پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 یه اتوبان شلوغ
اﺗﻮﺑﺎﻥ
درخواست حذف اطلاعات
اتوبان، رودخانه ای غمگین است

که مرا از تو دور می کند

آب که از سر ما گذشت

اما ماهی ها غرق نخواهند شد

تنها در کنار اتوبان می ایستند

و برای شیشه های بالا کشیده دست تکان می دهند

تا از سرما یخ بزنند

و روی آب بیایند

تنها سنگ ها هستند

که برای همیشه ته نشین خواهند شد

تو با شوهرت ماهی می خوری

من زل می زنم به ماه و

دیوانه می شوم و

کوچه ها را آواز می خوانم و

به سنگ ها لگد می زنم و

زنم و...

بغضم می ترکد

از تو که دور می شوم

کوچه که هیچ!

گاهی اتوبان هم بن بست است

من رودخانه ای را می شناسم

که با دریا قهر کرد

و عاشقانه

به فاضلاب ریخت



مشاهده متن کامل ...
پایان من!
درخواست حذف اطلاعات
یه اتوبان شلوغ...

دوتا ماشین...

من و پایه خل بازیام...

گاز...

دنده 5،4،3،2،1....

بین ماشینا...

سرعت...

جنون...

یه اشتباه...

برخورد...

صدا...

دود...

آتیش...

خون...

پلیس...

آمبولانس...

بیمارستان...

اطاق عمل...

شوک...

خط صاف...

شوک...

یه خط صاف...

یه بوق ممتد...

یه ملافه ی سفید...

سردخونه...

قبرستون...

سر خاک...

صدا...

اشک...

جیغ...

گریه...

پایه ی خل بازیات بودم

و حالا،زیر خاک،تنها...

پایان من....!



مشاهده متن کامل ...
کفش چرمی ...
درخواست حذف اطلاعات

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ

می رود تنهای تنها، باز هم می بینمش
باز هم رد می شود از این خیابانِ شلوغ

اشک و باران با هم از روی نگاهش می چکند
او سرش را می برد پایین... خیابانِ شلوغ

عابران مانند باران در زمین گم می شوند
او فقط می ماند و چندین خیابانِ شلوغ

او فقط می ماند و دنیایی از دلواپسی
با غمی بر شانه اش ـ سنگین... خیابان شلوغ

...ناودان ها، چشمکِ خط دار ماشین های مست
خط کشی، بارانِ آهنگین، خیابانِ شلوغ...

او نمی فهمد نمی فهمد فقط رد می شود
با همان انگیزه ی دیرین... خیابان شلوغ

کفش چرمی روبه روی کفش چرمی ایستاد
لحظه ای پهلوی من بنشین خیابان خلوت است

زنده یاد نجمه زارع



مشاهده متن کامل ...
«نیاز خطوط brt به قوانین جدید»
درخواست حذف اطلاعات
حدود 50 سال پیش برای اولین بار معابر جدیدی به اسم اتوبان در کشورمان ساخته شد و بدین ترتیب تهران به وسیله همین معبر به شهر کرج متصل شد، در قیاس با جاده های آن زمان اتوبان تهران دارای دو باند مجزای رفت و برگشت بود و اتومبیلها می توانستند با سرعت های بالا در آن رفت و آمد کنند

مشاهده متن کامل ...
آ ین اخبار از اتوبان تبریز سهند
درخواست حذف اطلاعات

در نشست شورای ترافیک شهرستان اسکو مدیر عامل شرکت عمران شهر جدید سهند از تکمیل 9 کیلومتر اول اتوبان تبریز – سهند از سمت شهر سهند تا پایان سال جاری خبر داد.

