پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 1 8و 27و 64و
بیوتروریسم و مصادیق آن در کودها و بذرهای وارداتی و گوشتها
درخواست حذف اطلاعات

???????? بیوتروریسم نوین (6)

???? بخش چهارم: بیوتروریسم کشاورزی یا agro terrorism (قسمت دوم)

 1️⃣ تهدید دیگر در بحث #آگروتروریسم کود‌های جدیدی هستند که قابلیت عوض ساختار خاک را دارند و از این طریق تولیدات گیاهی را کاهش می‌دهند.

 2️⃣ همچنین با از بین رفتن میکروارگانیسم‌های همزیست گیاهان که تولیدات گیاهان وابسته به حضور آن‌هاست سبب کاهش تولید در گیاهان و ت یب #ا یستم ها می‌شود.

 3️⃣ امروز به نام # ی_ژنتیک و #اصلاح_بذر یک سری بذرهایی به کشور وارد می‌شود که ماده‌ای خاص در آن حذف یا اضافه شده است.

 4️⃣ در حال حاضر مانیتورینگ جزء به جزء محصولات وارداتی در کشور انجام نمی‌گیرد و همین عاملی برای نتیجه‌بخش بودن تهدیدات در این زمینه می‌باشد.

 5️⃣ تهدید دیگر در امر #واردات_گوشت است.

 6️⃣ به طور کلی، گوشت منبع بسیاری از باکتری‌ها و ویروس‌هاست که از طریق واردات، این میکروب‌ها می‌توانند وارد کشور شده و باعث آلوده‌ احشام و در برخی موارد مردم کشور شوند.

 7️⃣ تب کنگو، ویروس آنفلوانزای مرغی و سارس از مواردی بودند که می‌توانست به اپیدمی تبدیل شده و از این طریق، بخش مهمی از نیروی انسانی، فکری و تجهیزات کشور را به آن متوجه سازد.

  از امنیتی‌ترین رشته‌های زیست‌شناسی در جهان biodiversity است و پذیرش دانشجو در این رشته از کشورهای جهان سوم به ویژه ایران ممنوع است!

???? بخش چهارم: بیوتروریسم کشاورزی یا agro terrorism (قسمت سوم)

 1️⃣ یکی از تهدیدات مهم در بحث #آگروتروریسم، #تنوع_زیستی یا biodiversity است.

 2️⃣ این رشته در حال حاضر یکی از #امنیتی ترین رشته‌های زیست‌شناسی در جهان محسوب می‌شود و شاهد آن این است که پذیرش دانشجو در این رشته از کشورهای جهان سوم به ویژه ایران به هیچ وجه صورت نمی‌گیرد.

 3️⃣ این درحالی است که بیشترین بودجه‌ها در #زیست‌شناسی به این بخش اختصاص داده شده است.

 4️⃣ گوناگونی درون و بین موجودات زنده‌ی یک منطقه را #تنوع_زیستی آن منطقه می‌دانند؛ تنوع زیستی بالا، یعنی ژن‌های متنوع بالا که این باعث افزایش تولید، افزایش کیفیت محصول و افزایش مقاومت در برابر آفت‌ها می‌شود.

 5️⃣ این تنوع زیستی در طول زمان‌های بسیار طولانی شکل گرفته است و هرگونه دستکاری انسان در آن باعث تغییر و ت یب چرخه‌های زیستی در موجودات یک #ا یستم می‌شود که تأثیرات جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت.

 6️⃣ برای نمونه می‌توان به شالیزارهای شمال کشور اشاره نمود که با وارد #سرخس_آزولا توسط محقق داخلی از ژاپن، نابودی شالیزارها و تبدیل آنها به مرداب را سبب شده است.

 7️⃣ سرخس آزولا در ژاپن، باعث عدم نیازمندی برنج به کود نیترات می‌شود و بازده تولید را چند برابر می‌کند، اما در آنجا ه‌ای وجود دارد که با خوردن سرخس باعث کنترل جمعیت آن می‌شود. عدم توانایی برای جلوگیری از رشد این سرخس در مزارع شمال و در حقیقت متفاوت بودن زیست‌بوم آن منطقه با منطقه‌ی شمال و عدم توجه به تنوع زیستی هر منطقه باعث شده است که تولید داخل به شدت تحت تأثیر قرار بگیرد.

???????? بیوتروریسم نوین (8)

???? بخش چهارم: بیوتروریسم کشاورزی یا agro terrorism (قسمت چهارم)

 1️⃣ #تنوع_زیستی از جنبه‌های مختلفی مورد اهمیت می‌باشد که در اینجا تنها به دو مورد بسنده می‌شود:

 2️⃣ اولاً تنوع زیستی بالا باعث تولید بالاتر می‌شود. امروز مساله تضمین غذا و تولید یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در جهان وجود دارد. درآمد سالانه یکی از گیاهان دارویی چین به نام جین سینگ تقریباً نصف درآمد سالانه ایران در فروش نفت می‌باشد. ایران از لحاظ گیاهان دارویی یکی از داغ‌ترین نقاط از لحاظ تنوع زیستی می‌باشد. این تنوع زیستی بالا می‌تواند به تولید محصولات متنوع‌تر و همچنین افزایش تولیدات بیانجامد. به دست آوردن ثروت و درآمد یکی از مهم‌ترین جنبه‌های علوم پایه در جهان می‌باشد که همیشه در صحبت‌های ی نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

 3️⃣ ثانیاً تنوع زیستی منبعی برای دانش بشر امروز تلقی می‌شود. دانش بیوتکنولوژی و کار روی ژن‌ها در آینده با نداشتن منبع کافی از ژنوم، مانند داشتن دانش مناسب در مورد نفت است، اما ذخیره‌ی نفتی موجود نباشد. اخیراً قانونی به تصویب کشورهای جهان رسیده است مبنی بر این‌که: «هر ی که #ژنوم یک موجود زنده را #توالی‌ی نمود، مالکیت آن موجود زنده را بر عهده خواهد داشت».

 4️⃣ این قانون باعث شده است تا کشور هند تجارت خون را به کلی قطع کند، چرا که با این تجارت و قانون مصوب شده مالکیت تمامی خون‌های فروخته شده را از دست می‌داد. هند بزرگ‌ترین کشوری است که از راه تجارت خون سود هنگفتی را به دست می‌آورد.

 5️⃣ این درحالی است که به دلیل نبود قوانین مناسب در کشور ما گونه‌های گیاهی، جانوری و می بسیاری برای توالی‌ی شدن به خارج از کشور می‌رود. حتی بسیاری از دانشجویان ما با همراهی اساتید برای چاپ مقاله خود در ژورنال‌های خارجی اقدام به فرستادن گونه‌های خود به خارج از کشور می‌کنند.

 ✅ به کانال شکده مطالعات یهود بپیوندید:

???? @jscenter



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره تاریخچه شهرمشهد 12 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو مقاله کامل درباره تاریخچه شهرمشهد 12 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل گردیده که «داری» به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق می گردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی موردنیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

  در اوا قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهری دایره احتس ه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد، اما سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب 20 ربیع الثانی 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. این قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده 93 آن بر وم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است. با نسخ قانون مذکور در سال 1309 هـ . ش قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، س رستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی ا زیرنظر ین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره کل امور شهرداریها تبدیل گردید. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر و اجتماعی تحولاتی در وضع ا بوجود آمد.به دنبال گسترش ا و افزایش جمعیت و به تبع آن تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداریها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت، به گونه ای که امروزه از شهرداریها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند. شایان ذکر است نخستین شهرداری در ایران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسیس گردیده و در مجموع تا پیش از انقلاب ی تعداد 453 شهرداری در کشور تأسیس گردید که بیشترین تعداد شهرداری، در استانهای اصفهان و مازندران (هر کدام 46 شهرداری) و کمترین تعداد شهرداری در استان ک یلویه و بویر احمد (4 شهرداری) وجود داشت و در حال حاضر 700 شهرداری در کشور فعال هستند

 تاریخچه شهر مشهد:

مهمترین عاملی که در طول تاریخ در شکل گرفتن محل س ت کنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه کشف رود و رودخانه اترک می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و و اجتماعی و مذهبی را در دوره های مختلف بررسی نمود. حوضه رودخانه کشف رود در تمام دوره ی و حتی در دوره پیش از از مراکز عمده س ت در اسان شمالی بوده است. در دوره ی مهمترین و پرجمعیت ترین س تگاه، حوضه کشف رود ولایت توس بوده که مرکز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت ای تابران و نیشابور کاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 کیلو متری نوغان قرار داشته و کاخ حمید بن قحطبه طلائی والی اسان که اکنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این د ده قرار داشته است. در بهار سال 193ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا (ع) پس از ی ال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل سناباد وارد و  در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5کیلومتری قریه سناباد مدفون شد ، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

 تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حکومت قاجاریه و آغاز حکومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیکی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را که در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی ا اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند که روند شکل گیری آن  در طول زمان تغییر کرده است. دخ در بافت کالبدی آن نیز با کشیده شدن خیابانهای جدید بر  بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ، رضا ، بهار و غیره آغازگردید. علاوه بردخ های فیزیکی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیکی شهر را فراهم نمود که مهمترین آنها عبارتند از : تأسیس بیمارستان رضا(ع) در سال 1313تاسیس کارخانه قند آبکوه در سال 1314، تاسیس دانشکده پزشکی در سال 1318و غیره. یداری اولین کارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبکه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جایگزینی تدریجی آن به جای درشکه از اقداماتی است که در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیکی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی کشور که درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

  مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند.

مشکلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت .

همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریکه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد که تعداد زیادی از بازارچه ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مس ی ت یب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه های ت یبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب ی (1357):

کشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات عظیمی بود که در سال 1375 به پیروزی انقلاب ی و دگرگونی ساختار - حکومتی کشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نو ا (1364) و... بود که بر کیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع کودتای مار یستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در اسان ن شدند که از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سکنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد اسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری که جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت که بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است. مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 کیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

 مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند.

به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید که  نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشکلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت. همگام با مراحل تهیه طرح جامع، وتفضیلی شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی


با


مقاله کامل درباره تاریخچه شهرمشهد 12 ص


مشاهده متن کامل ...
تاریخچه شهرمشهد 12 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل تاریخچه شهرمشهد 12 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل گردیده که «داری» به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق می گردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی موردنیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

  در اوا قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهری دایره احتس ه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد، اما سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب 20 ربیع الثانی 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. این قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده 93 آن بر وم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است. با نسخ قانون مذکور در سال 1309 هـ . ش قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، س رستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی ا زیرنظر ین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره کل امور شهرداریها تبدیل گردید. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر و اجتماعی تحولاتی در وضع ا بوجود آمد.به دنبال گسترش ا و افزایش جمعیت و به تبع آن تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداریها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت، به گونه ای که امروزه از شهرداریها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند. شایان ذکر است نخستین شهرداری در ایران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسیس گردیده و در مجموع تا پیش از انقلاب ی تعداد 453 شهرداری در کشور تأسیس گردید که بیشترین تعداد شهرداری، در استانهای اصفهان و مازندران (هر کدام 46 شهرداری) و کمترین تعداد شهرداری در استان ک یلویه و بویر احمد (4 شهرداری) وجود داشت و در حال حاضر 700 شهرداری در کشور فعال هستند

 تاریخچه شهر مشهد:

مهمترین عاملی که در طول تاریخ در شکل گرفتن محل س ت کنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه کشف رود و رودخانه اترک می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و و اجتماعی و مذهبی را در دوره های مختلف بررسی نمود. حوضه رودخانه کشف رود در تمام دوره ی و حتی در دوره پیش از از مراکز عمده س ت در اسان شمالی بوده است. در دوره ی مهمترین و پرجمعیت ترین س تگاه، حوضه کشف رود ولایت توس بوده که مرکز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت ای تابران و نیشابور کاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 کیلو متری نوغان قرار داشته و کاخ حمید بن قحطبه طلائی والی اسان که اکنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این د ده قرار داشته است. در بهار سال 193ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا (ع) پس از ی ال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل سناباد وارد و  در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5کیلومتری قریه سناباد مدفون شد ، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

 تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حکومت قاجاریه و آغاز حکومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیکی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را که در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی ا اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند که روند شکل گیری آن  در طول زمان تغییر کرده است. دخ در بافت کالبدی آن نیز با کشیده شدن خیابانهای جدید بر  بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ، رضا ، بهار و غیره آغازگردید. علاوه بردخ های فیزیکی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیکی شهر را فراهم نمود که مهمترین آنها عبارتند از : تأسیس بیمارستان رضا(ع) در سال 1313تاسیس کارخانه قند آبکوه در سال 1314، تاسیس دانشکده پزشکی در سال 1318و غیره. یداری اولین کارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبکه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جایگزینی تدریجی آن به جای درشکه از اقداماتی است که در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیکی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی کشور که درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

  مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند.

مشکلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت .

همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریکه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد که تعداد زیادی از بازارچه ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مس ی ت یب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه های ت یبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب ی (1357):

کشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات عظیمی بود که در سال 1375 به پیروزی انقلاب ی و دگرگونی ساختار - حکومتی کشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نو ا (1364) و... بود که بر کیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع کودتای مار یستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در اسان ن شدند که از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سکنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد اسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری که جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت که بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است. مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 کیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

 مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند.

به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید که  نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشکلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش


با


تاریخچه شهرمشهد 12 ص


مشاهده متن کامل ...
تحقیق در مورد تاریخچه شهرمشهد 12 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایلکو تحقیق در مورد تاریخچه شهرمشهد 12 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل گردیده که «داری» به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق می گردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی موردنیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

  در اوا قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهری دایره احتس ه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد، اما سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب 20 ربیع الثانی 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. این قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده 93 آن بر وم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است. با نسخ قانون مذکور در سال 1309 هـ . ش قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، س رستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی ا زیرنظر ین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره کل امور شهرداریها تبدیل گردید. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر و اجتماعی تحولاتی در وضع ا بوجود آمد.به دنبال گسترش ا و افزایش جمعیت و به تبع آن تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداریها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت، به گونه ای که امروزه از شهرداریها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند. شایان ذکر است نخستین شهرداری در ایران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسیس گردیده و در مجموع تا پیش از انقلاب ی تعداد 453 شهرداری در کشور تأسیس گردید که بیشترین تعداد شهرداری، در استانهای اصفهان و مازندران (هر کدام 46 شهرداری) و کمترین تعداد شهرداری در استان ک یلویه و بویر احمد (4 شهرداری) وجود داشت و در حال حاضر 700 شهرداری در کشور فعال هستند

 تاریخچه شهر مشهد:

مهمترین عاملی که در طول تاریخ در شکل گرفتن محل س ت کنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه کشف رود و رودخانه اترک می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و و اجتماعی و مذهبی را در دوره های مختلف بررسی نمود. حوضه رودخانه کشف رود در تمام دوره ی و حتی در دوره پیش از از مراکز عمده س ت در اسان شمالی بوده است. در دوره ی مهمترین و پرجمعیت ترین س تگاه، حوضه کشف رود ولایت توس بوده که مرکز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت ای تابران و نیشابور کاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 کیلو متری نوغان قرار داشته و کاخ حمید بن قحطبه طلائی والی اسان که اکنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این د ده قرار داشته است. در بهار سال 193ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا (ع) پس از ی ال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل سناباد وارد و  در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5کیلومتری قریه سناباد مدفون شد ، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

 تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حکومت قاجاریه و آغاز حکومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیکی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را که در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی ا اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند که روند شکل گیری آن  در طول زمان تغییر کرده است. دخ در بافت کالبدی آن نیز با کشیده شدن خیابانهای جدید بر  بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ، رضا ، بهار و غیره آغازگردید. علاوه بردخ های فیزیکی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیکی شهر را فراهم نمود که مهمترین آنها عبارتند از : تأسیس بیمارستان رضا(ع) در سال 1313تاسیس کارخانه قند آبکوه در سال 1314، تاسیس دانشکده پزشکی در سال 1318و غیره. یداری اولین کارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبکه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جایگزینی تدریجی آن به جای درشکه از اقداماتی است که در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیکی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی کشور که درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

  مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند.

مشکلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت .

همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریکه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد که تعداد زیادی از بازارچه ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مس ی ت یب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه های ت یبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب ی (1357):

کشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات عظیمی بود که در سال 1375 به پیروزی انقلاب ی و دگرگونی ساختار - حکومتی کشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نو ا (1364) و... بود که بر کیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع کودتای مار یستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در اسان ن شدند که از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سکنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد اسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری که جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت که بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است. مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 کیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

 مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند.

به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید که  نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشکلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش


با


تحقیق در مورد تاریخچه شهرمشهد 12 ص


مشاهده متن کامل ...
تاریخچه شهرمشهد 12 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی تاریخچه شهرمشهد 12 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل گردیده که «داری» به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق می گردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی موردنیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

  در اوا قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهری دایره احتس ه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد، اما سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب 20 ربیع الثانی 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. این قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده 93 آن بر وم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است. با نسخ قانون مذکور در سال 1309 هـ . ش قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، س رستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی ا زیرنظر ین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره کل امور شهرداریها تبدیل گردید. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر و اجتماعی تحولاتی در وضع ا بوجود آمد.به دنبال گسترش ا و افزایش جمعیت و به تبع آن تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداریها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت، به گونه ای که امروزه از شهرداریها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند. شایان ذکر است نخستین شهرداری در ایران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسیس گردیده و در مجموع تا پیش از انقلاب ی تعداد 453 شهرداری در کشور تأسیس گردید که بیشترین تعداد شهرداری، در استانهای اصفهان و مازندران (هر کدام 46 شهرداری) و کمترین تعداد شهرداری در استان ک یلویه و بویر احمد (4 شهرداری) وجود داشت و در حال حاضر 700 شهرداری در کشور فعال هستند

 تاریخچه شهر مشهد:

مهمترین عاملی که در طول تاریخ در شکل گرفتن محل س ت کنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه کشف رود و رودخانه اترک می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و و اجتماعی و مذهبی را در دوره های مختلف بررسی نمود. حوضه رودخانه کشف رود در تمام دوره ی و حتی در دوره پیش از از مراکز عمده س ت در اسان شمالی بوده است. در دوره ی مهمترین و پرجمعیت ترین س تگاه، حوضه کشف رود ولایت توس بوده که مرکز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت ای تابران و نیشابور کاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 کیلو متری نوغان قرار داشته و کاخ حمید بن قحطبه طلائی والی اسان که اکنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این د ده قرار داشته است. در بهار سال 193ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا (ع) پس از ی ال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل سناباد وارد و  در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5کیلومتری قریه سناباد مدفون شد ، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

 تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حکومت قاجاریه و آغاز حکومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیکی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را که در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی ا اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند که روند شکل گیری آن  در طول زمان تغییر کرده است. دخ در بافت کالبدی آن نیز با کشیده شدن خیابانهای جدید بر  بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ، رضا ، بهار و غیره آغازگردید. علاوه بردخ های فیزیکی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیکی شهر را فراهم نمود که مهمترین آنها عبارتند از : تأسیس بیمارستان رضا(ع) در سال 1313تاسیس کارخانه قند آبکوه در سال 1314، تاسیس دانشکده پزشکی در سال 1318و غیره. یداری اولین کارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبکه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جایگزینی تدریجی آن به جای درشکه از اقداماتی است که در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیکی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی کشور که درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

  مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند.

مشکلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت .

همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریکه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد که تعداد زیادی از بازارچه ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مس ی ت یب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه های ت یبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب ی (1357):

کشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات عظیمی بود که در سال 1375 به پیروزی انقلاب ی و دگرگونی ساختار - حکومتی کشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نو ا (1364) و... بود که بر کیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع کودتای مار یستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در اسان ن شدند که از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سکنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد اسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری که جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت که بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است. مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 کیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

 مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند.

به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید که  نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشکلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش


با


تاریخچه شهرمشهد 12 ص


مشاهده متن کامل ...
تاریخچه شهرمشهد 12 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از فایل هلپ تاریخچه شهرمشهد 12 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه «شهر» و «داری» تشکیل گردیده که «داری» به معنی اداره و مدیریت و «شهر» پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق می گردید. بنابراین از نظر لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی موردنیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.

  در اوا قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهری دایره احتس ه با دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شد، اما سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تشکیل حکومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویب قانون بلدیه مصوب 20 ربیع الثانی 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. این قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظیم و تصویب شده بود که در فصل چهارم، چگونگی سازمان بلدیه، تقسیم کار، وظایف و حدود اختیارات اعضای انجمن و واحدهای سازمانی تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاکم را در امور بلدیه تعیین نموده بود و در ماده 93 آن بر وم و وجود شخصی به عنوان کلانتر (شهردار)، که اداره امور بلدیه را به عهده بگیرد اشاره شده است. با نسخ قانون مذکور در سال 1309 هـ . ش قانون دیگری با ضوابط جدید و متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، س رستی ادارات بلدیه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت کشور برای اینکه اصلاحات شهری به خوبی انجام شود و کلیه امور فنی و شهرسازی ا زیرنظر ین مجرب و با برنامه صحیح انجام گیرد با تقدیم لایحه ای به مجلس شورای ملی موجبات تشکیل اداره کل فنی را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره کل امور شهرداریها تبدیل گردید. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطای اختیاراتی به انجمن شهر، از نظر و اجتماعی تحولاتی در وضع ا بوجود آمد.به دنبال گسترش ا و افزایش جمعیت و به تبع آن تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداریها نیز تنوع و گسترش بیشتری یافت، به گونه ای که امروزه از شهرداریها به عنوان بزرگترین و متنوع ترین سازمان خدماتی شهری نام می برند. شایان ذکر است نخستین شهرداری در ایران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسیس گردیده و در مجموع تا پیش از انقلاب ی تعداد 453 شهرداری در کشور تأسیس گردید که بیشترین تعداد شهرداری، در استانهای اصفهان و مازندران (هر کدام 46 شهرداری) و کمترین تعداد شهرداری در استان ک یلویه و بویر احمد (4 شهرداری) وجود داشت و در حال حاضر 700 شهرداری در کشور فعال هستند

 تاریخچه شهر مشهد:

مهمترین عاملی که در طول تاریخ در شکل گرفتن محل س ت کنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه کشف رود و رودخانه اترک می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و و اجتماعی و مذهبی را در دوره های مختلف بررسی نمود. حوضه رودخانه کشف رود در تمام دوره ی و حتی در دوره پیش از از مراکز عمده س ت در اسان شمالی بوده است. در دوره ی مهمترین و پرجمعیت ترین س تگاه، حوضه کشف رود ولایت توس بوده که مرکز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت ای تابران و نیشابور کاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 کیلو متری نوغان قرار داشته و کاخ حمید بن قحطبه طلائی والی اسان که اکنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این د ده قرار داشته است. در بهار سال 193ه - ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد کرد. حضرت رضا (ع) پس از ی ال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل سناباد وارد و  در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیکر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5کیلومتری قریه سناباد مدفون شد ، ازهمان زمان نقطه مذکور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

 تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حکومت قاجاریه و آغاز حکومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیکی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را که در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی ا اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند که روند شکل گیری آن  در طول زمان تغییر کرده است. دخ در بافت کالبدی آن نیز با کشیده شدن خیابانهای جدید بر  بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ، رضا ، بهار و غیره آغازگردید. علاوه بردخ های فیزیکی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیکی شهر را فراهم نمود که مهمترین آنها عبارتند از : تأسیس بیمارستان رضا(ع) در سال 1313تاسیس کارخانه قند آبکوه در سال 1314، تاسیس دانشکده پزشکی در سال 1318و غیره. یداری اولین کارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبکه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318، جایگزینی تدریجی آن به جای درشکه از اقداماتی است که در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیکی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی کشور که درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

  مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند . به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند.

مشکلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش می یافت .

همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیکی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریکه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد که تعداد زیادی از بازارچه ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مس ی ت یب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه های ت یبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب ی (1357):

کشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات عظیمی بود که در سال 1375 به پیروزی انقلاب ی و دگرگونی ساختار - حکومتی کشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نو ا (1364) و... بود که بر کیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع کودتای مار یستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در اسان ن شدند که از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سکنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد اسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری که جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت که بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است. مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 کیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

 مشهد از شهریور 1320 که مصادف با ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراکز نظامی و نیز خشک سالی های جنوب اسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود که در رشد جمعیت نقش داشته اند.

به دنبال دگرگونیهای ، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تکنیکی به ویژه مجهز شدن شبکه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تا ی در سال 1328 که تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبکه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانک رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند که دست به دست یکدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریکه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.

از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی کشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحکم شدن سیاست های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری که جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید که  نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.

همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 کیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبکه حمل و نقل هوایی، تاسیس کارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند که در توسعه فیزیکی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشکلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشکلات عمومی باعث گردید که تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به ین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یک دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 کیلومتر مربع افزایش


با


تاریخچه شهرمشهد 12 ص


مشاهده متن کامل ...
تحقیق منوچهری 150 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از ژیکو تحقیق منوچهری 150 ص با و پر سرعت .

 تحقیق منوچهری 150 ص


 تحقیق منوچهری 150 ص

دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیات، تحقیق

فرمت فایل:  image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

فروشگاه کتاب : مرجع فایل 

 


 قسمتی از محتوای متن ...

 

