پنجره پنجره ای به اطلاعات و مقالات فارسی
 amirardavan اردوان
ساسانیان 15 ص
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از سورنا فایل ساسانیان 15 ص با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

ساسانیان

حکومت خاندان ساسانی در ایران ، پس از انقراض ت پارتی (اشکانی) به مدت چهار قرن دوام یافت. در تاریخ آغاز حکومت اردشیر اول ، نخستین شاهنشاه ساسانی ، میان محققان اختلاف جزئی (در حدود سه سال) است. ما در اینجا محاسبه " نلدکه " را بر محاسبات دیگران ترجیح و آن را ملاک قرار می دهیم . بنا به محاسبه نلد که ، نخستین سال شاهنشاهی اردشیر اول ساسانی (یعنی ، سالی که در آن به شاهنشاهی رسید) با بیست و پنجم و بیست وششم سپتامبر سال 226 ی (مطابق با سال 538 سلوکی) آغاز می شود که سال حکومت ت ساسانی بر سرتاسر ایران است و پایان حکومت این خاندان ، در سال 651 یا 652 م. است که سال کشته شدن یزدگرد سوم آ ین پادشاه ساسانی در مشرق ایران است . بنابر این ، حکومت ساسانیان بر ایران بیش از چهار صد سال (426 سال) ادامه داشته است .در این چهار صد سال ، ت ساسانی یکی از دو ت بزرگ جهان متمدن آن روز (در آسیای غربی) بوده است که مرزهای آن در مشرق ، تا دره رود سند و پیشاورو در شمال شرقی ، گاهی تا کاشغر کشیده شده بود . در شمال غربی ، تا کوههای قفقاز و دربند در ساحل دریای خزر و گاهی هم ، تا دریای سیاه می رسید و در مغرب ، رود فرات به طور کلی مرز این ت با حکومت روم و جانشین آن یعنی روم شرقی با بیزانس بود . البته ، گاهی این مرز خیلی فراتر از رود فرات می رفت و گاهی هم به این سوی فرات منتهی  می شد ، ولی صرف نظر از کششها و فشردگیها می توان رود فرات را مرزی طبیعی میان دو ت بیزانس و ساسانی دانست .

ت بیزانس که در مشرق متصرفات خود با تی نیرومند مانند ت ساسانی سروکار داشت و آن را قویترین خصم خود می دانست ، گرفتاریهای زیادی هم در مغرب و هم در شمال متصرفات خود به خصوص در اروپا داشت . این گرفتاریها ، مانع از می شد که ت بیزانس همه هم و توجه خود را مصروف مرزهای شرقی خود کند و به همین سبب ، ت ساسانی، مانند ت اشکانی ، توانسته بود پایتخت خود را تیسفون در کنار دجله قرار دهد و از پایتخت به مرزهای دشمن ، بیمی نداشته باشد . ت ساسانی هم، در مشرق و شمال مرزهای خود، گرفتاریهای زیادی داشت که گاهی به مرحله خطرناک وتهدید کننده ای می رسید . بدین گونه ، سیاست خارجی ت ساسانی در سرتاسر این جهان قرن، در روابط با شرق و غرب خلاصه می شد. اما ت ساسانی در این مدت خود را به حد کافی  نیرومند نشان داد و توانست مملکت ایران را از آسیبهای م ب و خطرناک نگه دارد و در داخل مملکت برای مردم ایران ، زندگی مرفه قرین با امنیت تامین کند .

این حکومت ، فرهنگی در زمینه سیاست و مملکت داری و اخلاق و روابط سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد که پس از انقراض و اضمحلال ، اثرات خود را در نسلهای بعدی و فرهنگی اقوام مجاور، به طور بارزی نشان داد.

با اینکه دشمنان شناخته شده ت ساسانی ، ت متمدن بیزانس و تهای نیمه متمدن شمال ومشرق کشور بودند ، سقوط این ت نه از سوی این دشمنان بلکه از جانبی بود که هرگز انتظار آن نمی رفت و آن تی بود که با آنکه جنبه نظامی آن از اقوام بیابان گرد بود ، ولی بنیه و اجتماعی آن ب ایه بینش دینی و فکری نیرومندی بود که تها و دشمنان دیگر ساسانی فاقد آن بودند . ت ی که در اوایل قرن هفتم میلادی در مدینه ، تشکیل شده بود ، از جهت روحی و معنوی چنان قوی بود که تسلط آن بر ممالک مجاور ، مانند تسلط اقوام با دیه نشین و صحرانورد دیگر ، موقتی نبود، بلکه چنان عمیق بود که با همه گسستگی و ضعف و نظامی آن ، پس از دو قرن سلطه ، اثرات معنوی و فرهنگی آن هنوز هم ادامه دارد. زادگاه ت ساسانی ، " ای " پارس بود. چنانکه معلوم است، در ت پارتی یا اشکانی در ایالات و ولایات مختلف ایران ، حکومتهای محلی نیمه مستقلی بودند که از لحاظ سیاست خارجی ، تابع ت مرکزی بودند که ت سلطنتی بود و در راس آن شاهنشاه قرار داشت . در ای پارس نیز ، چنین ح ی وجود داشت . از این پادشاهان آن ، مانند اردشیر ، دارا ، منوچهر (در صورتهای قدیمی آن) روی آن نوشته شده و این نشان می دهد که یاد پادشاهان هخا و اساطیری در میان حکام محلی زنده بوده است . وجود بناهای عظیم تخت جمشید و بناهای دیگر ، در زنده بودن خاطرات گذشته در میان فرمانروایان پارس ، به طور قطع موثر بوده است . بر روی سکه های قدیمتر ، عنوان این پادشاهان به خط آرامی " فرترکه " است . بر این سکه ها ، نقش پادشاه نشسته بر تخت یا ایستاده در برابر آتشگاه با درفشی که به احتمال همان درفش کاویان است دیده میشود .بنابر تاریخ طبری (که منقول از خدای نامه است) در اوا حکومت اشکانیان ، در ای پارس حکام متعددی بوده اند و در ناحیه است ، حکومت در دست خاندان بازرنگی بوده است . در این زمان که مقارن ظهور اردشیر بوده ، مردی به نام گزهر (گوچثر ، گوی چهر) از این خاندان حکومت داشته است.

ساسان که نام خاندان ساسانی از اوست ، به گفته طبری ، صاحب (نگهدار) آتشکده است بوده است که به نام آتشکده ناهید یا آناهید معروف بود . در کتیبه سه زبانه کعبه زرتشت که به دستور شاپور اول – پادشاه ساسانی – نقش شده است ، ساسان عنوان " خدا " دارد که به معنای خدای آفریننده جهان نیست ، بلکه عنوان سلطنتی باید باشد (مانند اعلیحضرت . رجوع شود به " میراث ایران " ، فرای ، ص208 و نیز کلماتی چون خانه خدا و کدخدا و در مقیاس بالاتر یعنی کشور خدا = پادشاه) . شاپور در این کتیبه خود را نیز " خدا " ولی پرستنده مزدا خوانده که دلیل کافی بر این است که مقصود از " خدا " معنای مصطلح امروزی آن نبوده است . شاپور پدرش اردشیر را نیز خدا و پرستنده " مزدا " و شاهنشاه ایرانیان معرفی کرده ، در حالی که خود را " شاهنشاه ایرانیان و جز ایرانیان " خوانده و جد خود بابک را، فقط شاه نامیده . این به آن معنی است که بابک فقط یک حاکم یا شاه محلی بوده وحکومت اردشیر از سرزمین واقعی ایرانیان نکرده بوده است . همچنین ، فقط شاپور در این کتیبه نذورات و قربانیهایی برای ارواح خاندان و خویشان سلطنتی دستور داده ، از ساسان نام برده ولی او را " شاه " نخوانده . می توان از این نکته چنین استنباط کرد که آنچه در کارنامه اردشیر بابکان و در شاهنامه فردوسی آمده (درباره اینکه ساسان پدر واقعی اردشیر بوده است) به حقیقت نزدیکتر است . در این دو روایت که قسمت بیشتر آن افسانه است، ساسان از نسل شاهان کیان معرفی شده که پس از آوارگی ودربه دری پدرانش ، از هند به ایران آمده و چوپان بابک پادشاه پارس شده و بابک پس از دیدن خو ، دختر خود را به ساسان داده و اردشیر از این ازدواج به وجود آمده و بابک او را پسر خود خوانده است. به همین سبب ، شاپور در کتیبه خود صورت رسمی را ، که اردشیر پسر بابک بوده، آورده ، اما از ساسان به عنوان جد بزرگ خود یاد نکرده است . البته بودن ساسان ازنسل  کیانیان و آوارگی اجداد ساسان و چوپان او افسانه است.  

بابک نیز ، بنابر روایت طبری ، منصب ریاست آتشکده آناهید را دارا بود و از زنش که رودک یا روتک نام داشت، اردشیر به وجود آمد. البته، بابک پسر دیگری هم به نام شاپور داشته که ظاهرا" بزرگتر از اردشیر بوده است . گزهر یا گوچثر ، پادشاه بازرنگی ، غلامی اخته به نام " تیرا " داشت که " ارگبذ " شهر دارابگرد بود. (ارگبذ به معنی کوتوال یا صاحب و دارنده قلعه می باشد) . بابک که هنوز شاه یا حاکم نبود ، و فقط نگهدار آتشکده است بود ، از گزهر خواست که تیرا فرزند او (اردشیر) راتربیت کند تا بتواند پس از او ، ارگبذ دارابگرد گردد. اردشیر پس از تیرا ارگبذ دارابگرد شد، ولی به آن اکتفا نکرد و حکومت خود را به تدریج به ای مجاور بسط داد و سرانجام برخود گزهر عاصی شد و از پدرش بابک خواست تا او گزهر را بکشد . بابک ، پس از تحقق خواست اردشیر ، از اردوان ، شاهنشاه اشکانی نیز خواست که مقام گزهر و خاندان بازرنگی را به او دهد. اردوان با این کار موافقت نکرد، ولی بابک به این مخالفت وقعی ننهاد . زیرا، سلطنت اشکانی در حال ضعف بود و برای شاهنشاهی آن ، دو مدعی یکی به نام بلاش و دیگری به نام اردوان وجود داشت. در سالنامه سریانی اربل آمده است که بلاش (چهارم ) پادشاه اشکانی با پارسیان جنگید و پارسیان چندین بار ش ت خوردند تا آنکه آنان با مردم ماد و پادشاهان آدی و کرکوک متحد شدند و سرانجام ت پارت را برانداختند . از این گفته برمی آید که بابک در آغاز مخالفت با اشکانیان ، از ایشان ش ت خورده بود . پس از مرگ بابک ، شاپور (پسر بزرگتر او) به حکومت رسید ، ولی اودر اثر حادثه أی کشته شد واردشیر حکومت پارس را به دست آورد ومخالفان خود را در پارس یکی پس از دیگری مغلوب کرد و بعد از آن به کرمان حمله برد و پادشاه آن را که بلاش نام داشت ، دستگیر نمود . پس از آن ، یکی از پسران خود را که اردشیر نام داشت حاکم کرمان کرد و سپس ، بر سواحل خلیج فارس مسلط شد. اردوان شاهنشاه اشکانی ، پس از شنیدن اعمال خود سرانه اردشیر ، نامه تهدید آمیزی به او نوشت و پادشاه اهواز را کرد که او را دستگیر کند . پادشاه اهواز در محل اردشیر ه (از نواحی پارس) از ابر سام (فرستاده اردشیر) ش ت خورد. اردشیر به اصفهان حمله کرد و پادشاه آن را که " شاذشاپور" نام داشت ، اسیر کرد . پس از آن ، بر خوزستان و میسان (در واقع در جنوب عراق و مصب دجله و فرات) دست یافت .

میسان با میشان یا مسنه و خاراکنه ، از دیرباز برای خود تی مستقل داشت که البته از شاهنشاه اشکانی اطاعت می کرد. تاریخ تصرف میسان یا مسنه ، در سال 223 ی بوده است . جنگ سرنوشت ساز میان اردوان و اردشیر در صحرای " هرمزدجان " یا " هرمزدگان " روی داد که موقعیت آن معلوم نیست ، ولی آن را در خوزستان دانسته اند.

" ویدن گرن " خاور شناس سوئدی ، آن را در گلپایگان امروزی می داند . پسر اردشیر – شاپور- در جنگ با اردوان شجاعت زیادی از خود نشان داد و " داد بنداذ " کاتب یا اردوان را به دست خود کشت . پس از ش ت قطعی اردوان ، ارمنستان و بین النهرین و ماد بزرگ با آذربایجان به دست اردشیر افتاد . اردشیر بر تیسفون ، پایتخت ت اشکانی ، در ساحل دجله ، دست یافت و آن را پایتخت خود قرار داد .

در ساحل غربی دجله ، از دیر باز شهر سلوکیه وجود داشت که در سال 312 پیش از میلاد به وسیله " سلو نیکاتور " بنا شده بود و از مراکز فرهنگی و بازرگانی مشرق زمین بود . این شهر در سال 164م. از سوی رومیان ویران گردید و به همان حال بود تا آنکه اردشیر پس از فتح تیسفون آن را از نو باز ساخت و نام آن را " وه اردشیر " یا " به اردشیر " گذاشت . همان که آن را به عربی " بهرسیر" میخواندند و از جمله هفت شهر پایتخت ساسانیان گردید که به سریانی " ماحوزی " و به عربی " مداین " خوانده می شد.  تصرف ارمنستان به دست اردشیر ، به آسانی صورت نگرفته است و بعضی می گویند: تصویری که از اردشیر و شاپور در سر راه سلماس به ارومیه بر سنگ کنده شده ، به یاد بود فتح ارمنستان به دست اردشیر بوده است . شاید ، بتوانیم این نقش را از زمان شاپور اول بدانیم نه اردشیر ، زیرا فتح نهایی ارمنستان به دست اردشیر نبوده و در زمان شاپور اتفاق افتاده است . چنانکه گفتیم ، شاپور پدر خود (اردشبر) را در کتیبه کعبه زرتشت ، " شاهنشاه ایرانیان " و خود را " شاهنشاه ایرانیان و جز ایرانیان " خوانده است .


با


ساسانیان 15 ص


مشاهده متن کامل ...
از «دماوند» تا «تهران» با صدای سنتور اردوان کامکار
درخواست حذف اطلاعات

سلام

رفتم که خبرهای رو چک کنم، با این خبر مواجه شدم.

از «دماوند» تا «تهران» با صدای سنتور اردوان کامکار

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اردوان کامکار در بخشی از برنامه کنسرت خود در تالار وحدت به تک نوازی سنتور خواهد پرداخت و در بخشی دیگر، سیاوش کامکار، مهیار طریحی و مصطفی مومنیان با شیوه سنتورنوازی معاصر که از ابداعات اردوان کامکار است، سه نوازی خواهند کرد.

تریوی سنتور ابتدا قطعه «روان» ساخته مصطفی مومنیان، «رها» ساخته سیاوش کامکار، «رویا» از ساخته های مهیار طریحی و «دماوند» ساخته اردوان کامکار را اجرا می کند و بعد از آن، اردوان کامکار قطعاتی را مانند «ش ته»، «حریفان» و «تهران» را به اجرا درمی آورد.

اردوان کامکار در عمر هنری اش علاوه بر آثاری که برای تک نوازی سنتور خلق کرده، قطعاتی را برای گروه نوازی سازهای ایرانی تصنیف کرده است.

این کنسرت 15 تیرماه در تالار وحدت روی صحنه می رود.



دلم خوااااست... میشه کادوی تولدم باشه؟ ...



مشاهده متن کامل ...
زندگی نامه ونن اول (اشک هفدهم) هفدهمین پادشاه اشکانی
درخواست حذف اطلاعات

زندگی نامه ونن اول (اشک هفدهم) هفدهمین پادشاه اشکانی

اشکانیان (۲۹ - ۱۷ )

نام پادشاه : ونن اول ( اشک هفدهم )

تاریخ درگذشت : ۱۷ پس از میلاد

زندگی نامه :

ونن اول ( اشک هفدهم ) هفدهمین شاه ایران فردی از خاندان اشکانی است .وی پسر فرهاد چهارم بود که در زمان فرهاد چهارم ،به همراه ۳ تن از ربادرانش به روم فرستاده شده بود.

سکه ضرب شده به نام ونن اول

پس از آنکه نجبا در طی شورشی ارد دوم را به قتل رسانیدند مجلس مهستان رای داد که ی را به نزد قیصر روم فرستاده و ونن اول ( اشک هفدهم ) که پسر ارشد فرهاده چهارم بود به ایران بخواهند تا به سلطنت بنشیند.

آگوست قیصر روم نیز این مساله را با خشنودی پذیرفت. ونن اول ( اشک هفدهم ) به ایران آمد اما از آنجا که در روم تربیت یافته بود ملایمت وحسن خلق بسیار داشت .به شکار وتجمل وسوارکاری علاقه چندانی نداشت و در کوچه ها ساده وبی پیرایه حرکت می کرد .

بدین ترتیب چون رفتار ونن اول ( اشک هفدهم )با آداب اشکانی همخوانی نداشت،بزرگان به تدریج بر آشفتند واورا لایق سلطنت ندانستند واعلام د چون او تحت الحمایه قیصر روم بوده پس در سیاست نیز مطابق میل او رفتار خواهد کرد .

سرانجام بزرگان فردی به نام اردوان را به سلطنت دعوت د .اما درجنگی که بین اردوان و ونن اول ( اشک هفدهم ) روی داد چون مردم قلبا" با ونن اول ( اشک هفدهم ) بودند اردوان ش ت خورد . در جنگ دومی که بین این دو در گرفت اردوان پیروز شد و ونن اول ( اشک هفدهم ) به سلوکیه گریخت .

در انتها با توافقی که بین پادشاه روم و اردوان صورت گرفت ژرمانی قیصر روم ونن اول ( اشک هفدهم )را به سوی کلیکه فرستاد. وسرانجام ونن اول در آنجا کشته شد .

مدت حکومت ونن اول ( اشک هفدهم ) ۹ سال از سال ( ۸ تا ۱۷ میلادی ) بوده است .



مشاهده متن کامل ...
کشته شدن خشایارشا توسط اردوان
درخواست حذف اطلاعات
خشایارشا پس از بیست سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده بودند، در خوابگاه خویش کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که والی باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه سمت نیابت سلطنت داشت. او بطور موقت، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند.


مشاهده متن کامل ...
آلبوم تکنوازی سنتور “ریز دانه های الماس” اثر اردوان کامکار
درخواست حذف اطلاعات

سنتور نوازی معاصر بسیار دلنشین اردوان کامکار در آلبومی با نام ریزدانه های الماس

http://dl.songsara.net/ramt!n/93/mordad/album/ardavan%20kamkar%20-%20riz%20danehaye%20almas%20(1392)%20songsara.net/ardavan%20kamkar%20-%20riz%20danehaye%20almas%20(1392).jpg

در این پست متفاوت به سراغ موسیقی سنتی رفته ایم و آلبوم سنتی را برگزیده و انتخاب نموده ایم که حتما مورد توجه شما سانگ سرایی ها که به ساز سنتور طبق نظر سنجی سایت که با تعداد رای بالا جزو ساز های محبوب می باشد قرار خواهد گرفت.آلبوم سنتی از هنرمند بسیار موفق و با استعداد ایرانی آقای اردوان کامکار که آلبوم ریزدانه های الماس او اینبار برگزیده ی سانگ سرا از میان آلبوم های دیگر این هنرمند بوده است.در ادامه و در بخش مربوطه تمامی کاور ها و کتاب های این آلبوم در دسترس شما می باشد و با مطالعه کامل ن میتوانید با شخصیت این هنرمند و همچنین قطعات آلبوم به خوبی آشنا شوید. شما را به دریافت این آلبوم بسیار شنیدنی دعوت می نماییم.

«از مشخصات و عوامل مهم سنتور نوازی معاصر،ساخت ملودی های دو-سه ص یا به عبارتی پلی فونی است که از اولین روزهای بنیان گذاری سبک سنتور نوازی معاصر به خصوص در آثاری چون “دریا” و “بر فراز باد” از اصول اساسی ملودی سازی من بوده است. در این قطعات همیشه ملودی ها را با آکوردهای ساده و تعدیل شده و یا با خطوط کنت وان همراه کرده ام. این اصول در آهنگسازی غربی رایج است،اما برای سنتور نوازی مهاصر،فنون هارمونی،کنت وان،ایمیستاسیون و… باید توسط آهنگساز یا نوازنده بومی سازی شود چرا که قواعد هارمونی و یا آکورد گذاری روی گام های ماژور و مینور، با قواعد آموردگذاری روی دستگاه های موسیقی سنتی ایرانی بسیار متفاوت است. همین قواعد در ساخت ملودی سنتور نوازی معاصر به شکلی جدی و دشوار جاری است. چون ملودی و کنت وان یا هارمونی همراهی کننده باید به درستی یک دست تعدیل و با محدودیت اجراء تنظیم شود.»

ادروان کامکار



مشاهده متن کامل ...
هخا ان (537) : شاه پرستی ایرانیان باستان ، نوعی دیگر از شرک
درخواست حذف اطلاعات

شاه پرستی ایرانیان باستان ، نوعی دیگر از شرک


هخا ان (بخش537)


" ... پس از ورود به ایران ، تمیستوکل موقع(یت) بسیار مشکلی داشت تا اینکه بالا ه نزد اردوان رءیس قراولان مخصوص رفته ، گفت : "من یونانی هستم و لازم است راجع به مطلبی که شاه علاقه ی کامل به آن دارد به حضور شاه برسم ."

اردوان جواب داد : "ای بیگانه ، قوانین انسان در همه جا یکی نیست . آنچه برای جمعی خوب است برای عده ای بد است ؛ ولی چیزی که برای همه خوب می باشد این است که هر قوم قوانین مملکت خود را رعایت کند . شما یونانی ها و برابری را از هر چیز برتر می دانید . (اما) یکی از بهترین قوانین ما اینست که شاه را محترم بداریم و او را صورت خ بدانیم که حافظ همه چیز است ؛ پس اگر خواهی عادات ما را بجا آورده او را بپرستی ، مانند ما می توانی او را ببینی و با او حرف بزنی . اگر عقیده دیگری داری ، باید به توسط شخصی با او حرف بزنی ؛ زیرا عادت پارسی بر این است که ی نمی تواند شاه را ببیند مگر اینکه اول او را پرستش کند ."

تمیستوکل در جواب چنین گفت :

"اردوان ! من به اینجا با این مقصود آمده ام که افتخارات و قدرت شاه را زیاد کنم . البته اطاعت از قوانین شما خواهم کرد ... من چنان کنم که شاه مورد پرستش مردمانی بیشتر گردد ... "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 828


تذکر :


1 . در کتاب ، جلوی کلمه پرستیدن - داخل پرانتز - در این مطلب آمده است "مقصود از پرستیدن که یونانی ها استعمال می کنند به زانو درآمدن یا به خاک افتادن است ."

اما برخلاف تحلیل پیرنیا ما می بینیم که شاهان هخا - چنان که در مطالب قبل اسناد آن را آوردیم - خود را "خدا" و مردم را "بنده" و "برده" ی خود صدا می زدند . در همین مطلب نیز اردوان گفته است : "یکی از بهترین قوانین ما اینست که شاه را محترم بداریم و او را صورت 'خدا'یی بدانیم که حافظ همه چیز است" .

این جمله و توضیحات اردوان مجددا حرف ما را تایید می کند که منظور از پرستیدن ، واقعا همان "شاه پرستی" است و جلوه ی ظاهری آن ، "به زانو درآمدن و به خاک افتادن" است .

