و عوامل پدیدآورنده ، می توان نتیجه گیری کرد که آیا پدیده ت ی با همین وضعیت ماندنی است یا می توان به کاهش قدرت آن امیدوار بود؟
نقش گفتمان های بین المللی در آینده
برای دستی به منطقه ای که از بیم یکه تازی های و امثال آن در امان باشد، سازوکارهایی لازم است. باید بعضی فرآیندها متوقف و برخی پدیده ها جایگزین رخدادهای دیگر شوند.
از مهم ترین راه های پیش بینی آینده ، واکاوی فضایی است که در آن متولد شد. از دیرباز تاکنون چندگفتمان کلی به نوبت بر جامعه جهانی مسلط بوده اند. از پیش از جنگ های جهانی در هر دوره، نظریه ای خاص آموزه های خود را به محیط بین المللی القا می کند. این نظریات هریک در خود مجموعه ای از بایدونباید ها را دارد. اما برای تفسیر پدیده هایی همچون می توان از گفتمان هایی که ارتباط مستقیم تری با آن دارند، سخن به میان آورد.

به گفته گروهی که اصطلاحا به واقع گرایان (realism) معروفند، واقعیت روابط میان ت ها براساس ایجاد قدرت، حفظ قدرت و افزایش آن بنا شده است. در راستای رسیدن به این هدف، یکی از کارآمدترین سازوکارها جنگیدن است، یعنی از نگاه واقع گرایان، منازعه و خشونت میان ت ها امری «طبیعی» به حساب می آید که برای رساندن بازیگران بین المللی به اه شان که همان ب قدرت است، اجتناب ناپذیر است. واقع گرایان در راستای نظریاتشان جامعه جهانی را برخلاف آرمانگرایان (idealism)، سرشار از صلح و دور از جنگ نمی دانند و سیاست های اجرایی خود را بر مبنای «قدرت محوری» پایه ریزی می کنند. دیدگاه واقع گرایان به سادگی تبیین کننده دلایل وقوع جنگ های جهانی یا ساده انگاری منازعات میان ت هاست چراکه برهم خوردن موازنه قدرت در یک محیط (اعم از منطقه ای یا بین المللی) بی تردید موجب پیدایش خشونت و تنش می شود.
به گفته واقع گرایان واقعیت جامعه بین المللی براساس موازنه قدرت بنا شده و این گفتمان واقع گرایی است که بر فضای بین المللی حاکمیت می کند و نه آرمانگرایی یا دیگر گفتمان ها، چون واقع گرایانه ترین نظرات را بیان می دارد. شاید بعضی از تحلیلگران مخالف این نظر باشند، اما کنکاش در احوالات جنجال های نظامی و غیرنظامی جامعه جهانی در تاریخ تا حدود زیادی تایید کننده آرای واقع گرایان و تسلط آن بر ساختار جهانی است.

اما جدال میان صاحبنظران به همین جا ختم نمی شود. در میان نظریات کلان، در سال های اخیر گفتمان دیگری نیز برای مسیری بازیگران جهانی به میان آمد که بازگو کننده ارزش ها، هویت سازی ها و معنادهی به رفتارها بود. این نظریه که به ساختار جامعه بین المللی اهمیت زیادی می دهد، بیانگر این آموزه است که تولید معانی مشترک میان یک قوم، یک گروه یا جمعیت موجب ایجاد هویت مشترک و مطلوبی می شود که برای طرفداران پذیرفته شده است.
به زبان ساده تر در این نظریه تاکید بسیار زیادی بر نقش هویت ها و ارزش ها می شود. هر گروه یا ت یا کشوری (به عنوان بازیگری که ایفا کننده نقش است) می توانند به هویت ها معنای دوباره ای دهند معنایی که با ارزش های دلخواه همخوانی داشته باشد، یک هنجار جدید تولید کند و سازگار با محیطی باشد که در آن شکل گرفته است. از نظر این عده که (سازه انگاران خوانده می شوند) هیچ واقعیتی از پیش تعیین نشده و معنای هر واقعیت یا هنجار یا رفتار، آن معنایی است که بازیگر یا ت یا نظام به آن می دهد.