تعداد صفحات : 145 صفحه

در صفت بهار و مدح ابوالحسن نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا سجع متوازی آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا نام گلها تناسب دارد.
کبک ناقوس زن و شارک سنتور زنست فاخته نای زن و بط شده طنبور استعاره پردة راست زند نارو بر شاخ چنار پردة باده زند قمری بر نارونا استعاره پوپوک پیکی نامه زده اندر سر خویش نامه گه باز کند، گه شکند برشکنا تشبیه نرگس تازه چو چاه ذقنی شد بمثل گر بود چاه ز دینار و ز نقره ذَقنا تشبیه مشروط چونکه زرّین قدحی در کف سیمین صنمی یا درخشنده چراغی بمیان پَرنا تشبیه مرکب وان گل مانندة جامی ز لبن ریخته مُعصَفرِ سوده میان لَبنا جناس زائد سال امسالین نوروز طربناکترست پار و پیرار همیدیدم، اندوهگنا جناس زائد مکرر دیوان، صص 1 و2 ********* همی ریزد میان باغ، لؤلؤها به زنبرها همی سوزد میان راغ، عنبرها به مجمرها سجع متوازی زقَرقوبی بصحراها، فرو افکنده بالشها زبوقلمون بوادیها، فرو گسترده بسترها استعاره زده یاقوت رُمّانی، بصحراها به منها فشانده مشک خیزی، ببستانها به زنبرها استعاره شکفته لالة نعمان، بسان خوب رخساران بمشک اندر زده دلها، بخون اندر زده سرها تشبیه چو حورانند نرگسها، همه سیمین طبق بر سر نهاده بر طبقها بر ز زرّ ساو ساغرها تشبیه بسان فالگویانند مرغان بر درختان بر نهاده پیش خویش اندر، پر از تصویر دفترها استعاره از برگها عروسانند پنداری بگرد مرز، پوشیده همه کفها بساغرها، همه سرها به افسرها مصرع دوم استعاره دارد زمین محراب داوودست، از بس سبزه، پنداری گشاده مرغکان بر شاخ چون داوود حنجرها تلمیح دارد خداوندیکه ناظم اوست، چون خورشید رخشنده زمشرقها بمغربها، زخاورها بخاورها تشبیه- مصرع دوم کنایه از همة جهان مه و خورشید سالاران گردون، اندرین بیعت نشستستند یکجا و نبشتستند محضرها استعاره فریش آن منظر میمون و آن فرخنده تر مخبر که منظرها ازوخوارند و درعارند مخبرها جناس زائد بهار نصرت و مجدی و اخلاقت ریاحینها بهشت حکمت وجودی وانگشتانت کوثرها تنسیق صفات بود آهنگ نعمتها، همه ساله بسوی تو بود آهنگ کشتیها، همه ساله بمعبرها سجع متوازن کف رادتو بازست و فرازست اینهمه کفها دربارت گشاده ست وببسته ست اینهمه درها تضاد بپیروزی و بهروزی، همی زی با دل افروزی ب تهای ملک انگیز و بخت آویز اخترها تأیید و موازنه دیوان، صص 2 و 3 و 4 ********* چو از زلف شب باز شد تابها فرو مرد قِندیل محرابها استعاره سپیده دم، از بیم سرمای سخت بپوشید بر کوه سِنجابها استعاره ابر زیر و بم شعرا عَشیّ قیس همی زد زننده به مضرابها استعاره «و کأس شربتُ علی لَذّه و اُ ی تداویتُ منها بها» ملمع «لکی یَعلم النّاسُ انّی امرؤٌ اخذتُ المعیشهَ مِن بابها».
ملمع دیوان، صص 4 و 5 ********* غرابا مزن بیشتر زین نعیقا که مهجور کردی مرا از عشیقا نعیق تو بسیار و ما را عشیقی نباید بیک دوست چندین نَعیقا ردو القافیه خوشا منزلا، ّما جایگاها که آنجاست آن سرو بالا رفیقا سجع متوازن بود سرو در باغ و دارد بت من همی بر سر سرو باغی انیقا استعاره فلک چون بیابان و مه چون مسافر منازل: منازل، مجرّه: طریقا تشبیه، جناس تام بُ بدان کشتی کوه لنگر مکانی بعید و فلاتی سَحیقا کنایه دیوان، صص 5 و 6 ********* این زبیب ای عجبی مردة انگور بود چون وراتر کنی زنده شود اینت غریب سجع متوازی دیوان، صص 6 ********* چه مرده و چه ه که بیدار نباشی آنرا چه دلیل آری و اینرا چه جوابست لف و نشر وین نیز عجبتر که خورد باده نه بر چنگ بی نغمة چنگش به می ناب شتابست جناس زائد در مجلس اَحرار سه چیزست و فزون به وآن هر سه ست ور َ بابست و کبابست سجع متوازی دفتر به دبستان بود و نقل به بازار وین نرد بجایی که ابات ابست جناس زائد مکرر ما مرد یم و کب م و رب م خوشا که ست و کبابست و ربابست موازنه- تکرار دیوان، صص 6و 7 ********* در وصف خزان و مدح احمد بن عبدالصمد سلطان مسعود المنّه الله که این ماه خزانست ماه شدن و آمدن راه رزانست جناس لاحق آبی چویکی کیسگکی از خز زردست در کیسه یکی بیضة کافور کلانست تشبیه واندر دل آن بیضة کافور ریاحی ده نافه و ده نافگک مشک نهانست جناس زائد وان سیب بکردار یکی مردم بیمار کز جملة اعضا و تن او را دو رخانست تشبیه یک نیمه رخش زرد و دگر نیمه رخش سرخ اینرا هیجان دم و آنرا یرقانست لف و نشر وان نار همیدون بزنی حامله ماند واندر شکم حامله مشتی پسرانست تشبیه مادر، بچه را تا زشکم نارد بیرون بستر نکند، وین نه نهانست عیانست تضاد انگور بکردار زنی غالیه رنگست و او را شکمی همچو یکی غالیه دانست تشبیه انگور سیاهست و چو ماهست و عجب نیست زیرا که سیاهی صفت ماه روانست مصرع دوم اقتباس است از حرف بزرگان بیشوی شد آبستن، چون مریم عمران وین قصه بسی خوبتر و خوشتر از آنست تشبیه آبستنی دختر عمران به پسر بود آبستنی دختر انگور به جانست تشبیه (لف و نشر) آن روح خداوند همه خلق جهان بود وین راح خداوند همه خلق جهانست جناس لاحق (لف و نشر) آنرا بگرفتند و کشیدند و بکُشتند وینرا بکُشند و بکَشند، این بچسانست تشبیه (لف و نشر) نا کُشتة کُشته صفت روح قدس بود ناکُشتة کُشته صفت این حیوانست تکرار آنرا، پس سختی ز همه رنج امان بود وینرا، پس سختی زهمه رنج امانست تکرار آن پیشروِ پیشروانِ همه عالم چون پیشرو و نیزة خطّی که سنانست جناس زائد درّانه و دوزان بسر کلک نی درّانه و دوزان بسر کلک و بنانست تکرار اندر کرمش، هرچه گمان بود یقین شد واندر نسبش، هرچه یقین بود گمانست ع دینار دهد، نام نکو باز ستاند داند که علی حال زمانه گذرانست حُسن طلب هر حاشیة شاه جهان را وحشم را هم مال دهنده ست و هم مال ستانست تضاد زیرا که ولایت چو تنی هست و در آن تن این حاشیة شاه رگست و شریانست تشبیه دستور طبیبست که بشناسد شریان چون با ضربان باشد و چون بی ضربانست تضاد چون بی ضربان باشد، نیرو دهد آنرا ورنه دل ُ ملکت را بیم یرقانست سجع متوازی این کار وزارت که همی راند خواجه نه کار فلان بن فلان بن فلانست کنایه در مصرع دوم مُلکت چو چراگاه و رعیّت رمه باشد جَلّاب بود خسرو و دستور شبانست تشبیه- تناسب دارد لشکر چو سگان رمه و دشمن چون گرگ وینکار سگ و گرگ و رمه با رمه بانست تشبیه- تناسب دارد هرگز نکند با ضعفا سخت کمانی با آنکه بد ش بود، سخت کمانست مدح شبیه به ذم تا بربرم و بر زیر نوای گل نوش است تا بر گل بر بار وش ورشانست جناس زائد عمر و من او را نه قیاس و نه کران باد چون فضل و منش را نه قیاس و نه کرانست تکرار بادا ببهار اندر، چندانکه بهارست بادا بخزان اندر، چندانکه خزانست تأیید دیوان، صص 7و8و9و10و11 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی گشت یک نیمه جهان او را وز همت خویش نپسندد که بر آن نیمه توانا نشود مجاز مشرق او را شد و مغرب هم او را شده گیر هر کرا شرق بود، غرب جز او را نشود مجاز عجب از قیصرم آید، که بدان ساده دلیست کو زمسعود بر شد و شیدا نشود تلمیح ت تازه ملک دارد، امروز زین روز تی کز عقب آدم و حوّا نشود حُسن تعلیل به که رو آرد ت، که بر او نبود؟
بکجا یازد جیحون، که بدریا نشود حُسن تعلیل کرد هیجا و فراوان مَلک و مُلک گرفت زین سبب شاید اگر هیچ بهیجا نشود جناس تام زین فزون از ملکان نیز نباشد ملکی هرکه مولای ی باشد، مولا نشود جناس زائد آب کار عدو افتاد زبالا بنشیب هیچ آبی ز نشیبی سوی بالا نشود تضاد- حُسن تعلیل- ارسال مثل کار شه به شود و کار عدو به نشود نشود ما خار و خار، ما نشود ارسال مثل- ع خانه از موش تهی کی شود و باغ زمار مملکت از عدوی د مصفّا نشود مذهب کلامی تیر را تا نتراشی نشود راست همی سرو را تا که نپیرایی والا نشود مذهب کلامی بتة شاسپرم تا نکنی ی کم ندهد رونق و بالیده و بویا نشود مذهب کلامی شمع تاری شده را، تا نبری اطرافش بر نیفروزد و چون زهرة زهرا نشود مذهب کلامی این نشاطیست که از دلها غایب نشود وین جمالیست که از تنها، تنها نشود جناس تام جام صهبا گیر از دست بت غالیه موی دست تو خوب نباشد که به صهبا نشود جناس تام تامی ناب ننوشی نبود راحت جان تا نبافند بریشم خز و دیبا نشود حُسن تعلیل دیوان، صص 11 و 12 و 13 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند لب من خدمت خاک کف پای تو کند مصرع دوم کنایه از نهایت بندگی است تا زیم، جهد کنم من که هوای تو کنم بخورد بر ز تو آن که هوای تو کند حُسن تعلیل با شرف مُلکت را سیرت خوب تو کند با بها، ت را فرّ و بهای تو کند جناس زائد بیکی زخم ش ته سر هفتاد سوار گرز هشتاد من قلعه گشای تو کند اغراق آن خ که کند حکم قضای بد و نیک جز بنیکی نکند، هرچه قضای تو کند تضاد سنگ باران عنا بارد بر فرق ی که دل و نیّت او قصد عنای تو کند جناس زائد ملک روم به مرو آمد و خواهد که کنون خدمت و شغل غلامان سرای تو کند تلمیح اینجهان کرد برای تو خداوند جهان وانجهان، من بیقینم که برای تو کند مجاز نعمت عاجل و آجل بتو داد از ملکان زانکه ضایع نشود، هرچه بجای تو کند جناس لفظ نتواند که جزای تو کند خلق بخیر ملک العرش تواند که جزای تو کند استعاره از خدا دیوان، صص 14 و 15 ********* در وصف بهار و مدح فضل بن محمد حسینی وقت بهارست و وقت ورد مُورّد گیتی آراسته چو خلد مخلّد جناس زائد مکرر گیتی فرتوتِ گوژپشت دژم روی بنگر تا چون بدیع گشت و مجدّد استعاره برنا دیدم که پیر گردد، هرگز پیر ندیدم که تازه گردد و امرد تضاد- مذهب کلامی نرگس چون دلبریست سرش همه چشم سرو چو معشوقه ییست تنش همه قد تشبیه لاله تو گویی چو طفلکیست دهن باز لبش عقیقین و قعر کامش اسود تشبیه ، چون طوطی ز بُسّد منقار باز بمنقارش از زبانش عسجَد تشبیه شاخ گل از باد کرده گردن چون چنگ مرغان بر شاخ گشته نالان از صد تشبیه جمع فضل محمّد که هیچ نشناسد فضل محمّد، چنانکه فضل محمّد تکرار صاحب عاداتِ نیک و سیدِ سادات قاعدة مکرمات و فایدة حد سجع متوازن تاش به حوّا، ملک خصال، همه اُمّ تاش به آدم، بزرگوار همه جد تناسب مرد هنرمند، کش نباشد گوهر باشد چون منظری قواعد او رد تشبیه صاحب مخبر ی بود که نباشد منظرش و مخبرش همیشه مقید سجع متوازن خواجه چنان ابر باردار مطرناک هست به قول و عمل همیشه مجرّد تشبیه- جناس قلب بعض گر بهنر زیبد و بگوهر، بالش او را زیبد چهار بالش و مسند جناس تام شاعر و مهتر دلست و زیرک و والا رودکی دیگرست و نصر بن احمد اقتباس نام شاعران فاعل فعل تمام و قول مصدّق والی عزم درست و رای مسدّد اشتقاق حکمت او را ز نور باری جنّت همت او را ز فرق فرقد مرقد جناس زائد و لاحق گر برود رود نیل بر در قدرش از هنرش جزر گیرد، از کرمش مدّ تناسب تا گل خیری بود چو روی معصفر تا تن سنبل بود چو زلف مجعّد استعاره تا بچرد رنگ در میانة کهسار تا بچمد گور در میانة فدفد استعاره باش همیشه ندیم بخت مساعد باش همیشه قرین مُلک مؤبّد تأیید لبت بمی، کف بجام و گوش ببربط دلت قوی، تن جوان و روی مورّد سیاقه اعلاد که فعل به قرینة معنوی حذف شده است دیوان، صص 16و17و18 ********* در وصف نوروز و مدح خواجه ابوالحسن بن حسن روزی بس ّمست، می گیر از بامداد هیچ بهانه نماند، ایزد داد تو داد جناس تام- جناس زائد خواسته داری و ساز، بیغمیت هست باز ایمنی و عزّ و ناز، فرخی و دین و داد موازنه- باز و ناز- جناس خط نیز که خواهی دگر، خوش بری و خوش بخور انده فردا مبر، گیتی خوابست و باد موازنه- باز و ناز- جناس رفته و فرمودنی، مانده و فرسودنی بود همه بودنی، کلک فرو ایستاد موازنه- باز و ناز- جناس می خورکت باد نوش، بر سمن و پیلگوش روزرش و رام وجوش، روز خوروماه و باد موازنه- باز و ناز- جناس آمد نوروزماه، می خور و می ده پگاه هر روز تا شامگاه، هر شب تا بامداد موازنه یا مهاثله بارد در خوشاب، از آستین سحاب وزدم حوت آفتاب، روی ببالا نهاد موازنه یا مهاثله برجه تا برجهیم، جام بکف برنهیم تن بمی اندردهیم، کاری صعب اوفتاد موازنه یا مهاثله مرغ دل انگیز گشت، باد سمن بیز گشت بلبل شبخیز گشت، کبک گلو برگشاد موازنه – مراعات نظیر بلبل باغی بباغ، دوش نوایی بزد خوبتر از باربد خوبتر از بامشاد موازنه- تلمیح- استعاره وقت سحرگه چکاو، خوش بزند در تکاو ساعتکی گنج ، ساعتکی گنج باد استعاره- موازنه رعد تبیره زنست، برق کمند افکنست وقت طرب ست،می خورکت نوش باد موازنه قوس قزح قوس وار، عالم فردوس وار کبک دری وار، کرده گلو پرزباد موازنه- تشبیه باغ پر از حجله شد راغ پر از حُله شد دشت پر از دجله شد، کوه پر از مشک ساد موازنه زان می عنابگون، در قدح آبگون ساقی، مهتابگون ترکی، حورا نژاد موازنه ای بدل ذویزن، بوالحسن بن الحسن فاعل فعل حسن، صاحب دو کفّ راد موازنه در همه کاری صبور، وز همه عیبی نفور کالبد تو ز نور، کالبد ما ز لاد موازنه فضل و کرم کردتست، جود و سخا وردتست ت شاگردتست گوهر و عقل اوستاد موازنه ویژه تویی در گهر، سخته تویی در هنر نکته تویی در سمر، از نکت سندباد موازنه گفته امت مدحتی، خوبتر از لعبتی سخت نکو حکمتی، چون حکم بومعاذ موازنه و تلمیح جایزه خواهم یکی، کم بدهی اندکی ورندهی بیشکی، ز ایزد خواهم عیاذ حُسن طلب- موازنه سیم تو زی من رسید، جامه نیامد پدید جام بباید کشید، جامه ببایدت داد موازنه هست در آن بس کشی جامه زتن در کشی درکشی و برکشی بنده اترا بر چکاد موازنه بنده بنازد بدان، سر بفرازد بدان نگدازد بدان چون بچه بایست شاد موازنه تا طرب و مطربست، مشرق و تا مغربست تا یمن و یثرب است، آمل و استار باد موازنه- کنایه از همیشه بنشین خورشیدوار، می خور جمشید وار فرّخ و امیدوار چون پسر کیقباد تلمیح- موازنه دیوان، صص 19 و 20 در مدح [ابو حرب] بختیار ساقی بیا که امشب ساقی بکار باشد زان ده مرا رنگش چون جلنّار باشد مصرع دوم کنایه از می ده چهار ساغر، تا خوشگوار باشد زیرا که طبع عالم هم بر چهار باشد حُسن تعلیل لشکر گذار باشد، دشمن شکار باشد دینار بخش باشد، دینار بار باشد موازنه هم حق شناس باشد، هم حقگزار باشد هم در بدی و نیکی، اسپاسدار باشد تضاد- موازنه در کارهای عقبی با کردگار باشد در کارهای دینی با اعتبار باشد موازنه شکرش عزیز باشد، دینار خوار باشد از ف ف باشد، از عار عار باشد موازنه- جناس تام جشن سده ا! رسم کبار باشد این آین کیومرث و اسفندیار باشد تلمیح- موازنه زان برفروز کامشب اندر حصار باشد او را حصار میرا، مرخ و عفار باشد موازنه آن آتشی که گویی نخلی ببار باشد اصلش زنور باشد، فرعش ر باشد تشبیه چون بنگری بعرضش، از کوهسار باشد چون بنگری بطولش، سرو و چنار باشد تشبیه گر سرو را زگوهر بر سر شعار باشد ور کوه را ز عنبر در سر خمار باشد تشبیه- تفضیل سرو از عقیق باشد، کوه از عقار باشد این مستعیر باشد، آن مستعار باشد مشروط و مضارع با احمرار باشد، با اصفرار باشد نه احمرار باشد، نه اصفرار باشد موازنه هم با شعاع باشد، هم با شرار باشد زینش لباس باشد، زانش نثارا باشد موازنه چون لاله زار باشد، چون مرغزار باشد نه لاله زار باشد، نه مرغزار باشد تشبیه- رد- توجیه (محتمل الضرین) چمیدن و قرارش مانند مار باشد رخشیدن شعاعش، گویی نضار باشد موازنه میر جلیل برخور، تا روزگار باشد با قند لب نگاری، کز قندهار باشد موازنه خورشید روی باشد، عنبر عذار باشد از پای تا بفرقش رنگ و نگار باشد موازنه بر لحن چنگ و سازی کش زیر زار باشد زیرش درست باشد، بم استوار باشد موازنه دستانهای چنگش سبزة بهار باشد نوروز کیقبادی و آزادوار باشد موازنه تا گوش خوبرویان با گوشوار باشد تا جنگ و تا تعصب با ذوالفقار باشد موازنه تا کان و چشمه باشد، تا کوهسار باشد تا بوستان و سبزی، تا کامگار باشد موازنه تا بیقرار گردون اندر مدار باشد واندر مدار گردون را قرار باشد موازنه تا سعد و نحس باشد، با اختیار باشد چونانکه اختیارش بی اضطرار باشد موازنه ذلّش نهفته باشد، عز آشکار باشد واندر پناه ایزد، در زینهار باشد موازنه دیوان، صص 21 و 22 ********* در وصف بهار و مدح خواجه طاهر باد نوروزی که همی در بوستان ظاهر شود تا بسحرش دیدة هر گلبنی ناظر شود گل که شب ساهر پژمرده گردد بامداد وین گل پژمرده چون ساهر شود زاهر شود ردوالقافیه با جناس لفظ ابر هزمان پیش روی آسمان بندد نقاب آسمان بر رغم او در بوستان ظاهر شود استعاره زرد گل بیمار گردد، فاخته بیمار پرس یاسمین ابدال گردد حردما زائر شود استعاره آستین نسترن پر بیضة عنبر شود دامن بادام بن پر لؤلؤ فا شود استعاره- اضافة استعاری مرغ بی بربط، ببربط ساختن دانا شود آهو اندر دشت چون معشوقگان شاطر شود استعاره- جناس زائد بلبل شیرین زبان بر جوز بن راوی شود زند باف زند خوان بر بید بن شاعر شود استعاره کبک رقاصی کند، سرخاب غوّاصی کند این بدین معروف گردد آن بدان شاهر شود استعاره باد همچون گردد هر طرف دیباربای بوستان آراسته چون کلبة تاجر شود تشبیه هر زمان اندر افتد کلبه را غارت کند مرغ چون بازاریان بر کار ناصابر شود استعاره در مصرع اول نوبهاران مفرش صدرنگ پوشد تا مگر دوستی از دوستان خواجة طاهر شود حُسن تخلص اختیار اوّل سلطان که از گیهان منش احتیار ذوالجلالِ اوّل و آ شود تضاد- جناس خط نیست جابر بر و بر خویشتن و آن که او بر ی جابر بود، بر خویشتن جابر شود تقسیم پیش او هم مکرمت هم محمدت حاصل شده ست هادم بخل او بود کو جود را عامر شود سجع متوازن نفس او پاکیزه است و خلق او پاکیزه تر نفس تن چون خلق تن طاهرشود طاهر شود جناس مزید نعمت بسیار داری، شکر ازان بسیارتر نعمت افزونتر شود آنرا که او شاکر شود جناس مزید عقل و دین آمرت گشت و گشت مأمورت هوی عقل ودین مأمور گردد،چون هوی آمرشود تضاد- سجع متوازن کهتر اندر خدمتت والاتر از مهتر شود شاعر اندر مدحتت والاتر از شاعر شود تضاد دیوان، صص 23 و 24 ********* در مدح خواجه احمد سلطان مسعود غزنوی ابر آزاری چمنها را پر از حورا کند باغ پرگلبن کند، گلبن پر از دیبا کند استعاره از گل گوهر حمرا کند از لؤلؤ بیضای خویش گوهر حمرا ی از لؤلؤ بیضا کند استعاره ور همی چفته کند قدّ مرا گو چفته کن چفته باید چنگ تا برچنگ ترک آوا کند حُسن تعلیل ورهمی آتش فروزد در دل من، گو فروز شمع را چون برفروزی روشنی پیدا کند حُسن تعلیل ور ز دیده آب بارد بر رخ من گو ببار نوبهاران آب باران باغ را زیبا کند حُسن تعلیل ورفکنده ست او مرا در ذلّ غربت گو فکن غربت اندر خدمت خواجه مرا والا کند حُسن تعلیل روز بزم از بخش مال و روز رزم از نعل خنگ روی دریا کوه و روی کوه چون دریا کند سجع متوازی- ع در مصرع دوم همچو معشوقی که سالی با تو همزا نو شود ناز را، وقت عت در میان پیدا کند تشبیه تا بداند خواجه کش دشمن کدام و دوست کیست در سرای این و آن نیکوتر استقصا کند تضاد با چنین کم دشمنان کی خواجه آغازد بجنگ اژدها را حرب ننگ آید که با حربا کند جناس زائد ابله آن گرگی که او نخجیر با شیران کند احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند مذهب کلامی با بزرگان بزرگان جهان پهلو زدی ابله آن کوبخواری جنگ با خارا کند جناس لفظ تا همی باد بهاری باغ را رنگین کند تا همی ابر بهاری راغ را برنا کند سجع متوازی قدر تو بیشی کند، کردار تو پیشی کند بخت تو خویشی کند، گفتار تو بالا کند مجازاً همیشه دیوان، صص 24و25و26 ********* در وصف نوروز و مدح خواجه احمد بن عبدالصمد آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او چون صدهزار همزه که برطرف مدّ بود تشبیه ابر گهرفشانرا هر روز بیست بار خندیدن و گریستن و جزر و مد بود تضاد- تناسب خورشید چون نبرده حبیبی که با حبیب گاهیش 3وصل وصلح وگهی جنگ وصد4بود سیاقه اعداد دیوان، صص 26 و 27 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی ابردیبادوز، دیبادوزد اندر بوستان بادعنبر سوز، عنبر سوزد اندر لاله زار جناس زائد- استعاره چنگِ بازانست گویی شاخک شاهسپرم پای بطّانست گویی برگ بر شاخ چنار تشبیه این برنگ سبز کرده پایها را سبز فام وان بمشک ناب کرده چنگها را مشکبار استعاره صلصل باغی بباغ اندر همی گرید بدرد بلبل راغی براغ اندر همی نالد بزار استعاره ابر بینی فوج فوج اندر هوا در تاختن آب بینی موج موج اندر میان رودبار جناس مضارع خسرو عادل که هست آموزگارش جبرئیل کرده ربّ العالمینش اختیار و بختیار جناس اشتقاق ت سعدش ببوسد هر زمانی آستین طالع میمونش باشد هر زمانی خواستار این دهد مژده بعمری بیحساب و بیعدد وان کند عهده بملکی بیکران و بیشمار تقسیم، لف و نشر مرتب این، کند بردوش گردان گردن گردان چو گرد وان، کندب شت شیران مهرة شیران شیار مصرع اول جناس تام دارد و همچنین جناس زائد این، مرادعاجلش حاصل کند، بی اجتهاد وان، هوای آجلش حاصل کند، بی انتظار جناس لفظ این زعالی گاه و عالی مسند و عالی رکاب وان زمشکین جعد ومشکین باده ومشکین عذار تکرار دیوان، صص 27 و 28 و 29 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی وینک بیامده ست به پنجاه روز پیش جشن سده، طلایة نوروز و نوبهار استعاره این باغ و راغ ملکت نوروز ماه بود این کوه و کوهپایه و این جوی و جویبار جناس لاحق- مصرع دوم جناس زائد برداشت تاجهای همه تارک سمن برداشت پنجه های همه ساعد چنار استعاره بستد عمامه های خز سبز ضیمران بش ت حقه های زر و درّ میوه دار استعاره زین خواجگان پنبه قبای سپید پر زین زنگیان سرخ دهان سیا ار استعاره بنگاه تو زمستان بغارتید هم گنج شایگانت و هم درّ شاهوار استعاره معشوقگانت را، گل و گلنار و یاسمن از دست یاره بر بود از گوش گوشوار استعاره با عندلیبکان کُلَه سرخِ چنگ زن با یاسمینکان بسد روی مشکبار استعاره مستی کنی و باده خوری سال و سالیان شکر گزی و نوش مزی شاد و شادخوار جناس زائد مکرر بر سبزة بهار نشینی و مطربت بر سبزة بهار زند «سبزة بهار» جناس تام ملک جهان بگیری، ازقاف تا به قاف مال جهان ببخشی، از عود تا به قار کنایه از همه جا سیصد گیری، بیش از بزرگمهر سیصد بندی، بیش از سپندیار تلمیح اندر عراق بزم کنی، در حجاز رزم