2 . قبلا هم در اسناد آوردیم و نشان دادیم که یکی از اه هخا ان و ساسانیان از انتساب خود ، شاهنشاهی خود و اقدامات خود به خدا ، یا خدا نامیدن خود ، مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و نامشروع خود و توجیه اقدامات ، ات و جنایاتشان بوده است . آنها مردم را بدین گونه فریب می دادند تا مردم بر علیه آنان و حکومت و دیکتاتوریشان کمتر قیام کنند و به دنبال استقلال و خود و کشور خود و رهایی از یوغ آنان نباشند .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357



مشاهده متن کامل ...
هخا ان (538) : یونانیان باستان ، بر خلاف ایرانیان باستان ، و برابری داشتند
درخواست حذف اطلاعات

یونانیان باستان ، برخلاف ایرانیان باستان ، و برابری داشتند


هخا ان (بخش538)


" ... پس از ورود به ایران ، تمیستوکل موقع(یت) بسیار مشکلی داشت تا اینکه بالا ه نزد اردوان رءیس قراولان مخصوص رفته ، گفت : "من یونانی هستم و لازم است راجع به مطلبی که شاه علاقه ی کامل به آن دارد به حضور شاه برسم ."

اردوان جواب داد : "ای بیگانه ، قوانین انسان در همه جا یکی نیست . آنچه برای جمعی خوب است برای عده ای بد است ؛ ولی چیزی که برای همه خوب می باشد این است که هر قوم قوانین مملکت خود را رعایت کند . شما یونانی ها و برابری را از هر چیز برتر می دانید . (اما) یکی از بهترین قوانین ما اینست که شاه را محترم بداریم و او را صورت خ بدانیم که حافظ همه چیز است ؛ پس اگر خواهی عادات ما را بجا آورده او را بپرستی ، مانند ما می توانی او را ببینی و با او حرف بزنی . اگر عقیده دیگری داری ، باید به توسط شخصی با او حرف بزنی ؛ زیرا عادت پارسی بر این است که ی نمی تواند شاه را ببیند مگر اینکه اول او را پرستش کند ."

تمیستوکل در جواب چنین گفت :

"اردوان ! من به اینجا با این مقصود آمده ام که افتخارات و قدرت شاه را زیاد کنم . البته اطاعت از قوانین شما خواهم کرد ... من چنان کنم که شاه مورد پرستش مردمانی بیشتر گردد ... "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 828


تذکر :


1 . در کتاب ، جلوی کلمه پرستیدن - داخل پرانتز - در این مطلب آمده است "مقصود از پرستیدن که یونانی ها استعمال می کنند به زانو درآمدن یا به خاک افتادن است ."

اما برخلاف تحلیل پیرنیا ما می بینیم که شاهان هخا - چنان که در مطالب قبل اسناد آن را آوردیم - خود را "خدا" و مردم را "بنده" و "برده" ی خود صدا می زدند . در همین مطلب نیز اردوان گفته است : "یکی از بهترین قوانین ما اینست که شاه را محترم بداریم و او را صورت 'خدا'یی بدانیم که حافظ همه چیز است" .

این جمله و توضیحات اردوان مجددا حرف ما را تایید می کند که منظور از پرستیدن ، واقعا همان "شاه پرستی" است و جلوه ی ظاهری آن ، "به زانو درآمدن و به خاک افتادن" است .

2 . قبلا هم در اسناد آوردیم و نشان دادیم که یکی از اه هخا ان و ساسانیان از انتساب خود ، شاهنشاهی خود و اقدامات خود به خدا ، یا خدا نامیدن خود ، مشروعیت بخشیدن به حکومت دیکتاتوری و نامشروع خود و توجیه اقدامات ، ات و جنایاتشان بوده است . آنها مردم را بدین گونه فریب می دادند تا مردم بر علیه آنان و حکومت و دیکتاتوریشان کمتر قیام کنند و به دنبال استقلال و خود و کشور خود و رهایی از یوغ آنان نباشند .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357



مشاهده متن کامل ...
اشکانیان
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از رزفایل اشکانیان با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

اشکانیان

اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ای پارت که مشتمل بر اسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه های داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی می شود. چون پارتیان از اهل ای پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می توان خواند. ای پارتی ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به تر تان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می زیستند در یک جا س ت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه اسان مسکن گزیدند.

این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ های ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ های خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

ساتراپی پارت

سکه آندراگوراس, واپسین شهرب سلوکی پارت . اودر حدود 250 پیش از میلاد ادعای استقلال نمود.پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلو مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب خاوری روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله ماوریا بود. در حدود ۲۸۱ پیش از میلاد اقوام بربر (به گفته منابع یونانی) به شمال خاوری ایران یورش بردند و شماری از ا از جمله چند مهاجرنشین یونانی را ویران ساختند. آنتیوخوس یکم پس از دفع این یورشها شمار مهاجرنشینان یونانی را افزایش داد و مرگیان را به صورت سنگر و بارویی درآورد، همچنین دو لشکر کشی به مرزهای شمال خاوری ایران انجام داد، یکی دریایی به فرماندهی پاتروکلس در امتداد کرانه های خاوری دریای مازندران و دیگری زمینی به فرماندهی دموداماس به آن سوی سیردریا (سیحون) که به تاسیس دو استان آنتیوکیس و سلوکیس انجامید. در ۲۵۰ پیش از میلاد آندراگوراس شَهرَب پارت و دیودوتوس شَهرَب (ساتراپی) باکتریا (بلخ) اعلام استقلال نمودند؛ دیودوتوس خود را شاه خواند و قلمرو یونانی - بلخی را تاسیس نمود.

پیدایش

که یاد و نام او [اشک یکم] در دستگاه پارت کوچک تر از کورش پارسی، اسکندر مقدونی و رومانیس رومولیس نبود. یوستینوس

به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلو دوم کالینی به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت ها را پی ریزی نمود.

شاهزاده پارتی, پیدا شده در خوزستان.وی در آ واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد. سلو دوم برای باز پس گیری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخشهای شمال خاوری ایران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر سیاست جانشین او، دیودوتوس دوم، که با اشک یکم متحد شد، سلو دوم تنها ماند. اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپها پس نشست تا شاید در دشتهای هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.[1] اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پیش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نیز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم ش تن شورش ساتراپهای باختر ایران رهسپار خاور شد؛ اشک دوم به ناچار اکباتان را رها نمود و همچون پدرش به استپ ها پس نشست. آنتیخوس پس از باز پس گیری ای تامبرا و سورین و چند پیروزی بر پارتهای در حال عقب نشینی از پیش روی در استپها خودداری نمود و بنا به دلایل نامعلوم (شاید پس از ش ت از اوتیدم (جانشین دیودوتوس دوم شاه یونانی - بلخی) با اشک دوم صلح نمود. نکته جالب توجه در این عقب نشینی پارتها، کشتار همه یونانیان شهر سورین بود؛ این مساله در تضاد با جمله های حک شده بر پشت سکه های اشکانی در آن دوره (فیل هلن [یونان دوست]) است و این نشانه دهنده سیاست واقع بینانه شاهان اشکانی و آگاهی آنان از پیوندهای میان یونانیان و سلوکیان می باشد. پس از اشک دوم دقیقا مشخص نیست چه ی جانشین او شده، نامهایی همچون وَردان، وُنون، بلاش، خسرو و پارتامازیس آمده اند، با این حال بر سر کار آمدن شاخه فرزند کوچک تر یعنی فریاپیت (حدود ۱۹۱ تا ۱۷۵ پیش از میلاد) امری مسلم است. درباره پادشاهی او و جانشینش فرهاد یکم (حدود ۱۷۶-۱۷۵ پیش از میلاد) تقریبا چیزی نمی دانیم، تنها در دو سند درباره پادشاهی فرهاد یکم آورده شده که او پس از ش ت دادن قبیله «مردها» در البرز آیشان را به خارا نزدیک دروازه های مازندران کوچاند.

جانشین او مهرداد یکم (حدود ۱۷۱ تا ۱۳۸ پیش از میلاد) نخستین شاه بزرگ اشکانی است که ت پارت را به جایگاه یک امپراتوری خاوری رساند.

شاهنشاهی

بازسازی یک کمان دار پارتی کنده کاری شده بر ستون ترایان.مهرداد یکم (۱۷۱ تا ۱۳۸/۱۳۷ پیش از میلاد) با آگاهی از شرایط نابه سامان تهای بلخی و سلوکی نخست به خاور لشکر کشی نمود تا سرزمینهایی که اوتیدم در زمان پادشاهی اشک دوم و لشکر کشی آنتیوخوس سوم گرفته بود بازپس گیرد. در آن زمان در بلخ پس از مرگ اوتیدم، فرمانروایی دو شده بود، دمتریوس پسر او تی در هند تشکیل داده و اوکراتیدس غاصب قدرت را در بلخ غصب کرده بود. اما مهرداد یورش اصلی خود را نه به خاور بلکه به باختر انجام داد. از مرگ آنتیوخوس چهارم اپیفان پس از یورش ناکامش به ایران که با پارتها تماسی پیدا نکرد، وضع سلوکیان بحرانی شد و شَهرَب ماد به نام تیمارخوس اعلام پادشاهی کرد. تیمارخوس پس از نبردهای طولانی از مهرداد ش ت خورد و مهرداد ماد را نیز به فرمانروایی خود افزود و باکازیس نامی را به حکومت آن نشاند. با تسخیر ماد راه ورود به بین النهرین باز شد و مهرداد با بهره جستن از پیکار میان دمتریوس دوم سلوکی و تریفون غاصب به میان رودان تاخت و بابِل و سلوکیه را گرفت، وی در سلوکیه با عنوان «شاهنشاه» تاجگذاری کرد در حالی که منطقه نفوذش در ۱۴۱ پیش از میلاد تا شهر اوروک در جنوب بابل گسترش یافته بود.

سوار پارتی. palazzo madama, تورین, ایتالیا.دمتریوس پس از غلبه بر تریفون و دلگرمی از دعوت مادها و ای یونانی خود را آماده جنگ با مهرداد نمود. از سوی دیگر خود پارت مورد تهدید سکاها قرار گرفته بود. مهرداد که با جنگی دو سویه روبرو شده بود، خود با بخشی از به هیرکانیه رفت و وظیفه رودررویی با دمتریوس را بر دوش فرماندهان خویش گذاشت.

دمتریوس پس از کامی های آغازین وارد ماد شد ولی ش ت خورد و زندانی شد. او را در ۱۴۱/۱۴۰ پیش از میلاد به هیرکانیه نزد مهرداد فرستادند. مهرداد دختر خود رودوگون را به همسری او درآورد تا بعدها بتواند نقشی مناسب با اه شاه پارتها ایفا کند. سپس متوجه جنوب شد و سرزمینهای عیلام، شوش و پارس را در ۱۳۹ پیش از میلاد فرمانبردار خویش کرد. بدین ترتیب مهرداد توانست ظرف ده سال از ۱۴۸ تا ۱۳۸ پیش از میلاد با پیکارهای سخت و به برکت و سیاست جلب همکاری دودمانهای بزرگ، پارت را به مقام یک قدرت بزرگ برساند، وی نه تنها تی بزرگ ساخت بلکه برنامه ای برای اشکانیان به ارث گذاشت. مهرداد یکم نخستین «شاهنشاه» اشکانی در ۱۳۹/۱۳۸ پیش از میلاد در گذشت و تاج و تخت را به جانشینش فرهاد دوم (از حدود ۱۳۸ تا ۱۲۹ پیش از میلاد) سپرد.

در زمان او تش که هنوز به اندازه کافی استوار نشده بود دوباره از دو سو مورد تهدید قرار گرفت؛ خطر یورشی از آسیای میانه و یورش آنتیوخوس هفتم سیدتس که کوشید در سالهای ۱۳۰/۱۲۹ پیش از میلاد سلوکیان را (برای آ ین بار) بر خاور چیره سازد، او توانست پارتها را در سه نبرد ش ت دهد و بابل و ماد را تسخیر کند. فرهاد با آنتیوخوس وارد گفتگو شد اما شرایط شاه سلوکی را نپذیرفت و مترصد زمان مناسب شد. آنتیوخوس برای آسان نمودن تهیه آذوقه، خود را در پایگاه های زمستانی ای گوناگون پراکند.

سوار سنگین اسلحه پارتی در نبرد با شیر. موزه بریتانیا.فرهاد به یاری تبلیغات ماهرانه نان این ا را به هواداری از خود برانگیخت، سپس نقشه ای را به اجرا گذاشت که در آن تهاجم همزمانی به یان آنتیوخوس پیش بینی شده بود که کاملا کامیاب از آب درآمد و آنتیوخوس در نبرد پس از آنکه سربازانش رهایش نمودند ش ت خورد و کشته شد(یا خودکشی کرد)، در نتیجه فرهاد بابل و ماد را گرفت و به طرح نقشه ای برای تاختن به دست زد. فرهاد باقی مانده آنتیوخوس را به خود افزود (ولی با آنان رفتاری سخت گیرانه داشت) ، پیشتر نیز از مزدوران احتمالا سکایی بهره جسته بود، فرهاد دستمزد این مزدوران سکایی را پس از پیروزی بر آنتیوخوس نپرداخت پس آنان شو د و بر ایران یورش برده حتی بر بین النهرین نیز دست انداختند، در جنگ میان فرهاد و سکاها زمانی که مزدوران یونانی پیشین آنتیوخوس در لحظه سرنوشت ساز نبرد (۱۲۸ پیش از میلاد) به ایشان پیوستند در میدان رزم کشته شد. اکنون ایران در وضع ناگواری قرار گرفته بود چرا که قبایل جنگجوی یو-تشی به ت یونانی - باختری (بلخی) تاخته و در حدود ۱۳۵ تا ۱۳۰ پیش از میلاد باختر را نمودند.

اردوان یکم در چنین شرایطی جانشین فرهاد دوم شد. او نیز نتوانست خطر را دور نماید و سکاییان توانستند در خاور ایران یعنی زرنگ استقرار یابند؛ از آن پس نام درنگیانه به سیستان تغییر یافت. اردوان در نبردی در حدود ۱۲۴/۱۲۳ پیش از میلاد در نبردی جان باخت. خطر همچنان شاهنشاهی پارت را تهدید می نمود. نشانه های فروپاشی در بین النهرین دیده می شد، هوسپائوسینس عرب در حدود ۱۲۷ پیش از میلاد شهر انطاکیه در مصب دجله و فرات در کنار خلیج فارس را گرفت و آنجا را خارا هوسپائوسینس نامید. سپس بابل و احتمالا سلوکیه را گرفت اما هیمروس اشکانی او را پس راند و به نام خود در سلوکیه سکه زد.

138 تا 126پیش از میلاد سفر ژانگ کیان به غرب، غارهای مانگااُ.وظیفه نوسازی قدرت اشکانیان بر دوش پسر اردوان یکم یعنی مهرداد دوم (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) افتاد. او نخست در ۱۲۲/۱۲۱ پیش از میلاد بر هوسپائوسینس لشکر کشید و او را ش ت داده تبدیل به ی دست نشانده کرد. بدین سان بین النهرین تا رود فرات از جمله شهر مرزی مهم دورا-اروپوس در سال ۱۱۳ پیش از میلاد به قلمرو شاهنشاهی اشکانی پیوست. سپس تهای کوچک شمال بین النهرین یعنی گوردی ین، آدیابن و اُسرائن فرمانبردار پارتیان شدند. آنگاه به خاور و سکاییان روی آورد و پس از لشکر کشی پیروزمندانه سکاییان زیر فرمان دودمان سورن را به تی دست نشانده تبدیل نمود. وی پا را از مهرداد یکم نیز فراتر نهاد و رهسپار ارمنستان شد، آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و پارت، تیگران را به عنوان شاهی دست نشانده بر تخت پدر نشاند که او نیز ناچار «هفتاد دره» را در حدود ۱۰۰ پیش از میلاد به ایران واگذاشت.در سال ۹۶ پیش از میلاد نخستین دیدار میان اورباز فرستاده مهرداد دوم و کورنلیوس سولا فرمانده روم با موضوع ابراز دوستی مهرداد و در حقیقت آگاه شدن از اه رومیان روی داد. مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند و همچون نیای همنامش، خود را «شاهنشاه» نامید. او با ووتی فغفور چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط و بازرگانی برقرار نمود و زبان ایرانی را در نوشتارهای پادشاهی باب نمود.

دگرگونی های درونی

درباره دوره مهم ب ایی شاهنشاهی، منابع فراوان تر، کتیبه ها، اسناد خط میخی، ده سفالها و سکه ها پایه گسترده تری برای شناخت شخصیت شاهان، و هدف های سیاست داخلی و خارجی ایشان نسبت به دوره پیدایش آنان در اختیار می گذارد.

فرهنگ

رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخا است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.

تقریبا در همه منابع آمده که اشک در زمان یورش به سلوکیان هم از اسواران و هم از پیادگان بهره می جسته بود. سواره نظام آنان از دو گروه تشکیل شده بود، سواران سنگین که اسب و سوار پوشیده با برگستوان و زره بوده و سواران نیزه داشتند، و دیگری سواران کمان دار با پشتیبانانی مجهز به ترکش های فراوان که همیشه تیر در اختیار ایشان می نهادند. بنا به تاکتیکی سازگار با زمین هموار و دشت، کمانداران بودند دشمن را با باران تیر به ستوه آورند، حال آنکه وظیفه سواران سنگین کوبیدن و ضربه زدن به دشمن ناتوان شده و به ستوه آمده برای تعیین تکلیف نبرد بوده است.

سیاست

آنچنان که از زنجیره رویدادها و حرکت اشکانیان (به ویژه مهرداد یکم) برمی آید، سیاست آنان زنده نمودن شکوه گذشته شاهنشاهی هخا بوده است.[2]

نبرد با روم

همچنین نگاه کنید به: جنگ های ایران و روم

حادثه ای که خاور را تکان داد جنگ روم با مهرداد ششم، شاه پونت و همپیمانش تیگران، شاه ارمنستان، در زمان پادشاهی سینتروک، شاه اشکانی بود. پس از ش ت قطعی این دو شاه از روم، قلمرو روم به طرز خطرناکی به مرز ایران نزدیک شد این ش ت همزمان با پادشاهی فرهاد سوم روی داد. سرانجام لیسینیوس کراسوس یکی از سه تریوم ویراتوس روم که در آن زمان فرماندار بود (همدوره پادشاهی اُرُد دوم) در سال 54 پیش از میلاد همراه یک هفت لژیونی بدون اعلان جنگ با هدف ایران از فرات گذشت. اما نتیجه نبرد برای رومیان مصیبت بار بود چرا که روم در نبرد حرّان (کارهه) از ایران به فرماندهی سورنا بزرگ ایرانی ش ت خورد و خود و یانش از دم تیغ گذشتند. این نخستین نبرد از رشته جنگ های ایران و روم بود که تا پایان دوره ساسانی به درازا کشید؛ بهانه آغاز بیشتر این جنگها زیر نفوذ درآوردن ارمنستان بود که سرانجام به یمن جنگ آوری و سیاست اشکانیان در زمان بلاش یکم (51 تا 79 میلادی) به منطقه نفوذ ایران تبدیل شد. اما از پس مرگ بلاش یکم بلایی خانمان سوز دامان اشکانیان را گرفت، این بلا همانا سرکشی و سودای تخت وتاج در میان شاهزادگان و زادگان ایرانی بود. بلایی که موجب ناتوان نمودن نیروی رزمی ایران در برابر روم گردید و در نتیجه آن رومیان توانستند سه بار بین النهرین و تیسفون را در سالهای 116 میلادی (در زمان پادشاهی خسرو و ترایانوس، 165 میلادی (به فرماندهی آوی کلسیوس و در زمان پادشاهی بلاش چهارم) و آ ین بار در سال 198 میلادی به دست سپتیموس سوروس و در زمان پادشاهی بلاش پنجم تسخیر نمایند. اما شاهان اشکانی با وجود ستیز پیوسته با گردنکشان داخلی هرگز به رومیان اجازه ندادند به سرزمین اصلی ایران نفوذ نمایند.

[ویرایش] پایان کار اشکانیان

سرانجام کشمکش های داخلی و ش تهای خارجی حیثیت واپسین شاهان اشکانی را بر باد داد. آ ین ی که به پایان کار اشکانیان انجامید از پارس و به ی اردشیر بابکان آغاز شد. وی در سال 224 میلادی بر اردوان چهارم شورید؛ اردوان در نبرد از اردشیر به سختی ش ت خورد و خود نیز هنگام نبرد کشته شد. اردشیر احتمالا در سال 226 میلادی در تیسفون تاجگذاری نمود و خود را «شاهنشاه» خواند. بدین ترتیب دفتر دوره اشکانیان (از حدود 238 پیش از میلاد تا حدود 226 میلادی) بسته شد اما یاد شکوهشان چنان در جهان زنده بود که یکصد و پنجاه سال پس از سقوطشان امپراتور روم یولیانوس ترجیح داد به او لقب «فاتح پارت ها» دهند.[3]

[ویرایش] گاهشماری رویدادها

۳۳۴ تا ۳۲۳ پیش از میلاد : اسکندر مقدونی ایران را تصرف می کند , سقوط شاهنشاهی هخا و آغاز یونانی سازی خاور .

۳۲۹ تا ۳۲۷ پیش از میلاد : شمال خاوری ایران در برابر تهاجم اسکندر با کمک قبایل مرزی می ایستد. اسپیتامن قهرمان پایداری است .

۳۱۲ تا ۳۲۷ پیش از میلاد : سلو یکم سراسر ایران را می گیرد .

۳۰۴/۳۰۳ پیش از میلاد : چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله ماوریا مورد تهدید امپریالیسم مقدونی قرار می گیرد ولی بر سلو یکم چیره می شود و بخش خاوری ایران را جدا می سازد . آغاز عقب نشینی مقدونیان از خاور .

پیش از ۲۱۸ پیش از میلاد : تهاجم اقوام بربر به ایران . فعالیت آنتیوخوس یکم (سوتر) برای جلوگیری از این خطر .

۲۵۰ پیش از میلاد : نخستین نشانه های تجزیه خواهی در شمال خاوری ایران. پدیدار شدن دو فرمانروای مستقل: آندراگوراس در پارت و دیودویوس در باکتریا ( باختر ).

حدود ۲۳۸ پیش از میلاد : اعلام پادشاهی دیودوتوس و پیدایش قلمرو یونانی - باختری با کمک اهالی بومی .

حدود ۲۳۸ پیش از میلاد : یورش اشک یکم سرکرده قبیله پارنی به پارت و آغاز فرمانروایی پارت اشکانی. آغاز فروپاشی چیرگی سلوکیان بر ایران. توقف یونانی ایران.

حدود ۲۳۸ پیش از میلاد : اشک یکم یورش سلو دوم (کالینی ) را پس می راند. پارتیان لقب «اشک» را باب می نمایند.


با


اشکانیان


مشاهده متن کامل ...
مختصری از پادشاهان هخا 1
درخواست حذف اطلاعات

دشمن کهنه را دوست نو مساز...

زیرا دشمن کهنه مانند مار سیاه است...

که بعد از صد سال انتقام را فراموش نکند...

(((کوروش بزرگ)))

سلسله ی هخا ان توسط پدر ایران زمین ، کوروش بزرگ شاه شاهان پایه گذاری شد و وسعت پیدا کرد و چند کشور بزرگ دوران خودش یعنی بابل ، لیدی و نیمی از یونان رو به زیر سلطه برد و در عین وحشی گری های دوران باستان این کوروش بزرگ بود که منشور استوانه ای رو نوشت و افتخار بی پایان ما ایرانیان گشت ! ولی توسط قوم وحشی و بربر ماساژت که هم اکنون نوادگانش همه با کوروش بزرگ چپ هستند و اونو وحشی خطاب میکنند کشته شد و در مقبرش پاسارگاد دفن شد.

بعد از او کمبوجیه پسرش روی کار اومد و با کشتن برادرش (که البته نوعی ایهام درش هست که میگن کمبوجیه این کار رو نکرده!)به هرحال بردیا از روی کار کنار میره و کمبوجیه با خی راحت به مصر لشکر میکشه و بعد از فتح مصر خبر میرسه که در ایران آشوب شده و در پی این خبر او اماده ی رفتن به ایران میشه و در راه بازگشت ازدنیا میره .

و بعد از اون این داریوش بزرگ بود که به حکومت رسید.