چنین گفتمانی از آغاز شکل گیری تا به امروز بسیار مورد تایید نظام های ایدئولوژیک، فرهنگ گرا و ارزش محور قرار گرفت. چون براساس آن، هیچ نظامی نمی توانست بر دیگری ده ای بگیرد یا اتهامی وارد کند. برای مثال براساس این گفتمان هر رفتاری که در حوزه سیاست داخلی یا خارجی کشوری دیده می شود، باید براساس فرهنگ درونی آن جامعه و باورهای آن قضاوت شود، نه براساس قواعد جهانی و تی که توان درک آن نظام هنجاری را ندارد، امکان تغییر رفتار یا اعتراض به آن را نیز ندارد. البته در جامعه جهانی گفتمان های دیگری نیز یافت می شود، اما با توجه به کلان ترین آنها که نظریات مذکور بود، می توان پدیده ای مانند را بررسی کرد. از طرفی در محیطی که گفتمان واقع گرایی حاکم است، متولد شد و رشد کرد.
در چنین فضایی بی تردید تشکلی که به دنبال قدرت است در برابر بازیگرانی قرار می گیرد که معتقدند برای حفظ قدرت و امنیت خود دست زدن به خشونت امر بعیدی نیست و حتی می تواند یک را ار به حساب آید. بنابراین گروه جدید که سابقه ای خشونت بار نیز از مادر خود یعنی القاعده به ارث برده، برای ادامه حیات ناچار به انتخاب همین رفتار است. از سوی دیگر بازیگران بین المللی به این طریق موجودیت خود را حفظ کرده اند؛ پس این رهیافت می تواند الگوی مناسبی باشد، یعنی گروهی که زمینه تروریستی دارد، دریافته برای زنده ماندن و ب قدرت در برابر انی که آنها هم به دنبال افزایش قدرتند، باید «منازعه» را انتخاب کرد و از این طریق به سمت اه پیش رفت.

و بازتولید یک هویت ارزشی جدید

از سوی دیگر ماهیت هویتی گروه یک ماهیت کاملا ایدئولوژیک است. استفاده ابزاری ای که این جمعیت افراطی از نظام هنجاری دین می کند، دقیقا براساس گفتمان فرهنگ گرایی است که از آن سخن به میان آمد. در این گفتمان، «ایدئولوژی» از مصداق ها، ارزش ها و هنجارهای یک محیط به حساب می آید. اکثر گروه های تروریستی چندین ساله اخیر جامعه جهانی، از اقلیت های مذهبی یا قومی یا زبانی خاص هستند و برای مشروعیت بخشی به آموزه های خود از ایدئولوژی خاصی پیروی می کنند و قصد القای آن به پیروان و جذب هواداران از این طریق دارند. از سوی دیگر انی هم که جذب چنین گروه هایی می شوند، از نگاه گفتمان فرهنگ گرایی قابل بررسی هستند.

ان داعیه دار ضدیت با شیعه و بخشی از سنی ها و بقیه ادیان هستند؛ با تدوین نقشه جغرافیایی ای که بر آن حکومت خواهند کرد، خواهان سرزمین مشخص و مطالبات ژئوپلیتیک هستند. همچنین با تولید معانی مشترک میان انی که در ظاهر امر اشتراکی ندارند، قصد تبدیل هویت فردی به هویت جمعی را دارند. از آغاز فعالیت در کنار اعضای عراقی و سوری و دیگر عرب زبانان، شاهد جذب نیروهایی به این گروه بودیم که از کشورهایی همچون کانادا، انگلیس، آلمان و فرانسه آمده بودند و بعضا مشاغلی همچون وک ، خوانندگی و پزشکی نیز در بین آنان به چشم می خورد!
این اتفاق محصول تبعیت این گروه رادیکال از آموزه های ارزشی بود، یعنی با تولید یک هویت کلی و جمعی (مانند مذهب) طی یک فرآیند تعاملی، فرد هویت شخصی خود را وارد هویت جمعی می کند. پس ملیت، تحصیلات یا عقاید پیشین آنان دیگر دارای اهمیت نیست و آنچه مهم است، هویت جدید و ارزش های نوینی است که در یک گروه زنده شده است. پس الگوی ارزش محور به خوبی پاسخگوی مطالبات هویتی بوده است و بی شک ادامه خواهد یافت.

اقبال در ناسازگاری بازیگران منطقه ای
موازنه امنیتی منطقه از دیگر ا امات موردنظر بازیگران بین المللی در خاورمیانه است که ربط مستقیم به اقدامات پیدا می کند. از آنجا که جهت فعالیت های ت یبی و خشونت بار به طور مستقیم به سمت مخالفان ایدئولوژی تکفیری است، نوعی مقابله جویی دوطرفه میان این گروه و ت ها و ملت های مختلف در منطقه شکل می گیرد. این رویکرد موجب ایجاد ناامنی در کشورها شده که به دنبال آن ت های مربوطه مجبور به صرف انرژی، هزینه های اقتصادی و نیروی انسانی هستند. همین امر موجب می شود تا از قدرت گیری بعضی بازیگران جلوگیری شود.
به زبان ساده تر درگیری های فرقه ای، قومی یا مذهبی، به دلیل ایجاد مانع بر سر یکپارچه سازی یک جمعیت مشخص، از وحدت میان دو یا چند ت جلوگیری به عمل می آورد. این امر نکته مثبتی هم برای و هم قدرت های منطقه ای به حساب می آید؛ قدرت هایی که وحدت بازیگران منطقه ای در خاورمیانه می تواند به عدم حضور آنها در منطقه منجر شود، یعنی اگر این پیش فرض را بپذیریم که همه ت ها به تنهایی قادر به برقراری و حفظ امنیت در منطقه هستند، دیگر چه نیازی به حضور و ظهور قدرت های فرامنطقه ای و یاری رسانی آنان است؟