اندر عجم مظالم و اندر عرب شکار جناس لاحق باغ ارم شراع تو باشد، بروز خوان بیت الحرم رواق تو باشد بروز بار مبالغه مهتر بود خزانة زر تو از خزر بهتر بود، قمطرة عود تو از جناس مضارع مر مهترانشان را زنده کنی بگور مر کهتران شان را زنده کنی بدار تضاد جیحون گذاره کردی، سیحون کنی گذر زانسو مدار کردی، زینسو کنی مدار جناس تام پل بر نهادن تو به جیحون نبود پل غُل بود بود بر نهاده به جیحون بر، استوار لاحق دریا بُد، آن سپه که به جیحون گذاشتی دریا نکرده بود به جیحون ی گذار مصرع دوم دریا، استعاره دیوان، صص 30و 31و 32و 33 ********* در تهنیت نوروز و مدح خواجه ابوالقاسم کثیر ابر سیاه چون حبشی دایه ای شدست باران چو شیر و لاله ستان کودکی بشیر تشبیه صلصل بلحن ز ل وقت سپیده دم اشعار بونواس همی خواند و جریر تلمیح، جناس مضارع بر بید، عندلیب زند: باغ شهریار بر سرو، زند واف زند: تخت اردشیر استعاره از آواز خواندن باشد همو بزرگ و چنو روز او بزرگ باشد شقی حقیر و چنو روز او حقیر تضاد پیراهن قصیر بود زشت بر طویل پیراهن طویل، بود زشت بر قصیر ع دایم بود هوای تن تو اسیر عقل که نیست عقل هوای ترا اسیر ع ت بسوی شاه رود، یا بسوی تو باران، برودخانه رود، یا به آبگیر ارسال مثل از کار خیر، عزم تو هرگز نگشت باز هرگز ز راه باز نگشتست هیچ تیر ارسال مثل از حشمت تو مُلک ملکرا گزیر نیست آری درخت را بود از آب ناگزیر جناس خط گر حکم تو سریر تو محکم نداری زیر تو از سرور تو بر پر دی سریر جناس لاحق جود از دو کف بخل زدایت کند نفر بخل از دو دست جود فزایت کند نفیر تضاد- سجع متوازن دیوان، صص 34 و 35 و 36 ********* در وصف بهار و مدح خواجه علی بن محمد هنگام بهارست و جهان چون بت فرخاز خیز ای بت فرخار، بیار آن گل بیخار سجع متوازی آن گل که مر او را بود اشجار ده انگشت وامد شدنش باشد از اشجار به اشجار کنایه- جناس تام در مصرع دوم همواره بگرد گل طیّار بود نحل وین گل بسوی نحل بود دایم طیّار جناس تام آن قطرة باران بین از ابر چکیده گشته سر هر برگ از آن قطره گهربار تفسیر ظاهر آویخته چون ریشة دستارچة سبز سیمین گرهی بر سر هر ریشة دستار تشبیه یا همچو زبرجد گون یک رشتة سوزن اندر سر هر سوزن یک لؤلؤ شهوار تشبیه آن قطرة باران که فرو بارد شبگیر بر طرف چمن بر دو رخ سرخ گل نار گویی بمثل بیضة کافور ریاحی بر بیرم حمرا بپراکنده ست عطار تشبیه وان قطرة باران که فرود آید از شاخ بر تازه بنفشه، نه بتعجیل به ادرار گوییکه مشاطه ز بر فرق عروسان ماورد همی ریزد، باریک بمقدار تشبیه وان قطرة باران سحرگاهی بنگر بر طرف گل ناشکفیده بر سیّار همچون سر عروسان پریروی واندر سر بر شیر آمده هموار تشبیه وان قطرة باران که چکد از بر لاله گردد طرف لاله از ان باران بنگار پنداری تبخالة دک بدمیده ست برگرد عقیق دو لب دلبر عیار تشبیه وان قطرة باران که برافتد بگل سرخ چون اشک عروسیست برافتاده برخسار وان قطرة باران که برافتد بسر خوید چون قطرة سیمابست افتاده بزنگار تشبیه آن دایره ها بنگر اندر شمر آب هر گه که در آن آب چکد قطرة امطار چون مرکز پرگار شود قطرة باران وان دایرة آب بسان خط پرگار تشبیه- تفسیر ظاهر چون آهن سوده که بود بر طبقی بر در زیر طبق مانده زمغناطیس احجار تشبیه گویی که همه جوی، گلابست و رحیقست جویست بدیدار و خلیجست بکردار موازنه گر ناوکی اندازد عمدا بنشاند پیکان پسین ناوک، در پیشین سوفار تضاد از مردم بداصل نخیزد هنر نیک کافور نخیزد ز درختان سپیدار ارسال مثل جباری تری چون متواضعتر باشی باشی متواضعتر، چون باشی جبار ع الحق که سزاوار تو بوده ست ریاست وایزد برسانیده سزا را به سزاوار جناس زائد انگشتری جم برسیده ست به جم باز وز دیو نگون اختر برده شده آوار تلمیح دیوان، صص 36و 37و 38و 39 ********* بدهقان کدیور گفت انگور مرا خورشید کرد آبستن از دور استعاره- تجاهل عارف شدم آبستن از خورشید روشن نه معذورم، نه معذورم، نه معذور تکرار من از اوّل بهشتی وار بودم رخ من بودِ چون پیراهن حور استعاره به خنجر حنجر من باز بُرّی نشانی مر مرا بر پشت مزدور جناس خط بکوبی زیر پای خویش خُردم دو کتف من بسنبانی چو شاپور تلمیح- استعاره بیندازی عظام و لحم و شحمم رگ و پی همچنان و جلد مقشور اشتقاق بگیری خون من مانند لاله چو قطرة ژاله و چون اشک مهجور جناس لاحق پس آنگاهی برون آور ز خمّم چو کفّ دست موسی در که طور تلمیح دیوان، صص 39 ********* در وصف بهار و مدح شهریار نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز می خوشبوی فراز آور و بربط بنواز سجع مطرف بوستان عود همی سوزد، تیمار بسوز فاخته نای همی سازد، طنبور بساز استعاره بقدح بُلبله را سر بسجود آور زود که همی بلبل بر سرو کند بانگ استعاره بدوان از بر خویش و بپران از کف خویش بر آهو بچه: یوز و بر تیهو بچه: باز سجع مطرّف زرستان، مشک فشان، جام ستان، بوسه بگیر باده خور، لاله سپر، صید شکر، چوگان باز سیاقه اعداد پایش از پیش دو دستش بنهد سیصد گام دستش از پیش دوچشمش بنهد سیصد باز اغراق بانگ او کوه بلرزاند، چون شنة شیر سم او سنگ بدرّاند، چون نیش گراز اغراق بهتر از حوت بآب اندر، وز رنگ بکوه تیزتر زآب بشیب اندر وز آتش بفراز تضاد بگذرد او بیکی ساعت از پول صراط بجهد باز بیک جستن از کوه طراز سجع متوازن ره بر و شخ شکن و شاد دل و تیز عنان خوش رو وسخت سم وپاک تن وجنگ آغاز تنسیق صفات گوش و پهلو و میان و کتف و جبهه و ساق تیز و فربی و نزار و قوی و پهن و دراز لف و نشر مرتب برق جه، باد گذر، یوزدو و کوه قرار شیردل، پیل قدم، گورتک، آهو پرواز تنسیق صفات بجهد، گر بجهانی، ز سر کوه بلند بدود، گر بدوانی ز بر تار طراز اشتقاق کُه کن و بارکش و کارکن و راهنورد صفدر و تیزرو و تازه رخ و شیرآواز تنسیق صفات بچنین اسب نشین و بچنین اسب گذر بچنین اسب گذار و بچنین اسب گراز تکرار رخ ت بفروز، آتش فتنه بنشان دل حکمت بزدای، ملکت بطراز تضاد برهمه خلق ببند و بهمه بگشای درهای حَدَثان و خُمهای بگماز تضاد نجهد از بر تیغت، نه غضنفر، نه پلنگ نرهد از کف رادت، نه بضاعت، نه جهاز سیاقه اعداد ماهرا رأس و ذنب ره ندهد در هر برج تا ز سعد تو ندارند مر این هر دو جواز اغراق همچنین دیر زی و شاد زی و ّم زی همچنین داد ده و نیزه زن و بخل گداز موازنه کش و بندو برو آرو کن کار و خور و پوش: کین و مهروغم و لهو و بدونیک و می وراز لف و نشر مرتب ده و گیر و چن و باز و گز و بوس وروو کن زرو جام وگل وگوی و لب وروی وره وناز لف و نشر مرتب دل خویش وکف خویش ورخ خویش و سرخویش بزدای و بگشای و بفروز و بفراز لف و نشر مرتب دیوان، صص 40 و 41 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی دل بجای شاه باشد وین دگر اندامها ساخته چون لشکر شطرنج از شطرنج بار تشبیه شاه دل گم گشت و چون شطرنج راشه گم شود کی تواند باختن شطرنج را شطرنج باز تکرار من نیازومند تو گشتم و هر کوشد چنین عاشق ناز تو میزیبدش هر گونه نیاز جناس زائد چون کلنگان از هوا آهنگ او سوی نشیب چون پلنگان از نشیب آهنگ او سوی فراز سجع متوازی- تضاد اعوجی کردار و دلدل قامت و شبدیز نعل رخش فرمان و براق اندام و شبرنگ اهتزاز تنسیق صفات شیرگام و پیل زور و گرگ پوی و گورگرد ببردو، آهوجه و روباه عطف و رنگ ناز تنسیق صفات گاه رهواری چو کبک و گاه جولان چون عقاب گاه برجستن چو باشه گاه برگشتن چو باز تشبیه ای خداوندی که تا تو از عدم پیدا شدی بسته شد درهای بخل و آن نیکی گشت باز حسن طلب تا همی گیتی بماند اندرین گیتی بمان تا همی عزّت بنازد اندرین عزّت بناز جناس زائد کاتبت را گو: نویس و خازنت را گو: بسنج ناصحت را گو: گزار وحاسدت راگو:گداز موازنه پشت بدخواهان شکن برفرق بدگویان گذر پیش بت رویان نشین،نزدیک دلخواهان گراز موازنه از ستمکاران بگیر و با نکوخواهان بخور با جهانخواران بغلط و بر جهاندان بتاز حسن طلب دیوان، صص 42 و 43 ********* در مدح خواجه احمد [عبدالصمد سلطان مسعود] گلبنان در بوستان چون خسروان آراسته مرغکان چون شاعران د یش این یازان فراز موازنه لالة رازی شکفته پیش برگ یاسمن چون دهان بسدین درگوش سیمین گفته راز جناس زائد وان بنفشه چون عدوی خواجة گیتی نگون سر بزانو برنهاده رخ به نیل اندوده باز تشبیه خواجه احمد آن رئیس عادل پیروزگر آن فریدون فرّ و کیخسرو دل و رستم براز تلمیح هر زمان ز افراط عدل او چنان گردد کزو زعفران گرکاری، آرد بر، دو دندان گراز اغراق هست حرص او بمال و خواسته از بهر جود حرص چون چونین بودمحمودباشدحرص وآز حسن طلب وان قلم اندر بنانش گه معزّ و گه مذّل دشمنان زو با مذلت، دوستان با اعتزاز جناس زائد برکشد تار طراز عنبرین از کام خویش چون برآرد عنکبوت از کام خود تار طراز تشبیه قیمت یکتا طرازش از طراز افزون بود درجهان هرگز شنیدستی طرازی زین طراز؟
جناس زائد مکرر قامت کوتاه دارد، رفتن شیر دژم گونة بیمار دارد، قوّت کوه طراز تنسیق صفات تا همی ت بماند، بر سر ت بمان تا همی ملکت بپاید بر سر ملکت بناز تکرار گنج نه، گوهرفشان، صهباکش و دستان شنو بارده، قصه ستان توقیع زن، تدبیر ساز تنسیق صفات و حسن طلب روی بین و زلف ژول و خال خار و خط ببوی کف گشای ودل فروز وجان ربای وسرفراز سجع متوازن و تنسیق صفات دیوان، صص 43 و 44 ********* در مدح خواجه ابوالعباس نگاه کن که به نور روز چون شده ست جهان چو کارنامة مانی در آبگون قرطاس تشبیه- تلمیح درست گویی نخّاس گشت باد صبا درخت گل بمثل چون کنیزک نخّاس تشبیه هزاردستان این مدحت منوچهری کند روایت در مدح خواجه بوالعباس استعاره همه به خیرست مرورا همت همه به دادن مالست مرورا وسواس حُسن طلب چو عدل او هست آنجایگه نباشد جور چو امن او هست آنجایگاه نیست هراس مراعات نظیر خدیا عزّ وجل از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خنّاس تأیید- اقتباس دیوان، ص 45 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی سمن بوی آن سر زلفش که مشکین کرد آفاقش عجب نی ارتبت گرددزروی شوق مشتاقش اشتقاق دو مار افسای عینینش دو مار ستند زلفینش که هم مارست مارافسای وهم زهرست تریاقش تشبیه زخواب اندر چو برخیزم سته گردم، دوته گردم ازان جادو،وزان آهو،سیه چشمش،دوته طاقش موازنه گرفتم عشق آن آهو سپردم دل بدان جادو کنون آهو وشاقی گشت وجادو کرد او شاقش موازنه- جناس زائد جهانداری که هرگه کو برآرد تیغ هندی را زبانی را بدوزخ در، بپیچد ساق برساقش جناس زائد وگر فغفور چینی را دهد منشور دربانی به سنباده حروفش را بسنباند در احداقش مصرع دوم سجع متوازن دارد وگر افلاکرا آصف همه اعناق کردی خیال فرش تخت او ش تی پشت واعناقش جناس زائد وگر آزر بدانستی تصاویرش نگا نه ابراهیم ازان بدعت بری گشتی، نه اسحاقش تلمیح کمند رستم دستان نه بس باشد رکاب او چنانچون گرزافریدون نه بس مسمار ومزراقش تلمیح- اغراق همایون بازو و دستا! که آن دستست و آن بازو که هم آفات زرّاقست و هم آیات رزّاقش جناس خط کرا خواهد، بدان بازو، ازو ارزاق برگیرد کرا خواهد،کف دستش،کند موصول ارزاقش حُسن طلب دیوان، صص 46و 47و 48 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی هم بدان رو کاشتقاق فعل از فاعل بود چرخ و سعد از کنیت و نام توگیرند اشتقاق اشتقاق ازهمه شاهان چنین لشکر که آورد و که برد از عراق اندر اسان وز اسان در عراق مصرع دوم ع آسمان نیلگون، زیرش زمین بی س گر نیاید پیش اندر عهدو پیمان و مثاق اغراق آفتابش گردد از گرز گرانت من ف اخترانش یابد از شمشیر تیزت افتراق اغراق روزگار شادی آمد، مطربان باید کنون گاه ناز و گاه راز و گاه بوس و گه عناق سیاقه اعداد تا بباشد آسمانرا تیرگی و روشنی تا بباشد اختران را اجتماع و احتراق تضاد شاد باش و می ستان از ریدکان و ساقیان ساقیان سیم ساعد، ریدکان سیم ساق تنسیق صفات- تکرار- ع دیوان، صص 48 و 49 ********* در مدح اسپهبد بینی آن ترکی که او چون برزند برچنگ، چنگ از دل ابدال بگریزد بصد فرسنگ، سنگ مصرع اول جناس تام و مصرع دوم جناس زائد بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبر چون کشد بر اسب خویش ازموی اسب اوتنگ تنگ جناس تام چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی با وش و با نفیر و با غریو و با غرنگ جناس تام زنگیی گویی بزد در چنگ او در چنگ خویش هر دو دست خویش ببریده براو مانند چنگ جناس تام وان سر انگشتانِ او را بر بریشمهای او ی بس بلعجب و آمد شدی بس بیدرنگ تفسیر ظاهر بر سماع چنگ او باید نبید خام خورد می خوش آید خاصه اندرمهرگان بربانگ چنگ سجع مطرف آب چون آتش بود با خشمش آتش همچو آب گنگ چون دریا بود باجوداو دریا چوگنگ تضاد- تشبیه- ع - حُسن طلب ارزنی باشد به پیش حمله اش ارژنگ دیو پشه ای باشد به پیش گرزه اش پو شنگ تلمیح تیغ او و رُمح او و تیر او و گرز او دست او و جام او و کلک او و پالهنگ لف و نشر مرتب گاه ضرب و گاه طعن و گاه رَمی و گاه قید گاه جود و گاه بزم و گاه خط و گاه جنگ لف و نشر مرتب فرق بُرّ و سوز و دیده دوز و مغز ریز دُرّ بار و مش ای وزرد چهر و سرخ رنگ لف و نشر مرتب برده ران و برده ، برده زانو، برده ناف از هیون و از هزبر و از ن و از پلنگ لف و نشر مشوش دشت را و بیشه را و کوه را و آب را چون ن وچون پلنگ وچون شترمرغ ونهنگ لف و نشر مشوش باشدن، با آمدن، با رفتن و برگشتنش ابر گرد وباد کند و برق سست و چرخ لنگ لف و نشر مشوش ساق چون پولاد، و زانو چون کمان و پی چو زه سُم چوالماس ودلش چون آهن وتن همچو سنگ تنسیق صفات بیش بین چون کر و جولان کننده چون عقاب راهوار ایدون چون کبک و راست رو همچون کلنگ تنسیق صفات ای رئیس مهربان، این مهرگان فرخ گذار فرّ و فرمان فریدون را توکن فرهنگ وهنگ مصراع اول جناس لاحق و مصراع دوم جناس زائد مکرر خز بده اکنون به رزمه، می ستان اکنون به رطل مشک ریز اکنون به من، عود سوز اکنون به تنگ حُسن طلب تا برآید از کوه میع ماغگون آسمان آس گون از رنگ او گردد خلنگ مصراع اول اشتقاق و مصراع دوم سجع مطرف باد عمرت بی زوال و باد عزت بی کران باد سعدت بی نحوست، باد شهدت بی شرنگ سجع متوازن بخت بی تقصیر و محنت، روز بی مکروه و غم دهر بی تلبیس و تُنبل، چرخ بی نیرنگ و رنگ جناس زائد مکرر دیوان، صص 50 و 51 و 52 و 53 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی ولیکن ماه دارد قصد بالا فروشد آفتاب از کوه بابل تضاد غافلیم و ماه و خورشید بر این گردون گردان نیست غافل مذهب کلامی بیامد اوفتان خیزان بر من چنان مرغی که باشد نیم بسمل تضاد حکیمان زمانه راست گفتند که جاهل گردد اندر عشق، عاقل جناس لاحق که عاشق قدر وصل آنگاه داند که عاجز گردد از هجران عاجل سجع متوازن بدین زودی ندانستم که ما را سفر باشد به عاجل یا به آجل جناس مضارع چو برگشت از من آن معشوق ممشوق نهادم صابری را سنگ بر دل جناس لاحق نه وحشی دیدم آنجا و نه اِنسی نه راکب دیدم آنجا و نه راجل سجع متوازن گشادم هر دو زانوبندش از دست چو مرغی کش گشایند از حبایل تشبیه همی راندم نجیب خویش چون باد همی گفتم که اَللهم سَهّل ملمع همی رفتم شتابان در بیابان همی بیک منزل دو منزل سجع متوازن بیابانی چنان سخت و چنان سرد کزو خارج نباشد هیچ داخل تضاد بگوش من رسید آواز خلخال چو آواز جلاجل از جلاجل جناس تام دستان گوناگون همی زد بسان عندلیبی از عنادل اشتقاق عماری از بر ترکی تو گفتی که طاووسیست بر پشت حواصل تشبیه به عالی درگه دستور، کور است معالی از اعالی وز اسافل جناس لاحق حدیث او معانی در معانی رسوم او فضایل در فضایل تکرار همی نازد بعهد میر مسعود چو پیغمبر به نوشیروان عادل تلمیح درآید پیش او بدره چو قارون درآید پیش او سائل چو عایل سجع متوازی شود از پیش او سائل چو بدره رود از پیش او بدره چو سائل ع ، حُسن طلب بلرزند از نهیب او نهنگان بلرزد کوه سنگین از زلازل اغراق تویی ظلّ خدا و نور خالص بگیتی شنیده ست این شمایل یکی ظلّی که هم ظلّست و هم نور یکی نوری که هم نورست و هم ظلّ لف و نشر مرتب گهر داری، هنر داری بهر کار بزرگی را چنین باشد دلایل موازنه تویی وهّاب مال و جز تو واهب تویی فعّال جود و جز تو فاعل قلب یکی شعر تو شاعر تر ز حسان یکی لفظ تو کاملتر ز کامل تلمیح- جناس زائد افاضل نزد تو یازند هموار که زی فاضل بود قصد افاضل جناس زائد گرم مرزوق گردانی به خدمت همان گویم که اعشی گفت و دعبل تلمیح الا تا بانگ دُرّاجست و قمری الا تا نام سیمرغست و طغرل تأیید تنت پاینده باد و چشم روشن دلت پاکیزه باد و بخت مقبل تأیید دهاد ایزد مرا در نظم شعرت دل بشّار و طبع ابن مقبل تلمیح دیوان، صص 53و 54و 55و 56و57و 58و 59 ********* در مدح سلطان مسعود غزنوی آمده نوروز ماه با گل سوری بهم بادة سوری بگیر، بر گل سوری بچم تکرار زلف بنفشه ببوی، لعل خجسته ببوس دست چغانه بگیر، پیش چمانه بخم استعاره- موازنه ای صنم ماهروی! خیز بباغ اندر آی زانکه شد از رنگ و بوی باغ بسان صنم تشبیه شاخ برانگیخت 8در، خاک برانگیخت نقش باد فروبیخت مشک، ابر فروریخت نم موازنه مقرعه زن گشت رعد مقرعة او درخش غاشیه کش گشت باد غاشیة او دیم موازنه قمری درشد به حال، طوطی در شد به نطق بلبل در شد به لحن، فاخته در شد به دم موازنه در صَلَوات آمده ست بر سر گل عندلیب در حرکات آمده ست شاخک شاهسپرم مصرع اول استعاره باد علمدار شد، ابر علم شد سیاه برق چنانچون ز زریک دو طراز علم موازنه راغ بباغ اندرون، چون علم اندر علم باغ براغ اندرون، چون ارم اندر ارم موازنه بر دم طاووس ماه، بر سر هدهد کلاه بر رخ درّاج گل، بر لب طوطی بقم موازنه باد زره گر شده ست، آب مسلسل زره ابر شده خیمه دوز ماغ مسلسل خیم موازنه صلصل خواند همی شعر لَبید و زُهیر نارو راند همی مدح جریر و خثم استعاره بر دم هر طاوسی صد قمر و سی قمر بر پر هر کبککی نُه رقم و ده رقم جناس تام از بر اهل زمین، وز بر تخت پدر هست چوشمس الضحی هست چوبدرُالظّلم ملمع روی ندارد گران از سپه و جز سپه مال ندارد دریغ از حشم و جز حشم حُسن طلب ت او غالبست، بر عدو و جز عدو طاعت او واجبست بر خدم و جز خدم کنایه از همه نیست به بدرهنمون، نیست به بد مضطرب نیست به بد بردبار، نیست به بد متهم موازنه خسرو ما پیش دیو جمّ سلیمان شده ست وان سر شمشیر او مهر سلیمان جم تلمیح یا بکَشدشان به پیل یا بکُشدشان به تیر یا بگذارد به تیغ، یا بگدازد به غم موازنه- جناس خط دانی کاین قصه بود هم به گه بیوراسب هم به گه بخت نصر هم به گه بوالحکم تلمیح به سرگذشت شاه هم گه بهرام گور هم گه نوشیروان هم به گه اردشیر هم به گه رستهم تلمیح آ دیری نماند استمِ استمگران زانکه جهان آفرین دوست ندارد ستم جناس زائد داد ببین تا کجاست، فضل ببین تاکراست کیست عظیم الفعال، کیست کریم الشیم موازنه اوست خداوند ملک، اوست خداوند خلق اوست مُحلّی بحمد اوست مصفّا زذم موازنه داد بر خسرو است، عدل بر شهریار جود بر شاه شرق، بخشش مال و نعم حُسن طلب و موازنه شاد روان باد شاه شاد دل و شادکام گنجش هر روز بیش، رنجش هر روز کم تأیید- واج آرایی با حرف ش دست سوی جام می، پای سوی تخت زر چشم سوی روی خوب، گوش سوی زیروبم موازنه دیوان، صص 59و 60و 61و 62 ********* در مدح سپهسالار مشرق علی بن عبیدالله صادق شبی گیسو فرو هشته به دامن پلاسین معجر و قیرینه گرزن استعاره بکردار زنی زنگی که هر شب بزاید کودکی بلغاری آن زن تشبیه کنون شویش بمرد و گشت فرتوت ازان فرزند زادن شد سترون استعاره شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک چو بیژن در میان چاه او من تلمیح- تشبیه ثرّیا چون منیژه بر سر چاه دو چشم من بدو چون چشم بیژن تلمیح- تشبیه بنات النعش گرد او همی گشت چو اندر دست مرد چپ فلاخن تشبیه دم عقرب بت د از سر کوه چنان چون چشم شاهین از نشیمن استعاره نعایم پیش او چون چار خاطب بپیش چار خاطب چار مؤذن تشبیه برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر یکی میغ از ستیغ کوه قارن اشتقاق چنانچون صد هزاران من تر که عمدا در زنی آتش به من جناس زائد بجستی هر زمان زان میغ برقی که کردی گیتی تاریک روشن تضاد در آ چنان آهنگری کز کورة تنگ بشب بیرون کشد تفسیده آهن تشبیه وشی برکشیدی تند تندر که موی مردمان کردی چو سوزن جناس زائد پدید آمد هلال از جانب کوه بسان زعفران آلوده محجن تشبیه جمال مُلکت ایران و توران مبارک سایة ذوالطّول و المّن ملمع سیاست ش بهتر سیاست زلیفن بستنش بهتر زلیفن تکرار چو پرگاری که از هم باز درّی زهم باز اوفتد اندام دشمن تشبیه رسد دست تو از مشرق بمغرب ز اقصای مداین تا به مدین جناس زائد نسب داری حسب داری فراوان ازیرا نسبتت پا ت و مسکن جناس لاحق نریزد از درخت ارس کافور نخیزد از میان لاد لادن جناس زائد زیادی ّم و ّم زیادی میان مجلس شمشاد و ع انوشه خور، طرب کن، جاودان زی درم ده، دوست خوان دشمن پراکن حُسن طلب بچشم بحت روی مُلک بنگر بدست سعد پای نحس بشکن تضاد همه ساله به دلبر دل همی ده همه ماهه به گرد دن همیدن جناس زائد مکرر دیوان، صص 62و 63و 64و 65و 66 ********* در مدح منوچهر بن قابوس برآمد زکوه ابر مازندران چو مار شکنجی و مازاندرآن جناس مرکب مفرق بسان یکی زنگی حامله شکم کرده هنگام زادن گران تشبیه همی زاد این دختر بر سپید پسر همچو فرتوت پنبه سران استعاره جز این ابر و جز مادر زال زر نزادند چونین پسر مازندران تلمیح- استعاره همی آمدند از هوا خُرد د بنور(؟
) سپید اندر، آن دختران استعاره نشستند زاغان به بالینشان چنان دایگان سیه معجران تشبیه- استعاره بجوش اندرون دیگ بهمنجنه بگوش اندرون بهمن و قیصران تلمیح ترا گویم ای سیّد مشرقین که مردم مِرانند و تو نا مِران قلب میِ زعفری خور ز دست بتی که گویی قضیبی ست از خیزران استعاره- تشبیه ز رامشگران رامشی کن طلب که رامش بود نزد رامشگران جناس زائد دیوان، صص 66و 67و 68و 69 ********* در وصف فرماید یا در خُم من بادی، یا در قدح من یا در کف من بادی، یا در دهن من