محمد رضا مظفری به روند مطلوب عملیات اجرایی اتوبان تبریز - سهند اشاره کرد و گفت: مسیر 24 کیلومتری اتوبان تبریز سهند از پیشرفت مطلوبی برخوردار بوده و 9 کیلومتر اول آن از سمت شهر سهند که در تعهد شرکت عمران این شهر می باشد تا پایان امسال تکمیل و 15 کیلومتر مابقی اتوبان مذکور که در تعهد اداره راه و شهرسازی استان می باشد نیز از سمت تبریز در حال اجراست.
وی یکی از اصلی ترین آرزوهای دیرینه شهروندان سهند را افتتاح و بهره برداری از بزرگراه تبریز – سهند عنوان کرد و گفت : تمامی عوامل دست اندکار و مسئولین شهرستانی در تلاشند تا با جذب اعتبارات لازم نسبت به تکمیل و اتمام این مسیر اقدام نموده و شاهد بهره برداری از این راه باشند .



مشاهده متن کامل ...
تحقیق آ اتوبان اعتیاد بن بست است
درخواست حذف اطلاعات

تحقیق آ اتوبان اعتیاد بن بست است

تحقیق-آ -اتوبان-اعتیاد-بن-بست-استمعتادان در ایران در اتوبانی سیر می کنند که گر چه در میانه های آن دوربرگردانهایی برای بازگشت به زندگی سالم وجود دارد اما گویی آنان این مسیرهای بازگشت را نمی بینند و تخت گاز به سمت انتهای این اتوبان پیش می روند، اتوبانی دوبانده که انتهای آن چیزی جز بن بست مرگ نیست. اعتیاد ، در یک طرف اتوبان دوبان فایل



مشاهده متن کامل ...
سی سالگی
درخواست حذف اطلاعات

در حال گذر از کنار یکی از وجی های اتوبان و در لاین کند رو هستم. بابا درصندلی شاگرد،کنارم نشسته است. پژو پارس پشت سرم می خواهد از اتوبان خارج شود که یکدفعه، لحظه آ تصمیمش عوض می شود. کم مانده بزند لهمان کند. دلم هری می ریزد ... اگر می زد به در سمت شاگرد چی؟ پشتم، دختر کوچولوی نازت اینقدر بزرگ شده که مامانت باشد. آن لحظه می خواستم هر بلایی هست سر من نازل شود و یک خال هم روی پوستت نیفتد بابای مو سفید من ....



مشاهده متن کامل ...
تصادف در اتوبان کرج قزوین و قطع پای سرنشین پراید
درخواست حذف اطلاعات
در این حادثه خودرو پراید با برخورد به سمند با گارد ریل وسط اتوبان برخورد کرده و گارد ش ته و به داخل خودرو منحرف گردیده که در این حادثه جفت پای سرنشین پراید قطع و بدلیل خونریزی شدید منجر به فوت گردید و راننده از هر دو پا به شدت دچار ش تگی شد. ...........................

مشاهده متن کامل ...
عجیب ترین تصادف دنیا
درخواست حذف اطلاعات
در یک تصادف زنجیره ای در اتوبان ام 6 نزدیک شهر بیرمنگهام انگلستان یک ماشین روی سقف ماشین دیگر قرار گرفت. این تصادف یک اتوبوس و سه ماشین دیگر را هم درگیر کرد.

مأموران اتوبان مجبور شدند به خاطر این تصادف دو خط از توبان را ببندند و در همین حال توانستند ع هایی هم برای پست گذاشتن در توییتر بگیرند.



مشاهده متن کامل ...
دیروز
درخواست حذف اطلاعات
برگشتم به ۱۴سال قبل.

به قبل از ۱۰ سالگیم.

بین مدرسه ام یه دیوار کشیده بودن ودوتاش کرده بودن. همون درختا همون حیاط.همون چاله چوله ها فقط همه چیز کوچیکتر از اون روزها شده بود.راه مدرسه رو کشیدم وخیابونی که هر روز ازش میگذشتم اتوبان شده بود و باید از پل هوایی میگذشتم.از اون کوچه های باریک وقدیمی.بعضی از اون خونه ها همون۱۴سال پیش بود.کوچه ها همون آسف ۴۰ تیکه ی اون روزها رو داشتنوصبح زود بود اما همه جلو در خونشونو آب پاشی کرده بودن.صف نون سنگک شلوغ بود .همه جا بوی لواشک خونگی و سیب گلاب وطعم یخمک نایلونی میداد



مشاهده متن کامل ...
برخورد خونین 25 خودرو در اتوبان شهید ایی
درخواست حذف اطلاعات
برخورد خونین 25 خودرو در اتوبان شهید ایی
دوشنبه 2تیر 1393ساعت 14017

تین نیوز | بر اثر برخورد 25 دستگاه خودروی سواری در اتوبان شهید ایی تبریز، یک نفر جان باخته و دو نفر مصدوم شدند.