در این میان، شاهد قدرتمندی بر این ادعاست که بخش اعظمی از ت ها توان مقابله با پدیده تروریسم را به تنهایی در خود نمی بینند و همکاری با بازیگران بیرون منطقه، در چنین شرایطی ضروری به نظر می رسد. همچنین عدم همگرایی همه اعضای منطقه را نیز باید به تصویری که از آینده ترسیم می کنیم، ربط داد. اینکه تمامی ت ها در منطقه همکاری متقابل و سازنده ای را در حوزه های ، اقتصادی و ایدئولوژیک با هم ندارند، امری ناخوشایند، اما واقعیتی آشکار است که می تواند بر قدرت افزایی بیفزاید. برای نمونه رقابت های تنش زایی که بر سر نفت و اتفاقات درون اوپک میان کشورهای عضو وجود دارد، یا منازعات ژئواستراتژیکی ای که کشورهای منطقه سال هاست بر سر آن جدل های سرزمینی داشته اند، مانع کنار هم قرارگرفتن مسالمت جویانه این کشورها خواهد شد. چراکه خطر برای همه کشورها وجود دارد و تنها یک ملت یا ت برابر تهاجمات این گروه افراطی قرار ندارد.
حتی اگر بپذیریم ماری بود که در آستین عربستان زاده و پرورانده شد، اما ساده انگاری است اگر تصور کنیم سعودی ها در شرایط کنونی ترسی از این گروه در دل ندارند. نگاه واقع بینانه به ماجرای از ابتدا تاکنون نشان دهنده این امر مسلم است که امروز مبدل به یک دشمن خطرناک برای عربستان نیز شده؛ پس اگر پیدایش و حمایت های مالی آغازین عربستان سعودی از تمامی گروه های تکفیری امر پذیرفته شده ای باشد، در کنارش باید به جنبه تهدید آمیزبودن برای این سرزمین پهناور که داعیه پرچمداری دارد را نیز در نظر گرفت.

فردای منطقه؛ آرامش یا ؟

با عنایت به همه این نکات اگر در سال پیش رو منطقه را محکوم به پذیرفتن قدرت ویرانگری همچون بدانیم، باید در انتظار ایام خشونت بارتری نسبت به سال گذشته باشیم. اما با وجود همه لوازم موجود که به ادامه حیات کمک می کند، می توان نگاه امیدوارانه ای هم به موضوع داشت و این فرضیه را در نظر گرفت که امکان اتخاذ رویکردهایی در جهت تضعیف این گروه نیز وجود دارد. یکی از تاثیرگذارترین این رویکردها همگرایی همه قدرت های منطقه در رویارویی با خشونت ی است. همان طور که عنوان شد، بیشترین شکافی که از آن استفاده می کند، شکاف های میان اقوام و مذاهب کشورهای همسایه است. به عبارتی چندپارگی که میان کردها، سنی ها و شیعیان وجود دارد، مسیر را برای ادامه حیات آنها فراهم می کند. از طرفی جلوگیری از افزایش درآمد حاصل از فروش نفت و اتخاذ تصمیمات سختگیرانه برای یداران نفت از ، می تواند این گروه را با بحران های اقتصادی روبه رو کند. به طورکلی درنظرگرفتن منافع امنیتی هریک از ت ها، به جای یارکشی های ، می تواند رویکرد تنش زدای نوینی را جایگزین رویکرد تنش زای تروریستی کند.

نباید فراموش کرد چالش های میان ت های اروپایی که در سده های پیشین روابط آنها را دچار بحران می کرد، شباهت هایی به چالش های امروز بازیگران خاورمیانه دارد. اما همه آن جنجال های فرهنگی، تاریخی و تعصبات ژئوپلیتیکی پس از تحمل آسیب های فراوان، به تدریج جای خود را به تفاهمات - اقتصادی داد. شاید حافظه های تاریخی توان فراموشی مطلق آنچه که میان ت ها رخ داده را نداشته باشد، اما رهایی از افراط گرایی و رسیدن به آرامشی پایدار در پناه صلح منطقه ای، قطعا می تواند انگیزه قدرتمندی برای ایجاد یک اعتماد نسبی و بیرون راندن گروه های رادیکالیستی همچون ، به گوشه هایی پر از عزلت و انزوا باشد.
منبع:


مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.