پس از به حکومت رسیدن داریوش ، کلیه استان ها سر به شورش برداشتند که داریوش و یارانش طی ۱۹ نبرد ، ۹ حاکم را که با وی به منازعه برخاستند ، سرکوب کرد.

اولین طغیان در عیلام روی داد ، در ماد هم یک مدعی که خود را از اخلاف هووخشتره می خواند ، مدعی سلطنت ماد بود. در پارس یک مدعی دیگر خود را بردیا پسر کوروش خواند ، این نکته که شورشیان همواره در یک زمان سربرنمی داشتند و هدف مشترک یا پیوند اتحادی هم با یکدیگر نداشتند، عامل عمده ای بود که داریوش را در دفع شورش ها یاری کرد.

طغیان بابل نیز کمتر از دیگر طغیان ها، موجب دغدغهٔ خاطر داریوش نبود. تمام این اغت ها که در ارمنستان، ماد، کردستان، رخج، و مرو روی داد ، سرکوب شد .

داریوش حکومتی واحد ساخت که هنوزم ی مثل اون رو ندیده و ایران رو انقدر گسترش داد که بزرگترین نقشه ی تاریخ ایران در زمان وی بود!

بعد از او خشایارشا پسر داریوش روی کار اومد و با ادامه ی راه پدر آتن را تسخیر کرد و ضمیمه ی ایران کرد.نخستین دریایی جهان توئسط خشایارشا راه اندازی شد که عظیم ترین دریای جهان بود و ی یارای مقابله با اون رو نداشت.خشایار شا دریاسالاری به نام بانو آرتمیس داشت که اولین و نخستین بانوی دریاسالار ایران و حتی جهان بود و شجاعت های اون زبان زد تمام تاریخ نویسان جهان از جمله هرودت و گزنفون و پی یر بریان بود.خشایارشا پس از ۲۰ سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده بودند، در خوابگاه خویش کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که والی باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه سمت نیابت سلطنت داشت. او بطور موقت، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند.

بعد از خشایار شا اردشیر درازدست روی کار اومد که در سال ۴۶۰ پیش از میلاد شورش تازه ای در مصر روی داد که در دربار ایران مایهٔ نگرانی شد. ایناروس یک شاهزادهٔ اهل لیبی مصری هایی را که از طرز حکومت هخامنش برادر خشایارشا ساتراپ مصر ناراضی بودند، گرد خویش جمع کرد و خود را فرعون خواند و از آتن کمک خواست که آنها نیز دویست کشتی یا بیشتر به یاری او فرستادند. اردشیر با هزینهٔ سنگین و در دنبال جنگی سخت، در سال ۴۵۴ پیش از میلاد، سرانجام توانست ایناروس را مغلوب و اسیر نماید و بار دیگر در مصر چنان حکومت کند که مصری ها و را بستایند و هرودوت که خود در همین ایام به مصر مسافرت کرده است، مردم را از وی راضی بیابد.

در سال ۴۴۹ پیش از میلاد، قراردادِ عهدنامه کالیاس در زمان وی میان ایرانیان و یونانیان بسته شد. کالیاس نام سفیر یونان در دربار ایران بود. این پیمان نامه به عهدنامه کیمون هم معروف است و در آن منافعِ ایرانیان تامین شده بود. البته برخی از مورخان نیز این قرارداد را برای ایرانیان وهن آمیز معرفی کرده اند . طبق این معاهده یونانیان آسیای صغیر در امور داخلی به کلی مختار شدند و یونانیان نیز از جزیرهٔ قبرس صرف نظر د. در اوا سلطنت اردشیر، جنگ داخلی م ن دو ت یونانی آتن و اسپارت شروع شد. این جنگ به جنگ پلوپونس معروف است. این جنگ از سال ۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد، به مدت و ۲۶ سال ادامه داشت. در مأخذ یونانی، اردشیر با وجود ع پرستی به عد دوستی، دلیری و جوانمردی موصوف شده است.در زمان او یهودیان بیش از هر زمانی اسوده و راحت بودند.اردشیر به روایتی در سالِ ۴۲۴ پیش از میلاد درگذشت.

پس از اون خشایارشا دوم که به گفته تاریخ نویسان وی تنها پسر اردشیر یکم از ملکه داماسپیا بوده که پس از مرگ پدر به پادشاهی می رسد و تنها چهل و پنج روز بعد توسط برادرش سغدیانوس که از همسر غیر عقدی اردشیر یکم بود به قتل می رسد. جنازهٔ او را همراه با جنازهٔ پدر و مادرش، داماسپیا که درست همزمان و در روز وفات اردشیر یکم فوت کرده بود، در یک روز در پارس دفن د. سغدیانوس نیز از سلطنت چندان بهره ای نبرد بلکه برادر دیگر وی به نام « وَهاوکا » یا « وَهوکه» بر وی شورید و به فرمانروایی شش هفت ماههٔ او پایان داد.

بعد از خشایارشا دوم داریوش دوم یا اُخُس یا وهوکه یا وَهاوکا به پارسی باستان، ظاهراً به سبب نژاد یا نسبت مادر بابلی خویش سوریائی هم خوانده می شد. او پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس که برادر خود خشایارشای دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴۲۳ (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام داریوش را برای خود برگزید. این پادشاه هخا نوزده سال بر ایران حکومت کرد. او با توجه به تاریخ سنتی ایران با داراب دانسته می شود.در زمان داریوش دوم در سال ۴۱۱ پیش از میلاد، مصر به بهانهٔ جانبداری ساتراپ مصر، از یهودیان مصر، اعلام شورش کرد. مصری ها با وجود اختلاف داخلی و عدم قدرت و مهارت نظامی، این بار توانستند، سرزمین خود را تا نزدیک به شصت سال بعد از تصرف ایران بیرون آورند.از مرگ او اطلاعتی در دست نیست!

و...

ادامه در پست بعد



مشاهده متن کامل ...
سایت جیگر
درخواست حذف اطلاعات

تازه های نت

سایت جیگر


متن در مورد مظاهرملی


اسامی.کل.حیوانات.comدر.قران


یوزارسیف لکی


فیش حقوقی فرهنگیان گیلان رودبار اموزش


طلایه مشایخی


دلم میتپه واست اهلم


آهنگ امید آی زندگی


مسابقات کشتی کج رسلمنیا 25


مقطع کوتاه از محمود الشحات mp3


طلایه مشایخی


telegram @ contact دختر


دعا های زیبا برای شروع سخنرانی های مذهبی


اهنگهای دل خان


اهنگ هندوانه


شعر ک نه کوچولویم کوچولو صورتم مثل هلو


قدیمی آهنگ بیکاری از سندی


قدیمی آهنگ بیکاری از سندی


سامی بیگی و مهدی احمدوند


تینافاس


جملات زیبا برای روز معلم برای کلاس اول


قدیمی آهنگ بیکاری از سندی


اسرافیل علمداری


فیش حقوقی فرهنگیان گیلان رودبار اموزش


ست لباس دخترانه با


کتاب جاده انقل ریچارد یاتس


رایگان کتاب ترجمهبارداری و زایمان ویلیامز


تیکه کلام قشنگ فارسی بروز


اردوان تقوا


رایگان کتاب ترجمهبارداری و زایمان ویلیامز


هد بازیگری


اهنگ معین دارم های دارم اتیش میگیرم


آهنگ پوست شیر کنسرت سال ۹۰


اردوان تقوا


اهنگ با متن پشت کنکوری


آهنگ یا مرا ببر به شهرتون یا بیا به کشمیر ما


دعای مس شوهر


یاس اروند


کتاب میکروپروسسور مزیدی


آهنگ ندونسته دلمو به غریبه سپردم مازیار


آهنگ ندونسته دلمو به غریبه سپردم مازیار


متن آهنگ آسمون چه رنگه رضا صادقی


سایت جیگر


اسامی.کل.حیوانات.comدر.قران


آهنگ جونی جونی یار جونی دلکش


آهنگ ‏goolsangam shini


لحاف های مهمان


رمانهایی باموضوع ازدواج های مصلحتی


استخدام ناجا95


متوفیان ثبت احوال


طراحی داخلی ساختمان


قد و وزن جمره


ع مرتضی اشرفی با زن وبچه اش


رمان ارژین با فرمت apk


خبر تصادف علی صادقی بازیگر


یاس اروند


ع شخصیت های رمان دختر یخی و پسر آتش


کتاب جاده انقل ریچارد یاتس


آهنگ ریمی مکزیکی


ع شخصیت های رمان دختر یخی و پسر آتش


چیستان درمورد معلم


صلح قطعی چیست


آهنگ قدیمی فروش


رمان مهمونی سرنوشت ساز


طلایه مشایخی


دلم میتپه واست اهلم


افسانه جومونگ یسویا


قد و وزن جمره


اسرافیل علمداری


استقلال صدر چندم ج است


آهنگ پوست شیر کنسرت سال ۹۰


فیش حقوقی فرهنگیان گیلان رودبار اموزش


همسر محرم محمدزاده


اهنگ بزنین به تخته استقلال


رایگان کتاب ترجمهبارداری و زایمان ویلیامز


لحاف های مهمان


همسر محرم محمدزاده


آهنگ یا مرا ببر به شهرتون یا بیا به کشمیر ما


اطلس واقعی بدن


اسامی.کل.حیوانات.comدر.قران


تقویم ۹۵ شیخ عباس مصباح زاده


چیستان درمورد معلم


اهنگ با متن پشت کنکوری


سیسمونی سیاه و سفید


خاطرات تنبیه بدنی زن توسط شوهر


منو بگا


رایگان کتاب ترجمهبارداری و زایمان ویلیامز


یاس اروند


هد بازیگری


شعر ک نه کوچولویم کوچولو صورتم مثل هلو


اهنگ ارتا و رها بزار برو


کتاب شناخت روحیات ملل اصغر حیدری


رمان جدیدکورس


قدیمی آهنگ بیکاری از سندی


سیسمونی سیاه و سفید


رمانهایی باموضوع ازدواج های مصلحتی


تیکه کلام قشنگ فارسی بروز


آهنگ پانیدا گروه خاک


آهنگ پانیدا گروه خاک




مشاهده متن کامل ...
خشایارشا یکم
درخواست حذف اطلاعات

خشایارشا یکم (486 تا 465 پ.م)

داریوش از بین پسران بسیاری که داشت خشایارشا را به جانشینی برگزید، خشایارشا بزرگترین فرزند داریوش از زن دومش آتوسا دختر کوروش بود. بعد از درگذشت داریوش، خشایارشا در سال 486 پیش از میلاد در سن 35 یا 36 سالگی به شاهنشاهی رسید. همسر وی هماچهر نام داشت که دختر هوتن یکی از یاران داریوش بود. خشایارشا شورش مصر و بابل را سرکوب کرد و برادرش، هخامنش را به جای (فرداد) که چنین برمی آید که در شورش کشته شده باشد به شهربانی مصر گماشت.
خشایارشا در آغاز سال 480 پیش از میلاد به سوی یونان روانه شد. ایران را نیروی دریایی پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به جنگ بپردازد. خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان لئونیداس) راه را بر ایران بستند.سوران به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری از یونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه ماندند و همه در جنگ کشته شدند.
پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ایران باز شد، هنگامی که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمد بسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد. از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته های یونانیان بدست آورد. آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ایران درآیند، با نیروی دریایی ایران در سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل آتن به همراه گروهی به نزد خشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند. خشایار شاه پس از آن به آسیا بازگشت.

اختلاف تصوییر این شاهنشاه با تصویر داریوش یکم به واسطة بزرگی سرو بر جستگی گونه و ریش بلند و نوک تیز واضح است، اما این اختلاف ها دلیل محکمی برای جداسازی سکه های داریوش یکم از سکه های خشایارشا یکم، نیست. پشت تمامی سکه ها یک فرورفتگی نا منظم و مستطیلی شکل وجود دارد . سکه شیکل به وزن 5.5 گرم و سکه دریک خشایارشا به همین طرح و به وزن 8.4 گرم است .

سکه دریک ضرب شده در دوران خشایارشا یکم و یا داریوش یکم

سکه دریک از جنس طلا با وزن 8.41 گرم، با نقش کماندار پارسی، ضرب شده در دوران خشایارشا یکم و یا داریوش یکم

سکه شکل ضرب شده در دوران خشایارشا یکم و یا داریوش یکم

سکه شکل از جنس نقره با وزن 5.53 گرم، با نقش کماندار پارس ، ضرب شده در دوران خشایارشا یکم و یا داریوش یکم

خشایارشا پس از 21 سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده بودند، در خوابگاه خویش کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که والی باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه سمت نیابت سلطنت داشت. او بطور موقت، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند.



مشاهده متن کامل ...
اردشیر بابکان به نقل از ایران بوم http://www.iranboom.ir/
درخواست حذف اطلاعات

استهبان، شهرستانی است بس زیبا که در180 کیلومتری جنوب شرق شیراز قرار دارد. ریشه کلمهٔ استهبان، «سته» و به معنای «هستهٔ انگور» می باشد که با پسوند «بان» به معنی «نگهبان و نگهدارنده» این کلمه را ساخته است. این شهرستان از نظر آب و هوایی در منطقه سردسیر قرار گرفته است. دور تا دور استهبان را رشته کوه های بلند ص ه ای پوشانده است. این شهرستان یکی از مناطق بسیار خوش آب و هوا در شرق استان فارس می باشد که هر ساله گردشگران بسیاری، از داخل و خارج از استان را به سمت خود می کشاند. قدیمی ترین اثر باستانی و تاریخی در استهبان، ابزارهای سنگی است که مربوط به دوران نوسنگی می باشد و در کنار دریاچهٔ بختگان کشف شده است. بیشترین آثار تاریخی متعلق به دوران ساسانیان است، هر چند زیر ستون های هخا ، آب انبارهای صفوی، آثار شبانکارگان فارس و ... را نیز نباید نادیده گرفت!

یکی از بخش های شهرستان استهبان، بخش "خیر" است.(بر وزن شیر) "خیر" مجموعه روستاهایی است شامل: ماه فرخان، سهل آباد، دستجرد، دامنه، بنوان، خانه کِت، دربندان، دهویه، قَشَم قاوی، لای خِرَمی، مبارک آباد و محمدآباد که در شمال غربی شهرستان قرار گرفته است. دشت ها و تپه های حاصلخیز و پرآب "خیر" که در حاشیهٔ دریاچهٔ بختگان قرار دارد، موجب ایجاد این مجموعه روستاها در منطقه گردیده است.

در باور برخی اهالی، خیر مکانی است که روزگاری شهر ملکهٔ سبا بوده است! اگر با دقت به این گونه باورها نگاه کنیم، درمی ی م که در لابه لای این باورها واقعیت هایی نهفته است. بله، روزگاری "خیر" شهری بوده است اما نه شهر ملکهٔ سبا! اشیاء و وسایل یافته شده در منطقه، آثار و بناهای به جا مانده، ذکر صریح نام این منطقه در بسیاری از متون تاریخی معتبر و ... ، همگی گواه وجود شهری به نام "خیر" در دوران تاریخی ست. در همین متون تاریخی است که از همین شهر به عنوان زادگاه اردشیر بابکان، سرسلسله ی ساسانیان یاد می شود.

در تاریخ طبری می خوانیم: «گویند که اردشیر در یکی از د ده های اصط تولد یافت به نام طیروده که از روستای خیر از ولایت اصط بود.»
ابو علی بلعمی در تاریخ بلعمی می نویسد: «و اصط را روستاییست و آن را روستای خیرو خوانند و آن جا دیهی است نام وی طیروده، اردشیر از آن دیه بود و آن دیه بدو باز خوانند.»

عبدالمجید ارفعی در مقالهٔ «پارس و ای پارس در گل نوشته های تخت جمشید» می نویسد: میان دو شهر امه و نی ریز، شهری جای داشته به نام «هیران» که می بایست شهر «خیر» از بخش «خیر» بوده باشد و در سدهٔ هفتم هنوز منزلگاهی بر سر راه شیراز – نی ریز بوده است.»
اردشیر بابکان فرزند ساسان در سال 180 میلادی یعنی 1831 سال پیش در روستای"خیر" استهبان (فارس) واقع در حاشیهٔ جنوبی دریاچهٔ بختگان فارس، چشم به دنیا گشود. بنا به روایت جغرافی نویسان و مورخین دوران ی، از جمله طبری، اردشیر سر سلسله ی ساسانی در روستایی به نام" تیروده" از ناحیه ی خیر از کوره ی است زاده شده است. دودمانش از اسپهبدان و بزرگان پارس بودند. پدرش بابک، شاه "خیر" و تابع "گوچهر" شاه است بوده، و "گوچهر" نیز برگمارده ی اردوان، پادشاه اشکانی بوده است. اردشیر در نوجوانی به توصیهٔ پدرش از طرف گوچهر به ارگبد (قلعه دار) دارابگرد که "تیری" نام داشته است، س می شود تا به او آداب و فنون فرماندهی بیاموزد. در جوانی پس از تیری مقام ارگبدی دارابگرد به او داده می شود. در این دوران به دلیل جنگ های مداوم شاهان اشکانی با رومیان و نیز ن یتی عمومی جامعه، انقراض این پادشاهی و ضعف حکومت مرکزی آغاز می شود. اینک زمانی است که ایران زمین برای رهایی از دست اندازی بیگانگان، به یک ناجی نیازمند است و اردشیر که خود را میراث دار هخا ان می داند، با گام هایی استوار پیش می آید.

ملک الشعرای بهار در سبک شناسی می نویسد:
«اردشیر پاپکان در قریهٔ «طیروذه» از روستای «خیر» از استان اصط فارس به دنیا آمد، و جدش مردی بود ساسان نام، بسیار شجاع و شدیدالبطش(سخت گیر) و این ساسان از خاندان ملوک محلی فارس که آنان را «بازرَنگان» یا «بازرَنگیان» می گفتند، زنی گرفت نامش "رامبهشت" و خود ساسان در اصط متولی آتشگاه آناهید بود....»

عبدالحسین زرین کوب هم در کتاب" تاریخ مردم ایران" بر این باور است که اردشیر بابکان زادهٔ د ده ی شهر "خیر" است:
«پاپک پسر ساسان که به علت عنوان از جمله ی بغان – خداوندگاران – پارس محسوب می شد و چون از طرف مادر نیز به سلسله ی بازرنگی منسوب بود، داعیه ی قدرت جویی داشت و علاوه بر نگهبانی معبد است در شهر کوچک "خیر"- کنار دریاچه ی بختگان- خود را همچون فرمانروایی خ مه تلقی می کرد. ارتخشیر پاپکان (اردشیر) در حدود سال180 میلادی بنا بر مشهور در یک د ده ی شهر "خیر" – به نام "تیروذه"(طیروده) به دنیا آمد......»

تورج دریایی در پاورقی صفحه 129 کتاب خود تحت عنوان"شاهنشاهی ساسانی" به نقل از بلعمی می نویسد:
«بلعمی نقل می کند که در نامه ای از اردوان، آ ین پادشاه اشکانی، به اردشیر آمده است: تو مردی از روستای است هستی، پدرت بابک مردی از روستا بود، و این روستا برای شما کفایت نمی کرد که به شهر آمدید و بر است تسلط یافتید، می گوید اردشیر از قریهٔ "طیروده" متعلق به روستاق "خیر" از "کوره" اصط از "بلاد" فارس بود.»

تاجگذاری

اردشیر در سال 226 میلادی در تیسفون تاجگذاری می کند. نقش برجسته ای در نقش رجب، مراسم تاجگذاری را به تصویر کشیده است. اردشیر در حال ادای احترام، فَرّ شاهی را از اهورامزدا دریافت می کند. در نقش برجسته ای دیگر که در نقش رستم قرار دارد، اهورامزدا سوار بر اسب، حلقه قدرت را به اردشیر که سوار بر اسب است، می دهد. در زیر پای اسب اردشیر، پیکر اردوان پنجم، آ ین پادشاه اشکانی و زیر پای اسب اهورامزدا نماد اهریمن است.


اقدامات اردشیر

می توان اقدامات اردشیر را به گونه ای خلاصه به شرح زیر آورد:

1 – احیای دوبارهٔ سربازان جاویدان که در روزگار داریوش هخا تشکیل شده بود.
2 – تقسیم مردم به ون، تاران، دبیران و صنعتگران
3 – افزایش امنیت عمومی
4 – بازپس گیری مناطق از دست رفتهٔ ایران زمین
5 – توسعهٔ اقتصادی با تسلط بر خلیج فارس و ساخت چندین بندر در دو سوی آن
6 – رونق تجارت دریایی
7 – شهرسازی: به اردشیر(بردسیر)، اردشیر خوره (فیروزآباد)، رام مهرز اردشیر(رامهرمز)، رام اردشیر(؟)، وِهِشت اردشیر(؟)، بهمن اردشیر(به ر)، بوخت اردشیر(بوشهر) و ...


مرگ اردشیر

اردشیر اندک زمانی پیش از مرگ، شاپور را جانشین خویش ساخت و تاج شاهی را بدست خویش بر سر وی نهاد.اردشیر اول بسال 240 میلادی درگذشت و فرزندش شاپور اول بر جای وی قرار گرفت.


«چهارتاقی خیر» یا آتشکدهٔ بهرام

در یکی از باغ های قدیمی ماه فرخان (یکی از روستاهای خیر)، یک چهارتاقی وجود دارد که خوشبختانه هنوز پابرجاست. این بنا یکی از آثار زمان اردشیر است. در"کارنامه ی اردشیر بابکان" ترجمه بهرام فره وشی می خوانیم:"اردشیر پس از پیکارهای سخت و از میان بردن اردوان و هنگام بازگشت از کرمان به پارس به راه شهر گور (فیروزآباد) مرکز اردشیر خوره، به کنار دریای است (بختگان) می رسد. سپاس ایزد می گذارد و به فرمانش آتشکده ی بهرام را در حدود 226 میلادی در آن جا بنا می کند."
هم اکنون آتشکده در بین درختان "باغ دراز" در روستای ماه فرخان قرار دارد. در دوران ی اطراف آتشکده به قبرستان تبدیل می گردد و شاید یکی از دلایل سالم ماندن این بنا همین باشد. البته دیگر اثری از قبرستان وجود ندارد چرا که به دلیل تسطیح زمین های اطراف آتشکده به دست کشاورزان، بیشتر آثار قبرستان نابود شده است. مصالح به کار رفته در ساخت این چهارتاقی مانند دیگر بناهای دوره ساسانی، لاشه سنگ، گچ و آ می باشد.



مشاهده متن کامل ...
اردشیر بابکان به نقل از ایران بوم
درخواست حذف اطلاعات

استهبان، شهرستانی است بس زیبا که در 180 کیلومتری جنوب شرق شیراز قرار دارد. ریشه کلمهٔ استهبان، «سته» و به معنای «هستهٔ انگور» می باشد که با پسوند «بان» به معنی «نگهبان و نگهدارنده» این کلمه را ساخته است. این شهرستان از نظر آب و هوایی در منطقه سردسیر قرار گرفته است. دور تا دور استهبان را رشته کوه های بلند ص ه ای پوشانده است. این شهرستان یکی از مناطق بسیار خوش آب و هوا در شرق استان فارس می باشد که هر ساله گردشگران بسیاری، از داخل و خارج از استان را به سمت خود می کشاند. قدیمی ترین اثر باستانی و تاریخی در استهبان، ابزارهای سنگی است که مربوط به دوران نوسنگی می باشد و در کنار دریاچهٔ بختگان کشف شده است. بیشترین آثار تاریخی متعلق به دوران ساسانیان است، هر چند زیر ستون های هخا ، آب انبارهای صفوی، آثار شبانکارگان فارس و ... را نیز نباید نادیده گرفت!

یکی از بخش های شهرستان استهبان، بخش "خیر" است.(بر وزن شیر) "خیر" مجموعه روستاهایی است شامل: ماه فرخان، سهل آباد، دستجرد، دامنه، بنوان، خانه کِت، دربندان، دهویه، قَشَم قاوی، لای خِرَمی، مبارک آباد و محمدآباد که در شمال غربی شهرستان قرار گرفته است. دشت ها و تپه های حاصلخیز و پرآب "خیر" که در حاشیهٔ دریاچهٔ بختگان قرار دارد، موجب ایجاد این مجموعه روستاها در منطقه گردیده است.