مشاهده متن کامل ...

فرخی 90 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی فرخی 90 ص با و پر سرعت .

فرمت فایل:  image result for word doc 

 

 

 

 

 قسمتی از محتوای متن word 

 

تعداد صفحات : 114 صفحه

در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین غزنوی برآمد پیلگون ابری زروی نیلگون دریا چو رای عاشقان گردان چوطبع بیدلان شیدا تشبیه چو گردان گشته سیل میان آب آسوده چو گردان گردباد تندگردی تیره اندروا تشبیه تو گفتی گرد زنگارست بر آیینة چینی توگفتی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبا مجاز بسان مرغزار سبزرنگ اندر شده گردش به یک ساعت ملون کرده روی گنبد خضرا کنایه تو گفتی آسمان دریاست از سبزی و بر رویش به پرواز اندر آورده ست ناگه بچگان عنقا تشبیه بسان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه بکردار عبیر بیخته بر صفحة مینا تشبیه مرکب هوای روشن ازرنگش مغبر گشت و شد تیره چو جان کافر کشته زتیغ خسرو والا حُسن تخلص یمین ت و ت بدو آراسته گیتی امین ملت و ملت بدو پیراسته دنیا سجع متوازی شهنشاهی که شاهان را زدیده خواب برباید زبیم نُه منی گرزش به جابلقا و جابلسا کنایه گر اسکندر چنو بودی به ملک و لشکر و بازو نگشتی عاصی اندر امر او دارای بن دارا تلمیح چومدحش خواند نتوانی چه گویا و چه ناگویا چو رویش دید نتوانی چه بینا و چه ن نا تضاد نه آتش را بود گرمی، نه آهن را بود قوت نه دریا را بود رادی، نه گردون را بود بالا اغراق زخشمش تلخ تر چیزی نباشد در جهان هرگز زتلخی خشم او نشگفت اگر الوا شد حلوا سجع متوازی همی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون چو بر دیبای فیروزه فشانده لؤلؤ لالا شروع ات تأیید و شریعه قصیده گهی چون آینة چینی نماید ماه دو هفته گهی چون مهرة سیمین نماید زهرة زهرا شروع ات تأیید و شریعه قصیده عدیل شادکامی باش و جفت ملکت باقی قرین کامگاری باش و یار ت برنا تأیید دیوان، صص 1و 2و 3 ******* مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید نیلگون برکشید هوا باغ بنوشت مفرش دیبا استعاره آبدان گشت نیلگون رخسار وآسمان گشت سیمگون سیما استعاره چون بلور ش ته، بسته شود گر براندازی آب را بهوا تفسیر ظاهر بینوا گشت باغ مینا رنگ تا درو زاغ برگرفت نوا تضاد- جناس تام- ردوالعجز علی الصدر مطرب بینوا نوا نزند اندر آن مجلسی که نیست نوا تضاد- جناس تام گرنه عاشق شدست برگ درخت از چه رخ زرد گشت و پشت دوتا تشخیص- جان بخشی باد را کیمیای سوده که داد که ازو زر ساوگشت گیا تشبیه- حُسن تعلیل گرگیا زردگشت باک مدار بس بود سرخ روی خواجة ما تخلص تا بدریا رسید باد سخاش درش تست زایش دریا تشبیه تفضیل هر که خالی شد از عنایت او عالم او را دهد عنان عنا جناس زائد زایرانرا سرای او حرمست مسند او منا و صدر صفا تناسب او کند فرق نیک را از بد او شناسد صواب را زخطا تضاد او سزاوار تر بمدح و ثناست جهد کن تا رسد سزا بسزا جناس زائد ای ستوده خوی ستوده سخن ای بلند اختر بلند عطا تنسیق صفات تا ست مایة مؤمن تا صلیبست قبلة ترسا تأیید- جناس کار زائد شادمان باش و بختیار و عزیز جاودان، کامران و کامروا تأیید- جناس کار زائد دیوان، صص 3 و 4 ******* در مدح محمد بن محمود بن سبکتگین خاصه باروی سپید و پاک چون تابنده روز خاصه با موی سیاه و تیره چون تاریک شب تضاد تا ه ست از دو چشمش برنباید داشت چشم تا نشسته ست از علش برنشاید داشت لب استعاره از لب با سرینهای سپید و گرد چون تل سمن با میانهای نزار و زار چون تار قصب جناس زائد از دلارامی و نغزی چون غزلهای شهید وز دلاویزی و خوبی چون ترانة بوطلب منظور از شهید، شهید بلخی شاعر دورة سامانیان بهمن آنگه روستم را چند گه شاگرد شد تا خصالش بیخلل گشت و فعالش منتخب تلمیح- سجع متوازن همچنان کیخسرو و اسفندیار گرد را رستم دستان همی آموخت فرهنگ و ادب تلمیح تو دلی داری چو دریا و کفی داری چو ابر زان همی پاشی جواهر، زین همی باری ذهب لف و نشر مرتب عامل بصره بنام تو همی خواهد اج خاطب بغداد بر نامت همی خواند خطب جناس زائد خانة بی طاعتان از تیغ تو گردد اب گنجهای مغربی از دست تو گردد ب جناس زائد تیغها چون ارغوان و رویها چون شنبلید آن زخون خلق و این از بیم تاراج و نهب لف و نشر رزمگه زیشان چنان گردد که پنداری بود هیبت تو بادو ایشان کاه و آن صحرا خشب سیاقه اعداد گرد بوجهل آن ی گردد که نن د زجهل بولهب را بر خود آن خواند که بپسندد لهب تلمیح من یقین دانم همی گرچه رجب را فضلهاست یکشب از ماه مبارک به که سی روز از رجب تشبیه تا چو بنویسی بصورت هر یکی چون هم بوند شیرو شیر و دیرو دیر و زیرو زیر و حب وحب جناس تام- مصرع دوم شادمان باش ای کریم و در کریمی بی ریا پادشا باش ای جواد و در جوادی بی ریب جناس زائد- سجع متوازن دشمنان و حاسدان بدسکالان ترا مرگ اندر بی ی و زندگانی در تعب حذف فعل به قرینة معنوی دیوان، صص 3و 4و 5و 6و 7 ******* در مدح ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبکتگین عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب جمع و تقسیم بار خم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر با دوچشمم آب وخون و باتنم رنج وعذاب جمع و تقسیم وین عجایب تر که چون این هشت با من یار کرد هشت چیز از من ببرد و هشت چیز تنگیاب جمع و تقسیم راحت و آرام روح و رامش و تسکین دل نزهت و دیدار چشم و زینت و فر شباب جمع و تقسیم در رگ و اندر تن و اندر دل و در چشم من خواب وصبر وروح وخونم را برافتاد انقلاب لف و نشر و جمع و تقسیم رنج دارد جای خون و درد دارد جای روح عشق دارد جای صبر و آب دارد جای خواب لف و نشر و جمع و تقسیم روی تو بسترد و بر بود و بیفکند و ببرد چارچیز از چارچیز و هر یکی را کرد غاب جمع و تقسیم می از نوبهار و تازگی از سرخ گل نیکویی از گرد ماه و روشنی از آفتاب جمع و تقسیم چارچیز تو نباشد سال و مه بی هشت چیز هریکی زان هشت دارد سوی دل بردن شتاب جمع و تقسیم چشم تو بی خواب و سهر و روی تو بی سیم وگل جعد تو بی چین وپیچ وزلف تو بی بندوتاب جمع و تقسیم تاب زلفین و خم جعد تو نشناسم همی از خم و تاب کمند خسرو مالک رقاب حسن تخلص میر ابواحمد محمد خسرو ایران زمین کایزد او را چند چیز نیک داد از چند باب جمع و تقسیم از هنر نام بلند و از شرف جاه عریض از ادب لفظ بدیع و از د رای صواب جمع و تقسیم هرگز او در چاروقت از چارچیز اندر نماند عجز هرگز پیش یک نهمت نگشت اورا حجاب جمع و تقسیم وقت کردار از توان و وقت پیکار از عدو وقت دیدار از صواب و وقت گفتار از جواب جمع و تقسیم وقت کردار از توان و وقت پیکار از عدو وقت دیدار از صواب و وقت گفتار از جواب جمع و تقسیم هشت چیز او را ببرد از هشت مایه هشت چیز سال و ماه این هشت چیزش را همینست اکتساب جمع و تقسیم حلم او سنگ زمین و طبع او لطف هوا روی او دیدار ماه و کف او جود سحاب جمع و تقسیم رسم او حسن بهار و لفظ او قدر شکر خلق او بازار مشک و خوی او بوی گلاب جمع و تقسیم در دیار گانان اندرین عهد غریب چارچیز نامور کرد از پی مزد و ثواب جمع و تقسیم مسجد آدینه و عالی منار میمنه سد رود شوربار و جوی آب نوسراب جمع و تقسیم از پی خوبی و از بهر صلاح مردمان کشت کرد اندر بیابان، آب راند اندر سراب اغراق- مصراع دوم کار غیر ممکن است هشت چیزش را برابر یافتم با هشت چیز هر یکی زان هشت سوی فضل او دارد مآب جمع و تقسیم تیغ او را با قضا و تیر او را با ظفر لفظ او را با قران و حفظ او را با کتاب جمع و تقسیم حزم او را با امان و عزم او را با ظفر لفظ او را باقران و حفظ او را با کتاب جمع و تقسیم چارچیزش را مبادا جاودانه چار چیز این دعا نشگفت اگر گردد بساعت مستجاب جمع و تقسیم و تأیید مدت او را کران و لشکر او را عدد ملکت او را زوال و نعمت او را حساب جمع و تقسیم و تأیید دیوان، صص 7و 8 ******* در تهنیت ولادت پسری از امر ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود سپیده دم که هوا بر درید پردة شب بر آمد از سرکه روز با ردای قصب استعاره سپید روز سپه روی داده بود به چین شب سیاه سپه روی داده سوی حلب کنایه از طلوع صبح چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی چو زنگیی که بخنده گشاده باشد لب تشبیه همی فروشد شمامه ای زمشک سیاه همی برآمد شمعی زعنبر اشهب استعاره همی شد از پس شب با ستارگان پروین چو هفت کوکب سیمین برآهنین زبزب تشبیه چو غوطه خورد در آب کبود مرغ سپید زچشم دیده نهان شد در آسمان کوکب تشبیه یکی پسر که بزرگی و پادشاهی را لقای اوست دلیل و بقای اوست سبب جناس لاحق بخامه برجگر دوستان چکانید آب بتیغ بر جگر دشمنان فکند لهب کنایه بخامه کرد ولی را امید زیر مراد بتیغ کرد عدو را ستاره زیر ذنب کنایه ی که قصد تو کرد از جهان سخاوت تو م کنیت و از نام ملک و نام خطب جمع و تقسیم سخا نمایی و مردی کنی و داد دهی جز این سه چیز نداری درین جهان م ب جمع و تقسیم همیشه تا بمیان دو مه بود شعبان میان ماه صیام و میان ماه رجب تأیید نصیب تو ز جهان می و شادی باد نصیب دشمن توزین جهان عنا و تعب تضاد تهی مباد سه چیز تو جاودان زسه چیز کف از و کنار از نگار و دل زطرب تقسیم چو باغ پرشکفه مجلس تو م باد بروی غالیه زلفان یاسمین غبغب دیوان، صص 8و 9و10 ******* در مدح ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین گوید چو سیر گشت سر نرگس غنوده زخواب گل کبود فرو زیر پردة آب استعاره چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا فرو کشید ز رخ ارغوان کبود نقاب استعاره زلاله باغ پر از شمع برفروخته بود نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب تشبیه و استعاره بکشت باد خزان شمع باغرا و رواست اگر ندارد با باد شمع تابان تاب جناس زائد مکرر- استعاره مگر درخت شکفته گناه آدم کرد که همچو آدم همی شود زئیاب تلمیح- استعاره برآمد از سر کهسارها طلایة ابر چو جوقهای حواصل که برکشی بطناب استعاره- تشبیه کنون کزابر چو پر حواصلست هوا چه داشت باید موی حواصل و سنجاب تشبیه و حُسن تعلیل بجای لاله و بوی بهار تازه بخواه نبید روشن و دود بخور و بوی گلاب مصرع دوم سیاقه اعداد بهار تازه همی خورد پیش ازین شب و روز زدست باغ به جام گل شکفته تضاد و استعاره چو مست گشت بروخواب چیر گشت و ب ز بسکه خورد بباغ شکفته بادة ناب استعاره خزان سپه بدرباغ برد و تعبیه کرد بدان نیت که کند خانة بهار اب استعاره بهار چشم چو بگشاد خویشتن را دید بدست دشمن و خانه شده اب و یباب استعاره- سجع متوازن او بهزیمت نهاده روی از بیم شهاب وارهمی رفت هر یک بشتاب تشبیه بگشته گونة برگ درخت سبز از غم بگشته گونه و لرزنده گشته چون سیماب استعاره چه گفت؟
گفت مرا گر طلب کند روزی برادر ملک آن مالک قلوب و رقاب حُسن تخلص خزان خیره پشیمان شود زکردة خویش چنانکه بدکنشان بر صراط روز حساب تشبیه بنیک و بدش از ایزد همه خلایق را سید یوسف دهد ثواب و عقاب تضاد بدست اوست همه علم حیدر کرار بنزد اوست همه عدل عمر خطاب تلمیح به حدیث ایا ببزمگه آزاده تر ز صد حاتم ایا بمعرکه مردانه تر زصد سهراب تلمیح در مصیبت خصم ارنه تیغ تست چرا چو او بجنبد خصمان تو شوند مصاب جناس اشتقاق بساتنا که چو قارون فرو شود به زمین بدانگهی که تو شمشیر برکشی ز قراب تلمیح شرف کند ز تو علم و بنازد از تو ادب از آنکه مایة علمی و قبلة آداب جناس زائد مخوان کتاب سیرزانکه خوب سیرت تو به از کتاب سیر ساخت صد هزار کتاب جناس زائد سخاوت تو و کردارهای خوب تو کرد چو کوه روی میان من و نیاز حجاب تشبیه جهان بکام تو داراد و رهنمون تو باد محول الاحوال و مسبب الاسباب بیت ملمّع است چنان که هرگز تا بوده ای نتافته ای بهیچ حالی روی از چهار چیز متاب جمع و تقسیم ز طاعت یزدان و محبت سلطان ز مصحف قرآن و زیارت محراب جمع و تقسیم دیوان، صص 10و 11و 12 ******* در مدح ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین باغ دیبا رخ پرند سلب لعبگر گشت و لعبهاش عجب استعاره گه دهد آب را زگل خلعت گاهی از آب لاله را مرکب استعاره گه بهشتی شود پر از حورا گه سپهری شود پر از کوکب تشبیه بیرم سبز بر فکنده بلند شاخ او کرده بسدین مشجب تشبیه بوستان گشت چون ستبرق سبز آسمان گشت چون کبود قصب تشبیه هر گلی را بشاخ گلبن بر زند بافیست با هزار شغب تشبیه بلبلان گوییا خطیبانند بردرختان همی کنند خطب تشبیه بوستان شکفته پنداری دارد از خلعت سلب تخلص با همه مهتران یکیست ب ب هر که را خدمتت بود م ب جناس لاحق نشناسد ز بس طپد مریخ که حمل برج اوست یا عقرب اغراق هر کجا جنگ ساختی بر خون بتوان راند زورق و زبزب اغراق تا بود سیستان برابر بست تا بود کش برابر نخشب شروع ات شریطه- تأیید تا ببحر اندرست وال و نهنگ تا بگردون برست رأس و ذنب شروع ات شریطه- تأیید شادمانه زی و تن آسان باش بعدو بازدار رنج و تعب شروع ات شریطه- تأیید سال امسال تو ز پار اجود روز امروز تو ز دی اطیب شروع ات شریطه- تأیید می ستان از کف بتان چگل لاله رخسار و یاسمین غبغب شروع ات شریطه- تأیید آنکه زلفش چو خوشة عنبست لبش از رنگ همچو آب عنب شروع ات شریطه- تأیید دایم از مطربان خویش ببزم غزل شاعران خویش طلب شروع ات شریطه- تأیید شاعرانت چو رودکی و شهید مطربانت چو سرکش و سرکب دیوان، صص 13و 14و 15 ******* در مدح خواجة جلیل عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی زآفتاب جدا بود ماه چندین شب همی دوید بگردون بر آفتاب طلب حُسن تعلیل خمیده گشته ز هجران و زرد گشته زغم نزار گشته زعشق و گداخته زتعب تنسیق صفات فرو نشست بر آفتاب و روشن کرد بروی روشن او چشم تیرة چون شب تضاد چو ماه دلشده با آفتاب روشن روی گذار کرد بدین درهمی دو روز و دوشب تضاد ستارگان همه آگه شدند و ماه خجل زعشق هر که خجل شد ازومدار عجب استعاره گشتن روی مه از نقاب کبود حلال کرد بما برحرام کردة رب استعاره- تضاد بدین طرب همه شب دوش تا سپیدة بام همی ز غریو آمد و زبوق شغب مصرع دوم استعاره شام همه نیکوان به عید شدند طرب کنان و تماشاکنان و خندان لب تنسیق صفات بنفشه زلف من اندر میانشان گفتی چو ماه بود و دگر نیکوان همه کوکب تشبیه زدور هر که مر او را بدید پیر و جوان بخوبتر لقبی گفت سیدا مرحب تضاد به عید رفت بیک نام و بازگشت زعید نهاده خلق مر او را هزار گونه لقب تضاد هوا هزار فزونست و مرمرا دو هواست وزان دو دور ندانم شدن بهیچ سبب جمع و تقسیم و تخلص هوای صحبت آن ماهروی غالیه موی هوای خدمت آن خواجة بزرگ نسب جمع و تقسیم و تخلص کمینه مرغی کز باغ او بدشت شود زچنگ باز بمنقار برکشد مخلب تشبیه- تلمیح به سرگذشت بروز معرکه با دشمن خدای، علی به ذوالفقار نکرد آنچه او کند به قصب تلمیح ستارگان همه خوانند نام او که بوند بزیر مرکب او بر کواکب و مثقب استعاره چنانکه ماه همی آرزو کند که بود مر اسب او را آرایش لگام ویلب استعاره زبیم جودش بخل از جهان هزیمت کرد هزیمتی را افسون زننده گشت هرب استعاره ایا سپهر برین مرکب ترا میدان چنانکه نجم زحل هست مرترا مرکب استعاره اگر مخالف تو رز نشاند اندر باغ بوقت بار، عنا بر دهد بجای عنب سجع متوازن تو بحر جدی و خلق تو عنبر و نه شگفت از آنکه زایش بحرست عنبر اشهب تشبیه اگر به نخشب باد سخاوت تو وزد مکان زر بشود خاره بر که نخشب تشبیه مشروط چنانکه گر به حلب مجلس تو یاد کنند سرشته مشک شود خاک بر زمین حلب تشبیه مشروط همیشه تا دو جمادی بود پس دو ربیع بود پس دو جمادی رونده ماه رجب ات شریطه و تأیید همیشه تا نبود خانة زحل میزان چنان کجا نبود برج مشتری عقرب ات شریطه و تأیید جهان بکام تو باد و فلک مطیع تو باد موافق از تو براحت عدو زتو به کرب ات شریطه و تأیید دیوان، صص 16و 17و 18 ******* در مدح یمین ال ه سلطان محمود بن سبکتگین گوید ای ملک گیتی گیتی تر است حکم تو بر هر چه خواهی رواست تکرار دیوان، صص 18و 19و 20و 21 ******* در مدح ابویعقوب عضدال ه یوسف بن ناصرالدین روی تومر اروز و شب اندوه گساریست شاید که پس از انده اندوه گساریست جناس زائد در بزم، درم باری و دینار فشانیست در رزم، مبارز شکر و شیر شکاریست جناس لاحق جیحون بریکدست تو انباشته چاهیست سیحون بر دست دگرت خشک شیاریست تشبیه از هیبت تو خصم ترا بر سر و بر تن هر چشم یکی چشمه و هر مویی ماریست جناس زائد- تشبیه دیوان، صص 21و 22و 23 ******* در تهنیت جشن سده و مدح گوید گر نه آیین جهان از سرهمی دیگر شود چو شب تاری همی از روز روشن تر شود تضاد گاه گوهر پاش گردد گاه گوهر گون شود گاه گوهربار گردد گاه گوهر بر شود تشبیه گاه چون زرین درخت اندر هوا سر بر کشد گه چو اندر سرخ دیبا لعبت بربر شود تشبیه گاه روی از پردة زنگارگون بیرون کند گاه زیر طارم زنگارگون اندر شود تشبیه گاه چون خونخوارگان ان بخون اندر کشد گاه چون دوشیزگان اندر زر و زیور شود تشبیه گاه بر سان یکی یاقوت گون گوهر شود گه بکردار یکی بیجاده گون مجمر شود تشبیه گاه چون دیوار برهون گرد گردد سر بسر گاه چون کاخ عقیقین بام زرین در شود تشبیه گه زبالا سوی پستی باز گردد سرنگون گه ز پستی بر فروزد سوی بالا بر شود علاوه بر تشبیه، تضاد دارد جود لاغر گشته از دستش همی فربه شود بخل فربه گشته از جودش همی لاغر شود تضاد تا وزارت را بدو شاه زمانه باز خواند زو وزارت با نبوت هر زمان همبر شود تلمیح به سرگذشت دارد روم و چین صافی کند، یاران او در روم و چین نایبی فغفور گردد حاجبی قیصر شود ردوالعجز علی الصدر دیوان، صص 48و 49و 50و 51 ******* در معنی عشق گوید که داند عشق را هرگز نهایت سؤالی مشکل آوردی و منکر اقتباس از بیت رابعه بنت کعب قزداری: عشق، دریایی کرانه ناپدید- چون تواند کرد شنا ای هوشمند دیوان، صص 59و 60 ******* در مدح یمین ال ه محمد بن ناصر الدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگ بهار تازه دمید ای بروی رشک بهار بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار جناس زائد بهار اگر نه ز یک مادرست باتو، چرا چو روی تست بخوشی و رنگ و بوی و نگار تجاهل عارف و تشبیه مضمر رخ تو باغ منست و تو باغبان منی مده بهیچ از باغ من گلی زنهار تجاهل عارف همیشه تافته بینم سیه دو زلف ترا دلم ز تافتنش تافته شود هموار جناس مکرر ترا ببوی و بپیرایه هیچ حاجت نیست چنانکه شاه جهان را گه نبرد به یار تخلص فراشته بهنر نام خویش و نام پدر گذاشته زقدر قدر خویش و قدر تبار تکرار همیشه عادت او برکشیدن همیشه همت او پست کفار تضاد شجاعت تو همی بسترد ز دفترها حدیث رستم دستان و نام سام سوار تلمیح کجا تواند گفتن آنچه تو کردی کجا رسد بر کردارهای تو گفتار یادآور ضرب المثل دو صد گفته چون نیم کردار نیست تو آن شهی که ترا هر کجا روی شب و روز همی رود ظفر و فتح بر یمین و یسار تضاد طریقهاش چو برم آبهای سیل از گل نباتهاش چو دندانهای اره ز خار تشبیه چه خارهایی کاندر سرینهای ستور فرو شدی چوببرگ اندر آهنین مسمار تشبیه بگونة شل افغانیان دو پره و تیز چو دسته دسته بهم تیرهای بی سوفار تشبیه چو کاسموی و چو سوزن خلنده و سرتیز که دیده خار بدین صورت و بدین کردار تشبیه اگر بدست ی ناگهان فرو رفتی ز سوی دیگر ازو بهره یافتی دیدار تشبیه بدان ره اندر، معروف ایی بود تهی ز مردم و انباشته ز مال تجار تضاد چنانکه مرد بهر درکه بر نهادی دست گشاده گشتی و تیری گشادی آرش وار تلمیح همی کشید سپه تا به آب گنگ رسید نه آب گنگ، که دریای ناپدید کنار تشبیه گذشتنی که نیالوده بود ز آب درو ستور زینی زین و ستور باری بار تکرار بپیش راه وی اندر پدید شد رودی هلال زورق و خور لنگر و ستاره سنار تنسیق صفات چه صعب رودی، دریا نهاد و طوفان سیل چه منکر آبی، پیل افکن و سوار اوبار تنسیق صفات دلاورانی ز اشکال رستم دستان مبارزانی ز اقران بیژن جرار تلمیح چو قوم موسی عمران ز رود نیل، از آب بر آمدند همه بی گزند و بی آزار تلمیح درشت بود و چنان نرم شد که روز دگر بصد شفیع همی خواست از ملک زنهار تضاد هزار پیل ژیان پیش کرد و از پس کرد ولایتی چو بهشتی و باره ای چو بهار تضاد چگونه جایی، جایی چو بوستان ارم چگونه شهری، شهری چو بتکدة فرخار تلمیح- تشبیه چو شهر شهر بدی اندروسرای سرای چو کاخ کاخ بدی اندرو بهار بهار تکرار سرایهای چو ارتنگ مانوی پرنقش بهارهای چو دیبای خسروی بنگار تلمیح برو بفرخی و فال نیک و طالع سعد بتیغ تیز ز دشمن برآر زود دمار سجع مطرف همیشه تا که بود در جهان عزیز درم چنانکه هست گرامی و پربها دینار تأیید خدایگان جهان باش وز جهان برخور بکام زی و جهان را بکام خویش گذار تأیید ب ت و سپه و ملک خویش کام روا ز نعمت و زتن و جان خویش برخوردار تأیید بزی تو در طرب و عیش و شادکامی و لهو عدو زید بغم و درد و انده و تیمار مصرع اول تضاد با مصرع دوم- لف و نشر خجسته بادت نوروز و نیک بادت روز تو شادخوار و بد ش خوار و انده خوار جناس تام دیوان، صص 60و 61و 62و 63و 64و 65و 66 ******* در ذکر وفات سلطان محمود ورثاء آن پادشاه گوید شهر غزنین نه همانست که من دیدم پار چه فتاده ست که امسال دگرگون شده کار جناس لاحق خانه ها بینم پر نوحه و پربانگ و وش نوحه و بانگ و وشی که کند روح فکار تکرار کویها بینم پرشورش و سرتاسر کوی همه پرجوش و همه جوشش از خیل سوار سجع متوازن مهتران بینم بر روی ن همچو ن چشمها کرده ز خونابه برنگ گلنار جناس تام خواجگان بینم برداشته از پیش دوات دستها بر سر و سرها زده اندر دیوار تکرار مطربان بینم گریان و ده انگشت گزان رودها بر سرو بر روی زده شیفته وار کنایه از نهایت تأسف مگر امسال ز هر خانه عزیزی گم شد؟
تاشدازحسرت وغم روزهمه چون شب تار؟
تضاد این چه شغلست و چه آشوب وچه بانگست و وش این چه کارست وچه بارست وچه چندین گفتار؟
بیت زیر را از کاشانی تداعی می کند: باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است آه و دردا و دریغا که چو محمود ملک همچو هر خاری در زیر زمین ریزد خوار جناس تام سفری داری امسال شها اندر پیش که مر آرا نه کرانست پدید و نه کنار جناس قلب بعض گر بردار غم تو خورد شها نیست عجب دشمنت بی غم تو نیست به لیل و به نهار تضاد مرغ و ماهی چو ن بر تو همی نوحه کنند همه با ما شده اندر غم و اندوه تو یار همة موجودات بحصار از فزع و بیم تو رفتند شهان تو شها از فزع و بیم که رفتی بحصار؟
ردالعجز علی الصدر شعرا را بتو بازار برافروخته بود رفتی و با تو بیکبار ش ت آن بازار کنایه از: از رونق افتادن ای ی که وطن داشت بنزدیک تو ف ای ی که نگشته ست بدرگاه تو عار تضاد بگذاراد و بروی تو میاراد هگرز زلتی را که نکردی تو بدان استغفار قلب هرگز زنده بادا بولیعهد تو نام تو مدام ای شه نیکدل نیکخوی نیکوکار مصرع دوم تنسیق صفات دیوان، صص 90و 91و 92و 93 ******* در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود بن ناصرالدین سبکتگین گوید: عشق خوشست ار مساعدت بود از یار یار مساعد نه اند ت و نه بسیار تضاد دیوان، 93 ******* در مدح یمین ال ه سلطان محمود غزنوی گوید بدین می جهان، بدین تازگی بهار بدین روشنی ، بدین نیکویی نگار یکی چون بهشت عدن یکی چون هوای دوست یکی چون گلاب بلخ یکی چون بت بهار تناسب و لف و نشر مرتب زمین از سرشک ابر، هوا از نسیم گل درخت از جمال برگ، سر که زلاله زار یکی چون پرند سبز، یکی چون عبیر خوش یکی چون عروس خوب، یکی چون رخان یار تناسب و لف و نشر مرتب تذرو عقیق روی، کلنگ سپید رخ ن سیاه چشم، پلنگ ستیزه کار یکی ه بر پرند، یکی ه بر حریر یکی رسته از نهفت یکی جسته از حصار لف و نشر مرتب ز بلبل سرود خوش، زصلصل نوای نغز زساری حدیث خوب، زقمری وش زار یکی بر کنار گل، یکی در میان بید یکی زیر شاخ سرو، یکی بر سر چنار سجع متوازی- لف و نشر- موازنه هوا م از نسیم، زمین م از لباس جهان م از جمال، ملک م از شکار موازنه یکی مشک در دهان، یکی حله بر کتف یکی آرزو بدست، یکی دوست در کنار موازنه زمانه شده مطیع، سپهر ایستاده راست رعیت نشسته شاد، جهان خوش به شهریار موازنه یک را بدو نیاز، یکی را بدو شرف یکی را بدو امید، یکی را بدو فخار موازنه ازان عادت شریف، ازان دست گنج بخش ازان رای تیزبین، ازان گرز سار یکی م و بکام، یکی شاد و کامران یکی مهتر و عزیز، یکی خسته و فکار موازنه- لف و نشر مصافش بروزرزم، ش بروز عرض بساطش بروز بزم، سرایش بروز بار یکی کوه پ لنگ، یکی بیشه پر هزبر یکی چرخ پرنجوم، یکی باغ پرنگار لف و نشر ان کامران، دلیران کامجوی هزبران تیزچنگ، سواران کامگار موازنه یکی پیش اوبپای، یکی در جهان جهان یکی چون شکال نرم،یکی چون پیاده خوار جناس تام کمند بلند او، سنان دراز او سبک سنگ تیر او، گران گرز هر چهار یکی پشت نصرتست، یکی بازوی ظفر یکی نایب قضا، یکی قهر کردگار موازنه به ماهی چهار میر، به ماهی چهار شاه به ماه چهار شهر، د از بن و زبار یکی را بکوه سر، یکی را بکوه شیر یکی را بدشت گنج، یکی را به رودبار موازنه- لف و نشر مرتب ازین پس علی تگین، دگر ارسلان تگین سه دیگر طغان تگین، قدر خان بادسار یکی گم شود بخاک، یکی گم شود بگور یکی درفتد به چاه، یکی برشود به دار موازنه- لف و شنر مرتب ملک باده ای بدست، سماعی نهاده پیش یکی طرفه بریمین، یکی طرفه بر یسار یکی چون عقیق سرخ، یکی چون حدیث دوست یکی چون مه درست، یکی چون گل ببار موازنه- لف و نشر- و تضاد بهارش خجسته باد، دلش آرمیده باد جهان را بدوس ، بدو ملک را قرار یکی را مباد عزل، یکی را مباد غم یکی باد بی زوال، یکی باد بی کنار موازنه- تأیید دیوان، صص 145و 146 ******* در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید ز بس پیچ و چین تاب و خم زلف دلبر گهی همچو چوگان شود، گاه چنبر مراعات نظیر گهی لاله را سایه سازد ز سنبل گهی ماه را درع پوشد ز عنبر استعاره از رخ فری آن فریبنده زلفین مشکین فری آن فروزنده رخسار دلبر سجع متوازن به ماه و صنوبر همی خواندم او را برخسار و بالای زیبا و در خور همی گشت زان ف و زان شادمانی صنوبر بلند و ستاره منور تشبیه تفضیل پری خواندم او را وزانروی خواندم که روی پری داشت آن پرنیان بر جناس زائد پری کی بود رودساز و غزلخوان کمند افکن و اسب تاز و کمان ور تنسیق صفات پری هر زمان پیش تو بر نخواند ز دیوان تو مدح شاه مظفر تخلص به نیزه گذارندة کوه آهن به حمله ربایندة باد صرصر اغراق- سجع متوازن بتو زنده و تازه شد تا قیامت نکو رسم و آیین بوبکر و عمر تلمیح چه تو و چه حیدر بزور و بنیرو چه شمشیر تو وچه شمشیر حیدر تلمیح هم از کودکی با پدر پیشه کردی بجنگ معادی ز کشور بکشور تکرار سلاح یلی باز کردی و بستی به سام یل و زال زر دوک و چادر تلمیح- تضاد مخوان قصة رستم زاولی را ازین پس دگر، کان حدیثیست منکر تلمیح- تضاد از این بیش بوده ست زاولستانرا به سام یل و رستم زال مف تلمیح- تضاد ولیکن کنون عار دارد ز رستم که دارد چو تو شهریاری دلاور تلمیح- تضاد جهان چون تو هرگز نیاورد شاهی بجود و بعلم و بفضل و بگوهر مصرع دوم تنسیق صفات شد اندر فلک تنگ جای ستاره ز بس گوی کانداختی بر دو پیکر اغراق ترا شیر خواندم همی تا بکشتی بیک زخم شیری به ولوالج اندر تلمیح مگر کیمیا خدمت تست شاها کزو مرد درویش گردد توانگر تضاد چو سیمین زنخدان معشوق، زهره چو رخشنده رخسارگانش دو پیکر تشبیه همیشه بدیدار تو شاد سلطان چو حیدر بدیدار شبیر و شبر تلمیح- جناس زائد همایونت باد ای همایون همایون مه و روز عید پیمبر تکرار دیوان، صص 146و 147و 148و 149 ******* در مدح زادة جلیل ابوالفتح عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید بدان مقام که با من به می نشست همی بروزگار خزان و بروزگار بهار تضاد- تلمیح دارد شده بنفشه بهر جایگه گروه گروه کشیده نرگس برگرد او قطار قطار تکرار یکی چو زلف بت من زمشک برده نسیم دگر چو چشم بت من زمی گرفته خمار تشبیه بنفشه گفت که گر یار تو بشد مگری بیادگار دو زلفش مرا بگیر و بدار استعاره چه گفت نرگس؟
گفت: ای زچشم دلبر دور غم دو چشمش بر چشم های من بگمار تجاهل عارف- استعاره ز بسکه زاری ز سرو های بلند بگوشم آمد بانگ و وش و نالة زار تجاهل عارف- استعاره مرا به درد دل آن سرو ها همی گفتند که کاشکی دل تو یافتی بما دو قرار تجاهل عارف- استعاره که سبز بود نگارین تو و ما سبزیم بلند بود و ازو ما بلندتر صد بار تجاهل عارف- استعاره درین مناظره بودم که باز خواند مرا بپیش بهر ثنا گفتن شه ابرار تخلص جلیل عبدرزاق احمد آنکه فضل و هنر بدو گرفت یمین و ازو گرفت یسار تضاد به یاد کردش بتوان زدود از دل غم بمصقله بتوان برد ز آینه زنگار ارسال مثل زخاندانش پیدا شد اصل جود و کرم چنانکه ز ابجد اصل حروف و اصل شمار ارسال مثل همیشه سیر کند نام نیک او بجهان چو بر سپهر هماره ستارة سیار تشبیه جهان همه چو یکی گلبنست و اوچوگل چو گل چدند زگلبن همی چه ماند؟
خار مدج شبیه به ذم بوقت خواستن آسان دهد به زایر زر اگر چه هست فراز آو ش دشوار مدح شبیه به ذم سخا و حلم و شرف دارد و هنر دارد نهاد طبع چهارست و آن خواجه چهارشنبه سخا زطاعت بیش و زخشم حلم افزون شرف زکبر زیاده، هنر فزون زشمار جمع و تقسیم ز چاکران تو گامی جدا نگردد ف ز دشمنان تو مویی جدا نباشد عار تضاد بدان مقام رسیدی که بس عجب نبود اگر سپهر کند پیش تو ستاره نثار استعاره ز هیبت قلم تو عدو بهفت اقلیم بگونة قلم تو شدست زار و نزار جناس زائد مکرر چو روز باد، روان، یی ز ابر سپید تو ابر دیدی کو زیر زین بود هموار تشبیه نهنگ دریا خانه ست و دیو دشت وطن پلنگ کوه پناهست و شیر بیشه حصار تنسیق صفات ایا ز کینه وران همچو رستم دستان ایا ز ناموران همچو حیدر کرار تلمیح همیشه تا که بود زیر ما زمین گردان چنانکه بر زبر ماست گنبد دوار تضاد- تأیید دو چیز دار ز بهر دو تن نهاده مقیم ز بهر ناصح تخت و زبهر حاسد دار تقسیم دیوان، 158و 159 ******* در صفت بهار و مدح زاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گوید: امسال تازه روی تر آمد همی بهار هنگام آمدن نه بدینگونه بود پار تضاد- تناسب بر دست بیدبست ز پیروزه دستبند در گوش گل فکند ز بیجاده گوشوار اضافة استعاری بر سنگلاخ و دشت فرود آمدی خجل اندر میان خاره و اندر میان خار جناس زائد امسال نامه کرد سوی او شمال و گفت مژده ترا که خواجه ترا گشت خواستار استعاره از تجاهل عارف باغی چو خوی خویش پسندیده و بدیع کاخی چو رای خویش مهیا و استوار جناس زائد هر تخته ای ازو چو سپهرست بیکران هر دسته ای ازوچو بهشتست بی کنار جناس قلب بعض سیصد هزار گونه بتست اندرو بپای هر یک چنانکه خیره شود زوبت بهار استعاره از گل تا گل چو یاسمن نشود، بید چون بهی تا سرو نارون نشود، نارون چنار تأیید تا شنبلید و لاله نی زشاخ بید تا نرگس و بنفشه نی زشاخ نار تأیید شا باد و ت و پیروزی و ظفر همواره بر هوای دل خویش کامگار تأیید بدگوی او نژند و دل افکار و مستمند بدخواه او اسیر و نگونسار و خا ار موازنه هر روز شادی نوبیناد و رامشی زین باغ جنت آیین، زین کاخ کرخ وار جناس زائد مکرر دیوان، صص 166و 167و 168 ******* در صفت داغگاه ابوالمظفر ف ال ه احمد بن محمد والی چغانیان چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار پرنیان هفت رنگ اندر سرآرد کوهسار استعاره خاک را چون ناف آهو مشک زاید بیقیاس بیدا را چون پر طوطی برگ روید بیشمار تشبیه- مجاز باد گویی مشک سوده دارد اندر آستین باغ گویی لعبتان ساده دارد در کنار استعاره ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله نسرن لؤلؤی لالاء دارد اندر گوشوار استعارة مکنیه تا برآمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل پنجه های دست مردم سر فرو کرد از چنار استعاره باغ بو قلمون لباس وراغ بوقلمون نمای آب مروارید رنگ و ابر مروارید بار استعاره راست پنداری که خلعت های رنگین یافتند باغهای پرنگار از داغگاه شهریار استعاره اندر آن دریا سماری وان سماری جانور وندر آن گردون ستاره وان ستاره بیمدار مجاز- استعاره معجزه باشد ستاره ن و خورشید پوش نادره باشد سماری که بر و صحرا گذار مجاز بر در سرای خسرو پیروز بخت از پی داغ آتشی افروخته خورشید وار تشبیه خسرو فرّخ سیر بر بارة دریا گذر با کمند شصت خم در دشت چون اسفندیار استعاره- تلمیح اژدها کردار پیچان در کف رادش کمند چون عصای موسی اندر دست موسی گشته مار تشبیه و تلمیح کوه کوبان را یگان اندر کشیده زیر داغ باد پایان رادوگان اندر کمند افکنده خوار استعاره زیرها چون بیدلان مبتلی نالنده سخت رودها چون عاشقان تنگدل گرینده زار مجاز ای جهان آرای شاهی کز تو خواهد روز رزم پی آشفته امان و شیر شرزه زینهار استعاره گر نسیم جود تو بر روی دریا بر وزد آفتاب از روی دریا زر بر انگیزد بخار استعاره ور خیال تیغ تو اندر بیابان بگذرد از بیابان تا به الماس برخیزد غبار اغراق تیغ و جام و باز و تخت از تو بزرگی یافتند روز رزم و روز بزم و روز صید و روز بار لف و نشر دوستان و دشمنان را از تو روز رزم و بزم شانزده چیزست بهره، وقت کام و وقت کار نام و ننگ و ف و عار و عز و ذل و نوش و زهر شادی وغم،سعدونحس وتاج وبند وتخت ودار جناس لاحق- جناس مکرر و جمع و تقسیم افسر زرین فرستد آفتاب از بهر تو همچنان کز آسمان آمد علی را ذوالفقار تلمیح تا نگردد باد خاک و ماه مهر و روز شب تا نگردد سنگ موم و سیم زر و لاله خار سیاقه اعداد بر همه شادی تو بادی شادخوار و شادمان بر همه کامی تو بادی کامران و کامکار جناس مکرر بزم تو از ساقیان سرو قد چون بوستان قصر تو از لعبتان قند لب چون قندهار موازنه دیوان، صص 175و 176و 177و 178و 179و 180 ******* در مدح خواجه ابوسهل دبیر گوید فرو کوفت ماه روزه بیکبار روزه نهان کرد لشکر از پس دیوار هر دو مصرع کنایه از تمام شدن ماه رمضان باده زپنهان نهاد روی بمجلس خیز و بکار آی و کار مجلس بگزار کنایه روز و شب خویش را کنم به دو قسمت هر دو بیکجای راست دارم چون تار مجاز آیم و چون کخ به گوشه ای بنشینم پوست بیک بار برکشم زستغفار مجاز راست چو شب گون شود بگریزم گویم تا در نگه کنند به مسمار کنایه از تاریکی آرزوی خویش را بخوانم و گویم شب همه بگذشت خیز و داروی خواب آر مجاز فرخی آ نفایه گفتی و دانی این چه سخن بود پیش خواجه بیکبار تخلص خواجة سید و کیل سلطان بوسهل آنکه بدو سهل گشت کاربر احرار جناس تام گرچه فراوان دهد دلش بنگیرد مانده نگردد ز مال دادن بسیار مجاز امروز آیی مطیع تر بود از دی امسال آیی گشاده تر بود از پار مجاز آری هر که نام جوید بی شک با دل و با نفس کرد باید پیکار کنایه روزش همواره نیک باد و بهرنیک دسترسش باد تا همی بودش کار تأیید دیوان، صص 197و 198و 199 ******* در مدح عضدال ه یوسف برادر سلطان محمود یاد باد آن شب کان شمسة خوبان طراز بطرب داشت مرا تا بگه بانگ استعاره از یار من و او هر دو بحجرد درومی مونس ما باز کرده در شادی و در حجره فراز در شادی کنایه از شروع شوخی و شادی باز گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد گه ببوسه لب من با لب او گفتی راز مصرع دوم کنایه است من چو مظلومان از سلسلة نوشروان اندر آویخته زان سلسلة زلف دراز تلمیح و تشبیه خیره گشتی مه کان ماد به می بردی لب روز گشتی شب کان زلف به رخ کردی باز تشبیه او هوای دل من جسته و من صحبت او من نوازندة او گشته و او رود نواز کنایه آنکه از شاهان پیداست بفضل و بهتر چون فرازی زنشیبی و حقیقت زمجاز مصرع دوم تضاد دارد آزرا دیدة بینا دل من بود مدام کور کردی به عطاهای گران دیدة آز ردوالعجز علی الصدر سال تا سال همی تاختمی گرد جهان دل به شة روزی و تن از غم به گداز مجاز حلم را رحم تو گشته ست بهر خشم سبب زیبد ای خسرو اگر سربفرازی بفراز جناس زائد مکرر ناوک اندازی وزوبین فکن و سخت کمان تیزتازی و کند افکنی و چوگان باز تنسیق صفات گر تو رفتی سوی ارمن بدل بیژن گیو از بساط شه ایران به سوی جنگ گراز تلمیح تاکنون از فزع ناوک خونخوارة تو نشدی هیچ گرازی ز نشیبی به فراز تضاد- استعاره پادشا باش و به ملک اندر بنشین و بگرد شادمان باش و بشادی ب ام و بگراز تأیید همچنین عید بشادی صد دیگر بگذار با بتان چگل و غالیه زلفان طراز تأیید تو به صدر اندر بنشسته بآیین ملوک همچنان مدح نیوشنده و من مدح طراز تأیید دیوان، صص 199و 200 ******* در مدح ف ال ه ابوالمظفر احمد بن محمد والی چغانیان تاخزان تاختن آورد سوی باد شمال همچو سرمازده باز له گشت آب زلال جناس زائد باد بر باغ همی عرضه کند زر عیار ابر بر کوه همی توده کند سیم حلال کنایه از زردشدن برگ درختان باغ- کنایه از آمدن ابرهای باران زا هر زمان باغ به زر آب فروشوید روی هر زمان کوه به سیماب فرو پوشد یال دو مصرع استعاره دارد شیرخواران رزان را بب د گلو تا رزان تافته گشتند و بگشتند از حال استعاره از خوشه های انگور خونهاشان به تعصب بکشیدند به جهد ساختند از پی هر قطره حصاری زسفال استعاره از آب انگور چون ی کینه ز خونریز رزان بازنخواست خونشان گشت بنزدیک دمند حلال حُسن تعلیل برای خود شاعر گر حلالست حلالیست کز آن نیست گزیر ور حرامست حرامیست کزو نیست وبال جناس زائد مکرر ما به شادی همه گوییم که ای رود بموی ما به پدرام همی گوییم ای زیر بنال مجاز مطربان طرب انگیز نوازنده نوا ما نوازندة مدح ملک خوب خصال کنایه از مداحی و شعر سرودن ف ت که بر در او جوید جای بوالمظفر که ظفر بردر او یابد هال جناس زائد خسرو شیر دل پیلتن دریا دست شاه گرد افکن لشکرشکن دشمن مال تنسیق صفات آنکه با همت او چرخ برین همچو زمین آنکه با هیبت او شیر عرین همچو شکال سجع متوازی ای نه جمشید و بصدر اندر جمشید سیر ای نه خورشید و ببزم اندر خورشید فعال تلمیح هیچ سایل نکند از تو سؤالی که نه زود سوی او سیمی تازان نشود پیش سؤال کنایه از هدیه فرستادن زیر آن سایه به آب اندر اگر بر گذرد همچنان خیس زمه ریزه شود ماهی وال تشبیه ی که رخ ازداغ تو آراسته کرد اژدها بالش و بالین کندش از دنبال جناس زائد- استعاره تا خبر شد سوی سیمرغ که بازان ترا از ادیمست بپای اندر بر بسته دوال اغراق رشک آن را که به بازان تو مانند شود بست بر پای دوالی و بر او گشت وبال اغراق وقت پروازش ب ای دوال اندر ماند زان مر اورا نتوان دید که بستستش بال حُسن تعلیل ای ی که ترا دهر شرف داد و نداد جز بتو مملکت و عزت و اقبال و جلال سجع متوازی کاندر آن روز که من مدح تو آغاز کنم آفتاب از سرمن میل نگیرد به زوال مصرع دوم کنایه ملکا اسب تو و زر تو و خلعت تو بنده را نزد اخلا بفزودست جلال سیاقه اعداد- حُسن طلب آن کمیت گهری را که تو دادی به رهی جز به شش میخ ورا نعل نبندد نعال جناس زائد ازبرسنگ ورا راند نیارم که همی سنگ زیر سم او ریزه شود چون صلصال حُسن طلب گویی او بور سمندست و منم بیژن گیو گویی او رخش بزرگست و منم رستم زال تلمیح تاچو جعد صنمان دایره گون باشد جیم تاچوپشت شمنان پشت بخم باشد دال ات تأیید از اینجا شروع می شود.