حبیب حسینقلی زاده مسئول روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان آذربایجان شرقی گفت: این حادثه ساعت 10:20 صبح امروز - 2 تیر- در روبروی شهرک آزمایش به وقوع پیوست.


وی گفت: تکنیسین های اعزامی توسط پنج دستگاه آمبولانس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی تبریز، مرگ یک نفر و مصدوم شدن دو نفر را در محل تائید د.


جزئیات حادثه و علت آن در دست بررسی است. منبع خبر ایسنا


مشاهده متن کامل ...
سالن باز غذاخوری
درخواست حذف اطلاعات

یک رستوان فست فود پیدا که یک ویژگی منحصر به فرد داره و اونم چند تا صندلی سیمانی غذاخوری هست که بیرون فروشگاه هست. صندلی ها چسبیده به اتوبان شهر هستند و به وسیله یک سری فنس از اتوبان جدا میشند. کلا روی صندلی ها نشستن و با صدای رد شدن ماشین ها غذا خوردن را خیلی دوست دارم. نمی دونم چرا، ولی وقتی فضا تنها با صدای عبور پرسرعت و بی نظم ماشین ها پر میشه من یک آرامش خاص می گیرم. اونهم وقتی یک شنبه عصر باشه و یک باد ملایمی هم بیاد.



مشاهده متن کامل ...
سالن باز غذاخوری
درخواست حذف اطلاعات

یک رستوان فست فود پیدا که یک ویژگی منحصر به فرد داره و اونم چند تا صندلی سیمانی غذاخوری هست که بیرون فروشگاه هست. صندلی ها چسبیده به اتوبان شهر هستند و به وسیله یک سری فنس از اتوبان جدا میشند. کلا روی صندلی ها نشستن و با صدای رد شدن ماشین ها غذا خوردن را خیلی دوست دارم. نمی دونم چرا، ولی وقتی فضا تنها با صدای عبور پرسرعت و بی نظم ماشین ها پر میشه من یک آرامش خاص می گیرم. اونهم وقتی یک شنبه عصر باشه و یک باد ملایمی هم بیاد.



مشاهده متن کامل ...
سالن باز غذاخوری
درخواست حذف اطلاعات

یک رستوان فست فود پیدا که یک ویژگی منحصر به فرد داره و اونم چند تا صندلی سیمانی غذاخوری هست که بیرون فروشگاه هست. صندلی ها چسبیده به اتوبان شهر هستند و به وسیله یک سری فنس از اتوبان جدا میشند. کلا روی صندلی ها نشستن و با صدای رد شدن ماشین ها غذا خوردن را خیلی دوست دارم. نمی دونم چرا، ولی وقتی فضا تنها با صدای عبور پرسرعت و بی نظم ماشین ها پر میشه من یک آرامش خاص می گیرم. اونهم وقتی یک شنبه عصر باشه و یک باد ملایمی هم بیاد.



