پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 یک طنز از ایتالو کالوینو
روایت های کالوینو نویسنده ایتالیایی درباره ایران مرور شد
درخواست حذف اطلاعات
ایتالو کالوینو یکی از محبوب ترین نویسنده های ایتالیایی در ایران است. حدود 90 درصد آثار چاپی اش در ایران ترجمه شده است. از جمله آثار پرطرفدار او در ایران می توان به «ویکنت دو نیم شده»، «بارون درخت نشین»…

مشاهده متن کامل ...
ویکنت دو نیم شده
درخواست حذف اطلاعات

ویکنت دو نیم شده اثر ایتالو کالوینو. جلد اول از سه گانه ی نیاکان ما.

داستان شوالیه ای به نام ویکنت که در اولین نبردش درمقابل ترک ها، در مقابل توپ قرار میگیره و ظاهرا نیمه ی چپ بدنش بطور کامل از بین میره. نیمه ی باقی مونده، سراسر شر، رذ ، بدی و گناهه. و پس از بازگشت به وطنش، هیچ از شرّ و ظلم اون در امان نیست ...

کتاب جز اولین آثار ایتالو کالوینو محسوب میشه. بنابراین اون پختگی و قلم خیلی زیبای همیشگی رو نداره. اما داستان جالبیه با این مضمون که نه خیر و خوبی و نه شر و بدی، هیچ کدوم به تنهایی کافی نیست. نجات بشریت در گرو تعادله و نه حتی خیر و خوبی مطلق!



مشاهده متن کامل ...
شوالیه ناموجود
درخواست حذف اطلاعات

«شوالیه ناموجود» اثر ایتالو کالوینو. سومین جلد از سه گانه ی نیاکان ما.

داستان شوالیه ای در پارلمانی فرانسه که وجود خارجی نداره. شوالیه ای که درون یک زره سفید و زیبا قرار گرفته و پرافتخارترین جنگجوی ه ولی وجود نداره!

و از طرف دیگه، فردی به نام گور و که وجود داره اما خودش خبر نداره!

من این کتاب رو به نسبت دو کتاب قبلی همین سه گانه بیشتر دوست داشتم و بنظرم یکنواختی کمتری نسبت به اون دو تا داشت. بطور کلی بنظرم ایتالو کالوینو نویسنده ایه با ایده های به شدت جذاب و خلاقانه که البته این ایده ها همیشه خیلی خوب پرداخته نمیشن.

تا الان چهار تا از معروف ترین اثارش، یعنی این سه گانه و کتاب اگر شبی از زمستان مسافری رو خوندم. و بعید میدونم به این زودی ها دوباره بخوام کت ازش بخونم.



مشاهده متن کامل ...
بارون درخت نشین
درخواست حذف اطلاعات

بارون درخت نشین

"بارون درخت نشین" اثر ایتالو کالوینو. جلد دوم از سه گانه ی نیاکان ما.

کوزیمو روندو، پسر ارشد بارون روندو، در سن دوازده سالگی و بخاطر قهر و لجبازی با خانواده و رفتار سخت گیرانشون بالای درخت میره و تا پایان عمر، هرگز بر روی زمین قدم نمیذاره. کتاب، شرح زندگی، تلاش ها، افکار و عقاید و تعاملات کوزیمو در طی سال های عمرشه. اینکه چطور چندین سال بر روی درخت ها گذران عمر کرده.

کتاب ایده ی خیلی جالب و خلاقانه ای داره. مثل بقیه ی اثار ایتالو کالوینو نوآوری به وضوح درونش دیده میشه و واقعا زیباست. البته یه قسمت هاییش بنظرم خسته کننده میومد ولی در کل کتاب متفاوت و زیباییه.



مشاهده متن کامل ...
خوشنویس
درخواست حذف اطلاعات

برای اولین بار از طریق رفیق هیچ م با ایتالو کالوینو آشنا شدم  نویسنده ای که بعد از خوندن سه کتاب ، نویسنده محبوبم شد

نمیدونم چه جادویی تو  کتاباش هست که از خوندنشون سیر نمی شم ، یه جورایی انگار دست زیر چونت گذاشتی وکالوینو داره برات قصه میگه  درست همون حس وحالی رو تجربه می کنی که وقت قصه گویی مادر یا مادربزرگ داشتی ،  حسی که فقط تو کودکی تجربش کردی ولذتی که برات تبدیل به رویا و آرزو شده رودوباره  با خوندن داستانای کالوینو تجربه خواهی کرد ، با این تفاوت که قصه ها اینبار برای بزرگسالانِ

به جرات میتونم بگم لقب خوشنویس واقعا برازنده کالوینو وبخصوص شوالیه ناموجود هست.

 شوالیه ناموجود داستانی بود که آ ش با یه غافلگیری باحال تمام شد ، چیزی که من تا بحال تو هیچ کت   حس نکرده بودم 

اونقدر از خوندنش ذوق که خدا میدونه یه جور حس وحالی که دلت بخواد فریادبزنی وبه همه بگی که این کتاب واقعا حال خوب کنه واقعا دوست داشتنیه

تو پست قبلی گفتم ممکنه خوشتون نیاد ازش اما مگه میشه کالوینو بخونی  وخوشت نیاد امکان نداره پس به جرات میگم بخونید بخونید و حتما بخونید و مثل من ذوق زده بشید

کالوینو یه سه گانه نیاکان ما داره که شامل ویکنت  شقه شده ، بارون درخت نشین و شوالیه ناموجودِ )  با اینکه فقط یکی از این سه کتاب رو خوندم طمعنم  از خوندن هیچ کدومشون پشیمون نمی شید  دو کتاب رو سفارش دادم وقتی به دستم رسید حتما در موردش می نویسم





مشاهده متن کامل ...
ویکنت دو نیم شده| ایتالو کالوینو
درخواست حذف اطلاعات

اینم جزو کتابایی بود که یده بودم تادتو عید بخونم! ولی تو عید سور بز رو شروع و زیاد طول کشید، برای همین این یکی موند برای الان

ویکنت دو نیم شده| ایتالو کالوینو| ترجمه پرویز شهدی| نشر چشمه

خلاصه کتاب:

داستان درباره یک ویکنته که موقه جنگ های صلیبی میره به جنگ و اونجا یک گلوله توپ بهش میخوره و دقیقا به دو نیم تقسیم میشه! یک نیمه خیر و یک نیمه شر...

نظرم درباره کتاب:

یکم به نظرم خیلی مستقیم میخواست پیام اخلاقی بده! ولی داستانش خلاقانه ست و غرابت دید داره.

تیکه های طنز بامزه ای داره ولی روی شخصیت پردازی اونقدرا تاکید نشده. خیلی هم سریع پیش میره!

من دو روزه تمومش !



مشاهده متن کامل ...
خوشنویس
درخواست حذف اطلاعات

برای اولین بار از طریق رفیق هیچ م با ایتالو کالوینو آشنا شدم  نویسنده ای که بعد از خوندن سه کتاب ، نویسنده محبوبم شد

نمیدونم چه جادویی تو  کتاباش هست که از خوندنشون سیر نمی شم ، یه جورایی انگار دست زیر چونت گذاشتی وکالوینو داره برات قصه میگه


مخصوصا کتاب شوالیه ناموجود داستانی بود که آ ش با یه غافلگیری باحال تمام شد ، چیزی که من تا بحال تو هیچ کت   حس نکرده بودم 

اونقدر از خوندنش ذوق که خدا میدونه یه جور حس وحالی که دلت بخواد فریادبزنی وبه همه بگی که این کتاب واقعا حال خوب کنه واقعا دوست داشتنیه

تو پست قبلی گفتم ممکنه خوشتون نیاد ازش اما مگه میشه کالوینو بخونی  وخوشت نیاد امکان نداره پس به جرات میگم بخونید بخونید و حتما بخونید و مثل من ذوق زده بشید

کالوینو یه سه گانه نیاکان ما داره که شامل ویکنت  شقه شده ، بارون درخت نشین و شوالیه ناموجودِ )  با اینکه فقط یکی از این سه کتاب رو خوندم اما به جرات میتونم بگم از خوندن هیچ کدومشون پشیمون نمی شید اینو با اطمینان میگم اون دو کتاب رو سفارش دادم وقتی به دستم رسید حتما در موردش می نویسم





مشاهده متن کامل ...
کالوینو محبوب من
درخواست حذف اطلاعات


از کالوینو قبلا سه کتاب به نامهای 

ابر الودگی 

سودا گردی در ساخت وساز 

و شوالیه ناموجود رو خوندم الان میخوام بارون درخت نشین رو بخونم 

قبلا گفتم این نویسنده محبوب من ، عشق جان منه و تضمین میکنم اگه کت ازش بخونید حتما شیفته اش خواهید شد 

به نظرم هیچی که نخونید سه گانه ی شوالیه ناموجود بارون درخت نشین و ویکنت شقه شده رو که جز شا ارای  عشق جانمان است بخونید وگرنه نصف عمرتون بر فناست :)) از ما گفتن بود

اون نشانه های کتابم برای رفیق هیچ م درست واون کارتم برای دل خودم 

رسم بر اینه که با ید یه کتاب جدید یه نشانه کتاب جدیدم متولد میشه و تا الان ده پانزده نشانه ای دارم وسر فرصت همراه کتابام ع اشونُ میگذارم ببینید 

مشخصات کتاب من 

بارون درخت نشین 

ایتالو کالوینو 

ترجمه مهدی سح  

اساتید گفتن فقط ترجمه ی سح ، پس فقط با تر جمه مهدی سح بخونید




مشاهده متن کامل ...
کالوینو محبوب من
درخواست حذف اطلاعات


از کالوینو قبلا سه کتاب به نامهای 

ابر الودگی 

سودا گردی در ساخت وساز 

و شوالیه ناموجود رو خوندم الان میخوام بارون درخت نشین رو بخونم 

قبلا گفتم این نویسنده محبوب من ، عشق جان منه و تضمین میکنم اگه کت ازش بخونید حتما شیفته اش خواهید شد 

به نظرم هیچی که نخونید سه گانه ی شوالیه ناموجود بارون درخت نشین و ویکنت شقه شده رو که جز شا ارای  عشق جانمان است رو بخونید وگرنه نصف عمرتون بر فناست :)) از ما گفتن بود

اون نشانه های کتابم برای رفیق هیچ م درست واون کارتم برای دل خودم 

رسم بر اینه که با ید یه کتاب جدید یه نشانه کتاب جدیدم متولد میشه و تا الان ده پانزده نشانه ای دارم وسر فرصت همراه کتابام ع اشونُ میگذارم ببینید 

مشخصات کتاب من 

بارون درخت نشین 

ایتالو کالوینو 

ترجمه مهدی سح  

اساتید گفتن فقط ترجمه ی سح ، پس فقط با تر جمه مهدی سح بخونید




مشاهده متن کامل ...
ویکنت دو نیم شده
درخواست حذف اطلاعات

ویکنت دو نیم شده

ویکنت دو نیم شده اثر ایتالو کالوینو. جلد اول از سه گانه ی نیاکان ما.

داستان شوالیه ای به نام ویکنت که در اولین نبردش درمقابل ترک ها، در مقابل توپ قرار میگیره و ظاهرا نیمه ی چپ بدنش بطور کامل از بین میره. نیمه ی باقی مونده، سراسر شر، رذ ، بدی و گناهه. و پس از بازگشت به وطنش، هیچ از شرّ و ظلم اون در امان نیست ...

کتاب جز اولین آثار ایتالو کالوینو محسوب میشه. بنابراین اون پختگی و قلم خیلی زیبای همیشگی رو نداره. اما داستان جالبیه با این مضمون که نه خیر و خوبی و نه شر و بدی، هیچ کدوم به تنهایی کافی نیست. نجات بشریت در گرو تعادله و نه حتی خیر و خوبی مطلق!

پ ن موقت: فقط و فقط و فقط!!! به عنوان آرشیو شخصی خودم، بهترین قسمت ها و جملات کتابایی رو که خوندم یادداشت میکنم. قبلا قصد داشتم این کارو توی وب انجام بدم، که نشد. ازونجایی که این کار توی تلگرام ساده تره، این کارو اونجا انجام میدم. ادرسش رو اینجا هم میذارم شاید به درد ی بخوره. ولی به شخصه، اصلا توصیش نمیکنم. چون خودم چندین و چند کانال کتاب عضوم که هیچ کدوم رو حتی باز هم نمیکنم. و البته متنفرم از اینکه، از روی رودروایسی مجبور باشم عضو کانال دوستام باشم. این کارو صرفا بخاطر آرشیو شخصیم انجام میدم. آدرسش رو هم فقط به این دلیل اینجا میذارم که شااااااید یک درصد!، به درد ی بخوره. همین!