تا چو آدینه بسر برده شد آید شنبه تاچو ماه رمضان بگذرد آید شوال تأیید شادباش ای ملک پاک دل پاک گهر کام ران ای ملک نیک خوی نیک خصال تنسیق صفات بجهان بادی پیوسته و از دور فلک بهرة توطرب و بهر بد ش ملال تضاد دیوان، صص 219و 220و 221 ******* در مدح خواجه احمدبن حسن میمندی گوید بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام برمن آمد وقت سپیده دم به سلام استعاره درست گفتی کز عارضش برآمده بود گه فرو شدن تیره شب سپیدة بام تضاد ز عود هندی پوشیده بر بلور زره زمشک چینی پیچیده بر صنوبر دام تشبیه بحلقه کرده همی جعد او حکایت جیم بپیچ کرده همی زلف او حکایت لام تشبیه چه گفت، گفت که ای درجفا نکرده کمی چه گفت، گفت که ای دروفا نبوده تمام سجع متوازی برادران و رفیقان تو همه بنوا تو بینوا و بدست زمانه داده زمام جناس زائد و تضاد زخواستن به همه حال ننگ باید داشت اگر بدادن بیهوده جست خواهی نام تضاد همی روی سوی درگاه میرخوار و خجل بکار برده بکف کرده ای حلال و حرام تضاد من آن مهی را خدمت کنم همی که به فضل چو فضل برمک دارد به درهزار غلام جناس تام بسا ا که چو من سوی خدمتش رفتند به چاشتگاه غمین، شادمان شدند به شام تضاد عطای او نه زدشمن برید و نه از دوست چنین برد ره آزادگان و خوی کرام تضاد بهر تفضل ازوکشوری به نعمت و ناز بهر عنایت ازو عالمی به جامه و جام جناس زائد مکرر ثنا یدن نزدیک او چو آب حلال درم نهادن در پیش او چو باده حرام تشبیه- تضاد مدیح او شعرا را چو سوره الاخلاص سرای او ادبا را چو کعبه ال تشبیه بعلم و عدل و ب و نیکخویی مؤیدست و موفق مقدمست و مصرع دوم تنسیق صفات قلم بدستش گویی بدیع جانوریست خدای داده مرآنرا بصارت و الهام تلمیح به دشمنان لعین آنچه او کند به قلم به تیغ و تیر همانا نکرد رستم سام تلمیح مرا چه طاقت آنست یا چه مایة آن که پیش تو سخنی رادهم به نظم نظام جناس زائد مکرر همیشه تا نبود ثور خانة خورشید چنان کجا نبود شیر خانة بهرام تأیید همیشه تا بروش ماه تیز تر ز زحل همیشه تا بشرف نور پیشتر ز ظلام تأیید و تضاد جهان به کام تو دارد خدای عز وجل بود مساعد تو ذوالجلال والاکرام تلمیح و ملمع است دیوان، صص 240و 241و242 ******* نیز در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود گوید تمام شعر صنعت سئوال و جواب دیوان، صص 271و 272و 273 ******* نیز در مدح ابواحمد محمدبن محمود غزنوی با چنین حال زمن صبر و نهان راز همچنان باشد کز ریگ روان آب روان تشبیه تو ندانی که مرا کارد گذشته ست زگوشت تو ندانی که مرا کار رسیده ست بجان ارسال مثل کار امروز بترگشت که نومید شدم از تو ای کودک شادی ده اندوه ستان تضاد تو چو من ی بسیار و نیابم چو تو من گر جهان جمله بگردم زکران تا بکران جناس زائد مکرر آنکه با کوشش او ابر بخیلست بخیل آنکه با کوشش او شیر جبانست جبان تکرار دوستداران را زو قسم نعیمست نعیم بدسکالانرا زو بهره سنانست سنان تکرار نیست ای شاه ترا هیچ شبیه از اشباه نیست ای میر ترا هیچ قرین از اقران اشتقاق این همی گفت که احسنت وزه ای شاه زمین وان همی گفت که جاوید زی ای شاه زمان اشتقاق مردمان را د و رای بدان داد خدای تا بدانند بد از نیک و سرود از قرآن حُسن تعلیل مهر تو بر دل من تا به جگر بیخ زده ست شاخها کرده بلند و بارها کرده گران کنایه چون بیکبار گرفتم دل از خدمت تو نبود درد مرا نزد طبیبان درمان تناسب در بلاگر ز تو بیزار شوم بیزارم از خ که فرستاد به احمد قرآن اغراق تا بهر حالی از آب نروید آتش تا بهر رویی از خاک نبارد باران تضاد تا زمین چون پر طاووس شود وقت بهار باغ چون پهلوی دراج شود وقت خزان تأیید- تضاد دیوان، صص 277و 278و 279و280 ******* درحسب حال وملال خاطر یوسف و سه سال مهجور ماندن از خدمت او و شفاعت محمد گوید خوشا بهاران کز می و بخت جوان همی بدیدن روی تو تازه گردد جان تناسب کجا گلیست نشسته ست بلبلی بر او همی سراید شعر و همی زند دستان تجاهل عارف ترا چه باید خواند ای بهار بی منت ترا چه دانم گفت ای بهشت بی دربان تجاهل عارف ربوده ای بجمال از بهار پارین گوی بهار پارین با تو نموده بود خزان تضاد نه شب همی بزند لالة تو برهم چشم نه گل بروز ببندد همی ز خنده دهان استعاره مگر به چشم من آید همی چنین که چنین نبود پار مرا چشم و دل بدین و بدان تکرار هنوز بر دلم ار بنگری گره گره است ز درد و غم که فرو خورد می زمان بزمان جناس زائد مکرر شب دراز همی خورد می غمان دراز بروز راز همی ی زخلق نهان جناس زائد ز بهر او بهمه خانه ها مرا اجلال بجاه او بهمه کارها مرا امکان سجع متوازن در خزانة او پیش من گشاده و من گشاده دست و گشاده دل و گشاده زبان مصرع دوم تنسیق صفات بنزد او شدم و حال خویش گفتم باز چنانکه بود، ن زیاده و نقصان تضاد سپهر، همت او را همی کند خدمت زمانه ت او را همی برد فرمان اغراق بساط ت او را به روی روبد ماه زمین همت او را به سرکشد کیوان اغراق هم از جوانی معروف شد بنام نکو شگفت باشد نام نکو ز مرد جوان این بیت در قصیده های مختلف تکرار شده است کنون به لشکر خان آن کند سپهبد ما که در قدیم نکرده ست رستم دستان تلمیح زهی به همت ری و فر افریدون زه به سیرت جمشید و داد نوشروان تلمیح هم به صورت ایوان تو پدید آید سپهر و بود غرض تا درو کنی ایوان تجاهل عارف تو آفتاب و به پیروزی و سعادت و عز ستارة شرف و ملک با تو کرده قران تناسب دیوان، صص 283و 284و 285و 286 ******* در مدح ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود گوید همه گره گره است آن دو زلف چین بر چین گره به غالیه و چین به مشک ناب عجین تکرار- استعاره ش ته زلف تو تازه بنفشة طبریست رخ و دو عارض تو تازه لاله و نسرین تشبیه بلند قد تو سروست و روی خوب تو ماه نه سرو باغ چنان و نه ماه چرخ چنین تشبیه - تفضیل بتیر نرگس تو با دل من آن کرده ست که تیر شاه جهان با مخالفان لعین استعاره از مژه یار مکین ت و در مرتبت گرفت

با


فرخی 90 ص


مشاهده متن کامل ...
سلامت دانش آموزان زیر ذره بین وزارت بهداشت/ سن امید به زندگى کیفى ایرانى ها؛ ن ٦
درخواست حذف اطلاعات
مدیر کل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت از افزایش کیفیت سن زندگی در بین ن و مردان کشور خبر داد و گفت: سن امید به زندگى کیفى ایرانى ها در ن ٦٤و در مردان ٦٣ است.

مشاهده متن کامل ...
سلامت دانش آموزان زیر ذره بین وزارت بهداشت/ سن امید به زندگى ایرانى ها؛ ن ٦٤، مر
درخواست حذف اطلاعات
مدیر کل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت از افزایش کیفیت سن زندگی در بین ن و مردان کشور خبر داد و گفت: سن امید به زندگى کیفى ایرانى ها در ن ٦٤و در مردان ٦٣ است.

مشاهده متن کامل ...
پرسشنامه پرخاشگری agq
درخواست حذف اطلاعات

پرسشنامه پرخاشگری agq

نمره گذاری و تفسیر پرسشنامه

پرسشنامه پرخاشگری agqیک مقیاس خود گزارش دهی مدادکاغذی است. این پرسشنامه را آرنولد اچ باس و پری در سال ۱۹۹۲ آن را ساخته است. این پرسشنامه دارای ۳۰ سؤال است که ۱۴ سؤال آن  «خشم»،  ۸ سؤال ـ«تهاجم» و ۸ سوال دیگر عامل «کینه توزی» را می سنجد. در این پرسشنامه آزمودنی به یکی از ۴ گزینه هرگز، به ندرت، گاهی اوقات و همیشه، پاسخ گفته و برای هر یک از ۴ گزینه مذکور به ترتیب مقادیر ۰، ۱، ۲، ۳ در نظر گرفته می شود. بجز ماده ۱۸ که بار عاملی منفی دارد و جهت نمره گذاری در آن مع است، نمره کل این پرسش نامه از ۰ تا ۹۰ و با جمع نمرات سوال ها به دست می آید. افرادی که در این مقیاس نمره شان از میانگین کمتر است، پرخاشگری پایین خواهند داشت. وهرچه نمره فرد در این آزمون بیشتر باشد میزان پرخاشگری او بیشتر است.