مشاهده متن کامل ...
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻠﻮﻍ....
درخواست حذف اطلاعات
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻠﻮﻍ، ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻠﻮﻍ
ﻭﺍﯾﺴﺘﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﻨﻢ
ﺑﮕﻢ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ
ﺑﮕﯽ ﺁﺭﻩ
ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﺎ، ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﻓﻘﻂ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ
ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ
ﺻﺪﺍﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ
ﺑﮕﯽ ﺁﺭﻩ
ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿﻦ ﺻﺪﺍﻫﺎ ﺩﻟﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ
ﺑﮕﻢ ﺣﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺒﻨﺪ، ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﯼ
ﺑﮕﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ﺑﯿﻦ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ
ﺑﮕﻢ ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻢ ﺑﯿﻦ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ



مشاهده متن کامل ...
خلوت چت
درخواست حذف اطلاعات

خلوت چت,خلوت چتت,خلوت چتچت,چت خلوت دل,چت خلوت کده,چت روم خلوت دل,چت روم های خلوت,چت خلوت ترین,چت روم فارسی خلوت,خلوت ترین چت روم,چت رم خلوت دل,چت رو خلوت دل,عسل چت خلوت دل,چت روم خلوت کده,چت روم های خلوت فارسی,چت روم های خلوت,چت روم های خلوت و زیبا,چت روم های خلوت ایرانی,چت روم های خلوت و باحال,اسامی چت روم های خلوت,لیست چت روم های خلوت,چت روم های بسیار خلوت,معرفی چت روم های خلوت,چت شلوغ ترین,خلوت ترین چت روم فارسی,خلوت ترین چت روم دنیا,خلوت ترین چت روم های ایرانی,خلوت ترین چت روم ها,خلوت ترین چت روم,شلوغ ترین چت روم,شلوغ ترین چت روم ها,شلوغ ترین چت روم فارسی,شلوغ ترین چت روم های ایرانی



مشاهده متن کامل ...
♥پایان من...!♥
درخواست حذف اطلاعات
یه اتوبان شلوغ...

دوتا ماشین...

من و پایه خل بازیام...

گاز...

دنده 5،4،3،2،1....

بین ماشینا...

سرعت...

جنون...

یه اشتباه...

برخورد...

صدا...

دود...

آتیش...

خون...

پلیس...

آمبولانس...

بیمارستان...

اطاق عمل...

شوک...

خط صاف...

شوک...

یه خط صاف...

یه بوق ممتد...

یه ملافه ی سفید...

سردخونه...

قبرستون...

سر خاک...

صدا...

اشک...

جیغ...

گریه...

پایه ی خل بازیام،اینبار بدون من...

و من،زیر خاک،تنها...

پایان من....!



مشاهده متن کامل ...
فرمون دار !
درخواست حذف اطلاعات

پشت فرمون ماشین نشسته بودم و با خیال راحت توی اتوبان شلوغِ وسط ظهر، رانندگی می . هشت، نه سالی می شه که گواهینامه گرفته ام و هیچ وقت جرأت و جسارت نشستن پیدا ن ...

تا همین چند وقت پیش...

که دوباره برای مهارت رانندگی در شهر با ماشین تعلیم رانندگی، کنار مربی پشت ماشین نشستم. گفته بودم براش که دلهره و نگرانی مانع نشستنم بوده و حالا از روی فراموشی قواعد رانندگی، دوباره سراغ تعلیمش اومدم. نزدیک به اتمام ساعت آموزش بود. توی همون اتوبان شلوغ با دنده چهار... خوب می رفتم.

مربیم پرسید: اضطرابت انگار بر طرف شده. با "آرامش" گفتم: "معلومه چون شما کنارم هستید و ترمز و گاز و کلاج تحت کنترل شماست"...

خندید و شروع کرد به حرف زدن... اما من دیگه چیزی نمی شنیدم. خودم نکته ای طلایی گفته بودم و غرق در حرف خودم شده بودم...

یه آن توی دلم رو به صاحب زندگیم -علیه السلام- ... گفتم: "میشه همیشه کنارم باشید؟ میشه فرمون زندگیم رو بسپارم به شما؟ اگه کنترل زندگیم همیشه تحت اختیار دستای مهربون شما باشه اون وقت من همیشه آروم و بی اضطرابم"...