[email protected]




مشاهده متن کامل ...
حتی دیگر نمیدانست دلش به راستی چه میخواهد..
درخواست حذف اطلاعات


از بالا و پایین رفتن و پلکیدن میان شاخه ها خسته شده بود . دیگر هیچ چیز خشنودش نمیکرد . نه شکار ، نه عشق های گذرا و نه کتاب . حتی دیگر نمیدانست دلش به راستی چه میخواهد ..


+بارون درخت نشین | ایتالو کالوینو | بازگردان مهدی سح | انتشارات نگاه



مشاهده متن کامل ...
برنامه ی 6 ماهه ی اول انجمن داستان و رمان آستارا در سال 95
درخواست حذف اطلاعات
✅ برنامه ی انجمن رمان و داستان آستارا در شش ماه اول سال نود و پنج به شرح زیر است:

1. فروردین 95
یوزپلنگانی که با من دویده اند / بیژن نجدی

زمان برگزاری: اول اردی بهشت 95، ساعت 15، اداره ی فرهنگ و ارشاد .. ی آستارا

*

2. اردی بهشت 95

قلعه ی سفید / اورهان پاموک

3. .. داد 95
بارون درخت نشین / ایتالو کالوینو

4. تیر 95
طبل حلبی / گونتر ..

5. امرداد 95
نون نوشتن / محمود .. ت آبادی
بنی آدم / محمود .. ت آبادی

6. شهریور 95
جای خالی ی سلوچ / محمود .. ت آبادی

*

ساعت برگزاری و روزهای برگزاری جلسه و مکان آن، به زودی اعلام می شود.



منبع: http://astararoman. .. /


مشاهده متن کامل ...
طعم رمان در عصرهای شرجی آستارا
درخواست حذف اطلاعات

آستارا- ایرنا- برگزاری نشست های انجمن داستان و رمان در فصل تابستان به سبب استقبال شهروندان فرهنگ دوست آستارا از حال و هوای خاصی برخوردار است.

به گزارش خبرنگار ایرنا، عصرهای تابستان آستارا این روزها با برگزاری کلاس های مختلف هنری سپری می شود.
انجمن داستان و رمان به سبب حضور نویسندگان جوان آستارایی رونق خاصی را به خود گرفته است و این را می شود از نقد و تحلیل های فنی اعضای فعال این انجمن پیرامون آثار ادبی نویسندگان برتر جهان به تماشا نشست.
به گزارش خبرنگار ایرنا داوود ملک زاده مسئول انجمن داستان و رمان اداره فرهنگ و ارشاد .. ی آستارا عصر شنبه در سومین نشست این انجمن در سال جاری گفت: مبنای تشکیل جلسات انجمن رمان مطالعه آثار برتر رمان جهان از کلاسیک تا مدرن است.
وی افزود: شیوه های نویسند گی و ارائه آثار اعضای انجمن، برگزاری کارگاه نویسند گی، دعوت از بزرگان رمان و داستان برای سخنرانی در مراحل بعدی اه .. تشکیل این انجمن قرار دارد.


وی با بیان اینکه در سال جاری سه نشست با بررسی آثار سه تن از نویسندگان برتر ایران و جهان برگزار شد ، اضافه کرد: در سه ماه سال جاری یوزپلگانی که با من دویده اند از بیژن نجدی ، قلعه سفید از اورهان پاموک و بارون درخت نشین از ایتالو کالوینو مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
وی با اشاره به اینکه تعداد اعضای فعال انجمن داستان و رمان حدود 50 نفر است ، اظهار کرد: طبل حلبی از گونتر .. و نون نوشتن ، بنی آدم و جای خالی سلوچ از محمود .. ت آبادی تا پایان شهریورماه با حضور اعضای فعال انجمن مورد بررسی قرار می گیرد.
ملک زاده با بیان اینکه دعوت از نویسندگان برجسته ایرانی در دستور کار انجمن رمان و داستان قرار دارد ، بیان کرد: در پاییز امسال با دعوت از یک نویسنده برجسته ایرانی به نقد حضوری یکی از آثارش خواهیم پرداخت.
در ادامه این نشست اعضای انجمن به نقد و بررسی رمان بارون درخت نشین از ایتالو کالوینو پرداختند.
بارون درخت نشین نام کت .. از ایتالو کالوینو نوسنده ایتالیایی است که در سال 1957 به چاپ رسید، این کتاب سرگذشت پسری را به تصویر می کشد که تصمیم می گیرد زندگی خود را بر روی درختان سپری کند.


در این کتاب ایجاد یک پادشاهی درختی توسط پسر استعاره ای از استقلال معرفی و چالش ها و فرصت های این عمل دستمایه ای برای نویسنده به منظور بررسی پرسش های فلسفی بشر می شود.
این کتاب در سال 1386 توسط مهدی سح .. و موسسه انتشارات نگاه به فارسی بازگردانی شد.
شهرستان آستارا در منتهی الیه غرب استان گیلان واقع شده و 400 هنرمند ساماندهی شده دارد.



منبع: http://astararoman. .. /


مشاهده متن کامل ...
معامله پرسود و داستانهای دیگر
درخواست حذف اطلاعات

کتاب معامله پرسود مجموعه ای از داستانهای کوتاه از نویسندگان شناخته شده ادبیات جهان است. داستانهایی که شاید بتوان گفت تم یا درون مایه راز آلودی یا راز آمیزی بین همه آنها مشترک است. تقریبا در هر داستانی میتوان عاملی را یافت که یا راز آمیز است و یا معماست. از نویسندگان این مجموعه میتوان به ایتالو کالوینو، دینو بوتزاتی، میخائیل بولگاکف، پریمو لوی، ری بردبری و غیره نام برد. انتخاب و ترجمه داستانها کار مژده دقیقی است و انتشارات نیلوفر آنرا منتشر کرده است.

به شخصه از خواندن این مجموعه لذت بردم و به دوستانم توصیه میکنم

معامله پر سود


مشاهده متن کامل ...
کتاب صوتی یک قاضی
درخواست حذف اطلاعات

.: نویسنده: ایتالو کالوینو مترجم: اعظم رسولی راوی: اردلان داودی :.

کتاب داستان صوتی یک قاضی

برای رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
نشانه ها
درخواست حذف اطلاعات


هر تب و ت ، از نیاز ژرف تری خبر می دهد که برآورده نشده است، نشانه ی کمبودی است. نیاز کوزیمو به داستان گویی نیز نشان می داد که او چیز دیگری را جستجو می کند. هنوز عشق را نمی شناخت. بی شناخت عشق تجربه های دیگر به چه کار می آید؟ بدون شناختن مزه ی زندگی، به خطر انداختن آن چه سودی دارد؟


+بارون درخت نشین | ایتالو کالوینو | بازگردان مهدی سح | انتشارات نگاه



مشاهده متن کامل ...
آثار کلاسیک، ابزاری برای پالایش روح
درخواست حذف اطلاعات

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، پس از بررسی موضوع ادبیات عامه پسند در چهارمین نشست آثار خواندن، پنجمین جلسه از این سلسله نشست ها با بررسی کتاب های «چرا باید کلاسیک ها را خواند؟» نوشته ایتالو کالوینو و ترجمه آزیتا همپارتیان، «با و بی تکلف» و «رمان نویس ساده نگر، رمان نویس شمند» نوشته اورهان پاموک با ترجمه عین الله غریب و علیرضا سیف الدینی، به موضوع «ادبیات کلاسیک» اختصاص یافت. این نشست در 2 آذرماه با حضور یزدان منصوریان، عضو هیأت علمی خوارزمی؛ محمد جوهرچی، مدیرکل پژوهش؛ مهدیان پور، مشاور معاون توسعه کتابخانه ها و کتابخوانی؛ پارسا، س رست اداره آموزش نهاد؛ شیروانی، رئیس اداره تولید محتوای اداره کل منابع نهاد و جمعی از کتابداران در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی تهران (پارک شهر) برگزار شد.

منصوریان، عضو هیأت علمی خوارزمی، با پرداختن به کتاب «چگونه باید کلاسیک ها را خواند» در خصوص نویسنده این اثر گفت: ایتالو کالوینو پیش از آنکه نویسنده باشد، خواننده ای خلاق، خودآموز و خوش ذوق است؛ وی پس از سال ها غوطه وری در دنیای ادبیات و هم زیستی با کتاب به بصیرت و شناختی عمیق از جریان ها، گفتمان ها و سبک های ادبی رسید و نهایتاً در موجزترین شکل ممکن، دقیق ترین گزاره ها را همراه با شواهد مرتبط ارائه کرد. درواقع تسلط کالوینو بر نویسندگان حوزه ادبیات کلاسیک، ویژ بارز این کتاب است؛ وی با شناخت کافی از نویسنده و اثر او، به خوبی قادر به تحلیل است؛ برای مثال کالوینو درباره همینگوی می گوید: "قهرمان همینگوی می خواهد خود را در اع بشناسد؛ در مجموعه حرکات خودش باشد؛ در انتخاب فنی دستی یا درهرحال عملی، می کوشد هیچ مسئله دیگری، هیچ تعهدی جز انجام خوب یک کار نداشته باشد؛ خوب ماهی گرفتن، خوب شکار ، منفجر یک پل، نگاه به صحنه بازی، همان گونه که باید به آن نگریست؛ اما در پیرامون همیشه چیزی هست که می خواهد از آن بگریزد، احساس بیهود همه چیز، نومیدی، ش ت، مرگ؛ او بر رعایت دقیق قانون خود متمرکز می شود و رعایت این قواعد ورزشی که احساس می کند لازم است در هرجایی با ورود قواعد اخلاقی استیلا یابد؛ حال چه در جدال با یک ه باشد، چه در موقعیت تحت محاصره فالانژیست ها".

وی ادامه داد: ازآنجایی که این کتاب سرشار از ارجاع و استناد به نویسندگان است، ی می تواند کتاب را به خوبی به پایان رساند که پیش ازاین آثار را خوانده باشد؛ بنابراین خواننده با خواندن این کتاب به شناخت و دریافت های تازه ای می رسد؛ علاوه بر این، «چگونه باید کلاسیک ها را خواند» نقطه آغاز خوبی برای خواننده ناآشنا با ادبیات کلاسیک خواهد بود؛ چراکه میل به خواندن این آثار را در وی ایجاد می کند. درواقع، تسلط و دقت نظر کالوینو، که نویسندگان ادبیات کلاسیک را در تصویری بزرگ، کنار یکدیگر قرار می دهد و شبکه ای معنایی بین شه های آنان برقرار می کند، شگفت ان ز است.

منصوریان در ادامه به تعریف اثر کلاسیک از دیدگاه کالوینو پرداخت و گفت: در این کتاب نویسنده 14 تعریف از اثر کلاسیک ارائه می دهد؛ بر اساس یکی از این تعاریف، "آثار کلاسیک، کتاب هایی هستند که تأثیر خاصی بر جای می گذارند و همچنان که به عنوان امری فراموش نشدنی برجای می مانند در هزارتوی یاد، در ناخودآگاه جمعی یا فردی پنهان می شوند". در تعریف دیگری آمده است،"هر بازخوانی اثر کلاسیک کشفی است همانند خواندن نخستین بار".

وی اضافه کرد: کالوینو در این کتاب از ویژ های آثار کلاسیک الهام می رد؛ این منابع اغلب آثاری فا ، دگرا و انسان گرا هستند که فراتر از مرز زمان و مکان معنا می شوند؛ در تمامی این آثار تعادل و توازن به چشم می خورد و ابزاری برای پالایش روح محسوب می شوند.

منصوریان تصریح کرد: کالوینو به ما کمک می کند که از مسیر تجربه زیسته وی در یک عمر زند در محضر ادبیات به شناخت تازه ای از آثار و نویسندگان برسیم و گویی او در یک گفتگوی دائمی و شوران ز و مشتاقانه با آثار ادبی شرکت می کند. او به ما نشان می دهد که چگونه می توان خواننده ای خلاق، خودآموز و خوش ذوق بود؛ چگونه می توان بین آموخته ها پیوند برقرار کرد و چگونه می توان با تحلیل و تفسیر آثار نویسندگان به درک و شناخت تازه ای از پیام اصلی هر نویسنده و گفتمان ادبی که وی ایجاد کرده است، رسید.