در باور برخی اهالی، خیر مکانی است که روزگاری شهر ملکهٔ سبا بوده است! اگر با دقت به این گونه باورها نگاه کنیم، درمی ی م که در لابه لای این باورها واقعیت هایی نهفته است. بله، روزگاری "خیر" شهری بوده است اما نه شهر ملکهٔ سبا! اشیاء و وسایل یافته شده در منطقه، آثار و بناهای به جا مانده، ذکر صریح نام این منطقه در بسیاری از متون تاریخی معتبر و ... ، همگی گواه وجود شهری به نام "خیر" در دوران تاریخی ست. در همین متون تاریخی است که از همین شهر به عنوان زادگاه اردشیر بابکان، سرسلسله ی ساسانیان یاد می شود.

در تاریخ طبری می خوانیم: «گویند که اردشیر در یکی از د ده های اصط تولد یافت به نام طیروده که از روستای خیر از ولایت اصط بود.»
ابو علی بلعمی در تاریخ بلعمی می نویسد: «و اصط را روستاییست و آن را روستای خیرو خوانند و آن جا دیهی است نام وی طیروده، اردشیر از آن دیه بود و آن دیه بدو باز خوانند.»

عبدالمجید ارفعی در مقالهٔ «پارس و ای پارس در گل نوشته های تخت جمشید» می نویسد: میان دو شهر امه و نی ریز، شهری جای داشته به نام «هیران» که می بایست شهر «خیر» از بخش «خیر» بوده باشد و در سدهٔ هفتم هنوز منزلگاهی بر سر راه شیراز – نی ریز بوده است.»
اردشیر بابکان فرزند ساسان در سال 180 میلادی یعنی 1831 سال پیش در روستای"خیر" استهبان (فارس) واقع در حاشیهٔ جنوبی دریاچهٔ بختگان فارس، چشم به دنیا گشود. بنا به روایت جغرافی نویسان و مورخین دوران ی، از جمله طبری، اردشیر سر سلسله ی ساسانی در روستایی به نام" تیروده" از ناحیه ی خیر از کوره ی است زاده شده است. دودمانش از اسپهبدان و بزرگان پارس بودند. پدرش بابک، شاه "خیر" و تابع "گوچهر" شاه است بوده، و "گوچهر" نیز برگمارده ی اردوان، پادشاه اشکانی بوده است. اردشیر در نوجوانی به توصیهٔ پدرش از طرف گوچهر به ارگبد (قلعه دار) دارابگرد که "تیری" نام داشته است، س می شود تا به او آداب و فنون فرماندهی بیاموزد. در جوانی پس از تیری مقام ارگبدی دارابگرد به او داده می شود. در این دوران به دلیل جنگ های مداوم شاهان اشکانی با رومیان و نیز ن یتی عمومی جامعه، انقراض این پادشاهی و ضعف حکومت مرکزی آغاز می شود. اینک زمانی است که ایران زمین برای رهایی از دست اندازی بیگانگان، به یک ناجی نیازمند است و اردشیر که خود را میراث دار هخا ان می داند، با گام هایی استوار پیش می آید.

ملک الشعرای بهار در سبک شناسی می نویسد:
«اردشیر پاپکان در قریهٔ «طیروذه» از روستای «خیر» از استان اصط فارس به دنیا آمد، و جدش مردی بود ساسان نام، بسیار شجاع و شدیدالبطش(سخت گیر) و این ساسان از خاندان ملوک محلی فارس که آنان را «بازرَنگان» یا «بازرَنگیان» می گفتند، زنی گرفت نامش "رامبهشت" و خود ساسان در اصط متولی آتشگاه آناهید بود....»

عبدالحسین زرین کوب هم در کتاب" تاریخ مردم ایران" بر این باور است که اردشیر بابکان زادهٔ د ده ی شهر "خیر" است:
«پاپک پسر ساسان که به علت عنوان از جمله ی بغان – خداوندگاران – پارس محسوب می شد و چون از طرف مادر نیز به سلسله ی بازرنگی منسوب بود، داعیه ی قدرت جویی داشت و علاوه بر نگهبانی معبد است در شهر کوچک "خیر"- کنار دریاچه ی بختگان- خود را همچون فرمانروایی خ مه تلقی می کرد. ارتخشیر پاپکان (اردشیر) در حدود سال180 میلادی بنا بر مشهور در یک د ده ی شهر "خیر" – به نام "تیروذه"(طیروده) به دنیا آمد......»

تورج دریایی در پاورقی صفحه 129 کتاب خود تحت عنوان"شاهنشاهی ساسانی" به نقل از بلعمی می نویسد:
«بلعمی نقل می کند که در نامه ای از اردوان، آ ین پادشاه اشکانی، به اردشیر آمده است: تو مردی از روستای است هستی، پدرت بابک مردی از روستا بود، و این روستا برای شما کفایت نمی کرد که به شهر آمدید و بر است تسلط یافتید، می گوید اردشیر از قریهٔ "طیروده" متعلق به روستاق "خیر" از "کوره" اصط از "بلاد" فارس بود.»

تاجگذاری

اردشیر در سال 226 میلادی در تیسفون تاجگذاری می کند. نقش برجسته ای در نقش رجب، مراسم تاجگذاری را به تصویر کشیده است. اردشیر در حال ادای احترام، فَرّ شاهی را از اهورامزدا دریافت می کند. در نقش برجسته ای دیگر که در نقش رستم قرار دارد، اهورامزدا سوار بر اسب، حلقه قدرت را به اردشیر که سوار بر اسب است، می دهد. در زیر پای اسب اردشیر، پیکر اردوان پنجم، آ ین پادشاه اشکانی و زیر پای اسب اهورامزدا نماد اهریمن است.


اقدامات اردشیر

می توان اقدامات اردشیر را به گونه ای خلاصه به شرح زیر آورد:

1 – احیای دوبارهٔ سربازان جاویدان که در روزگار داریوش هخا تشکیل شده بود.
2 – تقسیم مردم به ون، تاران، دبیران و صنعتگران
3 – افزایش امنیت عمومی
4 – بازپس گیری مناطق از دست رفتهٔ ایران زمین
5 – توسعهٔ اقتصادی با تسلط بر خلیج فارس و ساخت چندین بندر در دو سوی آن
6 – رونق تجارت دریایی
7 – شهرسازی: به اردشیر(بردسیر)، اردشیر خوره (فیروزآباد)، رام مهرز اردشیر(رامهرمز)، رام اردشیر(؟)، وِهِشت اردشیر(؟)، بهمن اردشیر(به ر)، بوخت اردشیر(بوشهر) و ...


مرگ اردشیر

اردشیر اندک زمانی پیش از مرگ، شاپور را جانشین خویش ساخت و تاج شاهی را بدست خویش بر سر وی نهاد.اردشیر اول بسال 240 میلادی درگذشت و فرزندش شاپور اول بر جای وی قرار گرفت.


«چهارتاقی خیر» یا آتشکدهٔ بهرام

در یکی از باغ های قدیمی ماه فرخان (یکی از روستاهای خیر)، یک چهارتاقی وجود دارد که خوشبختانه هنوز پابرجاست. این بنا یکی از آثار زمان اردشیر است. در"کارنامه ی اردشیر بابکان" ترجمه بهرام فره وشی می خوانیم:"اردشیر پس از پیکارهای سخت و از میان بردن اردوان و هنگام بازگشت از کرمان به پارس به راه شهر گور (فیروزآباد) مرکز اردشیر خوره، به کنار دریای است (بختگان) می رسد. سپاس ایزد می گذارد و به فرمانش آتشکده ی بهرام را در حدود 226 میلادی در آن جا بنا می کند."
هم اکنون آتشکده در بین درختان "باغ دراز" در روستای ماه فرخان قرار دارد. در دوران ی اطراف آتشکده به قبرستان تبدیل می گردد و شاید یکی از دلایل سالم ماندن این بنا همین باشد. البته دیگر اثری از قبرستان وجود ندارد چرا که به دلیل تسطیح زمین های اطراف آتشکده به دست کشاورزان، بیشتر آثار قبرستان نابود شده است. مصالح به کار رفته در ساخت این چهارتاقی مانند دیگر بناهای دوره ساسانی، لاشه سنگ، گچ و آ می باشد.



مشاهده متن کامل ...
مقاله کامل درباره ساسانیان (علوم انسانی - تاریخ)
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از هایدی مقاله کامل درباره ساسانیان (علوم انسانی - تاریخ) با و پر سرعت .

 مقاله کامل درباره ساسانیان (علوم انسانی - تاریخ)


 مقاله کامل درباره ساسانیان (علوم انسانی - تاریخ)

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و *پایین مطلب*

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :14

 

بخشی از متن مقاله

ساسانیان

حکومت خاندان ساسانی در ایران ، پس از انقراض ت پارتی (اشکانی) به مدت چهار قرن دوام یافت. در تاریخ آغاز حکومت اردشیر اول ، نخستین شاهنشاه ساسانی ، میان محققان اختلاف جزئی (در حدود سه سال) است. ما در اینجا محاسبه " نلدکه " را بر محاسبات دیگران ترجیح و آن را ملاک قرار می دهیم . بنا به محاسبه نلد که ، نخستین سال شاهنشاهی اردشیر اول ساسانی (یعنی ، سالی که در آن به شاهنشاهی رسید) با بیست و پنجم و بیست وششم سپتامبر سال 226 ی (مطابق با سال 538 سلوکی) آغاز می شود که سال حکومت ت ساسانی بر سرتاسر ایران است و پایان حکومت این خاندان ، در سال 651 یا 652 م. است که سال کشته شدن یزدگرد سوم آ ین پادشاه ساسانی در مشرق ایران است . بنابر این ، حکومت ساسانیان بر ایران بیش از چهار صد سال (426 سال) ادامه داشته است .در این چهار صد سال ، ت ساسانی یکی از دو ت بزرگ جهان متمدن آن روز (در آسیای غربی) بوده است که مرزهای آن در مشرق ، تا دره رود سند و پیشاورو در شمال شرقی ، گاهی تا کاشغر کشیده شده بود . در شمال غربی ، تا کوههای قفقاز و دربند در ساحل دریای خزر و گاهی هم ، تا دریای سیاه می رسید و در مغرب ، رود فرات به طور کلی مرز این ت با حکومت روم و جانشین آن یعنی روم شرقی با بیزانس بود . البته ، گاهی این مرز خیلی فراتر از رود فرات می رفت و گاهی هم به این سوی فرات منتهی  می شد ، ولی صرف نظر از کششها و فشردگیها می توان رود فرات را مرزی طبیعی میان دو ت بیزانس و ساسانی دانست .

ت بیزانس که در مشرق متصرفات خود با تی نیرومند مانند ت ساسانی سروکار داشت و آن را قویترین خصم خود می دانست ، گرفتاریهای زیادی هم در مغرب و هم در شمال متصرفات خود به خصوص در اروپا داشت . این گرفتاریها ، مانع از می شد که ت بیزانس همه هم و توجه خود را مصروف مرزهای شرقی خود کند و به همین سبب ، ت ساسانی، مانند ت اشکانی ، توانسته بود پایتخت خود را تیسفون در کنار دجله قرار دهد و از پایتخت به مرزهای دشمن ، بیمی نداشته باشد . ت ساسانی هم، در مشرق و شمال مرزهای خود، گرفتاریهای زیادی داشت که گاهی به مرحله خطرناک وتهدید کننده ای می رسید . بدین گونه ، سیاست خارجی ت ساسانی در سرتاسر این جهان قرن، در روابط با شرق و غرب خلاصه می شد. اما ت ساسانی در این مدت خود را به حد کافی  نیرومند نشان داد و توانست مملکت ایران را از آسیبهای م ب و خطرناک نگه دارد و در داخل مملکت برای مردم ایران ، زندگی مرفه قرین با امنیت تامین کند .

این حکومت ، فرهنگی در زمینه سیاست و مملکت داری و اخلاق و روابط سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد که پس از انقراض و اضمحلال ، اثرات خود را در نسلهای بعدی و فرهنگی اقوام مجاور، به طور بارزی نشان داد.

با اینکه دشمنان شناخته شده ت ساسانی ، ت متمدن بیزانس و تهای نیمه متمدن شمال ومشرق کشور بودند ، سقوط این ت نه از سوی این دشمنان بلکه از جانبی بود که هرگز انتظار آن نمی رفت و آن تی بود که با آنکه جنبه نظامی آن از اقوام بیابان گرد بود ، ولی بنیه و اجتماعی آن ب ایه بینش دینی و فکری نیرومندی بود که تها و دشمنان دیگر ساسانی فاقد آن بودند . ت ی که در اوایل قرن هفتم میلادی در مدینه ، تشکیل شده بود ، از جهت روحی و معنوی چنان قوی بود که تسلط آن بر ممالک مجاور ، مانند تسلط اقوام با دیه نشین و صحرانورد دیگر ، موقتی نبود، بلکه چنان عمیق بود که با همه گسستگی و ضعف و نظامی آن ، پس از دو قرن سلطه ، اثرات معنوی و فرهنگی آن هنوز هم ادامه دارد. زادگاه ت ساسانی ، " ای " پارس بود. چنانکه معلوم است، در ت پارتی یا اشکانی در ایالات و ولایات مختلف ایران ، حکومتهای محلی نیمه مستقلی بودند که از لحاظ سیاست خارجی ، تابع ت مرکزی بودند که ت سلطنتی بود و در راس آن شاهنشاه قرار داشت . در ای پارس نیز ، چنین ح ی وجود داشت . از این پادشاهان آن ، مانند اردشیر ، دارا ، منوچهر (در صورتهای قدیمی آن) روی آن نوشته شده و این نشان می دهد که یاد پادشاهان هخا و اساطیری در میان حکام محلی زنده بوده است . وجود بناهای عظیم تخت جمشید و بناهای دیگر ، در زنده بودن خاطرات گذشته در میان فرمانروایان پارس ، به طور قطع موثر بوده است . بر روی سکه های قدیمتر ، عنوان این پادشاهان به خط آرامی " فرترکه " است . بر این سکه ها ، نقش پادشاه نشسته بر تخت یا ایستاده در برابر آتشگاه با درفشی که به احتمال همان درفش کاویان است دیده میشود .بنابر تاریخ طبری (که منقول از خدای نامه است) در اوا حکومت اشکانیان ، در ای پارس حکام متعددی بوده اند و در ناحیه است ، حکومت در دست خاندان بازرنگی بوده است . در این زمان که مقارن ظهور اردشیر بوده ، مردی به نام گزهر (گوچثر ، گوی چهر) از این خاندان حکومت داشته است.

ساسان که نام خاندان ساسانی از اوست ، به گفته طبری ، صاحب (نگهدار) آتشکده است بوده است که به نام آتشکده ناهید یا آناهید معروف بود . در کتیبه سه زبانه کعبه زرتشت که به دستور شاپور اول – پادشاه ساسانی – نقش شده است ، ساسان عنوان " خدا " دارد که به معنای خدای آفریننده جهان نیست ، بلکه عنوان سلطنتی باید باشد (مانند اعلیحضرت . رجوع شود به " میراث ایران " ، فرای ، ص208 و نیز کلماتی چون خانه خدا و کدخدا و در مقیاس بالاتر یعنی کشور خدا = پادشاه) . شاپور در این کتیبه خود را نیز " خدا " ولی پرستنده مزدا خوانده که دلیل کافی بر این است که مقصود از " خدا " معنای مصطلح امروزی آن نبوده است . شاپور پدرش اردشیر را نیز خدا و پرستنده " مزدا " و شاهنشاه ایرانیان معرفی کرده ، در حالی که خود را " شاهنشاه ایرانیان و جز ایرانیان " خوانده و جد خود بابک را، فقط شاه نامیده . این به آن معنی است که بابک فقط یک حاکم یا شاه محلی بوده وحکومت اردشیر از سرزمین واقعی ایرانیان نکرده بوده است . همچنین ، فقط شاپور در این کتیبه نذورات و قربانیهایی برای ارواح خاندان و خویشان سلطنتی دستور داده ، از ساسان نام برده ولی او را " شاه " نخوانده . می توان از این نکته چنین استنباط کرد که آنچه در کارنامه اردشیر بابکان و در شاهنامه فردوسی آمده (درباره اینکه ساسان پدر واقعی اردشیر بوده است) به حقیقت نزدیکتر است . در این دو روایت که قسمت بیشتر آن افسانه است، ساسان از نسل شاهان کیان معرفی شده که پس از آوارگی ودربه دری پدرانش ، از هند به ایران آمده و چوپان بابک پادشاه پارس شده و بابک پس از دیدن خو ، دختر خود را به ساسان داده و اردشیر از این ازدواج به وجود آمده و بابک او را پسر خود خوانده است. به همین سبب ، شاپور در کتیبه خود صورت رسمی را ، که اردشیر پسر بابک بوده، آورده ، اما از ساسان به عنوان جد بزرگ خود یاد نکرده است . البته بودن ساسان ازنسل  کیانیان و آوارگی اجداد ساسان و چوپان او افسانه است.  

بابک نیز ، بنابر روایت طبری ، منصب ریاست آتشکده آناهید را دارا بود و از زنش که رودک یا روتک نام داشت، اردشیر به وجود آمد. البته، بابک پسر دیگری هم به نام شاپور داشته که ظاهرا" بزرگتر از اردشیر بوده است . گزهر یا گوچثر ، پادشاه بازرنگی ، غلامی اخته به نام " تیرا " داشت که " ارگبذ " شهر دارابگرد بود. (ارگبذ به معنی کوتوال یا صاحب و دارنده قلعه می باشد) . بابک که هنوز شاه یا حاکم نبود ، و فقط نگهدار آتشکده است بود ، از گزهر خواست که تیرا فرزند او (اردشیر) راتربیت کند تا بتواند پس از او ، ارگبذ دارابگرد گردد. اردشیر پس از تیرا ارگبذ دارابگرد شد، ولی به آن اکتفا نکرد و حکومت خود را به تدریج به ای مجاور بسط داد و سرانجام برخود گزهر عاصی شد و از پدرش بابک خواست تا او گزهر را بکشد . بابک ، پس از تحقق خواست اردشیر ، از اردوان ، شاهنشاه اشکانی نیز خواست که مقام گزهر و خاندان بازرنگی را به او دهد. اردوان با این کار موافقت نکرد، ولی بابک به این مخالفت وقعی ننهاد . زیرا، سلطنت اشکانی در حال ضعف بود و برای شاهنشاهی آن ، دو مدعی یکی به نام بلاش و دیگری به نام اردوان وجود داشت. در سالنامه سریانی اربل آمده است که بلاش (چهارم ) پادشاه اشکانی با پارسیان جنگید و پارسیان چندین بار ش ت خوردند تا آنکه آنان با مردم ماد و پادشاهان آدی و کرکوک متحد شدند و سرانجام ت پارت را برانداختند . از این گفته برمی آید که بابک در آغاز مخالفت با اشکانیان ، از ایشان ش ت خورده بود . پس از مرگ بابک ، شاپور (پسر بزرگتر او) به حکومت رسید ، ولی اودر اثر حادثه أی کشته شد واردشیر حکومت پارس را به دست آورد ومخالفان خود را در پارس یکی پس از دیگری مغلوب کرد و بعد از آن به کرمان حمله برد و پادشاه آن را که بلاش نام داشت ، دستگیر نمود . پس از آن ، یکی از پسران خود را که اردشیر نام داشت حاکم کرمان کرد و سپس ، بر سواحل خلیج فارس مسلط شد. اردوان شاهنشاه اشکانی ، پس از شنیدن اعمال خود سرانه اردشیر ، نامه تهدید آمیزی به او نوشت و پادشاه اهواز را کرد که او را دستگیر کند . پادشاه اهواز در محل اردشیر ه (از نواحی پارس) از ابر سام (فرستاده اردشیر) ش ت خورد. اردشیر به اصفهان حمله کرد و پادشاه آن را که " شاذشاپور" نام داشت ، اسیر کرد . پس از آن ، بر خوزستان و میسان (در واقع در جنوب عراق و مصب دجله و فرات) دست یافت .

*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***


با


مقاله کامل درباره ساسانیان (علوم انسانی - تاریخ)


مشاهده متن کامل ...
هخا ان (546) : عد هخا : ناجی جان به بهانه واهی
درخواست حذف اطلاعات

عد هخا : ناجی جان ، به بهانه واهی


هخا ان (بخش546)


" ... روزی در شکارگاه ، شیری به شاه (اردشیر) حمله کرد و بغابوخش او را کشت (یعنی شاه را نجات داد) . شاه ... از این اقدام خشمگین گردید و به این بهانه که چرا قصد شکار شاه را داشته امر کرد سر او را ببرند ! "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 845


تذکر :


جالب است بدانید بغابوخش ، علاوه بر این که شوهرخواهر اردشیر بود و خدمات بسیاری (منجمله خواباندن شورش مصر و تصرف مجدد آن) به اردشیر کرده بود ، دست کم یک بار دیگر هم اردشیر را از خطر مرگ حتمی نجات داده بود :


" ... آمتیس که دختر خشایارشا و خواهر اردشیر بود مورد شکایت شوهرش بغابوخش واقع شد . اردشیر خواهر خود را سخت ملامت کرد و با وجود این ترضیه ی خاطر شوهرش به عمل نیامد و بغابوخش به قدری کینه ی زن را در دل گرفت که بزودی بغض خود را شامل شاه هم کرد و چون اردوان هم نسبت به شاه سوء قصد می ورزید ، این دو نفر به یکدیگر نزدیک شده برای اجرای مقصود واحد هم قسم گشتند . بعد بغابوخش از ترس یا جهت دیگری نزد شاه رفته سر را افشا کرد و به حکم اردشیر اردوان را گرفته به محبس انداختند . پس از آن از تحقیقات و استنطاقات ، قضیه ی کشته شدن خشایارشا کشف و شرکت مهرداد خواجه معلوم شد . در نتیجه خواجه را به جرم شرکت در قتل مذکور و قتل داریوش برادر شاه با زجرهای شدید کشتند ولی اردوان چون صاحب قوم و قبیله متنفذی در باختر بود چندی در حبس بماند تا آنکه او را هم در جدال سختی با سه نفر از پسرانش کشتند و بغابوخش که در این جدال زخم برداشته بود به دست یک نفر طبیب یونانی آپولونیدس نام معالجه شد و با زن خود آشتی کرد . (1) "


حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 823

1 . اردوان با همکاری مهرداد خواجه خشایارشا را کشته و آنرا گردن داریوش انداخته و سبب قتل داریوش شد ؛ او این بار می خواست اردشیر را هم بکشد ، که با مانع بغابوخش روبرو شد .


###############


کانال حقیقت

https://telegram.me/haghighat1357



مشاهده متن کامل ...
بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از اینو دیدی بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 190

 

عنوان :

بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی

فصل اول

ساسـانیان

 

 

1-1- دودمان ساسانی

ساسان موبد آتشکده ای بود که در است برای ستایش ایزد بانو آناهیتا اختصاص داشت. همسر وی، رام بهشت، دختر یکی از پادشاهان بازرنگی بود و این سلسله پادشاهان در نیسایه سلطنت داشتند. ( شهر مزبور به مناسبت دیوارهای سفید از زمان استیلای عرب در فارس موسوم به بیضا شد).

پاپک پسر ساسان روابط خود را با بازرنگی ها مغتنم شمرد و یکی از پسران خویش را که اردشیر نام داشت در دارابگرد به مقام عالی نظامی ارگبد رسانید. مقارن این احوال پاپک بر گوچهر ( هر) شاه که خویشاوند او نیز بود شورید و مکان گوچهر را که معروف به کاخ سفید بود به تصرف در آورد. سپس او را کشت خود بر اریکه سلطنت نشست. آنگاه از اردوان پنجم لقب پادشاهی برای پسر بزرگ خود شاپور خواست.