مشاهده متن کامل ...
یه اتوبان شلوغ...
درخواست حذف اطلاعات
یه اتوبان شلوغ...
دوتا ماشین...
من و پایه خل بازیام...
گاز...
دنده 5،4،3،2،1....
بین ماشینا...
سرعت...
جنون...
یه اشتباه...
برخورد...
صدا...
دود...
آتیش...
خون...
پلیس...
آمبولانس...
بیمارستان...
اطاق عمل...
شوک...
خط صاف...
شوک...
یه خط صاف...
یه بوق ممتد...
یه ملافه ی سفید...
سردخونه...
قبرستون...
سر خاک...
صدا...
اشک...
جیغ...
گریه...
سوم...
هفتم...
چهلم...
پایه ی خل بازیام،اینبار بدون من...
و من،زیر خاک،تنها...
پایان من....!


مشاهده متن کامل ...
مجمع عمومی عادی نوبت دوم شرکت تعاونی مسکن والفجر غدیر
درخواست حذف اطلاعات
مجمع عمومی عادی سالانه نوبت دوم شرکت تعاونی مسکن پرسنل گروه اطلاعات نزاجا والفجر غدیر رأس ساعت 10 صبح روز مورخه 93/04/20 به دعوت هیئت مدیره در محل مجتمع پذیرایی هوانیروز واقع در اتوبان شهید بابایی، ضلع شمالی اتوبان، جنب ستاد هوانیروز تشکیل می گردد.



مشاهده متن کامل ...
دورم شلوغ نبود
درخواست حذف اطلاعات

دورم شلوغ باشه

بهتر از اینه که

دوستت دارم گفتنام

دروغه ناب باشه

دورم شلوغ باشه

بهتر از اینه که

دلم ذره ای

به دلت وصل نباشه

دورم شلوغ باشه

بهتر از اینه که

ذره ای تویه رویام

واسه تو جا نباشه

دورم شلوغ باشه

بهتر از اینه که

فکرم هنوز هم

به عشقه اولم باشه

دورم شلوغ باشه

بهتر از اینه که

گریه هام واسه تو

خندم واسه اون باشه

دورم شلوغ نبود

ساختم با تمومه تو

دورم شلوغ نبود

باختم به پایه تو

دورم شلوغ نبود

دنیات واسه من نبود

دورم شلوغ نبود

فکرت با من نبود

زیر آسمونه کبود

قلبم یه دلدار داشت

اما ذره ای به من

حتی وابسته نبود

دورم شلوغ نبود

تنها تر از قبلم

تمومه احساسم

فقط ماله تو که بود

دورم شلوغ نبود

دستات ماله من نبود

عینه ماه و فلک

ستاره دورم نبود



مشاهده متن کامل ...
یک کیبورد بی سیم برای میزهای شلوغ
درخواست حذف اطلاعات

یک کیبورد بی سیم برای میزهای شلوغ
یک محصول جدید به بازار انواع لوازم جانبی دیجیتال عرضه شده است که احتمالا توجه کاربرانی با میز کارهای شلوغ و به هم ریخته را به خودش جلب می کند. این محصول که یک کیبورد بی سیم است توسط شرکت echi و با نام bt به بازار عرضه شده است.


بقیه در ادامه مطلب...



مشاهده متن کامل ...
بالا ه امتحانات تموم شد...
درخواست حذف اطلاعات
بالا ه امتحانات تموم شد...

امروز داشتم به این نکته فکر می که سال های قبل با تمام شدن امتحانات تقریبا من وارد یک دوره سه ماهه تعطیلات و بیکاری میشدم ولی امسال به لطف خدا تازه کارام داره شروع میشه و سرم شلوغ تر از قبل خواهد شد

و من هر چی سرم شلوغ تر باشه بیشتر ذوق می کنم



مشاهده متن کامل ...
بالا ه امتحانات تموم شد...
درخواست حذف اطلاعات
بالا ه امتحانات تموم شد...