منبع: http://libraryyas. /


مشاهده متن کامل ...
کوره راه لانه های عنکبوت
درخواست حذف اطلاعات


در بحبوحه ی جنگ های پارتیزانیِ جنگ جهانی دوم در ایتالیا، پسربچه(یا بهتر است بگوییم نوجوانی) به نام "پین" وارد یکی از گروه های پارتیزانی می شود. تا پیش از این، او به همراه تنها خواهرش زندگی می کند. خواهری که می توانید درباره اش بگویید "نان را به نرخ روز می خورد". یکی از پایه های ثابت روابط متعدد این خواهر، یک افسر آلمانی ست.

"پین" نوجوانی گستاخ و تخس است؛ رانده از دنیای بچه ها(هم سالانش) و مانده از جمع آدم بزرگ ها. چرا که که همیشه او را به چشم بچه نگاه می کنند. او پیوسته دنبال فرصتی ست تا خود را در دنیای بزرگترها جا کند، یا مورد توجه شان قرار بگیرد. خواه با زبان بازی و شوخی های رکیک اش، خواه با آواز خواندن یا ... .

از طرفی، سازمان دهنده ها و مغزهای متفکر نهضت های مقاومت، در پی تشکیل دسته هایی از مردم عادی در ای کوچک هستند تا در مبارزات شرکت کنند. این طور می شود که پین برای ثابت خودش، دست به سرقت اسلحه ی افسر آلمانی می زند. یدن اسلحه ی افسر آلمانی، سرآغاز فراری و آواره شدنِ ناخواسته "پین" و وارد شدنش به گروه های پارتیزانی آواره در کوهستان می شود. از آن جهت این اتفاقات همگی "ناخواسته" است که "پین" در مورد هیچ کدام از اتفاق هایی که در مسیرش قرار می گیرند، تصور، فهم و هدف روشنی در ذهن ندارد. او از هر چه هست ناراضی ست و تنها می خواهد فاصله(تنهایی) خودش با دنیای درک ناپذیر(برای او) آدم بزرگ ها را کم تر کند.

"کوره راه لانه های عنکبوت"، اولین رمان "ایتالو کالوینو"ست و اگر صحبت خودش را قبول کنیم و چند داستان کوتاه اوایل نوشتنش را نادیده بگیریم، به نوعی اولین نوشته اش. داستانی با مایه های پررنگ رئالیستی. داستان، با زاویه ی دید دانای کل(به جز یک فصل که به نوعی یک تک گویی ست) در 12 فصل روایت می شود. با پیرنگی ساده و خطی. شخصیت ها، عموما غلو شده هستند، و گفتگوهای بین آنها، پر است از اصطلاحات محلی، شوخی های رکیک و .. .

همان طور که "کالوینو"، خود در مقدمه ی کتاب می گوید(مقدمه ای انتقادی که البته چندین سال بعد از داستان نوشته شده) این مولفه ها، به کمک کالوینو آمده تا چشم اندازی که او در نظر داشته در قالب یک داستان، پیاده شود؛ چشم اندازی شامل ا و استان های حاشیه ای و کمتر دیده شده ی ایتالیا، لهجه ها و گویش های محلی شان، و چشم انداز مزارع و رودخانه و دریا. همین طور فقر و فسادی که در زندگی روزمره ی این ای کوچک جاری بوده. "کالوینو" این داستان و بسیاری از داستان های نویسندگان هم عصر و هم جریان خودش را، کاملا ناشی از روح زمانه و ا ام و ضرورتی که او در خودش برای نوشتن چنین داستانی حس می کرده می داند. پس زمینه ی محتوایی بسیاری از داستان های این جریان، دوره یا سبک(نئورئالیسم ایتالیایی) نهضت های مقاومت و بحث های پیرامون آن بوده؛ در جبه ی موافقان و مخالفان.

احتمالا امروز و برای انی که کارهای شاخص "کالوینو" را خوانده اند، این کتاب در رده های بالا جا نخواهد گرفت، اما قطعا کاری قابل توجه و بررسی ت. به ویژه ی برای خود خوانندگان آثار او، و همچنین ادبیات ایتالیا؛ چرا که  تصویر روشن تری از مسیرهای نوشتن کالوینو و تاریخ ادبیات داستانی ایتالیا به دست می دهد. کالوینویی که حالا دیگر ما او را با فاصله ی بسیار زیاد از اردوگاه ادبیات رئالستی و "ادبیات متعهد" می بینیم و می شناسیم.




...........................................................

مشخصات کتاب من

کوره راه های لانه ی عنکبوت

ایتالو کالوینو

مترجم آهنگ حقانی

نشر قطره- چاپ اول زمستان 1395.



مشاهده متن کامل ...
همبستگی
درخواست حذف اطلاعات


می دانست که همبستگی و سازمانی انسان را نیرومند می کند، توانایی و استعداد هر را شکوفا می سازد، و شادی و شوری را به وجود می آورد که در زندگی تکروانه به ندرت حس می شود. شادی پی بردن به این نکته که مردمان بسیاری هستند که همه خوب و درستکار و کارآمدند و می توان به آن ها اعتماد کرد.

هنگامی که آدمی تنها و تکرو زندگی می کند، فقط یک جنبه ی انسان های دیگر را می بیند، جنبه ای که آدمی را وا می دارد همواره به هوش باشد و ح ی دفاعی به خود بگیرد .


+بارون درخت نشین | ایتالو کالوینو | بازگردان مهدی سح | انتشارات نگاه



مشاهده متن کامل ...
کوره راه های لانه ی عنکبوت
درخواست حذف اطلاعات


در بحبوحه ی جنگ های پارتیزانیِ جنگ جهانی دوم در ایتالیا، پسربچه(یا بهتر است بگوییم نوجوانی) به نام "پین" وارد یکی از گروه های پارتیزانی می شود. تا پیش از این، او به همراه تنها خواهر ش زندگی می کند. خواهری که می توانید درباره اش بگویید "نان را به نرخ روز می خورد". یکی از پایه های ثابت روابط متعدد این خواهر، یک افسر آلمانی ست.

"پین" نوجوانی گستاخ و تخس است؛ رانده از دنیای بچه ها(هم سالانش) و مانده از جمع آدم بزرگ ها؛ چرا که که همیشه او را به چشم بچه نگاه می کنند. او پیوسته دنبال فرصتی ست تا خود را در دنیای بزرگترها جا کند، یا مورد توجه شان قرار بگیرد. خواه با زبان بازی و شوخی های رکیک اش، خواه با آواز خواندن یا ... .

از طرفی، سازمان دهنده ها و مغزهای متفکر نهضت های مقاومت، در پی تشکیل دسته هایی از مردن عادی در ای کوچک هستند تا در مبارزات شرکت کنند. این طور می شود که پین برای ثابت خودش، دست به سرقت اسلحه ی افسر آلمانی می زندد تا تا گروهی که قرار است تشکیل شود.  یدن اسلحه ی افسر آلمانی، سرآغاز فراری و آواره شدنِ ناخواسته "پین" و وارد شدنش به گروه های پارتیزانی آواره در کوهستان می شود. از آن جهت این اتفاقات همگی "ناخواسته" است که "پین" در مورد هیچ کدام از اتفاق هایی که در مسیرش قرار می گیرند، تصور، فهم و هدف روشنی در ذهن ندارد. او از هر چه هست ناراضی ست و تنها می خواهد فاصله(تنهایی) خودش با دنیای درک ناپذیر(برای او) آدم بزرگ ها را کم تر کند.

"کوره راه های لانه ی عنکبوت"، اولین رمان "ایتالو کالوینو"ست و اگر صحبت خودش را قبول کنیم و چند داستان کوتاه اوایل نوشتنش را نادیده بگیریم، به نوعی اولین نوشته اش. داستانی با مایه های پررنگ رئالیستی. داستان، با زاویه ی دید دانای کل(به جز یک فصل که به نوعی یک تک گویی ست) در 12 فصل روایت می شود. با پیرنگی ساده و خطی. شخصیت ها، عموما غلو شده هستند، و گفتگوهای بین آنها، پر است از اصطلاحات محلی، شوخی های رکیک و .. .

همان طور که "کالوینو"، خود در مقدمه ی کتاب می گوید(مقدمه ای انتقادی که البته چندین سال بعد از داستان نوشته شده) این مولفه ها، به کمک کالوینو آمده تا چشم اندازی که او در نظر داشته در قالب یک داستان، پیاده شود؛ چشم اندازی شامل ا و استان های حاشیه ای و کمتر دیده شده ی ایتالیا، لهجه ها و گویش های محلی شان، و چشم انداز مزارع و رودخانه و دریا. همین طور فقر و فسادی که در زندگی روزمره ی این ای کوچک جاری بوده. "کالوینو" این داستان و بسیاری از داستان های نویسندگان هم عصر و هم جریان خودش را، کاملا ناشی از روح زمانه و ا ام و ضرورتی که او در خودش برای نوشتن چنین داستانی حس می کرده می داند. پس زمینه ی محتوایی بسیاری از داستان های این جریان، دوره یا سبک(نئورئالیسم ایتالیایی) نهضت های مقاومت و بحث های پیرامون آن بوده؛ در جبه ی موافقان و مخالفان.

احتمالا امروز و برای انی که کارهای شاخص "کالوینو" را خوانده اند، این کتاب در رده های بالا جا نخواهد گرفت، اما قطعا کاری قابل توجه و بررسی ت. به ویژه ی برای خود خوانندگان آثار او، و همچنین ادبیات ایتالیا؛ چرا که  تصویر روشن تری از مسیرهای نوشتن کالوینو و تاریخ ادبیات داستانی ایتالیا به دست می دهد. کالوینویی که حالا دیگر ما او را با فاصله ی بسیار زیاد از اردوگاه ادبیات رئالستی و "ادبیات متعهد" می بینیم و می شناسیم.




...........................................................

مشخصات کتاب من

کوره راه های لانه ی عنکبوت

ایتالو کالوینو

مترجم آهنگ حقانی

نشر قطره- چاپ اول زمستان 1395.



مشاهده متن کامل ...
مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم/ تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم ح
درخواست حذف اطلاعات

۱. چرا رنجم می دهی؟

چون دوستت دارم

نه دوستم نداری. وقتی ی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را

وقتی ی را دوست داریم تنها یک چیز را میخواهیم
عشق را، حتا به قیمت رنج


ایتالو کالوینو | از کتاب بارون درخت نشین
ترجمه: مهدی سح | نشرنگاه


۲. کاش یک بیانیه هم برای من صادر می شد، می فهمیدم بروم بمیرم، یا سربگذارم به بیابان.



مشاهده متن کامل ...
اسکیت باز حرفه ای که پا ندارد
درخواست حذف اطلاعات
وقتی «ایتالو رومانو» از برزیل پاهای خود را در تصادف با قطار از دست دارد فکر کرد زندگیش به پایان رسیده است. اما بعد از کشف استعداد طبیعی خود در اسکیت بورد دیگر به گذشته نگاه نکرد.

مشاهده متن کامل ...
بارونِ درخت نشین
درخواست حذف اطلاعات

این یادداشت، مدت ها پیش در وبلاگ قبلی ام منتشر شده بود. اینجا، آن را بدونِ بازبینی، بدونِ تغییر، می آورم. اگر شد، دوست دارم در یادداشتی، با هم یک مرور کلی رویِ آثار کالوینو داشته باشیم. این دو یادداشت(راجع به "کوره راه لانه های عنکبوت" و "بارونِ..." یک جور مقدمه برایِ آن است.

.........................................................................

گاهی، خستگی و درماندگی از قراردادها و قیدهای اجتماعی، خانوادگی و...، آدم را به این فکر می اندازد که آیا می توان این قراردادها را زیر پا  گذاشت و با قوانین و قرارهای تازه و خود ساخته زندگی کرد؟ و اگر این کار شدنی ست، چگونه؟ فکر می کنم در ح کلی، می توان دو جواب یا ح برای این مساله قائل شد. این دو نوع نگاه، یا دو نوع پاسخ و راه حل احتمالی برای این مساله، به این بستگی دارد که برای فرد چه چیزهایی از شرایط موجود و وضعیت فعلی که در آن زندگی می کند، مهم است و خواستنی؛ و چه چیزهایی نخواستنی است و باید عوض شود. 