اردوان امتناع نمود ولی با وجود این شاپور پس از فوت پدر خود را پادشاه دانسته، اردشیر را مجبور کرد که تابع وی شود ولیکن طولی نکشید که به جهت اب شدن زیر زمینی در قصر ملکه که همای نام داشت شاپور زیر آوار ماند و درگذشت و اردشیر پادشاه شد.

کریستین سن معتقد است شاپور زمانی که به دارابگر حمله کرد درخانه ای ویرانه فرود آمد اما ناگهان سنگی از سقف جدا شد و او را از پای درآورد.

اردشیر پس از سرکوبی شورش دارابگرد به کرمان حمله کرد. و پس از فتح آنجا و ضمیمه خوزستان و اصفهان به متصرفات خویش در سال 224 م. با اردوان پنجم آ ین پادشاه اشکانی در هرمزگان خوزستان به نبرد پرداخت، در این نبرد اردوان کشته شد و سلسله اشکانی از هم فرو پاشید. بدین ترتیب اردشیر اول، که تاریخ، وی را موسس شاهنشاهی ساسانی می دانند، به سلطنت


با


بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی


مشاهده متن کامل ...
بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از اینو دیدی بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 190

 

عنوان :

بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی

فصل اول

ساسـانیان

 

 

1-1- دودمان ساسانی

ساسان موبد آتشکده ای بود که در است برای ستایش ایزد بانو آناهیتا اختصاص داشت. همسر وی، رام بهشت، دختر یکی از پادشاهان بازرنگی بود و این سلسله پادشاهان در نیسایه سلطنت داشتند. ( شهر مزبور به مناسبت دیوارهای سفید از زمان استیلای عرب در فارس موسوم به بیضا شد).

پاپک پسر ساسان روابط خود را با بازرنگی ها مغتنم شمرد و یکی از پسران خویش را که اردشیر نام داشت در دارابگرد به مقام عالی نظامی ارگبد رسانید. مقارن این احوال پاپک بر گوچهر ( هر) شاه که خویشاوند او نیز بود شورید و مکان گوچهر را که معروف به کاخ سفید بود به تصرف در آورد. سپس او را کشت خود بر اریکه سلطنت نشست. آنگاه از اردوان پنجم لقب پادشاهی برای پسر بزرگ خود شاپور خواست.

اردوان امتناع نمود ولی با وجود این شاپور پس از فوت پدر خود را پادشاه دانسته، اردشیر را مجبور کرد که تابع وی شود ولیکن طولی نکشید که به جهت اب شدن زیر زمینی در قصر ملکه که همای نام داشت شاپور زیر آوار ماند و درگذشت و اردشیر پادشاه شد.

کریستین سن معتقد است شاپور زمانی که به دارابگر حمله کرد درخانه ای ویرانه فرود آمد اما ناگهان سنگی از سقف جدا شد و او را از پای درآورد.

اردشیر پس از سرکوبی شورش دارابگرد به کرمان حمله کرد. و پس از فتح آنجا و ضمیمه خوزستان و اصفهان به متصرفات خویش در سال 224 م. با اردوان پنجم آ ین پادشاه اشکانی در هرمزگان خوزستان به نبرد پرداخت، در این نبرد اردوان کشته شد و سلسله اشکانی از هم فرو پاشید. بدین ترتیب اردشیر اول، که تاریخ، وی را موسس شاهنشاهی ساسانی می دانند، به سلطنت


با


بررسی شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره ی


مشاهده متن کامل ...
:. جایگاه عذر خواهی در فرهنگ اصیل ایرانیان .:.
درخواست حذف اطلاعات

اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخواسته بود با تنی چند از

نزدیکان ، کاخ فرمانروایی را ترک گفت و در میان مردم قدمی می زد . به درمانگاه شهر که رسیدند اردوان گفت

به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم . چون وارد درمانگاه شد

کودکی را دید که پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید . مادر کودک که هنوز پادشاه را

نشناخته بود با ناله به پزشک می گفت خدا پای فرزند پادشاه را اینچنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم

نیاورد .

پادشاه رو به زن کرده و گفت مگر فرزند پادشاه این بلا را بر سر کودکت آورده و مادر گفت آری کودکم در میانه

کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت با اسب خویش چنین بلایی را بر سر کودکم آورد . پادشاه گفت مگر فرزند

پادشاه را می شناسی ؟ و زن گفت خیر ، همسایگان او را به من معرفی د .. پادشاه دستور داد فریاپت را

بیاورند پزشک به زن اشاره نمود که این ی که اینجاست همان پادشاه ایران است .. زن فکر می کرد به

خاطر حرفی که زده او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند . پسر پادشاه ایران را آوردند و پدر

به او گفت چرا اینگونه کردی و فرزند گفت متوجه نشدم .و کودک را اصلا ندیدم . پدر گفت از این زن و کودکش

عذرخواهی کن …… فرزند پادشاه رو به مادر کودک نموده عذر خواست پادشاه ایران کیسه ایی زر به مادر داده

و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زورگویی و اذیت خلق خویش نیست .

زن با دیدن این همه فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاد و می گفت مرا به خاطر گستاخی ببخشید . و

پادشاه ایران اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد

شمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد.



مشاهده متن کامل ...
:. جایگاه عذر خواهی در فرهنگ اصیل ایرانیان .:.
درخواست حذف اطلاعات

اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخواسته بود با تنی چند از

نزدیکان ، کاخ فرمانروایی را ترک گفت و در میان مردم قدمی می زد . به درمانگاه شهر که رسیدند اردوان گفت

به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم . چون وارد درمانگاه شد

کودکی را دید که پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید . مادر کودک که هنوز پادشاه را

نشناخته بود با ناله به پزشک می گفت خدا پای فرزند پادشاه را اینچنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم

نیاورد .

پادشاه رو به زن کرده و گفت مگر فرزند پادشاه این بلا را بر سر کودکت آورده و مادر گفت آری کودکم در میانه

کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت با اسب خویش چنین بلایی را بر سر کودکم آورد . پادشاه گفت مگر فرزند

پادشاه را می شناسی ؟ و زن گفت خیر ، همسایگان او را به من معرفی د .. پادشاه دستور داد فریاپت را

بیاورند پزشک به زن اشاره نمود که این ی که اینجاست همان پادشاه ایران است .. زن فکر می کرد به

خاطر حرفی که زده او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند . پسر پادشاه ایران را آوردند و پدر

به او گفت چرا اینگونه کردی و فرزند گفت متوجه نشدم .و کودک را اصلا ندیدم . پدر گفت از این زن و کودکش

عذرخواهی کن …… فرزند پادشاه رو به مادر کودک نموده عذر خواست پادشاه ایران کیسه ایی زر به مادر داده

و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زورگویی و اذیت خلق خویش نیست .

زن با دیدن این همه فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاد و می گفت مرا به خاطر گستاخی ببخشید . و

پادشاه ایران اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد

شمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد.



مشاهده متن کامل ...
استارت لیگ با پیروزی شیرین
درخواست حذف اطلاعات

مسابقات فوتبال دسته اول استان گلستان روز گذشته با پیروزی ارزشمند دارایی آغاز شد .

در این دیدار که با قضاوت میلاد بای در زمین روستای گز برگزار شد در دیداری پر گل 3 بر 2 به نفع دارایی به پایان رسید .

این دیدار در حالی برگزار شد که به دستور مازندارنی رئیس سازمان لیگ ،رامین طهماسبی و محمد رضا طاهری دشتی دو بازیکن دارایی نمی توانستند در این دیدار حضور پیدا کنند و هنوز هم دلیلی برای بازی ن این بازیکنان داده نشده است .

محمد ایرجی در حالی که خود در درون دروازه حضور داشت تیم خود را با ترکیب بابک کلاگر(کاپیتان)-جواد علیخانی-میلاد مهاجر-فاضل شمالی-حسین یحیی نژاد-سید محمد سادات-اکبر نجاتی-محمد مهاجر(سجاد کردجزی)-اردوان تر و علی مهاجر(کیوان خواجه نژاد)وارد میدان کرد .

در دقیقه 20 این دیدار خطای م ع خزر بر روی اردوان تر باعث شد تا یک ضربه پن ی نصیب دارایی شود که این پن ی را سید محمد سادات وارد دروازه خزر کرد . پس از این گل بازیکنان خزر بازی را در دست گرفتند و دو بار به گل رسیدند تا در نیمه اول 2 بر 1 به نفع خزر به پایان برسد .

اما در نیم دوم فشار حملات دارایی برای جبران به حدی بود که بازیکنان خزر غیر از چند بار نتوانستند بر روی دروازه دارایی بیایند و این فشار در دقیقه 75 باعث شد تا بار دیگر خطای پن ی صورت بگیرد و سادات برای بار دوم گ نی کند . شروع بازی از نیمه زمین و پاس اشتباه بازیکنان خزر کافی بود تا اردوان تر با شلیکی سنگین از فاصله 35 متری دروازه خزر را برای بار سوم باز کند تا ستاره دارایی در این دیدار باشد و 3 امتیاز را به حساب دارایی واریز کند .

در دیگر دیدارهای این گروه تیم استقلال کردکوی در سرکلاته موفق شد تمیشه را با نتیجه 1 بر 0 ش ت دهد و در یوم رضا(ع) کردکوی تیم پرسپولیس چهارده با نتیجه 2 بر 0 مغلوب شهید یامپی آق قلا شد .



مشاهده متن کامل ...
استارت لیگ با پیروزی شیرین
درخواست حذف اطلاعات

مسابقات فوتبال دسته اول استان گلستان روز گذشته با پیروزی ارزشمند دارایی آغاز شد .

در این دیدار که با قضاوت میلاد بای در زمین روستای گز برگزار شد در دیداری پر گل 3 بر 2 به نفع دارایی به پایان رسید .

این دیدار در حالی برگزار شد که به دستور مازندارنی رئیس سازمان لیگ ،رامین طهماسبی و محمد رضا طاهری دشتی دو بازیکن دارایی نمی توانستند در این دیدار حضور پیدا کنند و هنوز هم دلیلی برای بازی ن این بازیکنان داده نشده است .

محمد ایرجی در حالی که خود در درون دروازه حضور داشت تیم خود را با ترکیب بابک کلاگر(کاپیتان)-جواد علیخانی-میلاد مهاجر-فاضل شمالی-حسین یحیی نژاد-سید محمد سادات-اکبر نجاتی-محمد مهاجر(سجاد کردجزی)-اردوان تر و علی مهاجر(کیوان خواجه نژاد)وارد میدان کرد .

در دقیقه 20 این دیدار خطای م ع خزر بر روی اردوان تر باعث شد تا یک ضربه پن ی نصیب دارایی شود که این پن ی را سید محمد سادات وارد دروازه خزر کرد . پس از این گل بازیکنان خزر بازی را در دست گرفتند و دو بار به گل رسیدند تا در نیمه اول 2 بر 1 به نفع خزر به پایان برسد .

اما در نیم دوم فشار حملات دارایی برای جبران به حدی بود که بازیکنان خزر غیر از چند بار نتوانستند بر روی دروازه دارایی بیایند و این فشار در دقیقه 75 باعث شد تا بار دیگر خطای پن ی صورت بگیرد و سادات برای بار دوم گ نی کند . شروع بازی از نیمه زمین و پاس اشتباه بازیکنان خزر کافی بود تا اردوان تر با شلیکی سنگین از فاصله 35 متری دروازه خزر را برای بار سوم باز کند تا ستاره دارایی در این دیدار باشد و 3 امتیاز را به حساب دارایی واریز کند .

در دیگر دیدارهای این گروه تیم استقلال کردکوی در سرکلاته موفق شد تمیشه را با نتیجه 1 بر 0 ش ت دهد و در یوم رضا(ع) کردکوی تیم پرسپولیس چهارده با نتیجه 2 بر 0 مغلوب شهید یامپی آق قلا شد .



مشاهده متن کامل ...
اردشیر یکم
درخواست حذف اطلاعات

اردشیر یکم (465 تا 424 پ.م)

اردشیر یکم معروف به اردشیر درازدست، سومین پسر خشایارشا بود. پس از به قتل رسیدنِ پدر و برادرش داریوش که جانشینِ قانونی بود، به دستِ اردوان فرمانده گارد نگهدار شاه، بر تختِ شاهی نشست. اردوان از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت اردشیر را نیز از میان بردارد، اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. در طی یک زد و خورد داخلی که در چهار دیوار حرمخانه در گرفت، اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و مقام شاهنشاهی خود را تثبیت کرد. این پادشاه نیز مثل داریوش بزرگ و خشایارشا در تاریخ یونان، جای ویژه ای برای خود باز کرده است. علت این امر آنست که او مثل خشایار شاه با همه حکام ای یونانی روابط بسیار نیکو برقرار کرده برای آنها هدایای چشمگیر میفرستاد تا اطاعت و محبتشان را نسبت به دربار ایران بر دوام بدارد.

در سال 460 پ.م، آشفتگی هایی در مصر بروز کرد و یکی از بقایان خاندان فرعونان بنام (ان حوروس) پسر پسامتیک که در نقطه ای از لیبیا حکومت داشت با ی که سربازانش، لیبیایی ها و مزدوران یونانی بودند به ممفیس حمله برده، شهریار پارسی را که برادر شاه بود، ش ت داد و او را کشت. در نتیجه ممفیس را گرفته و به احیای سلطنت مصر پرداخت. او با آتن نیز که در زمانی، بخشی از مصر شناخته میشد،تماس گرفته، سران آتن را تحریک به شوراندن یونانی ها بر ضد سلطه ایرانیان کرد. اردشیر برای جلوگیری از اثر گذاری احتمالی (ان حوروس) در شام و فلسطین اقدامات اثر بخش دینی و مذهبی، انجام داد.

در سال 449 پ.م، قراردادِ عهدنامه کالیاس در زمان وی میان ایرانیان و یونانیان بسته شد. و در آن منافعِ ایرانیان تامین شده بود. البته برخی از مورخان نیز این قرارداد را برای ایرانیان وهن آمیز معرفی کرده اند. طبق این معاهده یونانیان آسیای صغیر در امور داخلی به کلی مختار شدند و یونانیان نیز از جزیرهٔ قبرس صرف نظر د. در اوا سلطنت اردشیر، جنگ داخلی م ن دو ت یونانی آتن و اسپارت شروع شد. این جنگ به جنگ پلوپونس معروف است.

سکه های اردشیر یکم از لحاظ ساختار کلی، بسیار شبیه به سکه های داریوش بزرگ و خشایارشا است. گفته شده که سکه های دریک و شکل داریوش و خشایارشا، در دوران اردشیر نیز رواج داشته است.

سکه دریک اردشیر یکم با کمی تردید

با کمی تردید می توان این سکه دریک را به اردشیر یکم نسبت داد. وزن حدود 8.54 گرم و نقش کماندار پارسی روی سکه حک شده است.

سکه شکل اردشیر یکم

با کمی تردید می توان این سکه شکل را به اردشیر یکم نسبت داد. وزن حدود 5.46 گرم و نقش کماندار پارسی روی سکه حک شده است.

در دوران 41 ساله سلطنت اردشیر یکم، ایران مثل دوران داریوش بزرگ و خشایارشا، همچنان شوکت و قدرتش را در جهان حفظ کرد و از تمدن خاورمیانه به بهترین نحو، پاسداری نمود.



مشاهده متن کامل ...
حکومتها و پادشاهان ایران همراه با بیوگرافی کامل هر یک از شاهان
درخواست حذف اطلاعات

حکومتها و پادشاهان ایران همراه با بیوگرافی کامل هر یک از شاهان

1- مادها

1- دیو ( دیااکو ) 2- کیا ار ( هوخشتره 3- فرورتیس { فرااورت } 4- آستییاگ

2- هخا ان

1- کوروش کبیر 2- کبوجیه دوم 3- داریوش اول 4- خشایارشا اول 5- اردشیر اول 6- خشایارشا دوم 7- سغدیان 8- داریوش دوم 9- اردشیر دوم 10- اردشیر سوم 11- ارشک 12- داریوش سوم

3- اشکانیان
1- ارشک ، اشک اول 2- تیرداد اول ، اشک دوم 3- اردوان اول، اشک سوم 4- فری یاپت ، اشک چهارم 5- فرهاد اول ، اشک پنجم 6- مهرداد اول ، اشک ششم 7- فرهاد دوم ، اشک هفتم 8- ارداون دوم ، اشک هشتم 9- مهرداد دوم ، اشک نهم 10- سنتروک ، اشک دهم 11- فرهاد سوم ، اشک یازدهم 12- مهرداد سوم ، اشک دوازدهم 13- ارد اول ، اشک سیزدهم 14- فرهاد چهارم ، اشک چهادهم 15- فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم 16- ارد دوم ، اشک شانزدهم 17- ونن اول ، اشک هفدهم 18- اردوان سوم ، اشک هجدهم 19- وردان ، اشک نوزدهم 20- گودرز ، اشک بیستم 21- ونن دوم ، اشک بیست و یکم 22- بلاش اول ، اشک بیست و دوم 23- پاکور ، اشک بیست وسوم 24- خسرو ، اشک بیست وچهارم 25- بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم 26- بلاش سوم ، اشک بیست وششم 27- بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم 28- بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم 29- اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم

4- ساسانیان

1- اردشیر اول 2- شاپور اول 3- هرمزد اول 4- بهرام اول 5- بهرام دوم 6- بهرام سوم 7- نرسی 8- هرمزد دوم 9- آذر نرسی 10- شاپور دوم 11- اردشیر دوم 12- شاپور سوم 13- بهرام چهارم 14- یزد گرد اول 15- بهرام پنجم 16- یزد گرد دوم 17- هرمزد سوم 18- پیروز اول 19- بلاش 20- قباد اول 21- خسرو انوشیروان 22- هرمزد چهارم 23- خسرو پرویز 24- شیرویه 25- اردشیر سوم 26- شهربراز 27- پوران 28- یزد گرد سوم

5- طاهریان

1- طاهر بن حسین معروف به ذویمینین 2- طلحه بن طاهر 3- عبدالله بن طاهر 4- طاهر بن عبدالله 5- محمد بن طاهر بن عبدالله

6- علویان

1- داعی کبیر 2- ناصر کبیر

7- صفاریان

1- یعقوب لیث صفاری

2- عمرو ان لیث صفاری

3- علی بن لیث صفاری

4- طاهر بن محمد بن لیث صفاری

5- خلف بن احمد

8- سامانیان 1- اسماعیل بن احمد

2- احمد بن اسماعیل

3- نصربن احمد

4- نوح بن نصر

5- عبد الملک بن نوح

6- منصوربن نوح

7- نوح بن منصور

8- منصور بن نوح

9- عبدالملک بن نوح

9- آل زیار 1- مرداویج

10- آل بویه

1- على عماد ال ه 2- حسن رکن ال ه 3- احمد معز ال ه 4- عضد ال ه 5- جلال ال ه

11- غزنویان
1- سبکتکین 2- محمود غزنوی 3- مسعود غزنوی

12- سلجوقیان 1- رکن الدین طغرل بک بن سلجوق 2- عضدال ه آلپ ارسلان 3- جلال ال ه ملکشاه 4- محمود بن محمد بن ملکشاه 5- معزالدین احمد سنجر

13- خوارزمشاهیان 1- اتسز خوارزمشاه 2- ایل ارسلان 3- سلطانشاه 4- علاءالدین تکش 5- قطب الدین محمد بن تکش 6- جلال الدین منکبرنی

14- صفویان
1- شاه اسماعیل اول 2- شاه تهماسب 3- شاه اسماعیل دوم 4- شاه عباس اول 5- شاه عباس دوم 6- شاه سلیمان 7- سلطان حسین

15- افشاریان 1- نادر شاه افشار 2- شاهرخ شاه افشار

16- زندیه 1- کریم خان زند 2- لطفعلی خان زند

17- قاجاریه 1- آغا محمد خان قاجار 2- فتحعلی شاه قاجار 3- محمد شاه 4- ناصرالدین شاه 5- مظفرالدین شاه 6- محمد علی شاه 7- احمد شاه

18- پهلوی

1- رضا شاه پهلوی 2- محمد رضا شاه پهلوی

. . .



مشاهده متن کامل ...
سلسله ساسانیان
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از ژیکو سلسله ساسانیان با و پر سرعت .

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 9

 

سلسله ساسانیان:

این سسلسله چهار صد سال بر سرزمین اهورایی پارس حکومت کرد و با یورش اعراب منقرض شد . بنیانگذاران حکومت دینی خاندان ساسانی از پارس برخاسته خود را وارث هخا ان و از نسل آنها میداشتند. آنان بنا به نام جد خویش ساسان به افتخار نام سلسله خویش را ساسانی نهادند. ساسان ریاست معبد آناهیتای شعر است را بر عهده داشت. بابک پسر ساسان بر شهر خیر در کنار دریاچه بختگان فرمانروایی می کرد. و پس از درگذشت پدر عهده دار مقام وی گردید. سپس با چیره شدن بر چند تن از شاهان پارس موفق به سلطه بر کل پارس گردید. ارتخشیر یا اردشیر پسر بابک پس از مرگ پدر و برادر خویش بر امور دست یافت. و در صدد برآمد تا قدرت خویش را بر اطراف پارس نیز انتشار دهد، اردشیر در جریان پیشروی های خود در دشت هرمزگان با اردوان پادشاه اشکانی رو در رو شد و در نهایت بر وی پیروز گردید. و اردوان در این جنگ جان خود را از دست داد و با مرگ وی امپراطوری اشکانی که از مدتها پیش به انحطاط گراییده بود منقرض گشت. بدین صورت سلسله ساسانی که بوسیله اردشیر در پارس بناشد و جای دودمان اشکان را که در پارت بوجود آمده بود گرفت. و حکومتی را که اسکندر مقدونی از پارسی ها گرفته بود. ارتخشیر به آنها بازگرداند. سلسله جدید اگر هم بر خلاف ادعای خویش با خاندان شاهان هخا رشته پیوندی نداشت، ولی مثل آنها به پارس منسوب بود، و مثل آنها سازمان متمرکز و استواری که با نظام ملوک الطوایفی بعد از اسکندر تفاوت بسیار داشت بوجود آورد. حکومتی که بوسیله دودمان ساسانی بر پا شد بر دو پایه دین و مرکزیت استوار بود. آنان بر خلاف اشکانیان وحدت سراسر کشور را تامین د، تی تشکیل دادند که قدرت کشور را در خود متمرکز ساخته با اقتدار تمام بر همه مناطق کشور نظارت داشت. ساسانیان، عظمت و شکوه عصر هخا را تجدید د، در دوره قدرت این سلسله عظمت و اقتدارشان و حیثیت ایران تا آنجا اوج یافت که عملا دنیای متمدن آن روز را به دو قطب قدرت یعنی ایران و روم تقسیم نمود. و این مساله خود سبب آغاز فصل جدیدی از ارتباط بین این دو امپراطوری بزرگ گردید.