امروز داشتم به این نکته فکر می که سال های قبل با تمام شدن امتحانات تقریبا من وارد یک دوره سه ماهه تعطیلات و بیکاری میشدم ولی امسال به لطف خدا تازه کارام داره شروع میشه و سرم شلوغ تر از قبل خواهد شد

و من هر چی سرم شلوغ تر باشه بیشتر ذوق می کنم



مشاهده متن کامل ...
رمان پرتگاه عشق(فصل دوم)
درخواست حذف اطلاعات
رمان پرتگاه عشق

فصل 2


در حالی که با انگشتانش روی فرمان ضربه میزد نگاهش را به چراغ قرمز دوخت.
صدای بوق ماشین ها با صدای پخش ماشین در هم پیچیده و ازارش می داد.نگاهی به ساعتش انداخت. و پخش را خاموش کرد.
چراغ سبز شد به سرعت روی گاز فشرد.ماشین از جا کنده شد. با سرعت پیش می رفت.
وارد اتوبان شد.نگاهش به اینه بود.
پژویی به سرعت پیش می امد و از میان ماشین ها لایی می کشید. ماشین به کنارش رسید.صدای اهنگ ناهنجاری با صدای بلند به گوش می رسید.پوزخندی بر لب اورد.
پژو باز هم به حرکت در امد و به گوشه اتوبان رفت. نگاهش را به ماشین دوخت.
مرد میانسالی وارد اتوبان شد.نگاهش به پژو افتاد که به سرعت به طرف مرد میانسال میرفت.
صدای ناهنجار برخورد پژو با مرد به در میان صدای پخش بلند پژو نا پدید شد.



مشاهده متن کامل ...
هیچیک نبود فقط مشتی بود
درخواست حذف اطلاعات

چیزی به غروب آفتاب نمانده بود که در حین رانندگی به اسارت ترافیک اتوبان درآمدم، گرم گفت و گو با همسرم بودم که یکدفعه ماشین بنای ناسازگاری گذاشت و خاموش روی دستمان ماند و دیگر روشن نشد که نشد... در آن شلوغ پلوغی ترافیک اتوبان خواستم پیاده بشوم که باز درب خودرو همانا و اصابت درب با ماشینی که به سرعت از کنارم رد میشد همانا! چشمتون روز بد نبینه درب خودرو به سپر عقب ماشین در حال عبور خورده بود و سپر از سمت راست خودرو جدا و آویزان خودرو شد و مقصر کی بود؟ خب معلومه! بنده. و صدای خانمم که گفت: وای! چی شد!! خوب که دقت دیدم بعله نزدیم و نزدیم وقتی هم زدیم به یک ماشین شاسی بلند و گران قیمت زدیم؛ درسته هیوندا، ای بخشکی شانس! سپر بیچاره که خودشو سپر بلای این ماشین گرون قیمت کرده بود هیچوقت فکر جیب منو نکرده بود که بابا! از قدیم گفته اند: کبوتر با کبوتر باز با باز... به هر حال مقصر بودم و زبانم قاصر. تا راننده از ماشین پیاده بشود همه چیز مثل یک و با سرعت از جلوی چشمم رد شد؛ الان است که هر چی از زبانش برمیاید نثار گوشهایم میکند یا شاید که نه! قطعا! حقوق یک یا دو ماه من باید پای سهل انگاریم میرفت ، لحظات به سختی سپری میشد، راننده که شخصی جا افتاده و حدودا پنجاه ساله بود آرام و با طمأنینه خودش را به من رساند و لبخند بر لب و با خونسردی گفت: «چیزیت که نشد؟» من که خیالم از بابت خوردن راحت شده بود گفتم : خوشبختانه نه، اما متاسفانه امروز روز من نیست. بعد با همان خونسردی تکه سپرو با فشار از ماشینش جدا کرد و کنار اتوبان گذاشت.