اگر برای فرد، تمام "ارزش" ها، "افراد"، "اجتماع" و در یک معنی "نفس زندگی"(به شکلی که او در آن زندگی می کند) بی اعتبار و بی معنی باشد، احتمالا شورش و عصیان او، یا به صورت یک سرخوردگی و ن یتی همیشگی بروز می کند و فرد به نوعی در لاک دفاعی افکار و رفتار خود فرو می رود، و یا به عزلت گزیدن و تارک دنیا شدن منجر می شود. یعنی در نوع اول، در حالی که فرد به ظاهر در کنار افراد می ماند و زندگی می کند، به "روابط" و "قراردادها"ی موجود، تماما بی اعتناست. به علاوه، انگیزه قوی ای هم در او، برای عوض این ها انگار وجود ندارد. در نوع دوم از ح کلی اول نیز، ن یتی فرد از "شرایط" موجود، منجر به طرد کامل "زندگی" به مفهوم کلی آن منجر می شود.

اما ح کلی دیگر این است که فرد، از "نفس" و "ماهیت زندگی"، "اجتماع" و ... رویگردان نیست، بلکه "روابط" و "معیار"های موجود را نمی پسندد و به دنبال راه حلی فعال، دست به تغییر بخشی یا تمام آن ها می زند. مثلا ی که مردم اطرافش را دوست داشته باشد و همین طور معتقد باشد که باید به شان کمک کند. چنین ی به دنبال یافتن شیوهای از زندگی، با "معیار"ها و "هنجار"ها و "ارزش" های جدیدی بر می آید، که از یک طرف ارزش های منسوخ موجود را کنار بگذارد و از طرف دیگر، بتواند "آرمان" ها و "اصول" خودش(دوست داشتن افراد، کمک به انسان ها) را برآورده کند.

"بارون کوزیمو روندو"، نوجوانی ست که گرفتار این مساله است. او که از سنت ها و ارزش های قراردادی خانواده خود گریزان است و آنان را منسوخ و بی اعتبار می داند، علیه زندگی و وضعیت خود شورش می کند. اما او برای زندگی جدید خود، شیوه ای را پیدا می کند که از طریق آن، هم به خودش و هم به دیگران کمک می کند تا زندگی بهتری داشته باشند. او، زندگی در روی درختان را، جایگزین زندگی زمینی می کند؛ جایی که "بهتر بتواند زمین را ببیند". هدف او از زندگی بالای درخت، جدا شدن از زمین  و مردم نیست. او از آن بالا، مردم را در کارهایی که از پایین در آن ناتوانند یاری می کند. از درختان و طبیعت و منافع همه مردم روستایش نگهداری و حفاظت می کند. درختان را هرس می کند. در مقابل هجوم گرگ ها به روستا به مردم کمک می کند و... . در متن داستان می خوانیم :" کوزیمو لاوروس دو روندو، آدم متمدنی بود که هم به خود و هم به دیگران احترام می گذاشت"(ص 108، انتشارات نگاه، چاپ دوم). او بالای درخت کتاب می خواند و هرجا که مردم روستا علاقه مند هستند، برای آنان از تجربیات و اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت می کند. بدین ترتیب، شیوه جدید او، نه تنها او را از زندگی و مردم دور نمی کند، بلکه باعث می شود او به فردی مفیدتر، هم برای خودش و هم برای مردم تبدیل شود. 

بدون شک، این اثر "ایتالو کالوینو"، را می توان اثر بزرگی دانست. جایی که با به کار گیری هم زمان تخیل، طنز تلخ و واقعیت های تاریخی و اجتماعی، تصویر "سمبلیکی" از زندگی یک "روشنفکر" پیش چشم مان می گذارد. این به معنی همان قضیه مشهور است که "کالوینو"، "روشنفکر" را بارون درخت نشین می دانست.


"کوزیمو لاوروس دوروندو

میان درختان زیست

همواره زمین را دوست داشت

به آسمان رفت"

.

مشخصات کتاب:

بارون درخت نشین

ایتالو کالوینو

ترجمه مهدی سح

نشر نگاه. چاپ دوم 1379



مشاهده متن کامل ...
یزدان منصوریان در پنجمین نشست آثار خواندن مطرح کرد؛ آثار کلاسیک، ابزاری برای پال
درخواست حذف اطلاعات

عضو هیأت علمی خوارزمی با اشاره به ویژ های آثار کلاسیک گفت: این منابع اغلب آثاری فا ، دگرا و انسانگرا هستند که فراتر از مرز زمان و مکان معنا می شوند؛ در تمامی این آثار تعادل و توازن به چشم می خورد و ابزاری برای پالایش روح محسوب می شوند.

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، پس از بررسی موضوع ادبیات عامه پسند در چهارمین نشست آثار خواندن، پنجمین جلسه از این سلسله نشست ها با بررسی کتاب های «چرا باید کلاسیک ها را خواند؟» نوشته ایتالو کالوینو و ترجمه آزیتا همپارتیان، «با و بی تکلف» و «رمان نویس ساده نگر، رمان نویس شمند» نوشته اورهان پاموک با ترجمه عین الله غریب و علیرضا سیف الدینی، به موضوع «ادبیات کلاسیک» اختصاص یافت. این نشست روز گذشته (2 آذرماه) با حضور یزدان منصوریان، عضو هیأت علمی خوارزمی؛ محمد جوهرچی، مدیرکل پژوهش؛ مهدیان پور، مشاور معاون توسعه کتابخانه ها و کتابخوانی؛ پارسا، س رست اداره آموزش نهاد؛ شیروانی، رئیس اداره تولید محتوای اداره کل منابع نهاد و جمعی از کتابداران در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی تهران (پارک شهر) برگزار شد.

منصوریان، عضو هیأت علمی خوارزمی، با پرداختن به کتاب «چگونه باید کلاسیک ها را خواند» در خصوص نویسنده این اثر گفت: ایتالو کالوینو پیش از آنکه نویسنده باشد، خواننده ای خلاق، خودآموز و خوش ذوق است؛ وی پس از سال ها غوطه وری در دنیای ادبیات و هم زیستی با کتاب به بصیرت و شناختی عمیق از جریان ها، گفتمان ها و سبک های ادبی رسید و نهایتاً در موجزترین شکل ممکن، دقیق ترین گزاره ها را همراه با شواهد مرتبط ارائه کرد. درواقع تسلط کالوینو بر نویسندگان حوزه ادبیات کلاسیک، ویژ بارز این کتاب است؛ وی با شناخت کافی از نویسنده و اثر او، به خوبی قادر به تحلیل است؛ برای مثال کالوینو درباره همینگوی می گوید: "قهرمان همینگوی می خواهد خود را در اع بشناسد؛ در مجموعه حرکات خودش باشد؛ در انتخاب فنی دستی یا درهرحال عملی، می کوشد هیچ مسئله دیگری، هیچ تعهدی جز انجام خوب یک کار نداشته باشد؛ خوب ماهی گرفتن، خوب شکار ، منفجر یک پل، نگاه به صحنه بازی، همان گونه که باید به آن نگریست؛ اما در پیرامون همیشه چیزی هست که می خواهد از آن بگریزد، احساس بیهود همه چیز، نومیدی، ش ت، مرگ؛ او بر رعایت دقیق قانون خود متمرکز می شود و رعایت این قواعد ورزشی که احساس می کند لازم است در هرجایی با ورود قواعد اخلاقی استیلا یابد؛ حال چه در جدال با یک ه باشد، چه در موقعیت تحت محاصره فالانژیست ها".

وی ادامه داد: ازآنجایی که این کتاب سرشار از ارجاع و استناد به نویسندگان است، ی می تواند کتاب را به خوبی به پایان رساند که پیش ازاین آثار را خوانده باشد؛ بنابراین خواننده با خواندن این کتاب به شناخت و دریافت های تازه ای می رسد؛ علاوه بر این، «چگونه باید کلاسیک ها را خواند» نقطه آغاز خوبی برای خواننده ناآشنا با ادبیات کلاسیک خواهد بود؛ چراکه میل به خواندن این آثار را در وی ایجاد می کند. درواقع، تسلط و دقت نظر کالوینو، که نویسندگان ادبیات کلاسیک را در تصویری بزرگ، کنار یکدیگر قرار می دهد و شبکه ای معنایی بین شه های آنان برقرار می کند، شگفت ان ز است.

منصوریان در ادامه به تعریف اثر کلاسیک از دیدگاه کالوینو پرداخت و گفت: در این کتاب نویسنده 14 تعریف از اثر کلاسیک ارائه می دهد؛ بر اساس یکی از این تعاریف، "آثار کلاسیک، کتاب هایی هستند که تأثیر خاصی بر جای می گذارند و همچنان که به عنوان امری فراموش نشدنی برجای می مانند در هزارتوی یاد، در ناخودآگاه جمعی یا فردی پنهان می شوند". در تعریف دیگری آمده است،"هر بازخوانی اثر کلاسیک کشفی است همانند خواندن نخستین بار".

وی اضافه کرد: کالوینو در این کتاب از ویژ های آثار کلاسیک الهام می رد؛ این منابع اغلب آثاری فا ، دگرا و انسان گرا هستند که فراتر از مرز زمان و مکان معنا می شوند؛ در تمامی این آثار تعادل و توازن به چشم می خورد و ابزاری برای پالایش روح محسوب می شوند.

منصوریان تصریح کرد: کالوینو به ما کمک می کند که از مسیر تجربه زیسته وی در یک عمر زند در محضر ادبیات به شناخت تازه ای از آثار و نویسندگان برسیم و گویی او در یک گفتگوی دائمی و شوران ز و مشتاقانه با آثار ادبی شرکت می کند. او به ما نشان می دهد که چگونه می توان خواننده ای خلاق، خودآموز و خوش ذوق بود؛ چگونه می توان بین آموخته ها پیوند برقرار کرد و چگونه می توان با تحلیل و تفسیر آثار نویسندگان به درک و شناخت تازه ای از پیام اصلی هر نویسنده و گفتمان ادبی که وی ایجاد کرده است، رسید.

از رس های کتابدار در مقام مروج و مشاور خواندن، معرفی آثار کلاسیک به مخاطب است

وی در تبیین جایگاه آثار کلاسیک در کتابخانه های عمومی، به نشست پیشین آثار خواندن با موضوع ادبیات عامه پسند، اشاره کرد و گفت: همان گونه که در نشست پیشین مطرح شد، ادبیات عامه پسند منزلگاهی مناسب و مقصدی نامطلوب است؛ این آثار برای ایجاد عادت به مطالعه بسیار مناسب است، اما همواره نباید در یک مقطع باقی ماند؛ درواقع این گونه ادبی پلی برای هدایت مخاطب به آثار فا محسوب می شود؛ ممکن است مخاطب کتابخانه های عمومی چندان مجذوب آثار کلاسیک نباشد؛ اما یکی از رس های کتابدار اینست که در مقام مروج و مشاور خواندن، آثار کلاسیک را معرفی و جذ ت آن را به مخاطب نشان دهد.

کلاسیک ها، نشان دهنده تمامی جنبه های انسانی

در ادامه این نشست شیروانی، رئیس اداره تولید محتوای اداره کل منابع نهاد، به اثر اورهان پاموک با دو ترجمه «با و بی تکلف» و «رمان نویس ساده نگر و رمان نویس شمند» پرداخت؛ وی این اثر را با ترجمه عین الله غریب، روان خوان توصیف کرد و گفت: تلقی عمومی از خواندن آثار کلاسیک، تفا به واسطه این آثار است؛ اورهان پاموک در این کتاب با ارائه تجارب خود از خواندن و نگارش کتاب های حوزه ادبیات کلاسیک، به مقابله با این دیدگاه می پردازد. وی با برقراری پیوند بین آثار کلاسیک و جنبه های مختلف زند خویش، آن ها را بخشی از فرآیند شکل ری شخصیت خود می داند.

