پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 یاد گرفتم
ممنونم یادم دادی
درخواست حذف اطلاعات
هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم. یاد گرفتم به خاطر ی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ ارزش ش تن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.....



مشاهده متن کامل ...
اگر نمی توانی با ی که عاشقش هستی باشی عاشق ی باش ک با او هستی
درخواست حذف اطلاعات
من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم

گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم

خنده یی و دل بُردم و با لطف ِ نگاهی

تا بمیری ز حسد وعده ی دیدار گرفتم!

دامن از دست من، ای یار! کشیدی، چه توانم؟

گله یی نیست اگر دامن اغیار گرفتم.

بعد ازین ساخته ام با، نی و چنگ و می و ساقی

بی تو من دامن ِ این چار با ناچار گرفتم

لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم

انتقام از دل سنگ تو، به گفتار گرفتم!

من کجا یاد تو از خاطر سودازده راندم؟

یا کجا جز تو ی یار وفادار گرفتم؟

تا رُخت شمع فروزنده ی بزم دگران شد

من چو تاریکی شب گوشه ی دیوار گرفتم

گله کردی که چرا یار تو یار دگران شد

دیدی، ای دوست، به یاری ز تو اقرار گرفتم؟



مشاهده متن کامل ...
سید هاشم وفایی- سجاد علیه السلام-مرثیه
درخواست حذف اطلاعات
سی سال هر شب تا سحر احیا گرفتم

در هاله ای از درد و غم مأوا گرفتم


سی سال بی گریه شبی را سر ن

سی سال از داغ پدر احیا گرفتم


سی سال با اشک غم و خون دل خویش

بزم عزا در ماتم گل ها گرفتم


سی سال آتش در وجودم شعله ور بُود

گلبوسه تا از حنجر بابا گرفتم


آبی اگر دیدم، میان شعلۀ آه

اشکی فشاندم، ماتم سقا گرفتم


با ذوالفقار خطبه و با سیل اشکم

دادِ دلِ خود را من از اعدا گرفتم


از بس سراپا سوختم در آتش غم

بوی صدای گریۀ زهرا گرفتم


عمری “وفائی” سوخت گر، جان و دل من

آتش به یاد روز عاشورا گرفتم



مشاهده متن کامل ...
من گرفتم تو نگیر
درخواست حذف اطلاعات

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر

من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر

یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر

من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم

تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر

من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان

بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر

من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم

بستر راحت و نرم

زن مگیر ؛ ار نه شودخوابگهت لای حصیر

من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم

مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر

من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام شده ام

همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر

من گرفتم تو نگیر



مشاهده متن کامل ...
من گرفتم تو نگیر!
درخواست حذف اطلاعات
من گرفتم تو نگیر - شاعر: ایرج میرزا
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر.....…. من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر …........من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ….......... یاد آن روز بخیر
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر …............. من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم …....................تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر ...........….....من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه درد کشان …...... بودم از جمع خوشان
خوشی ازدست برون رفت وشدم لات وفقیر....…من گرفتم تو نگیر
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم …........ بستر راحت و نرم
زن مگیر؛ورنه شود خوابگهت لای حصیر.…... من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم …................. مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر.…من گرفتم تو نگیر
من از آن روز که شوهر شده ام شده ام...…. همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر...................… من گرفتم تو نگیر
این متن را به تمام آقایانی که نیاز به خنده دارند و تمام خانم هایی که جنبه دارند بفرستید


مشاهده متن کامل ...
مقصد مسافر عشق
درخواست حذف اطلاعات

دیدی که در ره عشق یکباره جان گرفتم

مجنون کوی عشقم شور نهان گرفتم

خط وخیال وخالش برده ز دل توانم

در آرزوی رویش دل از جهان گرفتم

با دسته ای گل سرخ عمری نشسته باشم

شاید که او بیاید شوقی جوان گرفتم

در کربلا وسهله گشتم سراغ دلبر

گاهی سراغ آن مه از جمکران گرفتم

وقت است تا نماید آن طلعت رشیدش1

از شوق روی ماهش تاب و توان گرفتم

در ایستگاه عشاق آید مسافر عشق

آب وستارة شوق از دیدگان گرفتم

کی می شود دیدار هم نمائیم2

ای مه نشان رویت از اختران گرفتم

بر درگه امیدش دارم خیال وصلش

عارف به خود بنازد کاین آستان گرفتم

[1] - الهم ارنی الطلعه الرشیده والغره الحمیده

[2] -متی ترانا و ثراک



مشاهده متن کامل ...
تنهایی...
درخواست حذف اطلاعات

آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...

چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....

دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...

سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی

انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...

نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.

دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم

دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ...

یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی آن که تو باشی ...

یاد گرفتم نفس بکشم...

بی تو... و بیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم...

مشاهده متن کامل ...
تنهایی...
درخواست حذف اطلاعات

آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...

چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....

دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...

سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی

انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...

نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.

دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم

دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ...

یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی آن که تو باشی ...

یاد گرفتم نفس بکشم...

بی تو... و بیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم...

مشاهده متن کامل ...
یاد گرفتم
درخواست حذف اطلاعات
آروم آروم به نبودنت عادت میکنم چون هیچوقت داشتنت رو تجربه ن دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی آنقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم یاد گرفتم چگونه با تو باشم، بی آنکه تو باشی یاد گرفتم نفس بکشم بی تو... و به یاد تو یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم...

مشاهده متن کامل ...
یاد گرفتم
درخواست حذف اطلاعات

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم.

یاد گرفتم به خاطر ی که دوسش دارم باید دروغ بگم.

یاد گرفتم هیچ وقت هیچ ارزش ش تن غرورمو نداره.

یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم.

یاد گرفتم گریه های هیچ رو باور نکنم.

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم...!!!!



مشاهده متن کامل ...
ملالی نیست جز گم شدن گاهگاهی خودمان
درخواست حذف اطلاعات
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر … من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم … تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان … بودم از جمع خوشان
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر … من گرفتم تو نگیر
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر … من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر … من گرفتم تو نگیر
من از آن روز که شوهر شده ام شده ام … همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر … من گرفتم تو نگیر

شعر از ایرج میرزا



مشاهده متن کامل ...
ملالی نیست جز گم شدن گاهگاهی خودمان
درخواست حذف اطلاعات
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر … من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم … تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان … بودم از جمع خوشان
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر … من گرفتم تو نگیر
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر … من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر … من گرفتم تو نگیر
من از آن روز که شوهر شده ام شده ام … همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر … من گرفتم تو نگیر

شعر از ایرج میرزا



مشاهده متن کامل ...
ملالی نیست جز گم شدن گاهگاهی خودمان
درخواست حذف اطلاعات
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر … من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم … تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه دّرد کشان … بودم از جمع خوشان
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر … من گرفتم تو نگیر
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر … من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر … من گرفتم تو نگیر
من از آن روز که شوهر شده ام شده ام … همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر … من گرفتم تو نگیر

شعر از ایرج میرزا



مشاهده متن کامل ...
همیشه میترسیدم
درخواست حذف اطلاعات
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم

ونگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه

وحالا ترسی از آنها ندارم

از ( تنهایی ) میترسیدم،

یاد گرفتم (خود را دوست بدارم)

از (ش ت )میترسیدم

یاد گرفتم( تلاش ن یعنی ش ت )

از( نفرت مردم ) میترسیدم

یاد گرفتم ( بهرحال هر ی نظری دارد )

از ( درد ) میترسیدم

یاد گرفتم( درد کشیدن برای رشد روح لازم است )

از ( سرنوشت ) میترسیدم،یاد گرفتم

( من توان تغییر آن را دارم )

از( آینده ) میترسیدم

یاد گرفتم ( میتوان آینده بهتری ساخت )

از ( گذشته ) میترسیدم

فهمیدم ( گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد )

و بالا ه از((( تغییر ))) میترسیدم

تا اینکه یاد گرفتم

((( حتی زیباترین پروانه ها هم ،قبل از پرواز کرم بودند و

و *** تغییر *** آنها را زیبامیکند )))



مشاهده متن کامل ...