اردشیر بابکانهمان گونه که در ابتدا اشاره رفت، اردشیر یا ارتخشیر پسر بابک بود، نیای وی ساسان از موبدان پارسی بود که ریاست معبد آناهیتای شهر است پارس را بر عهده داشت، که پس از وی پسرش بابک عهده دار این مقام گردید، بابک با دختر منطقه ای که در آن صاحب منصب بود. ازدواج کرد و بزودی صاحب مقام وی گردید و بدین ترتیب علاوه بر قدرت دینی و مذهبی قدرت حکومتی و نیز پیدا کرد. بابک مقام ارگنبدی یا ریاست دژ منطقه دارابگرد را با ب اجازه از حاکم پارس به اردشیر واگذار نمود. پس از گذشت اندک زمانی اردشیر در شه فتح پارس و به دست آوردن حکومت آن منطقه وسیع و مهم به کمک پدر شروع به تجهیز نیرو و لشکرکشی نمود. در ابتدا موفق به ش ت دادن شاهان محلی و سپس ش ت حاکم پارس گردید. بدین ترتیب بابک که در این فتوحات حضور داشت. به فرمانروای پارس نایل آمد. چندی بعد وفات یافت و پسر بزرگش شاپور بجای وی به سلطنت نشست که حکومت او نیز بدلیل فوت ناگهانی وی به اردشیر واگذار شد. اردشیر پس از تسلط کامل بر پارس حملات خود را به نواحی اطراف آغاز نمود و چون اه بالاتری را در ذهن خود می پروراند به سرعت موفق به فتح نواحی وسیعی گردید تا اینکه در جریان یکی از این فتوحات در جنگی که در ناحیه هرمزدگان واقع در خوزستان صورت گرفت با اردوان پنجم - بیست و نهمین شاه اشکانی - مواجه شد و پس از ش ت دادن و کشتن وی و تعداد زیادی از نیروهایش، شهر تیسفون پایتخت اشکانیان را فتح و سلسله قدرتمند ساسانی را بنیان گذارد، پس از اعلان انقراض پارتیان و قدرت ی اردشیر شورش در برخی نواحی گرگان و ارمنستان آغاز گردید که اردشیر با آرام تمام این مناطق و فتح آنها که سالها به طول انجامید، استحکام ت تازه تاسیس خود را تضمین نمود. وی که پس از گذشت مدت چهل سال از آغاز اعلام طغیان بر علیه فرمانروای پارس تا این ایام احساس خستگی می نمود به کناره گیری از امور و ب آرامش تمایل پیدا کرد و بدین صورت از سلطنت کناره گرفت و پسرش شاپور را که شاهزاده ای لایق و با تدبیر بود را به جای خویش بر تخت سلطنت نشاند و تاج شاهی را با دست خویش بر سر پسرش نهاد و خود روزهای آ را به آرامش گذرانید.اردشیر شاهنشاهی با تدبیر و آبادگر بود، اوست که می گوید ملک حاصل نگردد مگر به لشکر، لشکر فراهم نشود مگر به زر، زر به دست نیاید مگر به کشاورزی ، و آبادی و زراعت بدون عدل و داد صورت نبندد).اردشیر، با پیروزی بر اشکانیان ت جدیدی را در ایران بوجود آورد که آیین تازه، قانون تازه و طرز اداره تازه ای را به همراه داشت. پیوند ت با دین اکثریت پیروان آیین زرتشت را که در آن ایام در پارس و ماد و حتی در قسمتی از نواحی شرقی جمعیت بسیاری را تشکیل می داد به خاندان او علاقمند کرد، از همان ابتدا که اعلام سلطنت نمود مقام موبدان موبدی را در پارس تعیین نمود و پیرمردی را که تسنر نام داشت و معلم وی بود، مشاور و مبلغ خویش ساخت، و مشاور حاجب خود را نیز از بین هیربدان انتخاب نمود. بدین گونه سلطنت خود را از همان آغاز با حمایت و ارشاد انی که اهل دین و دانش بودند مربوط ساخت.

شاپور اول ، گسترتنشاپور که به هنگام جلوس چهل ساله بود، تا وقتی اردشیر حیات داشت به احترام وی به طور رسمی تاجگذاری نکرد. وی در آغاز سلطنت با طغیان شهر حران و ارمنستان مواجه شد، پس از چندی بر این طغیان ها فایق آمد و تا نواحی شرقی پیشرفت. سپس به هند لشکر کشید و تا پنجاب پیشروی کرد. آن گاه متوجه رومیان شد و نخستین جنگ با روم شکل گرفت. شاپور طی دو دوره جنگ موفق به ش ت رومیان گردید و حتی در نبردی با روم علاوه بر ش ت آنها امپراطور والرین که خود در جنگ شرکت داشت را اسیر نمود که به دستور شاپور، خاطره این پیروزی را در چند نقش برجسته جاودانه ساختند.تبدیل قلمرو سلطنت پارس که اردشیر بانی آن بود به یک امپراطوری وسیع که دامنه آن را از بین النهرین تا ماورای النهر و از سغد و گرجستان تا سند و پیشاور رسانده بود، یک تفاوت چشمگیری بین او ا ام کرد: گرایش به تسامح نسبی در عقاید. از نظر شاپور بدون این تسامح حکومت بر ایران که تبدیل به امپراطوری وسیع و ابرقدرتی شده بود - غیر ممکن نمی نمود. در واقع او با تدبیر، با در پیش گرفتن این سیاست تمرکز و وحدت سراسر قلمرو خویش را تضمین نمود. البته خود او، مثل پدر ظاهرا همچنان در آیین مزد اسنان ثابت و راسخ باقی ماند اما در معامله با پیروان ادیان دیگر، آن گونه که موبدان انتظار داشتند و سیاست پدر ایجاب می نمود سختگیری نشان نداد. قلمرو او در بابل و ماد شامل عده ای قابل ملاحظه از قوم یهود، در گرجستان و ارمنستان شامل تعدادی فزاینده از قوم ی، در کوشان و باختر شامل عده ای بو ، و در سرزمین های سند و کابل شامل پیروان آیین هندو بود و او البته نمی توانست با سعی در تحمیل آیین مزدلسنان همه ا»ها را با حکومت خود دایم در حال خصومت باطنی نگهدارد. وی همچنین با اعمال مذهبی نسبی از تعقیب و آزار پیروان ادیان دیگر خصوصا یان که به دلیل هم کیش بودنشان با رومیان مورد خشم و نفرت قرار گرفته بودند، خودداری نمود. پیرو همین سیاست با شه ایجاد ارتباط و بیشتر بین ادیان مختلف به منظور دستی به اتحاد و تمرکز در کشور و به دنبال آن ایجاد آرامش و از بین رفتن نا آرامیها و نا امنی ها که به موجب اختلافات دینی و مذهبی ایجاد شده بود. از آیین قاطی مانی استقابل نمود. هر چند که در پیش گرفتن این سیاست موجبات خشم و نگرانی موبدان را فراهم آورد. عصر شاپور در عین حال دوران سازندگی نیز بود وی برای سازندگی کشور و آبادانی آن از مهارت و هنر همه اقوام و اتباع و هم چنین اسیران رومی نیز استفاده نمود.در فاصله مرگ شاپور اول و پادشاهی شاپور دوم چند تن دیگر به حکومت رسیدند ولی هیچیک توانایی این دو را نداشتند. قدرت گیری بیش از حد نجبا و موبدان بدلیل ضعف پادشاهان و مداخله آنان در امور کشور، کشمکش آنان برای دستی به قدرت حمله روم در همین اثنای به ایران و پیروزیهای پراکنده آنان اوضاع ایران را در وضعیتی نامطلوب قرار داده بود.

شاپور دوم - احیای عظمتشاپور دوم، سومین پادشاه قدرتمند ساسانی بود. که توانست به اوضاع کشور سرو سامان دهد. فوری ترین و ضروری ترین اقدام وی تنبیه اعر بود که با تاخت و تازشان قسمتی از سواحل خلیج فارس و نواحی مجاور بابل و حیره را دچار ناامنی کرده بود. وی در تنبیه و مجازات آنان تا آن اندازه قساوت به ج داد که سبب شد لقب ذواالاکتاف برای همیشه بر وی بماند. این پادشاه جوان در آغاز کار پس از حمله به اعراب و تا رو مار شان عده ای از آنان را به اسارت در آورده و برای عبرت سایر ره ن شانه های اسیران را سوراخ کرده و از سوراخ شانه هایشان طناب گذرانید و آنها را با خواری به بندگی و بیگاری گرفت. که باعث شد حتی ایرانیان نیز در نتیجه این عمل او را (هوبه سبنا) یا سوراخ کننده شانه ها بنامند، انعکاس این اقدامات شاپور دوم در دربار ترس و احتیاط نجبا و موبدان را به همراه داشت. و بتدریج دست آنها را از کارها کوتاه کرده و به شاپور فرصت داد تا زمینه را برای تامین تفوق و برتری خویش بر آنان که هنوز به او به چشم جوانی بی تجربه می نگریستند آماده سازد.شاپور با محدود ساختن قدرت بزرگان و تسلط کامل بر اوضاع خود را برای مقابله با رومیها آماده کرد، و در جنگی سخت آنان را ش ت داد وی همچنین موفق به ش ت ترکان شمال شرقی شد. از دیگر اقدامات شاپور دوم سختگیری نسبت به عیسویان بود در این زمان، دین ی در روم رسمی شده بود. در نتیجه یان ایران مورد سوء ظن شاپور قرار گرفت. او آنها را به چشم طرفداران روم می نگریست در نتیجه با اقداماتی مانند گرفت مالیات های سنگین، جلوگیری از تبلیغ یت، آزار و اذیت آنان ، تعطیل چندین کلیسا و حتی توقیف اموال کلیساها سعی در محدود آنها داشت. شاپور دوم مرزهای ایران را به دوران شاپور اول رساند، خاطره فرمانروای پرشکوه و طولانیش او را در ردیف شاپور اول یک بنیانگذار و یک احیا کننده ت نشان داد، روح تازه ای که او در کالبد سلسله ساسانی دمید تا مدتها همچنان نگهدارنده سلطنتی بود که خسرو اول انوشیروان پس از سالها آنرا احیاء نمود.

خسرو انوشیروانپس از مرگ شاپور دوم وضعیت کشور بدلیل روی کار آمدن پادشاهانی ضعیف و نالایق آمیزه ای بود از قدرت گرفتن مجدد بزرگان، شورش و ناامنی در مرزهای خارجی که در شرق هیاطله یا هپتالها که سرانجام با کوشش فیروز شاه ساسانی بیرون رانده شدند و در غرب هم که شکل همیشگی روم. که در زمان قباد مشکلات اقتصادی قحطی و خش الی به آنها علاوه گردید. و ظهور مزدک و معرفی و تبلیغ آیین جدید وی و شه هایش بمنظور حل مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی که با استقبال قباد به منظور رهایی جامعه از این مشکلات صورت گرفت. علیرغم اینکه ظاهرا به طور مقطعی موثر بنظر می رسید. ولی پس از مدتی خشم موبدان و بزرگان را برانگیخت و خود معضلی تازه برای حکومت قباد گردید. آنچانکه بدلیل موضع گیری آنها بر علیه مزدک و قباد، شاه ساسانی از سلطنت خلع گردید و هر چند پس از چندی شاه مخلوع مجددا به منصب خود بازگشت ولی مشکلات و مصایب همچنان بر جای خود باقی بود. بنا به وصیت قباد که سومین پسرش خسرو انوشیروان را واجد همه خصال شایسته پادشاهان میدانست پس از وی به سلطنت رسید.

خسرو انوشیروان - سمبل قدرت و عد خسرو انوشیروان به اعتبار کشورگشایی، سیاست، تدبیر و اصلاحاتی که در امور لشکری، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی بانجام رسانیده است، بزرگترین شاهنشاه ساسانی بشمار می رود. چنانچه او به قدرت نمی رسید. یقینا عمر این سلسله با وجود مصایبی که گریبانگر آن شده بود، چندی بیش دوام نمی یافت. تد ر وی همراه با ویژگی های بارز شخصیتی او، سبب درخشش نام وی در تاریخ ایران گردیده است. تعدیل مالیات ها و اصلاحات نظام ، پیشرفت علم و ادبیات بدلیل توجه ویژه وی به دانشمندان و تشویق آنان، تسامح فکری و مذهبی او هر چند بعضی اقدامات وی در اوایل سلطنتش در قبال برخی پیروان ادیان و مذاهب برای ایجاد آرامش صورت گرفت - و وسعت نظر در مورد عقاید و شه ها محبوبیت وی را نزد آحاد مختلف جامعه صد چندان نمود. خسرو انوشیروان با ش ت هپتالها در شرق ورومیان در غرب و صلح پنجاه ساله ای که با امضای قرارداد صلح انجام گرفت آرامش و رفاه را برای ایرانیان به ارمغان آورد.

خسرو پرویز - افول قدرتخسرو پرویز آ ین پادشاه معروف ایران باستان است. پس از خسرو اول، حکومت مرکزی دوباره دچار ضعف شد، دوران سی وهشت ساله سلطنت خسرو بیشتر یادآور تجمل پرستی ها، ع طلبی ها و بی قید و بندیهای یک پادشاه ضعیف النفس است. تا یک شاه مقتدر ساسانی. استبداد، غرور و تکبر وی همراه با بی توجهی و بی تفاوتی نسبت به مردمانی که چشم امید به توجه و کاردانی شهریارشان دوخته بودند. و فاصله طبقاتی که روز به روز مردمان را بیش از آنکه آزار اقتصادی دهد، روحشان را می پژمرد و بارزترین بی دی او در زمینه جنگ با روم به منظور گرفتن تقاص خون خانواده همسرش که خانواده حکومتگر روم بودند. و بطور جمعی قتل عام شده بودند، صلح با روم را پایان داد و پای ناامنی و جنگ و خونریزی را دوباره به ایران باز نمود. رفتار عناد آمیز وی با سفیر موجب بدنامی بیش از پیش وی گردید. وسرانجام وی در جنگ با روم بدرفتاری با اطرافیان سبب شکل گیری توطئه هایی بر علیه وی شد تا جاییکه با آنهمه جلال و شوکت


با


سلسله ساسانیان


مشاهده متن کامل ...
قواعد نامگذاری کودک به همراه فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی آن
درخواست حذف اطلاعات

دوم، اینکه آهنگ اسم کوچک باید با نام خانوادگی بخواند بطور کلی تعداد سیلابهای اسم کوچک نباید به اندازه تعداد سلاب های نام خانوادگی باشد برای اینکه ببینید اسمی که انتخاب می کنیئ با نام خانوادگی فرزندتان هم خوانی دارد نام خانوادگی را چندین بار پشت هم تکرار کنید.

سوم، نیز این است که تلفظ اسم را چک کنید اگر اسم با بعضی تلفظ ها غیر معمول باشد آنوقت فرزندتان باید تا آ عمر با این مسئله کنار بیاید.

چهارم، منابع زیادی برای انتخاب اسم وجود دارد هم به صورت کتاب و هم به صورت برنامه های کامپیوتری می توانید اسم فرزندتان را از اسم افراد معروف انتخاب کنید قرآن هم منبع خوبی برای انتخاب اسم است.

پنجم، می توانند نام یکی از دوستان و افراد خانواده که برایتان قابل احترام است را انتخاب کنید و یا اینکه برای خلق یک اسم جدید چند اسم را با هم ترکیب کنید می توانید با کنار هم گذاشتن دو اسم یک اسم جدید خلق کنید

ششم، نامهای مستعار با اسمهای خودمانی که با آن اسم ساخته می شود را پیدا کنید ممکن است دوست داشته باشید اسمی انتخاب کنید که نامهای مستعار زیادی از روی آن ساخته شود این باعث می شود فرزندتان وقتی بزرگتر شد کنترل بیشتری روی اسم خود پیدا کند.

هفتم، اسم را تمرین کنید و ببینید چه حسی به شما دست می دهد یکی از دوستان نزدیکتان را بارها به طرق مختلف با این اسم صدا بزنید در آینده مجبور خواهید بود هزاران هزار بار این اسم را به صورت های مختلف صدا کنید با وقتی بچه خواب است یا با فریاد وقتی او را برای شام صدا میکنید.

هشتم، اسمهای دو قسمتی فرصت خوبی برای شما است می توانید اسم یکی از بزرگان را برای احترام با اسم دلخواه خود ترکیب کنید یا اگر با همسرتان توافق ندارید هر دو اسم مورد علاقه تان را در صورت امکان به هم بچسبانید.

نهم، گاهی اوقات وقتی نام کوچک و نام خانوادگی با یک حرف شروع می شوند با هم همخوانی پیدا نمی کنند یا اگر نام خانوادگی با حرف صدادار تمام می شود نام کوچک نباید اینطور باشد همینطور حرف آ اسم کوچک نیز نباید با حرف اول نام خانوادگی ی ان باشد یا همخوانی نداشته باشد.

دهم، براساس نکات فوق درکشورعزیزمان ایران ،می توانید برای دختر یا پسر خود یکی از اسم های اصیل فارسی را انتخاب کنید.برای کمک به شما هموطنان گلم بخش های زیر شامل اسامی زیبای فارسی و ایرانی تفکیک شده با حروف الفبای فارسی باذکر معنی آنها قرارداده شده:

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف الف

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف الف

افرا: ستایش

افشید: شکوه خورشید

آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخا

آتری : آذر

آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ

آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش

آدخت : خجسته و نیکو

آذر : آتش، فروغ، روشنایی

آذربانو : بانوی آتش گون

آذرچهر : همانند روشنایی

آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین

آراسته : با نظم و ترتیب

آرام : قرار، س

آرام دخت : از نام های برگزیده

آرام دل : از نام های برگزیده

آرامش : آرمیدن

آرمیتا : آرمان، عشق پاک

آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت

آرمیدخت : از نام های برگزیده

آزادچهر : آزاده نژاد

آزاده : نام مادر گشتاسب

آزیتا : از نام های برگزیده

آژند : نام گلی است

آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی

آشنا : یار، دوست

آشوب : شور، انقلاب

آشیان : لانه و کاشانه

آفتاب : گرمی، روشنایی

آفرین : درود و سپاس

آلاله : نام گلی است

آمی تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش

آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو

آندیا : نام زن اردشیر ساسانی

آنیتا : از نام های برگزیده

آهنگ : سرود و نغمه

آوا : آواز، آهنگ

آوازه : شهرت و نام آوری

آویشن : گیاهی خوشبو

اختر : ستاره، شهاب

ارشیا : راست و درست

ارغوان : نام گلی است

ارمغان : پیشکشی، هدیه

ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید

اروس : سپید، درخشان و زیبا

اشااونی : زن پاک و راست

اشوچهر : از نام های برگزیده

اشودخت : از نام های برگزیده

اشوروی : از نام های برگزیده

اشوزاد : از نام های برگزیده

اشومهر : از نام های برگزیده

افروز : روشن، روشن کننده

افسانه : داستان، خاطره و یادمان

افسر : بالا و سرور

افسون : از نام های برگزیده

افشان : از نام های برگزیده

اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی

انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان

انگبین : عسل، شهد

انوش : جاویدان

انوشک : انوشه، جاودان

انوشه : بی مرگ و جاودان

انیران : روشنایی بی پایان

اَهونَوَر : نگهبان تن

ایران : آزادگان و سرزمین

ایرانبانو : بانوی ایرانی

ایراندخت : دختر ایران

ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)

آلیش: قابل اشتعال

الیا: نام گل

آمیتریس: نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا

آموتیا: نام دوشیزه در زمان زندیه

آناهیتا: نام فرشتگان اهورامزدا

آندیا: همسر اردشیر اول

آنیتا: نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه

انوشا: خوشحالی و سرور و شادی

انوشک: نام ن در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی

انوشه: نام ن در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی

آرا: آراستن و زیبا

آرمیلا: نام دختران در ایران باستان

آرمیتان: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید

آروشا: درخشان – نورانی – باهوش

آرتا: نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند

ارنواز: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید

آرتمیس: گوینده راستی- نام دریاسالار زن

آرتنوس: صادق – راستگو – نام دختر داریوش

آسا: نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت

آتاناز: نامی ایرانی

آتنا: نامی ایرانی

آتوسا: دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار

آتوشه: نام یا شاپور شاه

آوید: نامی ایرانی

آویسا: آب پاک و تمیز

آیدا: همچون ماه و مهتاب

آیدان چهره زیبا همچون ماه – آیسان

آیلا :نور ماه و مهتاب- آیناز

آبگینه : شیشه، بلور

آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخا

آتری : آذر

آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ

آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش

آدخت : خجسته و نیکو

آذر : آتش، فروغ، روشنایی

آذربانو : بانوی آتش گون

آذرچهر : همانند روشنایی

آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین

آراسته : با نظم و ترتیب

آرام : قرار، س

آرام دخت : از نام های برگزیده

آرام دل : از نام های برگزیده

آرامش : آرمیدن

آرمیتا : آرمان، عشق پاک

آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت

آرمیدخت : از نام های برگزیده

آزادچهر : آزاده نژاد

آزاده : نام مادر گشتاسب

آزیتا : از نام های برگزیده

آژند : نام گلی است

آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی

آشنا : یار، دوست

آشوب : شور، انقلاب

آشیان : لانه و کاشانه

آفتاب : گرمی، روشنایی

آفرین : درود و سپاس

آلاله : نام گلی است

آمی تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش

آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو

آندیا : نام زن اردشیر ساسانی

آنیتا : از نام های برگزیده

آهنگ : سرود و نغمه

آوا : آواز، آهنگ

آوازه : شهرت و نام آوری

آویشن : گیاهی خوشبو

اختر : ستاره، شهاب

ارشیا : راست و درست

ارغوان : نام گلی است

ارمغان : پیشکشی، هدیه

ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید

اروس : سپید، درخشان و زیبا

اشااونی : زن پاک و راست

افروز : روشن، روشن کننده

افسانه : داستان، خاطره و یادمان

افسر : بالا و سرور

افسون : از نام های برگزیده

افشان : از نام های برگزیده

اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی

انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان

انگبین : عسل، شهد

انوش : جاویدان

انوشک : انوشه، جاودان

انوشه : بی مرگ و جاودان

انیران : روشنایی بی پایان

اَهونَوَر : نگهبان تن

ایران : آزادگان و سرزمین

ایرانبانو : بانوی ایرانی

ایراندخت : دختر ایران

ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)

آذرمهر: آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا

آذرنوش: نام ن ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران

آزیتا: نام شاهزاده – ملکه و پرنسسز در ایران

الیکا: مادر زمین – شکوفه – نام دهی در شما ایران

الیزه: نام مکانی در رودبار

المیرا: فدا کننده

اریکا: مرتبط با زمین

اِستاتیرا: همسر داریوش سوم

ایرسا: رنگین کمان

آبنوش: از ن ویس و رامین

آپاما: دختر سپیتمن ایرانی

آرتادخت: خزانه داری اردوان چهارم اشکانی

آرتیستون: دختر کورش بزرگ – زن داریوش

آرگون: شهبانوی اردشیر یکم هخا

ارشانوش: از نام نامه نخعی

آتری: به معنی آتش – از نامهای باستانی

آپامه: خوشرنگ و زیبا – دختر اردشیر دوم هخا

آرتا: از نامهای باستانی

آندیا: زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخا

ارشین: از شاهدخت های هخا

ارشنوش: نام نامه نخعی – نام باستانی

افروز :از نامهای پهلوی

آذرگون: دختران در زمان اشکانی ویس و رامین

آذرمهر: آتش مهر

آرتونیس: دختر ارته باذ و خواهر برسین

آرمه: ئیتی فروتنی – پاکی – نگهبان زمین

آذرمیدخت: دختر همیشه جوان – دختر خسروپرویز – زنی که شاه شد

آسیمن: نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است

آماستریس: دختر داریوش سوم

اَدرک: دختر یزدگرد سوم ساسانی

اَردویسور: فرشته آب در ایران باستان

آرته دخت: شهبانو اشکانی همسر اردوان

اَرشیت: دوست ترین – نامی از دوره هخا

اَمِستریس: شهبانوی خشایارشا

اوراشی: زن پسر سیامک

آریا ناز: نامی ایرانی

آبان سا :مانند آبا ن – آبان ماه تغییر آب و هوا است و آبان آسا کنایه از ی است که خلق و خوی متغیر دارد ĥ آبان

آباندخت :دختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخا

آبانفام :به رنگ آبان ی که رنگ چهره اش زرد است

آبگینه :شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام

آبنوس :درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد

آبیژ :صورت دیگر آیید،شراره، اخگر،آتش – کنایه از افراد پر جنب و جوش

آپاما :نام دختر اردشیر دوم پادشاه هخا

آپامنه :نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان

آترا :آذر- آتش – نام یکی از ماههای پاییز

آتبین :آبتین ،روح کامل و نیکو کار – از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آپامه :نام دختر سپیتامن یکی از ان ایرانی و همسر سلو

آتسا :آتوسا

آتش :از شخصیتهای شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار

آتشدخت :دختر آتش یا دختری که چون آتش است – کنایه از دختر با شور و حرارت

آتیه: عربی آینده

آتورینا : آشوری متحول کننده ، تغییر دهنده ، مشتق از واژه آشور که با گذشت زمان ش به ت تبدیل شده است