روایی و پایایی پرسشنامه

خصوصیات روان سنجی این مقیاس توسط زاهدی فر، نجاریان و شکرکن(۱۳۷۹) بدست آمده است .ضرایب بازآزمایی به دست آمده بین نمره های آزمودنی در دو نوبت ۰/۶۴و ۰/۷۹ و ضریب آلفای کرونباخ ۰/۸۷بوده است. همچنین اعتبار این پرسشنامه برای ک ن ۱۰ساله توسط نجاریان در سال ۱۳۷۵ محاسبه و ۰/۸۵ گزارش شده است. و توسط اللهیاری برای دوره نوجوانی (۱۶ سالگی) در ایران هنجاری شده است.


برای کلیک کنید


رایگان با عضویت در تلگرام


همچنین برای راحت تر این پرسشنامه میتوانید در کانال تلگرامی ما عضو شده و پیام بدهید تا رایگان برایتان بفرستیم.

کانال تلگرامی گروه نسیم فردا راه اندازی شده و روزانه ازمون های روانشناسی و مقاله و مطالب روانشناسی پژوهشی و پایان نامه به صورت رایگان به مدت محدود در این کانال قرار خواهددد گرفت.
ادرس کانال:
 www.t.me/ravansanjyar

ارتباط با مدیریت:

https://t.me/sahandasadi



مشاهده متن کامل ...
کمر بند ایمنی
درخواست حذف اطلاعات
ایمنی و ترافیک/صفی خانی:
1️⃣

مشاهده متن کامل ...
شارژ 10 + 5 هزار تومانی همراه اول(307231
درخواست حذف اطلاعات

شارژ 10 + 5 هزار تومانی همراه اول(307231)

آپدیت نیست
# انی_که_شرکت_ن د
#سرویس_سانس_آ

1️⃣ ارسال 1991156281 به 307231

2️⃣سپس عدد 1 ب 307231

هزینه ندارد

✅پس از دریافت کد به ازای هر 3 نفر جدیدی که کد شما را ارسال کند و حداقل 24 ساعت عضو سامانه باشد 10000 تومان شارژ دریافت میکنید.
هر نفر جدید که حداقل یک حق اشتراک یعنی 500 تومان را بدهد 5000 تومان بدون دعوت دریافت خواهد کرد


هزینه 500 تومان حق اشتراک به صورت خ ر در طول روز کم میشود و باید عضو سامانه باشید
✅بدون پرداخت حق اشتراک نمیتوانید شارژ 5000 تومانی را دریافت کنید
✅اطلاع و ثبت دعوتها موثر با ارسال 300
✅دریافت شارژ با ارسال عدد 1000 ب 307231
✅ خط مستقیم شارژ میشود

لغو با ارسال off ب 307231



مشاهده متن کامل ...
رشد مسئولیت عاطفی
درخواست حذف اطلاعات

✅ در فرایند رشد مسئولیت عاطفی،
اغلب ما سه مرحله را تجربه می کنیم:

1️⃣ "بردگی عاطفی" یعنی اعتقاد به مسئولیت در مقابل احساسات دیگران.

2️⃣ "مرحله نفرت انگیز" یعنی امتناع از قبول اهمیت احساسات و نیازهای دیگران

3️⃣ " عاطفی" یعنی قبول مسئولیت کامل احساسات و اعمال خودمان، نه احساسات دیگران زیرا می دانیم که نمی توانیم تحقق نیازهایمان را به عهده ی دیگران بگذاریم.



مشاهده متن کامل ...

✅ علت حمله چنگیزخان مغول به ایران
درخواست حذف اطلاعات

عبرت های تاریخ 1️⃣
چنگیز در آغاز امر مطلقاً قصد حمله به بلاد نداشت و گویا می خواست فرمانروایی خود را به قسمتی از نواحی شرق آسیا محدود سازد و به همین جهت هنگامی که فرستادگان خوارزمشاه از خدمت او باز می گشتند به سلطان محمد پیام داد که «محمد خوارزمشاه را بگویید که من پادشاه آفتاب برآمدم و تو پادشاه آفتاب فرو شدن، میان ما عهد مودّت و محبت و صلح مستحکم باشد و از طرفین تجار و کاروان ها بیایند و بروند و ظرایف و بضاعت که در ولایت من باشد، برِ تو آرند و آنِ بلاد تو همین حکم را دارد».
اگر مردم مدبّری در آن هنگام بر ایران حکومت می د، مسلماً از چنین شه ای استفاده می بردند و جلو یک فاجعه هولناک تاریخی را می گرفتند. لیکن متاسفانه ت فاسد خوارزمشاهی با امرا و یان غارتگرِ قتّال خود و همچنین با فسادی که در خاندان سلطنتی آتسز وجود داشت، شایسته درک چنین موقع دشوار و مهمی نبود و حتی با خامکاری های خود چنگیز را وادار به حمله بر ممالکی که با آن همه خونریزی و غارت به چنگ آورده بود نمی کرد. و همان دستگاه است که خشم ی جبّار و بیابانی و خونریز و غارتگر و سفّاک را برانگیخت تا کرد آنچه کرد و شد آنچه شد!

میل چنگیز به ایجاد روابط تجاری میان ممالک خود و کشورهای ثروتمند ی از اقدامات دیگر او از قبیل امن راهها و گماشتن قرق چی در آنها و پذیرفتن بازرگانان ی و یداری اجناس آنها به بهای کافی و فرستادن هیاتی برای عقد معاهده دوستی نزد خوارزمشاه به نیکی برمی آید. گویا بعداز عقد این معاهده در سال 615 بود که چنگیز تحف و هدایایی برای سلطان محمد، و بازرگانانی با اموال فراوان به طرف ممالک ی گسیل کرد.
قاضى منهاج سراج در باره ارسال هدایاى چنگیزی و اعزام قافله ی عظیم تجاری بجانب ممالک ی گوید: «در میان تحف و هدایا که به نزدیک سلطان محمد خوارزمشاه فرستاد یک قطعه زر صامت بود چندانچه ( به اندازه ) گردن شتری و پانصد شتر از زر و نقره و حریر و قز خطایی و ترغو و قندز و سمور و ابریشم و ظرایف چین و طمغاج با بازرگانان خود روان کرد و بر بیشتر آن شتران زر و نقره بار بود. چون به اُترار وصول شد قدّر خانِ اُترار (یعنی اُترار که در این هنگام اینال معروف به غایرخان از خویشاوندان مادری سلطان محمد خوارزمشاه بود) غدر کرد و از محمد خوارزمشاه اجازت خواست و جمله ی تجار و آیندگان و رُسُل را به طمع آن زر و نقره به قتل رسانید، چنانکه هیچیک از آنان خلاص نیافتند الّا یک شتربان که در بود، در آنوقت از راه گلخن خود را برون انداخت و در محافظت خود حیل انگیخت و از راه بیابان ببلاد چین و طمغاج باز رفت و چنگیزخان را از کیفیت آن غدر اعلام داد».

بعد از این واقعه باز چنگیز از حمله خودداری کرد و به اعزام هیاتی به دربار خوارزمشاه و مطالبه غایرخان و جبران خسارت بسنده نمود، لیکن پادشاه مغرور و خام ش خوارزم آن فرستادگان را نیز کشت و در انتظار بلا نشست!
چنگیز پس از آنکه از بی اعتنایی خوارزمشاه اطمینان یافت، تمام قوای خود را با ساز و برگ فراوان و پیش بینی کامل آماده حمله به ممالک او کرد و در اوا سال 616 هجرى به اترار یعنى همانجا که محل تاراج و کشتار قافله ی تجاری او بود، رسید. منهاج سراج شماره یان مغول را در این حمله به هشتصدهزار تن بالغ می داند که با هشتصد علم حرکت می د و از همه قبایل و ممالک مطیع خان مغول فراهم آمده بودند. محققان جدید شماره این یان را از دویست هزار تن م ندانسته اند. و بر فرض صحت هر یک از این دو روایت اگر حکومت درستی برسر کار می بود، پیش گیری از چنگیز با آن همه و ساز و برگ و وسیله که در ایران وجود داشت آسان می نمود، لیکن پادشاه خوارزم از شه ی ناصواب ان خود که به تفرقه ی و جنگ های ت عی عقیده داشتند، پیروی کرد و هر دسته از یان فراوان خود را در شهری گذارد و خود با یان مغول روبرو ناشده راه گریز پیش گرفت. در اینجا همان عمل تکرار شد که در حمله ی عرب روی داده بود، یعنی فرار فرمانروای ایران از برابر حمله ی بیگانگان بی آنکه خود با آنان مقابله ای کرده باشد.

قوای چنگیز بعد از محاصره اترار بسرعت ای کنار جیحون و بلاد کوچک دیگر اطراف را تسخیر و غالب آنها را قتل عام و با خاک ی ان کرد و خود او بخارا را در همان سال ویران ساخت، از جمله ی گریختگان آن شهر یکی به اسان رسید، از او کیفیت واقعه را پرسیدند، گفت: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند!».

تاریخ ادبیات در ایران / جلد 3.1
ذبیح الله صفا
طبقات ناصری / ج 2 طبقه 23
قاضی منهاج سراج
⬅️#تاریخ



مشاهده متن کامل ...
⌨️ ترفندهایی برای تایپ
درخواست حذف اطلاعات

⌨️ ترفندهایی برای تایپ

با آگاهی از ترفندهای تایپی، با سرعت بهتری کارهای خود را انجام می دهید. اگر علاقمند به آشنایی با این ترفندها هستید با ما همراه باشید.

1️⃣ پاک یک کلمه

با استفاده از کلیدهای ترکیبی ctrl + backsapce، به جای پاک تک تک کاراکترهای یک کلمه، می توانید کلمات را پاک کنید. این کار سرعت شما را در حذف کلمه های اشتباه افزایش می دهد.

2️⃣ انتقال چشمک زن به ابتدای کلمه قبل یا بعد

انتقال دادن چشمک زن به صورت دستی، زمان زیادی از تایپ را به خود اختصاص می دهد. برای افزایش سرعت، چشمک زن را به کمک میانبرهای صفحه کلید جابه جا کنید. برای انتقال چشمک زن به ابتدای کلمه قبل از کلیدهای ترکیبی ctrl + left arrow و برای انتقال آن به ابتدای کلمه بعد از کلیدهای ترکیبی ctrl + right arrow استفاده کنید.

نکته: در مک، به جای ctrl از کلید option استفاده کنید.

3️⃣ ایجاد یک متن زیر یا بالانویس

برای درج بالانویس در کنار یک کلمه ، از کلیدهای ترکیبی = + ctrl + shift و برای درج زیرنویس از کلیدهای ترکیبی = + ctrl استفاده کنید.
مطمئن باشید همین دو کلید میانبر، به صورت چشمگیری سرعت شما را افزایش خواهند داد.

4️⃣ کپی متن بدون استایل

وقتی متنی را از یک منبع کپی می کنید، فرمت و استایل متن، همراه با آن کپی می شود. برای paste متن، بدون فرمت و استایل (یعنی به صورت plain text) می توانید به جای استفاده از کلیدهای ترکیبی معروف ctrl + v، ازکلیدهای ترکیبی ctrl + shift + v استفاده کنید.



مشاهده متن کامل ...
پولدار نخواهید شد اگر این ۱۰ نشانه را در خود می بینید:
درخواست حذف اطلاعات

پولدار نخواهید شد اگر این ۱۰ نشانه را در خود می بینید:

۱️⃣ تاکید دایم بر پس‌انداز و صرفه ‌جویی ماهانه دارید، در حالی که تلاش کافی در ب درآمد جدید ندارید.

۲️⃣ وابسته به یک درآمد ثابت و مشخص مانند حقوق ماهیانه هستید.

۳️⃣ سرمایه گذاری در حوزه های مختلف سرمایه را شروع نکرده اید.

۴️⃣ ید‌هایی را انجام می دهید که قادر به پرداخت آن در شرایط عادی نیستید.

۵️⃣ به دنبال رویاهای اشخاص دیگر هستید، نه رویاهای فردی خودتان.
۶️⃣ ریسک پذیر نیستید و به ندرت از محدوده آسایش خود خارج می‌شوید.

۷️⃣ برای سرمایه و اندوخته خود هدفی در نظر نگرفته‌اید.

۸️⃣ معمولا ابتدا درآمد خود را ج می‌کنید و آنچه را که باقی بماند، در بانک پس‌انداز می‌کنید.

۹️⃣ به داشته ها و نداشته هایتان قانع هستید و روزگار را می گذرانید

 و در نهایت فکر می‌کنید ثروتمند شدن برای امثال شما، غیر‌ ممکن است 

@zendegie2020



مشاهده متن کامل ...
300 سرباز یی وارد هلمند شدند ؛ دیدار گلبدین حکمتیار با مقامات تی
درخواست حذف اطلاعات

1️⃣ دیروز ۳۰۰ سرباز یی وارد استان هلمند شدند. استان هلمند جنوب افغانستان جزو استان های ناامن افغانستان به شمار می آید که از ۱۴ شهرستان آن فقط ۴ شهرستان در کنترل افغانستان میباشد.
طبق تفاهم نامه کابل واشنگتن، وج سربازان خارجی از سال ۲۰۱۴ آغاز شده و میبایست تا آ سال ۲۰۱۶ میلادی همه نیرو های خارجی از جمله نیرو های یی از افغانستان خارج شوند ولی به بهانه وج سربازان خارجی با کندی پیشرفت و اعزام ۳۰۰ سرباز یی دیگر به افغانستان قابل توجه است.
همچنین شایعاتی مبنی بر ورود چندین فروند جنگنده f-16 یی به کابل به گوش میرسد که قابل تایید یا تکذیب نیست.

2️⃣ در حمله به لشکر ۲۰۹ شاهین، ۱۰ افسر، ۲۶ گروهبان و ۱۰۰+ سرباز افغانستان کشته شد که در پی آن ۳۵ فرد مظنون بازداشت شد.
هیچ ع و ی از داخل مقر لشکر به بیرون درز نکرده است و احتمال آن میرود تعداد کشته های افغانستان خیلی بیشتر از عددی باشد که مقامات رسمی افغانستان منتشر کرده اند.
شاید تلفات چندین برابر تعداد اعلام شده باشد...

3️⃣ طی روز های اخیر گلبدین (برگرفته از کلمه عربی قلب الدین) حکمتیار حزب ی افغانستان که از گروه های تروریستی شناخته میشود وارد افغانستان شد.
حکمتیار از ان جهاد علیه شوروری سابق بود و در جنگ های داخلی مواضع مختلف و غیر ثابت داشت.
گاهی علیه ت مرکزی و گاهی دوشادوش ت
گاهی متحد شیعیان افغانستان و گاهی هم علیه شیعیان افغانستان بود.
در سال ۱۳۷۵ بعد از حمله به ایران فرار کرد؛ با وجود دریافت کمک های مالی و تسلیحاتی از ایران در جنگ با شوروی ، بعد از برگشتن از ایران به مخالفت آشکار با ایران برخواست و ایران را دوم خطاب نمود.
در سال ۱۳۸۱ بعد از ورود به افغانستان، با همراه شد و علیه ت افغانستان وارد جنگ شد و در سال ۱۳۸۲ اسم گلبدین را در لیست تروریسم قرار داد و جایزه ۲۵ ملیون دلاری برای سرش تعیین نمود.
از سال ۱۳۸۱ تا یک هفته پیش در شمال/شمال غرب پا تان به طور مخفیانه زندگی میکرد و ی گروهی از را برعهده داشت.
سازمان جاسوسی و پا تان (isi, cia ) از وی به طور مخفیانه حمایت مالی و تسلیحاتی میکرد.

حکمتیار از هفته پیش وارد استان های لغمان و جلال آباد(جنوب شرق افغانستان) شد و با مقامات رسمی افغانستان از جمله معاون دوم رئیس جمهور دیدار نمود و احتمالا طی روز های آینده وارد کابل خواهد شد.
ورود حکمتیار به کابل بیشتر به خواست رئیس جمهور، اشرف غنی صورت گرفته است و احتمال میرود از گلدبین در بدنه ت افغانستان استفاده شود.
اشرف غنی در حال تضعیف جایگاه بقیه اقوام افغانستان است و ورود گلبدین به عرصه سیاست بیشتر به ضرر بقیه مردم بوده و اکثریت مردم با این اقدام اشرف غنی مخالف هستند.
ورود گلبدین به عرصه قدرت میتواند خطرناک باشد و احتمال دارد سناریو حمله به عراق در افغانستان تکرار شود.
یک شبه موفق شد ۴۰۰ کیلومتر به عمق خاک عراق پیشروی کند و به دروازه های بغداد برسد و سرعت بالای پیشروی بخاطر همدستی مسئولین و نظامیان عراقی بود.
با به قدرت رسیدن حکمتیار و تضعیف بقیه اقوام افغانستان، این احتمال میرود تا با طی ۱۵۰ کیلومتر مسافت، از جنوب شرق به کابل لشکر کشی کند و یا این که با طی ۲۰۰ کیلومتر از شمال به کابل حمله ور شودند.

طی روز های آینده مشخص خواهد شد آینده افغانستان چطور رقم میخورد و واکنش های مردم، کشور های خارجی و ان چه خواهد.



مشاهده متن کامل ...
دلار ونام خدا
درخواست حذف اطلاعات
⛔️ متن شایعه ⛔️

" تنها پول دنیا که درآن از خداوند یاد شده است! دلار : توکل ما بخداست "(in god we trust )
yon.ir/5xpkn
قبل از پاسخ یه نکته بگم:
واقعا متاسفم برای عده ای که همیشه دنبال این هستند که از آب گل آلود ماهی بگیرند و کورکورانه پیش میروند (البته بسیاری از اینها کورکورانه نیست و کاملا با آگاهی وحمایتهای...)
ولی تمامی اینها حتی به اندازه نسیمی هم نیستند که بتوانند و تشیع را بلرزاند(یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون-سوره صف )

اینها فکر میکنند میتوانند با این مز فات سر هم بافته توسط یهود و...و...نور الهی رو خاموش کنند(یک روز کوروش رو مطرح میکنند، یکروزحسینعلی بهاء، یکروز محمدبن عبدالوهاب، یکروز ساتیاسای بابا، یکروز محمدعلی باب، یکروزاحمدالحسن و ابوبکر البغدادی ویکروز آتش زدن قران ومسجد و توهین به هادی و..و..)
ولی احمق ها، نمیدانند که دنیا زیر نظر کیست و اوست که اداره میکند نه و ویهود و...
با اینهمه هجمه ، وقتی میبینیم اشخاصی همچون ....بایرام اویچ، ادواردو آنیلی، لوکان،سلیمان کابا،انسوکوهوشینو،آنتون وسنین،مایکل بوت، ایوت بالداچینو و...و....میآیند نور را میبینند و شیعه میشوندو واعتصموا بحبل الله جمیعا میشوند و به فوزا عظیما نائل میشوند،تازه به بخشی از این آیه سوره صف، پی میبریم(آخه چندین صفحه میخواید از این اشخاص که شیعه شدند اسم ببرم ؟؟)
اما ▼▼▼▼▼▼▼▼
در پاسخ به شایعه
"دلار ، تنها پول دنیا که در آن از خدا یاد شده !!" :


1️⃣ تنها کشوری نیست که روی پول ملی اش نام خدا را چاپ کرده و درج ن نام خدا روی پول دیگر کشورها دلیل بی اعتقادی آنها به خدا نیست تا بخواهد قداستی برای ایجاد کند!
2️⃣ کشورهای مختلفی از جمله هلند و کویت نیز نام خدا را با عبارات "god zij met ons" (خدا با ما باشد) و "وبالله نستعین" (از خدا استعانت میجوییم) روی اسکناسهای خود چاپ کرده اند!
yon.ir/igwt1
yon.ir/igwt2
yon.ir/igwt3
yon.ir/igwt4
3️⃣ چاپ عبارت "in god we trust" روی دلار، یک حرکت تبلیغاتی بود که در سال ۱۹۵۷ و در اوج جنگ سرد با شوروی انجام داد تا نظر کشورهای ی را در برابر شوروی کمونیست که مروج بی دینی بود، جلب کند!
yon.ir/igwt5
4️⃣ نام خداوند از اسماء متبرکه است و در ایران روی اسکناس درج نمی شود تا از بی احترامی به آن جلوگیری شود، چراکه اسکناس توسط افراد مختلف لمس شده و در حالات و مکانهای بعضا نامناسبی نگهداری می شود.
yon.ir/igwt6

با این گفته هایشان یاد قران سر نیزه معاویه می افتم که عده ای جاهل، قران ناطق را با این حرکت ، کنار انداخته و فکر د بهتر از المومنین از عهده نبردها بر میآیند(ظاهرا جنگهای زمان یادشان رفته بود◀◀◀ آنوقت که خیلی ها مثل بز کوهی، از جنگ فرار می د و به کوه، پناه میبردند، المومنین شمشیر میزد و در میدان نبرد یکه تازی میکرد و بینی عبد ودها را خاکمال میکرد☺️☺️☺️)
لطفا #تفکر_تفکر_تلنگر


مشاهده متن کامل ...
مهارت های دهگانه زندگی
درخواست حذف اطلاعات

مهارت های دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق

1️⃣ مهارت خودآگاهی
2️⃣ مهارت همدلی
3️⃣ مهارت روابط بین فردی
4️⃣ مهارت ارتباط موثر
5️⃣ مهارت مقابله با استرس
6️⃣ مهارت مدیریت هیجان
7️⃣ مهارت حل مسئله
8️⃣ مهارتت تصمیم گیری
9️⃣ مهارت تفکر خلاق
مهارت تفکر نقادانه


مهارت خودآگاهی
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی

مهارت همدلی
درک دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.

مهارت روابط بین فردی
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا ی از چنین روابطی آسیب نبیند.

مهارت ارتباط موثر
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

مهارت مقابله با استرس
با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

مهارت مدیریت هیجان
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای ب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

مهارت حل مسئله
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با ب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

مهارت تصمیم گیری
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت ه خود را واق بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواق آن را نیز به عهده می گیریم.

مهارت تفکر خلاق
تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بی م. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بی م و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که ی تاکنون این کار را نکرده باشد.

مهارت تفکر نقادانه
این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.



مشاهده متن کامل ...
درباره دوقطبی سازی و دوقطبی های صحیح و غلط!!!
درخواست حذف اطلاعات

با توجه به نهی مکرر ی در مورد دوقطبی سازی های غلط و کاذب، بعضا سوالاتی مطرح میشود که نشان میدهد هنوز در این خصوص ابهامات زیادی وجود دارد که به چند مورد از آنها پاسخ میدهم:

1️⃣ نهی ی از دوقطبی سازیهای غلط و کاذب به معنی ممانعت از ایجاد فضای رقابت سالم در انتخابات نیست، بلکه به معنی پرهیز از رقابتی است که منجر به تفرقه و درگیری در جامعه و سوءاستفاده دشمنان گردد.