تو+اون-من=نابودی من
درخواست حذف اطلاعات
هرچند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم.یاد گرفتم به خاطر ی که دوسش دارم باید دروغ بگم.یاد گرفتم هیچ وقت هیچ ارزش ش تن غرورمو نداره.یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم.(واقعا هم ی رو که دوست داشتم هر روز دلش رو میش دم) یاد گرفتم گریه های هیچ رو باور نکنم. (همشون کشک هستش گریه شده پولی یا حیله)یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم(به خدا باید اینجوری باشیم) خدایش



مشاهده متن کامل ...
معلم
درخواست حذف اطلاعات

هر چند که مال من نشدی ولی... ازت خیلی چیزا یاد کرفتم... یاد گرفتم به خاطر ی که دوستش دارم باید دروغ بگم... یاد گرفتم هیج وقت هیچ ارزش ش تن غرورمو نداره... یاد گرفم و زندگیم بی این که بفهمم چه قدر دوسم داره... هر روز به یه بهنه ای دلشو بشکنم... یاد گرفم گریه های هیچ و باور نکنم ... یاد گرفتم هیج وقت بش فرصت جبران ندم... یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم... خوب یاد گرفتم نه؟؟ خ ش معلم خوبی بودی...



مشاهده متن کامل ...
من گرفتم تو نگیر
درخواست حذف اطلاعات
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر
من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم

زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام شده ام
همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر



مشاهده متن کامل ...
یاد گرفتم
درخواست حذف اطلاعات

تو زندگی ی چیزی و خیلی خوب یاد گرفتم

یاد گرفتم "تظاهر کنم"

یاد گرفتم وقتی ناراحتم تظاهر کنم

خوشحالم

یاد گرفتم وقتی ی که میگفت عاشقتم

رفت...

تظاهر کنم مهم نیست و

بگم به درک و از تو داغون بشم

یاد گرفتم وقتی بغض دارم تظاهر کنم

خوبم و بخندم

یاد گرفتم تظاهر کنم و نزارم ی بفهمه

داغونم

ولی خدا

تو خندهامو جدی نگیر

تظاهر امو جدی نگیر

به خدا داغونم



مشاهده متن کامل ...
یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!
درخواست حذف اطلاعات

دَم از بازی حکم میزنی!

دَم از حکم دل میزنی!

پس به زبان “ ” برایت میگویم!

زندگی را به ی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!

باخت ِ زیبایی بود!

یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!

یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!

دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!



مشاهده متن کامل ...
ایام فاطمیه تسلیت باد
درخواست حذف اطلاعات

شهادت بزرگ بانوی صدیقه طاهره ام ها حضرت زهرا (س) تسلیت باد

××××××××××××××××××××××××××××××××

داغ تو را بهانه گرفتم گریستم

از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محله ی درد آشنای تو

با یادت آشیانه گرفتم گریستم

از کوچه های شهر گذشتم یکی یکی

وقتی سراغ خانه گرفتم گریستم

با ماجرای ضربه ی سیلی دلم ش ت

یک روضه محرمانه گرفتم گریستم

گوشم شنید آه تو را بین شعله ها

تا رد تازیانه گرفتم گریستم

مقتل نوشته شانه ات از کار مانده بود

بر موی خود که شانه گرفتم گریستم



مشاهده متن کامل ...
جوک خنده دار-رب تبرک
درخواست حذف اطلاعات
جوک خنده دار-رب تبرک








آقا چند ماهه به امید اینکه برنده ماشین بشم
کل زندگیم رو دارم رب می م.
تازه بعد از این چند ماه و فروش کلیه هام تازه فهمدیم
که اشتباهی رب می گرفتم
باید برنج محسن می گرفتم چون ماشین رو برنج محسن می داد بجاش رب تبرک گرفتم. :|
ی رب نمی خواد؟



مشاهده متن کامل ...
همه چیز را یاد گرفتم...
درخواست حذف اطلاعات
یاد گرفتم که چگونه بیصدا بگریم،یاد گرفتم که هق هق گریه هایم را با بالشم بیصدا کنم،

تو نگرانم نشو....

یاد گرفتم که چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی!یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو و به یاد تو

یاد گرفتم که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن و جای خالیت را با خاطرات با تو بودن پر کنم!

یاد گرفتم بی تو گریه کنم بدون شانه هایت،یاد گرفتم که دیگر عاشق ی نشوم به غیرتو

یاد گرفتم که دیگر دل به ی نبندم و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم!