آتوسا : یونانی نام دختر کوروش پادشاه هخا

آتیس :نام خدای حاصلخیزی فریگیان

آتشین :نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ

آتلاز: ترکی اطلس، حریر – پارچه نرم و لطیف

آتنا: فرانسه در اساطیر یونان، خدای شه، هنر، دانش، و صنعت

آتنه: فرانسه آتنا-در اساطیر یونان، خدای شه، هنر، دانش، و صنعت

آتور: اوستایی-پهلوی آذر،آتش

آدا :پاداش مینوی، فرشته توانگری

آدنا :نام روستایی در چالوس

آدورینا: آشوری آدور- مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، کمک کننده، یاری دهنده

آدونیس: فنیقی آدنیس ، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود

آ ه: آتش – در گویش اسان آتش کوچک

آذر: اوستایی-پهلوی نام ماه نهم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

آذر:افروز هردو روشن کننده آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، نیز دلداده بهرام در داستان همای و

آذرخاتون :آذر+ خاتون،بانوی آتش

آذردخت :دختر آتش

آذرک :شراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی

آذرگل :گلی سرخ رنگ شبیه شقایق

آذرگون :گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است – به رنگ آتش

آذرمه :رئیس و بزرگ آتشها( آتشکده ها)

آذرمینا :لعلگون، سرخ رنگ

آذینگل :زینت گل، زیورگل – کنایه از زیبایی بسیار زیاد

آراسته :آن که دارای صفتهای خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است

آرا :مخفف آراینده آرایشگر-زیور زینت

آراگل :آراینده گلها – زیبا کننده گلها

آرالیا: انگلیسی نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی، و درختچه ای که بعضی از آنها زینتی اند

آرامدخت :دختر آرام دختر ت دختر با وقار

آرتمیس: یونانی در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون – همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی

آرزو :میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه

آدنیس: فنیقی آدونیس ، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود

آرتیستون :نام دختر کوروش پادشاه هخا

آرمتی :فروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین

آرمیتا: اوستایی-پهلوی الهه نعمت – آرامش یافته

آرمیندخت :دختر آرمین

آرمینه: ارمنی ارمنی، دختر ارمنی

آریادخت :دختر آریایی – دختر ایرانی

آریانا :نامی که جغرافی دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریایی ها داده بودند

آریاناز :موجب ف و مباهات قوم آریایی

آریانوش :شادکننده و خوشحال کننده آریاییان

آریژه :نام شهری در زمان اسکندر

آرینا کردی آریایی نژاد – از نسل آریایی

آریندخت :دختر آریایی – دختر ایرانی

آزاددخت :دختر آزاده ، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی

آزاده :عاری از صفات ناپسند اخلاقی،رها ، وارسته،از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی

آزاله :فرانسه گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می

شود

آزالیا: انگلیسی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می

شود

آزرم :شرم وحیا،ملایمت، مهربانی،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی

آزرمخاتون :آزرم + خاتون ،بانوی با حیا

آزرمدخت :دختر با حیا

آزرمیدخت :دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان معروف به عادله که ? ماه زمام حکومت را در اختیار داشت، دختر باحیا

آزرمیدخت :آذرم + ی نسبت + دخت، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت-نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ? ماه بر

ایران فرمانروایی کرد

آزیتا: فارسی

آسا :زیور مایه زیبایی و آرایش – وقار و ثبات و تمکین و آسودگی

آسادخت :دختر زیبا،دختر آرام،دختر با وقار

آسمان :فضای بالای سر ما که آبی رنگ به نظر می رسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم،نام کوهی

در بندر نخیلو در ساحل خلیج فارس

آسمانهور :خورشید آسمان،کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد

آسو : (کردی) شفق،هنگام طلوع خورشید،همچنین نام ی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند،نام محلی در

مسیرلار به لنگه

آسیمن: اوستایی-پهلوی سیمین، نقره فام

آشتی :دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح

آشنا :آن که او را می شناسیم، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده

آشورینا: آشوری منسوب به آشور،برهم زننده،تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد

آفاق: عربی افقها،عالم آسمان،زمانه روزگار، نام همسر نظامی گنجوی

آفت: عربی بلا، بلیه، کنایه از زیبایی و عشوه گری

آفتاب :مرکب ازآف(مهر،خور) + تاب(فروغ،نور)، نوری که از خورشید به زمین می تابد،کنایه از زیبایی و خیره کنندهگی

آفتابدخت :دختر آفتاب، دختر خورشید،کنایه از زیبایی و خیره کنندگی

آفرین :هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام

آفریندخت :مرکب از آفرین( واژه تحسین) + دخت ( دختر)،دختر تحسین برانگیز،دختری که تمام خوبی ها را دارد ۰

آفرینگل :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + گل،گل تحسین برانگیز کنایه از دختر بسیار زیبا

آفرینماه :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + ماه(قمر)،ماه تحسین برانگیز کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است

آفرینمهر :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + مهر (محبت یا خورشید)، ی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با

محبت

آفرینناز :مرکب از آفرین(وازه تحسین) + ناز(کرشمه، غمزه)،دختری که بسیار ناز داردکنایه از دختر زیبا و طناز

آفریننوش :شنونده آفرین، ی که تحسین همه را بر می انگیزاند

آفسانه :افسانه،داستان،خیال،مشهور، ی که بحدی زیبا ست که خیالی به نظر می آید

آفشید :خورشید، روشنایی آفتاب

آگاهدخت :دختر آگاه، دختر مطلع،بانوی باخبر

آگرین کردی آتشین، به رنگ آتش

آلا :پروا احتیاط

آلاگل: فارسی,ترکی آلا( ترکی) + گل (فارسی) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اوا نابود شده

آلاله :شقایق،گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد

آلاوه :آتشدان،شعله آتش،جایی که در آن آتش روشن می کنند

نای: ترکی زر، طلای ناب

ون: ترکی نای،زر، طلای ناب

ینگلین: ترکی عروس طلایی

آلکا هردو :در گویش سمنان نام زاده ای

آلما: ترکی سیب، کنایه از زیبایی

آلماز: ترکی از اعلام ن

آلنوش: ارمنی عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلربا

آلوگونه :نام همسر اردشیر اول پادشاه هخا ، ی که سرخی گونه هایش به آلو می ماند،دختر زیبا و به اصطلاح

سرخ و سفید

آلیس: فرانسه بانوی نجیب زاده ، دختر اصیل ، خانم با اصل و نسب

آلیش: ترکی شعله، شعله گیر

آلیشان: هردو ترکی شعله ور

آماتیس: یونانی نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می رود

آمال عربی آرزوها،خواسته ها،دوست داشتنی ها

آمستریس :نام مادر اردشیر دراز دست پادشاه هخا

آمنه : عربی نام مادر (ص)،مونث آمن به معنای بانوی نترس،زن دلیر،خانم استوار

آمیتیدا :نام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخا

آمیتیس :نام دختر خشایار پادشاه هخا

آمین: هردو عبری قبول کن،بپذیر،چنین باشد

آن :سبب علت دلیل،قصد عزم عقیده

آنا: ترکی مادر

آنا: عبری دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت

آنالی: ترکی برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر

آناهیتا :ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده

است

آناهید :آناهیتا،ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف

شده است

آندیا: بابلی نام همسر بابلی اردشیر درازدست پادشاه هخا

آنسه: عربی انس گیرنده ، مانوس ، خو گیرنده ، ه ن نیکو

آنو: بابلی در دین بابلی، نام خدای آسمان

آنوش: ارمنی از پایتختهای قدیم ارمنستان

آنیا: اسپانیایی

آنیتا :انیبا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است

آنیتا :آناهیتا،ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف

شده است

آوا :ص که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد

آوات: کردی آرزو،خواسته

آوادان: ترکی زیبا، قشنگ

آوادخت :مرکب از آوا ( آواز) + دخت ( دختر)،دختر آوازه خوان ، بانوی خوش صدا

آوادیس :مرکب از آوا ( آواز) + دیس ( مانند)،کنایه از ی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد

آوانوش :شنونده آوا

آوشن :آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی

آون :آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته

آونگ :نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته

آویده :مشتاق، خواهان

آوین: کردی عشق

آهار :گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و

پر زیاد دارد

آهنگ :قطعه موسیقی، اراده، قصد

آهو :جانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و امش در رفتار شهرت دارد

آهید :در گویش فارس آهوی صحرایی

ارزنده :محترم، دارای احترام

ارزینه :ارزنده، گرانبها

ارسا :ارس

ارسان :نام همسر نرسی پادشاه ساسانی

ارشا :از نام های ایران باستان

ارشامه :آرشامه

ارشین :با فتح (الف) و ر (ر)- نام یکی از شاهدختهای هخا -مرکب از ارش به معنای عاقل و زیرک + ین

پسوندتفضیلی – به معنی عاقلترین هوشمند ترین

ارغون: یونانی مخفف ارغنون(نام سازی است )

ارکیده :گلی با رنگهای درخشان که یک گل برگ آن از دو گل برگ دیگرش بزرگتر است

ارم :نام دختر گودرز و همسر رستم پهلوان شاهنامه

ارمغان: ترکی رهاورد، سوغات، هدیه

ارمیتا :آرمیتا،الهه نعمت،راحتی و آرامش

اروس: اوستایی-پهلوی سفید ، درخشان، زیبا

اروس: فرانسه در اساطیر یونان، خدای عشق

اریحا: عبری مکان خوشبو، نام شهری قدیمی در فلسطین، گلی که شکوفه آن چلیپا شکل است

اریدیس ترکی به ضم الف)نام همسر ارفاوس، شاعر و موسیقی دان ترکیه-در افسانه ها آمده است که اریدیس فرشته ای بود)

که معشوقه ارفاوس بود

اریکا :نام روستایی در استان مازندران

اسپنوی :از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر تژاو تورانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی

استاتیرا :همسر اردشیر دوم پادشاه هخا

استر عبری ستاره، همسر یهودی خشایار پادشاه هخا

اسرا :در گویش سمنان اشک

اسما عربی جمع اسم، نامها، نام دختر ابومسلم اسانی

اشک :آبی که از چشم می ریزد

اطلس: یونانی پارچه ابریشمی، دیبا

اطلسی یونانی,:اطلس(معرب) + ی (فارسی) گلی شیپوری و خوشبو به رنگهای سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخ

اعظم: عربی بزرگوارتر، بزرگ تر

افرا :درختی که برگهای پنجه ای و میوه بالدار دارد

افروز :ریشه افرختن

افرینا :نام دختر سیامک پیشدادی

افسانه :داستانی که بر اساس تخیل ساخته شده – زیبا

افسر :کلاه پادشاهی، تاج

افسرخاتون :افسر(فارسی) + خاتون(فارسی)، تاج بانو ، سر آمد همه ن

افسردخت :افسر( تاج) + دخت ( دختر)سرآمد همه دختران

افسون :سحرانگیزی، جاذبه

افشان :آشفته و پریشان(در مورد زلف به کار می رود)، ریشه افشاندن

افشید :روشنایی خورشید

افشین :نام معروف معتصم خلیفه عباسی،تون اپ ????

افق: عربی خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد

اقاقی: یونانی اقاقیا،درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد

اقاقیا: یونانی درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد

اقبال: هردو عربی خوشبختی، سعادت، در باور مردم آنچه باعث خوشبختی شود، بخت

اقدس: عربی پاک تر، مقدس تر

اقلیما: یونانی نام دختر آدم(ع)

اقلیمیا: یونانی اقلیما،نام دختر آدم(ع)

اکرم: عربی بزرگوار، گرامی

اکلیل: عربی تاج

الاهه: عربی الهه

السا :نان خواه – دانه ای خوشبو که بر روی خمیر نان می پاشند و در درمان نیش عقرب مفید است

الکا: ترکی سرزمین، ناحیه

المیرا: فارسی,ترکی ال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا ف ایل

النا: یونانی نورانی

الناز: فارسی,ترکی ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل

الوا :ستاره

الهام: عربی فکری که به طور ناگهانی در ذهن پیدا می شود

الهه: عربی در اعتقادات قدیم، نیمه خ که انواع خاص بوده و به صورت زنی تجسم می شده است

الیکا :نام روستایی در مازندران

الینا :نام روستایی در رودیار

امالبنین: عربی نام همسر علی(ع) و مادر عباس(ع)

امیتیس :آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخا

امیده :امید

ا عربی,: (عربی) + ا (فارسی) ه

دخت عربی,:دختر پادشاه، شاهدخت

ه عربی مؤنث

امیندخت عربی,:امین (عربی) + دخت (فارسی) دختر امین، دختر درستکار

امینه: عربی مؤنث امین

انار :میوه ای خوراکی با دانه های قرمز یا سفید فراوان و مزه ترش یا شیرین

انارگل :گل انار

شه :آنچه حاصل شیدن است، فکر

انسیه: عربی مونث انسی، مربوط به انس، انسانی

انگیزه :آنچه یا آن که ی را وادار به کار کند، محرک، باعث

انوشا :صورتی از نغوشا، پیرو مانی

انوشک :نام زنی در زمان ساسانیان

انوشکزاد :انوش زاد

انوشه :جاودان، شادمان، خوشحال، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده ای ساسانی در تیسفون و نام دختر نرسی،نام

انوشهدخت :دختر جاویدان، دختر شادمان

انوشهروان :انوشیروان،دارای روان جاوید ، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، (ص) در زمان این

پادشاه متولد شد

انیبا :انیتا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است

انیتا :انیبا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است

انیس: عربی همدم

انیسه: عربی همدم

اوران :در گویش سیستان

اورانوس: فرانسه نام هفتمین سیاره منظومه شمسی

اورنینا: یونانی ربه النوع فراوانی نعمت

اورینا :یونانی در اساطیر یونان، الهه آسمانها و حامی عشق آسمانی

اولدوز: ترکی ستاره

ایده :فرانسه فکر و شه، رأی

ایران: اوستایی-پهلوی مکان آریائیان، نام کشور باستانی ما، از نظر لغوی هم ریشه با کلمه آریا و ایرج

ایرانا :مرکب از ایران + الف اطلاق

ایراندخت :دختر ایران، نام همسر فریدون پادشاه پیشدادی

ایرانشید :خورشید ایران

ایرانمهر :خورشید ایران

ایرانناز :موجب ف و مباهات ایران

ایرانه :منسوب به ایران

ایرن :نام ملکه روم شرقی

ایزدچهر :دارای چهره ای چون فرشتگان

ایسیه: عبری آسیه

ایلناز: فارسی,ترکی ایل (ترکی)+ناز(فارسی)،مایه ناز ایل، الناز

ایما :عربی اشاره

ایمنه عربی آمنه

ایواز :آراسته و پیراسته

اشتار: آشوری الهه عشق و برکت

آریان: نام یکی از مورخین آسایش آسودنآصف نام دبیر حضرت سلمان

ابراهیم: استواری، سازنده خانه کعبه ابوالقاسم پدر قسمت کننده، مقسم

ابوذر :از صحابه نامدار (ص)

احسان: نیکی، بخشش احد یگانه، یکتا احمد بسیار ستوده، نام

ادریس: نام یکی از ان اردشیر شیر خشمناک، مقدس، بنیان گذار دودمان ساسانی

ارژنگ: آرایش، زینت

ارسطو: نام دانشمندی در یونان

ارسلان: (ترکی) شیر، شیر درنده، مجازا مرد شجاع

اسحاق: کهنه شدن جامه، حضرت ا براهیم(ع)

اسدالله: شیر خدا، لقب حمزه بن عبدالمطلب و کنیه علی(ع)

اسد: شیر جنگل

اسفندیار: پدر سام شهلوان نامی ایران

اسکندر: ال اندر، یاری کننده مرد

اسماعیل :پسر ابراهیم، شنونده

اشرف: با شرافت و با شخصیت، شریف

اشکان: منسوب به بنیان گذار پادشاهی پارت ها و نام سومین نیای پاکو اصغر کوچک، ریزه نقش، کوچک تر

الیاس: نام ، پسر زاده سام بن نوح و عموی خضر که موکل بر خشکی است. امرسان یکی از یخچال های طبیعی در کوه های کردستان

امید: آرزو، دلگرمی

: فرمانروا، شاه سلطان و خلیفه

امین: الله امانت دار خدا

امین: درستکار، امانت دار، راستگو

: خاص یا خاصه، بو، امید

ایاز: نسیم شب، شبنم، سرمای سخت زمستان ایرج نام پسر فریدون و یاری دهنده آریایی ها

ایوب: برگشت به سوی خدا، نام نمونه صبر و شکیبایی

آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم

آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول

آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی

آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .

آذرنوش : شیرین و دل انگیز

آذین : زیور، طاق نصره ، تزئین ، آرایش

آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت

آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید

آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر

آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخا

آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه

آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخا

آرمان : آرزو – خواهش – امید

آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی

آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است

آریا فر: دارنده شکوه آریائی

آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی

آریا مهر : دارنده مهر ایران – از ان داریوش سوم

آرین : سفید پوست آریائی

آزاده : دلیر و بی باک ، رها

آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق

آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی

آزیتا : آزاده

آناهیتا : الهه آب

آونگ : شبنم – نام کردی

آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار

آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنب

اتسز : لاغر و استخوانی – از پادشاهان خوارزم

اختر : ستاره ، علم ، درفش

ارد : خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی

ارد شیر : شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان

اردوان : نام پادشاهان معروف اشکانی

ارژن : درختی با چوب بسیار سخت و محکم – نام کردی

ارژنگ : آرایش – کتاب مانی نقاش – دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت

ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی

ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ

ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات

ارنواز: نوازش شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی

اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی

استر : ستاره – بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه

اسفندیار : پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد

اشکان : منسوب به اشک – بنیانگذار سلطنت پارتها

اشکبوس : پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد

افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان

افسون : سحر و جادو ، حیله و تزویر

افشین : با همت .

امید : انتظار ، آرزو

انوش ( آنوشا ) : استوار و جاوید – دخترمهرداد ششم

انوشروان : دارنده لوح جاویدان – لفب خسرو اول پادشاه ساسانی

اورنگ : عقل و کیاست ، تخت پادشاهی

اوژن : ش ت دهنده ، دشمن برانداز

اوستا : نام کتاب آسمانی زردشت

اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا

ایاز : بزرگ و پاینده – نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی

ایران : محل زندگی آریائیها

ایراندخت : دختر ایران

ایرج : یاری دهنده آریائیها – پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی

ایزدیار : ی که خداوند یار اوست

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ب

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ب

بابک : پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان

باپوک : کولاک ، نامی کردی

باربد : دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز

بارمان : لایق – نام افراسیاب

بامداد : پگاه ، سپیده دم – نام پدر مزدک

بامشاد : ی که در سحرگاهان شاد است – نوازنده مشهور دربار ساسانیان

بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب

بختیار : خوشبخت ، خوش اقبال – رودکی در موسیقی

برانوش : رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی

بردیا : پسر کورش و برادر کمبوجیه

برزو : بلند قامت – پسر سهراب و نوه رستم دستان

برزویه : طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی

برزین : بلند و تنومند – ازپهلوانان ایران – نام پسر گرشاسب

برمک : از ان ساسانی – نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ

بزرگمهر : خورشید بزرگ – نام دانشمند انوشروان ساسانی

بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی

بوژان : رشد کرده – نامی کردی

بویان : خوشبو – مامی کردی

بهار : شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی

بهارک : بهار کوچولو

بهاره : بهاری

بهتاش : خوب ومانند

بهداد : نیک آفریده شده

بهرام : پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی

بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل

بهرخ : زیبا چهره ، قشنگ

بهرنگ : خوش رنگ

بهروز : خوشبخت ، نیکبخت

بهزاد : نیک نژاد – مینیاتوریست مشهور صفویان – نام اسب سیاوش

بهشاد : خوشحال وشاد

بهمن : نیک ش – برف انبوه که از کوه فرو ریزد – جانشین اسفندیار

بهناز : خوش ناز ، باناز ، طناز

بهنام : نیک نام

بهنود : سلامت ، عافیت

بهنوش : ی که نیک مینوشد

بیتا : بی همتا ، بی مانند

بیژن : ترانه خوان ، جنگجو – پسر گیو و دلداده منیژه

باستیان : بردبار ، شکیبا

بانو : خانم، کلمه احترام درباره بانوان

بانو گشسب : نام دختر رستم زال ، زن گیو و مادر بیژن

بردبار : شکیبا، با حوصله

برسومه : برسم، شاخه های گیاه

برنا : جوان ، خوش اندام

برومند : خوش قامت،نام مادر بابک مدین

بلوت : درخت سودبخش

بنفشه : نام گلی است

به آفرید : نام دختر کی گشتاسب

به نگار : خوب چهره، نیکو صورت

به آفرین : نیک آفریده شده

بهار : نخستین فصل سال

بهاره : از آن بهار

بهدخت : نیک ترین دوشیزه

بهرخ : نیک چهره

بهرو : نیکو چهره

بهشت : پردیس، بهترین

بهگل : نیکوترین گل

بهناز : از نام های برگزیده

بهنوش : نیکوترین نوشیدنی

بهین : بهترین ، نیکوترین

بوته : گیاه، ساقه جوان

بوختار : از نام های برگزیده

بوستان : باغ پر گل

بی تا : یکتا، بی مانند

بیدار : هشیار و سرزنده

بینا : روشن، دل آگاه

برسین: دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد

بهنوش: خوش مشرب – مطبوع – دلپذیر

بهشید: نامی ایرانی به معنی بهترین روشنایی

بیتا: زیبا و خوش چهره

برسین: زن ایرانی اسکندر گجستک

بینا: دانا و بیننده

بابک: پرورش دهنده، امین، استوار

باقر: گشاینده، شکافنده

باهنر: هنرمند

بایرام: عید،جشن(ترکی)

بردیا: نامش در سنگ نوشته بیستون آمده و نام پسر کوچک کوروش

برزو: بلند بالا و نام پسر سهراب پسر رستم

برزین: پهلوان ایرانی از خانواده جمشید پسر گرشاسب، آتشکده بزرگ در اسان

برمک: نگهبان نوبهار، سخاوتمند

برنا: جوان، ظریف،

برومند: بارور، کامیاب، آبرومند

برهان: دلیل و حجت

بزرگمهر: نام انوشیروان، دارای مهر و محبت بسیار

بکتاش: بزرگ خادم، دویا چند خدمتکاررا نسبت به دیگری بکتاش می گویند(ترکی)