وی ادامه داد: به اعتقاد پاموک کلاسیک ها به بهترین شکل تمامی جنبه های انسانی را نشان می دهند؛ وی آثار کلاسیک را به دو بخش آثار تصویرساز و آثار کلمه محور تقسیم کرده و تأکید می کند که تولستوی نویسنده ای تصویرساز و داستایوفسکی کلمه محور است؛ اما هر دو به خوبی تمامی لایه های وجودی انسان را نشان می دهند.

در ادامه کتابداران حاضر در نشست تجربه خود را از امانت آثار کلاسیک در کتابخانه های عمومی و دیدگاه مخاطب از این آثار با حاضرین به اشتراک گذاشتند.



منبع: http://daneshlibrary. /


مشاهده متن کامل ...
آشنایی با رمان قرن بیستم - تاریخ حافظه و انزوا - موسسه بهاران
درخواست حذف اطلاعات

 »تاریخچه حافظه و انزوا: رمان قرن بیستم حسین خورشیدفر  

هدف از این دوره آشنایی شرکت کنندگان با مهمترین نویسندگان، جریانها و مکتبها و آثار ادبیات داستانی در قرن بیستم است. در این دوره پسزمینه فلسفی، فرهنگی و اجتماعی شکل گیری نقاط عطف تاریخ رمان در قرن بیستم معرفی میشود و این نقاط عطف از حیث اهمیت سبکشناختی در سنت رمان بررسی میشوند. الویت طرح مباحث با سنت رمان اروپایی است اما در صورت که مجال باشد جریانهای مربوط به تطور رمان در زبانهای غیراروپایی هم بررسی میشود . در هرجلسه یکی از مباحث فهرست زیر ارائه میشود. همچنین هنرجویان برطبق برنامه کلاس، هرهفته یک اثر نمونه از مبث هفته بعد را خواهند خواند تا در بخشی از بحث مشارکت داشته باشند . انتظار میرود شرکت کنندگان در پایان دوره نزدیک به ده عنوان از مهمترین آثار ادبی قرن بیست را خوانده باشند. این آثار و جریان ادبی آنها را بشناسند و بتوانند تحلیلی درباره آن ارائه بدهند .   

عنوان مباحث :  ارنست همینگوی ریموند کارور رئالیسم جادویی، خاطرات اشباح مارکز، آیزابل النده، فوینتس  آلمان اعتراف دردمندی و عذاب وجدان اریش ریمارک، هایتریش بل، گونتر  ادبیات متعهد، مسولیت و اضطراب بشر آندرومالروسارتر کامو سیمون دوبوار خاور دور غریبگی و فرهیتخگی میشیما و ادبیات خاور دور  نئورئالیسم و معجزه قصه ایتالو کالوینو، آلبرتو موراویاا..امبرتو اکو . شهروندان، قدیسان، نوابغ و حسرت برانگیزها سال بلو، سلینجر آپدایک  ادبیات نجاتیافتگا ن و مهاجران میلان درا، اسماعیل کاداره شاندار مورای رمان نو، علیه مدرنیستها الن رب گریه، مارگریت دوراس، ناتالی ساروت رمان، چشم اندازهای تازه اورهان پاموک وی اس نایپل جی ام ک تزی  تراژدیکمدی و تاریخ دروغین اباکوف. وف، کرت وونهگات بریتانیا و بازتولید سنت رمان مارتین ایمس، میوریل اسپارک و رمان کمیک 



مشاهده متن کامل ...
گتسبی بزرگ
درخواست حذف اطلاعات

چند باری که به هیچ گفتم بهم کتاب معرفی کنه  تو لیستش یه کتاب از هاروکی موراکامی بوده خیلی دلم میخواد بخونم اما یه چیزی مانع میشه

متاسفانه ناخودآگاه کتابای نویسنده های ژاپنی تو ذهن من مترادف میشه  با هایی که دیدم ، هایی که ته همش غم وغصه وشرایط سخت زندگی بوده  انگار دچار نوعی ترس یا احساسی که نمیدونم چه اسمی براش انتخاب کنم شدم،  احساسی که باعث میشه نشناخته و نخونده  کتاب رو قضاوت کنم  و به این نتیجه برسم که اینم مثل فلان تلخه

شاید تحملم کم شده و آستانه تحملم اونقدر اومده پایین که نمیخوام با کوچکترین تلخی مواجه بشم 

این پیش داوری البته از نوع دیگش برای کتاب گتسبی بزرگ هم اتفاق افتاد قبل از خوندن کتاب گتسبی شو دیدم همون ی که دی کاپریو بازیگرش بود  و بازلورمن کارگردانش.

حس خورد تو ذوقم میرفتم کتابخونه از جلوی قفسه ای که گتسبی توش بود رد می شدمُ تو دلم میگفتم اینم بدرد نخوره مثل ش گتسبی بزرگ ، گتسبی بزرگ این بود ، وقتمُ با خوندنش تلف نمیکنم  یه بار بطور اتفاقی برش داشتم و خوندم کاملا نظرم عوض شد اونقدر شیفتش شدم که دو بار بعد هم از کتابخونه امانت گرفتم ونهایتش بخاطر اینکه همیشه داشته باشم و چند صد بار دیگه بخونمش از شهر کتاب آنلاین یدم من دلی کتاب میخونم وکت که به دلم بشینه و حس خوبی بهم بده  ، عاشقش میشم گتسبی جز همین کتاباست خوندم لذت بردم ، بازم میخونم ومطمعنم لذت می برم شما هم بخونید

امیدوارم این اتفاق برای کتابهای موراکامی هم بیافته چون مطمعنم سلیقه  رفیق هیچ م عالیه ، تا الان هر کت بهم معرفی کرده و خوندم ،  حس ازش لذت بردم 

بخصوص کتابای کورت وونه گات و ایتالو کالوینو

----------------------------------

نکته ای که متوجه شدم اینه که اغلب هایی که بر اساس رمانهای خوب ساخته شده اند نسبت به خود رمان چنگی به دل نمیزنند اینُ بعنوان یک بیننده تفریحی میگم نه ی که حرفه ای تماشا میکنه  ، تجربه شخصی بنده است

رمان گتسبی هم از این قاعده مستثنا نیست  تا بحال خیلی ها سعی د  از رمان بسازند اما هیچ کدوم نتونستند جادویی که در کتاب وجود داره رو به نمایش منتقل کنند

مشخصات کتاب من

  کت فوق العاده جذاب داستانی کم حجم

به قلم اف اسکات فیتز جرالد

ترجمه کریم ی

انتشارات نیلوفر




مشاهده متن کامل ...
درباره ی آثار بکت
درخواست حذف اطلاعات

پیش از این در یادداشتی در مورد بکت به طور ضمنی گفته شد که در بررسی ها، تحلیل ها و نقدهای نوشته شده بر آثار او(به ویژه سه گانه ی او) ، بیشتر به موضوع ها و درون مایه ها تکیه شده است. نویسنده ی این متن، در این زمینه احتمالا به گروه اقلیت تعلق خاطر دارد و می خواهد یاددشت هایش بیشتر بر فرم، خودِ متن ها، فرآیندهای نوشتن و روابطِ بین متنی در خودِ آثار بکت تکیه داشته باشد و از طریق حرف زدن بیشتر از فرم، از محتوا هم حرف بزند. چرا که فرم و محتوا را در بده­-بستانی دائمی با هم می داند و دارای اثر متقابل بر هم.

در یادداشت قبل (این یادداشت) برای توضیحی در مورد جهان بکت و جهانِ راوی های بکت-راویِ نام ناپذیر، یا راویِ مالون می میرد یا راویِ مالوی-  از تببین و توضیح راجع به "مِرفی"(شخصیتِ داستانِ "تخیل را مرده خیال کن") وام گرفته شد. چنانکه بعدا" نشان داده خواهد شد(احتمالا نشان داده خواهد شد) اینکه ما از بین این راوی ها کدام را انتخاب کنیم، تفاوت چندانی را در روند پیشروی بحث یا نتیجه های احتمالی به وجود نخواهد آورد. انتخاب گزیده ای راجع به "مرفی" برای بحث در مورد آثار بکت به طور کلی، در یادداشت قبل، از همین موضوع ناشی می شود. در آنجا، نوشته شد که ""ذهن مرفی، خودش را همچون کره ای عظیم و تو خالی تصور می کرد که بی هیچ منفذی رو به جهان بیرون بسته بود. این یک جور تحلیل رفتگی نبود، چون هیچ چیزی که خودش را در بر نمی گرفت، بیرون نمی گذاشت. تا امروز هیچ چیز در این جهان بیرون از آن نبود و نمی توانست باشد چون از پیش حضور داشت هم چون امری مجازی یا حقیقی، یا مجازی ظهور کرده درون حقیقی، یا حقیقی سقوط کرده درون مجازی، در جهان درون آن..." .

به علاوه، یادداشت پیش اشاره شد که در سه گانه ی بکت، به ویژه در حلقه ی آ یعنی "نام ناپذیر"، مدام با رفت و برگشت ها، تکرار برخی وقایع از منظرهای متفاوت، و وارد شخصیت هایی از داستان های مختلفِ نویسنده، مواجه می شویم. این رفت و برگشت ها و تونل های مختلف و مکرر، ما را به یاد "ذهن مرفی" و توضیح بندِ بالا درباره ی او می اندازد. نکته ی قابل توجه این است که راوی های سه گانه، همان طور که گفته شد، در جهان خودشان محبوس هستند، جهانی که البته "هیچ چیزی که خودش را در بر نمی گرفت، بیرون نمی گذاشت"و "تا امروز هیچ چیز در این جهان، بیرون از آن نبود". دستِ کم این چیزی ست که خودِ راوی به ما می گوید.

"ایتالو کالوینو" در کتاب "چرا باید کلاسک ها را خواند؟"، در مقاله ای که راجع به "لوییس بورخس" و ابداعات و دستاوردهای او برای ادبیات نوشته است، سه نوع دید و نگاه به ادبیات را بر می شمرد. فعلا و در اینجا برای ما، دو تا از این دیدگاه ها شایان توجه هستند؛ "یکی جریان اصلی ادبیات جهانی (لازم است توجه کنید که این کتاب در دهه 80 قرن بیستم نوشته شده است) که می خواهد در زبان، بافت حوادث، در غور ناخودآگاه، ملغمه ی هستی را به ما عرضه کند، نگاه دیگر، " دیدی از ادبیات نزد بورخس به مثابه جهانی ساخته و اداره شده توسط هوش"{به گمان نویسنده ی این متن، می توان اینجا به جای هوش، ذهن را قرار داد}*. این همان نگاه به ادبیات است که "کالوینو" خود را شیفته ی آن می داند و بنابر گفته ی او، خلاف جریان غالب ادبیات آن روزگار بوده است. با قرار دادن ذهن به جای هوش، این یادداشت سعی در مطرح فرضیه ای در مورد خوانش آثار بکت دارد(به ویژه سه گانه) مبنی بر اینکه "ادبیات" بکت، یا جهان ادبیات بکت، جهانی ست ساخته و پرداخته و اداره شده توسط ذهن؛ ذهن مرفی، مالوی یا هر کدام دیگر از شخصیت ها. به این جمله از رمان "مالوی" دقت کنید:"چون پدید آوردن یک موجود، یک مکان، اگر به من بود، می گفتم یک ساعته، اما نمی خواهم احساسات ی را خدشه دار کنم، و بعد استفاده ن از آن ها، چنین کاری واقعا، چطور بگویم، نمی دانم. نخواهی چیزی بگویی، ندانی که چه میخواهی بگویی، نتوانی چیزی را که فکر می کنی می خواهی بگویی، بگویی؛ و با این همه یک دم از گفتن بازنمانی، این چیزی ست که باید به یاد داشته باشی، حتی در بحبوحه نوشتن..." در سه گانه، "نوشتن"، در "حرف زدن"(که همان تک گویی راوی باشد) تبلور می یابد و نمودار می شود.