اما...

هنوز یک چیز هست که یاد نگرفتم که چگونه برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم...



مشاهده متن کامل ...
دوستی از جنس ناخوشی
درخواست حذف اطلاعات
نمیدانم از کی سایه وار م آمدی اما اولین بارکه ترا دیدم پانزده سال داشتم...

خیلی سعی ترا نادیده بگیرم و حضورت را انکار کنم اما نشد..و نمی شد.

چاره ای نبود باید ترا می پذیرفتم ویاد می گرفتم رفاقت کنم...

.

.

الان سال ها از رفاقت من وتو گذشته است.دوستت دارم

در کنارتو یاد گرفتم زندگی کنم

یادگرفتم زندگی صورت های دیگری هم دارد

یاد گرفتم گاهی از قالب مادی خود برون آیم و از بیرون جریان زندگی و آدماش رو ببینم

یاد گرفتم گاهی از فراز آسمان ،زیبایی های زمین خدا را ببینم

یادگرفتم بی بال و پر هم پرواز کنم

یادگرفتم بی پای رفتن ،با پای دل و ذهنم جاده زندگی را بیام

و بزرگترین و زیباترین اتفاق زندگیم آشنایی با خدا بود.

حالا سه تایی ...

تو و خدا و من



مشاهده متن کامل ...
یاد گرفتنی ها را یاد گرفتم
درخواست حذف اطلاعات
یاد گرفتم عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست...

یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله

و فاصله یعنی دوخط موازی که هیچ گاه به هم نمی رسند...

یاد گرفتم در عشق

هیچ به اندازه خودت وفادار نیست

ویاد گرفتم که هرچه عاشق تری...تنها تری..!!!

dostee



مشاهده متن کامل ...
کات
درخواست حذف اطلاعات
طلاق گرفتم

مهریمو بخشیدم فقط ماشینشو گرفتم و جدا شدم

خسته شده بودم از بلاتکلیفی و دادگاه رفتن .

حالا دیگه میسپارمش به خدا و حلالشون نمیکنم

هرگز نمیبخشمشون.

خدایااااااااااااااااااا به حق این شبا از حق من نگذر من نمیبخشم توام نبخش



مشاهده متن کامل ...
در زندگی از خیلی چیزها میترسیدم...........
درخواست حذف اطلاعات

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم ، تا اینکه آنها را تجربه و حالا ترسی از آنها ندارم


از تنهایی میترسیدم ، یاد گرفتم خود را دوست بدارم


از ش ت میترسیدم ، یاد گرفتم تلاش ن یعنی ش ت


از نفرت مردم میترسیدم ، یاد گرفتم به هر حال هر ی نظری دارد


از درد میترسیدم ، یاد گرفتم درد کشیدن برای رشد روح لازم است


از سرنوشت میترسیدم ، یاد گرفتم من توان تغییر آن را دارم


از آینده میترسیدم ، یاد گرفتم میتوان آینده بهتری ساخت


از گذشته میترسیدم ، فهمیدم گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد


و بالا ه از تغییر میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم


حتی زیباترین پروانه ها هم ، قبل از پرواز کرم بودند و تغییر آنها را زیبا می کند



مشاهده متن کامل ...
تغییر!
درخواست حذف اطلاعات
تغییر!

از «تنهایی » می ترسیدم،
یاد گرفتم «خود را دوست بدارم»

از « ش ت »می ترسیدم
یاد گرفتم «تلاش ن یعنی ش ت »

از «نفرت مردم » می ترسیدم
یاد گرفتم « به هرحال هر ی نظری دارد »

از «درد » می ترسیدم
یاد گرفتم «درد کشیدن برای رشد روح لازم است »

از « سرنوشت » می ترسیدم،

یاد گرفتم «من توان تغییر آن را دارم »

از« آینده » می ترسیدم
یاد گرفتم « می توان آینده بهتری ساخت »

از «گذشته» می ترسیدم
فهمیدم «گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد »

و بالا ه از« تغییر » می ترسیدم
تا این که یاد گرفتم

حتی زیباترین پروانه ها هم ،قبل از پرواز کرم بودند و


و *** تغییر *** آن ها را زیبا می کند.



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.