2️⃣ دوقطبی صحیح، در جامعه و بین گروه هایی که انقلاب را قبول دارند ایجاد شکاف و درگیری نمیکند بلکه بین دوست و دشمن خط کشی مینماید که ی از آن به دوقطبی انقل و استکباری (ضدانقل ) تعبیر د.

3️⃣ دوقطبی غلط وما متاثر از دو نامزد نیست و حتی با مرزبندی غلط از سوی یک نفر ایجاد میشود و بخش وسیعی از جامعه را بر اساس قومیت، مذهب، جناح، ت، طبقه اجتماعی، دارایی و... در برابر بخشی دیگر قرار میدهد.

4️⃣ دوغطبی های کاذب مبتنی بر حقیقت نیستند و بیشتر به صورت کاذب و برنامه ریزی شده در فضای جامعه تزریق میشود تا از قبل آن، احزاب ، منافع خود را دنبال کنند، مانند:

دوقطبی یان و نا یان: این دوقطبی از این جهت کاذب است که هم اکنون کشور را به عنوان یک توافق بین المللی پذیرفته است و همانطوری که ی هم فرمود، ایران ابتدائا آن را نقض نخواهد کرد، لذا هر تی که بر سرکار بیاید براساس سیاستهای کلان کشور باید به عمل کند و اتفاقا آن انی که میگویند را به هر قیمتی باید حفظ کرد باعث میشوند طرف مقابل هر چه بیشتر از اجرای تعهداتش سر باز بزند و عملاً از ، جز نامی برای ایران باقی نماند که این مهمترین محرک برای کنار گذاشتن خواهد بود لذا اگر ی میخواهد پایدار باشد باید طرف مقابل را به اجرای تعهداتش م م کند و الا که هیچ توافقی نمیتواند به صورت یکطرفه، پایدار بماند.

دوقطبی جنگ و صلح: این دوقطبی از این جهت ترویج میشود که مردم احساس کنند سایه جنگ بالای سر کشور است و رفع آن هم مست م اعتماد به یک حزب خاص است، حال این که این دوقطبی اساسا براساس اعتراف اوباما و کری، گزینه ای عملی نبوده است و تنها به عنوان یک تهدید پوشالی مورد استفاده قرار میگرفته و این که اساساً ایران اگر چه مشمول بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل بوده است اما مشمول سایر بندهای آن (از 39 تا 51) که مجوز حمله به کشورها را صادر میکند، نبوده است و نکته نهایی این که اتفاقا آن جریانی کشور را به لبه جنگ و تهدید میبرد که مدام مولفه های قدرت کشور اعم از اقتصاد مقاومتی، توان موشکی، بودجه نظامی، رشد علمی، تکنولوژیهای نوین و... را تضعیف میکند.

دوقطبی حامیان تحریم و مخالفان تحریم: این هم یک دوقطبی کاذب و غیر واقعی است برای این که ی در کشور م ع تحریم نیست بلکه متأسفانه جریانی خاص، میکوشد انی را که حامی مقاومت در برابر زیاده خواهی های دشمن، اجرای اصول اقتصاد مقاومتی، اب ن پلهای دور زدن تحریمها و حفظ عزت کشور هستند را دوستدار تحریم بخوانند حال این که دقیقا برع ، آنهایی که کشور را به لحاظ اقتصادی ضعیف و وابسته نگاه میدارند، کشور را بیشتر و بیشتر در برابر تحریمها آسیب پذیر میکنند و باعث میشوند دشمنان هرگز دست از تحریمها دست برندارند.

سیاوش_آقاجانی



مشاهده متن کامل ...
شش ویژگی و مولفه روحیه انقل در یک انسان برای ایجاد تحول!
درخواست حذف اطلاعات

از مجموعه رهنمودهای انقلاب چنین استنباط می شود که در شرایط کنونی وجود چنین ویژگی هایی در یک منتخب مردم، می تواند مشکلات کنونی و آینده کشور را حل کند:

1️⃣ توکل بر خدا داشتن:
اگر به خدا #توکل داشته باشیم و به خودمان اعتماد کنیم، روحیّه هایمان قوی خواهد بود؛ هم در زمینه ی علمی و هم در زمینه ی مدیریّتی کشور.

2️⃣ شجاعت داشتن و از چیزی نترسیدن:
این ملت، #ملت_شجاع و آزاده ای است؛ ملتی است که تهدید قدرتهای متکبّر جهانی او را به عقب نمی نشاند؛ بنابراین منتخب او هم باید شجاع باشد و نترسد؛ شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق.

3️⃣ اهل اقدام و عمل بودن:
اگر در همه ی کارهای ضروری در موضوع اقتصاد مقاومتی #اقدام_و_عمل شده بود، امروز تفاوت محسوسی را در اوضاع اقتصادی کشور و زندگی مردم شاهد بودیم.

4️⃣ ابتکار زدن و دنبال میانبر بودن:
ملت ایران در مجموعه کارهای خود نیازمند یافتن #راههای_میانبر جدید است و برای #جبران_عقب_ماندگی های علمی و صنعتی باید #ابتکار، تلاش و استعدادهای درخشان با یکدیگر توأم شوند و در این صورت امکان پیشرفت جهشی نیز فراهم خواهد شد.

5️⃣ بن بست شکنی و گره گشایی :
ی که سر کار می آید، اولین وظیفه اش این است که برای #گره _گشایی مشکلات مردم آستین همت بالا بزند؛ همکاران خودش را از انی که مؤمن به حق مردم و مؤمن به کارآیی نظام هستند، انتخاب کند.

6️⃣ امید داشتن به آینده روشن برای انقلاب:
اساسی ترین نیاز کشور، ایجاد روحیه ی #امید به آینده، #نشاط و #خودباوری در #نسل_جوان است



مشاهده متن کامل ...
اینترنت هدیه ایرانسل
درخواست حذف اطلاعات

هـــدیـــه #ایرانسل بــرای هــمـــه

1️⃣ به اپلیکیشن «ایرانسل من» مراجعه کنید

2️⃣ در قسمت «طرح های تشویقی» میتونید هدیه رایگان خودتون رو فعال کنید

✳️ 100مگابایت اینترنت یک هفته ای و بدون ر هزینه ای برای شما اختصاص داده میشه


اطلاع از باقیمانده بسته فعال شده با شماره گیری کد زیر ↙️

*141*4444#


✅ ایرانسل من

http://irancell.ir/dlmyicl



مشاهده متن کامل ...
اطلاعیه شماره1
درخواست حذف اطلاعات


اطلاعیه شماره 1


1️⃣....

2️⃣حتما امشب با خودتان خ داشته باشید و آرزوها ومیل هایتان را تنظیم کنید ،هدف زندگی و سلوکتان را تعیین کنید

3️⃣امسال انشاءالله سال متفاوتی است مخصوصا برای کشور و ملت ایران

4️⃣بشارت ها و انذارهایی به دستمان رسیده است که نشانگر این است که باید خیلی حواسمان را جمع کنیم

5️⃣بنابر قرائنی ظهور انشاء الله بسیار نزدیک می باشد باید خودمان را از جهت معنوی قوی کنیم و این 3ماه (رجب-شعبان-رمضان)فرصت بسیار عالی و مغتنمی برای امسال عزیزان می باشد

6️⃣باید خودمان را ازجهت معرفتی و معنوی بسیار تقویت کنیم که امتحاناتی نزدیک است

اطلاعات بیشتر در شماره های بعدی اطلاعیه


@avayemalakoot ☘️



مشاهده متن کامل ...
آموزش روت گوشی
درخواست حذف اطلاعات


" بـــه نـــام خــدا "

در اینجا میخواییم بدون مقدمه به آموزشِ _ روت گوشی_ بپردازیم :)

روش اول :

این روش تقریبا روی اکثر گوشی ها که از اندروید 4.3 یا پایین تر (و بعضا حتی رام های 4.4) برخوردارند به درستی عمل می کند. در این روش که ساده ترین روش روت گوشی ها است گوشی شما، به آسانی چند کلیک روت خواهد شد. تنها کاری که باید انجام دهید نصب اپلیکیشن towelroot است که می توانید از طریق این لینک آن را کنید.
http://zurl.ir/bcifi

بعد از نصب، اتصال اینترنتی خود را فعال و اپلیکیشن را اجرا کنید. همان طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید در محیط این اپلیکیشن یک دکمه بیشتر وجود ندارد که با عنوان make it ra1n مشخص شده است. بعد از اطمینان از برقرار بودن اتصال اینترنتی، روی این دکمه کلیک کنید. بعد از گذشت چند ثانیه گوشی شما روت خواهد شد و در پایین این دکمه نیز پیغام موفقیت آمیز بودن عملیات روت را مشاهده خواهید کرد. یک بار گوشی خود را ریستارت کنید و سپس اپلیکیشن rootchecker را از این لینک و نصب کنید
http://zurl.ir/tm2xn


بعد از باز آن و کلیک روی دکمه ی verify، از روت بودن گوشی خود مطمئن شوید.

مشکلات احتمالی:

1️⃣ اگر بعد از کلیک روی این گزینه هیچ اتفاقی نیفتاد و شما پیغامی در رابطه با موفقیت آمیز بودن یا نبودن عملیات روت مشاهده نکردید، یک اپلیکیشن گذر از تحریم را اجرا کرده و بعد از اطمینان از فعال بودن آن، یک بار دیگر عملیات بالا را انجام دهید. با این کار حتما نتیجه را خواهید دید.

2️⃣. ممکن است بعد از اشاره روی دکمه ی ذکر شده، با پیغام your device not support رو به رو شوید. این پیغام به معنای عدم موفقیت این اپلیکیشن در روت گوشی شما است پس روش بعدی را امتحان کنید.

اتمام روش اول✌️

روش دوم :

این روش نیز مانند اپلیکیشن towelroot عمل خواهد کرد با این تفاوت که در این اپلیکیشن علاوه بر امکان روت ، شما می توانید گوشی خود را unroot هم کنید. همچنین بر خلاف towelroot این اپلیکیشن، اقدام به نصب superuser نیز خواهد کرد. ابتدا با مراجعه به این لینک از پشتیبانی شدن دستگاه خود توسط این اپلیکیشن مطمئن شوید.
http://zurl.ir/zgsl4

سپس از طریق این لینک آن را و در گوشی خود نصب کنید. برای اطمینان بیشتر ارتباط اینترنتی خود را برقرار کنید و اپلیکیشن را اجرا کنید. با محیطی مانند تصویر بالا رو به رو خواهید شد.
https://mega.co.nz/#!2zujfbii!waq195lpmg-39rqopreew8nzfm5szc-64uhl9bnyfri

بعد از انتخاب یکی از شخصیت های ارباب حلقه ها که تنها جهت جالب شدن برنامه در پایین اپلیکیشن قرار گرفته اند، روی گزینه ی install superuser کلیک کنید و یکی از دو گزینه ی نمایش داده شده را انتخاب کنید (تفاوتی ندارد). سپس کمی منتظر بمانید تا اپلیکیشن پیغام موفقیت آمیز بودن یا نبودن عملیات روت را به شما نمایش دهد. بعد از نمایش این پیغام و در صورتی که پیغام succes و روت شدن گوشی را مشاهده کردید یک بار گوشی خود را ریبوت کنید و سپس اپلیکیشن rootchecker را از این لینک و نصب کنید
http://zurl.ir/tm2xn

بعد از باز آن و کلیک روی دکمه ی verify، از روت بودن گوشی خود مطمئن شوید. اما اگر پیغامی که به شما نشان داده شد خبر از ناموفق بودن عملیات داشت، به سراغ روش سوم بروید.

این اپلیکیشن بر خلاف towelroot، قادر به روت رام های 4.4 نیست.

اتمام روش دو✌️✌️



مشاهده متن کامل ...
چرا شتابدهنده ا ل
درخواست حذف اطلاعات

چرا ا ل؟؟؟


1️⃣ ل تنها شتابدهنده کشوری است که دارای شعبات در شهر های کشور است که موجب فراهم آمدن شبکه ای بسیار گسترده از مربیان, سرمایه گذاران و ارتباطات در سطح کشور شده است و با حضور در ا ل میتوان از این فرصت ارتباطی ویژه برخوردار گشت.


2️⃣ سرمایه گذار اصلی ا ل شرکت همراه وس است که با همکاری شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان و همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اقدام به راه اندازی شتاب دهنده های استانی ا ل کرده است.برخورداری از حمایت هر کدام از این مراکز امتیاز ویژه ای برای یک استارتاپ محسوب میشود.


3️⃣ یکی از نقاط قوت و متمایز شتابدهنده ی ا ل, حمایت شهرک علمی تحقیقاتی است بدین معنا که با حضور در ا ل از مزایای شهرک و شتابدهنده یکجا میتوان استفاده نمود.


4️⃣ فضای کاری مشترک موجود در ا ل مطابق با استانداردهای روز دنیا میباشد و با ایجاد محیطی شاد و فعال ,انگیزه و پشتکار تیم ها را برای رسیدن به هدف قوت خواهد بخشید.


5️⃣ انتخاب تیم / ایده ها برای حضور در شتابدهنده ی ا ل توسط داوری تخصصی و به صورت رقابتی صورت میپذیرد که پذیرفته شدن در این مرکز میتواند تاییدی بر قابلیت رشد عملی تیم /ایده و ریسک معقول آن باشد.

axellisfahan.ir

https://t.me/axellisfahan




مشاهده متن کامل ...
3)نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری
درخواست حذف اطلاعات


فوری

نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد



⭕️ کل آرای ماخوذه: ۴۱۲۲۰۱۳۱ رای


1️⃣ :23549616



2️⃣ ابراهیم رییسى :15786449



3️⃣ مصطفی میرسلیم:478215



4️⃣ مصطفی هاشمى طبا:215450


⏺آرای باطله 1190401





مشاهده متن کامل ...
در سه ح زیر علی الراسی اتفاق میفتد
درخواست حذف اطلاعات

در سه ح زیر علی الراسی اتفاق میفتد

1️⃣ در موعد مقرر از ارائه دفاتر و اظهارنامه خودداری گردد:
علی الراس➕ معافیت لغو➕ 40% جریمه غیر قابل بخشش

2️⃣ اظهارنامه ارائه گردد ولی دفاتر ارائه نگردد:
علی الراس➕ 40 % جریمه قابل بخشش

ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
اجرای قانون!؟!
درخواست حذف اطلاعات

اخیراً با هنجارشکنی هایی که در تبلیغات انتخاباتی خود مرتکب شد، بعضی از فتنه گران سال ۱۳۸۸ که مدعی ی «اصلاح طلبان» هستند، مانند مصطفی تاج زاده، معتقد به « اجرای قانون حجاب» شده اند.

بلافاصله در شبکه های اجتماعی، نی شخصی خود را بدون حجاب منتشر کرده و خطاب به ن نجیب و محجبه ایران گفته اند: «ما به حجاب شما احترام می گذاریم؛ شما هم از بی حج ما حمایت کنید» و با زبان بی زبانی تهدید کرده اند که اگر چنین نشود، آنها نیز به حرمت و شرافت حجاب ن کشور، تجاسر خواهند کرد.

❗️ از طرف دیگر، همین قانون شکنان، از حکومت خواسته اند که «امنیت ما را حفظ کنید» و خطاب به مردهای جامعه نیز گفته اند: «شما با موهای ما آشتی کنید» !


⁉️چند پرسش:


1️⃣«حجاب»، حکم قرآن و سنت برای ن مسلمان و قانون برای عموم ن در ملاءعام کشور است، پس چرا ت در برابر متجاسران به قانون سکوت کرده است؟

2️⃣اگر ان اصلاح طلب و بعضی ن بی حجاب، خواستار احترام دیگران به قانون شکنی خود هستند، آیا بعضی مردان جامعه نیز می توانند همین درخواست را برای قانون شکنی خود نسبت به آنها داشته باشند؟

3️⃣اگر « اجرای قانون»، مطالبه عده ای بشود، این « » فقط برای قانون شکنان معتبر است یا بدون تبعیض برای همه (مردان و ن) باید معتبر بشود؟

4️⃣کدام حکومت در تاریخ یا در جغرافیای جهان، تاکنون از امنیت قانون شکنان حمایت کرده یا اجرای قانون را «آزاد و اختیاری» دانسته است؟

5️⃣اگر « اجرای قانون» در یک جامعه پذیرفته شد، فقط در همین یک مورد است یا برای سایر موارد (مثلاً قوانین راهنمایی و رانندگی، به عنف، مالیات،...) نیز باید مراعات بشود؟

6️⃣آیا این افراد که « خود» را در عدم اجرای قانون کشور و سلب اختیار از (گشت ارشاد) نیروی انتظامی پنداشته اند، می فهمند که بااین «هرج و مرج طلبی»، امنیت خود و جامعه را به آشوب طلبان و حرمت شکنان می سپارند؟

7️⃣چرا امنیت اجتماعی که وابسته به نظم عمومی و مراعات قانون و امنیت ملی ماست، عده ای را به وسوسه انداخته است؟

8️⃣آیا «حجاب اختیاری»، مقدمه تابلوی «ورود با حجاب ممنوع» در اماکن عمومی و سپس، ممنوعیت حجاب در کل جامعه و بازگشت به عصر ننگین پهلوی اول نیست؟

9️⃣⁉️راستی چرا ، لاریجانی، مطهری، خاتمی، مولاوردی، ابتکار، جهانگیری، حسن مصطفوی و بقیه «مخالفان استبداد و خشونت»، در برابر «هرج و مرج طلبان» سکوت کرده اند؟


محمدعلی رامین



مشاهده متن کامل ...
☘️ وزن آرماتور مورد استفاده در چند نوع سقف (کیلوگرم بر مترمربع)
درخواست حذف اطلاعات





:

1️⃣ سقف کامپوزیت:
۸-۱۲

2️⃣ سقف تیرچه بلوک:
۵-۷

3️⃣ سقف دال بتنی توپر:
۱۰-۱۶



دال فرم ، سقف سبز زندگی


:وبسایت گروه دال فرم

international website: www.dalform.co
وبسایت به زبان پارسی: www.dalform.ir
کانال تلگرام: tlgrm.me/dalformgroup




مشاهده متن کامل ...
موضوعات جدید و سخت در قسمت سوم آزمون شفاهی ielts
درخواست حذف اطلاعات
موضوعات جدید و سخت در قسمت سوم آزمون شفاهی
موضوع مطالعه

1️⃣ are the any occasions when reading at speed is a useful skill?

personally, if i’m reading something interesting,
i don’t like reading too quickly because i feel that i don’t properly absorb the information. however,
it can be useful to skim through things when you don’t really want to read them, or
when you just need to find one particular piece of information. for example,
i read at speed when i'm checking a household bill or a letter from the bank.


2️⃣ are there any jobs where people need to read a lot? what are they?

well, researchers obviously need to read a lot, and i suppose that politicians,
journalists and other professionals who need to know about current affairs read a lot too.
having said that, i think most workers read hundreds of emails every week.
in my previous job, for example, i had to check internal staff emails at least twice a day.


3️⃣ do you think that reading novels is more interesting than reading factual books? why is that?

both types of book can be equally interesting in my opinion. a good novel can transport you
to another world where the characters in the book become almost real. on the other hand,
factual books can give you fascinating insights into anything from psychology to ancient history.


#speaking

@tabielts


مشاهده متن کامل ...
عد در سند آموزش 2030
درخواست حذف اطلاعات

در مفهوم پردازی عد آموزشی می توان به دو زاویه بحث پرداخت:

1️⃣ بحث از رشد متعادل فضایل اخلاقی و بارور سازی استعدادهای درونی

2️⃣توزیع عادلانه مواهب، فرصتها و دسترسی های آموزشی که در دسترسی های آتی و شان و بهره مندی های آینده مؤثرند.

✴️حال باید پرسید که سند آموزش 2030 چه تصوری از عد آموزشی را دنبال میکند؟

سند آموزش 2030 از یک منظر، سند عد خواهی در آموزش است که بر مدار قرائت لیبرال از عد اجتماعی بنیان نهاده شده است. آموزش 2030 مبتنی بر حقوق و های اساسی انسانها از جمله حق آموزش برای همگان طراحی شده است. لذا اولا همگانی بودن و ایجاد دسترسی همه افراد (آموزش فراگیر) به آموزش موضوعیت دارد و ثانیا به جهت حفظ ها و عدم تحمیل محتوای آموزشی، این دسترسی ناظر به در تحقق نیازهای آموزشی هر طبقه و گروه اجتماعی است.

در عین حال باید توجه داشت که همه این محتواها قرار است توسعه پایدار را رقم زنند. توسعه پایدار سه رکن دارد: رکن اقتصادی، رکن اجتماعی و رکن زیست محیطی. تجلی ، صلح، تساهل و تسامح، دموکراسی، شهروندی و .... را میتوان در محتوای این سه رکن مشاهده کرد؛ ارزشهایی که تضمین کننده هاست.

حال که دسترسی به آموزش آزاد برای همگان فراهم شد، لازم است به ساختار نظام آموزشی و تصمیم گیری آن نیز دقت کرد. چه تضمینی وجود دارد که اکثریت حاکم بر یک نظام آموزشی، این حق را به اقلیتهای مذهبی، ، اجتماعی و ... بدهند؟ هیچ چیز جز مشارکت خود آنان در تصمیم گیری آموزشی.

بنابراین باید ساختار تصمیم گیری و مدیریت نظام آموزشی از یک ساختار بسته به یک ساختار باز تغییر کند تا امکان مشارکت همه آن گروهها در تصمیم گیری و مدیریت نظام آموزشی نیز فراهم شود. این امر، مست م نوعی دموکراتیزه نظام آموزشی و حرکت به سمت ساختارهای شبکه ای و مکانیسمهای مشارکتی است. در این ساختارها دیگر ت در عین اینکه بازیگر قدرتمندی است اما فاعل مطلق به شمار نمیرود.

حضور اقلیتهای مختلف در نظام تصمیم گیری و مدیریت آموزش، نوعی نگاه قراردادگرا و غیر غایت محور را به آموزش کشور تحمیل میکند. از سوی دیگر فرض میشود به جهت اینکه اقلیتها معمولا در استضعاف بوده اند، توانمندی مشارکت و مقابله با قدرت جریان حاکم را ندارند. لذا در آموزش 2030 بر توانمندسازی اقلیتها خصوصا در جهت نقش آفرینی اجتماعی و توان ایجاد تغییرات اجتماعی تاکید میشود.

بنابراین آموزش 2030 هم ناظر به انتقال ارزش های لیبرال طراحی شده است و هم ناظر به تغییر نظام آموزشی به سمت نظامی غیرمتمرکز و دموکراتیک و در عین حال مبتنی بر تقویت و توانمندسازی اقلیت ها و نیروهای اجتماعی که امکان ایجاد تغییرات اجتماعی-فرهنگی- وسیع و رادیکالی دارند. لذا باید منتظر تحولات اجتماعی عمیقی بود.

و نکته آ این است که ما با آموزش 2030 کدام نوع اقلیت ، فرهنگی، مذهبی، زبانی و.... را به رسمیت خواهیم شناخت؟



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.