گفتم غم تو دارم جستجو
پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 گفتم غم تو دارم
یا صاحب ا مان
درخواست حذف اطلاعات
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن// گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن// گفتم به نام نامیت هر دم بنازم// گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم// گفتم که دیدار تو باشد آرزویم// گفتا که در کوی عمل کن جستجویم// گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن// گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن// گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن// گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن// گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن// گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن// گفتم ز حق دارم تمنای سکینه// گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه// گفتم رخت را از من واله مگردان// گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان// گفتم به جان مادرت من را دعا کن// گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن// گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم// گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم// گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن// گفتا به آب دیده دل را شستشو کن// گفتم دلم از بند غم آزاد گردان// گفتا که دل با یاد حق آباد گردان// گفتم که شام تا دلها را سحر کن// گفتا دعا همواره با اشک بصر کن// گفتم که از هجران رویت بی قرارم// گفتا که روز وصل را در انتظارم//

مشاهده متن کامل ...
«شعر زمان»
درخواست حذف اطلاعات
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
من وخدا
درخواست حذف اطلاعات
گفتم خدایا از همه دلگیرم.گفت : حتی من؟ گفتم نگران روزییم : گفت آن با من ! گفتم خیلی تنهایم:گفت تنهاتر از من؟ گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن از عشق من! گفتم دیت نیاز دارم:گفت بگیردست من. گفتم از تو خیلی دورم: گفت من از تو نه. گفتم آ چگونه آرام گیرم ؟ گفت با یاد من!گفتم با این همه مشکل چه کنم؟ گفت توکل به من! گفتم هیچ ی کنارم نمانده؟ گفت بجز من! گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟ گفت چون من از تو هستم و تو از من!!!!!!!!!!

مشاهده متن کامل ...
در انـتــــظارم ...
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معضیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم.

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم.

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام ؛ تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم ..



مشاهده متن کامل ...
خدایا...........
درخواست حذف اطلاعات
گفتم خدایا از همه دلگیرم ..گفت حتی من؟گفتم نگران روزیم..گفت آن با من .گفتم خیلی تنهایم،گفت تنها تر از من؟گفتم درون قلبم خالیست ،گفت پرش کن از من!گفتم دست نیاز دارم ،گفت بگیر دست من !گفتم از تو خیلی دورم ،گفت من از تو نه؟گفتم آ چگونه آرام گیرم ؟گفت با یاد من!گفتم با این همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من.گفتم هیچ ی کنارم نمانده،گفت بجز من!گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟گفت چون من از تو هستم و تو از من!

مشاهده متن کامل ...
زمان(عج)
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتم به مهدی ...
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتم به مهدی ...
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
«شعر زمان»
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
«شعر زمان»
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
شعر زمان
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتم خدایا
درخواست حذف اطلاعات

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . .



مشاهده متن کامل ...
خدایااااااا
درخواست حذف اطلاعات
دوستت دارم خدایا........

دوستت دارم خدایا........

گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟؟

گفتم خدایادلم را ربودند!گفت پیش از من؟؟

گفتم خدایا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟؟

گفتم خدایا تنها ترینم!گفت پس من؟؟

گفتم خدایا کمک خواستم!گفت از غیر من؟؟

گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟؟

گفتم خدایا اینقدر نگو من!گفت من توام تو من!!



مشاهده متن کامل ...
من وخدا!
درخواست حذف اطلاعات
گفتم خدایا از همه دلگیرم.گفت : حتی من؟ گفتم نگران روزییم : گفت آن با من ! گفتم خیلی تنهایم:گفت تنهاتر از

من؟ گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن از عشق من! گفتم دیت نیاز دارم:گفت بگیردست من. گفتم از تو

خیلی دورم: گفت من از تو نه. گفتم آ چگونه آرام گیرم ؟ گفت با یاد من!گفتم با این همه مشکل چه کنم؟ گفت

توکل به من! گفتم هیچ ی کنارم نمانده؟ گفت بجز من! گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟ گفت چون من از تو

هستم و تو از من!!!!!!!!!!



مشاهده متن کامل ...
گفتگو با خداوند
درخواست حذف اطلاعات
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من

به ادامه مطلب مراجعه کنید



مشاهده متن کامل ...
دلنوشته یک دوست
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله
سلام

گفتم:خدایا از همه دلگیرم. گفت:حتی من؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟

گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من ....نوشته ی یکی از مراجعین به وبلاگ ...از ایشان متشکرم



مشاهده متن کامل ...
دلنوشته یک دوست
درخواست حذف اطلاعات
بسم الله
سلام

گفتم:خدایا از همه دلگیرم. گفت:حتی من؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟

گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من ....نوشته ی یکی از مراجعین به وبلاگ ...از ایشان متشکرم



مشاهده متن کامل ...
خدا
درخواست حذف اطلاعات
گفتم:خدایا از همه دلگیرم

گفت: حتی ازمن؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند

گفت: بیش از من؟

گفتم:خدایا چه قدر دوری؟!