بکت، جایی درباره ی "جیمز جویس" گفته است که «او هیچ وقت درباره ی چیزی نمی نوشت. او همیشه چیزی می نوشت". می شود فرضیه ی طرح شده در این یادداشت را به خودِ بکت تعمیم داد؛ دستِ کم در مورد سه گانه ی او. در این صورت مساله این طور می شود: راویِ بکت درباره ی ذهن نمی نویسد، بلکه خود ذهن را می نویسد. حاصلِ خلقی که در متن ها هست، خودِ ذهن است. جهانِ ذهن. یا بهتر است بگوییم جهانی که روای آن را روایت می کند، توسط ذهن خلق شده و اداره می شود. جهانی، که خود همان ذهن است**. اینجا، سوژه و اُبژه، به راحتی به جای همدیگر قرار می گیرند. مثلا نگاه کنید به طرح و پیرنگ رمان "مالوی" که در آن، راویِ بخش دوم طی یتی که به گفته ی خودش به او محول شده، به دنبال "مالوی" راهی می شود و خود، به نوعی در "مالوی" مستحیل می شود(فعلا از بحث درباره ی اینکه خود راوی بخش دوم همان مالوی هست یا نه، فعلا می گذریم؛ بحثی که به نظرم بسیار جذاب است). ذهن راوی، خودش را خلق می کند، خودش را که جهانی ست که چیزی از آن بیرون نیست. درون این خلق، فرآیندها و مرحله های شکل گیری، تغییر و تبدیل ها و سرانجام تمام سیالیّت این جهان نشان داده می شود. به این گزیده از رمان "مالون می میرد" توجه کنید:

"..این حتما بخشی از نظام طبیعی امور است، هر آنچه به من مربوط می شود باید آنجا نوشته شود، از جمله ناتوانی من از درک معنای نظم و نظام. چون تا به حال هیچ نشانه ای دال بر وجود نظم ندیده ام، چه در درون و چه در خارج از درونم.... خفگی، فرورفتن، بالا آمدن، خفگی، تصور ، انکار ، تایید ، غرق شدن...".



 ...........................................................

پ ن: احتمالا در یادداشت بعدی، راجع به ویژگی دیگری از فرم روایی در سه گانه حرف زده خواهد شد.

............................................................

* بدیهی ست که از این بحث نمی شود اینطور استدلال کرد که حالا که اینطور است، باید ساختار و فضای نوشته های بورخس و بکت شبیه باشند. این بحث(بحثی که این فرضیه مطرح می کند)، تنها معطوف به آن "دید" و "نگاه کلی" به ادبیات است.

** این بحث، به هیچ وجه به معنی نفیِ واقعیت واقعی یا واقعیت عینی در آثار بکت نیست. البته لازم است درباره ی این موضوع بعدا" بیشتر حرف زده شود.

مشخصات کتاب "کالوینو" که در متن آمده است:

چرا باید کلاسیک ها را خواند

ایتالو کالوینو

مترجم آزیتا همپارتیان

نشر کاروان- چاپ اول 1381



مشاهده متن کامل ...
ایتالو لمباردی 49 ساله از ایتالیا
درخواست حذف اطلاعات




ایتالو لمباردی
(italo lombardi) 49 ساله،پدر دو کودک و کارگر بیکار در تظاهرات روز شنبه، گفت: "در ایتالیا، فقیرتر و فقیرتر می شویم، اما مردم انتظار دارند که ما درهایمان را برای مهاجران آفریقا باز کنیم."

لومباردی که با دو فرزند کوچکش به این رویداد آمد، پیراهنی را پوشید که "اروپایی ها، نه اتحادیه اروپا" را نوشته است.

"او ادامه داد:در ایالات متحده، ترامپ می گوید،" اول "، و در ایتالیا، ما نمیترسیم بگویم اول ایتالیا


این سخنان یکی از شرکت کنندگان در حزب برادران ایتالیا که در چند هفته پیش در رم برگزار شد است . کنندگان در این برنامه از هویت و منافع ایتاالیا دفاع کرداند. این چند هفته پیش بزگزار شد منبع : یو اس آ تودی

یو اس آ تودی



مشاهده متن کامل ...
داستان “کشیش اینیاتزیو”_کالوینو ایتالو
درخواست حذف اطلاعات

به کالج شعر عبدالرضایی بپیوندید
کشیش اینیاتزیو کشیشی بود که هر روز می بایست برود و برای صومعه صدقه جمع کند. به جاهایی که آدم های فقیر بودند بیشتر می رفت. چون که مردم فقیر آن چیزی را که بهش می دادند از صمیم قلب می دادند. اما پیش فرانکینوی محضر دار هیچ وقت نمی رفت. چون او را آدم بدقلبی می دانست که خون مردم بدبخت را می مکید.

یک روز فرانکینوی محضردار که از دست اینیاتزیو به خاطر اینکه به خانه اش نمی رفت ناراحت بود، رفت به صومعه تا از رفتار بد کشیش اینیاتزیو پیش رئیس صومعه شکایت کند: «پدر به نظرتون من این قدر آدم بی ارزشی هستم؟» رئیس صومعه بهش گفت که آرام باشد و او خودش کشیش اینیاتزیو رو سر جاش می نشاند و محضردار آرام شد و رفت.

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
انتخاب کتاب بعدی
درخواست حذف اطلاعات

برای انتخاب کتاب بعد از گور به گور به سراغ این ایتالیایی های عزیز خواهم رفت. می توانید از میان گزینه های زیر دو کتاب را انتخاب کنید:

1) ابریشم – الساندرو باریکو

باریکو داستان نویس مشهور ایتالیایی متولد 1958 است. رمان ابریشم در سال 1996 نگاشته شده است و داستان تاجری فرانسوی است که در زمینه کرم ابریشم فعالیت می کند و به ژاپن می رود و عشق و... نمره کتاب در گودریدز 3.8 از مجموع 28141 رای است.

2) توفان در مرداب – لئوناردو شیاشیا

شیاشیا (1921 – 1989) نویسنده و منتقد ادبی و پژوهشگر اجتماعی، تحصیل کرده رشته حقوق بود. مدتی هم در مجلس سیسیل و پارلمان ایتالیا ی مردم بود. توفان در مرداب رمانی تاریخی است که به اوا قرون وسطی و تقابل سنت و می پردازد... نمره کتاب در گودریدز 3.7 از مجموع 354 رای است.

3) عذاب وجدان – آلبا دسس پدس

آلبا دسس پدس (1911 – 1997) رو مه نگار و نویسنده ایتالیایی-کوبایی که در آثارش سعی دارد از دریچه ادبیات به بیشتر مشکلات ن اشاره کند: مشکلاتی چون نداشتن پشتیبان، فقدان قدرت اعمال نظر، نداشتن ، نداشتن استقلال مالی و... نمره کتاب در گودریدز 3.4 از مجموع 259 رای است.

4) گورستان پراگ – اومبرتو اکو

اومبرتو اکو (1932 – 2016) فیلسوف و نویسنده ایتالیایی که به واقع هدیه ای از بهشت بود! و البته عاشق کتاب و متخصص قرون وسطی... گورستان پراگ ششمین رمان اوست که در سال 2010 به چاپ رسیده است. نمره کتاب در گودریدز 3.4 از مجموع 19494 رای است.

5) مارگریتا دلچه ویتا – استفانو بنی

استفانو بنی نویسنده، شاعر و رو مه نگار، متولد سال 1947 است. او در کارنامه اش کارگردانی و حتا بازیگری را نیز دارد. مارگریتا دلچه ویتا روایت دختر چهارده ساله ایست که در رابطه با تاثیر همسایه جدید و مدرن شان بر خانواده ی خود با کلماتی ساده به معانی عمیقی می پردازد... نمره کتاب در گودریدز 3. 7 از مجموع 2407 رای است.

6) ویکنت دو نیم شده – ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو (1923 – 1985) نویسنده ای مبدع و نوآور است. خلاقیت او در قصه نویسی از موضوع داستان تا طرح و چگونگی پرداخت آن اعجاب آور است. ویکنت دو نیم شده در سال 1951 نگاشته شده است و اولین اثر از سه گانه ی نیاکان ما محسوب می شود. نمره کتاب در گودریدز 3.8 از مجموع 10065 رای است.




مشاهده متن کامل ...
la coscenza di zeno
درخواست حذف اطلاعات

ایتالو زوِ وُ از آن نویسنده هاست که به قولی در زمان خودش فهمیده نشد. شاید بخاطر اینکه اهل تریه سته بود و در زمان کشمکش های ایتالیا و اطریش زندگی می کرد. اگر چاپ کتاب هایش توسط یک دوست خوب در امریکا شهرت برایش نمی آورد، کتابهایش محکوم به جویده شدن توسط موریانه ها در پستو می شدند.

"وجدان زنو" جزو کتاب هایی ست که خواندنشان در دوران دبیرستان برای دانش اموزان ایتالیایی اجباری ست. دانستن همین موضوع حس کنجکاوم کرد بخوانمش، می خواستم بفهمم چه چیزی دارد که یک نوجوان باید حتما بداند.

کتاب به مداد زنو نوشته شده است، روایتی ست که پزشک معالجش از او خواسته از زندگی خودش و اپیزودهای مهم و معنی دار آن بنویسد. روایت هایی که قرار است به درمان او کمک کنند و راهنمای پزشک روان درمان باشد. روایت ها بیش از آنکه کمک به درمان باشند سیلی و شلاقی محکمند به خواننده سطور! همه ما خواننده هایی که در جوامعی زندگی می کنیم که میل به معصومیت - در معنای دینی اش - و احساس گناه در تار و پود وجودمان تنیده شده و دائما تشویق و دعوت می شویم به خوب بودن و درست رفتار .

آنقدر بخشی از وجود خود را انکار می کنیم و از به یاد آوردنش در خلوت خود رنج می بریم که از پا در می آییم. اما حتی از پا در آمده و ناتوان از زندگی باز هم به میل به خوب بودن را رها نمی کنیم. بی عیب و خوب بودن وسواس و obsession ِ دائمی موجودیت و زندگی مان است تا جایی که حالمان از خودمان بهم بخورد. حالمان از آن خودی به هم بخورد که نمی تواند و در توانش نیست بی عیب باشد، همیشه خوب بماند و همیشه کار درست را انجام بدهد، هیچوقت از ی متنفر نباشد، هیجوقت میل به کشتن و نابود ی را نداشته باشد، هیچوقت میل به دروغ و خیانت نداشته باشد. 

باید این کتاب را خواند و دید چقدر زنو وقتی راست می گوید، وقتی به پلیدی خودش اذعان دارد، دوست داشتنی می شود و چقدر حس همدلی بر می انگیزد.

پایان این کتاب هم مثل "وقتی نیچه گریست" باعث خشک زدنم شد. فکر می برای حل معضلات بزرگ روحی که چندین صد صفحه من خواننده را درگیر خود کرده اند خدا می داند چه ها باید اتفاق بیفتند، چه معجزه ها، چه راه حل های نبوغ آمیز. و بعد خشکم می زند وقتی می بینم چقدر سیر زندگی و چقدر تغییر نقطه دید و/یا قابلیت ها و توانایی های شخصی آدمی آنچه که بنظر حل ناشدنی ست از بین می برد طوری که اصلا به نظر دیگر مشکلی نمی آید تا لازم باشد برایش راه حلی پیدا شود. 

کتاب را خیلی دوست داشتم. خوانش خوب، درگیر کننده و تکان دهنده ای داشت و در بعضی صفحات البته بسیار آزار دهنده.





مشاهده متن کامل ...
رمان
درخواست حذف اطلاعات

رمان های فارسی را که می خوانم مبهوت دانش نویسنده می شوم. همه ی معلومات نویسنده هست تا تو را از پا دربیاورد. تمام که می شود نمی دانی داستان چه بود.

اما رمان های دیگر را که می خوانم از ساد انها و داستان روان تعجب میکنم. اگر چه از معنای درونی انها به وجد می ایم اما فکر میکنم ایا می دانسته چه نوشته. وقتی نقد یا مصاحبه ای از نویسنده اش می خوانم مبهوت دانش نویسنده می شوم.

بهترین های ایرانی هم متاسفانه خسته کننده هستند. به جز استثناها که البته جای خود دارند. امروزی ها اغلب حتی داستانی ندارند. ماجرایی اتفاق نمی افتد درونشان.

امروز هم که جمله ی بسیار غیر قابل اعتمادی خواندم از کیارستمی که می گفت رمان نمی خواند زیرا برای توصیف کلمات بسیاری استفاده میشود. برای او کافی است برای گفتن بهار بگویی "ب". نقل به مضمون و حوصله ندارم عین جمله را در بیاورم. لابد توی اینترنت اکنون منتشر شده. با این نگاه بسیاری از های او زیاده گویی دارد. مثلا ان همه دویدن به دنبال خانه ی دوست در یک صحنه ی یک دقیقه ای هم می شد که بشود.