در همین اثنا گفتم: خب! هر طور که بفرمایید برای جبران خسارت در خدمتم. نگاه گرمی کرد و گفت: فدای سرت برو به سلامت. خشکم زد مگر میشود؟ این ماشین و گرونی قطعاتش و دست و دل بازی. خداحافظی گرمتری کرد و سوار هیوندا شد و آرام آرام دور شد در حال دور شدن ماشین لحظاتی یک چشمم ماشین بی سپر بود و چشم دیگرم سپر بدون ماشین افتاده در کنار اتوبان... برگشتمو به سراغ خانمم رفتم ایشان هم که از درون ماشین، نظاره گر ماجرا بود و از چند و چون آن بی اطلاع، پرسید: پس چی شد؟ گفتم: هیچی فدای سرت. اون شب این ماجرارو برای چند نفر تعریف هر کی یه چیزی گفت، یکی گفت: «حتما خیلی وضعش توپ بوده»، دیگری گفت: «طرف همتیپ خودت بوده حتما ازت خوشش اومده» ولی به نظر من طرف هیچیک نبود ؛ فقط مشتی بود. یاد حرف پدر خانمم افتادم که میگفت: «هر چی هستی و نیستی یه طرف؛ فقط مشتی باش».



مشاهده متن کامل ...
هیچیک نبود فقط مشتی بود
درخواست حذف اطلاعات

چیزی به غروب آفتاب نمانده بود که در حین رانندگی به اسارت ترافیک اتوبان درآمدم، گرم گفت و گو با همسرم بودم که یکدفعه ماشین بنای ناسازگاری گذاشت و خاموش روی دستمان ماند و دیگر روشن نشد که نشد... در آن شلوغ پلوغی ترافیک اتوبان خواستم پیاده بشوم که باز درب خودرو همانا و اصابت درب با ماشینی که به سرعت از کنارم رد میشد همانا! چشمتون روز بد نبینه درب خودرو به سپر عقب ماشین در حال عبور خورده بود و سپر از سمت راست خودرو جدا و آویزان خودرو شد و مقصر کی بود؟ خب معلومه! بنده. و صدای خانمم که گفت: وای! چی شد!! خوب که دقت دیدم بعله نزدیم و نزدیم وقتی هم زدیم به یک ماشین شاسی بلند و گران قیمت زدیم؛ درسته هیوندا، ای بخشکی شانس! سپر بیچاره که خودشو سپر بلای این ماشین گرون قیمت کرده بود هیچوقت فکر جیب منو نکرده بود که بابا! از قدیم گفته اند: کبوتر با کبوتر باز با باز... به هر حال مقصر بودم و زبانم قاصر. تا راننده از ماشین پیاده بشود همه چیز مثل یک و با سرعت از جلوی چشمم رد شد؛ الان است که هر چی از زبانش برمیاید نثار گوشهایم میکند یا شاید که نه! قطعا! حقوق یک یا دو ماه من باید پای سهل انگاریم میرفت ، لحظات به سختی سپری میشد، راننده که شخصی جا افتاده و حدودا پنجاه ساله بود آرام و با طمأنینه خودش را به من رساند و لبخند بر لب و با خونسردی گفت: «چیزیت که نشد؟» من که خیالم از بابت خوردن راحت شده بود گفتم : خوشبختانه نه، اما متاسفانه امروز روز من نیست. بعد با همان خونسردی تکه سپرو با فشار از ماشینش جدا کرد و کنار اتوبان گذاشت.

در همین اثنا گفتم: خب! هر طور که بفرمایید برای جبران خسارت در خدمتم. نگاه گرمی کرد و گفت: فدای سرت برو به سلامت. خشکم زد مگر میشود؟ این ماشین و گرونی قطعاتش و دست و دل بازی. خداحافظی گرمتری کرد و سوار هیوندا شد و آرام آرام دور شد در حال دور شدن ماشین لحظاتی یک چشمم ماشین بی سپر بود و چشم دیگرم سپر بدون ماشین افتاده در کنار اتوبان... برگشتمو به سراغ خانمم رفتم ایشان هم که از درون ماشین، نظاره گر ماجرا بود و از چند و چون آن بی اطلاع، پرسید: پس چی شد؟ گفتم: هیچی فدای سرت. اون شب این ماجرارو برای چند نفر تعریف هر کی یه چیزی گفت، یکی گفت: «حتما خیلی وضعش توپ بوده»، دیگری گفت: «طرف همتیپ خودت بوده حتما ازت خوشش اومده» ولی به نظر من طرف هیچیک نبود ؛ فقط مشتی بود. یاد حرف پدر خانمم افتادم که میگفت: «هر چی هستی و نیستی یه طرف؛ فقط مشتی باش».