گفت:تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم!

گفت: پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم.

گفت: از غیر من

گفتم: خدایا دوستت دارم .

گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من

گفت: من تو ام تو من



مشاهده متن کامل ...
گفتگو با آقا (عجّل الله تغالی فرجه الشریف)
درخواست حذف اطلاعات

گفتگو با آقا (عجّل الله تغالی فرجه الشریف)

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن، گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن.
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم، گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم.
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم، گفتا که در کوی عمل کن جستجویم.
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن، گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن.
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن، گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن.
گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن، گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن.
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه، گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه.
گفتم رخت را از من واله مگردان، گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان.
گفتم به جان مادرت من را دعا کن، گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن.
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم، گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم.
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن، گفتا به آب دیده دل را شستشو کن.
گفتم دلم از بند غم آزاد گردان، گفتا که دل با یاد حق آباد گردان.
گفتم که شام تار دلها را سحر کن، گفتا دعا همواره با اشک بصر کن.
گفتم که از هجران رویت بی قرارم، گفتا که روز وصل را در انتظارم.



مشاهده متن کامل ...
نظر کن
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتگو با خدا
درخواست حذف اطلاعات
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . .



مشاهده متن کامل ...
میلاد نور پیشاپیش مبارک
درخواست حذف اطلاعات
لیلایاتبتبت

سلام آقا

غروب پنجشنبه بی قرارم / شبیه ها چشم انتظارم فقط یک می آیی ولی من / تمام ها را دوست دارم ... «شعر زمان» گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن گفتم ز حق دارم تمنای سکینه گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه گفتم رخت را از من واله مگردان گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان گفتم به جان مادرت من را دعا کن گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن گفتا به آب دیده دل را شستشو کن گفتم دلم از بند غم آزاد گردان گفتا که دل با یاد حق آباد گردان گفتم که شام تا دلها را سحر کن گفتا دعا همواره با اشک بصر کن گفتم که از هجران رویت بی قرارم گفتا که روز وصل را در انتظارم گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات



مشاهده متن کامل ...
خدایا...
درخواست حذف اطلاعات
گفتم:خدایا از همه دلگیرم

گفت :حتی از من؟

گفتم خدایا دلم را ربودند

گفت:پیش از من؟

گفتم خدایا چقدر دوری

گفت:تو یا من؟

گفتم :خدایا تنهاترینم

گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم

گفت:از غیر از من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم

گفت:بیشتر از من؟

گفتم:خدایا اینقدر نگو من

گفت:من تو هستم و تو من...



مشاهده متن کامل ...
گفتم به مهدی
درخواست حذف اطلاعات

«شعر زمان»

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتم به مهدی
درخواست حذف اطلاعات

«شعر زمان»

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
فقط برای خنده
درخواست حذف اطلاعات
-گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کصافط
گفتم که مال من شو گفتا بااین قیافت؟
گفتم زمهر ورزان رسم وفا بیاموز گفتاوفارا ول کن چنده حقوق پایه ت؟
گفتم که پول ندارم اما پراز شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت
گفتم مگر چه گفتا که خواستگاری
گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه آری



مشاهده متن کامل ...
بنز کوپه،چه میکنه!!!؟؟؟
درخواست حذف اطلاعات
گفتم غم تو دارم

گفتا درک دوباره!

.گفتم که ماه من شو

با شصت داد اشاره!.

گفتم زمهرورزان،رسم ادب بیاموز

گفتا بیشین بی نیم باااا بد ریخت بد قواره!.

گفتم دچار عشقم

گفتا بمیر دوباره !.

گفتم م آیا؟

گفتا که راااا نداره!.

گفتم که زیر پایم، یک بنز کوپه دارم!

گفتا عجیجم! ع م آره آره آره !



مشاهده متن کامل ...
الهم عجل لولیک الفرج
درخواست حذف اطلاعات

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا ب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم



مشاهده متن کامل ...
گفتم:خدایا از همه دلگیرم
درخواست حذف اطلاعات
گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

گفت:حتی من؟

گفتم:خدایا دلم را ربودند!

گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟

گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا تنهاترینم!

گفت:پس من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم.

گفت:از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم.

گفت:بیش از من؟

گفتم:خدایا انقدر نگو من!

گفت:من توام، تو من



مشاهده متن کامل ...
خدایا
درخواست حذف اطلاعات

گفتم:خدایا از همه دلگیرم
گفت حتی من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند
گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری
گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم
گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم
گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم
گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من!
گفت:من توام، تو من



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.