کاش اینقدر کلی گویی نمی د که بسیار خطرناک است.یکی از زیباترین کتاب های کالوینو فقط توصیف است و به نظرم بسیار جذاب.

حالا اگر یکی نتوانست توازن برقرار کند و انقدر توصیف اضافه اورد که خسته کننده شد داستانش - که متاسفانه زیادند- نمی توان همه را با این دلیل رد کرد.

گاهی یک جمله از یک گفتار می تواند شبهه بران ز باشد. شاید او هم مثل من از بخشی از رمان ها گله میکرد.

- مرگ مولف در ایران چیز عجیبی است. ما که اینقدر به حقوق مرده ها معتقدیم سخت است در باره شان اگر چه هنرمند باشند، حرفی بزنیم. حداقل بدون احساس گناه.

- شاید به همین دلیل از افشای نامه ی فروغ هم خوشحال نشدم. شاید هم می خواستم آن یار، آن یگانه ترین یار، تصویر ذهنی من باشد تا یک مصداق بیرونی داشته باشد. مردی که انقدر ارزش ندارد که این گونه توصیف شود.

دوست اجمند میله برایم نوشته: گمانم آن مولف را باید بعد از کلمه مرگ در چند سطر مانده به آ برداری... چون اینجوری ممکن است با نظریه مرگ مولف خلط شود که کمی متفاوت است با چیزی که مد نظرت هست.

(متشکرم به خاطر نکته سنجی. به جای تصحیح، جمله ی شما را گذاشتم.(

- پ. ن:می خواستم به هر دو مقوله ی مرگ مولف و مرگ نویسنده بپردازم متاسفانه با عجله نوشتم. یک قضیه همان مرگ مولف است که به گمانم هنوز در شه ی ما جا نیفتاده است. هنوز به جای نقد اثر، به نقد و بررسی نویسنده بیشتر بها می دهیم. این مسئله بعد از مرگ نویسنده، پررنگ تر می شود. تا حدی که به فضولی پهلو می زند. این تجسس در زند انها کمکی به هیچ نمی کند. و گاه هیاهویی که ایجاد می کند ما را دور می کند از توجه به انچه واقعا درخور توجه است. شاید بتوان گفت مرگ نویسنده باعث میشود مرگ مولف حتی کمرنگتر شود. در حالی که انتظار می رود با توجه به اعتقادات و حقوقی که ما برای مرده ها قائل هستیم باعث شود کمتر به حواشی زند انها بپردازیم.



منبع: http://zohrehmahmoudi. /


مشاهده متن کامل ...
رمان
درخواست حذف اطلاعات

رمان های فارسی را که می خوانم مبهوت دانش نویسنده می شوم. همه ی معلومات نویسنده هست تا تو را از پا دربیاورد. تمام که می شود نمی دانی داستان چه بود.

اما رمان های دیگر را که می خوانم از سادگی انها و داستان روان تعجب میکنم. اگر چه از معنای درونی انها به وجد می ایم اما فکر میکنم ایا می دانسته چه نوشته. وقتی نقد یا مصاحبه ای از نویسنده اش می خوانم مبهوت دانش نویسنده می شوم.

بهترین های ایرانی هم متاسفانه خسته کننده هستند. به جز استثناها که البته جای خود دارند. امروزی ها اغلب حتی داستانی ندارند. ماجرایی اتفاق نمی افتد درونشان.

امروز هم که جمله ی بسیار غیر قابل اعتمادی خواندم از کیارستمی که می گفت رمان نمی خواند زیرا برای توصیف کلمات بسیاری استفاده میشود. برای او کافی است برای گفتن بهار بگویی "ب". نقل به مضمون و حوصله ندارم عین جمله را در بیاورم. لابد توی اینترنت اکنون منتشر شده. با این نگاه بسیاری از های او زیاده گویی دارد. مثلا ان همه دویدن به دنبال خانه ی دوست در یک صحنه ی یک دقیقه ای هم می شد که بشود.

کاش اینقدر کلی گویی نمی د که بسیار خطرناک است.یکی از زیباترین کتاب های کالوینو فقط توصیف است و به نظرم بسیار جذاب.

حالا اگر یکی نتوانست توازن برقرار کند و انقدر توصیف اضافه اورد که خسته کننده شد داستانش - که متاسفانه زیادند- نمی توان همه را با این دلیل رد کرد.

گاهی یک جمله از یک گفتار می تواند شبهه برانگیز باشد. شاید او هم مثل من از بخشی از رمان ها گله میکرد.

- مرگ مولف در ایران چیز عجیبی است. ما که اینقدر به حقوق مرده ها معتقدیم سخت است در باره شان اگر چه هنرمند باشند، حرفی بزنیم. حداقل بدون احساس گناه.

- شاید به همین دلیل از افشای نامه ی فروغ هم خوشحال نشدم. شاید هم می خواستم آن یار، آن یگانه ترین یار، تصویر ذهنی من باشد تا یک مصداق بیرونی داشته باشد. مردی که انقدر ارزش ندارد که این گونه توصیف شود.

دوست اجمند میله برایم نوشته: گمانم آن مولف را باید بعد از کلمه مرگ در چند سطر مانده به آ برداری... چون اینجوری ممکن است با نظریه مرگ مولف خلط شود که کمی متفاوت است با چیزی که مد نظرت هست.

(متشکرم به خاطر نکته سنجی. به جای تصحیح، جمله ی شما را گذاشتم.(

- پ. ن:می خواستم به هر دو مقوله ی مرگ مولف و مرگ نویسنده بپردازم متاسفانه با عجله نوشتم. یک قضیه همان مرگ مولف است که به گمانم هنوز در شه ی ما جا نیفتاده است. هنوز به جای نقد اثر، به نقد و بررسی نویسنده بیشتر بها می دهیم. این مسئله بعد از مرگ نویسنده، پررنگ تر می شود. تا حدی که به فضولی پهلو می زند. این تجسس در زندگی انها کمکی به هیچ نمی کند. و گاه هیاهویی که ایجاد می کند ما را دور می کند از توجه به انچه واقعا درخور توجه است. شاید بتوان گفت مرگ نویسنده باعث میشود مرگ مولف حتی کمرنگتر شود. در حالی که انتظار می رود با توجه به اعتقادات و حقوقی که ما برای مرده ها قائل هستیم باعث شود کمتر به حواشی زندگی انها بپردازیم.



منبع: http://zohrehmahmoudi. /

مشاهده متن کامل ...
نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح...!
درخواست حذف اطلاعات

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!

هربرت مارکوزه

از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...

اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تنها جای مغاک و چاه ویل نیست. وجهی دیگر هم دارد که بخواهی تاب بیاوری زمانه ات را. مثل انچه هانا آرنت به زیباییِ تمام در کتاب «حیات ذهن» از این موقعیت به عنوان فرصتی از« تعقل خاموشانه با خویشتن» یاد کرده است. تعقل خاموشانه لحظه و فرصتی است تا لوله بخاری را منقوش کنی به ابعادی دیگر؛ صورت سپید ببخشی یا چند قطره طعم زندگی بچکانی در آن، این از قدرت آدمی است.این انسانی است که "اکتاویو پاز" درباره اش گفته است: «حس می کند، می شد، می شکفد و آنگاه میوه ای شگفت می دهد: با معجزه ی کلمات...» کلماتی که آفریده می شوند، همان احساسات و شه هایی اند که جایی در هم می تنند و تصویرهای زندگی را حتی در مغاک لوله بخاری فریاد می توانند زد. آن هم درست وقتی که از دیواره ی زمخت لوله، صدای هزار امرونهی گزمه ها و محتسب ها می آید. می توانی این عبارات را تکرار کنی: «در زندگی زخمهایی ست که روح انسان را آهسته و در انزوا می خورد...» درست در گاه به گاه لحظه ای که ی در هیبت پیرمرد خنز نزری کاردکی گرفته به سطح لوله ی بخاری می کشد. مثل این است که "فروغ" را به یادآوری که به ایوان می رود و انگشتانش را بر پوست کشیده ی شب می کشد؛ ص نیست، چراغ های رابطه تاریک اند!اما لوله بخاری را می توان پاک کرد. غم از حجم سیاهیش نیست چون طعم تصویر و کلمات، راه رفتن را برایت ممکن می کند مثل خنکای نسیمی که سپیده دمان به طعم بابونه ها آغشته است. پس "چرا توقف کنم؟!/ پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند!"[1]

پس نیروی حیات بر میدمد، چون شاخه گلی در دل ص ه ای سخت، وقتی ناباورانه سکوت کرده ای...گاه سکوت می کنی که هستی...سکوت سرشار از ناگفته هاست...این جان کلام کتاب "تکامل اخلاق" برگسون است. برآنم با همه روایتی که از سختی و تصلب لوله بخاری گفتم، جهانم را به هنر کلمات و تصاویر تعالی ببخشم حتی اگر اتاقم کوچک است و مثل پولوری که از یازده هزار سال پیش به تن ، و اکنون، تنگ شده است تنم را و زخم ها برداشته از ناموزونی روزگار..و تو یازده هزار ساله ی خسته هنوز در راه هستی و میروی گاه به گاه به لبخند کم رمق شفق... اما می شود از میان آن، روزنه ی باریک خدا را به دوستی فرابخوانی. می توانی که با نگاهی به منتهی الیه روزنه ی لوله بخاری و اضطر که تو را در این سالها لحظه ای رها نکرده است، راهی به رهایی و روشنایی بجویی. درست در همین آشفته بازار است که طعم گس لیمو به درون مغاک آن لوله بخاری آمده و جان و دل زخم خورده ات را جرعه جرعه سیراب کند؛ چون خنکای مرهمی، بر شعله ی آهی...

حالا من اینجا هستم، با خودم بودن و مراوده داشتن با خودم، در روزنه ی گشوده بر لوله بخاری، چونان که دل و دیده و قلم سخت به نوشتن درآید. چونان امر دیدار ناپذیری که تنها در استعاره دیدار پذیر گشته است، چونان زمستانِ طولانیِ غیبت اودیسه، که "شبی از شب هاب زمستان مسافری"[2] دور، سردی ملال آور و سختی و صعبناکیِ آن لحظه های کشدار به شوربختی گذشته را در طعم تصنیف ترانه ی ی نیوشیدن می کند... درست دردمادم اولین نشانه های «امید» به بازگشت شور زندگی...

آه، ای تغییر زمانه،

امید مردمان

به خاطر می آورم در بازگشت اودیسه، به سرزمین پنه لوپه، خود اشک تنها اندوه هزاره های گمشده را بیان کرده بود، وقتی پنه لوپه، اشکش جاری و تنش گداخته بود در فقدان « امید»! در آن استعاره ی گداختن برف و تیره گی زمانه، خاک آرام ارام نرم می شد، و حس بهار عیان می شد...و تو نظاره می کردی و نظاره می کنی چونان « زندگی غریبه وار» در راهی که می رفتی و می روی وقتی لوله بخاری مبدا و مقصد انتظار تو راه کوتاه و کوتاه تر برش می زد، برش می زند...برش می زنند:

راستی را "گاهی برای تحملِ تاریکی، باید برای تاریکی (هم) دست تکان داد!"[3]

من در این سالها هزاره ی نوری آموخته ام که حتی وقتی وحشت در خواب واژه هایم هورا می کشد، نوشتن تمرین چگونه پایداری در برابر «حقیقت هیچ انگاری» است. یک روز به همین مناسبت "نیچه" در "شامگاه بتان" نوشت: می نویسیم تا از فرط "حغیقط!" خفه نشویم!

می نویسم، زیرا چنان که ساموئل بِکت در «آ بازی» و در ناگزیریِ «معنای بی معنایی»، [4]می گوید: نمی توان نوشت (اما) باید نوشت، نمی توان ادامه داد، باید ادامه داد، ادامه می دهم... در موقعیتی «بِکتی» آنکه مرا به نوشتن در عین «نمی توان نوشت» ترغیب می کند، «اگزیستانسِ» (دازاین) من است. آن هستی ای که هواره هستی من است، نه «برابر ایستا» یی در مقابلِ من. رابطه ای است با خویشتنم، در خلاء مستهجنی از دلهره و اضطرابِ ریشه ای! همان موقعیتی که مدام پیله ی ذهن سقراط بود، و او را به سقراطی که می پرسید مبدل کرد! به گمانم نوشتن، در اینجا، بیش از پیش معرف خصلت ذاتیِ حضور انسان در جهان است. چنان که موریس مرلوپونتی جایی نوشته است، سقراط بهتر از هر ی معرف چنین خصلتی بوده است.