مشاهده متن کامل ...
کابوس های بیداری
درخواست حذف اطلاعات
تاریک است و ماشین ها ویژ ویژ کنان رد می شوند. نمیدانم چه شده که از وسط اتوبان سر درآورده ام. پل عابر پیاده ای وجود ندارد. حتما باید بروم آن سمت اتوبان، لابد خبرهایی ایست. نمیدانم چه خبرها، فقط می دانم باید بروم. بین ماشینی که رد می شود با ماشین پشتی نیم ثانیه فاصله است. باید خودم را در این بین رد کنم. صبر هم م نیم ثانیه فوقش بشود یک ثانیه. صورت یک غریبه را دیدم که درهمان لحظه ی کوتاه خیره مانده بود بهم، نمیدانم استاندارد خیره ماندن چقدر است ولی تجربه که در یک نیم ثانیه ناآشنایی خیره نگاهم کرد.

نگاه میکنم. به روبرو، به سمت راست، به آسمان سرمه ای. چشمهایم را می بندم، اولین قدم را برمی دارم، همیشه خوش شانسم، اینبار هم لابد.



مشاهده متن کامل ...
تصادف مرگبار در اتوبان تبریز – تهران با ۵ فوتی
درخواست حذف اطلاعات
تصادف مرگبار در اتوبان تبریز – تهران با ۵ فوتی
تبریز – برخورد یک دستگاه خودروی تیبا با یک دستگاه پژو در اتوبان تبریز – تهران منجر به فوت پنج نفر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس اعلام مرکز کنترل و هماهنگی عملیات آذربایجان شرقی، تصادف شدید دو خودرو تیبا و پژو ۲۰۶ در محور تبریز - زنجان منجر به فوت پنج تن از هموطنان و مصدومیت شدید دو نفر از سرنشینان این دو خودرو شد.

حادثه جاده ای برخورد رخ به رخ دو خودرو سواری در اتوبان اعظم منجر به فوت این پنج نفر از سرنشینان دو خودرو شد که دو تن از فوت شدگان سرنشین خودرو تیبا و سه نفر نیز از سرنشینان خودرو پژو ۲۰۶ بوده اند.

در این حادثه خودرو تیبا به علت شدت برخورد، دچار آتش سوزی شد که با حضور نیروهای امدادی پس از خاموش خودرو متوفیان از خودرو خارج شدند.

به گفته عوامل امدادی در صحنه، این حادثه دو مصدوم بد حال نیز داشته که بعد از رهاسازی توسط نیروهای هلال احمر تحویل عوامل اورژانس شده و به مراکز درمانی انتقال یافتند.



مشاهده متن کامل ...
بعد ماه ها....!!!!
درخواست حذف اطلاعات
من کجام؟

اینجا کجاست؟

ه ه ه هف

چند شبی ه که خسته از دریا بر میگردم حونه و با خانواده بیشتر آشنا میشم

آره از روی بیکاری وقتم رو با امدادگری پر میکنم

و از طرف هلال احمر در پارکینگ های بابلسر مشغولم

خدا کنه زودتر یه شغلی دست و پا"بشه"

این مشهدی هام هم انگار از شهر زندانگاهی بنام مشهد آزاد شدن و به بابلسر اومدن

شب قبل فطر خ دم و شهر خلوت

اما صبح که میرفتم به پارکینگ:کلی چادر در پیاده رو-ماشین های ترافیک زا در کنار جاده- صف دسشویی فراوان و شلوغ حتی شلوغ تر از صف دریافت یارانه و سبد کالا

بغل دستیشون داخل آب غرق میشه انگار که کنار اونها بوده و عبرت نمیگیرن و میرن جلوتر

یعنی اگر دریای خزر رو نداشتن برای آب تا جنوب هم میرفتن"قله ی قاف"

خلاصه در خدمتیم با دریای شلوغ غ غ غ غ غ غ غ غ غ



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.