بهادر: شجاع، دلیر، پهلوان

بهجت :سرور، شادمانی، تازگی و زیبایی

بهداد: نیک آفرید، نیک فرستاد

بهراد: نام فرزند اسفندارمذ

بهرام: نام روز بیستم هر ماه خورشیدی، ستاره مریخ

بهروز :روز خوب، کندر هندی و نوعی بلور کبود رنگ وشفاف

بهزاد: اصیل، نیکوکار، خوش زاد

بهمن: گیاهی کوهی، برف انبوهی که از کوه سرازیر شود

بهنام: نیک نام، خوش نام، دارای شهرت خوب

بیژن: جنگجو، پهلوان ایرانی

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف پ

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف پ

پارسا: پرهیزگار، خداترس

پاسدار: نگهبان،مراقب

پاشا: رتبه ای در مراتب کشوری، مخفف پادشاه

پدرام: شادباش، جای خوش آب و هوا، آراسته و نیکو

پرویز: ش ت ناپذیر، گرامی، نام پسر انوشیروان

پژمان: افسرده، غمناک، پژمرده

پوریا: نام ایرانی برای پهلوانان

پولاد: نام پسر آزادمرد، آهن خشکه، آهن ناب

پیام: خبر، رس

پیروز: مبارک، چیره

پیمان: شرط، قرارداد

پروشات: همسر داریوش دوم

پاداش : پاداش

پارمیدا : از نام های برگزیده

پارمیس : نام دختر بردیا پسر کورش بزرگ

پارند : نیک بختی و فرارونی. نگهبان گنج و خواسته

پاک سیما : از نام های برگزیده

پاکبانو : آناهیتا، بانوی پاک

پاکچهر : خوش صورت

پاکدل : پاکیزه دل، دلپاک، خوش قلب

پاکرخ : از نام های برگزیده

پاکروز : از نام های برگزیده

پاکروی : از نام های برگزیده

پاکفر : از نام های برگزیده

پاکناز : از نام های برگزیده

پاکیزه : بدون آلودگی، پاک

پانته آ : پایدار، نام زن آریاسب، نامدار کوروش بزرگ

پرتو : فروغ، روشنایی

پرخیده : سخن سربسته

پردیس : باغ بهشت

پرشت : پر آرزو

پرند : پارچه ابریشمی

پرنیان : حریر ، دیبا

پروانه : از نام های برگزیده

پروین : نام ستاره ای

پری : زن زیبا

پری بانو : از نام های برگزیده

پری سیما : زیبا روی

پریچهر : پری رخسار، خوشگل، زیبا روی

پریدخت : از نام های برگزیده

پریدخت : از نام های برگزیده

پریرخ : پری رو، پری رخسار، خوبروی

پریروی : خوشگل، زیبا رو

پریزاد : فرزند پری، فرزند زیبا

پریسا : مانند پری

پریسان : از نام های برگزیده

پریفام : زیبا چهره

پریگون : مانند پری

پریماه : از نام های برگزیده

پریمرز : از نام های برگزیده

پریناز : از نام های برگزیده

پریوش : پری مانند

پگاه : سحر، بامداد

پوپک : پرنده ای است، هدهد

پودینه : پونه

پوران : از نام های برگزیده

پوروچیستا : نام کوچکترین دختر اشوزرتشت

پونه : بوته و گلی خوشبو

پیراسته : با نظم، با آرایش

پیرایه : آراسته، آرایش

پیروزه : از سنگ های قیمتی

پانته: آ شاهزاده ای که اسیر کورش بزرگ شد

پریسا:تیس همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان

پارمیس: دختر ارشد کورش بزرگ

پارمیس: دختر بردیا – نوه کورش بزرگ

پروشات: در اوستایی به معنی بسیار شاد

پریزاد: زن داریوش دوم هخا

پورچیستا: پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب

پریوش: پریزاد – پریسا – پریداد – پری تن

پُرشاد :خواهر داریوش سوم هخا

پری: ویس دختری در ویس و رامین

پردیس: باغ و بهشت – واژه پارادیز انگلیسی از همین است

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ت

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ت

تابان : تابنده ، منور

تاباندخت : دختر تابناک

تاجی : تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری

تارا : ستاره

تاویار : آتشبان – نامی کردی

ترانه : زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه

تناز : نازنین ، با ناز و کرشمه – نامی کردی

توران : نام دختر خسروپرویز – سرزمین تور

توراندخت : دختری از توران

تورج : دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه

تورتک : وس صحرایی ، قرقاول

توفان : باد سخت

توژال : برف اندک – نامی کردی

تیر داد : داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی

تینا : گل ، نامی کردی

تینو : تشنه ، نامی کردی

تارا :ستاره

تناز: مادر لهراسب – دختر آرش کمانگیر

تینا: عاشق نوازش

توشنامئیتی: فرشته مهر و دوستی

تیتک: از نامهای زرتشتیان امروزی

تابان : نورانی، فروغمند

تابانروی : از نام های برگزیده

تابانمهر : از نام های برگزیده

تابش : نورافشان

تابناک : پرتو، نورانی

تابنده : ت دن

تازه : جدید، پرتراوت، لطیف

تاژ : لطیف و نازک

تخشک : خوبرو و زیبا

تذرو : نام دختر داریوش سوم هخا

ترانه : تر و تازه، لطیف، نرم

ترگل : گل تازه

تُرنج : نام میوه ای است

ترنگ : آواز تارهای ساز

تَرَنُم : آواز خوش

تریتی : نام دختر میانه اشوزرتشت

تشتر : نام ستاره تیر. نگهبان باران

تکاو : نام یکی از آهنگ های نامی باربد

تمیس : گیاهی بالا رونده

تناز : نام مادر لهراسب. دختر آرش

تنبور : نوعی ساز، دنبره

تَندُر : بلبل

تندیس : پیکره، تصویر

تِهرت : نام دختر میانه اشوزرتشت

تهمینه : زن رستم و مادر سهراب

توران : از نام های برگزیده

تورانبانو : از نام های برگزیده

توراندخت : از نام های برگزیده

تِیتَک : شبکیه چشم به زبان پهلوی

تیهو : پرنده ای خوش رنگ

تاجیک: عجم، هر غیرعرب را عجم گویند(تاجیک)

تارخ: نام پدر حضرت ابراهیم

تاژ :برادر هوشنگ پیشدادی

تقی: ترسان از خدا، پرهیزگار

تندر: برق آسمان، رعد، بانگ باران

توانا :توانمند، زورمدار،قوی

توحید: یکتاو یگانه

توسکا :درختی در محل های مرطوب، توسا

تیمور: مغول

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ث

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ث

ثاقب: روشن، فروزان

ثامر: میوه دهنده، ثمردهنده

ثمر: حاصل درخت، میوه

ثمین: گران، سنگین، پرقیمت

ثواب :نام مرد تدبیر و شجاعت، مزد، پاداش

ثریا : پروین (نام ستاره ای در منظومه شمسی)

ثمینا : ثمین (عربی) + ا (فارسی) گرانبها، قیمتی، با ارزش

ثنا : سپاس، ستایش، شکر، دعا

ثمینه : گران بها، قیمتی

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ج

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف ج

جابان : ایرانی یزدگرد

جامین : اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی

جاوید : پایدار ، همیشگی

جریره : نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.

جمشید : پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی

جوان : برنا ، دلیر ، شاداب

جویا : جوینده – پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.

جهان : دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان

جهانبخت : شانس و اقبال جهان

جهانبخش : بخشنده جهان

جهاندار : نگهبان جهان

جهانگیر : فاتح جهان – نام پسر رستم

جهان بانو : بانوی جهان ، ملکه جهان

جهاندخت : دختر گیتی

جهان ناز : مایه ف عالم

جیران : آهو ، نامی ترکی

جام : پیاله، ساغر

جانانه : دوست داشتنی

جانمهر : از نام های برگزیده

جر یره : زن سیاوخش، مادر فرود

جوانه : جوان، جوانی،رویش

جابر: بیدادگر، ش ته بند

جاسم: نام قریه در شام، نام قبیله

جاوید: پاینده، همیشه، دایم

جبار: ستمگر، ظالم

جبلی: دوقلو

جعفر: رودخانه، نهر، جوی

جلیل: پرمایه، باشکوه، بزرگ

جمال: زیبا رو، نی یرت، زیبایی

جمشید: بلندقدر، دارای منزلت فراوان، گروه بسیار از هر چیز

جناب: سرور، درگاه،آستان

جواد: جوانمرد، بسیار بخشنده، اسب نیک رو

جوان: دلاور، شاداب

جهان: بخش بخشنده و دادگر جهان(خدا)

جهان: بین کارآزموده، چشم و گوش باز

جهان گیر: جهان گشا و فاتح، پیروز

فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف چ

ع , فهرست کامل اسامی زیبای ایرانی پسر و دختر با معنی حرف چ

چنگیز: قوی و محکم، فرمانروای سفاک مغول چوبین: کنیه ای برای بهرام شپهسالار هرمز و انوشروان ساسانی به خاطر اندام

مشاهده متن کامل ...

مقاله درباره سلسله ساسانیان
درخواست حذف اطلاعات
اختصاصی از یاری فایل مقاله درباره سلسله ساسانیان با و پر سرعت .

مقاله درباره سلسله ساسانیان


مقاله درباره سلسله ساسانیان

لینک و ید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 21

 

سلسله ساسانیان:

این سسلسله چهار صد سال بر سرزمین اهورایی پارس حکومت کرد و با یورش اعراب منقرض شد . بنیانگذاران حکومت دینی خاندان ساسانی از پارس برخاسته خود را وارث هخا ان و از نسل آنها میداشتند. آنان بنا به نام جد خویش ساسان به افتخار نام سلسله خویش را ساسانی نهادند. ساسان ریاست معبد آناهیتای شعر است را بر عهده داشت. بابک پسر ساسان بر شهر خیر در کنار دریاچه بختگان فرمانروایی می کرد. و پس از درگذشت پدر عهده دار مقام وی گردید. سپس با چیره شدن بر چند تن از شاهان پارس موفق به سلطه بر کل پارس گردید. ارتخشیر یا اردشیر پسر بابک پس از مرگ پدر و برادر خویش بر امور دست یافت. و در صدد برآمد تا قدرت خویش را بر اطراف پارس نیز انتشار دهد، اردشیر در جریان پیشروی های خود در دشت هرمزگان با اردوان پادشاه اشکانی رو در رو شد و در نهایت بر وی پیروز گردید. و اردوان در این جنگ جان خود را از دست داد و با مرگ وی امپراطوری اشکانی که از مدتها پیش به انحطاط گراییده بود منقرض گشت. بدین صورت سلسله ساسانی که بوسیله اردشیر در پارس بناشد و جای دودمان اشکان را که در پارت بوجود آمده بود گرفت. و حکومتی را که اسکندر مقدونی از پارسی ها گرفته بود. ارتخشیر به آنها بازگرداند. سلسله جدید اگر هم بر خلاف ادعای خویش با خاندان شاهان هخا رشته پیوندی نداشت، ولی مثل آنها به پارس منسوب بود، و مثل آنها سازمان متمرکز و استواری که با نظام ملوک الطوایفی بعد از اسکندر تفاوت بسیار داشت بوجود آورد. حکومتی که بوسیله دودمان ساسانی بر پا شد بر دو پایه دین و مرکزیت استوار بود. آنان بر خلاف اشکانیان وحدت سراسر کشور را تامین د، تی تشکیل دادند که قدرت کشور را در خود متمرکز ساخته با اقتدار تمام بر همه مناطق کشور نظارت داشت. ساسانیان، عظمت و شکوه عصر هخا را تجدید د، در دوره قدرت این سلسله عظمت و اقتدارشان و حیثیت ایران تا آنجا اوج یافت که عملا دنیای متمدن آن روز را به دو قطب قدرت یعنی ایران و روم تقسیم نمود. و این مساله خود سبب آغاز فصل جدیدی از ارتباط بین این دو امپراطوری بزرگ گردید.

اردشیر بابکانهمان گونه که در ابتدا اشاره رفت، اردشیر یا ارتخشیر پسر بابک بود، نیای وی ساسان از موبدان پارسی بود که ریاست معبد آناهیتای شهر است پارس را بر عهده داشت، که پس از وی پسرش بابک عهده دار این مقام گردید، بابک با دختر منطقه ای که در آن صاحب منصب بود. ازدواج کرد و بزودی صاحب مقام وی گردید و بدین ترتیب علاوه بر قدرت دینی و مذهبی قدرت حکومتی و نیز پیدا کرد. بابک مقام ارگنبدی یا ریاست دژ منطقه دارابگرد را با ب اجازه از حاکم پارس به اردشیر واگذار نمود. پس از گذشت اندک زمانی اردشیر در شه فتح پارس و به دست آوردن حکومت آن منطقه وسیع و مهم به کمک پدر شروع به تجهیز نیرو و لشکرکشی نمود. در ابتدا موفق به ش ت دادن شاهان محلی و سپس ش ت حاکم پارس گردید. بدین ترتیب بابک که در این فتوحات حضور داشت. به فرمانروای پارس نایل آمد. چندی بعد وفات یافت و پسر بزرگش شاپور بجای وی به سلطنت نشست که حکومت او نیز بدلیل فوت ناگهانی وی به اردشیر واگذار شد. اردشیر پس از تسلط کامل بر پارس حملات خود را به نواحی اطراف آغاز نمود و چون اه بالاتری را در ذهن خود می پروراند به سرعت موفق به فتح نواحی وسیعی گردید تا اینکه در جریان یکی از این فتوحات در جنگی که در ناحیه هرمزدگان واقع در خوزستان صورت گرفت با اردوان پنجم - بیست و نهمین شاه اشکانی - مواجه شد و پس از ش ت دادن و کشتن وی و تعداد زیادی از نیروهایش، شهر تیسفون پایتخت اشکانیان را فتح و سلسله قدرتمند ساسانی را بنیان گذارد، پس از اعلان انقراض پارتیان و قدرت ی اردشیر شورش در برخی نواحی گرگان و ارمنستان آغاز گردید که اردشیر با آرام تمام این مناطق و فتح آنها که سالها به طول انجامید، استحکام ت تازه تاسیس خود را تضمین نمود. وی که پس از گذشت مدت چهل سال از آغاز اعلام طغیان بر علیه فرمانروای پارس تا این ایام احساس خستگی می نمود به کناره گیری از امور و ب آرامش تمایل پیدا کرد و بدین صورت از سلطنت کناره گرفت و پسرش شاپور را که شاهزاده ای لایق و با تدبیر بود را به جای خویش بر تخت سلطنت نشاند و تاج شاهی را با دست خویش بر سر پسرش نهاد و خود روزهای آ را به آرامش گذرانید.اردشیر شاهنشاهی با تدبیر و آبادگر بود، اوست که می گوید ملک حاصل نگردد مگر به لشکر، لشکر فراهم نشود مگر به زر، زر به دست نیاید مگر به کشاورزی ، و آبادی و زراعت بدون عدل و داد صورت نبندد).اردشیر، با پیروزی بر اشکانیان ت جدیدی را در ایران بوجود آورد که آیین تازه، قانون تازه و طرز اداره تازه ای را به همراه داشت. پیوند ت با دین اکثریت پیروان آیین زرتشت را که در آن ایام در پارس و ماد و حتی در قسمتی از نواحی شرقی جمعیت بسیاری را تشکیل می داد به خاندان او علاقمند کرد، از همان ابتدا که اعلام سلطنت نمود مقام موبدان موبدی را در پارس تعیین نمود و پیرمردی را که تسنر نام داشت و معلم وی بود، مشاور و مبلغ خویش ساخت، و مشاور حاجب خود را نیز از بین هیربدان انتخاب نمود. بدین گونه سلطنت خود را از همان آغاز با حمایت و ارشاد انی که اهل دین و دانش بودند مربوط ساخت.

شاپور اول ، گسترتنشاپور که به هنگام جلوس چهل ساله بود، تا وقتی اردشیر حیات داشت به احترام وی به طور رسمی تاجگذاری نکرد. وی در آغاز سلطنت با طغیان شهر حران و ارمنستان مواجه شد، پس از چندی بر این طغیان ها فایق آمد و تا نواحی شرقی پیشرفت. سپس به هند لشکر کشید و تا پنجاب پیشروی کرد. آن گاه


با


مقاله درباره سلسله ساسانیان


مشاهده متن کامل ...
16.اردوان الاسرار
درخواست حذف اطلاعات

اردوان الاسرار نویسنده رضا برزگر  .

این کتاب نوشته ی یه تازکار بود ٬ در حد تازه کار بودنش میتونم بگم خوب بود چون نویسنده تخیل و خلاقیت لازم برای نوشتن این کتاب رو داشت ولی خب یه سری ایراد  هم داشت . 

یه قسمت از کتاب : اردوان خان  با گور ها مشکل داشت ٬ یک روز همشون رو جمع کرد و گفت(خطاب به گور ها) اون هایی که هستند باید بمیرند و اون هایی که گور هستند بمونن تا اون ها رو به خونشون برگردونیم . 



مشاهده متن کامل ...
نت آهنگ خاطره اردوان کامکار
درخواست حذف اطلاعات

آهنگ خاطره اردوان کامکار یکی از شور انگیز ترین قطعات موسیقی مخصوصا برای سنتو نوازان میباشد. برای نت پیشرفته قطعه خاطره اردوان کامکار به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب


مشاهده متن کامل ...
بزرگترین میلیاردرهای ایرانی را بشناسید + تصاویر
درخواست حذف اطلاعات

بسیاری از ایرانیان که در خارج از کشور زندگی می کنند در ب و کار خود موفق هستند .
ثروتمند1 ثروت1 پولدار1 بزرگترین میلیاردرهای ایرانی را بشناسید + تصاویر
به این مطلب امتیاز دهید
58.3%41.7%

 در این نوشتار با ۷ نفر از بزرگترین میلیاردرهای ایرانی که در خارج از کشور زندگی می کنند آشنا می شویم.

۱. پی یر مراد امیدیار

ارزش دارایی خالص: ۸.۱ میلیارد دلار

پی یر مراد امیدیار متولد ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ در فرانسه است. وی کارآفرین و خیر ایرانی – امریکایی و یکی از بزرگترین میلیاردرهای ایرانی است. پی یر امیدیار رییس و موسس سایت ای بی (e-bay) نخستین و معروف ترین وبگاه مخصوص حراج و ید و فروش اینترنتی است. او در سال ۱۹۹۸ و در ۳۱ سالگی به عنوان یک میلیاردر شناخته شده است.

 از سال ۲۰۱۰ تاکنون امیدیار به عنوان رییس گزارش های تحقیقاتی و سرویس خبری حوزه مسائل اجتماعی در پایگاه خبری «هونولولو سیویل بیت» مشغول خبرنگاری آنلاین بوده است. او در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که پروژه ای مشترک در حوزه خبرنگاری را با عنوان «نخستین نگاه رسانه» با حضور گلن گرینوالد، لارا پوترا و جرمی ساهیل آغار خواهد کرد. امیدیار در سال ۱۹۹۵، در ۲۸سالگی، برای فعال فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقلام کل یونی، شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنلاین کرد.

 

 

 

 

 

۲. اردوان فرهاد مشیری

ارزش دارایی: ۲.۱ میلیارد دلار

اردوان فرهاد مشیری متولد ۱۸ می سال ۱۹۵۵ در ایران، تاجر و سرمایه گذار ایرانی- انگلیسی، ن موناکو است. مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامی در شرکت های متعدد انرژی و فولاد است. او حسابدار خبره ای است که قبلا برای ارنست اند یانگ، pkf و deloitte کار می کرد. مشیری و علیشیر عثمانوف، شریک ب وکار طولانی مدت وی، صاحبان هلدینگ رداندوایت (red & white) هستند. در آگوست سال ۲۰۰۷ این دو سرمایه گذار ۱۴.۶۵ درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین، نایب رییس سابق این باشگاه، یداری د. در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷، هلدینگ رداندوایت سهام خود در آرسنال را به ۲۱ درصد افزایش داد و در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۷ به ۲۳ درصد رساند و یک هفته بعد ازآن مشیری حداقل ۲۵ درصد از هلدینگ این باشگاه فوتبال را مطالبه کرد.

 

 

 

 

۳. امید کردستانی

ارزش دارایی: ۱.۹ میلیارد دلار

امید کردستانی، بزرگ شده تهران، تاجر ایرانی – امریکایی است که هم اکنون به عنوان مدیر ارشد ب وکار در گوگل مشغول به کار است.

وی در گذشته، مشاور ارشد دفتر مدیرعامل و از بنیانگذاران گوگل و به عنوان مدیر غیر اجرایی در وو ون فعالیت می کرد. کردستانی تا ۱۶ آوریل ۲۰۰۹، معاون ارشد رییس فروش و عملیات گوگل بود. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا، جامعه میراث فارسی، جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.

 

 

 

 

 

۴. حسن خسروشاهی

ارزش دارایی: ۱.۸ میلیارد دلار

حسن خسروشاهی (متولد ۱۳۱۹ در تهران) کانا ایرانی تبار است. وی کارآفرین، خیرخواه و فردی با نفوذ در حوزه ب وکار است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشته های حقوق و اقتصاد از تهران است. او به همراه خانواده گروه «پرسیس» را تاسیس کرد. فعالیت این گروه در ب وکار ده فروشی، املاک و مستغلات و صنایع دارویی بوده است. در سال ۲۰۱۲، وی از بریتیش کلمبیا به واسطه کارآفرینی و اقدامات بشردوستانه جایزه دریافت کرد.

 

در سال ۱۹۸۲، فروشگاه های زنجیره ای الکترونیکی به نام «فیوچر شاپ» را تاسیس کرد. این زنجیره بعدا در اوا دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در مارس ۲۰۰۱، شرکت بست بای، مستقر در امریکا، فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت ۵۸۰ میلیون دلار (دلار کانادا) تصاحب کرد. در آوریل ۲۰۰۷، خسروشاهی رییس هیات امنای موسسه فریزر شد. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای ب وکار بریتیش کلمبیا و از اعضای هیات مدیره صندوق موقوفه اج لیدینگ است.

 

 

 

 

 

۵. مانی مشعوف

ارزش دارایی: ۱.۳ میلیارد دلار

مانی مشعوف، تاجر ایرانی - امریکایی در دوران نوجوانی به ایالات متحده امریکا رفت و برای نخستین بار در واشنگتن و سپس در سان فرانسیسکو مسکن گزید. در آنجا، او به ای ی سان فرانسیسکو رفت و در سال ۱۹۶۶ با مدرک علوم فارغ حصیل شد.

 

او بنیانگذار و حال رییس فروشگاه زنجیره ای بی بی (bebe) بوده که درحال حاضر دارای ۲۹۷ شعبه در شمال امریکاست و یکی از بزرگترین میلیاردرهای ایرانی است.. او اخیرا به سابق خود در ای سان فرانسیسکو، قول ۱۰ میلیون دلار کمک داده است.

 

 

 

 

 

۶. اسحاق لاریان

ارزش دارایی: ۱.۱ میلیارد دلار

اسحاق لاریان متولد ۱۳۲۲ در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – امریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی mega entertainment بزرگ ترین کارخانه عروسک سازی جهان است. لاریان در ۱۷ سالگی وارد امریکا شد و پس از فارغ حصیلی از رشته ی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد.

 

چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسک های «برتز» گرفت. وی در سال ۲۰۰۴، توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نام گذاری شد. سه سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۷، توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان mga نمایش داده می شود.

 

 

 

 

 ۷. آرش فردوسی

ارزش دارایی: ۴۰۰ میلیون دلار

آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ۱۹۸۵، به عنوان کارآفرین امریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رییس فناوری ارشد شرکت دراپ با (dropbox) است. آرش در سال ۲۰۰۴ از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغ حصیل شد.بعد از آن در موسسه فناوری ماساچوست حضور رساند و روی ب وکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال ۲۰۰۷ با شریک ب و کار خود، درو هوستون، در موسسه فناوری ماساچوست، دراپ با را راه اندازی کرد.

 

 

در سپتامبر ۲۰۰۷ نیز آرش شرکت خود را به سان فرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکت های کپیتال سکویا، همکاران آ ، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایه گذاران فردی انتقال داد.



مشاهده متن کامل ...
دارایی هم به فینال رسید .
درخواست حذف اطلاعات

دیدار دوم جام شهید عبدالرحمن کردی با راهی دارایی به فینال برگزار شد .

بازیکنان دارایی موفق شدند در برابر ی لمراسک گلوگاه با نتیجه 2 بر 0 به پیروزی برسند و به فینال این مسابقات راه پیدا کنند .

گلهای دارایی در این دیدار را اردوان تر و سید محمد سادات به ثمر رساندند .

ترکیب دارایی : محمد ایرجی - جواد علیخانی-میلاد مهاجر - فاضل شمالی-محمد رضا طاهری دشتی-حمید بهرامی-سعید صادقی-معید مهاجر- سید محمد سادات(عارف حاج عیدی)-اردوان تر (علی مهاجر)-سجاد کردجزی(رامین طهماسبی)

فینال این مسابقات روز چهارشنبه 93/4/4 ساعت 18 در یوم رضا(ع) بندرگز برگزار خواهد شد .



مشاهده متن کامل ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This

Copyright © Panjere All Rights Reserved.