تمرین می کنم نوشتن را، چرا که در صیرورت این حیات هزارتویِ به قول آدورنو، «تهیدست و معوج» و به قول نیما " خاموش شبی است و هرچه تنهاست "، که دهشت ترور و حذف حق حیات دیگری برای دیگرگونه زیستن، با «خباثت و کینه »، آلوده شده است. واقعیت آن است که حتی با کلی بیتوته در عوالم کتاب و این جماعت رجلان که می گویند بارشان عقل و تدبیر است:

" من از گزند بی خواب این روزگار هراسانم/ من از حضور درنده در این هزاره ی نو هم هراسانم!"[5] آن هم در جهانی که به قول داستایفسکی، "خون دیگری، به سرخوشانه ترین راه ریخته می شود"، انگار که ی است، فقط و فقط ذهن یک آدم بسیار عجیب همیشه راضی می تواند پس از این مشاهده ها، آرام بماند و هرگز ننویسد. یک بار مادرم وقت تماشای تلویزیون آهی کشید و گفت: «سرتاسر اب است دنیا!»

قلم میزنم شاید که در این کژدیسیِ زیست جهانِ بیرون، به اعتبار حضور در جهان آن هم بعد از هفده میلیارد سال که چون «هستیِ پرتاب شده به آن جا» دیده گشوده ام، بتوانم «دوبار» زندگی کنم. همان طور که سایمون کرایچلی گفته است انسان به شدت موجودی محدودی است؛ هوا یا ویروسی ساده می تواند همان زندگی اولش را نابود کند. [6]پس در اینجا «نوشتن» با ناامیدی آغاز می شود [7] هم چون مز ی برای استقبال از "امید" و نه در حیرت از این که چیزها هستند. در وجه دوم از زیستن، چنان که من مراد دارم به «زیستن با نوشتن» (یا برای بار دوم زیستن)، حس می کنم که چیزها، چرا نیستند؟ یا دست کم چرا مطابق امید و انتظارات من و این همه من های اطراف من نیستند؟

قلم می زنم چون «جهان تا همین حالایِ ریز گردهای خوزستان بیقرار، از انبوه هزار قصه ی غُصه دق کرده است. حال بر من است که با نوشتن "جزیی از کل"[8] را به دوش کِشم!» به مدد کوله باری که میراث فلسفه می نامندش!، هرچند در خاطرم نیست کدام لحظه، عشق فلسفه مرا با خود بّرد، اما می دانم از آن نابه هنگامیِ عشق، تا این لنگ لنگان بودنِ در راه، فلسفه از برای من "هنر خلق مفاهیم و کلمات است."[9] قلم زدن من، جزء درونی گفت و گوی میان دو دوست است، مثل تکرار سرخوشانه ی یک ترانه ی قدیمی:

"کلمات من پر بود از نام تو

پر از پروانه و گل های در به در

وقتی صدایت می زدم

جهان خوشبو می شد!"[10]

یا مثل قانون خدشه ناپذیر عشق، آنطور که من می فهمم:

«جستجوی تراژیک سوفیا با فیلیایِ قلم!»

و سرانجام گاه می نویسم، گاه هستم، گاه ترانه می شوم، گاه ترانه می خوانم، تا مگر یکی یک بار شاعرانه مثل یک قاصدک خورشید را ب م، بعد بگذارم تویِ جیبم، شاید فردا که با یک سبد «امید» از راه رسیدی، قول قول که به گیسوانت بیاویزم. پس بگذار حالا از نو برایت بنویسم:

می نویسم که به تو به خودم به زندگی که به سختی در میان انبوه ریزگردهای خوزستان[11] نفس می کشد، بگویم چقدر "دوستت دارم" را دوست دارم و این حس را نه گزمه های خیابان "فروغ" می فهمند تا محتسب های حوالی خانه ی "ابوالفضل بیهقی!



[1] . بریده ای از سروده های فروغ فرخزاد

[2] . اشارتی است به رمان خواندنی ایتالو کالوینو

[3] . کلامی کوتاه از سیدعلی صالحی

[4] . ساموئل بکت خواست نوشتن را در این آنتی تز عجیب خلاصه کرده است: تخیل مُرد، تخیل کن!

[5] . بریده ای از سروده های صالحی در کتاب عاشقانه های پس از گرگ.

[6] . به قول پاسکال آدمی ناتوان ترین گیاه طبیعت است.

[7] . و ر بنیامین گفته است: فقط به خاطر ناامیدان است که امیدی می ی م.

[8] . رمان خواندنی استیو تولتز.

[9] . نقل قولی از ژیل دلوز و فلی گتاری.

[10] . پیدا ن آواز خوان این ترانه ی زیبا را.

[11] . ی به فکر گلها نیست، ی به فکر ماهی ها نیست. ی انگار یادش نیست که خوزستان چطور هجوم تازیان را تاب آورد در سالهای آتش و خون!



مشاهده متن کامل ...
yes, we did!
درخواست حذف اطلاعات

بالا ه هفته ممیزی با همه امیدها و ترس هایش تمام شد و بله ... چه بالا بالایی ها باور کنند و چه نکنند iatf 16949 را داریم و توانستیم ممیزی را بدون عدم انطباق ماژور (هفت تا مینور گرفتیم) پشت سر بگذاریم. برای مینورها دیگر لازم نیست ممیز دوباره برگردد به شرکت، باید در عرض شصت روز آنالیز root causes رو برای او بفرستیم همراه با ishikawa و 5 why و صد البته یک action plan و مدارک عینی که نشاندهنده اجرای corrective action ها باشند. اینها را می نویسم که اگر ی از شما در صنعت اتومبیل کار می کند و سئوالی دارد کمی موضوع برایش روشن شود.

نزدیک بود یک عدم انطباق بگیرم ولی ممیز آنقدر از آزمایشگاهم و نحوه اداره فرایندم و کنترلش راضی بود که گفت آن مورد را بعنوان یک observation قید می کند و البته سال آینده باید حواسم به آن مورد باشد و رفعش کنم چون اگر سال آینده برگردد و دوباره همانرا ببیند تبدیل به یک عدم انطباق خواهد شد. در گزارش نهایی هم جزو نقاط قوت از فرایند من نام برد و کلی خوشحال و ذوق زده شدم.

بعد از ممیزی از جانب /معرف رییس بزرگ کیفیت چند ملیتی مان همراه با ممیز به ناهار دعوت شدیم. جایتان خالی واقعا، چون بعد از چندین ماه کار سخت و خستگی زیاد و یک هفته استرس و دلشوره خیلی چسبید. کیفیت مان هم خیلی مهربانی کرد و همه گروه کار را به رستوران دعوت کرد مخصوصا که رستوران هم گرانقیمت بود و غذایش هم عالی بود. کلا در ایتالیا امکان ندارد غذای دریایی به قیمت پایین پیدا کنید و بطری های خوب هم مزید بر علتند و عدد روی صورتحساب را بالا می برند. ممیزمان ایتالو/کانا بود و ن مونترال. بعد از ممیزی میشد با خیال راحت نشست به تک و تعریف و شوخی و اینها. 

امروز ساعت دوازده ظهر دعوت شدیم جلوی ورودی شرکت ع دسته جمعی بگیریم برای انتشار روی صفحه اول پورتال چند ملیتی مان. رسم است هر شرکتی بعد از ممیزی iatf اسمش برود روی news. امروز به همین مناسبت بلوز و دامن گوگولی پوشیده بودم و کفش های پاشنه بلند و فکر می بقیه هم مناسب لباس می پوشند اما دیدم بقیه همگی مثل روزهای دیگر گری گوری آمده اند. نتیجه این شد که کلی مورد تشویق قرار گرفتم و همه گفتند باید هر روز همین شکلی بروم سر کار و توی ع ها هم مرا جلوی همه گذاشتند چون ریخت و قیافه ام مجلسی تر بود. حالا همه اینها بماند ... شوخی ها و دلقک بازیها بیشتر از همه باعث شد خوش بگذرد. اما در کل من و بقیه همکارانم در کیفیت آنقدر خسته و داغون بودیم که انگار پنچر باشیم. من صبح هم دیر رفتم سر کار و اصلا نا نداشتم. انگار که در کما باشم. آ دیروز/ ب کلاس فرانسه هم داشتم و ساعت یازده شب برگشتم خانه. 

وقتی رسیدم آنقدر خسته بودم که دیدم حتی حال غذا خوردن و رفع گرسنگی هم ندارم، همانجا سر راه یکجا ایستادم و یک بستنی یدم که شامم بشود. رسیدم خانه و فقط مسواک زدم و عین جسد افتادم توی تخت و خو دم. عصر هم به اتفاق بقیه همکاران ساعت سه بعد از ظهر برگشتیم خانه. البته من برگشتنی کلی کار و ید هم انجام دادم و وقتی رسیدم خانه دیدم نیمه اول فرانسه/اوروگوئه تمام شده است. نیمه دوم را همانطور ولو و نیمه جان نگاه و در عین حال ترتیب یک لیوان چای و کلی میوه و یک پاکت فونسی و یک بطری توبورگ را دادم و الان هم دوباره خوابم می آید. اصلا دچار ر خواب هستم انگار. از بس کم خو ده ام این ماه های اخیر و توی خواب کابوس msa و حساب و کتاب های ppk و cpk و اینها را دیده ام. اصصصصن یه وضعی!


پی نوشت. نوزده جولای امتحان میان ترم فرانسه داریم و من هنوز هیچی بلد نیستم. مشغولیت های این ماه ها حس عقبم نگه داشته اند. از این هفته باید شروع کنم و حس تمرین کنم. نمی خواهم امتحانم مایه آبروریزی باشد.

پی نوشت دوم. توی رستوران دیروز یک خانم خیلی مسن بود که در میز کناری ما در حال صرف ناهار بود و هی از ما (بواقع از همکارم کریستین) سئوال می کرد که آیا ما یک گروه نوازنده جاز هستیم؟! آنقدر بهمان گیر داد که به شوخی به آقایان همسفره ام گفتم یا واقعا شکل و شمایلمان عین موزیسین های جاز است یا این خانم حوصله اش سر رفته و دنبال هم صحبت می گردد و یا اینکه از اونم بالاتر، برای یکی از شما آقایان کراش دارد و می خواهد به نحوی سر صحبت را باز کند! خ خیلی مفرح بود. گفتم که ... جایتان خیلی خالی.




مشاهده متن کامل ...
جستجو شده ها
شیعه و غم و شادی و اشک پرفضیلت یکشنبه ماه ذی القعده animate shadow 10px position fontsize left animate fontsize text shadow position absolute border radius position relative digimon blogfa com www digimon blogfa text align center anime4 animate fontsize تأثیر اسمارت فون یا گوشی های هوشمند بر بینایی افراد اعلام زمان پایان عمره وج روزانه۵۰هزار زائر از عربستان آبکی بودن مدفوع طیور نشانه بیماری است برزو ارجمند مهسا کرامتی و شهاب حسینی در محیا pr fungstraining goethe صادق ع عبادت کنندگان خداسه دسته اند برنامه اندروید مدیریت طریق اتصال گوشی طریق اتصال مدیریت کنید داشته باشید اتصال اینترنت مدیریت اندروید طریق اتصال اینترنت باربری تهران اتوبار تهران اتوباربری تهران روبروی آزاد ورامین روبروی مس ی ورامین آپارتمان مس ی ورامین روبروی مس ی ورامین روبروی آپارتمان مس ی ورامین فروش آپارتمان مس ی ع بازدید رئیسی از معاونت اماکن متبرکه آستان قدس رضوی ایجاد برج های فرید با نباید نیازمندی های کشور به مذاکره گره بخورد نگاهی به زندگی نامه ی اخیر لشکر عملیاتی 19 فجر میثاقیان سیاه جامگان باید بردهایش را آغاز کند اجرای طرح وا یناسیون دام در مناطق سیل زده شهرستان های آذرشهر و عجب شیر واحد مراقبت پنوماتیک اس ام سی smc pneumatic f r l unit فشرده سازی فایل یا پوشه در دایرکت ادمین
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.